سلام علیکم جناب استاد: اخیرا جناب دکتر عبدالکریمی با جناب سروش دباغ مناظره ای در مورد رساله قبض و بسط دکتر سروش داشتند و طبق نظر آقای عبدالکریمی این رساله تحت تأثیر فضای کانتی و دلالت بر نوعی سوبژکتیویسم و بی بنیادی معرفت دینی دارد که منجر به گرایش به نهیلیسم در بین تأثیرپذیران از آن رساله میشود و شده است. بنده هم در این باره تحلیلی نوشتم برای نقد و نظر خدمت تان ارسال میکنم. جالب است که در این موضوعات آقای عبدالکریمی با ما همگرا هستند گرچه برخی عبارات ایشان در مورد انقلاب اسلامی به نظرم از سر مسامحه و کلی گویی بیان میشود و قابل نقد است: نقدی که جناب دکتر عبدالکریمی بزرگوار مطرح میکنند (با قطع نظر از مقدمات فلسفی ایشان) منطبق با برداشت بسیاری از منتقدین و حتی همدلان با رساله هم هست. چرا که هم جریان روشنفکران غیردینی پروژه سروش را مقدمه گذر کامل از امر دینی تلقی کردند (و نه ادعای اصلاح آن)، و هم جریان حوزوی آن رساله را نوعی بیبنیاد کردن هر معرفت دینی فهم کردند. به راستی هر کسی قبض و بسط را میخواند با اثری رو به رو است که آنچنان نقش تحولات معرفت بشری در معرفت دینی را پررنگ و بلکه مطلق میکند که انگار هیچ فهم تاریخی از دین نمیتواند از گزند این تحولات به دور باشد و روشن است که نتیجة منطقی مزمر در این بیان این است که عمده آنچه بشر در گذشته از دین فهمیده خرافات بوده است! علامه طهرانی که در پست قبلی به ایشان اشاره کردم در نقد مفصل خود که در حقیقت رسالهای مستقل است نشان میدهند که معدود مثالهایی که آقای سروش برای تأثیر تحول معرفت بشری در معرفت دینی ارائه کردهاند هیچ کدام خدشهای به امهات و اصول عقاید اسلامی خصوصاً بنا به فهم فلاسفه و عرفای اسلامی وارد نمیسازد. ما به سختی میتوانیم مثالی بیشتر از اثر نقض نظریه افلاک در نقض نظریه فلسفی عقول دهگانه برای تز آقای سروش بیابیم و حتی با نقض عقول دهگانه از حیث تعدادشان، باز همه چیز نابود نمیشود و ادلة عالم عقل به نحو عام هنوز پابرجا است. این از آن جهت است که فلاسفه اسلامی عمده بنیان متافیزیک خود را بر برهانهای عقلی مستقل از تجربه حسی استوار کردند و این چنین ذاتاً فلسفه خود را از گزند تحولات دانش حسی مصون کردهاند و اتفاقاً اگر نظریه عقول دهگانه هم نقض شده از این جهت است که مقدمه این نظریه، تجربی و متخذ از مسلمات علمای طبیعی زمان خودشان بوده است و نه مقدمات بدیهی. نظریه تکامل داروین نیز به طور قطع ناقض امکان خلق یا ظهور دفعی آدم و حوا در عالم طبیعت نیست چنان که خلق دفعی و تدریجی هر دو در قرآن اشاره شده است. تمام آنچه علمای اعصاب در اینهمانی مغز و ذهن ادعا کردهاند هم امروز در مباحث فلسفه ذهن به شدت مورد اشکال و ایراد است. پس کجا است آن نظریات علمی که بنا به ارتکازات و القائات دکتر سروش شناخت قدماء از دین را کن فیکون کرده باشد؟ چنان که جناب دکتر عبدالکریمی به درستی اشاره کردند، رساله قبض و بسط با تمام طول و تفصیلش چیزی بیش از توضیح واضحات نیست (این که معارف بشری کم و بیش روی هم دیگر اثر دارند) و این برای هر معرفتی صادق است اما تأکیدات و مبالغات آقای سروش بر اثر این تحولات بر معرفت دینی خواسته یا ناخواسته دلالت بر نوعی شکاکیت رادیکال و سوبژکتیویسم مفرط دارد که اثر آن بر اذهان روشنفکران و اهل اندیشه نوعی بی اعتمادی به کل سنت دینی و در نهایت رویگردانی از دین بوده است! این گونه به نظر من آقای سروش خواسته یا ناخواسته در بسط نهیلیسم و رویگردانی از دین در جامعه ایران بعد از انقلاب تأثیر بسزایی داشت و البته تاریخ ایشان را مسئول خواهد دانست! #پرسش_از_عبدالکریمی
باسمه تعالی: سلام علیکم: اتفاقاً سومین جلسه این مناظره را هم بنده دنبال کردم. سخنان آقای عبدالکریمی همان نکاتی بود که چند سال پیش در مقالهای در نقد تئوری قبض و بسط شریعت فرمودند و به نظر بنده نقد به جایی است و به همین جهت در سالهای پیش که جهت رونمایی از کتاب «پایان تئولوژی» آقای دکتر عبدالکریمی، آقای دکتر داوری را دعوت کرده بودند؛ آقای دکتر داوری نیز مؤید آن مقاله بودند. به نظر بنده بخواهیم و نخواهیم تئوری «قبض و بسط شریعت» اگر هم به ادعای آقای سروش دباغ امری است کلامی؛ به هر حال موضوع، موضوع شریعت است و نمیتواند طوری مطرح شود که گویا ساحت قدسی در مقابل خواننده آن موضوعیت ندارد. در همین جلسه سوم افرادی که به طرفداری از آقای سروش برآمدند به نظر بنده متوجه دغدغه آقای عبدالکریمی نبودند. بنده همان سالها مطلبی در نقد نظریات آقای سروش نوشتمhttps://lobolmizan.ir/leaflet/219
با اینهمه عنایت داشته باشید که بحث «غیاب ساحت قدس» که دکتر عبدالکریمی بدان میپردازد، عملاً در بعضی موارد ما را از سایر ابعاد دین و فقاهت دینی جدا میکند یعنی به جایگزینی مطالبی که آقای دکتر عبدالکریمی پیشنهاد میکنند در جای خود باید حساس بود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. همچنانکه علامه طباطبایی میفرمایند بحث در آن است که شرک، نفی شود و بیان میکنند که شرک، انسان را در زمره ظالمین وارد مینماید و آدمی مستحق مجازاتهایی میشود که خداوند در کلام خود به ظالمین وعده داده است. لذا خداوند میفرماید: غیر از خداوند کسی را به عنوان منشأ اثر نخوانید، در حالیکه نه برای شما توان ایجاد نفعی را دارد و نه توان دفع ضرری را. ۲. بقیه جواب سؤال خود را در جواب سؤال شماره 31672 دنبال بفرمایید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: هرچه هست مقام روح آنچنان بالا است که حضرت حق آن را به خود نسبت میدهند و میفرمایند: «روحی». حال مظاهر تامّ و تمام آن روح، اولیای معصوم «علیهمالسلام» هستند و به گفته حضرت صادق «علیهالسلام» درک شب قدر به عنوان شبی که روح نیز در آن نازل میشود، با نظر به مظهر مبارکی چون حضرت صدیقه طاهره «سلاماللهعلیها» بهتر درک میشود. در موضوع نظر به جایگاه حضرت زهرا «سلاماللهعلیها» و در مقایسه با حضرت مولا «علیهالسلام»، آری! آن تشبیه آیت الله حسنزاده تشبیه خوبی است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ابداً این نوع مباحث را نباید در محدودهی سؤال و جواب دنبال کرد زیرا هر کدام از این واژهها به اعتبارهای مختلف و نسبتهایی که پیش میآید، معنای مختلف دارند. مثل همان نَفَس رحمانی و کون جامع، که به یک اعتبار، یکی هستند که تازه باید معلوم شود آن اعتبار کدام است و برعکس. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: هر دو خوب است و بستگی به شرایط و روحیهی شما دارد. دبستان بسیار مهم است ولی همه نمیتوانند در آن فضا فعالیت کنند. از طرفی بین طلبگی و معلمی باید ببینید که خداوند کدام را پیش میآورد زیرا هر دو نوع حضور، حضورهای با برکتی میتواند باشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: با تشکر از آقای دکتر رضا منتظر. خوب است که کاربران محترم نظر استاد را بدانند که ایشان معتقدند در بستر رهنمودهای وحی، جریان آزمون و خطا را باید ادامه داد تا به اشتباهات طبّ جدید گرفتار نبود. که البته نکتهی قابل توجهی است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: آن معارف که در عالم غیب و قیامت مطرح است، عین عمل است و بیشتر، حالت حضوری دارد و مباحثی که ذیل آن مطرح فرمودید با توجه به این امر منتفی است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همچنانکه قبلاً عرض شد وجود این فسادها و تباهیها در این شرایط که بحمدللّه رهبر انقلاب، سکّان انقلاب را در دست دارند امری است ضروری، تا جبههی توحید از این آلودهها و الودگیها پاک شود و انقلاب با قدرتی که در ذات خود از خود نشان داده این طوفانهای آلوده را از سر به در کند و با پاکیِ تمام در آیندهی خود حاضر شود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر خوبی است. با اینهمه نباید برای خدا تکلیف معلوم کنید. اگر کاری و باری پیش آمد، از آن استقبال کنید، هرچند این نکتهی خوبی است که میفرمایید رزق و شغل خود را به انقلاب گره زدهاید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر کسی متوجهی حضور ارادهی الهی در این تاریخ باشد که شواهد فوقالعاده زیادی را میتواند در این رابطه بنگرد، هرگز و هرگز این نوع مقایسهها را نخواهد داشت. چنین افرادی اگر در صدر اسلام هم مواظب نبودند با نظر به سقیفه بین حضور اسلام در آن تاریخ و جاهلیتِ گذشته تفاوتی نمیدیدند. زیرا با «غدیر» یعنی با حضور ارادهی الهی برای تحول تاریخ شرک در غفلت بودند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در همان کتابها نیز از قول شهید آوینی این نکته مطرح است که اگر انسان نسبت به روح تکنولوژی، خودآگاهیِ لازم را پیدا کند میتواند از آنها نیز در مسیر تحقق اهداف خود بهرهمند شود کاری که خود آن شهید در مجموعهی «روایت فتح» انجام داد وگرنه مردم معمولی اگر جسم و قالب تکنیک را گرفتند، ناخودآگاه روح عربی آن را نیز وارد زندگی خود میکنند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نحوهی بودن خود که عین اتصال به بودنِ حق است فکر کنید. جزوهی «در جستجوی عشق» مربوط به بودنی که در یادمان هویزه انسان احساس میکند را در پیامرسان سروش ارسال کردم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینطور که متوجه شدهاید دشمنان این انقلاب تا این اندازه از نظر هویت، تقلیل یافتهاند. یعنی خدا خواست به ملت ما بفهماند دشمنانشان در حدّ اشرار بیسر و پایی هستند که هیچ ارزش انسانی را رعایت نمیکنند و ادعاهای فکری و فرهنگی، دروغی بیش نیست و این خبر از عزّت تاریخی انقلاب اسلامی میدهد و اینکه چرا رهبر معظم انقلاب متوجه شدند اهل اندیشه به جای نقد افراطی به تصمیمات سران سه قوه نسبت به تصمیمی که در رابطه با قیمت بنزین گرفتهاند؛ موضوع را به یک اصل مهم سیر دادند و انقلاب را وارد جبههی مقابله با دشمن با هویت اشرار بنمایند و در این راستا مثل همیشه معلوم شود که در این جبهه نیز دشمن شکست خورده و انقلاب اسلامی به جهت کلیّت توحیدیاش پیروز است. کلاننگریِ رهبر معظم انقلاب «حفظهاللّه» در تقویت تصمیم سه قوه، حکایت از آن دارد که نباید برای «یک دستمال، قیصریه را آتش زد». اصلِ اصلها آن است که حفظ نظام به تقویت تصمیمی است که سه قوه گرفتهاند و فرع قضیه آن است که اگر تبعاتی هم آن تصمیم پیرو خود دارد اصل را فدای فرع نکنند. یعنی برای آبادکردنِ دهی نباید شهری را خراب کرد. امید است که ما نیز در زندگی خود، این نحوه فهم را داشته باشیم، وگرنه قصهی ما قصهی آن کاریکاتوری است که طرف تا نیمه در لجن فرو رفته بود و همهی حواسش مشغول مگسی بود بر روی دستش نشسته است. برای کارهای بزرگ که از همه بزرگتر، امنیت یک کشور است، هر کار دیگری کوچک است. موفق باشید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: عرض شد: ۲۴۴۴۰. باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر ذوق و علاقهی لازم را داشته باشید، کار خوبی است. ۲. پس از مطالعهی فصّ آدمی و فصّ شیثی که بر روی سایت هست، به جناب آقای نظری به شمارهی ۰۹۱۳۶۰۳۲۳۴۲ جهت ادامهی کار رجوع فرمایید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینطور است که میفرمایید. به همین جهت ما میتوانیم با آنهایی که متوجه شدهاند در دنیای جدید باید «دیگری» را نیز مدّ نظر قرار داد؛ همسخن و همنگاه گردیم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: موضوعاتی که به صورت بدیهی روشن است مگر باید با فکر بهدست آورد؟ این مثل آن است که بخواهیم از درون آبها، به دنبالِ عین تری بگردیم. در حالیکه همین آبها عین تری است. مگر جز این است که عین وجود، همین وجودها است، و همهی درجهی وجود در همین عین وجود، وجود دارد؟ موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: نظر به حقیقتِ وحدانی، نظر به علیم است و این غیر از فعالیتهایی است که تحت عنوان علوم تجربی جهت امور زندگی دنیایی پیش میآید. آری! در این علوم نیز باید نظم طبیعیِ طبیعت خدادادی را حفظ کرد و تکنیکی بهوجود نیاورد که عامل تخریب طبیعت شود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینطور است که این جملهی فوق میفرماید زیرا شما در عبادات با ارادهی قلبی سعی میکنید حکم خدا را در کشور بدنتان جاری نمایید و آن چیزی جز اجرای توحید در ملک بدن نیست که با نیت درونی همراه است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: حتما مستحضرید که این نوع مسائل جوانب بسیاری دارد که به راحتی در یک سؤال و جواب در حیطه آری یا نه، نمیگنجد. به نظر میآید بهتر است عجله نکنیم و مجال بدهیم تا هرکدام از نامزدها شخصیت خود را در این مرحله تاریخی در مواجهه با مسائلی که در پیش رو داریم، بنمایانند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر میاید هنوز زود است که نظر بدهیم. اجازه بدهید میدان کمی روشنتر شود تا بررسی موضوع راحتتر انجام گیرد. بحث در انتخاب بین خوبان است، ببینیم چه میشود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: رویهمرفته حرف خوبی است به شرطی که ملاکهای دینی در گناهبودن امری که گناه است، مورد غفلت قرار نگیرد. آری! نباید مأیوس شد و همچنان باید امیدوار به رحمت الهی بود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! انسان باید در ابعاد مختلف خود را رشد دهد و به یک معنا از همان جهت که خداوند حقایق اسماء خود را متجلی میکند، انسانها میتوانند فرزندان خود را به ظهور آورند. از آن طرف فراموش نکنیم که باید «دست در کار و دل با یار باشد»، مگر آنکه فضا آنچنان گناهآلود است که امکان حضور معنوی را از انسان بگیرد وگرنه طبیعی است که ارتباط با خلق، بعضاً موجب غفلت میشود و در همین رابطه پیامبر خدا «صلواتاللهعلیهوآله» که هرگز غفلتی بر جان مبارکشان جاری نمیشد، میفرمایند هر روز ۷۰ بار استغفار میکنم به جهت آنکه قلبم تیره میگردد. در مورد نکتهی آخر پیشنهاد میشود جزوهی «حضور نرم و نقش مؤثر زن در این تاریخ» که روی سایت هست، مطالعه شود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: مسلّم چنین است. ولی شهود، نیز مراتب دارد. ابتدا، شهودِ فعل است و انتها، شهودِ ذات. که در شرح «فصّ شیثی» بدان پرداخته شده است. موفق باشید
