بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
8211
متن پرسش
سلام ببخشید در جایی فرمودید گریه ما برای امام حسین ع اگر گریه واقعی باشد درواقع گریه دوری از مقام است این سوال پیش می آید که گریه ایمه ع برای امام حسین ع برای چیست؟
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: آری همین‌طور است. امام حسین«علیه‌السلام» در مقام ظهور آن مقام کاری کرد که مثل دیدن عبودیت بود که رسول خدا«صلواة‌اللّه‌علیه‌وآله» در فاطمه«سلام‌اللّه‌علیها» می‌دید، عبودیتی که مقصد جنّ و انس بود. کربلا محل ظهور اوج عبودیتی است که همه‌ی اولیاء و انبیاء در تلاش به صحنه‌آوردن آن بودند. موفق باشید
31805

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم جناب استاد: اخیرا جناب دکتر عبدالکریمی با جناب سروش دباغ مناظره ای در مورد رساله قبض و بسط دکتر سروش داشتند و طبق نظر آقای عبدالکریمی این رساله تحت تأثیر فضای کانتی و دلالت بر نوعی سوبژکتیویسم و بی بنیادی معرفت دینی دارد که منجر به گرایش به نهیلیسم در بین تأثیرپذیران از آن رساله می‌شود و شده است. بنده هم در این باره تحلیلی نوشتم برای نقد و نظر خدمت تان ارسال می‌کنم. جالب است که در این موضوعات آقای عبدالکریمی با ما همگرا هستند گرچه برخی عبارات ایشان در مورد انقلاب اسلامی به نظرم از سر مسامحه و کلی گویی بیان می‌شود و قابل نقد است: نقدی که جناب دکتر عبدالکریمی بزرگوار مطرح می‌کنند (با قطع نظر از مقدمات فلسفی ایشان) منطبق با برداشت بسیاری از منتقدین و حتی همدلان با رساله هم هست. چرا که هم جریان روشنفکران غیردینی پروژه سروش را مقدمه گذر کامل از امر دینی تلقی کردند (و نه ادعای اصلاح آن)، و هم جریان حوزوی آن رساله را نوعی بی‌بنیاد کردن هر معرفت دینی فهم کردند. به راستی هر کسی قبض و بسط را می‌خواند با اثری رو به رو است که آنچنان نقش تحولات معرفت بشری در معرفت دینی را پررنگ و بلکه مطلق می‌کند که انگار هیچ فهم تاریخی از دین نمی‌تواند از گزند این تحولات به دور باشد و روشن است که نتیجة منطقی مزمر در این بیان این است که عمده آنچه بشر در گذشته از دین فهمیده خرافات بوده است! علامه طهرانی که در پست قبلی به ایشان اشاره کردم در نقد مفصل خود که در حقیقت رساله‌ای مستقل است نشان می‌دهند که معدود مثال‌هایی که آقای سروش برای تأثیر تحول معرفت بشری در معرفت دینی ارائه کرده‌اند هیچ کدام خدشه‌ای به امهات و اصول عقاید اسلامی خصوصاً بنا به فهم فلاسفه و عرفای اسلامی وارد نمی‌سازد. ما به سختی می‌توانیم مثالی بیشتر از اثر نقض نظریه افلاک در نقض نظریه فلسفی عقول دهگانه برای تز آقای سروش بیابیم و حتی با نقض عقول دهگانه از حیث تعدادشان، باز همه چیز نابود نمی‌شود و ادلة عالم عقل به نحو عام هنوز پابرجا است. این از آن جهت است که فلاسفه اسلامی عمده بنیان متافیزیک خود را بر برهان‌های عقلی مستقل از تجربه حسی استوار کردند و این چنین ذاتاً فلسفه خود را از گزند تحولات دانش حسی مصون کرده‌اند و اتفاقاً اگر نظریه عقول دهگانه هم نقض شده از این جهت است که مقدمه این نظریه، تجربی و متخذ از مسلمات علمای طبیعی زمان خودشان بوده است و نه مقدمات بدیهی. نظریه تکامل داروین نیز به طور قطع ناقض امکان خلق یا ظهور دفعی آدم و حوا در عالم طبیعت نیست چنان که خلق دفعی و تدریجی هر دو در قرآن اشاره شده است. تمام آنچه علمای اعصاب در این‌همانی مغز و ذهن ادعا کرده‌اند هم امروز در مباحث فلسفه ذهن به شدت مورد اشکال و ایراد است. پس کجا است آن نظریات علمی که بنا به ارتکازات و القائات دکتر سروش شناخت قدماء از دین را کن فیکون کرده باشد؟ چنان که جناب دکتر عبدالکریمی به درستی اشاره کردند، رساله قبض و بسط با تمام طول و تفصیلش چیزی بیش از توضیح واضحات نیست (این که معارف بشری کم و بیش روی هم دیگر اثر دارند) و این برای هر معرفتی صادق است اما تأکیدات و مبالغات آقای سروش بر اثر این تحولات بر معرفت دینی خواسته یا ناخواسته دلالت بر نوعی شکاکیت رادیکال و سوبژکتیویسم مفرط دارد که اثر آن بر اذهان روشنفکران و اهل اندیشه نوعی بی اعتمادی به کل سنت دینی و در نهایت رویگردانی از دین بوده است! این گونه به نظر من آقای سروش خواسته یا ناخواسته در بسط نهیلیسم و رویگردانی از دین در جامعه ایران بعد از انقلاب تأثیر بسزایی داشت و البته تاریخ ایشان را مسئول خواهد دانست! #پرسش_از_عبدالکریمی

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اتفاقاً سومین جلسه این مناظره را هم بنده دنبال کردم. سخنان آقای عبدالکریمی همان نکاتی بود که چند سال پیش در مقاله‌ای در نقد تئوری قبض و بسط شریعت فرمودند و به نظر بنده نقد به جایی است و به همین جهت در سال‌های پیش که جهت رونمایی از کتاب «پایان تئولوژی» آقای دکتر عبدالکریمی، آقای دکتر داوری را دعوت کرده بودند؛ آقای دکتر داوری نیز مؤید آن مقاله بودند. به نظر بنده بخواهیم و نخواهیم تئوری «قبض و بسط شریعت» اگر هم به ادعای آقای سروش دباغ امری است کلامی؛ به هر حال موضوع، موضوع شریعت است و نمی‌تواند طوری مطرح شود که گویا ساحت قدسی در مقابل خواننده آن موضوعیت ندارد. در همین جلسه سوم افرادی که به طرفداری از آقای سروش برآمدند به نظر بنده متوجه دغدغه آقای عبدالکریمی نبودند. بنده همان سال‌ها مطلبی در نقد نظریات آقای سروش نوشتمhttps://lobolmizan.ir/leaflet/219
با این‌همه عنایت داشته باشید که بحث «غیاب ساحت قدس» که دکتر عبدالکریمی بدان می‌پردازد، عملاً در بعضی موارد ما را از سایر ابعاد دین و فقاهت دینی جدا می‌کند یعنی به جایگزینی مطالبی که آقای دکتر عبدالکریمی پیشنهاد می‌کنند در جای خود باید حساس بود. موفق باشید

 

31677

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد عزیز: خدا قوت. در تفسیر المیزان در مورد آیه ۱۰۶ سوره مبارکه یونس آمده: دو تعبير شريف در اين آيه شريفه. در اين آيه دو تعبير لطيف آمده: يكى اينكه وقتى سخن از دعاء دارد، تعبير «ما لا ينفعك و لا يضرك» - ما: چيزى كه - را آورده و چون سخن از عبادت دارد، تعبير «الذين تعبدون من دون اللّه» - الذين : كسانى كه - را مى آورد، و لطف اين دو تعبير از اين جهت است كه عبادت به حسب طبع اقتضاء دارد كه معبود داراى عقل و شعور باشد، و معلوم است كه درباره چنين معبودى بايد تعبير «الذين» آورده شود، ولى دعا هر چند كه همواره و توأم با عبادت و خود نوعى عبادت است، ليكن وقتى مدعو متصف باشد به صفت «لا ينفع و لا يضر» ديگر جا ندارد تعبير الذين آورده شود، چون اين تعبير ذهن شنونده را دچار اشتباه مى سازد، و شنونده خيال مى كند كه هر موجودى كه مصداق تعبير «كسانيكه» باشد، يعنى صاحب علم و عقل مى تواند نافع و مضر باشد، بدين جهت به جاى آن تعبير، تعبير «چيزى» كه را آورد تا اشاره كند به اينكه اين خدايان كه شما دست به دعايشان بر مى داريد جمادند، و در حق جمادات كسى اين احتمال را نمى دهد كه روزى اراده نفع رساندن و يا ضرر زدن كنند. میشه لطفا واضح تر توضیح بدین. در حال حفظ هستم و رجوعی به تفسیر داشتم ولی متوجه عبارات فوق نشدم. سوال ۲: استاد گرامی دبیر کامپیوتر دوره متوسطه هستم. چگونه می توانم دانش آموزانم را از پوچی گرایی نجات دهم و دید آنها را نسبت به زندگی عوض کنم؟ کتابی یا سخنرانی یا ..؟ لطفا مرا راهنمایی کنید. سوال ۳: عاشق قرآن هستم و دوست دارم که بهتر بفهمم و از ظاهر قرآن فراتر بروم و علاوه بر حفظی که انجام میدم عمق هم پیدا کنم. آیا مثلا تحصیل در رشته قرآن و حدیث یا... می تونه کمک کنه؟ چه کنم؟ سوال ۴: لطفا منبعی کامل برای مطالعه تاریخ اسلام و وقایع آن معرفی بفرمایید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. همچنان‌که علامه طباطبایی می‌فرمایند بحث در آن است که شرک، نفی شود و بیان می‌کنند که شرک، انسان را در زمره ظالمین وارد می‌نماید و آدمی مستحق مجازات‌هایی می‌شود که خداوند در کلام خود به ظالمین وعده داده است. لذا خداوند می‌فرماید: غیر از خداوند کسی را به عنوان منشأ اثر نخوانید، در حالی‌که نه برای شما توان ایجاد نفعی را دارد و نه توان دفع ضرری را. ۲. بقیه جواب سؤال خود را در جواب سؤال شماره 31672 دنبال بفرمایید. موفق باشید

31023
متن پرسش
عرض سلام و ادب و احترام خدمت استاد محترم: وقتتون بخیر و عافیت. سوالی در رابطه با روح داشتم که در سوره ی مبارکه ی قدر و آیات دیگر قرآن کریم به آن اشاره شده است. «تنزل الملائکه و الروح...» «قل الروح من امر ربی» آیا روح که در لیلة قدر بر زمین نازل می شود و از امر پروردگار است، همان حقیقت وجودی انسان کامل است که بر حقیقت قرآن کریم انطباق دارد؟ این موضوع با این حقیقت که باطن لیلة القدر وجود مبارک صدیقه ی طاهره ی کبری است را چطور می توان بیان کرد؟ا با توجه به این حقیقت که علامه حسن زاده ی آملی اشاره فرمودند که عالم آفرینش از اتحاد نور وجود امیرالمومنین (ع) به عنوان عقل کل و نور وجود صدیقه طاهره ی کبری (س) به عنوان نفس کل بوجود می آید می توان گفت، در شب قدر نزول روح به عنوان عقل کل و ملائکه به عنوان قوای عقلی در ظرف لیلة القدر، قرآن یا حقیقت وجودی انسان کامل را تشکیل می دهد که بر قلب مطهر امام عصر (عج) در عالم دنیا نازل می شود؟ با تشکر از زحمات شما، اجرتون با بی بی صدیقه ی طاهره (س)
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هرچه هست مقام روح آن‌چنان بالا است که حضرت حق آن را به خود نسبت می‌دهند و می‌فرمایند: «روحی». حال مظاهر تامّ و تمام آن روح، اولیای معصوم «علیهم‌السلام» هستند و به گفته حضرت صادق «علیه‌السلام» درک شب قدر به عنوان شبی که روح نیز در آن نازل می‌شود، با نظر به مظهر مبارکی چون حضرت صدیقه طاهره «سلام‌الله‌علیها» بهتر درک می‌شود. در موضوع نظر به جایگاه حضرت زهرا «سلام‌الله‌علیها» و در مقایسه با حضرت مولا «علیه‌السلام»، آری! آن تشبیه آیت الله حسن‌زاده تشبیه خوبی است. موفق باشید

30643

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: ۱. بنظر می‌رسد نفس رحمانی عام تر از کون جامع باشد گرچه هر دو از عرش تا فرش هستی کشیده شده اند تایید می فرمایید یا اینکه این دو یکی هستند؟ ۲. انسان کامل لابشرط قسمی است یا مقسمی و در فرض اخیر تفاوتش با ذات باری که او نیز مقسمی است چیست؟ ۳. جناب منوچهر خادمی در مقاله لاادری بودن عرفا در مقام ذات است اعتبار دیگری که در آن نه لحاظ با غیر، که مفاد لابشرط مقسمی است درنظر گرفته می شود و نه عدم لحاظ با غیر را اثبات کرده و این اعتبار را مناسب ترین لحاظ برای ذات غیبی حق دانسته است که لوازمی همچون پذیرش اجتماع نقیضین را در پی دارد در کتاب حکمت انسی مرحوم معارف هم فکر کنم اشاره داشتند برخی عرفا مقام ذات را ورای لابشرط مقسمی می‌دانند حال آن مطلب جناب خادمی و یا این مطلب معارف مورد تایید شماست؟ یا همان مقسمی را مقبول می‌دانید و یا به شرط لا که به حکمایی چون صدرا نسبت داده می‌شود. https://www.google.com/url?q=http://wisdom.ihcs.ac.ir/article_1109_abf5b8e86576ec5828b29ca1e8ef8d52.pdf&sa=U&ved=2ahUKEwjf5oygnNvvAhXUtXEKHW9PDqkQFjADegQICRAB&usg=AOvVaw1zvP9WF-tQHIG8LTQjm7VK
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ابداً این نوع مباحث را نباید در محدوده‌ی سؤال و جواب دنبال کرد زیرا هر کدام از این واژه‌ها به اعتبارهای مختلف و نسبت‌هایی که پیش می‌آید، معنای مختلف دارند. مثل همان نَفَس رحمانی و کون جامع، که به یک اعتبار، یکی هستند که تازه باید معلوم شود آن اعتبار کدام است و برعکس. موفق باشید

30081

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام و عرض خسته نباشید: می خواستم بدانم از نظر شما تاثیر گذاری روی بچه های دبستانی موثر تر است و در نفسشان پایدارتر است یا مقاطع بعدی؟ و اینکه برای اینکه در امر هدایت دیگران بخواهیم وارد شویم طلبگی بهتر است یا وارد شدن در مدارس که سن کمتری دارند؟ (لطف می‌فرمایید دقیق پاسخ بفرمایید) آرزوی توفیق جنابعالی
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هر دو خوب است و بستگی به شرایط و روحیه‌ی شما دارد. دبستان بسیار مهم است ولی همه نمی‌توانند در آن فضا فعالیت کنند. از طرفی بین طلبگی و معلمی باید ببینید که خداوند کدام را پیش می‌آورد زیرا هر دو نوع حضور، حضورهای با برکتی می‌تواند باشد. موفق باشید

29794
متن پرسش
با عرض سلام; پاسخ دکتر رضا منتظر (پزشک و محقق در حیطه طب ایرانی اسلامی) پیرو پرسش۲۹۷۴۹ به نام یگانه مبداء مهربان هستی با عرض سلام خدمت استاد گرامی جناب آقای طاهر زاده افتخار دارم خدمت حضرتعالی درس پس بدهم در مورد جایگاه آزمون و خطا در علم پزشکی فرازهایی از کتاب «طب اسلامی در آینه وحی» را تقدیم می کنم: «وجود برخی اظهار نظرهای ضد و نقیض در جهان پزشکی می تواند ناشی از اتکاء صرف به تجربه بشری باشد. این که هر از گاهی دارویی با تبلیغ فراوان وارد بازار شده ولی بعد از مدتی به خاطر عوارض کشنده اش جمع آوری می شود و این که یک روز می گویند فلان ماده غذایی مفید است و روز دیگر ضررهایش را بر می شمارند ناشی از بی توجهی به آموزه های وحی است. چه بسا رویکرد به «طب اسلامی» با تعریف صحیح آن، موجب شود در تحقیقات، دامنه آزمون و خطای ما محدودتر شده و سریع تر به پاسخ معماهای پزشکی برسیم.» «شایسته است دامنه تحقیق، تجربه و تجویز ما متمرکز بر داروها و روش های مورد تایید وحی باشد. البته این بدان معنی نیست که در طب اسلامی مانند برخی افراد ساده اندیش تنها بر اساس مفهوم ظاهری یک آیه یا روایت به قطعیت برسیم و نسخه تجویز کنیم بلکه ابتدا مجموع آیات و روایات در یک موضوع با تعقل و رعایت اصول علم حدیث بررسی شده آنگاه دریافت ها مورد آزمون عملی قرار گرفته در بوته تجربه محک می خورد.» «همان طور که گفتیم باور به این حقیقت که مبداء دانش پزشکی خداوند متعال و تعالیم انبیاء الهی است اولین و مهمترین مبنا در طب اسلامی است. این دیدگاه موجب می شود که در پزشکی تعالیم وحی را پذیرفته و در تحقیق، آزمون و خطای خود را بر آموزه های وحی متمرکز کنیم و برای داروها و روش های ناشناخته و مبهم اصالت قائل نشویم.» با این توضیح ما آزمون و خطا را در علم بشری می پذیریم ولی دامنه آن را به اخبار رسیده از منابع دینی محدود می کنیم. با این روش از سرگردانی نجات یافته سریع تر به درمان بیماریها پی می بریم. خداوند شما را حفظ فرماید. دکتر رضا منتظر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با تشکر از آقای دکتر رضا منتظر. خوب است که کاربران محترم نظر استاد را بدانند که ایشان معتقدند در بستر رهنمودهای وحی، جریان آزمون و خطا را باید ادامه داد تا به اشتباهات طبّ جدید گرفتار نبود. که البته نکته‌ی قابل توجهی است. موفق باشید

29739

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام بر استاد: سوالی مطرح شده بود در مورد سخن یکی از عرفا که برخی از جهنمیان بعد از خروج از جهنم در رتبه بالاتری نسبت به برخی بهشتیان قرار می‌گیرند و بنظرم شما فرمودید از نظر عمل مشکل داشتند و از نظر معارف بهتر از آن بهشتیان بودند. ۱. جایگاه العلم حجاب الاکبر چیست؟ آیا مواخذه نمی‌شوند شما عالم بودید چرا عامل نبودید؟ ۳. این معارف باید در چه سطحی باشند تا موجب سعادت شوند همین که بخوانیم یا تصدیق عقلی لازمست یا نه مراتب بالاتری لازمست؟ ۴. اگر معارف خود را در حد مثلا امام یا علامه برسانیم اما در بند عمل نباشیم نهایتا به مقام آنها می‌رسیم؟ چون این معارف ملکه آن فردست چگونه در جهنم ولو موقتا از فرد گرفته می‌شود و آیا ممکنست فرد در عین اینکه در جهنم است در همان حال در بهشت باشد چون ملکات متضاده دارد؟ ۶. اگر فرد گناهانی مرتکب شده است که مستلزم خلودست مثل قتل در عین حال معارفش خوب باشد باز نجات می یابد؟ آیا این نجات نهایی مختص معارف است یا اگر کسی مثلا انسان صادقیست اما شهوتران است ملکه صدق او را نجات خواهد داد؟ ۸. آیا می‌شود گفت اگر فرد فقط یک صفت نیک را ملکه کرده باشد نور آن صفت او را نهایتا نجات خواهد داد و کسانی مخلد دوزخند که هیچ ملکه حمیده ندارند به نام امام رضا هر ۸ تا را پاسخ دهید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آن معارف که در عالم غیب و قیامت مطرح است، عین عمل است و بیشتر، حالت حضوری دارد و مباحثی که ذیل آن مطرح فرمودید با توجه به این امر منتفی است. موفق باشید

28772
متن پرسش
سلام علیکم: آیا رشد فساد و تباهی و ستم از نشانه های حتمی ظهور بقیه الله الاعظم (عج) است و حتما باید فساد تشدید شود و عرصه برای تحقق دیانت و قسط سخت شود؟ چون بعضی اساتید اشاره کرده اند بعضی از این روایات مربوط به شب تاریک و ظلمانی و قبل از طلوع فجر صادق پیش از ظهور حضرت و حضور ملتی است که مسیر را برای قیام جهانی فراهم می‌کند و حتی شهید آوینی آن فجر صادق را انقلاب اسلامی و حضور حضرت امام (ره) می‌دانند و معتقدند این روند ظهور و بروز ستم گرچه وجود دارد ولی به سبب ظرفیتی که ایجاد می‌شود، اراده تحقق قسط ایجاد می‌شود و تا حدی محقق هم می‌گردد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همچنان‌که قبلاً عرض شد وجود این فسادها و تباهی‌ها در این شرایط که بحمدللّه رهبر انقلاب، سکّان انقلاب را در دست دارند امری است ضروری، تا جبهه‌ی توحید از این آلوده‌ها و الودگی‌ها پاک شود و انقلاب با قدرتی که در ذات خود از خود نشان داده این طوفان‌های آلوده را از سر به در کند و با پاکیِ تمام در آینده‌ی خود حاضر شود. موفق باشید

28154

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد عزیزم: استان جان! بنده فارغ التحصیل رشته حقوق هستم و با شرکت در آزمون های وکالت و قضاوت می توانستم و می توانم قاضی و وکیل گردم. مضافا شغل شریف پاسداری. اما حقیقت امر آن است که بنده احساس می‌کنم باید خود را برای حضور در قوه مجرییه و مقننه آماده کنم که الحمدلله در حال آماده سازی خود در جمیع ابعاد هستم؛ چرا که رفع ریشه مشکلات و موانع انقلاب در این دو قوه صورت می گیرد، همچنانی که حضرت آقا در دیدار با دانشجویان فرمودند: « راه علاج مشکلات کشور استقرار دولت جوان حزب الهی است» یادآوری می شود که بنده در سن ۲۷ سالگی قرار دارم اما این احساس تکلیف باعث نشده راه صحیح تر و برتر را دنبال نکنم و تن به کاری دهم که برای انقلاب در اولویت و فوریت نیست و در عین تحمل برخی فشار ها و سختی ها بر خود به شدت صبورانه امیدوارم فرجی حاصل گردد. چرا که رزق و شغل بنده با انقلاب اسلامی گره خورده است. احساس و نظر شما با این نگرش و انتخاب چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر خوبی است. با این‌همه نباید برای خدا تکلیف معلوم کنید. اگر کاری و باری پیش آمد، از آن استقبال کنید، هرچند این نکته‌ی خوبی است که می‌فرمایید رزق و شغل خود را به انقلاب گره زده‌اید. موفق باشید

28119
متن پرسش
سلام علیکم و رحمه الله: آقای زائری در مطلبی گفته اند و مطلبی مطرح کردند که برایم شبهه ایجاد کرد. ایشان گفته اند تا از ریزشهای نسل جدید حرف می‌زنیم به جوانانی که به پیاده روی اربعین یا راهپیمایی ۹ دی رفته اند، اشاره می‌کنند خب در زمان شاه هم جوانانی جاوید شاه می‌گفتند اما اشتباه پهلوی این بود که از جمعیت خاکستری و ظاهرا خاموش جامعه غفلت کرد و به همان جوانانی که جاوید شاه می‌گفتند دلخوش کرد. در نقد این مطلب و بحث می‌خواستم ابهامم رفع بشه و در جواب این عنوان آقای زائری چی میشه گفت و نوشت؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر کسی متوجه‌ی حضور اراده‌ی الهی در این تاریخ باشد که شواهد فوق‌العاده زیادی را می‌تواند در این رابطه بنگرد، هرگز و هرگز این نوع مقایسه‌ها را نخواهد داشت. چنین افرادی اگر در صدر اسلام هم مواظب نبودند با نظر به سقیفه بین حضور اسلام در آن تاریخ و جاهلیتِ گذشته تفاوتی نمی‌دیدند. زیرا با «غدیر» یعنی با حضور اراده‌ی الهی برای تحول تاریخ شرک در غفلت بودند. موفق باشید

26899
متن پرسش
سلام و عرض ادب: شهید آوینی در کتاب آغازی بر یک پایان می نویسند که باید جسم این قالب را در روح اعتقادات و فرهنگ خویش مستحیل کنیم و در عین حال مراقب باشیم بدام توسعه گرایی و تکنوکرات بودن نیفتیم. مقصود از استحاله جسم قالب_که همان عناصر مفید علمی و تکنیکی غرب است_در روح اعتقادات و فرهنگ ما چیست؟ مگر ابزار و عناصر، حامل یک فرهنگ نیستند و به یاد دارم خود شما هم در کتاب فرهنگ مدرنیته و توهم و گزینش تکنولوژی از دریچه بینش توحیدی، بارها روی این بحث تاکید داشتید؛ پس چگونه جسم قالب ها و عناصر فرهنگ و تمدن مدرنیته بعنوان نقطه مقابل گفتمان انقلاب اسلامی، قابل استحاله در روح اعتقادی و فرهنگی ما هستند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در همان کتاب‌ها نیز از قول شهید آوینی این نکته مطرح است که اگر انسان نسبت به روح تکنولوژی، خودآگاهیِ لازم را پیدا کند می‌تواند از آن‌ها نیز در مسیر تحقق اهداف خود بهره‌مند شود کاری که خود آن شهید در مجموعه‌ی «روایت فتح» انجام داد وگرنه مردم معمولی اگر جسم و قالب تکنیک را گرفتند، ناخودآگاه روح عربی آن را نیز وارد زندگی خود می‌کنند. موفق باشید

26607

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام و عرض ادب: توصیه و دستوراتی برای ماه شریف رجب نسبت به حال این حقیر سرا پا گناه دارید استاد؟ در این ماه دعایمان بفرمایید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نحوه‌‌ی بودن خود که عین اتصال به بودنِ حق است فکر کنید. جزوه‌ی «در جستجوی عشق» مربوط به بودنی که در یادمان هویزه انسان احساس می‌کند را در پیام‌رسان سروش ارسال کردم. موفق باشید

25611
متن پرسش
سلام و عرض ادب خدمت حضرت استاد: غرض از مزاحمت، گفتم در این اوضاع احوالتان را بپرسم، خیالم راحت شود. نمی دانم چرا اصلا نه ترسی نه وحشتی از این اوضاع در دلم نیست، حتی ذره ای ... در صورتی که پایگاه را پشت خانه ما آتش زدند و تمام شیشه های منزل ما شکست و یک نفر را در ساختمان ما اشرار کشتند. در چنین وضعی کوچکترین رعبی در دلم نیست، و این کار ها را در حد یک سری کارهای مسخره و بچه گانه بیشتر نمی دانم و گمان می کنم دارند به بلوغ انقلاب کمک می کنند، یعنی این شیوه بهم ریختن کشور نیز دارد از اثر میفتد، و عبور از آن دارد صورت می گیرد، درست است شاید برخی کشته شوند. ولی ولله راضی ام یکی از کشته شدگان من باشم، ولی انقلاب زودتر به بلوغ خود برسد، لذا کوچکترین ترسی در دل ندارم. ناراحتی دارم از ناراحتی ضربه خوردگان از اشرار، ولی ترس را بی معنی می دانم. از حضرت استاد هم التماس دعا داریم. کوچک شما. یا علی
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور که متوجه شده‌اید دشمنان این انقلاب تا این اندازه از نظر هویت، تقلیل یافته‌اند. یعنی خدا خواست به ملت ما بفهماند دشمنان‌شان در حدّ اشرار بی‌سر و پایی هستند که هیچ ارزش انسانی را رعایت نمی‌کنند و ادعاهای فکری و فرهنگی، دروغی بیش نیست و این خبر از عزّت تاریخی انقلاب اسلامی می‌دهد و این‌که چرا رهبر معظم انقلاب متوجه شدند اهل اندیشه به جای نقد افراطی به تصمیمات سران سه قوه نسبت به تصمیمی که در رابطه با قیمت بنزین گرفته‌اند؛ موضوع را به یک اصل مهم سیر دادند و انقلاب را وارد جبهه‌ی مقابله با دشمن با هویت اشرار بنمایند و در این راستا مثل همیشه معلوم شود که در این جبهه نیز دشمن شکست‌ خورده و انقلاب اسلامی به جهت کلیّت توحیدی‌اش پیروز است. کلان‌نگریِ رهبر معظم انقلاب «حفظه‌اللّه» در تقویت تصمیم سه قوه، حکایت از آن دارد که نباید برای «یک دستمال، قیصریه را آتش زد». اصلِ اصل‌ها آن است که حفظ نظام به تقویت تصمیمی است که سه قوه گرفته‌اند و فرع قضیه آن است که اگر تبعاتی هم آن تصمیم پیرو خود دارد اصل را فدای فرع نکنند. یعنی برای آبادکردنِ دهی نباید شهری را خراب کرد. امید است که ما نیز در زندگی خود، این نحوه فهم را داشته باشیم، وگرنه قصه‌ی ما قصه‌ی آن کاریکاتوری است که طرف تا نیمه در لجن فرو رفته بود و همه‌ی حواسش مشغول مگسی بود بر روی دستش نشسته است. برای کارهای بزرگ که از همه بزرگ‌تر، امنیت یک کشور است، هر کار دیگری کوچک است. موفق باشید.

24493

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم استاد عزیز. ببخشید جواب سوال ۲۴۴۴۰ در کانال نبود. لطفا بگذارید. دوم اینکه برای پیگیری صوتهای درس فصوص کجا مراجعه کنم؟ ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عرض شد: ۲۴۴۴۰. باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر ذوق و علاقه‌ی لازم را داشته باشید، کار خوبی است. ۲. پس از مطالعه‌ی فصّ آدمی و فصّ شیثی که بر روی سایت هست، به جناب آقای نظری به شماره‌ی ۰۹۱۳۶۰۳۲۳۴۲  جهت ادامه‌ی کار رجوع فرمایید. موفق باشید 

23917

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: جناب استاد این بحث با دیگری و مطالب امانوئل انسان را یاد شعر معروف سعدی که بنی آدم اعضای یک پیکرند / که در آفرینش همه از یک گوهرند/ تو کز محنت دیگران بی غمی / نشاید که نامت نهند آدمی / می اندازد و آن نکته ای که شهید مطهری بیان می کند که اصل این شعر از حدیث پیامبر است که می فرماید مومنین چنین اند یعنی در پرتو ایمان می توان درک از دیگری داشت
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است که می‌فرمایید. به همین جهت ما می‌توانیم با آن‌هایی که متوجه شده‌اند در دنیای جدید باید «دیگری» را نیز مدّ نظر قرار داد؛ هم‌سخن و هم‌نگاه گردیم. موفق باشید

23509
متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم سلام: حدود یکسال پیش کتاب از برهان تا عرفان را همراه با صوت مطالعه کردم و انگیزه و شور زیادی پیدا کردم. حدود دو هفته پیش نمی دانم یک مسئله ای برایم پیش اومد و دوباره کتاب را خواندم و در قاعده «کل ما بالعرض لا بد ان ینتهی الا ما بالذات» عین شوروی و عین تری را می توانم تصور کنم و عقلم هم قانع می‌شود ولی در مسئله عین وجود که ذاتاً وجود است و هیچ درجه از وجود نیست که نداشته باشد، هر کاری می کنم نمی توانم تصور صحیحی داشته باشم و عقلم هم قانع نمی شود به نظر شما مشکل کجا است و راه حلش چیست؟ با تشکر.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: موضوعاتی که به صورت بدیهی روشن است مگر باید با فکر به‌دست آورد؟ این مثل آن است که بخواهیم از درون آب‌ها، به دنبالِ عین تری بگردیم. در حالی‌که همین آب‌ها عین تری است. مگر جز این است که عین وجود، همین وجودها است، و همه‌ی درجه‌ی وجود در همین عین وجود، وجود دارد؟ موفق باشید

22887
متن پرسش
با عرض سلام و خدا قوت: یه حدیث ذهنم رو درگیر کرده به این مضمون؛ علم یه نقطه است جاهلان زیادش کردند. تفسیر مناسبی در این مورد ندیدم. از طرفی بنده نمی خوام علم لاینفع داشته باشم و رشته تحصیلیم مهندسی برق هست و در کنارش حوزه هم می خونم تا بتونم ان شاءلله بین این دو علمی که تا حدودی دارم ارتباطی ان شاءلله بیابم و به این حدیث برخوردم. میشه کمکم کنید یه تفسیر محکم ازش می خواستم. ممنون از لطفتون. یا زهرا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نظر به حقیقتِ وحدانی، نظر به علیم است و این غیر از فعالیت‌هایی است که تحت عنوان علوم تجربی جهت امور زندگی دنیایی پیش می‌آید. آری! در این علوم نیز باید نظم طبیعیِ طبیعت خدادادی را حفظ کرد و تکنیکی به‌وجود نیاورد که عامل تخریب طبیعت شود. موفق باشید

22677
متن پرسش
با عرض سلام و خدا قوت خدمت استاد جانمان: استاد اگر امکانش هست این جمله را برای ما باز و قابل فهمش کنید یا راهنمایی بفرمایید: «عبادت اجرای توحید است در ملک بدن از باطن قلب.» تشکر التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است که این جمله‌ی فوق می‌فرماید زیرا شما در عبادات با اراده‌ی قلبی سعی می‌کنید حکم خدا را در کشور بدن‌تان جاری نمایید و آن چیزی جز اجرای توحید در ملک بدن نیست که با نیت درونی همراه است. موفق باشید

8409
متن پرسش
سلام من دردوران دانشجویی خیلی نسبت به برخی مسایل (مذهبی.سیاسی.....)حساس بوده وغصه می خوردم وفکر می کردم باید کاری کرد ولی الان بااینکه از وجود ان مسایل ناراحتم ولی کاری نمی کنم چون اینطور فهمیدم که این ها کفهایی اند که ماندگار نیستند ودر واقع اینگونه وبااین تفکر ارام شده ودر نتیجه فعالیتی را با فایده نمی دانم ایا این درست است ؟اگر نه حقیقت چیست؟
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: ما وظیفه داریم از طریق معارف الهی فرهنگ جامعه‌ی خود را تعالی ببخشیم. آری خیلی نباید وقت و عمر خود را مشغول امور جزیی و موسمی کرد. موفق باشید
30969

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام: همانطور که در سوالات قبلم مبرهن است حقیر طالب جمع سنت و عرفان از یکسو و غرب از سوی دیگرم ثبت نام انتخابات و تدین فوق العاده ای که جناب ظریف علی رغم فشار خارق العاده ای که بر ایشان بود و شانس اول جبهه اصلاحات بودند نشان می‌دهد آن تحلیل‌های استاد بنظر می‌رسد خالی از اشکال نباشد. اما از سوی دیگر حضور جناب رئیسی در انتخابات با اینکه تجارب ایشان در قضاست و پس از سالیانی بالاخره یک نفر در آنجایی که باید باشد قرار گرفته بود چه نشانی از تدین می‌تواند داشته باشد و استاد چه توجیهی برین حضور دارند؟ ایشان که تا چندی پیش گویا می‌گفتند که تمرکزشان بر قضاست با چه برنامه ای به مصاف لاریجانی هایی خواهد رفت که ای بسا اقلا یک سال برای انتخابات اندیشیده است و بنظر حقیر احتمالا فاتح این انتخابات است. حتی جلیلی هم اقلا چهار سال تمرکز بر مسائل اجرایی کشور داشتند و قطعا با برنامه تر و اصلح از رئیسی هستند به صرف اجماع نمی‌توان سرنوشت اجتماع را به مسلخ برد
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حتما مستحضرید که این نوع مسائل جوانب بسیاری دارد که به راحتی در یک سؤال و جواب در حیطه آری یا نه، نمی‌گنجد. به نظر می‌آید بهتر است عجله نکنیم و مجال بدهیم تا هرکدام از نامزدها شخصیت خود را در این مرحله تاریخی در مواجهه با مسائلی که در پیش رو داریم، بنمایانند. موفق باشید

30961

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد وقتتون بخیر: طاعات و عباداتتون هم مورد قبول درگاه حق، استاد نظرتون در مورد کاندیداتوری آقای رییسی برای انتخابات ریاست جمهوری ۱۴۰۰ چی هستش و همچنین نظرتون رو در مورد دکتر جلیلی هم بفرمایید لطفا. تشکر از توجهتون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌اید هنوز زود است که نظر بدهیم. اجازه بدهید میدان کمی روشن‌تر شود تا بررسی موضوع راحت‌تر انجام گیرد. بحث در انتخاب بین خوبان است، ببینیم چه می‌شود. موفق باشید

30035

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و احترام:اخیرا در روانشناسی جریانی شکل گرفته تحت عنوان شفقت و مهربانی با خود که توصیه می‌کند بجای قضاوت کردن خود، با خود مهربان باشیم و مشفق. اگر کار بدی کردیم خود را خیلی عتاب نکنیم و در لحظه زندگی کنیم. ریشه ی مشکلات روانی عدم مهربانی با خود است. نظر شما چیست در این باره؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: رویهمرفته حرف خوبی است به شرطی که ملاک‌های دینی در گناه‌بودن امری که گناه است، مورد غفلت قرار نگیرد. آری! نباید مأیوس شد و همچنان باید امیدوار به رحمت الهی بود. موفق باشید

29000

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: استاد بنده گاه حس می‌کنم روحم به جسمم شبیه نیست و این دو با هم مطالب نمیشم شایدم هم دلیلش اینه که شما فرمودید تاریخ مردونه هست. البته وقتی توجهم زیاد میشه این رو متوجه میشم ولی حواسم پرت اینوحس نمیکنم ۲. استاد تطبیق این دو مطلب را نمی‌فهمم که: انسان مظهر اسم ام یلد ولم یولد یا صمد میتونه باشه و این با بچه دار شدن انسان چطور تطبیق داره؟ ۳. استاد اگر آدم خیلی استاد معنویش بالا باشه ولی مجبور باشه به خاطر معاشش تو محیط عادی سرکاربره مشکل داره؟ گاه حس می‌کنم نکنه شان معنویات پایین بیاد از طرفی اوقاتی میشه چون روسرم کار عملی نیست و از طرفی درآمدی از خودم ندارم مجبورم زیر بار افرادی برم که ذلت برام میاره. استاد چه کنم من به شدت حس می‌کنم از همه نظر باید استقلال داشته باشم تا بتونم اهداف معنویم رو جلو ببرم و گاه با این حرف از طرف اطرافیان مواجه میشم که اگر شما مباحث معنوی دنبال می‌کنی نباید دنبال کسب درامد باشی. ۳. استاد عزیز پیرو صحبت شما وارد مباحث تولید محتوی و مباحث مربوط به فیلم و اینهاشدم فکر می‌کنم به عنوان یه خانم خیلی کارها میشه کرد ولی فضا از معنویاتم کم میکنه به نظر شما بیام بیرون یا ادامه بدم گمان می‌کنم عناصر با ایمان و اینه افراد تاثیر فیلم رو نفوس را خیلی متوجه نمی شن داره تولید محتوایی نه اونطور که باید باشد میکنه چه کنم استاد عزیز به شخصه وقتی نه توی اجتماع و برای خودم غریبانه ام حس حضور حق در من شدیدتره ولی از طرفی اسلام فردی اطرافیان که فقط خودشون ملاکن نمیگذارن اروم بگیرم چه کنم؟ متاسفانه اون افرادی که دورکن هستن اول خیلی به اجتماعی بودن و و... خیلی معتقد بودن وقتی می‌بینم ممکنه یه سری مشکلات براشون پیش میاد برگشتن به اینکه نه همین مدل که کاری به کسی نداشته باشن و دینداری شخصی خودشون رو کنن خوبه و حرفشون اینه ما باید فقط به فکر اصلاح خود باشیم یه جورایی هر وقت پای سختی پیش میاد فرار. ۴. استاد شما فرمودید در مبحث زن ما پهلوان خانم نمیخایم ولی بالاخره ما برای بعضی امور به اعمال قدرت نیاز داریم این دو تا چطور جمع میشه؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! انسان باید در ابعاد مختلف خود را رشد دهد و به یک معنا از همان جهت که خداوند حقایق اسماء خود را متجلی می‌کند، انسان‌ها می‌توانند فرزندان خود را به ظهور آورند. از آن طرف فراموش نکنیم که باید «دست در کار و دل با یار باشد»، مگر آن‌که فضا آن‌چنان گناه‌آلود است که امکان حضور معنوی را از انسان بگیرد وگرنه طبیعی است که ارتباط با خلق، بعضاً موجب غفلت می‌شود و در همین رابطه پیامبر خدا «صلوات‌الله‌علیه‌وآله» که هرگز غفلتی بر جان مبارکشان جاری نمی‌شد، می‌فرمایند هر روز ۷۰ بار استغفار می‌کنم به جهت آن‌که قلبم تیره می‌گردد. در مورد نکته‌ی آخر پیشنهاد می‌شود جزوه‌ی «حضور نرم و نقش مؤثر زن در این تاریخ» که روی سایت هست، مطالعه شود. موفق باشید

27735

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد محترم: با توجه به اینکه در کتاب آداب نماز امام خمینی (ره) حاصل بهشت اسماء را اسماء و حاصل بهشت ذات، لقای الهی بیان شده است، آیا لقا یا رویت الهی همان شهود و باطن عالم است که مربوط به مرحله تجلیات ذاتیه است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مسلّم چنین است. ولی شهود، نیز مراتب دارد. ابتدا، شهودِ فعل است و انتها، شهودِ ذات. که در شرح «فصّ شیثی» بدان پرداخته شده است. موفق باشید

نمایش چاپی