باسمه تعالی: سلام علیکم: مگر با برجام ذرّهای از دشمنی آمریکا با انقلاب اسلامی کم شده است که شعار «مرگ بر آمریکا» فراموش شود؟! به همان اندازه که مقابله با شیطان واجب است، مقابله با آمریکا واجب میباشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در واقع باید تفسیر نورالثقلین را یک دایرة المعارف تفسیری دانست به این معنا که مؤلف محترم آیهای را تفسیر نکرده است، بلکه روایات متعدد در مورد آن آیه را در ذیل آیه جمعآوری نموده و عملاً برای کسی که بخواهد نظر اهل البیت را در رابطه با آن آیه بداند، خدمت بزرگی نموده است و هرکس با رجوع به آن تفسیر، در واقع باید خودش در جمعبندی به تفسیر آیات مربوطه بپردازد.مثل کاری که علامهی طباطبایی در رابطه با تفسیر نورالثقلین انجام میدادند. موفق باشید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- همانطور که متوجهاید اسم «جواد» حضرت حق که اقتضای تجلیّات کمالی اسماء آن حضرت به اعیان ثابتهی ممکنات است، عین ذات حضرت حق است و این غیر فعل آن حضرت است که مبتنی بر نحوهای از مخلوقیت مخلوق است 2- حق «مخلوقٌ به» یعنی اینکه در آینهی امکان ذاتی ممکنات حضرت حق به وسعت ممکنات ظهور میکند و بدین معنا گفته میشود سریان حق در موجوادت هست، نه آنکه گمان شود حرکتی در کار است مثل آنکه نفس ناطقهی شما در قوهی بینایی شما سریان دارد و این به معنای حرکت نفس ناطقه در قوهی بینایی نیست. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: با دفتر مرجع تقلیدتان موضوع را در میان بگذارید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در جواب این که می خواهید بدانید چه کسی هستید، شما همان کسی هستید که علاقه به آیت اللّه جوادی آملی دارید. میماند که میخواهید در خودشناسی به لایههای عمیقتری دست بیابید، هراندازه خود را از تعلقات مادی آزاد کنید و خدا را همهکارهی امور بدانید بیشتر خود را به معنای حقیقی آن مییابید تا إنشاءاللّه به وقتاش «رسالة الولایه» علامه طباطبایی«رحمةاللّهعلیه» را با شرح جناب حجتالاسلام یزدانپناه دنبال کنید. موفق باشید
سلام علیکم: در سوال 15642 فرمودید: نمی دانیم شما در حوزه هستید یا در همه جا... 1. باید به استاد عزیز عرض کنم: بنده طلبه ام ولی در برخی همایش ها جلسه ها و کلاس ها که در مورد فلسفه و عرفان است شرکت می کنم و یادداشت برداری می کنم یا صدا ضبط می کنم. که (جدیدا دانستم که اشتباه می کنم). استاد واقعیتش را بخواهید از شدت تشنه ی علم بودن نمی دانم چه کنم؟!! گاه کتاب می خوانم. گاه صوت. گاه جلسات و ... کمی گیج شده ام. چون از طرفی هم می ترسم در تبلیغ دستم خالی باشد. استاد خوب شد که آن جمله را گفتید تا من توضیح بدهم به شما. کمی کمکم کنید. خیلی دغدغه در سرم می چرخد. نمی دانم چه کنم. دغدغه تشکیل زندگی، کار و تبلیغ، علم، عمل و سلوک، سیاست و... البته من الان فقط درسم را می خوانم با کمی حواشی. ولی فکرم هنوز خالی نشده استاد. مدام نزد اساتید مشورت می گیرم و یادداشت می کنم و ارزیابی می کنم ولی به نتیجه رسیدنش سخت است. می خواهم کمک کنید که این انبوه ها را نظم دهم. ذهنم مثل یک کتابخانه ایست که قفسه بندی نشده است. کمکم کنید. 2. تمام جزوات را آقای نظری برایم فرستادند استاد. یک جزوه ای به نام گزیده کشف المحجوب است. آن را دقیقا کی باید بخوانم؟ التماس دعا
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- بنده از اینهمه انرژی که عزیزان دارند، لذّت میبرم ولی نگرانم از تعمق در دروس حوزه باز بمانید و آن دروس، ملکه نشود، وگرنه این نوع فعالیتها خوب است و خود بنده نیز به رفقا سفارش کردهام که گاهی صوت این نوع جلسات را برای بنده بفرستند که در جریان آخرین مباحث مطرح در حوزههای فکری باشم. در مورد آیندهی کار تبلیغی خود، کار را به خدا واگذارید. 2- جزوهی «کشفالمحجوب» و اساساً کتاب «کشفالمحجوب» برای ایجاد احساس عالَم عرفانی و رونقدادن به خلوتها، خوب است. شاید آن جزوه در اعتکاف به کارتان آید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در مورد انتخابات خبرگان که در کلّ کشور حتی در تهران، جهتگیریِ غالب با نظر به روح اصولگرایی به صحنه آمده است حتی همانهایی که در لیستی بودند که آقای هاشمی در رأس آن قرار داشت. و در مورد اصلاحطلبان و روح اصلاحطلبی؛ باید چند نکته را از هم تفکیک کرد. اول اینکه این نوع گرایش به اصلاحطلبی که امثال آقای دکتر عارف سرلیست آن است، غیر از آن اصلاحطلبی است که نظر به امثال آقای میرحسین موسوی دارد. و از این جهت میتوان گفت جریان اصلاحطلبی از آن روحیه عبور کرده است، ولی نه به معنای آنکه از وضعیتِ سکولاریتهی تاریخی که جهان را فرا گرفته است، آزاد شده باشد. نکتهی دوم موضوع اصولگرایی ما است که از یک طرف در همان وضعیت سکولاریته قرار دارد با کمی چاشنیِ تدیّن، و از طرف دیگر در دورههای قبل نشان دادند آنطور که شایستهی انقلاب است، پرورش لازم نداشتهاند و گرفتار یک نوع فقر فکری و عدم احساس حضور تاریخی هستند. و سومین نکته که از همه مهمتر است روبهروشدن با وضعیتی است که سکولاریتهی پنهان، بهخوبی در کلیّت انقلاب توسط اصحاب فکر و فرهنگ تبیین نشده است و ما به خودآگاهیِ تاریخی نسبت به آن، دست نیافتهایم در آن حدّ که وضعیت خود را درست درک کنیم و به مردم خود افقی ماوراء وضعیت روحِ سکولاریتهی جهان معاصر را نشان دهیم تا در مقابل وعدههای جریانهای متجددمآب، از خود شیفتگی نشان ندهند. ما هنوز متوجه نیستیم که نگاه سکولاریته یک موضوع تاریخی است و باید با نظر به امکانهای خود و بدون عجله و با برنامهریزیهای عمیق از آن عبور کنیم. هنوز نمیدانیم در چه محدودههایی برای تحقق انقلاب اسلامی باید عمل کرد؛ وضعیت خود را درک نکردهایم و متأسفانه امید به نتایج زودبازده داریم. باید نسبت به وضعِ موجود خود که بین انقلاب اسلامی و فرهنگ تجدد قرار گرفتهایم، به طور جدّی فکر کنیم. ما نمیتوانیم چشمِ خود را بر روی جذبات فرهنگ غربی ببندیم مگر آنکه مردم خود را به جذباتی بس عالیتر آشنا کنیم. امروز در مقابل آتشفشانی از امیالِ نفس امّاره قرار داریم که به قول شهید آوینی: در مقابل این آتشفشان هر خانهای امکان مقاومت ندارد، باید «خانهای در دامنهی آتشفشان بنا کرد» تا سنگبناهای آن خانه در مقابل تودههای مذاب آتشفشان، بتوانند مقاومت کنند، وگرنه همواره ما خواسته یا ناخواسته در ادامهی زندگی غربی روزگار میگذرانیم و طعم خوش آزادگی از مناسبات دنیای غرب را به جان خود نمیرسانیم. ما از آن جهت مأیوس نیستیم که انقلاب اسلامی بابِ تفکر نسبت به غرب را به ما آموخته است و راهِ عبور از زمستانِ نیهیلیسم را در مقابل ما باز گذاشته. تندبادهایی در حالِ وزیدن است، ولی مقاومت نیز فراموش نگشته. با حضور در تاریخی که از طریق انقلاب اسلامی شروع شد نهتنها از دوقطبیهای القایی عبور میکنیم بلکه معنای زندگی در انقلاب اسلامی را اصالت میدهیم. در ضمن نظر جنابعالی را به جواب سؤالهای شمارهی 15090 و 15100 جلب مینمایم. موفق باشید
سلام علیکم: نظر شما پیرامون سخنان اخیر استاد پناهیان که واقعا در اربعین سنگ تمام می گذارند چیست: استادپناهیان: «البته زیاد توصیه نمیشود آقایان خانوادهها را برای پیادهروی اربعین بیاورند. حضور خانمها در پیادهروی اربعین در اولویت نیست؛ ازدحام هست، اذیت میشوند. مگر اینکه به شدت بتوانند مراقبت کنند. ولی هر چه بیشتر این سفر اربعین بتواند با حضور بیشتر مردان باشد بهتر است، اگر چه خانمها هم دل دارند و احساس وظیفه میکنند و حضورشان هم خیلی از اوقات مفید است، ولی اگر کنترل نشود، بهطور طبیعی که غلبۀ حضور خانمها در مجالس معنوی بالاتر است، دوباره این غلبه در آنجا هم اتفاق خواهد افتاد. خانمها فراغت بیشتری هم دارند، و اگر کاروانها اولویت را به حضور آقایان ندهند، ممکن است اکثراً خانمها شرکت کنند و این از جهات مختلف به مصلحت نیست.»
باسمه تعالی: سلام علیکم: از آنجایی که تمدن اسلامی با حضور مردان و زنان محقق میشود، مثل انقلاب اسلامی که به تعبیر حضرت امام بعضاً زنان پیشتاز بودهاند. در تمدنی که با اربعین باید به ظهور برسد نباید زنان در حاشیه باشند وگرنه عقیم میماند هرچند متأسفانه در کشورهای عربی حضور فعّال زنان در این موارد چندان پذیرفتنی نیست. موفق باشید
