باسمه تعالی: سلام علیکم: رفقا در این فکر هستند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: جناب صدرالمتألهین چندان در دستگاه خود به این نوع موارد نپرداخته. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: فرمایشات ایشان حکایت از دلسوزیهای ایشان میکند و شاید بتوان یکی از وجوه سند مذکور را در ضعفی که مطرح است، تذکرات ایشان دانست. ولی به نظر بنده نباید میدانِ بازی را به هم زد. باید مثل کاری که در مورد قانون اساسی کردیم، عمل کنیم. یعنی سند را به عنوان اصل بپذیریم و تبصرهها و تسهیلاتی نسبت به آن داشته باشیم، حال چه فرق میکند که در تعریف توحید، آن معنا باشد که سند مطرح کرده، و یا آنچه که مقام معظم رهبری میگویند؛ هر دو در یک سنت مطرح است. موفق باشید
سلام بر استاد عزیزتر از جان. استاد فردی بنام اقای پرویز شهبازی مباحثی را در برنامه های اینترنتی مطرح میکنند با عنوان من ذهنی آیا این مباحث صحت دارند؟ چون به مولانا ربطش میدهند. برای درک مفهوم «من فکری» باید ابتدا توضیحی در مورد «من» و «فکر» ارائه دهیم. ذهن انسان دارای ارتباطی دوگانه و متفاوت با دنیای اطراف است. یکی ارتباط مستقیم، شفاف و عریان با واقعیت است و دیگری دید و یا ارتباط تعبیر و تفسیری. این دید تعبیر و تفسیری که ذهن از پدیده ها دارد، در واقع مهمترین عامل قطع ارتباط انسان از واقعیت است. دید تعبیر و تفسیری به این معنی است که مثلا ما رفتاری را می بینیم و شروع به تفسیر و معنا دادن به آن می کنیم. ما خود ماهیت آن رفتار را نمی بینیم. ما واقعیت عریان را نگاه نمی کنیم ما با تفسیر و برداشت خود از آن واقعیت زندگی می کنیم. من یک نوشته ای را می گذارم و شما از آن نوشته می توانید چندین برداشت داشته باشید و بنا بر برداشت خود چندین برچسب بر من بزنید. برچسب مستبد، مدبر و یا هر برچسب دیگری و من را یک شخصیت مستبد و متکبر و یا یک شخصیت مدیر و مدبر بدانید. دقت می کنید چقدر بین ماهیت و انگیزه و واقعیت ذاتی رفتار من تا برداشت شما فاصله هست؟ شما برداشت خود را با ذهنتان انجام می دهید. ذهن تمام برداشت های خود را با پردازش اطلاعاتی که در حافظه ثبت شده است انجام می دهد. این اطلاعات شامل ارزش ها و ضد ارزش های است که از دوران کودکی از والدین و جامعه و محیط دریافت کرده ایم و به ما در سطحی وسیع و گسترده القا شده است و ما از درون تبدیل به موجودی مقلد و تکراری شده ایم. موجودی که هیچ احساس و رفتار و گفتاری در او از روی طبیعت و فطرتش سر نمی زند بلکه تنها در بند و زندانی تقلید است. این فرایند ذهنی و یا فکر از آبشخور حافظه خوراک می گیرد. همین فرایند یک «مرکز» و یا «هسته» ای در انسان ایجاد می کند بنام «من». چگونه؟ وقتی که ما از هر رفتار خود و دیگران چندین برداشت ذهنی درست می کنیم و یا وقتی از کودکی با هر رفتار ما چندین برچسب ارزشی و ضد ارزشی مختلف و گاه متضاد دریافت کرده ایم یا بر ما زده شده است در ذهن ما یک تصویری ایجاد می شود که ای تصویر مجموعه ای از این صفات و برچسب های ارزشی و ضد ارزشی است که در واقع «من یا شخصیت» را تشکیل می دهد. این هویت فکری و این شبح هیچ ماهیت واقعی ندارد. و فقط و فقط یک تصویر ذهنی است و در ما انواع و اقسام شخصیت ها را ایجاد می کند و ما تابع این تصویر ذهنی که حاصل افکار زائد و غیر واقعی و غیر اصیل است زندگی، احساس و رفتارمان را جهت می دهیم و باعث می شود بر اساس هویت اصیل انسانی زندگی نکنیم. بلکه تابع و اسیر آن زندگی کنیم. از این هویت فکری در واقع مرکزی بدنیا می آورد بنام «من ذهنی یا من فکری» یا همان «نفس» که مرکز همه شرارت ها است. البته من توضیح کوتاهش رو پیدا کردم. براتون گذاشتم کلیپهای بسیاری دارند این اقا.... ممنون از وقت و صبری که برای ما میگذارید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: این موارد، بیشتر با توهّماتِ بدون مبنا همراه است. اگر مباحث «معرفت نفس» و مراتب نفس را دنبال کنند، متوجه قضایایی که فکر میکنند، میگردند. در این مورد پیشنهاد میشود ترجمه جلد ۸ و ۹ اسفار را که تحت عنوان «معرفتِ نفس و حشر» روی سایت هست؛ مطالعه فرمایند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: دعا میکنم با بسطِ وجود خود، هماکنون جاودانگی خود را احساس کنید و در بستر احساس جاودانگی خود، انتخابهای جاودانهای داشته باشید. زیباترین زندگی و نحوه «وجود»، در اکنونِ خود بودن است ولی اکنونی که ماورای گذشته و آینده در بیکرانه وجود، خود را حسّ کند. به این امید هستم که ما در شبهای قدر تا اینجاها راههای یافتنِ اکنون خود را در مقابل خود بیابیم و این دیگر درکِ امر خاصی نیست، بلکه درک وجودِ بیکرانه خودمان میباشد. و در همین رابطه به پیامبر خود «صلواتاللهعلیهوآله» تذکر میدهد در شب قدر به دنبال امر خاصی نباشد، زیرا فرشتگان و روح که جان را فرا میگیرند و هویت انسان را ملکوتی میکنند، سراغ انسان میآیند. در آن صورت کلید شکوه ای نمی ماند تا انسان نشانی خانه خود را به دزد بدهد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: چرا در همان کشوری که هستید با حضوری معنوی فعالیتهای خود را در فضای مجازی شکل نمیدهید؟ در آن حدّ که گویا در همهی جهان هستید. پیشنهاد میشود سری به کانال مطالب ویژه@matalebevijeh بزنید. یا گروه فرهنگی صبّار @sabbar_ir . موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: نمیدانم. در این مورد فکر نکرده ام. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: حضور در این صحنهها از موضع تقوا و وظیفه موجب رشد و بسط انسان میشود. «ز آبِ خُرد ماهی خُرد خیزد / نهنگ آن بِه که در دریا ستیزد». موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: علم کلام در حدّ جدال با رقیب است. راه حکمت و عرفان برای رسیدن به حقیقت است. و حضرت امام خمینی «رضواناللّهتعالیعلیه» با توجه به همین نکات متوجه شدند باید معارفی از جنس نظر به حقیقت را به میان آورند و لذا نوشتند آنچه را که نوشتند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بستگی دارد که خود را چطور تعریف کرده باشید. اگر ملاک، ایمان باشد و در فضای ایمانی همدیگر را ارزشگذاری کنید؛ به ما فرمودهاند مؤمن به صِرف ایمانش، کفوِ مؤمن است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به صحبتهای اخیر حاج آقا طائب، که یک تهاجم بیولوژیک در میان است، باید به آیاتی نظر کرد که ما را متوجهی مقاومت در مقابل تهاجم دشمن میکند مثل آیهی ۱۷ سورهی لقمان که میفرماید: «يَا بُنَيَّ أَقِمِ الصَّلَاةَ وَأْمُرْ بِالْمَعْرُوفِ وَانْهَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَاصْبِرْ عَلَىٰ مَا أَصَابَكَ ۖ إِنَّ ذَٰلِكَ مِنْ عَزْمِ الْأُمُورِ» فرزندم! نماز را به عنوان راهِ رجوع به حضرت ربّ العالمین در جامعهی خود به پای دار و به آنچه معروفِ روح بشر است توصیه کن و آنان را از کارهای غیر قابل قبول برای فطرت انسانی، نهی کن و حال در مقابل آنچه به جهت امر به معروف و نهی از منکر و پایداری در امور قدسی برایت پیش میآید؛ مقاومت پیشه نما که این، از تصمیمات اساسیِ یک زندگی است. آری! اگر مردم متوجه شوند در رابطه با ویروس کرونا نیز وارد جنگی تمام عیار شدهاند، سعی خواهند کرد مثل کاری که در دفاع مقدس انجام دادند، نهایت تلاش را از همهی جوانب برای عبور از این خطر بنمایند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: هم میتوانید به سایت رجوع فرمایید و هم با حاج آقا نظری به شمارهی ۰۹۱۳۶۰۳۲۳۴۲ تماس بگیرید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: فعلاً در همان شرایطی که هستید وظیفهی خود را انجام دهید و در فرصتهای اضافه، سیر مطالعاتیِ سایت را دنبال بفرمایید. خود خداوند راه را مینمایاند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بیشتر منظور جریان سلفیگری و آل سعود است به همان صورتی که سؤالکنندهی محترم شمارهی ۲۶۵۳۲ متذکر شدند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: این موارد مواردی نیست که بنده بتوانم ورود کنم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. بین مقام نفس ناطقهی پیامبر«صلواتاللّهعلیهوآله» و مقامِ حقیقت نوری آن حضرت باید تفکیک کرد و جناب جبرائیل بر مقامِ نفس ناطقهی پیامبر نازل میشود، همان مقامی که نماز میخواند و روزه میگیرد تا بندگیاش را تثبیت کند. آری! مسلّم مقام نوری پیامبر «صلواتاللّهعلیهوآله» است که جبرائیل را بر مقام نفس ناطقه نازل مینماید. به همین جهت قرآن میفرماید: «نزّل به الروح الامین علی قلبک» یعنی به وسیلهی آن، روح الامین را بر قلبت نازل کرد که همان مقامِ نوری پیامبر باشد ۲. خوب است سری به کتاب «حقیقت نوری اهلالبیت «علیهمالسلام» که بر روی سایت هست، بزنید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: چون حقیقت هر انسان، نفس ناطقهی او و یا به تعبیر عرفا قلب اوست و از این طریق هرکس به هویت خود که عین اتصال به حضرت حق است، میرسد؛ اگر کارِ معرفت نفس را دنبال بفرمایید به نتایج خوبی نایل میشوید إنشاءاللّه. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر بحث حرکت جوهری با دقت دنبال شود تفاوت بین فیضِ جهت تبدیل قوه به فعل که فیض کمال است، با فیضِ بقاء در آنجا روشن شده است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحمدلله دقت خوبی در موضوع داشتهاید. ولی عنایت بفرمایید که در رجوع به روایات، بعضاً امام با توجه به محدودیت سؤالکننده جواب دادهاند و بعضاً مبنایی از سنت رزّاق بودن خداوند را در نظر دارند و در این رابطه خوب است که ما نیز به روایات رجوع داشته باشیم. آری! ۱. مقسومبودن رزق به این معناست که هرکس تلاش عادی خود را انجام دهد به آن میرسد ولی به این معنا نیست که کسی نتواند در آن رزق تصرف کند و از آن طرف وقتی انسان متوجه باشد رزق، مقسوم است میداند که راهی برای برگرداندن رزق مقسومشده هست و لذا تلاش میکند تا آن را برگرداند. ۲. رزق، مقدّر شده نه آنکه فقر، مقدّر شده باشد. به آیه «اللَّهُ يَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَنْ يَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ وَ يَقْدِرُ لَهُ ۚ إِنَّ اللَّهَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ» در این مورد توجه شود، خوب است که محدودکردن رزق در مقابل بسطِ آن، فقر به حساب نمیآید. ۳. قحطیزدگی که بعضی جوامع گرفتار آن میشوند به جهت آن است که نگرانند نکند رزق مقسوم به آنها نرسد و تأکید بر مقسومبودن رزق، چنین جوامعی را مدد میرساند. ۴. مگر تن به ظلم دادن که مذموم است، همین نیست که انسان راضی به محرومیتهایی که توسط ظالمان میشود، نگردد؟ ۵. آری! از طرف خدا رزق، مقدّر و مقسوم است ولی اگر بنده تن به ظلم بدهد و کسی رزق او را بقاپد، مقسومبودن رزق منتفی نیست. با تشکر از دقتهایی که در این مورد داشتید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. همه عرض بنده آن است که همراهی با اهل تفکر و کسانی که زمان و تاریخ خود را میشناسند و نسبت به مسائل جامعه، نگاهی ریشهای و فلسفی دارند، موجب میشود تا ما بر اساس مسائل زمانه خود به متون مقدسمان یعنی قرآن و روایت رجوع کنیم ۲. آری! سیاستی که عین دیانت است، همان دینداری است با نظر به مسائل اجتماعی ۳. به نظر بنده حضور در بستر تاریخی انقلاب اسلامی منجر میشود تا عطایایی از عالم غیب و معنا به سوی انسان ظهور کند و در این مورد اخیراً در جلسه سالگرد شهید حججی که به صورت مجازی برگزار شد، عرایضی مطرح گردید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در مورد ولید بن عقبة بن ابی معیط کسی منکر میگساری او در حدّی که برایش حدّ جاری شود نبود. ولی در مورد خالدبن ولید، خلیفهی اول به نوعی موضوع را توجیه کرد و این عملاً وظیفه را از دوش حضرت برمیدارند زیرا حاکم وقت حکم دیگری کرده است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: مسلّم همینکه نامحرم، نامحرم است یعنی جای او در حریم جان و روح ما نیست و ما را از آنچه مهمِ ما است و باید بر آن بیندیشیم، باز میدارد. باید بر آنچه محرم ما است یعنی حضرت معبود، دل بست و قرآن و روایات وقتی بر آنها تدبّر شود، نمایش قصهی حضور اوست. هر اندازه در این وادی اندیشه به خرج دهیم، به همان اندازه با محرم جان خود مأنوس میشویم. آری! «خلوت دل نیست جای صحبت اغیار / دیو چو بیرون رود فرشته درآید». موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: کار خوب و شروعِ ارزشمندی است و إنشاءالله جهت تعمق در دروس خود نیز کمکتان میکند به شرطی که دروس رسمی حوزه را با جدّیت و دقت دنبال بفرمایید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: آنچه برای انسان اصیل است عبودیت است نه آن نوع تواناییهایی که شیطان هم بعضاً دارا میباشد. بالاخره ما باید برای رجوع به قرآن و روایات از عالمان استفاده کنیم. آیا امروزه میتوان در فهم اصیل قرآن از امثال علامهی طباطبایی مستغنی باشیم؟ موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحمدلله رفقا در شرایطی از نظر روحی و تاریخی هستند که هر کدام، انعکاسِ دیگری است و در این حدّ به هم نزدیک میباشند. حال که خداوند این حساسیت را در روح و روان جنابعالی ایجاد کرده، پیشنهاد بنده آن است که با حوصله، خودِ جنابعالی مباحثی را تحت همین عنوان «سیر مطالعاتی» برای افراد مختلف تنظیم کنید تا ما بقیه را به آن تنظیمات ارجاع دهیم و تفاوتهای جزئی ضرری به اصل کار نمیزند. خیلی معطل بقیه نباشید. موفق باشید
