بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
24071

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد جان: استاد عده ای بر این باورند که علامه طباطبایی شخصیت انقلابی نبوده است و با انقلاب مخالف بوده است. شخصی می گفت داماد ایشان آقای قدوسی می گفتند وقتی خبر پیروزی انقلاب به علامه رسید ایشان فرمودند این انقلاب یک شهید بیشتر ندارد و آن هم اسلام است. خواستم بپرسم این نقل درست است؟ ممنونم.
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که در جواب سؤال شماره‌ی ۲۴۰۱۳ عرض شد: ظاهراً همسر و فرزند ایشان این را تکذیب کرده‌اند. مگر می‌شود کسی که این‌چنین در تفسیر المیزان سختْ دشمنِ کفر است، با انقلاب اسلامی که تنها جبهه‌ی مقابله با کفر می‌باشد مخالفت کند؟!!  در کتاب «عقل و ادب ادامه‌ی انقلاب اسلامی در این تاریخ» در صفحه‌ی ۳۹۹ عرایضی تحت عنوان «تفاوت عالَم حضرت امام و علامه طباطبائي «رحمة‌الله‌عليهما» شده است. موفق باشید

23978

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: نظر شما در مورد آفای ابرهیم فیاض و طرز تفکرشان چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: برای ایشان به جهت دلسوزی‌ها و تعهدشان نسبت به ارزش‌های انقلاب، احترام قائل هستم. ولی نمی‌دانم چرا نقش فلسفه را در تمدن اسلامی نمی‌پذیرند در حالی‌که مقام معظم رهبری «حفظه‌اللّه» معتقدند برای تحقق تمدن نوین اسلامی، فلسفه‌ی صدرایی ضروری است. موفق باشید  

23938

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: وقتتون بخیر. نظر من در مورد اینکه اگه کسی در بیمارستان فوت بشه اونو میبرن خونه اش تا از خونه اش برای دفعه آخر خداحافظی کنه بعد میبرنش خاکش میکنن اینه که کار بیهوده ای است. چون تو دستورات دینی چنین رسمی نیست، علاوه بر اون میت باید از تمامی اونچه بهش تعلق داشته خودشو رها کنه دنیا و حتا بدن دیگه نداره چه لزومی به این کار هست؟ باید زودتر به خاک سپرده بشه که سیر برزخیش شروع بشه. نظر استاد گرانقدر چیه؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این‌که گفته‌اند متوفی را چنان‌چه در خانه قبل از دفن باشد، خوب است او را در محل نمازش و رو به قبله بخوابانند؛ به جهت آن است که نظر به آن حالت معنوی که داشته است موجب می‌شود تا در این شرایط، راحت‌تر با خود باشد. ولی اگر در بیمارستان فوت کرده است و بخواهند یک لحظه در منزلش بیاورند و سپس او را به محل دفن ببرند، ظاهراً قضیه فرق می‌کند. ولی در هر حال نباید در این مورد نیز سخت‌گیری کرد. موفق باشید

22860
متن پرسش
استاد سلام خدا قوت: ببخشید برای جوانان تازه کار کتاب سروناز مرحوم خانوم نصرت امین رو مناسب می دونید؟ نفحات الرحمانیه ایشون چی؟ خیلی ممنونم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خدا رحمت‌شان کند. هرچه از قلب مبارک ایشان سرازیر شده است پاک و پاکیزه است. مگر داشتن «نفحات الرحمانیه»ای که به قول خودشان تماماً نسیم‌هایی از عالم دوست است، کم ارزش دارد؟!! موفق باشید

30675

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
استاد سلام علیکم: اینجا در تهران خانم های زیادی دیده می‌شوند که روسری از سر برمی‌دارند. وظیفه ما نسبت به این افراد که کم هم نیستند چیست؟
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر شرایط مناسب است باید تذکر داد، وگرنه چون خلاف قانون است به عهده‌ی نیروهای انتظامی است، جدای آن‌که خلاف شرع است. موفق باشید

29097

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد محترم: استاد اصطلاح وحدت در کثرت که در کتاب آداب نماز امام خمینی آمده است به معنای تجلیات واحدی و دیدن خداوند به اسماءش هست؟ و همچنین اصطلاح کثرت در وحدت، آیا به معنای تجیلات احدی و دیدن خداوند در اسماء ش هست؟ بیشتر خود اصطلاحات وحدت در کثرت و کثرت در وحدت برایم سوال هست.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این اصطلاح ما باید متوجه باشیم حضرت حق به صورت‌های مختلف در اسماء خود در مظاهر ظاهر می‌شوند، هم در مظاهر مختلف در صحنه‌اند و هم مظاهرِ مختلف در او فانی می‌باشند. موفق باشید

28740

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام و ادب محضر استاد بزرگوار: ۱. استاد شرحی بر دعای ابو حمزه میشه معرفی کنین؟ ۲. استاد قسمتی از دعای ابوحمزه به عوامل سلب توفیق اشاره میکنه مثلا: «لعلک فقدتنی من مجالس العلماء) کتابی یا از مقالات خود شما استاد عزیز، سراغ دارین که این عوامل را شرح داده باشند؟ تشکر استاد عزیز
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. کتاب «بشنو از نی» از مرحوم صفایی حائری و بحث آیت اللّه جوادی در شرح آن دعا نکات خوبی در بر دارد. ۲.  رویهمرفته سه جلد کتاب «مقالات» از مرحوم آیت اللّه شجاعی نکات خوبی در بر دارد. موفق باشید

28312

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد عزیز: همسر بنده انسان اهل نماز و روزه و بسیار خوب و متعهدی است اما خمس را اصلا قبول ندارد و می گوید من هرگز پول به آخوند نمی دهم بروند کار کنند چرا وجوهات می گیرند و به هر طریقی برایش استدلال می کنم و آیه و حدیث می آورم می گوید من اصلا قبول ندارم به نطرم مال دوستی اش مانع پذیرش او می شود حالا من با پول این آقا چطور می توانم رشد معنوی داشته باشم و تکلیف من و بچه ها چه می شود؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به گفته‌ی اهل نظر، شما مسئولیتی در این مورد ندارید و هیچ مانعی در سلوک و تعالی شما ایجاد نمی‌کند. موفق باشید

27685
متن پرسش
سلام علیکم: اگر ممکن است لطفاً تبیین بفرمایید، مهمترین عامل پذیرش سبک زندگی غربی در میان جامعۀ مؤمنانۀ ما چیست و چرا با وجود صحنه عطیم ایمانی و تمدنی مثل دفاع مقدس، بعد از پایان دفاع مقدس بصورت ویژه ای سبک زندگی و تحلیل و عقل مدرن وارد جامعه ما شد؟ و البته بعضی ها معتقدند این حساسیتی است که حکومت می‌خواهد القا کند که سبک زندگی و عقل مدرن وارد جامعه مان شده و اینها بخاطر بحث سیاسی و ارزش سیاسی نگرانند و به این بحث چندان نگرش مثبتی ندارند.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث آن مفصل است. از ضعفی که با اواخر سلسله‌ی صفویه با امثال شاه سلطان حسین پیش آمد تا شیفتگیِ سلسله‌ی قاجار نسبت به غرب از یک طرف، که موجب شد فرهنگِ ایرانی – اسلامی که با صفویه شکلی خاص گرفته بود؛ دنبال نشود و از طرف دیگر با ظهور زندگی مدرن، مردم متوجه نشدند چه نوع زندگی را دارند از دست می‌دهند. در این مورد آن نوع هوشیاری هم که زندگیِ غربی را نوعی تهاجم فرهنگی بدانند در بین متدینین و روحانیون آن‌طور که باید و شاید «فهم» نشده بود و ضعف‌های غرب هم تا این اندازه ظهور نکرده بود. از همه‌ی این‌ها که بگذریم از جهانی که در زندگیِ دینی در آن می‌توانستیم حاضر شویم، غفلت شده بود، چیزی که اخیراً در مباحث «با دعا در آغوش خدا» متذکر آن هستیم. گوهری بود که از دست‌مان فرو افتاده و زمانه‌ی برگشت به آن بحمداللّه فرا رسیده است. موفق باشید  

26472

وظیفه مربیبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم عرض ادب و احترام: می خواستم اگر لطف کنید نظرتون را راجع به این متن بفرمائید‌. مربی حقیقی فقط خداوند متعال است و او رب العالمین و تربیت کننده است. همچنین اعتقاد داریم که موثر حقیقی تنها خداست و «لا موثر فی الوجود الا الله». همچنین با مبانی که در کتاب «آنگاه که فعالیت های فرهنگی پوچ می شود» جلسه هفتم متوجه می شویم که عامل اصلاح اخلاق و ایجاد اخلاق صحیح امام است. پس عنوان مربی عنوان مناسبی در مراکز فرهنگی نیست و مسامحتا از این تعبیر استفاده می شود. نقش ما مربیان در مراکز فرهنگی صرفا ایجاد زمینه ای است برای تفضل و فیض بخشی خداوند و تربیت حقیقی توسط اهل بیت علیهم السلام. و به هیچ وجه ما مربی واقعی و عامل اصلاح نیستیم بلکه صرفا می توانیم زمینه سازانی باشیم که با فراهم کردن علل معده علت حقیقی و وجود بخشی اجرا شود. و تربیت حقیقی توسط خداوند متعال و اهل بیت علیهم السلام انجام شود. در نتیجه از قواعد اصلی فعالیت به عنوان مربی داشتن این نگاه و این بینش به مسئله تربیت است تا با وجود بینی و حقیقت بینی بتوانیم زمینه های تربیت را ایجاد کنیم. و با متصل بودن خودمان به این حقیقت فیاض و اینکه حتی الفاظی که از دهان ما بیرون می آید به اراده اوست می توانیم ذیل فعل الهی بهترین عملکرد را داشته باشیم و در این عرصه خود کنار رویم تا خداوند حاضر شود و در این صورت بهترین نتیجه ایجاد خواهد شد. و این خود کنار رفتن معنای حقیقی اخلاص است. شاید عنوان همراه، رهیار، هم رشدی، ارشد یا سرگروه عنوان بهتری باشد به جای مربی.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بسیار سخن درستی است. آری! مربی باید با عدمِ طرحِ منیّت خود مانع تجلیات انوار حضرت حق نشود. موفق باشید

25803

حرص چرا؟بازدید:

متن پرسش
با عرض سلام و خسته نباشید خدمت استاد عزیز: بنده جوانی ۲۹ ساله هستم و به دلیل شرایطی که داشتم بعد از اخذ دیپلم نتونستم ادامه تحصیل بدم و به خدمت سربازی رفتم و بعد از آن هم در یکی از ارگان های دولتی مشغول به کار شدم. الان هم چند سالی است که متاهل هستم و دارای فرزند. اخیرا یکی دو سالی هست که همکاران من اکثرا مشغول ادامه تحصیل شده اند در رشته هایی که شاید خودشون هم علاقه ای نداشته باشند. منتهی هدف غایی اونها صرفا به جهت ارتقاء شغلی و اضافه حقوق هست. به بنده هم پیشنهاد این کار رو داده اند. منتهی هرچه با خودم کلنجار رفتم نتونستم برای ادامه تحصیل اقدام کنم به این دلیل که هیچ جذبه ای برام نداره و اصلا هیچ حسی نسبت به اون ندارم. اما از طرفی اشتیاق شدیدی به علوم و معارف دارم مخصوصا در بخش عرفان. مدعی نیستم ولی احساس تشنگی می کنم در این حد که اگه یه روز تفسیر قرآن مطالعه نکنم و یا سیر مطالعاتی شما رو دنبال نکنم و یا حتی اگه مدتی قسمت پرسش و پاسخ های سایت رو دنبال نکنم احساس پوچی و بی هویتی بهم دست میده. همیشه به خودم میگم من که تشکیل خانواده دادم الحمدلله مشغول به کار هم هستم و از همین طریق کسب روزی می کنم. حالا با یه حقوق ساده بالاخره گذران زندگی میشه. مگه چند سال می خواهم عمر کنم. به قول علامه حسن زاده (ما ابد در پیش داریم) اگه الان تو این سن به دنبال معارف نباشم و وقتم رو صرف مسائل مادی کنم چهار صباح دیگه که وارد میانسالی میشم دیگه سخت میشه خودم رو بالا بکشم. سخن کوتاه کنم مدت زیادیست این مسئله ذهنم رو مشغول کرده و احتیاج به راهنمایی پدرانه شما دارم. حلال کنید وقتتون رو گرفتم. التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر در وادیِ معارف حقّه، خداوند راه خود را برای شما گشوده است و زندگی به راحتی می‌گذرد، چرا خود را در امور غیرِ لازم مشغول کنیم؟! موفق باشید

25680

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: استاد، بسیاری معتقدند پس از انقلاب دینداری مردم کمرنگ تر شده است و تقید مردم به دیانت، کاهش پیدا کرده است و مصادیق و عناوینی هم بیان می کنند و روی اون صحه می گذارند. و عجیب برای من بود که آقای زائری هم در فضای مجازی مطلبی منتشر کردند که ارتباط تنگاتنگی با این مطلب داشت. حقیقتاً دینداری مردم ما کمرنگ و کاهش یافته است و اساساً اصلی ترین بررسی شاخصه دینداری در جامعه ما چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این‌طور نیست. دینِ فردی که هرکس نمازش را خواند مسلمان است؛ به دینِ جمعی تبدیل شده است. نمونه‌اش حضور این‌همه مردم در روز دوشنبه‌ی این هفته در میدان انقلاب، چرا این افراد این موارد را نمی‌بینند؟!! موفق باشید

23779
متن پرسش
عرض سلام و ادب. وقت بخیر. استاد من کتاب «فرزندم این چنین باید بود» را به طور کامل مطالعه کرده ام. ولی اگه ممکنه دوست دارم باز هم در مورد جایگاه رقابت در بین انسانها متوجه بشوم که رقابت سالم هم داریم یا رقابت کلا یه نوع انتخاب نفسانی هست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر می‌کنم با تفکیک بین حسد و غبطه بتوان رقابتِ سالم و نا سالم را مشخص کرد. در حسد، به عنوان رقابتی نا سالم، انسان حسود طالب نفیِ توفقیقات محسود است ولی در غبطه انسان، طالب آن است که توفیقات طرف مقابل برای او هم تقدیر شود. موفق باشید

22476
متن پرسش
با سلام خدمت استاد عزیز: بنظر شما اگر قرآن در عصر حاضر نازل می شد تغییراتی در آن و در شرح و بسط و یا حذف برخی موضوعات و آیات اعمال می شد؟ البته منظورم این نیست که قرآن موجود کلام خدا نیست. متشکرم
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: سخن خداوند ماوراء امور جزئی و روزمرّه‌ی زندگی بشری به وسیله‌ی پیامبران به بشریت ابلاغ شده است و انسان‌ها باید ذیل آن امور کلی و سنت‌های جاری در عالم، در امور جزئی زندگی، خودشان برای زندگی خودشان برنامه‌ریزی کنند. و اساساً تغییرات جزئی در زمان‌های مختلف، جایگاه سنت‌های الهی و امورِ کلی را تغییر نمی‌دهد. از این جهت قرآن کتابی است برای همه‌ی عصرها و همه‌ی نسل‌ها. موفق باشید

21971
متن پرسش
با سلام: قضیه غیبت امام زمان (عج) برایم مشکوک است. خوب امام به جای غیبت هجرت را برمی گزیدند اگر در عراق جانش در خطر بود به کشورهای دیگر می رفتند و مبارزه را ادامه می دادند نه اینکه ما را تنها رها کنند.
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: آن‌چه ما می‌توانیم به عنوان معرفت به وجود انسان کامل داشته باشیم، دلایل عقلی آن است که در کتاب «مبانی معرفتی مهدویت» که بر روی سایت هست، مطرح شده است. ولی این‌که چرا امام به جای غیبت، هجرت نکرده‌اند، مربوط به حضوری است که آن حضرت باید در تمام تاریخ داشته باشند. موفق باشید

21530
متن پرسش
با سلام خدمت استاد: مدتی است که مطلبی درون ذهن ام هست که انگیزه ی رشد و پیشرفت را از من گرفته است، به عنوان مثال با خود می گویم که اگر من الان شاگرد فلان استاد باشم نهایت رشد و ترقی علمی و تکنیکی من ختم به آن استاد می شود که آن هم سالهای سال طول می کشد، پس من تبدیل به شخص بهتری نسبت به آن استاد نمی شوم تازه اگر شاگرد خوبی باشم، پس تلاش من هدف ایده آلی نداشته است، پس تلاش کردن در جهتی که مرا تبدیل به شخص ایده آلی نمی کند بیهوده است. البته می دانم که چنین نظری درست نیست و باعث بیکاری و تنبلی و خمودی می شود اما نمی دانم چرا درست نیست؟ یعنی می شود که شاگردی نسبت به استاد خود فرد بهتر و ایده آل تری بشود؟ چگونه؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چون انسان دارای فطرت الهی است از استاد جهت متذکرشدن به فطرتش استفاده می‌کند و لذا متوقف در استاد نمی‌شود. موفق باشید

20542

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد: آیا شیطان می تواند در فکر و تعقل انسان تصرفی داشته باشد و چیزی را از یاد انسان ببرد و یا ناگهان چیز ناپسندی را به یادش آورد و فکرش را به سمتی که خود فرد نخواهد سوق دهد؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بلی! به همین جهت باید با توسل به حضرت حق، کارِ او را خنثی کرد. عرایضی در کتاب «جایگاه جنّ و شیطان و جادوگر» در این رابطه شده است، کتاب بر روی سایت هست. موفق باشید

19010
متن پرسش
سلام: در ادامه پرسش 18994 مگر ما خودمان مقام کن فیکونی نداریم؟ چه احتیاجی خواهیم داشت که فرشتگان برای ما بسازند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: صورت مقام کن فیکونی ما در دنیا حرکات اعضای ما است و در قیامت، صورتِ فرشتگان است که عین اتصال به نفس ناطقه‌ی ما می‌باشد. موفق باشید

1488

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
کتابهایتان را خوانده ام اما میخواهم در یک کلام برایم باز کنید که بالاخره چگونه باید حب دنبا را از دل بیرون کنیم ؟ بهترین کار برای آزاد شدن از حب بدن چیست ؟ هر کار میکنم دوباره میلهایم سر جایش هست آنقدر که خسته میشوم ، میترسم آخرش با همین امیال بمیرم ؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: دلواپس نباشید. إن‌شاءالله هرچقدر به مرور حبّ خدا و ائمه‌«علیهم‌السلام» بیشتر جای خود را در قلب شما باز کرد، جای حُبّ‌های مجازی کم‌کم ضعیف‌تر می‌شود. موفق باشید
32973

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام و خدا قوت: در مورد نظر علامه در مورد کورش کبیر که یا ذوالقرنین می باشد یا نه و موحد بوده یا نه نظرتون را بفرمایید یا اگر خود شما تحقیقی داشته اید بفرمایید تا استفاده کنیم. یه سوال دیگه هم پیش اومد در مورد زمان امام خمینی (ره) در مورد تندرویهای بعضی افراد مثل اکبر گنجی و امثالهم که موی زنان را می بریدند یا پونز در سر اونها می زدند چرا اظهار نظری از حضرت امام در اون زمان دیده نمیشه؟ و سوال آخر در مورد قواعد تجویدی که حالا مرسوم هست و عده ای اون را نقشه ای برای دور کردن جوانها از عمق مفاهیم قرانی و سرگرم شدن به قواعد تجویدی و خواندن در مقامهای هفت گانه و ... می دانند لطفا نظرتون را بفرمایید. با تشکر از استاد فرزانه

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: علامه طباطبایی در تفسیر سوره «کهف» نظر (سر احمدخان) پاکستانی را که در تحقیق خود ذوالقرنین را با کوروش تطبیق داده، می‌آورند و به نحوی مورد تأیید قرار می‌دهند. ولی آقای عبدالله مستحسن در کتاب خود به نام «ذوالقرنین» سعی دارند ذوالقرنین را با حضرت مهدی «عجل‌الله‌تعالی‌فرجه» منطبق کنند. ۲. اتفاقاً همه تلاش حضرت امام آن بود که مقابل آن نوع افراط‌کاری‌ها قرار گیرند و به همین جهت افرادی که نام بردید نتوانستند در ایران بمانند. حتی حضرت امام فرمودند بنی صدر هم توبه کند و به تدریس خود در دانشگاه مشغول شود. ۳. به نظر می‌آید باید ما قرآن را درست بخوانیم و رعایت تجوید قرآن در این اندازه خوب است، ولی افراط در آن کار انسان را از اصل موضوع که تدبّر در قرآن است، باز می‌دارد. موفق باشید

30936

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: طاعات قبول ان شاءلله. بنده طلبه هستم کوچکترین اشتباه و خطای بنده خجالت و شرمندگی عجیبی در من ایجاد می‌کند و همین شرمندگی بنده را به این فکر میندازه که طلبگی را رها کنم و اینکه شهریه ای که دریافت می‌کنیم خود را مستحق دریافت آن نمی‌دانم چون در حال حاضر کاری برای دینمان نکردیم ما که باشیم که یاری گر دین باشیم متاسفانه هیچ برنامه جهادی سراغ ندارم که حداقل کاری برای مستضعفان انجام بدهم شرم دارم که اسم خودم را طلبه بگذارم لطفا حقیر را راهنمایی کنید با آرزوی طول عمر و سلامتی برای شما
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در موقعیت طلبگی، بیشتر باید خود را آماده کرد تا وقتی شرایط استفاده از طلبه فراهم می‌شود، او کم نیاورد. در این مورد عرایضی در جواب سؤال شماره‌ 30910 تحت عنوان «طلبگی و اصیل‌ترین احساس حضور تاریخی در افق حاج‌ قاسم‌های تاریخی» شده است. خوب است که به آن جواب رجوع فرمایید. موفق باشید

30135
متن پرسش
سلام: ۱. مطلبی را در مورد اگزیستانسیالیست ها خوانده بودم که گمان کنم این بود هراس از پایان یافتن هستی؛ هستی فرد مدنظر نیست کل هستی بنظرتان بر این هراس چگونه می‌توان فائق آمد؟ ۲. در شرایط عادی مسئله مرگ برایم کاملا حل شده است و بقول سهراب و اگر مرگ نبود دست ما در پی چیزی می‌گشت و با توجه به مصائبی که دارم شاید زودتر رفتن نعمتی باشد گرچه انتحار چون باعث نادیده گرفتن اولیت حق در اعدام می‌شود مطلوبم نیست و در این بن بست هستی جز صبر چاره ای ندارم. سابق سرودم در خزان زندگی بر خاکها افتاده برگ رنج هستی تلخ تر از گرمی آغوش مرگ. اما نمی دانم چرا من که اینقدر مرگ برایم پذیرفتنی بوده است و حتی بسیار در اندیشه انتحار بوده ام چندباری پیش آمده است شاید در نیمه های شب از خواب پریدم وحشتی عمیق بر وجودم نسبت به مرگ مستولی شده، ضربان بالا، در آن لحظات عمیقا به استغفار روی آورده ام و من چون در شرایط عادی فرد بسیار بی خیالی هستم احساس می‌کنم شاید در لحظات عادی غفلت ها موجب این احساس شده که مرگ برایم سهل باشد والا در آن موقعیت های به اصطلاح اگزیستانسیالیستها مرزی واقعا مرگ برایم وحشتناک است. جناب دکتر دینانی می فرمایند مرحوم هيدجي يكي از حكماي قرن اخير است، يك حاشيه‌اي بر منظومه حاج ملاهادي سبزواري نوشته كه اين حاشيه مرحوم آملي شرحي است و برگرفته از منظومه هيدجي است به نظر من بهترين حاشيه بر منظومه حاج ملاهادي سبزواري، حاشيه حكيم هيدجي است اين حكيم بزرگوار كه در تهران مي‌زيسته و مجرد زيسته تا آخر عمرش در يكي از اين مدارس تهران وفات كرده كه خوب خيلي مقامات براي او قائل هستند من كه او را نديده بودم ولي شاگردانش كه تا چند سال پيش زنده بودند مقاماتي براي او قائل هستند و چيزهاي عجيبي از زندگي او نقل مي‌كنند من وارد آن بحث نمي‌شوم، آن كه مي‌خواهم بگويم اين است كه او يك وصيت‌نامه‌اي دارد در همان آخر شرح منظومه چاپ شده شما اين را ببينيد، آخر شرح منظومه يك وصيت‌نامه دارد و نوشته در كتابش، وقتي كه وصيت مي‌كند يك تعداد شاگرد داشته كسي هم در اين عالم نداشته تنها مي‌زيسته، به شاگردانش وصيت مي‌كند كه وقتي كه من مي‌ميرم من را ببريد كجا دفن كنيد، بعد گريه نكنيد، غصه نخوريد، خيلي مجالس رسمي براي من نگيريد، و آن شبي كه من به خاك سپرديد خوشحالي كنيد، شادي كنيد، هيچ كس براي من غصه نخورد گريه نكند، براي اينكه من از رنج تن رها شدم و به عالم مرسلات رهسپار شدم و از قيد تعلقات رهايي يافتم و به جاي اينكه عزا داشته باشد خوشحالي دارد و شما بايد خوشحال باشيد. اينها را مي‌نويسد با عبارات بسيار زيبا كه حالا اينجا من چون خيلي سابق ديدم الان فراموش كردم، اما من وقتي كه اين وصيت‌نامه را مي‌خوانم هم خيلي خوشحال مي‌شدم كه اين حكيم اين مقام را دارد و هم تعجب مي‌كردم كه عجب مقامي بوده واقعاً از مرگ نمي‌ترسيده اما در پايان وصيتنامه يك جمله دارد، كه اين جمله موجب شد كه ارادت من به مرحوم هيدجي يعني به صداقتش چند برابر بشود كه اين حكيم در عين حال صادق است، آن جمله مي‌گويد كه دوستان من با همه تجلد و دليري كه كردم، تجلد يعني سرسختي نشان دادم، اظهار شجاعت و دليري كردم و گفتم من نمي‌ترسم، با همه تجلد و دليري كه از خود نشان دادم اما خدا مي‌داند كه چه اندازه از مرگ مي‌ترسم. البته اين صداقت يك حكيم است". جناب استاد وقتی هیدجی ها از مرگ خائفند آن نترسیدن های من ناشی از چیست و آیا آن موارد معدود وحشت نسبت به مرگ واقعیست و این دوگانگی من را شما چگونه ارزیابی می‌کنید از اطاله کلام عذر می‌خواهم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در بحث معاد عرض شد، ایمان به ایدیت و امیدواری به رحمت الهی در آن عالَم، غیر از شرایطی است که انسان در آستانه‌ی مرگ با آن روبه‌رو می‌شود از آن جهت که بناست از ساحتی به ساحت دیگری منتقل شود که بخواهیم یا نخواهیم عموماً دارای هیبت فوق‌العاده‌ای می‌باشد و انسان در حیرت قرار می‌گیرد، مگر اولیای الهی که در همین دنیا هم، در آن دنیا حاضر می‌باشند. موفق باشید   

29063
متن پرسش
در پاسخ به پرسش شماره 29034 استاد گرامی چندین بار بر حسب وظیفه بخاطر مطالب ارزنده شما در مباحث عرفانی تشکر کرده ام. اما متاسفانه برخی مطالب حضرتعالی واقعا از واقعیت بدور است. اظهار نظر در خصوص کرونا و اقدامات لازمی که باید صورت گیرد مطلبی است کاملا علمی بر پایه های براهین و یافته های قطعی علمی. جبهه گرفتن و رد کردن آنها جز بی منطق جلوه کردن افراد مخالف و وهن «دین» نتیجه دیگری ندارد. اگر هر گونه توضیحی لازم می دانید در خدمت هستم. در ثانی از نظر درون دینی، تا آنجایی‌که بنده حقیر و کم اطلاع در زمینه معارف دینی می دانم حکم عقل واجب الاطاعه است و موضع گیری افرادی خشک مقدس و کج فهم از معارف دینی که حاضر به ترک عبادات و مستحبات نیستند مضحک است. مکرر از استاتید مختلف این لطیفه را شنیدیم که برخی انچنان به عبادات تاکید دارند که وقتی صحبت از ترک آن می کنید در جواب می گویند «وقتی پای عبادت در میانه من دیگه خدا را نمی شناسم!» دکتر حسین صادقی پور 09123259389
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: با تشکر از تذکری که فرمودید. در جواب به نگرانی آن کاربر محترم، بنده نفی نظرات علمی نسبت به ویروس کرونا را نکرده‌ام، عرض بنده آن بود که به این این موضوع فکر کنند که جریان، سیاسی باشد به این معنا که در دل پمپاژ ویروس مذکور، برنامه‌ و پروژه‌ای در جریان است که حتماً اطلاع دارید از نظر و نظریات بعضی از صاحب‌نظران در این رابطه. و این به معنای عکس‌العمل خوب و دلسوزانه‌ی جریانی نیست که بنا دارند با زحمات خود پروژه‌ی مذکور را خنثی کنند. با این‌همه باز تأکید بنده آن است نظام عالم، اصالت‌هایی دارد که خداوند در عین میدان‌دادن به انسان‌ها و حتی انسان‌های شرور، امکانِ به هم زدنِ آن اصالت‌ها را به آن‌ها نمی‌دهد. تصور بنده آن است که نمازخواندن، یک اصالتی است در عالم و در هیچ شرایطی تعطیل‌بردار نیست و از طرفی اصلِ نماز در جماعت است و در این رابطه فکر می‌کنم نباید طوری از ویروس مذکور منفعل شد که ترک جماعت مسلمین شود، هرچند در دل اقامه‌ی نماز جماعت، رعایت نظرات صاحب‌نظران در رابطه با سلامت لازم است. موفق باشید   

28969

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و عرض ادب: یه سوال داشتم: آیا ما می‌توانیم برای فردی که خیلی ظالم است و ظلم می‌کند آرزوی مرگ کنیم؟ و آیا این جمله از امام خمینی (ره) است که اگر فردی ظالم بود و به ظلم خود ادامه می‌داد برایش آرزوی مرگ کنید تا وضعیتش در آن دنیا بدتر نشود؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چرا که نه؟! ظالمان که جای خود، قرآن در مورد منافقان می‌فرماید: «قَاتَلَهُمُ اللَّهُ» خدا آن‌ها را بکشد. موفق باشید

28594

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: پدر بنده کمک خرج زندگی بنده است در گذشته کمک مالی می‌کرد ولی حال شرایطی دارم که سهم اجاره یکی از خانه هایش را به صورت کامل می‌گیرم و حتی ممکن است اضافه بر آن چیزی دریافت داشته باشم از پدرم. پدر بنده نه اهل خمس و نه اهل رعایت مسائل شرعی است تنها تعهدی که دارد بعض تعهد های کاسبی است مثلا تا به حال بدهی بالا نیاورده ولی خودش می‌گوید ما با دروغ کاسبی می‌کنیم مثلا. یا شاید هم نزولی در کاسبی اش رخ دهد ولی ما نمی‌دانیم با این شرایط اجاره بهایی که از خانه او می‌گیرم که چندین سال پدرم معلوم نیست با چه مالی آن خانه را خرید کرده و یا ممکن است کمک مالی دیگری بگیرم این مال ها آیا مشکل شرعی دارد برای من و همسرم و فرزندانم؟ آیا مصداق مال حرام است و اثرات سوء دارد؟ شنیده بودم اگر مالی به این شکل مخلوط در حلال و حرام باشد خود شخص می‌تواند خمسش را بدهد آیا چنین چیزی بر من واجب است؟ در حالی که اگر چنین کنم به زندگی ام فشار می آید. لطف کنید دقیق پاسخ دهید چون نمیخوام مال حرام در زندگی ام باشد. من چه کنم؟ استاد در ضمن پدرم بعضا به مقدسات و بزرگان دین بی احترامی می‌کند. در لفافه و شوخی بی احترامی می‌کند. من چگونه احترام او را حفظ کنم با این شرایط؟ و در ضمن فعلا راهی ندارم جز اینکه از کمک مالی او استفاده کنم. استاد لطفا به صورت تفصیلی و صریح جواب بنده را بدهید در مورد مسائلی که مطرح کردم. نمیخواهم ذره ای مال حرام وارد زندگی ام شود. خواهش می‌کنم کمکم کنید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در مورد اول مواردی است که باید از دفتر مرجع تقلید خود سؤال بفرمایید. و ظاهراً وظیفه‌ی شما نیست که در مورد اموال پدرتان تجسس کنید. در مورد دوم در هر حال احترام پدر لازم و واجب است. موفق باشید

نمایش چاپی