بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
24274
متن پرسش
استاد عزیز سلام: چرا فلسفه غرب دچار ایده آلیسم و ذهن‌گرایی و نوعی شک گرایی شده و نمی‌تواند مسئله عین و ذهن را برای خود حل کند؟ چه نفعی برایشان دارد که خود را به خواب زده اند؟ مگر در همان روانشناسی غرب کسی که دچار تفکراتی شبیه ذهن گراها شود را دچار اختلال فکری و روحی و کسی که تعادل فکری ندارد و دارای نوعی بیماری فکری روحیست معرفی نمی‌کنند و او را دچار هذیان معرفی نمی کنند و برای این شخص برای خلاصی از این اختلال دارو و مشاوره تجویز نمی کنند، حال چه شده که یک چنین فردی را که تفکراتش ارزش اعتنا ندارد را در حد فیلسوف بالا می‌برند و نوعی انحراف مالیخولیا گونه در تفکر غرب ایجاد می کنند، چه نفعی از این انحراف می برند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث نومن و فنومن که کانت مطرح می‌کند بر این مبنا است که انسان تنها با فنومن مرتبط است که عیناً مطابق واقعیت خارج نیست و مفاهیم استعلایی مثل علیت و زمان و مکان، بر روی آن تأثیر می‌کند از آن جهت که آن‌چه ما از خارج در ذهن داریم عین خارج نیست. ولی کانت معتقد است بشر بیش از این در درکِ حقیقت توان ندارد مگر از طریق اخلاق. در هر حال این مشکلی است که در آن فلسفه هست. موفق باشید

32613

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

چند سوال داشتم که ذهن مرا مشغول کرده می‌خواستم تحلیل نمایید و درستی و غلطی آن را بیان کنید و اگر ناقص است تکمیل نمایید تا به شکی که در چیستی خداوند دارم پاسخ دهم. ۱. کمالات از وجود ناشی می‌شوند اگر کمال مطلق بخواهد وجود داشته باشد لازمه اش این است که وجود بدون حد داشته باشیم و این وجود بدون حد زمانی تحقق می‌یابد که عدم حقیقتی نداشته باشد تا وجود به آن حد عدمی محدود نشود. عدم حقیقت ندارد. حال چرا عدم حقیقت ندارد؟ چون اگر عدم حقیقت داشت وجود خواهد داشت و این می‌شود وجود و دیگر عدم نیست و عینا همین حکم نامحدودیت برای این عدمی که فرض شده و در اصل وجود است می‌بایست تعمیم یابد یعنی همین عدم که وجود دارد و در اصل همان وجود است و نمی‌تواند ناقص باشد زیرا در این صورت محدود به حد عدمی می‌شود. بنا براین تشکیک در وجود باطل می‌شود نمی‌توان موجودات ناقص را دارای وجود ضعیف قلمداد کرد چون وجود به جهت نبودن عدم هیچگاه ضعیف نمی‌شود و موجودات ضعیف ظهورات صفات خدا در حدی که حکمت خدا اقتضا می‌کند هستند. ۲. آیا خدا می‌شود خود را معدوم کند؟ خیر محال است زیرا عدم حقیقتی ندارد اگر برای عدم که حقیقتی ندارد وجود فرض کنیم اینطور می‌شود که خدا بخواهد خود را تبدیل کند به حالتی که وجودی ندارد یعنی چیزی می‌بایست غیر وجود (همان حالت) وجود داشته باشد که خدا به آن مبدل شود حال انکه وجود مقابلی ندارد و غیر وجود تحققی ندارد. ۳. آیا خدا موجودات را از عدم آفریده و از نیستی به هستی آورده؟ امکان ندارد زیرا اولا عدم تحقق ندارد و وجود خدا چون لایتناهیست نمی‌توان وجودی به آن اضافه کرد. پس این موجودات چیستند؟ جواب اینکه خدا ازروی فیض خود هستی خود را به شکل موجودات مختلف ظاهر ساخته و همه از قدرت و حول و قوه الاهی ند و در اصل فقط خدا وجود دارد و این منی هم که انسان با آن احساس استقلال می‌کند ظهوری محدود از وجود خداست. ۴. آیا موجودات را می‌شود خدا معدوم کند؟ خیر چون عدم تحققی ندارد حقیقت معدوم شدن یعنی تبدیل وجود به عدم وقتی عدم وجودی ندارد وجود نمی‌تواند به چیزی که نیست تبدیل شود. حال پس چرا میگوییم من اینجا هستم و فلان جا نیستم این از روی عدم من در جای دیگر نیست؟ خیر وجود من در این مکان ظهور وجود خداست و این ظهور به اندازه اقتضای حکمت خداست و چون در جای دیگر ظهور صفات وجودی خدا صورت نگرفته به ذهن متبادر می‌شود که عدم وجود من در آن جای دیگر تحقق یافته.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. همین‌طور است. آری! «وجود» در نسبت با ما دارای مراتب و شدت و ضعف است و نه در رابطه با خودش 2- نکته خوبی است. ۳. آری! در علم خداوند امکان هر موجودی هست و خداوند آن موجود را که در علم او امکان تحققش هست، وجود می‌دهد و به آن می‌گوید: «کُن فَیَکون» بشو و می‌شود. ۴. نابودکردن موجودی توسط خداوند به معنای گرفتن فیض وجود از آن موجود است. موفق باشید

32006

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم استاد بزرگوار: بنده طلبه پایه ۶ هستم و امسال طبق مشاوره و تفکر طولانی به این نتیجه رسیدم که در کنار فقه و اصول به طور تخصصی به فلسفه بپردازم ، می‌خواستم سیرِ تخصصی فلسفه که حضرتعالی پیشنهاد دارید را برای کسی که می‌خواهد فلسفه اسلامی را بطور کامل حل تا به فلسفه غرب وارد شود بفرمایید تا استفاده کنیم؟ در کنار آن توصیه ای بفرمایید که چطور مطالب آموخته شده را باید تعمیق و تثبیت کرد.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده برای طلبه همان سیر «بدایة الحکمه» و سپس «نهایة الحکمه» و پس از آن «اسفار اربعه» جهت حضور در فلسفه اسلامی راه خوبی است. در شرح «بدایة الحکمه» از دروس جناب استاد امینی‌نژاد استفاده بفرمایید، شروع خوبی است. موفق باشید

31611

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: بنده امسال به صورت قانونی امکان ندارد به کربلا بروم ۱. آیا می‌توان با عبادت و تفکر و دعا و تمرکز، به کربلا طی الارض کرد؟!! ۲. اگر امکان طی الارض هست، اشکال شرعی ندارد که غیرقانونی به کربلا رفته ام؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: طیّ الأرض که قانون نمی‌خواهد!! سلوکی است خاص که بنده علم آن را ندارم. قوانین، مربوط به حرکات طبیعی است. موفق باشید

31236

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم. سلام بر آئینه ها و تجلی های خداوند. استاد طاهرزاده عزیزتر از جان، بنده حقیر و ذلیل خدا، بسیار از لحاظ فضای خانوادگی و ژنتیکی، طبع تندی دارم، و تسلط بر کنترل خشم خود ندارم، هر چقدر هم دعا می‌کنم، و از خدا می‌خواهم، در موارد بزنگاه انگار اصلا یک دفعه شخص دیگری می‌شوم و قدرت کنترل نفس خود را در محضر حضرت العالمین از دست می‌دهم، بعد هم بی آبرو میشم در محضر خدا و همچنین بنده خدا، چه کنم؟!
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این منحصر به جنابعالی نیست و اگر به لطف الهی در رفع آن حساس باشید و بدانید شیطان در این موارد تا هلاکت انسان در صحنه است، سعی می‌کنید در میدان‌هایی که موجب چنین غضب‌هایی می‌شود، قرار نگیرید و اگر هم پیش آمد در اسرع وقت جبران کنید تا إن‌شاءالله به مرور رفع شود. کتاب «شرح حدیث جنود عقل و جهل» در این مورد مفید خواهد بود. موفق باشید

30614

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: بنظر می رسد ایرانی در کنار روح تشیع، روح ایرانی خود را در طول تاریخ ولو مخالف آموزه های مذهبی اش هم باشد حفظ نموده است و حتی می‌توان گفت این روح و این حوالت ازلی از اهمیت بیشتری برای ایرانی برخوردار بوده است و جزو ذاتیات اوست و مذهب عرضی است چه می‌بینیم مذهب به زور شمشیر ظاهرا تحمیل می‌شود و اکثر ایران تا صفویه اهل تسنن هستند و باز صفویه با شمشیر گویا تشیع را حاکم نمود و ملت شیعه شد والا اگر حقیقت جویی مطرح بود این تلونها چه معنایی دارد؟ اما می‌بینیم حتی برخی پوسته های این روح را هم احدی نتوانسته در طول تاریخ ازین ملت بگیرد. مثل چهارشنبه آخر سال یا نوروز حتی جمهوری اسلامی که در طول چهل سال از زمین و آسمان برای بسط اسلام کوشید و روی خوش به رسوم ایرانی نشان نداد نتوانست اندک خراشی بدین پوسته وارد سازد چه رسد به مغز آن گرچه بسی مغز این ملت را خوردند و تراشیدند. راستی چرا اسامی ماه ها هنوز ایرانیست و تاریخ مقبول ایران شمسی است نه قمری که اسلام توصیه نمود؟ و چرا نوروز پرشکوه ترین عید این ملت است و جمهوری اسلامی گریزی از تعطیلی ۴ ، ۵ روزه آن بر خلاف مذاق خود و اسلام ندارد و اعیاد بزرگ اسلامی می آیند و می روند وانگار نه انگار. همچنین مطلبی را از زبان استاد سید حسین نصر شنیدم یا خواندم اگر اشتباه نقل نکنم اینست که ایشان موافق تداوم سلطنت بودند و ریاست نهاد ملکه را پذیرا شدند و گویا در نهاد ایرانی جایگاه سلطنت را مستقر می‌دانستند برایم تعجب آور بود ایشان با آن مقام علمی و عرفانی چرا دلبسته سلطنت هستند. نگو آنچه پیر در خشت بیند... باری روح ایرانی بخوبی بعد از انقلاب ایرانی خود که علیه ظلم بود نه علیه نهاد سلطنت و واقعا اگر امام به رغم توصیه ناصحان بر حذف سلطنت نمی کوشید ملت به همان مشروطه که شاه سلطنت کند نه حکومت - و این خیانتی بود که دو شاه آخر علیه نهاد سلطنت مرتکب شدند - قانع بودند اما به هرحال شد آنچه شد ولی باز بعد از انقلاب، ایرانی نهاد شاه را بازپروری کرد با اندیشه های عرضی اسلامیش متلایم کرد موروثی بودن آن که منشا فساد بود حذف کرد سعی کرد اقل اختیارات اجرایی را بدو بدهد و در قانون اساسی هم می‌بینیم مقام مسئول شناخته نشده است و آن نهاد شاهنشاهی ولایت فقیه است اگر چه بنظر می‌رسد برخی اضافات در تغییر قانون اساسی رخ داد که مصلحت نبود چون تعیین مستقیم رییس قوه قضاییه یا صدا و سیما گر چه اعلیحضرت خامنه ای خلد الله ملکه الی ظهور ملک الملکین امام مهدی با بصیرت و زیرکی فقط انتصاب رییس را پذیرفتند نه مسئولیت این دو را. یا برخلاف ساده اندیشی برخی که چرا رهبری مستقیم وارد مسائل نمی شوند این از بصیرت این مرد است که نباید اصل این نهاد مقدس ۲۵۰۰ ساله بلکه بسی بیشتر که ریشه است را به خاطر شاخ و برگ های اجرایی ریشه کن نمود و امروز که با درایت ایشان حوزه نفوذمان در چین درین فضای بسته تحریمی گشوده می‌شود و از آن طرف به مدیترانه رسیدیم جای پاهایی در آفریقا و آمریکای لاتین یافتیم و سخن از تمدن و پیشرفت ایرانی می‌کند. بنظر نویدبخش امپراطوری و تمدن نوین و بزرگ ایرانی به توفیق یزدان خواهیم بود خداوند سایه اش را از سر این ملت کوتاه مکناد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ایرانیان با درکی که از وحی و ایزدان داشتند به‌خوبی متوجه‌ی اشارات اسلام شدند و خودشان از اسلام استقبال نمودند و صفویه هم بر اساس گرایش مردم ایران به تشیع توانستند کار را جلو ببرند، وگرنه نوادگان شیخ صفی‌الدین اردبیلی گرایش عرفانی- سنی داشتند.

این اقتضای روح این تاریخ است که دوران حاکمیت فرد بر جمع را برنمی‌تابد، مگر حاکمیت قانون، به‌خصوص اگر آن قانون الهی باشد و همین امر منجر به ولایت فقه و فقیه می‌شود و از این جهت دوران شاهنشاهی که مبتنی بر محوریتِ فرد بود، گذشته است. موفق باشید

30392

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم و رحمه الله: ضمن سلام و خدا قوت خدمت استاد گرامی: در جلسه ای با عنوان رهنمون های سلوکی با موضوع نقش عقل در شناخت هوسها که اخیرا برگزار شد جناب عالی در مورد قرض الحسنه فرمایشاتی داشتید که بسیار شبهه برانگیز است و اگر طبق فرمایش شما باید عقلی با قضیه قرض الحسنه برخورد شود می‌شود سیستم نزول و ربای آشکار بانکی که شاهد آن هستیم. بنده خودم از مازاد درآمد مبلغی را هرماه برای این مسئله در نظر می‌گیرم و هرگز حساب گری نکردم ولی این فرمایش شما ذهن بنده را آشفته کرد. امیدوارم که بنده منظور شما را اشتباه فهمیده باشم واژه قرض الضرره فکر کنم جالب نباشه!
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! قرض الحسنه همیشه قرض‌الحسنه باید باشد. ولی وقتی با تورم روبه‌رو هستیم، اگر قرض‌دادن‌ها طوری باشد که تورم در آن لحاظ شود، شاید انگیزه‌ی قرض‌دادن‌ها بهتر شکل بگیرد. ولی به هر صورت آن کسی که با فرض تورم قرض می‌دهد، در این شرایط ثواب دو چندان می‌برد. موفق باشید

30341

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و احترام: ممنون از پاسخ شماره 30292 عذرمی‌خواهم مجدد مزاحم شدم شاید در این رفت و برگشت ها و گفتگو، برکت باشد ان شاءالله. راستش بنده دقیقا با شما همراه هستم ولی این سوال در جمع ما پیش آمد که در اینصورت چرا ازدواج با غیر مسلمان حرام است؟ ممنون از لطف شما. مأجور باشید. در این ایام پر برکت التماس دعا دارم
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اولاً: ازدواج با موحدین طبق آیه‌ی ۵ سوره‌ی مائده، جایز است. البته بخث فقهی آن را فقها روشن می کنند. ثانیاً: مودّت و رحمت الهی در بستر توحید بر زوجین تجلی می‌کند وگرنه صرفاً یک امر شهوانی می‌شود. موفق باشید

30134

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام: توفیق حاصل آمد فایل سوالاتتان که آن دوست عزیز در یکی از سوالات قرار داده بود از آخر به اول بررسی کنم و تا کنون به اواسط سال 94 رسیدم آنچه درین 5 سال که من مطالعه کردم توجهم را بخود جلب نموده است اینست که بمرور شاهد سوالات و انتقاداتی از رهبری هستیم و شما هم مکرر دیدم می‌گویید که نباید بخاطر دهی شهری را به آتش کشید. درحالیکه استاد این ده نیست که آتش گرفته بلکه کم کم کل کشور است که در شعله ها در حال سوختن است و امید مردم به رهبریست و از او درین آتشفشان مصائب و فلاکتها متوقع آتشنشانی هستند. با توجه به اینکه بسیاری از افرادی که به این سایت مراجعه می‌کنند تعلق خاطر به انقلاب، دین، معارف و... دارند و از طرفی طرح انتقاد از رهبری مخاطرات امنیتی خود را می‌تواند به همراه بیاورد و بسیاری مطرح نمی‌کنند یک سینه حرف موج می زند در دهان ما / از بیم جان اگرچه خموشیم چون حباب. باز این همه سوال از رهبری چه معنایی می‌تواند داشته باشد؟ حتی کار بجایی می‌رسد که یکی از کاربران که حزب اللهی و متدین است می‌گوید که مواضع رهبری بعضا با عقل موافقتی ندارد و این را امتحانی برای مومنین می‌بیند. استاد حال این سوالات را نمونه گیری ای بدانید از جامعه. جامعه ای که در آن دیگر فقط متدینین قرار ندارند واقعا ذهنیت افراد جامعه نسبت به رهبری چیست و چه شده است که رهبری اینطور ذهن و ضمیر آحاد مردم نسبت به ایشان به تردید افتاده است. همانطور که مرحوم هاشمی کوکب دولتش به سردی گرایید مورد هجمه ها از سوی اصلاح طلبان و بسیاری از مردم قرار گرفت، شکست پشت شکست، در مجلس، ریاست جمهوری و ... 88 به بعد که فوق العاده تحت فشار قرار گرفتند خبرگان را از او گرفتند با رد صلاحیت تیر آخر را زدند روحانی را پیش کشید و بقول خودش فکر کنم گفته بود روحانی 3 درصد رای داشت با حمایت من 50 درصد شد و بعد خبرگان را دیدیم رای اول شد و در آخر آن تشییع میلیونی و این اوج سیاست و کیاست ایشان را نشان می‌دهد نسبت به رهبری هم از 88 به این سو که متاسفانه ایشان تضعیف شده اند. حقیر در سالیان اخیر منتظر بودم که کی ایشان بار دیگر سربر می آورند و مورد اقبال قلوب آحاد جامعه قرار می گیرند در 98 که اسامی تهران را از رادیو گوش می‌کردم خوشحال شدم که مردم بازگشتند لیست اسامی بود بدون خواندن تعداد آرا. تا اینکه کم کم تعداد آرا هم در رادیو خوانده شد و چون آرا کم بود به تردید افتادم و بعد که درصد مشارکت پایین را دیدم متوجه شدم نه هنوز خورشید رهبری پشت ابرهایی بس تیره در انتظار طلوعی دوباره نشسته است و اینکه آیا ایشان می‌توانند بسان هاشمی ورق را بسوی خود بازگردانند برایم معماییست ناگشوده. کی استاد کی شاهد طلوع رهبری خواهیم بود؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: موضع و جایگاه رهبر معظم انقلاب، موضع اظهار حقایق قرآنی برای نظام اسلامی و پاسداری از انقلاب و قانون اساسی است. بررسی هویت ایشان باید مبتنی بر آن باشد که آیا در این حیطه موفق بوده‌اند یا نه؟ در عین آن‌که ایشان معصوم نیستند، ولی چون مبتنی بر متون قابل اعتماد سخن می‌گویند، متفکرانه عمل می‌کنند. بدین لحاظ نباید جایگاه ایشان را در رأی مردم جستجو کرد. به گفته‌ی افلاطون، مگر مردم در موضوع متفکران، صاحب‌نظرند؟ و یا برای متخصص قلب، باید به متخصصان این امر رجوع کرد، یا به عموم مردم؟ در این‌جا است که جایگاه مجلس خبرگان رهبری به عنوان یک امر کاملاً علمی مطرح می‌شود. موفق باشید

28668

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام و عرض ادب: به صورت مختصر از خدمتتان می پرسم با توجه به متن بیانیه گام دوم انقلاب، به نظر شما هدف مقام معظم رهبری از طرح این بیانیه چه بوده؟ به عبارتی افق دید ایشان از طرح این سند چه می باشد؟ و باتوجه به این افق دید و اهداف شما ویژگی های یک رهبر تمدن ساز را چه می دانید؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد خوب است به جزوه‌ی «انقلاب اسلامی و عصری جدید در گام دوم» که روی بنر سایت هست، رجوع فرمایید. موفق باشید

28121

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
باعرض سلام خدمت استاد عزیز بنده امسال برای سال تحصیلی جدیدبه عنوان معلم دریکی از مدارسی که .... واز طرفی بعضا از شما شنیده ایم که مدارس اینچنینی برد چندانی ندارند وباید در دل همین آموزش وپرورش انقلابی کرد..... به قول شهید حججی عزیز میخواهم موثر واقع شوم اما نمی‌دانم این امکان درکجا فراهم تر است!!
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: پیشنهاد بنده آن است که فعلاً راهی که پیش آمده است را ورود کنید إن‌شاءاللّه خودتان با همّت و دلسوزی در همان مسیری که فعلاً پیش آمده است، مؤثر خواهید بود. موفق باشید

27592
متن پرسش
سلام علیکم: بسیار از سخنان حضرتعالی در برنامه سوره شبکه چهار استفاده کردم و از بیانات ارزشمندتان بهره بردم. در طول برنامه، استاد فرمودید که تمدن مدرن را نمی‌توان یک تمدن ضد دین قلمداد کرد بلکه تمدنی است که در کنار عالم مدرن برای دین جایی قائل نیست. آیا هم اکنون هم تمدن مدرن با پرچم لیبرال دموکراسی که پرچم مطرح کنونی است، همچنان جایی برای دین قائل نیست یا به رویکرد حذف و تخریب دین هم روی آورده است؟ به نظرم تمدن مدرن تا پیش از انقلاب می‌توان گفت جایی برای دین قائل نبود و حتی مارکس آن را افیون توده ها می‌دانست و به نظرم یکی از دلایلش این بود که دین و شریعت را در حدی نمی دیدند که بیاید مقابل تمدن مدرن قد علم کند و مسیر جداگانه ای باز کند و اصلا رقیب تمدنی شان شوند و باعث یک انقلاب تمدن ساز هم باشد ولی اکنون ویژه پس از بحث جنگ تمدن ها، برنامه شان واقعا استحاله و ایستادگی مقابل هندسه دین است و یا ساخت ادیان نوظهور و فرقه های کاذب است که مدام دارند آنها را گسترش می‌دهند تا ادیان و فرقی به صحنه بیایند که توانایی تمدنی ندارند و اساسا بیشتر حالت ارتباط فردی و درونی و شخصی دارند نه جامعه ساز و منشا ساخت اجتماعی؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است. زیرا وقتی هم که تمدنی در عین جداییِ از دین مدعی ضد دین هم نباشد، عملاً با دینی که می‌خواهد همه‌ی مناسبات انسانی را در توحید معنا کند، به مقابله با آن دین می‌رسد و این هم یکی از تزویرهای فرهنگ مدرن است که در عین ادعایِ ظاهری غیر دینی‌اش، عملاً ضد دین خواهد بود. موفق باشید

26773

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد عزیز: حقیر عضو هیئت علمی دانشگاه و از مسولين فرهنگی دانشگاه هستم. خیلی خیلی از مباحث شما در کلاس ها و سخنرانی هایم بهره‌مند می شوم و هویت انسانی-دینی خود را مدیون حضرت عالی هستم. خدا عوض خیر به شما عنایت فرماید. استاد بزرگوار بنده و همکارانم در دانشگاه در حوزه گسترش فرهنگ عفاف و حجاب فعالیت های جدی و همه جانبه ای انجام داده ایم و تلاش ما بر آن استوار بوده است که در اوج محبت و مهربانی و لطافت اقدامات معرفتی- روان شناختی را مدیریت کنیم. حال سؤال حقیر آن است که برخورد انضباطی نیروهای حراست دانشگاه با خانم هایی که دیگر هیچ کار فرهنگی در آنها اثر نمی کند با نیاز تاریخی امروز ما به مهربانی، تعارض و منافات دارد یا خیر؟ اگر تعارض دارد، پیشنهاد شما برای رویارویی با خانم های هنجار شکن و تاثیر ناپذیر از فعالیت های فرهنگی چیست؟ با تشکر فراوان. خداوند به عمر شما برکت و استمرار عنایت فرماید
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر واقعاً هنجارشکنی می‌کنند باید طبق قانون با آن‌ها برخورد شود و این‌جا بحث، بحث قانون است و مجریان مربوطه باید وارد شوند. ولی هنجارشکنی غیر از بی‌حجابیِ معمولی است. موفق باشید

26315
متن پرسش
سلام علیکم: این جمله که آزادی هر فرد تا آنجا محترم است که به آزادی دیگران آسیب نزند، آیا در بحث حدود آزادی جمله درست و صحیحی بشمار می رود؟ این جمله به نظرم به بخش متعالی و خود عالی انسان نظر ندارد و متمرکز بر خود دانی بشر است و این نوع آزادی بیشتر شبیه وضعیتی در حد آزادی های جنگل می داند که موجوداتش به غذا و محدوده هم تعدی نمی کنند و آزاد و رها مشغول زندگی اند بدون اینکه وجه قدسی را به شکوفایی و آزادی از نفس اماره برسانند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! ما آن اندازه آزادیم که شأن انسانی و قدسی ما و دیگران رعایت شود. موفق باشید   

25253

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: با عنایت به اهمیت قلب و زنده شدن آن کدام یک از جلسات سخنرانی حضرتعالی و یا کتب شما یا دیگران را برای این امر مفید می دانید؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر می‌کنم شرح نامه‌ی ۳‍۱ نهج‌البلاغه که بر روی سایت هست، بتواند کمک کند. موفق باشید

24890
متن پرسش
استاد سلام: طبق وحدت شخصیه وجود ما همه تجلی عین وجود هستیم، پس وجود ما که تجلی عین وجود است وجود نازله عین وجود است که در صورت قطع ارتباط با اتصال عین وجود ما نیست می شویم، طبق این حقیقت ما همه از اوییم و به سوی او می رویم، طبق این حقیقت ما در وجودمان که اصلی ترین سرمایه مان است این وجود از خودمان نیست و وجودمان هم خارجیت دارد چون از خودمان نیست و از خداست پس ما فقیر محضیم و به اعتبار اوست که هستیم و همه اوست و اوست هست، پس این همه دنیا پرستی و غرور و فساد و ...برای چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همه‌ی این انحراف‌ها به جهت غفلت از حقیقتِ خودمان است و نمی‌دانیم بنا است در دنیا، حقیقتِ خود را که عین اتصال به حق است؛ در مواجهه با امور و اشیاء شکل دهیم. متأسفانه امور و اشیاء را مستقلاً در نظر می‌گیریم. موفق باشید

24509

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت شما استاد بزرگوار: خواستم ببینم به یاد خدا بودن حال حضور است یا خود را در محضر خدا فرض کردن؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده دومی درست‌تر است و در بستر احساس حضور در محضر حق، هر حادثه‌ای و رخدادی وسیله‌ی توجه به حضرت ربّ العالمین می‌شود. موفق باشید

24273
متن پرسش
سلام و عرض ادب: استاد ببخشید در باب روزها و ساعات مناسب برای بارداری، روزهایی وجود دارد که در آن نزدیکی نهی شده. مثل شب یکشنبه. بنده که حالا در آستانه پدر شدن هستم خیلی نگرانم که خدای نخواسته نکند نطفه بچه در روزی که نباید، بسته شده باشد. حال از شما می خواستم بپرسم که این روز ها و ساعات در خیر یا شر بودن بچه و عاقبتش چقدر می تواند موثر باشد؟ واقعا از این باب نگرانم و استرس دارم. ممنونم
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این نوع توصیه‌ها که در روایات مطرح است مربوط به «ما فی‌الشرایط» می‌باشد و نظرها را به بهترین بستر می‌اندازد. لذا رعایت آن‌ها در جای خود خوب است ولی عمده مربوط به «ما فی‌الانسان» است و آن‌چه را که خود جنین برای خود انتخاب می‌کند و بدین لحاظ نباید نگران بود. خوب است در این مورد سری به کتاب «تربیت اسلامی» از آیت اللّه حائری شیرازی بزنید. موفق باشید

24206
متن پرسش
با سلام استاد طاهرزاده عزیز طاعات و عبادات شما مقبول حق سوال : اینجانب تازه عقد کردیم و خانمم شاغل هست و در یکی از خبرگزاری های تهران مشغول کار است ! اینجانب هر چقدر اصرار می کنم که در اینده باید از شغلت استعفا بدهی مطلقا قبول نمی کند می گوید به کارم علاقه دارم و نیز هر وقت بچه دارشدیم بچه را به مهدکودک می گذاریم و ... اینجانب آثار و کتاب های شما را دنبال می کنم و چند بار کتاب زن انگونه باید باشد شما را بهش دادم بخواند اما قبول نمی کند اصلا برای کتاب های دینی ارزشی قائل نیست ! استاد چکار کنم ! ایا با این وضعیت می شود خانواده توحیدی تشکیل داد؟ من با خانومم فامیل هستم و شغلم کارگری است اما حاضرم سختی بکشم و کار کنم اما زنم شاغل نباشد ولی ایشان قبول نمی کنند می گویند خرج و مخارج بالاست ! اصلا حرف گوش نمی کند بعضا به فکر طلاق می افتم چون تحملش را ندارم که زنم شاغل باشد استاد این چه بلایی است خدا نصیبم کرده است در زندگی احساس شکست می کنم چکار کنم ! لطفا راهنمایی ام فرمایید با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: شما چرا حساس هستید؟ در کتاب (زن ...) این نیست که زن فعالیت های اجتماعی نداشته باشد. در حالی که امروز اکثر کارهای خانه در بیرون خانه انجام می شود و ماندن بدون دلیل زن در خانه در حالی که کار مفیدی برای او نباشد موجب افسردگی آن می شود. باید سعی کنید همدیگر را درک نمایید. مگر می شود وقتی خانمی دارای فرزند بود و بتواند در خانه بماند و فرزند خود را تربیت کند مایل به کار در بیرون خانه باشد در حالی که نیاز عاطفی فرزندش فقط با مادر و انس طولانی با او برطرف می شود و خود مادر نیز نیاز دارد تا با انس طولانی با فرزندش خود را معنا کند. موفق باشید

23341

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام و عرض ادب و احترام: در کتاب معاد آیت الله دستغیب قسمت «فشار قبر همه جا ممکن است» آمده کسانی که بالای دار هستند خدا هوا را امر می کند که او را بفشارد و همچنین در دریا آب دریا غریق را فشار می دهد. مگر فشار قبر مختص روح نیست چرا اینطور گفته شده که جسم دنیایی در فشار است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید خواسته‌اند مطلب را توجیه کنند. زیرا در هر حال این ملکات انسان است که به انسان فشار می‌آورد و ملکات مربوط به روح است. موفق باشید.

18057
متن پرسش
با سلام: استاد عزیز آن آیه از قرآن کریم که حضرت موسی (ع) در صحرا آتش دیده و نزد آن می روند، آیا می توان این آتش را آتش عشق در نظر گرفت؟ و منظور از اینکه خداوند می فرمایند مبارک است آن کس که در آتش است و وحول آن منظور عاشقی است که بخاطر جذبه عشق مبارک شده است؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در آن افق، ظهور نور حق به میان آمده تا حضرت موسی«علیه‌السلام» را به آن وادی بکشاند و منوّر به نور نبوت کند. موفق باشید

32723
متن پرسش

سلام: من دختر ٢٩ ساله‌ای هستم که دغدغه‌های اجتماعی مختلفی دارم. به عنوان مثال از ماه رمضان ۳ سال پیش تاکنون مساله محیط‌ زیست ‌و دینداری و ارتباط خیلی نزدیک اینها و غفلت خیلی زیاد ما توجهم رو جلب کرده، و در حد توان در مسیر تغییر سبک زندگی خودم و آگاه‌سازی و فرهنگسازی این موضوع تلاش می‌کنم. این روزها اما مساله‌ی زنان که همیشه گوشه‌ی ذهنم بوده، خیلی برام جدی‌تر شده. مخصوصا اینکه در شرف ازدواج هستم، و بعد از حدود ۱۰ سال که خواستگاران زیادی داشتم، حدود ۳ ماه هست که با یکی از خواستگارانم تا حد زیادی پیش رفته‌ایم و در شرف ازدواج هستیم، و خدا رو شکر از جنبه‌های دینی و اخلاقی و خانوادگی کفویت زیادی داریم و عشق و احساس زیادی هم بینمان شکل گرفته. در این سالها از فعالین مسائل زنان زیاد شنیده بودم که بخاطر ضعف قوانین ایران در برخورد با زنان و بطور خاص در زندگی مشترک و ظلم‌ها و آسیب‌هایی که در مسیرهای قانونی به زنان میشه، شروط ضمن عقد رو جدی بگیرید و ۶ شرط، حق طلاق، حق مسکن، حق تحصیل، حق اشتغال، حق خروج از کشور و حق حضانت رو حتما به عنوان وکالت در ابتدای ازدواج بگیرید. و من هم بعد از مدتی آشنایی، موضوع رو با طرف مقابلم مطرح کردم، و در ابتدا ایشون پذیرفتن، اما الان احساس خوبی به این موضوع ندارن و کمی دچار تردید و نگرانی شدن. ضمن اینکه گرفتن این حقوق، «مهریه» رو هم تحت‌الشعاع قرار میده. شاید حداقل ۳ هفته‌ای میشه که دارم راجع به این موضوعات تحقیق و پرس و جو و تفکر و مطالعه می‌کنم، و متاسفانه هنوز درمانده‌ام. نه متوجه فلسفه‌ی مهریه می‌شوم، و نه این‌همه آزار زنان توسط برخی از مردان رو قابل چشمپوشی میدونم. دوست دارم واقعا نگاه درستی به این مسائل داشته باشم و مطمئن و خوب جلو برم و حتی بتونم الگو باشم برای دیگران و فرهنگسازی کنیم در این زمینه هم، اما فعلا توی کار خودمون موندیم. نمی‌فهمم اگر مهریه صرفا یه هدیه هست، چرا این‌همه عندالمطالبه داره و حتی قبل از تقسیم ارث از مال جدا میشه؟! حتی چرا این هدیه یک طرفه هست و فقط برای زن هست؟! آیا ربطی به بکارت زن و رابطه‌ی جنسی داره که موقع عقد و دوشیزگی اگر کسی بخواد جدا بشه نصف میشه؟ آیا این درسته که برخی میگن یه پشتوانه‌ی اقتصادی هست برای زن به جبران نصف بودن ارث و حتی اینکه در زمان بارداری و بچه‌داری زن نمیتونه مثل مرد کار اقتصادی انجام بده؟ اصلا کی باید میزان مهریه رو مشخص کنه؟ درسته که دختر و پسر خودشون راجع بهش صحبت کنن (چون برای من حس خوبی نداره که بخوام مبلغی مشخص کنم)؟ چرا در روایتی گفته شده زن نیکو کسی هست که مهریه‌اش کمتر باشه؟ مهریه‌ی حضرت زهرا به زمان ما گویا چیزی در حدود ۲۵ سکه بوده، که حدود ۳۰۰ میلیون میشه. اینکه میگن عُرف اون رو مشخص میکنه واقعا یعنی چی؟! چون الان عرف خانواده‌ی ما حدود ۲-۳ میلیارد هست (بین ۲۰۰-۳۰۰ تا سکه). و نگاهشون اینه که اگر روزی زن مجبور به جدایی شد، بتونه زندگیش رو خودش اداره کنه و نخواد دست از پا درازتر برگرده خونه‌ی پدرش. یا حتی بخاطر قانون جدید مهریه و اینکه شاید در عمل سالیانه یک یا دو سکه پرداخت میشه، خیلیا دیگه اون رو بی‌ارزش میدونن و اصرار دارن که اگر پسر ملکی داره، میتونه یه بخشیش رو به نام همسرش کنه به عنوان مهریه. الان جوری سردرگم شدم که نه میدونم تکلیفم با مهریه چیه و‌ نه با شروط ضمن عقد که خانواده‌ها هم تقریبا حس خوبی بهش ندارن و همه میگن این صحبتا رو ابتدای ازدواج نکنید، درحالیکه در همین ابتدای ازدواج تمامی حقوق اولیه‌ی زن ازش گرفته‌ میشه و با حرف نزدن راجع بهش هم چیزی تغییر نمیکنه. دوست ندارم عشق و احساس خوبمون رو در ابتدای مسیر خراب کنیم، اما میخوام تکلیفم رو با زن بودنم و امنیت و عدالت و آرامش و آسایش خودم و همسر آیندم بدونم و تصمیمی بگیریم که به نفع همه باشه. واقعا ممنون میشم که راهنماییم کنید.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مسئله بسیار پیچیده و بغرنج است از آن جهت که ازدواج‌های ما در سه حوزه فرهنگی گیر افتاده است. یکی در حوزه فرهنگیِ صدر اسلام با شرایط خاصی که زنان در آن فرهنگ داشته‌اند و دیگر در حوزه فرهنگی خودمان و شرایطی که زنان در دل فرهنگ ایرانی و سنت ایرانی دارند و سوم در حوزه فرهنگیِ جهان جدید که ما از آن جدا نیستیم. و همین امر موجب اختلال در امر ازدواج شده است و همین‌طور که متوجه شده‌اید با بعضی از این شروط ضمن عقد که بیشتر مربوط به این جهان و شرایط امروزین زنان و مردان نیست، کار مشکل و مشکل‌تر شده است و حرف در این مورد بسیار است. بخواهیم و نخواهیم هیچکدام از این شروط ضمن عقد، نه نقشی در استحکام خانواده دارند و نه نقشی در آن‌که اگر زوجین نتوانند با همدیگر زندگی کنند، مانع جدایی می‌شود. از این جهت به نظر می‌آید نگاهِ واقع‌بینانه آن است که همان صفای اولیه را بدون این نوع شرط‌های با بند و وصل و بدون مهریه‌های سنگین حفظ کنیم و هنرِ طرفین آن باشد که تلاش کنند معنای زندگی با همدیگر را درک نمایند و نیازشان نسبت به همدیگر را که هرکدام می‌توانند نقش مکملّی داشته باشند؛ فهم کنند. عرایضی در کتاب «زن؛ آن‌گونه که باید باشد» شده است. موفق باشید

30911

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام خدمت استاد بزرگوار: ضمن آرزوی قبولی طاعات و عبادات شما؛ استاد، در تاریخ داریم که مثلاً شیخ بهایی بین افراد جذامی رفت و آمد و خدمت رسانی می‌کردند، حتی در فیلم ملاصدرا نشان داده شد که بدون محافظت یا پوشش محافظتی اینکار را می‌کردند، در حال حاضر هم اشخاصی هستند که استاد در طب سنتی هستند و مستقیماً بنده مشاهده کردم که به راحتی و بدون ماسک با افراد مبتلا به کرونا روبوسی می‌کنند و خیلی معمولی ویزیت می‌کنند این اشخاص را و تا به امروز مبتلا هم نشده اند. آیا این مسائل توجیهی دارند؟ به قوت روح مربوط می‌شوند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آقای هاری بنجامین در کتاب «درمان طبیعی» شواهدی می‌آورند که زمینه روحی افراد در تأثیر میکروب و ویروس بسیار مؤثر است. ولی در هر حال خوب است احتیاط‌ های لازم انجام گیرد. موفق باشید

30245
متن پرسش
سلام علیکم: فرض کنید همین الان قیامت کبری شروع شود تکلیف کسانی که از قبل مرده اند مشخص است مراتبی را در برزخ طی نموده خودشان را در برزخ ادراک می‌کنند ولی کسانی که هنوز نمرده اند آیا اینها هم همان وضعیت را دارند با توجه به اینکه حد وسط یعنی تکامل برزخی را طی نکرده‌اند یا اینها هم سفر برزخی دارند و با اینکه بساط عالم ماده جمع شده خود را در برزخ احساس می‌کنند و در طی مراحلی قیامت آنها شروع می‌شود و خود را قیامتی میابند؟ با توجه به اینکه گفته می‌شود طفره در مراتب کمال محال است و تا مراحل مادون طی نشود مراحل ماورا بدست نمی‌اید؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در نفخه‌ی اول، همه به عالَم برزخ منتقل و در آن‌جا حاضر می‌شوند حال، چه اندازه عالم برزخ باقی است تا عالم و آدم مستعدّ تجلیات قیامتی پیدا کنند و نفخه‌ی دوم بوزد؛ والله اعلم! موفق باشید

30209

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: آیا می‌توان گفت شب اول قبر همان شبی است که انسان فوت کرده حال ممکن است بدن در قبر مادی قرار گرفته باشد یا نه. یعنی ملاک دفن بدن نیست و چه بسا بدن اصلا دفن نشود؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: می فرمایند اگر بدن در آب غرق شود و یا توسط حیوانی خورده شود، قبر او شروع می‌شود و شب اول قبرش هم همان شب است. ولی اگر نه! وقتی دفن شد، شب اول قبرش شروع می‌شود. موفق باشید

نمایش چاپی