باسمه تعالی: سلام علیکم: در این رابطه میتوانید نظری به زیارات روزهای هفته در مفاتیح بیندازید که مثلاً در زیارت امیرالمؤمنین«علیهالسلام» در روز یکشنبه دارید: «هذا یوم الأحد... » تا آنجا که تقاضا میکنید «فأضفنی یا مولای و أجرنی....» مرا به عنوان میهمان و پناهآورنده بپذیر و آنچه رغبت دارم در شخصیت تو و امیدوارِ انجام آن هستم از رسوی تو، برایم محقق کن. به این معنا که شخصیت قدسی حضرت را واسطهای مییابیم که محل تجلیات انوار الهی میتوانند باشند ولی در هر حال منشأ هر خیر و برکتی، جز خداوند نیست. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! مسیر بس مهمی طی شده ولی راهِ طولانیتری در پیش است و زیباییِ زندگی در همین در راهبودن است که «خودْ راه بگویدت که چون باید کرد». عرایضی در کتاب «امام خميني «رضواناللّهتعاليعليه» و سلوک در تقدير توحيدي زمانه» شده است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: رابطهی آنها متقابل است. وقتی مسلمانان دینی که موجب احیای آنان است را حفظ کنند، عملاً عامل احیای خود را حفظ کردهاند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: آنجا که لعن ما موجب تشتت در جامعهی اسلامی شود، مسلّم جایز نیست ولی لعن بر استکبار، همان لعن خداست بر آنها، مثل لعن بر شیطان لعین. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. قاعدهی «اولُ ما خلق اللّه من روحی» که مقام قدسیِ پیامبر میباشد، غیر از موضوع «النفس جسمانیت الحدوث» است که مربوط به شخص پیامبر است که سعی میکنند با عبادات خود، نفسِ خود را به حقیقت نوری خود متصل نگه دارند. ۲. همهی این موارد به هر صورت باید با موضوع رفعِ حجاب حل کرد تا با قاعدهی «الیوم، یوم العمل و غداً یوم الحساب» به تنافی نیفتیم. ۳. ظاهراً به جای تغییر مکان، تغییرِ منظر وسط است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: چون بنده با ایشان مأنوس نبودم، نمیتوانم در این مورد نظر بدهم. ولی کتب ایشان حکایت از کمال علمی و اخلاقیِ ایشان دارد. وجه دوم سؤال نیز برایم مقدور نمیباشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: اینطور عرض شد: ۲۳۷۸۰ باسمه تعالی: سلام علیکم: روی هم رفته باید خوشتان بیاید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحمداللّه هم به صورت صوت و هم به صورت کتاب آن حدیث در اختیار کاربران قرار دارد. موفق باشید
با سلام و خدا قوت: در مورد نظر علامه در مورد کورش کبیر که یا ذوالقرنین می باشد یا نه و موحد بوده یا نه نظرتون را بفرمایید یا اگر خود شما تحقیقی داشته اید بفرمایید تا استفاده کنیم. یه سوال دیگه هم پیش اومد در مورد زمان امام خمینی (ره) در مورد تندرویهای بعضی افراد مثل اکبر گنجی و امثالهم که موی زنان را می بریدند یا پونز در سر اونها می زدند چرا اظهار نظری از حضرت امام در اون زمان دیده نمیشه؟ و سوال آخر در مورد قواعد تجویدی که حالا مرسوم هست و عده ای اون را نقشه ای برای دور کردن جوانها از عمق مفاهیم قرانی و سرگرم شدن به قواعد تجویدی و خواندن در مقامهای هفت گانه و ... می دانند لطفا نظرتون را بفرمایید. با تشکر از استاد فرزانه
باسمه تعالی: سلام علیکم: علامه طباطبایی در تفسیر سوره «کهف» نظر (سر احمدخان) پاکستانی را که در تحقیق خود ذوالقرنین را با کوروش تطبیق داده، میآورند و به نحوی مورد تأیید قرار میدهند. ولی آقای عبدالله مستحسن در کتاب خود به نام «ذوالقرنین» سعی دارند ذوالقرنین را با حضرت مهدی «عجلاللهتعالیفرجه» منطبق کنند. ۲. اتفاقاً همه تلاش حضرت امام آن بود که مقابل آن نوع افراطکاریها قرار گیرند و به همین جهت افرادی که نام بردید نتوانستند در ایران بمانند. حتی حضرت امام فرمودند بنی صدر هم توبه کند و به تدریس خود در دانشگاه مشغول شود. ۳. به نظر میآید باید ما قرآن را درست بخوانیم و رعایت تجوید قرآن در این اندازه خوب است، ولی افراط در آن کار انسان را از اصل موضوع که تدبّر در قرآن است، باز میدارد. موفق باشید
سلام خدمت استاد محترم: طاعاتتون قبول درگاه حق. دلیل سوال ملائکه پس از آفرینش حضرت آدم (ع) چه بوده است، با توجه به اینکه ادوار آفرینش متعددی وجود داشته و حقیقت محمدیه یا حقیقت انسان کامل با توجه به ظرفیت هر دور از آفرینش بروز و ظهور داشته؟ و چون خداوند متعال اول و آخر و ظاهر و باطن است بنابراین صفات و افعال او نیز ازلی است و آفرينش انسان و زمین هم از ازل بوده بنابراین باید این حقیقت، یعنی مسئله ی خلیفه اللهی و ظهور همه ی اسما در انسان، از ازل که آفرينش انسان بوده منکشف شده باشد؟ یا اینکه این پرسش تکوینی و ازلی باشد؟ ۲. آیا تنها در این دور از آفرینش حقیقت محمدیه با تمام جلوات به صورت ۱۴ معصوم (ع) ظهور کردند؟ اگر آری دلیلش چیست؟ زیرا به نظر می رسد با توجه به روایاتی که می فرمایند اگر یک روز تا قیامت مانده باشد ابتدا ظهور انجام میگیرد و....، در بقیه ادوار آفرینش هم همینطور باشد و باید خلقت به هدف نهای اون برسد؟ و اگر در ادوار دیگر هم امکان بروز این حقیقت با تمام جلوات بوده، بنا براین بی نهایت ظهور حقیقت محمدیه محتمل است که بهترین ظهور اون حقیقت، ۱۴ معصوم (ع) هستند به همین صورتی که برای ما ظاهر شدند، یعنی بی نهایت آدم (ع)، بی نهایت حضرت محمد (ع) ،بی نهایت علی (ع) ،بی نهایت فاطمه ی زهرا (س) و ..... که با توجه به حضور ایشان در همه ی زمانها و مکان ها، ایشان یک وجود پیوسته در عالم غیب و شهادت از ازل تا ابد دارند و در این وجود در تمام ادوار آفرينش به اولیت و آخریت و ظاهریت و باطنیت حاضر هستند؟ (در حدیثی منسوب حضرت علی (ع) می فرمایند، انا الاول و الآخره و ظاهر و الباطن) بقیه انسان های کامل یا پیامبران الهی نیز همین طور هستند؟ مثلا اولین انسان در هر دور از آفرینش حضرت آدم (ع) هستند و خاتم آنها حضرت محمد (ص) و ام ابیهای ایشان فاطمه (س) و نفس ایشان علی (ع) هستند و.....
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. در فصّ «آدمی» عرض شد که به هر حال فرشتگان در محدوده ذات وجودی خود متوجه حقیقت اسماء شدند و لذا جامعیت اسماء را که مقام انسان کامل و خلیفة الله است، نمیتوانستند درک کنند. و این مشکل به جهت غفلت از محدودیتشان بود که منجر به آن نوع اعتراض شد. ۲. حقیقت اسماء، از همان ابتدا در مقام حقیقت محمدی «صلواتاللهعلیهوآله» در عالم احدی حاضر است ولی مظاهرِ آن حقیقت در آخرین مرحله آفرینش عالم به ظهور میآید و هرکس نمیتواند متوجه حقیقت پنهانی آن باشد همانطور که انقلاب اسلامی در مسیر توحیدیاش همواره و به مرور ابعاد نهفته آن به ظهور میآید و هرکسی متوجه آینده این حرکت توحیدی نیست، مگر امثال رهبر معظم انقلاب که تأکید دارند نباید به هیچ وجه در این مسیر نا امید شد و احساس وجود بنبست کرد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! اگر به روایت هم نظر کنید که حضرت باقر «علیهالسلام» در جواب جابر میفرمایند: «لَقَدْ خَلَقَ اَللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى أَلْفَ أَلْفِ عَالَمٍ وَ أَلْفَ أَلْفِ آدَمٍ أَنْتَ فِي آخِرِ تِلْكَ اَلْعَوَالِمِ وَ أُولَئِكَ اَلْآدَمِيِّينَ». متوجه میشویم جهانهای متعدد و به تبع آن قیامتهای متعددی در میان است. ولی همانطور که حقیقتِ وجود همه عالَم خداوند است و همه مخلوقات در همه عوالم مظاهر خداوند هستند، حقیقتِ نبوت و ولایت نیز واحد است و مظاهر آن در هر عالَمی مطابق آن حقیقت واحد میباشد. حضرت امام خمینی «رضواناللهتعالیعلیه» در کتاب «مصباح الهدایه» در موضوع «حقیقت نبوت» متذکر میباشند که چگونه نبوتِ حضرت محمد «صلیاللهعلیهوآله» مظهر حقیقت نبوی در عالم احدی است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: انسانها اختیار دارند و اختیار هرکس مربوط به خود اوست و آنچه موجب تفاوت انسانها است، همین اختیار داشتن است که هرکس میتواند هرچیزی را هرطور خواست انتخاب کند وگرنه همه از نظر فطرت مساویاند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: خوب است روی این نکته هم فکر کنید که با شخصیت جهانی و حضور جهانیِ خود با حوزهی علمیه برخورد کنید تا نه در آن متوقف شوید و نه از آن منقطع گردید. در جهانی بس وسیع تر زندگی کنید و حوزه را نیز در آن جهان جای دهید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همهی آنچه که علاوه بر رؤیتهای خود در امور عادی از برزخ و قیامت میگویند، بر اساس پیشفرضهای خود آنها است که نفس ناطقه خلق میکند. اتفاقاً همان قسمتی که میفرمایید که آن حاج آقا میگوید؛ شدیداً تحت تأثیر پیشفرضهای ذهنی است. در حالیکه وقتی ملکِ «قابض» به میان آید، دیگر امکان برگشت نیست. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده در این مورد خوب است به تفسیر المیزان رجوع فرمایید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: حرف درستی است. ولی امیدوار باشید کشور عزیز ایران اسلامی به الهام الهی، راهِ مقابله با آن ویروس را به جهان ارائه دهد و از آن مهمتر بصیرتی برای ما باشد. عزیزی نکاتی فرموده بود و بنده نیز عرایض مختصری در استقبال از سخن او داشتم که ذیلاً تقدیم میکنم. موفق باشید
[Forwarded from مجید افقری]
آیا خطر کرونا برای همه طیف های جامعه ما یکسان است.
اول باید این نکته را ذکر کنم این نوشته به معنای نادیده گرفتن و کم اهمیت جلوه دادن این ویروس نیست بلکه شاید این ویروس پرده از برخی توهمات ذهنی ما برداشته.
چرا عده ای این قدر احساس خفگی و ترس می کنند؟ چرا قبل از مرگ می میریم و جز سیاهی جلوی چشم خود هیچ چیزی نمی بینیم.
همه ی ما خیالات و توهماتی در پس ذهن داریم و شاید سالها با آن زندگی می کنیم و به آن پرو بال می دهیم و مثل خود انسان که از کودکی به نوجوانی و جوانی می رسد. این تخیلات هم با آدم رشد می کند و قد می کشد. البته به این معنا نیست که داشتن چنین خیالاتی حتما بد است نه اصلا اگر آدم دارای قوه خیال نباشد اصلا عزم و حرکتی در کار نیست.
اما بعضی خیالات بنیادشان بر آب است و عمری را بر باد می دهند.
یکی از این خیالاتی که ما یا خود آن را داشته یا از دوستان آشنایان آن را بارهاشنیده ایم این است که می خواهم بروم خارج یا در آینده می روم خارج، اما در این که خارج کیست، چیست، کجاست خیلی بحثی نداشته ایم.
همه ی ما در لابلای اخبار و اطلاعاتی که دنبال کرده یا شنیده ایم کم و بیش به مفهوم مهاجرت آگاهی اجمالی پیداکرده ایم.
سالانه هزاران خانواده ایرانی با مراجعه به سفارتخانه کشورهایی که از نظرشان آنجا از نظر سطح زندگی بهتر از کشور خودشان است بار سفر می بندند و از ایران می روند. «اگر آمریکا و اروپا شد که چه بهتر اگر نشد همین گرجستان و ارمنستان هم غنیمتی است.»
قطعا دلایلی که باعث می شود فرد دست به مهاجرت بزند حداقل برای خود فرد موجه است می خواهد دلیل آن اقتصادی، سیاسی و یا حتی فرهنگی باشد. اما هرچه که هست در اکثر این دلایل یک وجه اشتراکی وجود دارد و آن این است که خارج بهتر از این جاست. در این که در برخی شاخصه ها وضعیت زندگی در برخی کشورهای به اصطلاح پیشرفته بهتر از ماست خیلی بحثی ندارم حتی اگر کسی بگوید در همه ی شاخصه ها آنها بهتر از ما هستند من باز مناقشه ای ندارم چون موضوع بحثم این نیست.
آنچه که من روی آن مساله دارم این رویا پردازی و خیال پردازی ماست این مطلق انگاری، این که آنجا جایی است که اگر برویم دیگر مشکلاتی نیست و می توانیم بهترین خانه و اتومبیل و درآمد را داشته باشیم و در صحت و سلامت بتوانیم در این بهشت دنیایی سالها خوش باشیم و در آرامش زندگی کنیم.
این آرزوها فقط مخصوص کسانی نیست که موفق به مهاجرت می شوند بلکه به قول معروف اینها مشتی است نمونه خروار. کسانی که موفق به مهاجرت نشده اند و چنین آرزویی در دل دارند بسیار بیشتراند و شاید جامعه هدف و افرادی که می خواهیم در مورد آنها بنویسیم همین هستند.
آری افرادی که در داخل زندگی می کنند و چنین رویاها و اوهامی در سر می پرورانند وجود این ویروس برای آنها کشنده تر است.
به خاطر این که این ویروس همه جایی است و جهانی است و اوهام و رویاها به واسطه ی آن فروریخته و دیگر آن جایی وجود ندارد و همه جا این جاست دیگر آن جایی که گوشه ی ذهن پر خیالش پرورانده بود که برود و خوش باشد و عیش کند دیگر وجود ندارد دیگر آن جا در ذهنش وجود ندارد با این که شاید پایش را از شهر خودش هم بیرون نگذاشته است اما عمری با این خیال زندگی کرده و حالا با پوچ بودن وهمی بودن بخشی از خودش روبرو شده.
آری عزیز جان کرونا می تواند تذکری به من و تو باشد که چقدر در گیر اوهام هستیم و چقدر در وادی حقیقت سیر می کنیم.
ما همگی اوهام زیادی در ذهن و جان خود پرورانده ایم و روزی چیزی مثل همین ویروس باعث می شود که ما با خود دوباره روبرو شویم و خالی بودن وجود خود را دوباره بنگریم و یاس و وحشت در ما غلبه می کند.
اگر امروز سراب ها را آب بنگریم اگر موجودات را وجود بنگریم اگر اعتباریات را اصیل بپنداریم چنین سختی هایی از این پس بیشتر با آن روبرو خواهیم شد.
و تنها چیزی که می تواند ما را از این معرکه ی سخت و جان فرسا نجات دهد تفکر است.
تفکراست که نمی گزارد سراب را آب ببینی و وقتی سراب را آب ندیدی خوشحالی و نشاط وهمی هم سراغ تو نمی آید و به همین دلیل یاس بعد از روبرو شدن با واقع هم دیگر نداری.
حوادث و مسائلی این چنین شاید فرصتی است که خود را دوباره ببینیم و خود را دوباره آزاد از بسیاری از نسبت ها حس کنیم نسبت هایی که همچون غل و زنجیر پای ما را گرفته و پر پرواز ما را بی فایده کرده است
[Forwarded from طاهرزاده]
با سلام: انصافاً قضیه از همین قرار است که در ناکجاآبادها به دنبالِ آبادانی میگردیم، غافل از آنکه حقیقت، از همهچیز به ما نزدیکتر است. کافی است راهِ رجوع به حقیقت را که همان مأواگزیدن در محضر خدا است، آن هم از طریقِ آنچه به ما عطا فرموده است را بیابیم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. همین قبض و بسط نشانهی امیدواری است و خبر از آن می دهد که حضرت حق به سویتان نظر دارد و در آخر، بالاخره شما را برای خودش میگیرد. ۲. مهربانی به همدیگر و رعایت حقالناس و مهربانی با ارحام. ۲. خود را در وسعتی بیکرانه بیاب، نه در لانهای تنگ. سوی دریا سیر کن زین آبگیر. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: چیزی در این رابطه نمیدانم. اساساً به نظر بنده به هیچ وجه علم نجومی که بخواهد در پیشبینی امور ورود کند را نمیتوان قبول کرد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده اگر با جدیّت ولی بدون معطلی «اشارات» را مطالعه کنید و سپس به «شواهد» بپردازید خوب است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: فقط با رعایت شریعت و ایثار و تواضع و راضیبودن به رضای الهی راه، گشوده خواهد شد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: انسان اساساً در خواب، خود را خارج از بدن مییابد و احساس میکند. این آگاهی به خود نشان میدهد که خارج از بدن نیز ما به خود آگاهی داریم. حال چه آن بدن فعالیت فیزیولوژیکی خود را داشته باشد و چه نداشته باشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: مسئول محترم سایت جهت بررسی.
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده به جهت صفای شخصیت ایشان و سجایای اخلاقی که دارند، برایشان احترامی خاص قائلم، ولی خودم بیشتر به راهی میاندیشم که حضرت امام و رهبر معظم انقلاب مقابل ما گذاشتهاند برای حضور در تاریخی که با انقلاب اسلامی باید به ظهور آید. موفق باشید
سلام علیکم و رحمه الله: استاد عزیز آیا این سخن درست است که برای بررسی تعالی روحی؛همانا شخص باید به میزان رشد فکری در عقایدش و پیاده سازی آن در تاریخی که در آن قرار دارد بیاندیشد؛ نه اینکه دنبال حالاتی چون مکاشفه و خواب و از این دست حالاتی که بعضا در وصف علمای پیشین به کرات می خوانیم باشد.
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده همینطور است. نمونهاش شهید حاج قاسم سلیمانی که خودِ عرفا اقرار دارند که حسرت سلوک آن مرد الهی را میخورند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: چرا که نه؟ عمده رویکرد خود شماست که در کنار مباحث علمی، از مباحث معرفتی غفلت نکنید. موفق باشید
