بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
32496
متن پرسش

با سلام و عرض ادب و احترام به محضر استاد گرانقدر (ادام الله ظله الشریف) و طلب برترین فیوضات الهی برای آن جناب؛ ۱. در خصوص مقامات بانو سیده نصرت امین اصفهانی (رحمة الله عليها)، آيا ایشان در طول حیات شریفشان به مقام فنا و بقای بعد الفنا رسیدند؟ ۲. آیا نقلی که عنوان می‌دارد جناب سید هاشم حداد (رحمة الله عليه) پس از ملاقات با ایشان، به فرد همراه خود فرمودند: «اینجا خبری نیست.» صحیح است؟ سپاسگزارم. برکات حضرتعالی مستدام.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. کتاب شریف «نفحات الرحمانیه» حاجیه خانم امین که صرفاً گزارش واردات و احوالات قلبیه ایشان است، حکایت از آن دارد که ایشان بحمدلله در موقعیت بسیار خوبی بوده‌اند که نه‌تنها آن نفحات را درک کرده‌اند، بلکه در مقام «بقاء بعد از فنا» توفیق نوشتن و گزارش آن را نیز داشته‌اند و این کار هرکسی نیست. ۲. با همه احترامی که برای مرحوم آقای هاشم حداد قائل هستم؛ ولی هرگز سخن ایشان را حجّتی برای بررسی شخصیت حاجیه خانم امین نمی‌دانم. موفق باشید.

31579
متن پرسش
سلام علیکم: در مطالب منتشر شده از حاج آقا شیخ جعفر ناصری آمده است: «بعضی از بزرگان مثل مرحوم آسید احمد کربلائی، آشیخ احمد بهاری و... به این کیفیت دستور می داده اند که بعد از نماز صبح که اشتغال به ذکر و عدم تشتت کافی است که وقتی لا اله الا اللّه می گوید پهلوی این ذکر باش و دلت را حاضر بدان {فعلا} همین مقدار کافی است و وقتی این مرتبه حاصل شد ولو روزی یک ثانیه ارتقا پیدا کند خیلی خوب است و برای مرحله بعد آن دستورات دیگری داشته اند، قدم اول را «عدم فکر» و عدم تحریک قوای خیالی و وهمی است و قدم بعد «فکر در عدم»، که آن حاصل نمی شود مگر این که.... علی ای حال معنای توجه در هر مقطعی یک معنائی خواهد داشت و قدم اول عدم تشتت معنا می شود.» پرسش های حقیر: ۱. عدم تشتت و اینکه دل را حاضر کنیم همان «عدم فکر» است؟ اگر بله این معنا چقدر به آنچه آقای مصفا در کتاب هایشان می گویند نزدیک است؟ ۲. فرق «عدم فکر» با «فکر در عدم» چیست؟ آیا اساسا برای مبتدیان که گرفتار قوه واهمه هستند (و فکر برای آنها چیزی جز فعالیت قوای واهمه و خیالی نیست) فکر در عدم ممکن است؟ چون مستحضرید که مرحوم ملکی تبریزی در نامه به مرحوم کمپانی می فرمایند که از آخرین مراحل و دستورات استاد ملاحسینقلی همدانی، «فکر در عدم» بود که به اوحدی از سالکین می‌دادند که سالها ریاضت کشیده باشند. ۳. این صحبت علمای ما، چقدر به تعالیم کریشنامورتی و یا بودا نزدیک است؟ آنها هم ظاهرا همین را می‌گویند و لب حرفشان این است که اگر از اسارت فکر آزاد شدی و در «حال» قرار گرفتی، حضور در ساحت هستی نامتناهی را تجربه می‌کنی. اگر حرف عرفا با حرف امثال کریشنامورتی یکی است پس تفاوت بین این دو کجاست؟ اگر مطابق آنچه مرحوم ملکی تبریزی می فرمایند که سلطان معرفت بعد از حصول فکر در عدم ظهور می‌کند نمی توان با تعالیم کریشنامورتی که به قول حضرتعالی همان روش بوداست، به آن دست یافت؟ ۴. این مباحث چقدر به بحث های هایدگر نزدیک است؟ آیا حرف یکی است یا ما اشتباه می فهمیم؟ از وقتی که حضرتعالی می گذارید سپاسگزارم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث در این رابطه مفصل است. آری! نظر به حضرت احدی که هیچ چیز نیست، عالی‌ترین منزل می‌باشد، البته آن‌گاه که در بستر سیر از الله به سوی احد قرار گیریم به اعتبار آن‌که الله، جامع جمیع اسماء می‌باشد ولی به نور اسم جلال، همه را مقهور «هو» می‌یابید. در مورد آقای مصفّا و آقای کریشنامورتی بحث در تخلیه ذهن است برای هیچی‌شدن و نه رسیدن به فنایی که مقهور نور احدی باشیم. مباحث آقایان را در حدّ آزادشدن از فشار جهان مدرن، مفید می‌دانم ولی در ذات خود، آن مباحث عقیم هستند. موفق باشید

31305

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: ناظر به سوال 31241 اگر در میان تفکیکیان آقای نصیری از نظام دور شده است، امثال میرزا جواد آقای تهرانی با آن کهولت سن همراه با رزمندگان می‌جنگد تا جایی که امام خمینی او را میرزا جواد مقدس می‌خواند. آیا درست است ما تفکیکی بودن را مقدمه دوری از نظام و رهبری بدانیم؟!
متن پاسخ


- باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! آقای نصیری از یک طرف با اصرار بر نفیِ فلسفه در اسلام و کوبیدن بر طبل تفکیک، و از طرف دیگر با نفی حکومت دینی در زمان غیبت؛ کارشان به این جاها رسیده است وگرنه همچنان که تذکر فرموده‌اید به صِرف موضوع تفکیک، کار به این‌جاها نمی‌کشد. از تذکر به جای جنابعالی تشکر می‌شود. موفق باشید

 

30643

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: ۱. بنظر می‌رسد نفس رحمانی عام تر از کون جامع باشد گرچه هر دو از عرش تا فرش هستی کشیده شده اند تایید می فرمایید یا اینکه این دو یکی هستند؟ ۲. انسان کامل لابشرط قسمی است یا مقسمی و در فرض اخیر تفاوتش با ذات باری که او نیز مقسمی است چیست؟ ۳. جناب منوچهر خادمی در مقاله لاادری بودن عرفا در مقام ذات است اعتبار دیگری که در آن نه لحاظ با غیر، که مفاد لابشرط مقسمی است درنظر گرفته می شود و نه عدم لحاظ با غیر را اثبات کرده و این اعتبار را مناسب ترین لحاظ برای ذات غیبی حق دانسته است که لوازمی همچون پذیرش اجتماع نقیضین را در پی دارد در کتاب حکمت انسی مرحوم معارف هم فکر کنم اشاره داشتند برخی عرفا مقام ذات را ورای لابشرط مقسمی می‌دانند حال آن مطلب جناب خادمی و یا این مطلب معارف مورد تایید شماست؟ یا همان مقسمی را مقبول می‌دانید و یا به شرط لا که به حکمایی چون صدرا نسبت داده می‌شود. https://www.google.com/url?q=http://wisdom.ihcs.ac.ir/article_1109_abf5b8e86576ec5828b29ca1e8ef8d52.pdf&sa=U&ved=2ahUKEwjf5oygnNvvAhXUtXEKHW9PDqkQFjADegQICRAB&usg=AOvVaw1zvP9WF-tQHIG8LTQjm7VK
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ابداً این نوع مباحث را نباید در محدوده‌ی سؤال و جواب دنبال کرد زیرا هر کدام از این واژه‌ها به اعتبارهای مختلف و نسبت‌هایی که پیش می‌آید، معنای مختلف دارند. مثل همان نَفَس رحمانی و کون جامع، که به یک اعتبار، یکی هستند که تازه باید معلوم شود آن اعتبار کدام است و برعکس. موفق باشید

29974

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: وقت بخیر. در کتاب چه نیازی به نبی مطلبی ذکر شده و می خواستم ببینم فرق بین برنامه ریزی، توکل و تلاش چیه؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این یعنی همان که به ما فرموده‌اند «با توکل زانوی اشتر ببند». با برنامه‌ریزی کار را شروع می‌کنیم، ولی نتیجه را به خدا باید واگذار کرد تا هرطور خودش صلاح دید، کار را جلو ببرد. موفق باشید

29766

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
پیرو سوالهای شماره : 29685 ، 29670 ، 29749 سلام خدمت همه عزیزان و استاد محترم: کاش این امکان فراهم می شد که رو در رو حداقل بشکل مجازی با عزیزانی که این پرسش ها را مطرح کرده اند، بحث و گفتگو شود. جدای از تبیین نقش علوم پزشکی و رفع اتهام از پزشکان، از برخی از این سوءتفاهم ها که به نظر من شاید منجر به وهن دین نیز شود، جلوگیری کرد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نمی‌دانم چگونه این گفتگو می‌تواند شکل بگیرد. در سایت جدید، زیرساخت‌هایی جهت این امر فکر شده. ولی در حال حاضر شاید عزیزان بتوانند با طرح نظریات خود در همین قسمت، گفتگوی متقابلی شکل بدهند. موفق باشید

27422
متن پرسش
سلام علیکم خدمت استاد: در رابطه با مبرا بودن خداوند و نفس ناطقه از چیستی و هستی مطلق بودن آیا می توان گفت که چیستی بقیه مخلوقات بخاطر درجه وجودی پائین‌ترشان است!؟ التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عالَم را «وجود» پر کرده با شدت و ضعف در ظهور، حال این ظهور است که در مجالی و ممکن‌الوجودهای مختلف به ظهور می‌آید و «چیستی» معنا پیدا می‌کند. موفق باشید

27015

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: چطور شد حضرت علی (ع) خوارج را که در بیان افکار آزاد می گذاشت مورد تعقیب قرار داد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خوارج، در بیرون از کوفه جوخه‌های ترور و قتل راه انداخته بودند و امنیت جاده‌ها را به هم زده بودند. موفق باشید

26870

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: ببخشید استاد یه متن از آقای داود صمدی آملی رو براتون فرستادم مثل اینکه متن نیومده دوباره می فرستم نظرتون راجع به این متن میشه بفرمایید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده در این موارد، سررشته‌ای ندارم. موفق باشید

26404

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و خدا قوت خدمت استاد محترم. سوالی که هست اینه که آیا اثر دیدن نامحرم در تلویزیون یا در کوچه و خیابان فرق می کند؟ این توجیه که تصویر زنده نیست دلیل می شود یا خیر؟ تحریک فرق نباید داشته باشد. متاسفان خیلی ها در کوچه و خیابان به نامحرم نگاه نمی کنند اما در تلویزیون به زنان نامحرم راحت نگاه می کنند.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در آن حدّ که تلویزیون پخش می‌کند، از حضرت امام قبلاً استفتاء شد و فرمودند اگر بدون لذت نگاه شود، اشکال ندارد. موفق باشید

25576

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: اگر مدتی را جهالت و تاریکی گذرانده باشیم آیا به قصد برگشت و میل به معرفت و کمال خداوند دست ما را خواهد گرفت؟! آیا چنان ما را پرورش خواهد داد که چون امام و رهبری مظهر نور حضرت بقیة الله شویم؟! یا اینکه ما را محروم از علم و معرفت و عرفان و عشق خواهد کرد؟!
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی به ما فرموده‌اند توبه موجب محو آثار گناه می‌شود؛ دیگر نباید دغدغه‌ی این حرف‌ها را داشت. موفق باشید

24610

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد گرانقدر خدا قوت، لطفاً نظرتون در مورد همایش عفاف و حجاب که اخیرا در تهران برگزارشده و به زودی هم قرار است در اصفهان برگزار شود بفرمایید.آیا این همایش ها به نفع حجاب و عفاف است و یا با شکل دیگر و روش دیگری باید وارد میدان عمل شد؟ لطفاً راهنمایی بفرمایید. موید باشید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد خوب است به جواب سؤال شماره‌ی ۲۴۵۳۲ رجوع فرمایید. موفق باشید

24180

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد عزیز: معنای عرضه ولایت به موجوداتی مثل زمین و آبها به چه معناست؟ آیا این عرضه در همین عالم بوده یا در عهد الست؟ در روایتی مرحوم مجلسی به نقل از شیخ مفید نقل می کند: قنبر خادم امیرالمومنین علی علیه السلام برای ایشان خربزه آورد و حضرت علیه السلام خوردند و مقداری از این خربزه تلخ بود. امیرالمومنین علی علیه السلام فرمودند: این خربزه ولایت ما را قبول نکرده، و بعد حضرت علیه السلام بیان کرد: خداوند ولایت ما را بر همه اهل آسمانها و زمین عرضه کرد و هر چیزی که ولایت ما را قبول کرد، طیب و طاهر و شیرین شد و هر چیزی که ولایت ما را قبول نکرد خبیث و متفن شد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این نکات در راستای وجهِ تکوینی مخلوقات است در نسبت و هماهنگی با حقیقتِ انسان کامل. لذا هر آن‌چه در خدمت انسان کامل قرار ندارد به جهت نحوه‌ی تکوینی آن چیز است و در این رابطه گفته می‌شود ولایت اولیاء الهی را قبول نکرده است که در خدمت آن اولیاء الهی نباشد. و این غیر از نگاه تشریعی به موجودات است. موفق باشید

23271

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم استاد عزیز و گرامی: چند مطلب رو می خواستم از شما راهنمایی بگیرم مطلب اول: من برای بحث بندگی در دنیا و شناخت معرفت خداوند و ائمه نمی دانم از کجا باید شروع کنم مثلاً چند وقت کتاب های آقای پناهیان یا اساتید دیگر را می خوانم و ول می کنم می روم سراغ استاد دیگری و همین منوال ادامه دارد تا اینکه الان سنم سی و پنج شش سال رسیده است و هنوز هم آن استاد راهنمای خودم را پیدا نکرده ام، نمی دانم از چه کسی از کجا از کدام کتاب و از چه مرحله ای باید شروع کنم؟ مطلب دوم: متاسفانه به یک گناه خیلی بد عادت کرده ام و نمی توانم آن را ترک کنم و آن هم گناه چشم است هر از گاهی می‌گویم امروز و فردا توبه می کنم چند بار هم حتی قسم خوردم اما باز هم بعد از یک ماه ۲۰ روز یا یک هفته باز دوباره به سراغ اینترنت می‌روم و دنبال سایت های مستهجن هستم. یک دفعه هم می‌گویم این آخرین بارم است که نگاه می کنم اما باز هم آن را تکرار می کنم نمی دانم چگونه باید آن را ترک کنم تا جایی شده است که حتی به خانمهای محجبه هم در بیرون نگاه می کنم. چشمم تمام بدن آنها را رصد می‌کنم تا بتوانم آن ها را به شکل هایی که در سایت های مستهجن هستند ببینم. متاهل هستم اما باز هم به دنبال این مسائل می روم و خودم هم از این کار خیلی ناراحتم. چند بار دنبال این بودم که بروم زن صیغه ای گیر بیاورم تا کمی این آتشم خاموش شود اما ترسیدم از اینکه خدایی نکرده هم آبروریزی شود و هم اینکه خانومم بفهمد زندگیم سیاه می شود. از شما استاد عزیز تقاضای کمک دارم. ممنونم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر بتوانید راه رجوع به حضرت ربّ را پیدا کنید و با قدم‌گذاشتن در آن راه، خود را بیابید؛ این نوع امیال وَهمی از قدرت و حاکمیت فرو می‌افتد. پیشنهاد بنده آن است که ابتدا کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» را مطالعه فرمایید و سپس به سیر مطالعاتی که بر روی سایت هست، مشغول شوید. موفق باشید

22894

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد وقتتون بخیر: پیشاپیش ایام اربعین اباعبدالله رو تسلیت عرض می کنم خدمتتون، استاد اگر ما بطور مقطعی توجه به گذشته و آینده نداشته باشیم و در حال قرار بگیریم، این ارتباط با خود بیکرانه مان هم بطور مقطعی ایجاد میشه یا نه باید در این وضعیت و قرار گرفتن در حال به مقام و ثبات برسیم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خود به خود می‌رسید، هرچند در ابتدا شدت آن کم باشد. موفق باشید

18944
متن پرسش
با سلام خدمت استاد عزیزم: 1. شنیدم که آقای هاشم می گفته: «در یک لحظه بینهایت علوم بر من وارد می شود.» خود بنده قبلا معنویتم خوب تر بود گاهی یه آیه ای نگاه کردم یا خواندم معارف خوبی در قلبم وارد شد، در حالی که علم الانم بیشتر است پس چرا الان با نگاه آیات قلبم پر از معرفت و تفسیر آن نمی شود من سعی کردم خودم را در مسیر معنوی حفظ کنم پس چرا الان این جورم؟ 2. طبق جمله آقای حداد که عرض شد، آیا ما هم می توانیم به آن مقام برسیم در این شرایط؟ 3. راز ورود این همه علم به قلب ایشان چیست؟ 4. بنده قبلا حالاتم بهتر بود ولی الان آن حالات قبلی را ندارم شاید دلیلش این باشد که قبلا بیشتر عبادت مد نظرم بود تا مطالعه، آیا بهتر است به امید برگشت به حالات قبلی محور اصلی و تمرکزم روی ذکر و ارتباط باشد تا مطالعه؟ پس چه کنم برگردم؟ 5. آیا این برای همه است که ابتدا در مسیر سلوکی حالات خوب است بعد می روند و مثلا 30 دیگر می آیند؟ 6. استاد اگر بشود جواب سوال 18905 را بدهید. ممنون جواب این را روی سایت بفرستید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- اگر در آن حالت متوقف می‌شدید که زمینه‌ی ظهور فیوضات بعدی فراهم نمی‌شد 2- حتماً 3- توحید 4- یک ذکر «لا إله إلاّ اللّه» با معرفت لازم از هزار ذکر با معرفت ضعیف برتر است 5- بلی! مگر آن‌که عبادات انسان فقط در حدّ ظاهر و غالب باشد 6- آن سؤال این‌طور جواب داده شد: 18905- باسمه تعالی: سلام علیکم: بالاخره باید با او رفیق باشید و برایش خرج هم بکنید و گرنه بعدا پشیمان خواهید شد. وقتی با نیت الهی این کار انجام شود، مشکلی در حضور قلب ایجاد نمی‌گردد. موفق باشید بنا نشد که ما یک سؤال را چند بار جواب دهیم!! موفق باشید

32983
متن پرسش

سلام و عرض ادب محضر مبارک استاد محترم: ۱. در یکی از سخنرانی ها فرمودید که بین خدا با ما حجابی نیست، اما از جانب ما برای ارتباط با خدا حجابهای ظلمانی و نورانی هست که باید خرق شود؛ اما درباره ی اهل بیت (ع) نه بین آنها با ما حجاب است و نه ما برای ارتباط با آنها حجابی داریم. این که ما و اعمالمان پیش ائمه حاضر هستیم قابل درک هست اما در قسمت بعد که اگر از جانب ما هم حجابی نیست پس چرا درک نمی‌کنیم که در محضرشون هستیم و آیا گناهان ما حجاب برای ارتباط با این ذوات مقدسه نیست؟ (در واقع علت تفاوت وجود حجاب بین ما و خدا، و نبودن حجاب بین ما و ائمه رو درست متوجه نمیشم.) ۲. طبق برداشتی که از فصل های آخر کتاب صلوات داشتم و همچنین معنای آیه ی شریفه ی «ان الله و ملائکته یصلون علی النبی یا ایها الذین آمنوا صلوات علیه و سلموا تسلیما»، در رابطه با صلوات اینطور به ذهن می رسد: ؟ صلوات خداوند بر نبی اکرم (ص) در مقام واسطه ی فیض، موجب دوام فیض بر حضرت ختمی مرتبت ص می شود و ثنای الهی و تزکیه ایشان است. _ در رابطه با اینکه صلوات فرستادن خداوند بر پیامبر (ص)، برای خود خداوند چه فایده ای می تواند داشته باشد در کتاب چیزی گفته نشده ولی طبق مباحثی در تفسیر سوره ی حمد از امام (ره) بیان شده، چون حمد فقط مخصوص خداوند متعال است، صلوات خدا به گونه ای تسبیح کمالات خداوند، توسط خودش می باشد. _فایده ی صلوات فرستادن انسان برنبی اکرم (ص)، به خود انسان بر می گردد و به حضرتش چیزی اضافه نمی شود، ولی به خاطر این ادب، انسان به مقاماتی می رسد و سیر می کند و در واقع به جان اصیل خودمان نظر می کند و آن را به انسانیت می کشاند. در کتاب صلوات فواید دیگری نیز برای صلوات برای انسان ذکر شده مانند: تقرب الی الله، رسیدن به مقام عبد شکور، پاک شدن آثار ظلمانی گناهان و .... _ همچنین فایده ی صلوات فرستادن ملائکه بر نبی اکرم (ص) در کتاب گفته نشده ، به زعم بنده مانند انسان این فایده به خود ملائکه بر می گردد و نوعی ادب در مقام اونها محسوب می شود مانند زمانی که به مقام خلیفه اللهی سجده کردند که موجب تقرب خودشون شد. با تشکر از استاد محترم و بزرگوار.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. می‌توان گفت بین ما و ائمه «علیهم‌السلام» از نظر درکِ سیره آن‌ها که در تاریخ ثبت شده، حجابی نیست. ولی بالاخره نسبت به درک مقام قدسی آن ذوات مقدسه بین ما و آن‌ها حجاب هست و هر اندازه با معارف عمیق توحیدی و دستورات شرع مقدس به عصمت نزدیک شویم، حجاب بین ما و ائمه «علیهم‌السلام» کم و کم‌تر می‌شود. ۲. در ضمن خوب است به این نکته هم فکر کنید که صلوات بر پیامبر «صلوات‌الله‌علیه‌وآله» توسط ما موجب بسط حضور آن حضرت بشود و آن حضرت خود را از این جهت بیشتر در عالَم احساس کنند همان‌طور که خداوند عالم را خلق کرد تا خود را در مخلوقات بچشد. موفق باشید        

31160

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد وقتتون بخیر: بنظرتون بهترین کار فرهنگی که میتونیم برای عید غدیر انجام بدیم چیه؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عمده توجه به حضور دین است ذیل انسانهای قدسی. تفاوت غدیر و سقیفه در این نکته است. چقدر خوب است که بتوانیم با نظر به ضعف های سقیفه، جایگاه غدیر را روشن کنیم. در این مورد عرایضی در کتاب مبانی نظری نبوت و امامت، شده است. موفق باشید

30268

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم استاد: من سن بالا ازدواج کردم. تو زندگی سختی زیاد کشیدم. همیشه مشکل مالی داشتیم. حالام که ازدواج کردم همینطور. متاسفانه درآمد همسرم خیلی کمه. در اولیات زندگی موندیم. خیلی نگرانم. برای منی که تو فامیلی هستم که همه شرایط مالی خوبی دارند تحمل این شرایط واقعا سخته. به نظرتون چه کنم؟ برام واقعا سخته.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که در جلسه‌ی شنبه عرض شد جهانِ گشوده‌ی معنویت آنچنان بزرگ است که این نوع نداری‌ها در مقابل آن چیزی نیستند. آری! مطمئناً رزق اولیه‌ی ما از طرف خدا تضمین شده است و شاید حضرت حق ما را در زمره‌ی کسانی قرار داده است که حیات ایمانیِ ما در بسطِ رزق نیست، در تقدیر و محدودبودن رزق است. هرطور که او بخواهد، ما را خوش است. موفق باشید

30208

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: گاهی اوقات از طرف دیگران حقیقتا حدود و حقوقی از انسان ضایع می‌شود که باعث ایجاد کینه در دل شده و بزرگان کینه را سمی مهلک برای سلوک انسانی می‌دانند ولی رهایی از این کینه غیر ممکن است مگر با گذشت زمان و این شاید جزو سرشت و طبیعت انسان باشد حتی انسان کامل هم چه بسا دچار چنین عارضه ای شود مثل اینکه دختر گرامی پیامبر اکرم صلوات الله علیهما در جریان غصب فدک غضبناک نسبت به غاصبین شدند این تناقض را چگونه باید حل کرد؟ گذشت و رسیدن به آرامش و حالت عادی هم دست خود انسان نیست و با پند و اندرز نمی‌توان آن را حل کرد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: غم اسلام را خوردن و غضبِ فاطمی‌کردن، غیر از غضب و کینه‌ای است که به جهت برخورد بد با ما پیش می‌آید. از غضب دومی تا می‌شود باید عبور کرد. موفق باشید

29000

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: استاد بنده گاه حس می‌کنم روحم به جسمم شبیه نیست و این دو با هم مطالب نمیشم شایدم هم دلیلش اینه که شما فرمودید تاریخ مردونه هست. البته وقتی توجهم زیاد میشه این رو متوجه میشم ولی حواسم پرت اینوحس نمیکنم ۲. استاد تطبیق این دو مطلب را نمی‌فهمم که: انسان مظهر اسم ام یلد ولم یولد یا صمد میتونه باشه و این با بچه دار شدن انسان چطور تطبیق داره؟ ۳. استاد اگر آدم خیلی استاد معنویش بالا باشه ولی مجبور باشه به خاطر معاشش تو محیط عادی سرکاربره مشکل داره؟ گاه حس می‌کنم نکنه شان معنویات پایین بیاد از طرفی اوقاتی میشه چون روسرم کار عملی نیست و از طرفی درآمدی از خودم ندارم مجبورم زیر بار افرادی برم که ذلت برام میاره. استاد چه کنم من به شدت حس می‌کنم از همه نظر باید استقلال داشته باشم تا بتونم اهداف معنویم رو جلو ببرم و گاه با این حرف از طرف اطرافیان مواجه میشم که اگر شما مباحث معنوی دنبال می‌کنی نباید دنبال کسب درامد باشی. ۳. استاد عزیز پیرو صحبت شما وارد مباحث تولید محتوی و مباحث مربوط به فیلم و اینهاشدم فکر می‌کنم به عنوان یه خانم خیلی کارها میشه کرد ولی فضا از معنویاتم کم میکنه به نظر شما بیام بیرون یا ادامه بدم گمان می‌کنم عناصر با ایمان و اینه افراد تاثیر فیلم رو نفوس را خیلی متوجه نمی شن داره تولید محتوایی نه اونطور که باید باشد میکنه چه کنم استاد عزیز به شخصه وقتی نه توی اجتماع و برای خودم غریبانه ام حس حضور حق در من شدیدتره ولی از طرفی اسلام فردی اطرافیان که فقط خودشون ملاکن نمیگذارن اروم بگیرم چه کنم؟ متاسفانه اون افرادی که دورکن هستن اول خیلی به اجتماعی بودن و و... خیلی معتقد بودن وقتی می‌بینم ممکنه یه سری مشکلات براشون پیش میاد برگشتن به اینکه نه همین مدل که کاری به کسی نداشته باشن و دینداری شخصی خودشون رو کنن خوبه و حرفشون اینه ما باید فقط به فکر اصلاح خود باشیم یه جورایی هر وقت پای سختی پیش میاد فرار. ۴. استاد شما فرمودید در مبحث زن ما پهلوان خانم نمیخایم ولی بالاخره ما برای بعضی امور به اعمال قدرت نیاز داریم این دو تا چطور جمع میشه؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! انسان باید در ابعاد مختلف خود را رشد دهد و به یک معنا از همان جهت که خداوند حقایق اسماء خود را متجلی می‌کند، انسان‌ها می‌توانند فرزندان خود را به ظهور آورند. از آن طرف فراموش نکنیم که باید «دست در کار و دل با یار باشد»، مگر آن‌که فضا آن‌چنان گناه‌آلود است که امکان حضور معنوی را از انسان بگیرد وگرنه طبیعی است که ارتباط با خلق، بعضاً موجب غفلت می‌شود و در همین رابطه پیامبر خدا «صلوات‌الله‌علیه‌وآله» که هرگز غفلتی بر جان مبارکشان جاری نمی‌شد، می‌فرمایند هر روز ۷۰ بار استغفار می‌کنم به جهت آن‌که قلبم تیره می‌گردد. در مورد نکته‌ی آخر پیشنهاد می‌شود جزوه‌ی «حضور نرم و نقش مؤثر زن در این تاریخ» که روی سایت هست، مطالعه شود. موفق باشید

27952
متن پرسش
سلام علیکم: با وجود اینکه حضرتعالی در این مورد صحبت و یادداشت داشته اید و نکاتی هم فرموده اید در قالب پاسخ به پرسشها، ولی می‌خواستم این مطلب را از این جهت بپرسم که حضرتعالی بعنوان یک شخصیت فعال در معرفت دینی که بحمدالله سالهاست در این زمینه فعالیت کرده اید و مباحث حکیمانه ای را مطرح کرده اید، به تولید و حرکت در مسیر علم دینی و طرح نظریات مبتنی بر منطق دینی و توحیدی و به تعبیر جنبش نرم افزاری که مورد بحث بوده است، معتقدید و آن‌را جهت نیل به تمدن نوین اسلامی و ساخت یک تمدن ماورای تمدن مدرنیته و گذار از الگوی لیبرال دموکراسی که امروز پرچمدار مدرنیته و تمدن مدرن هست، ضروری می‌دانید و نقطه عطفی جهت حرکت در مسیر آن تمدن و ساخت زیر نظام های اجتماعی_تمدنی مبتنی بر منطق و حکمت اسلامی قلمداد می‌کنید؟ به نظر شخصی خود من بعنوان کسی که از محضرتان تلمذ کرده ام و آثار و مباحث تان را سعی کرده ام دقیق بررسی کنم، تولید علم دینی و جنبش نرم افزاری، یک گام مهم و از مبانی نظری و علمی طرح ریزی و اجرای الگوی تمدنی انقلاب اسلامی است و ما ضرورت دارد مطابق با انسان شناسی، هستی شناسی و معرفت شناسی شریعت اسلام، علم و حکمت متناسب و منطبق داشته باشیم و حتی در برخورد با علومی که مبدا شان نگاه توحیدی و یا افراد و جوامع توحیدی نبوده اند، هم با همین معیار جلو برویم که آیا با مبانی ما در تعارض است و نقطه مقابل آن است یا اینکه می‌توان با خودآگاهی و بصیرت لازم آن را درون دستگاه علمی و حکمی خود و چارچوب انقلاب اسلامی و تمدن نوین اسلامی مستحل کرد و آن‌را درون دستگاه و روح عقاید خود معنا کرد و نظم مطلوب را به آن بدهیم تا دیگر هویتی متمایز از آن مبدا و نگاه و هویت غیر توحیدی و یا متضاد پیدا کند. و البته این نیاز به یک شجاعت و بصیرت قوی دارد چون متاسفانه همچنان خیلی ها نظریات و مبادی کنونی علم و دستاوردهای علم مدرن را قطعی و ثابت و مفروض می‌دانند و شجاعت نقد و رد آنها و جایگزین کردن مبادی دیگر را ندارند و حتی آن‌را یک عمل بلندپروازانه و غیر واقعی و غیر منطقی می‌دانند و این به نظرم خود یک آفت بزرگ است که باید کنار زده شود.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ابتدا باید حکمت و عرفان اسلامی و نگاه قرآنیِ خود را بچشیم و بعداً راه حلّ دومی که جنابعالی می‌فرمایید، راه حلّ بسیار مهمی است زیرا حقیقتاً ما مرزی با متفکران نداریم هرچند بعضاً آنان در بستر تاریخی و فرهنگیِ خود ممکن است دغدغه‌ها و یا راهِ حلّ‌هایی داشته باشند که از یک طرف قصه‌ی ما نیست، و از طرف دیگر قصه‌ی همه‌ی بشریت است. موفق باشید

27122
متن پرسش
سلام علیکم: ببخشید استاد آقای قرائتی میگفتن علامه طباطبایی فرمودن که تفسیر قرآن هر دو سال باید جدید بشه. من معنی این حرف رو نمی فهمم. یعنی بعد المیزان چرا دیگه تفسیری نوشته نشده ظاهرا؟ و آیا رجوع به المیزان با این حرف جور درمیاد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: تفسیر قیّمِ المیزان، اصول کلّیِ تفکر در قرآن را در مقابل ما قرار می‌دهد تا راه رجوع به قرآن در مقابل‌مان گشوده شود. تازه با درکِ روحی که تفسیر المیزان مقابل ما می‌گذارد، اگر با قرآن مرتبط شویم می‌یابیم که آری! این کتاب هر روز برای ما حرف‌های تازه دارد. زبان قرآن، زبانی است که انسان می‌تواند به کمک آن زبان با حضور خدا در عالم نسبت برقرار کند و این، وقتی صورت می‌گیرد که با تدبّر در قرآن، به لایه‌ها‌ی زیرینِ زبان قرآن نزدیک شویم که آن نزدیکی به بنیاد روحی است که این زبان از آن برآمده‌است و از آن گزارش می‌دهد و ما را متذکرِ نسبتِ خود با سایر چیزها می‌کند.

زبان قرآن از آن جهت که زبان فطرت است، جایگاه وجود ما است و می‌توانیم بودنِ خود را در آن جستجو کنیم و در رجوع به قرآن به کمتر از آن قانع نباشیم و بتوانیم همواره بین خود و آن‌چه قرآن در مقابل ما می‌گشاید، در رفت و آمد باشیم که این نحوه‌ای از انس و نزدیکی با خود و با حقیقت است، از آن جهت که زبان قرآن موجب بسط وجودِ انسان می‌گردد تا خود را نسبت به همه چیز گشوده نگه دارد و این چیزی است که امکان تحقق آن با اُنس با قرآن فراهم می‌شود و در آن صورت نحوه‌ی زیست ما را شکل می‌دهد. موفق باشید 

26599

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و احترام خدمت استاد محترم: واقعا از سایت شما، پرسش های دوستان و جواب های دقیق شما تشکر می کنم. من و دوستانم در خانواده هایی مخالف با حکومت زندگی می کنیم، در این شرایطی که پیش می آید و امتحانات مختلف. راهنمایی های شما بسیار به ما کمک می کند.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: إن‌شاءاللّه مباحث کمک کند تا افقی در مقابل رفقا نسبت به آینده‌ی روشنی که خداوند در این تاریخ برای این ملت اراده کرده است، گشوده شود. موفق باشید

26082
متن پرسش
خداوند برای هر کدام از مخلوقات آفاقی، از ابتدا شرح وظایفی نهاده؛ مثلاً به بادها نهادینه شده تا ابرها رو از کرانه‌های اقیانوس به این سو و آن سو هدایت کنند و اقصی نقاط زمین را آبیاری کنند و یا کرات امر گردیده‌اند تا از ابتدای خلقت تا انتهای آن با فلان سرعت فلان مسیر را طی کنند و... - حال سؤالی مطرح شده که علی رغم تعیین شرح وظایف؛ آیا خداوند روزانه در کار اینگونه مخلوقات دخالت می‌کند؛ یا مداخله را و‌اگذاشته به روز بعث (معاد)؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ارتباط خدا با مخلوقات به صورت وجودی و تجلی‌گونه است و در این رابطه، عالم همواره در حالِ تجلی است و لذا نسبت خدا با عالم، با نسبت انسان با خدا ربط دارد و در همین رابطه قرآن می‌فرماید: «کلّ یومٍ هُو فی شأن» یعنی هر روز خدا به جلوه‌ای در صحنه است. موفق باشید

نمایش چاپی