بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
24896
متن پرسش
سلام علیکم: استاد بزرگوار بنده چند وقتی است که محبتم نسبت به خدا زیاد شده ولی محبتم نسبت به اطرافیان و دوستان خوبی هم که داشتم کم شده، البته وظیفه ام را در قبال آنها و خانواده انجام می دهم و نمی‌گذارم کمبود محبت احساس کنند، خواستم بدانم این حال بنده خوبه یا درآمد اشکالی است، ملاک و معیار اگر دارد بفرمایید، ترسم از این است که با محبت خدا در دام شیطان افتاده باشم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: باید سعی کنید از منظر محبت به خدا به خلقِ خدا محبت بورزید در آن حدّ که مثل جناب ابوالحسن خرقانی به همه‌چیز نگاه کنید که گفته بود: «هر که در این سرا در آید نانش دهید و از ایمانش مپرسید، چه آن‌کس که به درگاه باریتعالی به جان ارزد البته بر خوان بوالحسن به نان ارزد.» موفق باشید

24537
متن پرسش
سلام استاد عزیز و بزرگوار: خداوند بهتون سلامتی و طول عمر بده، خداوند شما رو برای ما حفظ کنه پدر معنوی خیلی عزیز. استاد بنده اصلا نمیتونم درک درستی از توحید افعالی داشته باشم، مدت زیادی هست که ذهنم رو درگیر کرده و خیلی دوست دارم واقعا اونجوری که هست درکش کنم، اما هر چی جستجو کردم و مطالعه کردم بازم قانع نشدم و نتونستم با توضیحاتشون کنار بیام، بعضیا اینجوری تعریف کردن که خداوند اراده کرده که ما با اراده خودمون کار انجام بدیم و این یعنی توحید افعالی، خوب این چه امید و ذوق و شوقی برای بنده از خدای فعال مایشاء باقی میذاره؟انگار همون اول خلقت خداوند مثل یک برنامه نویس یه برنامه مدون رو نوشته و دیگه خودش نشسته کنار و اون برنامه با بازیگراش در حال اجراست و خداوند اصلا دخالت خاص و مستقیمی نداره، استاد اگر این توضیحات برای اینه که جبرو رد کنن بنده به جبر راضی ترم تا همچین اراده ای که بیشتر به تفویض میخوره و بیشتر انسان احساس تنهایی و بیکسی میکنه، بنده دوس داره بشنوه که آره خدای تو همیشه ی همیشه با تو هست و دارد خدایی میکنه و نقشش پر رنگه پر رنگه. استاد من از تعریف هایی که از توحید افعالی میشه و نقش خداوند رو کم رنگ میکنن که برچسپ جبریون بهشون نخوره گریزانم، اینا روح محتاج و فقیر منو جواب نمیده. من میخوام با همه وجود درک کنم که فقیر و ضعیف و ذلیل خدا هستم. این احساس بودن من، منو عذاب میده.
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: توحید افعالی، دانستنی نیست، یافتنی است. مباحث عرفانی می‌تواند متذکر این امر باشد که انسان آن را بیابد. إن‌شاءاللّه بحث سوره‌ی فتح بتواند بابی در این مورد برای شما بگشاید. عجله نکنید، چیز کمی نیست که ارزان بدهند. موفق باشید

24384
متن پرسش
سلام علیکم: استاد بزرگوار. حقیر در حالتی قرار دارم که در محل کار و یا محافل خانوادگی افرادی شروع به اشکال در دین و حکومت اسلامی می کنند. و با ندایی درونی سکوت می شکنم و به مدد الهی در بیشتر موارد آنها را متقاعد می نمایم. اما آنها با اشکال و شبهه ای جدید در روز بعد به همان منوال ورود به بحث و جدل می نمایند و پاسخ مجدد من در طی چندین سال مرا خسته کرده، و وجودم را می آزارد. از طرفی سکوت نمی توان کرد و از طرفی با شروع بحث با این انسانها (که تعدادشان هم بسیار زیاد شده) دلگیر و مبقوض می شوم. از طرفی در کتاب رمضان دریچه رویت در باب شرط رسیدن به روزه واقعی لذت سکوت و بیان داستان حضرت مریم مرا به شدت به چالش کشید، چه کنیم؟ با زخم زبان ها، با کجی ها، با دغدغه اثر گذاری بر قلوبی که شاید بیدار شوند، با سکوتی که در نشکستنش لذت و در شکستنش قبض حاصل می شود. چه کنیم استاد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: تنها وقتی که انسان‌ها مایل و آماده‌ی شنیدن حقیقت باشند باید با آن‌ها در این موارد سخن گفت وگرنه موجب مراء خواهد شد که در آموزش‌های دینی ما از آن نهی شده است. در هر صورت اگر زمینه‌ی هدایت طرف مقابل نیست و گرفتار ذهنیات لغو خودش می‌باشد، در این موارد به ما فرموده‌اند: «إِذا مَرُّوا بِاللَّغْوِ مَرُّوا كِراماً» یعنی چون با سخنان لغو روبه‌رو شدید بزرگوارانه از آن بگذرید. ملاصدرا «رحمةالله‏ عليه» در دومين نكته از نكات نشانه‏ هاى الهام ملك و وسوسه شيطان مى فرمايد: «جدال و ستيز و نظرنمايى همه از وسوسه‏ هاى شيطانى است و دقّت و آرامش و تدبّر، نشانه الهام ملك است، همچنان‏كه بى حوصلگى در درك معارف الهى ريشه در وسوسه‏ هاى شيطانى دارد». خودتان تجربه كرده‏ ايد كه روحيه شيطان، ستيز است و خودنمايى. او در مقابل خداوند كه فرمود به آدم سجده كن، گفت: «انَا خَيْرٌ مِنْه»؛ من بهتر از آدم هستم، چون من از آتشم! هر وقت ديديد دغدغه توجه به حق و اطاعت از حق نداريد، بلكه دغدغه استعلاء و بزرگ‏ كردن خود را داريد تا با بزرگ‏ كردن خود از سبك‏ شدن خود جلوگيرى كنيد، بدانيد كه كارتان شيطانى است و حتماً سبك مى شويد، چون خداوند در مقابل اين كار به شيطان فرمود: «انَّكَ رَجيم»؛ تو از مقام قدس و كرامت بيرون شدى. در روايت از حضرت اباعبدلله عليه السلام داريم: «هر كس مجادله و ستيز را ترك كرد، در واقع ايمان خود را محكم كرده و همراهى دين خود را نيكو داشته و عقل خود را صيانت نموده».[1] چون با ترك جدال و ستيز، قلب آماده الهام ملك‏ مى شود، در آن حال انسان اصلًا جدال و ستيز نمى كند. بعضى مواقع مى خواهيد موضوعى را ثابت كنيد كه حق است، و روشن كنيد رقيب شما بر باطل است، امّا چون روش تان شيطانى است و حالت جدال و ستيز به خود مى گيريد، نتيجه لازم را به ‏دست نمى آوريد، هرچند منطق شما حق بود. در اخلاق اسلامى داريم كه ستيزه و مراء حرام است. امام صادق عليه السلام مى فرمايند: «الْمِراءُ داءٌ دَوِيٌّ وَ لَيْسَ فِي‏الْانْسانِ خَصْلَةٌ بِشَرٍّ مِنْهُ وَ هُوَ خُلْقُ ابْليسَ وَ نِسْبَتُهُ فَلايُماري في ايِّ حالٍ كانَ الّا مَنْ كانَ جاهِلًا بِنَفْسِهِ وَ بِغَيْرِهِ مَحْرُوماً مِنْ حَقايِقِ الدّين»؛[2] جدال و ستيز دردى است بسيار سخت و در انسان، هيچ خصلتى بدتر از آن نيست، و آن صفت ابليس است و منشأ اين صفت اوست، مجادله و ستيز نمى كند در هيچ حالى مگر كسى كه جاهل به نفس خود و جاهل به غير باشد، و از معارف و حقايق دين محروم باشد.» مراء و جدال ما را در معرض ستيزه‏ هاى شيطانى قرار مى دهد و قلب ما را مشغول مى كند، آن ‏وقت نور الهامات ملك در ما مى ميرد، براى همين بعد از مدّتى، عبادت شما تاريك مى شود و ديگر آن صفاى معنوى در روحتان نيست. ريشه ی ‏اين تاريكى را بايد در جدال‏ها و ستيزهايى پيدا كنيد كه شيطان شما را بر آن‏ها واداشته است. نظرنمايى؛ نيز از وسوسه ‏هاى شيطانى است يعنى بخواهيم فكر خود را به رخ بقيّه بكشيم كه اين يك نحوه «رياء» در كلام است و در قيامت به شخص مرائى يا رياكار در نزد ميزان گفته مى شود: ثواب عمل خود را از كسى بگير كه براى او آن عمل را انجام دادى. مسلّم دست او در آن حال خالى خواهد بود، و اين بلايى بود كه شيطان بر سر او آورد، چون مى خواست همچون شيطان به همه نشان دهد: «انَا خَيْرٌ مِنْه». يك ‏وقت مى خواهيم حق ‏نمايى كنيم، در آن صورت بدون مطرح كردن خود، فقط حق را مى نمايانيم و هر چه كمتر خود را مطرح كنيم، بهتر توانسته‏ ايم حق را بنمايانيم. پيامبر خدا صلى الله عليه وآله وسلم خودِ حق برايشان مهم بود و نه استعلاى بر بقيه. حق به‏ خودى خود استعلاء دارد، ولى آن استعلاء و برترى كه ما براى خودمان اراده كنيم براى‏ ما ستيز و شيطنت به همراه مى آورد، ولى اگر خود را زير پا بگذاريم و برتر بودن حق را اراده كنيم برترى حقيقى كه همان حق است در صحنه مى ماند. «كَلِمَةُاللهِ هِيَ العُلْياء»[3] يعنى كلمه و سنّت «الله» تنها و تنها برتر است و بايد انسان‏ها برترى خدا را بخواهند، نه برترى خود را، اگر برترى خود را خواستند، در واقع از برترى حقيقى جدا شده و گرفتار پستى و خوارى شده‏ اند. كسى كه اهل ستيز و جدال است، عملًا خوارى و پستى را طلب كرده است. اگر برترى حق را بخواهيد در مقام تواضع قرار مى گيريد، ولى اگر برترى خود را خواستيد همان برترى، شما را خراب مى كند. مثل اين است كه شما آب را مى خواهيد تا خانه مردم را خراب كنيد، شما عملًا خود آب را نمى خواهيد، بلكه خرابى خانه مردم را مى خواهيد، ولى اين خراب كردن را از طريق آب انجام مى دهيد، اين ديگر آب‏ خواستن نيست، همچنان‏كه برترى خود را خواستن، برترى نيست، برترى ما به عبوديت ما است، خداى ما كه برترى اش در قلب ما براى ما پيدا شد و عظيم بودن او براى ما جلوه كرد، اين بايد براى ما شيرين باشد و نه برترى خودمان. اين از بحث‏هاى دقيق انسان‏شناسى است كه لازم است در جاى خودش دنبال شود. همین‌قدر بدانید که «مراء» ما را از گفت‌وگوهای ثمربخش محروم می‌کند. موفق باشید

 


[1] ( 2)-« مصباح‏الشريعه»، باب مراء، حديث دوم.

[2] ( 1)-« مصباح‏الشريعه»، باب مراء، حديث اوّل.

[3] ( 1)- سوره توبه، آيه 40.

23957

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم و رحمت الله استاد طاهرزاده عزیز: از طرف گروهی از دانشجویان در دانشگاه امام صادق علیه السلام از شما سوالی داشتم. رشته علوم قرآن و حدیث. نمی دانم اطلاع دارید یا نه. اما این رشته طوری سرفصل بندی درسی شده است که بیشتر به علوم پیرامونی قرآن و حدیث می پردازد مثل تاریخ قرآن، تاریخ حدیث و تفسیر مصطلح الحدیث و ... و بسیار کم به خود قرآن و حدیث مثل مباحث معرفتی که شما مطرح می کنید می پردازد. قرار شده است یک هسته مطالعات قرآنی و حدیثی در گرایش ما ایجاد شود تا از آن فضا هم دور نشویم. لیکن چون در گرایش ما این هسته قبلا نبوده است تجربه ای در این زمینه نداریم. می خواستیم نظر حضرتعالی را درباره اینکه این هسته مطالعاتی چه سازوکاری داشته باشد بدانیم. ضمنا نظرتان درباره اینکه دانشجویان این رشته چگونه مطالعات قرآنی و حدیثی خود را ناظر به جامعه قرار دهند، چیست؟ ممنون
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر می‌کنم جزوه‌ی «روش کار با تفسیر المیزان» که بر روی سایت هست و مقدمه‌ی علامه طباطبایی در تفسیر المیزان بتواند راه‌کار مهمی را که متوجه شده‌اید در مقابل شما قرار دهد. موفق باشید

23543

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و عرض ادب و احترام خدمت استاد بزرگوار: من به دنبال رفع یکسری از مشکلاتی که داشتم و به لطف یکی از دوستان مباحث شما را در مورد خطبه متقین گوش دادم و عمل کردن به آن زندگی مرا از بیهودگی که بود نجات داد، بعد از آن مباحث شما به ترتیب در مورد معرفه النفس، سلوک ذیل شخصیت امام خمینی (ره) را با گوش جان شنیدم و اکنون مباحث ندای بی صدای انقلاب، جهود عقل وجهل را دنبال می کنم، غرضم از گفتن این مطالب این است که با توجه به اینکه بنده طلبه نیستم و تحصیلاتم از زیر شاخه های علوم پزشکی است ولی تمایل شدیدی به مباحث فلسفه و عرفان و هم چنین سلوک الی ا... دارم باید این سلوک را از کجا شروع کنم؟ اغلب کتابهایی که سفارش شده مثل کتابهای ملاصدرا یا محی الدین در دسترس کسی مثل من نیست حتی دانلود آن به صورت اینترنتی! من به دنبال رشته ایی برای ادامه تحصیل و کارشناسی ارشد هستم که بتوانم با ادامه آن خود حقیقی ام را بیشتر از قبل نمایش دهم و از تمام ظرفیت وجودی ام استفاده کنم با توجه به اینکه شغلم آموزش بهداشت است و هم چنین با توجه به اینکه رهبر تاکید خاصی روی مراجعه به علوم شناختی دارند و من احساس می کنم ظرفیت موفقیت در آن به من داده شده است و از طرفی توصیه می شود من رشته ایی مطابق شغلم یعنی ارشد آموزش بهداشت بخوانم، برای نجات از این سردرگمی پیداکردن راه درست راهی غیر از نظرخواستن از شما استاد بزرگوارم به ذهنم نرسید، پیشاپیش از عنایت شما کمال تشکر را دارم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر می‌کنم بهتر است که رشته‌ی خودتان را دنبال کنید و در کنار آن، مباحث سیر مطالعاتی را پی بگیرید و جلو بروید تا در مباحث «معاد» و شرح ۷۰ و چند جلسه‌ای آن إن‌شاءاللّه به مطالبی دست بیابید. موفق باشید

22630

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام و خدا قوت خدمت استاد جانمان: استاد به لطف خدا در اداره دولتی مشغول کار هستم و اصلا با مردم سرو کار نداریم. استاد سوالم اینه که خیلی خیلی بی عدالتی میشه و پارتی بازی. طرف داره ظلم میکنه اما اصلا قبول نمیکنه تازه گاردم میگیره تبعیض خیلی زیاده. یک دوست خوب دارم تقریبا همفکر هستیم، می گوید باید از سیستم بریم بیرون. میگه ما هم در آینده مثل اونا میشیم. دغدغه ی نسل ما عدالت ولی اونا حرفش رو می زنند ولی درست عکسش عمل می کنند. متاسفانه منم فکر می کنم سیستم عریض و طویل اداری تا آخر این مشکلات داخلش هست و خیلی ها به خاطر تفکر من باهام بد شدن. همه حدیث میخونند و از خدا دم می زنند ولی ظاهریه. استاد وظیفه ما چیه در این زمانه سخت؟ ممنون التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظرم به جای ترک اداره، سعی بفرمایید بدون مشاجره با همکارانتان در انجام وظیفه بدون هیچ‌گونه حق‌کشی تلاش کنید. آینده، آینده‌ی حضور نسلی است که با امثال شما هم‌فکری دارند. موفق باشید

22234

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: در سخنرانی های استاد قبلا شنیده بودم که این جمله را که مسیحیت می گوید اول ایمان بیاور بعد خواهی فهمید از قول یکی از بزرگانشون می فرمودند. اسم اون قائل و سند این جمله رو می خواستم زحمت بکشید. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: جناب کاپلستون در تاریخ فلسفه‌ی غرب خود این موضوع را آورده است و بنده در جزوه‌ی «تاریخ فلسفه‌ی غرب» از ایشان این‌طور نقل نموده‌ام:

مى‏ گويد: تفكر وسيله‏ اى است براى يارى به كسانى كه ايمانشان ضعيف است. اينان محتاج راه‏ هاى باريك‏ تر و ناهموارترى هستند كه مردان مقدس از روى آن‏ها به پرواز مى گذرند بى‏ آن‏كه اعتنايى به آن‏ها بكنند و يا گام در آن‏ها بنهند، اين مردان بزرگ استدلال‏ هاى لرزان بشرى، بلكه در ميان آتش سوزان عشق الهى از هر تزلزل و ترديدى پاك شده‏ اند ... از اين رو مى ‏گويد: «بينش پيدا كن تا بتوانى ايمان به دست آورى، ايمان به دست آر تا بتوانى بينش و خرد بيابى.» چراكه ايمان چيزى نيست جز تفكرِ همراه با تسليم و قبول، كسى كه نتواند تفكر كند ايمان نمى‏ يابد. از اين رو خرد را دوست بدار، ولى بى ‏ايمان بينش به دست نمى‏ آيد و سخن اشعياى نبى‏ درست است كه مى‏ گويد: «اگر ايمان نداشته باشيد بينش نمى ‏يابيد» بينش ايمان را از ميان نمى ‏برد، بلكه استوارترش مى‏ كند. موفق باشید

20719
متن پرسش
با سلام: در جایی فرمودید که ما باید جایگاه فکری هر یک از گروه های فکری که ذیل انقلاب فعالیت می کنند را بشناسیم، چرا باید حتما بدانیم که هر گروه چگونه فکر می کند و خاستگاه فکری اش کجاست، این کار چه کمکی به ما می کند؟ ما می توانیم در آن جایگاه فکری خودمان ذیل انقلاب به فعالیت ادامه دهیم و آنها را هم به عنوان گروه های فکری دیگر بپذیریم. اگر این امر ضرورت دارد راهکار رسیدن به آن چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: روح یک تاریخ جلوه‌ها و زوایای مختلفی دارد. وقتی جایگاه فکری خود را درست درک می‌کنید که نسبت آن را با سایر افکار بدانید، آن‌هم نه این‌که بخواهید به افکار دیگران گیر دهید، در این صورت به وسعت لازم در تفکر دست نمی‌یابید. موفق باشید  

20613

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
درود محضر استاد گرانقدر طاهرزاده: سوالی در مورد مساله اذهان دیگر پرسیدم حضرتعالی بیان کردید که اطلاعاتی در این زمینه ندارید سوال این است که بالاخره ما پاسخ این سوالات را در کجا و از که بیابیم ظاهرا باید دست به دامان فلسفه غرب شد لکن احساس من اینست که این فلسفه از پس شکاکیت برنمی آید و فلسفه اسلامی هم که چندان وارد این مسائل نمی شود و با گفتن اینکه مساله بدیهی است صورت مساله را پاک می کند چند سال پیش در پاسخ سوالم بدین مضمون فرمودید بر سر در فلسفه نوشته اند هر کس مساله شک خویش را حل نکرده وارد نشود اما اگر فلسفه ما بعد الشک است 1. چه علمی متکفل ماقبل است؟ 2. سخن افلاطون چگونه توجیه می شود که فلسفه با حیرت آغاز می گردد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: قبلاً این‌طور جواب داده شد: باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که متوجه‌ی آن نکته‌ی مهم از افلاطون هستید، که حیرت یعنی توجه به امر واقع و توجه به اضلاع گوناگون آن؛ ولی موضوعی که مطرح می‌فرمایید اصلاً چیزی نیست که قابل تفکر باشد، یک توهّم است که هیچ‌وقت یک خردمند، ذهن خود را مشغول آن نمی‌کند تا از اندیشیدن که اندیشدن به امر واقع است، محروم شود. موفق باشید

31390

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم و رحمت الله: عزاداری هاتون قبول‌. استاد جان در جایی خواندم که آیت الله بهجت رضوان‌الله علیه در مورد رویداد شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها و ضرب و جرح ایشان دیدگاه متفاوتی دارند، شما اطلاع دارید نظر ایشان چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نه. موفق باشید

31270

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
عرض سلام و ادب و احترام، وقتتون بخیر: در آخر پاسخ به سوال ۳۱۰۲۳ فرمودید که صحبتی که آیت الله حسن زاده حفظه‌الله در رابطه با نکاح نور حضرت علی (ع) به عنوان‌ عقل کل و صدیقه طاهره (س) به عنوان‌ نفس کل و بوجود آمدن همه ی عالم از اون فرمودند، تشبیه خوبی از ایشون هست در حالی که علامه می فرمایند اتحاد این دو نور در عوالم بالا یک حقیقت هست که عالم را بوجود آورده. آیا فرمایش حضرتعالی ناظر به حقیقتی است که در حدیث شریف اولنا محمد، اوسطنا محمد، آخرنا محمد (ص) آمده می باشد؟ یعنی اینکه صدیقه طاهره (س) چون انسان کامل هستند مظهر همه ی عوالم وجود از عقل اول و عقول کلیه و نفوس کلیه و... می باشند مانند امیرالمومنین (ع) و بقیه معصومین (ع) و نیازی نیست ایشان را فقط مظهر نفوس کلیه بدانیم؟ سوال دوم، بنده مباحث معاد امام (ره)، مباحث معاد بازگشت به جدی ترین زندگی، ده نکته در معرفت النفس، رساله الولایه، بعضی تفاسیر و تا حدودی حرکت جوهری و برهان صدیقین، معرفت النفس و حشر حضرتعالی را گذراندم و می خواستم اگر حضرتعالی صلاح بدونید فصوص را هم با صوت کلاس پربار حضرتعالی بگذرانم، متاسفانه در سایت در دسترس نیست، و ایمیل هم با بخش ارتباط با ما، زدم پاسخ نگرفتم، شهرستانی هستم، جناب آقای نظری را هم نمی شناسم. با تشکر از زحمات بی دریغ حضرتعالی، اجرتون با امیرالمومنین (ع)
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. بحث در مظهریت حقایق محمدی «صلوات‌الله‌علیه‌وآله» است که حضرت زهرای مرضیه «سلام‌الله‌علیها» مظهر نفس کلّی و علی مرتضی «علیه‌السلام» مظهر عقل کلّی می‌باشند، وگرنه در مقام ذات، همه در یک مقام می‌باشند. ۲. شماره تماس آقای نظری 09136032342 می‌باشد. خوب است که با ایشان تماس بگیرید و بنده نیز این پیام را جهت آمادگی ایشان برایشان می‌فرستم. موفق باشید

30691
متن پرسش
بسمه تعالی سلام خدای با نهایت را از اعماق قلب بی نهایت من پذیرا باشید. با تشکر از پاسخ قبلیتان و عذر تصدیع خدمت استاد عرض می‌نمایم که پاسخ شما بار دیگر مرا به تامل فرو برد. ادله را بررسی کردم در پاسخ شما اندیشیدم و نتیجه را با استاد در میان می گذارم. از عین وجود بودن بی نهایتی بیرون نمی آید هرچه هست اوست درست. اما که گفته هست ها بی نهایت است این مساله نیاز به اثبات دارد. دقیقا مانند ابعاد عالم ماده است که تا کنون هم ثابت نشده است که بی نهایت است یا کرانمند. درین عالم ماده هم هر چه پیش رویم عالم ماده است ولی این اثبات نمی‌کند که ابعاد عالم بی نهایت باشد بله با برخی براهین چون برهان ترسی، سلمی، حفظ النسبه و... برخی سعی در اثبات تناهی ابعاد داشتند و برخی دیگر ابعاد را بی نهایت می‌دانند بگذریم از این مسائل جدل الطرفینی کانتی. در مورد ادله بی نهایتی خداوند آنچه من دیدم این بود که عموما تحقق بی نهایتی بالفعل را در عالم واقع پیش فرض یا امر مسلم می گیرند بعد می گویند اگر حق بی نهایت نباشد کمالی از وجود او خارج است در حالیکه ما گفتیم هر چه کمال هست در خداست اما کمالات بی نهایت نیستند بنابرین خداوند کل هستی، عین وجود، عین کمال و .. است اما اینکه کمالات بی نهایت هستند نیاز به دلیل داریم لهذا لطف کنید دلیل اینکه کمالات بی نهایت هستند را بیان کنید و چون در کبرا یعنی هر چه کمالست اوست مشکل ندارم. بنابرین حاج اصغر صغری را ثابت فرمایید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: باز به سراغ «برهان صدیقین» باید رفت و این‌که خداوند عین «وجود» است و نقص، عدم است پس وجود، کمال است و خداوند عین کمال است و عین کمال، یعنی بی‌نهایت کمال. موفق باشید

29199

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام نظر شما در مورد این یادداشت چیست؟ شجریان خواننده ای ظاهراً سنتی و باطناً مدرن بود. خواننده در اینجا هم به معنی تلفظ کننده و هم به معنی فهمنده است. او اهل اندیشه بود و به معنای عمیق کلمه به خوانش متون ادبی اقدام کرد. اما درک شجریان از عرفان تا چه حد عمیق است؟ آیا آنچنانکه بسیار گفته اند او رابط دوران معاصر با ادبیات کهن بود؟ آیا او‌ حافظ و مولوی را در روزگار معاصر زنده نگه‌داشت؟ شجریان در مستند شبکه صدای آمریکا (۷ مهر ۹۵) در مورد مولانا سخن می گوید و در جایی می شنویم: کسی که می گوید فارغ از کفر و‌ دینم را چرا امامزاده کردند؟ مولوی برعکس رفتار کرد. او‌ این شعر مولوی را می خواند:بیرون ز کفر و دینیم برتر ز صلح و کینیم / نه در فراق و وصلیم رو نام ما دگر کن اما آیا منظور از بیرون کفر و دین، انسان گرایی است؟ عرفان نظری سخن از توحید می گوید: انسان هم ذیل توحید معنا دارد ولی در اندیشه مدرن برعکس است و خدا با انسان معنا می شود. مولوی و‌ حافظ اهل عرفان بودند و عشق را در سایه خداوند معنا می کردند. حافظ رند بود یعنی کسی که  آنچنانکه ظاهرش نشان می دهد نیست. اما برخی مدعیان از جمله خواننده ظاهرا سنتی و باطنا مدرن، حافظ را بر اساس ظاهر اشعارش قضاوت می کنند. حافظ و مولوی و دیگران اگر از دین گذر کنند برای سپردن آن به یار است و این لازمه گذر از ظاهرگرایی است. در تفکر شیعی هم ظاهر در سایه باطن قرار دارد و اگر لازم باشد دفتر (قرآن کاغذی) فدای یار (قرآن ناطق) می شود. این قرآن ناطق در آخرین فراز وصیت خود به فرزندش گفت: اسْتَوْدِعِ اللهَ دِینَکَ وَدُنْیَاک. دینت را به خدا به ودیعه بسپار. این وصیت را حافظ به قول رسا فاش گفته است. امامزاده، هم می تواند مظهر دینداری عامه پسند باشد و هم‌ مظهر دین باطنی عاشقانه. شجریان از شعر مولوی که می گوید: من زتقدیرم و تقدیر از ذات من است نتیجه می گیرد که تقدیرت را خودت می سازی به دنبال تقدیر نباش! او «من» را انسان تعریف می کند که هم درست است و هم غلط. انسان وقتی قادر دو جهان است که با خدا باشد. این سخن مولوی جمع بین جبر و اختیار است. عرفای ما از یک سو دعوت به تسلیم کردند و گفتند بر ما در اختیار نگشادست و از طرف دیگر به دنبال برهم زدن چرخ بودند. ولی شکافتن فلک و طرحی نو در انداختن با شب و آه فراهم می شود نه به تعبیر شجریان با گردن کلفتی!
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خوش‌سلیقگیِ آقای شجریان آن بود که اشعار اصیل فرهنگ ایرانی و خرد اسلامی را انتخاب و با صدای خوب می‌خواندند و مردم از آن جهت که آن صدا آن‌ها را به آن خرد و فرهنگ متصل می‌کرد؛ مورد احترام قرار می‌دادند و نه آن‌که گمان کنیم آقای شجریان خود به خود نیز در وادی‌های حکمت و عرفان قدمی داشته باشند. البته خوش‌سلیقگی و خوش صدایی ایشان بحث دیگری است. موفق باشید

28378

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
عرض سلام و ادب و تبریک ولادت اخترتابناک امامت، عالم آل محمد، علی بن موسی علیه السلام: استاد عزیز شاید با این سوال وقت شریفتان گرفته شود، ولی نظر حضرتعالی برایم بسیار با ارزش و راه گشاست. بحث زبان شناسی در اصول فقه هست بین اصولین (رحمة الله علیهم) که واضع الفاظ چه کسی است (با نظر به اینکه وضع لفظ به دو نحو تعینی و تعیینی (=در اثر کثرت استعمال لفظ پدیدار شد) اقوال مختلفی بیان شده است من جمله قول آخوند خراسانی (ره) که قائل به وضع الفاظ توسط خداوند سبحان هستند و قائلین به این قول به بعضی از آیات قرآن استناد می کنند: «خَلَقَ الاْءِنسَانَ، عَلَّمَهُ الْبَیان» حال نظر استاد عزیزم در این بحث چیست؟ و چه کتاب یا استاد رو برای پیگیری و شروع مباحث زبان شناسی پیشنهاد می فرمایید؟ و اصلا برای فهم بهتر آیات و روایات و استنباط احکام، نیازی به دنبال کردن این مباحث هست یا خیر؟! خداوند بهترین برکاتش را به واسطه حضرت ثامن الأئمه علیه السلام نصیبتان بفرمایند.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث در این موضوع مفصل و مفید است. مسلّم سخنان فاخر، القائات ربّانی می‌باشند و این غیر از سخنان روزمرّه است که عموماً القاء وَهمیات است. امروزه در مباحث فلسفه‌ی زبان نکات بسیار مهمی را به میان آورده‌اند. عرایضی در جلسه‌ی دوم کتاب «گوش‌سپردن به ندای بی‌صدای انقلاب اسلامی» و جلسه‌ی یازدهم شرح «مناجات التّائبین» از مناجات خمس عشر شده است که البته جلسه یازدهم هنوز در دست ویرایش است. موفق باشید

28334

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: استاد اینکه علما می گویند اعمالتان را هدیه به اهل بیت (ع) کنید، دقیقا شامل چه نوع از اعمالمان می باشد؟ و آیا اگر الان بخواهیم اعمالی که در گذشته انجام داده ایم را هدیه به اهل بیت (ع) کنیم می شود؟ و فلسفه این هدیه دادن چیست و چه رابطه ای بین هدیه دادن اعمال به اهل بیت (ع) و ما وجود دارد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در اعمال عبادی، شخصیت آن عزیزان را مدّ نظر قرار دهید و در افق شخصیت آن‌ها، آن اعمال را انجام دهید. فکر می‌کنم در مورد اعمال گذشته چندان مؤثر نباشد زیرا در وقت خود نیّت آن‌ها را کرده‌اید. کتاب «چگونگی فعلیت‌یافتن باورهای دینی» همراه با شرح صوتی آن که در سایت هست، در این رابطه حرف‌هایی دارد. موفق باشید

27993
متن پرسش
با سلام: با توجه به اتفاقات اخیر در مورد کشته شدن آسیه پناهی (زنی که در کرمانشاه بعد از حمله ماموران شهرداری کرمانشاه، فوت کرد) و سکوت حضرت آقا تا به حال آیا به عدالت ولی فقیه ضربه نمی زند؟ که این تنها نیست حقوق های نجومی که در صدا و سیما داده شده، رفتاری که بنیاد مستضعفین در این چندین سال پیش گرفته است، و حتی ستاد اجرایی فرامین امام خمینی (ره)، کشته شدگان آبان ۹۸، تمام این مسائل جمع شده و این فکر که ولی فقیه حاضر عدالت ندارد، حداقل در حد یک سخنرانی، که حتی اختیارات رهبری در این موارد بیشتر هم هست. و آخر این که انقلاب چه تفاوتی با حکومت اسرائیل دارد؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده همین حساسیت‌های ولیّ فقیه است که بحمداللّه نظام قضایی و حتی جوانان رادیو تلویزیون ورود می‌کنند، وگرنه نهادی که کرباسچی‌ها در زمان خود برای شهرداری‌ها شکل دادند به عنوان شهر زیبا، اساساً شهر یعنی محل زندگی اشراف و بقیه همه باید نابود شوند که نمونه‌ی آن را در کرمانشاه ملاحظه کردید و از آن جهت مسئله رسانه‌ای شد که خانم پناهی از دست آن‌ها دق کرد وگرنه اگر رحلت نمی‌کرد، ناجوانمردانه او را به اردوگاه می‌بردند و عین خیالشان نبود که آن زن آن‌جا اسیر باشد و فرزند و نوه‌ی او هرچه می‌خواهند شیون بزنند. امید است رحلت آن خانم مظلومه عاملی شود که ما در نظام اسلامی نخواهیم به هر قیمتی شهرهای‌مان نیویورک شود و بقیه‌ی مردم که پناه اسلام و انقلاب‌اند همه از صفحه‌ی روزگار محو گردند. آری! جرم خانم آسیه‌ی پناهی آن بود که تمام زندگی‌اش را جمع کرده بود تا یک خانه‌ی 40 متری در گوشه‌ای از شهر کرمانشاه برای فرزند و نوه‌اش تهیه کند، و خلاف کرده است. زیرا باید می‌رفت در لواسان بر خلاف مقررات کشور و به کمک شورای شهر یک زمین ۲ هزار متری از طریق رانت و باندبازی تهیه می‌کرد و برای تفریحاتش ساختمان چند طبقه می‌ساخت. آری! ساختار شهرداری ما این‌چنین شکل گرفته است و این عین سخن آقای کرباسچی است که بعد از آمدن از شهرداری تهران گفت کاری کرده‌ایم که از آن به بعد شهرداری‌ها آن‌طور که ما برنامه‌ریزی کرده‌ایم عمل کنند. آری! برادر! اگر نظام ولایت فقیه نبود بیش از آنچه هست مثل نیویورک یک ژنرال را مسئولیت ساختن شهر را دادند تا کوچک‌ترین صدا را خفه کند و ما نیز هنوز گرفتار ژنرال‌های شهرداری هستیم که روحی است حاکم بر آن نهاد، هرچند بیچاره کارگرِ لودری که آن خانه را خراب می‌کند و برای آن است که حقوق یک و نیم میلیونی‌اش را از او دریغ نکنند. بحث بر سر کارمندان شهرداری نیست، بحث بر سر روحی است که شهری برای اشراف می‌سازد و نه برای زندگی اهل ایمان. موفق باشید 

27898

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام و خسته نباشید: بنده چند سوال داشتم ازتون ممنون میشم پاسخ دهید: ۱. من می‌خواستم چندین سخنران و محقق بهم معرفی کنید که مثل شما قابل اعتماد هستند تا معارف دین و انقلاب را از آنها بیشتر یاد گرفته و بتوانم به بیشتر شبهات درباره ی اسلام و انقلاب پاسخ دهم. ۲. وقتی من با کسی درباره ی عقاید بحث می‌کنم و اطلاعات کافی در زمینه ی دفاع از اسلام و انقلاب ندارم وظیفه ی من چیست؟ نباید بحث کرد تا اطلاعاتم کامل شود یا باید با اطلاعات ناقص بحث کنم؟ ۳. در آخر چندین توصیه از شما می‌خواستم برای ما جوان های مذهبی و انقلابی که دوست دارند کار فرهنگی و روشنگری انجام دهند. ممنون.
متن پاسخ

باسمه تعالی:‌ سلام علیکم: فکر می‌کنم امثال شهید آوینی و جناب آقای محمد شجاعی و جناب حاج آقا موسویان و آقای رائفی پور و آقای یامین پور و امثال این عزیزان می‌توانند حضور تاریخی شما را به شما متذکر شوند. در مورد بحث با افراد باید سعی کرد به روش حکیمانه و در آن حدی که توانایی دارید وارد مباحث شوید. توصیه‌ی بنده دنبال کردن حدیث «ای اباذر» است. موفق باشید

26862

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: من یه دختر ۱۷ سالمه ام. دنبال راه حقیقی و درست زتدگی می گردم که تو دنیا و آخرت من رو سرافراز و سربلند کنه و عالی ترین و بهترین راه ممکن باشه. تو چند تا سایت تحقیق کردم و آدرس شما رو بهم معرفی کردن. برای یه نوجوون (که داره وارد سن جوانی میشه) چه پیشنهاداتی دارید؟ میشه یه قسمت مخصوص نوجوان ها توی سایتتون راه اندازی کنید؟ ممنون از شما
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: پیشنهاد می‌شود کار را با کتاب «جوان و انتخاب بزرگ» که بر روی سایت در قسمت نوشتارها هست، شروع کنید و سپس سیر مطالعاتی سایت را ادامه دهید. موفق باشید

26609
متن پرسش
سلام علیکم: پاسخ هایی درباره شبهه دور که ذیل بحث ولایت فقیه مطرح می شود (رهبری شورای نگهبان را منصوب می کند، شورای نگهبان صلاحیت خبرگان را تایید می کنند، خبرگان رهبر را نصب می کنند) شنیده ام اما تا حدودی به نظرم در این پاسخ ها آن نکته بایسته پاسخ به این پرسش و شبهه است وجود نداشت. حضرتعالی بعنوان پژوهشگر و متخصص و صاحب فکر در باب انقلاب اسلامی، پاسخ تان به این شبهه دور چیست؟
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: قبلا نیز عرض شد که دور، به این معنا است که مثلا «الف»، «ب» را به وجود آورد و «ب»، «الف» را و این باطل است زیرا به اصطلاح موجب تقدم شیء بر خودش می‌شود در حالی که از‌آن جهت که شورای نگهبان اجتهاد افراد را جهت انتخاب رهبر تعیین می‌کنند، غیر از جهتی است که افراد با نظر خود رهبر را انتخاب می‌نمایند. موفق باشید

26231
متن پرسش
سلام: ببخشید جناب طاهرزاده. سوالی از حضورتون داشتم. تفاوت در معنای رحلت، فوت و موت از نظر لغوی چیست؟ آیا در معنای لغوی می‌توان از این کلمات به جای شهادت استفاده نمود؟ اگر نمی‌توان استفاده نمود پس چرا آقای مجتهدی تهرانی در جلسات درس خود حین درس از رحلت امام باقر علیه السلام یا یکی دیگر از معصومین علیهم السلام استفاده نموده اند؟ یعنی ایشان به شهادت رسیدن این معصوم بزرگوار را قبول ندارند؟ نکته بعد این است که چرا آقای جوادی آملی در صحبت های خود از رحلت حضرت رسول صلی الله علیه و آله و سلم و خانم حضرت زهرا سلام الله علیها استفاده کرده اند. (در این زمینه مطلبی خوانده ام ولی هنوز سرچی در صحت انجام نداده ام) آیا این مسئله صرفا برای حفظ وحدت می باشد؟ می‌شود در این زمینه مفصل توضیح بفرمایید. التماس دعا یا علی (علیه السلام) با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: واژه‌ی «رحلت» واژه‌ی خوبی است یعنی از این دنیا به دنیای دیگر رفتن. ولی واژه‌ی «فوت» خوب نیست چون به معنای از بین‌رفتن است و قرآن در این رابطه می‌فرماید: «فَلَا فَوْتَ وَأُخِذُوا مِنْ مَكَانٍ قَرِيبٍ» فوت و نابودی برای آن‌ها نیست بلکه از مکانی نزدیک یعنی آزاد از روش‌های مادی گرفته می‌شوند. واژه‌ی «موت» به معنای مردن است. موفق باشید

25548
متن پرسش
با سلام: استاد این سوال هنوز که هنوزه با وجود پاسخهای متعددی که شنیدم ذهنم رو مشغول کرده؛ در برخی شبهات این مطلب وجود داره که چرا حجاب رو شخص با اختیار خودش نباید انتخاب کنه اینطوری نتیجه اش هم بهتره و موثرتره و از این جهت زمان پهلوی چون مردم آزادانه پوشش رو انتخاب می کردند، ایمان به حجاب عمیق تر بود. چرا باید حجاب اصل الزامی باشد و نه اختیاری. آیا استاد این مطلب درسته و واقعا دلیل موجز و مفید برای الزام قانونی حجاب چیست با وجود این قبیل شبهات؟ با تشکر.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حجاب به عنوان یک وظیفه‌ی شرعی آری، مثل نمازخواندن امری است که باید هرکس خودش انتخاب کند. ولی بی‌حجابی و حضور در جامعه با ظاهری که موجب از بین‌بردنِ روح عفاف در جامعه می‌شود؛ شبیه مست‌کردن است و در کوچه و بازار، مستی راه‌انداختن. این‌جا دیگر اسلام برای رعایت جامعه‌ی اسلامی حکم دیگری دارد و به همین جهت واجب می‌کند که باید حجاب در جامعه رعایت شود همچنان که بر کسی که می‌خواهد مشروب‌خواری کند، اجبار می‌کند در منظر و مرآ نباید چنین کاری انجام شود. مسئله‌ی خودش و خدا جداست، این‌جا مسئله‌ی حفظ جامعه در میان است. موفق باشید

24256

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و ادب خدمت استاد گرامی: می خواستم بدانم کدام یک از شرح های کتاب مصباح امام را تهیه کنم؟ شرح آقای ممدوحی یا شرح دو جلدی آقای یزدان پناه. البته ما مبتدی هستیم و خیلی از اصطلاحات فلسفی سر در نمی اوریم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظرم شرح آقای استاد یزدان پناه مطالب خوبی را به مخاطب خود متذکر می‌شود. موفق باشید

24232

مهدویتبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: چه منابعی در زمینه اثبات تاریخی حی بودن امام زمان (عج) و نسبت ایشان با امام حسن عسکری (ع) موجود است؟ منابعی که از نظر تاریخی اثبات کند فرزند امام حسن عسکری (ع) در آن زمان به عنوان امام معرفی شده و تا به الآن حی و حاضر هستند.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظرم خوب است به کتاب های (مقام واسطه فیض) و (مبانی معرفتی مهدویت) که هر دو بر روی سایت هست رجوع فرمایید. موفق باشید

23988

ورزشبازدید:

متن پرسش
سلام ازتون خاهش میکنم این پیامو ب دست استاد برسونید با سلام و عرض ادب: استاد من کتاب فرزندم این چنین باید بود شما را مطالعه کردم و الان چند ماهی میگذره و این چند ماه تماما درگیر موضوعی شدم ک تو کتابتون با عنوان علم لا ینفع مطرحش کردین. استاد من مدرس دانشگاه در رشته تربیت بدنی ام از نوجوانی به خاطر علاقه شدیدم به هیجان و فعالیت های بدنی و تخلیه ی انرژی وارد این رشته شدم اما حالا که سی ساله شدم شدیدا بین دو راهی گیر کردم که ورزش و تخلیه انرژی در این مسیر کار درستی بوده یا نه؟ این علم و حرفه شاید میتونم بگم رابطه ای با کمال انسان و رسیدن به خدا نداره من دوره ی نوجوانی خیلی پر انرژی بودم و زیاد ورزش می کردم رزمی و غیررزمی از طرفی خیلی از اخلاقامم مردونه شده که الان شوهرمم از این حالت بدش میاد و الان که صاحب فرزند شدم و می بینم که چقد نیاز به انرژی داره بدنم کشش نداره از طرفی دیگر اگر من تو اون سن و سال به سمت ورزش نمی رفتم نمیدونم با اون همه انرژی چکار می کردم. الان به شدت احساس افسردگی و رکود می کنم. راهی که پانزده ساله ادامه می دادم و هنوزم دوستش دارم و می بینم که من رو با معارف دینی مانوس نکرده نه میتونم ترکش کنم و نه میتونم در آن پیشرفت کنم. با دیدن مسابقات ورزشی پیش خودم فکر می کنم مدال گرفتن و و مقام آوردن بی معنی است ولی وقتی تبریک رهبری به ورزشکارا رو می بینم باز میگم اگه بی فایده و پوچ بود رهبر ازشون تشکر نمی کردند. استاد من واقعا بین دو راهی موندم که نمیتونم تشخیص راه درست رو بدم. و اینکه الان یه دانشجوهایم نمیدونم منصرفشون کنم از این راه یا ادامه بدند. ممنون میشم کمکم کنید
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. ورزش، امر لازمی است و در این مورد خوب است به قسمت سوم کتاب «جوان و انتخاب بزرگ» که بر روی سایت هست رجوع فرمایید. ۲. در همین زمان که همسر و فرزند دارید، نیز در عین حفظ روحیه‌ی عاطفه‌ی زنانه خوب است کار ورزشی و شخصیت ورزشی را حفظ کنید. ۳. دانشجوها را باید در عین تذکر به ممحض‌نشدن به ورزش و استفاده از معارف الهی، از ورزش باز ندارید. ۴. ورزش قهرمانی را هرکس باید با روحیه و زندگی خودش حل کند، در حدّی که مواظب باشد به زندگی‌اش لطمه‌ای نخورد. موفق باشید

23946
متن پرسش
سلام استاد: خسته نباشید. می خواستم بدونم باید چی کار کنم که دانسته هام انتخاب هام رو جهت بده. چون کتاب رو که میخونم احساس می کنم چیزی عوض نشده جز اینکه یه سری مطلب یاد گرفتم. چی شده که این دانش و دانسته باعث تغییر نمیشه. برای مثال کتاب راجع به کربلا و امام حسین میخونم ولی امام حسینی زندگی نمی کنم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: باید در بستر تاریخی که انقلاب اسلامی گشوده است، با گذشته مرتبط شویم تا آن گذشته‌ی تاریخی و دانش خود را وارد زندگیِ امروزِ خود بنماییم. موفق باشید

نمایش چاپی