بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
23543

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و عرض ادب و احترام خدمت استاد بزرگوار: من به دنبال رفع یکسری از مشکلاتی که داشتم و به لطف یکی از دوستان مباحث شما را در مورد خطبه متقین گوش دادم و عمل کردن به آن زندگی مرا از بیهودگی که بود نجات داد، بعد از آن مباحث شما به ترتیب در مورد معرفه النفس، سلوک ذیل شخصیت امام خمینی (ره) را با گوش جان شنیدم و اکنون مباحث ندای بی صدای انقلاب، جهود عقل وجهل را دنبال می کنم، غرضم از گفتن این مطالب این است که با توجه به اینکه بنده طلبه نیستم و تحصیلاتم از زیر شاخه های علوم پزشکی است ولی تمایل شدیدی به مباحث فلسفه و عرفان و هم چنین سلوک الی ا... دارم باید این سلوک را از کجا شروع کنم؟ اغلب کتابهایی که سفارش شده مثل کتابهای ملاصدرا یا محی الدین در دسترس کسی مثل من نیست حتی دانلود آن به صورت اینترنتی! من به دنبال رشته ایی برای ادامه تحصیل و کارشناسی ارشد هستم که بتوانم با ادامه آن خود حقیقی ام را بیشتر از قبل نمایش دهم و از تمام ظرفیت وجودی ام استفاده کنم با توجه به اینکه شغلم آموزش بهداشت است و هم چنین با توجه به اینکه رهبر تاکید خاصی روی مراجعه به علوم شناختی دارند و من احساس می کنم ظرفیت موفقیت در آن به من داده شده است و از طرفی توصیه می شود من رشته ایی مطابق شغلم یعنی ارشد آموزش بهداشت بخوانم، برای نجات از این سردرگمی پیداکردن راه درست راهی غیر از نظرخواستن از شما استاد بزرگوارم به ذهنم نرسید، پیشاپیش از عنایت شما کمال تشکر را دارم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر می‌کنم بهتر است که رشته‌ی خودتان را دنبال کنید و در کنار آن، مباحث سیر مطالعاتی را پی بگیرید و جلو بروید تا در مباحث «معاد» و شرح ۷۰ و چند جلسه‌ای آن إن‌شاءاللّه به مطالبی دست بیابید. موفق باشید

23313
متن پرسش
سلام علیکم: می بخشید استاد، امکان انقطاع روح از بدن به صورت اختیاری وجود داره؟ اگه چنین امکانی هست حکم رفتنش و دیدن بقیه چیه؟ منظورم روح بره خونه های بقیه بدون حجاب ببینه. (در حال زنده بودن منظور است؟)
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بالاخره در حدّی که نظام الهی اذن به آن روح بدهد، می‌تواند ورود پیدا کند. انسان‌ها در سترِ حضرت معبود هستند. یکی از همین افراد که روحش را سیر داده بود، می‌گفت خواستم به خانه‌ی یکی از علماء وارد شوم، تنها تا در خانه‌ی آن‌ها می‌توانستم باشم و نه بیشتر. موفق باشید

22578
متن پرسش
با سلام خدمت استاد محترم: استاد چگونه و از چه راهی محبت خداوند را به عشق تبدیل کنیم، به طوری که توجه کامل نسبت به خداوند در تمام امور داشته باشیم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با بندگی هرچه‌بیشتر حضرت معبود، حجابِ بین عبد و ربّ کم و کم‌تر می‌شود به همان معنایی که در دیوان فیض کاشانی داریم که می‌گوید:

دل از من بردی ای دلبر بفن آهسته آهسته

تهی کردی مرا از خویشتن آهسته آهسته

کشی جان‌را به نزد خود ز تابی کافکنی در دل

بسان آن‌که می‌تابد رسن آهسته آهسته

ترا مقصود آن باشد که قربان رهت گردم

ربائی دل که گیری جان ز من آهسته آهسته

چو عشقت دردلم جا کرد و شهر دل گرفت از من

مرا آزاد کرد از بود من آهسته آهسته

به عشقت دل نهادم زین‌جهان آسوده گردیدم

گسستم رشته جان را ز تن آهسته آهسته

ز بس بستم خیال تو تو گشتم پای تا سر من

تو آمد خرده خرده رفت من آهسته آهسته

موفق باشید

20312
متن پرسش
سلام بر استاد طاهرزاده عزيزک وقتي ما به جنبه وجودي ائمه عليهم السلام نظر مي كنيم، تصاوير ذهني ما در هنگام شنيدن ذكر مصايبت آنان كه تصويرگري رنج‌ها و گرفتاري هاي ايشان مي‌باشد، چگونه و يا چه بايد باشد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ما در نظر به وجود مقدس اولیاء معصوم«علیهم‌السلام» متوجه‌ی سیره و حرکات آن‌ها می‌شویم که چگونه حاضر بودند از همه‌چیز خود برای حفظ اسلام هزینه کنند و نظر به سیره‌ی آن‌ها، ما را طالب حرکت در آن مسیر می‌گرداند و در این راستا جهت درست‌طی‌کردنِ آن مسیر و رسیدن به اهداف خود اشک می‌ریزیم مثل اشکی که ملت برای شهید حججی می‌ریزند، از آن جهت که می‌خواهند راهی که او گشوده دید و رفت، برای آن‌ها گشوده بماند. موفق باشید

32866

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام خدمت استاد عزیز: استاد خواستم نظر شما را در مورد این متن بدانم و اگر توضیحی روشنگرانه تر داشته باشید بسیار مسرور می شوم. ممنون. زمانی که انسان دعا یا توبه می کند، در اصل خداوند به او نظر کرده و ظرفیتی را در شخص دیده که تمایل به برگشت شخص یا بسط وجود او دارد، حال آن شخص می تواند این نظر را ارج نهد یا نه. اگر جامعه و حال و روز یک ملت را مثل یک شخص در نظر بگیریم، که نقطه اوج صعود و نزول آن را فقط خدا می داند، بنابر این با نیل به هر کدام از این دو، نظری به جامعه جهت برگشت یا بسط بیشتر به آن می اندازد که بسته به پذیرش آن جامعه اگر رفتارجامعه تغییر کند شامل سنت (تغییری در حال جامعه ایجاد نشود مگر اینکه خودشان تغییر کنند) می شوند. در اینجا آن نقطه ای که شاید بتوان نامش را نقطه عطف گذاشت، آنجایی است که این کالبد جامعه برای دمیدن روح برگشت و توبه آماده می شود که چون تقدیر وظرفیت هر موجودی را خالق او فقط می داند پس فقط خداست که زمان ظهور را می داند. شاید امروز تک تک کجی ها و ناهنجاری ها و مشکلات دنیا را که هر کسی می تواند لیست بلند بالایی را از آن برشمرد، باید بنده آنها را ببینم و تکلیف خودم را با آنها روشن کنم تا آن ظرفیت ظهور ایجاد شود، و اینکه آیا می شود جامعه از این بدتر شود یا نه خدا فقط می داند. ۲. سوال از خدمتتان اینکه سوال کلی را در ذهن دارم که بطور مثال در مورد قنات آن را می پرسم، استاد عزیز مثلا در قدیم با آن جمعیت کم شاید می توانستند با قنات و... جوابگوی آب آن جمعیت باشند اما الان با این جمعیت نیازمند چیزهایی قوی تر از قنات و....هستیم، حال در مورد خوراک و پوشاک و حمل و نقل و... هم همینطور، خب این نحوه جوابگویی به سبک غربی هم که مورد قبول نیست حال آیا ما اگر بر اصالتهای انقلابی خود پایبند می ماندیم، آن روحی که بر جامعه حاکم می‌شد می‌توانست ابزار متناسب این جمعیت را که غیر آنچه الان هست بسازد، همان روحی که شما در گفتارتان می‌فرمایید که باید بیاید و ظهور کند، همان چیزی که شیفتگان غرب آن‌را وهمی و باورمندان به انقلاب و اسلام کلیتی از آن‌را در حد اینکه این حال امروز نباید باشد می دانند.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! ما باید ظرفیت های جهان را از یک طرف و انسانها را از طرف دیگر بشناسیم و در این زمان که زمان آخرالزمانیِ تاریخ است، به فکر جوابگویی به ابعاد متعالی و وسیع انسانها باشیم و موضوع دانش بنیان در امور، امر بسیار مهمی می باشد از آن جهت که با نظم و دقت و اندیشه زندگی را  از یک طرف وسعت دهیم و از طرف دیگر عالمانه عمل کنیم. در مزار مبارک جناب شیخ بهایی به رفقا عرض شد معنای حقیقی شخصیت انسانهای دانش بنیان را می‌توان در جناب شیخ بهائی ملاحظه کرد که چگونه ریاضیات و معماری و حکمت و عرفان را در خود جمع نمود و حاصل کار او آن نوع بناها و آن نوع تنظیم شبکه های آبرسانی در شهر اصفهان بود. موفق باشید

30987
متن پرسش

با عرض سلام: با توجه به اینکه فضای مناظره باز به سمت تخریب سوق داده شد اگر چه با توجه به مطلبی که در مورد احراز صلاحیت ها بیان کرده بودید امید داشتیم فضای مناظرات غربی در نظام اسلامی حاکم نباشد اما بنظر می‌رسد برای تحقق مردمسالاری دینی بساط انتخابات به شیوه غرب با این تجربه ۴۰ ساله باید برچیده شود گرچه لزومی به تعلل ۴۰ ساله نداشت همان انتخابات اول ریاست جمهوری که آن مردم با آن تدین و روحیه انقلابی به کسی رای می‌دهند که لااقل به ظاهرش هم توجه می‌کردند آشکار بود که بویی از اسلام نبرده است همان وقت باید متفکران به صرافت می افتادند که چه شد ملتی که در فروریختن بنای نظامی با آن سابقه و قدرت و حمایت بیگانگان فائز بود در انتخابات نتوانست موفق عمل کند.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است. مسلّم ما در شرایطی هستیم که انقلاب اسلامی و حضور تاریخی حضرت امام خمینی «رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» دچار سوء فهم و سوء تعبیر شده، مثل آن‌که بعضاً آزادی و یا دینداری دچار سوء فهم و سوء تعبیر گشته و وظیفه ما است که در این شرایط تاریخی به بازخوانی آن انقلاب بزرگ دست بزنیم وگرنه با غفلت از حقیقت انقلاب اسلامی، در زندگی گرفتار افراط یا تفریط خواهیم شد. افراط در تجدد و تفریط در تحجّر. با این‌همه واقعاً مشاهده می‌شود که قدمی به جلو برداشته شده و افرادی مانند آقای رئیسی و آقای جلیلی نشان می‌دهند که بنا است رینگ نظام اجرایی در بستری جلو برود که رینگِ اثبات و نفی نیست و این، تماماً غیر از روحیه‌ای است که امثال آقای هاشمی مخالفان نظر خود را خنّاس می‌نامید و از میدان به در می‌کرد. موفق باشید

29991

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام و عرض ادب: در حدیثی بیان شده که ریشه ی همه خطاها حب الدنیاست. لطفا «دقیق» تبیین بفرمایید چگونه ریشه دو خطای «بی بصیرتی» و «جهل» ناشی از حب الدنیاست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حبّ دنیا حجاب می‌شود کتاب «فرزندم؛ این‌چنین باید بود» إن‌شاءالله کمک می‌کند. موفق باشید

28043

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد وقتتون بخیر. جلسه تفسیری که در سها برگزار می‌شد رو چرا شروع نمی‌فرمایین؟اونجا که دیگه مسجد نیست که به خاطر اداره امور مساجد جلساتتون در مسجد تعطیل شده.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: رفقا بنا شد در این مورد مطالعه و تصمیم‌گیری کنند. موفق باشید

28009
متن پرسش
با سلام: روز شما بخیر استاد اگر این ماده‌ی هست که با ظرفیت بیشتر فیض بیشتری رو دریافت می‌کنه و به تبع انتقال فیض بیشتر به نفس، نفس اشتداد و فعلیت بیشتری پیدا میکنه، ایجاد ظرفیت بیشتر در ماده چگونه ایجاد می‌شود؟ نقش اصلی نفس در نسبت افزایش این ظرفیت چگونه هست؟ ماده که حرکت خود را دارد، ما هم که به دستورات شرعیمون عمل می‌کنیم، اما چه رخ می‌دهد که یکی می‌شود امام خمینی (‌ره) و این الله بهجت، آیا افزایش ظرفیت تن در این بزرگواران برای دریافت فیض بیشتر به رویکرد نفس این بزرگواران در عمق بخشید به جهت دهی به حرکت تن‌شان هست؟! خداوند خیر کثیر به شما بدهد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: وسعت نفس «لایقف» است و هر اندازه انسان خود را نسبت به ابعاد گوناگون فیض الهی گشوده نگه دارد، از فیوضات الهی بهره‌مند می‌شود و بودنی اصیل‌تر را تجربه می‌کند. موفق باشید

27821
متن پرسش
سلام علیکم: از منظر کلام الله مجید، لغزش گاه ها و به تعبیر بهتر عوامل لغزش تعقل و تدبّر در انسانها چیست و از کجا نشات می‌گیرد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. اصلی‌ترین عامل لغزش از تدبّر و تعقل، سه «خود» است: خودخواهی، خودبینی و خودنمایی. این سه موجب می‌شود انسان‌ها، خودشان را فریب دهند و به خودشان دروغ بگویند. ۲. از آنچه بگذریم، تنبلی هم عامل بعدی است که انسان همّت نکند مطالب را به صورت عمیقی دنبال نماید. موفق باشید

27494

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: منظور و علت بیان این فراز از جهت معنایی توسط حضرت سجاد (ع) در دعای هفتم صحیفه چیست که می فرمایند: «بی آنکه امر کنی، به خواست تو فرمان برند و بی آنکه نهی کنی به اراده ات روی بگردانند؟»
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده نظر به صفای روحِ چنین افرادی دارد که حق و باطل را با نور فطرت خود می‌شناسند. موفق باشید  

27154
متن پرسش
سلام استاد جان: در پناه خدا همواره موید باشید با توجه به متن زیر بفرمائید آیا واقعا چهله های گروهی این طوره؟ با سلام دوستان استاد بزرگ عرفان ناب حکمت تشیع آیة الله علوی فرمودند که ورود به چله ی گروهی خوب نیست حتی اگر ذکر و ادعیه و اعمال خوبی را درآن گنجانده باشند وقتی چله گروهی گرفته می شود چله دهنده می تواند با ارواح چله گیرنده ها ارتباط برقرار کند و آنچه که مد نظرش هست را در روح آنها القا نمایند و ما در زمانی بسر می بریم که حضرت آقا از دشمنی اجنه و انسانها هر دو با هم برای تاخیر در امر ظهور و شکست ما خبر دادند حتی اگر در ظاهر دعا برای ظهور باشد. لطفا خودتون چله فردی بگیرید مگر چله دهندگان از طرف مقام عظمای ولایت و یا یاران صدیق ایشان باشند.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌آید همین‌طور باشد که می‌فرمایید. جناب آقای استاد احسان عبادی نکات خوبی را در کانال «میران و هادیان» فرموده‌اند به این آدرس:  موفق باشید http://eitaa.com/joinchat/1042087954C4728538fc9

25134

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد عزیز: ۱. چرا جرج بارکلی جسم مادی را انکار می کند و آن را تصوری که خدا در ذهن نهاده می داند؟ ۲. نقد و رد این عقیده بارکلی چگونه است؟ دلایل رد این عقیده چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عرایضی در جزوات «فلسفه‌ی غرب» در قسمت جورج بارکلی شده است. موفق باشید

24094

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
باسمه تعالی. سلام خدمت استاد عزیز: طاعاتتان قبول حق باشد. استاد می خواستم نظرتان را در مورد برنامه رو در رو و سخنان خانم فائزه هاشمی بدانم و شبهاتی که ایشان مطرح کردند. واقعا بعد از دیدن این برنامه نفسم مکدر شده است.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ندیدم. بنا دارم با توجه به سوال شما آن را ببینم. موفق باشید

23158
متن پرسش
استاد عزیزم سلام: شرمنده که با حالی این چنین این نوشتار را خدمتان می نویسم. خودم از وجود خودم شرمسارم چه برسد به پروردگار عزیز، مهربان و رحیم خودم. او که غایت آمال من است ولی من لیاقت او را ندارم، ولی نمی دانم چرا باز مرا می پذیرد. اینکه من عاشق اویم بحثی نیست، این که او با آن همه عظمت چرا باز مرا قبول می کند سوال است. من جوانی هستم که پاس درس های شما از نوجوانی و بعد علامه مصباح و آقای جوادی و ... بزرگ شدم. سطوح ابتدایی و متوسط و بعضا عالی مباحث اندیشه ای را با جدیت خدا کمکم کرد جلو بردم. خدا مرا به آرمان های بلندم رساند، ولی استاد بنده دچار یک مشکل اخلاقی نا خواسته ام، دیگر از دست خود خسته شده ام. ای کاش می شد از هستی به عدم می رفتم که این قدر خجالت زده نبودم. واقعا بعضی مواقع دیگر رویم نمی شود یاد خدا کنم از خجالت! در دوران جوانی قرار دارم، در اوج غرایز ... خود بهتر می دانید. در طول این جوانی ام به خاطر شرایط جسمی ناخواسته ام و بلوغ ام و طبع گرمم فشار های جنسی نابود کننده ای را تحمل کرده ام. فشار هایی که اوضاع جامعه و رسانه ها آن را ریشه کن تر می کند. گاهی دیگر آن قدر به اوج می رسد که خودم را باید حبس کنم که نکند خطایی از من سر بزند. به شدت تلاش کرده ام برای شغل و ازدواج ... شغل هم پیدا کرده ام. ماشین هم دارم، منزلی هم هست لکن تلاطم های بی امان اقتصادی نمی گذارد این ازدواج سر بگیرد. فشار سربازی و درس هم مضاعف می شود. باور کنید چند سال پیش از فشار بیماری روحی گرفتم. به خدا دیگر از توبه کردن پیش خدا هم خجالت می کشم. او عالی ترین است. هدف من است. مخاطب عاشقانه های زیارت امین الله و مناجات شعبانیه و دعای کمیل من است . لکن از درون من، این قواهای سرکش نابودم می کند. من که خود نخواسته ام این قوا ها را داشته باشم که حال اینگونه مرا له کنند. غرض اینکه همین حالا هم که این را می نویسم با چشمی گریان می نویسم. دیگر نتوانستم تاب بیاورم. بعد از چندین سال فشار دارم خدمتتان حرف هایم را می گویم. بنده بین این فشار های سنگین بین دوراهی ها گیر می کنم. بین بد و بدتر. گناه کبیره ای که مانع از اکبر است. وقتی فشار ها اوج می گیرد چند روزی با آن شدید درگیر می شوم و زندگی ام را محتل می کند تا اینکه در نهایت برای اینکه خدای نکرده به واقعیت در بیرون منجر نشود مجبور به انجام گناه کبیره ی دیگری می شوم که تلفات اش کمتر است. باور کنید زندگی ارزشی دارم، بنیاد های عقیدتی هم محکم است، با نامحرم هم ابدا ارتباطی ندارم، حتی به هم کلاسی هایم که دخترن سلام هم نمی کنم، اما چه کنم. اگر این کار را نکنم می ترسم اختیار از دست بدهم و ارتباط گرفتنم با نامحرم شروع شود و در قعر گناه فرو روم. اینها که می گویم عین واقعیت است. به دکتر مراجعه کردم که چه کنم. آن ها هم حرفی نداشتند. آخر چرا ما باید در بهترین ایام عمرمان به اجبار برای دوری از یک بدبختی بزرگ تر دچار این شویم. هر بار که این گونه می شود بعد از آنکه این غرایز آرام شد یا به گلستان پناه می برم یا علامه مجلسی و گریه و توبه و ... باور کنید راه فراری ندارم. اما این عذاب وجدان نابودم می کند . اینکه یگر نمی توانم به پروردگارم برسم. اینکه چه قدر بدبختم. اینکه از آرمان خلقتم دور می شوم. اینکه چگونه دیگر با امام زمانم و حضرت زهرا سخن بگویم. ای کاش می شد، ای کاش می شد برخی چیز ها را از درون خود حذف کرد. استاد! آیا خدا دیگر مرا عین گذشته قبول می کند؟ عین زمانی که پاک بودم؟ یا اینکه سر به بیابان بگذارم؟ تصور اینکه چگونه بی خدا زندگی کنم برایم از هزار جهنم بد تر است. فکیف اصبر علی فراقک؟ هم از عمق دل از خود و عملم بیزارم هم راه دیگری نیست. آخر مگر خودتان به ما یاد ندادید او غایت ماست. من این را با دل خود دیدم، لکن حس می کنم با این اوضاع نمی توانم به او برسم. پس دیگر این بودن به چه درد می خورد؟ باور کنید من برای اینکه در راهش بمانم چه قدر تلاش کردم که کار خودم را در جهت نیار های اساسی انقلاب بگذارم. در میدان های مختلف موفق شدم به لطف خودش، لکن در این میدان شکست می خورم. هم از دوری از او می ترسم، هم از زندگی آینده ام. آخر چه کنم؟ هزاران چهله گرفتم ولی در آخر غلیان غرایز مرا می کوبد. استاد آیا به آن زندگی آرمانی می رسم؟ آیا خدا مرا می بخشد؟ من به اختیار اینگونه نشدم. من چه کنم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر می‌کنم اولاً: به لطف الهی با کمی حوصله و امید به رحمت پروردگار از این بلیه نجات می‌یابید و آن نوع پاکی که به دنبال آن هستید به سراغ‌تان می‌آید. ثانیاً: با همین دست و فرمان که از گناه فراری می‌باشید و می خواهید ذیل شخصیت امامان معصوم «علیهم‌السلام» با خداوند مرتبط باشید؛ گناهان‌تان را به پای کسانی می‌گذارند که عامل این فضا شده‌اند اعم از آن‌هایی که شرایط ازدواج را برای جوانان سخت کرده‌اند و آنهایی که شرایط تحریک‌کننده‌ی جنسی را فراهم می‌آورند. مأیوس نشوید. یادتان باشد اگر خود را با معارف الهی مثل مباحث معرفت نفس و رفقای خوب و ورزش مشغول کنید، قدرت واهمه آن‌قدر ضعیف می‌شود که شما بتوانید بر آن مسلط گردید. موفق باشید  

22825
متن پرسش
با سلام: به مناسبت سفر زیارتی مشهد به مدت یک هفته از جوابگویی به سؤالات کاربران عزیز معذور هستم. طاهرزاده
متن پاسخ

با سلام: به مناسبت سفر زیارتی مشهد به مدت یک هفته از جوابگویی به سؤالات کاربران عزیز معذور هستم. طاهرزاده

20541

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و احترام خدمت استاد گرامی: می بخشید استاد من کتاب جوان و انتخاب بزرگ رو دادم به یه نفر بخونه (ایشون مدرکشون کارشناسی ارشد است) بعد از اینکه خوند اومد گفت چرا استاد می فرمایند غربی ها در سن 14 سالگی موندند و رشد نکردند با وجود این همه پیشرفت و تکنولوژی نوجوون 14 ساله نمیتونه این کارارو بکنه؟ من جوابش دادم که چون شریعت رو انتخاب نکرده استاد می فرمایند تو این سن مونده. ولی قانع نشد چه جوابی بدم. فکر کنم هنوز جایگاه شریعت براش روشن نشده.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آن‌چه در این رابطه در آن کتاب عرض شد، تحقیقی است که یکی از روان‌شناسانِ مشهور یعنی پیاژه انجام داده است و ملاک‌هایی را از نظر درک مفاهیم تنظیم کرده که مطابق آن ملاک‌ها، آن حرف را زده است و این ربطی به هوش و استعداد افراد ندارد، بحثِ «فهم» است همان‌طور که ممکن است یک آدم بی‌سواد از یک استاد دانشگاه، فهمِ بهتری داشته باشد. موفق باشید

8451

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم ایا رسیدن به معرفه الله منحصر در معرفه النفس است باتشکر صمیمانه
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: روایات بر روی این موضوع تأکید دارد و اهل سلوک هم می‌فرمایند از این طریق به نتیجه رسیده‌ایم. موفق باشید
8257
متن پرسش
به نام خدا با سلام خدمت استادگرامی بنده کارمند آموزش وپرورش با 27 سال سابقه کارولیسانس مدیریت می باشم علاقه بسیاری به تفسیرقرآن دارم ولی برای خرید نمی دانم کدام تفسیربرای مطالعه وآگاهی پیدا کردن من که رشته اصلی من چیزدیگری است وفقط اطلاعات عمومی می خواهم بهتراست خریداری نمایم
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: تفسیر نمونه برای آگاهی اولیه از قرآن خوب است. ولی تفسیر المیزان با عمق بیشتری ما را به قرآن نزدیک می‌کند. موفق باشید
29703
متن پرسش
به نام خدا سلام بر جناب استاد طاهرزاده حفظکم الله: آقای دکتر سروش اگر اشتباه نکنم در مبحث تقلید فرمودند از هر یک از فقهای شیعه یا سنی حی یا میت می‌توان تقلید کرد و عرفا بعضا کتاب اسهل الفتاوا داشتند و در مسائل از آن فتوایی پیروی می‌کردند که آسانتر بوده است. در همین راستا حقیر برای آنکه شریعت سد راه طریقت نشود بعضا از فتاوایی که آسان‌تر است پیروی می‌کنم مهم اینست که عمل انسان مبتنی بر فتوای یک فقیه باشد و شریعت سهله را نباید با احتیاط های نابجا بر خود صعب کرد و در نتیجه موجبات طغیان نفس را فراهم کرد که مخل طریقت است مشکلی از حیث تقلید از هریک از فقهای شیعه حیا او میتا فارغ از آن فرمایش استاد سروش ندارم. چون در مسائل تقلید از فقهایی پیروی می‌کنیم که ۱. اعلمیت را شرط نمی‌دانند. ۲. زنده بودن مرجع را لازم نمی‌دانند. بنابرین دست من در تقلید از هر یک از فقها باز است. در بحثی که با یکی از فقهای اصفهان داشتم گفتم شما اعلمیت را شرط نمی‌دانید من هم نمی‌دانم بنابرین مشکلی در تقلید من از شما نیست. البته ایشان چون مرجع نیستند نمی‌خواستند زیر بار افتا بروند. اما مشخص بود در برابر استدلال من جوابی نداشتند و من مجاز به تقلید از ایشان بودم به هرجهت در تقلید از فقهای شیعه مشکلی ندارم. اما تقلید از فقهای اهل سنت که دکتر سروش گفتند مجازست آیا ایشان با توجه به آشنایی شما با ایشان و تحصیلات حوزوی که احتمالا داشتند مجتهد هستند تا با توجه به سخن ایشان این امکان فراهم شود از فقهای اهل سنت هم تقلید کرد؟ و اگر مجتهد نیستند مجتهدی سراغ دارید که تقلید از فقهای اهل سنت را مجاز بداند البته من با توجه به نگاه ابن عربی معتقد به بسط دیدگاه شان هستم و نظرم بر این است که باید لااقل به این اندیشید که می‌توان در عین اینکه کشف احمدی را اتم می‌دانیم لکن قائل به جواز تعبد به جمیع شرایع شد پس اشکالی بر اتخاذ احکام از شریعت موسوی یا عیسوی نیست و حضرتعالی فکرکنم شیخ را عقیدتا شیعه و از نظر فقهی سنی دانستید و نمی‌شود که خاتم الاولیا در مکاشفات نفهمیده باشد اعمالش به خاطر تبعیت از فقه سنی باطلست و چگونه با این اعمال باطل به حقیقت رسیدند پس مشاهده می‌کنیم فقه سنی یا شیعه اهمیتی ندارد و هریک از فقهای شیعه یا سنی می‌توانند طریق رسیدن به حقیقت باشند سوال دیگر من اینست که شیخ اکبر راجع به تقلید از سایر شرایع چه نگاهی دارند دقت شود فقه مثلا مسیحی نه اینکه مسیحی شویم بلکه در عین اینکه مسلمانیم در مسیر سلوک ممکنست همه فقها فلان مساله را حرام بدانند لکن نفس چموشی کند ولی حضرت عیسی جایز بدانند ما هم اگر بشود ازیشان پیروی کنیم تا نفس سرکش آرام بگیرد و ما هم گرفتار تجری نشویم و حجت داشته باشیم که در دین مسیحی شراب حلال بود و ما نوشیدیم نظر محی الدین درین باره چیست اگر بشود همه سوالات را پاسخ دهید و جواب کلی ندهید ممنونم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. بحث در زنده‌بودن در زمانه‌ای است که زندگی می‌کنیم و مسلّم باید در دینداری در حوزه‌ی احکام، از طریق کسی که به او اطمینان دارید در زمانه‌ای که هستیم، تکلیف ما را می‌شناسد و ابلاغ می‌کند و در این رابطه و در این زمان با روبه‌روبودن با این‌همه مسائل، باید به فکر فقیه زنده و اعلم بود، و یا خودمجتهد بود. ۲. آقای سروش نه مجتهدند و نه چنین ادعایی دارد و فکر نمی‌کنم فقیهی باشد که بتواند به تقلید از اهل سنت فتوا دهد. ۳. ابن‌عربی خودش هم بالاخره از امام حنفی تقلید می‌کند و موضوع انس با روحانیت پیامبران، غیر از موضوع تقلید در احکام فقهی از آنان می‌باشد. موفق باشید

29144

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: نظر شما در خصوص سخنان اخیر امام جمعه اصفهان آقای طباطبائی چیست؟ آیا صحیح است ایشان با این شدت نسبت به جوانان سخنرانی کرده اند؟ آن هم در این شرایط اقتصادی بی صاحب مملکت؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده اگر فضای صحبت ایشان دقیقاً همان مطلب را القاء می‌کند که برای افراد بی‌حجاب محیط را باید ناامن کرد؛ سخن صحیحی نیست. زیرا آنچه در این شرایط کمک می‌کند حُسن خلق و برخورد خوب با این افراد است تا متوجه شوند ما دلسوز آن‌ها هستیم و اسلام برای کمالات آن‌ها متذکر ترک گناه می‌شود. موفق باشید

27275

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بنده حدود هشت سالی هست که احساس می کنم رشدی در ارتباط با خدا نداشتم و در طول این هشت سال (از ۲۰ تا ۲۸سالگی) بارها و بارها سراغ برنامه ریزی و اصلاح رفتم اما دائما در یک چرخه تکرار افتادم و نوسان داشتم تا به امروز. به روند و ثبات نمی رسم. در کل هم که نگاه می کنم با همه تقلایی که برای رشد معنوی و اصلاح نفس داشتم، مجموعا رکود و افت معنوی رو مشاهده کردم. الان یک یقین جدی که دارم اینه که قطعا یک گیر حسابی هست که تابحال هم متوجهش نبودم و سوال اساسی اینکه این گیر چیه؟ یادم اومد چند سال پیش خواب عالمی رو‌ دیدم، نشناختمشون. اصلا تابحال ندیده بودمشون. گویا بعد از نماز بود و من رفتم به سمتشون. حاجت خودم رو هم حتی نمی دونستم. تا رسیدم به ایشون به من گفتند: شما به دنبال کسب آبرو‌ هستید. می خوام بدونم راه درمان این مرض چیه؟ و چه میشه کرد که این گره برام حل بشه تا بتونم به مسیر رشد برگردم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خوب است ابتدا سری به کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» بزنید و سپس پیرو آن برنامه‌ی فکری برای خود ترتیب دهید. إن‌شاءاللّه چشم‌اندازی در مقابل‌تان گشوده خواهد شد. موفق باشید

24896
متن پرسش
سلام علیکم: استاد بزرگوار بنده چند وقتی است که محبتم نسبت به خدا زیاد شده ولی محبتم نسبت به اطرافیان و دوستان خوبی هم که داشتم کم شده، البته وظیفه ام را در قبال آنها و خانواده انجام می دهم و نمی‌گذارم کمبود محبت احساس کنند، خواستم بدانم این حال بنده خوبه یا درآمد اشکالی است، ملاک و معیار اگر دارد بفرمایید، ترسم از این است که با محبت خدا در دام شیطان افتاده باشم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: باید سعی کنید از منظر محبت به خدا به خلقِ خدا محبت بورزید در آن حدّ که مثل جناب ابوالحسن خرقانی به همه‌چیز نگاه کنید که گفته بود: «هر که در این سرا در آید نانش دهید و از ایمانش مپرسید، چه آن‌کس که به درگاه باریتعالی به جان ارزد البته بر خوان بوالحسن به نان ارزد.» موفق باشید

24155
متن پرسش
با سلام: بنده چند وقتی هست که این فکر آزارم می دهد که: من عالم خارج از ذهن را به صورت بدیهی میابم، اما این بدیهی بودن را از طریق قوه عاقله و ادراک نفسانی میابم و درک این بدیهی بودن در نفس من است، پس چون ادراکات بدیهی مثل عالم خارج از ذهن در نفس من می‌باشد پس عالم خارج از ذهن من یا خارج از نفسی نیست، مثلا وقتی بعد از فکر شک به عالم خارج به کیفیتی که گفتم به فکرم خطور می کند و من برای جلوگیری از این فکر با توجه در میابم که عالم خارج یک درک و امر بدیهیست برای نفس من، اما دوباره آن فکر مزاحم مرا آزار می دهد به این صورت که می گوید همین توجه هم در نفس توست و عالم خارجی نیست، استاد بنده به عالم خارج یقین دارم چون آن را با ادراک بدیهی میابم، اما این فکر را نمی دانم چطور توجیه کنم و چگونه پاسخ قطعی برایش بیابم تا از ذهنم برود و آزارم ندهد، لطفا مرا راهنمایی کنید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مگر بنا است آن فکر مزاحم تکلیف شما را تعیین کند؟ و یا شما باید برای آن فکر مزاحم، تعیین تکلیف نمایید؟ به گفته‌ی مولوی: «وگر حرص بنالد بگیریم کری‌ها». آن فکر مزاحم، یک نوع اَدایِ عالمیت و اندیشه‌گرایی است و می‌خواهد ما را گرفتار «علمِ لا ینفع» کند که در اصطلاح علمای اخلاق به آن «جُربُزه» گویند. موفق باشید

23596
متن پرسش
سلام استاد: شرمنده مزاحم وقت شریف میشم به نظرتون این جمله منسوب به افلاطون به چه معناست؟ پارسیان اندازه میان بردگی و آزادگی را نگاه می داشتند از این رو نخست خود آزاد شدند و سپس سرور بسیاری از ملتهای جهان شدند. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: یونانیان معتقد بودند عده‌ای برده‌اند و عده‌ای آزاد، و بر این مبناست که افلاطون آن سخن را گفته است و سخن درستی نیست. باید جامعه به رشدی برسد که هرکس در هر جایگاهی احساس انسانیت بکند و ملاک برتری انسان‌ها تقوا باشد نه آن‌که روستازاده به زعم آقای انوشیروان نتواند آموزش ببیند. موفق باشید

نمایش چاپی