بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
19289

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و عرض خسته نباشید: بنده طلبه ی پایه ی چهارم حوزه هستم؛ مدتی قبل قرار شد بنده سرگروه تعدادی از بچه های مجموعه فرهنگی مان شوم، افراد گروه سوم دبیرستان می باشند و دو نفر از آنان قصد دارند در سال تحصیلی آینده به حوزه بروند و دو نفر دیگر احتمالا دانشگاه را انتخاب می کنند و یک نفر هم ظاهرا قصد ادامه ی تحصیل ندارد. پنده دو پرسش دارم 1. چه کتاب یا چه مطالبی را برایشان بیان بکنم که بتوانند در زمینه ای که قصد دارند بروند موفق شوند؟ 2. و در کل چه کنم که انسان هایی عاقل بار بیایند؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: سیر مطالعاتی را که بر روی سایت هست را با آن‌ها بحث کنید تا خودشان إن‌شاءاللّه با بصیرت لازم زندگی خود را انتخاب کنند. موفق باشید

30966

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم استاد بزرگوار: میتونم نظرتون رو در مورد تحصیل در رشته روانشناسی اسلامی و مثبت گرا بدونم؟ آیا این علم در اسلام مطرح شده یا خیر؟ و آیا میتونه به بشر کمک بکنه و اگر نه چه نواقص و پایه هایی برای تکمیل و تحصیل این رشته می‌دانید؟ منظورم این هست که اگر شما این رشته را قبول دارید بنظرتون چه پیش نیازهایی باعث تعالی این رشته می‌شود؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه تحقیقات مختصری که بنده دارم ظاهراً روان‌شناسی بحمدلله در کشور ما سیر صعودی به سوی معنویت و اسلامیت دارد. نهایتاً باید در کنار آن مباحث معارف توحیدی خود را تقویت کنید. موفق باشید

30951

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد گرامی ضمن تبریک عید فطر. سوال من در مورد فطریه است این موضوع برام مقداری گنگه: مبلغ فطریه برای هر نفر بر مبنای قوت غالب منطقه، سه کیلو گندم، جو، برنج، خرما، کشمش و مانند آنها و یا معادل قیمت اینها به نرخ آزاد پرداخت گردد، فطریه بالاخره چقدره، واقعیت اینه ما برنج یا نان خالی نمی خوریم، اینجا هم می گه قوت غالب حکم اسلامیش چیه؟ با توجه به اینکه اسمش زکات هست آیا منظورشون معادل یک دهم غذایی هست که در ماه رمضان مصرف می کنیم یا ... برای نمونه می گویند کفاره روزه غیرعمدی، برای هر روز، یک مد (حدود ۷۵۰ گرم) طعام است این میشه زکات معادل چهار وعده غذا. اگر در این مورد توضیح دهید ممنون می شوم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. قوت غالب، تعبیر فقهاست و به معنای غذاهایی است که در شهر رواج داره و لازم نیست به لحاظ یک نفر سنجیده بشه که غالبا چی میخوره. بنابر این همه ی اهل شهر میتونن سه کیلو گندم یا برنج یا هر چیز دیگه ای که در غذاهای مردم به کار میره را حساب کنند و خودش یا پولش رو به فقیر بدهند. البته اگر تمکن مالی دارند بهتره به این بهانه، بیشتر به فقرا کمک کنند. ۲. یک دهم یا یک بیستم مربوط به زکات امواله و ربطی به زکات فطره نداره ۳. کفاره مربوط به باب دیگری است و ربطی به فطریه ندارد.

30900

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: خدا قوت. من همسرم ی مدته نمازشون ترک کردن و حرفشون اینه که میخوان بفهمن فلسفه نماز چیه و دوست دارم به روش خودم عبادت کنم. لطفا کتابی اگه در این زمینه میشناسبن و اسم عنوان بیان کنین و مساله ی تناسخ هم میخوام بیشتر بدونم البته خودم قبول ندارم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. کتاب «آداب الصلواة» از امام خمینی ۲. جناب صدرالمتألّهین در  «اسفار» دلایل خوبی در راستای نفی تناسخ آورده‌اند مبنی بر آن‌که وقتی نفس ناطقه سیری را از قوه به فعل داشت و در آن راستا نیاز به بدن جهت ادامه خود ندارد، محال است باز به بدنی برگردد؛ چه به بدن انسانی دیگر یا به بدن حیوان دیگر. موفق باشید

29389

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسمه تعالی سلام استاد: حضرت حافظ در غزل ۲۸۶ در بیت دوم می فرمایند: گفت آسان گیر بر خود کارها کز روی طبع سخت می‌گردد جهان بر مردمان سخت‌کوش اشاره جناب حافظ به چه نوعی سخت کوشی است و چرا جهان از روی طبع برای مردم سخت کوش سخت می‌گردد؟ و همچنین اگر می‌شود بر سر ما شاگردان خرد منت بگذارید و شرح این غزل را هم به مجموعه ی شرح غرلیات سایت بیافزایید. دوش با من گفت پنهان کاردانی تیزهوش وز شما پنهان نشاید کرد سر می فروش گفت آسان گیر بر خود کارها کز روی طبع سخت می‌گردد جهان بر مردمان سخت‌کوش وان گهم در داد جامی کز فروغش بر فلک زهره در رقص آمد و بربط زنان می‌گفت نوش با دل خونین لب خندان بیاور همچو جام نی گرت زخمی رسد آیی چو چنگ اندر خروش تا نگردی آشنا زین پرده رمزی نشنوی گوش نامحرم نباشد جای پیغام سروش گوش کن پند ای پسر وز بهر دنیا غم مخور گفتمت چون در حدیثی گر توانی داشت هوش در حریم عشق نتوان زد دم از گفت و شنید زان که آنجا جمله اعضا چشم باید بود و گوش بر بساط نکته دانان خودفروشی شرط نیست یا سخن دانسته گو ای مرد عاقل یا خموش ساقیا می ده که رندی‌های حافظ فهم کرد آصف صاحب قران جرم بخش عیب پوش
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. جناب حافظ می‌فرمایند جهان را نباید برای خود تنگ و تاریک کرد، وقتی که می‌توان در جهانِ گشوده‌ی رحمت الهی خود را درک کرد. زیرا این طبیعی است که اگر کسی جهان را برای خود تنگ کند و برای به‌دست‌آوردن آرزوهای دنیایی تلاش‌های طاقت‌فرسا بنماید، جهان نیز برای او سخت و تنگ می‌شود. ۲. إن‌شاءالله فرصتی پیش آید در خدمت هستیم. موفق باشید

29158
متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین. الحمدلله الذی هدانا لهذی. سلام و عرض ادب و سپاس خدمت استاد بزرگواری که خداوند منان شما را معلم ما در این دوران قرار داد و وسیله عبور از ماده به معنا. به رسم ادب فهم خود را از مباحث جنابعالی در مباحث مختلف ارائه می‌دهم و تقاضای اصلاح دارم داستان خلقت داستان عشق در ازل پرتو حسنت زتجلی دم زد عشق پیدا شد و اتش به همه عالم زد خداوند عز و جل انسان را آفرید و بالاترین مسیر کمال و سعادت را در موجودات نصیب او کرد که بالاترین سعادت جلوه گری تام خداوند عالم بود. یعنی خلیفه اللهی و انسان پذیرفت «کان الانس ظلوما جهولا» و عهدی بست و قالوا بلی گفت اما بشر مصداق این جمله بود «که دراز است ره مقصد و من نوسفرم» سپس انبیا در بستر تاریخ دائما ظهور کردند تا انسان را متوجه این هدف و غایت کنند چرا که خاصیت عالم ماده از طرفی بستر رشد و تبدیل قوه خلیفه اللهی به فعلیت آن بود و برای این رشد عظیم انسان لازم بود جهان مسخر او شود و امکانات فراهم گردد لذا «سخرلکم السموات و الارض» و از طرفی ابلیس وظیفه یافت برای رشد دادن استعدادهای انسان او را به سمت حق هل بدهد اما خیال باطل کرد که می‌تواند مسیر خلقت را تغییر دهد و انسان را از غافلان از عهد خود بگرداند و گفت «و لا تجد اکثرهم شاکرین» مسیر دنیا شد رهایی از غفلت و ضلالت و جهالت ابلیسی با ابزار عقل که توجه و ذکر (صلات «اقم الصلاه لذکری» و کتاب «هذا ذکر مبارک» بود و انبیا معلم این امر شدند. با بعثت ختمی مرتبت صلی الله علیه و اله و سلم رشد انسانی در بستر تاریخ بشر به مرحله بلوغ رسید و گذر از عالم ماده و ورود به باطن عالم که حقیقت آن است میسر گشت «ذلک الکتاب لا ریب فیه هدی للمتقین الذین یومنون بالغیب...» در غدیر بلوغ به مرحله کمال پا گذاشت و ظهور امامت مثل جایزه ویژه به بشر بود برای سیر قوس انتهایی کمال اما نکته مهم غدیر این بود که بدون امام و ولی امکان راهیابی به سعادت و کمال نهایی در هیچ کجای زندگی از ریزترین مسیر مادی تا عالی ترین مراحل معنوی و باطنی میسر نیست ولی بشر این هدیه گرانبها و جایزه ویژه الهی را به اختفا برد تا اینکه که امام حسین علیه السلام که چشم بصیرت بین امامت داشت و تا عمق عالم نفوذ می‌کرد دریافت نه جای آرام است بلکه مردن دلهای ناامید از زندگی قدسی در عالم ملکوت و سیر حقیقی بشر موجب به اختفا رفتن حقیقت نبوت ختمی مرتبت خواهد شد و لذا قیام کرد «اسیر بسیره جدی و ابی..» با قیام عاشورا و به نمایش گذاشتن برترین جلوه بشر توسط امام و یاران به کمال رسیده و اهل بیت وفادارش بالاترین پیام تاریخ مخابره شد نگاه مادی دوره اش تمام شده و زمان، زمان نگاه قدسی به تاریخ است و با نگاه الهی می‌توان به کربلا نگریست و گفت «ما رایت الا جمیلا» و خون انسانهایی که بذل مهجته را درست فهمیدند تابلوی عظیم نزدیک شدن به کمال نهایی بشریت را رنگ آمیزی کرد «لیستنقذ عبادک من الجهاله و حیره الضلاله» تا تابلوی مسیر عالم قدس درخشان‌تر از قبل دیده شود. و بعد از کربلا سرعت سیر بشریت در معیت امام معصوم سریعتر شد و امام انسان را بالاتر و بالاتر آورد تا فهم و عقل انسان دوره غیبت به حدی رسید که دیگر میتونست خورشید باطن و حقیقت را در پشت ابر ماده ببیند. ای انسان در دیده مجنون نشین که دو روز دنیا فقط دو روزه جنون و عشقبازی با حق و همراهی با امام حق است. اگر در دیده مجنون نشینی / بجز از خوبی لیلی نبینی. چشمان خود را بگشا و ببین تاریخ الهی در بستر اراده الهی جاری است تا وعده الهی به تحقق برسد که خداوند عز و جل فرمود: «ان وعدالله حق و من اصدق من الله قیلا» و خوشا چشمی که این را دایم در تاریخ عالم تا به امروز ببیند و بر عهد حسینی پایدار بماند و همواره رو به سوی معشوق حقیقی داشته باشد تا به جمع صالحین تاریخ بپیوند. «إِذْ کَانَتِ الْأَرْضُ لِلَّهِ‏ یُورِثُها مَنْ یَشاءُ مِنْ عِبادِهِ‏ الصَّالِحِینَ‏ وَ الْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقِینَ» خوب بنگر ببین انگار این آیه را داری می‌بینی که «هو الذی ارسل رسوله بالهدی و دین الحق لیظهره علی الدین کله» پس همراه شو و بگو «نحن نقول الحمدلله رب العالمین»
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! «نحن نقول الحمدلله رب العالمین» حقیقتاً اولیای الهی آمدند تا جهانی را در مقابل ما بگشایند بس عظیم. هر سال نظر به اربعین حسینی (ع) می‌اندازیم تا به خود بفهمانیم راهی که شروع کرده‌ایم، راهی پایدار و مبارک است. شیعه متوجه است جهان بزرگ‌تر از آن است که یزیدیان بتوانند آن را اشغال کنند و جایی برای حسینیان نگذارند. باید در اربعین به چیزی ماورای آنچه در سیطره‌ی یزیدیان است، فکر کرد، جایی که هرکس می‌تواند در آن‌جا حاضر شود. زن و مرد و عرب و عجم و ثروتمند و فقیر و بی‌سواد و باسواد همه می‌توانند در آن‌جا حاضر باشند و از عطایای خاص خداوند که مخصوص آن فضا است، بهره‌مند گردند. موفق باشید

28997

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم یدالله: ✴️‼️ انفجار نطنز تهش در اومد که خرابکاری بوده، احتمالش هم زیاده که عاملین آژانس در این حادثه نقش داشته باشند، خود آقای کمالوندی هم احتمال رو رد نکرد و گفت امنیتی ها دارند در این رابطه که بازرسین و عوامل آژانس نقش داشته اند یا نه بررسی می کنند، اونوقت تو این اوضاع این مردک، گروسی مدیر کل آژانس پاشده اومده ایران و جمهوری اسلامی هم داوطلبانه اجازه بازرسی به دو مکان جدید رو داده. ببخشید اینطوری می گم ولی کدام احمق بی عقلی اجازه این دسترسی رو صادر کرده، چه مملکت بی صاحابیه؟!
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: متأسفانه روحیه‌ی دولت، روحیه‌ای نیست که بتواند در مقابل این زیاده‌خواهی‌ها مقاومت کند. بالاخره جناحی از جریان‌های این کشور معتقدند با مراعات این نهادها مسائل را حلّ کنند. در حالی‌که بهتر است ما اساساً وارد تاریخ دیگری شویم. موفق باشید

28955
متن پرسش
سلام استاد وقتتون بخیر: نظرتون راجع به کتب دکتر شریعتی چیه؟ منظورم این نیست که خوبه یا بده. منظورم اینه که آیا الان بدرد نیازهای زمان میخوره یا نه؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال مرحوم دکتر شریعتی و نحوه‌ی ورود او به تفکر دینی، مرحله‌ای از تاریخ تفکر ما می‌باشد و نمی‌توان او را نادیده گرفت و از گذشته‌ی خود برای حضور در آینده غافل بود. ولی به هر حال آثار آن مرحوم، وجهی از وجوه فکری و تاریخی ما است و ابداً نباید بدان اکتفا کرد. موفق باشید

28258

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: به‌نظر می‌رسد که در جلسه اخیر جاثیه به موضع شکاکیت رسیدید چون فقط من را لاریب و یقینی دانستید و خارج از من را با مثال خواب و بیداری از ساحت یقین خارج فرمودید عجیبست که سابق این موضع دکارتی سوبژه ابژه را مطابق نظرات هایدگر مردود می‌دانستید حال خود در آن ماوا گرفتید البته موضع حق اینست که من را نیز یقینی ندانیم فقط بپذیریم احساسات و ادراکاتی در لحظه حال وجود دارد. اصطلاحا اصالت نفس لحظه ای اگر چه همین هم برای من یقینی نیست.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: متوجه نشدم چگونه به این نتیجه که می‌فرمایید، رسیدید. شاید اصالت رابه یقین عقلی می دهید. در صورتی که یقین حقیقی قلبی است. موفق باشید

28181
متن پرسش
با عرض سلام و خسته نباشید خدمت استاد گرامی: در رابطه با رزق سوالی داشتم ابتدا روایت زیر رو آوردم: روزى اميرمؤمنان با چند نفر از يارانش كنار مسجدى براى خواندن نماز توقف نمودند، به مردى كه در آنجا ايستاده بود فرمود: اين استر مرا نگه دار تا ما نمار بخوانيم. هنگامى كه آن حضرت وارد مسجد شد مرد افسار اسب را باز كرد و آن را به سرقت برد و فروخت! امام پس از اتمام نماز از مسجد بيرون آمدند درحالى كه دو درهم در دست داشتند تا به عنوان مزد به آن مرد بدهند، ولى مشاهده كردند استر رهاست و افسارش به سرقت رفته! حضرت دو درهم را به يكى از خادمانشان دادند با براى مركب افسارى بخرد، خادم وارد بازار شد و با همان افسار به سرقت رفته مواجه گشت كه دزد آن را به دو درهم فروخته بود، دو درهم را به مغازه دار داد و افسار را گرفت و نزد حضرت آورد، وقتى نگاه امام به افسار استرش افتاد فرمود: اين مرد شتاب كرد و خود را از روزى حلالى كه از دست من برايش مقرر شده بود محروم نمود و آن را تبديل به حرام كرد، سپس فرمود: «ان العبد ليحرم الرزق الحلال بترك الصبر ولايزداد على ما قدرله:» قطعاً انسان با بى صبرى و افتادن در جاده شتاب روزى حلال را بر خود حرام مى كند و با اين كار بر آنچه برايش از جانب حق مقرر شده نمى افزايد. ------------------------------ حال با توجه به این روایت، شخص آقای طبری که این مال و اموال نجومی رو برای خودش جمع کرده، اگه در مسیر حلال جلو می رفت آیا همین مقدار از اموال برایش مقدر شده بود و با این کارهایی که کرده و حجم انبوهی از پرونده رزق حلال خودش رو حرام کرده یا اینکه رزقی که برای ایشون مقدر شده همین مقداری بوده که تا الان مصرف کرده منتهی از راه حرام؟ یا حق
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: رزق حقیقی آن رزقی است که انسان نیاز دارد و آن رزق، مقسوم است و از ابتدا تقسیم شده است. ولی آنچه اهل دنیا جمع‌آوری می‌کنند رزق نیست، بلا است. موفق باشید

27483
متن پرسش
‌ سلام خدمت استاد: قبلا سوالی( ۲۷۲۵۰) خدمتتان عرض کردم که کتاب مبانی نظری نبوت و امامت را سفارش کردید. ولی کلاً عیب از جای دیگری است چون اخلاقی پیدا کرده‌ام که برای هر چیز جزئی چرایی برایم پیش می آید و می خواهم دلیل عقلی و فلسفی پیدا کنم. برای هر مسئله چرایی های زیادی برایم پیش می آید. نمی دانم شاید به خاطر ندانستن منطق دچار مغالطه شده ام. یا شاید به خاطر ندانستن کامل مسائل فلسفی و معرفت النفسی نمی‌توانم مسائل را تحلیل کنم. در کل با پیش آمدن یک سوال در مورد آن سوال فکر می کنم تا آن مسئله بر طرف شود یک دفعه سوال دیگر پیش می آید تا همین طور می رسم به جایی که شروع کرده بودم، و در جا می زنم. ١. آیا این عادت خوبی است که پیدا کرده‌ام؟ ٢. اگر اخلاق خوبی است چه راهی برای پیدا کردن جوابهایم است؟ ٣. آیا باید از منطق و مقدمات فلسفه شروع کنم؟ ۴. یا اصلاً این راه، راه من نیست پس چگونه از این اخلاق آزاد شوم؟ ولی از طرفی تا از نظر عقلی قانع نشوم شور و انگیزه قوی برای دین داری ندارم. ببخشید وقتتان را گرفتم با تشکر.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. مرحوم شهید مطهری این حالات را گذرگاه خوب و منزلگاهِ بد می‌داند، از آن جهت که انسان با استدلال‌های عقلی، مطالب را بپذیرد چیز خوبی است ولی این‌که بعد از آن باز خود را معطل آن مباحث کند، منزلگاه بدی است. ۲. باید با جواب‌دادن عقلی به موضوعات، راه را ادامه داد. ۳. فکر می‌کنم مباحث «معرفت نفس» بیشتر راه‌گشا باشد. ۴. به همین جهت کتاب مذکور پیشنهاد شد که اگر با دقت و با برنامه دنبال شود، ملاحظه می‌شود چگونه دین اسلام دقیقاً عقل ما را مخاطب قرار داده تا ما با عقل خود وارد دین شویم. موفق باشید  

25159

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: سوال آیا این شعر از ملای رومی که میگند (تو آینه جمال اویی و آینه تو همه جهان است) به این برداشت میشه که در درون ما همان دنیای بیرون هست با همان دشمن ها و دوستان و تمام احادیث و روایات برای جهان درون هم صدق می کنند و رفتار با دوست و دشمن در درون؟ آسایش دو گیتی تفسیر این دو حرف است با دوستان مروت با دشمنان مدارا و اونجایی که می فرمایند استغفار کنید و شیطان را لعن نکنید؟ و قرآن هم وقتی برای خود می خوانیم و مثلا می فرمایند قوم لوط را عذابی بزگ فرستادیم می شود به این منظور برداشت که حضرت رب العالمین می خواهند بعد شهوت درون و قوم لوط درون ما را عذاب کنند و ما را هدایت کنند؟ و سوال بعدی آیا الان هر کس تفکر کند بدست ولایت حضرت حجت به مقاماتی می رسد همانطور که فرمودند در زمان ظهور علم به درجات بالایی می رسد. و اینکه روایت شده است امام زمان (عج) در میان مردم است و مردم نمی شناسند می شود این برداشت را در درون انسان کرد و امام زمان (عج) را در درون یافت؟ بسیار سپاسگزارم بابت راهنمایی بنده سوال کننده که بسیار کمک می کنید اگر جوابگو باشید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. چرا که نه؟! ۲. در هر حال نباید از حضور متعیّنِ حضرت صاحب الزمان «عجل‌اللّه‌تعالی‌فرجه» در عالَم غفلت کرد. آن امام عزیزی که هم‌اکنون نیز عالَم را مدیریت می فرمایند. «روحی و ارحنا لمقدمه فناء». موفق باشید

24395
متن پرسش
سلام: در تفسیر سوره زمر فرمودید «پیامبر الان قیامت شدند ولی جهان دارد قیامت می شود و کی قیامت می شود؟ ما چمیدانیم!». حال سوال من اینست که پیامبر که قیامت شدند زمین قیامتی را چگونه می دیدند در حالی که دارد قیامت می شود و هنوز نشده است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید که مطابق فرمایش حضرت امام رضا «علیه‌السلام» هم‌اکنون قیامت با تمام ابعاد آن موجود است. در این مورد خوب است به کتاب «معاد» که بر روی سایت هست، نظری بیندازید. موفق باشید

22073

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
درود بر استاد طاهرزاده: مرز تمایز خواب از بیداری چیست؟ چگونه می توان مبرهن کرد الان در حال خواب نیستم و بیدارم؟ مستحضرید این شبهه را دکارت در تاملات هم مطرح کرده اما بنظر می رسد اگر چه دکارت در القای شبهه قدر است اما در حل آن عاجز است. امید شما این شبهه را حل کنید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در همان‌جا هم دکارت نمی‌تواند مسئله را حل کند بلکه می‌گوید چون خدا کامل است و ما را فریب نمی‌دهد پس آن‌چه می‌فهمیم نمی‌تواند خطا باشد. موفق باشید

32882

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

اگر شیوه ی رفتاری حضرت یونس با قوم خودشان مانند شیوه رفتاری امام زمان (عج) هست پس چرا حضرت یونس باید به کام نهنگ بروند و خودشان را در آنجا از ظالمان معرفی کنند؟ در تفسیر المیزان گفته شده علت اینکه خود را ظالم نامیده اند این بوده که عملی انجام دادند که ظلم را ممثل می‌کرده اما کارشان فی نفسه ظلم نبوده در واقع اعراض حضرت یونس از قوم خود شباهت تام به فرار یک خدمتگزار از مولی داشته! خب همین موضوع هم که ایشان یک عملی را انجام دهند که همچین برداشتی را در ذهن مخاطب ایجاد کند به نظر من اشکال دارد. پس چرا نمی‌شود این عمل را خطایی از جانب حضرت یونس قلمداد کرد؟ واژه ابق که در آیه ۱۴۰ سوره صافات برای نقل این داستان استفاده شده خیلی عجیب است. بعد چه چیزی گفته می‌شود؟ می گویند که این تشبیه است! خب چرا باید یک همچین تشبیهی را به کار حضرت یونس نسبت دهند؟ پس کار درستی نبوده است! در آیه ۸۷ سوره انبیاء که گفته شده حضرت یونس با خشم از قومش بیرون رفت را چگونه توجیه کنیم؟ خشم و غضب پیامبران چه معنایی می‌تواند داشته باشد؟ حتی در آیه ۴۸ سوره قلم نیز گفته شده حضرت یونس مکظوم بود! نسبت دادن خشم و غضب به کار حضرت یونس چه معنایی می‌تواند داشته باشد؟ خب این کار درستی نبوده است!

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آنچه علامه طباطبایی متذکر می‌شوند آن است که حضرت یونس «علیه‌السلام» تمرّد از امر خداوند نکرده‌اند زیرا خداوند امر نکرده بود که نروند، ولی از طرف دیگر شأن پیامبر خدا آن بود که منتظر بمانند تا تکلیف‌شان را خداوند تعیین کند . با توجه به این امر خوب است که نظر علامه طباطبایی را ذیلاً بررسی فرمایید. موفق باشید

وَإِنَّ يُونُسَ لَمِنَ الْمُرْسَلِينَ ﴿١٣٩﴾    إِذْ أَبَقَ إِلَى الْفُلْكِ الْمَشْحُونِ ﴿١٤٠﴾

اباق = فرار

و یونس علیه السلام از پیامبران بود، که وقتی نشانه های عذاب را دید به سوی کشتی فرار کرد، با اینکه کشتی ظرفیت سوار شدن او را نداشت. آری یونس علیه السلام وقتی جریان را خطری دید، از بین قوم خود بیرون آمد و آن جناب هرچند در این عمل خدا را نافرمانی نکرد و قبلاً هم خدا او را از چنین کاری نهی نکرده بود، ولکن این عمل شباهتی تام به فرار یک خدمتگذار از خدمت مولی داشت، و به همین جهت خدای تعالی او را به کیفر گرفت (شاید بگوییم شان آن حضرت نبود که چنین کند).

فَسَاهَمَ فَكَانَ مِنَ الْمُدْحَضِينَ ﴿١٤١﴾

ساهم از مساهمه = قرعه کشی         ادحاض = غالب آمدن

در کشتی قرعه انداختند و یونس از مغلوبین شد.

چون جریان از این قرار بود که نهنگی بر سر راه کشتی در آمد و کشتی را متلاطم کرد و چون سنگین بود خطر غرق همگی را تهدید کرد. ناگزیر شدن از ساکنان کشتی یکی را در آب بیندازند تا نهنگ او را ببرد و از سر راه کشتی کنار رود. و قرعه به نام یونس اصابت کرد و نهنگ آنجناب را بلعید.

فَالْتَقَمَهُ الْحُوتُ وَهُوَ مُلِيمٌ ﴿١٤٢﴾

ملیم = داخل شده در ملامت

ماهی تا او را لقمه ای کرد، در حالی که او ملامت زده بود.

فَلَوْلَا أَنَّهُ كَانَ مِنَ الْمُسَبِّحِينَ ﴿١٤٣﴾    لَلَبِثَ فِي بَطْنِهِ إِلَى يَوْمِ يُبْعَثُونَ ﴿١٤٤﴾

ملیم = داخل شده در ملامت

اگر یونس از مسبحین نبود تا روز قیامت در شکم ماهی می ماند، و تسبیح یونس با لا اله الله شروع شد، تا علتی برای تسبیحش شد، مثل اینکه فرمود : خدایا معبود به حقی که باید به سویش توجه کرد، غیر تو کسی نیست پس تو منزهی از آن معنایی که عمل من آن‌را می رسانید، پس اینکه من متوجه تو می شوم و تو را منزه می دانم از آنچه علمم حکایت از آن می‌کرد و آن این بود که غیر تو هم کارسازی هست، چون من برای نجات از عذاب متوسل به کشتی و فرار شدم، حال می گویم که غیر تو کسی و چیزی کارساز نیست. پس سبب نجات حضرت همین تسبیح بود و مکث آن جناب در شکم ماهی تا روزی که خود او مبعوث شود، یعنی شکم ماهی به منزله قبری باشد برای او و این دلیل نیست که تا قیامت او زنده در آنجا بماند.

31043
متن پرسش
سلام و عرض ادب: حوصله گفتن از اینکه به واقع انتخابات در ایران آزاد نیست را ندارم. از چپ و راست یکی را اسطوره می کنن و با هر ترفندی شده از تکرار اصلاحات یا مشارکت حداقلی با تئوری پدرخوانده ها کسی را قالب می کنند. خب بگذریم. آقای طاهرزاده! من مناظرات را خوب رصد کردم. برنامه های دکتر جلیلی و دیگران را دقیق و عمیق بررسی کردم. آقای طاهرازاده من این آیه را در پیشانی دکتر جلیلی دیدم. «انامَكَّنَّا لَهُ فِي الْأَرْضِ وَ آتَيْناهُ مِنْ كُلِّ شَيْ‌ءٍ سَبَباً» من خدا را در چهره جلیلی دیدم، من خدا را در بیان جلیلی دیدم، من جلیلی را شهید زنده دیدم، من به واقع سیلیِ خدا را می‌بینم اگر با بازی های سیاسی جلیلی را کنار بزنن شما بگویید چه خبر است؟! و لطفا برایم از آقای ریسی نگویید چون من او را فقط مقداری کم فرد مفیدی دیدم اما ما دنبال مفید نیستیم. ما دنبال حق هستیم. ما پیرو غدیر و اشک های زهراییم نه پیرو سکوت مدینه!
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحمدلله خداوند در بستر انقلاب اسلامی همان‌طور که برای حضور انقلاب در منطقه، حاج قاسم‌ها را تربیت کرد و برای حضور نظامی ما در منطقه، سازمان موشکی ما را با تهرانی‌مقدم‌ها شکل داد؛ برای نظام اجرایی هم افرادی را می‌پروراند تا معلوم شود راه رسیدن به مقاصدی که در نظام اجرایی به آن‌ها نیاز داریم، بسته نیست. حال، این مردمند که بر این اساس در راه قدم بگذارند. مسلّماً نظام اسلامی ما امثال آقای جلیلی را کنار نمی‌گذارد ولی مردم باید همت کنند و هوشیاری به خرج دهند تا فرزندان انقلاب در صحنه بمانند. البته نباید طوری سخن گفت که شخصیت جناب آقای رئیسی تضعیف شود. موفق باشید 

30944
متن پرسش
إنَّ اللّه َ أوحَى إلى داوود عليه السلام: يا داوود، إنّه لَيسَ عبدٌ مِن عبادِي يُطِيعُني فيما آمُرُهُ إلاّ أعطَيتُهُ قَبلَ أن يَسألَني، و أستَجِيبُ له قَبلَ أن يَدعُوَني. رسولُ اللّه ِ صلى الله عليه و آله: قالَ اللّه ُ تَعالى: مَن شَغَلَهُ ذِكري عن مَسألَتي أعطَيتُهُ أفضَلَ ما اُعطِي السائلينَ. عنه صلى الله عليه و آله: مَن شَغَلَتهُ عِبادةُ اللّه ِ عن مَسألَتِهِ أعطاهُ اللّه ُ أفضَلَ ما يُعطِي السائلينَ عنه صلى الله عليه و آله: قالَ اللّه ُ تَعالى: مَن شَغَلَهُ ذِكري عن مَسألَتي أعطَيتُهُ قَبلَ أنْ يَسألَني. عنه صلى الله عليه و آله: يقولُ اللّه ُ: مَن شَغَلَهُ ذِكري عن مَسألَتي أعطَيتُهُ فوقَ ما اُعْطِي السائلينَ. فاطمةُ الزَّهراءُ عليها السلام : مَن أصعَدَ إلى اللّه ِ خالصَ عبادَتِهِ أهبَطَ اللّه ُ عزّ و جلّ له أفضَلَ مَصلَحَتِهِ . سلام و ادب: آیا روایات بالا که بر ذکر خداوند و عبادت تاکید دارند ۱. به معنای جایگزین کردن ذکر به جای دعاست؟ ۲. منظور از ذکر دقیقا چیست؟ (اشتغال به ذکر یعنی چه؟) ۳. وظیفه ی ما در قبال روایات بالا چیست؟ ۴. دعا کردن را می شود جزو ذکر و عبادت معنا کرد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این روایات نکات خوبی را متذکر می‌شوند که اگر انسان در بستر یاد خدا و ذکر حضرت ربّ العالمین امورات خود را طی کند، حضرت حق متکفّل نیازهای او می‌شود. علاوه بر آن ملاحظه می‌کنید که ادعیه‌ای مانند دعای «جوشن کبیر» چگونه انسان را مشغول اسمای حسنای پروردگار می‌کند و سراسر آن دعا ذکر حضرت محبوب است. موفق باشید

29333
متن پرسش
سلام و ارادت: اگر خدا هست پس چرا ظلم هایی مثل تجاوز و کودک آزاری و... صورت میگیره؟ برهان نظم رو قبول دارم ولی این سوالی هست تو ذهنم که نمیتونم انکارش کنم. لطفا جواب درون دینی ندهید و هر جمله ای می فرمایید لطفا عقلی و استدلالی بفرمایید و نه ادعایی. که تکلیف خودم رو بدونم. ممنون از زحمات شما
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به این فکر کنید که خداوند راه‌های رستگاری را به حکم ربوبیتش از طریق پیامبران در مقابل بشر می‌گشاید تا هرکس خواست بتواند راه رستگاری را پیدا کند. ولی اگر مانع اعمال خلاف انسان‌ها بشود، عملاً میدان امتحان انسان‌ها را در دنیا بسته است و در آن صورت معلوم نمی‌شود چه کسی انسان شایسته‌ای است و چه کسی چنین نیست. آری! خداوند مسلّم تا آن‌جا به انسان‌های ظالم میدان می‌دهد که امتحان آن‌ها صورت گیرد، ولی جهان را در اختیار جنایتکاران نمی گذارد و به وقتش به نحوی با آن‌ها برخورد می‌کند. نمونه‌اش صدام حسین بود. از آن طرف، مگر تجاوز صدام حسین این طرف معادله را نیز ناخواسته به پرورش و تکامل نکشاند تا ملتی آبدیده در مقابل آن تجاوز شکل بگیرد؟ خلاصه در یک دیدگاه توحیدی می‌توان گفت: «قطره‌ای کز جویباری می‌رود / در پی انجام کاری می‌رود». موفق باشید

29170

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و خدا قوت: استاد تکلیف کسایی که الان کاروان زیارتی به مشهد مقدس میبرن چیه؟ کارشون درسته؟ یعنی اونا دعوت شدن و ما که رعایت می‌کنیم دعوت نمیشیم. ما که تابع فرمایش ولیمان هستیم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نمی‌توان نظر خاصی داد بستگی به حال و فکر خود افراد دارد. موفق باشید

29077

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام خدمت استاد عزیز: بنده نوجوانی ۱۸ ساله هستم و بخشی از آثارتون رو مطالعه کردم و فهمیدم که نسل جوان با این نوع مباحث سیراب میشه و خودش رو در عالم دیگری حس می‌کند. با اینکه در حدی نیستم که نظر بدم ولی به عقیده من اگه گروه فرهنگی المیزان تو بحث رسانه و کار هنری فعالیتش رو بیشتر کنه جوان های بیشتری به این نوع مباحث گرایش پیدا میکنن. به مدیر کانال لب المیزان تو ایتا هم گفتم که اگه مثلا عکس نوشته ها و کلیپ های کوتاه و تاثیر گذار از جملات ناب استاد طاهرزاده درست بشه و تو کانال های ایشون قرار داده بشه خیلی تاثیر گذاره. ایشون فرمودن کسی رو نداریم تو این زمینه وقت بگذاره. خواستم اگه میشه ما بتونیم تو این زمینه ها کمکی کنیم، دریغ نمی‌کنیم. حقیقتا حیفم میاد اساتید عمیق و معظمی چون شما برای نسل جوان که تشنه معارف حقیقی اهل بیت هستن، گمنام بمونید و از مباحث شما استفاده نکنن. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: رفقا کانال «مطالب ویژه» را در همین رابطه به‌وجود آورده‌اند. بد نیست نظری به آن بزنید @matalebevijeh موفق باشید

28679
متن پرسش
سلام علیکم: حضرتعالی در پاسخ به یکی از سوالات قبلی اشاره به بحث نظر به وجود در مبانی معرفتی ابن سینا و ملاصدرا کردید و فرمودید که اینجا بیش از آنکه بحث ایدئولوژیک باشد بحث وجود در میان است و انقلاب و شخص حضرت امام و حضرت آقا متاثر از این دو مبانی معرفتی اند. اما پرسش من این است که مگر اسلام و مدرنیته یک مواجهه تمام قد در قالب انقلاب اسلامی پیدا نکردند تا حدی که امثال هانتینگتون و فوکویاما بحث جنگ تمدنها و پایان تاریخ را مطرح کردند و گفتند بحث ما و ایران و تمدن اسلامی یک بحث تماما تمدنی و مبانی مکتبی است و ایران انقلابی که پرچمدار تمدن اسلام است می‌کوشد قالبها و مفاهیم و مبانی عالم را دگرگون و از مدرنیته گذار کند. و پر واضح است که امام هم متوجه بودند مواجهه ما با تمدن مدرن یک مواجهه تمام عیارست و البته با مبانی معرفتی متمایز و مکتب جدا هر چند در غرب گفتند که تا پیش از انقلاب دعوا در درون خانواده مدرنیته بود ولی حالا در تقابل دو مکتب با حضور انقلاب و شخص امام پیدا شده است. و به نظر شخصی من هم مدرنیته جدا یکی از انحرافات و بدعتهای بشر بود که حتی در حق تکنیک و رجوع به طبیعت و استفاده از ظرفیت های آن و تعامل حکیمانه با آن، جفا کرد و رسما حتی طبیعت و استفاده حکیمانه از ابزار را به مسلخ توسعه گرایی برد تا جایی‌که تقسیم بندی معیوب و باطلی مثل توسعه یافته و توسعه نیافته و در حال توسعه را جا انداخت و بهترست بگوییم ادبیات دنیای مدرن و یا حتی به تعبیر برخی، دین دنیای مدرن همان توسعه و توسعه گرایی و ادبیات ذیل توسعه شد. سوال کننده محترم از جهاتی شاید نسبت به نظر به تکنیک در مبانی صدرایی و سینایی قابل تامل اشاره کردند ولی همان مبنای ملاصدرا که عالم و هویت ما را تعلقی می‌داند و ابوعلی هم مد نظرش همان نگاه حکیمانه و در دست انسان حکیم قرار گرفتن ابزار را می‌توان دید هر چند انقلاب اسلامی در نظر به انکشاف طبیعت و تعامل حکیمانه با طبیعتی که مخلوق و جلوه حضرت الله است، از مبنای صدرایی و سینایی پیش رفت و جهش یافت تا حدی‌که شهید آوینی فرمود درست است امروز در صدد اند تلقی واحدی از تکنیک و ابزار و حتی هنر و رسانه را در ذیل اهداف استکبار و دایره المعارف اومانیسم، سکولاریته و فرهنگ مدرنیته تعریف کنند لیکن ما می‌توانیم جسم قالبی مثل تلویزیون و مستند و سیما را در روح تمدنی مان مستحل کنیم و نظم حاکم بر آن را تغییر دهیم نه به این معنی که غرب گزینی که مثلا غرب مجموعه ای از چیزهای مثبت و منفی است و مثبتهایش را می‌گیریم و با روح عقایدمان ترکیب می‌کنیم؛ خیر، آوینی بعنوان نماد تفکر انقلابی ابدا غرب گزین و ترکیب گر نبود و حتی به کرات نسبت به این خطر هشدار داده و مدام می‌گوید مبادا فکر کنید غرب پدیده ای که خوبی ها و بدی هایی دارد حالا بدیهاش را جدا کنیم و اخلاق و معنویت را ضمیمه تکنیک و نظام سازی مدرن می‌کنیم تا کار درست شود؛ آوینی می‌گوید که باید ما ابتدا دقیق اسلام و مدرنیته را بشناسیم سپس تحمیل گری تمدنی خود را شکل دهیم چونکه اگر تحمیلگری تمدنی خود را شکل دهیم دیگر باید تدریجا ذیل توسعه و مبانی تمدن غرب برویم و بصورت زنجیره ای قواعد آنها را پذیرفته و در زمین مدرنیته حاضر شویم و آنوقت هر چقدر هم بخواهیم از اقامه دین و عهد قدسی بگوییم چون نظام و قالب و ابزار مدرنیته را دنبال می‌کنیم، دیگر نمی‌توان از اقامه دین و عهد قدسی گفت و جدا باعث هر چه بیشتر سرگردانی ما و بحران تمدنی ما می‌شود کما اینکه در این یکصد ساله درگیرش شدیم و فکر کردیم اگر بخشهایی از غرب را اصلاح کنیم خیلی خوب است لذا آمدیم بخشهایی از اقتصاد و روانشناسی و رسانه مد نظر تمدن غرب را گرفتیم و چند بحث دینی و فقهی و روایت کنارش مطرح کنیم فکر کردیم کار خوب و اسلامی سازی را پیش گرفته ایم در صورتیکه نسبت مان را نمی‌توانیم بفهمیم در عین حال ظرفیت دیگری نداریم و آنوقت با ترکیب گری و غرب گزینی یا حتی التقاط مواجهیم. یعنی قواعد و نظم مطلوب مان را برخاسته از مبانی مان استنتاج کنیم سپس روح تکنیک و ابزاری که ریشه شان در مدرنیته است را می‌توان تغییر داد و قلب تکنیک را تصرف کرد و در قالب اسلامی به آن معنا داد همان کاری که خودش با دوربین و مستند در روایت فتح کرد که خب روایت فتح یک اثر با تعاریف هنر مدرن و ادبیات توسعه نیست بلکه در عین استفاده از جسم این قالب دوربین و مستند، روح عرفان و انقلاب و هنر اسلامی را در عرصه میاورد و تعریف جدیدی از هنر و رسانه ارائه می‌دهد. لذا به نظرم انقلاب در ذات خود می‌تواند معنای عقل تکنیکی را هم دگرگون کند و آن‌را از سیطره فرهنگ و تمدن مدرنیته که حجاب حق است و حجاب حکمت محسوب می‌شود یا به نظر من یکی از انحرافات و بدعتهای بشر محسوب و قلمداد می‌گردد که اتفاقا عطش او را هم نتوانست سیراب کند و علیرغم اینکه مدعی بود می‌خواهد بشر را از تک ساحتی قرون وسطا و جستجوی حقیقت و کشف در مفاهیم بلند درآورد، ولی نتوانست او را به حقیقت متعالی و قدسی و عهد الهی بشر باز گرداند تا تمام مناسبات خود را حقیقی کند و ابزاری بسازد که پاسدار طبیعت باشد در عین استفاده از ظرفیت آن که البته ما مسلمین ویژه ایرانی ها در این زمینه ابزار به جهت ظرفیتی که داشتیم بسیار می‌توانستیم از مدرنیته بهتر جلو برویم چون ما می‌توانستیم بر فرض مثال یک ابزاری مثل قنات بسازیم که در عین استفاده از طبیعت، پاسدار حقایق قدسی و سعه حضور طبیعت هم بود لذا ما می‌توانستیم جدا در این زمینه هم تاریخ را با مبانی دیگری آشنا کنیم و راه به تمدن دیگری که از ابزار و انکشاف و بهره وری از منابع و ظرفیتها غافل نیست را بگشاییم لیکن غفلت شد و دیدیم اما ان شاء الله بر سر حقیقت متعالی انقلاب و بر سر مسیر این نهضت و تفکر امثال آوینی، راه برای این امر فراهم و مهیا شده است و ان شاء الله بالفعل هم می‌شود.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان طور که متذکر شده اید بحثی که ما بتوانیم نسبت خود را با غرب تعریف کنیم، هنر بزرگی است که امثال شهید آوینی ها می‌توانند راهنمای آن باشند بخصوص که بین فرهنگ غربی و تکنیک غربی و خرد مدرن باید تفکیک کرد.

فرهنگ غربی چه خوب باشد و چه بد باشد، از آن ما نیست. و تکنیک غربی نوعی انحراف از انکشافی بود که باید بشر این تاریخ بدان وارد می‌شد و غرب با روحیه ی خودخواهی خود آن را از آن خود کرد و مشکلی برای جهان بشری به وجود آورد و انقلاب اسلامی در هویت خود مقابله ی اساسی با این غرب دارد و بحث «خرد مدرن» که رهبر معظم انقلاب تحت عنوان «العلم سلطان» از آن سخن می گویند، هیچ ربطی به دو قسمت قبلی ندارد و متأسفانه عده ای به بهانه ی سخن مقام معظم رهبری به قسمت اول و دوم می پردازند. زیرا از آن خردی که خرد حضور در سنن و قواعد و قوانین عالم است، بهره ی کافی ندارند و عقل تکنیکی در اینجاست که اگر در کنار فرهنگ شیعی - ایرانی قرار گیرد؛ روحانیتی را که همراه با علم است به بشر متذکر می‌شود. و این است آنچه بشر امروز به دنبال آن است. موفق باشید

28677

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام و خسته نباشید خدمت استاد عزیز: عید غدیر رو تبریک عرض می کنم. چند روزی هست کلیپی در فضای مجازی منتشر شده در رابطه با فیلسوف و نقاش آلمانی به نام گوته. اوایل ژانویه ۲۰۲۰ میان وسایل شخصی گوته دست نوشته های عجیبی پیدا شد که تعجب همه را برانگیخت. اصرار گوته بر نوشتن و تکرار یک جمله بسیار بهت آور است. (علی ولی الله) دوست داشتم که نظر شما رو در این باره بدونم. کلیپ رو از طریق آدمین کانال رسمی لب المیزان و همچنین آقای نظری ارسال کردم. التماس دعا. یا حق
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده هم آن را دیدم. از قبل می‌دانستیم که گوته نظر خاصی به جناب حافظ داشته اند و این نشان میدهد روحی در غرب حاکم بوده که نظر به حکمت و عرفان اسلامی به خصوص شیعه داشته است. بنده حتی در هگل به نحوی چنین برداشتی دارم به شرطی که هگل را با قرائت فیلسوفان غربی یا اساتیدی که از عرفان و حکمت ما اطلاعی ندارند، نخوانیم. موفق باشید

28161
متن پرسش
سلام علیکم: خدا قوت: استاد این روزا زود ناراحت میشم و در مقابل هرچیزی زود جبهه گیری می‌کنم و ناراحت و عصبانی میشم. از این خصلتم خیلی بدم میاد ولی متاسفانه نمیدونم دیگه باید چیکار کنم؟! با خودم عهد بسته بودم که الکی عصبانی نشم ولی متاسفانه از وقتی این عهد رو بستم بیشتر تو موقعیت قرار می‌گیرم و شرمنده خدا میشم. لطفا بگین چیکار کنم؟!
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بالاخره شیطان بیکار نیست و با غضب خود ۶ هزارسال عبادت خود را از بین برد و معلوم است که تلاش دارد انسان‌هایی که در مسیر اصلاح خود هستند را با گرفتارکردن‌شان در امر غضب، زحمات‌شان را از بین ببرد و با توجهی که جنابعالی دارید به لطف الهی امیدوار باشید بالاخره از این رذیله عبور خواهید کرد و در آن صورت به نتایج خوبی خواهید رسید. موفق باشید

27537

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام خدمت شما: ۱. به خدا رسیدن به چه معناست؟ ۲. اتصال به خدا به چه معناست؟ ۳. خدا را یافتن به چه معناست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید إن‌شاءاللّه با دنبال‌کردنِ مباحث «ده نکته در معرفت نفس» این‌گونه سؤالات جواب داده شود. عرایض بنده با فرض آن است که کاربران محترم مباحثی مثل «ده نکته در معرفت نفس» و «برهان صدیقین» را کار کرده باشند. موفق باشید

27438
متن پرسش
سلام خدمت استاد گرامی: لطفا راجع به ذکر «سبوحٌ قدوسٌ رب الملائکة و روح» که بعد از نماز شب در سجده وارد شده شرحی بفرمایید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در آن فضا نظر به حضرت محبوب از آن جهت که بس متعالی و پاک است و در تجلی فرشتگان و روح که اعظم فرشتگان است بر انسان، اوست که ربوبیت می‌کند؛ و لذا انسان در آن موقعیت، احوالات خوب خود را به آغازِ آغازها معطوف می‌دارد. موفق باشید  

نمایش چاپی