بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
21868
متن پرسش
به نام خدا با سلام خدمت استاد عزیز: جناب استاد با توجه به سوال 21853 بسیار نگران و پریشانیم. استاد از کجا معلوم است که ما و حتی شما جز آنهایی که تا یک ذراعی بهشت می روند و ناگهان کتاب بر آنها سبقت می گیرد و جهنمی می شوند نیستیم؟ چه ملاکی وجود دارد چه باید کرد؟ مگر نه این است که این افراد تا قبل از سبقت کتاب مشغول عبادت و اطاعت و راز و نیاز هستند دیگر چه کاری می مانند که باید انجام دهیم؟ با تشکر التماس دعا. لطفا پاسخ در سایت
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به این‌که مبنای اصلی هر شریعتی نظر به انتخاب انسان تا آخرین مرحله دارد، عرض بنده آن است که آن کتاب هم نظر به انتخاب کلی ما دارد که در بستر آن عمل می‌کنیم. کتاب، آن شخصیتی است که ما برای خود تعریف کرده‌ایم و به آن می‌پردازیم. باید سعی کنیم بستر تحقق آن شخصیتِ مطلوب را از دست ندهیم. این یک نوع فکر انتزاعی است که چیزی جدای انسان برای کتاب در نظر بگیریم و واقعیت ندارد. موفق باشید

18974

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
آیا استاد علامه طباطبایی (ره) در المیزان مراحل تخلیه و تحلیه و تجلیه را قبول دارند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این یک موضوع بدیهی در امر سلوک است و کسی نیست که قبول نداشته‌باشد. موفق باشید

30228

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم و رحمه الله و برکاته: استاد عزیزم، شاید خاطرتان باشد سوالی از محضرتان پرسیده بودم که بنده دغدغه جامعه و نظام و فرهنگ اسلامی ایرانی را دارم و می‌خواهم در قالب سینما و انیمیشن تولید محتوا بکنم (نویسندگی) آیا از تخیل باید بهره برد یا خیر که حضرتعالی فرمودید: مگر به ما خبر نداده‌اند: «آن خیالاتی که دام اولیاست / عکس مه رویان بستان خداست»، بنده جواب خود را گرفتم اما حالا می‌خواهم بپرسم برای این دغدغه باید به کجا برسم و چه افقی را پیش روی خود ببینم؟ بنده دوستی دارم که روی حقیر تاثیر می‌گذارد، ایشان می‌فرماید اولویت باید خودت باشی و باید راه عرفان را در پیش بگیری و پیشنهاد می‌دهد بیا با هم طی کنیم، من روی اینکه باید قوی شوم و آدم منظم و صاحب اندیشه ای شوم بحثی ندارم و قبول دارم، اما حس می‌کنم ایشان می خواهند به کل مرا از این جاده بیرون آورد و وارد مسئله ابدیت و عرفان کند و ایشان می گوید سال ها بعد شاید چیزی نوشتی و... استاد بنده باید چه کنم؟ من تصوری از عرفان و مقام عرفا ندارم، آیا عرفا دیگر کاری با صنعت انیمیشن و این بحثا دارند؟ بنده نمی توانم به عنوان یک دانشجوی علوم نظری، نظریات و مباحث فلاسفه اسلامی را در قالب و سناریو داستان نویسی ارائه دهم؟ (به عنوان مثال با رویکرد و توجه به کتاب آنگاه که فعالیت های فرهنگی پوچ می‌شود و سایر آثار حضرتعالی در مورد انسان شناسی و غرب شناسی) استاد بنده پناه گاه دیگری برای پرسیدن این سوالات ندارم، لطفا به صورت خصوصی پاسخ را ارسال فرمایید، دعا گویتان خواهم بود، خواهشمندم در حد فهم سواد اندک حقیر پاسخ دهید. با تشکر فراوان.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چندان به خودتان سخت‌گیری نکنید. فکر می‌کنم اگر دو جلد کتاب «فرزندم؛ این‌چنین باید بود» را مدّ نظر قرار دهید، چندین برنامه‌ی مفید می‌توانید از آن برگیرید و إن‌شاءالله در این راستا شخصیت خودتان نیز ذیل توصیه‌ی امیرالمؤمنین «علیه‌السلام» شکل خوبی پیدا می‌کند. ساده‌ترین کارها را در این رابطه می‌توانید در کانال مطالب ویژه ببینید. موفق باشید@matalebevijeh

30082
متن پرسش
سلام علیکم: وقتی صحبت از انسان کامل می‌شود که مصداق اتم آن پیامبر اکرم (ص) و ائمه اطهار هستند آیا کامل بودن آنها از همان ابتدا طفولیت است که بعید است اینگونه باشد آنچه بنظر می‌رسد علی (ع) در سن شصت سالگی نسبت به سن چهار سالکی بسیار کاملتر است. البته منظورم مرتبه نفس آنهاست نه مرتبه عالیه آنها که ظاهرا صادر اول نام دارد ولی در هر صورت اتحاد تام مرتبه نازله آنها یعنی نفس با مرتبه عالیه آنها در بستر زمان و با تعلیم و تربیت و عمل صورت می‌گیرد لذا آن بزگان معصوم هستند اما معصوم بودن به معنای کامل بودن و مظهریت تمام اسما و صفات الهی نیست با توجه به این مطلب در هر دوره های از زندگی که باشند می‌توان آنها را انسان کامل دانست؟ و اگر جواب منفی است در چه دوره ای از زندگی خلیفه اتم الهی هستند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بعضی‌ها را که خداوند برای هدایت بشر انتخاب فرموده، از ابتدا در حفاظت و هدایت موهبی خود قرار می‌دهد و هنر آن‌ها آن است که با عبادات و رعایت دستورات شرع، آن عصمت را حفظ می‌کنند و بعضی را مثل ماها، راه جلوی‌مان می‌گذارد تا به کمال برسیم. کمال اولیای الهی حفظ عصمت آن‌ها است که بسیار کاری سخت و طاقت‌فرساست. به قول مشهور:

 

محنت قرب ز بُعد افزون است‏

 

جگر از محنت قربم خون‏ است‏

     

نيست در بعد جز اميد وصال‏

 

هست در قرب همه بيم زوال‏

     

پس در مقام قربِ الهى همواره بيم زوال و جداشدن از آن مرتبه هست و لذا براى دفع هرگونه عامل غفلت به استغفار نياز است. وقتى انسان هنوز در مقام قرب نيست مى‏‌گويد إن‌‏شاءالله مى‌‏رسم اما وقتى در مقام قرب وارد شد همواره نگرانى زوال آن حالت، او را به تلاش و عبادات بيشترى وارد مى‏‌كند و لذا مى‌‏گويد «جگر از محنت قربم خون است» حالا كه حضرت رسول (ص) به قرب و به نبوت رسيدند هر شب نماز شب برايشان واجب است، تمام مستحبات كه امامان معصوم (عليهم السلام) مقيدند انجام دهند به جهت حفظ مقام قرب است.

در این مورد خوب است به مقدمه‌ی کتاب «مبانی نظری نبوت و امامت» رجوع فرمایید. موفق باشید

29898

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
درود خدا(یان) اگر باشند بر شما باد اگر نه درود من که شاید هستم را پذیرا باشید. در یکی از سوالات دعوت به همراهی با شک دستوری دکارت کردید. لکن دکارت بنظرم در طرح شک موفق عمل کرده است اما در طرد آن فائز نیست. امهات تفکرم در سایت زیر آمده است امید با دقت مطالعه کنید و یکبار برای همیشه درست و حسابی محض رضای خدایی که نمی‌دانم هست یا نیست و اگر هست نمی‌دانم چرا رنج هارا دید و کاری نکرد. جنایات هیتلرها و ای بسا میلیونها بی گناه سوخته در کوره ها فقط گوشه ای از آلام بشرست پاسخ دهید. https://www.ajibtarin.com/strange-metaphysic/5230/%D8%A7%D9%85%DA%A9%D8%A7%D9%86-%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%AF-%D9%86%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA%D9%87-%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D9%81%D9%84%D8%B3%D9%81%D9%87-%D8%AA%D9%88%D9%87%D9%85/
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. عرایضی در جزوه‌ی ۱ از فلسفه‌ی غرب نسبت به دکارت شده است. خوب است در رابطه با دکارت به آن‌جا رجوع شود. ۲. در مباحث «عدل الهی» باید این موضوعات را حل کنید تا به گفته‌ی علامه‌ی جوادی، با چشم مهندسِ عالَم، عالَم را ببینیم. موفق باشید

29713
متن پرسش
سلام: در علم خدا و مقام احدی یا واحدی همه انسانها فقط یک حقیقت و یک عین ثابته هستند یا متکثرند؟ مثلا حسن یک عین ثابته هست و بتول یک عین ثابت؟ همچنین برای بقیه موجودات؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در علم خداوند وجود علمی مخلوقات به همان شکلی می‌باشند که در عالَم و از جمله در عالم کثرات هستند. هرچند از نظر فطرت، همه در مقام توحید می‌باشند و در شهود الهی در عهد الست، حقیقت انسان گفت: «بلی شهدنا». و از این جهت فرموده‌اند همه در امر واحدی بوده‌اند. موفق باشید

28777
متن پرسش
سلام خدمت استاد و تسلیت بمناسبت شروع ایام عزای سیدالشهداء (ع) می‌شود گفت عاشورا، تقابل تمدنی غدیر و سقیفه بود که تمدن غدیری در برابر تمدن سقیفه صف آرایی کرد و اساسا زیربنای سقیفه این بود که افراد با پاییندی به یکسری از مناسک و آداب اسلامی و رعایت دستورات اخلاقی و یکسری از شرایع اسلام، همچنان ولی از پرتو تاریخ جاهلیت بیرون نیامدند و روح تاریخی شان از تمدن جاهلی تغییر نیافت و در عین تعهد به یکسری مناسک و شرایع و آداب در روح تاریخی جاهلی و روح تاریخی که تولی به اولیاء الله نداشت و بدنبال این نبود که تمام جنبه های زندگی بشر و جامعه، توحیدی و وحیانی شود و جامعه سازی توحیدی حول محور اولیاء الهی شکل گیرد و تمام ساختارهای سبک زندگی و سیاست و زمامداری و معیشت و ارتباطات با سایر امت ها بر مبنای توحید و بینش الهی و مشی انبیاء و معرفت وحیانی باشد و این دین و توحید را از روح تمدنی و فلسفه تاریخی اش بیرون می‌برد و باعث می‌شود همچنان در تاریخ جاهلیت و تمدن غیر توحیدی و ساختارهای اجتماعی مخلوّ و منقطع از دیانت و توحید تنفس کنند.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است که می‌فرمایید. بیچاره‌ها در همین حدّ از فهم بودند که می‌پنداشتند اگر رقیب خود را در عین آن‌که متذکر توحید الهی است به قتل برسانند، می‌توانند باقی بمانند و از جهانی که اولیای الهی در آن قرار داشتند و انسان‌ها را متذکر آن می کردند؛ غافل بمانند. این، همه‌ی مصیبت جریان‌های غافل از مسیر انبیاء و اولیای الهی می‌باشد که متوجه‌ی جهان حیّ و حاضر و کیفیِ اولیای الهی نیستند. جهانی که ذات همه‌ی انسان‌ها، حقیقتاً آن را می‌طلبد و در آن مأوا می‌گزیند. بر فرض که جسد مبارک جناب مسلم بن عقیل را از بالای دارالعماره به پایین بیندازند، آیا جهانی برای آن‌ها گشوده شد و آیا بشریت را از جهانی که جناب مسلم در آن حاضر بود و متذکر آن می‌شد، بیرون کردند؟ موفق باشید     

27933

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد طاهرزاده: ۱. به نظرتون اگر بخواهیم رشته تحصیلی ما تفسیر قرآن باشد در دانشگاه (البته بنده مدرک کارشناسی غیر مرتبط دارم) چون حوزه رفتن برایم مقدور نیست آیا به نتیجه مطلوبی می شود رسید؟ ۲. آیا باید در رشته علوم قرآنی تحصیل کنم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌آید رجوع به قرآن با هر عنوانی، امروز بیش از پیش کارساز و نیاز است هرجا که می‌خواهد باشد. موفق باشید

27849

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
حضرت استاد سلام علیکم: مدتی حیران و سرگردان مباحث توحیدی و معرفت نفس بودم که خداوند متعال با لطف بی نهایتشان شناخت شما را برایمان میسر کرد. درحال حاضر مباحث توحیدی قرآن کریم و نهج البلاغه و همچنین شرح کتاب جامع السعادات را مدتی است شروع کرده ام و بنا بر توصیه حضرتعالی و به لطف و عنایت رب العالمین دعای شبانه دارم. اما متاسفانه حملات شیطان زیاد اذیت می‌کند. اگر امکان دارد برنامه عبادی توصیه بفرمایید ممنون می‌شوم. التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که در کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» عرض شده است هر اندازه ما ذهن خود را با مطالعات دقیق و عمیق و تدبّر در آیات و روایات مدیریت کنیم؛ قدرت واهمه جهت تحمیل توهّمات، کم می‌شود. در کنار این موضوع از ورزش نیز نباید غفلت شود. موفق باشید

26490

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام و عرض ادب: بزرگوار میشه مثل آیت الله نخودکی (ره) و امثال این بزرگان ما هم اذکار یا چله بگیریم و به تشرف حضرت برسیم و از ارباب بخوایم رزق و روزی بهمون بده؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چرا که نه! به رزّاقیت خداوند امیدوار باشید و از تلاش خود دست نکشید. خوب است که سری به کتاب «جایگاه رزق در هستی» که بر روی سایت هست، بزنید. موفق باشید

25730
متن پرسش
سلام علیکم: استاد شرح و مبحثی را درباره هویت غیبی و مقام هو در کتاب مصباح الهدایه بیان فرمودید. سوالم اینجاست که صفاتی مثل العلیم، الخبیر، الطیف، الکریم، القدوس و حتی صفت و مقام الله که انسان می تواند حامل و تجلی آن باشد، حادث هستند و آیا مقام هو هم حادث است یا قدیم به حساب می آید؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همه‌ی صفات الهی در ذات خود به اعتبار آن‌که نزد خدایند، قدیم‌اند و به اعتبار آن‌که برای ما ظهور می‌کنند حادث‌اند. موفق باشید

25370

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: یک سخنرانی از آیت الله تبریزیان دیدم که می‌گوید ورزش در روایات ما نیامده و اسب سواری و تیراندازی که سفارش کرده اند برای موضوعات دفاعی است. همچنین می‌گوید ورزش عمر را کوتاه می‌کند. نمی‌دانم چه بگویم. هر کس تجربه ی ورزش داشته باشد می‌داند چقدر حس سبکی و سرحالی پیدا می شود. اما اگر ممکن است روایاتی که در مورد ورزش آمده است را بیان کنید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی زندگی سراسر تلاش و همراهی با طبیعت بوده یعنی وقتی زندگی ماشینی نبود که ورزش معنا نداشت. ورزش برای جبران تنبلی‌های زندگی ماشینی است و البته این غیر از افراطی است که بعضاً پیش می‌آید. ورزش هایی که با تمرکز همراه است فرق می کند. موفق باشید

24792

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: ببخشید من می خواستم راهکارهای افزایش حیا رو بدونم. من قبل از ازدواج خیلی رعایت می کردم ولی الان راحت با آقایون فروشنده مغازه ها صحبت می کنم و احیانا سوال می پرسم‌. خیلی از این موضوع ناراحتم. اگر قبلا سوال شده من نتونستم پیدا کنم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: رعایت احکام شرع نسبت به نامحرم، ریشه در جان انسان دارد و وظیفه‌ی ما است در رعایت آن کوشا باشیم. ولی این‌که انسان در حال نیاز و مطابق دستورات شرع با نامحرم صحبت کند، ناشی از بی‌حیایی نیست. موفق باشید

22798

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: آیا امکان دارد شخصی که در دو تاریخ زندگی کرده بنا به هر دلیلی با همان تاریخ قبلی خود به سعادت برسد؟ مانند آیت الله بهجت که در جلسه یکشنبه به آن اشاره شد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است. بالاخره این بزرگان ملکات خود را در تاریخی که عملاً تاریخ آن‌ها بوده است شکل داده‌اند. به همین جهت همچنان که عرض شد نباید انتظار بیش از حدّ از آن‌ها داشت. موفق باشید

22567
متن پرسش
سلام علیکم: وقتتون بخیر. شخصی گفته کاخ ساختن هم اینقدرا که می گویند بد نیست. خود خدا کاخ ساختن را به سلیمان یاد داد. تجملات و نماکاری خیلیم بد نیست. کلی آدم از قبل همین روزی میخورند؟ چه جوابی به چنین شخصی بدهیم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! همان دینی که می‌فرماید نباید سقف خانه‌ها از سه ذرع بیشتر باشد، در مورد مساجد و حرم ائمه «علیهم‌السلام» که مظهر شکوه دین می‌باشند؛ تأکید بر بلندی و هیبت‌داشتنِ آن‌ها دارد. موفق باشید

22262
متن پرسش
سلام علیکم: در بحث جایگاه معرفت نفس در ارتباط با واقعیت از کتاب «خویشتن پنهان» استاد فرمودند در این بحث به جنبه ی وجودی نفس نظر می شود و نه به جنبه ی مفهومی و انتزاعی آن، که نظر به ماهیت و جنبه ی عدمی نفس دارد. سوال اینکه نفسی که مکان ندارد چطور ماهیت برایش تعریف می شود که توجه به ماهیت و جنبه ی عدمی باشد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌که ما به جای نظر به جنبه‌ی وجودی یک موجود، به مفهومِ آن نظر کنیم عملاً نگاه ما به آن موجود، مفهومی است چه مکان داشته باشد و چه نداشته باشد. موفق باشید

21511
متن پرسش
با سلام: با توجه به سوال 21502 خدمت سرورم عرض می کنم وقتی در زمینه اعتقادی القای شکی ولو از طرف ملک صورت پذیرد چون زیربنای فکری انسان فروریخته چگونه می توان باز عبودیت پیشه کرد تجربه ای که حقیر دارم اینست که اصلا نمی توان با تردید در اصول دین حضور قلب در نماز داشت اگر عبودیت را به معنای تحقیق علمی در زمینه اصول دین بدانید بله به این طریق می توان مرز بین خطورات رحمانی و شیطانی را یافت چون اگر شیطانی باشد پس از خطور شک یاس از رسیدن به واقع هم القا می کند ولی ملک گوید تا آخر عمر باید تحقیق کرد ولو به نتیجه نرسیم «لا ابرح حتی ابلغ مجمع البحرین او امضی حقبا» لکن اگر عبودیت را به معنای تعبد به فروع دین بدانیم خوب چگونه می توان شک داشت و باز گفت اشهد ان محمدا رسول الله آیا این شهادت دروغ و نفاق نیست «إِذَا جَاءكَ الْمُنَافِقُونَ قَالُوا نَشْهَدُ إِنَّكَ لَرَسُولُ اللَّهِ وَاللَّهُ يَعْلَمُ إِنَّكَ لَرَسُولُهُ وَاللَّهُ يَشْهَدُ إِنَّ الْمُنَافِقِينَ لَكَاذِبُونَ»
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عبادت بر مبنای فطرت الهی انسان انجام می‌گیرد و به همین جهت خداوند به رسول خود می‌فرماید: «فذکّر انّما انت مذکّر». ولی شک در موطن عقل شکل می‌گیرد به همین جهت می‌توان در عین شک عقلی با عبادات خود فطرت را زنده نگه داشت. اتفاقاً وقتی فطرت به نشاط آمد، به راحتی از ترددیدهای عقلی عبور می‌کند و ندا سر می‌دهد: «عقل، بندِ رهروان است ای پسر / وان رها کن، ره عیان است ای پسر». موفق باشید

19145
متن پرسش
سلام: استاد در مورد نیاز بشر به دین اگه امکانش هست مفصلا توضیحاتی بفرمایید. ممنونم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: کتاب «چه نیازی به نبی» که بر روی سایت هست نسبتاً به صورت مفصل این موضوع را مورد بررسی قرار داده است. موفق باشید

19104
متن پرسش
سلام: چه چیزی باعث می شود که انسان در ۱۵ سالگی به تکلیف برسد؟ زمان ۲۴ ساعته یا سالیانه که یک مفهوم انتزاعی است. بدن انسان که ماده هست و فقط ظاهرش تغییر می کند و مثلا یک سری ظواهر را مشخص می کنند و می گویند به تکلیف رسیده. و اما روح انسان که چون مجرد است ثابت است و تغییری ندارد آن چه وجی از روح است که وقتی تغییر می کند انسان احساس می کند که درکش بالا رفته و دیگر بچه نیست؟ این دقیقا چیست که تغییر می کند؟ متشکرم
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: روح است که بدن را تدبیر می‌کند و با ظهورِ آثاری از بدن معلوم می‌شود روح آمادگی انجام وظایف و تکالیف شرعی را دارد. موفق باشید

34479
متن پرسش

درود مجدد استاد عزیز: به بهانه همزبانی وجودتان با نسل ما و در ادامه پاسخ عزیز ایام البیض و امید نسبت به آینده ای روشن شعر زیر تقدیم می‌گردد:

هنوز نه

گفتم سزاست هر دم و هر گه، هنوز نه؟ / گفتی چه باک، رنج در این ره؟ هنوز نه!

 بینم به چشم، میکده‌ای را ز دور لیک/ بشنیده‌ام ز هر در و درگه هنوز نه!

 لندی که سوخت در طلبِ آفتاب صبح / بودش سؤال از خور و از مه، هنوز نه؟

گویی بسوز تا که بسازی مسیر را / گویم به دوست بی تو در این ره هنوز نه!

 مَطْلع از آنِ سیدنا الشهید باد/  آن دم که گفت در بر الله هنوز نه!               ۱۴۰۱/۱۱/۸

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! راهی در پیش داریم تا خدا را به زندگی برگردانیم تا بین زندگی و عبادات، دوگانگی پیش نیاید و تمام زندگی بوی خدا بدهد و راهی باشد به سوی او. باز باید به ایمانی برگردیم که به کمک آن ایمان بود که این انقلاب اسلامی بزرگ شکل گرفت و با نظر به این افق، ایّام البیضِ این سال حضوری است برای نظر به آینده‌ای که آن آینده «هنوز نه!». ولی به خوبی روشن است که در پیش است، با امیدواری که فوق‌العاده امروزِ ما را زنده نگه می‌دارد به آنچه به عنوان چشم‌انداز در پیش است. و ماه رجب این سال حقیقتاً می‌تواند با سه روز روزه‌داری و نماز شب‌های سیزدهم و چهاردهم و پانزدهم با سوره‌هایی که وارد شده، خود را در روشنی‌گاهِ حضور در تاریخ انقلاب حاضر کرد به همان معنایی که مولایمان حضرت علی «علیه‌السلام» و حضرت زهرا «سلام‌الله‌علیها» با عبادات آنچنانی خود تلاش کردند نهایی‌ترین حضور را در اسلامی که آغاز شده بود در جان خود به فعلیت در آورند و این یعنی حاضرشدن ذیل اراده الهی. عجیب است که این سال‌ها این اعمال برای بسیاری با اعتکاف و اعمال امّ ‌داود همراه شده است تا نتیجه اعمال عزیزان در نهایتِ آخرالزمانی‌اش به ظهور آید مانند جمع زیارت امام حسین«علیه‌السلام» با زیارت در اربعین و پیاده‌روی به سوی کربلا، که اعمال زائر را در نهایت آخرالزمانی‌اش به ظهور می‌آورد و ظرفیت بشر جدید را به انتهای آن می‌رساند. موفق باشید

30938

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام و عرض ادب: در جلد دوم کتاب مقالات آقای شجاعی پس از ذکر مطالبی در خصوص حب حضرت حق و آثار این حب در مراحل اولیه عباراتی ایشان می آورد: اينها قسمتى از آثار و احكام مراحل اوليه حب است كه ذكر نموديم. غير از اينها هم آثار و احكامى هست كه بلحاظ مراعات جانب اختصار از ذكر آنها صرف نظر كرديم. تذكر اين نكته لازم است كه مراحل اوليه حب حق به جاى خود داراى مراتب مى‏‌باشد و آثار و احكام هر مرتبه‌‏اى به تناسب آن خواهد بود. در صوت جنابعالی نیز متاسفانه خیلی دراین خصوص صحبت نشده اما بیشتر طالبان حب اللهی در این مرحله هستند و قاعدتا اگر مراتب حب اللهی در مرحله اولیه دقیق تر و کامل تر بیان می شد خیلی کمک کننده بود. اگر امکانش هست لطفا این مراتب را بیشتر توضیح فرمایید خصوصا آثار و احکام آنها و اگر امکانش نیست راهنمایی به کتابی یا شخصی بفرمایید بسیار متشکر خواهم بود.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر می‌کنم کتاب «شرح حدیث جنود عقل و جهل» از حضرت امام خمینی (ره) بتواند کمک کند. موفق باشید

29601
متن پرسش
سلام استاد: خدا قوت خیلی ممنون از اینکه بستری را فراهم کردید تا بتوانیم سوالاتی را از شما بپرسیم. استاد به نظر شما عوامل اصلی عدم ازدواج جوانان چیه؟ برای حل این مشکل باید چه کار کرد؟ راه حل شما چیه؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عوامل زیادی دست در دست هم داده که کار به این‌جاها رسیده. از عوامل بیرونی که همان نزدیک‌شدن به زندگیِ مدرن است و تنگناهایی که آن زندگی به جهت آن‌که با سنت‌های ما همراه نیست، برای ما ایجاد کرده است. اموری که غرب زودتر با آن روبه‌رو شد و گرفتار انواع بی‌بند و باری‌ها و ازدواج‌های به اصطلاح سفید شد. و از عوامل درونی این‌که دختران و پسران ما متوجه‌ی تنگناهای این روزگار نیستند و به ایده‌آل‌های خود فکر می‌کنند، به جای آن‌که همّت کنند و زندگی بسیار ساده‌ای را برای خود در نظر بگیرند و از الگوی‌مان یعنی حضرت زهرا «سلام‌الله‌علیها» و حضرت امیرالمؤمنین «علیه‌السلام» با آن زندگی ساده غفلت نکنیم. موفق باشید

28636

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم سلام و عرض ادب و تبریک عید بزرگ غدیر خدمت استاد محترم: قبل از هرچیز خدای منان را بسیار بسیار سپاسگزارم بابت کرامتی که از طریق کلام شما برای هدایت ما نموده الحمدلله ان شاءلله دایما تحت عنایات خاصه حضرت ولیعصر (عج) برکات روزافزون نصیبتان باشد. به لطف الهی با پرداختن به مطالب غدیر از جمله صوت و نوشتار و پرسش و پاسخهای جنابعالی در سایت لب المیزان مطالبی بر حقیر معلوم گردید که به رسم شاگردی با شما استاد گرامی مطرح می نمایم که در صورت صلاحدید اصلاح و راهنمایی بفرمایید جزاکم الله خیرا غدیر ظهور سنت الهی است پس از وحی: حکومت اسلامی که بر تمامی لوازم فردی و اجتماعی تا عمیق ترین مسایلش نفوذ دارد به دست امام معصوم می‌تواند اجرا شود که از طرف خداوند مامور است و غیر این نمی‌تواند ضامن هرگونه سعادتی باشد (اعم از دنیوی و اخروی به جمیع معنا) و هرکس باور کرد که فقط حکومت امام معصوم ضامن سعادت دنیا و آخرت ماست تحت ولایت امیرالمومنین علیه السلام و فرزندانش قرار گرفته و بیعت نموده و منتظر حقیقی ظهور حکومت حقه امام معصوم خواهد بود. بعد از این فهم زیبا الحمدلله دیدم که هرچی مشکل دور و برمان است ناشی از عدم فهم غدیر است گرچه ارادت به مولا داشتیم لذا دنبال هرچه به جز تحت ولایت امام معصوم باشیم حتی ریز ترین کار دنیوی از ولایت غدیر دور شده ایم و به همان میزان از سعادت انسانی که قرب الهی است دور شده ایم. امروز روز مشروطه است بر آن شدم به لطف الهی ببینم جریان مشروطه اصلش چی بوده فهمیدم در سال ۱۲۸۵ هم نارضایتی از حکومت استبدادی قاجار منجر به عدالت خواهی مردم شد به نام حکومت مشروطه و برای جلب نظر مردم از روحانیون کمک گرفته شد و شیخ فصل الله کوشید نظام مشروطه مشروعه را مطابق دین شکل دهد اما روشنفکران فراماسونر مجلس نپذیرفتند و دنبال قوانین غربی برای تدوین قانون اساسی رفتند و در نهایت پس از امضای فرمان مشروطیت شیخ فضل الله را به دار زدند. به جرم اینکه مشروعه بودن حکومت را عنصر مهمی می‌دانست، یعنی تکرار غدیر و بعد مردم فهمیدند گول خوردند و در نهایت نهضت مشروطه شکست خورد. بعد دیدم در زیارت امین الله که منصوب به امام سجاد است که برای زیارت امیرالمومنین علیه السلام خوانده اند هم اول به ایشان و هر امام معصومی عرض می‌کنیم امین الله در زمین شمایید و حجت خدایید بر مردم که جهاد کردید تا عمل به کتاب الهی و وحی پیاده گردد بعد هر دعایی که بعدش میاد یعنی در هر حالی که باشم سعادت را از خدا بخواهم و کارهایم را با دین هماهنگ کنم در فراز آخر می‌فرماید که هرچی بندگان بخواهند در پناه دین خداوند به آنها می‌دهد و در نهایت و اظهر به الحق و اجعله العلیا و ادحض به الباطل و اجعله السفلی، در نهایت ظهور حکومت حقه امام زمان (عج) حتی زیارات روزانه منصوب به ایمه یعنی هر روز خود را میهمان هدایت یک امام بدانیم و با حکومت او بر نفسمان زندگی را پیش ببریم. حتی خواندن قرآن و کلام الهی با تفسیر و تأویل و هدایت امام معصوم در زندگی ممکن است لذا «لن یفترقا» السلام علیک یا تالی کتاب الله و ترجمانه، السلام علیک یا ربانی ایاته، و غدیر و باور آن در همه لحظات زندگی یعنی باور ظهور سنت الهی حکومت معصوم بر نفوس کلیه فرد و اجتماع که فقط آن می‌تواند ما را از ظلمت دنیا به سوی کمال و سعادت آخرت راهنمایی و راهبری کند. یعنی باور حکومت حقه الهی بر عالم، یعنی انتظار حقیقی با غدیر و بیعت آگاهانه با ولایت امیرالمومنین علیه السلام و حضرات معصومین علیهم السلام شروع می‌شود تا باور ظهور و قرار گرفتن در مسیر «تحقق ظهور» حضرت حجت عج الله تعالی فرجه. السلام علیک بجوامع السلام والحمدلله رب العالمین و به نستعین.
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم:

عاشق شده ای، ای دل سودات مبارک باد ... از جا و مکان رستی، آنجات مبارک باد

از هر دو جهان بگذر تنها زن و تنها خور .... تا مُلک و مَلَک گویند، تنهات مبارک باد

ای پیشرو مردی، امروز تو برخوردی .... ای زاهد فردایی فردات مبارک باد

کفرت همگی دین شد تلخت همه شیرین شد .... حلوا شده ای کلی حلوات مبارک باد

موفق باشید

26873

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: در فضای موجود بعضی از رفقا تصمیم جدی بر حضور در اردو های راهیان نور و جهادی گرفته اند و می گویند این حلقه نباید منقطع گردد و می گویند به همان بهانه ای که در مساجد بسته شد و بسیاری از مراسمات تعطیل شد اگر ما امسال نرویم هر سال به بهانه ای محدود و تعطیل اش می کنند و در این رفتن یک احساس وظیفه می کنند. حال سوال این است که واقعا با نگاه انقلابی این حرکت ولو با رعایت کامل موارد بهداشتی درست است؟ در جواب به این گروه چه چیزی را باید متذکر شد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده نیز بسیار متأسفم که اردوهای راهیان نور تعطیل شده. ولی ظاهراً کاری نمی‌شود انجام داد زیرا اساساً امکان حضور در یادمان‌ها فراهم نیست. موفق باشید.

26569
متن پرسش
سلام و عرض ادب: استاد، به تازگی وقتی به حاج قاسم و مقبره اش فکر می کنم، گویی به امام حسین (ع) و کربلا فکر می کنم! از بس حس عجیبی است می ترسم به کسی بگویم فکر کند من خلط بین حسین بن علی و حاج قاسم کرده ام. اما نه، احساس شدید نور امامت می کنم از این جریان حاج قاسم! حس حضور امام بیش از پیش در حوالی حاج قاسم برایم دور می زند! استاد براستی من به افراط افتاده ام یا در عالَم خبری است؟ فقط دوست دارم در این مقام و به این مقام گریه کنم. جاذبه های دنیوی که آرام آرام با منازل السائرین و چهله هایش در قلبم بی مقدار می شد، بعد از حاج قاسم کل دنیا برایم رنگ باخت. خیلی گریه می کنم، خواب حاج قاسم را می بینم. بیداری حاج قاسم را می بینم. صدایش در گوشم مرور می شود ( ما ملت شهادتیم ...) زندگی ام شده حاج قاسم. گاهی با خود می گویم مرا تحمل روح بلند حاج قاسم نیست! پس حسین بن علی (ع) که بوده است! نمی توانم حتی فکرش را کنم. که از دموع آن مکتب حاج قاسم ها سر برآورده اند! خدایا علی بن ابی طالب (ع) که بوده!
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: از طرف آن مرد الهی راهی به سوی ما گشوده شده که در افق آن، جمال اولیای الهی را بهتر احساس می‌کنیم. آری! این اشک‌ها بهره‌ای از از آن اشکی است که در ذات مکتب امام حسین «علیه‌السلام» جهت لقای الهی به ما عطا شد. حاج قاسم؛ سرّ عظیم نهضت حضرت روح اللّه «رضوان‌اللّه‌‌تعالی‌علیه» است و یافتنِ سرّ، کارِ آسانی نیست. این مرد ما را «رازآشنا» کرد. در کتاب «گوش‌سپردن به ندای بی‌صدای انقلاب اسلامی» نکته‌ای در رابطه با «رازآشنایی» عرض شده است که شاید در این‌جا نیز به‌کار آید. موفق باشید

معناي زندگي با «راز»

«وجود» همه‌جا هست، هيچ‌جايي هم نيست، هيچ‌چيزي هم نيست يعني «ماهيت» و «چيز» نيست. انسان با اُنس با «وجود» در پناه چيز ديگري آرامش نمي‌يابد مگر در پناه آن ندايي از حقيقت که خداوند در مظاهري خاص با ما از آن طريق سخن مي‌گويد؛ مثل مظهري به نام انقلاب اسلامي. زيرا همان‌طور که عرض شد در آن صورت انسان متوجه‌ي طريقتي شده است که در آن طريقت در پي نشانِ چيزي است که پيدا مي‌شود ولي به سرعت دامن برمي‌کشد و مي‌گريزد و در مقابل ما منازلي را قرار مي‌دهد که بايد طي شود. معناي زندگي با راز از اين قرار است و اين نکته‌ي مهمي است که نمي‌توان از آن غافل شد و ادعاي تفکر داشت. عرض شد حججي‌ها خودشان هم ندانستند چه‌کار کردند ولي متوجه شدند بايد کاري بکنند، «برقي از منزل ليلي بدرخشيد و برفت». خداوند راهي جلوي آن‌ها گشود تا اگر مرد راه هستند بتوانند به درستي قدم در راه بگذارند. خداوند از طريق حضرت روح اللّه «رضوان‌اللّه‌تعالي‌عليه» راهي در مقابل ملت‌ها و به‌خصوص ملت ايران گشود و شهداء توانستند در آن راه قدم بگذارند. اگر پرسيده شود خصوصيات آن راه چيست، جواب مي‌شنويد شرط درک راه، رفتن در راه است، تعريف‌کردني نيست. به گفته‌ي جناب عمّان ساماني:

شرط راه آمد، نمودن قطع راه

/ بر سر رهرو چه مِعْجر چه کلاه

حتماً تجربه کرده‌ايد، همان برقي که راهي را در مقابل انسان مي‌گشايد، به سرعت دامن برمي‌کشد و مي‌گريزد ولي در مقابل ما منازلي قرار مي‌دهد که بايد طي شود تا در مسيري قرار گيريم که البته در آن مسير، تحولِ تفکر نسبت به حقيقت همواره با ما خواهد بود. اين يعني همواره در آغاز قرارگرفتن و آينده را از آن آغاز شروع‌کردن. زيرا آينده همواره برگشت به آغاز است، آغازي که با افق انقلاب اسلامي شروع شده است و در جلسات گذشته بر آن تأکيد شد که: «تفکر، بازگشتِ دائم به آغاز است». برقي مي‌درخشد و ما را متوجه‌ي حقيقتِ دوران خود که همان آغازي است که با انقلاب اسلامي شروع شده است، مي‌کند و ما را به تفکر مي‌رساند. تفکري که آينده و گذشته برايش در ميان نيست. زيرا حقيقت همواره در صحنه است.

عنايت داشته باشيد که وقتي احساس کرديد در مورد آن‌چه بايد فکر شود، فکر کرده‌ايد و تمام شده؛ آن روز را روز عزاي تفکر بدانيد. اگر به دنبال اين باشيد که چيزي بياموزيد و تمام، معلوم است راه را درست نرفته‌ايد در حالي‌که با رخدادي مثل انقلاب اسلامي راهي در مقابل شما گشوده شده است که به سوي حضرت مهدي (عج) اشاره دارد.

از طريق انقلاب اسلامي که حقيقت متعينِ اين دوران است راه به سوي امامت و قرآن گشوده مي‌شود. انقلاب اسلامي شأني از شئون وجود مقدس حضرت امام زمان (عج) است و با نظر به آن حضرت به عنوان امامِ زمان، مي‌توان از مرگ جاهليت آزاد شد و دين را درست فهميد. لذا همان‌طور که اگر کسي امام زمانش را نشناسد، بقيه‌ي ابعاد دين‌اش برايش مبهم مي‌ماند؛ -زيرا امام زمان (عج) صاحب زمان‌اند و با ايشان مي‌توان در زمان و تاريخ خود حاضر شد- انقلاب اسلامي نيز راهي است که اگر بتوانيم درست آن را پيدا کنيم، حقيقت دوران خود را پيدا کرده‌ايم و از آن طريق اُنس با همه‌ي حقايق عالم براي ما گشوده مي‌گردد

نمایش چاپی