باسمه تعالی: سلام علیکم: کتاب نمیخواهد! تنها کافی است متوجه باشیم وقتی گرفتار گناه شویم، از حضور در جهانی که سراسر کیفیت و معنویت است، محروم میشویم و با توبه و باز هم توبه، بالاخره جذبات گناهان کم میشود و در ساحت دیگری قرار میگیرید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: «تو پای به راه در نِه و هیچ مپرس / خودْ راه بگویدت که چون باید کرد». موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: عقل تکنیکی، عطای الهی است و غرب از آن خوب استفاده نکرد. مباحث «عقل تکنیکی» را همراه با جزوهی مربوطه، بد نیست دنبال بفرمایید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد در کتب فلسفی مفصلاً بحث شده است و روشن میکنند خطا در حسّ صورت نمیگیرد و در حکمی که انسانها میکنند، صورت میگیرد. به همین جهت ملاحظه میکنید چگونه انسانهای متفاوت در یک موضوعِ واحد نظرات متفاوت دارند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ظاهراً در این مورد باید به نکات دیگری نظر داشت و آن اینکه غفلت مردم از نظم عالَم به عنوان آیات الهی موجب تقلیل رحمت حضرت حق میشود که آثار آن را در وقوع زلزله یا خسوف و کسوف مییابیم و نماز آیات، برگشت به پاسداشتِ رحمت حق است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: فدایتان شوم! وقتی نگاه ایشان را نپذیرفتهام و به همین جهت نگاه دیگری را مطرح کردهام، باز باید آن نگاه را هم، من شرح دهم؟!! موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بعید است اینطور باشد که فرموده اند. زیرا اساس و فطرت انسان بر توحید و پاکی سرشته شده است و گناه؛ میهمان ناخوانده است و به همین جهت تا انسان مرتکب آن گناه نشود و ارادهی جدّی در انجام آن بهکار نگیرد؛ بر همان حالت فطری خود باقی خواهد ماند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: نباید طوری ظاهر خود را شکل دهیم که شبیه اهل فسق و فجور باشیم و از جمع مؤمنین فاصله بگیریم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: جناب آقای دکتر گلشنی انسانی دانشمند، متفکر و متعهد هستند و تا آن حدّی که در این سخن مختصر فهمیدم، حرف درستی است ولی باید تفصیل آن مطرح شود تا مورد بحث و بررسی قرار گیرد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: روح است که بدن را تدبیر میکند و با ظهورِ آثاری از بدن معلوم میشود روح آمادگی انجام وظایف و تکالیف شرعی را دارد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! آری! خودش را با خودش مییابد و این چیز عجیبی است. به امید آنکه انسان در فنای فی اللّه آنچنان فانی شود که خدا را با خدا بیابد، در همان فضایی که انسان خود را با خود مییابد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: حقیقتاً در شرایط سخت برای امتحاندادن قرار گرفتهایم بخصوص که جوانب مختلفی در میان است. البته و صد البته در اینکه مردم چیزی نمیگذرد و در رجوع به دینداری به خود میآیند؛ بحثی نیست. و در اینکه به راحتی نباید از ترس آن ویروس مساجد را تعطیل کرد هم، بحثی نیست. عمده آن است که با بصیرت مقام معظم رهبری طوری عمل کنیم که حکیمانه از این مرحله بتوانیم عبور نماییم و خرد شیعی و ایرانی خود را در این صحنه به ظهور آوریم، إنشاءالله. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. عرایضی در جزوهی ۱ از فلسفهی غرب نسبت به دکارت شده است. خوب است در رابطه با دکارت به آنجا رجوع شود. ۲. در مباحث «عدل الهی» باید این موضوعات را حل کنید تا به گفتهی علامهی جوادی، با چشم مهندسِ عالَم، عالَم را ببینیم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. تغییر سرنوشت با تغییر هویت مثل توبه ممکن است. صرف آگاهی از آینده تغییر در سرنوشت ایجاد نمیکند مانند آنکه علی علیهالسلام میدانند در آن شب شهید میشوند ولی میدانند این حضور، مطابق نظام الهی است نه آنکه مقابل آن نظام بنا داشتهباشند انتخاب و ارادهای بکنند. ۲. حضور در آینده، حضور در حقایق دورانها است مثل اخباری که در مورد آخر الزمان داریم. این غیر از آگاهی از اعتباریاتی است که مثلا آیندگان بر اساس آن کتابها مینویسند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: خداوند ایشان را برای هدایت بشر در این تاریخ پرورانده است و بدین لحاظ انسان باید با توجه به ایشان، راههای خدایی که خداوند در این زمانه در مقابل ما گشوده است را، بیابد. از مطالعهی کتاب «خون دلی که لعل شد» و کتاب «شرح اسم» که قصهی پروراندن خداوند را میتوانید در آنها بیابید، غفلت نکنید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: اولیای الهی مظلوم بودند، ولی منظلم و ظلمپذیر نبودند. باید طوری حادثه را نقل کرد که حکایت از ظلم ظالمان داشته باشد و نه ظلمپذیری اولیای الهی. از این جهت شاید انتقاد دوستتان از جهتی درست باشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی زندگی سراسر تلاش و همراهی با طبیعت بوده یعنی وقتی زندگی ماشینی نبود که ورزش معنا نداشت. ورزش برای جبران تنبلیهای زندگی ماشینی است و البته این غیر از افراطی است که بعضاً پیش میآید. ورزش هایی که با تمرکز همراه است فرق می کند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: چرا که نه! نباید از نقش موسیقی در ابتدایِ راه غافل بود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: رابطهی خداوند با مخلوقات، رابطهای است وجودی. خداوند وجود مطلق است و به همهی عالم وجود میدهد. در این مورد خوب است به مطالعهی بحث «برهان صدیقین» بپردازید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: قرآن راههای کلّی زندگی را در مقابل ما میگذارد. در امور جزیی باید با تجربه و آزمون جلو رفت. به هر حال باید در تجربه ببینیم آیا جناب آقای خیراندیش توانستهاند نمونهای را نشان دهند؟ موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: کتاب «معاد یا بازگشت به جدّیترین زندگی» همراه با شرح صوتی آن بر همین مبنا تنظیم شده است. از سایت میتوانید مطالب را بگیرید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینطور است. بالاخره این بزرگان ملکات خود را در تاریخی که عملاً تاریخ آنها بوده است شکل دادهاند. به همین جهت همچنان که عرض شد نباید انتظار بیش از حدّ از آنها داشت. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر انسان متوجهی وظیفه و رسالت تاریخی خود بشود که بنا است جهت معنابخشیدن به خود و زندگی خود در این تاریخ به عنوان سرباز انقلاب اسلامی به میدان بیاید در حوزهی علم و عمل با تمام جدّیت وارد میشود و نه دیگر برای او تنبلی میماند و نه بیصبری. موفق باشید
اگر شیوه ی رفتاری حضرت یونس با قوم خودشان مانند شیوه رفتاری امام زمان (عج) هست پس چرا حضرت یونس باید به کام نهنگ بروند و خودشان را در آنجا از ظالمان معرفی کنند؟ در تفسیر المیزان گفته شده علت اینکه خود را ظالم نامیده اند این بوده که عملی انجام دادند که ظلم را ممثل میکرده اما کارشان فی نفسه ظلم نبوده در واقع اعراض حضرت یونس از قوم خود شباهت تام به فرار یک خدمتگزار از مولی داشته! خب همین موضوع هم که ایشان یک عملی را انجام دهند که همچین برداشتی را در ذهن مخاطب ایجاد کند به نظر من اشکال دارد. پس چرا نمیشود این عمل را خطایی از جانب حضرت یونس قلمداد کرد؟ واژه ابق که در آیه ۱۴۰ سوره صافات برای نقل این داستان استفاده شده خیلی عجیب است. بعد چه چیزی گفته میشود؟ می گویند که این تشبیه است! خب چرا باید یک همچین تشبیهی را به کار حضرت یونس نسبت دهند؟ پس کار درستی نبوده است! در آیه ۸۷ سوره انبیاء که گفته شده حضرت یونس با خشم از قومش بیرون رفت را چگونه توجیه کنیم؟ خشم و غضب پیامبران چه معنایی میتواند داشته باشد؟ حتی در آیه ۴۸ سوره قلم نیز گفته شده حضرت یونس مکظوم بود! نسبت دادن خشم و غضب به کار حضرت یونس چه معنایی میتواند داشته باشد؟ خب این کار درستی نبوده است!
باسمه تعالی: سلام علیکم: آنچه علامه طباطبایی متذکر میشوند آن است که حضرت یونس «علیهالسلام» تمرّد از امر خداوند نکردهاند زیرا خداوند امر نکرده بود که نروند، ولی از طرف دیگر شأن پیامبر خدا آن بود که منتظر بمانند تا تکلیفشان را خداوند تعیین کند . با توجه به این امر خوب است که نظر علامه طباطبایی را ذیلاً بررسی فرمایید. موفق باشید
وَإِنَّ يُونُسَ لَمِنَ الْمُرْسَلِينَ ﴿١٣٩﴾ إِذْ أَبَقَ إِلَى الْفُلْكِ الْمَشْحُونِ ﴿١٤٠﴾
اباق = فرار
و یونس علیه السلام از پیامبران بود، که وقتی نشانه های عذاب را دید به سوی کشتی فرار کرد، با اینکه کشتی ظرفیت سوار شدن او را نداشت. آری یونس علیه السلام وقتی جریان را خطری دید، از بین قوم خود بیرون آمد و آن جناب هرچند در این عمل خدا را نافرمانی نکرد و قبلاً هم خدا او را از چنین کاری نهی نکرده بود، ولکن این عمل شباهتی تام به فرار یک خدمتگذار از خدمت مولی داشت، و به همین جهت خدای تعالی او را به کیفر گرفت (شاید بگوییم شان آن حضرت نبود که چنین کند).
فَسَاهَمَ فَكَانَ مِنَ الْمُدْحَضِينَ ﴿١٤١﴾
ساهم از مساهمه = قرعه کشی ادحاض = غالب آمدن
در کشتی قرعه انداختند و یونس از مغلوبین شد.
چون جریان از این قرار بود که نهنگی بر سر راه کشتی در آمد و کشتی را متلاطم کرد و چون سنگین بود خطر غرق همگی را تهدید کرد. ناگزیر شدن از ساکنان کشتی یکی را در آب بیندازند تا نهنگ او را ببرد و از سر راه کشتی کنار رود. و قرعه به نام یونس اصابت کرد و نهنگ آنجناب را بلعید.
فَالْتَقَمَهُ الْحُوتُ وَهُوَ مُلِيمٌ ﴿١٤٢﴾
ملیم = داخل شده در ملامت
ماهی تا او را لقمه ای کرد، در حالی که او ملامت زده بود.
فَلَوْلَا أَنَّهُ كَانَ مِنَ الْمُسَبِّحِينَ ﴿١٤٣﴾ لَلَبِثَ فِي بَطْنِهِ إِلَى يَوْمِ يُبْعَثُونَ ﴿١٤٤﴾
ملیم = داخل شده در ملامت
اگر یونس از مسبحین نبود تا روز قیامت در شکم ماهی می ماند، و تسبیح یونس با لا اله الله شروع شد، تا علتی برای تسبیحش شد، مثل اینکه فرمود : خدایا معبود به حقی که باید به سویش توجه کرد، غیر تو کسی نیست پس تو منزهی از آن معنایی که عمل من آنرا می رسانید، پس اینکه من متوجه تو می شوم و تو را منزه می دانم از آنچه علمم حکایت از آن میکرد و آن این بود که غیر تو هم کارسازی هست، چون من برای نجات از عذاب متوسل به کشتی و فرار شدم، حال می گویم که غیر تو کسی و چیزی کارساز نیست. پس سبب نجات حضرت همین تسبیح بود و مکث آن جناب در شکم ماهی تا روزی که خود او مبعوث شود، یعنی شکم ماهی به منزله قبری باشد برای او و این دلیل نیست که تا قیامت او زنده در آنجا بماند.
باسمه تعالی: سلام علیکم: این موارد را بهتر است از دفتر مرجع تقلیدتان سؤال بفرمایید. موفق باشید
