بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
26080
متن پرسش
سلام بر استاد عزیز جناب آقای طاهر زاده: غرض، یکی از مفسرین عزیز اخیرا طی تفسیری که در ذیل آیه «ما ینطق عن الهوی ان هو الا وحی یوحی» در سوره نجم تفسیر فرمودند، اشاره کردند که معنی «ما ینطق عن الهوی» مربوط به مباحث اخذ وحی و ارتباطشان با خداست و نه در حالت عادی؛ و مثال می زدند که مثلا وقتی جناب رسول الله، وقتی از همسرشان غذا می خواستند شامل «ما ینطق ....» نمی‌شود؛ سوال این است که اگر این نظریه را بپذیریم، پس یعنی جناب رسول الله می‌توانند در حالت غیر وحی، رفتار عادی از ایشان سر بزند، و در این حال شاید بتوان گفت که رفتارش با هوا عجین باشد! لطفا تبیین بفرمایید که آیا چنین است یا خیر یعنی اینکه «ماینطق ... » برای پیامبر مطلق مطرح است یا نسبی؟ و آیا اگر نسبیت را بپذیریم خیلی از اعوجات در مورد پیامبر از جمله دیدگاه مثلا امثال سروش به اثبات نمی رسد؟! توضیح بفرمایید
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مسلّم وقتی قرآن به قلب پیامبر خدا«صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» نازل شده و با توجه به این‌که قلب انسان تمام وجودِ انسان است؛ شخصیت پیامبر، قرآنی می‌شود و تمام حرکات و افکار آن حضرت مطابق نور قرآن می‌گردد و در همین رابطه قرآن می‌فرماید: «نَزَل به الرّوح الامین علی قلبک» یعنی آن قرآن بر قلب تو ای پیامبر توسط روح الامین نازل می‌شود. موفق باشید    

25343
متن پرسش
سلام علیکم: استاد عزیز در خصوص پاسخ سوال ۲۵۳۳۱ من این نقد دارم الف) ایران با آمریکا ارتباط سیاسی داشت مسئولان دولت‌ها هم حق دارند با مسئولان دیگر کشورها دیدار داشته باشند آن‌هم در هر سطحی - در اواسط دههٔ ۶۰ دولت آقای خامنه‌ای و شخص رفسنجانی با مسئولان دولت متخاصم دیدار کردند و حتی روحانی با مقامات اسرائیلی دیدار کرد! چرا درآن موقع سراغ سفارت‌ها نرفتند؟ ب) به نظر طبیعی نبود این حقوق را می‌شد از طریق حقوق بین‌الملل مثل دادگاه لاهه پی گرفت بدون آنکه کار به تحریم و جنگ بکشد. می‌شد با استفاده از جو عمومی مردم جهان که به سمت ایران بود دولت‌های بزرگ را تحت فشار قرار داد، می‌شد با رفتار عاقلانه مثل چین کاری کرد که آمریکا هم کوتاه بیاید و هم یک کرسی ثابت در شورای امنیت به دست آوریم تا با دست بازتر اهدافمان را دنبال کنیم. آیا تصور نمی شود آن نگاه آن روزگار برای گروگانگیری صرفاً یک دریافت ایدئولوژی شده از اسلام و تشیع بود که حتی با سیرهٔ حکومتی پیامبر در مدینه تناسبی نداشت. ۳. این کینه را ملت از انگلیس هم داشت هرچند انقلابی‌ها تا قبل از آقای احمدی‌نژاد عملاً نقش انگلستان را پنهان کرده و حتی در تقویم‌ها می‌نوشتند کودتای آمریکایی ۲۸ مرداد نه آمریکایی-انگلیسی! این کینه را اما ملت از روسیه هم کمابیش داشت منتها اشغال سفارت توطئه‌ای بود تا انقلاب نوپا را با چالش‌های جدی همراه کنند. ۴. خداوند به انسان عقل داده تا درست بهره بگیرد در کجای اسلام گروگانگیری و تجاوز به خاک دیگران (سفارت خاک کشوری صاحب سفارت است) مجاز است؟ از طرفی چرا آقای رفسنجانی پادرمیانی کرد تا مبارزان لبنانی گروگان‌های آمریکایی را که قرار بود با دیپلمات‌های ربوده‌شدهٔ ایرانی معاوضه شوند بدون هیچ امتیاز گرفتنی آزاد کنند؟ فیدل کاسترو در همان سال‌ها به مقامات ایرانی می‌گوید شما با شعار مرگ بر آمریکا و دفاع از مستضعفان آمدید ولی به نفع آمریکا و علیه مستضعفان عمل کردید اگر گروگان‌ها را زودتر آزاد می‌کردید هنوزم کارتر رئیس‌جمهور می‌بود و ما این همه فشار را از جانب جمهوری‌خواهان متحمل نمی‌شدیم! بماند که داستان آزادی گروگان‌ها کم از خفت برجام ندارد. امام شخصیت بزرگ ،اندیشمند، محترم و توحیدی است ولی معصوم نیست خالی از اشتباه و تناقض هم نبوده است آنچه که امروزه می بینیم نگاه ایدئولوژیک به تاریخ و بستن راه نقد از طریق مقدس‌سازی شخصیت‌هاست. آیا این خیانتی بیش نیست؟ اما واکنش آمریکا: آمریکا وقتی از سقوط شاه مطمئن شد تصمیم به همکاری با دولت انقلاب گرفت و البته احمقانه است فکر کنیم امیالی غیر از امیال دوستان انگلیسی و روسی و فرانسوی‌مان در این ۴۰ سال که انواع روابط را با ما داشته و دارند داشته است! (با وجود رقابت میان آمریکا و انگلیس در تمامی دوران شاه هیچ کُنِشی از طرف آمریکا بدون رضایت و همکاری انگلستان صورت نپذیرفت و این کشور اکنون در ایران علاوه بر سفارت خودش سفارت‌های استرالیا، کانادا، زلاندنو و ... را هم دارد). اما اقدامات سوء آمریکا علیه ایران در هر برهه‌ٔ دیگری صورت می‌گرفت نقض آشکار حقوق بین‌الملل بود که در صورت وجود دولت لایق و مقتدر می‌شد آمریکا را به عقب‌نشینی واداشت (مثل الآن که تنها مشکلمان نداشتن یک دولت لایق است) ولی بعد از اشغال سفارت اقدامی طبیعی و علیه دولتی متجاوز محسوب شد! و جالب اینکه ما متوکلان به خدا و پیروان خط امام در الجزایر زیر پیمانی را امضا کردیم که فقط امتیاز داد ولی حتی تضمینی برای پایان تحریم‌ها نگرفت تا بهانه‌های آمریکا ادامه داشته باشد! در الجزایر هیچ اموالی از توقیف خارج نشد چون تضمینی اخذ نشد! اموال شاه هم برنگشت چون تضمینی گرفته نشد! آمریکا کماکان در امور داخلی ایران دخالت کرد چون تضمینی گرفته نشد (البته مشکل ما فقط با آمریکاست انگلستان و روسیه و چین دخالت کنند عیبی ندارد مثل الآن که اگر چینی‌ها پدر مسلمانان سینک‌کیانگ را درآورند انگارمان نیست طبق قانون اساسی آن‌ها هم شهروند ایران هستند). استاد عزیز تحلیل جوانان امروز با آنچه که می بینند کاملا متفاوت با نگاه جو رسانه های آن روزهاست.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: تا حدّی در آن زمان که بحث گروگان‌گیری مطرح بود مطالعاتی داشته‌ام. ولی خواستم بدون ورود به موارد ریز و جزئی عرض کنم در این موارد به هویت ذات استکباری آمریکا فکر می‌کنم و از نظر خودم این را یک نگاه ایدئولوژیک نمی‌دانم. هرچند معتقدم آری! «نگاه ایدئولوژیک به تاریخ و بستن راه نقد از طریق مقدس‌سازی شخصیت‌هاست» ما را در حجاب تفکر می‌برد. همان‌طور که در آخر می‌فرمایید حتی تضمین‌هایی که آمریکا در قرداد الجزایر داد، عمل نکرد.

چرا فتنه‌های سفارت آمریکا را به مجامعی می‌بردیم که کلیت آن مجامع در مسیر حفظ منافع ابر قدرت‌هاست، ولی به ظاهر بهداشتی و دیپلماسی. آثار باقی‌مانده از سفارت به طور عجیبی حکایت از فتنه‌هایی می‌کند که هرگز نمی‌توانستیم آن‌ها را با تعطیل‌کردنِ آن سفارت خنثی کنیم.

در آخر نظر یکی از کاربران محترم را که در رابطه با سؤال جنابعالی کمی ریزتر وارد موضوع شده‌اند را ارسال می‌دارم ولی معتقدم در نظر به هر رخدادی باید به جایگاه تاریخی آن رخداد نظر بفرمایید که در نسبت با لانه‌ی جاسوسی، تقابل دو جریان است: یکی استکبار و دیگری انقلاب اسلامی. به همین جهت نباید انقلاب اسلامی را در بستر مناسبات فرهنگ استکباری و مجامع جهان استکبار دنبال کرد و انتظار داشته باشیم در آن بسترها می‌توان انقلاب را محفوظ داشت. اما نظر آن کاربر محترم چنین است: موفق باشید     

۲۵۳۴۷. سلام علیکم استادضمن عرض تبریک و تسلیت به خاطر ایام اربعین حسینی (ع) بعد از مدتی به سایت وزین حضرت عالی سر زدم و اتفاقا آن پرسش در مورد تسخیر لاله جاسوسی چشمم را گرفت. من با مطالبی که این دوست مان گفتند از چند سال پیش آشنا بودم. پاسخ حضرت عالی جامع و حکیمانه بود ولی در مورد چیزهایی که دوستمان می گویند «تازه فهمیدیم یا تازه مشخص شده» خواستم جسارتا چند نکته هم اضافه کنم که اتفاقا خلاف تحلیل دوست مان است. این که کارتر با دولت موقت همکاری می کرده و به رسمیت شمرده است ریشه در ارتباطاتی داشته که امریکا از طریق سفارت های مختلفش و سازمان سیا از ماه ها قبل از انقلاب با ملی مذهبی ها برقرار کرده بود. این که نقل شده بنی صدر از چند ماه قبل انقلاب گفته بود در ایران انقلاب میشه و من رئیس جمهور می شوم ریشه در همین هماهنگی ها داشته است! بعید نیست مخالفت بنی صدر با بازرگان هم ریشه در رقابت شخصی دو نفوذی امریکا داشته است!واقعیت این است ابرقدرت ها ویژگی که دارند سعی می کنند تا جایی که می توانند در گروه های اپوزیسیون دولت های متحد خود نفوذ کنند تا اگر دولت متحد شکست خورد و اپوزیسیون جای آن را گرفت دولت جدید هم تابع آنها باشد ولی این طوری خلق الله را فریب دهند که انگار دولت بده رفت حالا یک دولت خوب آمد در صورت که در پشت پرده چیزی عوض نشده! این کاری بود که امریکا به نحو موذیانه ای داشت با انقلاب اسلامی هم می کرد! دوستان عنایت داشته باشند همین ارتباطات وسیع کارتر از قبل انقلاب با ملی مذهبی ها که دور امام را گرفته بودند اصلا در خیلی از علاقه مندان و هم دشمنان انقلاب باعث نضج این تئوری توطئه شد که اصلا انقلاب ایران کار امریکا بوده و حضرت امام (ره) نعوذ بالله عامل سازمان سیا بوده اند! عنایت داشته باشید دولت کارتر حتی با شهید بهشتی و برخی دیگر از نمایندگان روحانی امام نیز ارتباط گرفته بود منتها اینها به خاطر تدین و تعهدشان به انقلاب اصلا به قول معروف دم به تله ندادند. حتی امام حاضر شده بودند در نوفل لوشاتو از طریق جناب ابراهیم یزدی با نماینده کارتر مکاتب محرمانه داشته باشند اما در متن مکاتبات هم مشخص است امام خواسته های امریکا از جمله پذیرش بختیار و تاخیر انداختن بازگشت به ایران را نمی پذیرند. اما به نظر می رسد اگر واقعا هدف انقلاب اسلامی نه فقط سرنگونی شاه بلکه رقم زدن یک انقلاب تمدنی علیه استکبار غرب و شرق بوده اتفاقا رهایی از سیطره ملی مذهبی های امریکایی بر جریان انقلاب اهمیتی بس عمیق داشته است. این که امام در برابر حلقه ملی مذهبی هایی که ایشان را گرفته بودند منفعل نشدند و مواضع ضداستکباری خویش را حفظ کردند و با جلب حمایت عمومی توانستند سکه ملی مذهبی ها را از رونق بندازند فکر کنم یک هنرنمایی سیاسی بزرگ بود که فقط از عهده شخصیت الهی ایشان بر می آمد. حمایت از اشغال سفارت در واقع تایید ضدیت انقلاب با امریکا و به طور ضمنی محکوم کردن امریکا-دوستی ملی مذهبی ها و دولت موقت بود. و البته بدیهی است وقتی امام بخواهند این حلقه نفوذ را از دور خودشان و از انقلاب باز کنند امریکا که به خیال خود از پنجره آنها می خواسته به ایران برگردد به شدت عصبانی شود و ناگهان صد و هشتاد درجه تغییر موضع دهد و سعی در سرکوب انقلاب داشته باشد! دقت کنیم در خاطرات ژنرال هایزر آمده بود که حتی قبل از انقلاب گزینه نهایی کارتر برای مهار انقلاب در صورت شکست دولت بختیار کودتا و سرکوب خونین رهبران و مردم بود منتها مجددا به خاطر هنرنمایی امام نه دولت بختیار کارش گرفت نه به خاطر ایجاد تزلزل در ارتش در هفته های آخر آنها توانستند کودتا کنند! یعنی این دفعه اول نبود که امام نقشه های امریکا را نقش بر آب کردند! و دفعه آخر هم نبود! و البته وقتی هدف نه فقط سرنگونی شاه که عقب راندن شیطان بزرگ باشد چنان که حضرت عالی اشاره کردید هزینه ها بسیار بیشتر خواهد شد و ابتلاء عظیم تر و تردید ها بیشتر مثل تردیدهایی که جناب مرحوم هاشمی و دولت فعلی بدان گرفتار شدند. به قول استاد اینجا فقط با توحید و معنویت ناب امام (ره) می شود کار را پیش برد و به آینده روشن این حرکت پر ابتلاء نظر کرد! ببخشید استاد عزیز! درس پس دادیم و زیاده گویی کردیم. التماس دعا

24848
متن پرسش
سلام استاد: در خصوص سوال ۲۳۸۸۰ که چند وقت پیش جواب دادید خواستم بگم همین شخص در برنامه عصر جدید بارها اعلام کرده که من از هیچ علم غیبی و آینده بینی و ...استفاده نکردم و فقط از همین علوم ریاضی و احتمال و فیزیک و تردستی استفاده می کنم. جالب اینجاست که در فضای مجازی هم حقه های او لو رفته و بعضا در بعضی جاها ایشون آموزش هم میدن. این در حالی است که شما برای این کار او توجیهی معرفتی آوردید و کار او را از جنس قدرت نفس و حضور در آینده میدیدید. لطفا پاسخ بدهید. راستش استاد الان یه شبهه ای برام پیش اومده و اونم اینه که نکنه داستان معجزه و کرامت هم از این قرار باشه و ما الکی برای اینگونه امور، فلسفه پیچیدیم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این‌طور نیست که اگر طرف تلاش‌هایی در امر ریاضی کرد و نفس او متوجه‌ی واقعه‌ای در آینده شد، علت آن محاسبات ریاضی او باشد. بلکه شرایط از آن طریق آماده می‌شود که آینده‌های عالَم ماده را با نفس ناطقه‌ی خود درک کند. مثل کاری که ساحران و مرتاضان انجام می دهند که به ظاهر، حرکات مادی است ولی در حقیقت، نفسِ آن‌ها است که آن پیشگویی‌ها را می‌کند. تفاوت این حرکات با معجزات در آن است که نهایت این حرکات در حوزه‌ی عالم ماده و آینده‌ی عالم ماده تحرک دارد ولی پیابران مبانیِ خود را در عوالم اعلی دارا می‌باشند و چیزی را به میان می‌آورند که از طاقت کلّی بشر بیرون است و به همین جهت به آن، معجزه می‌گویند. موفق باشید

24694
متن پرسش
سلام علیکم: ببخشید من یک سوالی ذهنم رو گرفته. به نظر شما طریق الی الله به اندازه ای که آیت الله شجاعی (ره) گفته و نوشته اند دقیق و ظریف است؟ مقالات ایشان را خواندم. خیلی به مسائل اهمیت می دهند. به حدی سختگیر که بعضی از دوستان به شوخی می گویند که فکر نمی کنیم که دیگر آنقدر سخت باشد مسیر الی الله. ضمنا ایشان به گونه ای سخن می گویند که من حس می کنم فاصله ایی بسیار عمیق و طولانی با ایشان داریم. اگر اشتباه نکنم در فرمایشاتشان بعضی جاها می فرمایند: «هیچ می فهمید چه می گویم؟» با خواندن یا گوش دادن بیاناتشان احساس می کنم خیلی خیلی عقب افتاده ایم. نظره خود شما بزرگوار درباره ی ایشان چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عجله نکنید. آرام‌آرام باید وارد شد. آن‌چه در آخر برای انسان قابل تحمل است در ابتدا، سختْ می‌نماید. ولی در هر حال آیت اللّه شجاعی نکات دقیقی را در میان آورده‌اند. موفق باشید

24295
متن پرسش
با سلام و عرض ادب خدمت استاد عزیز: در روایت است که هر کس گناه کند بخشی از عقل او سلب می شود، که دیگر هیچ وقت به سوی او باز نمی گردد. آیا این روایت با روایت هرکس توبه کند مانند کسی است که گناه نکرده مغایرت ندارد؟ پس تکلیف عقلی که دیگر باز نمی گردد چه می شود؟ با تشکر و التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال باید متوجه‌ی توّاب‌بودنِ حضرت ربّ العالمین در همه‌ی موارد بود و این‌که می‌فرماید: «إنّ الحسنات یذهبنّ السّیئات» یعنی با اعمال نیکو و رعایت دستورات خداوند، سیئات و آثار بد گناه می‌رود. شاید منظور آن روایت این باشد که فرصتِ انجام عمل نیک از دست می‌رود که آن را نیز خداوند با توّاب‌بودن آن جبران می‌کند. موفق باشید

23959

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم حاج آقا طاهرزاده: بنده سوالی نداشتم فقط به دلیل علاقه زیادم به شما خواستم جویای احوال شما باشم. من آلمان زندگی می کنم اگر اصفهان بودم حتما حضورا خدمت می رسیدم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده نیز دعاگو خواهم بود. به نظرم آمد که از یادداشت‌هایی که داشته‌ام چند نکته‌ای خدمتتان ارسال دارم: موفق باشید

خداوند انسان را جامع جمیع اسمای فعلیِ وجوبیِ الهی و در بردارنده صفات و نسبت‌های ربوبی قرار داد. .... یعنی از هر اسمی از اسماءاش در فطرت انسان لطیفه‌ای قرار داد تا آدم با این لطایف برای تحقق یافتن همه اسمای جمالی و جلالی آماده باشد. همان‌طور که چشم اگر به تفاوت‌های رنگ‌ها توجه کند، نور را نمی‌بیند، چشم روح هم وقتی متوجه موجودات جزئی و کلی می‌شود، خودِ وجود را نمی بیند هر چند تنها به واسطه وجود است که ما با موجودات روبه روئیم. روح انسان به واسطه نحوه وجود داشتن‌اش، یعنی قاعده وجودش، با وجود خویشاوند است و به همین جهت قادر به دریافت موجودات می‌شود.

22936

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد بزرگوار: زیارتتان مقبول حق. استاد چند سوال داشتم اگر لطف کنید جواب دهید بسیار ممنون می شوم. ۱. نظرتان درباره آثار و کتب آقای مهدی طیب چیست؟ آیا در آثارش انحرافاتی هست؟ آیا شما تایید می فرمایید؟ راستش استاد عزیز چند روزی قلبم به آثار مهدی طیب کشش پیدا کرده است! لطفا بیشتر راهنمایی فرمایید. ۲. آیا شما کتاب طبیب عشق و شراب طهور ایشان را کامل تایید می فرمایید؟ چون کتاب طبیب عشق را خواندم بسیار عارفانه و منطقی و آرامش بخش بود! ۳. نظرتان در مورد مولا نظر علی طالقانی چیست؟ آیا تایید می فرمایید؟ ۴. ایا کتاب کاشف الاسرار مولا نظر علی طالقانی را تایید می فرمایید؟ آیا انحرافاتی در کتبش هست؟ ۵. در کل در کنار آثار شما من می توانم کتاب های فوق را مطالعه کنم یا نه؟ اصلا آیا نیازی به آثار فوق هست؟ با تشکر و با آرزوی سلامتی. ان شاءالله با اهل بیت علیه السلام محشور شوید.
متن پاسخ

تعالی: سلام علیکم: ۱. به نظر بنده خوب است، شکر کنید که میل شما به این نوع معارف سوق داده شده است. ۲. تا آن‌جا که بنده در نظر دارم نکات خوبی در آن بود ۳ و ۴. مطالب خوبی در آن دو کتاب یافتم و استفاده نمودم. البته در شرایط تاریخی خودش باید به آن مطالب نگاه کرد. ۵. چرا نه، آری! نیاز هست که مطالب خوب را از هرجایی گرفت و از آن استفاده کرد. موفق باشید

20256

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد بزرگوار: در خصوص تهجد نیمه شب و بیداری نیمه شب به غیر از انجام نماز شب، پیشنهاد چه اعمال دیگری را دارید؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خوب است اگر فرصتی بود با قرائت قرآن و مناجات «خمسه عشر» و تسبیحات حضرت زهرا«سلام‌اللّه‌علیها» مأنوس باشید. موفق باشید

31004

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: ۱. نظرتان درباره مباحث تربیتی آقای پناهیان چیست؟ ۲. مستحضرید در بحث انتخابات طرفداران آقایان جلیلی و رئیسی هر یک تأکید زیادی بر روی کاندیدای مد نظر خود دارد، آیا این دو بزرگوار با یکدیگر هماهنگ اند یا منتظر مسائل دیگری باشیم؟ ممنونم
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عرایضی در این رابطه در جواب سؤال‌ شماره 30995  شده خوب است به آن جواب رجوع فرمایید. موفق باشید

30002

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد محترم: با توجه به اینکه حقیقت ازدواج رو انشا صورت انسانی می گویند، و اینکه روح با روح دیگر یگانه می شود و تا مسیر قرب الی الله حرکت می کنند، آیا ممکن است، یک روح با روح های متعددی در ازدواج بتواند یکی و یگانه شود؟ مثلا اگر همسر او فوت کرد، بعد فوت همسر، اگر ازدواج کرد، آیا روحش در ازدواج مجدد هم می تواند یگانه شود؟ اتحاد پیدا کند، یا همچنان اتحاد با همان روح قبلی دارد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ازدواج شرعی زن و مرد، رابطه‌ای عرشی بین آن دو پیش می‌آورد. آن همسری که فوت کرده، دیگر در جهانِ خودش حاضر است و نسبتی با این جهان ندارد. سری به تفسیر آیه «فَإِذَا نُفِخَ فِي الصُّورِ فَلَا أَنْسَابَ بَيْنَهُمْ يَوْمَئِذٍ وَلَا يَتَسَاءَلُونَ» در المیزان بزنید. موفق باشید

27907

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
چه ادله ای بر شهادت حضرت زهرا (س) هست؟ چرا شیخ مفید و کاشف آل الغطا و همچنین مرحوم سید محمد حسین فضل الله آن را قبول ندارند؟ آیا این نعوذبالله بی غیرتی مولا علی (ع) نیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: شهادت به آن معنایی که مستقیماً آن حضرت را شهید کرده باشند؛ غیر از آن است که به گفته‌ی بعضی از مورخان خانم جوانی که هیچ سابقه‌ی بیماری نداشتند یک‌مرتبه با سقطی که حتی ابن ابی الحدید بالکنایه متذکر آن است، آنچنان از دنیا می‌روند. موفق باشید

27041

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام خسته نباشید طاعات و عباداتتان قبول باشد. استاد بهترین عمل در ماه شعبان چه عملی هست و اینکه می خواستم نظرتون را درباره خواندن سیر مطالعاتی کتب آیت الله مکارم شیرازی را بدانم (اللهم عجل لولیک الفرج)
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. بهترین اعمال ماه شعبان همان روزه و استغفار و دعای هنگام زوال و مناجات شعبانیه و صدقه است. ۲. فکر می‌کنم با آثار شهید مطهری شروع کنید به عمق بیشتری می‌رسید. موفق باشید

26527

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم: استاد عزیز من به خودم و نحوه مطالعه خودم شک دارم. چند وقتی است مصباح الهدایه را از طریق شرح شما در حال مطالعه هستم اما به راحتی تمام صحبتها و توضیحات شما را تایید می کنم و جای شک و شبه یا انکاری برای من باقی نمی مونه و از طرفی در شروع مباحث سوال برام پیش می آمد اما به مرور رفع می شد و تمام مطالب از لحاظ عقلی و قلبی فقط ناخواسته تایید می کردم و می کنم (حقیقتش از همان ابتدای آشنایی با شما راجع به همه مطالب و سیر مطالعاتی شما اینگونه بودم) اما اگر کسی سوالی در این باب از من بپرسه اصلا توانایی توضیح ندارم فقط قلبم میدونه جواب چیه تازه اگر بخواهم توضیح بدم نه تنها جواب دقیق و کامل نمیتونم بدم بلکه بیشتر موجب ایجاد سوال و شبه برای طرف مقابلم میشم با همه این احوالات از این وضعیت ناراحت نیستم به خودم میگم من در جایگاه تدریس یا تفهیم موضوع برای شخص دیگر نیستم لزومی هم نداره خودم بتونم برای خودم این را مطالب شرح بدم همین که تایید قلبی دارم که منجر به اعتقادم میشه کافیست اما به تازگی نگران شدم که آیا این واقعا برای آخرتم کافیست؟ یا شیوه مطالعه من از همان ابتدا (طی این ۱۵ سال تا کنون) ایراد داره یا خیر؟ چون واقعا از همه لحاظ تایید می کنم گاهی حتی در برخی مباحث شما مثل مصباح الهدایه به خودم میگم خوب این توضیحات که واضح هستش و قابل فهم چرا اینقدر تفسیر میشه هرچند با تفسیر بیشتر تاییدیه من بیشتر میشه و اصلا در خصوص هیچ یک از مباحث شما تا کنون نیاز به فکر کردن نداشتم و شاید باور نکنید گاهی به خودم میگه این مباحث فقط جنبه یاداوری و تذکر داره انگار میدونم با اینکه بار اول است که به آن مواجه شدم. ۲. یکی از اساتید معارف ما می فرمود روح اموات با شخص آشنای خودشون در عالم دنیا میتونند ارتباط داشته باشن و با خیرات آنها دعای خیرشان را شامل آن فرد میکنن ولی عموما برای ارتباط با ارواح طیبه مثل شهدا و امام خمینی (ره) و غیره از طریق شخص ناآشنا ارتباط تقریبا مشکل یا ناممکن است. در پاسخ به یکی از سوالات دوستان شما در این سایت فرمودید از طریق خیرات می شود با روح امام خمینی ارتباط برقرار کرد و همچون استاد کاملی در عرفان از امام بهره گرفت من سالهاست که بدنبال استاد عرفان می گردم اما هر شخصی که در مسیرم قرار گرفت کامل نبود و من اصلا وارد عرفان و آنچه آنها میگفتن نشدم یا بعد از مدتی کنار گذاشتم چون روحم احساس اغنا نداشت. قاعدتا من جدا از تمام مباحث و نقدهای سیاسی که فعلا در جامعه وجود داره شخص امام خمینی (ره) را از لحاظ توحیدی کامل می دانم و کسی را همپای ایشون نمی دانم. اما اگر توضیح استاد ما کاملا درست باشه پس من نمی تونم در خصوص عرفان از امام خمینی مدد بگیرم ناگفته نماند من همیشه فاتحه و اعمال خیری را نثار امام کردم و می کنم ولی احساس می کنم بی نتیجه بوده خلاصه اگر قرار است این مدد گرفتن از امام با دعا و خیرات بنده برای ایشون باشه نحوه راهنمایی ایشون به عنوان یک استاد عرفان برای منی که نمیشناسه چگونه صورت میگره (علت سول بخاطر فرمایشات آن استاد محترم می باشد) و از چه طریق متوجه باشم آن امداد غیبی یا هرچه هست از سمت امام خمینی است؟ ۳. استاد معارف ما معتقد است روزی در زمین هیچ یک از امامان زنده نیستن و انقدر اعتقادات مردم سست می شود که بجز پیران کسی یاد خدا نمی کند به گونه ای که آن پیران هم می گویند شاید خدا باشد وقتی به ایشون گفتم این قضیه با واسطه فیض بودن ائمه بر روی زمین منافات دارد ایشون گفت تو فکری می کنی تا کی قراره ائمه رجعت کنن و یا بمیرن و مجدد زنده شوند؟ نکنه قصد تو این است که آنها مدام بیایند و بمیرن درحالی‌که من تنها جوابم این بود که زمین از حجت خدا و خلیفه اش هرگز خالی نخواهد ماند ولی با انتقاد ایشون مواجه شدم و من پاسخ شفاهی نداشتم اما اصلا سخن ایشون را قبول نکردم نظر شما در این رابطه چیست؟ بخاطر صبر و حوصله و وقتی که برای همه ما می گذارید متشکرم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. همین حالت خوب است. زیرا بعد از مدتی برای شما شخصیت می‌شود و دیگر  بر اساس شخصیتِ خود سخن می‌گویید، نه بر اساس محفوظاتتان. ۲. مگر این ملت به روح حضرت امام و شهداء به جهت حضور در تاریخی که هستند، نزدیک نمی‌باشند؟ ندیدید که مردم چه اندازه حاج قاسم سلیمانی را از خود دیدند! آری! مثلاً اگر می‌خواهید با سید حیدر آملی مرتبط شویدبا روح او از طریق معارفی که مطرح کرده، یا توصیه‌هایی که نموده آشنا گردید. ۳. عرایضی در کتاب «مبانی نظری مهدویت» در رابطه با حضور انسان کامل مبنی بر آن‌که انسان کامل همواره در صحنه است، شده است. خوب است که به آن کتاب که بر روی سایت است، رجوع شود. موفق باشید  

26402

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: باید توجه داشت که رب مطلق یا رب پیغمبر غیر از رب مقید یا رب موجودات نظام عالم به غیریت عزلی نیست بلکه رب مطلق همان رب مقید است است که با سعه بیشتری خود را جلوه داده است. «الهی و ربی من لی غیرک»: لطفا غیریت عزلی را توضیح بدهید
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: واژه‌ی «غیرت عزلی» برای بنده روشن نیست. ولی این‌که ربّ مطلق همان ربّ مقیّد است که تقیید آن به جهت ظرفیتِ مربوب است؛ حرف درستی است. موفق باشید

26039

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: در روایتی آمده که یار نزدیک امام صادق (ع) پیش اون حضرت از سختی زندگی و فشاری که روی ایشون بوده شکایت می کنند. حضرت بهشون یه کیسه سکه میدند. اون فرد میگه من پول نمی خواستم فقط دعام کنید. حضرت می فرمایند پول را بگیر دعا هم می کنم. بعد می فرمایند هرگز مشکلاتت رو برای مردم نگو تا عزت نفست حفظ بشه. آیا میشه مشکلات رو به امام گفت؟ایشون از گفتن به مردم نهی کردند، نه گفتن به امامان رو. آیا درسته این مطلب؟ مگر ائمه نمی فرمایند که نمک زندگیتاک را هم از ما بخواهید؟ پس می توان به خدمت ایشان شکایت از زندگی کرد. درسته؟ ممنون که وقت می گذارید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چرا که نه! آن‌ها واسطه‌ی فیض الهی هستند. موفق باشید

25422

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسمه تعالی با عرض سلام و خدا قوت خدمت استاد عزیز: استاد پیرو جواب ۲۵۳۷۸، آیا اینکه با معصوم (ع) قرار بذاری که اگر خودشان راضی به امری هستند فلان نشانه را نشان بدهند بفرموده شما این هم می شود خدای ناکرده تعیین تکلیف برای ایشان؟ سوال دوم، در بحث شرح حدیث جنود عقل و جهل بیان کردید که برای رساندن توحید به قلب بعضی اذکار مثل لااله الا الله را تکرار کنید. من از نوجوانی مرتب این ذکر را تکرار می کردم تا چند وقت پیش با موسسه یکی از علما تماس گرفتم اتفاقی عنوان شد این مسله گفتم گاها هزار مرتبه صبح گقته ام مرا نهی کردند که این ذکر مال شما نیست تنها می شوی، و حتی زیارت عاشورار هم مدام نخوان چون لعن دارد. فقط چهل روز بخوان بذار کنار. مگر سفارش امام زمان (عج) به مداومت عاشورا نیست؟ تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. آری! بالاخره همه‌ی قواعد عالَم در اختیار ما نیست تا انتظار داشته باشیم آن‌ها بر اساس نظرِ ما عمل کند. ۲. به نظرم بی‌جا نفرموده‌اند، بالاخره ما باید موقعیت خودمان را در نظر بگیریم. موفق باشید

25198
متن پرسش
استاد گرامی سلام علیکم: با توجه به اینکه فلسفه غرب بر مبنای شک نهاده شده و فلسفه ای شکاکانه بر غرب تسلط دارد، چگونه است که در علوم مادی اینقدر پیشرفت می کنند و از قوانین ثابت و یقینی طبیعت استفاده می کنند و در این زمینه یقین دارند جهت پیشرفت علوم مادی؟ آیا کسانی که در پیشرفت این علوم نقش دارند پیرو فلسفه شکاکانه نیستند و به نوعی رئالیست هستند؟ آیا کسی که درگیر فلسفه شکاکانه غرب است می تواند باعث پیشرفت علم مادی شود و یا نه اصلا چنین شخصی به دنبال پیشرفت علوم مادی نمی‌رود و میلی برای این حرکت ندارد و فقط درگیر موهومات خود است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فلسفه‌ی غرب با کانت و نظر به فنومن‌ها به چیزی رسید که آن‌چه را بشر غربی می‌خواهد ایجاد کند، نه آن‌چه را که در واقعیت هست. به همین جهت غرب از این جهت، پیشرفت نکرد، بلکه توهّمات خود را صورت خارجی بخشید. موفق باشید

24567

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: استاد شما در مباحث کتبی و صوتی تون درباره ی وحدت وجود عرفا توضیح فرموده اید؟ اگر آری در کدام یک از آثارتان؟ دوم اینکه نظر شما درباره وحدت وجود مدنظر عرفا چیست؟ چرا این عقیده ی وحدت وجود آنقدر مخالف داره؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث آن مفصل است. پیشنهاد می‌کنم بعد از مطالعه‌ی کتاب «ده نکته در معرفت نفس» و «برهان صدیقین» همراه با شرح صوتی آن‌ها، به شرح تفسیر سوره‌ی حمد امام جهت مطالعه‌ی «وحدت وجود» بپردازید. موفق باشید

23575

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد بزرگوار وقتتون بخیر و خسته نباشید، ببخشید استاد بنده سوالی در مورد کتاب «نیروی حال از کهارت تول» مطرح کردم که نظرتون رو در این مورد جویا شدم، اما گویا به این سوال بنده جوابی داده نشده، سوال ۲۳۵۵۰، ممنون میشم راهنمایی بفرمایید. تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این‌طور جواب داده شد:

۲۳۵۵۰- باسمه تعالی: سلام علیکم: چیزی در این مورد نمی‌دانم. موفق باشید

23386
متن پرسش
سلام و عرض ادب استاد: ببخشید در مورد یکی از آیات قرآن سوالی داشتم که حین خواندن المیزان ذهنم را بخود مشغول کرده است. آیه این است: «لا رطب و لا یابس الا فی کتاب مبین» خداوند در قرآن می فرمایند که هیچ خشک و تری نیست مگر اینکه در قرآن هست. حال سوال بنده این است: ۱. آیا در قرآن نحوه ساخت فلان قطعه الکتریکی یا روش درمان فلان بیماری، خاصیت فلان ستاره، نحوه چاپ یک روزنامه! و غیره و غیره آمده است؟ پس چرا خداوند گفته اند هیچ چیزی نیست مگر اینکه در قرآن آمده؟ ۲. علامه گفته اند قرآن جامع نمی شود آورد، جامع تمامی علوم و معارف (قریب به همین مضمون) حال: یعنی می شود آیه ناقص آورد؟! فقط در مورد یک چیز خاص. اصلا به چه چیزی قرآن می گویند؟ ۳. حکمای غرب و شرق، افرادی مثل گاندی یا کریشنا مورتی یا امثالهم نتوانستند یا در آینده نیز نمی توانند حکمتی که در گذشته نامشخص بوده بیاورند و مطرح کنند؟ این مطلب با گفتار قرآن مجید و مترجم محترمش چگونه تطبیق دارد؟ ممنونم
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: قرآن در راستای هدایت انسان‌ها هیچ‌گونه فروگذاری نکرده است تا انسان‌ها کلیّت زندگی را بشناسند و با عقل و تجربه‌ی خود در امور جزئی، خودشان زندگی را ادامه دهند. آری! اگر فرمود: «اطلبوا العلم و لو بالصین» در همان بستر کلی می‌توان از نگاه سایر ملل بهره برد. موفق باشید

32663

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد گرامی: طاعاتتون قبول. التماس دعا. استاد چرا لازم است که حکومت دینی تشکیل شود؟ و بدون تشکیل نظام و حکومت، دینداری افراد به نتیجه نمی‌رسد؟ ممنون

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بزرگان دین در رابطه با «ولایت فقیه» مفصلاً بر مبنای آیات و روایات و دلایل عقلی سخن‌ها گفته‌اند. بنده مختصری از سخنان آن بزرگان را در کتاب «مبانی نظری نبوت و امامت» تحت عنوان «مبانی حکومت دینی» عرض کرده‌ام که ذیلاً خدمتتان ارسال می‌شود: موفق باشید

مباني حكومت دينـي

در رابطه با جايگاه انقلاب اسلامي دو نکته را بايد مدّ نظر داشت؛ يک نکته در مورد جايگاه آن به عنوان نظام ديني، در مباني عقلي و شرعي است و نکته‌ی ديگر جايگاه تاريخي و اهدافي است که دنبال مي‌کند. در رابطه با مباني عقلي و شرعي نظام ديني به طور مختصر مي‌توان موارد زير را برشمرد:

1- در مباحث عقلي اين نکته روشن است که در هر موضوعي همواره مقام وحداني، عامل حفظ و بقاي جنبه‌هاي كثرت در آن موضوع است، مثل روح انسان که به عنوان مقام وحداني عامل حفظ و بقاي بدن است و تا نظر به بدن دارد مانع مي‌گردد تا بدن متلاشي شود و بين سلول‌هاي آن گسستگي ايجاد گردد.

از آن جايي که جامعه عبارت است از مجموعه‌اي از افراد که جهت رفع حوائجِ خود کنار هم آمده‌اند، اگر از طريق پذيرش حکم حضرت اَحد به مقام وحدت متصل نشود، نمي‌تواند داراي بقاء و حياتِ حقيقي باشد و به مقصدي که به دنبال آن است دست ‌يابد، بلكه حياتش دروغين و انسجامش وَهْمي خواهد شد. مثل بدن مرده‌اي است كه به واقع انسجام و يگانگي حقيقي ندارد و در آن صورت اعضای آن در اختيار يك هدف واقعي قرار نمي‌گيرد و زماني نمي‌گذرد که متلاشي مي‌شود. پس بايد نظام اجتماعي انسان‌ها، همچون نظام فردي‌شان، تحت تدبير و حاكميت حضرت «اَحد» باشد تا به ثمره‌ي حقيقي دست يابد و بر اساس قاعده‌ي ارتباط کثرت‌ها به وحدت، ادامه‌ي حيات متعالي در آن فراهم باشد.

2- خداوند در سوره‌ي شوري آيه‌ي 9 مي‌فرمايد: «فَاللّهُ هُوَ الْوَليُّ» يعني فقط خدا «وليّ» است و لذا فقط حكم خدا بايد در امور انسان‌ها - اعم از امور شخصي و اجتماعي- حاكم باشد، و هرگونه حاكميتي در امور انسان‌ها كه مظهر حكم خدا نباشد، خلاف واقعيت جاري در هستي است.

3- براي حاكميت حكم خدا بر انسانِ مختار، «نبي» و «امام» نياز است. پس نبي و امام آينه‌ي نمايش حكم خداونداند و هيچ چيزي از خود ندارند، مثل آينه كه صِرفاً حكايت‌كننده و نمايش‌دهنده‌ي وجود شخصي است كه در مقابل آن است. در همين راستا امام باقر(ع) مي‌فرمايند: «بَلْ قُلُوبُنَا أَوْعِيَةٌ لِمَشِيَّةِ اللَّهِ فَإِذَا شَاءَ شِئْنَا»[1] قلب هاي ما ظرف خواست و مشيت خداوند است چون او بخواهد ما مي خواهيم.

4- در زمان غيبتِ امام زمان(عج) براي اين‌كه رابطه‌ي انسان‌ها و جامعه با حضرت اَحد قطع نشود و حكم خدا در امور انسان‌ها - اعم از امور شخصي و امور اجتماعي- جاري و حاكم باشد، ضرورت دارد يك كارشناسِ كشف حكم خدا از طريق كتاب و سنت، در صحنه‌ي مديريتِ بالاي جامعه باشد تا اين نياز برآورده شود و جايگاه مراجعِ صاحب فتوي در امور فردي و وَليّ فقيه در امور اجتماعي بر همين مبنا است.

5- خدايي كه براساس حكمت بالغه‌‌اش هيچ نيازي را بي‌جواب نمي‌گذارد و بر همين اساس پيامبر و امام را براي بشر مي‌پروراند[2] در زمان غيبت امام زمان(عج) چون جامعه نياز به يك فقيه اَعْلم و شجاع و متقي دارد، اين چنين فقيهي را هم مي‌پروراند. حالا وظيفه‌ي مردم این است که از طريق خبرگان فقيه‌شناس او را كشف نمايند و اگر افراد در اين مورد حساسيت لازم را به‌کار نگيرند و تلاش نكنند، گرفتار حاكماني مي‌شوند كه افكار و خواست‌هاي خودشان را بر مردم حاكم مي‌كنند. در حالي كه فقيه، حكم خدا را بر جامعه حاكم مي‌كند، حکمي که مطابق فطرت همه‌ي انسان‌ها است و تمام ابعاد وجودي انسان را رشد مي‌دهد.

امام خميني«رضوان‌الله‌تعالي‌عليه» در کتاب ولايت فقيه با استدلال به لزوم وجود مؤسسات اجرايي و ضرورت اجراي احکام اسلام و ماهيت و کيفيت قوانين اسلام (احکام مالي، احکام دفاع ملي و احکام احقاق حقوق و احکام جزايي) و لزوم وحدت بين امت اسلام و ضرورت قيام علما براي نجات مردم مظلوم و محروم و همچنين با استناد به سنت و رويّه‌ی رسول اکرم(ص)و رويّه‌ي امير مؤمنان علي بن ابيطالب(ع)و... بر ضرورت تشکيل حکومت اسلامي در عصر غيبت تاکيد کرده و مي‌فرمايد: «اکنون که دوران غيبت امامu پيش آمده و بناست احکام حکومتي اسلام باقي بماند و استمرار پيدا کند و هرج و مرج روا نيست، تشکيل حکومت لازم مي آيد. عقل هم به ما حکم مي‌کند که تشکيلات لازم است... اکنون که شخص معيني از طرف خداي تبارک و تعالي براي احراز امر حکومت در دوره‌ي غيبت تعيين نشده است، تکليف چيست؟ آيا بايد اسلام را رها کنيد؟ ديگر اسلام نمي خواهيم؟ اسلام فقط براي دويست سال بود؟ ...يا اين‌که حکومت لازم است، و اگر خدا شخص معيني را براي حکومت در دوره‌ی غيبت تعيين نکرده است، لکن آن خاصيت حکومتي را که از صدر اسلام تا زمان حضرت صاحب الزمان(عج)موجود بود براي بعد از غيبت هم قرار داده است. اين خاصيت که عبارت از علم به قانون و عدالت باشد در عده‌ی بيشماري از فقهاي عصر ما موجود است. اگر با هم اجتماع کنند، مي توانند حکومت عدل عمومي در عالم تشکيل دهند. اگر فرد لايقي که داراي اين خصلت باشد به پا خاست و تشکيل حکومت داد، همان ولايت را که حضرت رسول اکرم(ص)در امر اداره‌ی جامعه داشت دارا مي باشد، و بر همه‌ي مردم لازم است که از او اطاعت کنند».[3]

امام خميني«رضوان‌الله‌تعالي‌عليه» در کتاب البيع مي فرمايند: «همان دلايلي که لزوم امامت را پس از نبوت اثبات مي‌کند، عينا لزوم حکومت در دوران غيبت حضرت ولي عصر را در بر دارد... آيا مي توان تصور کرد که آفريدگار حکيم، امت اسلامي را به حال خود رها کرده و تکليفي براي آنان معين نکرده باشد؟ و آيا خردمندانه است که بگوييم خداوند حکيم به هرج و مرج ميان مسلمين و پريشاني احوال آنان رضا داده است؟ و آيا چنين گماني به شارع مقدس رواست که بگوييم حکمي قاطع جهت رفع نيازهاي اساسي بندگان خدا تشريع نکرده است تا حجت بر آنان تمام شده باشد؟»[4]

آري، لزوم حکومت به منظور بسط عدالت و تعليم و تربيت و حفظ نظام جامعه و رفع ظلم و حراست مرزهاي کشور و جلوگيري از تجاوز بيگانگان، از بديهي ترين امور و واضحات عقل است، بي آن‌که بين زمان حضور و غيبت امام و اين کشور و آن کشور فرقي باشد.

آيت الله العظمي بروجردي به طور منظم و منطقي بر اثبات ولايت فقيه استدلال عقلي کرده و در بين کلمات خويش صراحتاً از نصب فقيه براي سرپرستي جامعه‌ی اسلامي سخن گفته است.ايشان، در باره‌ی اثبات ولايت فقيه و بيان ضوابط کلي و شئون و حدود ولايت مي فرمايند:

اولا: در جامعه اموري وجود دارد که مربوط به فرد خاصي نيست بلکه از امور عمومي اجتماعي است که حفظ نظام جامعه بدان وابسته است، نظير قضاوت، سرپستي اموال غايب و ناتوان و مجهول المالک، و حفظ نظام داخلي جامعه و پاسداري از مرزها و دستور جهاد و دفاع هنگام هجوم دشمنان و مشابه آن که با سياست مُدُن مرتبط است.اين امور از مواردي نيست که هر شخصي مستقلا بتواند عهده دار آن گردد، بلکه از وظايف سرپرست جامعه و آن کسي است که زمام امور اجتماعي مردم به دست اوست.

ثانيا: براي کسي که قوانين اسلام و ضوابط آن را بررسي کند، ترديدي باقي نمي ماند که اسلام دين سياسي، اجتماعي است و احکام آن به اعمال عبادي شرعي محض که هدف آن، تکامل فرد و تامين سعادت اخروي است منحصر نيست، بلکه اکثر احکام آن مربوط به امور سياسي و تنظيم اجتماع و تامين سعادت دنياي مردم است.مانند احکام معاملات و سياسات و جزاييات از قبيل حدود و قصاص و ديات و احکام قضايي، و مالياتهايي نظير خمس و زکات که حفظ دولت اسلام متوقف بر آن است.به همين خاطر علماي خاصه و عامه اتفاق نظر دارند که در محيط اسلام وجود سياستمدار و رهبري که امور مسلمانان را اداره کند ضروري است بلکه از ضروريات اسلام است.هرچند در خصوصيات و شرايط او و چگونگي تعيين او از سوي رسول اللهf يا با انتخاب عمومي، اختلاف نظر دارند.

ثالثا: بي ترديد سياست بلاد و تامين جهات اجتماعي در دين اسلام جداي از جهات روحاني و شئون مربوط به تبليغ احکام و ارشاد مسلمانان نيست، بلکه از همان صدر اسلام سياست با ديانت در هم آميخته و سياست از شئون ديانت محسوب مي شده است.رسول الله(ص) شخصا به تدبير امور مسلمانان مي پرداخت و امور آنان را سياست‌گزاري مي‌کرد و مسلمانان براي حل و فصل خصومت‌هاي خويش به وي مراجعه مي‌کردند. پس از آن حضرت نيز سيره‌ي خلفاي راشدين و غير راشدين و امير المؤمنين(ع) به همين منوال بود. آن حضرت پس از تصدي ظاهري خلافت، امور مسلمانان را تدبير مي‌کرد و براي ولايات، قاضي و حاکم منصوب مي‌فرمود.[5]

اين است مباني عقلي و شرعي حکومت ديني. 

[1] - بحار الأنوار ، ج‏52، ص 51.

[2] - در راستای پرورش انسانی که حکم خدا را در جامعه جاری کند در مورد رسول خدا، حضرت علي(ع) در خطبه‌ي 193 مي‌فرمايند: «...وَ لَقَدْ قَرَنَ اللهُ بِهِ.(ص)مِنْ لَدُنْ اَنْ كانَ فَطيماً اَعْظَمَ مَلَكٍ مِنْ مَلائِكَتِهِ يَسْلُكُ بِهِ طَريقَ الْمَكارِم و مَحاسِنَ اخلاقِ العالَمِ، لَيْلَهُ وَ نهارَهُ» از همان لحظه‌اي كه پيامبر(ص) را از شير گرفتند، خداوند بزرگ‌ترين فرشته‌ي خود را مأمور تربيت پيامبر كرد تا شب و روز، او را به راه‌هاي بزرگواري و راستي و اخلاق نيكو راهنمايي كند.

[3] - به کتاب ولايت فقيه(حکومت اسلامي)، امام خميني، مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني، 1373، ص 39- 40 رجوع شود.

[4] - به کتاب البيع، امام خميني،  مؤسسه اسماعيليان، ج 2، ص 461- 462 رجوع شود.

[5] - به کتاب البدر الزاهر في صلوة الجمعه و المسافر، حسينعلي منتظري، (تقرير لما افاده آيت الله العظمي حاج آقا حسين بروجردي طباطبائي)، ص 52- 57 رجوع شود.

32065

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و احترام بر استاد عزیز: با توجه به اینکه هر انسانی طبق عین ثابته خود عمل می‌کند به چه دلیل در آیه ای از قرآن آمده که ملائکه بعد از مرگ هر شخص پرونده اعمال فرد را با آن لوح محفوظ که نزد خداوند است مطابقت می‌کنند. اگر از قبل مشخص است این تطابق ومقایسه برای چیست؟ این سوال خیلی ذهن مرا مشغول کرده و جواب آن را در پرسشهای قبل پیدا نکردم و مجبور شدم وقت شما را بگیرم. شغل من آزاد است و به سخنرانی شما خیلی علاقه دارم ونگاه من را به دنیا وآخرت تغییر داده است. ممنون تشکر

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحمدلله بحث مفصلی در رابطه با آیه 28 سوره جاثیه که می‌فرماید: «وَ تَرى‏ كُلَّ أُمَّةٍ جاثِيَةً كُلُّ أُمَّةٍ تُدْعى‏ إِلى‏ كِتابِهَا الْيَوْمَ تُجْزَوْنَ ما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ» که این موضوع را مطرح می‌کند در کتاب «سوره جاثیه و راز زمین‌گیری امّت‌ها» شده است و خداوند معارف بسیار ارزشمندی را به ما در رابطه با این موضوع گوشزد می‌کند. خوب است که به آن کتاب که روی سایت نیز هست، رجوع فرمایید. موفق باشید

31427

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام خدمت استاد گرامی: ضمن تسلیت ایام حزن و اندوه ائمه علیه السلام کتاب آنسوی مرگ رو می خوندم. سری به پرسش و پاسخ های مخاطبین سایت هم زدم چند مورد بیاناتی فرموده بودین. قبلا در مورد کتاب سیاحت غرب که تا حدودی در همین فضاست بیاناتی فرموده بودین که با وجود حجم کم کتاب بسیار راه گشا بود. با توجه به بعضی مسائلی که در کتاب بود و مشکل پیش می آورد (که در پرسش خوانندگان هم موردی مطرح شده بود) می خواستم از شما درخواست کنم با توجه به اینکه کتاب استقبال خوبی داشته و بسیاری آن را می خوانند در صورت صلاح دید و وسعت وقت مطالبی هم برای این کتاب بیان کنید که جهت نگاه و استفاده خوانندگان صحیح باشه تا بشه بهره بیشتر در مسیر صحیح از کتاب بگیریم --------------------------------------- برای نمونه دو سه مورد که خودم به مشکل برخوردم مورد اول که بسیار تکان دهنده بود وضعیت شهر از دید ملکوتی آن بود. در مورد تجربه سوم، وادی حق الناس بود کاملا نا امید کننده بود. در ادامه توصیف بهشت برزخی بود یک مورد درباره لذات جنسی افراد بود که قرار دادن این صحبت ها با آن بیانی که شما در مورد حورالعین داشتید تفاوت از زمین تا آسمان بیشتر بود. مورد دیگر توصیف بهشت که حس تفرجگاه شش هفت ستاره برو منتقل می کرد. موارد دیگری هم بود که اینها رو برای نمونه ذکر کردم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد سؤال‌هایی از طرف کاربران محترم در زمان‌های مختلف شده و بنده نیز عرایضی داشته‌ام خوب است که به آن جواب‌ها رجوع شود. مثل سؤال و جواب شماره‌ 25063 و 27034 . موفق باشید

30341

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و احترام: ممنون از پاسخ شماره 30292 عذرمی‌خواهم مجدد مزاحم شدم شاید در این رفت و برگشت ها و گفتگو، برکت باشد ان شاءالله. راستش بنده دقیقا با شما همراه هستم ولی این سوال در جمع ما پیش آمد که در اینصورت چرا ازدواج با غیر مسلمان حرام است؟ ممنون از لطف شما. مأجور باشید. در این ایام پر برکت التماس دعا دارم
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اولاً: ازدواج با موحدین طبق آیه‌ی ۵ سوره‌ی مائده، جایز است. البته بخث فقهی آن را فقها روشن می کنند. ثانیاً: مودّت و رحمت الهی در بستر توحید بر زوجین تجلی می‌کند وگرنه صرفاً یک امر شهوانی می‌شود. موفق باشید

30245
متن پرسش
سلام علیکم: فرض کنید همین الان قیامت کبری شروع شود تکلیف کسانی که از قبل مرده اند مشخص است مراتبی را در برزخ طی نموده خودشان را در برزخ ادراک می‌کنند ولی کسانی که هنوز نمرده اند آیا اینها هم همان وضعیت را دارند با توجه به اینکه حد وسط یعنی تکامل برزخی را طی نکرده‌اند یا اینها هم سفر برزخی دارند و با اینکه بساط عالم ماده جمع شده خود را در برزخ احساس می‌کنند و در طی مراحلی قیامت آنها شروع می‌شود و خود را قیامتی میابند؟ با توجه به اینکه گفته می‌شود طفره در مراتب کمال محال است و تا مراحل مادون طی نشود مراحل ماورا بدست نمی‌اید؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در نفخه‌ی اول، همه به عالَم برزخ منتقل و در آن‌جا حاضر می‌شوند حال، چه اندازه عالم برزخ باقی است تا عالم و آدم مستعدّ تجلیات قیامتی پیدا کنند و نفخه‌ی دوم بوزد؛ والله اعلم! موفق باشید

نمایش چاپی