بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
495

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم لطفا به مقدمات زیر توجه کنید 1. در عدم تشکیک راه ندارد 2. اسما صفات الهی وجودیند 3. جهنم و دوزخ در ادبیات اسلامی به معنای ملاقات مشرکان با اسم غضب الهی است 4. تفاوت و شدت ضعف اتحاد ارواح با اسامی حضرت حق در معاد مسلم است 1.حال با توجه به مقدمات فوق آیا می توان قول بعضی آقایان بر اعتباری و تبعی (عدمی)بودن بعضی از صفات را رد کرد؟ 2.اگر وجودی برای اسم غضب را بپذیریم ایا این صفت نقصی برای حضرت باری نیست؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: غضب الهی در مقابل رحمت اوست، و لذا معنی غضب به معنی گرفتن رحمت است و انسان از آن‌جهت که علم به عدم رحمت پیدا می‌کند و علم امری است وجودی، آن غضب موجب عذاب انسان می‌شود. با توجه به این نکته دیگر مشکلی پیش نمی‌آید. موفق باشید
17247
متن پرسش
سلام استاد عزیز: می خواستم نظرتان را در مورد متن زیر بدانم. لطفا کمی شرح دهید. تشکر «ﻣﻮﺳﯽ ﻭ ﺍﺑﻠﯿﺲ ( ﺷﯿﺦ ﺍﺣﻤﺪ ﻏﺰالی)» ﻣﻮﺳﯽ ( ﻉ) ﺑﺎ ﺍﺑﻠﯿﺲ ﺩﺭ ﻋﻘﺒﻪ ﮐﻮﻩ ﻃﻮﺭ ﺑﻪ ﻫﻢ ﺭﺳﯿﺪﻧﺪ. ﻣﻮﺳﯽ ﮔﻔت: ﺍﯼ ﺍﺑﻠﯿﺲ! ﭼﺮﺍ ﺑﺮ ﺁﺩﻡ ﺳﺠﺪﻩ ﻧﮑﺮﺩﯼ؟ ﺍﺑﻠﯿﺲ ﮔﻔﺖ: ﮐﻼ ّ ﻭ ﺣﺎﺷﺎ! ﺧﺪﺍ ﯾﮑﯽ ﺍﺳﺖ، ﻣﻦ ﻫﻔﺘﺼﺪ ﻫﺰﺍﺭ ﺳﺎﻝ ﻣﯽ ﮔﻔﺘﻢ: ﺳُﺒﻮﺡ، ﻗﺪﻭﺱ، ﭼﮕﻮﻧﻪ ﭼﻬﺮﻩ ﻋﺒﺎﺩﺗﻢ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺛﻨﻮﺑﯿﺖ ﺳﯿﺎﻩ ﮐﻨﻢ؟ ﻣﻮﺳﯽ ﮔﻔﺖ: ﺍﯼ ﺍﺑﻠﯿﺲ، ﺍﻣﺮ ﺑﮕﺬﺍﺷﺘﯽ. ﺍﺑﻠﯿﺲ ﮔﻔﺖ: ﺁﻥ ﺍﻣﺮ ﺍﺑﺘﻼ ﺑﻮﺩ، ﻭ ﺍﮔﺮ ﻣﺮﺍ ﺍﺭﺍﺩﻩ ﺑﻮﺩ، ﺍﯼ ﻣﻮﺳﯽ، ﻣﻦ ﺍﺩﻋﺎﯼ ﺗﻮﺣﯿﺪ ﺩﺍﺷﺘﻢ. ﺍﮔﺮ ﻗﻄﻌﻪ ﻗﻄﻌﻪ ﺷﻮﻡ، ﺩﻝ ﻣﻦ ﺑﻪ ﺳﻮﯼ ﻏﯿﺮ ﺍﻭ ﻣﯿﻞ ﻧﮑﻨﺪ. ﺗﻮ ﻃﻠﺐ ﺩﯾﺪﺍﺭ ﮐﺮﺩﯼ ﻭ ﮔﻔﺘﯽ: ﺧﻮﺩﺕ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻣﻦ ﺑﻨﻤﺎ، ﺳﭙﺲ ﺑﻪ ﮐﻮﻩ ﻧﮕﺮﯾﺴﺘﯽ. ﺳﻮﮔﻨﺪ ﺑﻪ ﺧﺪﺍ ﺍﮔﺮ ﺑﻪ ﮐﻮﻩ ﻧﻨﮕﺮﯾﺴﺘﻪ ﺑﻮﺩﯼ، ﻫﺮ ﺁﯾﻨﻪ ﺧﺪﺍ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺩﯾﺪﯼ! ﻭ ﻣﻦ ﺩﺭ ﺗﻮﺣﯿﺪ ﺍﺯ ﺗﻮ ﺻﺎﺩﻕ ﺗﺮﻡ! ﻣﻮﺳﯽ ﮔﻔﺖ: ﺍﯼ ﺍﺑﻠﯿﺲ، ﺑﻪ ﺗﺤﻘﯿﻖ ﻋﻘﻠﺖ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ. ﺍﺑﻠﯿﺲ ﮔﻔﺖ: ﺁﻥ ﺍﺯ ﻗﺎﺿﯽ ﻭ ﻣﯿﻞ ﺍﻭ ﺑﻮﺩ، ﻭ ﺍﻻ ﻗﺪﻡ ﻣﻦ ﺩﺭ ﺗﻮﺣﯿﺪ ﺍﺯ ﺗﻮ ﺛﺎﺑﺖ ﺗﺮ ﺍﺳﺖ. ﻣﻮﺳﯽ ﮔﻔﺖ: ﺍﯼ ﺍﺑﻠﯿﺲ! ﻟﺒﺎﺱ ﻓﺮﺷﺘﻪ ﮔﯿﺖ ﺑﻪ ﺷﯿﻄﻨﺖ ﺗﻐﯿﯿﺮ ﮐﺮﺩ. ﺍﺑﻠﯿﺲ ﮔﻔﺖ: ﺁﻥ ﺣﺎﻟﯽ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﻣﯽ ﮔﺮﺩﺩ. ﻣﻮﺳﯽ ﮔﻔﺖ: ﺁﯾﺎ ﻣﺤﺒﺖ ﺍﻭ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺑﯿﻨﯽ؟ ﺍﺑﻠﯿﺲ ﮔﻔﺖ: ﻫﺮﭼﻘﺪﺭ ﻣﺤﺒﺖ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻏﯿﺮ ﻣﻦ ﺯﯾﺎﺩ ﮐﻨﺪ، ﻣﻦ ﻋﺸﻘﻢ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺍﻭ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﻣﯽ ﮐﻨﻢ ﻭ ﺑﻪ ﺑﻮﯼ ﺧﻮﺵ ﺍﻭ ﺳﺮﻣﺴﺘﻢ! ﻣﻮﺳﯽ ﮔﻔﺖ: ﺍﯼ ﺍﺑﻠﯿﺲ! ﺍﻭ ﺭﺍ ﯾﺎﺩ ﮐﻨﯽ؟ ﺍﺑﻠﯿﺲ ﮔﻔﺖ: ﺍﻭﺳﺖ ﮐﻪ ﻣﺮﺍ ﺑﺎ ﺍﯾﻦ ﮔﻔﺘﻪ ﺧﻮﺩ ﯾﺎﺩ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ ﮐﻪ : ﺍِﻥ ﻋﻠﯿﮏ ﻟﻌﻨﺘﯽ ﺁﯾﺎ ﺍﯾﻦ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﻦ ﮐﺎﻓﯽ ﻧﯿﺴﺖ ﮐﻪ ﺍﻭ ﺑﻪ ﻟﻌﻨﺖ ﻣﻦ ﺑﺮﺧﺎﺳﺘﻪ ﺍﺳﺖ، ﻭ ﻣﺮﺍ ﺑﻪ «ﮐﺎﻑ» ﻭ «ﯾﺎﺀ» ﻣﺨﺼﻮﺹ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﺳﺖ. ﻣﻦ ﺭﻫﯿﻦ ﻋﺸﻖ ﻭ ﺷﻮﻗﻢ! ﻣﻦ ﺩﺭ ﺑﻬﺸﺖ ﻭ ﺩﺭ ﺩﻭﺯﺧﻢ .... ﻣﻮﺳﯽ ﮔﻔﺖ: ﺍﯼ ﺍﺑﻠﯿﺲ! ﺑﺎ آﻧﮑﻪ ﻣﻠﻌﻮﻧﯽ ﺍﻣﺎ ﮐﻼﻣﺖ ﺷﯿﺮﯾﻦ ﺍﺳﺖ. ﺍﺑﻠﯿﺲ ﮔﻔﺖ: ﺍﯼ ﻣﻮﺳﯽ! ﻫﻔﺘﺼﺪ ﻫﺰﺍﺭ ﺳﺎﻝ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺧﺪﺍ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺭﻭﯼ ﻃﻤﻊ ﻋﺒﺎﺩﺕ ﻣﯽ ﮐﺮﺩﻡ، ﻭ ﻃﻤﻊ ﺩﺭ ﻋﺒﻮﺩﯾﺖ، ﻫﻼﮐﺖ ﺍﺳﺖ!! ﺍﻻﻥ ﻃﻤﻊ ﻗﻄﻊ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ، ﻭ ﺍﮐﻨﻮﻥ ﺫﮐﺮ ﻣﻦ ﺟﻠﯿﻞ ﺗﺮ ﺍﺳﺖ ﻭ ﻋﺒﺎﺩﺗﻢ ﺷﯿﺮﯾﻦ ﺗﺮ ﺍﺳﺖ. ﺍﯼ ﻣﻮﺳﯽ! ﻣﯽ ﺩﺍﻧﯽ ﮐﻪ ﭼﺮﺍ ﻣﺮﺍ ﺭﺍﻧﺪ؟ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺑﺎ ﻣﺨﻠﺼﺎﻥ ﺁﻣﯿﺰﺵ ﻧﮑﻨﻢ (ﭼﻮﻥ ﮐﻪ ﻧﻤﯽ ﺗﻮﺍﻧﻢ ﺑﻪ ﺁﻧﻬﺎ ﺻﺪﻣﻪ ﺍﯼ ﺑﺰﻧﻢ) ﻣﺨﻠﺼﯿﻨﯽ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺭﻭﯼ ﺭﻏﺒﺖ ﯾﺎ ﺗﺮﺱ ﯾﺎ ﺍﻣﯿﺪ ﯾﺎ ﻃﻤﻊ ﻋﺒﺎﺩﺕ ﻧﻤﯽ ﮐﻨﻨﺪ.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی خداوند در حدیث قدسی می‌فرماید: «كُنْتُ كَنْزاً مَخْفيّاً؛ فَاحبّبْتُ انْ اعْرَفَ، فَخَلَقْتُ الْخَلْقَ لِكَىْ اعْرَف»؛[1] من گنجى مخفى بودم، دوست داشتم كه شناخته شوم، پس خلق كردم تا شناخته شوم. معلوم می‌شود خداوند را باید در مظاهر او شناخت وگرنه شناخت خدا، شناخت مفهومی و ذهنی خواهد بود. و عالی‌ترین مظهر حضرت حق، آدم بود که در وصف او می‌فرماید: «علّم آدم الاسماء کلّها» و به تعبیر آیت اللّه محی‌الدین الهی قمشه‌ای؛ «جرمش آن بود که در آینه، رویِ تو ندید / ور نه بر بوالبشری، ترکِ سجود این‌همه نیست». یعنی جرم شیطان آن بود که در آینه‌ی آدم، انوار الهی را ندید، وگرنه برای ترک سجده به آدم که خروج از ساحت ربوبی را در پی نخواهد داشت. روش شیطان شبیه تفکر وهّابیون است که متوجه نور خدا در مظاهر نیستند و آن را شرک می‌دانند و به همین جهت مثل شیطان، خود را می‌بینند و «أنا خیرٌ منهْ» سر می‌دهند و چون نگاه به خود، با ناتوانی همراه می‌شود، تکیه به غیر خدا برایشان پیش می‌آید و به اسلحه‌ها و آمریکا تکیه خواهند کرد. موفق باشید  

 


[1] ( 1)- بحارالأنوار، ج 84، ص 199- شرح مقدمه‏ى قيصرى، آشتيانى، ص 1225.

11000
متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم جناب استاد طاهر زاده سلام علیکم و خدا قوت چند تا سوال می خواستم از شما بپرسم اگر وقت داشتید جواب بدهید ممنون میشم *یه گروه مردمی امر به معروف هست که بنده عضو کوچکی از این گروه هستم برنامه گروه اینطور هستش که: هفته ای 1 بار میریم بیرون واسه امر به معروف و ... شرایط امر به معروف و اینکه چطور باید بگیم رو برامون توضیح میدن ولی حس بدی دارم از اینکه باید برم تو خیابون بگردم و نگاهم مدام اینور و اونور باشه با خودم میگم اشکالی نداره یه دختر بره تو خیابون بگرده واسه امر به معروف؟ بعضی وقتها هم یه حالتهایی بهم دست میده که فکر می کنم اگر این کار رو ادامه بدم تو اون حس و حال غرق میشم و ممکنه نیت اصلیم رو فراموش کنم. این گروه یه وظیفه دیگه هم بهمون داده و اون امر به معروف و نهی از منکر تو فضای مجازیه و شرایط و نحوه کار رو بهمون یاد میدن ما برای گرفتن نحوه کار باید عضو یکی از شبکه های اجتماعی مثل (لاین، وایبر، بیسفون و..) بشیم که فکر نمی کنم فضای مناسبی باشه و همچنین مسئولیت کار توی کلوب با بنده هست و ممکنه برام مشکل ساز باشه علاوه بر این خیلی وقتمو میگیره و از مدت زمان مطالعه ام باید وقت بزارم برای این کار. بعضی وقتها که مشغول امر به معروف و نهی از منکر ، چه توی خیابون و چه توی فضای مجازی هستم متوجه میشم که نحوه کارم، برخورد، نگاه، کلام و... درست نبوده و شاید مرتکب گناه شدم. و بشدت ناراحت میشم سوالم از شما این هست که: 1- امر به معروف و نهی از منکر خیابونی رو برم یا نه؟ اگر نه در قبال دینم و ... کوتاهی نکردم؟ 2- امر به معروف و نهی از منکر تو فضای مجازی رو با شرایطی که توضیح دادم انجام بدم یا مسئولیت این کار رو به کسی که از من بهتره واگذار کنم؟ لازم میدونم که این مطلب رو هم بگم در حال حاضر اولین چیزی که برام مهمه بالا بردن سطح تقوا، ایمان، اخلاق و خلاصه بگم دارم تلاش می کنم بنده بدی برای خدا نباشم و نمیخوام راه رو اشتباه برم. 3- در حال حاضر مطالعه و بالا بردن ایمان و... برام لازمه یا کارهای عملی که توضیح دادم؟ باتشکر از شما استادگرامی
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- ابتدا اصل را بر تعمق‌بخشیدن به عقایدتان بکنید 2- در امر به معروف باید بتوانیم با طرف مأنوس شویم و از سر دل‌سوزی معروف را به او متذکر شویم که فکر نمی‌کنم این کار در خیابان ممکن باشد 3- امر به معروف در فضای مجازی در حدّی که خیلی روی آن وقت نگذارید و مجهز به معارف ارزشمندی باشید، کار خوبی است. موفق باشید
9790
متن پرسش
استاد محترم با سلام و احترام: ان شاءالله سلامت باشید. دعاگوی شما بوده ام. مهر استاد، حافظ خاطر اوست در دل - از توجه شما سپاسگزارم. اگر فردی که عاشق و نوکر اهل بیت (ع) است به هر دلیلی مخزن صورت های خیالی خود را از دست بدهد (فراموشی مغزی) آیا با شنیدن مثلا نام دلنشین حضرت زهرا سلام الله علیها، تداعی و تجلی بهجت قلبی برایش اتفاق می افتد؟ اگر بلی، انتقال توجه (از حس به نفس) چکونه صورت می پذیرد؟ اگر به دلیل فراموشی، با شنیدن نام حضرت زهرا تغییری در نفس او به وجود نمی آید، آیا معنایش این است که فرد باید از صفر شروع کند؟ تکلیف ملکات نفس الهی او چه می شود؟ اگر فرض کنیم این شخص پس از فراموشی 30 سال دیگر عمر کند، ممکن است نفسی واحد با دو هویت در پایان عمر برای او متصور بود؟در دوره دوم زندگیش، عشق نقش بسته در جان او (ارادت قلبی به حضرت زهرا) که مربوط به دوره قبل از فراموشی است چه تجلی و ظهوری خواهد داشت؟ خداوند نگهدار شما باشد. با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: حقیقت انسان همان نفس ناطقه‌ی اوست که به کمک اعضاء خود مثل چشم و گوش و مغز و ... مابالقوه‌هایش را بالفعل می‌کند. حال اگر یکی از آن اعضاء را از دست بدهد آنچه در نفس ناطقه دارد و به صورت بالفعل درآمده برایش محفوظ می‌ماند هرچند به جهت نقصی که در آن عضو ایجاد شده نمی‌تواند اظهار کند. در مورد مخزن صورت‌های خیالی نیز قضیه از همین قرار است که اگر آن عضو مختل شود، انسان به صورت علم حصولی نمی‌تواند آن صورت‌ها و یا مفاهیم را در خود احساس کند ولی در نفس خود به صورت حضوری همه را دارد و به همین جهت در روایات داریم در قبر و برزخ تنها عقاید انسان‌ها برایشان می‌ماند و سایر محفوظات خود را در اثر فشار سکرات از دست می‌دهند. موفق باشید
5381
متن پرسش
سلام علیکم با عرض ادب و احترام استاد من چند سؤال درباره پاسخی که به مصاحبه بنده داده بودید(نقش مسجد در آموزش و پرورش) پرسیدم و لی تاکنون از شما جوابی برام ایمیل نشده می خواستم ببینم اگر بدستتان نرسیده دوباره بفرستم (از همین طریق) اما اگر به دستتان رسیده و صلاح ندانستید به آن جواب دهید که بنده تسلیم آنچه صلاح دانستید هستم اما اگر چنین است یک کلمه بنویسید که چنین بوده چون من منتظرم هستم با تشکر فراوان
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده جواب داده ام. موفق باشید
13615
متن پرسش
سلام علیکم: شرمنده ام استاد، بی ادبی حقیر را ببخشید، ولی وقتی به جوابتان به سؤال 13579 نگاه کردم، خیلی خیلی جا خوردم و خیلی ناراحت شدم. فرموده بودید «اگر تلاش شما در بستر پذیرایی های غیر مفید مثل شام دادن به عزا داران است، بهتر است این کار را نکنید» استاد به خدا من به شما اعتقاد قلبی دارم ولی با دیدن این جمله خیلی جا خوردم؛ با این لفظ «غیر مفید»، تلاش تمام سفره داران حسینی را بر باد دادید! اگر غیر مفید بود پس چرا صدها نفر - که داستانهایش هست - و الآن هم نمونه هایش هست که با خوردن این غذا، شفا گرفتند! اگر غیر مفید بود خیلی ها بر اثر همین شام دادن ها نذرشان قبول نمی شد و حاجتشان روا نمی شد ولی خیلی ها را در زمان خودمان داریم که با همین شام دادن ها، حاجت روا شدند. استاد خیلی خجالت می کشم که در برابر آدم با معرفتی چون شما دارم اینطور جسارت می کنم ولی واقعا دلم شکست و حیران شده ام که آیا شما چنین عقیده ای دارید که پذیرایی و شام دادن به گریه کن امام حسین علیه السلام، غیر مفید است!!؟ شما که خودتان به ما آموخته اید که نور اهل بیت علیهم السلام بر هر کس و هر چیز بتابد، آن ارزش پیدا می کند، وقتی غذا و چای، به نور روضه منور شد آنوقت اثر دیگری پیدا می کند و همه این را خوب می دانند که غذا و چای روضه، مزه ی خاصی می دهد. حتما شنیده اید که زمانی که امام خمینی رحمه الله علیه، صیاد شیرازی را به فرماندهی ارتش نیروی زمینی منصوب کرد، در بحبوحه ی جنگ، صیاد از امام خمینی اجازه ی چند روز مرخصی خواست، امام، علت مرخصی را خواست، صیاد گفت: محرم است می خواهم بروم در مجلسی که مرا نشناسند به عزاداران حسینی خدمتی بکنم استکانی بشورم و...؛ امام به صیاد گفت به شرطی به شما اجازه ی مرخصی می دهم که موقع شستن استکانهای چای عزاداران، دو سه تا از آن استکان ها را به نیابت از من بشوری! استاد، بانی اصلی تهیه ی این غذا و چای روضه، خود خود اهل بیت اند، نمی دانم شنیده اید قضیه ی آقا ماشاء الله را یا نه، نمی خواهم داستانش را بیان کنم چون طولانی است ولی همین قدر بدانید که ایشان یکی از سفره داران بزرگ در کرمان است و هم اکنون زنده است، مریضی سختی گرفته بود، امام حسین (ع) پیشش می آید و شفایش می دهد و می گوید بیا با هم برای مادرم زهرا سلام الله علیها، به عدد سنش، 18 شب روضه بگیریم. آقا ماشاءالله خودش می گوید به خدا قسم من آنقدر فقیرم که تا به حال ده هزار تومان یکجا ندیده ام ولی هر سال برای این هجده شب بساط غذا و پذیرایی جور می شود. استاد، به آن شخص گفته بودید اگر تلاش برای فراهم شدن منبر باشد، خوب است. استاد آیا آن منبری کسی را نمی خواهد که آبی دستش دهد و گلویی تازه کنند. مگر در روایات نداریم «تکریم و پذیرایی از میهمان». خب چه بهتر از این که از میهمانان ابی عبدالله پذیرایی کنیم!؟ استاد عزیز، بی ادبی ما را ببخش.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همه‌ی مطالبی که می‌فرمایید درست است. جریان آقا ماشااللّه را نیز می‌دانم. در مسجدی که بنده نیز مسئولیتی دارم، هم صبح‌ها به عزاداران صبحانه داده می‌شود و هم تأکید داریم که ظهر عاشورا برای عزاداران که از دسته و سینه‌زنی برمی‌گردند، غذا تهیه شود. ولی بحث بر سر فضایی است که در حال شکل‌گیری است، به طوری که به جای عزاداری و طرح معارف لازم، محورْ غذادادن شده است تا آن‌جایی که عده‌ای آخر مجلس برای غذا می‌آیند و یا ظرف خود را بیرون مسجد در دست گرفته‌اند تا از غذای نذری استفاده کنند. این دیگر روحِ موضوع نهضت حضرت سیدالشهداء«علیه‌السلام» را به حاشیه می‌برد. این کجا و کار مرحوم شهید صیاد شیرازی کجا؟! عرایضی در جزوه‌ی «فعالیت های فرهنگی بر روی گسل ناپایدار صاحبان ثروت» شده است، جزوه بر روی سایت است. موفق باشید

10024
متن پرسش
سلام خدمت استاد در سوال 9994 فرمودید: همچنان گوش‌دادن به موزیک که عموماً واهمه را تغذیه می‌کند و عقل و قلب را به حاشیه می‌برد. واقعا نظر اسلام در مورد موسیقی چیست؟ رهبری جایی فرموده بودند اینکه نظر اسلام راجع به موسیقی منفی بود به این خاطر بود که در آن دوران فقط استفاده غلط از موسیقی می شد. یا مثلا خود رهبری 2 بار از حامد زمانی، خواننده انقلابی تشکر کردند و به او فرمودند کارت را ادامه بده. نظر شما چیست؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید فتوای حضرت آقا هم در مورد حرمت موسیقی-آن‌جایی که بحث موسیقیِ حرام در میان است- به محتوای آن است، پس وقتی سروردی با آنچنان محتوای خوب از آقای حامد زمانی به میدان می‌آید نه‌تنها بد نیست بلکه بسیار هم خوب است. این از آن‌جاهایی است که از موسیقی درست استفاده شده. ولی سؤال‌کننده‌، بحث گوش‌دادن به موزیک را بدون هر محتوایی مطرح فرموده بودند. موفق باشید
5610
متن پرسش
سلام علیکم استاد عزیز روایتی وجود دارد که علی الظاهر حکم به حرمت مطلق موسیقی میدهد؟ آیا راهی برای تأویل این روایت وجود دارد که از آن اطلاق حرمت موسیقی استفاده نشود؟ مثلا علت این حکم را منحصر بودن کاربرد موسیقی در آن زمان به مجالس ملازم با گناه و لهو در نظر بگیریم و حالا که موسیقی کاربردهای مفید هم پیدا کرده از شمول این حکم خارج شده است؟ امام صادق (ع) فرمودند: جز این نیست که خداوند صنایعی را که از آن فساد محض ایجاد می‌شود حرام کرده است، مثل سازها و نی‌ها و همه آلات موسیقی و لهو و هرچه که شبیه به آن است، و باید از آن دوری کرد و در این وسایل و آلات و هر آنچه از آنها ایجاد می شود هیچ صورتی از صلاح و درستی نیست و لذا آموختن آن و آموزش آن و استفاده از آن و اجرت گرفتن برای آن و تمامی صورت‌های آن حرام است... (وسائل الشیعه ، ج 12 ، ص 57 ، به نقل از تحف العقول) .
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: آنچه فقهای گرامی در مجموع نسبت به روایات حرمت موسیقی استنباط کرده‌اند آن است که حرمت موسیقی به محتوای آن مربوط است و بیشتر این نوع روایات را مربوط به زمانی می‌دانند که موسیقی عین لهو و لعب و فتنه و فحشاء بوده است. موفق باشید
3838
متن پرسش
با سلام استاد بزرگ: 1- از بین این کتاب ها کدامیک را برای مطالعه و سیر عرفانی پیشنهاد می کنید؟ الف- عرفان اسلامی شیخ حسین انصاریان2-معراج السعاده3- راه روشن ملا فیض کاشانی 2-پیشنهاد می کنم کتب های حضرتعالی بصورت مجموعه و با کیفیت بالا چاپ شود.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: همه‌ی کتاب‌ها که فرمودید خوب است، راه روشن که ترجمه‌ی مهجة البیضاء است کتاب اصلی جهت اخلاق و عرفان عملی است ولی عرفان نظری را باید در جای دیگر جستجو کرد. موفق باشید
3608
متن پرسش
یا لطیف باسلام 1.اگر بخواهیم روی سبک زندگی شهدا کار کنیم، به نظرتون چه چیزهایی باید مدنظر قرار گیرد و چه نکاتی بهتر است گفته بشه؟ میخواهیم از تکرار بپرهیزیم و ار نویی انجام هیم. 2. با توجه به نزدیک شدن زمان اردوهای مناطق جنوب، دوست داشتم که شما با توجه به مبانیتان و مثل همیشه ظریفانه، به انتشار جزوه یا سخنرانی در این مورد بپردازید. چون آسیبها در این اردوها بسیار است. احساسی شدن، روایتهای متناقض و بعضا نابجای برخی از راویان، جوانان و نوجوانان را که با این فضا آشنا نیستند، را با دنیایی از شبهات مواجه کرده، انتظار است حضور شما در این عرصه ضروری به نظر می آید.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: ابتدا پیشنهاد می‌کنم جزوه‌ی «سبک زندگی در تمدن نوین اسلامی» مورد مطالعه قرار گیرد و سپس رویکرد شهداء را با توجه به دو امر مورد مطالعه قرار دهید: یکی عبور از روح غربی که نور وجود انسان را خاموش می‌کند و دیگر نگاه شهداء به تمدن نوین اسلامی که استعدادهای روحانی انسان را به فعلیت می‌آورد. حال با توجه به این دو امر نگاهی دوباره به سیره و سخن شهداء بیندازید و از بصیرت آن‌ها حیرت کنید، بصیرتی که با سلوک ذیل شخصیت حضرت امام خمینی«رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» به‌دست آوردند. موفق باشید
398

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام. شما راز موفقیت امام خمینی در1_علم2_عرفان3_عمل4-نفوذ اجتمایی . را چه چیز هایی می دانید.
متن پاسخ
باسمه تعالی علیکم السلام شناخت سیره‌ی پیامبر«صلواة‌الله‌علیه‌وآله» و ائمه‌ی معصومین«علیهم‌السلام» منجر می‌شود تا انسان طالب شخصیتی جامع برای خود باشد و در نتیجه هر عملی که در ذیل سیره‌ی معصومین«علیهم‌السلام» به جامعیت تفکر و شخصیت انسان کمک می‌کند مورد توجه قرار می‌گیرد. موفق باشید
13650
متن پرسش
سلام و خدا قوت خدمت استاد عزیزتر از جانم: (سوال شخصی، خصوصی) مقدمه: استاد بحث نور وظیفه ای که فرمدید و بحث انداختن به قلبتون و... که می فرمایید متاسفانه برای ما با جهالت و غفلت نم کشیده و خبری از آن نیست که تشخصیص دهیم و انجام دهیم که صلاح کار کجا و من خراب کجا... به خاطر همین دچار سردگمی میشیم و بعضا خودمون هم گم می کنیم. سوال: به نظرتون کسی که 22 سال سن دارد و می خواهد در آینده اسلام شناس شود و هم در دروس عقلی می خواهد فعالیت کند، فعالیتی که مبانی تمدن را شکل می دهد و امروزه اهم هستند (فلسفه و عرفان و کلام و...) و غایت آن هم بحث شناخت و ابلاغ و پژوهش و انس در قرآن و روایات است و نگاه آن هم تمدنی است _ تمام فعالیت ها برای تمدن سازی اسلامی _ و نمی خواهد در زمینه فقه پویا فعالیت کند با توجه به این که سیر 10 ساله حوزه تا ابتدای درس خارج اجتهاد پرور می باشد آن هم اجتهاد در فقه فقط (البته بنده نیز ترم آخر کارشناسی فقه و حقوق هستم آشنایی دارم کمی عرض می کنم قلبم به سمت این دروس نمی رود که ادامه دهم، و مثل حضرت عالی که ادامه ندادید.) حالا استاد عزیز با توجه به فعالیت های خودتون که داشتید نظر حضرت عالی برای ادامه ی کار چیست؟ بنده به این موارد فعلا رسیدم: الف: آیا دروس حوزوی رو که ضعف دارم به روش سیدی و غیر رسمی ادامه بدهم. (و همچنین استفاده از کتب امام و علامه طباطبایی) - چون اگر بخواهم از ابتدا شروع کنم زمان بالایی می گیرد و قسمتی از آن را خواندم؟- و بعد اگر علاقه ای آمد و وظیفه ای دوباره امتحان میدم و از پایه 6 شروع می کنم ان شاء الله. در حال حاضر هم علاقه ی بالایی دارم و هم فعالیت و سابقه کار تشکیلاتی هم دارم در زمینه کار فرهنگی - تربتی - و..... ب: رشته فلسفه و کلام اسلامی رو در ارشد و دکتری دانشگاه ادامه دهم. (البته با این نگاه که از سیدی اساتید مصباح، جوادی، فیاضی، حشمت پور و حضوری اساتید قم و تهران و موسسات شرکت کنم برای تکمیل آن) و همراه این نگاه که دانشگاه عالم فلسفه با دو سال و چهارسال نمی شوم اما من باب مدرک و بحث کرسی دانشگاهی و معلم شدن بحث تربیت و رفع مشکلات دانشجویان و بحث ارتباط با اساتید و جهان - (در ادامه هم فلسفه غرب و عرفان رو کار می کنم ان شاء الله) پ: در این بین بحث اشتغال و ازدواج می ماند که الله یرزق من حیث لا یحتسب (که الحمدلله خانواده کمک می کنند و فعلا فکری در مورد آن نکردم.) خلاصه ان شاء الله سخنتان که فرمودید رو عملی لبیک گوییم: باید دو موضوع از همدیگر تفکیک شود؛ یکی موضوع رسیدن به عالَم دینی که ربطی به دانشگاه و حوزه ندارد و دیگر موضوع رسالتی که در سنگر نهضت نرم‌افزاری و تئوری‌پردازی در علومی که نظام اسلامی به آن نیاز دارد – اعم از علوم انسانی یا علوم فنی – همه باید در آن سنگری کاری را به عهده بگیرند و برای عبور از فرهنگ غربی تلاش کنند و مسلّم اگر رویکرد عزیزان – در حوزه یا دانشگاه - موضوع اخیر شد، به‌خوبی در عالَم دینی خود همچون سربازی فداکار از الطاف عالیه‌ی حضرت صاحب‌الأمر«عجل‌الله‌تعالی‌فرجه» برخوردار می‌شوید و مددهای خاص حضرت به شما خواهد رسید. إن‌شاءالله با تشکر فراوان استاد فقط اگه میشه لطف کنید تفصیلی جواب بدید بنده یک ماه هست که دارم در حوزه و دانشگاه و جایگاه آن دو و بالعکس تحقیق و تفکر می کنم و مشورت با اساتید بزرگ دانشگاه و حوزه و برای چندمین بار هم مروری داشتم بر کتب شما (ادب خیال و عالم انسان دینی و جزوه درباره طلبگی و... و کل سئوالات مربوط به حوزه در سایتتان) و می خواهم تصمیمی بگیرم با عقل و شعوری کامل و با اهمیتی به بلندای ابدیت. تمام مباحث برای این است که نشوم نیمه عمرت در پریشانی گذشت نیمه دیگر در پریشانی گدشت با تشکر فراوان و التماس دعای مخصوص
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مباحث و سؤالات تو در تویی را مطرح فرموده‌اید که تفکیک آن‌ها برای بنده چندان آسان نیست. فکر می‌کنم اگر اساس را بر آن بگذارید که علوم حوزوی را با همان عمق حوزوی چه در فقه و اصول و چه در فلسفه و عرفان دنبال کنید در عین آن‌که زمینه‌ی حضور در دانشگاه را فراهم می‌کنید، راه خوبی را برای خود شکل داده‌اید. موفق باشید

12452
متن پرسش
سلام علیکم: نظر شما راجع به تفسیر نور الثقلین چیست؟ یا حق
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در واقع باید تفسیر نورالثقلین را یک دایرة المعارف تفسیری دانست به این معنا که مؤلف محترم آیه‌ای را تفسیر نکرده است، بلکه روایات متعدد در مورد آن آیه را در ذیل آیه جمع‌آوری نموده و عملاً برای کسی که بخواهد نظر اهل البیت را در رابطه با آن آیه بداند، خدمت بزرگی نموده است و هرکس با رجوع به آن تفسیر، در واقع باید خودش در جمع‌بندی به تفسیر آیات مربوطه بپردازد.مثل کاری که علامه‌ی طباطبایی در رابطه با تفسیر نورالثقلین انجام می‌دادند. موفق باشید.

10707
متن پرسش
با سلام: استاد عزیز می خواستم توضیحی در مورد سخنان اخیر آقای مطهری بدهید. آیا واقعا حصر غیر قانونی است؟ آیا خلاف عدالت رهبری است؟ آیا واقعا خبرگان نظارتی بر عملکرد رهبری ندارند؟ خواهش دارم در مورد سخنان آقای مطهری و نقش ایشان در حرکت تاریخی انقلاب توضیح بدهید. چون برخی می گویند ایشان شجاعت دارد و خلاف نظر رهبر داشتن حق همه است. متشکرم
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: قبلا عرایضی در این مورد در جواب یکی ار کاربران محترم داشتم. چه ارزشی دارد که ما وقتمان را صرف این حرف‌ها بکنیم؟! موفق باشید
10303

مباهلهبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام و احترام خدمت استاد گرامی: در سایت انتشارات المیزان ذکر شده بود (در بخش یادداشت ویژه، تحت عنوان: روز مباهله روز بنیان گزاری تمدن اسلامی) که مباهله مختص نبی مکرم (ص) و اهلبیت معصومشان می باشد. حال گفته می شود که مرحوم آیت الله بهجت تایید کرده اند که در زمانه ما مباهله توسط افراد حاضر (بسته به درجه ایمانشان) امکانپذیر خواهد بود. و نیز خبری منتشر شد که در سال گذشته جناب آقای رائفی پور با اهل سنت کردستان به مباهله پرداختند (شرح این موضوع از زبان خود آقای رائفی پور از شبکه ماهواره ای ولایت – که تحت سرپرستی آیت الله مکارم قرار دارد - پخش گردید) لطفا تضاد بین این دو موضوع را بیان کنید.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید وقتی بنا شد مباهله‌ای بین اسلام و مسیحیت انجام گیرد و مسیحیت نپذیرفت دیگر حقانیت اسلام به عنوان یک تمدن قدسی وارد تاریخ شد و در ذیل چنین فرهنگی در صورتی که شرایط فراهم باشد هر روز ما حاضر به مباهله هستیم. موفق باشید
9032
متن پرسش
با سلام و تشکر از استاد: بنده چند وقت پیش سوالی پرسیدم مبنی بر این که آیا اصلا توهین در اسلام مجوزی برایش وجود دارد یا نه؟ اگر وجود دارد تا چه میزان و در برخورد با چه کسانی؟ اگر وجود ندارد پس چرا در ادبیات بزرگان گاها میبینیم خطابهای به ظاهر توهین آمیز به دشمنان میکنند؟؟؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: خود قرآن در مورد ابولهب می‌فرماید: دست‌هایش بریده باد، که در زمان خود یک نوع توهین بوده. یا در آیه‌ی 17 سوره‌ی عبس می‌فرماید: «قُتِلَ الْإِنْسانُ ما أَکْفَرَهُ» مرگ بر انسان چقدر کفر پیشه است و تازه این غیر از آن است که در آیه‌ی 148 سوره‌ی نساء می‌فرماید: «لا یُحِبُّ اللَّهُ الْجَهْرَ بِالسُّوءِ مِنَ الْقَوْلِ إِلاَّ مَنْ ظُلِمَ وَ کانَ اللَّهُ سَمیعاً عَلیماً» خداوند دوست ندارد کسى با سخنان خود، بدیها(ى دیگران) را اظهار کند؛ مگر آن کس که مورد ستم واقع شده باشد. خداوند، شنوا و داناست. موفق باشید
2170

اعیان ثابتهبازدید:

متن پرسش
سلام.قبلا سوالی از خدمتتان در مورد اعیان ثابته پرسیدم و توضیحی نیز درباره یک سوال داده بودید.چیزی که من متوجه شدم این است که مثلا امام خمینی در یک دامنه مثلا 100 تا 1000 (مراتب کمال)می توانست به کمال برسد و این دست خود ایشان و به قدر همتشان بود که به چه عددی برسد.صدام هم می توانست مثلا بین 1 تا 100 به کمال برسد و خودش خواست و اینگونه زیست.سوالی که نمیتوانم به آن پاسخ بدهم این است که چرا این ظرفیت و سعه وجودی امام کلا بیشتر بود؟چرا صدام نمی توانست امام خمینی و امام نمی توانست صدام بشود؟چرا ظرفیت او فقط 1 تا 10 بود؟چه چیزی این تفاوت را به وجود آورده؟ آن ها که اختیاری در تعیین این حدود نداشته اند.این که می شود جبر.
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: در عرفان و فلسفه روشن می‌شود که «امکان» ذاتیِِ هر ممکن الوجودی است، وقتی امکان، ذاتی خود شیء یا شخص شد یعنی ظرفیت هر کس به ذات خودش مربوط است و خداوند مطابق ظرفیت و امکان هر موجودی، وجود را به هر شخص و هر شیء می‌دهد که در آن صورت به آن شخص و آن شیء که وجود یافت «ممکن بالذات و واجب بالغیر» می‌گویند. وقتی ا مکان هر انسانی ذاتی اوست اختیار او در آن است که امکان خود را در عالم تشریع جهت دهد مثل یک مرد که تنها می‌تواند امکان مرد بودن خود را به سوی مرد کامل شدن جهت دهد. موفق باشید.
182

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد و پدر خوب ما ، می خواستم نظرتان را پیرامون محی الدین عربی جویا شوم ، شما چگونه از ایشان مطالب را اقتباس می کنید ، تحلیل شما پیرامون ایشان چگونه است و آیا تمام آثار ایشان و گفته هایشان را قبول دارید با اینکه در کتاب فتوحات مکیه و فصوص الحکم مطالبی بر خلاف اعتقادات مسلم تشیع دارد . اگر جنابعالی جزوه ای در این زمینه بنویسید می تواند پاسخ گوی برخی شبهات باشید ، خداوند شما و اهل ایمان را به بالاترین درجات عشق خود برساند که نعمتی فوق آن نیست یا علی...
متن پاسخ
جواب: سلام علیکم : باسمه تعالی از بهترین‌ کتاب‌هایی که در رابطه با بررسی آراء محی‌الدین عربی از نظر علماء بزرگ شیعه در سال‌های اخیر تدوین شده کتاب «احیاگر عرفان» از آقای مهدی بدیعی است که انتشارات پازینه آن را به چاپ رسانده و نیز آیت‌الله‌جوادی«حفظه‌الله‌تعالی» در دروس شرح فصوص‌الحکم در رابطه با شخصیت فکری محی‌الدین نکات ارزنده‌ای می‌فرمایند.و یا آیة الله طهرانی در کتاب «روح مجرد» نکات قابل توجهی ارائه کرده اند؛ حاصل قضیه این‌که ایشان را از نظر عقیدتی شیعه می‌دانند و از نظر فقهی سنی. و از قول علامه‌طباطبایی«رحمة‌الله‌علیه» نقل قول می‌فرمودند که :محی‌الدین در کتاب فصوص‌الحکم، مشت‌مشت معارف می‌دهد و در کتاب فتوحات‌المکیّه، دامن‌دامن. با این‌همه هیچ‌کس معتقد نیست که ایشان اشتباهاتی نداشته ولی از این‌که به احتمال زیاد در کتاب‌های ایشان دست برده شده تا روحیه‌ای غیر شیعی در آن کتاب‌ها جاری باشد،نباید غفلت کرد. باز جنابعالی را به کتاب «احیاگر عرفان» حواله می‌دهم.
11397

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: حدود یکی دو سال است قبل از اخبار بر محمد و خاندان مطهرش صلوات می فرستند این دلیل خاصی دارد؟ اللهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم با تشکر خصوصی
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این یک غفلت بود که قبلاً این کار را نمی‌کردند لذا مؤمنین به آن‌ها تذکر دادند و آن‌ها نیز عمل کردند. موفق باشید

10175
متن پرسش
سلام علیکم: رب مطلق و رب مقید یعنی چه؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: ربّ مقیّد مثل رزاق که ربوبیت خود را در رزاقیت خود ظهور داده یا مثل هادی که ربوبیت خود را به نور هادی ظهور داده و ربّ مطلق یعنی پروردگاری که حامل همه‌ی کمالات است جهت ربوبیت بشر. موفق باشید
9560
متن پرسش
با عرض سلام: نظر شما راجع به این مطلب که اکبر جباری در صفحه ی فیسبوکش گذاشته چیست ؟ هو ** کتب تاریخ، به مثابه متون مقدس .............................................. یکی از مسائل بغرنج نزد عامه دینداران (خاصه شیعیان) تقدیس منابع تاریخی است. چندانکه اگر در یک موضوع و مسأله و یک کتابِ تاریخی تشکیک کنی، بی درنگ به تیغ تکفیر نوازشت خواهند داد. این تقدیس کتب تاریخی، علاوه بر تشدید روحیه خشونت گرایی و تکفیری، و تقویت «اعتقادات» و تضعیف «ایمان»، انسداد باب تفکر و عقلانیت را نیز به همراه خود به ارمغان می آورد. بسیاری از باورها و اعتقادات سست و بی پایه شیعیان تاریخی از کتابی نشأت می گیرد که امروزه با نام «اسرار آل محمد» نام دارد که توسط فردی به نام «سلیم بن قیس الهلالی» در اویل قرن چهارم هجری در آمده است. این کتاب از طریق «احمد بن هلال العبرتایی» غالی لعن شده، نقل شده است. شیخ مفید این کتاب را سست و ضعیف می داند و می نویسد: «کتاب، غیر موثق می باشد و عمل به اکثر کتاب جایز نیست چون در کتاب تخلیط و تدلیس صورت گرفته و برای متدین واجب است از عمل به اکثر کتاب احتراز جوید و نباید از این کتاب تقلید و روایت شود» شیخ مفید از شیخ صدوق نیز انتقاد می کند که چرا به این کتاب سست و مجعول روایت نقل کرده است و بدان استناد جسته!* همین مبنای ایدئولوژیک نزد محدثین و فقیهان متقدم، باعث شده است که با کمال تعجب شاهد افزایش احادیث نسبت به منابع نخستین باشیم. برای مثال کتاب «بصائر الدرجات» که پیش از «کافی» و توسط استاد کلینی نگاشته شده، مشتمل بر 1881 حدیث باشد، ولی کتاب کافی که بعد از آن نوشته شده، بالغ بر 15 هزار حدیث است. و هرچه به این سو می آییم، حجم کتب حدیثی بیشتر و بیشتر میشود و هیچ کس هم متعرض این نکته نمیشود که چرا هرچه از دوره غیبت معصوم میگذرد، تعداد احادیث بیشتر میشود و چگونه است که نخستین محدثین که در زمان معصوم زیسته اند، احادیث کمتری نقل کرده اند!؟ گرچه امروزه به وضوح بسیاری از محققین نسبت به صحت و سقم احادیث «کتب اربعه» تشکیک کرده اند و فی المثل نشان داده اند که بیش از دو سوم احادیث کتابی مانند «کافی» مجعول است، ولی با این حال تأثیر گسترده و عمیقی که این احادیث و این کتب بر فرهنگ شیعی نهاده را نمی توان نادیده گرفت. فرهنگی که امروزه در زیست جهان شیعی ایرانی به وضوح می توان آن را دید و برایش گریست. *چنانکه می دانیم، شیخ مفید در عین حال که فقیه مبرزی بود، از متکلمین بزرگ نیز به شمار می رفت. شاید همین مبنای عقلی، او را برآن می داشت تا با نگاهی دقیق و عاقلانه به امور بنگرد. با تشکر فراوان
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: مشکل ما اظهار نظر غیر عالمانه است. آری هر محدثی در آن حدّ که در زمان خود می‌توانسته به احادیث معتبر دست یابد تلاش کرده. به نظرم اگر یک مجتهد در حدیث به نوشته‌ی آقای جباری نگاه کند به خوبی متوجه نظرات غیر عالمانه‌ی او می‌شود. ایشان حتی در این حدّ متوجه نیست که کتاب «بصائر الدرجات» در موضوع خاصی نوشته شده و در همین رابطه احادیث مربوطه جمع آوری شده اند. ولی مرحوم کلینی در «کافی» با وسعتی بسیار چشم‌گیر در مورد موضوعات مختلف به جمع‌آوری احادیث پرداخته، آن‌وقت باید تعداد احادیث این دو کتاب مساوی باشد؟ آقای جباری این نکته را خوب می‌داند ولی به نظر بنده با مقایسه‌ی این دو کتاب می‌خواهد مأموریت خود را که بی‌ارزش‌کردن احادیث ارزشمند شیعه است به اتمام برساند وگرنه به‌خوبی می‌داند محتوای کتاب سلیم بن قیس هلالی بنا بر شواهد مجامع روایی ما کتاب معتبر و ارزشمندی است و این بدین‌معنی نیست که آن کتاب هیچ ضعفی نداشته باشد. ایشان تا آن‌جا در مأموریت ناجوانمردانه‌ی خود جلو می‌رود که می‌گوید: امروز بعضی از محققین نسبت به صحت و سقم احادیث «کتب اربعه» تشکیک کرده‌اند. و فکر می‌کنم اگر از ایشان بپرسید این محققین چه کسانی هستند، مجبور است چند مستشرق صهیونیست را که در انجام مأموریت با آن‌ها مشترک است نام ببرد. می خواهند با تشکیک در کتب روایی ما اهل البیت را از صحنه خارج کنند تا حرف های خود را بر قرآن تحمیل نمایند خطر این افراد بسیار زیاد است. موفق باشید
94

بدون عنوان*بازدید:

متن پرسش
با سلام قران را برداشتم و از خدا خواستم با من حرف بزنه بعد قران را باز کردم صفحات 229و230 مربوط به سوره هود امد می خواستم مفهوم کلی این دو صفحه را برایم بگویید ممنون می شوم
متن پاسخ

سؤال مشخصی نفرموده‌اید که اگر بتوانم جواب دهم. به تفسیر رجوع فرمایید.

19189
متن پرسش
بسم الرحمان الرحیم با سلام خدمت استاد: سوال: در مورد دعای یستشیر راهنمایی می خواستم، آیا از دعاهای عمومی می باشد؟ خواندنش اجازه استاد می خواهد؟ چه خواصی برای این دعا مرتبت می باشد؟ چگونه از این دعا کمال استفاده را ببرم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: دعای فوق‌العاده ارزشمندی است و انسان را با خدا مأنوس می‌کند. از دعاهایی است که هرکس می تواند بهره‌ی خود را ببرد. موفق باشید

13836

در اربعینبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم: نظر شما پیرامون سخنان اخیر استاد پناهیان که واقعا در اربعین سنگ تمام می گذارند چیست: استادپناهیان: «البته زیاد توصیه نمی‌شود آقایان خانواده‌ها را برای پیاده‌روی اربعین بیاورند. حضور خانم‌ها در پیاده‌روی اربعین در اولویت نیست؛ ازدحام هست، اذیت می‌شوند. مگر اینکه به شدت بتوانند مراقبت کنند. ولی هر چه بیشتر این سفر اربعین بتواند با حضور بیشتر مردان باشد بهتر است، اگر چه خانم‌ها هم دل دارند و احساس وظیفه می‌کنند و حضورشان هم خیلی از اوقات مفید است، ولی اگر کنترل نشود، به‌طور طبیعی که غلبۀ حضور خانم‌ها در مجالس معنوی بالاتر است، دوباره این غلبه در آنجا هم اتفاق خواهد افتاد. خانم‌ها فراغت بیشتری هم دارند، و اگر کاروان‌ها اولویت را به حضور آقایان ندهند، ممکن است اکثراً خانم‌ها شرکت کنند و این از جهات مختلف به مصلحت نیست.»

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: از آن‌جایی که تمدن اسلامی با حضور مردان و زنان محقق می‌شود، مثل انقلاب اسلامی که به تعبیر حضرت امام بعضاً زنان پیشتاز بوده‌اند. در تمدنی که با اربعین باید به ظهور برسد نباید زنان در حاشیه باشند وگرنه عقیم می‌ماند هرچند متأسفانه در کشورهای عربی حضور فعّال زنان در این موارد چندان پذیرفتنی نیست. موفق باشید

11716
متن پرسش
سلام: حاج آقا اگر کسی در خانواده ای زندگی کند که از طریق مال شبه دار اداره می شود وظیفه آن فرزند که هنوز زندگی مستقل ندارد چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با دفتر مرجع تقلیدتان موضوع را در میان بگذارید. موفق باشید

نمایش چاپی