بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
24341
متن پرسش
سلام استاد: وقت بخیر. در مورد بحث کردن با دیگران سوالی داشتم. بنده آدم حاضر جواب و اهل بحثی هستم و زمانی که جایی بحث عقیدتی، فلسفی،... می‌شود و بنده حاضرم، در اکثر مواقع کسی که بیشتر از همه صحبت میکنه منم و در نهایت دیگران رو قانع می‌کنم. اما مشکلی که برای بنده در زمان بحث پیش میاد اینه که دچار غفلت از یاد خدا میشم و با فکر خودم فکر می‌کنم (نمیدونم چجوری بگم یه‌جورایی از لحظه حال خارج میشم و با ذهنم فکر می‌کنم) یعنی اولش این طور نیستا، اول بحث با یاد خدا وارد میشم و بعد کم‌کم با سوالات و صحبت‌های دیگران و مخصوصا مخالفت انها خودم رو غرق بحث می‌کنم و میرم ببینم که مشکل از کجاس و اینجاس که از خدا غافل میشم و بعد هم با پشیمونی دوباره برمی گردم پیش خدا. نمیدونم مشکل چیه و چطور باید حلش کرد؟ در واقع نمیدونم چطور باید برای خدا حرف زد و همیشه حرف زدن یه اتفاق سنگین بوده برای من که بعد از اون کاملا منو به هم ریخته و معمولا عصبی و پشیمون میشم و تمرکزم رو بعدش از دست میدم و فکرم درگیرش میمونه و تا زمانی که حالم خوب بشه احساس می‌کنم توی برزخم. آیا اگر بحثی باشد و بنده هم جوابی داشته باشم اما بدانم هنوز این نقطه ضعف را دارم و از اتفاق نیفتادن آن مطمئن نباشم و حتی اگر کسی مخاطبش بنده باشم آیا می‌توانم حرفش را بدون جواب بگذارم؟ در واقع قصد دارم تا این مشکل رو حل نکردم وارد هیچ بحثی نشم لطفا راهنماییم کنید. ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اولا بحث نباید حالت جدال به خود بگیرد. ثانیا سعی کنید در حین بحث خدا مطالب را بر زبان شما جاری کند؛ لازمه‌ی این کار دل سپردن به حضرت ربّ‌العالمین است. موفق باشید

24180

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد عزیز: معنای عرضه ولایت به موجوداتی مثل زمین و آبها به چه معناست؟ آیا این عرضه در همین عالم بوده یا در عهد الست؟ در روایتی مرحوم مجلسی به نقل از شیخ مفید نقل می کند: قنبر خادم امیرالمومنین علی علیه السلام برای ایشان خربزه آورد و حضرت علیه السلام خوردند و مقداری از این خربزه تلخ بود. امیرالمومنین علی علیه السلام فرمودند: این خربزه ولایت ما را قبول نکرده، و بعد حضرت علیه السلام بیان کرد: خداوند ولایت ما را بر همه اهل آسمانها و زمین عرضه کرد و هر چیزی که ولایت ما را قبول کرد، طیب و طاهر و شیرین شد و هر چیزی که ولایت ما را قبول نکرد خبیث و متفن شد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این نکات در راستای وجهِ تکوینی مخلوقات است در نسبت و هماهنگی با حقیقتِ انسان کامل. لذا هر آن‌چه در خدمت انسان کامل قرار ندارد به جهت نحوه‌ی تکوینی آن چیز است و در این رابطه گفته می‌شود ولایت اولیاء الهی را قبول نکرده است که در خدمت آن اولیاء الهی نباشد. و این غیر از نگاه تشریعی به موجودات است. موفق باشید

23917

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: جناب استاد این بحث با دیگری و مطالب امانوئل انسان را یاد شعر معروف سعدی که بنی آدم اعضای یک پیکرند / که در آفرینش همه از یک گوهرند/ تو کز محنت دیگران بی غمی / نشاید که نامت نهند آدمی / می اندازد و آن نکته ای که شهید مطهری بیان می کند که اصل این شعر از حدیث پیامبر است که می فرماید مومنین چنین اند یعنی در پرتو ایمان می توان درک از دیگری داشت
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است که می‌فرمایید. به همین جهت ما می‌توانیم با آن‌هایی که متوجه شده‌اند در دنیای جدید باید «دیگری» را نیز مدّ نظر قرار داد؛ هم‌سخن و هم‌نگاه گردیم. موفق باشید

23509
متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم سلام: حدود یکسال پیش کتاب از برهان تا عرفان را همراه با صوت مطالعه کردم و انگیزه و شور زیادی پیدا کردم. حدود دو هفته پیش نمی دانم یک مسئله ای برایم پیش اومد و دوباره کتاب را خواندم و در قاعده «کل ما بالعرض لا بد ان ینتهی الا ما بالذات» عین شوروی و عین تری را می توانم تصور کنم و عقلم هم قانع می‌شود ولی در مسئله عین وجود که ذاتاً وجود است و هیچ درجه از وجود نیست که نداشته باشد، هر کاری می کنم نمی توانم تصور صحیحی داشته باشم و عقلم هم قانع نمی شود به نظر شما مشکل کجا است و راه حلش چیست؟ با تشکر.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: موضوعاتی که به صورت بدیهی روشن است مگر باید با فکر به‌دست آورد؟ این مثل آن است که بخواهیم از درون آب‌ها، به دنبالِ عین تری بگردیم. در حالی‌که همین آب‌ها عین تری است. مگر جز این است که عین وجود، همین وجودها است، و همه‌ی درجه‌ی وجود در همین عین وجود، وجود دارد؟ موفق باشید

22887
متن پرسش
با عرض سلام و خدا قوت: یه حدیث ذهنم رو درگیر کرده به این مضمون؛ علم یه نقطه است جاهلان زیادش کردند. تفسیر مناسبی در این مورد ندیدم. از طرفی بنده نمی خوام علم لاینفع داشته باشم و رشته تحصیلیم مهندسی برق هست و در کنارش حوزه هم می خونم تا بتونم ان شاءلله بین این دو علمی که تا حدودی دارم ارتباطی ان شاءلله بیابم و به این حدیث برخوردم. میشه کمکم کنید یه تفسیر محکم ازش می خواستم. ممنون از لطفتون. یا زهرا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نظر به حقیقتِ وحدانی، نظر به علیم است و این غیر از فعالیت‌هایی است که تحت عنوان علوم تجربی جهت امور زندگی دنیایی پیش می‌آید. آری! در این علوم نیز باید نظم طبیعیِ طبیعت خدادادی را حفظ کرد و تکنیکی به‌وجود نیاورد که عامل تخریب طبیعت شود. موفق باشید

22453
متن پرسش
سلام: حضرت امام فرمودند ما باید این انقلاب را به سایر بلاد صادر کنیم. حالا سوال این است با توجه به این موارد: بانکداری ربوی، تضعیف حقوق محرومان، شکاف طبقاتی، برباد دادن محیط زیست، اختلاس و چپاول بیت المال توسط مسئولین، عدم کارایی مسئولین رده بالا، تبعیض در بین اقشار مردم از بیت المال، حساب ویژه آقازاده ها از بیت المال و بلوکه کردن آن در خارج از کشور و.... آیا این انقلاب نیاز به انقلابی دیگر ندارد و ما چه چیز از این انتقلاب را باید صادر کنیم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چون انقلاب اسلامی حقیقتی دارد ماوراء این ضعف‌ها؛ می‌تواند حساسیت لازم را نشان دهد، وگرنه مثل سایر حکومت‌های دنیا هضمِ این چپاول‌ها می‌شد. آری! چون معده‌ی انقلاب سالم است، این نوع غذاهای مسموم را بیرون می‌ریزد و این‌هم به جهت نورِ ولایت فقیه است وگرنه دولت‌ها به خودی خود هضم این نوع چپاول‌ها می‌شدند. موفق باشید

21885

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد بزرگوار و گرامی: خسته نباشید و امیدوارم خداوند بهتون سلامتی و طول عمر بده، استاد فرموده بودین که سعی کنین که نفس رو متوجه عالم غیب کنین تا بدانید در عالم برتر از این عالم چه خبر است، استاد این اتفاق بنظر واقعا شیرین میاد و حس میشه باعث انقطاع مطلوب از عالم ماده بشه و همچنین شاید باعث ایجاد یقین بشه، ولی از طرفی هم دست یافتن به همچین امری بسیار بسیار سخت مشکل بنظر میاد، لااقل در مورد بنده، حس می کنم هر کار می کنم اصلا منو راه نمیدن، بعضی وقتا حس می کنم اعمالم مثل تیری هست که به سنگ میخوره انگار اصلا راهی نداره، نه اینکه هدف از بندگی این باشه اما اینم شاید نشان از اجازه دادن برای فهمیدن سر الهی باشه و نوعی لیاقت باشه، کلا پیش میاد که آدم از عالم ماده خسته بشه و دوس داشته باشه با عالم بالا مرتبط باشه و شاید ایجاد شوق و نشاط بندگی کند، اما اصلا راه داده نمیشه و همچنان در حسرت این ارتباط هستم و به حال افرادی که اجازه و رخصت دارن غبطه میخورم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مطالعه‌ی کتاب‌های «ده نکته در معرفت نفس» و «فعلیت‌یافتن باورهای دینی» همراه با شرح صوتی آن دو کتاب، راه‌گشاست. موفق باشید

21087
متن پرسش
سلام در کتاب معاد جمله ای نوشتید: «موجود برزخی فعلیت محض و صورت محض با حدود و مقدار معین است.» مگر در برزخ حد و مقدار معنی دارد؟
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: معاد جسمانی یعنی هر عملی صورت معینی دارد مثل صورت‌های ذهنی انسان که در عین مجردبودن، محدودیت و شکل دارد. موفق باشید

18944
متن پرسش
با سلام خدمت استاد عزیزم: 1. شنیدم که آقای هاشم می گفته: «در یک لحظه بینهایت علوم بر من وارد می شود.» خود بنده قبلا معنویتم خوب تر بود گاهی یه آیه ای نگاه کردم یا خواندم معارف خوبی در قلبم وارد شد، در حالی که علم الانم بیشتر است پس چرا الان با نگاه آیات قلبم پر از معرفت و تفسیر آن نمی شود من سعی کردم خودم را در مسیر معنوی حفظ کنم پس چرا الان این جورم؟ 2. طبق جمله آقای حداد که عرض شد، آیا ما هم می توانیم به آن مقام برسیم در این شرایط؟ 3. راز ورود این همه علم به قلب ایشان چیست؟ 4. بنده قبلا حالاتم بهتر بود ولی الان آن حالات قبلی را ندارم شاید دلیلش این باشد که قبلا بیشتر عبادت مد نظرم بود تا مطالعه، آیا بهتر است به امید برگشت به حالات قبلی محور اصلی و تمرکزم روی ذکر و ارتباط باشد تا مطالعه؟ پس چه کنم برگردم؟ 5. آیا این برای همه است که ابتدا در مسیر سلوکی حالات خوب است بعد می روند و مثلا 30 دیگر می آیند؟ 6. استاد اگر بشود جواب سوال 18905 را بدهید. ممنون جواب این را روی سایت بفرستید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- اگر در آن حالت متوقف می‌شدید که زمینه‌ی ظهور فیوضات بعدی فراهم نمی‌شد 2- حتماً 3- توحید 4- یک ذکر «لا إله إلاّ اللّه» با معرفت لازم از هزار ذکر با معرفت ضعیف برتر است 5- بلی! مگر آن‌که عبادات انسان فقط در حدّ ظاهر و غالب باشد 6- آن سؤال این‌طور جواب داده شد: 18905- باسمه تعالی: سلام علیکم: بالاخره باید با او رفیق باشید و برایش خرج هم بکنید و گرنه بعدا پشیمان خواهید شد. وقتی با نیت الهی این کار انجام شود، مشکلی در حضور قلب ایجاد نمی‌گردد. موفق باشید بنا نشد که ما یک سؤال را چند بار جواب دهیم!! موفق باشید

30246

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد گرامی: وقت بخیر، دو تا سوال دارم، یکی اینکه ما قبلا یک دوره ای در رابطه با فرق و ادیان گذروندیم که می‌گفت تمام عقاید و اعمال صوفی ها رد شده و باطل، الان شما در سوالات گذشته برخی رو بر حق دانسته و من در مورد منش و راه شما دچار تردید شدم و تنها ملاک شما این هست که هر کسی با انقلاب مشکلی نداره، پس راه و روش برحقی داره، البته دوره ما زیر نظر یکی از علمای دین و با اساتید مجرب و با مستندات بود. الان بنده را از موضع گیری خود مطلع کنید. سوال دوم اینکه در حدیث یابن جندب، جایی گفته مومن تنهاست و جایی میگه باید با همه مانوس باشه و گرنه خیری در آن نیست. آیا این تضاد نداره و اینکه من آدمی هستم که تمام تلاش خود را برای فروتنی انجام دادم ولی کسی دوست نداره با من معاشرتی داشته باشه، حتی من به قدیمی ترین دوستانم تماس گرفتم یا با پیام جویای حال اونها شدم ولی بقیه نه، حتی ارحام هم همینطور، آیا این خواست خداست که بعضی آدمها تنها اند یا مورد دیگری هست یا اینکه خدا می‌خواهد آدم مشغول بقیه باشه. تشکر از وقتی که می‌گذارید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. چگونه می‌توان گفت تمام عقاید و اعمال صوفیه باطل است؟ تا قبل از سال ۱۳۴۰ حتی حضرت امام را به عنوان آقا روح الله صوفی می‌گفتند. ۲. از یک طرف مؤمن، نباید به دنبال خودنمایی و شهرت باشد و از طرف دیگر مؤمن باید اهل الفت باشد. موفق باشید

29766

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
پیرو سوالهای شماره : 29685 ، 29670 ، 29749 سلام خدمت همه عزیزان و استاد محترم: کاش این امکان فراهم می شد که رو در رو حداقل بشکل مجازی با عزیزانی که این پرسش ها را مطرح کرده اند، بحث و گفتگو شود. جدای از تبیین نقش علوم پزشکی و رفع اتهام از پزشکان، از برخی از این سوءتفاهم ها که به نظر من شاید منجر به وهن دین نیز شود، جلوگیری کرد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نمی‌دانم چگونه این گفتگو می‌تواند شکل بگیرد. در سایت جدید، زیرساخت‌هایی جهت این امر فکر شده. ولی در حال حاضر شاید عزیزان بتوانند با طرح نظریات خود در همین قسمت، گفتگوی متقابلی شکل بدهند. موفق باشید

29626
متن پرسش
سلام استاد طاهرزاده: خدا قوت. حقیر مشغول مطالعه کتاب جایگاه تاریخی حادثه ها هستم سوالی برای بنده پیش اومده که می‌پرسم: در دوران خفقان ۲۰ ساله معاویه حضرت سیدالشهدا علیه السلام مشغول کادر سازی و تربیت نیرو بودند یا خیر؟ اگر نبودند آیا شرایطشان اجازه این کار را نمی‌داد؟ و اگر این کار را میکردند چرا در سال ۶۱ تعداد یاران حضرت آنقدر کم بود؟ اگر بفرمایید مردم به ایشان اقبال نداشتند عرض می‌کنم که چرا یاران حضرت تلاش نکردند هرچقدر که می‌توانند حضرت را بشناسانند؟ بهتر نبود با هدف مقدسی که حضرت سیدالشهدا داشتند؛ در دوران معاویه خودشان یا اطرافیانشان برای دوران بعد معاویه نیرو و یار تربیت میکردند؟ این سوال درباره اصحاب حضرت هم هست؛ چرا که فرمودید یاران حضرت در دوران معاویه خوب خون دل خوردند که توانستند در سال ۶۱ به موقع عمل کنند؛ خب چرا در آن ۲۰ سال مشغول تربیت نیرو نشدند؟ ۲۰ سال فرصت کمی نیست. نوع جوانان در سن ۱۵ ۱۶ آماده اند برای تربیت صحیح؛ خب اگر درست برنامه ریزی می‌شد در طی این ۲۰ سال چه تعداد جوانان سلحشور که می‌شد تربیت کرد. آیا شرایط این کار هم فراهم نبود؟ مگر ما اعتقاد نداریم که انسان مسلمان لحظه ای بی کار نمی‌نشیند؟ اینکه جو آن ۲۰ساله جوری بوده که انقلابی ها در خفقان بودند درست اما بنظر حقیر کمترین کاری که از دست اصحاب حضرت برمی آمد تربیت نیرو و کادر سازی است؛ حالا اصحاب حضرت این کار را کردند یا نه؟ اگر نه چرا مشغول این کار نشدند؟ البته بنده خاک پای اصحاب حضرت هستم فقط سوالی پیش آمده بود که پرسیدم. ببخشید
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم:  آنچنان شرایط از طریق امویان به هم ریخته بود و قبیله‌گرایی به جامعه برگشته بود، که حتی اکثر مردم مدینه، اهل‌البیت را کم‌تر از بنی‌العباس پذیرفته بودند. علامه‌ی طباطبایی با آوردن یک نمونه در نشان‌دادن آن فضا بسیار به ما کمک کرده‌اند که حضرت امام حسین «علیه‌السلام» بعد از شهادت امام حسن «علیه‌السلام» در مسجد مدینه نشسته بودند و ابن‌عباس هم در کنار حضرت بود. شخصی آمد تا مسئله‌ی خود را از ابن‌عباس بپرسد. ابن‌عباس به احترام امام حسین «علیه السلام» جواب سؤال طرف را به آن حضرت ارجاع دادند. سؤال‌کننده با عصبانیت گفت من که از ایشان نمی‌خواهم، از شما می‌خواهم. یعنی تا این حدّ اهل‌البیت «علیهم‌السلام» در انزوا بودند. و به گفته‌ی علامه‌ی طباطبایی حتی یک روایت فقهی  در ده ساله امامت حضرت سیدالشهدا «علیه‌السلام» از ایشان نداریم. «توخود حدیث مفصل بخوان از این مجمل». عظمت زمان‌شناسیِ حضرت در آن‌جا است که تشخیص دادند چگونه و چه موقع شرایط را آن‌چنان تغییر دهند که چیزی نگذشت و ۴۰۰۰ عالِم از جهان اسلام به حضرت صادق «علیه‌السلام» رجوع کردند. موفق باشید

27422
متن پرسش
سلام علیکم خدمت استاد: در رابطه با مبرا بودن خداوند و نفس ناطقه از چیستی و هستی مطلق بودن آیا می توان گفت که چیستی بقیه مخلوقات بخاطر درجه وجودی پائین‌ترشان است!؟ التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عالَم را «وجود» پر کرده با شدت و ضعف در ظهور، حال این ظهور است که در مجالی و ممکن‌الوجودهای مختلف به ظهور می‌آید و «چیستی» معنا پیدا می‌کند. موفق باشید

27078

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام و ادب و تبریک اعیاد: آیا می توان گفت دجال یا اعور یک چشم همان عقل مدرن چهارم تجدد است که با تک ساختی بودن یا تقلیل همه ساحات وجودی موجب حجاب بسیار عظیم و عمیق شده است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: شهید آوینیِ عزیز «رحمت‌اللّه‌علیه» متوجه‌ی این امر شده بودند. آری! چشمِ عقل مدرن یک چشم بیشتر نیست. موفق باشید

26607

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام و عرض ادب: توصیه و دستوراتی برای ماه شریف رجب نسبت به حال این حقیر سرا پا گناه دارید استاد؟ در این ماه دعایمان بفرمایید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نحوه‌‌ی بودن خود که عین اتصال به بودنِ حق است فکر کنید. جزوه‌ی «در جستجوی عشق» مربوط به بودنی که در یادمان هویزه انسان احساس می‌کند را در پیام‌رسان سروش ارسال کردم. موفق باشید

24648
متن پرسش
سلام علیکم: استاد جان. وقتتون بخیر. استاد من حدود چهل سالمه به خاطر اختلافات خانوادگی مجبورم تنها زندگی کنم. هر کاری کردم ازدواج کنم اما نشد. تنهایی نابود کننده است. خیلی احساس یاس می کنم. نمی توانم در این شرایط سخت به قرب الی الله فکر کنم. استاد جان خیلی شرایط سختیه. دلم می خواهد بمیرم. مثل شما هم ایمان قوی ندارم که در هر شرایطی عاشق خدا باشم. نه دنیا دارم نه آخرت. بسیار خسته و دل شکسته ام. سرگردان و حیرانم و روزها را به سختی شب می کنم. در عجبم چطور بعضیها به راحتی زندگی خانوادگی برایشان مهیا می شود بدون اینکه زحمتی کشیده باشند و من با این سنم زندگیم همچنان پر از تجرد و تنهایی است. تنهایی کشنده است استاد. با این همه غم چگونه رابطه ام با خدا خوب باشد؟ اگر هم تحت فشارهای روحی شدیدی که به من وارد می شود با پدرم تلخی کنم یا کسی را برنجانم یا غیبتی کنم باید قیامت جواب بدهم. نمی توانم این امتحان را پشت سر گذارم. به مشاور هم مراجعه داشته ام هیچ نتیجه ای نداشته. دیگر نمی توانم روحیه ام را حفظ کنم. خیلی از خدا شاکیم که این چه زندگی ای شد. نمی دانم چه کنم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چرا به تقدیر الهی و افقی که با پذیرفتنِ آن تقدیر در مقابل‌تان گشوده می‌شود، فکر نمی‌کنید؟ به هزینه‌ای که باید برای حفظ عفت و عفاف در این شرایط می‌پردازید، و نتیجه‌ای که خواهید گرفت؛ فکر کنید. در این صورت مطمئن باشید نوعی از زندگی در مقابل شما گشوده می‌شود که به‌کلّی حسرت زندگی‌های معمولی را نخواهید خورد. به این فکر کنید که قرآن می‌فرماید خداوند به هرکس، خلقتِ خودش را می‌دهد و هرکس در خلقتِ خودش مأوایِ حقیقی را می‌تواند جستجو کند. فرمود: «رَبُنا الذی اعطاء کلّ شیئ خلقه ثم هدی». موفق باشید

24359
متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد بزرگوار: درباره بحث نفس٬ براهین مختلف و واضحی وجود دارد بر این که نفس ما اعضای ظاهری بدن یا کل بدن نمی باشد. اما اینکه نفس غیر از مغز می باشد٬ برای بنده واضح نیست. در اشارات نمط سوم٬ ابن سینا بیان می نماید که اگر نفس همان مغز نیست چون انسان از آن غافل است مگر به تشریح. اما انصافا این مطلب برای من قابل قبول و اثبات کننده نیست. ممکن است دلایل متقن تری در این باره بفرمایید؟ متشکرم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌که ما در علمِ به خود، خود را بدن نمی‌دانیم طبق مغایرت بین عالِم و معلوم پس باید ما بدن خود نباشیم اعم از دست و پا یا مغز و نخاع. موفق باشید

23872
متن پرسش
سلام و عرض خسته نباشید خدمت استاد عزیز: هدفگذاری در نگاه دینی چگونه است؟ عبودیت که به نوعی تکلیف گرایی را همراه دارد با هدفگذاری که به نوعی انتخاب راه و مسیر زندگی بر مبنای علایق و سلایق است (هدف گذاری که در عرف معنا میشود) آیا اساسا قابل جمع است؟ آیا این نوع هدف گذاری تلاش در حاکمیت امیال است؟ با نگاه به چه افقی بایستی هدف گذاری کرد؟ لازم به ذکر است که عمده ی منظور بنده از هدف، هدف شغلی و تحصیلی، شخصی و حتی سازمانی است. در دو حوزه ای اول با توجه به سرگردانی نسل جوان و نوجوان امروز، از جنابعالی درخواست دارم پاسخ مبسوطی در این مورد ارائه دهید و یا منبعی برای مطالعه پیشنهاد دهید. با آرزوی سلامتی و طول عمر برای جنابعالی.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: قرآن انسان‌ها را دعوت به عبادت می‌کند و می‌فرماید: «يَا أَيُّهَا النَّاسُ اعْبُدُوا رَبَّكُمُ الَّذِي خَلَقَكُمْ وَالَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ» (بقره/۲۱ و ۲۲) اى مردم! پروردگار خود را پرستش کنيد؛ آن کس که شما، و کسانى را که پيش از شما بودند آفريد، تا پرهيزکار شويد.

ملاحظه می‌کنید که این انسان است که باید عبودیت الهی را انتخاب کند و عمق ببخشد. فکر می‌کنم در کتاب «جوان و انتخاب بزرگ» که بر روی سایت هست، جواب قسمت دوم سؤال‌تان را بیابید. موفق باشید

23327

بدون عنوان:بازدید:

متن پرسش
سلام: در ادامه پرسش ۲۳۳۱۰ پس چرا می فرمایند: «لا فرق بینک و بینهم الا انهم عبادک» هیچ فرقی بین ائمه و خدا نیست الا اینکه بود آنها از خداست بنابراین پیامبر و آل او نیز نباید جسم داشته باشند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌که در آن دعا مطرح شد که آن‌ها بنده‌ی تو هستند، پس باید لوازم بندگی را که لازمه‌ی جسم است برای عبادت، داشته باشند. موفق باشید

23271

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم استاد عزیز و گرامی: چند مطلب رو می خواستم از شما راهنمایی بگیرم مطلب اول: من برای بحث بندگی در دنیا و شناخت معرفت خداوند و ائمه نمی دانم از کجا باید شروع کنم مثلاً چند وقت کتاب های آقای پناهیان یا اساتید دیگر را می خوانم و ول می کنم می روم سراغ استاد دیگری و همین منوال ادامه دارد تا اینکه الان سنم سی و پنج شش سال رسیده است و هنوز هم آن استاد راهنمای خودم را پیدا نکرده ام، نمی دانم از چه کسی از کجا از کدام کتاب و از چه مرحله ای باید شروع کنم؟ مطلب دوم: متاسفانه به یک گناه خیلی بد عادت کرده ام و نمی توانم آن را ترک کنم و آن هم گناه چشم است هر از گاهی می‌گویم امروز و فردا توبه می کنم چند بار هم حتی قسم خوردم اما باز هم بعد از یک ماه ۲۰ روز یا یک هفته باز دوباره به سراغ اینترنت می‌روم و دنبال سایت های مستهجن هستم. یک دفعه هم می‌گویم این آخرین بارم است که نگاه می کنم اما باز هم آن را تکرار می کنم نمی دانم چگونه باید آن را ترک کنم تا جایی شده است که حتی به خانمهای محجبه هم در بیرون نگاه می کنم. چشمم تمام بدن آنها را رصد می‌کنم تا بتوانم آن ها را به شکل هایی که در سایت های مستهجن هستند ببینم. متاهل هستم اما باز هم به دنبال این مسائل می روم و خودم هم از این کار خیلی ناراحتم. چند بار دنبال این بودم که بروم زن صیغه ای گیر بیاورم تا کمی این آتشم خاموش شود اما ترسیدم از اینکه خدایی نکرده هم آبروریزی شود و هم اینکه خانومم بفهمد زندگیم سیاه می شود. از شما استاد عزیز تقاضای کمک دارم. ممنونم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر بتوانید راه رجوع به حضرت ربّ را پیدا کنید و با قدم‌گذاشتن در آن راه، خود را بیابید؛ این نوع امیال وَهمی از قدرت و حاکمیت فرو می‌افتد. پیشنهاد بنده آن است که ابتدا کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» را مطالعه فرمایید و سپس به سیر مطالعاتی که بر روی سایت هست، مشغول شوید. موفق باشید

18857
متن پرسش
عرض سلام خدمت استاد گرامی: در برهان صدیقین گفته شد که موجودات تجلی وجود مطلق و عین ربط به او هستند. به بیان دیگر همان حقیقت اند اما به نازله. در کتاب خویشتن پنهان در قسمت رابطه روح انسانی با خدا فرمودید خداوند به آن معنا روح ندارد و نسبت دادن روح انسان به خود به جهت شرافت است. حال اگر وجود انسان نازله وجود خداوند است جه ایرادی دارد بگوییم نفس یا روح نازله روح خداوند است؟ تشکر.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: از آن جهت که وقتی گفته می‌شود خدا روح دارد در ذهن می‌آید که پس جسمی هم باید داشته باشد. لذا معنا ندارد که برای خدا بگوییم روح دارد، ولی اشکال ندارد بگوییم باطنِ هر روحی و باطن هر مخلوقی حضرت حق می‌باشد. موفق باشید

31639

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و احترام: استاد شما با توجه به احاديث فرموديد به آنچه از رزق به ما مي رسد راضي باشيم و به دنبال بيش از آن نباشيم چرا كه همان براي ما كافي است. سوال بنده اين است كه گاهي تشخيص اينكه بر آنچه داريم متوقف شويم يا بايد جلوتر برويم دشوار است زيرا ناخواسته فرصت هايي پيش مي آيد كه انسان مردد مي شود كه دنبال كردن آنها منجر به غفلت مي شود، يا رزقي است كه خير در آن است. مثلا براي بنده از راهي كه فكر نمي كردم يك فرصت مهاجرت پيش آمده. آيا بايد آن را دنبال كنم يا به زندگي فعلي ام راضي باشم؟ هر دو از نزد خداست. انتخاب چگونه بايد صورت گيرد؟ متشكرم
متن پاسخ

اسمه تعالی: سلام علیکم: حفظ طمأنینه قلب در این موارد ملاک ورود و عدم ورود در این مسائل می‌باشد. موفق باشید

30643

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: ۱. بنظر می‌رسد نفس رحمانی عام تر از کون جامع باشد گرچه هر دو از عرش تا فرش هستی کشیده شده اند تایید می فرمایید یا اینکه این دو یکی هستند؟ ۲. انسان کامل لابشرط قسمی است یا مقسمی و در فرض اخیر تفاوتش با ذات باری که او نیز مقسمی است چیست؟ ۳. جناب منوچهر خادمی در مقاله لاادری بودن عرفا در مقام ذات است اعتبار دیگری که در آن نه لحاظ با غیر، که مفاد لابشرط مقسمی است درنظر گرفته می شود و نه عدم لحاظ با غیر را اثبات کرده و این اعتبار را مناسب ترین لحاظ برای ذات غیبی حق دانسته است که لوازمی همچون پذیرش اجتماع نقیضین را در پی دارد در کتاب حکمت انسی مرحوم معارف هم فکر کنم اشاره داشتند برخی عرفا مقام ذات را ورای لابشرط مقسمی می‌دانند حال آن مطلب جناب خادمی و یا این مطلب معارف مورد تایید شماست؟ یا همان مقسمی را مقبول می‌دانید و یا به شرط لا که به حکمایی چون صدرا نسبت داده می‌شود. https://www.google.com/url?q=http://wisdom.ihcs.ac.ir/article_1109_abf5b8e86576ec5828b29ca1e8ef8d52.pdf&sa=U&ved=2ahUKEwjf5oygnNvvAhXUtXEKHW9PDqkQFjADegQICRAB&usg=AOvVaw1zvP9WF-tQHIG8LTQjm7VK
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ابداً این نوع مباحث را نباید در محدوده‌ی سؤال و جواب دنبال کرد زیرا هر کدام از این واژه‌ها به اعتبارهای مختلف و نسبت‌هایی که پیش می‌آید، معنای مختلف دارند. مثل همان نَفَس رحمانی و کون جامع، که به یک اعتبار، یکی هستند که تازه باید معلوم شود آن اعتبار کدام است و برعکس. موفق باشید

29000

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: استاد بنده گاه حس می‌کنم روحم به جسمم شبیه نیست و این دو با هم مطالب نمیشم شایدم هم دلیلش اینه که شما فرمودید تاریخ مردونه هست. البته وقتی توجهم زیاد میشه این رو متوجه میشم ولی حواسم پرت اینوحس نمیکنم ۲. استاد تطبیق این دو مطلب را نمی‌فهمم که: انسان مظهر اسم ام یلد ولم یولد یا صمد میتونه باشه و این با بچه دار شدن انسان چطور تطبیق داره؟ ۳. استاد اگر آدم خیلی استاد معنویش بالا باشه ولی مجبور باشه به خاطر معاشش تو محیط عادی سرکاربره مشکل داره؟ گاه حس می‌کنم نکنه شان معنویات پایین بیاد از طرفی اوقاتی میشه چون روسرم کار عملی نیست و از طرفی درآمدی از خودم ندارم مجبورم زیر بار افرادی برم که ذلت برام میاره. استاد چه کنم من به شدت حس می‌کنم از همه نظر باید استقلال داشته باشم تا بتونم اهداف معنویم رو جلو ببرم و گاه با این حرف از طرف اطرافیان مواجه میشم که اگر شما مباحث معنوی دنبال می‌کنی نباید دنبال کسب درامد باشی. ۳. استاد عزیز پیرو صحبت شما وارد مباحث تولید محتوی و مباحث مربوط به فیلم و اینهاشدم فکر می‌کنم به عنوان یه خانم خیلی کارها میشه کرد ولی فضا از معنویاتم کم میکنه به نظر شما بیام بیرون یا ادامه بدم گمان می‌کنم عناصر با ایمان و اینه افراد تاثیر فیلم رو نفوس را خیلی متوجه نمی شن داره تولید محتوایی نه اونطور که باید باشد میکنه چه کنم استاد عزیز به شخصه وقتی نه توی اجتماع و برای خودم غریبانه ام حس حضور حق در من شدیدتره ولی از طرفی اسلام فردی اطرافیان که فقط خودشون ملاکن نمیگذارن اروم بگیرم چه کنم؟ متاسفانه اون افرادی که دورکن هستن اول خیلی به اجتماعی بودن و و... خیلی معتقد بودن وقتی می‌بینم ممکنه یه سری مشکلات براشون پیش میاد برگشتن به اینکه نه همین مدل که کاری به کسی نداشته باشن و دینداری شخصی خودشون رو کنن خوبه و حرفشون اینه ما باید فقط به فکر اصلاح خود باشیم یه جورایی هر وقت پای سختی پیش میاد فرار. ۴. استاد شما فرمودید در مبحث زن ما پهلوان خانم نمیخایم ولی بالاخره ما برای بعضی امور به اعمال قدرت نیاز داریم این دو تا چطور جمع میشه؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! انسان باید در ابعاد مختلف خود را رشد دهد و به یک معنا از همان جهت که خداوند حقایق اسماء خود را متجلی می‌کند، انسان‌ها می‌توانند فرزندان خود را به ظهور آورند. از آن طرف فراموش نکنیم که باید «دست در کار و دل با یار باشد»، مگر آن‌که فضا آن‌چنان گناه‌آلود است که امکان حضور معنوی را از انسان بگیرد وگرنه طبیعی است که ارتباط با خلق، بعضاً موجب غفلت می‌شود و در همین رابطه پیامبر خدا «صلوات‌الله‌علیه‌وآله» که هرگز غفلتی بر جان مبارکشان جاری نمی‌شد، می‌فرمایند هر روز ۷۰ بار استغفار می‌کنم به جهت آن‌که قلبم تیره می‌گردد. در مورد نکته‌ی آخر پیشنهاد می‌شود جزوه‌ی «حضور نرم و نقش مؤثر زن در این تاریخ» که روی سایت هست، مطالعه شود. موفق باشید

27300

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسمه تعالی بازخوانی هویت دینی و ملی محضر شریف استاد سلام علیکم: حضرت آیت الله مصباح بر چه مبنایی می فرمایند شیطانی ترین شبهه در شبهات دینی نظریه تاریخ مندی فهم دین و یا همان قرائت های مختلف از دین است؟ آیا افرادی مثل شلایخر ماخر دیلتای جناب استاد هایدگر و یا شاگرد او گادامر پا در مسیری شیطانی نهاده اند؟ آیا با تمام احترامی که برای جناب مصباح قائل هستیم این کلام ایشان را درست می دانید؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌آید نباید منظور آیت اللّه مصباح مواردی باشد که امثال هایدگر و گادامر به عنوان «اعصارِ وجود» مطرح می‌کنند، باشد وگرنه با آیه‌ی «کلّ یومٍ هو فی شأن» مشکل پیش می‌آید. احتمالاً ایشان نگرانِ نسبی‌کردنِ حقیقت هستند، نه تجلیات حقیقت در اعصار مختلف. موفق باشید

نمایش چاپی