باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده در این مورد به چیز قابل اعتمادی نرسیدهام مگر در رابطه روایاتی که از معصوم به ما رسیده است و تعداد اذکار را معلوم کردهاند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر میرسد تدبّر در قرآن به کمک تفاسیر قرآن کمک زیادی به تربیت عقل میکند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: رفقا به این فکر هستند. چشم، آدرسی را که دادید دنبال میکنم. موفق باشید
این طور جواب داده شد
باسمه تعالی: سلام علیکم: این نگرانیها بیجا است. فکر میکنم بیش از حدّ حساس شدهاید در حدّی که امکان دارد از نظر روحی به مشکل بیفتید. بدن خود را تقویت کنید تا قوهی واهمه سرِ جایش بنشیند. در روانپزشکی تجربههایی در رابطه با کنترل قوهی واهمه هست، روی آن فکر کنید. کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» از یادتان نرود، از آن جهت که اگر خود را به چیزهای اصیل زندگی مشغول نکنید، چیزهای غیر اصیل، شما را مشغول میکند. فرزندآوری از موارد اصیل برای زندگی است اگر برایتان امکان دارد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به صورت شخصی جواب داده شده، به ایمیل خود سر بزنید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد چیزی نمیدانم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بدین معنا که باید متوجه بود حکمت و مصلحتی در این امر نهفته است و گمان نکند عالم از دست خداوند خارج شده. چیزی که حضرت امام خمینی «رضواناللّهتعالیعلیه» در حملهی صدام متوجه بودند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینکه سالک از جهتی مییابد عموماً افراد با او همراه نیستند، خود را در سیر إلی اللّه در غربت مییابد و وحشت او از آن جهت است که بلاهایی بر سر جامعهی غافل از وظایف الهی میآید و او نیز بالاخره در همان جامعه است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: زیرا آنگناه موجب خراب شدن جذبات فطری میشود و انسان را از رحمت الهی که نیاز اصلی هر کس است محروم مینماید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث آن مفصل است و اتفاقاً نقدهای خوبی نسبت به اصل جریان از طریقهای مختلف شده است. بنده هم آن صوت بیش از سه ساعتی را گوش دادم. فکر میکنم اگر کسی متوجه حقیقت انقلاب اسلامی و توحیدِ زمانه همانند حاج قاسمها نباشد، با آن نوع دینداری که امثال آقای ظریف دارند که به ظاهر هم نوعی از دینداری سنتی است و در آن مصاحبه هم دائماً از قیامتترسی خود میگویند و دروغ هم نمیگویند؛ نمیتواند از «خود» بگذرد و بالاخره با همه ظرافتهای دیپلماسی، یکجایی کینه خود را نهتنها به حاج قاسم بلکه به هر جریانی که محوریتِ آقایان را نمیپذیرند، نشان میدهد. زیرا ذوب حضور توحیدی انقلاب اسلامی نشدهاند. اگر دقت کنید حتی نگران است که قبلاً در نظرخواهیها 90 در صد به او گرایش داشتهاند و به حاج قاسم 70 درصد، و بعداً به گمان ایشان موضوع، عکس شده است. آیا واقعاً حاج قاسمها هم در معنای خود در این گردونهها هستند؟ حاج قاسمهایی که امامشان فرمود: «اگر به من بگویند خدمتگزار، بهتر از این است که بگویند رهبر. رهبری مطرح نیست، خدمتگزاری مطرح است.» و این بلایی است که بسیاری گرفتار آن هستند و حاج قاسم آمد تا ما را از این أنانیتها عبور دهد تا جانمان منوّر به نسیم جانفزای انوار انقلاب اسلامی باشد. با گوشدادن آن صوت میتوان عبرت گرفت که چگونه باید در این انقلاب حاضر بود. قصه تواضعهای حاج قاسم، رازهای بزرگی را برای ما میگشاید. مطمئن باشید اگر حاج قاسم زنده بود و این صوت را میشنید با لبخندی کوتاه، بدون هیچگونه اشکال و جواب همچنان به کار خود ادامه میداد. راستی! چه کسی در این صحنهها ضرر میکند وقتی سفره انقلاب برای بودنی دیگر گشوده شده است؟!! حاج قاسم، ضروریترین «بودن» در این تاریخ است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده توهمی که صاحبان رسانه دارند، نباید مورد غفلت قرار بگیرد. این بیچارهها ۴۱ سال است این همه تلاش میکنند تا به سرنگونی نظام اسلامی برسند و درست بر عکس، هر روز با این همه تلاش کمترین نتیجه را خواهند گرفت. آری بسیاری به آن پایگاه خبری از جمله بنده رجوع میکنند برای آنکه به حماقت و کینه و خریت آنها پی ببرند. مطمئن باشید بیش از پیش ناکام خواهند بود. مشکل در خود ما نهفته است که آنطور که باید و شاید از معارف حقه و روحیهی توحیدی خود کمتر استفاده میکنیم و متوجه نیستیم خداوند اراده کردهاست که از طریق انقلاب اسلامی دنیای استکبار را از بین ببرد؛ چرا همانطور که حاج قاسم متوجه شد، ما خود را ذیل ارادهی الهی قرار ندهیم؟ موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده خودم صوت حضرت امام در تفسیر سورهی «حمد» که به آن تفسیر اشاره کردند؛ را شنیدم و از آن سخن برداشت نکردم حضرت امام آن تفسیر را ردّ کرده باشند! آری حضرت امام در آن صحبت، هیچ تفسیری را تأکید نکردند. از طرفی بنده ابداً اصراری بر سلسلهی گنابادیه ندارم. عرض شد افرادِ محترمی را در آن وادی میشناسم و تعمداً اسم نبردم. به هر حال روح عرفانی به ما کمک میکند تا سعهی صدرِ لازمی را که به کمک آن میتوان نظر به عهدِ ازلی انسانها کرد؛ از دست ندهیم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید وقتی روحیهی تقابلی دشمن تا آنجا جلو برود که به نفی شرکت در انتخابات تشویق میکند و این نهایت دشمنی است، کافی است ما هم در نهایت تقابل با دشمن کارها را جلو ببریم و نه با امید به آنها. آیا فکر کردهاید که چگونه دشمن تا اینجا ها به تقابل برخواستهاست؟ موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر میکنم کتاب «مبانی عرفان نظری» از استاد یداللّه یزدانپناه اگر دنبال شود، میتوانید جواب خود را بگیرید. زیرا این موضوعات، موضوعاتی نیست که در یک سؤال و جواب قابل طرح و بحث باشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: این سؤالات، سؤالاتی نیست که بنده با توجه به شرایطی که در آن هستم بتوانم جواب دهم. شاید بتوانید با ورقزدنِ کتابهایی مثل «تمدنزایی شیعه» و «گوشسپردن به ندایِ بیصدای انقلاب اسلامی» مطالبی را به دست آورید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: هرکس خودش با خودش باید نوع زندگیاش در بستر همین دنیا و با شرایطی که برایش پیش میآید، معلوم کند.
باسمه تعالی: سلام علیکم: امکان هر دو حالت هست بستگی به نحوهی آمادگیِ نفسها دارد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به صورت شخصی به ایمیلتان جواب داده شد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: جناب صدرالمتألهین در این مورد نکات ارزندهای را مطرح میکنند مبنی بر اینکه صورت خارجی «مُعِد» خواهد بود تا نفس ناطقه، صورتی مطابق آن در ذهن ابداع کند و بدین لحاظ میتوان به نحوی به آنچه از خارج در ذهن داریم، اعتماد کرد و این غیر از بدیهییافتنِ ادراک خارجی است که در جواب سؤال شمارهی ۲۴۱۴۱ عرض شد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: اعیان در تعیّن خود، صورتِ اسماء هستند ولی آن اسماء، مطابق هویت و امکانِ اعیان به ظهور میآیند. مثل اسم «حیّ» که در هویت «شجر» ظهور میکند. ولی جایگاه اصلی اعیان یعنی مقام علمی آنها در «احدیت» است، به همان لحاظ که ابنعربی با نظر به این مقام در مورد آنها میفرماید: «ما شَمّت رائحةَ الوجود» یعنی هنوز اساساً موضوع خلقت برای آنها پیش نیامده است، بلکه در جودِ علمی خود هستند نه در وجودِ عینیشان. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد در شرح سورهی مائده در جلسهی ۲۸ آن تحت عنوان «اشارات خدا در جایگاه حضرت علی (ع) و اهل بیت در قرآن» عرایضی شده است. خوب است به صوت آن جلسه که روی سایت هست رجوع فرمایید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: روایت بسیار خوب و درستی است که البته نیاز به شرحی دارد که عموماً در مباحث عرفانی بدان پرداخته میشود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: با بندگی هرچهبیشتر حضرت معبود، حجابِ بین عبد و ربّ کم و کمتر میشود به همان معنایی که در دیوان فیض کاشانی داریم که میگوید:
دل از من بردی ای دلبر بفن آهسته آهسته
تهی کردی مرا از خویشتن آهسته آهسته
کشی جانرا به نزد خود ز تابی کافکنی در دل
بسان آنکه میتابد رسن آهسته آهسته
ترا مقصود آن باشد که قربان رهت گردم
ربائی دل که گیری جان ز من آهسته آهسته
چو عشقت دردلم جا کرد و شهر دل گرفت از من
مرا آزاد کرد از بود من آهسته آهسته
به عشقت دل نهادم زینجهان آسوده گردیدم
گسستم رشته جان را ز تن آهسته آهسته
ز بس بستم خیال تو تو گشتم پای تا سر من
تو آمد خرده خرده رفت من آهسته آهسته
موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: آن مرحله هم که شیطان در بهشت وسوسه کرد، باز وسوسه به آدمیت بود زیرا آدم به عنوان شخص، با زندگی دنیایی شروع میشود. موفق باشید
