بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
26307

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد طاهرزاده: بنده برای رساله مقطع کارشناسی ارشد که با موضوع منطق پویایی تمدن نوین اسلامی از منظر نخبگان در دانشگاه باقرالعلوم قم به تصویب رسیده است. این رساله که بر اساس یک پزوهش کیفی تنظیم گردیده است. از طریق انجام مصاحبه با اساتید و تمدن پژوهان تم ها و داده های پژوهش گردآوری شده است. برای گرد آوری اطلاعات مصاحبه هایی با اساتید ذیل صورت گرفته است: ۱.حجه الاسلام و المسلنین سید محمد مهدی میر باقری ۲. حجه الاسلام و المسلمین دکتر حمید پارسانیا ۳. حجه الاسلام و السلمین دکتر حبیب الله بابایی ۴. حجه الاسلام و المسلمین دکتر محسن الویری ۵. حجه الاسلام و المسلمین دکتر مصطفی جمالی ۶. حجه الاسلام و المسلمین سید ید اله یزدان پناه ۷. حجه الاسلام و المسلمین دکتر پیروزمند ۸. دکتر موسی نجفی ۹. دکتر محمد هادی همایون لذا علی رغم اینکه مشتاقانه مشتاق زیارت حضرتعالی و شنیدن نکات و نظرات حضرتعالی پیرامون این موضوع بودم، اما امکان مصاحبه از طرف سایت حضرتعالی برای بنده پیام عدم مصاحبه ارسال گردید. لذا مستدعی است در صورت امکان با پاسخگویی به سوالات این پژوهش موجبات استفاده از نظریات حضرتعالی را در این رساله فراهم نمایید. سوالات ۱. با توجه به تعریف های متعدد از تمدن، تعریف مختار حضرتعالی از تمدن چیست؟ و مولفه های تمدن کدامند؟ مولفه اصلی و محوری تمدن نوین اسلامی کدام است؟ ۲. آیا تمدن پروسه است یا پروژه؟ ۳. با توجه به تعریف مختار شما از تمدن چگونه می توان این تمدن نوین اسلامی را ایجاد کرد؟نقش دین، فرهنگ، تکنولوژی، اقتصاد، سیاست در این تمدن نوین چگونه است؟ ۴. نقش نخبگان در چگونگی ایجاد این تمدن نوین اسلامی چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این سؤالات، سؤالاتی نیست که بنده با توجه به شرایطی که در آن هستم بتوانم جواب دهم. شاید بتوانید با ورق‌زدنِ کتابهایی مثل «تمدن‌زایی شیعه» و «گوش‌سپردن به ندایِ بی‌صدای انقلاب اسلامی» مطالبی را به دست آورید. موفق باشید

25143

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
جناب استاد سلام: با توجه به سوال ۲۵۱۳۴ بنده در جزوه فلسفه غرب این جواب را از جنابعالی مشاهده‌ نمودم که: (مسلم هر واقعیتى وقتى نزد مُدرِک حاصل شود به‌صورت علم در مى‌آید تا با مُدرَک که نفس مجرد ما است متحد شود و براى مُدرِک به صورت آگاهى درآید ولى صورت محسوس آن در خارج به صرف این‌که نزد مُدرِک به صورت مجرد حاصل مى‌شود، قابل انکار نیست. عقل در وراى حس، کشف مى‌کند تا این صورت علمى که فعلاً نزد مُدرِک موجود است، ما به ازاء خارجى دارد که وقتى در ذهن بیاید به جنس تصور و علم حاصل و ظاهر مى‌گردد، حال چگونه مى‌توان این فهم عقلى را نفى نمود؟) ۱. لطفا کمی واضح تر و ساده تر این متن جواب تان را توضیح دهید. ۲. اینکه فرمودید: (عقل در وراى حس، کشف مى‌کند تا این صورت علمى که فعلاً نزد مُدرِک موجود است، ما به ازاء خارجى دارد که وقتى در ذهن بیاید به جنس تصور و علم حاصل و ظاهر مى‌گردد، حال چگونه مى‌توان این فهم عقلى را نفى نمود؟)، این که فرمودید را کمی توضیح دهید یعنی چه؟ ۳. عقل چگونه به این فهم می رسد؟ چرا بارکلی به این فهم نرسیده؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اشکال بارکلی و هیوم آن است که یک امر بدیهی را به حسّ خود ارجاع می‌دهند و می‌خواهند علّیّت را حسّ کنند. بهترین جواب به نظر بنده جوابی است که حضرت علامه طباطبایی به هیوم داده‌اند که در همان جزوه‌ها در قسمت «هیوم» ملاحظه می‌کنید. موفق باشید

24128
متن پرسش
سلام استاد: آیا از منظر حکمت متعالیه صورت محسوسه نزد عالم یا همان صورت ذهنی با صورت خارجی منطبق است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: جناب صدرالمتألهین در این مورد نکات ارزنده‌ای را مطرح می‌کنند مبنی بر این‌که صورت خارجی «مُعِد» خواهد بود تا نفس ناطقه، صورتی مطابق آن در ذهن ابداع کند و بدین لحاظ می‌توان به نحوی به آن‌چه از خارج در ذهن داریم، اعتماد کرد و این غیر از بدیهی‌یافتنِ ادراک خارجی است که در جواب سؤال شماره‌ی ۲۴۱۴۱ عرض شد. موفق باشید

24117
متن پرسش
سلام علیکم: فرموده اید علم به اعیان در مرحله احدیت و علم به تعین اسماء در مرتبه واحدیت است. در جای دیگری شنیدم می توان گفت اعیان صورت اسماء و اسماء صورت اعیان است. با توجه به مطلب اولی این مطلب اشتباه است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اعیان در تعیّن خود، صورتِ اسماء هستند ولی آن اسماء، مطابق هویت و امکانِ اعیان به ظهور می‌آیند. مثل اسم «حیّ» که در هویت «شجر» ظهور می‌کند. ولی جایگاه اصلی اعیان یعنی مقام علمی آن‌ها در «احدیت» است، به همان لحاظ که ابن‌عربی با نظر به این مقام در مورد آن‌ها می‌فرماید: «ما شَمّت رائحةَ الوجود» یعنی هنوز اساساً موضوع خلقت برای آن‌ها پیش نیامده است، بلکه در جودِ علمی خود هستند نه در وجودِ عینی‌شان. موفق باشید

23371

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: استاد عزیز سوالی داشتم خدمت شما خواستم نظرتون را راجع به این موضوع بدونم. در روایت آمده که در میدان مزید در بهشت وقتی خداوند پرده های نور را از جمال خود کنار می کشد انسانها ذر جمال او غرق می شوند وقتی دوباره پرده ها کشیده می شود و بهشتیان بهوش می آیند گله می کنند که خدایا از دیدارت سیر نشدیم پرسیده می شود می دانید چند وقت نظاره کردید می گویند بسیار کم گفته می شود که هشتصد هزار سال است که دارید دیدار می کنید. استاد ما اشاره داره که در این میدان زنان اجازه ورود ندارند به خاطر فرق در عزتی است که به زن و مرد داده می شود و عزت زنان در نزد خداوند بالاتر است هر زنی در بهشت به درجه اعلای زیبایی ظاهری و کمال اخلاق می رسد شعور زن بودن و لذتهای زنانه باقی خواهد مانند همانگونه که خرید در دنیا را دوست دارد آنجا نیز به بازار خواهد رفت اما به بازار حسن و جمال در آن بازار مجسمه هایی زیبا خواهند بود و اگر میلش باشد به همان شکل در خواهد آمد. هر نسیمی که بر چهره اش بگذرد حسن و زیبایی را چندین برابر می کند خزانه حسن خداوندی انتها ندارد به همین خاطر هر روز در جنت زیباتر و لذت هر چیز افزایش پیدا می کند. طعم لقمه دوم از لقمه اول بمراتب بالاتر خواهد بود. در بهشت بانوان به این علت در میدان حاضر نمی شوند که او مزاج زنان را بهتر می داند که چه دوست دارند در فطرت زن ناز کردن و در مرد ناز کشیدن قرار داده شده. در بهشت خداوند به زیارت هر بانوی بهشتی خواهد رفت و در کاخ او زیارتش را نصیب او خواهد کرد مردان برای زیارتش باید بیرون بروند و زنان در خانه خود به زیارتش مفتخر خواهند شد. میشه لطفا استاد عزیز نظرتون را راجع به این روایت بفرمایید. ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: روایت بسیار خوب و درستی است که البته نیاز به شرحی دارد که عموماً در مباحث عرفانی بدان پرداخته می‌شود. موفق باشید

23340
متن پرسش
سلام و عرض ادب و احترام: بنده کتاب معاد شما رو کامل مطالعه کردم. در کتاب معاد شما آمده فشار قبر و عذاب فقط مختص به روح است و به جسم دنیایی که لاشه ای بیش نیست مربوط نمی شود و سوال و جواب مربوط به روح است نه بدن. در کتاب معاد آیت الله دستغیب بخش سوال و جواب قبر آمده که علامه مجلسی در جلد سوم بحار و حق الیقین طبق احادیث معتبره فرموده سوال و فشار قبر در بدن اصلی است و روح به تمام یا بعض بدن برمی گردد یعنی تا سینه یا کمر که قدرت بر فهم خطاب سوال و جواب داشته باشد. عذر میخوام استاد اگر میشه توضیح بدین برای بنده چون مدرس هستم و باید این بحث رو توضیح بدم. ضمن اینکه چرا در قبر هنگام دفن قسمت صورت را از کفن باز می کنند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که در کتاب مبتنی بر دلایل عقلی و اندیشه‌ی امثال حضرت امام و علامه طباطبایی عرض شده است؛ بالاخره فشار قبر مربوط به روح و افکار و ملکات غیر الهی است. موفق باشید.

20684
متن پرسش

محضر مبارک استاد طاهرزاده سلام علیکم: مدتی هست این آسیب حرکت اربعینی فکرم را به خودش مشغول کرده که اگر این حرکت عظیم یک راز و سر الهی باشه آیا وظیفه ی مومنین نیست که با احتیاط بیشتری راجع به آن در محافلشان صحبت کنند و بطور سربسته و راز آلوده همدیگر را نسبت به آن آگاه کنند و خلاصه کاری نکنند که در موعدش بدایی حاصل بشه و دشمن را نسبت به آن آگاه و حساس کنند؟ شاهد سخنم هم نحوه ی برخورد رهبری با این رخداد هست که بطور کجدار و مریز سخن می گویند و روضه ی مکشوف نمی خوانند و سخرانی مستقل و طولانی راجع به آن نمی کنند و مبلغ گسیل نمی کنند و گویی در انتظارند تا کار از مجرای طبیعی جلو بره و گشایش در زمان خودش حاصل بشه. اگر چنین است فرهنگ رازداری اربعین توسط مومنین و شیعه ی امام صادق (ع) کدام است؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که در جزوه‌ی «مسئولیت فهمِ حرکت اربعینی» عرض شد موضوع آن‌چنان نیست که عقل غربی آن را یک حرکت تاریخی ببیند. بیشتر این حرکت از نگاه غربی، یک حرکتِ آیینی فردی است و تا حضرت حق تقدیرِ تاریخیِ ما را در حرکت اربعینی محقق نکند، آن‌ها کاری نخواهند کرد. در آن جزوه بحث می‌شود که وظیفه‌ی ما در این رابطه چیست، همان‌طور که در جواب سؤال شماره‌ی  20676 نکاتی عرض شد. موفق باشید

20341
متن پرسش
سلام بر ستاد گرانقدر عزيز: از كتاب معرفت نفس و حشر ص 80 در قسمت «مراحل تكميل نفس» فرموده ايد: نفس ناطقه تا زماني كه بصورت جنين در رحم مادر است در رتبه نفس نباتي است و انسان در اين حالت نبات بالفعل و حيوان بالقوه است و ...» نظر با اينكه از 40 هفته اي كه براي بارداري تا تولد در نظر گرفته مي شود، در هفته پنجم (كه 7 روز پس از تشكيل زيگوت يا سلول تخم است) قلب جنين تشكيل شده و ضربان دارد. ضمنا در طول بارداري و با رشد جنين شاهد حركات بسياري از جنين هستيم، كه طبق تعريف عامل حركت «نفس حيواني» است. لذا با اين واقعيت‌ها مي توان جنين را از همان اوايل تشكيل، داراي نفس حيواني دانست. لطفا نظر خود را در اين خصوص بفرماييد. سپاسگزارم
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به این‌که نفس ناطقه یک امر تشکیکی است، مرتبه‌ی اولیه‌ی آن ضعیف‌ترین مرحله‌ی نفس یعنی نفس نباتی خواهد بود. البته به نحوی که در عینِ نفس نباتی‌بودن، در موضوعِ انسان مرتبه‌ی نباتی‌بودن، شکل خاصی خواهد داشت که غیر از مرتبه‌ی نباتی‌بودن برای یک گیاه است. موفق باشید

20305

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
باسمه تعالی استاد معظم سلام: امیدوارم شاد و تندرست باشید. در خصوص مطلب بسیار جذاب سالک مجذوب، اتفاقا جالب است بدانم وقتی همه جهان هستی یعنی شهود و حضور و انس، خب چگونه ممکن است سالک خود را در غربت و وحشت بیابد؟ این دیگر چه سالکی است؟ اگر بگوییم او ناشی و مبتدی است و در شروع سیر وسلوک به سر می برد، آیا می توان استنباط نمود که هر کس دچار وحشت و غربت است، در واقع بابی از ابواب سلوک بر وی مفتوح گشته است؟ در صورت ثبوت چگونه از این فرصت بهره برداری نماییم؟ یک جهان سپاس
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌که سالک از جهتی می‌یابد عموماً افراد با او همراه نیستند، خود را در سیر إلی اللّه در غربت می‌یابد و وحشت او از آن جهت است که بلاهایی بر سر جامعه‌ی غافل از وظایف الهی می‌آید و او نیز بالاخره در همان جامعه است. موفق باشید

8189
متن پرسش
سلام علیکم استاد از فرمایشتان درباره سلوک زن در شرایط امروز فیض بردیم همانطور که فرمودید نحوه سلوک زن و مرد متفاوت است مثلا همان شیر دادن زن سلوک زن محسوب می شود حال سوال بنده این است در اصل سلوک هم بین زن و مرد تقاوت است؟ یعنی آثاری که علمای بزرگ ما امثال حضرت امام درباره سلوک دارند درباره زن و مرد یکسان است ؟
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: آری شریعت از آن خداوند است که مقصد همه‌ی انسان‌ها است و لذا پیامبر و امامان «علیهم‌السلام» که مظهر شریعت الهی هستند راهی را می‌نمایانند که در آن، مقصد همه‌ی انسان‌ها نهفته است و علمای بزرگواری چون حضرت امام و علامه طباطبایی«رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیهما» نیز آنچنان در آثار خود حاضر می‌شوند که مافوق زن و مردبودن حق را می‌نمایانند. موفق باشید
8163

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد حرکت جوهری رو از چه کتبی و از کجا شروع کنم
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: آنچه بنده عرض کردم از اسفار به‌خصوص از جلد سوم بود. اگر بتوانید از اسفار بگیرید خوب است هرچند ملاصدرا همه‌ی مطالب خود را در این مورد در یک‌جا نگفته،. موفق باشید
7091
متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرانقدر معنی اینکه خداوند در سوره ملک فرموده ولقد زینا السما الدنیا بمصابیح و جعلناها رجوما للشیاطین چیست؟(با توجه به اینکه میدانیم شهاب ثاقب از جنس غیب است و رانده شدن شیاطین توسط ملائکه غیبی است)با تشکر و سپاس فراوان
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: آسمان دنیا یعنی اولین مرتبه‌ی عالم غیب. در روایت داریم چون رسول خدا«صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» به آسمان دنیا رسیدند ابتدا ملائکه همه فرار کردند.( ثُمَّ عَرَجَ بِهِ الى السَّماءِ الدُّنْیا فَنَفَرَتِ الْمَلائِکَةُ الى‏ اطْرافِ السَّماء) پس معلوم است آسمان دنیا منظور این آسمان نیست که کرات در آن قرار دارند، همه‌ی این‌ها دنیا هستند و آسمان دنیا مرتبه‌ی ملکوتی این دنیا است. در بحث سوره‌ی «ق» در این مورد عرایضی داشته‌ام. موفق باشید
30000
متن پرسش
بسم الله: در یکی از سوالات فکرکنم فرمودید که چون ولی فقیه منتخب ملت ایرانست فقط حاکم بر ایرانست. اما جناب مرحوم مصباح ظاهرا ولی فقیه را حاکم بر کل ملل می‌دانستند حال آنها پیروی نکنند بحث دیگریست. یا مرحوم آذری قمی گمان کنم فقیه را حاکم بر کل کائنات می‌دانستند حال چرا شما تقلیل به ایران می‌دهید با اینکه در سیره امام و رهبری شواهدی وجود دارد که فراتر از ایران برای سایر ملل فرمایشاتی داشتند. مثلا امام به مردم مصر در مورد سازش سرانشان با اسرائیل و یا در حمله صدام به ملت عراق در مورد مخالفت با صدام دستوراتی فرمودند که اگر این دو ملت گوش می‌کردند به این مصائب و فلاکت ها مبتلا نمی‌شدند.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نظرداشتن نسبت به مسائل جهان اسلام، غیر از ولایت‌داشتن بر سایر کشورها است. رهبر معظم انقلاب هرگز نمی‌خواهند در امور ولاییِ آیت الله سیستانی ورود کنند و یا در نامه‌ای که به میدان التحریرِ مصر مرقوم فرمودند می‌فرمایند ما نمی‌گوییم نظام سیاسی خود را مانند آنچه در ایران می‌باشد شکل دهید؛ حرف ما آن است که بر اساس اسلام، نظام استکباری را نباید پذیرفت. موفق باشید

29955

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام وقتتون بخیر و خسته نباشید استاد: سوالی داشتم خدمتتون: آیا شما این متن و صحبت پیش رو تایید می‌فرمایید؟ «باید بتوانیم دو بخش تصمیم انسان و عملی شدن آن تصمیم را تفکیک کنیم و در ذهنمان جا بیندازیم، ما در تصمیم خود آزاد و مختار هستیم؛ محال است آزادی در تصمیم گیری از احدی سلب شود؛ و چون مختار هستیم می‌توانیم تصمیم خوب یا تصمیم بد بگیریم و خود تصمیم بر ما تاثیر دارد؛ تصمیم خوب سازنده است و تصمیم بد ویرانگر. اما بخش دوم، یعنی وقوع آن تصمیم به شکل یک فعل در جهان خارج، همیشه خیر است. اگر خیر نباشد خداوند امکان وقوع نمی دهد. عمل خارجی همیشه خیر است؛ چه مبتنی بر یک تصمیم خیر باشد، چه مبتنی بر یک تصمیم شر. چون فعل خارجی کار عبد نیست، تصمیم کار عبد است و فعل خارجی کار خداست، از خدا هم جز خیر سر نمی زند. از خیر محض جز نیکویی ناید.» سوال دوم اینکه استاد آیا این بحث تناقضی با نسبی بودن خیر و شر ندارد؟ تشکر از حوصله شما بزرگوار
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است حتی وجود شیطان در نظام عالم باید باشد هرچند نسبت به ما خیر نیست و نباید از آن پیروی کرد. خیر و شرّ در ذات، نسبی نیستند ولی نسبت به ما انسان‌ها، آری! نسبی هستند. مثل آن‌که ممکن است یک عمل برای یک نفر خیر باشد و انجام‌دادنِ آن برایش مفید باشد مثل کمک‌کردن به انسان نیازمند از طرف صاحب ثروت. و همین عمل برای کسی که نزدیکان او و همسر و فرزندش نیازمندترند، کار خیری نباشد.  موفق باشید

29947

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: همانگونه که حق بر حضرت خضر تجلیاتی داشت که با اینکه حضرت موسی برتر از او بود اما حق را با آن جلوات شاهد نبود حال سوالم اینست که این امکان برای ما فراهم‌است که علی رغم برتری حضرت مصطفی و آلش بر ما، به جلوه هایی از حق دست یابیم که حضرت دست نیافتند یا حضرت به همه دست یافتند و هرچه بیابیم قبلش حضرت یافته اند و مطلب دیگر آنکه گفته می‌شود در تجلی تکرار نیست جلوه هایی که حق بر تک تک افراد می‌نماید منحصربفرد است؟ و درین صورت حضرت جلوه هایی که حق بر دیگران می‌کند را اگر یافته است که تکرار پیش می آید و اگر نیافته است که جامعیتش مخدوش می‌شود.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. پیامبر اسلام و ائمه‌ی هدی «علیهم‌السلام» جامع شریعت و حقیقت هستند و همه‌ی آنچه حضرت موسی و حضرت خضر «علیهماالسلام» دارند را دارا می‌باشند. ۲. در تجلی تکرار نیست، یعنی آنچه به شما می‌رسد، مقدمه می‌شود برای تجلی بعدی که سالک را در شدت بیشتری منوّر می‌کند. موفق باشید

29703
متن پرسش
به نام خدا سلام بر جناب استاد طاهرزاده حفظکم الله: آقای دکتر سروش اگر اشتباه نکنم در مبحث تقلید فرمودند از هر یک از فقهای شیعه یا سنی حی یا میت می‌توان تقلید کرد و عرفا بعضا کتاب اسهل الفتاوا داشتند و در مسائل از آن فتوایی پیروی می‌کردند که آسانتر بوده است. در همین راستا حقیر برای آنکه شریعت سد راه طریقت نشود بعضا از فتاوایی که آسان‌تر است پیروی می‌کنم مهم اینست که عمل انسان مبتنی بر فتوای یک فقیه باشد و شریعت سهله را نباید با احتیاط های نابجا بر خود صعب کرد و در نتیجه موجبات طغیان نفس را فراهم کرد که مخل طریقت است مشکلی از حیث تقلید از هریک از فقهای شیعه حیا او میتا فارغ از آن فرمایش استاد سروش ندارم. چون در مسائل تقلید از فقهایی پیروی می‌کنیم که ۱. اعلمیت را شرط نمی‌دانند. ۲. زنده بودن مرجع را لازم نمی‌دانند. بنابرین دست من در تقلید از هر یک از فقها باز است. در بحثی که با یکی از فقهای اصفهان داشتم گفتم شما اعلمیت را شرط نمی‌دانید من هم نمی‌دانم بنابرین مشکلی در تقلید من از شما نیست. البته ایشان چون مرجع نیستند نمی‌خواستند زیر بار افتا بروند. اما مشخص بود در برابر استدلال من جوابی نداشتند و من مجاز به تقلید از ایشان بودم به هرجهت در تقلید از فقهای شیعه مشکلی ندارم. اما تقلید از فقهای اهل سنت که دکتر سروش گفتند مجازست آیا ایشان با توجه به آشنایی شما با ایشان و تحصیلات حوزوی که احتمالا داشتند مجتهد هستند تا با توجه به سخن ایشان این امکان فراهم شود از فقهای اهل سنت هم تقلید کرد؟ و اگر مجتهد نیستند مجتهدی سراغ دارید که تقلید از فقهای اهل سنت را مجاز بداند البته من با توجه به نگاه ابن عربی معتقد به بسط دیدگاه شان هستم و نظرم بر این است که باید لااقل به این اندیشید که می‌توان در عین اینکه کشف احمدی را اتم می‌دانیم لکن قائل به جواز تعبد به جمیع شرایع شد پس اشکالی بر اتخاذ احکام از شریعت موسوی یا عیسوی نیست و حضرتعالی فکرکنم شیخ را عقیدتا شیعه و از نظر فقهی سنی دانستید و نمی‌شود که خاتم الاولیا در مکاشفات نفهمیده باشد اعمالش به خاطر تبعیت از فقه سنی باطلست و چگونه با این اعمال باطل به حقیقت رسیدند پس مشاهده می‌کنیم فقه سنی یا شیعه اهمیتی ندارد و هریک از فقهای شیعه یا سنی می‌توانند طریق رسیدن به حقیقت باشند سوال دیگر من اینست که شیخ اکبر راجع به تقلید از سایر شرایع چه نگاهی دارند دقت شود فقه مثلا مسیحی نه اینکه مسیحی شویم بلکه در عین اینکه مسلمانیم در مسیر سلوک ممکنست همه فقها فلان مساله را حرام بدانند لکن نفس چموشی کند ولی حضرت عیسی جایز بدانند ما هم اگر بشود ازیشان پیروی کنیم تا نفس سرکش آرام بگیرد و ما هم گرفتار تجری نشویم و حجت داشته باشیم که در دین مسیحی شراب حلال بود و ما نوشیدیم نظر محی الدین درین باره چیست اگر بشود همه سوالات را پاسخ دهید و جواب کلی ندهید ممنونم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. بحث در زنده‌بودن در زمانه‌ای است که زندگی می‌کنیم و مسلّم باید در دینداری در حوزه‌ی احکام، از طریق کسی که به او اطمینان دارید در زمانه‌ای که هستیم، تکلیف ما را می‌شناسد و ابلاغ می‌کند و در این رابطه و در این زمان با روبه‌روبودن با این‌همه مسائل، باید به فکر فقیه زنده و اعلم بود، و یا خودمجتهد بود. ۲. آقای سروش نه مجتهدند و نه چنین ادعایی دارد و فکر نمی‌کنم فقیهی باشد که بتواند به تقلید از اهل سنت فتوا دهد. ۳. ابن‌عربی خودش هم بالاخره از امام حنفی تقلید می‌کند و موضوع انس با روحانیت پیامبران، غیر از موضوع تقلید در احکام فقهی از آنان می‌باشد. موفق باشید

26911
متن پرسش
سلام و عرض ادب: آیا علوم انسانی رایج، می تواند مجرا و بستری برای نفوذ روح غربی در جامعه ما و مستحل شدن اندیشه دینی در قواعد نظام مدرن و نظم نوین جهانی و سبک زندگی مدرنیته محسوب شود؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر نمی‌کنم. در مواجهه با تمدن غربی برای تحقق تمدن نوین اسلامی، بیش از این حرف‌ها باید به میدان بیاییم. نکته‌ای از یادداشت‌های خود در این رابطه را خدمتتان ذیلاً ارسال می‌کنم. موفق باشید

طریقت فکری این دوران

انقلاب اسلامی طریقت فکری این دوران است، آن نوع طریقت فکری که به راحتی نمی‌توان بر آن نام و نشانی خاص نهاد مگر آن‌که معتقد به تقدیر الهی باشیم و انقلاب را از زاویه‌ی ایمان به تقدیر تاریخی بنگریم و از طریق آن نیوشایِ پیام تقدیر الهی باشیم و بتوانیم از آن خبر بیاوریم، تا هرکس بنیانِ تفکر خود را باز جوید، به شرطی که اهل پرسش باشد و بگذارد آن‌چه تقدیر است در «گفت» آید و ظاهر شود تا همسخنی با آیندگان نیز معنای خود را بیابد. آیندگانی که نسبت به فهم انقلاب اسلامی در جمعِ بین ظاهر و باطنِ انقلاب، و جمع بین وجودِ تاریخی آن و باطن اشراقی‌اش از ما تواناترند. باطنی اشراقی که بی‌واسطه درک نمی‌شود، بلکه با نظر به وَجه تاریخی آن، قابل درک و فهم است.

وقتی انقلاب اسلامی را از زاویه‌‌ی ایمان به تقدیر تاریخی مدّ نظر آوریم، عملاً در وادی تفکر قدم گذاشته‌ایم، از آن جهت که تفکر، نظر به افقی است که در تاریک و روشن صبحگاهانِ تاریخ در حال ظهور است و معنای زندگی‌کردن در امروز را که در گرو حضور در آینده است، از آن طریق بر جان خود می‌چشانیم و این یعنی استقرارِ وجودی در ظاهر و باطن و آشنایی با مدینه‌ی درونی که ظهورِ بُعد چهارمی را نوید می‌دهد، به همان معنایی که در انقلاب اسلامی حماسه‌ی قهرمانیِ سرداران به حماسه‌ی عرفانی تبدیل شد و دوگانگیِ بین حماسه و عرفان، به یگانگیِ آن دو تبدیل گشت، مانند آنچه در مولایمان علی (ع) به میان آمد.

بلوغ هر انسانی در آن است که آگاه شود در کجای تاریخ و عالم قرار دارد و سرداران ما با درک حضور تاریخی خود، در طریقت فکری این دوران، یعنی انقلاب اسلامی وارد شدند و فهمیدند در کجای تاریخ و عالم قرار دارند و بدین شکل زندگی را چون جریانی یافتند عطش‌ناک به سوی خلق جهانی که از دست رفته بود.

با انقلاب اسلامی ارتعاشی جدید به میان آمده است که نه مانند جهان صوفیان است که در شور و شیدایِ فردیِ خود حاضرند و نه مثل جهان مذهبی‌های سنتی است که در محدوده‌ی عبور از جهنم و ورود به بهشت، مقیّد به رعایت شریعت الهی‌اند و نه مثل اندیشمندانی هستند که به سنت‌گرایان مشهورند، مثل دکتر سید حسین نصر و مرحوم داریوش شایگان که سعی دارند آزاد از آسیب‌های فرهنگ مدرن، راهی به سوی حکمت خالده بجویند. آری طریقت فکری انقلاب اسلامی از یک جهت، جهانی است غیر از جهان‌هایی که عرض شد، ولی از جهت دیگر راهی است که اگر در آن گام نهیم، همه‌ی آن جهان‌ها که برشمردیم را خواهیم «فهم» کرد و از آنِ خود دانست؛ زیرا طریقت خمینی «رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» طریقتی است در میان زمین و آسمان و وقتی به زمین می‌آید که همه‌ی آن جهان‌هایی که بر شمرده شد را از آنِ خود بدانیم؛ زیرا در طریقتِ حضرت روح ‌اللّه خمینی «رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» که عهدی است با انسانیت این دوران، در سیره‌ی مولایمان علی بن ابیطالب (ع) که در فضای عهدی قدسی به کلّ انسانیت گشوده‌است. راهی که بشر می‌تواند در این تاریخ در آن زندگی کند، راهی در میان راه‌های متضاد که خود را به دل زندگی می‌سپارد بدون آن‌که خودخواهی پیشه کند.

طریقت حضرت روح‌اللّه؛ انسانِ وَهم‌زده‌ی این دوران را به میخانه‌ی «وجود» رهنمون می‌شود. شهیدانِ این طریقت از آن مِیّ که همه به دنبال نوشیدن آن هستند، نوشیدند و هنوز قطره‌ای از آن کاسته نشده. به جای نشاط‌های شکست خورده، به ضیافت‌خانه‌ی نشاط‌های اصیل رسیدند که جایی است برای هر روزمان؛ جایی که باید به آن چشم دوخت و در مواجهه با آن، «بودنِ» خود را شکل داد. بودنی که در پرتوِ ذات الوهیت، انسان را به اندیشه‌ورزیِ حقیقی وارد می‌کند، با رشته‌ی پیوندی اصیل به نام انقلاب اسلامی از آن جهت که طریقت انقلاب اسلامی جهانی را نسبت به آینده‌ی بشر ترسیم می‌کند که انسان برای زیستن در این جهان می‌تواند در آن مأوا گزیند، با نگاهی سرشار از فهم و عشق نسبت به حضرت روح ‌اللّه«رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» تا از یک طرف راه رجوع به خدا به سوی بشر گشوده گردد و از طرفی دیگر در این دوران به زندگی در این جهان درست نگاه شود. نگاهی که بالاخره به تمدن نوین اسلامی نظر دارد؛ زیرا تمدن، با روحی که خداوند بر ملتی و تاریخی می‌وزاند و طبق فرایندی که همراه با قبض و بسط است، خود را در مناسباتی جدید ظاهر می‌کند و نباید از قبض آن مأیوس شد بلکه باید به ذاتِ تاریخیِ آن توجه نمود و درک زمانی که حکایت از طلوع زمانِ دیگری می‌کند، غیر از زمان گذشته است، طریقتی است همراه با تفکّر نسبت به زمانه و درک شواهد تاریخی که در آن هستیم.

26546

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: آیا درست است بگوییم که فرشتگان همان قوای عقلی هستند؟ سوال دوم: آیا می توان گفت که مثلا تصور عقلی درخت یک فرشته است؟ و آیا می توان گفت که مفاهیم کلی عقلی مانند مفهوم درخت جزو شخصیت انسان (همان من) است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. نه. در مثال می‌توان گفت نسبت به انسان قوای عقلی مانند فرشتگان‌اند ولی موضوع در دو جایگاه مختلف است ۲. نه. صورتِ ذهنیِ درخت، نظر به یک امر خارجی است، چه ربطی به فرشته دارد؟! ۳. نه. موفق باشید

24300

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: سوال ۲۴۲۴۳ رو پاسخ نفرمودید؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به صورت شخصی به ایمیل‌تان جواب داده شد. موفق باشید

23577

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام ببخشید مزاحم میشیم. سوالات ۲۳۵۶۳ و ۲۳۵۶۴ پاسخ داده نشده است و در ایمیل هم نیامده.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این‌طور جواب داده شد:

۲۳۵۶۳. باسمه تعالی: سلام علیکم: عرایضی اخیراً در این مورد شد. بد نیست به@esharat در کانال تلگرام رجوع فرمایید. موفق باشید

۲۳۵۶۴. باسمه تعالی: سلام علیکم: واللّه نمی‌دانم!! باید از مردم قم یا مردم یزد پرسید که نظرشان چیست و چرا در جاهایی که خدا آب شیرین گذاشته است رحل اقامت نکرده‌اند؟!!! موفق باشید

23216
متن پرسش
سلام: در ادامه سوال ۲۳۲۱۱ که یکی از دوستان پرسیده بود سوالی داشتم: اینگونه افراد که بدنشان نابود می شود و با خود ابدیشان هستند با جسم‌برزخی می مانند؟ و آیا اینان حیات راحت تری دارند نسبت به بقیه یا مشکل تر؟ و سوال دیگر اینکه در جای دیگری فرموده بودید کسی که بدنش نابود می شود همچنان به بدن خود نظر دارد ولی با صورت خیالی بدن درسته؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که می‌فرمایید به هر صورت، نفسِ ناطقه‌ی انسان، بدن دارد و بعد از منتقل‌شدن از بدن دنیایی، بدنِ برزخی او بیشتر برایش ظاهر می‌شود. بلی! بحث بر سر آن است که آیا کسی که بدنِ دنیایی ندارد، چیزی هست که به عنوان بدن دنیایی به آن نظر کند؟ نه. ولی تعلقاتِ او به دنیا برایش هست و مثل هر متوفایی زمان می‌برد تا این تعلقات ضعیف شود و از بین برود. موفق باشید

21773

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: ایدئولوژی و نگاه ایدئولوژیک در نگاه استاد داوری اردکانی به چه معناست؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد به بحث «ظرفیت انقلاب اسلامی و تعامل با دیگری» که در آخرین جلسه‌ی شرح کتاب «عقل و ادب ادامه‌ی انقلاب اسلامی» مطرح شد، رجوع فرمایید. موفق باشید

18769

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: جواب سوال 18758 رو نداديد چرا؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به صورت شخصی دو مرتبه جواب داده شده، به ایمیل‌تان رجوع کنید. موفق باشید

8451

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم ایا رسیدن به معرفه الله منحصر در معرفه النفس است باتشکر صمیمانه
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: روایات بر روی این موضوع تأکید دارد و اهل سلوک هم می‌فرمایند از این طریق به نتیجه رسیده‌ایم. موفق باشید
8136
متن پرسش
سلام علیکم استاد می خواستم ببینم کتاب معرفت النفس و الحشر کی از چاپ در می آید؟ 2.دیگر چه کتبی در دست ویرایش دارید که چاپ کنید؟
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: 1- فکر می کنم تا چند هفته دیگر از چاپ خارج می شود 2- جلد اول کتاب «فرزندم این چنین باید بود» با ویرایش جدید و شرح سوره کهف. موفق باشید
نمایش چاپی