بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
26534

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: در پرسش و پاسخ، ۲۶۵۲۴ فرمودید که با ریختن ابهت استکبار و ارتجاع، جهت کلی افراد تغییر می یابد. منظورتان از ارتجاع، جریاناتی مثل انجمن حجتیه و یمانی ها و تشیع انگلیسی و حکام سعودی و سلفی ها است که جلوه اسلام التقاطی و تحجر را نشان می دهند یا منظورتان مطلب و چیز دیگری است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بیشتر منظور جریان سلفی‌گری و آل سعود است به همان صورتی که سؤال‌کننده‌ی محترم شماره‌ی ۲۶۵۳۲ متذکر شدند. موفق باشید

26076
متن پرسش
سلام استاد: خدا قوت تمام انسانها مخلوق خدا هستند و چون مخلوق خدایند در نگاه کلان به عالم هستی خیر محسوب میشه نه شر. حتی گناهکاران. زیرا هرچه موجود باشد خیر است و هرچه عدم باشد شر. اما خداوند بعضی ها را خالد در آتش دوزخ قرار می دهد. حل این مسئله به شکل فلسفی چیست؟ آیا اشتداد و تضعف در حرکت موجودات یا با حرکت جوهری ناسازگار نیست؟ تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در جهنم، انسان با انتخاب‌های غلط خود روبه‌رو می‌شود که آن، نسبتی است با انسان. وگرنه وجودِ جهنم نیز از نظر وجودی، خیر است. موفق باشید

25159

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: سوال آیا این شعر از ملای رومی که میگند (تو آینه جمال اویی و آینه تو همه جهان است) به این برداشت میشه که در درون ما همان دنیای بیرون هست با همان دشمن ها و دوستان و تمام احادیث و روایات برای جهان درون هم صدق می کنند و رفتار با دوست و دشمن در درون؟ آسایش دو گیتی تفسیر این دو حرف است با دوستان مروت با دشمنان مدارا و اونجایی که می فرمایند استغفار کنید و شیطان را لعن نکنید؟ و قرآن هم وقتی برای خود می خوانیم و مثلا می فرمایند قوم لوط را عذابی بزگ فرستادیم می شود به این منظور برداشت که حضرت رب العالمین می خواهند بعد شهوت درون و قوم لوط درون ما را عذاب کنند و ما را هدایت کنند؟ و سوال بعدی آیا الان هر کس تفکر کند بدست ولایت حضرت حجت به مقاماتی می رسد همانطور که فرمودند در زمان ظهور علم به درجات بالایی می رسد. و اینکه روایت شده است امام زمان (عج) در میان مردم است و مردم نمی شناسند می شود این برداشت را در درون انسان کرد و امام زمان (عج) را در درون یافت؟ بسیار سپاسگزارم بابت راهنمایی بنده سوال کننده که بسیار کمک می کنید اگر جوابگو باشید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. چرا که نه؟! ۲. در هر حال نباید از حضور متعیّنِ حضرت صاحب الزمان «عجل‌اللّه‌تعالی‌فرجه» در عالَم غفلت کرد. آن امام عزیزی که هم‌اکنون نیز عالَم را مدیریت می فرمایند. «روحی و ارحنا لمقدمه فناء». موفق باشید

24760
متن پرسش
سلام استاد عزیز و بزرگوار خسته نباشید: استاد مشغول گوش دادن به فایل صوتی شما در تفسیر سوره زمر بودم که اشاره فرمودین به مشکلات و فلسفه این مشکلات در زندگی و اینکه خداوند صاحب عالم هستش، پس اینی که هست میتونست نباشه، پس وقتی این مسائل هست یعنی خبری هست (یعنی اینکه حکمتی در کاره) استاد با این صحبت زندگی خودم یادآوری شد برام که گفتم شاید مطرح کردنش برای اعضاء سایت و کسایی که به این پرسش و پاسخ دسترسی دارن بد نباشه، بنده چندین بار در شرف ازدواج قرار گرفتم و خیلی ساده بهم می خورد یا خودم بهم می زدم و همه اش برام سوال بود که آخه چرا اینجوری طلسم شدم جریان چیه، اون موقع عقاید و باورهام ۱۸۰ درجه با آلان فرق داشت، غرق دنیا بودم و اعتقادم این بود که فقط دنیا رو داشته باشم آخرت رو بیخیال و زیادم مهم نیست که چی میشه و فقط چسبیده بودم به دنیا و ظواهرات اون، نماز و روزه رو داشتم اما کلا هم و غم بدبختی و خوشبختی بنده خلاصه شده بود در دنیا و لاغیر، اما بعد کلا تنها شدم، این تنها شدن همانا و معجزه همانا، اصلا نمیدونم چی شد که دنیای درون و بیرون من بطور معجزه آسا و چشم گیری عوض شد که برای همه سوال بود که چرا من یه دفعه عوض شدم، خودم هم خیلی جواب قطعی نداشتم براشون، شدم یه آدم دیگه با باورهای دینی محکم و منطقی، مثل اینکه یه عمر خوابی بودم و تازه بیدار شدم، الان دیگه فقط آخرت رو میخوام و هم و غم من آخرت شده و اگر دنیا رو هم میخوام بخاطره اینه که بتونم بهتر بندگی کنم و در این مسیر سدی سر راهم قرار نگیره، و اگر من با اون عقاید نادرستم ازدواج کرده بودم شاید غرق تر شده بودم که هلاکت خودم رو رقم می زدم و امید نجات زیادی هم قابل تصور نبود، و الان خودم رو سپردم به خدا که خدایا اگر تجرد به نفع من و بندگی منه پس سمعا و طاعتا و اگر تاهل بازم سمعا و طاعتا....این تغییرات رو مدیون لطف و رحمت بی منتهای خداوند هستم که هیچ وقت هم نمی توان از عهده شکرش به در آید. ببخشید استاد اگر طولانی شد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده همین نگاه که به آن نایل شده‌اید، نگاهِ ارزشمندی است که کار را در عین توجهِ عقلانی به جوانب آن به خدا واگذار کنیم و به گفته‌ی جناب مولوی:  «زیر دریا خوش بود یا روی آن/ مهر او دلکش بود یا قهر آن». موفق باشید

24574
متن پرسش
استاد گرانقدر سلام علیکم: در خطبه اول نهج البلاغه امام علی علیه‌السلام می‌فرمایند: «كائِنٌ لا عَنْ حَدَث، مَوْجُودٌ لا عَنْ عَدَم، مَعَ كُلِّ شَىْء لا بِمُقارَنَة،» «ازلى است و چیزى بر او پیشى نجسته، و نیستى بر هستى اش مقدم نبوده، با هر چیزى است ولى منهاى پیوستگى با آن»، «وَ غَيْـرُ كُلِّ شَـىْء لاَ بِمُزايَلَة» «و غیر هر چیزى است امّا بدون دورى از آن» حال سوال بنده این است که قسمت «مَعَ كُلِّ شَىْء لا بِمُقارَنَة، وَ غَيْـرُ كُلِّ شَـىْء لاَ بِمُزايَلَة» از کلام امام علی علیه السلام که با وحدت وجود منافات دارد، چگونه توسط حکمت متعالیه توجیه می شود؟ متشکرم
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اتفاقاً همه‌ی تلاش معتقدین «وحدت وجود» برای آن است که سخن حضرت مولا «علیه‌السلام» درست فهمیده شود. بدین معنا که حضرت حق همه‌جا و با همه‌چیز هست، نه آن‌که حضرت حق، آن چیز باشد، بلکه همه‌ی مخلوقات، مظاهرِ حق‌اند به همان معنایی که حضرت مولی‌الموحدین«علیه‌السلام» می‌فرمایند: «ما رأیتُ شیئً إلاّ و رایت اللّه قبله و معه و بعده». موفق باشید

24282

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: عیدتان مبارک. تو تلگرام گروهی نیست از کسانی که مباحث شما رو دنبال کنند و پیرامونشون بحث کنند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر هم باشد بنده در جریان نیستم. قبلاً که تلگرام عادی‌تر محسوب می‌شد چند کانالی در این مورد تلاش می‌کردند ولی آن‌ها بعد از آن متوقف شدند. موفق باشید

24113

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و عرض ادب و تشکر از الطاف جنابعالی. ۱. استاد نظرتون راجع به نظر مرحوم مدرس زنوزی درباره معاد جسمانی چیست؟ ۲. به جز کتاب آقای کدیور و کتاب آقای دکتر دینانی اگر منبع دیگری در این زمینه سراغ دارید لطفا بفرمایید. سپاسگزارم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مطلبی جز آن‌چه با نظر به مطالب جناب ملاصدرا که در جزوه‌ی «نحوه‌ی حیات بدن اخروی» تنظیم شده و بر روی سایت هست؛ به یاد ندارم. موفق باشید

23739
متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد عزیزم: مدتی است که شبهه ای ذهن من را به خود مشغول کرده. شبهه مربوط به مسئله ی کنیز و غلام گرفتن در اسلام است. آیا این کار مخالف حقوق بشر است؟ آیا اسلام نمی توانسته این موضوع را در جامعه حذف کند؟ من شنیده ام ولی کنیز صاحبش است و او می تواند با او نزدیکی کند اگر چه او راضی به این کار نباشد، آیا این حرف صحیح است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بزرگان دین در این مورد به طور مفصل بحث کرده‌اند. از آن جهت که جامعه با پدیده‌ای روبرو بود که به هیچ وجه آمادگی حذف مستقیم آن مشکل را نداشت به خصوص که حتی اگر کنیزان و غلامان آزاد می‌شدند هیچ جایی برای آن‌ها نبود که بتوانند زندگی خود را ادامه دهند زیرا شرایط قبیله‌ای اداره می‌شد. اسلام طوری برنامه ریزی کرد که در کنار ایجاد شرایط برای هویت بخشی به کنیزان و غلامان شرایط اجتماع هم طوری باشد که این‌ها بتوانند به طور مستقل زندگی کنند. مشهور است که اگر کسی می‌خواست کنیز یا غلام خود را تنبیه کند، تهدیدش می‌کرد که از خانه و قبیله بیرونش می‌کند. موفق باشید

34036

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

عرض سلام و خدا قوت خدمت استاد بزرگوار آقای طاهرزاده: یکی از مسائل مهمی که برای رسیدن به کمال مطلق بزرگانی چون علامه طهرانی توصیه دارند، طی کردن مسیر سلوک با داشتن استاد است، در حالی که می‌بینیم در شرایط سیاسی و اجتماعی امروز جامعه افراد جامعه (خصوصا قشر مذهبی) به وضوح نیاز به استاد را برای تشخیص حق از باطل احساس می‌کنند، در سیر الی‌الله که قطعا تشخیص راه از بیراهه فوق‌العاده پیچیده تر از شرایط کنونی جامعه است، ما چگونه می‌توانیم بدون استاد نفی خواطر کنیم و در عوالم بالا حاضر باشیم. با تشکر از زحمات شما

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظرم در این مورد خوب است به جزوه «شرح مختصر دستورالعمل آیه الله بهجت«رحمت‌الله‌علیه»  

https://lobolmizan.ir/leaflet/231?mark=%D8%A8%D9%87%D8%AC%D8%AA

رجوع فرمایید. از آن جهت که ایشان متذکر می‌شوند چگونه در این زمانه می‌تواند علمِ انسان نسبت به معارف حقّه، خودش جای استاد ما را به خود بگیرد. موفق باشید

30944
متن پرسش
إنَّ اللّه َ أوحَى إلى داوود عليه السلام: يا داوود، إنّه لَيسَ عبدٌ مِن عبادِي يُطِيعُني فيما آمُرُهُ إلاّ أعطَيتُهُ قَبلَ أن يَسألَني، و أستَجِيبُ له قَبلَ أن يَدعُوَني. رسولُ اللّه ِ صلى الله عليه و آله: قالَ اللّه ُ تَعالى: مَن شَغَلَهُ ذِكري عن مَسألَتي أعطَيتُهُ أفضَلَ ما اُعطِي السائلينَ. عنه صلى الله عليه و آله: مَن شَغَلَتهُ عِبادةُ اللّه ِ عن مَسألَتِهِ أعطاهُ اللّه ُ أفضَلَ ما يُعطِي السائلينَ عنه صلى الله عليه و آله: قالَ اللّه ُ تَعالى: مَن شَغَلَهُ ذِكري عن مَسألَتي أعطَيتُهُ قَبلَ أنْ يَسألَني. عنه صلى الله عليه و آله: يقولُ اللّه ُ: مَن شَغَلَهُ ذِكري عن مَسألَتي أعطَيتُهُ فوقَ ما اُعْطِي السائلينَ. فاطمةُ الزَّهراءُ عليها السلام : مَن أصعَدَ إلى اللّه ِ خالصَ عبادَتِهِ أهبَطَ اللّه ُ عزّ و جلّ له أفضَلَ مَصلَحَتِهِ . سلام و ادب: آیا روایات بالا که بر ذکر خداوند و عبادت تاکید دارند ۱. به معنای جایگزین کردن ذکر به جای دعاست؟ ۲. منظور از ذکر دقیقا چیست؟ (اشتغال به ذکر یعنی چه؟) ۳. وظیفه ی ما در قبال روایات بالا چیست؟ ۴. دعا کردن را می شود جزو ذکر و عبادت معنا کرد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این روایات نکات خوبی را متذکر می‌شوند که اگر انسان در بستر یاد خدا و ذکر حضرت ربّ العالمین امورات خود را طی کند، حضرت حق متکفّل نیازهای او می‌شود. علاوه بر آن ملاحظه می‌کنید که ادعیه‌ای مانند دعای «جوشن کبیر» چگونه انسان را مشغول اسمای حسنای پروردگار می‌کند و سراسر آن دعا ذکر حضرت محبوب است. موفق باشید

30942

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام خدمت استاد عزیز: آیا شیوه تربیت شما شامل دادن ذکر به سالکین هم می شود؟ التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خیر. عرایضی معرفتی در کتاب‌های روی سایت هست که اگر کسی آن مباحث مطابق ذوقش بود، بتواند استفاده کند. موفق باشید

30580

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: جناب استاد ملکیان مطلبی دارند که موجب تامل بنده شده است چون ایشان فرد بسیار متتبعی هستند و نمی توان به آسانی از صحبت هایشان گذر کرد آن سخن اینست و لینکش در انتها می آورم «به نظرم می‌آید که اگر منصفانه به شخصی مثل مولانا نگاه کنیم باید بگوییم ایشان یکی از صاحبنظران و متخصصان طب روحانی و معنوی است. در واقع، امثال مولانا، شمس تبریزی و شخصیت‌هایی- به گمان من- بزرگ‌تر از اینها مثل بودا و لاوتزه طب روحانی را بر بشر عرضه کردند.» درین کلام، استاد قائل به برتری بودا و لاوتزه بر مولوی هستند همچنین جناب شایگان علی مانقل در کتابی که در مورد کربن نوشته اند فرمودند «ما در طی این بررسی ها، ترجمه های انجیل ها، روایت فارسی اوپانیشادها، برگردان داراشکوه، سوتراهای بوداییان و تائوته کینگ لائوتسه را پیاپی خواندیم. کتاب اخیر را من و سید حسین نصر با شتاب به فارسی برگرداندیم و همراه علامه خواندیم. وی متون نامبرده را با تیزهوشی یک پیر روحانی تفسیر می کرد و همان قدر از اندیشه هندوان احساس آرامش می کرد که از برخورد با عالم معنوی بوداییان و چینیان. او در این اندیشه ها، هرگز چیزی نیافت که آن را از بنیاد با عرفان اسلامی که خود با آن آشنا و مأنوس بود در تضاد ببیند. او در همه اینها دقایق بزرگ روح را می دید و چون کار مطالعه اندیشه سرگیجه آور و سرشار از تناقض های شگفت انگیز لائوتسه به پایان رسید، به ما گفت که از بین همه متونی که تا آن زمان با هم خوانده بودیم کتاب لائوتسه عمیق ترین و ناب ترین همه بوده است.» حال با توجه به آن مطلب جناب ملکیان و این مطلب جناب علامه می‌توان عرفان را در هند عمیق تر یافت؟ لینک استاد ملکیان https://3danet.ir/%D9%85%D9%87%D8%B1-%D9%85%D9%88%D9%84%D8%A7%D9%86%D8%A7/ لینک استاد شایگان https://iranianstudies.org/fa/1391/08/24/%D8%B9%D9%84%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%B7%D8%A8%D8%A7%D8%B7%D8%A8%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D9%88-%D9%86%D8%B3%D8%A8%D8%AA-%D9%88%DB%8C-%D8%A8%D8%A7-%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86%D9%87/
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این‌که شخصی مثل لائوتسه به افقی بس بلند اشاره دارد، بحثی نیست ولی چگونه می‌توان با جناب مولوی به‌خصوص مولویِ دیوانِ شمس مقایسه کرد از آن جهت که هرکدام از این دو اقیانوس بیکرانه‌ای هستند بس بی‌انتها. و مولوی در خِردِ قومی ایرانی- اسلامی از جنس «ما» می‌باشد حتی اگر بخواهیم لائوتسه بخوانیم با مولوی می‌توان لائوتسه خواند. مشکل آقای ملکیان به گفته‌ی استاد اسدالله رحمان‌زاده آن است که در فضای نیهیلیسمی خود سرگردانند و لذا مطمئن باشید نه مولوی را می‌فهمند و نه لائوتسه را. موفق باشید

29723

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسم الله سلام بر استاد طاهرزاده: برخی معتقدند احادیث ولادت امام زمان ضعیف است در راستای نقض این ادعا چند حدیث معتبر از منظر رجالی بیان فرمایید البته توجه دارید که کار به مباحث عقلی یا عرفانی انسان کامل و ... ندارم احادیث معتبر در مورد تولد امام از امام عسکری (ع) را خواستارم اینکه امام عسکری (ع) پسری داشتند خواه به امامت رسیده باشد یا نه.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آن افرادی که در این مورد تحقیق کرده‌اند، هیچ شکی در فرهنگ شیعه در مورد احادیث مذکور ندارند، ولی چون فضا، فضای امنیتی و مخفی‌کاری بوده، شرایط طوری نبوده که بشود به طور رسمی اسناد آن را ثبت و ضبط کرد. ولی همان احادیثی که متذکر این امر هستند که هیچ زمانی عالَم بدون حجّت نمی‌شود، کافی است که متوجه شویم حجّت خدا از مسیر ائمه «علیهم‌السلام» ادامه خواهد یافت. موفق باشید

29333
متن پرسش
سلام و ارادت: اگر خدا هست پس چرا ظلم هایی مثل تجاوز و کودک آزاری و... صورت میگیره؟ برهان نظم رو قبول دارم ولی این سوالی هست تو ذهنم که نمیتونم انکارش کنم. لطفا جواب درون دینی ندهید و هر جمله ای می فرمایید لطفا عقلی و استدلالی بفرمایید و نه ادعایی. که تکلیف خودم رو بدونم. ممنون از زحمات شما
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به این فکر کنید که خداوند راه‌های رستگاری را به حکم ربوبیتش از طریق پیامبران در مقابل بشر می‌گشاید تا هرکس خواست بتواند راه رستگاری را پیدا کند. ولی اگر مانع اعمال خلاف انسان‌ها بشود، عملاً میدان امتحان انسان‌ها را در دنیا بسته است و در آن صورت معلوم نمی‌شود چه کسی انسان شایسته‌ای است و چه کسی چنین نیست. آری! خداوند مسلّم تا آن‌جا به انسان‌های ظالم میدان می‌دهد که امتحان آن‌ها صورت گیرد، ولی جهان را در اختیار جنایتکاران نمی گذارد و به وقتش به نحوی با آن‌ها برخورد می‌کند. نمونه‌اش صدام حسین بود. از آن طرف، مگر تجاوز صدام حسین این طرف معادله را نیز ناخواسته به پرورش و تکامل نکشاند تا ملتی آبدیده در مقابل آن تجاوز شکل بگیرد؟ خلاصه در یک دیدگاه توحیدی می‌توان گفت: «قطره‌ای کز جویباری می‌رود / در پی انجام کاری می‌رود». موفق باشید

29237

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: ببخشید استاد چگونه می‌توانیم در مجموعه فرهنگی نگاه صحیحی را نسبت به ولایت فقیه برای نوجوانان و جوانان ایجاد کنیم طوریکه صحبتها و مواعظ رهبری برایشان اهمیت پیدا کند؟ بخصوص که با وجود شرایط دشوار امروز کشور (علی الخصوص اقتصادی) بدبینی پیش آمده و چه بسا ایشان را مقصر جلوه می‌دهند. اگر کتاب مناسبی هم هست لطفأ معرفی بفرمایید؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اول باید جوانان متوجه‌ی حقایق عالم شوند که مباحث معرفت نفس شروع خوبی است در دل آن مباحث، فهم ولایت الهی و پیرو آن، بحث ولایت فقیه معنا پیدا می‌کند. در مورد بحث ولایت فقیه می‌توانید به قسمت سوم کتاب «مبانی نظری نبوت و امامت» تحت عنوان «حکومت دینی» رجوع فرمایید. موفق باشید

29140

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و عرض احترام خدمت استاد طاهرزاده: استاد ببخشید خواندن کتاب کشکول علوم غریبه شیخ بهایی را صلاح می‌دانید؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: کتاب «کشکول» کتاب خوبی است ولی بنده از «علوم غریبه» چیزی سر در نمی‌آورم. موفق باشید

28957

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم سوال یکی از دوستان می‌باشد. بنده به لطف الهی حالات خوب معنوی داشتم و خوابهای خوب و حالات خوش عرفانی گه گاهی از رحمت خدا نصیبم می‌شد ولی سال گذشته در سفر اربعین بعد از خوردن غذای موکب های بین راه متوجه شدم دیگر آن حالات را از دست داده ام لطفا بفرمایید چکار باید بکنم تا دوباره آن حالات معنوی را بدست آورم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ربطی به غذای موکب‌ها ندارد. به هر حال احوالی است که می‌آید و می‌رود. سعی باید بکنند با تأمّل در معارف اسلامی به‌خصوص تفسیر قرآن، روح و روان خود را شکل دهند. موفق باشید

28449

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام خدمت جناب استاد طاهرزاده: این سوال را دوستم داد بفرستم به سایت، پدربزرگ من یکی از عرفای به نام هستند. از ایشان هرآنچه خوبی هست، بگویم باز کم گفته ام. و مادرم هم از نظر اخلاق و مهر و محبت و عشق و صبر و خلوص و ... اگر بگویم همچون حضرت فاطمه ی زهرا در زمان کنونی است، اغراق نکرده ام. اما پدربزرگم یک ظلم بزرگی به ما کردند و ظلمشان این بود که اجازه ندادند مادرم با پدرم زمان خاستگاری صحبت کنند.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به هرحال در آن زمان مثل حالا این رسم‌ها نبود و ملاک‌ها فرق می‌کرد و شاید مصلحت و حکمت همین بوده. موفق باشید

27836

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام و درود بر استاد عزیزم: ببخشید استاد، بنده به سرودن شعر علاقه‌ي زیاد دارم و حس می‌کنم استعداد شعر نوشتن رو هم دارم، به نظرتون کتب خاصی رو مطالعه کنم؟ و اینکه چیکار کنم ذهنم احساسی صرف نشود؟ و اینکه به نظرتون شعر موزون اثرگذارتر است یا شعر نو و سپید؟ در کل راهکار جنابعالی به حقیر چیست؟ ممنونم
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. بزرگان صاحب‌نظر در این مورد توصیه می‌کنند باید دواوینِ شاعران بزرگ را با حوصله و پشتکار مطالعه کرد. ۲. به نظر می‌آید فرق نکند، زیرا شاعر، در دستِ خودش نیست که شعر می‌گوید و در این زمانه که شعر نو نیز وارد روح شاعرانگی شده است خود به خود شعر، یا به صورت موزون و یا به صورت سپید از کلمات شاعر ظهور می‌کند. موفق باشید

27146
متن پرسش
با سلام استاد عزیز: در مورد مراحل و فرایندی که در کتاب اشراق انقلاب اسلامی در فضای مدرنیسم فرمودید که ایجاد انقلاب و تشکیل دولت اسلامی و تشکیل کشور اسلامی تا نهایت تمدن اسلامی خواستم لطف بفرمایید راهنمایی بفرمایید که ۱. آیا ظاهرا با توجه وضعیت حاضر از لحاظ دینی و سبک زندگی و... آیا تا ظهور امام زمان (عج) باید حتما این مراحل طی شود؟ یا نه؟ ۲. آیا یکی از نقاط عطف تاریخ و لازمه ی برگشت مردم به دین و سبک زندگی اسلامی، فرو ریختن غلبه مدرنیته بر ذهن هاست؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. نه. إن‌شاءاللّه مردم به خود می‌آیند و آماده‌ی نوع دیگری از زندگی می‌شوند. ۲. به نظر بنده نیز اینچنین است. موفق باشید

27060
متن پرسش
سلام علیکم: آقای مهدی نصیری اخیرا در حال طرح مباحثی بنام عصر حیرت هستند و در مصاحبه اخیرشان در اسفندماه ۹۸ بیان کردند باید با توجه به ساز و کار تسلط غرب اومانیستی و ماتریالیست و تکنیک ذیل هویت مدرن و هم چنین غیبت حضرت بقیه الله الاعظم (ارواحنا فداه) بعنوان ولی معصوم و مختصات غیبت کبری، به جمهوری اسلامی توصیه می کنند از سودای تحقق دین حداکثری دست بردارد و به حداقلها رضایت دهد و الا هم به دین و دینداری آسیب زده و هم باری را بر دوش خود نهاده است که دین و خدا بر دوش او ننهاده اند. هم چنین حتی اگر جمهوری اسلامی آن قدر در وجه ایجابی دینی ضعیف و ناکارآمد شود که مثلا نتواند اکثریت جامعه را متشرع و مثلا زنان را محجبه کند اما کسی را وادار و ملزم به بی دینی و بی حجابی نکند (آن گونه که بعضا حتی در نظامهای سکولار اروپایی می کنند) آن را قابل و بلکه لازم الدفاع می دانند البته مشروط به این که حداقل های مشروعیت دینی و مردمی و کارآمدی دنیایی را داشته باشد و خلاصه بیاناتشان با توجه به غیبت حضرت و سلطه مدرنیسم در همین بخش بود که اگر مقصود از این تمدن سازی نسبتی محدود و حداقلی از آن باشد، قابل فهم به نظر می رسد اما اگر منظور این باشد که می توانیم جامعه و تمدنی در تراز آموزه ها و ارزشهای دینی مانند عدالت و معنویت و اخلاق و فقدان شکاف فقر و غنا و ... بسازیم و بر سر دست بگیریم و بگوییم دنیا! ببینید ما چه الگوی زیبایی از جامعه دینی و اسلامی ارائه کرده ایم و مردم ما هم غرق در رضایت هستند، این همان موضوعی است که در کتاب عصر حیرت مورد بررسی و نقد قرار داده اند و ضمن ارائه ادله امتناع آن، ادعا شده چنین تکلیفی بر دوش جمهوری اسلامی نیست و اگر ما به جای آن که بیش از توانمان بر تحقق جامعه دینی تاکید کنیم به مدیریت جامعه بر اساس قواعد روز و تجربیات دنیای امروز بپردازیم هم کارآمدی نظام را افزایش داده ایم و هم دین و اعتقادات مردم را تقویت کرده ایم. استاد عزیز، به نظرم این دیدگاه واقعا به جایگاه تاریخی انقلاب در عصر ما نظر ندارد و با وجود فهم سیطره مدرنیته و غیبت حضرت حجت، اما به نظرم با گفتمان تمدن نوین اسلامی و تصرف و استحاله تکنیک و عناصر غربی درون روح فرهنگی و اعتقادی مان چنانکه بزرگوارانی مثل شهید آوینی هم اعتقاد داشتند رسما در تضاد است و حتی با سیره امام و رهبری هم همخوانی ندارد. اگر قرار بود بصورتی که هم در وجه ایمانی باشیم و منتظر ظهور ولایت حجت الله باشیم و دینداری پیشه کنیم و هم بیش از حد توقع ایجاد جامعه دینی را نکنیم و از تجربیات روز و غربی و تکنیک مدرن بهره ببریم، چه نیازی بود امام دم از تشکیل هسته های بین المللی مقاومت بزند و بگوید ما بر آنیم تا پرچم توحید را بر قلل کرامت و عزت تمام انسانها بالا ببریم و حضرت آقا در بیانیه گام دوم از فرآیند جهانی چله دوم نهضت بگویند؟ اگر چنین بود چه نیازی بود امامین انقلاب از لزوم علوم انسانی اسلامی و ساخت ابزارهایی مطابق عقل و قلب قدسی بگویند و امثال مرحوم مددپور و شهید آوینی به بحث تصرف و استحاله تکنیک روی بیاورند؟ واقعا با این دیدگاه آقای نصیری اگر بخواهم خودم وارد مباحث تمدنی حضرت آقا شوم به ابهام می رسم و برایم عجیب می شود که امسال در اربعین فرمودند هدف هر مسلمان باید تمدن نوین اسلامی باشد و بایستی فقه تمدن ساز در حوزه های علمیه تقویت شود؟ قبول دارم ما در عصر سختی هستیم و عدم حضور قطب عالم امکان دردی عظیم بر جان ما و جامعه بشری است و امروز با مدرنیته ای مواجهیم که علیرغم اینکه توانست بصورت شاخص روی عقل تکنیکی و روحیه آزادی اجتماعی افقی باز کند ولی با دیدگاه بیکن که از دلش لعاب فلسفی دکارتی و تئوری سیاسی هابز و ماکیاول درآمد، انسان ابزار ساز جهت ارضای امیال و آرزوهای او را ساخت، ولی با دیدگاه امثال آقای نصیری که می خواهند به نحوی هم از تفکر تمام منفعلانه حجتیه دور باشند، ولی واقعا بعید نیست جهت گیری مان مدرنیته اسلامی و افتادن در تکنوکراسی و ژاپن اسلامی شود و بجای اینکه قواره و اندام و علوم و تکنیک متمایز با وجود حوالتها و محدویتهایمان بسازیم، منتظر موعود به حداقل ها راضی شده و سطح توقع از تمدن سازی را تقلیل داده و فی الحال هم با تجربیات روز بسازیم و منتظر افق آینده باشیم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بسیار خوشحال شدم که متوجه‌ی ضعف نگاهِ آقای مهدی نصیری شده‌اید. ریشه‌ی یأس آقای نصیری را باید در آقای نصیریِ ۳۰ سال پیش پیدا کرد که چگونه می‌خواستند بدون فلسفه و عرفان اسلامی، راه آینده را شکل دهند و مخالفت‌های صریح ایشان با فلسفه و عرفان برایشان بن‌بستی ایجاد کرد که حاصل آن بن‌بست، چنین یأسی است که ملاحظه می‌کنید. در حالی‌که جهان تشنه‌ی حیاتی است که کاملاً بیرون از عالمی می‌باشد که دنیای مدرن پیش آورده. و در همین رابطه حضرت امام در مقابل گورباچف، حکمت صدرایی و عرفان ابن‌عربی را قرار دادند. گویا آقای نصیری عکس‌العمل‌های نیهیلیستیِ جهان مدرن را که منجر به آن نوع سرگمی‌های سراسر غفلت شده است را، نوعی از زندگی گرفته‌اند و پیشنهاد می‌کنند که ما چندان مقابله‌ای برای بیرون از آن اردوگاه را پیشه نکنیم. ولی شهادت حاج قاسم نشان داد که مردم چه اندازه به دنبال نوعی از زندگی هستند که با روحیه‌ی قدسی در جهان حاضر شوند و اگر اسیر زندگیِ غربی‌اند ولی آن را به رسمیت نمی‌شناسند. آری! برای حضور در تاریخی دیگر، همتِ همت‌ها را نیاز داریم که آن در حضرت امام و مقام معظم رهبری به‌خوبی به چشم می‌خورد. چرا از این همت‌های بلند غافل باشیم و چنین توصیه‌های که مربوط به روح‌های بیمار و ناتوان و شکست‌خورده است را مطرح کنیم؟ موفق باشید

26461

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام و عرض ادب: بنده دانشجوی سال آخر کارشناسی مهندسی هوافضا هستم و از ابتدا این مسیر رو فقط با دید ارزشی انتخاب کردم و تقریبا در سه سال پایانی تحصیل خودم متوجه شدم که با وجود اینکه شرایط تحصیلی خوبی داشتم و جزء شاگردان ممتاز دانشگاه بودم اما علاقه و استعداد کاملی برای بهترین بودن توی رشته ام ندارم. تقریبا از همون موقع بود که پیگیر حوزوی شدن شدم و حتی جلسات مشاوره ای در این باره رفتم و کتبی نیز مطالعه کردم اما اکنون بعد از این سه سال بلاتکلیفی هنوز نتونستم درست و قاطع تصمیم بگیرم و دیگه دارم کلافه میشم. می ترسم که با وجود این انگیزه ای که طی این ۳ سال ازم کم شده و تاثیراتی که محیط دانشگاه و شرایط بلاتکلیف خودم روی من داشته که باعث تنبلی و بی برنامه بودنم شده اگر حالا به حوزه برم فقط مایه شرمندگی بشم و نتونم موفق باشم و خودم هم زمان رو از دست بدم. بعضی وقتا انگار به پوچی می رسم و همه چیز برام بی معنی میشه و نسبت به زندگی بی میل میشم چون هیچ علاقه و گم شده ای توی زندگی خودم پیدا نمی کنم و یا اگر پیدا می کنم ترس و ضعف بهم اجازه حرکت نمیده. انگار توی گل گیر کردم. از یک طرف ترس از حرکت کردن و شکست خوردن و از یک طرف ترس از حرکت نکردن و از دست دادن فرصت عمر و عقب افتادن. ضمن التماس دعا از شما دو خواسته دارم. یکی اینکه به نظرتون چکار کنم که بتونم از کلافگی بیرون بیام و قاطع تصمیم بگیرم؟ و دوم اینکه برای اینکه بفهمم به درد طلبگی می خورم یا نه چیکار کنم؟ پیش چه کسی برم؟ چه چیز هایی رو مطالعه کنم؟ چه نکاتی رو در نظر بگیرم؟ ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این موارد بیشتر باید با مشاوران قابل اعتمادی مطلب را در میان بگذارید. بنده جناب آقای دکتر قاسم‌زاده رادر این امر قابل استفاده می‌دانم. شماره‌ی ایشان ۳۲۳۰۶۲۹۵ می‌باشد. موفق باشید 

24213
متن پرسش
سلام: مگر نه اینکه جنین بدن و صورت مناسب با خود و آینده خود را میسازد و شکل می دهد؟ پس چرا در جوشن کبیر آمده است «یا من یصور فی الارحام ما یشا؟»
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اینطور در نظر بگیرید که همان وقت که جنین بدن و صورت مناسب خود را شکل می دهد مطابق خواست و اراده ی الهی است بر ان مبنا که در قرآن داریم: «وَمَا تَشَاءُونَ إِلَّا أَن يَشَاءَ اللَّهُ رَبُّ الْعَالَمِينَ». موفق باشید

23844
متن پرسش
با سلام: در مورد سخن آقای حکیمی طبق نقلی که چند سال پیش آقای حکیمی به همین سخن داشتند ظاهرا عبارت اصلا چیز دیگری است: قول هذا العبد الذلیل إنی أستعیذ بالله ربی الجلیل فی جمیع أقوالی و أفعالی و معتقداتی و مصنفاتی من کل ما یقدح فی صحة متابعة الشریعة التی أتانا بها سید المرسلین و خاتم النبیین علیه و آله أفضل صلوات المصلین أو یشعر بوهن بالعزیمة و الدین أو ضعف فی التمسک بحبل المتین لأنی أعلم یقینا أنه لا یمکن لأحد أن یعبد الله کما هو أهله و مستحقه إلا بتوسط من له الاسم الأعظم و هو الإنسان الکامل المکمل خلیفة الله بالخلافة الکبرى فی عالمی الملک و الملکوت الأسفل و الأعلى و نشأتی الأخرى و الأولى
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم:  به نظر بنده اگر آقای حکیمی جمله‌ی مذکور را دلیل پشیمانیِ با جناب ملاصدرا قرار داده‌اند، باید پیامبر خدا هم از آوردن دین خدا پشیمان بدانند از آن جهت که رسول خدا «صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» هم از آن‌که نتوانستند در حدّ شأن خداوند عبادات کنند؛ استغفار و اظهار عجز می‌نمایند! از جمله‌ی مذکور ابداً برنمی‌آید که جناب صدرا از آن‌چه گفته‌اند پشیمان شده‌اند، بلکه به خدا پناه می‌برند که هرگز نتوانسته‌اند در شأن شریعت الهی و آن‌چه انسانِ کامل مکمل به صحنه آورده‌اند، سخن بگویند. و این نشانه‌ی بصیرت آن حکیم جلیل‌القدر است که متوجه‌ی عظمت شریعت الهی شده است. با این‌همه آن اندازه که ملاصدرا در شرح اصول کافی خود و تفاسیر قرآنش کمک کرده در فهم قرآن و روایات، چه کسی چنین کرده است؟ موفق باشید

23159

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و احترام: می بخشید استاد! میخوام یه تحقیق در مورد انسان شناسی دارم که باید مطالبم رو طوری بنویسم که هر مبنایی برای تربیت انسان باشه. اگه بخوام طبق اون مطالبی که از کتاب انسان شناسی و ادب عقل و قلب و خیال بنویسم علاوه بر اون از فطرت هم مطلب بیاورم و اون مسائلی که خدا به صورت فطری در انسان گذاشته (گرایش به کمال، میل به پرستش، تنفر از عیب و نقص) چطوری باید در کنار هم جا بدم. انسان سه بعد داره، چهار بعد دارد، عقل و قلب و خیال ارتباطش و با فطرت چطوری بیان کنم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: سری به جزوه‌ی «کلام ۱» یا «معارف ۱» بزنید و قسمت فطرت آن را انتخاب نمایید. و نیز سری هم به کتاب «انسان در اسلام» بزنید که هر دو بر روی سایت هست. به نظرم بتوانید با مطالبِ مطرح در آن‌جا به بحث‌تان سر و سامان بدهید. موفق باشید

نمایش چاپی