باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث از موجودی است که از حیطهی زمان و مکان بیرون است و اگر آن را جسم لطیف تصور کنیم در هر صورت مکانمندی و زمانبندیِ آن پا برجا است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: نباید طوری ظاهر خود را شکل دهیم که شبیه اهل فسق و فجور باشیم و از جمع مؤمنین فاصله بگیریم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: جناب آقای دکتر گلشنی انسانی دانشمند، متفکر و متعهد هستند و تا آن حدّی که در این سخن مختصر فهمیدم، حرف درستی است ولی باید تفصیل آن مطرح شود تا مورد بحث و بررسی قرار گیرد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در جواب سوال شماره 18359 اینطور در این مورد عرض شد: باسمه تعالی: سلام علیکم: به آن معنا که انسانی فرهیخته که متوجه حقایق است و میداند در ما کمالاتی هست که از آن غافلیم، اگر به صورت تذکر ممتد ما را جلو ببرد، یک نحوه تلقین کرده است و از این جهت قابل پذیرش است و حضور در جلسات دینی جهت همین امر است. موفق باشید. بنابر این هم میتواند «تلقین» وجهی از سوبژکتیویته باشد و هم میتواند وجهی از رجوع به حق داشتهباشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده هم آن صحبتها را دیدم. بالاخره در متون خود اهل سنت نیز موضوع حقانیت اهلالبیت «علیهمالسلام» مطرح است. آری! بعضاً امویان ادعیه ائمه را به امثال عمروعاص نسبت دادهاند تا آبرویی برای آنها کسب کند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ظاهراً خیام از ابژهکردن خدا و معاد عبور کرده و وجه اگزیستانس انسان را مدّ نظر دارد منهای اشعاری که به او نسبت میدهند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: انسانها اختیار دارند و اختیار هرکس مربوط به خود اوست و آنچه موجب تفاوت انسانها است، همین اختیار داشتن است که هرکس میتواند هرچیزی را هرطور خواست انتخاب کند وگرنه همه از نظر فطرت مساویاند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی در این آخرالزمان دلایل روشنی بر حقانیت عطای الهی یعنی قرآن کریم در مقابل ما است، تنها و تنها باید در بستر قرآن در عالَم حاضر شد و در این حالت برای طلب علم تا چین هم میتوان رفت، ولی برای برگشت به وطنِ معرفتیِ قرآنی و درک بهترِ اشارات قرآن. بنده حتی به برادر بسیار عزیزم جناب حجتالاسلام وکیلی که اخیراً هم مناظرهای با آقای دکتر عبدالکریمی داشته اند، عرض کردم به این دلیل هایدگر و کربن میخوانم تا قرآن را بهتر بفهمم، از آن جهت که بدانم بر ذهن و فکر متفکران جهان چه میگذرد و راه حلّ قرآنیِ آن در افقی که آنان دغدغه دارند، چیست. موفق باشید
سلام علیکم: در پاسخ به سوال ۲۷۳۹۰ که راجع به مقاله چگونه هنرها را به خدمت اسلام دراوریم، پرسیده شده بود، فرمودید که: و با ولایت پیامبر خدا و در این تاریخ با ولایت حضرت امام و رهبری، وجوهی از حرفهای مارکس هم قابل پذیرش میشود بدون ولایت مارکس. مگر شیطان برای اغوایِ مردم از موضوعات حقی استفاده نمیکند تا ولایت خود را بر آنها إعمال نماید؟ و ولیّ الهی مانع ولایت شیطان میشود. در این بحث برای من ابهام وجود دارد. خود حضرتعالی در کتاب فرهنگ مدرنیته و توهم فرمودید و به ظرافت به آن آیه شریفه قرآن اشاره داشتید که راجع به شیطان است که می گوید من به شما وعده های دروغ می دهم و بستر را برای وهم و تغییر نظام عالم فراهم می کنم و حتی در سایر آیات داریم او روز قیامت هم چنین سخنانی دارد و دقیقا این مطلب در فرهنگ مدرنیته که مارکس هم یکی از متفکران آنست تجلی پیدا کرد. منظور از این که شیطان نسبتی با حقایق عالم دارد و از معارف حقه برای اغوا بهره می برد چیست؟ این برای خودم مبهم است. منظور شاید این باشد که شیطان در نظام حکیمانه عالم که توسط خالق حکیم تدبیر می شود نقشی دارد و باعث می شود وجودش که دنیا حقیقتا معبر و محل آزمایش بشر باشد ولی اینکه وجودش نسبتی با حقایق دارد و از معارف حقه در جهت اغوا بهره می برد را متوجه نمی شوم و اینکه می توان نسبت شیطان فرضا و یا مارکس را فهمید و وجوهی را پذیرفت با حقایق عالم حکیمانه و زیر ولایت آنها هم نرفت.
باسمه تعالی: سلام علیکم: اتفاقاً شهید آوینی در مورد مدرنیته در کتاب «حکمت سینما» میگوید با خودآگاهی نسبت به روح مدرنیته میتوان سینما را تسخیر کرد. مارکس که سهل است، آیا نمیشود تحریمهای شیطان بزرگ را به فرصت تبدیل نمود؟ دغدغهی مارکس، عبور از سیطرهی سرمایهداری است، هرچند در پازل فرهنگ مدرنیته تنفس میکند. زمانی که کتاب «فلسفهی تاریخ» شهید مطهری را مطالعه میکردم، طوری استاد نگاه به مارکس را تبیین مینمودند که آدم فکر میکرد استاد به مارکس علاقهمند شدهاند. به این روایت هم خوب است فکر کنید که میفرماید: روزی حضرت رسول الله صلی الله علیه و آله فرمودند: با هر یک از افراد بشر شیطانی است که او را دعوت بگناه می کند. عرض کردند: ای رسول خدا آیا در وجود شما هم این شیطان موجود است؟ فرمود: بلی و لکن شیطانی اسلم بیدی " .آری! لکن شیطان من بدست من رام و مسلمان شده. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! مسیر بس مهمی طی شده ولی راهِ طولانیتری در پیش است و زیباییِ زندگی در همین در راهبودن است که «خودْ راه بگویدت که چون باید کرد». عرایضی در کتاب «امام خميني «رضواناللّهتعاليعليه» و سلوک در تقدير توحيدي زمانه» شده است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: حضرت مولا «عجلاللّهتعالیفرجه» در صحنهاند و امیدوارد و منتظر. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. ورزش ۲. صلهی رحم ۳. خوش خلقی ۴. کمک به فقرا ۵. مطالعهی کتاب «آشتی با خدا». موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. قاعدهی «اولُ ما خلق اللّه من روحی» که مقام قدسیِ پیامبر میباشد، غیر از موضوع «النفس جسمانیت الحدوث» است که مربوط به شخص پیامبر است که سعی میکنند با عبادات خود، نفسِ خود را به حقیقت نوری خود متصل نگه دارند. ۲. همهی این موارد به هر صورت باید با موضوع رفعِ حجاب حل کرد تا با قاعدهی «الیوم، یوم العمل و غداً یوم الحساب» به تنافی نیفتیم. ۳. ظاهراً به جای تغییر مکان، تغییرِ منظر وسط است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: تمام پیامبرانِ نسل حضرت ابراهیم«علیهالسلام»، امام هستند. در این مورد خوب است به کتاب «مبانی نظری نبوت و امامت» که بر روی سایت هست، رجوع کنید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده دعاگو هستم. ولی آن عزیز نیز باید بپذیرند بالاخره این یک نوع بیماری است و خداوند إنشاءاللّه درمان آن را در یک روانپزشک قرار داده است و باید به او رجوع کرد. بنده قبلاً اینطور جواب داده بودم: باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده هم دعا خواهم کرد، إنشاءاللّه با صبر مشکلات حل میشود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نامهی ۳۱ نهجالبلاغه و یا به روایت «ای اباذر» فکر کنید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: برای جوابدادن به این سؤالات باید مطالعات طولانی مربوط به خانواده دنبال شود. آنچه میتوان مختصر عرض کرد: ۱. آیهی ۵ سورهی مائده میفرماید زنان اهل کتاب برای شما حلال است به شرطی که به صورت زنا و یا رفیقبازی نباشد. ۲. به هر حال مکرراً در روایات تأکید شده است که ارتباط با نامحرم بدون دلیل، موجب حضور شیطان در آن ارتباط میشود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بر روی سایت، هم جزوهی «عقل تکنیکی» و هم صوت شرح آن جزوه موجود است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. با توجه به نظر فقها، شب اول قبر همان شبی است که متوفی دفن میشود. ۲. انسان مؤمن در برزخ و قیامت در آغوش حقیقت اعمال خود مستقر میباشد با تقرری حضوری، که این قابل وصف نیست. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همانطور که متوجهاید نباید از روحیهی غربگرایِ فیلمسازانی مثل آقای فرهادی غفلت کرد و از آن مهمتر نباید فراموش کرد که غرب، همواره امور سیاسی خود را در قالب فعالیتهای فرهنگی بر جوامع تحمیل میکند. با اینهمه و با توجه به آن نکات؛ بحث بر سر آن است که آیا روح فیلم فروشنده متذکر یک امر اجتماعی برای ما هست یا نه؟ از آن جهت که جرم افراد باید در شرایط خودش دیده شود و نه با یک نگاه انتزاعی. آیا آن پیرمرد هوسباز چه اندازه هوسباز است؟ به اندازهی یک متجاوز به عفت جامعه یا به اندازهای که باید آن سیلی محکم را بخورد؟ مسلّم فیلم در فضای سکولار قرار دارد و به هیچوجه نظر به باورهای دینی نداشته. اما آیا این نوع فیلمها جایی در جامعهی ما دارد به عنوان توجهدادن به یک معضل اجتماعی که ما گرفتار آن هستیم و نسبت به آن فکری همهجانبه نمیکنیم یا نه؟ موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: این افراد به جهت مقابله با نوع زندگی قرون وسطایی، ایدهای را دنبال کردهاند که بیشتر ثمرات زندگی دنیایی مدّ نظرشان قرار گرفت و مطابق آن ایده، فلسفههایی ساختند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر میآید هنوز بسیار زود است برای قضاوت. بخصوص اگر در کنار جریان بیماریزایی آن ویروس و واکسنهایی که تهیه شده، متوجهی ارادههای سیاسی باشیم. به نظر میآید رهبر معظم انقلاب با توجه به بصیرت و مشاورانی که داشتهاند، پشت قضیه را نیز میدانند. و اگر رسانههای بیگانه را دنبال بفرمایید شواهدی بر این امر می توان احساس کرد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! در نگاه علم کلام، خالقیت، صفتِ فعل خداوند محسوب میشود و در این رابطه میفرمایند اگر صفت فعل را از خداوند حذف کنیم، نقصی بر ذات وارد نمیشود برعکسِ صفات ذات مثل علم و حیات. ولی در عرفان، خالقیت به عنوان جوادبودنِ ذاتی اوست و از شئونات ذات حضرت حق است تا خود را در آینهی مخلوقات بنگرد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: سنتی که بحمدللّه در شیعه در رابطه با محرم شکل گرفته، سنت ارزشمندی است. عمده به رویکردِ ما نسبت به چنین موضوعی بستگی دارد که با معرفت بیشتر نسبت به آن رخداد تاریخی و تقوای فزونتر، آن حقیقت قدسی بیش از پیش برای ما رخ مینمایاند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: آقای دکترمحمدرضا بهشتی در شرح کتاب «حقیقت و روش» آقای گادامر، متذکر آن امر بودند. متأسفانه هنوز کتاب مذکور ترجمه نشده است. موفق باشید
