بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
29659

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام و ارادت خدمت استاد: استاد حدود ۱۰ سال پیش با اندیشه های شما آشنا شدم تقریبا نیمی از کتابهای شما را مطالعه نمودم و بسیار استفاده نمودم. کتاب «معاد بازگشت به جدی ترین زندگی» با صوت مطالعه کردم بسیار در روحیه ام تاثیر گذاشت روزی نیست که چندین بار به مرگ فکر نکنم و شبها با فکر نمودن به آن خواب می روم چیزی‌که بسیار نگرانم می کند عادات بدی است که گاهی وقتها در درون خود میابم وحشت زیادی سرا پایم را می گیرد. تلاش زیادی می‌کنم که خود را اصلاح کنم لکن ناخواسته گاهی وقتها مرتکب بعضی از گناهان می شوم. چه کنم استاد دارم دیوانه می شوم. لطفا راهنمایی فرمایید کتاب شما بدجوری مرا درگیر خودم نموده است.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به رحمت خداوند امیدوار باشید و سعی کنید با توبه، قدرتِ آن گناه را ضعیف نمایید و اگر باز مرتکب شدید، باز از توبه غافل نشوید. موفق باشید

29025

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد محترم: سوالم این است آیا زمان اثر تکوینی متفاوت دارد، مثلا درست است بگوییم اثر تکوینی ماه رمضان گشوده شدن درهای ملکوت است؟ آیا مثلا روز عید غدیر همیشه اون روز اثرات تکوینی خود را دارد؟ این موضوع را در مورد ماه صفر چگونه بگوییم؟ سوال دوم: بعضی عرفان حلقه ای هایی که در گروه های خانوادگی هستند، و به شغل شبهه پردازی مشغولند حتی زیارت قبور در شب جمعه را برای جوانان زیر سوال برده اند چه پاسخ جامعی برای این موضوع هست. و سوال سوم: در مورد بریدن سر گوسفند برای صدقه. چه پاسخی دهیم که می گویند چرا برای خودمان حیوانات را اذیت کنیم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. در رابطه با ظرفیت زمان‌ها و مکان‌ها در مباحث «روزه» عرایضی شده است. ۲. دلیل آن‌ها در مقابل نفی سعه‌ی شب جمعه چیست؟ آری! زیارت قبور در شب برای کسی که ممکن است گرفتار توهم شود، صحیح نیست. ۳. خود حیوان از نظر تکوینی دوست دارد که به ثمر برسد و به گفته‌ی جناب صدرالمتألّهین، استفاده‌ی او توسط انسان‌ها شأن حیوانیِ او را در حدّ حیات انسانی قرار می‌دهد. موفق باشید

29010
متن پرسش
سلام: با توجه به اینکه ارواح شهدا، مانند خدا، همه جا حاضر و شنوای نجوای ما هستند اما بدون اذن خداوند کوچکترین اراده و کاری نمی توانند بکنند چرا به جای توسل به آن ارواح طیبه، به خود خداوند توکل نکنیم؟ آیا جایی در قرآن، توصیه به توسل به ارواح مجرد شهدا یا احبار و رهبان داریم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: از آن جهت که شهدای عزیز به اذن الهی می‌توانند واسطه‌ی فیض الهی باشند، می‌توان به آن‌ها رجوع کرد و تجربه نیز این را نشان داده است و قرآن نیز به ما توصیه می‌فرماید: «يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ ابْتَغُوا إِلَيْهِ الْوَسيلَة»(مائده/۳۵) که ای مؤمنان تقوا پیشه کنید و در جهت رسیدن به حضرت حق از واسطه‌ها و وسائل غافل نباشید. موفق باشید    

28685

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام و عرض ادب: از نظر استاد اگر کسی صرفا بخواهد مجتهد در فقه و اصول بشود و احکام فردی و اجتماعی اسلام را از منابع آن با قواعد اصولی استنباط کند، آیا حتما لازم است در فلسفه دین و فلسفه معرفت و فلسفه زبان و انسان شناسی و ... سایر حوزه های کلام جدید صاحب نظر باشد؟ یا اینکه برای اجتهاد در فقه و اصول همان مقدمات مصطلح اجتهاد کافی است و صرف یک آشنایی نیمه تخصصی با اعتقادات اسلامی و مبانی آن کافی است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در هر حال اگر در معارف مذکور تأمل داشته باشد حتما در اظهار نظر فقهی اش وسعت بیشتری پیش می آید و این غیر از بحث قبض و بسط تئوریک شریعت دکتر سروش است که مبنا را فهم مربوط به علوم تجربی می‌داند که در جای خود اشکال خود را دارد. موفق باشید

26722
متن پرسش
سلام علیکم: آیا اساسا تسامح و تساهل مسلمین و حکام مسلمان در مواجهه با تمامی عقاید در جامعه حتی اگر از جهت مبانی و اصول مشکل داشته باشند و با مبانی دین مبین نخوانند یا حتی موجب اسارت فکری بشر شوند، به بهانه آزادی بیان و فکر مورد پذیرش است؟
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: واژه‌ی تساهل و تسامح در دل زندگیِ دینی مطرح است یعنی دین در ذات خود سخت گیری ندارد مثلا اگر طرف نماز اول وقت را به تأخیر انداخت، دین آن را تحمل می‌کند؛ عجیب این‌جا است که عده‌ای این واژه‌ها را از دین می‌گیرد و برون دینی و بر ضد دین معنا می‌کنند و آن را پای دین می‌گذارند. موفق باشید

26619
متن پرسش
با سلام و احترام خدمت استاد عزیزم: ۱. مگر زمان یک مفهوم اعتباری نیست؟ در بحث حرکت جوهری فرمودید زمان واحد حرکته. حال چگونه با گردش زمین به دور خورشید که ایام و ماهها تعریف می شوند حقیقتی بنام رجب و شعبان و ... خودنمایی می کنند و یک حقیقت تکوینی با اعتباریات و ماهیات تعریف می شوند؟ ۲. بال زدن خروسی در عرش نشان دهنده زمان اذان می شود و خروسها شروع به بال زدن در دنیا می کنند، همانطور که می دانید در حال حاضر با ایجاد روز و شب مصنوعی خروسها و مرغها را زودتر پرورش می دهند، این زمانها ماهیت هستند و چطور با آن حقیقت وقت زمان می توان به شبهات مطرح در جامعه پاسخ داد؟ با تشکر به عدد الشعر و الوبر.
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. در بحث‌هایی که در رابطه با ماه رمضان عرض شد، تا حدی تبیین گشت که چرا زمان‌ها ظرفیت های مختلفی نسبت به بروز حقایق عرشی پیدا می‌کنند. مثل جسم انسان که بعضی اعضاء ظرفیت بیشتری جهت به ظهور آوردن احساسات انسان را دارا می‌باشند با این‌که همه‌ی اعضاء مادی هستند. ۲. آری زمان اذان اصیل، ریشه در عرش دارد همان‌طور که سیر ظهور صبح و شب در نسبت با خورشید ریشه در تدبیر عرشی دارد؛ حال وقتی نظام زندگی زمینی بهم بخورد به همان اندازه بشر از رابطه‌ی صحیح ارض و سماء، محروم می‌گردد. موفق باشید

25941

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: چرا آیه قرآن درباره منافقین می فرماید که «خداوند، نورشان را می برد.» مگر منافقین، نور دارند که خداوند نور این ها را خاموش کند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: منظور، نورِ اولیه‌ی ایمان که همان فطرت است می‌باشد. موفق باشید

25081
متن پرسش
عرض سلام محضر مرجع عالیقدر: بنده مدتهاست سوالی در ذهنم ایجاد شده و لحظه ای از آن رها نمی شوم. خدای مهربان، چرا مخلوقات مختاری چون انسان خلق کرده است که برای رسیدن به عالی ترین درجه باید از پس امتحانات بسیار سخت و دنیای وحشتناک بر بیایند. آیا مهربانی خدا نمی توانست باعث شود که مخلوقش این چنین عذاب نکشد و بدون این عذاب ها همه لذت هایی که قرار است به برندگان این مسابقه داده شود، پیشاپیش بدهد؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: تصحیح  بحث آن مفصل است و در جزوه‌ی «عدل الهی» که بر روی سایت هست نکاتی در این مورد عرض شده است. عمده آن است که متوجه باشیم اگر ما در کسب کمالات تلاش نکنیم، به چه دلیل آن کمالات از آنِ ما باشد و بتوانیم از آن بهره ببریم؟ موفق باشید

25030

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام خدمت استاد: قسمتون میدم به این دهه محرم خودتون جواب منو بدین. استاد بعد از این همه گرفتاری و بدبختی متوجه مسئله ایی شدم که تمام دنیا روی سرم خراب شد. از بچگی با تمام بی محبتی ها، کمبود عاطفه، دعوا و داد و بیداد بزرگ شدم راهمون یک جورایی انتخاب کردم که آدم بشم اینقدر زندگیم بدتر شد که نماز را کنار گذاشتم، البته به طرز بدی آخرش هم به جایی رسیدم که نمیتونم خدا را ببخشم و اهل البیت برام معنا ندارن، من خیلی توسل داشتم برای خوندن نماز برای خوش اخلاقی برای صبر، اما همش نتیجه عکس داد، اون هم شرایط زندگی من که از ناله و نفرین گرفته تا خوار و زاری بین دوست و ناآشنا. من کی هستم نمیدونم حالا بعد از این همه بی دینی و بی عزتی متوجه قضیه ایی شدم که مربوط به مسائل درونی خودم میشه این همه بی عدالتی برای چیه؟ کم گناه داشتم که این هم اضافه بشه و مهر خلاصی به جهنم را برام بزنه دیگه نمیدونم چیکار کنم، تمام وجودم برای لحظه های پاک و خوب پرمیکشه، برای اینکه تمام فکر و وجودم و جسمم پاک باشه، اینها را از خدا خواستم بدتر شد، که اوضاع رسیده به خودکشی، میخوام به خودم ثابت کنم مرگ دست خودم هست واقعا به این نتیجه رسیدم که من باید به دنیا میومدم تا جهنم خدا جهنمی داشته باشه، این گرفتاریها هم میخواد برای مومنین تو بهشت دلیل باشه برای جهنمی بودنم هر چی فکر می کنم هر چی توسل، هر چی برنامه ریزی به ساعت نرسیده فاجعه رخ میده مگه بالاتر از این هم داریم که همش بگی غلط کردم خودت کمکم کن دستم رو بگیر نفرین شدن برای چی بود؟ خود خدا هم از همه روزگارم خبر داد و میدونست و میتونست محبت من رو تو دل پدر و مادرم بزاره میتونه مریضی روحم رو شفا بده هر چه بدی هست از من اعتراف می کنم ولی یک ذره آرامش هم ندارم، شرمنده استاد اما عاجزانه ازتون درخواست مشاوره دارم ازتون ممنونم من به آخر رسیدم، خودکشی برام معنا پیداکرده از همه عذابش خبردار اما من نمیتونم آلوده زندگی کنم تمام وجودم استرس و سیاهه من کمترین نشونه را میخوام اما خدا دریغ میکنه من فکر روحم و جسم آلوده شده دارم زجر می کشم هیچ کس نمی‌فهمه من چی میگم واقعا خدا کی هست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بالاخره باید جواب اندیشه‌ی خود را با تأمل در معارف حقه‌ی الهی بدهید تا این حالات به سر و سامان بیاید. بنده پیشنهاد دنبال‌کردن مباحث «معرفت نفس» را دارم. موفق باشید

25019

معنای یقینبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: ۱. آیا این عالم طوری بنا شده که هرکس هرچیزی را با یقین اراده کند آن چیز محقق می شود؟ ۲. اگر اینطور باشد دیگر دعا کردن و دره خانه ی خدا را زدن چه معنایی دارد؟ خب خودمان هرچه می خواهیم را روی آن تمرکز می کنیم و با یقین اراده می کنیم تا به آن برسیم. مثلا با یقین می گوییم که این مشکل من حل می شود یا مریضی من خوب می شود. ۳. چرا در روایت می فرماید دعا را با حالت یقین به اجابت بخوانید؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. اگر یقین او مطابق نظام احسن الهی باشد و نه یقینی که در حقیقت، توهّم است و در خیالات او جای دارد. ۲. دعا موجب می‌شود تا انسان متوجه‌ی حقیقت شود و از توهّم نجات یابد. ۳. حالت یقین یعنی حالتی که انسان با حقایق روبه‌رو شود. به همین جهت در روایات داریم که یقین در بین انسان‌ها بسیار کم است. موفق باشید

24842
متن پرسش
سلام: اشاره ای داشتید به اینکه حضرت امام در بیرون از منزل خوش تیپ بودند و از پارچه انگلیسی برای عبا استفاده می کردند. پس ساده زیستی و همسطح شدن با فقرا برای رهبر جامعه چه می شود؟ اگر یک طلبه که یک عبای معمولی وصله پینه، امام رو می دید چه می شد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: علاوه بر سادگی که همیشه مدّ نظر اسلام است؛ ظاهر مؤمن باید آراسته باشد. به همین دلیل پیامبر خدا «صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» بهترین عطرها را استفاده می‌کردند. خوب است سری به کتاب «سنن النّبی» تألیف آیت اللّه طباطبایی بزنید. موفق باشید

24312

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: در جواب سوال ۲۴۲۹۹ مخصوصاً قسمت دوم سوال بنده فکر می کنم اینگونه افراد که در بدیهیات شک می کنند، اولا به دلیل روحیه بدبین و صفت بدبینی که در نفسشان نهادینه شده و ثانیا چون امور بدیهی امور واضح و اظهر من الشمس است و ادراکات واضح و یقینی هستند لذا اگر کسی برای امور بدیهی دنبال دلیل بگردد از ساحت بدیهی خارج می شوند و چون هیچ دلیلی قانع کننده تر از همان ادراک بدیهی برای شخص نمی‌تواند باشد پس هرچه قدر دنبال دلیل بیشتر بگردند بیشتر از ساحت بدیهی دور شده و بیشتر گرفتار شک می شوند و به دلیل صفت بدبینی و سوءظن نمی‌توانند قانع شوند، لذا برای خلاصی از شک این افراد را باید با ساحت بدیهی متوجه کرد و صفت بدبینی و سوءظن را در آنها کمرنگ کرد. موفق باشید
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است ولی متأسفانه این نوع افراد امر بدیهی را هم بدیهی نمی‌دانند و در همان حال می‌پرسند «چرا». موفق باشید

23259
متن پرسش
سلام: روایتی با این مضمون فرمودید که کسی که یک مقدار خوف بر رجا و یا برعکس پیشی بگیرد در کلاس ائمه اطهار نیست. حال تکلیف حضرت عیسی چه می شود که رجا بیشتر بوده؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در آن روایت می‌فرمایند نباید خوف طوری بر انسان غلبه کند که موجب یأس از رحمت خدا گردد، و رجاء نیز نباید طوری غلبه کند که انسان نسبت به وظایف الهی‌اش بی‌تفاوت باشد. با توجه به این دو امر، خداوند دوست دارد که در عین انجام وظایف، امید به رحمت او بیشتر باشد. موفق باشید  

23177

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: وقتتون بخیر. چرا وقتی ما اسم الله را داریم خدا را با بقیه اسمائش صدا می زنیم؟ مثلا وقتی می توانیم برای ببخش گناه یاالله که جامع اسما است را بگوییم چرا باید یا غافر بگوییم؟ تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اشکال ندارد، ولی نظر به اسم خاص، توجه خاصی را به میان می‌آورد. موفق باشید

23119

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: ببخشید مزاحم وقتتون میشم. می خواستم نظرتون رو در مورد کتاب تاریخ تمدن و ملک مهدوی دکتر محمد هادی همایون بدونم. اگر هم کتابی بهتر هست ممنون میشوم راهنمایی بفرمایید؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: کتاب مذکور را نمی‌شناسم. ذهن من بیشتر متوجه‌ی تاریخ تمدن ویل دورانت است. فکر می‌کنم کتاب‌های بهتری هم آمده باشد ولی من اطلاع ندارم. موفق باشید

19044
متن پرسش
سلام استاد: یه نکته در مورد حضور و ظهور نفس در بدن میگم، میخوام بدونم درست فهمیدم: من هستم و حضور کامل و تمام دارم، اما در بینایی و شنوایی و ... چون باید محدود بشم پس به صورت قوا ظهور می کنم، چون محدود در بینایی میشم پس دیگه تجلی من در بینایی است نه خود من.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است. زیرا «من» پیشِ خودم هستم و علاوه بر این، در قوه‌ی بینایی به صورت بینایی ظهور دارم. موفق باشید

31781

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: دو چیز می‌رود اندک ایمانم را به باد دهد تو را به آنچه قبول دارید راهکاری قانع کننده بفرمایید. یک کرونا مرا به این نتیجه رساند نه حس حجیت دارد و نه وجدانیات حتی لحظه ای شک کردم شاید مرده ام و فکر می‌کنم زنده ام. علامه طباطبایی گویا فرمودند عقل از خود چیزی ندارد. پایان نقل. بنابرین اتکا می‌کند به حس و وجدان عدم حجیت این دو را به علم حضوری یافتم پس عقل و به تبع آن بدیهیات فرومی‌ریزند. عقل در من به پایان رسیده است و به قول سوفسطاییان رسیدم اما راه دل اندکی ممکنست باز باشد یادش بخیر با اینکه در وجود خدا مردد بودم از صمیم قلب چه ﴿أَمَّنْ یجِیبُ الْمُضْطَرَّ إِذا دَعاهُ وَیکشِفُ السُّوءَ) هایی می گفتم دو قصیده لبید عامری هرچه می اندیشم بالاتر از قرآن شاید باشد.
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده زمانی با روبه‌روشدن با سخنان لائوتسه این حالت برایم پیش آمد و با اُنس با روایات بخصوص با ارتباط با کتاب شریف «تحف‌العقول» متوجه عمق شخصیت اهل‌البیت «علیهم‌السلام» شدم و جایگاه نبوت نبی که چنین انسان‌هایی را تربیت کرده‌اند، برایم بحمدلله روشن شد و این‌که قرآن با عمق معرفتی خاصی به اموری اشاره دارد که در حدّ هیچ بشری نمی‌تواند باشد. موفق باشید

31650

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
استاد گرامی سلام: نظرتون در مورد مطالبی که در این سایت آمده چیست؟ در این مطالب آقای میرباقری معاد را جسمانی و مادی عنوان نموده اند که با صحبت های جنابعالی در مورد معاد مغایرت دارد https://imanoor.com/blog/%D9%85%D8%B9%D8%A7%D8%AF-%D8%AC%D8%B3%D9%85%D8%A7%D9%86%DB%8C/ با توجه به آیات و روایاتی که به آن استدلال کرده اند معاد مادی باورپذیرتر از معاد غیر مادی است. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نظر حضرت امام و علامه طباطبایی «رحمت‌الله‌علیهما» پیرو نظر جناب صدرالمتألّهین، معاد جسمانی است ولی مطابق نشئه‌ای که ما در آن وارد می‌شویم که آن نشئه قیامت است. در این رابطه می‌توانید به جزوه «نحوه حیات بدن اُخروی» که روی سایت هست بزنید. موفق باشید

31095
متن پرسش
سلام: از ۷ ماه پیش که در سوال 29450 و پس از آن چند بار دیگر در مورد واکسن کرونا پرسیدم فرمودید عجله نکنم یا از خیر پاسخ گذر نمودید. امروز رهبر معظم واکسن زدند تا مهر تاییدی بر عظمت علوم جدیده و غرب باشد و دیدیم که طب سنتی و اوراد و ... گرهی نگشود و همانطور که گفتم بار دیگر غرب نشان داد که طریق حقه طی شده فقط هموست و بغیر از این صراط مستقیم بقیه سبل راه به جایی نمی برد. حال موضع خود را بدون ملاحظات و دعوت به صبر (باور کنید هرچه صبر کردم از قوطی عطاران چیزی بیرون نیامد و این ادعا هم که فلان تعداد را معالجه کردیم هم از آن حرفهاست که در قوطی هیچ عطاری نمی گنجد کافی بود نظر به آمار بهبودیافتگان می انداختند که اکثرشان بدون رفتن به عطاری بهبود یافتند آنهایی هم که عطاری رفتند اگر نمی رفتند خود بخود خوب می‌شدند) در مورد فعل رهبری و واکسن و اینکه آیا این موفقیت اعجاز گون غرب باعث شده است در غرب ستیزی استاد اندکی تعدیل حاصل آید بیان فرمایید.
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید علم در امور سلامتی و طب، ابعادی دارد و ما به جمع طب سنتی و طب مدرن نظر داریم. همان‌طور که رهبر معظم انقلاب حجامت هم می‌کنند. نمی‌دانم چرا این علوم را به غرب نسبت می‌دهید!! در حالی‌که طبق نظر غربیان، نقش نگاه جناب ابن سینا در این امور کم نبوده. عظمت کار مقام معظم رهبری را مدّ نظر قرار دهید که از علم، عدول نکردند ولی آن را در بستر بومیِ خودمان دنبال نمودند. موفق باشید

31002

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین. سلام استاد محترم و عرض تشکر بابت همه الطافی که به اذن حضرت رحمان در اختیار ما می‌گذارید جزاک الله خیرا و حسنا. ‏به توفیق الهی بنده مدتهاست از راه دور شاگرد شما هستم و مطالب گرانبهای الهی که در کلام شما جاری می‌شود را خدای رحمان به قلبم می‌رساند ‏به رسم ادب و شاگردی از محضرتان سوال و طلب راهنمایی دارم. به لطف الهی در ماه مبارک رمضان امسال پس از مدتها طلب انس با حقیقت قرآن از حضرت حق و به لطف بحث زیبای زبان قرآن اصیل ترین زبان در روز ۱۴ ماه مبارک انگار دریچه قلبم به منظر قرآن گشوده شد و انگار این بار این قرآن بود که به جانم تلاوت می‌شد انگار خداوند رحمان را در افق قبله می‌دید قلبم که آیات را به جانم تلاوت می‌کند قابل وصف نیست به زبان قال اما زبان حال اشکی بود که بی اختیار جاری می‌شد قلبی که فقط می‌خواست کلام حق را بشنود و هرچه میامد کنار می‌زد لذتی که وصف شدنی نبود و کلامی که انگار الان در کنار پیامبران انذارشان را می‌بینم استهزاء قومشان را می‌بینم دردی که از عدم توجه مردم به دیدن حق بود را در وجود پیامبران علیهم السلام می‌دیدم حقیقت هر مساله ای را به وضوح انگار می‌دیدم و اعتباری بودن یا بهتر بگویم پوچ بودن خیالات معاندین را انگار می‌دیدم. استاد بزرگوار انگار وارد عالمی دیگر می‌شدم که پر رنگ ترین چیزی که می‌دیدم مهر الهی بود و سپس عفو و خلاصه قابل وصف نیست و این حال بسیار خوش در سحر ۱۴ ماه مبارک که با قرآن کریم آغاز شد در ادامه ماه با نظر به قرآن کریم ادامه می یافت اما دیگر نه به اندازه بار اول، بعد از آن انگار که خدا را دیده بودم در ورای پدیده ها و اتفاقات. خداوند رحمان را حاضر و ناظر می‌دیدم بر زبان قلبم جاری بود «انک قریب مجیب» از همه جالب تر اینکه اون من اعتباری و غیر حقیقی و دانی که همیشه ازش به خداوند رحمان پناه می‌بردم و در واقع ازش فراری بودم اما مرا رها نمی‌کرد به نظری که با قرآن کریم به حضرت رحمان گشوده شد خود بخود کنار رفت طوری که حتی در آن حال خوش گشتم و پیدایش نکردم اما بعد از آن هم با نظر به همان افق قبله که انگار گمشده ام آنجا بود دوباره آن من اعتباری کم رنگ می‌شد و بلکه ناپدید. استاد محترم. عرض حال کردم تا از شما بزرگوار چند سوال بپرسم که نابلد راهم و نیاز به دستگیری دارم گرچه صادقانه اعتراف می‌کنم هر طلب دستگیری که به دلم افتاد حضرت حق به بهترین نحو با مهر خود راه نشانم داد الحمدلله رب العالمین. الان هم نظرم به عنایت اوست شاید در کلام شما استاد بزرگوار. اول اینکه آیا این احوال واقعی است یا ساخته و پرداخته خیالاتم؟ گرچه شرم دارم از این سوال از بس که لطف حضرت حق را به وضوح در قلبم چشیدم لکن لیطمئن قلبی. دوم اینکه بعد از ماه مبارک آنقدر شفاف شده بودم به فضل الهی که با یک خرید یا یک کلام اضافه رفتن اندک اندک نور تابیده شده حضرت رحمان را احساس می‌کردم و متاسفانه هرچه از ماه دل انگیز میهمانی حضرت رب العالمین دورتر می‌شویم کلام اضافه و مشغول دنیا شدن و اخلاق فاسده که همه ناشی از غفلت و کوتاهی خودم هست موجب کدر شدن آن شفافیت وجودی می‌شود. در این حالات که عاجزانه مثل بدبختی عاجز و بینوا به محبوب رو می‌کنم آنقدر زیاد رحمتش را به جانم می‌نشاند که جز شرمندگی و جز شرمندگی هیچی برایم نمی‌ماند. استاد سوال دومم این است که آیا نظر به افق قبله که انگار اولین بار محبوب از آنجا جلوه گر شد برای ارتباط با او کار اشتباهی است با توجه به اینکه حضرت حق در همه جا حضور دارد و جایی ندارد؟ و سوال آخر اینکه راهنمایی ام بفرمایید چه کنم که راه گم نشود و اگر تا به اینجا راه را صحیح آمده ام همانطور عاشقانه و با قوت در همان راهی که مرا می‌طلبد طی مسیر کنم. البته بنده سالهاست مسیر زندگی ام به عنایت حضرت اباعبدالله علیه السلام روشن به معارف الهی گشته و الحمدلله غرق در این معارف و کتب حقه و خدمت به خلق می‌گذرد و الحمدلله بعد ماه مبارک با نگاه جدید شروع به نگاه به قرآن کرده ام در بین الطلوعین و الحمدلله انگار بعد این همه سال دارم از اول قرآن را می‌بینم و می‌شنوم اما خوف فراق که من آن را نار حقیقی دیدم مرا نگران می‌کند گرچه همین خوف مرا به آغوش پر مهر محبوب هدایت می‌کند از اینکه وقت گرانبهای شما را گرفتم حلالیت می‌طلبم و محتاج راهنمایی و دعای خیر شما بزرگوار در حق شاگردی حقیر و کوچک هستم. همتم بدرقه راه کن ای طائر قدس که دراز است ره مقصد و من نوسفرم و آخر دعواهم ان الحمدلله رب العالمین
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همچنان‌که مولایمان علی «علیه‌السلام» می‌فرمایند: «إِنَّ لِلْقُلُوبِ إِقْبَالاً وَ إِدْبَاراً» برای قلب‌ها بعضاً احوالات رجوع به حق است به صورت خاص، و بعضاً قلب‌ها در حالت عادی هستند و لذا موضوع قبض و بسط را حمل بر بی‌پناهی و بی‌محلی از طرف حضرت ربّ العالمین ننمایید. 2- آری! قبله، مظهریت تامّ دارد و کمک می‌کند تا در بقیه مظاهر نیز ما به نور آن مظهریت تامّ انس بگیریم. 3- این‌که بعضاً ما را حضرت محبوب به خود وامی‌گذارد برای آن است که به نوعی به خود آییم و احوالات را تبدیل به معارف کنیم به همین جهت پیشنهاد بنده آن است که از تدبّر نسبت به تفسیر المیزان به همان شکل که در جزوه «روش کار با المیزان» عرض شد، غفلت نشود.

موفق باشید.

30737

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام خدمت استاد عزیز و تبریک بمناسبت فرا رسیدن ماه مبارک رمضان: استاد من یک مشکلی برام پیش آمده دوست دارم کمکم کنید. من قبلا تو یک فضای دیگه بودم سر و کاری با مسائل اعتقادی نداشتم یک نماز میخوندم و یک روزه می‌گرفتم تا اینکه از طریق دوستان بعد از یک سری سوال و پرسش علاقه مند به مسائل اعتقادی و رسیدن به شما استاد عزیز شد. چند سالی هست که کتابهای شما را مطالعه می‌کنم تا بتوانم در جلسات شما حضور دارم و برنامه زندگیم بکلی عوض شده مسائل سیاسی شرایط جامعه را از فضای مجازی دنبال می‌کنم برای نماز اول وقت اهمیت قائلم نماز شب و مستحبات را انجام میدم و این رفتار من خانواده و اطرافیانم را رنجانده، همسرم شاکیست و مدام می‌گوید به مسائل خانواده نمی پردازی وقت برای بازی با بچه نمیزاری چون میخوای استراحت کنی سحر بیدار بشی روزهایی که شیفت نیستی خوابی چون سحر بیداری، زندگی فقط درآمد کسب کردن نیست بعضی وقتا همسرم می‌گوید رفتارت باعث شده فرزندانم بجای علاقه به دین سرخورده شدند. استاد من زحمت زیادی کشیدم تا از زندگی در شرایط قبلیم فاصله بگیرم دوست ندارم از شما مکتب و رفتارهایی که آرامش بهم می‌دهد دور شوم ولی نمیدونم چطور اطرافیانم را راضی کنم. اگر ممکنه راهنمایی کنید
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همسرتان درست می‌گوید. زندگی در ابعاد گسترده‌ی آن، زندگی است. اگر نماز شب مانع ارتباط‌های طبیعی با همسر و فرزندان و آشنایان بشود؛ انسان را یک بُعدی و تنها می‌کند. در این مورد سری به جواب سؤال شماره‌ی 30736 بزنید. موفق باشید

29886

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسم الله سلام استاد طاهرزاده: فرمودید مرجع باید اعلم و زنده باشد رهبری که حضرتعالی مقلدشان هستید احتیاط واجب دارند یعنی به این بایدی که شما مطرح کردید نرسیدند در آن سوال شما نظر اجتهادی خود را مطرح کردید یا نظر مراجع دیگر یا نظر رهبری و در فرض اخیر چرا بصورت احتیاط واجب نفرمودید. اما مساله اعلمیت و زنده بودن اختلافیست برخی علمای مخالف را اگر اشتباه نکنم نام می‌برم آقایان مرعشی، علوی گرگانی، نکونام، جواد لنکرانی و ... اعلمیت را شرط نمی‌دانند آقایان جناتی، شبیری زنجانی (البته با شروطی که مطرح می‌کنند) میرزای قمی، نکونام و ... تقلید ابتدایی از میت را جایز می‌دانند و من در آن سوال گفتم که به استناد نظر چنین فقهایی در هر مساله به هر یک از فقها که خواستم رجوع می‌کنم و در قیامت هم کافیست فعلم منطبق بر نظر یکی از فقها در طول تاریخ باشد خداوند قبول خواهد کرد. اگر بر اعلمیت و زنده بودن تاکید کنیم فرض کنید حکم واقعی شطرنج حرمت باشد فقیه حی اعلم هم فتوا به حرمت دهد. قطعا اگر مرتکب شوم حق مرا مواخذه خواهد کرد. اما اگر اعلمیت و حی بودن را شرط ندانیم کما اینکه من نمی‌دانم در فرض حکم واقعی شطرنج حرمت باشد کافیست حکم ظاهری یکی از فقها حلیت باشد همان را حجت نزد پروردگار قرار می‌دهیم و حق قبول خواهد کرد و معذوریم. البته در اندیشه من اینست که بتوانم این مساله را بنحوی پیش ببرم که در نهایت به این برسیم که کافیست برای هر فعلی که انجام می‌دهیم یک فقیه چه در گذشته های دور چه حال چه حتی در آینده و بالاتر فقهایی که پس از مرگمان خواهند آمد (بعبارتی همه فقها از اول تاریخ تا روز پایان تاریخ) فتوا به حلیت دهد تا معذور باشیم ولو روحمان هم از آن فتوا بی اطلاع باشد. پس حتی اگر همه فقها تا کنون فلان فعل را حرام بدانند و ما مرتکب شویم هزار سال بعد فقیهی حلال بداند در قیامت برین مبنا معذوریم البته این مبنا جای بسط بیشتر دارد تا اگر بشود از سایر فقهای مذاهب دیگر و حتی ادیان دیگر الهی و غیر الهی هم استفاده کرد تا شریعت بسیار سهله شود و تمرکز بیشتری بر طریقت و بتوفیق حق ایصال به حقیقت داشته باشیم از تصدیعی که رخ داد عذرخواهم در پناه الله باشید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فدایت شوم. بنده که در این موارد هیچ مهارتی ندارم. در این موارد به اساتید حوزوی اهل نظر مراجعه کنید که می‌گویند:‌ لازم است برای فهم این مسائل به مباحث «اجتهاد و تقلید» که علما انتهای مباحث اصولشان مطرح می‌کنند مراجعه فرمایید. موفق باشید

27983
متن پرسش
عرض سلام و ارادت: در بحث حرکت جوهری اثبات شد که عالم ماده چیزی جز حرکت نیست و فرمودید که منظور از موجود، موجودات طبیعی مثله انسان و گل و درخت و... هست. آیا می‌توان گفت اشیایی مانند موبایل یا مبل یا ... که یک سری علت معده آنها را بوجود آورده است هم چیزی جز حرکت نیستند؟ اگر اینطور هست حرکت برای اثبات این موضوع حرکت در اعراض اینها را چگونه باید نفسیر و توجیه کرد تا مقدمه اثبات حرکت در جوهر باشد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عالم ماده، کلاً یک مرتبه از وجود به حساب می‌آید که در ذات خود به عنوان ماده، عین حرکت است و همین‌که پدیده‌های مادی تغییر را قبول می‌کنند، به جهت ذات مادی آن‌ها است که عین حرکت است. موفق باشید

27657

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم و رحمة الله: با توجه به مطالب کتاب «جایگاه جن شیطان و جادوگر» که بسیار تاثیر گذار و مفید بود. این سوال برایم پیش می آید که در غرب فیلمهایی بس ترسناک ساخته می شود با مضامین احضار ارواح و... که بسیار تاثیرات مخربی بر روی روح و روان مردم دارد و چه بسا طبق گفته خود سازندگان فیلم از روی واقعیت باشد ولی آیا کنترل ارواح در بزرخ نعوذبالله از دست خدا در رفته که چنین چیزهایی واقعیت پیدا کرده!؟ یا فیلم بر اساس اغراق ساخته شده!؟ نظر شما راجع به این فیلمها چیست!؟ آیا واقعیت دارد!؟ اگر دارد چه مقدار به فیلم نزدیک می باشد!؟ وظیفه ما در قبال این فیلمها چیست!؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: روح غربی، ناخودآگاه تحت تأثیر روحیه‌ی یهودی‌گری است که گمان می‌کند می‌تواند با استفاده از شیطان به مقابله با بعضی از برنامه‌های خدا برود و در این رابطه این‌گونه فیلم‌ها ساخته می‌شوند. به همین جهت در کتاب «جایگاه جنّ و شیطان و جادوگر» متذکر آیات ۱۰۲ به بعد سوره‌ی بقره می‌شود. موفق باشید

26960
متن پرسش
سلام و خسته نباشید استاد بزرگوار: ببخشید مدتی است تو مباحث شما هستم هر چند دست و پا شکسته ولی یه مشکلی که من رو تو این مسیر و تو زندگی متاهلی خیلی اذیت میکنه اینه که حب نامحرم دارم و این من رو خیلی از سلوک باز میداره. یه دستوری بفرمایید که عمری برای من جواب بده. خیلی راه حل ها رو رفتم ولی متاسفانه مدت کوتاهی جواب میده و باز بحالت قبل برمی گردم و اینقدر حب یه شخص نامحرم در دلم می افته که اصلن میل به ادامه مباحث شما ندارم. ایمیل من خراب لطفا داخل لب المیزان جواب بدین. تشکر فراوان
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این حالت، چیزی است که عموماً در این مسیر برای افراد پیش می‌آید تا با کنترلِ آن میل و رعایت تقوا، آن افراد به انسانِ دیگری تبدیل شوند و خود را در ساحت برتری بیابند، زیرا «خُلق الإنسانُ ضعیفا» آری! ضعیف‌بودن بد نیست، ضعیف‌ماندن بد است. موفق باشید

نمایش چاپی