باسمه تعالی: سلام علیکم: چندان حضور ذهن ندارم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر میآید همینطور باشد و حضرت حق در جواب مقربان به نور اسم لطیف در قیامت با تجلیِ «حورالعین» جلوه میکند که بحث آن در سورهی واقعه به میان آمد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر میکنم راههای بهتری برای رفع حوائج هست. مثل عباداتِ زیبا و زیارت ائمه «علیهمالسلام» و کمک به فقرای نزدیکان و قناعت و صبر. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به عنوان رسالت در فضای مجازی میتوانید همان رشته کامپیوتر را ادامه دهید. در کتاب «بنیانهای حکمت حضور جهان بین دو جهان» که در دست تهیه است، در بنیان ۵۷ اینطور عرض شده است:
حضور در فضای مجازی و ارتباط با جهان گشوده همدیگر
۵۷- برای فهم درست پدیدارها باید به آنها تعلّق داشته باشیم و آنها را در جهان خود بیابیم و تفکر، یعنی یافتن رابطهای درست با پدیدارها. این همان رسیدن به شور «وجود» و استقرار است نسبت به موجودات، به عنوان روشنیگاههای وجود، وگرنه با پندارهای خود و با مشهورات بهسر میبریم که هیچ گرمایی به جان انسان منتقل نمیکنند تا احساس ناکامی و پوچی نداشته باشد.
نسبتی بین نگاه پدیدارشناسانه به موجودات با به تجلیآمدن وجود هست و چنانچه به پدیدهها نگاه خاص پدیدارشناسانه داشته باشیم و «وجود» نیز مطابق آن پدیدارها ظهور میکند، میتوان گفت فرشته یا فرشتگانی در جان انسان تجلی کردهاند، زیرا «وجود» در ذات خود عین کمال است و در هر موطنی که ظهور کند عملاً انسان در خود با صورتی از کمال الهی مرتبط است.
جهانی که با انقلاب اسلامی در حال طلوع است، آنچه را که ماورای فهم بشر روزمرّه است به ارمغان میآورد تا هرکس در آن فضای گشوده بتواند خود را آغاز کند و انسانها همدیگر را در آن جهان که به سوی آنها گشوده شده، درک کنند. مانند آنچه در پیادهروی اربعین میتوان تجربه کرد و یا در این تاریخ آرامآرام همان روحیه در حال به ظهورآمدن در فضای مجازی است و انسانها در نسبتی که در دل حضور در انقلاب اسلامی با همدیگر پیدا میکنند در فضای مجازی در جهانهای گشوده همدیگر حاضر میشوند. زیرا هرکس به جهت طلوع آن جهان، از خویشتن درکی بس متعالی یافته است، هرچند آن جهان هنوز نامتعیّن است ولی میتواند ما را به خوبی از عرصه روزمرّگی که در آن سرگردان بودیم، خارج سازد و راهی شود برای حضور در اکنون بیکرانه جاودانمان. مشروط بر آنکه پدیدارها را همچنان که عرض شد در جهان خود بیابیم و هرکس خود را در فضایی گشوده آغاز کند و بیابد که این «وجود» است که در هر پدیدهای فرشتهگونه در جان ما به ظهور میآید. این امری است که در طول تاریخ مکتبهای گوناگون فکری و سلوکی در پی آن بودند و گویا بشر آخرالزمانی میتواند آنها را در خود جمع کند.
موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در این موارد سررشتهای ندارم. همین اندازه میدانم پيامبراکرم «صلياللهعليهوآلهوسلْم» ميفرمايند: «إِنَّهُ لَيُغَانُ عَلَي قَلْبِي وَ إِنِّي لَأَسْتَغْفِرُ اللَّهَ فِي كُلِّ يَوْمٍ سَبْعِينَ مَرَّةً» گاهي کدورت روي قلبم مينشيند و من در هر روز هفتاد مرتبه استغفار ميکنم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید بتوان گفت حقایق آنها طوری هستند که امکان ظهور ندارند و مستغرق در وجود حق میباشند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به شهدا فکر کنید و اینکه چه افقی در این تاریخ در مقابل خود یافتند که تا این اندازه متوجه شدند میتوان جان خود را در راستای تحقق اهداف انقلاب اسلامی فدا کنند. این تنها راهِ به ثمررسیدن زندگی در این تاریخ است و تذکر خوبی است به جوانان که برای مفید بودن برای خود و دیگران، سعی کنند در هر جایی که باشند سرباز انقلاب اسلامی باشند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! عالم ماده یعنی همهی این پدیدهها، و همهی این پدیدهها به اعتبار عالمِ مادهبودن یک جوهر دارند که عین حرکت است در عین ظهورات مختلف به جهت امکانهای ذاتی مختلفی که هرکدام دارند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: قرآن میفرماید: «فألهما فجورها و تقوایها». پس بر هر نفسی وَجهِ فجور و وجه تقوایش را الهام میکند و نفس امّاره را فرهنگِ غربی که همان وجهِ فجور انسانها است، بیشتر مخاطب قرار میدهد. البته بحث فرهنگ غربی غیر از انسانهای غربی است که معلوم نیست آن فرهنگ را در عین سیطرهای که دارد، پذیرفته باشند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: مهم آن است که مواظب باشیم با عقل قدسی که سیرهی ائمه «علیهمالسلام» و سخنان آنها است متذکر آن است فکر کنیم تا جایگاه نظام اسلامی و ولایت فقیه در جان ما، جا باز کند و از آن طریق، ما در مسیر معنابخشی به خود قرار گیریم وگرنه با عقل غربی از آن جهت که غیر توحیدی است در مقابل هر حادثهای از جای خود کنده و معلّق خواهیم شد. گفت: «گر به هر زخمی تو پر کینه شوی / پس کجا بیصیقل، آیینه شوی». موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. امتحان در امتحان است ای پسر. بالاخره باید با رشد سجایای اخلاقی راههای ریزش رحمت الهی به سوی خود را بگشایید. ۲. فکر میکنم بهتر است در همهی امور، خودتان باشید و مطالعه نکنید تا برای دیگران سخن بگویید، سعی کنید با مطالعاتتان شخصیتی شوید که آن شخصیت با افراد سخن میگوید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: با نظر جنابعالی همراه و همنگاه هستم. بهخصوص در این قسمت که میفرمایید: «به شخصه معتقدم ساخت تمدن اسلامی تنها متکی به کنشگری و تصمیم سازی و کار انقلابی ما نیست بلکه بخش دیگرش توکل و اعتقاد به رزق من حیث لا یحتسب است که گویی خیلی از ما این گشایش و رزق و امتحانات الهی را فراموش کرده ایم و در نمی یابیم انقلاب و ما،نیازمند چنین سختی هایی هستیم تا عیوب را کنار زده و خود را به آن عالم انسان دینی نزدیک و نزدیک تر کنیم». موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده هم در این مورد وارد نیستم. ولی فکر میکنم علوم انسانی از آن جهت که با فطرت و روح انسان هماهنگی دارد بعد از ورود در آن، روحِ انسان آن را میپسندد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. با کریمان کارها دشوار نیست؛ به خودتان سختگیری نکنید. ۲. به نظرم روحها روی هم رفته طالب مباحث معرفت نفس و معاد هستند اگر حالت آموختنی نباشد و حضوری باشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر میکنم باید بعد از گوشسپردن به صوتهای شرح کتاب «ده نکته» و سپس مباحث «معاد» آرامآرام جواب سؤالهای خود را بگیرید. زیرا اگر بنده هم بخواهم این سؤالها را جواب بدهم، باید همان دو کتاب را در اینجا بنویسم که مقدور نیست. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظرم در این مورد خوب است که جزوهی «روش سلوکی آیت الله بهجت» را که بر روی سایت هست را مطالعه فرمایید. موفق باشید
سلام علیکم: با عرض شرمساری در ارتباط با مطالبی که در مورد جناب دکتر داوری اردکانی در کتاب «انقلاب اسلامی طلوع جهانی بین دو جهان» مطرح شد، چند مطلب را خدمت تان عنوان می کنم امیدوارم تذکرات لازم را مرحمت فرمایید: اولاً: این اشارات جنابعالی بود که ما متوجه اندیشه های بسیار بلند جناب دکتر داوری شدیم و توانستیم با این پدیدار به نحو خوبی ارتباط برقرار کنیم. و از این جهت از شما خاضعانه سپاسگزارم. بنده شخصاً نه تنها از ارادتم به انقلاب چیزی کم نشد بلکه چندین برابر شد. و لذتی که از کتاب «انقلاب اسلامی و وضع کنونی عالم» دکتر داوری یا آن مقاله ی ایشان در مورد امام خمینی «رضوان الله تعالی علیه» بردم وصف ناشدنی است. ثانیاً: آنچه که بنده با نظر به اندیشهها و جایگاه جناب دکتر داوری متوجه شدم، این هست که ایشان در مواجهه با غرب و مدرنیته رسالتی را برای خودشان تعریف کرده اند تا هر چه بیشتر و بهتر ذات غرب و جهان مدرن و در نتیجه درد و بلای «توسعه نیافتگی» و «بی تاریخی» که ما را دربرگرفته است را برای ما شفاف و روشن کنند تا ما عمیقاً و دقیقاً به یک خودآگاهی تاریخی نائل شویم. تا اینجا به نظرم ایشان سرآمد روزگار خودشان هستند و نظیر ندارند. کما اینکه «امام و رهبری» در مواجهه با چهره ی استکباری جهان مدرن و نظر به سنن الهی نظیر ندارند. و «حاج قاسم» هم به عنوان بازوی امام و رهبری در مواجهه با خنثی کردن نقشه های استکبار در منطقه نظیر ندارد. لذا با در نظر گرفتن این نکات ما متوجه می شویم که خدای متعال برای مواجهه با غربی که چهره ها و اضلاع گوناگونی دارد، شخصیت های تاریخیِ مختلفی را پروریده و وارد میدان کرده که هر کدام گوشه ای از کار را گرفته و با همدیگر «پازل» جبهه ی نورانی و تاریخی انقلاب اسلامی را تشکیل داده اند. از نظر این حقیر دلیری و روح حماسی و انقلابیِ عجیبی در اندیشه و شخصیت جناب دکتر داوری در مواجهه با تفکر فلسفی غرب پنهان است. کافی است به حکم «تعرف الاشیاء باضدادها» ببینیم چه شخصیت ها و جریاناتی به خون ایشان تشنه هستند! حال که جناب دکتر داوری ما را به خوبی بیدار می کنند و متذکر دردها و مسائل و مشکلات تاریخی مان می کنند، اینجاست که باید عمیقاً متوجه جایگاه تاریخی انقلاب اسلامی باشیم به عنوان راه خروج از باتلاق توسعه نیافتگی و حبل اللهی که از افق آینده و پس فردای تاریخ به سوی خرابه ی امروز ما تابیده تا ما راه نجات را ماوراء دوگانه های «توسعه یافته و توسعه نیافته»، «سوژه و ابژه»، «تضاد سنت و مدرنیته»، پیدا کنیم و از درد و بلای بی تاریخی و نومیدی نجات پیدا کنیم و در حلقه و قوس و خط توحیدی که بین گذشته و آینده و بین حضرت آدم تا حضرت مهدی علیهما السلام وجود دارد، قرار بگیریم. ان شاءالله طبیبِ عشق مسیحا دَم است و مُشفِق، لیک/ چو دَرد در تو نبیند که را دوا بکند؟ یا به قول دکتر داوری: «اگر درد را احساس کردیم درمان هم میسر می شود» حرف زیاد است. جهت جلوگیری از اطاله کلام، به همین اندازه اکتفا می کنم. عذرخواهم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحمدلله بسیار خوب متوجه جایگاه استاد عزیز جناب آقای دکتر رضا داوری اردکانی شدهاید. حقیقتاً ایشان با نظر به تجربهای که بنده نسبت به ایشان داشته و دارم، شخصیتی میباشند رازگونه و فوقالعاده عمیق، و اگر بخواهیم در این زمانه و در این تاریخ، سالکی را مدّ نظر آوریم که در عین جهانیبودن نسبت به درک انسان نسبتی اساسی با حقیقت داشته باشد و دغدغه هدایت بشرِ امروز در او فعّال و سرزنده باشد؛ بنده آقای دکتر رضا داوری را میدانم. اگر گفته شده است: «گویا ولیّ شناسان رفتند از این ولایت»، به جهت آن است که ما هنوز در سلوک فردی به دنبال سالکان هستیم. در حالیکه حضرت امام «رضواناللهتعالیعلیه» و رهبر معظم انقلاب«حفظهاللهتعالی» در جای خود با آن نحوه سیاستمداری و دکتر رضا داوری با آن نحوه اندیشهورزی، سالکان این روزگارند. به نسبت دکتر داوری با آوینی و سخنانی که ایشان بعد از شهادت آن شهید بزرگوار فرمودند، نظر کنید تا معنای حضور تاریخی دکتر داوری را بیابید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: حرف خوبی است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: کتاب را دیدهام. کتاب خوبی است. فعلاً در اختیار ندارم و متوجهی منظور ایشان از آن جملهی مختصر نمیشوم. حتماً مستحضر هستید که جناب آقای دکتر غفاری از مدافعین عرفان جناب ابنعربی میباشند و بین عرفان توحیدی و کرامتهای معمولی فرق میگذارند. موفق باشید
سلام و درود: سوالم را خیلی خلاصه میپرسم. درست است که شما پاسخگوی اعمال و رفتار دکتر داوری نیستید و ما هم چنین انتظاری را نداریم اما با توجه به اینکه عمدتا در این زمانه شما با ایشان جدی ترین گفتگو و دیالوگها را داشته اید و به اندیشه ایشان جدی ترین توجه ها را کرده اید میخواهم بپرسم که در شهادت های مهمی که این چند ساله رخ داده (همچون شهادت حججی و سردار سلیمانی) از ایشان هیچ واکنش رسمی ندیده و نشنیده ایم در حالی که جناب دکتر درباره کوچکترین و ریزترین اتفاقات هم از جنبه تفکر و فلسفه واکنش نشان داده اند و علی ای حال ما میگذریم و کاری نداریم. اما در شهادت دانشمند شهید فخری زاده فارغ از نگاه فیلسوفانه و متفکرانه انتظار داشتیم بنابر وظیفه و مسئولیت فرهنگستان علوم دکتر حداقل پیام یا واکنش کوتاهی انجام میدادند کما اینکه در مرگ مریم میرزاخانی چه سوگنامه ای نوشتند و یاد آن دانشمند را گرامی داشتند، آیا مقام دانشمند بودن شهید فخری زاده بخصوص با توجه به توجه شهید به نسبت فلسفه و فیزیک آیا درخور توجه نبود؟ این سوال حقیقتا جهت مقصد و غرض سیاسی نیست بلکه جهت این است که من که به حکیم بودن جناب داوری اذعان دارم و سالهاست از علاقه مندان ایشانم دنبال واقع قضیه هستم که چه حکمتی پشت این نوع رفتار دکتر وجود دارد؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: عین همین سؤال در مورد حاج قاسم سلیمانی برای رفقا پیش آمد. بخصوص که در مورد شهید فخریزاده جای سؤال، بیستر هم میباشد. یا باید بگوییم تصور کردهاند به جهت وجه سیاسی قضیه ایشان وارد نشدهاند، و یا باید بگوییم در مورد خانم میرزاخانی صرفاً وجه عاطفی در میان بوده است. هرچه هست برای بنده و امثال بنده این سؤال هست، بخصوص که بعضاً در این امور وارد شدهاند. با اینهمه ما گفتگوی علمی با ایشان را وجهی از تفکر در این زمانه میدانیم. ولی به هر حال در این امر باید از ایشان سؤال شود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده آن مناظره را گوش دادم و از اینکه جنابعالی آن را برای بنده فرستادید تشکر میکنم. و حقیقتاً ادب حاکم بر آن مناظره، ارزشمند بود. آری! ما باید دغدغهی آن بزرگوار را درک کنیم. همانطور که جناب آقای کاشانی فرمودند لازم نبود آقای دهباشی بر سخن سید جعفر مرتضی و نفیِ در برای خانهی حضرت زهرا «سلاماللهعلیها» تأکید میکردند. ولی حرف اصلی آقای دهباشی هم قابل تأمّل است که جسارت به حضرت زهرا«سلاماللهعلیها» واقعاً به آن صورت واقع شده؟ در حالیکه احترام به آن حضرت در آن زمان بین مسلمانان فوقالعاده بوده است و آن طرف برای آبروی خودش هم که باشد، نمیتوانسته تا اینجاها بیاید. آقای دخانچی هم از زاویهی دیگر حرفهایی دارند که بد نیست روی سخنان ایشان نیز فکر کنیم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: دو مرتبه به این سؤال به صورت شخصی جواب داده شد و اینطور عرض شد:
باسمه تعالی: سلام علیکم: عرض شد در نظام عالم حتی در مورد انسانها هم زوجیت جاری هست ولی چون انسانها مختارند میتوانند خود را هماهنگ نظام زوجیت قرار ندهند. با اینهمه نباید فکر کنیم بهانههای ما یا بقیهی افراد، نقش اصلی را در عدم زوجیت داشته، شاید مصلحتی در کار بوده که آن بهانهها را پیش میآورده است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. عالَم ذر غیر از عهد الست است. عالم ذر به معنای آنکه ما ذرّههایی بودهایم، چندان قابل اعتماد نیست. ۲. بحثِ انتخاب در میان است که در ذات انسان نهفته است، حال اگر به دلیل روحیهی انتخابگریِ خود کسی رحم زنایی را انتخاب کرد به این معنا نیست که نتواند بعداً انتخاب خود را تغییر دهد و از اولیای الهی نشود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. آری! امکانِ هر شیئ، ذاتیِ آن شیئ است و خداوند وجود یا خلقت آن شیئ را به آن شیئ می دهد. ۲. انسان از آن جهت که دارای ابعاد مختلفی در امکانِ وجودیاش هست، اختیار او ذاتی اوست و لذا با توسل به خداوند میتواند وجهِ امکانی خود را به طرف بُعدِ سعادتمندیاش بکشاند. عرایضی داشتهام که ذیلاً متن آن عرایض را خدمتتان ارسال میدارم: موفق باشید
پیامبران خدا و نظر به آغازِ آغازها
باسمه تعالی
السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا رَسُولَ اللَّهِ، السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا حَبِيبَ اللَّهِ
ما از رسول خدا «صلواتاللّهعلیهوآله» سخن میگوئیم ولی به حکم «لا نُفَرِّقُ بَيْنَ أَحَدٍ مِنْ رُسُلِهِ» سخنانمان در مورد همه پیامبران است.
۱. اصلیترین کار رسولان خدا توجه بشریت است به آغازِ آغازها، یعنی آغازِ هستیِ موجودات که همان حضرت حق است و آغاز انسان که وجه امکانی او یا عین ثابتهی او میباشد. زیرا از این طریق، تفکر اصیل به بشر عطا خواهد شد.
۲. پیامبران خدا متذکر شدند که خداوند خالق همهی عالم است یعنی «وجود» و «بودن»ِ هر موجودی را او داده است و در نتیجه خداوند، بودنِ محض و هستی مطلق میباشد و این اولین قدم در راستای تفکر است از آن جهت که تفکر مربوط به «وجود» است و آغازِ آغازها.
۳. پیامبران در مورد مخلوقات بهخصوص انسانها فرمودند خداوند با نظر به امکانِ بودن مخلوقات، آنها را خلق کرد و لذا حضرت موسی«علیهالسلام» در تفسیر جایگاهِ نبوت خویش و برادرشان دو نکته را در میان آوردند که: «قالَ رَبُّنَا الَّذي أَعْطى كُلَّ شَيْءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدى»(طه/50) یعنی اولاً: پروردگار ما خلقتِ هر موجودی را به آن موجود عطا میکند. ثانیاً: او را هدایت مینماید و در راستای هدایت خداوند است که پیامبران را میفرستد. ولی در نکتهیاول، معرفتی بسآغازین را متذکرشدند از آن جهتکه میفرمایند خلقت هرمخلوقی را خداوند بهآن مخلوق میدهد. یعنی ازیک جهت خلقت آن مخلوق، مربوط بهخودش است وخداوند یعنیآنبودنِ محض، مطابقِ آنخلقت، آن موجودرا «وجود» میبخشد.
۴. در راستای معرفتِ آغازین برای هر مخلوق، در قرآن داریم: «إِنَّما أَمْرُهُ إِذا أَرادَ شَيْئاً أَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ» (یس/82) وقتی خداوند خواست موجودی را بهوجود آورد در خطاب به آن میگوید: «بشو» و آن موجود میپذیرد که «بشود». یعنی قبل از آنکه آن موجود، موجود شود؛ در علمِ خداوند امکانِ بودنش هست و خداوند مطابق آن امکان به آن موجود، وجود میدهد.
۵. راستی! اگر خداوند آغازکنندهی امکانِ هر موجودی بود، آن مخلوق حق نداشت از خداوند سؤال کند که چرا آن را آنچنان خلق کرده است؟ در حالیکه: «فَلِلَّهِ الْحُجَّةُ الْبالِغَةُ» (انعام/149) برای خداوند حجت بالغه هست و آنچنان نیست که کسی بتواند حجتی در نفیِ حجت بالغهی الهی داشته باشد.
6. حال با توجه به مباحث فوق، به این فکر کنید که اگر کسی نحوهی بودن خود را درست درک کند و متوجه باشد حضرت حق در راستای نحوهی بودنِ او به او «وجود» میدهد؛ مییابد که تنها از طریق وجود خود با پروردگارش میتواند مرتبط شود و معنی روایت مشهور: «الطُّرُقُ الَی اللهِ بِعَدَدِ اَنفاسِ الخَلائِق» میرساند که راهِ هرکس به سوی پروردگارش، همان نحوهی «بودن»ِ اوست، و مأوایِ حقیقی هرکس، بهسربردن در این نحوه بودن است.
۷. مشکل بشر از آن جا پیدا شد که به جای مأواگزیدن در نحوهی بودن خود و از آن طریق با پروردگار عالم، مرتبطشدن؛ دلْ در بودنهای دیگران انداخت و به مقایسهها گرفتار شد و از بهترین مأوا و «بود» محروم گشت. در حالیکه پیامبران خدا و بهخصوص آخرین پیامبر به ما متذکر شدند: «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا عَلَيْكُمْ أَنْفُسَكُمْ ۖ لَا يَضُرُّكُمْ مَنْ ضَلَّ إِذَا اهْتَدَيْتُمْ» (مائده/۱۰۵) ای مؤمنان! متوجهی خودتان باشید که در آن صورت، انحرافِ بقیه وقتی شما در مسیر هدایت باشید، به شما ضرر نمیرساند.
والسلام علیکم و رحمة اللّه و برکاته
باسمه تعالی: سلام علیکم: پسر! بر خیال راست، کج را میخری. با خدا باشد و از خدا بخواه که یک چشمزدن غافل از آن یار نباشی. بر فرض هم بهشت، شیرین باشد؛ بهشتافرین که شیرینتر است. از خدا میخواهم بنده و جنابعالی و همهی رفقا در بزمی که حضرت ربّ العالمین با حضور مولایمان علی «علیهالسلام» در فضای بیکرانهی ابدیت بر پا میکند؛ حاضر باشیم و در مستیِ جمال حضرت مولا همدیگر را آینهی نور ولایت ببینیم و به همدیگر عشق بورزیم. عجب دنیایی است، دنیای کیفیتها!!! موفق باشید
