بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
23737
متن پرسش
با سلام حضور استاد گرامی: سئوالی که برای بنده ایجاد شده این است که اگر طبق فرمایشات شما حضرت آدم اولین انسان خلق شده است پس چرا وقتی خداوند انسان را آفرید فرشتگان اعتراض کردند و گفتند آیا می خواهی باز هم انسان بیافرینی که در زمین جنگ و خونریزی کند. بسیار ممنون از لطف و وقتی که می گذارید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: علامه طباطبایی می‌فرمایند این که فرشتگان متوجه بودند زمین به جهت محدودیتی که در مقایسه با عالم مجردات دارد اقتضای خون ریزی و فساد به همراه دارد لذا ملائکه معتقد بودند خلیفه‌ی خدا باید فرشته باشد و خداوند به آن‌ها فرمود «انی اعلم ما لا تعلمون». بنا بر این لازم نمی‌آید انسان‌هایی قبل از آدم در زمین باشند. موفق باشید

32984

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد: خدا قوت. استاد در صلوات خاصه امام رئوف علیه السلام داریم «و حجتک علی من فوق الارض و من تحت الثری» استاد منظور از «و من تحت الثری» چیست؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: «تحت الثری» به معنای زیر زمین است و در دعای مذکور سلام می‌دهیم بر امامی که در همه مراتب هستی حاضرند چه فوق زمین و چه مراتب مادون آن که بیشتر مربوط به افکار انسان‌هایی است که خود را از عوالم بالا محروم کرده‌اند. موفق باشید

32613

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

چند سوال داشتم که ذهن مرا مشغول کرده می‌خواستم تحلیل نمایید و درستی و غلطی آن را بیان کنید و اگر ناقص است تکمیل نمایید تا به شکی که در چیستی خداوند دارم پاسخ دهم. ۱. کمالات از وجود ناشی می‌شوند اگر کمال مطلق بخواهد وجود داشته باشد لازمه اش این است که وجود بدون حد داشته باشیم و این وجود بدون حد زمانی تحقق می‌یابد که عدم حقیقتی نداشته باشد تا وجود به آن حد عدمی محدود نشود. عدم حقیقت ندارد. حال چرا عدم حقیقت ندارد؟ چون اگر عدم حقیقت داشت وجود خواهد داشت و این می‌شود وجود و دیگر عدم نیست و عینا همین حکم نامحدودیت برای این عدمی که فرض شده و در اصل وجود است می‌بایست تعمیم یابد یعنی همین عدم که وجود دارد و در اصل همان وجود است و نمی‌تواند ناقص باشد زیرا در این صورت محدود به حد عدمی می‌شود. بنا براین تشکیک در وجود باطل می‌شود نمی‌توان موجودات ناقص را دارای وجود ضعیف قلمداد کرد چون وجود به جهت نبودن عدم هیچگاه ضعیف نمی‌شود و موجودات ضعیف ظهورات صفات خدا در حدی که حکمت خدا اقتضا می‌کند هستند. ۲. آیا خدا می‌شود خود را معدوم کند؟ خیر محال است زیرا عدم حقیقتی ندارد اگر برای عدم که حقیقتی ندارد وجود فرض کنیم اینطور می‌شود که خدا بخواهد خود را تبدیل کند به حالتی که وجودی ندارد یعنی چیزی می‌بایست غیر وجود (همان حالت) وجود داشته باشد که خدا به آن مبدل شود حال انکه وجود مقابلی ندارد و غیر وجود تحققی ندارد. ۳. آیا خدا موجودات را از عدم آفریده و از نیستی به هستی آورده؟ امکان ندارد زیرا اولا عدم تحقق ندارد و وجود خدا چون لایتناهیست نمی‌توان وجودی به آن اضافه کرد. پس این موجودات چیستند؟ جواب اینکه خدا ازروی فیض خود هستی خود را به شکل موجودات مختلف ظاهر ساخته و همه از قدرت و حول و قوه الاهی ند و در اصل فقط خدا وجود دارد و این منی هم که انسان با آن احساس استقلال می‌کند ظهوری محدود از وجود خداست. ۴. آیا موجودات را می‌شود خدا معدوم کند؟ خیر چون عدم تحققی ندارد حقیقت معدوم شدن یعنی تبدیل وجود به عدم وقتی عدم وجودی ندارد وجود نمی‌تواند به چیزی که نیست تبدیل شود. حال پس چرا میگوییم من اینجا هستم و فلان جا نیستم این از روی عدم من در جای دیگر نیست؟ خیر وجود من در این مکان ظهور وجود خداست و این ظهور به اندازه اقتضای حکمت خداست و چون در جای دیگر ظهور صفات وجودی خدا صورت نگرفته به ذهن متبادر می‌شود که عدم وجود من در آن جای دیگر تحقق یافته.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. همین‌طور است. آری! «وجود» در نسبت با ما دارای مراتب و شدت و ضعف است و نه در رابطه با خودش 2- نکته خوبی است. ۳. آری! در علم خداوند امکان هر موجودی هست و خداوند آن موجود را که در علم او امکان تحققش هست، وجود می‌دهد و به آن می‌گوید: «کُن فَیَکون» بشو و می‌شود. ۴. نابودکردن موجودی توسط خداوند به معنای گرفتن فیض وجود از آن موجود است. موفق باشید

32006

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم استاد بزرگوار: بنده طلبه پایه ۶ هستم و امسال طبق مشاوره و تفکر طولانی به این نتیجه رسیدم که در کنار فقه و اصول به طور تخصصی به فلسفه بپردازم ، می‌خواستم سیرِ تخصصی فلسفه که حضرتعالی پیشنهاد دارید را برای کسی که می‌خواهد فلسفه اسلامی را بطور کامل حل تا به فلسفه غرب وارد شود بفرمایید تا استفاده کنیم؟ در کنار آن توصیه ای بفرمایید که چطور مطالب آموخته شده را باید تعمیق و تثبیت کرد.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده برای طلبه همان سیر «بدایة الحکمه» و سپس «نهایة الحکمه» و پس از آن «اسفار اربعه» جهت حضور در فلسفه اسلامی راه خوبی است. در شرح «بدایة الحکمه» از دروس جناب استاد امینی‌نژاد استفاده بفرمایید، شروع خوبی است. موفق باشید

30756
متن پرسش
سلام علیکم: استاد در مورد کارهای خیری که با تلاش و زحمت انجام می‌دهیم در ادعیه و مناجات معصوم می‌فرماید که تمام این کارهای خیر از ناحیه خداست و من نبودم که فلان کار خیر را انجام دادم بلکه خدا بود که توفیق داد. استاد وقتی من این قضیه از نظر فکری برایم حل نیست چطور می‌توانم آن را به قلبم برسانم؟ آخه هر چی فکر می‌کنم این خودم هستم که مثلا تصمیم می‌گیرم غیبت نکنم و دروغ نگم و کمک به فقرا و... بکنم. دیگه نقش خدا این وسط چیه که در ادعیه تماما این افعال را به خدا نسبت می‌دهند؟ تازه می‌فرماید تو هیچ کاره بودی و همه اش خدا بود. چه کار باید بکنم؟ چه کتابی با چه موضوعی باید بخوانم؟ جزوه جبر و اختیار جنابعالی را که در سایت هست خواندم ولی جواب من نبود.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: انسان هر اندازه در مسیر شریعت الهی بیشتر جلو برود بهتر و بهتر می‌یابد که اگر توفیق الهی در امور خیر و عبادات حضرت حق برایش نباشد، دلِ او را شیطان در اختیار می‌گیرد. لذا در مسیر شریعت است که به مرور و آرام‌آرام انسان احساس می‌کند خداوند قدم به قدم خود را و نقش خود را به ما نشان می‌دهد و قدم به قدم خودبینیِ خود را از ما می‌ستاند. به نگاه جناب فیض کاشانی در این امر نظر کنید که می‌گوید:

دل از من بردى اى دلبر به فن، آهسته آهسته

تهى کردى مرا از خويشتن آهسته آهسته

کشى جان را بنزد خود ز تابى کافکنى در دل

بسان آنکه مى تابد رسن آهسته آهسته

ترا مقصود آن باشد که قربان رهت گردم

ربائى دل که گيرى جان ز من آهسته آهسته

چو عشقت در دلم جا کرد و شهر دل گرفت از من

مرا آزاد کرد از بودِ من آهسته آهسته

به عشقت دل نهادم زين جهان آسوده گرديدم

گسستم رشته جان را ز تن آهسته آهسته

ز بس گشتم خيال تو، تو گشتم پاى تا سر من

تو آمد رفته رفته، رفت من آهسته آهسته

سپردم جان و دل نزد تو و خود از ميان رفتم

کشيدم پاى از کوى تو من آهسته آهسته

جهان پر شد ز حرف (فيض) و رندي‌هاى پنهانش

شدم افسانه‌ی هر انجمن آهسته آهسته

موفق باشید

30614

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: بنظر می رسد ایرانی در کنار روح تشیع، روح ایرانی خود را در طول تاریخ ولو مخالف آموزه های مذهبی اش هم باشد حفظ نموده است و حتی می‌توان گفت این روح و این حوالت ازلی از اهمیت بیشتری برای ایرانی برخوردار بوده است و جزو ذاتیات اوست و مذهب عرضی است چه می‌بینیم مذهب به زور شمشیر ظاهرا تحمیل می‌شود و اکثر ایران تا صفویه اهل تسنن هستند و باز صفویه با شمشیر گویا تشیع را حاکم نمود و ملت شیعه شد والا اگر حقیقت جویی مطرح بود این تلونها چه معنایی دارد؟ اما می‌بینیم حتی برخی پوسته های این روح را هم احدی نتوانسته در طول تاریخ ازین ملت بگیرد. مثل چهارشنبه آخر سال یا نوروز حتی جمهوری اسلامی که در طول چهل سال از زمین و آسمان برای بسط اسلام کوشید و روی خوش به رسوم ایرانی نشان نداد نتوانست اندک خراشی بدین پوسته وارد سازد چه رسد به مغز آن گرچه بسی مغز این ملت را خوردند و تراشیدند. راستی چرا اسامی ماه ها هنوز ایرانیست و تاریخ مقبول ایران شمسی است نه قمری که اسلام توصیه نمود؟ و چرا نوروز پرشکوه ترین عید این ملت است و جمهوری اسلامی گریزی از تعطیلی ۴ ، ۵ روزه آن بر خلاف مذاق خود و اسلام ندارد و اعیاد بزرگ اسلامی می آیند و می روند وانگار نه انگار. همچنین مطلبی را از زبان استاد سید حسین نصر شنیدم یا خواندم اگر اشتباه نقل نکنم اینست که ایشان موافق تداوم سلطنت بودند و ریاست نهاد ملکه را پذیرا شدند و گویا در نهاد ایرانی جایگاه سلطنت را مستقر می‌دانستند برایم تعجب آور بود ایشان با آن مقام علمی و عرفانی چرا دلبسته سلطنت هستند. نگو آنچه پیر در خشت بیند... باری روح ایرانی بخوبی بعد از انقلاب ایرانی خود که علیه ظلم بود نه علیه نهاد سلطنت و واقعا اگر امام به رغم توصیه ناصحان بر حذف سلطنت نمی کوشید ملت به همان مشروطه که شاه سلطنت کند نه حکومت - و این خیانتی بود که دو شاه آخر علیه نهاد سلطنت مرتکب شدند - قانع بودند اما به هرحال شد آنچه شد ولی باز بعد از انقلاب، ایرانی نهاد شاه را بازپروری کرد با اندیشه های عرضی اسلامیش متلایم کرد موروثی بودن آن که منشا فساد بود حذف کرد سعی کرد اقل اختیارات اجرایی را بدو بدهد و در قانون اساسی هم می‌بینیم مقام مسئول شناخته نشده است و آن نهاد شاهنشاهی ولایت فقیه است اگر چه بنظر می‌رسد برخی اضافات در تغییر قانون اساسی رخ داد که مصلحت نبود چون تعیین مستقیم رییس قوه قضاییه یا صدا و سیما گر چه اعلیحضرت خامنه ای خلد الله ملکه الی ظهور ملک الملکین امام مهدی با بصیرت و زیرکی فقط انتصاب رییس را پذیرفتند نه مسئولیت این دو را. یا برخلاف ساده اندیشی برخی که چرا رهبری مستقیم وارد مسائل نمی شوند این از بصیرت این مرد است که نباید اصل این نهاد مقدس ۲۵۰۰ ساله بلکه بسی بیشتر که ریشه است را به خاطر شاخ و برگ های اجرایی ریشه کن نمود و امروز که با درایت ایشان حوزه نفوذمان در چین درین فضای بسته تحریمی گشوده می‌شود و از آن طرف به مدیترانه رسیدیم جای پاهایی در آفریقا و آمریکای لاتین یافتیم و سخن از تمدن و پیشرفت ایرانی می‌کند. بنظر نویدبخش امپراطوری و تمدن نوین و بزرگ ایرانی به توفیق یزدان خواهیم بود خداوند سایه اش را از سر این ملت کوتاه مکناد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ایرانیان با درکی که از وحی و ایزدان داشتند به‌خوبی متوجه‌ی اشارات اسلام شدند و خودشان از اسلام استقبال نمودند و صفویه هم بر اساس گرایش مردم ایران به تشیع توانستند کار را جلو ببرند، وگرنه نوادگان شیخ صفی‌الدین اردبیلی گرایش عرفانی- سنی داشتند.

این اقتضای روح این تاریخ است که دوران حاکمیت فرد بر جمع را برنمی‌تابد، مگر حاکمیت قانون، به‌خصوص اگر آن قانون الهی باشد و همین امر منجر به ولایت فقه و فقیه می‌شود و از این جهت دوران شاهنشاهی که مبتنی بر محوریتِ فرد بود، گذشته است. موفق باشید

30543
متن پرسش
درود محضر استاد: به خاطر آید اگر خطا نکنم ۸ سال پیش یکی از شاگردان حضرت استاد در دانشگاه اصفهان صحبتی داشتند که انقلاب عقبگرد ندارد. رییس جمهور بعدی احمدی نژاد تر است اگر هم از طیف مقابل باشد ۴ سال بیشتر دوام نمی آورد و در دور بعد مردم به جریان انقلابی بازگشت می کنند و مستحضرید که همه صحبت های آن عزیز خلاف از آب درآمدند از آنجا که سخنان ایشان منبعث از مبانی ایست که ماخوذ از حضرتعالیست و در مباحث شما هم عقبگرد نداشتن انقلاب را گمان کنم شنیدم. محبت کنید بیان فرمایید آن مبانی مشکلی دارد اگر نه این عقبگرد ۸ ساله چگونه قابل توجیه است؟ عقبگرد که چه عرض کنم بعید می‌دانم دولت های شاهان پهلوی و ماقبلش هم چنین کارنامه مشعشعی داشته باشند. اگر نظام را قبول نداشتند اگر ایران برایشان اهمیتی نداشت لااقل قضاوت تاریخ هم برایشان اهمیتی نداشت؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث در افقی است که انقلاب اسلامی در مقابل بشر گذاشته و بشر امروز نمی‌تواند آن را نادیه بگیرد هرچند بعضاً گرفتار عهد غربی خود هستند. چون افق انقلاب اسلامی را در مقابل خود دارند، به راحتی فریب غرب‌زدگان را نمی‌خورند. در همین رابطه ملاحظه کردید که دولت تدبیر و امید با چه برنامه‌هایی آمد و با چه روسیاهی‌هایی دارد می‌رود. زیرا بنا نداشت در افق انقلاب اسلامی خود را ادامه دهد، بیشتر به امید گشایش‌هایی بود که غرب برای ما ایجاد کند. خودْ این تجربه‌ای خواهد شد برای حضور دیگری در آینده. موفق باشید

30392

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم و رحمه الله: ضمن سلام و خدا قوت خدمت استاد گرامی: در جلسه ای با عنوان رهنمون های سلوکی با موضوع نقش عقل در شناخت هوسها که اخیرا برگزار شد جناب عالی در مورد قرض الحسنه فرمایشاتی داشتید که بسیار شبهه برانگیز است و اگر طبق فرمایش شما باید عقلی با قضیه قرض الحسنه برخورد شود می‌شود سیستم نزول و ربای آشکار بانکی که شاهد آن هستیم. بنده خودم از مازاد درآمد مبلغی را هرماه برای این مسئله در نظر می‌گیرم و هرگز حساب گری نکردم ولی این فرمایش شما ذهن بنده را آشفته کرد. امیدوارم که بنده منظور شما را اشتباه فهمیده باشم واژه قرض الضرره فکر کنم جالب نباشه!
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! قرض الحسنه همیشه قرض‌الحسنه باید باشد. ولی وقتی با تورم روبه‌رو هستیم، اگر قرض‌دادن‌ها طوری باشد که تورم در آن لحاظ شود، شاید انگیزه‌ی قرض‌دادن‌ها بهتر شکل بگیرد. ولی به هر صورت آن کسی که با فرض تورم قرض می‌دهد، در این شرایط ثواب دو چندان می‌برد. موفق باشید

30240

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: رحمت الهی بر شما استاد گرامی، استاد در رابطه با بیماران فوتی از کرونا میتونیم این صحبت رو داشته باشیم: افرادی که به علت مبتلا شدن به کرونا می‌میرن، کرونا علت مرگشون نبوده بلکه اجل اونها رسیده بوده و اگر کرونا هم نبود از طریق دیگه ای از این دنیا میرفتن، یعنی کرونا وسیله بوده نه دلیل مردن؟ این تحلیل میتونه درست باشه؟ تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حتماً همین‌طور است. بحثی تحت عنوان «نگاه الهیاتی ما به ویروس کرونا» شد که متن آن در سایت در قسمت یادداشت‌های ویژه هست. موفق باشید

http://lobolmizan.ir/post/1697

30049
متن پرسش
سلام علیکم: حال که فهمیدیم تمام عالم مظهر جلوه و تجلی حضرت رب العالمین است حال که فهمیدیم تمام عالم را اسما و صفات حضرت الله رهبری می‌کند و حال که فهمیدیم جامع تمام اسما الهی اسم شریف الله است و در این دوران انقلاب اسلامی مظهر ظهور اسم الله رب العالمین است و به قول شهید آوینی انقلاب اسلامی یگانه مظهر حق است و حال که فهمیدیم شور ایمان و عشق به خدای آوینی و سلیمانی چند برابر عارف کنجه نشین است به علت قرار گرفتن ذیل اسم الله می‌توانیم بگوییم عارف و نزدیکترین ترین فرد به حضرت الله در این زمان مقام معظم رهبری است چون قلب ایشان محل تجلی جامع جمیع تمامی اسما یعنی اسم الله قرار گرفته و تا ظهور حضرت حجت ارواحنافداه هرکس در این جایگاه قرار بگیرد خوش عاقبت ترین و سالک ترین فرد است؟ ۲. از آنهایی که تصادف کرده و بازگشتن که یک موردش را هم تلویزیون نشان می داد روح قبل وقوع تصادف خارج شده و تصادف را از بالا نظاره گر بوده که با فلسفه صدرای عزیز نامعتبر است چون هنوز متلاشی شدنی و برخوردی واقع نشده و روح خروج کرده نظر حضرتعالی چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. بهتر از بهتر است، آنچه فرمودید و حقیقتاً نایب امام‌بودنِ مقام معظم رهبری کاملاً محسوس و ملموس است با آن‌همه سعه‌ی صدر و تواضع. ۲. همچنان‌که قبلاً عرض شد این افراد هنوز در سکرات و برزخ حاضر نشده‌اند و حکم دنیا بر آن‌ها جاری است، ولی با روحی زلال و حساس. موفق باشید

30021
متن پرسش
باسمه تعالی استاد اصغر طاهرزاده دامت برکاته سلام علیکم: ضمن تشکر و قدردانی از زحمات ارزشمندی که در پاسخ به سوالات مردم دارید احتراما بعرض می‌رسانم که مرحوم آقای محمدرضا شجریان در زمان حیاتشان ادعا کرده اند که چندین مرتبه قرآن را خوانده اند ولی در مورد موسیقی مطلبی پیدا نکرده اند. لطفا بیان فرمایید که طبق آیات قرآن کریم یا روایات حضرات معصومین علیهم السلام کدام موسیقی حلال یا حرام یا مشکوک است قبلا از بذل عنایت شما کمال تشکر و قدردانی را دارم. من الله التوفیق و علیه التکلان
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هیچ‌یک از علما نفرموده‌اند موسیقی ذاتاً حرام است. به گفته‌ی رهبر معظم انقلاب آن نوع موسیقی که موجب فتنه و فحشاء گردد، حرام می‌باشد. موفق باشید

29616
متن پرسش
سلام استاد: با عرض خدا قوت: سوال ۱: استاد نظر شما رو راجع به انقلاب اسلامی میدونم و خودم هم معتقدم که انقلاب اسلامی، عالم رو فراخواهد گرفت، اما نه با مسئولین الان!!! فقط هم منظورم مسئولین دولتی و اقتصادی نیس، بلکه سیاسی و فرهنگی و حتی نظامی! با این انفعال مسئولین و ترس و ایمان ضعیف کجارو خواهیم گرفت؟ اگه مسئولین ما مثل رهبر و حاج قاسم سلیمانی شجاعت و ایمان و تدبیر داشتن الان ما اینجا نبودیم، باز هم میگم منظورم دولت وقت نیس، حتی مجلسی که با شعار انقلابی گری اومد روی کار، وضعیته اسفناکی داره بعد از چند ماه! از طرفی مردمی داریم انقلابی، صبور و شاکر، با ایمان و محکم، چرا باید اینطور مسئولینی داشته باشیم؟ چرا همیشه باید انسان های فاسد، سکان دار هر مدیریتی باشن؟ انقدر مدیران خوب کم هستند که به چشم نمیان. خوب هاشونم انقدر ایراد داره کارشون واقعا قابل دفاع نیستن، مثلا از نظر من آقای رئیسی با نیت خوب کار میکنن و تلاش میکنن ولی حقیقتا خروجیش اصلا قابل دفاع نیست، مثل حکم آقای طبری با اون همه خیانت و رشوه. استاد حقیقت اینه که من واقعا دیگه، ذره ای به مسئولین مون اعتقادی ندارم و اونها رو اصلاح پذیر نمیدونم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌آید وقتی متوجه باشیم حرکتی توحیدی در تاریخ به میان می‌آید، آن حرکت با انواع تنگناها روبه‌رو خواهد بود، از جبهه‌ی استکبار و جاهلیتِ بیرونی بگیر، تا تنگناهای تاریخی درونی و تا نفس امّاره‌ی ما که گاه و بی‌گاه سر بر می‌آورد. ولی با این‌همه از عجایب روزگار این‌که خدا کار خود را می‌کند. صحنه‌ای مثل مقابله‌ی قارون منطقه یعنی آل سعود را با فقیرترین کشور منطقه یعنی یمن، به وجود می‌آورد تا نشان دهد بنا گذاشته است در این تاریخ آبروی صاحبان زر و زور و تزویر را ببرد. نه! کارها دارد به نور توحید جلو می‌رود. بنده و امثال بنده باید در این فرآیندِ خاص جای خود را مشخص کنیم وگرنه خداوند همان بلایی که بر سر آل سعود در منطقه آورد که نه راه پس دارد و نه راه پیش، بر سر قارون‌های داخلیِ ما می‌آورد. برو برگرد هم ندارد. موفق باشید  

28408
متن پرسش
سلام علیکم: سرّ اینکه بسیاری انقلاب را در حد یک حرکت تمدن ساز ندیدند و متصور شدند باید به اصول عقاید و رعایت مظاهر شرعی و تایید سخنان امام جامعه و گفتن شعارهای در راستای آن تعهدی باشد ولی می‌شود مبادی تمدن مدرنیته را اصلاح کرد و تغییر داد و بالفرض جاهای خوب و مثبش را گرفت با نقاط مثبت خودمان ترکیب کرد، تا بشود جامعه سازی کرد و پیش رفت و حتی فرضشان و نظریاتشان برای ادامه مسیر انقلاب در حدی است که گویی ایران را فقط انقلاب می‌خواسته تغییر دهد که خب داده و فی الحال در مناسبات کشورداری سیر می‌کنند که بسیاری طرح هایشان را نمی‌توان در تراز تمدن سازی و جنبش نرم افزاری و حرکت بسمت افق مد نظر امامین انقلاب دید؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی متوجه نباشیم با چه انسانی روبه‌رو هستیم، علی‌القاعده متوجه‌ی جهانی که باید در آن قرار بگیریم، نخواهیم بود. بشر امروز دارای دو شاخصه‌ی جهانی‌بودن و آزاد از سوبژه و اُبژه، نظر به حقیقت‌داشتن، خود را معنا کرده است و غفلت از این، غفلت از همه‌چیزی است که انسان در این زمانه می‌تواند در آن قرار گیرد. موفق باشید

27497

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: بنده الحمدلله علاقه زیادی به تفکر کردن در مورد ادعیه و مناجات دارم و در این راستا از شرح هایی که علما بر ادعیه داشته اند استفاده می کنم. ولی معنی بعضی از کلمات و همچنین اسماء خداوند را که در ادعیه آورده شده به صورت دقیق نمی دانم. حتی در شرح هایی هم که گوش داده ام توضیحی داده نشده. مثلا کریم به طور دقیق یعنی چه؟ یا جواد به چه معنی است؟ فرق کریم با جواد در چیست؟ یا فرق جواد با سخی در چیست؟ فضل با کرم چه تفاوتی دارد؟ مثلا امام یه جایی میگه با کرمت با من برخورد کن یه جایی دیگه میگه با فصلت با من برخورد کن. من اینها را نمی فهمم. سوالم این است که آیا در این خصوص کتابی هست که این کلمات و اسامی را به طور مفصل توضیح بدهد؟ اگر نیست چاره چیست؟ تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به مرور با نظر به جایگاه خود کلمات متوجه‌ی اشارات معنایی آن خواهید شد. کتاب «اسماء الحسنی، دریچه‌ی رجوع به حق» که بر روی سایت هست إن‌شاءاللّه قابل استفاده خواهد بود. موفق باشید

27035

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام و احترام: وقت بخیر. ۱. ببخشید استاد خواندن صیغه عقد دایم در دوران عادت ماهانه می تواند آثار بدی بر زندگی داشته باشد؟ شخصی فرموده بودن زن و شوهرهایی که در دورن عادت عقد می کنند همیشه با هم دعوا و اختلاف دارند. چنین چیزی صحت دارد از منظر مباحث دینی و روایی و عرفانی و اخلاقی و...؟ ٢. ببخشید بهترین مدل خواندن نماز قضا به چه صورت باشه از لحاظ سیر تکاملی بهتر نتیجه می بریم؟ مثلا روزی ده تا ظهر ده تا عصر یا اینکه هفده رکعت خوانده مجددا هفده رکعت بعدی؟ شخصی می گفت از ظهر شروع کنید برسد به صبح. ۳. انس با قرآن بدون خواندن تفسیر و ادبیات عرب چگونه است برای اونهایی که سراغ این مطالب علمی نرفته اند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. چیزی در این مورد نمی‌دانم ولی نباید در مورد کار خیر، چنین تصوراتی داشت. ۲. بستگی به خودمان دارد. قاعده‌ی خاصی در میان نیست. ۳. رجوع به تفاسیر قرآن، چاره‌ی کار است تا به کمک آن‌ها با ایات و سور مرتبط شویم. موفق باشید

26639

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: استاد از آن جایی که به تفسیر قرآن علاقه دارم و شما توصیه به خواندن المیزان نمودید بنده هم چندین بار که می خوانم بعد از مدتی خسته می شوم و واقعا فهم بعضی قسمت ها برایم سخت است چه کار کنم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به کمک جزوه‌ی «روش کار با تفسیر المیزان» و رعایت پیشنهادات آن جزوه، إن‌شاءاللّه مشکل حل می‌شود. در ضمن خوب است ابتدا صوت چند سوره را با تأمّل بر روی خود آیات، دنبال بفرمایید. موفق باشید

25888
متن پرسش
سلام علیکم: مطلبی چند وقتیست ذهنم رو مشغول کرده و دغدغه ذهنی ام شده و من رو به فکر واداشته. آیا می توان گفت «تاریخ» صرفا همین جنگها و انتقال قدرت بین پادشاهان و تاسیس سلسه ها و به تعبیری آن تاریخ مرسومی نیست که ما تا کنون در اغلب کتب تاریخی دیدیم. غالباً این نوع کتب تاریخی، تمرکز بر سلسله ها و مراکز قدرت و یا حتی در بعد اجتماعی، بیشتر متمرکز بر تاثیر سلسه ها در بین مردم است و گویی روح و فلسفه اصیل تاریخی را در تاریخ نگاری های ویژه معاصر کمتر می بینیم. به عقیده ام، روح تاریخ فراتر از این حوادث است و حتی خود این تاریخ راهی برای توحید و خداشناسی است که اگر ملتی با تحول و تغییر، اراده و عملش را با سنت ها و تدابیر الهی هماهنگ کند و آنها را در این جهت تنظیم کند، بصیرت تاریخی می یابد و این روح ماورای تک تک این حوادث است. نمی دانم، اما حسی به من می گوید واقعاً روحی در این حوادث سریان و جریان دارد فراتر از انتقال قدرت بین دو پادشاه یا جنگ بین دو کشور و خیلی حوادث از این دست.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نگاه تاریخی به موضوعات، غیر از دانستنِ وقایع تاریخی است. به همین جهت قرآن ما را دعوت به سیر تاریخی در جغرافیای زمین می‌کند تا در صحنه‌ها، اراده‌های الهی را به تماشا بنشینیم، آن‌جا که می‌فرماید: «أَوَلَمْ يَسِيرُوا فِي الْأَرْضِ فَيَنْظُرُوا كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ ۚ كَانُوا أَشَدَّ مِنْهُمْ قُوَّةً وَأَثَارُوا الْأَرْضَ وَعَمَرُوهَا أَكْثَرَ مِمَّا عَمَرُوهَا وَجَاءَتْهُمْ رُسُلُهُمْ بِالْبَيِّنَاتِ ۖ فَمَا كَانَ اللَّهُ لِيَظْلِمَهُمْ وَلَٰكِنْ كَانُوا أَنْفُسَهُمْ يَظْلِمُونَ» آیا در زمین سیر نکردند تا ببینند که عاقبت کار پیشینیانشان (چون قوم عاد و ثمود) چه شد؟ در صورتی که از اینها بسیار تواناتر بودند و بیش از اینها در زمین کشتزار ساختند و کاخ و عمارت برافراشتند و پیامبرانشان با آیات و معجزات برای (هدایت) آنان آمدند (لیکن چون نپذیرفتند همه به کیفر کفر هلاک شدند). و خدا درباره آنها هیچ ستم نکرد بلکه آنها خود در حق خویش ستم می‌کردند. موفق باشید  

24849
متن پرسش
سلام علیکم: حفظ کردن قرآن را تا چه حد برای یک طلبه لازم می دانید؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر به دروسی که باید یک طلبه به طور رسمی دنبال کند؛ ضرری نرساند بسیار کار خوبی است. موفق باشید

24717
متن پرسش
استاد عزیز سلام: شما در جواب سوال ۲۴۷۱۲ نظرتان این است که دکارت با این اصل فلسفی که پیش روی خود گشود و آن شد معیار مدرنیته، در اصل راه معرفت النفس و رسیدن به معرفت حقیقی وجود خود و موجودات عالم را بروی خود و لاجرم انسانهای گرفتار در مدرنیته بست؟ ممنون
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است. زیرا اساس مدرنیته، سوبژه‌کردنِ همه‌چیز است برای تصرف در آن‌ها. موفق باشید

24663
متن پرسش
جناب استاد سلام: بنده چند وقتیست که درگیر برخی شبهات فلسفی هستم و از طریق حل این شبهات و تفکر در براهین عقلا کمی از فلسفه بهره برده ام البته بسیار کم و توانسته ام بر شبهات غلبه کنم،اما احساس می کنم این مباحث به قلب بنده نور نمی‌دهد و به گونه ای بنده را راضی نمی کند و احساس دلگیری و گرفتگی و به اصطلاح دچار نوعی قبض روحی شده ام، فکر می کنم درگیر این تفکرات شدن بعد از حل شبهات و ادامه دادن به آن مسیر فلسفی صرف نوعی حجاب بر قلب بنده پوشانده و باعث آن قبض روحی شده، بنده می خواهم این حجاب ها برطرف شده و معرفت اهل البیت (ع) و محبت ایشان در قلبم تجلی کند تا به معنای واقعی حیات طیبه و مفیدی داشته باشم، بنده می فهمم آن نور و گشایشی که بنده می خواهم و قلب بنده محتاج آن است تا راضی شود معرفتی غیر از اموریست که درگیر آنم و آن معرفت و محبت اهل البیت (ع) می باشد، اما نمی دانم از کجا شروع کنم تا به معرفت حقیقی دست یابم و محبت اهل البیت (ع) در قلبم تجلی کند، لطفا بنده را راهنمایی بفرمایید و سیر مطالعاتی و عملی به بنده معرفی نمایید. با تشکر فراوان
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بعد از رفع شبهات و کسب معرفتِ لازم، از طریق رعایت شریعت الهی و تدبّر در قرآن و روایات، قلبْ راه می‌افتد. پیشنهاد بنده برای ابتدایِ کار، شرح کتاب «ده نکته در معرفت نفس» و شرح «برهان صدیقین» است. موفق باشید

24446

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
استاد گرامی سلام: با توجه به این متن: بر اساس حکمت متعالیه اشیایی که بینشان رابطه تأثیر و تأثر برقرار است، با هم اتحاد و وحدت دارند. و گرنه اشیایی که تباین وجودی دارند نمی توانند رابطه تأثیر و تأثرّ متقابل داشته باشند. به عبارت دیگر بر اساس حکمت متعالیه علیت به تجلی و تشأن بر گشت می کند؛ در نتیجه رابطه علی و معلولی به رابطه اتحادی تبیین می شود. قسمت «بر اساس حکمت متعالیه علیت به تجلی تشأن برگشت می کند» یعنی چه؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: «علیک بالصدرا و برهان الصدیقین» در آن‌جا است که به زیبایی نسبت بین علت و معلول را نسبت بین وجود شدید و وجود نازله که همان تجلی به حساب می‌آید؛ با ما در میان می‌گذارد. موفق باشید

24102

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسمه تعالی. سلام علیکم: استاد چه می شود که بیکن پدر علم تجربی و یا کانت پدر علم مدرن خوانده می شود؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: طرحی که آقای بیکن و یا کانت در شرایط تاریخی خود مطرح می‌کنند مطابق روح تاریخی خود و آمادگی مردم آن زمان است و به همین جهت بنیاد تاریخی آن‌ها می‌شود. در این مورد در شرح کتاب «خرد سیاسی در جهان توسعه‌نیافتگی» عرایضی نسبتاً مفصل شد. اگر بخواهید فلسفه‌ی غرب را دنبال کنید در هر صورت نمی‌شود از آن نگاه که آقای دکتر داوری مدّ نظر قرار می‌دهند، غفلت کرد. موفق باشید

23341

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام و عرض ادب و احترام: در کتاب معاد آیت الله دستغیب قسمت «فشار قبر همه جا ممکن است» آمده کسانی که بالای دار هستند خدا هوا را امر می کند که او را بفشارد و همچنین در دریا آب دریا غریق را فشار می دهد. مگر فشار قبر مختص روح نیست چرا اینطور گفته شده که جسم دنیایی در فشار است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید خواسته‌اند مطلب را توجیه کنند. زیرا در هر حال این ملکات انسان است که به انسان فشار می‌آورد و ملکات مربوط به روح است. موفق باشید.

23309
متن پرسش
سلام استاد: سوالی در زمینه حرکت جوهری داشتم. ما اگر فکر کنیم دنیا ثابت است ولی حرکت در آن جریان دارد، احتمال دارد در مسئله خداشناسی یا توحید اشتباه کنیم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نه، حرکت جوهری اثبات می‌کند چون ذات عالَم ماده عین حرکت است، عین نیاز به فیض خداوند است و اگر آن فیض قطع شود، عالَم نابود می‌گردد و چون عالم، موجود است آن فیض همچنان ادامه دارد. موفق باشید

21352
متن پرسش
سلام علیکم جناب استاد طاهرزاده: آیا معاد معصومین و مقربین درگاه حق هم جسمانی خواهد بود نظر حضرتعالی و ملاصدرا در این باره چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: جسمانی‌بودن معاد یعنی همه‌ی ابعاد انسان در معاد حاضر شود و این برای معصومین«علیهم‌السلام» هم تحقق می‌یابد. موفق باشید

نمایش چاپی