با سلام و عرض ادب و احترام به محضر استاد گرانقدر (ادام الله ظله الشریف) و طلب برترین فیوضات الهی برای آن جناب؛ ۱. در خصوص مقامات بانو سیده نصرت امین اصفهانی (رحمة الله عليها)، آيا ایشان در طول حیات شریفشان به مقام فنا و بقای بعد الفنا رسیدند؟ ۲. آیا نقلی که عنوان میدارد جناب سید هاشم حداد (رحمة الله عليه) پس از ملاقات با ایشان، به فرد همراه خود فرمودند: «اینجا خبری نیست.» صحیح است؟ سپاسگزارم. برکات حضرتعالی مستدام.
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. کتاب شریف «نفحات الرحمانیه» حاجیه خانم امین که صرفاً گزارش واردات و احوالات قلبیه ایشان است، حکایت از آن دارد که ایشان بحمدلله در موقعیت بسیار خوبی بودهاند که نهتنها آن نفحات را درک کردهاند، بلکه در مقام «بقاء بعد از فنا» توفیق نوشتن و گزارش آن را نیز داشتهاند و این کار هرکسی نیست. ۲. با همه احترامی که برای مرحوم آقای هاشم حداد قائل هستم؛ ولی هرگز سخن ایشان را حجّتی برای بررسی شخصیت حاجیه خانم امین نمیدانم. موفق باشید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث در این رابطه مفصل است. آری! نظر به حضرت احدی که هیچ چیز نیست، عالیترین منزل میباشد، البته آنگاه که در بستر سیر از الله به سوی احد قرار گیریم به اعتبار آنکه الله، جامع جمیع اسماء میباشد ولی به نور اسم جلال، همه را مقهور «هو» مییابید. در مورد آقای مصفّا و آقای کریشنامورتی بحث در تخلیه ذهن است برای هیچیشدن و نه رسیدن به فنایی که مقهور نور احدی باشیم. مباحث آقایان را در حدّ آزادشدن از فشار جهان مدرن، مفید میدانم ولی در ذات خود، آن مباحث عقیم هستند. موفق باشید
- باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! آقای نصیری از یک طرف با اصرار بر نفیِ فلسفه در اسلام و کوبیدن بر طبل تفکیک، و از طرف دیگر با نفی حکومت دینی در زمان غیبت؛ کارشان به این جاها رسیده است وگرنه همچنان که تذکر فرمودهاید به صِرف موضوع تفکیک، کار به اینجاها نمیکشد. از تذکر به جای جنابعالی تشکر میشود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ابداً این نوع مباحث را نباید در محدودهی سؤال و جواب دنبال کرد زیرا هر کدام از این واژهها به اعتبارهای مختلف و نسبتهایی که پیش میآید، معنای مختلف دارند. مثل همان نَفَس رحمانی و کون جامع، که به یک اعتبار، یکی هستند که تازه باید معلوم شود آن اعتبار کدام است و برعکس. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: این یعنی همان که به ما فرمودهاند «با توکل زانوی اشتر ببند». با برنامهریزی کار را شروع میکنیم، ولی نتیجه را به خدا باید واگذار کرد تا هرطور خودش صلاح دید، کار را جلو ببرد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: نمیدانم چگونه این گفتگو میتواند شکل بگیرد. در سایت جدید، زیرساختهایی جهت این امر فکر شده. ولی در حال حاضر شاید عزیزان بتوانند با طرح نظریات خود در همین قسمت، گفتگوی متقابلی شکل بدهند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: عالَم را «وجود» پر کرده با شدت و ضعف در ظهور، حال این ظهور است که در مجالی و ممکنالوجودهای مختلف به ظهور میآید و «چیستی» معنا پیدا میکند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: خوارج، در بیرون از کوفه جوخههای ترور و قتل راه انداخته بودند و امنیت جادهها را به هم زده بودند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده در این موارد، سررشتهای ندارم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در آن حدّ که تلویزیون پخش میکند، از حضرت امام قبلاً استفتاء شد و فرمودند اگر بدون لذت نگاه شود، اشکال ندارد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی به ما فرمودهاند توبه موجب محو آثار گناه میشود؛ دیگر نباید دغدغهی این حرفها را داشت. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد خوب است به جواب سؤال شمارهی ۲۴۵۳۲ رجوع فرمایید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: این نکات در راستای وجهِ تکوینی مخلوقات است در نسبت و هماهنگی با حقیقتِ انسان کامل. لذا هر آنچه در خدمت انسان کامل قرار ندارد به جهت نحوهی تکوینی آن چیز است و در این رابطه گفته میشود ولایت اولیاء الهی را قبول نکرده است که در خدمت آن اولیاء الهی نباشد. و این غیر از نگاه تشریعی به موجودات است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر بتوانید راه رجوع به حضرت ربّ را پیدا کنید و با قدمگذاشتن در آن راه، خود را بیابید؛ این نوع امیال وَهمی از قدرت و حاکمیت فرو میافتد. پیشنهاد بنده آن است که ابتدا کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» را مطالعه فرمایید و سپس به سیر مطالعاتی که بر روی سایت هست، مشغول شوید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: خود به خود میرسید، هرچند در ابتدا شدت آن کم باشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- اگر در آن حالت متوقف میشدید که زمینهی ظهور فیوضات بعدی فراهم نمیشد 2- حتماً 3- توحید 4- یک ذکر «لا إله إلاّ اللّه» با معرفت لازم از هزار ذکر با معرفت ضعیف برتر است 5- بلی! مگر آنکه عبادات انسان فقط در حدّ ظاهر و غالب باشد 6- آن سؤال اینطور جواب داده شد: 18905- باسمه تعالی: سلام علیکم: بالاخره باید با او رفیق باشید و برایش خرج هم بکنید و گرنه بعدا پشیمان خواهید شد. وقتی با نیت الهی این کار انجام شود، مشکلی در حضور قلب ایجاد نمیگردد. موفق باشید بنا نشد که ما یک سؤال را چند بار جواب دهیم!! موفق باشید
سلام و عرض ادب محضر مبارک استاد محترم: ۱. در یکی از سخنرانی ها فرمودید که بین خدا با ما حجابی نیست، اما از جانب ما برای ارتباط با خدا حجابهای ظلمانی و نورانی هست که باید خرق شود؛ اما درباره ی اهل بیت (ع) نه بین آنها با ما حجاب است و نه ما برای ارتباط با آنها حجابی داریم. این که ما و اعمالمان پیش ائمه حاضر هستیم قابل درک هست اما در قسمت بعد که اگر از جانب ما هم حجابی نیست پس چرا درک نمیکنیم که در محضرشون هستیم و آیا گناهان ما حجاب برای ارتباط با این ذوات مقدسه نیست؟ (در واقع علت تفاوت وجود حجاب بین ما و خدا، و نبودن حجاب بین ما و ائمه رو درست متوجه نمیشم.) ۲. طبق برداشتی که از فصل های آخر کتاب صلوات داشتم و همچنین معنای آیه ی شریفه ی «ان الله و ملائکته یصلون علی النبی یا ایها الذین آمنوا صلوات علیه و سلموا تسلیما»، در رابطه با صلوات اینطور به ذهن می رسد: ؟ صلوات خداوند بر نبی اکرم (ص) در مقام واسطه ی فیض، موجب دوام فیض بر حضرت ختمی مرتبت ص می شود و ثنای الهی و تزکیه ایشان است. _ در رابطه با اینکه صلوات فرستادن خداوند بر پیامبر (ص)، برای خود خداوند چه فایده ای می تواند داشته باشد در کتاب چیزی گفته نشده ولی طبق مباحثی در تفسیر سوره ی حمد از امام (ره) بیان شده، چون حمد فقط مخصوص خداوند متعال است، صلوات خدا به گونه ای تسبیح کمالات خداوند، توسط خودش می باشد. _فایده ی صلوات فرستادن انسان برنبی اکرم (ص)، به خود انسان بر می گردد و به حضرتش چیزی اضافه نمی شود، ولی به خاطر این ادب، انسان به مقاماتی می رسد و سیر می کند و در واقع به جان اصیل خودمان نظر می کند و آن را به انسانیت می کشاند. در کتاب صلوات فواید دیگری نیز برای صلوات برای انسان ذکر شده مانند: تقرب الی الله، رسیدن به مقام عبد شکور، پاک شدن آثار ظلمانی گناهان و .... _ همچنین فایده ی صلوات فرستادن ملائکه بر نبی اکرم (ص) در کتاب گفته نشده ، به زعم بنده مانند انسان این فایده به خود ملائکه بر می گردد و نوعی ادب در مقام اونها محسوب می شود مانند زمانی که به مقام خلیفه اللهی سجده کردند که موجب تقرب خودشون شد. با تشکر از استاد محترم و بزرگوار.
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. میتوان گفت بین ما و ائمه «علیهمالسلام» از نظر درکِ سیره آنها که در تاریخ ثبت شده، حجابی نیست. ولی بالاخره نسبت به درک مقام قدسی آن ذوات مقدسه بین ما و آنها حجاب هست و هر اندازه با معارف عمیق توحیدی و دستورات شرع مقدس به عصمت نزدیک شویم، حجاب بین ما و ائمه «علیهمالسلام» کم و کمتر میشود. ۲. در ضمن خوب است به این نکته هم فکر کنید که صلوات بر پیامبر «صلواتاللهعلیهوآله» توسط ما موجب بسط حضور آن حضرت بشود و آن حضرت خود را از این جهت بیشتر در عالَم احساس کنند همانطور که خداوند عالم را خلق کرد تا خود را در مخلوقات بچشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: عمده توجه به حضور دین است ذیل انسانهای قدسی. تفاوت غدیر و سقیفه در این نکته است. چقدر خوب است که بتوانیم با نظر به ضعف های سقیفه، جایگاه غدیر را روشن کنیم. در این مورد عرایضی در کتاب مبانی نظری نبوت و امامت، شده است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همانطور که در جلسهی شنبه عرض شد جهانِ گشودهی معنویت آنچنان بزرگ است که این نوع نداریها در مقابل آن چیزی نیستند. آری! مطمئناً رزق اولیهی ما از طرف خدا تضمین شده است و شاید حضرت حق ما را در زمرهی کسانی قرار داده است که حیات ایمانیِ ما در بسطِ رزق نیست، در تقدیر و محدودبودن رزق است. هرطور که او بخواهد، ما را خوش است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: غم اسلام را خوردن و غضبِ فاطمیکردن، غیر از غضب و کینهای است که به جهت برخورد بد با ما پیش میآید. از غضب دومی تا میشود باید عبور کرد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! انسان باید در ابعاد مختلف خود را رشد دهد و به یک معنا از همان جهت که خداوند حقایق اسماء خود را متجلی میکند، انسانها میتوانند فرزندان خود را به ظهور آورند. از آن طرف فراموش نکنیم که باید «دست در کار و دل با یار باشد»، مگر آنکه فضا آنچنان گناهآلود است که امکان حضور معنوی را از انسان بگیرد وگرنه طبیعی است که ارتباط با خلق، بعضاً موجب غفلت میشود و در همین رابطه پیامبر خدا «صلواتاللهعلیهوآله» که هرگز غفلتی بر جان مبارکشان جاری نمیشد، میفرمایند هر روز ۷۰ بار استغفار میکنم به جهت آنکه قلبم تیره میگردد. در مورد نکتهی آخر پیشنهاد میشود جزوهی «حضور نرم و نقش مؤثر زن در این تاریخ» که روی سایت هست، مطالعه شود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ابتدا باید حکمت و عرفان اسلامی و نگاه قرآنیِ خود را بچشیم و بعداً راه حلّ دومی که جنابعالی میفرمایید، راه حلّ بسیار مهمی است زیرا حقیقتاً ما مرزی با متفکران نداریم هرچند بعضاً آنان در بستر تاریخی و فرهنگیِ خود ممکن است دغدغهها و یا راهِ حلّهایی داشته باشند که از یک طرف قصهی ما نیست، و از طرف دیگر قصهی همهی بشریت است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: تفسیر قیّمِ المیزان، اصول کلّیِ تفکر در قرآن را در مقابل ما قرار میدهد تا راه رجوع به قرآن در مقابلمان گشوده شود. تازه با درکِ روحی که تفسیر المیزان مقابل ما میگذارد، اگر با قرآن مرتبط شویم مییابیم که آری! این کتاب هر روز برای ما حرفهای تازه دارد. زبان قرآن، زبانی است که انسان میتواند به کمک آن زبان با حضور خدا در عالم نسبت برقرار کند و این، وقتی صورت میگیرد که با تدبّر در قرآن، به لایههای زیرینِ زبان قرآن نزدیک شویم که آن نزدیکی به بنیاد روحی است که این زبان از آن برآمدهاست و از آن گزارش میدهد و ما را متذکرِ نسبتِ خود با سایر چیزها میکند.
زبان قرآن از آن جهت که زبان فطرت است، جایگاه وجود ما است و میتوانیم بودنِ خود را در آن جستجو کنیم و در رجوع به قرآن به کمتر از آن قانع نباشیم و بتوانیم همواره بین خود و آنچه قرآن در مقابل ما میگشاید، در رفت و آمد باشیم که این نحوهای از انس و نزدیکی با خود و با حقیقت است، از آن جهت که زبان قرآن موجب بسط وجودِ انسان میگردد تا خود را نسبت به همه چیز گشوده نگه دارد و این چیزی است که امکان تحقق آن با اُنس با قرآن فراهم میشود و در آن صورت نحوهی زیست ما را شکل میدهد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: إنشاءاللّه مباحث کمک کند تا افقی در مقابل رفقا نسبت به آیندهی روشنی که خداوند در این تاریخ برای این ملت اراده کرده است، گشوده شود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ارتباط خدا با مخلوقات به صورت وجودی و تجلیگونه است و در این رابطه، عالم همواره در حالِ تجلی است و لذا نسبت خدا با عالم، با نسبت انسان با خدا ربط دارد و در همین رابطه قرآن میفرماید: «کلّ یومٍ هُو فی شأن» یعنی هر روز خدا به جلوهای در صحنه است. موفق باشید
