بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
28228
متن پرسش
با سلام استاد عزیز: استاد بنده بیشتر تو مباحث اعتقادی و کار فکری بودم ولی مدتیه از نظر اقتصادی مشکل پیدا کردم، یکی از اقوام دریک شرکت کار میکنن و شرکت سالمی داره به من پیشنهاد داده برم اونجا گاه یه کارایی بکنم ولی بنده می‌ترسیم از فضای فکری خودم خارج شم از طرفی فضای اقتصادی بزرگی اونجا حاکمه به نظر شما اگه بخوام با حفظ همون فضای فکری گاه برای اقتصاد خودم یه کاری کنم و اونجا نظر بدم چه کار میشه تو این فضا کرد؟ آیا برای بانوان میشه تو این فضا ایده یا نظری داشت؟ با توجه به اینکه فضا امن برای من هست چه کاری میشه کرد؟ من واقعا نمی دونم تو این فضا چه کاری میشه کرد و یا حتی به عنوان ایده چه نظری میشه داد. استاد میدونم سوالم مسخره هست ولی با این شرایط اقتصادی شاید نمیدونم اینم یه راهی باشه لطفا من رو راهنمایی بفرمایید یا اگر به کتاب یا مرجع یا چیزی باید ارجاع کنم بفرمایید. یه خانم چه کمکی حالا فکری یا غیر فکری میتونه ارایه بده با توجه به اینکه فضای مربوطه با محارم بنده سر و کار دارم تقریبا. ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در جزوات مربوط به «زن» عرض شد باید امروز، جهانِ خود را جهانی بزرگ در نظر گرفت. چرا نباید سلبریتی‌های دارای عفاف و حیا داشته باشیم که در همه‌جا حاضر باشند و برخوردشان عاقلانه و نه متحجّرانه باشد در عین حیا و عفاف. موفق باشید

28154

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد عزیزم: استان جان! بنده فارغ التحصیل رشته حقوق هستم و با شرکت در آزمون های وکالت و قضاوت می توانستم و می توانم قاضی و وکیل گردم. مضافا شغل شریف پاسداری. اما حقیقت امر آن است که بنده احساس می‌کنم باید خود را برای حضور در قوه مجرییه و مقننه آماده کنم که الحمدلله در حال آماده سازی خود در جمیع ابعاد هستم؛ چرا که رفع ریشه مشکلات و موانع انقلاب در این دو قوه صورت می گیرد، همچنانی که حضرت آقا در دیدار با دانشجویان فرمودند: « راه علاج مشکلات کشور استقرار دولت جوان حزب الهی است» یادآوری می شود که بنده در سن ۲۷ سالگی قرار دارم اما این احساس تکلیف باعث نشده راه صحیح تر و برتر را دنبال نکنم و تن به کاری دهم که برای انقلاب در اولویت و فوریت نیست و در عین تحمل برخی فشار ها و سختی ها بر خود به شدت صبورانه امیدوارم فرجی حاصل گردد. چرا که رزق و شغل بنده با انقلاب اسلامی گره خورده است. احساس و نظر شما با این نگرش و انتخاب چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر خوبی است. با این‌همه نباید برای خدا تکلیف معلوم کنید. اگر کاری و باری پیش آمد، از آن استقبال کنید، هرچند این نکته‌ی خوبی است که می‌فرمایید رزق و شغل خود را به انقلاب گره زده‌اید. موفق باشید

27705

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد عزیز و بزرگوار طاعات و عباداتتون مورد قبول درگاه حق، ببخشید استاد به سوال ۲۷۶۸۴ جواب نفرمودین، ممنون میشم راهنمایی بفرمایید. التماس دعا استاد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به این‌که آن نوع سؤالات شخصی است، به صورت شخصی به ایمیل‌تان می‌آید. سعی کنید مشکل را از آن طریق حل کنید. این‌طور جواب داده شد:

۲۷۶۸۴- باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر نمی‌کنم شما بتوانید باورهای ایشان که به آن عادت کرده‌اند، تغییر دهید. سعی کنید با ایشان خوش‌رفتاری نمایید و نسبت به ضعف‌های ایشان اغماض کنید. موفق باشید

27508
متن پرسش
سلام علیکم: در چند وقت اخیر بسیاری از افراد انقلابی اوایل پیروزی نهضت که الان خود را پشیمان از آن رویه می دانند و علی الظاهر می گویند باید اصلاحات ساختاری بشود، شروع به بحثی کرده اند که نظام نیازمند تحول و تغییر اساسی است. خداقلش این است که باید اختیارات رهبری مشخص و محدود بشود و اگر هم بشود که اصلا ولایت فقیه را در ریاست جمهوری مستحل کنیم که با رای مستقیم مردم انتخاب شود، عالی است. و خب مدعی اند اینگونه اختیارات فرا قانونی هم کاهش می یابد و اصلا رهبری مستقیما منتخب ملت می شود. به عقیده ام روزی که چنین اتفاقی بیافتد و رقم بخورد، روز مرگ انقلاب و جمهوری اسلامی و تمام راهی است که در این چهل و یکسال آمدیم و رسما این روند، نشان می دهد ما هم بی جهت مدعی تمدنی ماورای مدرنیته و در برابر لیبرال دموکراسی بودیم و نهایتا در همان چهارچوب حالا با کمی ملاحظات فقهی حاضر شدیم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است که متوجه شده‌اید. آری! باید تغییراتی در ساختارها بشود و مثلاً نظام آموزشیِ ما و یا اقتصادِ ما بند نافش را از نظام نئولیبرالیسمِ غرب بِبُرد و خودش مطابق این تاریخ و این جهان فکر کند و اتفاقاً با حضور روحی که ولایت فقیه در آن حاضر است، نتیجه می‌گیریم، وگرنه باز گرفتاری و سرگردانیِ تاریخیِ ما توسط روشنفکران تحت تأثیر غرب ادامه می‌یابد. موفق باشید 

27420
متن پرسش
سلام استاد جان: در جواب اینهایی که همه مشکلات کشور را به رهبر نسبت می دهند و می گویند طبق قانون اساسی رهبر با این همه اختیاراتی که دارد مثلا رئیس قوه قضاییه را خودش تعیین می کند پس چرا این همه فساد هست اصلا این همه فساد و پارتی بازی و بی عدالتی در ارگان های دولتی هست اگه قوه قضاییه برخورد قهریه محکمی می کرد آیا وضع کشور این چنین بود چه چور از رهبر عزیزمون دفاع کنیم استاد این همه فساد مقصرش کیه قوه مجریه مقننه یا قضاییه یا همگی؟ رهبر چطوری می تونه جلوشون رو بگیره؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در زمان حاکمیت حضرت علی «علیه‌السلام» هم عده‌ای در انحراف بودند، حضرت هم در حدّ خود اقدام می‌کردند ولی مردم، خودشان باید اصلاح شوند. فرق نظام اسلامی با نظام شاهنشاهی آن است که در آن نظام، حاکمان فاسد بودند، پس مردم باید خودشان در اصلاح جامعه بکوشند وقتی حاکمان مانع اصلاح جامعه نیستند وگرنه اگر امیرالمؤمنین «علیه‌السلام» هم حاکم باشند برای اصلاح جامعه کافی نیست. موفق باشید

26703

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسمه تعالی سلام علیکم: با خواندن بخشی از کتاب معاد شما آن چیزی که بنده برداشت کردم این بود که حتی انسان های تا حد زیاد خوب هم پس از مرگ دچار عذاب های مختلف و طولانی می شوند تا کاملا پاک شوند. با این برداشت که شاید هم کاملا درست نباشد یک حس ناامیدی به وجود میاد. خواستم نظر شما را در مورد این برداشت و راه رهایی از این نوع ناامیدی را بپرسم. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چرا نا امیدی؟ زنده باد فشارهایی که عمق توحیدی انسان را به ظهور می‌آورد. موفق باشید

26278

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: ما در سطح منطقه و جهان غالبا از تظاهرات و اعتراضات مردمی ضد کل حاکمیت یا بخش مهمی از سیاستهای حکومتهایی که مستبد و استعمارگر و شرور بودنشان هم مقبول است مثل حکومت آمریکا، آل سعود، حکومت انگلیس، دیکتاتوری هایی مثل حسنی مبارک، حمایت می کنیم و تحقق خواسته های مردم معترض را حق آنها می دانیم و آنها را حتی سلحشور و بیدار می خوانیم. اما زمانی که علیه اصل انقلاب و جمهوری اسلامی و بخش اعظم روند کشور تظاهرات شکل می گیرد، با آنها برخورد کرده یا اصلاً حق حضور در صحنه جهت اعلام مخالفت و اعتراض نمی دهیم و آنها را ضد انقلاب و فتنه گر و اغتشاش گر هم می نامیم. آیا این امر، متضاد آزادی بیان ویژه در جهان بینی اسلامی (که جهان بینی انقلاب ما هست) محسوب نمی شود و نشان نمی دهد همان کشورهای سکولار یا لیبرال در این حوزه از ما مقید تر و پیشرو تر اند و بستر آزادی در اعتراض حتی به اصل حاکمیت مهیاست و این القاب هم به آنان داده نمی شود؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آیا در فتنه‌ی سال ۸۸ و یا فتنه‌های بعدی، این مردم بودند مثل مردمِ آزدایخواهِ مصر و بحرین که اعتراض داشتند؟ یا عده‌ای با پشتیبانی آمریکا و سفرای دشمن و اظهار علنیِ خانم کلینتون که به توئیتر دستور داده بودند تعطیلات خودشان برای پشتیبانی از فتنه‌ی ۸۸ عقب بیندازند، اعتراض به نظام اسلامی داشتند؟ و آقای پمپئو و ترامپ از آن‌ها پشتیبانی کردند. موفق باشید

24497
متن پرسش
استاد گرامی با عرض سلام و تسلیت بابت درگذشت فرزند عزیزتان نظر شما در مورد متن زیر چیست؟ تبیین رابطة روح و بدن با تکیه بر نظریة سیستم‏ها و تجربه‏ های نزدیک مرگ برخی از محققان در حال حاضر شواهد کافی برای رابطه روح و بدن ارائه کرده ‏اند، امّا باید بر این نکته تاکید کرد که چگونه می ‏توان یک بررسی تجربی روی این موضوع انجام داد. مبنای این پژوهش، رویکرد سیستمیک[3] است و انسان را به عنوان سیستمی می‏ داند که در آن دو جزء یا بخش، در یک کل واحد به هم پیوند خورده ‏اند. این در اصل همان نظریه دکارت می ‏باشد که روح و بدن را تشکیل دهنده یک واحد می‏ دانست. ابزارهای نظری برای انجام چنین تحلیلی در اواسط قرن بیستم با طرح تئوری سیستم‏های عمومی توسط برتالانفی فراهم شد Rousseau, 2011,1 :406)). اهمیت مفهوم سیستم از این جهت است که هنگامی که اجزای سیستم در یک مجموعه با هم پیوند می ‏یابند، ویژگی‏های جدیدی در سطح سیستم ظاهر می‏ شود. این در حالی است که برخی ویژگی‏های ذاتی هر یک از اجزا -که مستقلاً واجد آن هستند- محو می‏ شود. برای نمونه آب مایع است و ویژگی مرطوب بودن دارد، امّا ترکیبات آن، اکسیژن و هیدروژن، گاز و بدون رطوبت هستند. به این پدیده، ویژگی‏های نوخاسته[4] می ‏گویند. از سوی دیگر یک تکه چوب از لحاظ بار الکتریکی، خنثی است، امّا ذره‏ های تشکیل دهنده آن –پروتون‏ها و الکترون‏ها- باردار هستند. به این پدیده، ویژگی‏های پنهان[5] می ‏گویند. گاهی چند بخش ویژگی‏های خود را برای انجام عمل خاصی با هم ترکیب می ‏کنند. مثلاً وقتی دست، چکشی را برمی ‏دارد می‏ تواند کاری را انجام دهد که نه از عهدة دست و نه چکش به تنهایی برنمی ‏آید. این پدیده را هم ‏افزایی[6] می‏ گویند. اگر روح و بدن، دو جزء از یک سیستم یکپارچه باشند، خصوصیات هم ‏افزایی و نوخاسته ‏ای از سیستم کلی انسان مشاهده خواهد شد که هیچ ‏کدام از دو بخش تشکیل دهندة سیستم واجد آن‏ها نیستند. از طرفی، برخی ویژگی‏های روح و بدن نیز پنهان می‏ مانند. واضح است که اگر بتوان زمینه ‏ای تجربی برای بررسی چنین فرضیاتی یافت، بهتر می‏ توان به تبیین آن پرداخت. اینجاست که تجربه‏ های نزدیک مرگ به عنوان نمونه‏ ای تجربی برای بررسی فرضیات نظریه سیستمی اهمیت ویژه ‏ای می ‏یابد. اگر پیوندهای بین اجزای سیستم ضعیف شود، مفاهیم کلی سیستم شروع به کم‏رنگ شدن می ‏کند و خصوصیات مستقل اجزا ظاهر می‏ شود. در این وضعیت ویژگی‏های نوخاسته و هم‏ افزایی تضعیف می ‏شوند و ویژگی‏های پنهان ظاهر می ‏شوند. تجربه ‏های نزدیک مرگ زمینة مناسبی را برای انجام چنین تحلیلی در ارتباط با سیستم روح - بدن فراهم می ‏آورند. چنان‏که در ادامه خواهد آمد در طول تجربه نزدیک مرگ، روح در حالی ‏که ارتباط و تعاملش با بدن را کاملاً و یا تقریباً از دست داده است، ویژگی‏هایش که مستقلاً مربوط به خود روح است، ظاهر می‏ شود. این وضعیت فرصت خوبی را برای مشاهده و بررسی تفاوت‏های خصوصیتی در حالت یکپارچه و گسسته فراهم می ‏آورد. علاوه بر این هر اندازه که گسستگی بین اجزای سیستم بیشتر باشد، شانس کمتری برای برقراری مجدد پیوندها وجود دارد و این خود فرصتی دیگر برای مطالعه سیستم تحت درجات مختلف یکپارچگی فراهم می‏ کند. به نظر می‏ رسد ایست قلبی یک گسستگی شدید سیستم یکپارچة فردی می‏ باشد که می‏ توان امیدوار بود فرد زنده بماند. علاوه بر این مراحل بازیابی معمولاً کند است و اغلب یک آسیب پایدار در بدن و یا سیستم کنترلی بدن به وجود خواهد آمد. هنوز به روشنی مشخص نیست که آیا ویژگی‏های روانی، خودپنداره، شخصیت و عاملیّت انسان متأثر از روح می ‏باشند یا خصوصیات نوخاسته سیستم یکپارچه روح-بدن هستند. برای نمونه، گفته می‏ شود که بعد از تباهی و نابودی بدن، هوشیاری شخصی در هوشیاری جمعی ادغام می‏ شود و بنابراین فردیت و شخصیت انسان فقط تا زمانی پابرجاست که بدن زنده و فعال است (ibid). از طرفی طبق نظریه دوگانگی روح و بدن، این ویژگی‏ها ناشی از ماده نیستند، چراکه هیچ ماده فیزیکی خالصی نمی ‏تواند چنین ویژگی‏هایی داشته باشد. در ادامه با مباحثی که مطرح می ‏شود، بیشتر به تبیین این موضوع می ‏پردازیم. تعریف مفاهیم ۱. سیستم سیستم مجموعه ‏ای از عناصر و اجزای مرتبط و در حال کنش و واکنش متقابل است و بر اساس برنامه ‏ای خاص، یک هدف مشخص را تحقق می‏ بخشد (علاقه‏ بند، 1384: 120-121). ویژگی‏های عمومی سیستم‏ها عبارتند از: الف) اینکه حداقل از دو جزء تشکیل شده‏ اند. ب) هر جزء حداقل با یک جزء و به طورکلی با اجزای دیگر در تعامل است. ج) هر تغییر در یک جزء از سیستم بر کل سیستم تاثیر می‏ گذارد. د) سیستم مرز دارد و یک هدف اصلی را دنبال می‏ کند. همچنین مجموعه اجزا، خصوصیاتی متفاوت با تک تک اجزا دارد. در هر سیستم ویژگی‏های نوخاسته ‏ای وجود دارد که ناشی از خاصیت کلی و یکپارچگی سیستم می ‏باشد که در صورت قطع رابطه بین اجزا، این ویژگی ‏ها از بین می‏ روند. در عین این‏که هر یک از اجزا، واجد ویژگی‏هایی است که تنها در صورت از هم‏پاشیدگی سیستم بروز می‏ کنند و در سیستم یکپارچه پنهان هستند Rousseau, ibid)). ۲. تجربة نزدیک مرگ[7] اولین ‏بار در سال ۱۹۷۵، ریموند مودی در کتاب خود با نام «زندگی بعد از زندگی» اصطلاح تجربة نزدیک مرگ را به کار برد.[8] این کتاب بر مبنای مصاحبه ‏هایی است که وی با افرادی انجام داده بود که بعد از مرگ دوباره به زندگی بازگشته بودند. او مشاهده کرد این افراد تجربه ‏های مشابهی دارند. تجربة نزدیک مرگ که در فرهنگ اسلامی به عنوان خلسة عارفانه‌ پیش از مرگ شناخته می‌شود، به حوزه گسترده‌ای از تجربیات شخصی اشاره می‌کند که به مرگ قریب‌الوقوع مربوط می‌شود. این تجربیات شامل احساسات مختلفی از جدا شدن از بدن گرفته تا احساس شناور شدن، وحشت زیاد، آرامش مطلق، امنیت، تجربة از هم‏پاشیدگی کامل و رؤیت نور که برخی افراد آن‌را خدا یا وجود روحانی تلقی می‌کنند، می‏ باشد. بعضی افراد و فرهنگ‌ها تجربه نزدیک مرگ را یک نگاه آنی روحانی و ماوراءالطبیعه زندگی پس از مرگ می‌دانند. بروس گریسون، روان‏پزشک و محقق برجسته در زمینة تجربیات نزدیک مرگ، این تجربیات را چنین تعریف می‏ کند: رویدادهای روان‏شناختی عمیق با مولفه‏ های رمزآلود، روحانی و متعالی که برای افرادی روی می‏ دهد که در آستانة مرگ و یا در وضعیت‏ های شدید آسیب جسمانی قرار می ‏گیرند (Greyson, 2000 :318-319). جنیس هلدن، دیگر محقق مشهور در این زمینه، تجربة نزدیک مرگ را خاطرة رویدادهای روان‏شناختی ماوراى پدیده‏ هاى علمى مکشوف و روحانی‏ای می‏ داند که توسط فردی که در آستانة مرگ قرار گرفته است، گزارش می‏ شود (Nouri, 2008 :6-7). چنین مواردی معمولاً بعد از این‏که فردی مرگش از لحاظ بالینی قطعی شده، یا خیلی نزدیک به مرگ است، گزارش شده ‌است. از این ‏رو آن را تجربة نزدیک مرگ نامیده‏ اند. این تجربه‏ ها شامل موارد زیر می ‏باشد: یک صدای ناخوش‌آیند، اولین ادراک حسی است که گزارش شده‌است. احساس مردن، تجربة خروج روح از بدن (حس شناورشدن در بالای بدن و دیدن فضای مجاور)، حس حرکت به طرف بالا از میان تونلی از نور یا راهروی دراز و باریک، ملاقات با بستگانی که فوت کرده‌اند، ملاقات با اشخاص روحانی، مرور خاطرات دوران زندگی و احساس بازگشت به بدن همراه با بی‌میلی (Moody, 1975,1 :18). این تجربه ‏ها در اشخاص مختلف تحت تاثیر اعتقادات آنهاست. کودکان که زمان کافی برای پرورش قوی ایمانشان ندارند، تجربة بسیار محدودی در این زمینه دارند. همچنین برخی افراد، تجربة نزدیک مرگ بسیار دردناکی داشته‌اند که نشان‏ دهنده وحشت از پایان زندگی است. شرایط بالینی که گمان می‌رود منجر به تجربه نزدیک مرگ می‌شود شامل موارد زیر است: ایست قلبی، شوک، خونریزی هنگام وضع حمل یا عوارض پیش از عمل جراحی، برق گرفتگی، کُما، خونریزی مغزی، سکته مغزی، خودکشی ناموفق، افراد در حال غرق یا خفه شدن و حبس نفس. برخی از موارد تجربة نزدیک مرگ بعد از یک تجربة بسیار سخت روی می‌دهد. به عنوان نمونه وقتی مریضی از پرستار یا پزشک می‌شنود که بزودی خواهد مرد، یا زمانی که فرد در یک وضعیت مُهلک، مانند شنیدن صدای تصادف از نزدیک، قرار می‌گیرد. تجربة نزدیک مرگ به مثابة یک مدل تجربی برای تحلیل سیستم روح- بدن انسان پژوهش‏ ها نشان می‏ دهند حدود ۴% از جمعیت دنیا تجربة نزدیک مرگ داشته ‏اند. مراکز مختلفی برای گردآوری گزارش‏ها و نمونه‏ های این‏چنینی تشکیل شده ‏اند. از جملة این مراکز، «بنیاد تحقیقاتی نزدیک مرگ» می ‏باشد که نزدیک به ۴۰۰۰ نمونه همراه با گزارشات آنها را آرشیو کرده است. یکی از شرایط بالینی که ممکن است منجر به تجربة نزدیک مرگ شود، ایست قلبی است. ایست‌ قلبی‌ عبارت‌ است‌ از فقدان‌ کامل‌ پمپاژ ‌خون‌ توسط‌ قلب که ۱۰ الی ۲۰ ثانیه طول می ‏کشد تا فرد به وضعیت قطع تنفس، قطع ضربان قلب و قطع فعالیت‏های الکتریکی مغز برسد. تأخیر در درمان‌ این‌ حالت‌ حتی‌ برای‌ ۵-۳ دقیقه‌ ممکن‌ است‌ باعث‌ مرگ‌ یا آسیب‌ دایمی‌ مغز شود و ۱۰ دقیقه لازم است تا فرد دچار مرگ واقعی شود. تنها حدود 10% از افرادی که دچار ایست قلبی می‏شوند، زنده می‏مانند Ballew,1977:152)؛ Nichol,2008:1423-1424). نشانه‏های مرگ بالینی و واقعی یکی هستند. تنها تفاوت در این است که بیماران مرگ بالینی با اقدامات و تدابیر پزشکی مناسب می‏توانند دوباره به حیات بازگردند. اعتبار گزارشات جمع‏آوری شده از بیماران ایست قلبی با توجه به دقت بالای آنها تقویت می‏شود. جنیس هلدن در پژوهشی نشان داد که 90 درصد گزارشات تجربیات ادراکی افرادی که در وضعیت ایست قلبی و ایست تنفسی بوده‏اند، خطایی نداشته است. همچنین پنی سارتوری (2005) در پژوهش دیگری نشان داد که افرادِ دچار ایست قلبی که تجربه نزدیک مرگشان را گزارش کرده‏اند، زمان احیای خود را بدون هیچ خطایی توصیف می‏کنند، درحالی که افراد دچار ایست قلبی که تجربه نزدیک مرگ گزارش نکرده‏اند قادر به توصیف و یا حدس صحیح از آنچه در زمان احیای آنها رخ داده بود نبودند. به نظر می‏رسد در حال حاضر زمینه‏های خوبی وجود دارد که نشان می‏دهد بعضی از افراد دچار ایست قلبی تجربیات ذهنی واقعی در طول این حالت دارند و در حالی‏که در وضعیت مرگ بالینی می‏باشند، همچنان هوشیارند. هلدن در پژوهشی نشان داد که اکنون بیشتر محققان تجربة نزدیک مرگ بر این باورند که پارامترهایی نظیر هوشیاری، هویت، حافظه و ادراک می‏توانند حتی زمانی که بدن از کار افتاده است، فعال باشند. اما این پارامترها برای فعال بودن باید ناشی از عامل و یا عواملی باشند. حال اگر این عامل، بدن نباشد عاملی غیر از بدن حتماً وجود خواهد داشت. همین است که می‏تواند دلیلی بر صحت این مدعا باشد که روح چیزی فراتر از بدن است و به نوعی دوگانگی جوهری[9] بدن و روح را تایید نماید .(Holden,2010:364-365) این باور با شواهد بیشتری، که اثبات می‏کنند ارواح انسان‏ها می‏توانند در وضعیت مرگ بازگشت‏ناپذیر زنده بمانند تقویت می‏شود. یکی از این شواهد مهم، ملاقات افراد با ارواح اقوام فوت شده و اجدادشان وهمچنین با ارواح کسانی است که در آن زمان اطلاعی از مرگ آنها ندارند[10] (Greyson,2010:40-41). شواهد تجربیات نزدیک به مرگ، به‏خصوص شواهد مربوط به ایست قلبی، اثبات می‏کنند که روح چیزی مستقل از بدن، و در عین حال متعلق به آن است و روح می‏تواند بعد از مرگ بدن نیز بماند و به حیات خود ادامه دهد. به عنوان نمونه ادعا می‌شود: زنی که مورد جراحی قرار گرفته بود، بعد از به هوش آمدن، به دقت ابزار جراحی‌ای که قبلاً ندیده بود را توصیف کرده و گفتگویی که بین پرستاران و پزشک در هنگام بیهوشی کامل او صورت گرفته بود بیان کرده ‌است (Sabom,1998:53). در مورد دیگری، گفته می‌شود: پرستاری دندان مصنوعی بیمار بیهوشی که دچار حملة قلبی شده بود را از دهانش بیرون آورد و بعد از به هوش آمدن آن بیمار از همان پرستار خواست که دندانش را به او برگرداند. در شرایط عادی ممکن است توجیه این مسئله مشکل باشد که چگونه یک مریض بیهوش توانسته بعد از به هوش آمدن همان پرستار را شناسایی کند .(vanLommel,2001:2040) بیشتر افرادی که تجربه نزدیک مرگ داشته‌اند آن را برای خودشان به منزله نشانه‌ای بر وجود زندگی پس از مرگ دانسته‌اند. اشروتر کونهاردت بیان می‏کند که اگر چه برخی عناصر تجربه نزدیک مرگ را می‌توان از طریق تحریک الکتریکی لب گیجگاهی در نیمکره راست مغز و نیز با استفاده از مواد توهم‌زا به نحو مصنوعی پدید آورد، اما با وجود این، برخی دیگر از عناصر تجربه نظیر مرور رویدادهای زندگی یا دست‏یابی به اطلاعات عینی از محیط اطراف در حین تجربه، نه تنها قابل بازآفرینی نیستند، بلکه اصولاً تبیین‌های فیزیولوژیکی روشنی در بارة آنها وجود ندارد. وی نظریه‌هایی که با استناد به واکنش‌های دفاعی مغز در مواجهه با مرگ (نظیر واکنش آرزومندانه در راستای انکار مرگ) در پی توجیه فیزیولوژیکی این پدیده هستند را نیز نابسنده می‌انگارد و برآن است که اکنون اطلاعاتی در باب تجربه‌های نزدیک مرگ در دست است که می‌تواند بر واقعیت فرامادی و قابلیت‌های فراطبیعی انسان دلالت داشته باشد .(Kunhardt,1993:165-166) جفری لانگ متخصص درمان تومورهای سرطانی از طریق پرتوافکنی با همکاری پل پری در سال 2010 با انتشار کتاب «شواهد حیات پس از مرگ» مدعی شد که دیگر حجت بر شکاکان تمام شده است و شواهد روشنی از رهگذر بررسی تجربه‌های نزدیک مرگ به دست آمده، که بر بقای آگاهی و حیات پس از مرگ دلالت دارد. شواهد لانگ در این اثر که حول 9 محور اصلی سامان یافته، بر واقعی بودن تجربه نزدیک به مرگ اصرار می‏ورزد long, 2010:8-9)). تجربیات نزدیک به مرگ و یکپارچگی روح - بدن در این قسمت ابتدا باید نشان داد که تجربة نزدیک مرگ یک حالت گسستگی بین روح و بدن در سیستم روح - بدن انسان است. آنگاه فرصتی برای تحلیل نظری سیستمیک فراهم کرد. همان‏طور که گذشت، پیوستگی روح - بدن لزوماً شامل یک تبادل اطلاعاتی و تأثیری می‏باشد، چرا که روح بر آنچه بر بدن یا نسبت به بدن در حال رخ دادن است، آگاهی دارد و بدن نیز به نوعی اجراکننده خواسته‏ها و فرامین روح است. آغاز تجربه نزدیک مرگ همراه با از دست دادن کنترل بدن و همه احساسات جسمانی می‏باشد. همه این‏ها با تمام شدن تجربه نزدیک مرگ دوباره باز می‏گردند. افراد تجربه کننده در ابتدا به همین موضوع اشاره می‏کنند. آنها احساس درد را از دست می‏دهند و دوباره درد را احساس می‏کنند. آنها همچنین متوجه می‏شوند که در طول تجربه خروج از بدن نمی‏توانند با افراد دیگر به طور فیزیکی ارتباط برقرار کنند. در اینجا دو نمونه از این تجربیات آورده می‏شود: الف) درد شدیدی در بازوی خود احساس می‏کردم. ناگهان احساس کردم در حال از دست دادن هوشیاری خود هستم و اطرافیانم را می‏دیدم که در حال حرکت به سوی من هستند. بعد از آن هیچ چیز نبود، هیچ دردی احساس نمی‏کردم. من نزدیک سقف اتاق در حال تماشای بدن خودم بودم که روی تخت خوابیده بود، احساس آرامش داشتم، ناگهان با ضربة شدیدی به سمت بدنم هل داده شدم و دوباره درد شروع شد (Fenwick,1995:5). ب) بعد از تولد دخترم خونریزی شدیدی داشتم. اطرافم را کادر پزشکی و مراقبتی احاطه کرده بودند. درد شدیدی داشتم. ناگهان احساس کردم دردی ندارم. از بالا در حال تماشای حاضرین بودم. صدای دکتر را شنیدم که می‏گفت سیگنالی وجود ندارد. سپس خودم را در تونلی از نور که پایان نداشت در حال حرکت دیدم. صدای آرامی مرا خطاب کرد تو باید برگردی. توسط دستگاه شوک با ضربه به تخت بیمارستان برخورد کردم و درد دوباره بازگشت (Morse,1993:114-115). پدیده انتقال ناگهانی از وضعیت درد شدید به وضعیت بی‏دردی و بازگشت مجدد درد در پایان این تجربه، بسیار مهم و قابل توجه است. اندورفین‏های طبیعی می‏توانند درد را برای حدود دو ساعت کاهش دهند و این در حالی است که تجربة نزدیک مرگ تنها چند ثانیه یا دقیقه طول می‏کشد .(Greyson,2007:118-119) بنابراین این احتمال وجود ندارد که این تاثیرات ناشی از مکانیسم‎‏های بدن باشد. این موضوع با نمونه‏هایی می‏تواند تقویت شود که در آنها افراد می‏توانستند بدن خود را در حال دریافت شوک ببینند، اما هیچ احساس جسمانی نداشتند Moody,1975:78)). به نظر می‏رسد در طول تجربه نزدیک مرگ جریان‏های تقابلی اطلاعاتی و تاثیری که برای تعامل روح - بدن نیاز است، به شدت یا کلاً دچار اختلال می‏شود. شایان ذکر است که انتقال به دورة بی‏حسی و بی‏دردی همیشه کامل صورت نمی‏گیرد. در یک تحقیق که روی تجربه کننده‏های ایست قلبی انجام شده، 10درصد تجربه کنندگان احساس درد خفیفی را در طول تجربة خروج از بدن گزارش دادند (Schwaninger,2002:213). این یافته‏ها نشان می‏دهد یکپارچگی روح و بدن یک حالت همه یا هیچ نیست و می‏تواند جزئی نیز باشد.این تحلیل اثبات می‏کند مرگ واقعی وقتی رخ می‏دهد که گسستگی سیستم روح - بدن، هم کلی باشد و هم بی‏بازگشت در دنیا. شرایطی که گسستگی را بی‏بازگشت می‏کند هنوز نامشخص است. اما در برخی موارد گزارش شده است که تجربه کننده در خلال تجربة نزدیک مرگ در بازگشت یا ماندن مخیر شده است (Ring,1980:68). با توجه به این مسئله که در تجربه نزدیک مرگ پیوند سیستم روح-بدن دچار گسستگی می‏شود، ویژگی‏های روح در حالت گسستگی بررسی می‏شود. 1) هشیاری در طول ایست قلبی گزارش‏های هشیاری در طول ایست قلبی و عموماً در تجربه‏های نزدیک مرگ بسیار شگفت‏آور است. تجربه کننده‏ها گزارش می‏کنند در زمان تجربه، نه تنها هشیار هستند، بلکه تفکر آنها روشن‏تر، سریع‏تر و منسجم‏تر از حالت عادی است. در تحلیلی که روی مجموعه‏ای بزرگ از افراد تجربه کننده در دانشگاه ویرجینیا شد 80 درصد تجربه کنندگان گزارش دادند که در طول NDE تفکرشان روشن و واضح بوده است (45% واضح‏تر از حالت عادی و 35% به وضوح حالت عادی). 74% گزارش دادند که سرعت تفکرشان دچار آسیب نشده است (37% سریع‏تر از حالت عادی و 37% سرعت مشابه با حالت عادی). 65% گزارش دادند منطق و استدلال آنها دچار آسیب نشده است (29% منطقی‏تر از حالت عادی و 36% مشابه حالت عادی). 55% گزارش دادند کاهشی در کنترل افکار خود مشاهده نکردند (19% کنترل بیشتر از حالت عادی و 36% به مقدار حالت عادی) (Kelly,2007:386-387). نکتة مهم درباره این یافته‏ها این است که چون هشیاری و تفکر منطقی می‏تواند حتی در حالتی که عملکرد مغز به شدت دچار اختلال شده است باقی بماند، منتج به این امر می‏شود که هشیاری، آگاهی، خصوصیات روانی مانند تفکر، یادآوری و احساسات از ویژگی‏های روح می‏باشند. بنابراین این ویژگی‏ها اثرات جانبی فرآیندهای بدنی و ویژگی‏های نوخاستة سیستم روح- بدن نمی‏باشند. 2) فردیت در طول تجربه‏های نزدیک مرگ چنانکه گذشت تجربه‏های نزدیک مرگ می‏تواند به اشکال مختلف ظاهر شود. معمول‏ترین این تجربه‏ها تجربه خروج از بدن[11] و تجربه ورود به جهانی دیگر[12] می‏باشد. تجربة خروج از بدن تجربه‌ای است که عموماً با حس شناور شدن خارج از جسم همراه است و در برخی از موارد شخص ممکن است بدن فیزیکی خود را از نقطه‌ای خارج از بدنش مشاهده کند.در عرفان این تجربه‏ها را «خلع بدن» می‏نامند که گفته می‌شود و در واقع سالک به اختیار و اراده خود روح خود را از بدن خلع (جدا) می‏کند (برای اطلاع از مصادیق آن ر.ک: حسن‏زاده آملی، 1379). در تجربة ورود به جهانی دیگر که برخی از با آن روبرو می‏شوند، فرد خود را در دنیای دیگری حس می‏کند که بسیار زیبا و تماشایی است و عموماً با موجودات روحانی مهربان یا دوستان و اقوام فوت شده روبرو می‏شود. در تجربه‏هایOBE و ORE، فردیت (هشیاری یکپارچه از دید شخص)، شخصیت (حقوق و مسئولیت‏های اخلاقی) و عاملیت (توانایی تصمیم‏گیری و انجام آن) دست نخورده باقی می‏مانند (Mays,2008:15-16). بنابراین این خصوصیت‏ها همگی از ویژگی‏های روح هستند نه بدن یا سیستم روح- بدن. 3) توانایی های تاثیری و اطلاعاتی روح دلیل اصلی برای اعتبار شواهد آگاهی، هشیاری، پدیده‏های روانی و تفکر منطقی هنگام ایست قلبی این است که در این گزارش‏ها اطلاعات دقیقی دربارة آنچه که در اطراف بدن فرد رخ می‏دهد، ارائه می‏شود. هنگامی که تجربه نزدیک مرگ به تجربه خروج از بدن تغییر شکل می‏دهد تجربه کننده قادر است محیط فیزیکی را مشابه ادراک بینایی معمولی ادراک کند. افراد دچار ایست قلبی بیان می‏کنند که این ادراکات ناشی از توانایی‏های جسمانی نبوده است. این یافته با بررسی تعداد نمونه‏های جمع‏آوری شده توسط رینگ و کوپر که شامل افراد نابینا نیز بوده، تأیید شده است. برای تقویت اینکه این ادراکات جسمانی نیست گزارش‏های زیادی مبنی بر دیدن در سطحی پیچیده‏تر از دیدن جسمانی جمع‏آوری شده است. برای نمونه، می‏توان به توانایی مشاهده محیط اطراف در همه جهات در یک زمان، دیدن یک شی از تمامی زاویه‏ها Ring,1999:7-8)) دیدن اشیا از مکان‏های دور Tart,1981:202-203)؛ Tyrrell,1945:59) اشاره کرد. با این حال ادراک بینایی تمام داستان نیست. گزارش های NDE شامل بقیه حواس ظاهری نیز می‏شود. شنوایی، بویایی، حس جهت‏یابی، حس حرکت که توسط رابرت و سوزان مایز اخیرا مورد بررسی قرار گرفته‏اند. علاوه بر این، افراد در حالت تجربة خروج از بدن توانایی خواندن افکار افراد دیگر را دارند و در برخی موارد قادرند از طریق تله‏پاتی اطلاعاتی را به دیگر افراد انتقال دهند. در حالت تجربة ورود به دنیایی دیگر آنها حتی می‏توانند از طریق تله‏پاتی با هم مکالمه داشته باشند (Mays,2008:18-19). برای چنین اتفاقی در بین کانال‏های ارتباطی جسمانی رایج، مشابهی وجود ندارد. با این حال یک نمونة خوب در زندگی روزمره وجود دارد که افراد، ظرفیت و توانایی چنین ارتباطی را به صورت خیلی ضعیف دارند. به عنوان مثال، توانایی فهمیدن اینکه کسی به آنها زل زده است Sheldrake,2005:26)) یا توانایی درک اینکه کسی دارد به آن‏ها فکر می‏کند (Sheldrake,2001:148). این توانایی‏های شناختی غیرعادی در تحقیقات روانی و فرا روان‏شناسی تحت عنوان ادراکات فراحسی[13]، روشن‏بینی[14] و psi شناخته می‏شوند. قسمت جنبشی این توانایی‏ها جنبش روانی[15] نامیده می‏شود. انسان به عنوان یک سیستم روح- بدن، ادراکات فراحسی و جنبش روانی ضعیفی دارد. از نگاه سیستمیک توانایی جنبش روانی انسان ویژگی نوخاستة سیستم روح –بدن است، در حالی که ادراکات فراحسی از ویژگی‏های روح است که در سیستم یکپارچه روح- بدن پنهان می‏شود (ویژگی‏های پنهان). نتیجه‏گیری در این پژوهش، با استفاده از نظریه عمومی سیستم‏ها و بررسی تجربیات نزدیک به مرگ، نشان داده شد روح و بدن به شکل یک سیستم یکپارچه است که هر کدام از آن‏ها واجد خصوصیات و ویژگی‏های منحصر به خود می‏باشد. انسان فراتر از بدن مادی خویش است و ماورای این جسم طبیعی، حقیقتی انکارناپذیر و بی‏زوال به نام روح وجود دارد. در حیات مادی، سیستم روح- بدن انسان یکپارچگی خود را حفظ می‏کند و هر دو قسمت روح و بدن در تعامل با یکدیگر هستند. در تجربه ی نزدیک مرگ که یک حالت گسستگی بین روح و بدن در سیستم روح-بدن انسان می باشد، این یکپارچگی و وحدت تضعیف می شود. با بررسی تجربیات نزدیک مرگ، ماهیت روح به عنوان حقیقتی منفصل از بدن رخ می‏نماید. گزارش‏های هشیاری در تجربه‏های نزدیک مرگ، آگاهی، خصوصیات روان‏شناختی مانند تفکر منطقی، یادآوری، احساسات، هشیاری یکپارچه از دید شخص و توانایی تصمیم‏گیری و انجام آن، در طول تجربة نزدیک مرگ افراد تجربه کننده باقی می‏مانند. با تبیینی سیستمیک مشخص شد که این ویژگی‏ها نشأت گرفته از روح هستند که در پی گسستگی ارتباط روح و بدن در تجربه نزدیک مرگ، پایدار مانده و حتی برخی از این ویژگی‏ها نظیر تفکر منطقی نسبت به حالت یکپارچگی سیستم روح- بدن قوی‏تر و منسجم‏تر می‏شوند.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این‌که در سیستم‌ها استعدادهایی به ظهور می‌آید که در تک‌تکِ اجزاء آن سیستم ظهور ندارد، ولی در هر حال از ساحتِ هویت مادی خارج نمی‌شود. ولی موضوع نفس ناطقه‌ی انسانی چیزی است ماورای پدیده‌های مادی، و هیچ‌وقت علتِ موجود مجرد نمی‌تواند اجزاء مادی باشد، هرچند که اجزای ماده سیستمی را تشکیل دهند. این‌جا است که نگاه ما بیشتر متوجه‌ی آیاتی از قرآن می‌شود که روح را نفخه‌ی الهی می‌داند که در جسم دمیده می‌شود. موفق باشید  

23917

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: جناب استاد این بحث با دیگری و مطالب امانوئل انسان را یاد شعر معروف سعدی که بنی آدم اعضای یک پیکرند / که در آفرینش همه از یک گوهرند/ تو کز محنت دیگران بی غمی / نشاید که نامت نهند آدمی / می اندازد و آن نکته ای که شهید مطهری بیان می کند که اصل این شعر از حدیث پیامبر است که می فرماید مومنین چنین اند یعنی در پرتو ایمان می توان درک از دیگری داشت
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است که می‌فرمایید. به همین جهت ما می‌توانیم با آن‌هایی که متوجه شده‌اند در دنیای جدید باید «دیگری» را نیز مدّ نظر قرار داد؛ هم‌سخن و هم‌نگاه گردیم. موفق باشید

23872
متن پرسش
سلام و عرض خسته نباشید خدمت استاد عزیز: هدفگذاری در نگاه دینی چگونه است؟ عبودیت که به نوعی تکلیف گرایی را همراه دارد با هدفگذاری که به نوعی انتخاب راه و مسیر زندگی بر مبنای علایق و سلایق است (هدف گذاری که در عرف معنا میشود) آیا اساسا قابل جمع است؟ آیا این نوع هدف گذاری تلاش در حاکمیت امیال است؟ با نگاه به چه افقی بایستی هدف گذاری کرد؟ لازم به ذکر است که عمده ی منظور بنده از هدف، هدف شغلی و تحصیلی، شخصی و حتی سازمانی است. در دو حوزه ای اول با توجه به سرگردانی نسل جوان و نوجوان امروز، از جنابعالی درخواست دارم پاسخ مبسوطی در این مورد ارائه دهید و یا منبعی برای مطالعه پیشنهاد دهید. با آرزوی سلامتی و طول عمر برای جنابعالی.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: قرآن انسان‌ها را دعوت به عبادت می‌کند و می‌فرماید: «يَا أَيُّهَا النَّاسُ اعْبُدُوا رَبَّكُمُ الَّذِي خَلَقَكُمْ وَالَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ» (بقره/۲۱ و ۲۲) اى مردم! پروردگار خود را پرستش کنيد؛ آن کس که شما، و کسانى را که پيش از شما بودند آفريد، تا پرهيزکار شويد.

ملاحظه می‌کنید که این انسان است که باید عبودیت الهی را انتخاب کند و عمق ببخشد. فکر می‌کنم در کتاب «جوان و انتخاب بزرگ» که بر روی سایت هست، جواب قسمت دوم سؤال‌تان را بیابید. موفق باشید

22887
متن پرسش
با عرض سلام و خدا قوت: یه حدیث ذهنم رو درگیر کرده به این مضمون؛ علم یه نقطه است جاهلان زیادش کردند. تفسیر مناسبی در این مورد ندیدم. از طرفی بنده نمی خوام علم لاینفع داشته باشم و رشته تحصیلیم مهندسی برق هست و در کنارش حوزه هم می خونم تا بتونم ان شاءلله بین این دو علمی که تا حدودی دارم ارتباطی ان شاءلله بیابم و به این حدیث برخوردم. میشه کمکم کنید یه تفسیر محکم ازش می خواستم. ممنون از لطفتون. یا زهرا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نظر به حقیقتِ وحدانی، نظر به علیم است و این غیر از فعالیت‌هایی است که تحت عنوان علوم تجربی جهت امور زندگی دنیایی پیش می‌آید. آری! در این علوم نیز باید نظم طبیعیِ طبیعت خدادادی را حفظ کرد و تکنیکی به‌وجود نیاورد که عامل تخریب طبیعت شود. موفق باشید

19118
متن پرسش
سلام: وقتتون بخیر. کتابهای شما رو بسیار دوست دارم. نکات بسیار خوبی دارند. اما ریتم کتاب اکثرا کند و تکراری و خواب آوره. شاید اگر یک مقداری بعضی مباحث تکرار نمی شد بدون اینکه به اصل مطلب صدمه بخوره بهتر بود. مخصوصا با در نظر گرفتن اینکه نسل جدید زیاد اهل کتاب نیستند و بیشتر اهل دیدن هستند. رسانه ای مثل توئیتر هم به همین دلیل برای رساندن مطلب در موجز ترین و کوتاه ترین حالت ممکن بوجود آمده اند. البته متوجه مساله اجمال و تفصیل هستم اما گاها احساس می کنم مطالب تکراری و کند و خواب آورند. بازم ممنون از توجهتون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در هنگاه تنظیم مطالب کتاب‌ها سعی بر آن است که مطلبی تکراری نباشد و اگر موضوعی تکرار می‌شود برای آن است که مقدمه برای نکته‌ی دیگری باشد و حالت حضوری و احساسیِ موضوع مدّ نظر قرار گیرد همان‌طور که در قرآن کریم می‌توان گفت هیچ موضوعی تکراری نیست هرچند مکرر به جریان حضرت موسی«علیه‌السلام» اشاره دارد. موفق باشید

8409
متن پرسش
سلام من دردوران دانشجویی خیلی نسبت به برخی مسایل (مذهبی.سیاسی.....)حساس بوده وغصه می خوردم وفکر می کردم باید کاری کرد ولی الان بااینکه از وجود ان مسایل ناراحتم ولی کاری نمی کنم چون اینطور فهمیدم که این ها کفهایی اند که ماندگار نیستند ودر واقع اینگونه وبااین تفکر ارام شده ودر نتیجه فعالیتی را با فایده نمی دانم ایا این درست است ؟اگر نه حقیقت چیست؟
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: ما وظیفه داریم از طریق معارف الهی فرهنگ جامعه‌ی خود را تعالی ببخشیم. آری خیلی نباید وقت و عمر خود را مشغول امور جزیی و موسمی کرد. موفق باشید
31378

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: ممنون از پاسخ ها. بله درسته دشمن سعی در ناکارآمد نشان دادن نظام دارد ولی آیا آقایون داخلی کمک به این امر نکردن؟ تعطیل کردن و منع تردد به صورت جدی به مدت دو هفته غیر ممکن است که با انجام نمی‌دهند؟ فارماکوپه (ذخیره دارویی) کشور دیگر پاسخ گو نیست.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال ضعف‌هایی هست و دلاّل‌ها هم بیکار نیستند. ولی باید به شرایط تاریخی خود و راهی که در پیش داریم توجه نمود. در روزنامه کیهان امروز نکات قابل تأملی متذکر شده است که ذیلاً خدمتتان ارسال می‌شود:موفق باشید

تحریف واقعیت‌ها درباره واکسن و مدیریت کرونا

در روزهای اخیر در شرایطی که آمار کرونا در سایه کم توجهی‌ها به پروتکل‌ها و برخی سوء تدبیرها از سوی دولت قبل در مدیریت و مهار این بیماری، روند صعودی و نگران‌کننده‌ای پیدا کرده است، برخی چهره‌های سیاسی و برخی افراد ظاهراً علمی مشغول دادن آدرس غلط در این زمینه هستند.
این روزها متاسفانه آمار مبتلایان و فوتی‌های کرونا در کشور روندی صعودی و نگران‌کننده پیدا کرده است تا جایی که به تعداد بالای ۵۰۰ فوتی در روز و حدود ۴۰ هزار مبتلای روزانه رسیده‌ایم. درخصوص علت این روند صعودی نکاتی قابل بیان است که به آن می‌پردازیم اما موضوعی که این روزها دوباره به چشم می‌خورد تلاش عده‌ای از چهره‌های سیاسی یا رسانه‌ای منتسب به اصلاح‌طلبان و برخی چهره‌های ظاهراً علمی نزدیک به آنها برای ماهیگیری سیاسی از این شرایط یا هماهنگی در دادن آدرس غلط به مردم است.
به این موارد دقت کنید:
۱. ظفرقندی رئیس‌سازمان نظام پزشکی: «آنهایی که برای تحدید ورود واکسن بیانیه دادند امروز پاسخگو هستند؟ امروز رکورد ابتلا و مرگ کرونا شکست، در حالی که تعداد تست انجام شده کاهش و آمار واقعی بسیار بیشتر از موارد اعلام شده است. مورتالیتی(مرگ و میر) در کشورهایی که بدون محدودیت و مرزبندی، ملت را واکسینه کردند بسیار کاهش یافته. آیا آنهایی که برای تحدید ورود واکسن بیانیه دادند امروز پاسخگو هستند؟»
۲. عبداله رمضان زاده سخنگوی دولت اصلاحات: «پزشکانی که به نفع عدم ورود واکسن بیانیه دادند، آیا امروز پاسخگوی کشتار مردم بی‌دفاع در مقابل ویروس کرونا هستند؟»
۳. مسعود خوانساری رئیس‌اتاق بازرگانی، صنایع و معادن و کشاورزی تهران: «بخش خصوصی با واردات واکسن می‌توانست آمار مرگ هم‌وطنانمان را کاهش دهد اما با مانع‌تراشی‌ این مهم را ناممکن کردند؛ آیا وزیر بهداشت پاسخگوی فوت هموطنانمان است؟»
۴. علی شکوری راد دبیرکل حزب اصلاح‌طلب اتحاد: «جناب آقاى دكترعليرضامرندى! اکنون که آمار مبتلايان و كشته شدگان ويروس كرونا در پیک پنجم رکورد زده است جا دارد جنابعالی که شاخص‌ترین امضاکننده نامه موسوم به۲۵۰۰نفر استاد در مورد واکسن کرونا هستید بابت تأخیر در واکسیناسیون عمومی یک عذرخواهی از ملت و خانواده جانباختگان کرونا بکنید.»
نمونه‌های دیگری از این دست فرافکنی‌ها وجود دارد که به همین مقدار بسنده می‌کنیم.
البته بخشی عمده انتقاد این افراد به نامه بیش از دو هزار و ۵۰۰ نفر از پزشکان، اساتید و اعضای هیئت علمی دانشگاه‌‌های علوم پزشکی کشور است که دی ماه سال قبل در اظهارنظری کارشناسی گذشته طی نامه‌‌ای سرگشاده به رئیس‌جمهور وقت متذکر شدند «واکسن‌های mRNA (ساخته شده بر اساس روش ژنتیک) تولید شرکت فایزر و مدرنا می‌‌تواند عوارض ناشناخته و گاه جبران‌‌‌ناپذیری به‌جای بگذارد.»
اما حال که به تعدادی از نظرات انتقادی و شاید بهتر باشد بگوییم فرافکنانه در ابتدای این مطلب اشاره شد در پاسخ به این ادعاها ذکر چند نکته ضروری است.
اثبات بدعهدی‌ها و خیانت‌های آمریکا و هم پیمانان اروپایی‌اش کار سختی نیست. نگاهی به تاریخ نه چندان دور نشان می‌دهد بدخواهان ایران پس از پیروزی انقلاب اسلامی همیشه سعی در تحریم، تضعیف و ضربه زدن به ایران داشته‌اند. با این حال، اکنون و پس از گذشت ۴۲ سال از عمر انقلاب اسلامی که روشن‌گر بسیاری از دسیسه‌ها، نفوذها و تحریم‌های غرب علیه ایران بوده است، هنوز عده‌ای دل در گرو این جوامع بدعهد و بدخواه دارند.
نمونه آشکار این وابستگی، اظهارات اخیر برخی از افراد وابسته به جریان اصلاحات درباره واردات واکسن و تحریف ماجرای محدودیت در ورود نمونه‌های آمریکایی و انگلیسی آن است. اظهاراتی که در این شرایط حاد کرونایی نه تنها دردی از مردم دوا نمی‌کند بلکه با تحریف حقایق منجر به تشویش اذهان عمومی می‌شود.
اما واقعیت چیست؟ آیا آمریکا و انگلیس می‌خواستند در ماجرای خرید واکسن توسط ایران همکاری کنند؟ آیا قرار بود این دو کشور، به جامعه ایران واکسن هدیه کنند؟ یا، قرار بود این دو کشور علم تولید واکسن را به دانشمندان ایرانی منتقل کنند؟ آیا اساسا اراده‌ای از سوی آمریکا و انگلیس برای همکاری با ایران در راستای واکسینه کردن مردم ایران وجود داشت که از سوی ایران با مخالفت مواجه شد؟ برای پاسخ به این سؤال‌ها بد نیست برخی از مسائل آشکار شود.
۱. تحریم دارویی ایران توسط آمریکا
رهبر انقلاب پیش از این با اشاره به بی‌اعتمادی به کشورهای غربی همچون انگلیس و آمریکا در موضوع واکسن کرونا مخالفت خود را با ورود احتمالی واکسن از این کشورها در کنار بلامانع بودن ورود واکسن خارجی مطمئن اعلام کردند. این بی‌اعتمادی مستند به رفتارهایی همچون ارسال خون‌های آلوده به ایدز توسط فرانسه به ایران در دهه ۶۰ و خباثت آمریکایی‌ها و به تبع او شریکان اروپایی اش در تحریم‌های ناجوانمردانه دارویی علیه کشورمان در سال‌های گذشته بود. تحریم‌های ظالمانه دارویی آمریکا علیه مردم ایران موضوع مهمی است که باید مورد توجه قرار بگیرد، مسئله‌ای که نقض فاحش استانداردهای حقوق بشر بین‌المللی و نقض قواعد آمره حقوق بین‌الملل است. در حال حاضر نزدیک به دو سال است که درپی تشدید تحریم‌های ظالمانه علیه ایران، موانع بسیاری برای تهیه دارو و مواد اولیه دارو برای شرکت‌های دارو‌سازی ایجاد شده است. آذرماه سال ۹۸ بود که همکاری نکردن شرکت سوئدی تولید‌کننده پانسمان‌های بیماران EB با ایران به دلیل تحریم‌های آمریکا، سبب بروز مشکلات فراوان برای بیماران پروانه‌ای و جان باختن برخی از آنها شد.
در آن زمان، مجید تخت روانچی نماینده ایران در سازمان ملل در یکی از نشست‌های سازمان ملل در سخنرانی خود از آوا صحبت کرد. دختر ۲ ساله اهوازی که بیماری پروانه‌ای داشت. وی توضیح داد که این نوع بیماران این روزها در ایران در اثر تحریم‌های ظالمانه آمریکا چه مشکلاتی دارند و تشریح کرد فشارهای آمریکا به شرکت‌های خارجی اجازه نمی‌دهد این نوع داروها را به ایران ارسال کنند و گفت که این دختر کوچک ۲ ساله نهایتاً به‌دلیل نرسیدن تجهیزات درمانی لازم از دنیا رفت! مسئله‌ای که توجه خانم «کلی کرافت» سفیر آمریکا در سازمان ملل را برانگیخت.
پس از آن اما می‌توان به ناموفق بودن در واردات و تامین واکسن‌های آنفلوآنزا در اواسط سال ۹۹ اشاره کرد. در این باره، مهر ماه سال گذشته دکتر علی فاطمی نایب‌رئیس‌انجمن داروسازان ایران اظهار داشت: واردات واکسن آنفلوآنزا به دلیل تحریم‌ها و معضل انتقال وجه به تامین‌کننده واکسن، با مشکل مواجه شده است. مشکلات واردات واکسن سبب شد تا بسیاری از گروه‌های حساس جامعه نتوانند به موقع به واکسن دسترسی پیدا کنند و به عبارتی عطای آن را به لقایش بخشیدند. به این دو نمونه کمبود انواع داروهای بیماران سرطانی و خاص را نیز باید اضافه کرد.
علاوه‌بر این موارد، در دو ماه آخر دولت ترامپ، ۷۵ تن از نمایندگان مجلس و سنای آمریکا در نامه‌ای به استیون منوچین، وزیر وقت دارایی و مایک پمپئو، وزیر وقت خارجه ایالات متحده خواستند تا دولت ترامپ ترتیبی دهد تا محدودیت‌های جهانی برای ارسال کیت‌های آزمایشگاهی، دستگاه‌های تنفسی و دیگر وسایل ضروری برای مقابله با همه‌گیری کرونا به ایران موقتا برداشته شوند؛ که البته نشد! جالب اینکه چند روز پس از تحلیف بایدن نیز،‌ وزارت خزانه‌داری آمریکا، چند فرد و نهاد ایرانی از جمله محمد مخبر رئیس‌ستاد اجرایی فرمان امام و مؤسسه دانش‌بنیان برکت، تولیدکننده نخستین واکسن ایرانی کرونا را به فهرست اتباع و افراد خاص تحریم شده این وزارتخانه اضافه کرد.
با این اوصاف ساده‌انگارانه است اگر فکر کنیم که آمریکا و هم پیمانانش که تا پیش از این انواع تحریم‌های دارویی و غیردارویی را علیه مردم ایران وضع کرده‌اند، در تهیه واکسن کرونا و یا انتقال دانش تولید آن با ایران همکاری می‌کردند. بنابراین تحدید واردات واکسن‌های آمریکایی و انگلیسی به نوعی پیش دستی برای جلوگیری از خفیف شدن دوباره جامعه ایران نزد بدخواهان و دشمنان بود. علاوه‌بر این سابقه غرب در ارسال خون‌های آلوده به ایران را نباید نادیده گرفت.
۲. لغو محدودیت‌های کرونایی
پس از موفقیت واکسن داخلی
البته مسئله مهمی که باید به آن دقت داشت، لغو محدودیت‌های مرتبط با کرونا توسط آمریکا پس از موفقیت واکسن داخلی کرونا بود. یعنی یک بار دیگر وقتی آمریکا درباره امکان استقلال و خودکفایی یا شکست تحریم‌ها توسط ایران احساس خطر کرد برای خنثی کردن آن و جلوگیری از ادامه این روند مثبت مقداری عقب‌نشینی کرد.
اواخر خرداد ماه سال جاری بود که وزارت دارایی آمریکا با صدور دستور‌العملی راه را برای معاملات و تبادلات مالی مربوط به همه‌گیری کرونا با ایران، ونزوئلا و سوریه باز کرد. بر اساس بیانیه ‌این وزارتخانه، نقل و انتقالات مالی با کشور ایران و دو کشور دیگر به منظور تامین اقلامی چون ماسک، ونتیلاتور و واکسن کرونا آزاد شد.
اما چرا آمریکا پس از ۱۵ ماه از شیوع کرونا در ایران چنین تصمیمی گرفت؟ پاسخ در خبری است که وزیر بهداشت چهار روز قبل از لغو محدودیت‌ها به مردم ایران داده بود. سعید نمکی، در ۲۴ خرداد ماه ۱۴۰۰ اظهار داشت: «دیروز مجوز اضطراری واکسن کووایران برکت صادر شد».
موفقیت در دست یافتن به واکسن داخلی چهره از نقاب آمریکا برداشت و آمریکایی‌ که ادعا می‌کرد ایران تحت تحریم دارویی نیست، پس از آنکه ایران واکسن کرونا را ساخت اعلام کرد تحریم‌های دارویی ایران لغو شد.
۳. حتی واکسن‌های «کوواکس» هم به ایران نرسید
سومین مسئله‌ای که باید درنظر گرفت این است که حتی اگر ایران برای تهیه واکسن آمریکایی و انگلیسی وارد مذاکره می‌شد قطعاً پاسخ منفی دریافت می‌کرد، بدعهدی کوواکس (سبد تهیه واکسن در بهداشت جهانی) در اجرای تعهداتش نسبت به ارسال واکسن به ایران است.
همزمان با تلاش جامعه جهانی برای دست یافتن به واکسن کرونا، ایران نیز برای ثبت سفارش واکسن از طریق سازوکار کوواکس اقدام کرد. سعید نمکی وزیر بهداشت در آذرماه سال ۹۹، اظهار داشت: حدود ۱۶ میلیون و ۸۰۰ هزار دُز واکسن را از طریق کوواکس به کشور وارد خواهیم کرد.
با این حال و پس از گذشت بیش از ۷ ماه از این اظهارات، تعهدات کوواکس نیز برای تحویل واکسن به ایران عملیاتی نشده است. در این رابطه کیانوش جهانپور، سخنگوی سازمان غذا و دارو اظهار داشت: «از ۳.۶ میلیون دُز وعده داده شده تا پایان بهار، تنها ۲.۲ میلیون دز تحویل شده است!» این در حالی است که سازوکار کوواکس یک سازوکار بین‌المللی است که منابع بین‌المللی را هماهنگ می‌کند تا کشورهای کم‌درآمد یا با درآمد متوسط امکان دسترسی عادلانه به تست‌های تشخیصی، درمان‌ها و واکسن‌های کووید-۱۹ را بیابند.
این عدم پایبندی به تعهد نشان می‌دهد در شرایطی که تمام کشورها درگیر شیوع ویروس کرونا هستند، توقع تامین واکسن از سایر کشورهای درگیر، توقعی خوشبینانه است. البته که این عدم ایفای تعهد تنها دامن‌گیر ایران نبوده و سایر کشورهای دنیا نیز با بدعهدی‌های تولید‌کننده‌های واکسن مواجه هستند.
4- بدعهدی مدرنا در قبال تحویل ۴۰ میلیون واکسن به کره جنوبی
در این باره، اخیرا رویترز گزارش داد که وزیر بهداشت کره‌جنوبی به دلیل تامین نشدن واکسن‌های ثبت سفارش شده از مردم این کشور عذرخواهی کرد و گفت که شرکت مدرنا در ماه جاری و به دلیل مشکلات در تولید، کمتر از نیمی از برنامه از پیش تعیین شده، به کره‌جنوبی واکسن کرونا خواهد داد.
شرکت آمریکایی مدرنا قرار بود در ماه آگوست ۸.۵ میلیون دُز واکسن کرونا به کره‌جنوبی که از متحدان و کشورهای نزدیک به آمریکا است بدهد اما به گفته وزیر بهداشت این کشور کمتر از نیمی از این میزان تحویل خواهد شد. کره‌جنوبی قراردادی برای خرید ۴۰ میلیون دُز واکسن کرونا از مدرنا دارد اما تاکنون فقط ۲.۴ میلیون دُز واکسن دریافت کرده است!
این مسئله نشان می‌دهد، وابستگی و دلخوش کردن به تامین کنندگان عمده واکسن کرونا در دنیا با توجه به نیاز خود کشورهای تولید‌کننده به واکسن و در شرایطی که حتی هم‌پیمانان سیاسی و استراتژیک هم با وجود در اولویت بودن دچار بد عهدی می‌شوند منجر به عقب ماندن از برنامه واکسیناسیون خواهد شد. در همین زمینه می‌توان به عقب ماندن روسیه از ایفای تعهدات خود به ایران درخصوص واکسن اشاره کرد. در شرایطی که دولت ایران برای تامین واکسن کرونا دو قرارداد دو میلیون و ۶۰ میلیون دزی واکسن را با روسیه امضا کرده است اما اکنون حدود ۹۰۰ هزار دز واکسن اسپوتنیک به دست ما رسیده است چرا که کشور روسیه خود به واکسن نیازمند است و باتوجه به شیوع بالای واریانت دلتا، نمی‌تواند به تعهداتش در قبال ایران عمل کند. همین‌طور هند که به علت نیاز خود از ارسال محموله واکسن توافق شده با ایران خودداری کرد.
با این همه، متاسفانه تحریف کنندگان ماجرای اخیر واردات واکسن که وضعیت امروز کشور را معلول محدودیت برای واکسن‌های آمریکایی و انگلیسی می‌دانند، این موارد را یا فراموش کرده‌اند یا به عمد به فراموشی سپرده‌اند تا از بازگو کردن حقایق برای جامعه خودداری کنند. نکته قابل تامل‌تر اینکه، این افراد تا پیش از این هیچ مطالبه‌ای از جوامع بین‌المللی و آمریکا برای رفع تحریم‌های ظالمانه دارویی و مرتبط با کرونا نداشتن و به جای مطالبه از دشمنی‌های غرب و آمریکا، تیغ انتقاد را به سوی داخلی‌ها کشیده‌اند.
البته این افراد به جای انتقاد از برخی سوء تدبیرهای دولت مطبوع خود در مدیریت کرونا با وجود اینکه نسبت به سوء مدیریت ستاد ملی کرونا در پیک چهارم و پنجم هیچ اظهار نظری نداشته و ندارند، تنها دلیل آمار بالای جان باختگان را تحدید واکسن‌های آمریکایی و انگلیسی می‌دانند. این در حالی است که متاسفانه حداقل از ابتدای امسال به طور مشخص شاهد سوء مدیریت ستاد ملی کرونا و دولت حسن روحانی که در نوروز معتقد بود از موج چهارم عبور کرده‌ایم و این اواخر از زدن بیل بر کمر کرونا صحبت می‌کرد، در ماجرای آزاد گذاشتن سفرهای نوروزی، رها کردن نظارت بر اجرای پروتکل‌ها، برخی تعطیل کردن‌های بی‌مورد و... بودیم و مدیریت دقیق و قاطع و ویژه‌ای برای جلوگیری از بروز پیک‌های جدید و بعد از آن جولان ویروس جهش یافته دلتا صورت نگرفت.
۵. مدیریت کرونا کجای مطالبات است؟
نگاهی به واکسیناسیون سایر کشورها و آمارهای اخیر نشان می‌دهد اگر چه واکسن نقش تاثیرگذاری در کاهش آمار مرگ و میر دارد اما به تنهایی کافی نیست. سازمان بهداشت جهانی با آغاز واکسیناسیون کرونا در کشورهای مختلف تاکید دارد که همچنان باید رعایت پروتکل‌های بهداشتی و نظارت بر اجرای آنها در دستور کار کشورها باشد.
با این اوصاف، متاسفانه بی‌تفاوتی و سوءمدیریت ستاد ملی کرونا در زمان ریاست حسن روحانی سبب شد تا امروز آمار مرگ و میر در کشور به بالاترین حد خود برسد. سوء‌مدیریتی که با ممنوع نکردن تعطیلات نوروزی و عدم ابلاغ شیوه‌نامه‌های جدید سبب شد تا پیک چهارم رقم بخورد. پس از مدت کوتاهی از فروکش کردن پیک چهارم و با ظهور سویه دلتا، بازهم ستاد ملی کرونا نسبت به درگیر شدن برخی از استان‌ها به این سویه کم توجهی کرد و با تعطیلی غلط ۶ روزه تهران و البرز سبب شدت گرفتن شیوع سویه دلتا در کشور شد.
البته هرچند برخی علاقه دارند علت همه مشکلات را نبود واکسن آمریکایی در کشور بدانند و گذشته از اینکه در آمریکا ده‌ها میلیون آمریکایی حاضر به تزریق واکسن‌های تولیدی این کشور نشده‌اند، باید گفت درخصوص واردات واکسن به کشور با وجود همه محدودیت‌ها یا بدقولی‌ها در ماه‌های گذشته تلاش‌های زیادی صورت گرفته است از جمله سازمان هلال احمر جمهوری اسلامی ایران تاکنون با تمام تلاش توانسته بیش از ۱۲ میلیون دز واکسن به کشور وارد کند. همچنین خرید واکسن از کشورهایی چون هند، روسیه، چین، کره جنوبی و ایتالیا و محموله‌های اهدایی ژاپن درکنار تلاش تولید کنندگان داخلی واکسن توانسته تا به امروز منجر به واکسینه شدن بیش از سه میلیون نفر به صورت کامل (دودز) و ۱۳.۵ میلیون نفر بصورت تک‌دز شود.
نکته دیگری که نباید فراموش کرد، میدان دادن وزارت بهداشت و سازمان غذاودارو به بخش خصوصی برای تامین واکسن کرونا است. مسئله‌ای که البته جزو مطالبات همین جریان تحریف در ماه‌های گذشته نیز بود. اما تاکنون تنها یک محموله واکسن توسط بخش خصوصی شامل بیش از ۳۰۰ هزار دُز واکسن آسترازنکا تولیدی روسیه وارد کشور شده است. در تشریح چرایی ناکامی بخش خصوصی در واردات واکسن لازم است تا بار دیگر موارد مذکور مرور شود. در شرایطی که دولت‌ها در تامین واکسن دچار مشکلات مختلف هستند، طبیعی است که بخش خصوصی که به نسبت دولت‌ها وجاهت قانونی و دیپلماتیک کمتری دارد، نتواند موفقیت لازم را کسب کند.
۶. انتظار از دولت برای حمایت بیشتر از تولید کنندگان داخلی واکسن
همان‌طور که پیش‌تر اشاره شد، دولت دوازدهم در حوزه تامین واکسن پس از مشخص شدن سیاست‌های کلان از طرق مختلف برای تامین واکسن کرونا اقدام کرد. با این همه شاید عدم تمرکز کافی بر روی تولید واکسن در داخل از ایرادات دولت قبل باشد. در این باره، زهرا شیخی سخنگوی کمیسیون بهداشت مجلس در اوایل مرداد ماه سال جاری اظهار داشت: «واکسن‌سازان داخلی در نشست با اعضای کمیسیون کمبود نقدینگی را به عنوان یکی از مهم‌ترین دلایل کندی پیشرفت ساخت واکسن داخلی اعلام و بر ضرورت پیش خرید واکسن توسط دولت تأکید کردند». وی افزود: «تمامی نمایندگان بر این باور بودند نگاهی که به خرید واکسن از کشورهای خارجی وجود دارد در مورد تولیدکنندگان داخلی رعایت نمی‌شود یعنی واردات به راحتی پیش خرید می‌شود اما در رابطه با تولید داخل این گونه نیست و شاهد پاسکاری‌ها و بوروکراسی اداری هستیم و این موضوع مجلس و تولیدکنندگان را آزار می‌دهد». این اظهارات مهر تاییدی بر عدم توجه جدی دولت دوازدهم به تولید واکسن داخلی است.
با این احوال، آنچه که از مرور موارد مذکور می‌توان نتیجه گرفت این است که تحریف‌کنندگان مسئله واردات واکسن در شرایط کنونی به دنبال دور کردن افکار جامعه از علل اصلی بالا رفتن آمار مرگ و میر است. به عقیده این افراد، واکسن‌هایی که هیچ وقت قرار نبود به دست ما برسد می‌توانست امروز نجات دهنده مردم ایران باشد. آنچه که این افراد از بیان آن ترس دارند، حقایقی است که از نظر گذشت.
نکته آخر اینکه، برخی مدعیان اصلاحات که تجربه نامه نوشتن تعدادی از همفکرانشان به رئیس‌جمهور آمریکا برای اعمال تحریم‌های فلج‌کننده علیه ایران را دارند یا اعتراف اکبر گنجی یار دیرین خود که می‌گوید: «ما کارمندان دولت‌های راست افراطی، از طریق کروناهراسی، ایران و ایرانیان را نابود خواهیم کرد. ما کارمند رسمی ‌بخش پروپاگاندای دولت ‌ترامپ، جانسون، نتانیاهو و سعودی هستیم. وظیفه ما وحشت‌‌افکنی است تا با فروپاشاندن سازمان اجتماعی، مردم را به خشونت جمعی بکشانیم. گمان باطل نکنید که ما مخالف سیاسی و... هستیم؛ نه، ما فقط کارمند پروپاگاندای دولت‌‌‌های راست افراطی هستیم. ما تشنه مرگ و خون مردم ایرانیم. کاری را که شدید‌ترین تحریم‌‌های تاریخ نتوانست با ایران انجام دهد، ما موظفیم انجام دهیم» را پیش چشم دارند بهتر است به جای بزک آمریکا و اشک تمساح برای آمار کرونا، با مردم خود صادقانه برخورد کنند.

30961

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد وقتتون بخیر: طاعات و عباداتتون هم مورد قبول درگاه حق، استاد نظرتون در مورد کاندیداتوری آقای رییسی برای انتخابات ریاست جمهوری ۱۴۰۰ چی هستش و همچنین نظرتون رو در مورد دکتر جلیلی هم بفرمایید لطفا. تشکر از توجهتون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌اید هنوز زود است که نظر بدهیم. اجازه بدهید میدان کمی روشن‌تر شود تا بررسی موضوع راحت‌تر انجام گیرد. بحث در انتخاب بین خوبان است، ببینیم چه می‌شود. موفق باشید

29626
متن پرسش
سلام استاد طاهرزاده: خدا قوت. حقیر مشغول مطالعه کتاب جایگاه تاریخی حادثه ها هستم سوالی برای بنده پیش اومده که می‌پرسم: در دوران خفقان ۲۰ ساله معاویه حضرت سیدالشهدا علیه السلام مشغول کادر سازی و تربیت نیرو بودند یا خیر؟ اگر نبودند آیا شرایطشان اجازه این کار را نمی‌داد؟ و اگر این کار را میکردند چرا در سال ۶۱ تعداد یاران حضرت آنقدر کم بود؟ اگر بفرمایید مردم به ایشان اقبال نداشتند عرض می‌کنم که چرا یاران حضرت تلاش نکردند هرچقدر که می‌توانند حضرت را بشناسانند؟ بهتر نبود با هدف مقدسی که حضرت سیدالشهدا داشتند؛ در دوران معاویه خودشان یا اطرافیانشان برای دوران بعد معاویه نیرو و یار تربیت میکردند؟ این سوال درباره اصحاب حضرت هم هست؛ چرا که فرمودید یاران حضرت در دوران معاویه خوب خون دل خوردند که توانستند در سال ۶۱ به موقع عمل کنند؛ خب چرا در آن ۲۰ سال مشغول تربیت نیرو نشدند؟ ۲۰ سال فرصت کمی نیست. نوع جوانان در سن ۱۵ ۱۶ آماده اند برای تربیت صحیح؛ خب اگر درست برنامه ریزی می‌شد در طی این ۲۰ سال چه تعداد جوانان سلحشور که می‌شد تربیت کرد. آیا شرایط این کار هم فراهم نبود؟ مگر ما اعتقاد نداریم که انسان مسلمان لحظه ای بی کار نمی‌نشیند؟ اینکه جو آن ۲۰ساله جوری بوده که انقلابی ها در خفقان بودند درست اما بنظر حقیر کمترین کاری که از دست اصحاب حضرت برمی آمد تربیت نیرو و کادر سازی است؛ حالا اصحاب حضرت این کار را کردند یا نه؟ اگر نه چرا مشغول این کار نشدند؟ البته بنده خاک پای اصحاب حضرت هستم فقط سوالی پیش آمده بود که پرسیدم. ببخشید
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم:  آنچنان شرایط از طریق امویان به هم ریخته بود و قبیله‌گرایی به جامعه برگشته بود، که حتی اکثر مردم مدینه، اهل‌البیت را کم‌تر از بنی‌العباس پذیرفته بودند. علامه‌ی طباطبایی با آوردن یک نمونه در نشان‌دادن آن فضا بسیار به ما کمک کرده‌اند که حضرت امام حسین «علیه‌السلام» بعد از شهادت امام حسن «علیه‌السلام» در مسجد مدینه نشسته بودند و ابن‌عباس هم در کنار حضرت بود. شخصی آمد تا مسئله‌ی خود را از ابن‌عباس بپرسد. ابن‌عباس به احترام امام حسین «علیه السلام» جواب سؤال طرف را به آن حضرت ارجاع دادند. سؤال‌کننده با عصبانیت گفت من که از ایشان نمی‌خواهم، از شما می‌خواهم. یعنی تا این حدّ اهل‌البیت «علیهم‌السلام» در انزوا بودند. و به گفته‌ی علامه‌ی طباطبایی حتی یک روایت فقهی  در ده ساله امامت حضرت سیدالشهدا «علیه‌السلام» از ایشان نداریم. «توخود حدیث مفصل بخوان از این مجمل». عظمت زمان‌شناسیِ حضرت در آن‌جا است که تشخیص دادند چگونه و چه موقع شرایط را آن‌چنان تغییر دهند که چیزی نگذشت و ۴۰۰۰ عالِم از جهان اسلام به حضرت صادق «علیه‌السلام» رجوع کردند. موفق باشید

29281

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام حضرت استاد: علما اهل فن و دیگر دوستان میگن آخرزمان هست و امتحان شدید الهی و... ما و اجدادمون در طول تاریخ که جز بدبختی و دویدن دنبال یه لقمه نون کاری نداشته و نداریم. پس این امتحان که میگن چیه؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌که امروز این تشیع است که می‌تواند معنای زندگی را در جهان نیهیلیسم زده به ما عطا کند، بهترین برکتی است که در امتحانِ دوران شکست نخورده‌ایم. موفق باشید

26401

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: در برخورد با علم و تمدن غرب، می پذیریم تمدن ها غیریت سازند و روح کلان اسلام و مدرنیته غالب جهانی واقعاً متفاوت و دو زمین جداست، هم چنین می پذیریم که فرهنگها ابزارساز هستند و با مثال معروفی که خودتان داشتید، در فرهنگ معنوی انسان برای تعامل با نظام احسن خلقت و استفاده درست مطابق ظرفیتها، به ساخت قنات رو می آورد اما بشر مدرن برای تغییر جهان و هویت ابزار ساز خود مطابق امیال و حال درونی اش، به ساخت وسیله ای مثل الکترو پمپ رو می آورد. با وجود این دو مطلب و اینکه با وجود تمام مشکلاتی که تکنولوژی مدرن با سیطره روح اومانیستی دارد اما ظرفیت انکشاف و تحقیق و سرعت در آن هست و این هم مطلبی قابل تامل است. ما اگر بخواهیم با تکنولوژی برخورد کنیم و ابزارهایی مطابق اهداف تمدن شیعه بسازیم، باید هم به صبغه هویتی خود و روح متعالی ایرانی_اسلامی مان نظر کنیم و هم بدون اینکه عیوب ساختاری ابزارهای مدرن را وارد فرهنگ مان کنیم باید به نحوی آن را در فرهنگ خود استحاله کنیم که هم ابزاری برای رسیدن به چشم اندازهایمان باشد و هم ظرفیتهای مثبتی مثل انکشاف و تسریع خدمات که با روح مدرن ظهور کرد را داشت مثل کاری که شهید آوینی با مستندی مثل روایت فتح کرد و علیرغم اینکه سینمای مدرن را ابزاری برای ایجاد معرفت وهمی و غیر قدسی برای بشر می داند و در عین حال به ظرفیتهای هنری و سمعی_بصری رسانه واقف است، قصد دارد فطرت را در سینما و مستند وارد کند و لذا کنار همان تکنیک های غربی مستندسازی، با نمایش تصاویر رزمندگان و متون عرفانی اش و آن زاویه دید حماسی، یک اثر تمدنی ماندگار ساخت. آیا این برداشت من که بخش مهمی اش رو فکر می کنم خودتان هم در کتب و مقالات غرب شناسی اشاره کردید و همین آثارتان برای من دغدغه ایجاد کرد، درست است یا به نحوی التقاطی بین اسلام و مدرنیته است که ما دیگر نه مسلم هستیم نه بشر مدرن؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حتماً باید روی همین نکته که می‌فرمایید فکر شود. در بحث «طلوع جهانی بین دو جهان» عرایضی شد که فکر می‌کنم نقطه‌ی خوبی برای تفکر باشد. در سایت می‌توانید به این آدرس مطلب را دنبال کنید: موفق باشید http://lobolmizan.ir/post/1651/انقلاب-اسلامی-طلوع-جهانی-میان-دو-جهان

24926

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: فرمودید «برای آزاد شدن از زمان، وقتی نماز می‌خوانید سعی کنید خود را در عالم برزخ احساس کنید.» دقیقاً چگونه باید این کار را بکنیم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: کتاب «عالم انسان دینی» در این مورد تذکراتی را با شما در میان می‌گذارد. کتاب بر روی سایت هست. موفق باشید

24684
متن پرسش
با سلام و عرض ادب و تشکر: در کتاب هدف زمینی آدم فرمودید که منظور از آدم در واقع حقیقت آدمیت است لطفا کمی توضیح دهید که این حقیقت آدمیت با انسان کامل چه فرقی دارد؟ قطعا ملائکه به انسان کامل و حقیقت محمدیه صلوات الله علیهم سجده کردند ولی نمی توان پذیرفت که انسان کامل به شجره نزدیک شده باشد و هبوط کرده باشد. ائمه علیهم السلام برای جاری شدن سنت هدایت الهی قبول زحمت کرده لباس خلق پوشیدند و بر زمین نازل شدند. لطفا در صورت امکان فرق بین حقیقت آدمیت و انسان کامل را با توجه به آیات سوره بقره بفرمایید. ممنون و التماس دعا.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: کتاب در یکی از پاورقی‌ها متذکر این امر شده است که مقام نور عظمت ائمه «علیهم‌السلام» را فوق بهشت و وجه آدمیت آن‌ها باید بدانیم. آری! وجه آدمیت آن‌ها هم عبادت می‌کند و هم مواظب است که گناه نکند. موفق باشید

23823

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: بنده منتظر جواب سوال ۲۳۸۱۴ هستم. نمیدونم کجا باید جوابی که برام فرستادید پیدا کنم. توی پرسش پاسخ این سایت که رفتم چیزی ندیدم. حتی از شماره ۲۳۸۱۴ هم گذشتید ولی به این سوال پاسخ ندادید. توی ایمیلم هم چیزی نبود. منتظر جواب هستم. با تشکر فراوان
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم:چیزی در این مورد به ما نرسیده. موفق باشید

23509
متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم سلام: حدود یکسال پیش کتاب از برهان تا عرفان را همراه با صوت مطالعه کردم و انگیزه و شور زیادی پیدا کردم. حدود دو هفته پیش نمی دانم یک مسئله ای برایم پیش اومد و دوباره کتاب را خواندم و در قاعده «کل ما بالعرض لا بد ان ینتهی الا ما بالذات» عین شوروی و عین تری را می توانم تصور کنم و عقلم هم قانع می‌شود ولی در مسئله عین وجود که ذاتاً وجود است و هیچ درجه از وجود نیست که نداشته باشد، هر کاری می کنم نمی توانم تصور صحیحی داشته باشم و عقلم هم قانع نمی شود به نظر شما مشکل کجا است و راه حلش چیست؟ با تشکر.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: موضوعاتی که به صورت بدیهی روشن است مگر باید با فکر به‌دست آورد؟ این مثل آن است که بخواهیم از درون آب‌ها، به دنبالِ عین تری بگردیم. در حالی‌که همین آب‌ها عین تری است. مگر جز این است که عین وجود، همین وجودها است، و همه‌ی درجه‌ی وجود در همین عین وجود، وجود دارد؟ موفق باشید

23185

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: توکل ام خیلی ضعیف است، چه راه کار های عملی می توانید برای تقویت و قوی شدن توکل پیشنهاد کنید؟ با تشکر از شما
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: کار را به خدا واگذار کنید و جلو بروید، خدا خودش کمک خواهد کرد. موفق باشید

21968
متن پرسش
سلام بر استاد طاهرزاده: چرا در معلولین قطع عضو حتی جانبازان که ظاهرا باید از ایمان بسیار بالایی برخوردار باشند شاهد دعا برای اینکه مثلا خدا به جای دست قطع شده دست دیگری به آنها عطا کند نیستیم مگر یدالله را مغلوله می پندارند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث در «یداللّه مغلوله» نیست، بحث در «أبا اللّه أن یجری الامور إلا باسبابها»ست. زیرا نفس ناطقه در دوره‌ی جنینی اعضای خود را می‌سازد تا در دنیا از آن‌ها استفاده کند. ولی در حیات دنیایی شرایط ساختن اعضا برای نفس، فراهم نیست. موفق باشید 

32819
متن پرسش

سلام علیکم: ضمن عرض تشکر و سپاس فراوان و عذرخواهی بابت اینکه وقت ارزشمندتان را می گیرم. مطلب اولی که در ذهن جای سوال است و دلیل قانع کننده ایی وجود ندارد، ایجاد شوک به بازار و بحرانی کردن اوضاع و جار و جنجال و هیاهوی سیاسی اجتماعی اقتصادی توسط دولت با اجرای مرحله اول طرح آزادسازی یارانه ها است؟ چرا؟ طرح اصلی می توانست با مدیریت بسیار بهتری پس از آماده سازی زیرساخت‌های آن اجرا می شد! که بنظر طرح خوبی هم باشد. با این روش و افزایش قیمت جهشی هم روان مردم و هم بازار به هم ریخت و آب گل آلود شد، قیمت ها هم غیر از ۴ قلم مابقی نیز افزایش پیدا می‌کند هیچ بلکه همه چیز حتی مشاغل خدماتی و... افزایش قیمت داریم... در صورتی که حالا دولت هم قول داده قیمت اقلام معیشتی و نه همه چیز را به قبل از اجرای مرحله برگرداند. بهر حال ظاهرا چونکه طرح اصلی بزودی شروع میشد دلایل اجرا نکردن مرحله اول بیشتر از اجرای آن بود. مطلب دوم اینکه از تاریخ شروع طرح مرحله اول؛ معاون وزیر صمت در بخشنامه ای اعلام کرد که کالاهای اساسی شامل روغن نباتی، گوشت مرغ، تخم مرغ و لبنیات حتی اگر قبل از ۲۲ اردیبهشت ۱۴۰۱ تولید شده‌اند، با قیمت‌های جدید عرضه شوند! خوب چرا؟ استاد گرامی نظرتان را لطفا شفاف بیان کنید، اینکه مشخص است افراد منفعت طلب با درصد خاصی که بطور کلان کالای اساسی مثل روغن و ماکارانی احتکار کردند سود نجومی می‌برند! فاصله و شکاف طبقاتی در جامعه بیشتر میشه! و ... خود دولت که ذخیره کالای اساسی کرده نیز بیشترین مقدار از این اقلام معیشتی مردم را نزد خودش دارد! استاد این بخشنامه دولت را چه کارش کنیم دیگر؟ بنظر شما روش حکمرانی علوی اینگونه است یا خیر؟ تکلیف ما در این شرایط چیست که اگر رسانه ایی کنیم دشمن موج سواری میکنه اگر نگیم کمک به ظلم بزرگی کرده ایم؟ مطلب سوم: ما رهبر معظم انقلاب اسلامی مدظله را حجت الله در میان خود می دانیم که خواست و اراده الهی در زمانه ما بر قلب ایشان تجلی پیدا میکنه و تبعیت از فرمایشات ایشان مرز ما را و جهت مان را مشخص می‌کند که در زمین دشمن هستیم یا در جهت تحقق آرمان های انقلاب اسلامی. استاد گرامی لطفا راهنمائی بفرمائید نحوه مواجه ما پیرامون ابهاماتی که مطرح شد چگونه باشد که در خط ولایت بمانیم. با تشکر

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حتماً در جریان هستید که در هر حال دولت باید این‌کار را انجام می‌داد و بعضی از متخصصین علم اقتصاد معتقدند دیر هم شده است زیرا پشت پرده تحریم‌ها، موضوع کم‌ارزش‌شدنِ پول ملی، دام بسیار بزرگی بود که مذاکره، بهانه‌ای بیش نبود و برنامه تحریم‌ها به عنوان یکی از بزرگ‌ترین نقشه‌های دشمن استکباری امر بسیار جدّی برای ضربه‌زدن به موجودیت انقلاب بود و معلوم است که مقابله با نقشه حساب‌شده دشمن، این نوع مشکلات را پیش خواهد آورد و عمده عزم خوب دولت است که در مقابل این نوع مشکلات که یاران داخلی استکبار و جریان‌های بیرونی، شدیداً به آن امیدوارند و بدان دامن می‌زنند، عقب‌نشینی نمی‌کند و با توجه به اطلاعاتی که بنده دارم بالاخره باید این کار انجام می‌شد. و همان‌طور که ما در جنگ نظامی شهید دادیم و شکست نخوردیدم، هرچند که بعضاً از بعضی از صفات با ندانم‌کاری‌های خود، مشکلاتی برایمان پیش آمد؛ در موضوع جنگ اقتصادی با ندانم‌کاری‌هایی که همچنان مرتکب می‌شویم، ولی در کلّیّت با همه تلفاتی که داده‌ایم و باز هم می‌دهیم، به جهت رویکرد توحیدی انقلاب از یک طرف و به جهت ولایت الهی با مظهریت ولایت فقیه از طرف دیگر، حتماً پیروزی از آن ملت ایران است. به این فکر کنید که اگر حقیقتاً برنامه دولت، برنامه غلط و مفیدی نیست، چرا رسانه‌های بیگانه به جای نقد علمی، سعی بر دروغ‌پراکنی دارند و موضوع را درست از همه جهات برعکس جلوه می‌دهند و این نکته بسیار مهمی می‌باشد. آیا این نوع تصمیمات که مطمئناً به نفع طبقات ضعیف می‌باشد، یکی از ابعاد روحانی نهفته در ذات انقلاب اسلامی نیست که بر خلاف جریان‌های نئولیبرال‌های اقتصادی دارد عمل می‌شود؟ آیا با این نوع تصمیم‌گیری‌ها نباید به  بازگشت سیاست دینی  به سیاست ایران امیدوار بود؟ این امری است که در بطن انقلاب نهفته است. موفق باشید  

نمایش چاپی