باسمه تعالی: سلام علیکم: بیشتر منظور جریان سلفیگری و آل سعود است به همان صورتی که سؤالکنندهی محترم شمارهی ۲۶۵۳۲ متذکر شدند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در جهنم، انسان با انتخابهای غلط خود روبهرو میشود که آن، نسبتی است با انسان. وگرنه وجودِ جهنم نیز از نظر وجودی، خیر است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. چرا که نه؟! ۲. در هر حال نباید از حضور متعیّنِ حضرت صاحب الزمان «عجلاللّهتعالیفرجه» در عالَم غفلت کرد. آن امام عزیزی که هماکنون نیز عالَم را مدیریت می فرمایند. «روحی و ارحنا لمقدمه فناء». موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده همین نگاه که به آن نایل شدهاید، نگاهِ ارزشمندی است که کار را در عین توجهِ عقلانی به جوانب آن به خدا واگذار کنیم و به گفتهی جناب مولوی: «زیر دریا خوش بود یا روی آن/ مهر او دلکش بود یا قهر آن». موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: اتفاقاً همهی تلاش معتقدین «وحدت وجود» برای آن است که سخن حضرت مولا «علیهالسلام» درست فهمیده شود. بدین معنا که حضرت حق همهجا و با همهچیز هست، نه آنکه حضرت حق، آن چیز باشد، بلکه همهی مخلوقات، مظاهرِ حقاند به همان معنایی که حضرت مولیالموحدین«علیهالسلام» میفرمایند: «ما رأیتُ شیئً إلاّ و رایت اللّه قبله و معه و بعده». موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر هم باشد بنده در جریان نیستم. قبلاً که تلگرام عادیتر محسوب میشد چند کانالی در این مورد تلاش میکردند ولی آنها بعد از آن متوقف شدند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: مطلبی جز آنچه با نظر به مطالب جناب ملاصدرا که در جزوهی «نحوهی حیات بدن اخروی» تنظیم شده و بر روی سایت هست؛ به یاد ندارم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بزرگان دین در این مورد به طور مفصل بحث کردهاند. از آن جهت که جامعه با پدیدهای روبرو بود که به هیچ وجه آمادگی حذف مستقیم آن مشکل را نداشت به خصوص که حتی اگر کنیزان و غلامان آزاد میشدند هیچ جایی برای آنها نبود که بتوانند زندگی خود را ادامه دهند زیرا شرایط قبیلهای اداره میشد. اسلام طوری برنامه ریزی کرد که در کنار ایجاد شرایط برای هویت بخشی به کنیزان و غلامان شرایط اجتماع هم طوری باشد که اینها بتوانند به طور مستقل زندگی کنند. مشهور است که اگر کسی میخواست کنیز یا غلام خود را تنبیه کند، تهدیدش میکرد که از خانه و قبیله بیرونش میکند. موفق باشید
عرض سلام و خدا قوت خدمت استاد بزرگوار آقای طاهرزاده: یکی از مسائل مهمی که برای رسیدن به کمال مطلق بزرگانی چون علامه طهرانی توصیه دارند، طی کردن مسیر سلوک با داشتن استاد است، در حالی که میبینیم در شرایط سیاسی و اجتماعی امروز جامعه افراد جامعه (خصوصا قشر مذهبی) به وضوح نیاز به استاد را برای تشخیص حق از باطل احساس میکنند، در سیر الیالله که قطعا تشخیص راه از بیراهه فوقالعاده پیچیده تر از شرایط کنونی جامعه است، ما چگونه میتوانیم بدون استاد نفی خواطر کنیم و در عوالم بالا حاضر باشیم. با تشکر از زحمات شما
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظرم در این مورد خوب است به جزوه «شرح مختصر دستورالعمل آیه الله بهجت«رحمتاللهعلیه»
https://lobolmizan.ir/leaflet/231?mark=%D8%A8%D9%87%D8%AC%D8%AA
رجوع فرمایید. از آن جهت که ایشان متذکر میشوند چگونه در این زمانه میتواند علمِ انسان نسبت به معارف حقّه، خودش جای استاد ما را به خود بگیرد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: این روایات نکات خوبی را متذکر میشوند که اگر انسان در بستر یاد خدا و ذکر حضرت ربّ العالمین امورات خود را طی کند، حضرت حق متکفّل نیازهای او میشود. علاوه بر آن ملاحظه میکنید که ادعیهای مانند دعای «جوشن کبیر» چگونه انسان را مشغول اسمای حسنای پروردگار میکند و سراسر آن دعا ذکر حضرت محبوب است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: خیر. عرایضی معرفتی در کتابهای روی سایت هست که اگر کسی آن مباحث مطابق ذوقش بود، بتواند استفاده کند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در اینکه شخصی مثل لائوتسه به افقی بس بلند اشاره دارد، بحثی نیست ولی چگونه میتوان با جناب مولوی بهخصوص مولویِ دیوانِ شمس مقایسه کرد از آن جهت که هرکدام از این دو اقیانوس بیکرانهای هستند بس بیانتها. و مولوی در خِردِ قومی ایرانی- اسلامی از جنس «ما» میباشد حتی اگر بخواهیم لائوتسه بخوانیم با مولوی میتوان لائوتسه خواند. مشکل آقای ملکیان به گفتهی استاد اسدالله رحمانزاده آن است که در فضای نیهیلیسمی خود سرگردانند و لذا مطمئن باشید نه مولوی را میفهمند و نه لائوتسه را. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: آن افرادی که در این مورد تحقیق کردهاند، هیچ شکی در فرهنگ شیعه در مورد احادیث مذکور ندارند، ولی چون فضا، فضای امنیتی و مخفیکاری بوده، شرایط طوری نبوده که بشود به طور رسمی اسناد آن را ثبت و ضبط کرد. ولی همان احادیثی که متذکر این امر هستند که هیچ زمانی عالَم بدون حجّت نمیشود، کافی است که متوجه شویم حجّت خدا از مسیر ائمه «علیهمالسلام» ادامه خواهد یافت. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به این فکر کنید که خداوند راههای رستگاری را به حکم ربوبیتش از طریق پیامبران در مقابل بشر میگشاید تا هرکس خواست بتواند راه رستگاری را پیدا کند. ولی اگر مانع اعمال خلاف انسانها بشود، عملاً میدان امتحان انسانها را در دنیا بسته است و در آن صورت معلوم نمیشود چه کسی انسان شایستهای است و چه کسی چنین نیست. آری! خداوند مسلّم تا آنجا به انسانهای ظالم میدان میدهد که امتحان آنها صورت گیرد، ولی جهان را در اختیار جنایتکاران نمی گذارد و به وقتش به نحوی با آنها برخورد میکند. نمونهاش صدام حسین بود. از آن طرف، مگر تجاوز صدام حسین این طرف معادله را نیز ناخواسته به پرورش و تکامل نکشاند تا ملتی آبدیده در مقابل آن تجاوز شکل بگیرد؟ خلاصه در یک دیدگاه توحیدی میتوان گفت: «قطرهای کز جویباری میرود / در پی انجام کاری میرود». موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: اول باید جوانان متوجهی حقایق عالم شوند که مباحث معرفت نفس شروع خوبی است در دل آن مباحث، فهم ولایت الهی و پیرو آن، بحث ولایت فقیه معنا پیدا میکند. در مورد بحث ولایت فقیه میتوانید به قسمت سوم کتاب «مبانی نظری نبوت و امامت» تحت عنوان «حکومت دینی» رجوع فرمایید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: کتاب «کشکول» کتاب خوبی است ولی بنده از «علوم غریبه» چیزی سر در نمیآورم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ربطی به غذای موکبها ندارد. به هر حال احوالی است که میآید و میرود. سعی باید بکنند با تأمّل در معارف اسلامی بهخصوص تفسیر قرآن، روح و روان خود را شکل دهند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به هرحال در آن زمان مثل حالا این رسمها نبود و ملاکها فرق میکرد و شاید مصلحت و حکمت همین بوده. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. بزرگان صاحبنظر در این مورد توصیه میکنند باید دواوینِ شاعران بزرگ را با حوصله و پشتکار مطالعه کرد. ۲. به نظر میآید فرق نکند، زیرا شاعر، در دستِ خودش نیست که شعر میگوید و در این زمانه که شعر نو نیز وارد روح شاعرانگی شده است خود به خود شعر، یا به صورت موزون و یا به صورت سپید از کلمات شاعر ظهور میکند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. نه. إنشاءاللّه مردم به خود میآیند و آمادهی نوع دیگری از زندگی میشوند. ۲. به نظر بنده نیز اینچنین است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بسیار خوشحال شدم که متوجهی ضعف نگاهِ آقای مهدی نصیری شدهاید. ریشهی یأس آقای نصیری را باید در آقای نصیریِ ۳۰ سال پیش پیدا کرد که چگونه میخواستند بدون فلسفه و عرفان اسلامی، راه آینده را شکل دهند و مخالفتهای صریح ایشان با فلسفه و عرفان برایشان بنبستی ایجاد کرد که حاصل آن بنبست، چنین یأسی است که ملاحظه میکنید. در حالیکه جهان تشنهی حیاتی است که کاملاً بیرون از عالمی میباشد که دنیای مدرن پیش آورده. و در همین رابطه حضرت امام در مقابل گورباچف، حکمت صدرایی و عرفان ابنعربی را قرار دادند. گویا آقای نصیری عکسالعملهای نیهیلیستیِ جهان مدرن را که منجر به آن نوع سرگمیهای سراسر غفلت شده است را، نوعی از زندگی گرفتهاند و پیشنهاد میکنند که ما چندان مقابلهای برای بیرون از آن اردوگاه را پیشه نکنیم. ولی شهادت حاج قاسم نشان داد که مردم چه اندازه به دنبال نوعی از زندگی هستند که با روحیهی قدسی در جهان حاضر شوند و اگر اسیر زندگیِ غربیاند ولی آن را به رسمیت نمیشناسند. آری! برای حضور در تاریخی دیگر، همتِ همتها را نیاز داریم که آن در حضرت امام و مقام معظم رهبری بهخوبی به چشم میخورد. چرا از این همتهای بلند غافل باشیم و چنین توصیههای که مربوط به روحهای بیمار و ناتوان و شکستخورده است را مطرح کنیم؟ موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در این موارد بیشتر باید با مشاوران قابل اعتمادی مطلب را در میان بگذارید. بنده جناب آقای دکتر قاسمزاده رادر این امر قابل استفاده میدانم. شمارهی ایشان ۳۲۳۰۶۲۹۵ میباشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: اینطور در نظر بگیرید که همان وقت که جنین بدن و صورت مناسب خود را شکل می دهد مطابق خواست و اراده ی الهی است بر ان مبنا که در قرآن داریم: «وَمَا تَشَاءُونَ إِلَّا أَن يَشَاءَ اللَّهُ رَبُّ الْعَالَمِينَ». موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده اگر آقای حکیمی جملهی مذکور را دلیل پشیمانیِ با جناب ملاصدرا قرار دادهاند، باید پیامبر خدا هم از آوردن دین خدا پشیمان بدانند از آن جهت که رسول خدا «صلواتاللّهعلیهوآله» هم از آنکه نتوانستند در حدّ شأن خداوند عبادات کنند؛ استغفار و اظهار عجز مینمایند! از جملهی مذکور ابداً برنمیآید که جناب صدرا از آنچه گفتهاند پشیمان شدهاند، بلکه به خدا پناه میبرند که هرگز نتوانستهاند در شأن شریعت الهی و آنچه انسانِ کامل مکمل به صحنه آوردهاند، سخن بگویند. و این نشانهی بصیرت آن حکیم جلیلالقدر است که متوجهی عظمت شریعت الهی شده است. با اینهمه آن اندازه که ملاصدرا در شرح اصول کافی خود و تفاسیر قرآنش کمک کرده در فهم قرآن و روایات، چه کسی چنین کرده است؟ موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: سری به جزوهی «کلام ۱» یا «معارف ۱» بزنید و قسمت فطرت آن را انتخاب نمایید. و نیز سری هم به کتاب «انسان در اسلام» بزنید که هر دو بر روی سایت هست. به نظرم بتوانید با مطالبِ مطرح در آنجا به بحثتان سر و سامان بدهید. موفق باشید
