بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
26020

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: آنجایی که پیامبر از خیال هم عبور کردند و جبرائیل نتوانست جلوتر برود، پیامبر چگونه حقایق را مشاهده می کردند؟ با توجه به اینکه از خیال عبور کردند آیا بدون صورت می دیدند؟!
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: از ابعاد وجودی پیامبر خدا «صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» یکی هم رؤیت حقایق در موطن خیال است و با عبور از جبرائیل از موطن خیال عبور نکرده‌اند، بلکه همواره با قلب و عقل و خیال خود هستند. موفق باشید

25941

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: چرا آیه قرآن درباره منافقین می فرماید که «خداوند، نورشان را می برد.» مگر منافقین، نور دارند که خداوند نور این ها را خاموش کند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: منظور، نورِ اولیه‌ی ایمان که همان فطرت است می‌باشد. موفق باشید

25063
متن پرسش
سلام علیکم: وقتتون بخیر. در جواب سوالی فرموده اید مرحله‌ی قبض از دنیا و شروع حساب، مراحلی است که تنها برای کسانی پیش می‌آید که به‌کلّی از دنیا باید منقطع گردند و نقش جناب عزرائیل در این مرحله به ظهور می‌آید، در حالی که در کتاب در آن سوی مرگ که تجربه سه نفر از کسانی که مرگ را تجربه کرده اند و دوباره برگشته اند گفته شده که واقعا به برزخ می روند و یکی از آنها در یکی از مراتبی که باید عبور می کرده به وادی حق الناس می رسد که خودش حق الناس به گردن داشته و بسیار هم بهش سخت گذشته و زمانی که در آن وادی بوده خودش می گفته صد و خرده ای هزار سال در حالی که فقط پنجاه ثانیه تجربه مرگ داشته. این تجربه حساب محسوب نمی شود؟ کلا گفتار کتاب با مطالب ملاصدرا هم جور در می آید. یا کلیپی دیدم از خانمی که زناکار بوده و تجربه مرگ داشته و بعد از زندگی دوباره به خاطر عذابهایی که شده از این کار توبه کرده. اینها به نظر همان مراحل حساب به شمار می آید. نظرتون چیه؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در مورد آن جواب، مواردی مدّ نظر بود که می‌گویند اصلاً در آن نوع مردن‌شان حساب و کتابی را تجربه نکرده‌اند؛ عرض شد این افراد به مرحله‌ی برزخ و شروع حساب نرسیده‌اند بلکه تنها تجرد خود را تجربه نموده‌اند. موفق باشید

25034
متن پرسش
استاد سلام: طبق حقیقت و واقعیت مرگ و روایاتی که از ائمه رسیده همه مطمئنیم و می دانیم که هنگام مرگ جناب عزرائیل بر شخص با توجه به اعمال و اعتقادش به صورت بشارت دهنده و خوشرو و یا به صورت غضبناک و نهیب زننده ظاهر می شود و جان شخص را می گیرد حال سوال این است که چرا برخی افراد که تجربه مرگ را برای چند لحظه و یا چند ساعت داشته اند حرفی از جناب عزرائیل نمی‌زنند و فقط تجربه جدایی روح از بدن را فقط مطرح می کنند؟ آیا تجربه جدایی روح از بدن آنها که چند ساعته و یا لحظه ای بوده واقعا مرگ بوده؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم  قبلاً نیز عرض شد این حالات تنها تجربه‌ی وجهِ تجرد آن‌ها از بدن‌شان است و مرحله‌ی قبض از دنیا و شروع حساب، مراحلی است که تنها برای کسانی پیش می‌آید که به‌کلّی از دنیا باید منقطع گردند و نقش جناب عزرائیل در این مرحله به ظهور می‌آید. موفق باشید

25030

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام خدمت استاد: قسمتون میدم به این دهه محرم خودتون جواب منو بدین. استاد بعد از این همه گرفتاری و بدبختی متوجه مسئله ایی شدم که تمام دنیا روی سرم خراب شد. از بچگی با تمام بی محبتی ها، کمبود عاطفه، دعوا و داد و بیداد بزرگ شدم راهمون یک جورایی انتخاب کردم که آدم بشم اینقدر زندگیم بدتر شد که نماز را کنار گذاشتم، البته به طرز بدی آخرش هم به جایی رسیدم که نمیتونم خدا را ببخشم و اهل البیت برام معنا ندارن، من خیلی توسل داشتم برای خوندن نماز برای خوش اخلاقی برای صبر، اما همش نتیجه عکس داد، اون هم شرایط زندگی من که از ناله و نفرین گرفته تا خوار و زاری بین دوست و ناآشنا. من کی هستم نمیدونم حالا بعد از این همه بی دینی و بی عزتی متوجه قضیه ایی شدم که مربوط به مسائل درونی خودم میشه این همه بی عدالتی برای چیه؟ کم گناه داشتم که این هم اضافه بشه و مهر خلاصی به جهنم را برام بزنه دیگه نمیدونم چیکار کنم، تمام وجودم برای لحظه های پاک و خوب پرمیکشه، برای اینکه تمام فکر و وجودم و جسمم پاک باشه، اینها را از خدا خواستم بدتر شد، که اوضاع رسیده به خودکشی، میخوام به خودم ثابت کنم مرگ دست خودم هست واقعا به این نتیجه رسیدم که من باید به دنیا میومدم تا جهنم خدا جهنمی داشته باشه، این گرفتاریها هم میخواد برای مومنین تو بهشت دلیل باشه برای جهنمی بودنم هر چی فکر می کنم هر چی توسل، هر چی برنامه ریزی به ساعت نرسیده فاجعه رخ میده مگه بالاتر از این هم داریم که همش بگی غلط کردم خودت کمکم کن دستم رو بگیر نفرین شدن برای چی بود؟ خود خدا هم از همه روزگارم خبر داد و میدونست و میتونست محبت من رو تو دل پدر و مادرم بزاره میتونه مریضی روحم رو شفا بده هر چه بدی هست از من اعتراف می کنم ولی یک ذره آرامش هم ندارم، شرمنده استاد اما عاجزانه ازتون درخواست مشاوره دارم ازتون ممنونم من به آخر رسیدم، خودکشی برام معنا پیداکرده از همه عذابش خبردار اما من نمیتونم آلوده زندگی کنم تمام وجودم استرس و سیاهه من کمترین نشونه را میخوام اما خدا دریغ میکنه من فکر روحم و جسم آلوده شده دارم زجر می کشم هیچ کس نمی‌فهمه من چی میگم واقعا خدا کی هست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بالاخره باید جواب اندیشه‌ی خود را با تأمل در معارف حقه‌ی الهی بدهید تا این حالات به سر و سامان بیاید. بنده پیشنهاد دنبال‌کردن مباحث «معرفت نفس» را دارم. موفق باشید

25019

معنای یقینبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: ۱. آیا این عالم طوری بنا شده که هرکس هرچیزی را با یقین اراده کند آن چیز محقق می شود؟ ۲. اگر اینطور باشد دیگر دعا کردن و دره خانه ی خدا را زدن چه معنایی دارد؟ خب خودمان هرچه می خواهیم را روی آن تمرکز می کنیم و با یقین اراده می کنیم تا به آن برسیم. مثلا با یقین می گوییم که این مشکل من حل می شود یا مریضی من خوب می شود. ۳. چرا در روایت می فرماید دعا را با حالت یقین به اجابت بخوانید؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. اگر یقین او مطابق نظام احسن الهی باشد و نه یقینی که در حقیقت، توهّم است و در خیالات او جای دارد. ۲. دعا موجب می‌شود تا انسان متوجه‌ی حقیقت شود و از توهّم نجات یابد. ۳. حالت یقین یعنی حالتی که انسان با حقایق روبه‌رو شود. به همین جهت در روایات داریم که یقین در بین انسان‌ها بسیار کم است. موفق باشید

22619

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: نظر حضرتعالی در مورد کتاب (بازتاب تفکر عثمانی در حادثه کربلا؛ محمدرضا هدایت پناه) چیست؟ حضرتعالی در صوت محرم سال ۸۷ می فرمایید مشکل کوفیانی که حضرت را به شهادت رساندن ضعف فرهنگی بود. در صورتی که آقای هدایت پناه با دلایل محکم بیان می دارند (کوفیانی که امام علیه السلام را به شهادت رساندن یا عثمانی مذهب اند یا فقط شیعیان سیاسی اند (نه عقیدتی)! با تشکر از استاد عزیز. التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده آن کتاب را نخوانده‌ام ولی حرف، حرف درستی است که قسمتی از کوفه، عثمانی‌مذهب‌اند و قسمتی هم شیعیانِ سیاست‌زده که شدیداً گرفتار ضعف فرهنگی بوده‌اند. موفق باشید

22520

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: خدا قوت. به نظرتون این دریافت از آیه میتونه درست باشه؟ «و انکحوا الایامی منکم.... ان یکونوا فقراء...» فقراء همه انواع فقر رو شامل میشه، فقر فکری، فرهنگی، علمی. اگه صالح باشن خدا از همه انواع فقر اونها رو غنا میبخشه. وعده خداست.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: سیاق آیه اشاره به فقر مادی دارد. به نظرم بهتر است که در همین فضا بر روی آیه فکر کنید هرچند که در جای دیگر می‌توانیم این نکات را به‌دست بیاوریم. موفق باشید

32383

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و عرض ادب و احترام: خدای متعال خیر کثیر به شما عطا فرماید. دو سوال داشتم : ۱. با توجه به اینکه عالم برزخ، مکان ندارد، می‌توان گفت برزخ، ساحتی از وجود است که توسط انسان، ظهور می یابد؟ یعنی برزخ یک ظهور کامل دارد که توسط روح انسان کامل است و برای هر انسانی نیز ظهور خاص خود آن انسان را دارد؟ ۲. استاد عزیز با توجه به اینکه روح انسان، جسمانی الحدوث است وجود ما قبل از این دنیا و قالوا بلا گفتن انسان را چطور مطرح می‌کنیم آیا باید گفت نوعی وجود و ادراک در علم خدا داشتیم بدون اینکه شخصیت و وجود مشخصی داشته باشیم؟ ممنونم. التماس دعا

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- برزخ به عنوان عالمی از عوالم وجود، هم‌اکنون موجود است و انسان با هرچه بیشتر مجردترشدن، در آن عالم بیشتر حاضر می‌شود که نهایت آن حضور با مرگ و انقطاع از بدن پیش می‌آید و نمی‌توان گفت چون مکان ندارد از طریق انسان به ظهور می‌آید. خداوند هم مکان ندارد ولی ظهورش نیز به خودش است. آری! در نسبت با ما هرچه مجردتر شویم، ظهور او برای ما بیشتر است 2- همین‌طور است. موفق باشید

31744
متن پرسش
بسمه تعالی بازخوانی هویت دینی و ملی محضر پرنشاط استاد سلام و درود: آیا نحوه به ثمر رسیدن انسانها در همه تاریخ ها یکی است و همه قرار است برای بهترین نحوه بودن خود مانند جناب قاضی طباطیایی به درجات شهودی برسند و توانایی موت اختیاری و سیر در عالم با نشستن در وادی السلام داشته باشند و یا اینکه در هر مقطع تاریخی نحوه به ثمر رسیدن انسانها متفاوت است و ممکن است همانطور که قاضی با شهود و ... احساس به ثمر رسیدن می‌کرده و اسما الهی را بروز می‌داده انسانها در اعصار دیگر به سبب مکر لیل و النهار نتوانند به چنین توفیقاتی رسند ولی به نحوی دیگر مظهر ظهور اسما باشند؟ (اگر چنین است آن نحوه به ظهور رسیدن و متعالی شدن متناسب با زمان ما چیست؟ و یا در حالت دوم شما معتقدید هنر این است با وجود این مکر لیل و النهار انسانها بتوانند قابلیت هایی مانند قاضی پیدا کنند و در واقع نحوه به ثمر رسیدن انسانها در طول تاریخ یکسان است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اتفاقاً متوجه نکته مهمی شده‌اید که در هر مقطع تاریخی به حکم ظهور متفاوت اراده الهی، انس با حضرت حق و سلوک به سوی او متفاوت است. عرایضی در کتاب «حوالت تاريخی عقل تکنيکی و جايگاه انقلاب اسلامی» شده است بخصوص در پاورقی صفحه ۲۱۰ می‌خوانید: «شایسته است رفقا به طور جداگانه به این نکته توجه کنند که بشر این دوران در طلب تجربه‌ی خود می‌باشد در میدانی که در مواجهه با طبیعت به ظهور می‌آید و آن تجربه‌ی «خود» است در اُنس با حقیقت، ولی در بستر انکشافی که در رابطه با طبیعت برایش ظهور می‌کند. این در جای خود نوعی سلوک به حساب می‌آید که بشر بتواند حقیقت را در مظهری به نام طبیعت بیابد. این چیزی نیست که بتوانیم در جهان نادیده بگیریم و همچنان در تاریخی زندگی کنیم که سالکان، آن حقیقت را بیشتر در تجربیات درونی خود دنبال می‌کردند. تاریخ دیگری برای سلوک به میان آمده که در برابر این سلوک، آن سلوک قبلی حالت انتزاعی به خود گرفته است.» موفق باشید

31095
متن پرسش
سلام: از ۷ ماه پیش که در سوال 29450 و پس از آن چند بار دیگر در مورد واکسن کرونا پرسیدم فرمودید عجله نکنم یا از خیر پاسخ گذر نمودید. امروز رهبر معظم واکسن زدند تا مهر تاییدی بر عظمت علوم جدیده و غرب باشد و دیدیم که طب سنتی و اوراد و ... گرهی نگشود و همانطور که گفتم بار دیگر غرب نشان داد که طریق حقه طی شده فقط هموست و بغیر از این صراط مستقیم بقیه سبل راه به جایی نمی برد. حال موضع خود را بدون ملاحظات و دعوت به صبر (باور کنید هرچه صبر کردم از قوطی عطاران چیزی بیرون نیامد و این ادعا هم که فلان تعداد را معالجه کردیم هم از آن حرفهاست که در قوطی هیچ عطاری نمی گنجد کافی بود نظر به آمار بهبودیافتگان می انداختند که اکثرشان بدون رفتن به عطاری بهبود یافتند آنهایی هم که عطاری رفتند اگر نمی رفتند خود بخود خوب می‌شدند) در مورد فعل رهبری و واکسن و اینکه آیا این موفقیت اعجاز گون غرب باعث شده است در غرب ستیزی استاد اندکی تعدیل حاصل آید بیان فرمایید.
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید علم در امور سلامتی و طب، ابعادی دارد و ما به جمع طب سنتی و طب مدرن نظر داریم. همان‌طور که رهبر معظم انقلاب حجامت هم می‌کنند. نمی‌دانم چرا این علوم را به غرب نسبت می‌دهید!! در حالی‌که طبق نظر غربیان، نقش نگاه جناب ابن سینا در این امور کم نبوده. عظمت کار مقام معظم رهبری را مدّ نظر قرار دهید که از علم، عدول نکردند ولی آن را در بستر بومیِ خودمان دنبال نمودند. موفق باشید

30935

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: عرض ادب خدمت شما استاد گرانقدر. این که وجود حقیقتیست بسیط و واجب، پس چگونه ما در این فضا پای ممکن و طلب وجودی آن را پیش می کشیم؟ و حتی تشبیه آینه را به کار بردن، آیا منافی علم باری تعالیٰ که احاطه محض است، نیست؟ آیا از آن جهت نیست که ما دوباره داریم از دریچه نظر خود، به مسئله می نگریم؟ بله، در دستگاه دید از منظر کثرات، شاید بتوان این موارد را توجیه کرد، اما در دستگاهی وسیع تر و وجوب محض، چگونه ممکن را جای دهیم تا بعد طلب وجودی آن را مطرح کنیم و یا حتی اعیان و اسما را جای دهیم؟ ممنون می شوم که بنده را راهنمایی بفرمایید که اگر حقیقت اصیل آن شدت است، این گونه امور را چگونه لحاظ کنیم بدون آن که بخواهیم از منظری دیگر مشاهده کرده و یا آن حقیقت را تنزل دهیم متشکرم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ممکن‌الوجود در ذات خود لااقتضاء است، نه اقتضاء وجود دارد و نه اقتضاء عدم. ولی در علم خدا به عنوان وجودی علمی، امکانِ تحقق دارد. و در واقع باز خدا در میان است و لاغیر. حال اگر خدا اراده کرد آن صورت علمی را به حکم «کُن» تعیّن بخشد؛ ممکن‌الوجود، تحققِ عینی در منظر حق به خود می‌گیرد ولی به حکم وحدت شخصیه وجود، در حضور بیکرانه خداوند است. موفق باشید

30773

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد گرامی: ان شا الله طاعات و عبادات شما قبول درگاه الهی باشه با توجه به معرفت نفس و قبل از اون مطالبی که در مورد تسلط ذهن بر انسان هست (نیروی حال اکهارت تله، آگاهی محمد جعفر مصفا و ..) آیا ذهن ابزاری است که شیطان به وسیله آن القائات خود را انجام می‌دهد؟ یعنی دریچه تسلط شیطان بر انسان همان ذهن است؟ آیا می توان گفت که ماه رمضان هم ماهی است که توهمات ذهنی کمتر مجال بروز دارد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: رویهمرفته همین‌طور است. ابتدا شیطان از بُعد توهّمی خیالات ما که ریشه در آرزوهای پوچ دنیایی دارد وارد می‌شود و در ماه رمضان زمینه‌ی حضور شیطان از این جهت کم‌تر است. عرایضی در کتاب «روزه؛ دریچه‌ای به عالم معنا» در این رابطه شده است. موفق باشید

30738
متن پرسش
سلام به استاد عزیز: جنابعالی در عکس نوشته ای که در گروه «ماه رمضان تفصیل سوره جاثیه» به آدرس https://eitaa.com/joinchat/1991573617C0cafd5faf1 هست نوشته ‌اید: «با طلوع ماه مبارک رمضان می‌توان فهمید قاصدکِ جان ما خبر آورده که خبری در پیش است، چرا چشم به راه آن خبر نباشیم! و چشم دل را به سوی آن خبر که گشودن آسمان است به زمینیان، باز نکنیم؟! حال سوال بنده آن است که چگونه با قرآن تماس بگیریم و به آن رجوع کنیم تا بیشترین برکات را ان شاءالله داشته باشیم؟
متن پاسخ


 باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که می‌دانید ماه، ماهِ اُنس با قرآن است و خود به خود حتی اگر به معانی تک‌تکِ آیات هم توجه نشود، با همان اراده‌ی کلّی و عزم اصلی که بنا دارید در محضر قرآن باشید، نتایج خوبی نصیب خود خواهید کرد. با این‌همه چه خوب است که سعی کنیم بیشترین بهره را از طریق بهترین رویکرد از یک طرف، و بیشترین تدبّر از طرف دیگر نصیب خود کنیم.
در رابطه با بهترین رویکرد، پیشنهاد بنده آن است که در هر روزی که بنا دارید تلاوت قرآن را شروع کنید چند شماره از شماره‌های کتاب «زبان قرآن، اصیل ترین زبان» به آدرس  http://lobolmizan.ir/book/1782 مطالعه بفرمایید و سپس تلاوت قرآن را شروع کنید.
در رابطه با تدبّر در قرآن اگر بتوانید با حوصله و پشت‌‌کار، کتاب «سوره‌ی جاثیه و راز زمین‌گیریِ امّت‌ها» مطالعه کرده و نسبت به فرازهای خاصی که بر آن تأکید شده است؛ تأمّل فرمایید إن‌شاءالله با معارف عمیقی که امروز به کمک قرآن به آن نیاز دارید، خواهید رسید. موفق باشید

30194
متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم السلام علیک یا فاطمه الزهرا صلی الله علیک استاد محترم سلام علیکم الحمدلله علی ما أنعم و له الشکر علی ما ألهم خداوند را بیش از پیش شاکرم بابت نعمت بزرگ اهل بیت علیهم السلام و از خداوند منان عاجزانه خواهانم که دوستانش (علی الخصوص استاد محترم) را که با نگاه توحیدی جان ما را مست این عشق به اهل بیت همراه با معرفت ناب می‌گردانند روز به روز تحت معیت و عنایت خاص صاحب العصر و الزمان موفق و مؤید و پر برکت بگرداند. پس از خواندن مطالب ناب شما در مورد شخصیت یگانه خانم فاطمه زهرا سلام الله علیها مطلب زیر تقدیم به شما لطفا اصلاح و روشن بفرمایید (( ‏زن یعنی الگوی فاطمی شدن به تبعیت از فاطمه زهرا سلام الله علیها)) انسان باید فاطمی شود تا با ورود به عالم علوی, تعالی یابد ‏و ثقیفه و سردمدارانش تعالی انسانی و انسان معنوی را از بشریت گرفتند و همه چیز وارونه شد و اسلام منفعل. و با نگاه فاطمی باید تعالی را که مقصد انسانیت است به انسانها نشان داد و انسان معنوی را احیا کرد چگونه؟ ‏با همدرد غم فاطمه شدن،‏ با فهم غم فاطمه که غم اسلام بود، اسلامی که آمده تا نگاه توحیدی را افق نگاهها کند و انسان را در تمام ابعادش به تجلی و تعالی برساند ‏و خلیفه الله کند. حیف که فاطمه را نشناختیم و حتی برای شناخت فاطمه بر سینه زدیم و اشک ریختیم اما غم او ناشناخته ماند. ظلم ثقیفه بازان حتی تا اینجا رسید که ما در شناخت خود فاطمه نیز منحرف شدیم از حقیقت فاطمی، و این انحراف و گمراهی شایسته نشناختن مزار و قبر مطهر فاطمه است. فاطمه حتی اجازه نمی‌دهد قبرش شناخته شود که مبادا داعیه فاطمه دوستی مسلمین را فرقه فرقه کند و باز هم از نگاه توحیدی و حقیقت باز بدارد. تا فاطمه شناخته نشود و درد و غمش چراغ راه مان نشود جاده ظهور روشن نخواهد شد چون جاده ظهور از چراغ نگاه فاطمی روشن می‌شود. خداوندا به دردانه خلقتت که رضا و غضبت را به رضا و غضب او پیوند زدی و به آن حوراء انسیه ای که مانند گلی لطیف و زیبا لحظه ای به عالم نمایاندی و عطرش عالم را فرا گرفت و نامردمان پرپرش کردند ‏قسمت می‌دهیم به کلام و دعای خود فاطمه زهرا سلام الله علیها، یا حی یا قیوم، برحمتک استغیث فاغثنی، الهی لا تکلنی الی نفسی طرفه عین ابدا ‏و اصلح لی شأنی کله. اللهم عجل لولیک الفرج وسهل له المخرج واجعلنا من انصاره و اعوانه والفائزین بلقائه، برحمتک یا ارحم الراحمین
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: الحمدلله که متوجه‌ی حضور تاریخیِ آن حضرت که هنوز آن حضور، زنده و سرزنده است؛ شده‌اید. عهد ما با حضرت فاطمه‌ی زهرا «سلام‌الله‌علیها» عهدی است پیشاخلقت‌مان. اگر خود را درست ارزیابی کنیم جان ما همواره از نور مادریِ آن حضرت زنده و بیدار خواهد ماند.

هم او که «امّ ابیها» بود تا رسول خدا «صلوات‌الله‌علیه‌وآله» در تأسیس تاریخ اسلام بدون هویت نرم‌افزارانه، آن تاریخ را بنا نکنند و آن تاریخ، عقیم نماند؛ مهدی «صلوات‌الله علیه» نیز که بناست نه‌تنها در مواجهه با جاهلیت، بلکه با همه‌ی فکرها و فرهنگ‌ها، تاریخِ قدسی خود را بنا کند؛ مسلّم بدون به میان‌آوردن سیره‌ی زهرای مرضیه «سلام‌الله‌علیها» هیچ افقی در مقابل بشر نخواهد گشود، و لذا آن حضرت فرمودند: «إنَّ لِي في إبنَةِ رَسولِ اللّه ِ اُسوَةٌ حَسَنةٌ» از آن جهت که در شخصیت حضرت زهرا «سلام‌الله‌علیها»، حقیقت و حماسه، منجر به عبودیتی شده است که به حکمِ «وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ» تمامِ مقصد خلقت است. و این‌جا است که می‌بینیم هر روز بیشتر از روزهای گذشته‌ی تاریخ، فاطمه «سلام‌الله‌علیها» ظهور می‌کند تا معلوم شود مهدی «صلوات‌الله‌علیه» چه تاریخی را بنا است با مردم در میان بگذارد. آیا تاریخ آینده، تاریخی است که باید با فاطمه «سلام‌الله‌علیها» شروع شود و معنا پیدا کند؟ تاریخی که به جای حاکمیت اسلحه‌ها، حقیقت است که انسان‌ها را جلو می‌برد.

جناب آقای موسویان اخیراً سلسله بحث‌هایی در رابطه با حضرت زهرا «سلام‌الله‌علیها» داشته‌اند که در آن نکات خوبی را متذکر می‌شوند. خوب است به کانال «صبّار» رجوع فرمایید. @sabbar_ir

 موفق باشید

29886

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسم الله سلام استاد طاهرزاده: فرمودید مرجع باید اعلم و زنده باشد رهبری که حضرتعالی مقلدشان هستید احتیاط واجب دارند یعنی به این بایدی که شما مطرح کردید نرسیدند در آن سوال شما نظر اجتهادی خود را مطرح کردید یا نظر مراجع دیگر یا نظر رهبری و در فرض اخیر چرا بصورت احتیاط واجب نفرمودید. اما مساله اعلمیت و زنده بودن اختلافیست برخی علمای مخالف را اگر اشتباه نکنم نام می‌برم آقایان مرعشی، علوی گرگانی، نکونام، جواد لنکرانی و ... اعلمیت را شرط نمی‌دانند آقایان جناتی، شبیری زنجانی (البته با شروطی که مطرح می‌کنند) میرزای قمی، نکونام و ... تقلید ابتدایی از میت را جایز می‌دانند و من در آن سوال گفتم که به استناد نظر چنین فقهایی در هر مساله به هر یک از فقها که خواستم رجوع می‌کنم و در قیامت هم کافیست فعلم منطبق بر نظر یکی از فقها در طول تاریخ باشد خداوند قبول خواهد کرد. اگر بر اعلمیت و زنده بودن تاکید کنیم فرض کنید حکم واقعی شطرنج حرمت باشد فقیه حی اعلم هم فتوا به حرمت دهد. قطعا اگر مرتکب شوم حق مرا مواخذه خواهد کرد. اما اگر اعلمیت و حی بودن را شرط ندانیم کما اینکه من نمی‌دانم در فرض حکم واقعی شطرنج حرمت باشد کافیست حکم ظاهری یکی از فقها حلیت باشد همان را حجت نزد پروردگار قرار می‌دهیم و حق قبول خواهد کرد و معذوریم. البته در اندیشه من اینست که بتوانم این مساله را بنحوی پیش ببرم که در نهایت به این برسیم که کافیست برای هر فعلی که انجام می‌دهیم یک فقیه چه در گذشته های دور چه حال چه حتی در آینده و بالاتر فقهایی که پس از مرگمان خواهند آمد (بعبارتی همه فقها از اول تاریخ تا روز پایان تاریخ) فتوا به حلیت دهد تا معذور باشیم ولو روحمان هم از آن فتوا بی اطلاع باشد. پس حتی اگر همه فقها تا کنون فلان فعل را حرام بدانند و ما مرتکب شویم هزار سال بعد فقیهی حلال بداند در قیامت برین مبنا معذوریم البته این مبنا جای بسط بیشتر دارد تا اگر بشود از سایر فقهای مذاهب دیگر و حتی ادیان دیگر الهی و غیر الهی هم استفاده کرد تا شریعت بسیار سهله شود و تمرکز بیشتری بر طریقت و بتوفیق حق ایصال به حقیقت داشته باشیم از تصدیعی که رخ داد عذرخواهم در پناه الله باشید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فدایت شوم. بنده که در این موارد هیچ مهارتی ندارم. در این موارد به اساتید حوزوی اهل نظر مراجعه کنید که می‌گویند:‌ لازم است برای فهم این مسائل به مباحث «اجتهاد و تقلید» که علما انتهای مباحث اصولشان مطرح می‌کنند مراجعه فرمایید. موفق باشید

29672
متن پرسش
سلام استاد، با عرض خدا قوت: استاد شما میگین ما در برزخ و قیامت همه چیز دنیاییمون از دست میره، چهره و خانواده و دوستان و...، این دوری و از دست دادن فشار داره برامون، از طرفی فرمودین انسان با ارتباط با دیگران ظرفیت و وسعتش زیاد میشه، و اینکه نباید از دست دادن و بدست آوردن چیزی ما رو اذیت کنه، از طرفی محبت به دوستان مومن و همسر نشانه های ایمانه، واقعا یعنی ما باید قطعا کسانی رو دوست داشته باشیم و از دستشون بدیم؟ یعنی باید من نتیجه بگیرم که این فشار و سختی ما رو میسازه؟ چون جمع بین اینها نتیجش سختی و ناراحتی برای انسانه، هیچ کس نمیتونه همسرشو خیلی دوست داشته باشه و برای از دست دادنش غمگین و دلتنگ نشه، و اینکه فرمودین رسیدن به مقامات بالای بهشت سختی زیادی داره، این سختی آیا همین فشار هاست؟ من تو این دو ۳ ماه اخیر یه بخشی از سلامتیم رو از دست دادم و چنان فشاری بهم اومد که شب و روزم رو نفهمیدم، استاد راه تحمل سختی رو به ما بگین تا ما خودمون رو بسازیم برای راضی به رضای خدا شدن، چون انگار حس کردم من خدای روزهای خوب رو دارم می‌پرستم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. انسان مؤمن در برزخ و قیامت به مطلوبات حقیقی که غیر وَهمی باشند، می‌رسد «وَ ممّا یشتهون» هر آنچه طلب می‌کند به او می‌دهند و خودش متوجه‌ی بی‌پایگیِ تعلقات دنیا می‌شود. ۲. سختی‌هایی که به جهت گناهان خود انسان نباشد، موجب گشودگیِ جهان معنوی برای انسان مؤمن می‌شود. موفق باشید

29365

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و عرض ادب: استاد جان شرمنده جواب سوال ۲۹۳۵۱ داخل ایمیل نیومده فکر کنم ایمیل اشتباهی دادم. اگه امکانش هست جواب تو سایت بفرستید. ممنون التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید که بعضاً سؤالات کاربران کاملاً شخصی است و برای بنده سخت است عمومی جواب دهم.

28673

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: می خواستم سکوت کنم (اگر انسان برای این سکوت کند تا فکر درست کند حتما درست فکر می‌کند) و بیشتر در زمانش صحبت کنم اما هرچه سعی می کنم نمی توانم و صحبتم وارد فضای حرف های بیهوده می شود.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌که سعی کنید در این امر باقی بمانید، آرام‌آرام بهتر و بهتر می‌شود. موفق باشید

27760

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: با توجه به این که در دوران ظهور شیطان از بین می‌رود و نظام ایده آل اسلام با حاکمیت معصوم در کل جهان شکل می‌گیرد با توجه به این شرایط آیا انسان هایی که در دوران ظهور به دنیا می آیند آیا امکان انحراف هم دارند؟ اگر امکان انحراف ندارند آیا بین انسان های امروز که تحت تاثیرفرهنگ کفر جهانی اند با انسان های دوران ظهور بی عدالتی نمی‌شود؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: احتمالاً منظور از کشته‌شدن شیطان توسط حضرت، به معنای از میان‌رفتنِ حاکمیت‌های استکباری و تحقق حاکمیت عدل است. ولی شیطان وسوسه‌گر تا سکرات موت در کنار هرکس هست. موفق باشید

27657

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم و رحمة الله: با توجه به مطالب کتاب «جایگاه جن شیطان و جادوگر» که بسیار تاثیر گذار و مفید بود. این سوال برایم پیش می آید که در غرب فیلمهایی بس ترسناک ساخته می شود با مضامین احضار ارواح و... که بسیار تاثیرات مخربی بر روی روح و روان مردم دارد و چه بسا طبق گفته خود سازندگان فیلم از روی واقعیت باشد ولی آیا کنترل ارواح در بزرخ نعوذبالله از دست خدا در رفته که چنین چیزهایی واقعیت پیدا کرده!؟ یا فیلم بر اساس اغراق ساخته شده!؟ نظر شما راجع به این فیلمها چیست!؟ آیا واقعیت دارد!؟ اگر دارد چه مقدار به فیلم نزدیک می باشد!؟ وظیفه ما در قبال این فیلمها چیست!؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: روح غربی، ناخودآگاه تحت تأثیر روحیه‌ی یهودی‌گری است که گمان می‌کند می‌تواند با استفاده از شیطان به مقابله با بعضی از برنامه‌های خدا برود و در این رابطه این‌گونه فیلم‌ها ساخته می‌شوند. به همین جهت در کتاب «جایگاه جنّ و شیطان و جادوگر» متذکر آیات ۱۰۲ به بعد سوره‌ی بقره می‌شود. موفق باشید

27645
متن پرسش
سلام بر شما استاد گرانقدر: استاد با توجه به شرایط کنونی و احتمال نزدیک شدن به ظهور حضرت، بعضی از اساتید از خروج سفیانی می‌گویند که قتل عظیمی راه می‌اندازد و انسان آرزو می‌کند که کاش پیش از آن مرده‌بود. من از این بابت احساس ترس می‌کنم حقیقتاً و عذاب وجدان هم می‌گیرم چون می‌گویم امام هم می‌خواهند ظهور کنند و از این بابت باید خوشحال باشم. خواهش می‌کنم کمکم کنید. چگونه می‌توانم بر ترسم غلبه کنم؟ چطور شجاع شوم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نمی‌توانم به این نوع نگاه‌ها فکر کنم. در حالی‌که نایب آن حضرت یعنی مقام معظم رهبری «حفظه‌اللّه» که آینه‌ی وجود مقدس آن حضرت‌اند، سیره‌ی دیگری را به ما نشان می‌دهند که با نظر به آن سیره، بهتر می‌توانیم در این تاریخ حاضر شویم. موفق باشید

26960
متن پرسش
سلام و خسته نباشید استاد بزرگوار: ببخشید مدتی است تو مباحث شما هستم هر چند دست و پا شکسته ولی یه مشکلی که من رو تو این مسیر و تو زندگی متاهلی خیلی اذیت میکنه اینه که حب نامحرم دارم و این من رو خیلی از سلوک باز میداره. یه دستوری بفرمایید که عمری برای من جواب بده. خیلی راه حل ها رو رفتم ولی متاسفانه مدت کوتاهی جواب میده و باز بحالت قبل برمی گردم و اینقدر حب یه شخص نامحرم در دلم می افته که اصلن میل به ادامه مباحث شما ندارم. ایمیل من خراب لطفا داخل لب المیزان جواب بدین. تشکر فراوان
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این حالت، چیزی است که عموماً در این مسیر برای افراد پیش می‌آید تا با کنترلِ آن میل و رعایت تقوا، آن افراد به انسانِ دیگری تبدیل شوند و خود را در ساحت برتری بیابند، زیرا «خُلق الإنسانُ ضعیفا» آری! ضعیف‌بودن بد نیست، ضعیف‌ماندن بد است. موفق باشید

26697
متن پرسش
با سلام و خسته نباشید خدمت استاد عزیز: در روایاتی که در فضیلت شهر قم آمده بلا را از این شهر دفع شده می دانند. مثلا در روایت از امام صادق (علیه‌السلام) نقل شده که فرمودند: «إِذَا عَمَّتِ الْبُلْدَانَ الْفِتَنُ فَعَلَيْكُمْ بِقُمَّ وَ حَوَالَيْهَا وَ نَوَاحِيهَا فَإِنَّ الْبَلَاءَ مَدْفُوعٌ عَنْهَا: زمانی که فتنه‌ها در همه جا فراگیر شد، به قم و حوالی آن بروید زیرا بلا از قم دور است.» و برخی از علما در استدلال به همین روایات می فرمایند که بلایایی مثل سیل و زلزله و ... از این شهر دور شده است. این چگونه با بلایایی مثل کرونا و... قابل جمع هست؟ همچنین این روایات با روایاتی از این قبیل که حضرت موسی بن جعفر (علیهماالسلام) فرمودند: «مومن هر چقدر ایمانش بیشتر باشد، دچار بلاهای بیشتری می‌شود.» چگونه قابل جمع است؟زیرا اگر اهل قم به دلیل ایمان فضیلتی پیدا کنند باید بلاهایشان بیشتر شود و ...
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: احتمالا دفع فتنه از قم از جنبه‌ی فکری باشد و ان‌شاءالله همین مشکلات موجب عزت بیشتر اسلام از طریق قم می‌شود. در این مورد جناب آقای محسن قنبریان نکات خوبی را مطرح فرمودند که همراه با نظر این حقیر خدمتتان ارسال می‌نمایم. موفق باشید.

با سلام: سخنان جناب آقای محسن قنبریان، که ذیلا ملاحظه می کنید. قصه‌ی تفکرِ توحیدی است که در این روز و روزگار باید در آن مستقر شد تا نه‌تنها از بلیّه‌های دورانِ خود عبور کنیم، بلکه تاریخِ توحیدی این زمانه را به ظهور آوریم و به گفته‌ی ایشان: «حالا وقتش رسیده که "علم را اگر در ثریا باشد به زمین آورد" و آبروی مذهب حقش کند.» آری! تاریخ، تاریخِ فرار از طبیعت نیست، تاریخِ رجوع به طبیعت است تا با روحیه‌ی توحیدی، خداوند راه‌های زندگی‌کردن در این زمانه را در دلِ همین علم به ما عطا کند تا نه‌تنها از سیطره‌ی استکبار که به نام علم می‌خواهد بشر را اسیر کند آزاد شویم؛ بلکه در دلِ عقلِ تکنیکی راه‌های زندگیِ جمع بین آسمان و زمین را به بشریت متذکر شویم. خدا را شاکرم که اندیشمندانی همچون جناب آقای محسن قنبریان متذکر نگاهِ توحیدیِ دقیقی که مربوط به این زمان و زمانه است، را پرورانده است. طاهرزاده

دعای انقلابی برای رفع کرونا

حتما شما هم در شبکه های مجازی این روزها با دستورالعمل های عبادی برای دفع کرونا از اساتید عرفان گذشته و معاصر مواجه شده اید. ختم زیارت عاشورا شبیه سامراء سابق و دفع وبا؛ نماز جعفر طیار و دعای نور، حرزهایی برای آویزان در خانه و...

مٲثور از آنها قطعا خوب اند و مجرَّب.

با همین تضرعات، سابقا خداوند دفع بلاء از کشور اهل ایمان کرده و به مومنین آبرو داده؛ تا جامعه ایمانی از کفر، در انظار تفاوت کند.

اما الان زمان دیگری است، و دعای برتری لازم است.

تفاوت «کرونای امروز» با «وبای دیروز»، به قدر تفاوت «ایران انقلابی» با «سامرای مستعمره دیروز» است!

جامعه، با مسلمان شدن «صورتی نو» می پذیرد. با تشیّع، «فعلیّتی برتر» می گیرد. با اسلام ناب و تشیع راستین، «تعالی» می گیرد.

در جای خود ثابت است که هر موجود، فیوضات ربّ را با «صورت اخیر» و «فعلیت آخر» خود جذب می کند: نبات با فعلیتِ نباتی اش، چیزی جذب می کند که جماد نمی تواند آن را جذب کند. انسان، با فعلیتِ عقل و نطقش، فیضی می گیرد که حیوان از آن بی خبر است.

حال جامعه ای که از دوگانه پرستی در آمد و مسلمان شد؛ از اسلامِ فتوحات، بالا آمد و اسلام اهلبیت (ع) را پذیرفت؛ البته چله ی زیارت عاشورایش دفع وبا می کند.

اگر از تشیع انقلابیِ علی (ع) و حسین (ع) بهره بُرد و بر یزیدها شورید، مقابل سفیانی ها ایستاد؛ البته «فعلیت برتری» یافته و فیض بالاتری باید جذب کند. آن فیض برتر چیست؟

حالا وقتش رسیده که «علم را اگر در ثریا باشد به زمین آورد.» و آبروی مذهب حقش کند.

باز هم با زیارت عاشورا، نماز جعفر طیّار و استغاثه به امام عصر (ع) چنین می کند. اما نه در رویکرد عام الفیل و عبدالمطلب؛ که شترانش را طلب کند و بگوید: خانه، خود صاحب دارد!

بلکه در رویکرد محمد (ص) و وارثانش؛ که، مومنین (بأیدی المومنین) را جای ابابیل نهد. «اعجاز سجیل» را در «ما رمیت اذ رمیت» بیاورد. حالا، تیرِ کمان مومن، کار سجیل ابابیل می کند. (دقت کنید)

وقتی رئیس دانشگاه بقیة الله از کلید خوردن سه پروژه برای درمان قطعی ویروس کرونا خبر داد؛ و وزیر بهداشت در پاسخ پیام تشکر رهبر انقلاب گفت: «بی تردید با به زانو درآوردن هرچه زودتر بیماری، جهانیان را شگفت زده می کنیم.» این فعلیت آخر را در فرزندان خمینی دیدم.

انقلاب خمینی برای جمع دین و دنیا و علم و معنویت آمد و خود را مقدمه تمدن مهدوی خواند. پس دیگر بالاتر از اعجازِ دفع وبا «از سر مومنین»، باید طلب کند. باید فیض آسمانی علم را جذب کند و بوسیله مومنین انقلابی، کرونا را «از سر بشریت» رفع کند.

این هم دعا و استغاثه شما را می خواهد. ⬅️حالا دیگر فقط برای اعجازِ بی اثر کردن ویروس بین مومنان دعا نکن؛ برای پرچم داری ایران انقلابی در حلّ این بلیه ی جهانی دعا کن؛ که نظرها را به حقانیت این راه و آن مذهب جلب خواهد کرد.

26511
متن پرسش
سلام بر استاد گرامی: ببخشید تفاوت علم و حکمت چیست؟ و پیامبر (ص) به امام علی (ع) سپردند «اودعه علمه و حکمته»، این علم فقط حضوری بود یا هم حضوری و حصولی؟ آیا این انتقال و سپردن علم آنی بوده؟آیا کسب علم حضوری در افراد معمولی که همراه تزکیه نفس، دفع رذایل اخلاقی، انجام اعمال صالح است بتدریج است و کم کم علمشان کامل می گردد تا قلب آمادگی پذیرش کامل آن علم را پیدا کند؟ و راه کسب حکمت همان راه کسب علم حضوری است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در بسیاری موارد، علم و حکمت به صورت مترادف به‌کار برده می‌شود. ولی می‌توان گفت علم، موجب آگاهی نسبت به واقعیت می‌گردد و حکمت، در نسبتی وسیع‌تر جایگاه حادثه‌ها و واقعیت‌ها را می‌یابد و هر دو در صورت رعایت تقوا، می‌توانند به صورت حضوری یا حصولی باشند. موفق باشید

نمایش چاپی