بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
28683

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: تبریک اعیاد. استاد ببخشید من مادر پیری دارم که از دلسوزی زیادشون زیاد برای من و زندگیم و بچه هام نظر میدن و از طرفی همسرم اینها رو دخالت تلقی می کنند و به شدت از این کار مادرم گله مند هستند. تا جایی که به من گفتند رابطه ت رو با مادرت کم یا قطع کن. مادر من قابل تغییر نیستن و این اخلاق رو دارن که زیاد میپرسن و اگر جواب ندم ناراحت میشن و وقتی ناراحت میشن با بقیه خواهر برادر ها درد و دل می کنند و این میشه غیبت و همسرم خیلی ناراحت میشن. حالا بنظرتون ۱. من چه رفتاری بین مادر و همسرم داشته باشم که هیچ کدوم ناراضی نباشند؟ ۲. من به همسرم گفتم خدا این مادر من رو در مسیر رشد شما قرار داده و همسرم گفتند از شما بپرسم با چنین مادر خانمی چه رفتاری باید داشته باشند که خدا ازشون راضی باشه. ممنون میشم به سوال من و همسرم پاسخ بدین.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده مدارا بر این نوع افراد، برکات خاص خود را دارد. شما با همسرتان کار خودتان را بکنید ولی با درد و دل با مادرتان طوری باشد که ایشان احساس کند در جریان زندگی شما هست و عملا آرامشی به او داده اید. آری! به ما فرموده اند به والدین پیر «اف» هم نگویید حاکی از آنکه به آنها سخت گیری نکنید. مدارا با آنها و دلخوش کردن آنها برکات فراوانی در زندگیتان پیش می آورد. موفق باشید

28175

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام و وقت بخیر: مطالب ارزنده ای در موضوع سعه‌ی صدری که باید در انقلاب دنبال کرد بیان کردید که واقعا تعجب و تحسین هر انسانی رو بر می انگیخت خدا کند ماها که داعیه پیروی از رهبری داریم بنظرم اومد این مطلب هم در همون راستا باشه. برایتان با لینک ادرس کامل ارسال کردم ................................................ المیادین در ادامه از ابعاد انسانی شخصیت سردار سلیمانی پرسید و گفت،‌ آقای ظریف در مصاحبه با ما گفت که بارها پیش آمده بود که عملیات را به خاطر مسائل انسانی متوقف کرده بود. موسوی گفت: من هم به سخن آقای ظریف چیزی اضافه کنم و می‌گویم که او این رفتار را حتی در قبال جنگجوها و حتی [عناصر] داعش داشت. می‌گفت امام خامنه‌ای به سپاه و دوستان ایران گفته که حتی در جنگ با داعش در سوریه و عراق، تا جایی که می‌شود آنان را نکشید و] به اسارت بگیرید. چون آنان جوانانی هستند که فریبشان داده‌اند. با فتواهایی از جانب مفتی‌های سعودی و غیره... اغفال شده‌اند و سبب شده که چنین جنایاتی را در سوریه و عراق و دیگر نقاط مرتکب شوند. همیشه توصیه می‌کرد که تا جایی که می‌شود آنها را نکشند و اسیر بگیرند و بیاورندشان افکار آنان را اصلاح کنند چرا که افکارشان به دلیل وعاظ درباری در بحرین و عربستان و دیگر نقاط، تکفیری شده است و اندیشه‌هایی جنایتکارانه در ذهن آنان کاشته‌اند. https://www.bultannews.com/fa/news/653132/%D9%86%D8%A7%DA%AF%D9%81%D8%AA%D9%87%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D8%AD%D8%A7%D8%AC-%D9%82%D8%A7%D8%B3%D9%85-%D8%A7%D8%B2-%D8%AA%D9%88%D8%B5%DB%8C%D9%87-%D8%B1%D9%87%D8%A8%D8%B1%DB%8C-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%AF%D8%A7%D8%B9%D8%B4-%D8%AA%D8%A7-%D9%86%D8%B8%D8%B1-%D8%B3%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%B1-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%B9%D8%B1%D8%A8%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86 ............................................. و همچنین مطلبی هم آقای نظری در کانال گذاشته بودند در رابطه با اخلاق در خانواده مواظب باشید چیزهایی که شما را از هم گله مند و بیزار می‌کند، از شما سر نزند! درست نگاه کنید ببینید شوهر شما یا زن شما روی چه چیزهایی خیلی حسّاس است، از آنها اجتناب کنید، بعضیها بی‌اعتنایی می‌کنند مثلاً فرض بفرمایید که زن از یک عادتی که مرد دارد بدش می‌آید، این مرد هم بی‌اعتناست و آن عادت را ‏باز تکرار می‌کند! این بد است! همین طور زنها. فرض بفرمایید زنهایی هستند که هوس‌های شخصی خود را (فلان چیز را بخریم فلان جا برویم و ...) بر راحتی و آسایش شوهر ترجیح می‌دهند. چه لزومی دارد؟ اصل کار، شما دو نفر هستید! همه دنیا فرع شمایند! همدیگر را داشته باشید با همدیگر مهربان باشید. ............................................................. اگر مطالب جامع رو در مورد اخلاق و سعه صدر در محیط همکاری و اختلاف نظر و رو هم بگذاریم کنار این موارد با این اخلاق در خانواده - این اخلاق در همکاری و برخورد بین انسانی و این اخلاق در برخورد با دشمنان این زمین بهشت خواهد شد. صلوات و سلام خداوند بر اسوه ها و آموزگاران اخلاق.
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: حقیقتاً آن اسلامی که گم شده است، همان اسلامی است که نسبت به دیگری با سعه‌ی صدر برخورد می‌کند، زیرا بالاخره اسلام دین محبت و رفق و مدارا است و به همین جهت با معاندین که مانع محبت به بشریت‌اند مقابله می‌کند. موفق باشید

27390

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: شهید آوینی در مقاله چگونه هنرها را به خدمت اسلام درآوریم این جملات را دارند که: هر چیزی می‏ تواند در خدمت تفکر دینی درآید حتی مثلاً نوشته‏ های مارکس برای اینکه چیزی که مارکس می‏ گوید، با حقیقت عالم نسبتی دارد. شما این نسبت را کشف کنید، آن وقت مارکس هم در خدمت شماست. شیطان هم با حقیقت عالم نسبت دارد. شما وقتی این نسبت را کشف کردید، شیطان نمی‏ تواند تسلطی بر شما پیدا کند، خودِ وجودِ شیطان هم در خدمت دین درمی‏ آید. منظور این شهید بزرگوار از این مطلب و بحث چیست و به چه معنایی نظر دارند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خود آوینی در آن مقاله روشن می‌کند و با ولایت پیامبر خدا و در این تاریخ با ولایت حضرت امام و رهبری، وجوهی از حرف‌های مارکس هم قابل پذیرش می‌شود بدون ولایت مارکس. مگر شیطان برای اغوایِ مردم از موضوعات حقی استفاده نمی‌کند تا ولایت خود را بر آن‌ها إعمال نماید؟ و ولیّ الهی مانع ولایت شیطان می‌شود. موفق باشید

26660
متن پرسش
سلام علیکم: چرا در دوره بنی العباس، رویکرد نهضت ترجمه توانست جای حکمت دینی را بگیرید و تفکر ناب نبوی و سنت حسنه آل الله را به حاشیه ببرد و به جای اینکه مطالعه آثار غرب کهن باعث به خود آمدن مسلمین شود و آنها بفهمند چه میراث عظیم فکری را در پرتو تفکر اسلامی بدست آورده اند و بتوانند با رویکرد حکمت قدسی به نقد آن آثار بپردازند و بنیان فکری اسلامی را قوی کنند، مغلوب و خودباخته غرب (که تازه آن زمان وضعیت مسلمانان بشدت قوی تر از غرب آن روز بود و غرب در ضعف قرار داشت) شدند و عقاید التقاطی پیدا کردند تا آنجا که از دوره امام رضا (ع) تا دوره امام عسکری (ع)، ائمه شیعه در عین هدایت و تلاش برای برقراری حکومت عدل و قسط، با آن تفکرات التقاطی و غربزده و دور از حکمت دینی هم مبارزه کردند و شاهد مثالش هم ارشاد و پاسخ امام عسکری (ع) به رویکرد هرمنوتیک تفسیر قرآن بود که کندی فیلسوف مطرح عرب دنبال می کرد؟
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث، بسیار است. نقش بنی‌العباس در این امر، جهتِ به حاشیه‌بردن حضور معارف اهل‌البیت «علیهم‌السلام» را نباید ساده گرفت. ولی در همین امر، نقش شیعیان هوشمندی چون فارابی و ابن‌سینا مهم است که سعی کردند حکمت یونانی را طوری وارد حکمت ایمانی نمایند که عملاً حکما یونانی با روح و رنگ حکمت ایمانی در جهان اسلام حاضر شود و تا آن‌جا که ممکن بود جهان اسلام از دعوای معتزلی‌گری که سختْ بر عقلِ یونانی تأکید داشت؛ و اشعری‌گری که در حدّ تحجر، دین را تقلیل داده بود؛ آزاد شد. در این مورد بد نیست سری به جزوات «تاریخ فلسفه و کلام» که بر روی سایت هست، بزنید. موفق باشید

26591

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: اینکه می گویند هر علم حصولی به علم حضوری بر می گردد منظور چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد خوب است کتاب «معرفت نفس و حشر» را دنبال بفرمایید.

26039

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: در روایتی آمده که یار نزدیک امام صادق (ع) پیش اون حضرت از سختی زندگی و فشاری که روی ایشون بوده شکایت می کنند. حضرت بهشون یه کیسه سکه میدند. اون فرد میگه من پول نمی خواستم فقط دعام کنید. حضرت می فرمایند پول را بگیر دعا هم می کنم. بعد می فرمایند هرگز مشکلاتت رو برای مردم نگو تا عزت نفست حفظ بشه. آیا میشه مشکلات رو به امام گفت؟ایشون از گفتن به مردم نهی کردند، نه گفتن به امامان رو. آیا درسته این مطلب؟ مگر ائمه نمی فرمایند که نمک زندگیتاک را هم از ما بخواهید؟ پس می توان به خدمت ایشان شکایت از زندگی کرد. درسته؟ ممنون که وقت می گذارید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چرا که نه! آن‌ها واسطه‌ی فیض الهی هستند. موفق باشید

25837

ما و آزادیبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: آیا می توان بدون آزادی معنوی آزادی اجتماعی داشت؟ به چه دلیل؟ آیا مگر در کشورهای غربی که آزادی های اجتماعی فراوانی وجود دارد آزادی معنوی نیز وجود دارد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: رویهمرفته در غرب بعد از رنسانس، روحی به ظهور آمد در راستایِ رعایت آزادی انسان‌ها و این حالت همچنان در اکثر مردم، پاس‌داشته می‌شود. در این مورد عرایضی در جزوه‌ی «پاسداشت آزادی در جمهوریت انقلاب اسلامی» که بر روی سایت هست، شده است. موفق باشید

25579

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: آیا اتمام یک دور سیر مطالعاتی شما برای ما کافی است؟ اگر نه نیاز به چه منابعی دارد؟ و این منابع باید بعد از اتمام سیر شما مطالعه شود یا هم‌زمان با آن؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نظر بنده آن است که مباحثی را که عرض می‌شود را مقدمه قرار دهید برای رجوع به قرآن و احادیث، و کم‌کم به مطالعه‌ی تفسیر «المیزان» فکر کنید.

25129

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: اصول دین تقلیدی نیست بلکه خودم باید با دلیل آن را بفهمم. از سویی شما را اگر به عنوان کار شناس اعتقادی قبول کنم چند حالت دارد: ۱. پاسخ بی دلیل می دهید مانند دکتر که فقط نسخه می نویسد اگر جواب هم بدهد من نمی فهمم چون داری دانش پزشکی نیستم. ۲. شما دلایل فلسفی می آورید من نمی فهمم. در هر دو صورت بالا من نمی توانم حرفهای شما را قبول کنم. حالا بگویید آیا راه دیگری هست؟ ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هرکس با عقل و فهم خود باید به چشم‌اندازهایی که دین خدا عنوان می‌کند موضوعات شریعت الهی را مورد بررسی قرار دهد. موفثق باشید

23737
متن پرسش
با سلام حضور استاد گرامی: سئوالی که برای بنده ایجاد شده این است که اگر طبق فرمایشات شما حضرت آدم اولین انسان خلق شده است پس چرا وقتی خداوند انسان را آفرید فرشتگان اعتراض کردند و گفتند آیا می خواهی باز هم انسان بیافرینی که در زمین جنگ و خونریزی کند. بسیار ممنون از لطف و وقتی که می گذارید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: علامه طباطبایی می‌فرمایند این که فرشتگان متوجه بودند زمین به جهت محدودیتی که در مقایسه با عالم مجردات دارد اقتضای خون ریزی و فساد به همراه دارد لذا ملائکه معتقد بودند خلیفه‌ی خدا باید فرشته باشد و خداوند به آن‌ها فرمود «انی اعلم ما لا تعلمون». بنا بر این لازم نمی‌آید انسان‌هایی قبل از آدم در زمین باشند. موفق باشید

23599

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام و خدا قوت خدمت استاد گرامی: در پاسخ یکی از سوالات فرمودید که از تفسیر المیزان برای تفسیر قرآن استفاده کنید. نظرتون درباره شیوه تدبر در قرآن بر اساس سیر نزول چیست؟ با تشکر
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر نمی‌کنم این کار ممکن باشد. زیرا همان‌طور که علامه‌ی حسن‌زاده در کتاب شریف «قرآن هرگز تحریف نشده است» می‌فرمایند: سوره‌های قرآن بعضاً ترکیب از آیاتی است که سال‌های مختلف نازل شده و آن آیات به دستور جبرائیل در آن سوره‌ها قرار گرفته‌اند و به همین جهت ما با سوره‌ها روبه‌روئیم. موفق باشید

23167

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: متاسفانه سوال 23124 پاسخ داده نشده که جوابش برای بنده خیلی مهمه لطفا با ارسال ایمیل بنده را از نتیجه در صورت امکان مطلع سازید. با تشکر.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده این‌طور جواب دادم: 23124- باسمه تعالی: سلام علیکم: اولاً: مؤمن بنا به توصیه‌ی ائمه «علیهم‌السلام» باید الیف یعنی اهلِ الفت باشد، ثانیا: انسان‌ها با انسان‌ها، انسان می‌شوند. با این همه بالاخره نباید به خودتان فشار بیاورید. بد نیست با تقویت فکر، غلبه‌ی خیالات را ضعیف بکنید. کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» که بر روی سایت هست و کتاب «آشتی با خدا» کمک می‌کند. موفق باشید

23100
متن پرسش
سلام استاد: ببخشید ما اگر بخواهیم صدرا و هایدگر را به طور تطبیقی مطالعه کنیم باید چه وجه و موضوع خاصی رو در نظر بگیریم؟ ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده ابتدا باید اندیشه‌ی جناب ملاصدرا را به‌خوبی از آنِ تفکر خود نمود و سپس به هایدگر رجوع کرد و البته بنا نیست تطبیقِ کاملی صورت بگیرد. یعنی نباید هایدگر را در صدرا جستجو نمود و یا صدرا را در هایدگر. دو نگاه است که هر دو در جای خود ارزشمند می‌باشد. موفق باشید

19000
متن پرسش
با سلام: فرمودید من انسان روح انسان است. اما همان طور که می گوییم تن من همان طور هم می گوییم روح من. به عبارتی روح را به من خود مرتبط می کنیم. سوال اینجاست که پس این من انسان چیست که حتی روح هم به آن نسبت داده می شود؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: منِ انسان یا نفس ناطقه‌ی او همان «جان» یا «روح» اوست. به جهت تشکیکی‌بودنِ آن است که مرتبه‌ی مادون آن را به مرتبه‌ی مافوقش نسبت می‌دهیم، وگرنه از جهت حقیقت، روحِ انسان همان منِ اوست. موفق باشید

31471

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسمه تعالی با عرض سلام و خدا قوت: استاد در منابر مختلف بارها شنیده ام که ائمه در بیماری رجوع به طبیب یهودی کرده اند. برایم این حرف اگر نقل درستی باشد قابل هضم نیست. چگونه امام معرفی شده در زیارت جامعه کبیره محتاج طبیب آن هم از نوع یهودی می شود؟! بنظر حقیر این نقل تاریخی نمی‌تواند درست باشد و پایه غلطی در طب بنا گذاشته شده بر اساس این نقل. ممنون میشوم توضیح بفرمایید. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: طب سنتی بر مبنای آزمون و خطا نسبت به نفس ناطقه انسان اموری را تجربه می‌کند و ائمه «علیهم‌السلام» در امور عادی به همان علوم عرفی که مبنای آن درست باشد رجوع می‌کنند. مگر قصه گمشدن شتر پیامبر را نشنیده‌اید که حضرت به یاران‌شان فرمودند بگردید او را پیدا کنید و نخواستند از علم امامت استفاده کنند. در این مورد می‌توانید به کتاب «مبانی نظری نبوت و امامت» به قسمت «علم امام» رجوع فرمایید. موفق باشید

30709
متن پرسش
با سلام: ۱. بعضی ها می گویند آینده از آن هوش مصنوعی و ربات ها است، استاد با توجه به افول غرب و برگشت انسان ها به فطرتشان به نظر شما این حرف درست است؟ ۲. در «لا اکراه فی الدین»، اکراه را می توانیم به معنی «کراهت» معنی کنیم؟ یعنی «لا اکراه فی الدین» را این طوری معنی کنیم که اگر فرد در دین داری خود پایداری کند، پس از مدتی از دین داری خود لذت می برد و آن کراهت اولیه را ندارد؟ ممنون از شما
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- با توجه به این‌که بالاخره باید به هوش مصنوعی برنامه داد، پس می‌توان گفت باز آینده از آنِ انسان‌ها است و با توجه به این‌که جهان مدرن با همه‌ی تحقیقات علمی‌اش نتوانسته جوابگوی ابعاد معنوی انسان‌ها باشد، جهان آینده جهانِ رجوع انسان‌ها به سوی معنویت است و امکان دارد در کنار همین پیشرفت علمی، آن حضور معنوی به ظهور آید 2- علامه‌ی طباطبایی همین‌طور می‌فرمایند که آنچه دین به بشر پیشنهاد می‌کند، امری تحمیلی بر انسان نیست، بلکه جوابگوییِ همان ابعاد فطری بشر در آن نهفته است. موفق باشید

29512

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم سلام علیکم: ۱. در بحث معاد که فرموده اید طی یک سیکل هفت روزه اعمال به نزد صاحب الزمان دو بار عرضه می شود دو سوال داریم این که این دوشنبه و پنج شنبه آیا طبق همین تقویم خود ما حساب می شود؟ یعنی دوشنبه و پنج شنبه ی کشور عربستان با ما متفاوت است؟ همین سوال رو در رابطه با شب قدر هم داریم که آیا شب قدر که ملائکه نازل می شوند با این که شب قدر ما مثلا با کشورهای همسایه متفاوت است این چگونه توجیه پذیر است که آن شب کدام است؟ یا مثلا در نماز اول وقت که می گویند با نماز صاحب الزمان بالا می رود با این که ساعات شب و روز در جاهای مختلف جهان متفاوت است چگونه ممکن است این هماهنگی بین نماز هر کس در عالم با نماز ولی؟ آیا باید وجودی نگاه کرد نه در بند زمان و مکان!؟ دوم این که روح ما چگونه متوجه شود این عرضه ی اعمال چه نتیجه ای داشته چون در ظاهر که ما همه ی روزهای هفته برایمان یکسان می گذرد و احساس خاصی مثلا پس از ارئه ی عمل به نزد ولی نداریم. دوم در بحث های مدرنیته موضوع مشروطیت برایمان روشن نیست که جریان مشروطیت از چه قرار بوده است و اشکال کار کجا بوده؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. در بحث شب قدر عرض شد شب قدرِ هر ملت مربوط به خود آن ملت است به اعتبار طلوع خورشید هر روز و آخرِ ماه بودنِ آن‌ها نسبت به آن سرزمین. و شخصیت حضرت در نسبت با شب قدر و روزهای هفته، مربوط به همان ملت است. ۲. آری! بسیاری از احوالات که در دورن ما می‌گذرد در آخر عمر تا حدی تأثیر آن ظاهر می‌شود و در نهایت در قیامت است که آثار آن مشخص می‌گردد. ۳. در این مورد خوب است به جزوه‌ی «ریشه‌های انقلاب» رجوع فرمایید. موفق باشید

29249
متن پرسش
بسمه تعالی با عرض سلام: استاد سوالات متعدد در میان سوالات دوستان راجع به اعیان ثابته و انتخاب قبل از تولد وجود دارد و فکر نمی‌کنم دوستان مثل بنده قانع شده باشند. فرمودید انتخابی هست ما هم پذیرفتیم به سند زیارت حضرت زهرا (س) که آنجا حرف از امتحانیست قبل از خلقت، تقاضا دارم اگر امکان دارد عوامل دخیل در انواع انتخاب فرد را در آن عوالم شرح بدهید. جزوه اعیان ثابته هم تورقی شد. اما مطلب حل نشده. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همچنان‌که مکرر عرض شد علت انتخاب هرکس در هر امری به هر حال به آن فرد برمی‌گردد و تصوری که از خود دارد و به همین جهت هم هرکس مسئول انتخاب خودش می‌باشد و اگر انتخاب را به عوامل بیرون از خود شخص حوالت دهیم، نوعی جبرگرایی پیش می‌آید. موفق باشید

28305

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسمه تعالی. در کتاب اول سلوک فرمودید براساس حب انسان‌های معصوم، عالی ترین مبادی که حتما حضوری و وجودی است حاصل می‌شود. چگونه حب عالی ترین مبادی را شکل می‌دهد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم:به نظر بنده موضوع در اینجا امری فطری است که انسان ها به دنبال کاملترین محبوب می‌باشند. موفق باشید

28085

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد عزیز: سوالی پرسیده بودم، به شماره ۲۸۰۲۶، ثبت شده است. خواهش داشتم بطور شخصی به ایمیل ام لطف بفرمایید پاسخ دهید. پاسخی دریافت نکرده ام. نمی‌دانم جواب نداده اید یا مشکل در ارسال پاسخ بوده است. ممنون میشوم بررسی بفرمایید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به صورت شخصی به ایمیل‌تان این‌طور جواب داده شد:

۲۸۰۲۶- باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده دعاگو خواهم بود. ولی عنایت دارید که این موارد مواردی نیست که امثال بنده طی سؤال و جواب بتوانیم ورود کنیم، بیشتر باید با افرادی موضوع را در میان بگذارید که با روحیه‌ی شما آشنایی داشته باشند و یا لااقل طی مشاوره‌ای بتوانند نظر دهند. موفق باشید

27691
متن پرسش
با سلام خدمت استاد: با توجه به مبحث اصالت وجود و برهان صديقين سوالي داشتم، مشخص شد كه آنچه كه اصيل است وجود است و وجود مطلق و حضرت واجب الوجود و ماهيات به تبع آن وارد ميدان مي شوند و به اعتبار شرايط خاص لباس وجود مي پوشند. اما سوال اينجاست اگر مشاهده گري نبود آيا ماهيتي آشكار مي شد و ظهور مي يافت؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بسیاری از ماهیّات در نسبتِ با ما معنا دارد مثل خانه و ماشین و خیابان. و بعضی از آن‌ها به جهت امکانِ ذاتی‌شان، مخلوق خدا هستند مثل انسان و زمین و حیوانات، که وجود «عنداللّهی» در علم خدا دارند و از آن عالَم نازل شده‌اند، به همان معنایی که قرآن می‌فرماید: «وَإِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا عِنْدَنَا خَزَائِنُهُ وَمَا نُنَزِّلُهُ إِلَّا بِقَدَرٍ مَعْلُومٍ» (حجر/۲۱). موفق باشید

27132
متن پرسش
سلام علیکم: آیا این دیدگاه دیدگاه متقن و درستی است که برخی معتقدند ابزارها و تکنولوژی فی نفسه خنثی و بدون بار و ارزش فرهنگی است و مانند چاقویی است که می تواند در دست انسان صالح بیفتد و در مصارف خیر بکار برود و می تواند در دست انسان شرور، آلت قتاله شود لذا عناصر و ابزار امروز هم ویژه فضای مجازی و تکنولوژی امروز مهم است در دست صالحین باشد و گرنه به خودی خود یک ابزار و تکنیک، حامل و پرچمدار فرهنگی نیست و باید خود را صالح کنیم تا آن ابزار موجب فساد نشود؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث آن مفصّل است. آقای دکتر رضا داوری دلایلی دارند که هر ابزاری در فرهنگِ خاصی به ظهور آمده و ناخودآگاه همان فرهنگ را وارد زندگی‌ها می‌کند و تنها به گفته‌ی شهید آوینی با خودآگاهی از این مطلب می‌توان از ابزارها در راستای اهداف خود استفاده کرد و آن‌ها را از آن خود کرد. کاری که شهید آوینی در «روایت فتح» با دوربین و با قاب تلویزیون انجام داد. موفق باشید

26565
متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم سلام علیکم: آیا اینکه انسان خود را کوچک ببیند تا امکان رفع عیوب و مشکلات اخلاقی و رفتاری خود را داشته باشد (یا به اصطلاح محاسبه نفس کند) و حتی امکان توسل به حضرت الله و اولیاء الله، می توان گفت نوعی حقارت نفس در راستای مثبت است یا عنوان بهتر و عمیق تری وجود دارد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: واقعیت جز این است که ما وقتی خود را در مقابل حقیقت بیکران قرار می‌دهیم جز یک نیاز مطلق هستیم؟ که باید موانعِ گشودگیِ خود نسبت به حقیقت را با تواضع و صدق از بین ببریم؟ موفق باشید 

26414
متن پرسش
با سلام: عرض خسته نباشيد. خواستم از جنابعالي تشکرکنم ديگر همه سوالاتم درباره حقانيت علامه حسن زاده و عرفان اصيل تمام شد ولي جان به لب رسيد تا جام به لب رسيد. چقدر سخت و نفسگير و اغفال کننده بود جريان ضد فلسفه و عرفان، من اين پيروزي عقيدتي رو براي خودم جشن گرفتم و از کمکهايي که اين مدت به من داشتيد تشکر مي کنم، راحت عرض کنم ديگه جايي نمونده از اينترنت و جريان ضد عرفان و فلسفه و ضد علامه حسن زاده که مطالعه نکردم روح تعاليم و مسير علامه حسن زاده را ديدم حالا بگذار هرچه درباره پوسته بخوان بگن نميگم ايمن از ديو رجيمم باز هم به‌عنوان يک انسان ناقص در معرض اغفالم ولي الحق والانصاف سخت بود. يکي ازدوستانم در همين مرحله زمينگير شد، بشدت درد مي کشم براي جوانان عزيز کشورم که در معرض اغفالند، و برخي جوانهاي خارجي که بر اثر سخنان هاوکينگ يا فيزيکدانها و بعضي دانشجويان داخل کشور که ندانسته گير شبهات مي افتند درد مي کشم. ايکاش زبان خارجه بلد بودم. آيا مي توانم کاري کنم؟ براي نسل جديد درد مي کشم، تاريخچه خيلي مهم است نبايد بدون مطالعه تاريخي و نظريات متقابل سريع به آنچه که اغفال کننده گان شيرين جلوه مي دهند توجه کنيم لعنت خداوند بر شيطان و شياطين جني و انسي. از من به جرات ميگم لا اقل بيش از هزار نفر و بيشتر و بيشتر اثر مي پذيرند با زبان و قلمم بلايي بر سر ماديگراها، و جريان ضد فلسفه و ضد عرفان بيارم که سالها اثرش بر در و ديوارها بماند. يا علي مدد. خداحافظ شما.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این نحوه حضور و فهم مبارک‌تان باد! بخواهند و یا نخواهند تاریخِ بشر امروز تاریخ تدبّر و گشودگی نسبت به سایر انسان‌ها و اندیشه‌ها است و از این جهت آن نوع ضدیّت‌ها، تاریخش گذشته است، جزیره‌‌هایی می‌شوند تنها و عموماً گرفتار خودخواهی. موفق باشید

25621
متن پرسش
سلام بر استاد معظم: مطلبی در جزوه زنان آورده اید که بنده هر چه فکر کردم نتوانستم آن را متناسب با نظام فکری شما درک کنم و احتمالا بنده مقصود شما را درست درک نکرده ام. در جزوه آورده اید: «زن در نظام جدید دیگر به آن صورتی که عرض شد، نیست. در این نظام زن آزاد است تا هرچه خواست انتخاب کند و خود برای خویشتن تصمیم بگیرد. پرسشی که اغلب برای بسیاری طرح می‌شود تطبیق ارزش‌های عالم جدید با عالم قدیم است. در گذشته زمانی که گفته می‌شد «حق»، تلقی خاصی از حق می‌شد آن حق و آن تلقی از حق، مبتنی بر جهان‌بینی دینی بود. اما اکنون تلقی آدمیان از حق تغییر کرده. انسان در این عصر و در این نسل، طالب است بر خلاف گذشته که موجودی مکلّف بود. طرح این سؤال که آیا قرآن با دموکراسی سازگار است یا خیر؟ و پاسخ آن - حال بلی باشد یا خیر- صحیح نمی‌باشد. مثل آن می‌ماند که بپرسیم آیا حضرت محمد (ص) با توجه به روایاتی که از ایشان مانده، با هواپیما و هواپیماسواری موافق بودند یا خیر؟ اساساً هیچ تلقی و هیچ تصوری از هواپیما مطرح نبود.» بنده منظور شما را نفهمیدم. اگر منظورتان آن است که ما نباید برای پاسخ به سوالاتی همانند نسبت اسلام و دموکراسی به دنبال لفظ دموکراسی در قرآن و احادیث باشیم و در اسلام اصلا تصوری از این مفاهیم وجود نداشته از لحاظ فقهی و مبانی فکری شما صحیح است. اما آیا منظورتان این است که اصلا اسلام و قرآن در مورد دموکراسی و به تعبیر دقیق تر «نظر اسلام درباره ی جایگاه نظر مردم در حکومت داری» نظری ارائه نکرده است؟ آیا اسلام تنها درباره ی عالم قدیم نظر داده است؟ فقها قائل اند که عمومات و اطلاقات قرآن و احادیث حتی شامل موارد مستحدثه هم می شود و شارع با توجه به آن موارد ردع و نهی باید در آن موارد بیان می کرد. در این مورد شما با همه ی فقها و اصولیون هم نظر هستید که مثلا ««فَإِنَّ الْمَرْأَةَ رَيْحَانَةٌ وَ لَيْسَتْ بِقَهْرَمَانَة» ناظر بر ماهیت زن چه در عالم قدیم و چه در عالم جدید است و حال این یک فقیه متفکر است که باید این روایت را در این تاریخ به نطق درآورد. علامه طباطبایی و خود حضرتعالی نیز درباره ی نظر اسلام درباره ی زن و حق مردم در حاکمیت سخن گفته اید و بحث کردن شما فرع بر آن است که اسلام را در این حوزه صاحب نظر بدانید. اما ظاهر کلام شما این است که اساسا سوال دراین باره را از دین جائز نمی دانید و مثل سوال درباره ی هواپیما می دانید. ما درباره ی هواپیما هم می توانیم از نصوص دینی پرسش کنیم و اگر بنای عقلا و عرف آن را می پسندد – با توجه به تمامی قیودی که درباره ی بنای عقلا و عرف در فقه و اجتهاد وجود دارد- شارع باید در قالب یک نص عام و یا مطلق آن را ردع می کرد و بر فرض عدم ردع استفاده از آن صحیح است. همین مطلب درباره ی بیمه و سایر مسائل مستحدثه وجود دارد. کتاب فقه و عقل و فقه و عرف آقای علیدوست هم در حال تنقیح و تنظیم همین مطالب و مبانی فقهای ماست. به عنوان مثال در مورد قرارداد بیمه نیز همین مطلب بیان شده است، البته بنده قرارداد بیمه را حکم عرف و بنای عقلا نمی دانم و اجرای آن به صورت فعلی را موجب پیشرفت فردگرایی و لیبرالیسم در جامعه می دانم که ان شاءالله طی فرصتی بحث فقهی آن را خدمتتان ارائه می کنم. البته این کلام درستی است که اگر بخواهیم به روش اخباری گری، جمود بر الفاظ داشته باشیم، علاوه بر ناکارآمدی دین و فقه و ایجاد بن بست در فهم دین، متوجه تغییر موضوعات نمی شویم. به احتمال زیاد کلام شما را ناظر بر همان سخن امام خمینی می دانم که در منشور روحانیت فرمود: «اینجانب معتقد به فقه سنتی و اجتهاد جواهری هستم و تخلف از آن را جایز نمی‏ دانم، اجتهاد به همان سبک صحیح است، ولی این بدان معنا نیست که فقه اسلام پویا نیست، زمان و مکان دو عنصر تعیین کننده در اجتهادند، مسئله‏ ای که در قدیم دارای حکمی بوده است. به ظاهر همان مسئله در روابط حاکم بر سیاست و اجتماع و اقتصاد یک نظام ممکن است ‏حکم جدیدی پیدا کند، بدان معنا که با شناخت دقیق روابط اقتصادی و اجتماعی و سیاسی همان موضوع اول که از نظر ظاهر با قدیم فرقی نکرده است، واقعا موضوع جدیدی شده است که قهرا حکم جدیدی می ‏طلبد. مجتهد باید به مسائل زمان خود احاطه داشته باشد» به نظرم سخن شما اگر درست متوجه شده باشم تذکر این مطلب است که مسئله زن نیز با توجه به روابط سیاسی، اقتصادی و اجتماعی جدید یک موضوع جدید بوده و نیاز به تفکر مجدد داشته تا حکم آن واضح شود. خیلی ممنون و تشکر از شما استاد عزیز
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحمداللّه در سطور آخرِ فرمایشاتتان متوجه‌ی اصل موضوع هستید. آری! قرآن یک حقیقتِ فراتاریخی است و هیچ زمانی و زمانه‌ای پیام آن را محدود نمی‌کند و مطابقِ هر زمان می‌توان زیر سایه‌ی قرآن و سیره‌ی اولیاء معصوم عمل کرد. مثال هواپیما از آن جهت عرض شد که نباید انتظار داشته باشیم که خدا و رسول عیناً نسبت به موضوعات جزئی نظر دهند و اگر نظر نداده‌اند بابِ اجتهاد مسدود شود. در حالی‌که اصولی از متن دین در اختیار ما است که می‌توانیم در امور مستحدثه نیز نظر دین را اعلام کنیم. موفق باشید

نمایش چاپی