بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
24071

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد جان: استاد عده ای بر این باورند که علامه طباطبایی شخصیت انقلابی نبوده است و با انقلاب مخالف بوده است. شخصی می گفت داماد ایشان آقای قدوسی می گفتند وقتی خبر پیروزی انقلاب به علامه رسید ایشان فرمودند این انقلاب یک شهید بیشتر ندارد و آن هم اسلام است. خواستم بپرسم این نقل درست است؟ ممنونم.
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که در جواب سؤال شماره‌ی ۲۴۰۱۳ عرض شد: ظاهراً همسر و فرزند ایشان این را تکذیب کرده‌اند. مگر می‌شود کسی که این‌چنین در تفسیر المیزان سختْ دشمنِ کفر است، با انقلاب اسلامی که تنها جبهه‌ی مقابله با کفر می‌باشد مخالفت کند؟!!  در کتاب «عقل و ادب ادامه‌ی انقلاب اسلامی در این تاریخ» در صفحه‌ی ۳۹۹ عرایضی تحت عنوان «تفاوت عالَم حضرت امام و علامه طباطبائي «رحمة‌الله‌عليهما» شده است. موفق باشید

23525
متن پرسش
با سلام بر استاد عزیز: یه سوال خیلی خیلی مهمی برام پیش اومده اونم اینکه وقتی ما می خوابیم و تو خواب خیلی از چیز هایی که مشاهده می کنیم مثلا اشیا و دور بر خودمان چندان واضح به نظر نمی رسند ولی وقتی بیدار هستیم اشیا و چیز هایی که دور و بر خودمان هست واضح به نظر می رسند. حال سوالم اینه که آیا جهان آخرت همانند خواب دیدن نیست که اشیا و وسایل و خلاصه چیز هایی که در جهان آخرت مشاهده می کنیم همانند خواب دیدن واضح به نظر نرسه؟ استاد جواب این سوال خیلی برام مهمه.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در خواب هنوز ما از دنیا منقطع نشده‌ایم تا صورت‌هایی که مدّ نظرمان قرار می‌گیرد، روشن و واضح باشد. ولی در برزخ و قیامت کاملاً در آن عوالم حاضریم، و با آن‌چه روبه‌رو می‌شویم به شدیدترین شکل و واضح‌ترین صورت با آن‌ها مأنوس خواهیم بود. موفق باشید 

23308

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: خداوند می خواست خود را ببیند و بخود نظر کرد و انسان بوجود آمد سوال این است که چرا خداوند می خواست خود را ببیند؟ اگر نمیدید چه می شد؟!
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد خوب است که جلسه‌ی اول و دوم شرح فصوص را از کانال «ندای اندیشه» استماع فرمایید. موفق باشید @nedayeandishe

21530
متن پرسش
با سلام خدمت استاد: مدتی است که مطلبی درون ذهن ام هست که انگیزه ی رشد و پیشرفت را از من گرفته است، به عنوان مثال با خود می گویم که اگر من الان شاگرد فلان استاد باشم نهایت رشد و ترقی علمی و تکنیکی من ختم به آن استاد می شود که آن هم سالهای سال طول می کشد، پس من تبدیل به شخص بهتری نسبت به آن استاد نمی شوم تازه اگر شاگرد خوبی باشم، پس تلاش من هدف ایده آلی نداشته است، پس تلاش کردن در جهتی که مرا تبدیل به شخص ایده آلی نمی کند بیهوده است. البته می دانم که چنین نظری درست نیست و باعث بیکاری و تنبلی و خمودی می شود اما نمی دانم چرا درست نیست؟ یعنی می شود که شاگردی نسبت به استاد خود فرد بهتر و ایده آل تری بشود؟ چگونه؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چون انسان دارای فطرت الهی است از استاد جهت متذکرشدن به فطرتش استفاده می‌کند و لذا متوقف در استاد نمی‌شود. موفق باشید

21389
متن پرسش
سلام علیکم: سوالی خدمتتون داشتم. چندی پیش که یکی از مباحثتون رو گوش می دادم سخنی با این مضمون فرمودید حال می خواهم صحیح و کاملش رو بفرمائید. سخن با این مضمون بود که اصلا گردشگری به این معنای امروزی اصلا یک امر مذموم است و این عمل وجهی ندارد. آیا روایتی در این باره داریم؟ لطفا با دلیل توضیح دهید. با تشکر.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: قرآن می‌فرماید: «لا يَغُرَّنَّكَ تَقَلُّبُ الَّذينَ كَفَرُوا فِي الْبِلادِ» (196)/آل‌عمران) ای پیامبر! تو را رفت و آمدهای کفار از این شهر به آن شهر شیفته نگرداند. یا در روایت داریم: سفر یا باید برای زیارت باشد و یا برای تجارت. شاید جهانگردی و گردشگری برای عبرت‌گیری نیز جایی در فرهنگ دینی داشته باشد. موفق باشید

6814
متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرانقدر،برهان صدیقین را خوانده ام ولی عروج حضرت عیسی را طبق برهان صدیقین نمی توانم تحلیل درستی کنم.امکان دارد توضیح بفرمایید؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی در برهان صدیقین متوجه شدید که وجود دارای مراتب است و هر مرتبه ای خواص خود را دارد می فهمید که وقتی جسم مبارک حضرت عیسی«علیه السلام» بالا رفت دیگر خواص مادی ندارد که برای آن به دنبال جا باشیم. موفق باشید
30675

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
استاد سلام علیکم: اینجا در تهران خانم های زیادی دیده می‌شوند که روسری از سر برمی‌دارند. وظیفه ما نسبت به این افراد که کم هم نیستند چیست؟
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر شرایط مناسب است باید تذکر داد، وگرنه چون خلاف قانون است به عهده‌ی نیروهای انتظامی است، جدای آن‌که خلاف شرع است. موفق باشید

30135
متن پرسش
سلام: ۱. مطلبی را در مورد اگزیستانسیالیست ها خوانده بودم که گمان کنم این بود هراس از پایان یافتن هستی؛ هستی فرد مدنظر نیست کل هستی بنظرتان بر این هراس چگونه می‌توان فائق آمد؟ ۲. در شرایط عادی مسئله مرگ برایم کاملا حل شده است و بقول سهراب و اگر مرگ نبود دست ما در پی چیزی می‌گشت و با توجه به مصائبی که دارم شاید زودتر رفتن نعمتی باشد گرچه انتحار چون باعث نادیده گرفتن اولیت حق در اعدام می‌شود مطلوبم نیست و در این بن بست هستی جز صبر چاره ای ندارم. سابق سرودم در خزان زندگی بر خاکها افتاده برگ رنج هستی تلخ تر از گرمی آغوش مرگ. اما نمی دانم چرا من که اینقدر مرگ برایم پذیرفتنی بوده است و حتی بسیار در اندیشه انتحار بوده ام چندباری پیش آمده است شاید در نیمه های شب از خواب پریدم وحشتی عمیق بر وجودم نسبت به مرگ مستولی شده، ضربان بالا، در آن لحظات عمیقا به استغفار روی آورده ام و من چون در شرایط عادی فرد بسیار بی خیالی هستم احساس می‌کنم شاید در لحظات عادی غفلت ها موجب این احساس شده که مرگ برایم سهل باشد والا در آن موقعیت های به اصطلاح اگزیستانسیالیستها مرزی واقعا مرگ برایم وحشتناک است. جناب دکتر دینانی می فرمایند مرحوم هيدجي يكي از حكماي قرن اخير است، يك حاشيه‌اي بر منظومه حاج ملاهادي سبزواري نوشته كه اين حاشيه مرحوم آملي شرحي است و برگرفته از منظومه هيدجي است به نظر من بهترين حاشيه بر منظومه حاج ملاهادي سبزواري، حاشيه حكيم هيدجي است اين حكيم بزرگوار كه در تهران مي‌زيسته و مجرد زيسته تا آخر عمرش در يكي از اين مدارس تهران وفات كرده كه خوب خيلي مقامات براي او قائل هستند من كه او را نديده بودم ولي شاگردانش كه تا چند سال پيش زنده بودند مقاماتي براي او قائل هستند و چيزهاي عجيبي از زندگي او نقل مي‌كنند من وارد آن بحث نمي‌شوم، آن كه مي‌خواهم بگويم اين است كه او يك وصيت‌نامه‌اي دارد در همان آخر شرح منظومه چاپ شده شما اين را ببينيد، آخر شرح منظومه يك وصيت‌نامه دارد و نوشته در كتابش، وقتي كه وصيت مي‌كند يك تعداد شاگرد داشته كسي هم در اين عالم نداشته تنها مي‌زيسته، به شاگردانش وصيت مي‌كند كه وقتي كه من مي‌ميرم من را ببريد كجا دفن كنيد، بعد گريه نكنيد، غصه نخوريد، خيلي مجالس رسمي براي من نگيريد، و آن شبي كه من به خاك سپرديد خوشحالي كنيد، شادي كنيد، هيچ كس براي من غصه نخورد گريه نكند، براي اينكه من از رنج تن رها شدم و به عالم مرسلات رهسپار شدم و از قيد تعلقات رهايي يافتم و به جاي اينكه عزا داشته باشد خوشحالي دارد و شما بايد خوشحال باشيد. اينها را مي‌نويسد با عبارات بسيار زيبا كه حالا اينجا من چون خيلي سابق ديدم الان فراموش كردم، اما من وقتي كه اين وصيت‌نامه را مي‌خوانم هم خيلي خوشحال مي‌شدم كه اين حكيم اين مقام را دارد و هم تعجب مي‌كردم كه عجب مقامي بوده واقعاً از مرگ نمي‌ترسيده اما در پايان وصيتنامه يك جمله دارد، كه اين جمله موجب شد كه ارادت من به مرحوم هيدجي يعني به صداقتش چند برابر بشود كه اين حكيم در عين حال صادق است، آن جمله مي‌گويد كه دوستان من با همه تجلد و دليري كه كردم، تجلد يعني سرسختي نشان دادم، اظهار شجاعت و دليري كردم و گفتم من نمي‌ترسم، با همه تجلد و دليري كه از خود نشان دادم اما خدا مي‌داند كه چه اندازه از مرگ مي‌ترسم. البته اين صداقت يك حكيم است". جناب استاد وقتی هیدجی ها از مرگ خائفند آن نترسیدن های من ناشی از چیست و آیا آن موارد معدود وحشت نسبت به مرگ واقعیست و این دوگانگی من را شما چگونه ارزیابی می‌کنید از اطاله کلام عذر می‌خواهم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در بحث معاد عرض شد، ایمان به ایدیت و امیدواری به رحمت الهی در آن عالَم، غیر از شرایطی است که انسان در آستانه‌ی مرگ با آن روبه‌رو می‌شود از آن جهت که بناست از ساحتی به ساحت دیگری منتقل شود که بخواهیم یا نخواهیم عموماً دارای هیبت فوق‌العاده‌ای می‌باشد و انسان در حیرت قرار می‌گیرد، مگر اولیای الهی که در همین دنیا هم، در آن دنیا حاضر می‌باشند. موفق باشید   

28969

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و عرض ادب: یه سوال داشتم: آیا ما می‌توانیم برای فردی که خیلی ظالم است و ظلم می‌کند آرزوی مرگ کنیم؟ و آیا این جمله از امام خمینی (ره) است که اگر فردی ظالم بود و به ظلم خود ادامه می‌داد برایش آرزوی مرگ کنید تا وضعیتش در آن دنیا بدتر نشود؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چرا که نه؟! ظالمان که جای خود، قرآن در مورد منافقان می‌فرماید: «قَاتَلَهُمُ اللَّهُ» خدا آن‌ها را بکشد. موفق باشید

27176
متن پرسش
با سلام و احترام ۱. اگر همه فرشتگان همچون ابلیس در مقابل فرمان پروردگار ایستاده بودند چه اتفاقی رخ می داد؟ ۲. اگر آدم در مقابل امر خدا می ایستاد و به فرشتگان اجازه سجده نمی داد بلکه خود به سجده خدا می نشست چه اتفاقی می افتاد؟ ۳. آیا درست است بپرسیم بگوییم: پاداش شیطان چه خواهد بود؟ مگر ماموریتش گمراه کردن مومنان و صافی کردن آنها نیست؟ پس بر اساس تعداد افرادی که گمراه کرده است آن دنیا پاداش می گیرد و به تعداد افرادی که نتوانسته دوزخ می شود. ۴. آیا ظاهر و باطن خدا یکیست؟ با سپاس فراوان
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. مگر می‌شود با این اگرها فکر کرد؟!! ۲. مگر می‌شود با این اگرها فکر کرد؟!! ۳. خداوند در نظام احسنِ خود حتی وقتی می‌خواهد انحراف انسان‌ها را در دنیا نشان‌شان دهد، از طریق انتخاب اشراری این کار را می‌کند که خودشان آن بدی‌ها را انتخاب کرده‌اند. مثل آن‌که خواست ما، قدرتِ دفاعیِ زیادی پیدا کنیم، ولی این کار را با صدام انجام داد و صدام هم با اختیار خود آن کار را کرد. شیطان با اختیار خود تمرّد کرد و عملاً کارِ خدا انجام شد. ۴. خداوند نور است و ظاهرش عین باطن و باطنش، عین ظاهر است. موفق باشید 

26472

وظیفه مربیبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم عرض ادب و احترام: می خواستم اگر لطف کنید نظرتون را راجع به این متن بفرمائید‌. مربی حقیقی فقط خداوند متعال است و او رب العالمین و تربیت کننده است. همچنین اعتقاد داریم که موثر حقیقی تنها خداست و «لا موثر فی الوجود الا الله». همچنین با مبانی که در کتاب «آنگاه که فعالیت های فرهنگی پوچ می شود» جلسه هفتم متوجه می شویم که عامل اصلاح اخلاق و ایجاد اخلاق صحیح امام است. پس عنوان مربی عنوان مناسبی در مراکز فرهنگی نیست و مسامحتا از این تعبیر استفاده می شود. نقش ما مربیان در مراکز فرهنگی صرفا ایجاد زمینه ای است برای تفضل و فیض بخشی خداوند و تربیت حقیقی توسط اهل بیت علیهم السلام. و به هیچ وجه ما مربی واقعی و عامل اصلاح نیستیم بلکه صرفا می توانیم زمینه سازانی باشیم که با فراهم کردن علل معده علت حقیقی و وجود بخشی اجرا شود. و تربیت حقیقی توسط خداوند متعال و اهل بیت علیهم السلام انجام شود. در نتیجه از قواعد اصلی فعالیت به عنوان مربی داشتن این نگاه و این بینش به مسئله تربیت است تا با وجود بینی و حقیقت بینی بتوانیم زمینه های تربیت را ایجاد کنیم. و با متصل بودن خودمان به این حقیقت فیاض و اینکه حتی الفاظی که از دهان ما بیرون می آید به اراده اوست می توانیم ذیل فعل الهی بهترین عملکرد را داشته باشیم و در این عرصه خود کنار رویم تا خداوند حاضر شود و در این صورت بهترین نتیجه ایجاد خواهد شد. و این خود کنار رفتن معنای حقیقی اخلاص است. شاید عنوان همراه، رهیار، هم رشدی، ارشد یا سرگروه عنوان بهتری باشد به جای مربی.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بسیار سخن درستی است. آری! مربی باید با عدمِ طرحِ منیّت خود مانع تجلیات انوار حضرت حق نشود. موفق باشید

26403
متن پرسش
سلام: ضمن عرض تبریک دهه مبارک فجر. بنده مربی پرورشی مدارس متوسطه اول (راهنمایی) هستم. ۱. بنظر شما اولویت کارم رو چه چیزی قرار بدم؟ ۲. لطفا اگه جایی درباره دهه فجر و انقلاب صحبت کردید سریعا بذارید روی سایت که استفاده کنیم. البته اگه امسال سخنرانی نداشتید از سالهای قبل بذارید رو سایت که گوش بدیم و برای دانش آموزان و مردم بگیم. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. تلاش شود دانش‌آموزان را متوجه‌ی آینده‌ی روشنی بنمایید که در پیش دارند. در جواب سؤال شماره‌ی ۲۶۳۹۴ به آن موضوع تذکری داده شد. بحث «آینده‌ی ما چه آینده‌ای است» که بر روی سایت هست، می‌تواند نکاتی را برای عزیزان داشته باشد. موفق باشید آدرس بحث:

http://lobolmizan.ir/post/1662/آینده-ی-ما-چه-آینده-ای . موفق باشید

26111
متن پرسش
با سلام: آیا گفتن اذکار به صورت ذهنی (یعنی در دل بدون ذکر زبانی): ۱. آیا ثواب دارد؟ ۲. آیا اثرات ذکر را بدنبال دارد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: سالک به جایی می‌رسد که قلب او شروع می‌کند به اذکار الهی. به گفته‌ی مولوی: «قوم دیگر می‌شناسم ز اولیاء / که زبانشان بسته باشد از دعا». موفق باشید

25803

حرص چرا؟بازدید:

متن پرسش
با عرض سلام و خسته نباشید خدمت استاد عزیز: بنده جوانی ۲۹ ساله هستم و به دلیل شرایطی که داشتم بعد از اخذ دیپلم نتونستم ادامه تحصیل بدم و به خدمت سربازی رفتم و بعد از آن هم در یکی از ارگان های دولتی مشغول به کار شدم. الان هم چند سالی است که متاهل هستم و دارای فرزند. اخیرا یکی دو سالی هست که همکاران من اکثرا مشغول ادامه تحصیل شده اند در رشته هایی که شاید خودشون هم علاقه ای نداشته باشند. منتهی هدف غایی اونها صرفا به جهت ارتقاء شغلی و اضافه حقوق هست. به بنده هم پیشنهاد این کار رو داده اند. منتهی هرچه با خودم کلنجار رفتم نتونستم برای ادامه تحصیل اقدام کنم به این دلیل که هیچ جذبه ای برام نداره و اصلا هیچ حسی نسبت به اون ندارم. اما از طرفی اشتیاق شدیدی به علوم و معارف دارم مخصوصا در بخش عرفان. مدعی نیستم ولی احساس تشنگی می کنم در این حد که اگه یه روز تفسیر قرآن مطالعه نکنم و یا سیر مطالعاتی شما رو دنبال نکنم و یا حتی اگه مدتی قسمت پرسش و پاسخ های سایت رو دنبال نکنم احساس پوچی و بی هویتی بهم دست میده. همیشه به خودم میگم من که تشکیل خانواده دادم الحمدلله مشغول به کار هم هستم و از همین طریق کسب روزی می کنم. حالا با یه حقوق ساده بالاخره گذران زندگی میشه. مگه چند سال می خواهم عمر کنم. به قول علامه حسن زاده (ما ابد در پیش داریم) اگه الان تو این سن به دنبال معارف نباشم و وقتم رو صرف مسائل مادی کنم چهار صباح دیگه که وارد میانسالی میشم دیگه سخت میشه خودم رو بالا بکشم. سخن کوتاه کنم مدت زیادیست این مسئله ذهنم رو مشغول کرده و احتیاج به راهنمایی پدرانه شما دارم. حلال کنید وقتتون رو گرفتم. التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر در وادیِ معارف حقّه، خداوند راه خود را برای شما گشوده است و زندگی به راحتی می‌گذرد، چرا خود را در امور غیرِ لازم مشغول کنیم؟! موفق باشید

25298
متن پرسش
بسمه تعالی سلام استاد عزیز: امسالم اربعین قسمت نیست ما بیایم. سالای پیش حس حسرت و بغض و... داشتم، امسال اما کنار بغض حس کرختی می کنم. چرا چرا می کنم که چرا ارباب ما رو نمیخواد؟ طلب خودم شدید نیست؟ تقدیر من به نرفتن؟ و چراهای دیگر. چه جوری به نرفتنم نگاه کنم که کمتر دق کنم؟ اما الان بیشتر دلم میخواد بدونم امثال بنده که از این حماسه عظیم جا مانده اند چکار کنند تا هم به حس حضور برسند و هم برکاتی از آن را دریافت کنند؟ به خاطر امام حسین (ع) چند قدم به نیابت از ما بردارید. از امام حسین (ع) بخواین برکات این سفر رو به ما هم بچشانند. التماس دعا. با تشکر.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چه می‌گویی آدم حسابی؟!! با توجه به چنین غم و حسرتی که داری با تمام زائران و خادمان همراهی، چرا در کنار این غم خود را در وسعتی نمی‌یابی که با قدم‌قدم‌های زائران هم‌قدم نباشی؟!! موفق باشید

23681
متن پرسش
با سلام خدمت استاد بزرگوار: ۱. در کتاب ده نکته عدم پذیرش برخی اعضا توسط نفس را به اتحاد نفس و بدن مادی نسبت دادین. استاد بدنی که ما بوسیله‌ی نفس برای خود می‌سازیم با این بدن مادی که برای استکمال نفس استفاده می کنیم متفاوت هست؟ ما با کدام بدن در اتحاد به سر می‌بریم و برایمان می ماند و کدام بدن حکم کثرت را دارد؟ ۲. هرچه بالقوه های روح فعلیت بیشتری پیدا کند و با دوری از تعلقات و کثرت ها در مقام وحدت شدیت بیشتری پیدا کرد، اینطور هست که از بدن هم _ به عنوان یک کثرت _ فاصله می گیرد. در این حالت پذیرش اجزای خارجی از بدن سخت تر می شود یا آسان تر؟ (آیا این صحیح هست که؛روحی که فعلیت بیشتری دارد نافذتر است فلذا قدرت بیشتری برای تصرف در بدن خود برای تطابق با جسم خارجی را دارد؟)
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در دوره‌ی جنینی بدنی مناسب روح خود می‌سازیم و در دنیا، با همین بدن در عین آن‌که ابزاری است در اختیار نفس، اتحادی انضمامی پیدا می‌کنیم تا آن‌که آن را رها می‌نماییم و با بدنی که تجلی روح و خصوصیات روح ما است، زندگی را تا آخر ادامه می‌دهیم. آری! اگر روح در تجرد خود شدیدتر گشت، نافذتر می‌شود حتی برای بدن خود، ولی چه کنیم که در همان حال، دلش جای دیگری است و توجهی چندان به بدن نمی‌کند. موفق باشید

20542

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد: آیا شیطان می تواند در فکر و تعقل انسان تصرفی داشته باشد و چیزی را از یاد انسان ببرد و یا ناگهان چیز ناپسندی را به یادش آورد و فکرش را به سمتی که خود فرد نخواهد سوق دهد؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بلی! به همین جهت باید با توسل به حضرت حق، کارِ او را خنثی کرد. عرایضی در کتاب «جایگاه جنّ و شیطان و جادوگر» در این رابطه شده است، کتاب بر روی سایت هست. موفق باشید

19968
متن پرسش
سلام استاد: در مورد معاد جسمانی از نظر امام، فرمودید که دیگه یه جسم و یک روح نداریم، بلکه روح یا نفس همان جسم است، به معنی تجلی ۱. یعنی میشه گفت دیگه بدن ابزار نیست در قیامت؟ ۲. اینکه فرمودین نفس همون جسمه، به معنای تجلی، آیا میشه گفت این نوع تجلی همانند تجلی خداوند است به صورت ملائکه یا فرق داره؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- همین‌طور است که می‌فرمایید 2- همه‌ی عالم تجلی انوار الهی است و از حضرت حق جدا نیست و بدن قیامتی انسان نیز به همین نحو از روح انسان جدا نیست که ابزار بدن باشد. موفق باشید

30959

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: وقتتون بخیر. ۱. رمز موفقیت امام خمینی رضوان الله تعالی علیه در کنار زدن همه ی حجب چه بود؟ ۲. به نظر شما مدرسه زدن با مکتب معارف بیشتر برای جامعه نیازه یا کلینیک روانشناسی با زیربنای تفکر توحیدی و تربیت روانشناس در این زمینه؟ کدومش عمیق‌تره. ۳. ورود به عرفان عملی دقیقا از چه زمانی باید انجام بگیره؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. صداقت و معرفت و اعتماد به خدا و احساس مسئولیت نسبت به جامعه ۲. فکر نمی‌کنم تفاوتی داشته باشد، هر دوی آن‌ها خوب است بستگی به شرایطی دارد که برای شما پیش می‌آید. ۳. عرفان عملی یعنی رعایت احکام الهی در راستای رضایت و قرب به حضرت حق. و این زمان خاصی نمی‌خواهد. موفق باشید

30111

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: نظر حضرتعالی در مورد گفتگوی میان دکتر محمد رضایی و دکتر پودینه چیست؟ بنظر می رسد جناب پودینه به خوبی درین بحث سستی بنیان های فلسفه اسلامی را ثابت کردند و جناب محمد رضایی بسیار ضعیف حاضر شدند. ابتدا فکر کردم ایشان آشنایی چندانی با فلسفه ندارند بعد که در رزومه ایشان فحصی کردم و برایم مشخص شد که از اساتید بزرگ فلسفه هستند فهمیدم فلسفه اسلامی در درون پوک است نه اینکه ایشان کمبودی داشته باشند لینک این گفتگو اینست https://3danet.ir/pudineh-mohammadrezai/
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده فرصت دنبال‌کردن این مباحث را ندارم. البته اجازه دهید در فلسفه‌ی اسلامی برعکسِ شما فکر کنم. موفق باشید

30019

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم سلام علیکم: استاد در خصوص سوال ۳۰۰۰۵ در مورد صحبت های آقای طائب، این که فرمودید انتقادی در جای خود محفوظ است. خواهشمندم اندکی توضیح بفرمایید تا موضوع روشن تر شود.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این موارد، مواردی نیست که بنده بتوانم ورود کنم. فکر می‌کنم کتاب «بصیرت حضرت زهرا «سلام‌الله‌علیها» ظرائفی را در این موارد متذکر شده است. موفق باشید

29825

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام و احترام خدمت استاد: نظرتان نسبت به صحبت های محمود امجد چیست؟ و اینکه امثال امجد ها و منتظری ها که البته مننظری از دنیا رفته و اگر یه روزی هم امجد با این وضعیت از دنیا برود جایگاه شان در آن دنیا از نظر اسلام چیست؟ یعنی در عذاب ابدی جای می گیرند؟ و این نوع موضع گیری ها از نظر شدت و نوع گناه بودن، چه نوع گناهی و با چه شدتی است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر کسی متوجه‌ی حضور تاریخی انقلاب اسلامی نشود و تنها در سلوک فردی باقی بماند، باید در این زمانه نگران آینده‌ی خود باشد. بنده در مصاحبه‌ی اخیری که با آقای دکتر دخانچی داشتم در این رابطه عرایضی شد. خوب است متنی را که یکی از دوستداران ایشان برایشان نوشته‌ است، در سایت رجا نیوز  ملاحظه فرمایید. موفق باشید  

استاد امجد آن روز کجا و محمود امجد امروز کجا؟

به گزارش مشرق، محمد علی آهنگران در کانال تلگرامی خود نوشت: تمام آنها که مرا از بیست و پنج سال پیش  تاکنون از نزدیک می شناسند به عمق رابطه عاطفی و معنوی من با آیت الله امجد واقفند. من از ۱۳ سالگی  از زمانی که در منزل مرحوم آیت الله بهاالدینی ایشان را دیدم از هیچ کسی به  اندازه ایشان در زندگی معنوی و علمی ام متاثر نبودم. البته همچون من بسیار بودند جوانانی که به شوق کسب معارف الهی و تعالیم اهل بیت و فیوضات معنوی ملازم و همراه ایشان می شدند.

من با توصیه و هدایت ایشان مسیر طلبگی را انتخاب کردم و به معنویت و اخلاق علاقمند شدم او بود که دین را در نظرم شیرین و خواستنی کرده بود. او بود که مبانی نظری و دیدگاه‌های اجتماعی اسلام را به من آموخت و اولین بار سوالاتم پیرامون نگاه اسلام به جامعه و حکومت را با اتقان و اطمینان پاسخ گفت. اصلا او بود که مرا با ولایت فقیه و شخص آیت الله خامنه ای آشنا کرد. از روزهایی که در مدرسه حجتیه قم با آقای خامنه ای رفیق و هم بحث بودند اصلا خود ایشان به من گفت خامنه ای ذره ای منیت و دنیا طلبی در وجودش راه ندارد. اصلا خودش به من می گفت دشمنان خامنه ای را لعنت می کند. از خود ایشان شنیدم که به نقل از مرحوم آیت الله العظمی بهجت گفتند بهتر از آقای خامنه ای برای رهبری جمهوری اسلامی نداریم. از خود ایشان شنیدم که در جریان انتخاب مرحوم آیت الله منتظری به قائم مقامی رهبری، چگونه مرحوم آیت الله العظمی بهاالدینی با این انتخاب مخالفت کردند و به ولایت و رهبری آیت الله خامنه ای بشارت داد.

روز ثبت نام در انتخابات خبرگان ۹۴ از خودش شنیدم که می گفت برای حمایت از رهبری وارد صحنه انتخابات شده است. بعد از شهادت حاج قاسم خودش  گفت شهید سلیمانی امتیازش معنویت و روحانیت و محاسن اخلاقی اش بوده کسی در تشییع جنازه اش شرکت کند انشالله اهل نجات است!

حال چه شده که به کسی که گرای ترور حاج قاسم را در امدنیوز میداد و با الفاظ توهین امیز او را سردار کودک کش یا حاج “قایم” سلیمانی  میخواند امنیت کشور را به خطر انداخت به بزرگان و علما و انسان‌های شریف جسارت و اهانت می کرد لقب شهید دهد؟! آیا اطلاق شهید به کسی که در توهین به امام خمینی و ارزشهای انقلاب از هیچ کوششی فروگذار نکرد خروج از مسیر عدالت نیست؟ مگر همین سردار شهیدی که شاخصه اش به گفته شما روحانیت و معنویت و محاسن اخلاقی بوده  نگفت : «نسبت به امام ما کسی را نداریم در هیچ بعدی از عالم اسلامی مثل مقام معظم رهبری، اشبه‌ به امام.» چطور ممکن است با آن سوابق دوستی دیرینه با رهبر انقلاب او را مسئول خون‌ها و کشته ها در طول ۴۰ سال بداند؟!

چطور ممکن است کسی که مخالفین رهبری آیت الله خامنه ای را لعن‌ می کرد امروز در رسانه های امریکایی و سعودی و اسراییلی بر سر دست گرفته شود تا رهبر انقلاب را جهنمی توصیف کند و دعوت به توبه نماید. آیا این خروج از مسیر عدالت نیست؟.

من آقای امجد امروز را اصلا نمی شناسم با استاد امجدی که شاگردش بودم از اینجا تا ثریا فرق کرده. دلم برای استاد امجد ظهر دوشنبه دبیرستان شهید مطهری عصر چهارشنبه مدرسه عالی ، شبهای قدر کوی دانشگاه، منزل خیابان بخارست، حسینیه کوهسار و امامزاده صالح تنگ شده استاد امجد آن روز کجا حضرت محمود امجد امروز کجا ؟

 من به اشتیاق معارف اهل بیت با ایشان همراه و به ایشان دلبسته بودم. میخواستم راه بهشت را از راهنمایی‌های ایشان بیابم. با همه انتقادی که به برخی سیاستهای حکومت و نظام دارم اما دنبال ساختار شکنی و ضدیت با اسلام و انقلاب و جمهوری اسلامی و ولایت فقیه نبودم و با دشمنان نظام آشتی و میانه ای ندارم . افسوس که در حضرت محمود امجد امروز بیش از ازادگی و حریت و معنویت و عدالت،  تاثیر پذیری از عناصر ضد انقلاب و دشمنان بیمار دل جمهوری اسلامی میبینم آیت الله امجد دیروز برای من آیت خدا بود امروز اما راه و نشان دیگری را شاهدم.

این چند خط را با اشک و درد و حسرت نوشتم

افسوس صد هزار افسوس

 

29342

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد جونم: راستش من قبل از آشنا شدن با این بحثهای معرفتی با عبادت بیشتر مانوس بودم اما الان خیلی اهمیت نمیدم و دغدغه ام این بحثها شده، به نظرتون باید چیکار بکنم؟ از یه طرف با خودم میگم وقت گذاشتن برای عبادت به درد کسایی میخوره که از عبادت، علمی چیزی گیرشون میاد و من باید تمام وقتم رو روی مطالعه بذارم (آخه راستش خیلی شیرینه برام) از طرف دیگه با خودم میگم بالاخره اونایی که با خلوتهاشون عنایاتی بهشون می‌شده از اول که شروع به تهذیب نفس کردن که عنایت نمیشده بشون. لطفا راهنماییم کنید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: جمع آن خوب است. بالاخره لطافتی که در رکوع و سجود طولانی پیش می‌آید را نباید از دست داد. موفق باشید

28740

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام و ادب محضر استاد بزرگوار: ۱. استاد شرحی بر دعای ابو حمزه میشه معرفی کنین؟ ۲. استاد قسمتی از دعای ابوحمزه به عوامل سلب توفیق اشاره میکنه مثلا: «لعلک فقدتنی من مجالس العلماء) کتابی یا از مقالات خود شما استاد عزیز، سراغ دارین که این عوامل را شرح داده باشند؟ تشکر استاد عزیز
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. کتاب «بشنو از نی» از مرحوم صفایی حائری و بحث آیت اللّه جوادی در شرح آن دعا نکات خوبی در بر دارد. ۲.  رویهمرفته سه جلد کتاب «مقالات» از مرحوم آیت اللّه شجاعی نکات خوبی در بر دارد. موفق باشید

28594

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: پدر بنده کمک خرج زندگی بنده است در گذشته کمک مالی می‌کرد ولی حال شرایطی دارم که سهم اجاره یکی از خانه هایش را به صورت کامل می‌گیرم و حتی ممکن است اضافه بر آن چیزی دریافت داشته باشم از پدرم. پدر بنده نه اهل خمس و نه اهل رعایت مسائل شرعی است تنها تعهدی که دارد بعض تعهد های کاسبی است مثلا تا به حال بدهی بالا نیاورده ولی خودش می‌گوید ما با دروغ کاسبی می‌کنیم مثلا. یا شاید هم نزولی در کاسبی اش رخ دهد ولی ما نمی‌دانیم با این شرایط اجاره بهایی که از خانه او می‌گیرم که چندین سال پدرم معلوم نیست با چه مالی آن خانه را خرید کرده و یا ممکن است کمک مالی دیگری بگیرم این مال ها آیا مشکل شرعی دارد برای من و همسرم و فرزندانم؟ آیا مصداق مال حرام است و اثرات سوء دارد؟ شنیده بودم اگر مالی به این شکل مخلوط در حلال و حرام باشد خود شخص می‌تواند خمسش را بدهد آیا چنین چیزی بر من واجب است؟ در حالی که اگر چنین کنم به زندگی ام فشار می آید. لطف کنید دقیق پاسخ دهید چون نمیخوام مال حرام در زندگی ام باشد. من چه کنم؟ استاد در ضمن پدرم بعضا به مقدسات و بزرگان دین بی احترامی می‌کند. در لفافه و شوخی بی احترامی می‌کند. من چگونه احترام او را حفظ کنم با این شرایط؟ و در ضمن فعلا راهی ندارم جز اینکه از کمک مالی او استفاده کنم. استاد لطفا به صورت تفصیلی و صریح جواب بنده را بدهید در مورد مسائلی که مطرح کردم. نمیخواهم ذره ای مال حرام وارد زندگی ام شود. خواهش می‌کنم کمکم کنید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در مورد اول مواردی است که باید از دفتر مرجع تقلید خود سؤال بفرمایید. و ظاهراً وظیفه‌ی شما نیست که در مورد اموال پدرتان تجسس کنید. در مورد دوم در هر حال احترام پدر لازم و واجب است. موفق باشید

نمایش چاپی