بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
30661

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: در سایت ها خبر از موفقیت بالای ۹۰ درصدی واکسن فایزر که ساخت ایالات متحده است داده شده است حتی فرمول ساخت آن هم روی اینترنت گذاشته شده است حال چرا ما به خاطر مسائل سیاسی باید از این دستاورد بزرگ بشری و اشراق و الهام الهی به قلوب دانشمندان آمریکایی محروم باشیم مگر در جواب یکی از سوالات نفرمودید غربی و شرقی چینی و آمریکایی ندارد. مسئول جان عزیزانمان که هر روز پیش چشمانمان پرپر می‌شوند کیست؟ گفته شد خودشان استفاده کنند اولا استفاده می‌شود و آثار مثبتش به مرور در تحقیقات در حال مشخص شدن است. ثانیا استفاده از واکسن اوایلش مردم با احتیاط حاضر به دریافت واکسن هستند و نیاز به گذشت زمان، فرهنگ سازی و ارائه نتایج تحقیقات برای اطمینان بخشی به مردم دارد که به تدریج در حال رخ دادن است. سوالاتی مطرح بود در سایت در مورد رهبری و ستاد کرونا و طب سنتی و ... و شما صحبت از دام تقابل با علم جدید و .. مطرح کردید که بنظرم جسارتا خالی از اشکال نیست اگر در قوطی عطاری ها چیز دندان گیری بود که شک نکنید غربی ها رو هوا می قاپیدند. رهبری به خوبی و با بصیرت در این قضیه فهمیدند ولایمکن الفرار من علم الجدید این اسم جلال حق را فقط علم جدید می‌تواند به جمال مبدل کند و بنظرم نگرانی های معظم له با انتشار فرمول مرتفع گردیده است و خوب است که واکسن بهانه ای باشد برای آغاز روابط گسترده با ملتی که خداوند با اشراق واکسن به قلب علمایش نشان داد که به آن خاک نظری ویژه دارد درحالی‌که می‌توانست برای یاری انقلابش که تنها آینه ایست که امروز حق را می‌توان درو دید به قلب عالمان ایرانی اشراق واکسن کند یا معجزه ای از قوطی عطاری ها برمی انگیخت چرا نکرد؟ چون نشانه ایست که آینه ام را بسوی غرب بگیرید که درین آخرالزمان طلوعم از سمت غرب است و شاید همه این حوادث نشان داد که آینه حق که دو پاره شده بود نیمی در ایران و نیمی در آمریکا دوباره میبایست در کنار هم قرار گیرند تا پیکره حق را به طور کامل جلوه گر شوند. اللهم ارنا هذا الیوم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌آید هنوز بسیار زود است برای قضاوت. بخصوص اگر در کنار جریان بیماری‌زایی آن ویروس و واکسن‌هایی که تهیه شده، متوجه‌ی اراده‌های سیاسی باشیم. به نظر می‌آید رهبر معظم انقلاب با توجه به بصیرت و مشاورانی که داشته‌اند، پشت قضیه را نیز می‌دانند. و اگر رسانه‌های بیگانه را دنبال بفرمایید شواهدی بر این امر می توان احساس کرد. موفق باشید

29406

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم استاد: بنده چند سالی هست که ازدواج کردم و همسرم فوق العاده زود رنج و حساس هستند و کمی هم افسردگی دارند به طوری که روی من هم اثر گذاشتند و من هم حساس و زود رنج شدم. خودم شخصا خدا را شکر خیلی تونستم درکشون کنم و باهاشون کنار بیام ولی از همون اوایل ازدواجمون همسرم با خانواده ام مشکل پیدا کردند و به کوچکترین حرفی نارحت می‌شدند و من هم نمی‌تونستم طرف هیچ‌کدام را بگیرم و خیلی برام سخت می‌گذشت. ما معمولا اوایل ازدواجمون هفتگی با خانوادمون رفت و آمد داشتیم ولی چون دیدم خانمم اذیت میشن کمترش کردم ولی الان خانمم از من انتظار داره هر شش ماه یکبار رفت و آمد بکنیم البته با خواهر و برادرام (چون پدر و مادرم را زود به زود سر می‌زنیم). گاهی اوقات اینقدر در زندگی کوتاه میایم که احساس می‌کنم دیگه از مردانگیم چیزی نمانده احساس حقارت می‌کنم و من همانند بچه ای شدم که هرچی گفت باید بگم چشم وگرنه ناراحت میشه و... نکته بعدی اینکه وقتی از چیزی ناراحت میشه و به چیزی گیر میده باید صبر حضرت را داشته باشم تا بتونم تحمل کنم هر چی ذکر و دعا بلدم میخونم که دعوامون نشه که خیلی هم خوب بوده ولی گاهی جواب نمیده. پس الرجال القوامون جایگاهش کجاست؟ مقدار کوتاه آمدن مرد در خانواده چقدره؟ اگر اینقدر کوتاه بیام که توی فامیل و ... بگن این مرد نیست و همه چی دست زنشه آیا درسته؟ من فقط ملاک دین را می‌خواستم بدونم مردم برام مهم نیستند. حد و حدود کوتاه آمدن مرد چقدره؟ اگر زن بر همه چیز مسلط بشه چی؟ آیا این نوع کوتاه آمدن یه نوع سیر و سلوک حساب میشه؟ چطوری جلوی تسلط خانمم به خودم را بگیرم؟ اگر بخوام کوتاه نیام پس چکار کنم دعوامون میشه، کوتاه بیام مسلط میشه و سوء استفاده میکنه و از مردانگیم دیگه چیزی نمیمونه؟ توی بحثهای خانمم با خانواده ام چکار کنم؟ بحث مهم آرامشمونه که با کوچکترین حرف و صحبتی از بین میره، اگر این نوع زندگی سیر سلوکه پس سیر و سلوک بدون آرامش هم مگه داریم؟ برای آرامش در زندگی چه کاری انجام بدم؟ میزان رفت و آمد و صله رحم با فامیل درجه یک چقدره؟ آیا عرفیه و هر جایی متفاوته؟ ببخشید استاد طولانی شد. چون خیلی نارحت بودم و می‌خواستم بهم آرامش بدین و ملاک برای ادامه راه و حل مشکلات ارائه بدین. ممنونم
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: توجه داشته باشید که خداوند حقوق هرکسی را تعیین کرده است اعم از حقوق والدین یا همسر و یا اقوام. و اینطور نیست که همسر انسان بخواهد حقوق والدین یا ارحام را تعیین کند فردای قیامت از ما نمی پذیرند که حقوقی را که خدا تعیین کرده است به جهت رضایت همسر نادیده گرفته باشید. آری! باید حقوق همسر را در رعایت لباس و مسکن و غذا رعایت کرد و حقوق والدین را نیز بر اساس عرف در نظر گرفت که مثلاً اگر در همان شهری که شما هستید والدین تان باشند، عرفاً هفته ای یکبار باید در خدمتشان باشید و در طول هفته نیز از احوالاتشان با خبر باشید و ارحام نیز حقوقی دارند که اگر فاصله ی ما از آنها به هر بهانه ای زیاد شود نحوه ای از قطع رحم حساب می‌شود که حرام بین است. آری! باید به هر بهانه ای که هست رابطه ها را محفوظ داشت. موفق باشید.

28965

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: ممکنه زیارت جامعه کبیره باعث امتحاناتی تو زندگی آدم بشه؟ به اصطلاح سنگین باشه یا عوارض داشته باشه؟ چون من ۶ ماهی هست مداومت هر روزه دارم و دچار یه مریضی شدم از اون موقع، آیا صرفا یه همزمانیه یا من مداومت هر روز رو ترک کنم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بهتر است در این موارد مبانی معرفتی خود را رشد دهید تا با خواندن زیارات، ارتباط قدسی لازم برای انسان پیش آید. موفق باشید

28320
متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم سلام و عرض ادب استاد بزرگوار. با کلامتان آغوش الهی به رویم باز شد. عنایات ویژه حضرت ولیعصر عج نصیبتان باد ان شاءلله. از کلام شما در کتابها و صوت های شما مخصوصا کتاب «خویشتن پنهان» چنین عایدم گردیده و در محضر شما معارفم را بازگو می‌کنم تا گرچه مصدع اوقات شریفتان می‌شوم اگر صلاح دانستید اصلاح و تأدیب بفرمایید: بسم الله الرحمن الرحیم ۶ تیر عنوان: «نفخت فیه من روحی یعنی خدایی خدا در من نه خدایی من» خداوند از روحش در ما دمید تا با وجود روح الله در وجودمان و معرفت النفس متوجه معرفت الله بشیم. اما ما را شیطان گول می‌زند و وقتی می‌خواهیم با نگاه به نفس، خدا را ببینیم در نگاه به نفس نگه می‌دارد و دچار کوته بینی و قشر بینی میشیم به جای دوربینی و بصیرت و لب الالباب بودن بعد به جای اینکه گنج پنهان الهی را در وجودمان به نظاره بنشینیم و جلوه گر شویم که جلوه گری گنج پنهان الهی همان عبودیت است چون خداوند فرمود گنجی پنهان بودم و می‌خواستم آشکار شوم لذا خلقت را آغاز نمودم و از طرفی فرمود «و ما خلقت الجن و الانس الا لیعبدونن و خلقت را برای عبودیت افریدم و در شرح این آیه امام فرمود «أی لیعرفون» پس هدف جلوه گری خالق است (نه اینکه محقق شود که محقق است) «هو الله الذی لا اله الا هو» به عبودیت مخلوق از راه معرفت الله که مقدمه اش معرفت النفس است. یعنی خود را بشناسم و هرچه کمال در خودم دیدم که می‌خواهد جلوه گری کند در واقع قطره ای از کمال او بدانم و او را جلوه گر شوم. ‏نشان دهیم ما عبدیم، ما عبدیم یعنی معرفت الله پیدا کردیم یعنی نگاه به نفسمان کردیم و خدا را شناختیم، یعنی با میل به مقام در واقع حکومت الهی را در جانمان دیدیم که چقدر وسیع است، یعنی با میل به کمال و بی نهایت طلبی وجود لا یزال و نامتناهی رب را در وجودمان نظاره کردیم، یعنی با تربیت فرزند و قدرت تربیت انسانها وجود رب را دیدیم در عالم یعنی با اعمال قدرت قدرت بیکران الهی را نظاره گر شدیم، و خلاصه با هر صفت کمالی که بزرگ شدیم و از کودکی و ناعاقلی درآمدیم در واقع قطره ای از صفات کمالی او را دیدیم و هرجا کودکی و نادانی کردیم، نظر به نقص خود انداختیم و آگاه باش که مبادا آن صفات کمالی را از خود بدانی چون به نظر و عنایت رب قادر حکیم تو آن صفات کمالی را داری و جلوه گریش را می‌بینی وگرنه تو جز ضعف و فقر و نقص نیستی بلکه نیستی. این بود عبودیت یعنی دائم با هر جلوه گری کمالی بشناسم «یعرفون» و بفهمم «یعقلون و بدانم «یعلمون» و باور کنم «یومنون» که این قطره ای از دریای بیکران کمال لا یتناهی است همان نفخت فیه من روحی و همان افاضه وجود رحمانی است در قلب تنی مادی و میرا و فانی برای مدتی محدود تا بتواند هدف خلقت را که آشکار کردن و جلوه گر شدن گنج پنهان الهی است «کنزا مخفیا» آشکار کند که آشکار است «هو الحق المبین» وگرنه اگر هر مخلوقی گنجی جدا داشت که دایم بروز دهد به علم و اعتبار و مقام و مدرک و مال و ... عالم به فساد کشیده می‌شد همانطور که الان با این اشتباه ما مخلوقات، عالم الهی که منشا برکات و خیر و فزونی است نابارور و تباه می‌گردد. «لو کان فیهما الهتین لفسدتا» پس ای انسان غافل جاهل ظاهر بین و کوته فکر به خود آ که خود تو خدایی است پنهان «کنزا مخفیا» ربی است عظیم «العبودیه جوهره کنه ها الربوبیه» که آن در واقع نه تویی که اوست پس چشم ظاهر بین و تن فانی ات را ببند و چشم باطن بینت که متصل است به باطن و ملکوت را بگشا. چشم دل باز کن که جان بینی / آنچه نادیدنی است آن بینی / چشم جان بگشا به نور الهی نور السموات و الارض و به جای خاک بازی کردن و کودکی «الدنیا لهو و لعب» بزرگ شو به اندازه عالم و رب شو «العبودیه جوهره کنه ها الربوبیه» چگونه؟ با گوش جان باز کردن به کلام الهی که از شرک می‌گوید که تو آن خودی - که خداست و در وجود توست - را به اشتباه شریک خدا کردی در حالی که او احد است و لا یتناهی و شریک بردار نیست و تو در گمراهی و سرابی احد را ببین در پس پرده غیب الغیوبی عالم، و بخوان بر جانت و بر جان عالم، «قل هو الله احد» مغز بین باش به جای قشر بین بودن تا در زمره لب الالباب شوی و خدایی کردن خودت را که دائم می‌نمایانی از قدرت و علم و اعتبار و مال و فرزند و ... قطره ای از خدایی کردن او ببین در عالم و او را بنمایان تا بفهمی و بشناسی (معرفت) که خودی نیست جز قطره ای از وجود او که در آینه عالم مادی به شکل و اندازه و قالب تو درامده و اگر از آینه نگاهت را برداری و خود او را ببینی چیزی جز او نمی یابی و این نیافتن غیر او در یافتن او محو می‌شود و معرفت الله یا همان لیعرفون که تأویل لیعبدون بود رخ می نماید. که یکی هست و هیچ نیست جز او / وحده لااله الاهو. دوش از شور عشق و جذبهٔ شوق / هر طرف می‌شتافتم حیران / آخر کار، شوق دیدارم / سوی دیر مغان کشید عنان / چشم بد دور، خلوتی دیدم / روشن از نور حق، نه از نیران / هر طرف دیدم آتشی کان شب / دید در طور موسی عمران / پیری آنجا به آتش افروزی / به ادب گرد پیر / بچگان همه سیمین عذار و گل رخسار / همه شیرین زبان و تنگ دهان / عود و چنگ و نی و دف و بربط / شمع و نقل و گل و مل و ریحان / ساقی ماه‌روی مشکین‌موی / مطرب بذله گوی و خوش‌الحان / مغ و مغ‌زاده، موبد و دستور / خدمتش را تمام بسته میان / من شرمنده از مسلمانی / شدم آن جا به گوشه‌ای پنهان / پیر پرسید کیست این؟ گفتند: / عاشقی بی‌قرار و سرگردان / گفت: جامی دهیدش از می ناب / گرچه ناخوانده باشد این مهمان / ساقی آتش‌پرست آتش دست / ریخت در ساغر آتش سوزان / چون کشیدم نه عقل ماند و نه هوش / سوخت هم کفر ازان و هم ایمان / مست افتادم و در آن مستی / به زبانی که شرح آن نتوان / این سخن می‌شنیدم از اعضا / همه حتی الورید و الشریان / که یکی هست و هیچ نیست جز او / وحده لااله الاهو
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم:  آری! و آری! افقی بس گشوده از دریچه‌ی نظر به خود تحت عنوان «معرفت نفس» به سوی عالم بیکرانه‌ای خداوند به ما عطا فرموده است تا همین‌که به خود آییم، می‌یابیم «لیس فی الدّار غیره دیّار» و هیچ راه مطمئنی جز به فعلیت‌آوردنِ چنین نسبتی در شخصیت خود نداریم وگرنه زندگی سراسر وَهم می‌شود و وَهم. موفق باشید

28023
متن پرسش
سلام استاد: ببخشید مزاحم میشم. دلیل خاصی داره که جنابعالی هنوز جلسات هفتگی رو برگزار نمی کنید؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: امور مساجد بر اساس نظریه‌ی ستاد، صراحتاً اقامه‌ی نماز را اجازه داده‌اند. رفقا از امور مساجد پرس و جو کردند؛ هنوز اجازه‌ی تشکیل جلسات داده نشده است. موفق باشید

27951
متن پرسش
سلام علیکم: چه می‌توان کرد که مطالعه ما و علم ما و معرفت ما از مدار معرفت توحیدی خارج نشود و ما را انسان و عالم دینی خارج کند و تبدیل به علم غیر نافع و علومی نشود که ثمره اش معرفت توحیدی نیست و انسانی بدور از عقل قدسی می‌سازد؟ بسیار افراد و متفکران در طول تاریخ آمده اند و مطلب گفته اند و نظریه داده اند و طرح ریزی کرده اند ولی در مدار و ذیل طرح ولایت الهی و عالم انسان مومن و معرفت توحیدی نبوده و چه بسا انسان را بسیار از معرفت توحیدی دور کرده است کما اینکه در عصر تمدن مدرن مباحث و نظریه پردازی و علم بوده و هست ولی مدارش مداری غیر از تربیت انسان موحد و تراز اسلام است و چه بسیار دانشمندان و متفکران به اصطلاح مشهوری که شخصیت های مطرح عالم مدرن و دانشمندان برجسته و شهیر بودند ولی نهایتا حجاب حق شدند و مباحثشان حجاب و مانعی برای تجلی حق و انسان شناسی اصیل وحدانی شد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی در این آخرالزمان دلایل روشنی بر حقانیت عطای الهی یعنی قرآن کریم در مقابل ما است، تنها و تنها باید در بستر قرآن در عالَم حاضر شد و در این حالت برای طلب علم تا چین هم می‌توان رفت، ولی برای برگشت به وطنِ معرفتیِ قرآنی و درک بهترِ اشارات قرآن. بنده حتی به برادر بسیار عزیزم جناب حجت‌الاسلام وکیلی که اخیراً هم مناظره‌ای با آقای دکتر عبدالکریمی داشته اند، عرض کردم به این دلیل هایدگر و کربن می‌خوانم تا قرآن را بهتر بفهمم، از آن جهت که بدانم بر ذهن و فکر متفکران جهان چه می‌گذرد و راه حلّ قرآنیِ آن در افقی که آنان دغدغه دارند، چیست. موفق باشید  

26325
متن پرسش
سلام و عرض ادب: استاد بنده شکر خدا با مبانی مهدویت آشنایی بدی ندارم. و از طرفی هم تحلیل و توقیت و از این قبیل هم اصلا تا بحال از خود نکردم. و اساسا از تطبیق روایات و امثالهم به دلایلی که می دانید خوشم نمیاید، ولی از وقتی که حاج قاسم ما را شهید کردند، به طرز عجیبی بعد از نماز صبح آن روز و بعد از دعای صباح به دلم افتاد که گویی حضرت بیش از پیش در صحنه اند! احساس می کنم سرعت تحقق برخی اتفاقات قبل ظهور بالاتر رفت! نمی دانم شاید اشتباه کنم! شما اصلاح بفرمایید. بی قراری در دلم افتاده بعد از شهادت آن بزرگوار. بی قراری ای که گویی چیزی در صحنه میابم که تا قبل از آن کمرنگ تر می یافتم! به اتفاقات بین جمادی الثانی و رجب پیش رو، امسال و سالهای آتی، بشدت مشکوکم. خدایا مارا از ابتلائات خودت دور مکن که اینگونه بدانیم تو بر ما نظر داری
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حتماً نور حضرت به طور مشخص به صحنه آمده و خود حضرت هم از این شرایط راضی و دلگرمند. ولی آیا می‌توان بحث ظهورِ تامّ را به میان آورد؟ واللّه اعلم! موفق باشید

26263

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: ببخشید جواب سوال ۲۶۲۴۳ مشاهده نشد. در صورت امکان مجدد ارسال فرمایید. ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به طور شخصی این طور جواب داده شد: باسمه تعالی: سلام علیکم: خداوند خودش آن کودک را که وارد زندگی کند با فرشته‌هایی همراه می‌کند که نه‌تنها خانه را نورانی می‌نمایند، والدین را نیز مدد می‌رسانند. موفق باشید

24594
متن پرسش
به نام خدا با سلام خدمت استاد گرامی: هفته قبل بحثی در شبکه مجازی مطالعه کردم تحت عنوان وحی رویای رسول از دکتر سروش می خواستم نظر جنابعالی را بدانم از دکتر سروش که اول انقلاب آن سابقه مناظره را دارد جای تعجب است.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اشکالات زیادی به این نظر دکتر سروش گرفته شده. حتی آقای دکتر عبدالکریمی که به قول خودشان شاگرد دکتر سروش است اشکالات مفصلی به نظر دکتر سروش گرفته‌اند. بنده نیز در جزوه‌ی «غفلت از مقام نبوت در پوشش تمجید از حضرت محمد صلی الله علیه و آله» عرایضی داشته‌ام به آدرس زیر:

http://lobolmizan.ir/leaflet/1346/%D8%BA%D9%81%D9%84%D8%AA-%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%85-%D9%86%D8%A8%D9%88%D8%AA-%D9%BE%D9%88%D8%B4%D8%B4-%D8%AA%D9%85%D8%AC%DB%8C%D8%AF-%D8%AD%D8%B6%D8%B1%D8%AA-%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF-%D8%B5%D9%84%DB%8C-%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87-%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87%D8%A2%D9%84%D9%87

موفق باشید

22848
متن پرسش
سلام: اینکه یک مرد احساس کند همان یک بچه کافیست و دیگر وقت رسیدگی به بچه دوم را ندارد و یا بگوید دیگر نمی توانم، سنم زیاد شده و عمرم را تلف کردم اگر بچه دوم بیاید دیگر وقت برای کسب معارف، مطالعه، عبادت و جبران عمر از دست رفته و... را ندارم آیا این صحبتها توجیه برای بچه دار نشدن هست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر می‌کنم بودن کودک در خانه همراه با فرشتگانی که با خود می‌آورد، آن‌قدر برکت دارد که شما نگران بقیه‌ی امورش نباشید. موفق باشید

22567
متن پرسش
سلام علیکم: وقتتون بخیر. شخصی گفته کاخ ساختن هم اینقدرا که می گویند بد نیست. خود خدا کاخ ساختن را به سلیمان یاد داد. تجملات و نماکاری خیلیم بد نیست. کلی آدم از قبل همین روزی میخورند؟ چه جوابی به چنین شخصی بدهیم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! همان دینی که می‌فرماید نباید سقف خانه‌ها از سه ذرع بیشتر باشد، در مورد مساجد و حرم ائمه «علیهم‌السلام» که مظهر شکوه دین می‌باشند؛ تأکید بر بلندی و هیبت‌داشتنِ آن‌ها دارد. موفق باشید

20300
متن پرسش
سلام استاد ارجمند: دوستی از من این پرسش را پرسید و من پاسخ درخوری برای آن نداشتم. اگر زمان را پدیده‌ای طولی و نه دوری بدانیم، چرا برای روزهای خاصی از سال ارزش و اعتباری ویژه‌ای قائل می‌شویم و انجام‌دادن اعمالی خاص را در آن برتر می‌شمریم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که اعضای بدن جهت ظهور حالات روح ظرفیت‌های متفاوتی دارند و مثلاً شادی روح و غضب آن در چهره بهتر نمایان است، با این‌که چهره هم از جنس گوشت است، زمان‌ها هم ظرفیت‌های مختلفی جهت گشوده‌شدنِ حقایق در مقابل انسان دارند. موفق باشید  

19846

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم حضرت استاد: بنده فکر می کنم قشر معترض به دین، از کم کاری و خطاهای ما حزب الهی ها به وادی انحراف کشیده شده اند. بر این اساس ظاهرم را تغییر دادم و دیگر مثل حزب الهی ها نیستم تا درک کنم آنها چه می گویند و چه می اندیشند. چون وقتی تیپ حزب الهی می زنی باهات بد برخورد می کنند. حالا مسئله این است که این ظاهر جدیدم مرا از اخلاص بازداشته. لطفا بفرمایید چه کنم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نباید طوری ظاهر خود را شکل دهیم که شبیه اهل فسق و فجور باشیم و از جمع مؤمنین فاصله بگیریم. موفق باشید

18415
متن پرسش
با سلام: لطفا درباره جمله زیر کمی توضیح دهید: تلقین به معنایی که ابن‌سینا می‌گوید یعنی توجه‌دادن روح به حضرت حق، ولی تلقینی که سوبژکتیویته می‌گوید توجه‌دادن انسان به خودش است.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در جواب سوال شماره 18359 این‌طور در این مورد عرض شد: باسمه تعالی: سلام علیکم: به آن معنا که انسانی فرهیخته که متوجه حقایق است و می‌داند در ما کمالاتی هست که از آن غافلیم، اگر به صورت تذکر ممتد ما را جلو ببرد، یک نحوه تلقین کرده است و از این جهت قابل پذیرش است و حضور در جلسات دینی جهت همین امر است. موفق باشید. بنابر این هم می‌تواند «تلقین» وجهی از سوبژکتیویته باشد و هم می‌تواند وجهی از رجوع به حق داشته‌باشد. موفق باشید

18014

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: چه می شود که متفکرانی مثل بیکن و دکارت به فکر طرح ریزی عالم جدیدی می افتند؟ یا به عبارت بهتر چه می شود که عالم جدیدی شکل می گیرد یا در حال شکل گیری می شود تا فیلسوف یا متفکر بخواهد آن را گزارش دهد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این افراد به جهت مقابله با نوع زندگی قرون وسطایی، ایده‌ای را دنبال کرده‌اند که بیشتر ثمرات زندگی دنیایی مدّ نظرشان قرار گرفت و مطابق آن ایده، فلسفه‌هایی ساختند. موفق باشید

 

31507

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام بر جناب استاد مکرم آقای طاهرزاده: اخیرا چند سخنرانی از یک عالم ظاهرا وهابی اما محب اهل بیت (ع) که امام مسجد مدینه است دیدم که باعث شگفتی شد. شیخ صالح المغامسی عالمی بسیار نازک طبع و باصفا به نظر میاد که در صحبت هاش در باره حب خداوند مرتب اشک میریزه. سخنرانی ازش هست که قاتلین امام حسین (ع) رو لعن میکنه و شیعیان رو هم برادر خطاب میکنه. https://www.aparat.com/v/qH1wG/ برایم عجیب است که یک عالم سعودی با این همه صفا و اخلاص دیدم. البته هم ایشان در یکی از سخنرانی هایش با تجلیل یک مناجات از عمرو بن عاص نقل می‌کند که نمی‌دانم به حساب بی خبری شان از شرارت های عمر عاص بگذاریم یا نه. https://www.aparat.com/v/XsbkI/ خلاصه چیزی که عجیب است یافت چنین افرادی در بین علمای وهابی عربستان است. خیلی منقلب شدم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده هم آن صحبت‌ها را دیدم. بالاخره در متون خود اهل سنت نیز موضوع حقانیت اهل‌البیت «علیهم‌السلام» مطرح است. آری! بعضاً امویان ادعیه ائمه را به امثال عمروعاص نسبت داده‌اند تا آبرویی برای آن‌ها کسب کند. موفق باشید

30870
متن پرسش
با سلام خدمت استاد طاهرزاده عزیز: پیرامون پرسش و پاسخ به شماره 30857 که در سایت، جنابعالی پیرامون مصاحبه آقای دکتر ظریف طرح گردیده می‌خواستم از منظری دیگر به این مقوله پرداخته و نظر جنابعالی را در این زمینه جویا شوم. این مصاحبه به درستی و به صورت کاملا واقعی درگیری و نزاع دو نوع نگاه را به نمایش گذاشته است. و به نظر می رسد نقطه ثقل درگیری این دو طرز فکر به نحوه نگرش شان به مقوله «قدرت» بر می گردد. قدرت در جهان معاصر امری سهل و ممتنع است. قدرت در جهان جدید از سنخ قدرت سنتی و رایجی که از جنس قدرت قصاب بر گوسفند یا قدرت سپاه غالب بر مغلوب نیست. برای درک تفاوت این دو طرز فکر شاید بد نباشد که از منظر فوکو به مساله قدرت نگریسته شود. او قدرت را منتشر می بیند. قدرتی که به وسیله همه تثبیت می شود. ما حتی با ساختار قدرت هم مواجه نیستیم. قدرت هر جایی است. برای فوکو چیزی خارج از قدرت وجود ندارد. از این منظر حتی انسان هم امری خارج از این قدرت منتشر نیست. قدرت نامحسوس و هنجارسازی که مورد اشاره فوکوست در قالب های بسیاری بر زندگی سیطره دارد. در قالب نظام های آموزشی و تربیتی به صورت نهادهای پژوهشی و دانشگاه ها به صورت نظام های حقوقی، مقررات اجتماعی، قواعد اقتصادی و نهاد سیاسی و حتی در قالب علوم و تکنیک تثبیت می شود. این قدرت به صورت امری درونی که مقوم آن خود مردم هستند تثبیت و اعمال می شود. تفکری که دکتر ظریف آن را نمایندگی می کند در عین اینکه خود را متخصص و باسواد در امور و مناسبات قدرت بین الملل دانسته و دیگران را به بی سوادی متهم می نماید، اما به هیچ وجه مواجهه دقیق و عمیقی با این قدرت نرم و منتشر ندارد و اساسا آن را نمی شناسد. اگر برای امثال ظریف قطعنامه های شورای امنیت بسیار دلهره آور است ناشی از آن است که او توجه ندارد که امروزه و بخصوص در کشورهای متکی بر عقلانیت مدرن مانع اصلی دزدی ترس از پلیس نیست، بلکه ترس از مجازاتی است که درونی شده است. اینان خود این ترس را برای خود درونی کرده اند. نمی خواهم قطعنامه ها را کاغذ پاره صرف بنامم بلکه سخن در مواجهه سطحی این گروه است. در سوی دیگر اما تربیت شدگان انقلاب خمینی قرار دارند امثال آوینی و حاج قاسم که چنان پرورش یافته و چنان به عمق تفکر غربی نفوذ کرده اند که هیچ راهی غیر از شهادتشان باقی نمی ماند. و چقدر در اشتباه اند آنهایی که گمان می کنند سردار دلها را ترامپ به شهادت رسانده و نه آمریکا. از اطاله کلام عذر خواهم. قصدم آن بود که تفصیل این نگاه را در کلام شما هم به نظاره بنشینیم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- آری و آری! قوام جهان مدرن قدرتی است که از درون بر انسان‌ها سیطره دارد و درک این نکته یعنی درک تمام ماهیت جهان مدرن. در صفحه 57 کتاب «کربلا؛ مبارزه با پوچی‌ها» این‌طور عرض شد:

انتخاب آزاد

در حاكميّت فرهنگ اموي - روميِ معاويه، همه به‌قدري مرعوب شده‌اند كه به مديحه سرايي آن روباه مكّار افتاده‏اند، و تنها كسي مي‏تواند نترسد كه تشويش درون را با توكّل به حقّ فرونشانده وجان را با حقّ پر كرده باشد و بتواند با بزرگ ديدن خدا و حاكميّت سنّت‏هاي الهي، شكست‏ ناپذير بودن معاويه را دروغي آشكار ببيند و به رسوا كردن آن نيرنگ بزرگ دست زند. و حسين(علیه السلام)  در چنين شرايطي راه را نشان داد تا برق اسلحه‏ها ما را به انتخاب آنچه نمي‏خواهيم وادار نكند و خود انتخاب كنيم، آن‌چنان‌كه حسين(علیه السلام) خود انتخاب كرد.

محال است كسي كه نور حق در دل ندارد بتواند انتخابي آزاد بكند و حسين(علیه السلام)، به نور حق انتخابي آزاد كرد و ما را به حق دعوت نمود تا آزادانه زندگي را خود انتخاب كنيم.

اگر به حسين(علیه السلام) اقتداء نكنيم، اداي انتخاب كردن داريم؛ ولي در حقيقت اسير غوغا و جوّ زمانه‏ايم و آنچه را كه دشمن مي‏خواهد و تبليغ مي‌كند، به دست خودمان انتخاب مي‏كنيم. كساني كه به حسين(علیه السلام) اقتدا نكرده‏اند، هيچ‌گاه خودشان انتخاب‌كننده نبوده‏ اند، هميشه اسلحه‏ ها، قدرت‏ها، تجمّلات، تبليغات‏ جهاني و هوس‏ها براي آنها انتخاب كرده‏اند.

2- در مواجهه با چنین جهانی که بنا دارد انسان‌ها را از درون مرعوب خود کند، یک راه بیشتر وجود ندارد و آن راهی است که مرگ را به چیزی نگیرد.[1] و این شاهراهِ عبور از سیطره‌ جهان مدرن است، حال چه شهید بشویم و چه بمانیم. در هر صورت به زیباترین «بودن» دست یافته‌ایم. ملاحظه می‌کنید که آقای ظریف با سوابق دینداریِ خود، نشان دادند آن نوع دینداری که از حاج قاسم‌ها فاصله دارد، برای حضور در چنین تاریخی کافی نیست و عملاً انسان مرعوب قدرت‌‌های بین‌المللی می‌شود و مجبور است در مذاکره با ابرقدرت‌ها ناخواسته امتیاز بدهد. و این با امری که معتقد است: «آمریکا هیچ غلطی نمی‌تواند بکند» همراهی ندارد.

ای کاش رفقا بدون این‌که گرفتار دوگانگی دعواهای حیدری و نعمتی شوند؛ با نگاهی پدیدارشناسانه، صحبت‌های آقای دکتر ظریف را کالبدشکافی می‌کردند تا جایگاه این تفکر و نسبتی که با حضور تاریخیِ ما از طریق انقلاب اسلامی دارد، معلوم شود. موفق باشید    

 


[1] - به این فکر کنید که حضرت امام در سال‌های 41 و 42 فرمودند من سینه خود را برای شمشیرهای شما آماده کرده‌ام، ولی برای سازش با شما، نه.

 

30279

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: گروهی مذهبی در حال ساخت فیلمهایی مذهبی و... هستند. همچنین فیلمی در مورد شهدا. چرایی حضور گروههای مذهبی مشخص است اما چگونگی حضور زنان چادری در جلوی دوربین در صحنه های مختلف؟ آیا باید صورت مسئله را پاک کرد و مذهبیون ورود نکنند؟ خواهشا فتوا و پیشنهادی که می‌دهید طوری باشد که راضی باشید همسر و دختران خودتان هم اجرا کنند. با کمال تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مگر اشکال دارد که خواهران مذهبیِ چادری با حفظ عفاف و حجاب در این صحنه‌ها حاضر باشند؟ موفق باشید

28923

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: اخیرا آیت الله سید محمد مهدی میرباقری توصیه ای به طلاب در بابت مراقبت در مطالعه علوم انسانی غربی ویژه فلسفه غرب داشتند که متاسفانه مورد سوء استفاده یکی از سایتهایی که پیش از این هم اساتید و فعالان انقلابی را ترور شخصیت و تخریب می‌کرد واقع گرفت و سعی در موج سازی ضد آیت الله میرباقری کردند. اما فارغ از آن موج سازی هایی که سایت های معلوم الحال درباره این بیانات کرده اند، شما هم با توجه به نظراتی که در این باب داشتید نکاتی را بفرمایید. این متن اصلی بیانات ایت الله میرباقری هست که کانال ایشان منتشر کرد: «من یک هشدار جدی می‌دهم نسبت به این انبوه‌خوانی‌هایی که از علوم انسانی و اجتماعی مدرن در حوزه دارد اتفاق می‌افتد‌. اینها کتبی هستند که انسان تا فرقان ندارد نباید سراغشان برود. بله، اگر کسی جزو عبادالله شد و نورانی به نور هدایت الهی شد و فرقان داشت، می‌تواند سراغشان برود «فَبَشِّرْ عِبَادِ الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ» تا به آنجا نرسیدی، «فَلْيَنْظُرِ اَلْإِنْسانُ إِلى طَعامِهِ»؛ آدم باید به طعام خودش نگاه کند؛ در معنای این آیه فرمود: «عِلْمُهُ اَلَّذِي يَأْخُذُهُ عَمَّنْ يَأْخُذُهُ». علمتان را ببینید از چه کسی می‌گیرید. این نکته را من جدی می‌گویم. این کسانی که فیلسوفان دوره مدرن که دست به بدنشان بزنی باید بروی آب بکشی، این نجاست مال روحشان است که به بدن سرایت کرده است. روح کافر نجس است که جسمش نجس می‌شود. قرآن به ما گفته است این‌قدر فاصله‌گذاری کنید. حال اگر من بدون اینکه جهاز هاضمۀ خودم هم تقویت کرده باشم که بتواند آن اطلاعات را تصفیه کند، انبوهی از آن اطلاعات آنها را در جهاز هاضمه خودم ببرم، طبیعی است که مسموم می‌شوم. این انبوه‌خوانی که به‌خصوص جوانان عزیز ما، و گاهی طلبه‌های جوان ما، انجام می‌دهند، با فرقان، خیلی خوب است و آدم می‌داند دارد چه کار می‌کند. اما اگر بخوانیم تا ببینیم که حق کجاست، این اولِ خطاست. آنها حق و باطل را با هم قاطی کرده‌اند و قاطی کردنش اینطوری است که «كَلِمَةُ حَقٍّ يُرَادُ بِهَا بَاطِلٌ». اگر فرقان نباشد، یک‌موقعی خدای‌نکرده ما در دهه‌های آینده تبدیل می‌شویم به یک فضلایی که ابزار عرفی‌سازی دین می‌شویم و دین را به نفع مفاهیم عرفی و به نفع مفاهیم مدرن و به نفع علوم مادی تغییر می‌دهیم و ابزار این کار می‌شویم. البته حتماً حوزه‌ها مکلف‌اند که بر این علوم، مُشرف بشوند و سخن دین را نسبت به آنها بفهمند و ارائه کنند؛ اصلاً این‌طوری،جامعه‌سازی و جامعه‌پردازی می‌شود؛ اصلاً مسئله امروز ما این است. ولی این کار یک قواعدی دارد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: برای ایشان احترام قائل هستم، ولی به هر حال ایشان به‌کلّی فلسفه را نفی می‌کنند چه فلسفه‌ی اسلامی و چه غیر اسلامی. در حالی‌که حضرت امام و مقام معظم رهبری حرف دیگری دارند. تصور این‌که فیلسوفان غربی نجس هستند و کتاب‌های آن‌ها کتب ضالّه می‌باشند؛ برای بنده خیلی عجیب است! ولی در هر حال توصیه‌ی بنده آن است که طلاب تا فلسفه‌ی اسلامی را نچشیده‌اند، سراغ فلسفه‌ی غرب نروند. موفق باشید

28539

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد طاهرزاده: سوالی در مورد خیالات و افکار دارم و اون هم اینکه میخوام بدونم آیا فکر کردن به نامحرم بدون لذت جنسی گناهه؟ اصلا اگر گناه نیست اشتباهه؟ و اینکه اگر من در خیابون باشم و نامحرمی منو ببینه و خوشش بیاد یا همکلاسی دانشگاه. بعد من به اینکه اون خوشش اومده فکر کنم اشتباهه؟ یا مثلا مرور کنم اون اتفاق رو تو ذهنم. اگر اشتباهن چطور به ذهنم حالی کنم اشتباهن؟ و اینکه کسی‌که به این‌چیزا فکر میکنه ضعف و خلا روحی داره؟ چطور میشه به این‌چیزا فکر نکرد؟ اصلا میشه فکر نکرد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این موارد را بهتر است از دفتر مرجع تقلیدتان سؤال بفرمایید. موفق باشید

28374
متن پرسش
سلام استاد: پیرامون سوال ۲۸۳۶۷ به نظر شما با چه انگیزه ای می توان حضور نرم در مشاغلی مردانه داشت که مانع سیر ال الله نباشد؟ اصلا زنان به غیر نیاز مالی برای کارهایی چون کارمندی چه انگیزه ای الهی برای کار می توانند داشته باشند آیا بهتر نیست در منزل به تربیت فرزندان بپردازند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در کتاب «زن؛ آن‌گونه که باید باشد» عرض شده است کارهایی که تا دیروز در خانه انجام می‌شد، امروز به بیرون خانه آمده است. روح زنانه اگر در سیطره‌ی مردها در ادارات امروز ما نباشد، می‌تواند نقش‌آفرینی کند و متأسفانه این روح در ادارات ما کم به چشم می‌خورد و خانم‌ها به جای این‌که مادری کنند، پهلوانی می‌کنند. بد نیست به کانال  @ZanTaraz سری بزنید. موفق باشید

27986

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: استاد عزیز بنده علاقه به دروس حوزه دارم ولی یه چیز نمی‌گذاره برم حوزه و اون اینکه پدر و مادر پیری دارم همش فکر می‌کنم اگه برم حوزه اشتغال زیاد به دروس و درگیری باعث شه نتونم حواسم به اونا باشه همش دلشوره اونا را دارم حس می‌کنم نکنه بهشون آسیب برسه در اثر اشتغال آخه اونا خیلی هم حواسشون به خودشون نیست و به فکر خودشون نیستند لطفا بنده را راهنمایی کنید چکار کنم مجازی یا دوره کوتاه مدت هم به دلیل اینکه کامپیوتر و وسایلش رو ندارم نمیتونم. هزینه هاشم به یه طرف حتی نمی دونم میتونم کتب را بخرم و اونم یه فشار رو دوش پدر و مادر میشه. در ثانی و فکر می‌کنم کسی بخاد واقعا بره حوزه باید جدی درس بخونه با توجه به اینکه خانم هستم و احساس نیاز می‌کنم متاسفانه گاه فضا اینقدر بد شده نمیشه روایت حساب کردکه مثلا میرم یه سری کتب و از دوستان تهیه می‌کنم و... چکار باید کرد استاد؟ اصلا نمیدونم همین مباحث معرفتی را دنبال کنم یا اینا رو همراه دروس حوزه ادامه بدم از طرفی خیلی ها میگن گاه ورود به حوزه چون شما وارد سیستم ترمی و نمره ای میشی دوام نمیاری کلا من شخصیتی هستم تا کسی کنترلم می‌کنه نمیتونم کاری انجام بدم وقتی کسی کارم نداره خودم میرم با این اوصاف بنده چکار کنم؟ حوزه های غیر مصوب هم مدرک نمیدن بنده دنبال مدرک نیستم ولی با توجه به عدم درآمد و شغل و... شاید نیاز باشه بتونم بعدا درامدی داشته باشم. بدم میاد به دروس حوزه برای کسی درامد نگاه شه ولی متاسفانه یا خوشبختانه نمیدونم همه جا بخصوص برای آقایان با طلبگی کار پیدا میشه یعنی بنده مدرک دانشگاهی دارم ولی تو رشته من و بقیه رشته ها اینقدر که طلبه هست تو خودتون رشته افراد نمی‌تونم کار کنم که این از نظراتی خوب و از جهاتی باعث سرخوردگی افرادی میشه مثل امثال من از اول هدفمند وارد رشته ای میشن و بعد سرخورده میشن از یه طرف قدرت مدیریت ضعیفه و با دروس حوزه گمانم اینه عمیق‌تر و بهتر میشه کار کرد از یه طرف طول کشیدن دروس تا به هدف نهایی رسیدن و از طرفی هم هردم بیل بودن فضاهای علمی گاها که خودمم از کسایی بودم که ازش ضربه شدید خوردم و گاه با خودم فکر می‌کنم اینقدر که داره مخالف ساخته میشه با این فضا موافق ساخته نمیشه چراکه گاه هر کی بگی رفته طلبه شده مثلا نیروهایی که تو زمینه مشاوره تربیت به فرض میشن با این همه آمال و آرزو وارد این کار میشه بعد می‌بینند طلبه ها زودتر میان تو این کار ورود پیدا میکنن و این شاید یه دلیل تنفر مردم از قشر روحانی بشه که هر کاری افراد روش دست میزارن سایه روحانی یا آخوندزاده میاد روش حالا چه روحانیون خوب و یا... از طرفی هم دروس حوزه ناب هست قاطی و... نداره نمیدونم استاد شاید الان دیگه فضاها اینطور نیست به هر حال بنده تو این فضا گیر افتادم از یه طرف خانواده از یکی هزینه ها از یک طرف فضاهای سیاسی و اقتصادی و... یه طرف هم مدل های فضای علمی و... لطفا بنده را راهنمایی کنید در ضمن با مباحث شما و امثال شما هم تقریبا آشنایی زیادی دارم و اهل مطالعه ام استاد گاه فکر می‌کنم اجتماع ما اصلا امتلاع پیدا کرده و پر هست و گاه افراد از این امتلاع دارن خراب میشن و نباید کاری کرد از طرفی وقتی به کار دشمن نگاه می‌کنم می‌بینم جای کار خیلی هست چه باید کرد استاد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید از طریق حوزه‌ی خواهران چندان مشکل حل نشود مگر آن‌که در کنار همان زندگی، مطالعه‌ی ادبیات عرب و بعضی دروس معرفتی حوزه را بتوانید داشته باشید. با این‌همه تا آن‌جا که ممکن است از محیط بومیِ خود خارج نشوید و سعی کنید زندگی خود را در همان محیط تعریف نمایید. پیشنهاد می‌شود سری به متن جلسه‌ی سوم «با دعا در آغوش خدا» بزنید. موفق باشید

27660
متن پرسش
سلام استاد: خدا قوت. ببخشید چرا از دست اطرافیان ناراحت می شیم؟ ریشه این ناراحتی از چیه؟ درمانش چیه؟ ممنون میشم راهنمایی بفرمایید. التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: گمان می‌کنیم همه باید مثل ما فکر کنند. اغماض و سعه‌ی صدر نداریم، در حالی‌که در روایت داریم: یک‌سوم دین، اغماض و نادیده‌گرفتن ضعف‌های افراد است. موفق باشید

27181

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: استاد کسی که فلسفه خوانده باشد چگونه می تواند آن را امتداد بخشد؟ حتما باید فقه هم بخواند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نه. لازم نیست. اگر در ادامه‌ی تفکر فلسفی به سوی قرآن و روایات جلو برویم، آن تفکر بیش از پیش شکوفا می‌شود. موفق باشید

27059

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم سلام الله علیکم حضرت استاد: در كتاب «آخر الزمان شرايط ظهور باطني ترين بعد هستي» بيان فرموده ايد كه براي درك امام عصر عجل الله تعالي فرجه الشريف در زمان ظهور، فهم و شناخت و برقراي ارتباط با آن حقيقت غيبي، نياز به توانايي درك شرايط غيبي است. بفرماييد اكنون كه دانش آن را داريم، چه كارهايي بايد انجام دهيم تا به اين ويژگي دست يابيم تا خود را در محضر حقايق غيبي ببينيم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: معارف الهی در مقابل انسان افقی می‌گشاید که زندگی‌کردن در آن افق امکانِ حضور در ابعاد باطنیِ عالم را فراهم می‌کند. موفق باشید

نمایش چاپی