بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
30123

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و عرض ادب خدمت شما استاد گرانقدر. کتاب زیبایتان «ادب خیال عقل و قلب را پیرو سوالی که قبلا از حضرتعالی پرسیده بودم مطالعه کردم. بسیار راهگشا و مفید بود. استاد بزرگوار سوالی که اکنون بنده دارم در ارتباط با مطالعه است. باید چطور مطالعه کنیم تا خوب مطالب را علاوه بر تفکر عمیق و بهره های آنی، آن را در سینه نگه داریم؟ مثلا بنده چند کتاب از شهید مطهری خواندم ولی الان احساس می‌کنم که انگار همه را فراموش کردم. درست است که مطالعه به فکر ما جهت می‌دهد هرچند فراموش شود ولی توصیه ی شما درباره ی یادداشت برداری چیست؟ آیا ضروری است که مثلا برای هر کتابی در دفتری یا جایی جداگانه یادداشت برداری کنیم؟ یا اینکه نکات را در همان کتاب حاشیه بزنیم؟ این مسئله خیلی ذهنم را درگیر کرده است و می‌خواهم قبل از شروع سیر مطالعاتی تکلیفم را بدانم. سپاس فراوان و آرزوی توفیقات روز افزون برایتان
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده در تجربه‌ای که برای خود داشتم، سعی می‌کنم با حوصله‌ی زیاد و بدون عجله از کتاب‌ها با ذکر صفحه، یادداشت‌برداری کنم. فکر می‌کنم تجربه‌ی خوبی باشد. خوب است در این مورد سری به کتاب «امامت و رهبری» از شهید مطهری بزنید. موفق باشید

30057

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: یادم هست از شما شنیدم گفتید صحبتی که حضرت محمد در گوشی با حضرت فاطمه کردند بشارت حضرت مهدی را دادند که حضرت فاطمه خوشحال شدند، و اگر اشتباه نکنم گفتید آن که می‌گویند حضرت محمد فرمودند که «تو اولین نفری هستی که به من ملحق می‌شوی» زیاد درست نیست، ولی رهبر انقلاب در یکی از سخنرانی هایشان صحبت در گوشی پیغمبر با فاطمه سلام الله را همین وفات حضرت فاطمه و ملحق شدن به پیامبر ذکر می‌کنند. لطفا توضیح دهید
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ابداً بحث این نبود که مژده‌ی ملحق‌شدن حضرت زهرا «سلام‌الله‌علیها» به رسول خدا «صلوات‌الله‌علیه‌‌وآله» محل تردید است. بحث در آن بود که قسمت دوم آن روایت که حضرت می‌فرمایند: «مهدی امت از ما است»؛ چرا مورد غفلت قرار می‌گیرد؟ موفق باشید

29345

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد گرامی: ممنونم از فرصتی که می‌گذارید. بنده پزشک هستم. از اول عمر چون در خانواده نسبتا مذهبی بودم به طور عامی دین و خدا و.. را شناختم. بزرگتر که شدم بیشتر با انقلاب و شهدا و استادان بزرگی آشنا شدم و به دین اسلام علاقمند شدم دوران دانشجویی هم خیلی فعال در مسائل مذهبی و انقلابی بودم. حالا هم می‌دانم خدایی هست و حق بودن انقلاب و شهدا و... را قبول دارم ولی قلبا خدا را نمی یابم. نمی‌توانم با خدا ارتباط بگیرم و با او حرف بزنم. حتی گاهی با خودم می‌گویم خدا کجاست. اینکه اگر من در نماز تمرکز کنم و به خدا فکر کنم و به مراسم مذهبی بروم خدا را پیدا می‌کنم و اگر از این کارها فاصله بگیرم دیگر انگار خدا نیست یعنی چه؟ می‌دانید چه می‌گویم؟ گاهی این فکر در ذهنم می آید که اگر خدا هست باید در هر صورت من او را حس کنم. چه به او فکر کنم چه نکنم. چه به خودم تلقین کنم که در محضرش هستم چه نکنم. اینکه من هی به خودم بگویم خدایی هست و امام زمانی هست و با آنها حرف بزنم ولی هیچ جوابی دریافت نکنم مرا آرام نمی‌کند. الان فکر می‌کنم علت اینکه در گذشته مومن بودم این بود که بیشتر عبادت می‌کردم و جاهای مذهبی می‌رفتم و در جمع آدمهای مومن بودم. حالا که این کارها را نمی‌کنم ایمانم کم شده. چرا؟ مگر ایمان به کار آدم وابسته است؟ چرا؟ خدا اگر هست که باید همیشه باشد. چرا گاهی می‌رود و گاهی می آید. ممنون می‌شوم پاسخم را بدهید. مستاصل شده ام.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث در حضور و ظهور خدا نیست، بحث در نسبت ما با خداوند است که بعضاً امور مادی، حجاب احساس آن حضور و ظهور می‌شود. کتاب «آن‌گاه که فعالیت‌های فرهنگی پوچ می‌شود» متذکر این امر است. موفق باشید  

29042

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم سلام علیکم: ۱. استاد فردی مثل برصیصای عابد که عمری در زهد بوده که به مقامات بالا رسیده چطور می شود که در آخر فرجام بدی پیدا می کند؟ ۲. در تاریخ هست که حضرت زین العابدین علیه السلام روز دوازدهم محرم به همرا مردم محلی اباعبدالله و یارانشان را به خاک سپردند، مگر نه این که امام چهارم علیه السلام با کاروان اسرا به شام رفته بودند پس چطور دو روز بعد در کربلا بودند؟ ۳. در خصوص جوع آیا مراد کم خوردن است یا گرسنگی کشیدن، چطور می شود جمع کرد بین این که مادر خانواده بخواهد برای خانواده غذاهای خوب و لذیذ آماده کند و هم این که آنها را با کم خوردن و جوع آشنا کند؟ جزاک الله خیرا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- اگر عبادات با معرفت ملازم نباشد بالاخره راه شیطان بسته نیست. شیطان تجربه‌ی 6000 سال عبادات دارد و می‌تواند در این نوع افراد تأثیر بگذارد 2- در خبر داریم که حتی حضرت در مرحله‌ای از قافله و از غل و زنجیرشان به ظاهر ناپدید شدند. می‌شود گفت در این رابطه در کفن و دفن حاضر بودند. از آن طرف، ائمه توان حضور در مکان‌های مختلف و عوالم مختلف را در یک زمان دارا می‌باشند 3- پرخوری‌نکردن و میان وعده، چیزی نخوردن و تنقلات‌نخوردن، خود به خود کمک‌کار است. موفق باشید

28632

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم و رحمه الله: بنده با خواندن آشتی با خدا و کمی از خویشتن پنهان دریافتم که بسیاری از مشکلات روحی من بخاطر نبود معرفت نفس است. و تصمیم دارم با خود واقعی ام ارتباط داشته باشم ولی متاسفانه نمی توانم توجه به خود واقعی کنم. یا نهایتا پس از مثلا نیم ساعت سعی در توجه به نفس در حد یه لحظه و نه بیشتر متوجه می شوم. چه کنم تا بتوانم بیشتر و راحت تر با نفس خود ارتباط داشته باشم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد خوب است کتاب «معاد» همراه با شرح صوتی آن با جدیّت تمام و به صورت درازمدت دنبال فرمایید. موفق باشید

27842

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد محترم: اینکه قلب افرادی آینه می شود و تابش نور اخلاص می کند این افراد همان مخلصین هستند؟ «مخلصین با فتحه».
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چرا که نه! بنا به فرمایش علامه‌ی طباطبایی «رحمة‌اللّه‌علیه» خداوند مخلَصین را برای خود خالص کرد تا مظهر انوار الهی باشند. موفق باشید

27493

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام و عرض ادب: ۱. وَالْقَوَاعِدُ مِنَ النِِّسَاءِ الالتِی الیَرْجُونَ نِکَاحًا فَلَیْسَ عَلَیْهِنَّ جُنَاحٌ أَنْ یَضَعْنَ ثِیَابَهُنَّ غَیْر مُتَبَرِِّجَاتٍ بِزِینَةٍ وَأَنْ یَسْتَعْفِفْنَ خَیْرٌ لَهُنَّ وَاللَّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ، مقصود از قواعد در این آیه چه موارد و چه کسانی هستند؟ ۲. با توجه به مبحث این آیه چرا از دیدگاه اسلام، بانوان جوان مجاز به ارایه زیبایی های خود در سطح اجتماع نیستند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. خود آیه روشن کرده یعنی خانم‌هایی که رویهمرفته به جهت کهولت سنّ عامل جذبه‌ی جنسی نیستند. ۲. مسیر توجه مردم به سوی شهوات، فرو می‌افتد و به جای چشم‌چرانی‌های بیجا، جامعه به امور مهم خود مشغول می‌شود. موفق باشید  

27150
متن پرسش
سلام علیکم: وظیفه ما این است که در دنیای مدرن و میدان مدرن بدون اصالت دادن به سکولاریته و اومانیسم وارد شویم یا اینکه در جهان ایرانی_اسلامی و در میدان شریعت حاضر شده و خود را در هویت و جهان دینی و قدسی ببینیم همچنین تکنیک و عناصر متناسب با مبانی مان در فرهنگ غرب و عالم مدرن را تصرف و مستحل در خود کنیم و آن را درون نظم ایرانی_اسلامی با روح عقاید خویش کنیم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد خوب است به بحث «انقلاب اسلامی، طلوع جهانی در دو جهان» که بر روی قسمت یادداشت‌های ویژه‌ی سایت هست، ورود نمایید و پس از آن و بر مبنای آن بحث اگر نکته‌ای هست به میان آورید. موفق باشید

27091
متن پرسش
سلام علیکم: با عرض تبریک ویژه بمناسبت ولادت قمر بنی هاشم. دیدگاه برخی از مکاتب مبنی بر اینکه سیر تکاملی بشر رو به افول و تنزل است و وقوع خاتمیت و ختم ارسال انبیا و نیز وقوع غیبت و فقدان حضور امام معصوم، خود دلیل محکمی مبنی بر عدم قابلیت و شایستگی بشر در آخرالزمان برای درک حضور رهبر و راهنمای شایسته است آیا بر مبنای دیدگاه تشیع مطلب صحیح و متقنی است یا خیر؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به این جمله‌ی حضرت امام خمینی «رضوان‌اللّه‌تعالی‌‌علیه» فکر کنید که فرمودند منتظر مصلح، خودش باید صالح باشد. و به مدد خود حضرت، بحمداللّه ملت ایران راه تعالی بشریت را در پیش گرفته. و در همین رابطه رهبر معظم انقلاب در روز مبعث فرمودند: «ملت ایران علیرغم بعضی از ظواهر، قدرت ایمان‌شان و رسوخ ایمان در دل‌هایشان خیلی زیاد است». و بعد فرمودند: «بنده با قاطعیت عرض می‌کنم که ملت ایران، ملت صبوری هستند». و این حکایت از آن دارد که خداوند اراده کرده است از طریق ملت ایران، آینده‌ی درخشانی را به جهان بشریت عرضه کند جهانی که کاملاً آینده‌ی خود را در فضای سکولار، تیره و تار کرده است و به خطا با انواع سرگرمی‌های غیر شایسته می‌خواهد از آن آینده فرار کند. موفق باشید  

27035

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام و احترام: وقت بخیر. ۱. ببخشید استاد خواندن صیغه عقد دایم در دوران عادت ماهانه می تواند آثار بدی بر زندگی داشته باشد؟ شخصی فرموده بودن زن و شوهرهایی که در دورن عادت عقد می کنند همیشه با هم دعوا و اختلاف دارند. چنین چیزی صحت دارد از منظر مباحث دینی و روایی و عرفانی و اخلاقی و...؟ ٢. ببخشید بهترین مدل خواندن نماز قضا به چه صورت باشه از لحاظ سیر تکاملی بهتر نتیجه می بریم؟ مثلا روزی ده تا ظهر ده تا عصر یا اینکه هفده رکعت خوانده مجددا هفده رکعت بعدی؟ شخصی می گفت از ظهر شروع کنید برسد به صبح. ۳. انس با قرآن بدون خواندن تفسیر و ادبیات عرب چگونه است برای اونهایی که سراغ این مطالب علمی نرفته اند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. چیزی در این مورد نمی‌دانم ولی نباید در مورد کار خیر، چنین تصوراتی داشت. ۲. بستگی به خودمان دارد. قاعده‌ی خاصی در میان نیست. ۳. رجوع به تفاسیر قرآن، چاره‌ی کار است تا به کمک آن‌ها با ایات و سور مرتبط شویم. موفق باشید

26991
متن پرسش
با سلام و عرض ادب خدمت استاد عزیزم. در یکی از جلسات شرح مصباح امام (ره) فرمودید توحید در مورد کلمه لااله الا الله باید در نظر داشت یکی الله حی و قیوم و یکی الله معبود است. منتها بخاطر درک پایین بنده متوجه نشدم در مورد توحید لا اله الا الله. به احدیت باید نظر داشت یا به واحدیت. اگه با این سوال بنده دلخور شدید گذشت بفرمایید. چون فقط از طریق صوت دروس مستفیظ می شوم. خدا ان شاءلله خودتون و خانواده محترم را از بیماریهای این روزها مصون بدارد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در ذکر «لا إله إلاّ اللّه» به اعتبار نظر به حضرت حق به عنوان حق‌بودنش، و نه به اعتبار معبودبودنش؛ بستگی به خودمان دارد که در «واحدیتِ» او به اسماء حسنای او نظر داریم و او را به اسماء حسنایش می‌بینیم، و یا به «احدیتِ» او نظر می‌کنیم و او را در اسماء حسنایش می‌بینیم. موفق باشید

26093
متن پرسش
سلام علیکم: استاد عزیز، با توجه به پاسخ شما به پرسش ۲۶۰۵۲ یک مطلبی به ذهنم رسید. در همین باره به نظرم ارتباط عجیبی بین پاسخ شما با آیات سوره های شمس و ضحی دیدم. اینکه در شرایط سختی که مردم گمان می برند خداوند پیامبرش را رها کرده یا ارتباط ایشان با حضرت حق قطع شده و افق آینده اسلام هم معلوم نیست، حضرت الله می فرماید: «و اما بنعمه ربک فحدث» یعنی شما در اوج همین سختی ها در نعمت اید .نظر کنید به طرح کلانی که بوسیله اسلام به وسعت جهان و جهانیان گشوده شده و راه اتصال به عالم قدس و متاله شدن محسوب میشه نظر کنید که خب در همین باره در سوره شمس هم داریم «خیر لک من الاولی» هرچند در روایات این خیر که می فرماید از اولی بهتر است را اشاره به رجعت می دانند و بر حسب ظاهر آینده دوری است اما بحث سر این است به نظرم که پرودگار و پیامبرش قصد دارند دید کلان به امت دهند تا بفهمند آنها وارد شده در طرح بزرگ تمدن سازی و انسان سازی مبتنی بر امر رب العالمین اند و لذا اگر این طرح بزرگ فهم شود، مردم هم با سعه روحی خواهند بود و کنار پیامبر و رهبر الهی برای تحقق آن افق صبر و تقوا پیشه می کنند. امیدوارم این نظر و عقیده در راستای همان راه و مسیر گشوده شده بوسیله آیات و روایات باشه. سلامت باشید التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است که می‌فرمایید. آری! انسان‌های بصیر اتفاقاً در دلِ همین حادثه‌های به ظاهر در حالِ سیطره، متوجه‌ی روح توحیدی در حالِ ظهور می‌شوند. موفق باشید

25641
متن پرسش
سلام استاد: من پاسخ هایتان را در مورد عدم نیاز به استاد سیر و سلوک بعد از انقلاب اسلامی به برکت آیت الله خمینی مطالعه می کردم. شما گفتید که شهدا (ره) صد ساله را یک شبه طی کردند و امثال مثل شهدا و چمران ها الگو هستند. ۱. من دقیق متوجه نشدم منظور شما از این که فرمودید راه این افراد را بریم یعنی چه؛ روششان چه بوده؟ ۲. من جایی خوندم که شهدا یکبار فقط در وجه الله می نگرند و حسرت آن یکبار را می خورند و دوست دارند دوباره به دنیا برگردند و دوباره شهید شوند و دوباره در وجه الله بنگرند و اینکه آیا شهدا اسفار اربعه را در یک لحظه طی می کنند؟ آیا بعد از شهادت به فنای ذاتی می رسند؟ ۳. من یک چند وقتی است که با عرفان آشنا شدم و خیلی تغییر کردم ولی احاس رکود می کنم و سیرم مثل تناوبی یعنی یک روز حالم خیلی خوبه و مراقباتم خیلی قوی و حضورم در نماز خیلی خوبه یک روز کاملا برعکس نبود حضور قلب در نماز گذروندن روز بدون مراقبه و در غفلت کامل که معمولا هر دو هفته یکبار دو سه روز همچین رکودی پیدا میکنم که اون چند روز به دلیل اینکه هیچ شوق و اشتیاقی به خدا و عبادت ندارم، دچار افسردگی بسیار بسیار شدیدی میشم که از چهرم کاملا معلومه و در اون چند روز هیچ اومیدی به زندگی کردن ندارم و دعا می کنم که از دنیا برم (به شدت حالم بد میشه) که هر بار خدا لطف میکنه دوباره من رو ظرف چند روز به حالت قبلی برمی گردونه که البته حداکثر حالم مدت زیادیه که از یک حدی بیشتر نمیشه و هیچ فتح بابی رخ نمیده البته این حالت های رکود تناوبی و مکرر یکی از ضرر هایش سو ضن به خداست. استاد از شما خواهش می کنم که راه حلی بگید تا اینکه متناوبا دچار رکود نشم. چون واقعا در زندگیم سخت از روز های رکود و بی رغبتی به خدا رو تجربه نکردم. سعی خودم هم برای ترک محرمات می کنم ولی فایده ای نداره.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. شهداء با نظر به حضرت امام جلو رفتند و او را در امور جزئی و اخلاقیِ خود مدّ نظر داشتند. ۲. بلی. ۳. «ای بردار! عقل یک دم با خودآر / دم به دم در تو خزان است و بهار». خوب است سری به کتاب «مقالات» آیت اللّه شجاعی بزنید

25550

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: استاد؛ شهید مطهری، در کتاب کلیات علوم اسلامی، می نویسند فلسفه کانت با آنچه نزد قدما بعنوان فلسفه خوانده می شود تنها اشتراک لفظ دارد و فلسفه او، بیشتر روی فکر شناسی و منطق تمرکز دارد تا جهان شناسی. در مبحثی از حضرتعالی هم دیدم که فرمودید با نومن و فنومن کانت، فلسفه غرب بیشتر رویکرد انتزاعی بخود گرفت. اساساً ایراد ریشه ای تفکر کانت چه بود و چرا رویکرد انتزاعی در فلسفه غرب را رشد داد؟ موفق باشید
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد بد نیست به جزوات «فلسفه‌ی غرب» که بر روی سایت هست، رجوع فرمایید. و یا به نکته‌ای که در مورد فلسفه‌ی کانت در کتاب «سلوک ذیل شخصیت امام خمینی«رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» شده است. موفق باشید

25467
متن پرسش
با سلام خدمت شما استاد بزرگوار: حدودا ۲۰ سال پیش که با تعدادی از دوستان بنا داشتیم کار با قرآن را شروع کنیم این یادداشت از شما به دستمان رسید: [چنانچه خواهران و برادران مایل هستند از نوارهای شرح المیزان تحت عنوان فایلهای نوارهای لب المیزان استفاده کنند رعایت موارد زیر ضروری است: الف) نباید از نوارها مانند گوش دادن نوار یک سخنرانی استفاده کرد بلکه ابتدا باید تصمیمات تصمیم گرفتن درس باشد یعنی اینکه در محل خلوتی قلم و کاغذ و قرآن را آماده می کنیم آیه مورد بحث را جلو خود قرار می دهیم یکی دو بار از روی آیات مورد بحث می خوانیم معنای آن را می فهمیم سپس با ذهنی آماده ضبط صوت را روشن می کنیم و ذهن را متمرکز می کنیم و نکات مهم بحث را یادداشت می کنیم (نه همه کلمات گفته شده را بنویسید و نه بدون نوشتن نکات مهم با مسئله برخورد کنید) بعد از تمام شدن نوار یکبار یادداشتتان را مطالعه کنید و نکات تکراری را حذف کنید تا معلوم شود نکات مهم و عمده این جلسه چه بوده است در پایان سعی کنید آن نکات مهم را با تکرار به ذهن خود بسپارید. ب) در جلسه آینده ابتدا یادداشتهای جلسه گذشته را سریعا مرور کتید و کار را مثل نوار قبلی شروع کنید. ج) پس از آنکه به این ترتیب یک سوره تمام شد بدون اینکه عجله ای برای گوش دادن سوره بعدی داشته باشید یادداشتهای کلی سوره ای که گوش داده اید را مطالعه کنید و بعد چندین بار با تامل آن سوره را از روی قرآن می خوانید بخصوص در هر روز صبح قرائت همان آیات در دست مطالعه را تکرار کنید. د) چنانچه در حین کار سوالاتی برای شما پیش آمد بدون اینکه ذهنتان را مشغول آن سوالات بنمائید به کار کردن روی سوره ای دیگر همچنان که گفته شد ادامه دهید. تا ان شاءلله پس از مدتی خودتان توان جوابگویی به سوال را پیدا خواهید کرد. ه) پس از آنکه حدود ۶۰ جلسه نوارهای لب المیزان را به طریق فوق مطالعه کردید آهسته آهسته می توانید در حین گوش دادن نوارها به طریقی که گفته شد به خود تفسیر قیم المیزان در رابطه با همان آیه و همان سوره رجوع کنید ولی سعی کنید ارتباط خود را را با نوارها قطع نکنید در طول سال تحصیلی هفته ای یک نوار مطالعه بفرمایید تا روحیه توجه به قرآن همچنان در روح شما حاضر باشد و قدرت تجربه و تحلیل شما نسبت به کل حوادث زندگی از زاویه نگرش صاحب هستی تصحیح گردد فقط باید توجه داشته باشید که در قرآن اسرار کل هستی نهفته است و اسرار با تدبر و تفکر عمیق و با حوصله ای زیاد در اختیار ما قرار می گیرند و نه با مطالعه پشت سرهم و بدون تامل. و) چنانچه برادران و خواهران دبیرستانی بخواهند از نوارها استفاده کنند بهتر است به صورت گروهی کار کنند به این صورت که یک گروه حداکثر ۱۰ نفری در طول هفته (همه افراد گروه) به طور جداگانه نوار جلسه اول را گوش می دهند و به همان صورت که گفته شد یادداشت برداری می کنند بعد در یکی از روزهای هفته مطالب را بررسی می کنند و آماده برای گوش دادن جلسه دوم می شوند و برای ارائه بحث و رفع اشکال گرد هم می آیند. البته کار گروهی برروی نوارها برای همه برادران و خواهران اعم از دانش آموز یا دانشجو و غیره مفید خواهد بود و برکات خوبی دارد. در پایان از آن کسی که با لطف و کرم خود نور هدایت را بر قلبهای ما می فشاند کمک می خواهیم که ما را ارن عمت بزرگ هدایت محروم ننماید] به امید خدا قرار است سوره مبارکه جاثیه را با جمعی از دوستان شروع کنیم. اگر احیانا نکته ای مد نظرتان است که به متن اضافه شود بفرمایید خصوصا نکته مورد «و» که اشاره داشتید «یادداشتها در جلسه گروهی بررسی شود هر کدام از دوستان یادداشتهای خودشان را بخوانند» از یک طرف تمایل دوستان برای یادداشت برداری کم است. شاید سر زنده ماندن احساس حضوری در جلسه و اینکه جلسه حالت کلاس درس به خود نگیرد مانعی برای یادداشت برداری می شود. خدا را شاکریم از امکاناتی که برای پرسش و پاسخ در اختیار قرار داده اید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحمداللّه راه خوبی در پیش گرفته‌اید اگر همان‌طور که عرض شد، کار را جلو ببرید. آری! در عین حال به اعضای جلسه سخت‌گیری نکنید. بنده هنوز آن تذکرات را مفید می‌دانم. موفق باشید

24750

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: با توجه به توصیه ائمه (ع) و سفارش آیت الله قاضی به نماز اول وقت، در مورد نماز عصر و عشاء خواندن در وقت فضلیت ارجحیت دارد یا جمع دو نماز اما با جماعت؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: رویهمرفته در دو وقت خواندن ارجحیت دارد ولی در سیره‌ی پیامبر و ائمه «علیهم‌السلام» پیش آمده که بدون هیچ اضطراری، جمع خوانده‌اند. موفق باشید

21598

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: چکار کنم زندگی برام معنا داشته باشد؟ چه هدفی رو دنبال کنم؟ به دنبال شهادت باشم یا خدمت به مردم از طریق شغل؟ چکار کنم تا مطمئن باشم خداوند توی اون روز از من راضی باشه؟ از کجا بفهمم امروزم بهتر از دیروز بوده؟ میشه برنامه کلاس هاتون رو بدید می خوام بیام کلاستون تا هر دو مسافر بهشت شیم. با شهادت.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ما وظیفه داریم با کسب معارف الهی وظیفه‌ی خود را بشناسیم و مطابق وظیفه عمل کنیم. در این راستا هرچه پیش آمد، همانی است که خداوند از ما خواسته است. برنامه‌ی جلسات در نوار بالای سایت آورده شده است به آدرس   http://lobolmizan.ir/page/weekly    موفق باشید

32984

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد: خدا قوت. استاد در صلوات خاصه امام رئوف علیه السلام داریم «و حجتک علی من فوق الارض و من تحت الثری» استاد منظور از «و من تحت الثری» چیست؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: «تحت الثری» به معنای زیر زمین است و در دعای مذکور سلام می‌دهیم بر امامی که در همه مراتب هستی حاضرند چه فوق زمین و چه مراتب مادون آن که بیشتر مربوط به افکار انسان‌هایی است که خود را از عوالم بالا محروم کرده‌اند. موفق باشید

32613

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

چند سوال داشتم که ذهن مرا مشغول کرده می‌خواستم تحلیل نمایید و درستی و غلطی آن را بیان کنید و اگر ناقص است تکمیل نمایید تا به شکی که در چیستی خداوند دارم پاسخ دهم. ۱. کمالات از وجود ناشی می‌شوند اگر کمال مطلق بخواهد وجود داشته باشد لازمه اش این است که وجود بدون حد داشته باشیم و این وجود بدون حد زمانی تحقق می‌یابد که عدم حقیقتی نداشته باشد تا وجود به آن حد عدمی محدود نشود. عدم حقیقت ندارد. حال چرا عدم حقیقت ندارد؟ چون اگر عدم حقیقت داشت وجود خواهد داشت و این می‌شود وجود و دیگر عدم نیست و عینا همین حکم نامحدودیت برای این عدمی که فرض شده و در اصل وجود است می‌بایست تعمیم یابد یعنی همین عدم که وجود دارد و در اصل همان وجود است و نمی‌تواند ناقص باشد زیرا در این صورت محدود به حد عدمی می‌شود. بنا براین تشکیک در وجود باطل می‌شود نمی‌توان موجودات ناقص را دارای وجود ضعیف قلمداد کرد چون وجود به جهت نبودن عدم هیچگاه ضعیف نمی‌شود و موجودات ضعیف ظهورات صفات خدا در حدی که حکمت خدا اقتضا می‌کند هستند. ۲. آیا خدا می‌شود خود را معدوم کند؟ خیر محال است زیرا عدم حقیقتی ندارد اگر برای عدم که حقیقتی ندارد وجود فرض کنیم اینطور می‌شود که خدا بخواهد خود را تبدیل کند به حالتی که وجودی ندارد یعنی چیزی می‌بایست غیر وجود (همان حالت) وجود داشته باشد که خدا به آن مبدل شود حال انکه وجود مقابلی ندارد و غیر وجود تحققی ندارد. ۳. آیا خدا موجودات را از عدم آفریده و از نیستی به هستی آورده؟ امکان ندارد زیرا اولا عدم تحقق ندارد و وجود خدا چون لایتناهیست نمی‌توان وجودی به آن اضافه کرد. پس این موجودات چیستند؟ جواب اینکه خدا ازروی فیض خود هستی خود را به شکل موجودات مختلف ظاهر ساخته و همه از قدرت و حول و قوه الاهی ند و در اصل فقط خدا وجود دارد و این منی هم که انسان با آن احساس استقلال می‌کند ظهوری محدود از وجود خداست. ۴. آیا موجودات را می‌شود خدا معدوم کند؟ خیر چون عدم تحققی ندارد حقیقت معدوم شدن یعنی تبدیل وجود به عدم وقتی عدم وجودی ندارد وجود نمی‌تواند به چیزی که نیست تبدیل شود. حال پس چرا میگوییم من اینجا هستم و فلان جا نیستم این از روی عدم من در جای دیگر نیست؟ خیر وجود من در این مکان ظهور وجود خداست و این ظهور به اندازه اقتضای حکمت خداست و چون در جای دیگر ظهور صفات وجودی خدا صورت نگرفته به ذهن متبادر می‌شود که عدم وجود من در آن جای دیگر تحقق یافته.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. همین‌طور است. آری! «وجود» در نسبت با ما دارای مراتب و شدت و ضعف است و نه در رابطه با خودش 2- نکته خوبی است. ۳. آری! در علم خداوند امکان هر موجودی هست و خداوند آن موجود را که در علم او امکان تحققش هست، وجود می‌دهد و به آن می‌گوید: «کُن فَیَکون» بشو و می‌شود. ۴. نابودکردن موجودی توسط خداوند به معنای گرفتن فیض وجود از آن موجود است. موفق باشید

31696
متن پرسش
سلام استاد گرامی روزتون بخیر، ان شاءالله که خوب و سلامت هستین؟ استاد اینکه گفته میشه ما دعا هم بکنیم خدا هر جور خودش صلاح میدونه عمل میکنه و خواست ما مهم نیست خوب پس دیگه چرا اصلا دعا کنیم که بعدش جواب نبینیم و سرخورده و ناامید شیم و به دعا بدبین؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ابداً این‌طور نیست که دعا، سرنوشت انسان را تغییر ندهد! انسان با دعا، جایگاه او در هستی تغییر می‌کند و خداوند بر اساس جایگاه جدیدی که او پیدا کرده است با او برخورد می‌نماید در آن حدّ که در روایت داریم: «الدُّعَاءُ يَرُدُّ الْقَضَاءَ الْمُبْرَم‏» دعا، قضای مُبرمی که بناست محقق شود نیز تغییر می‌دهد. موفق باشید

31033

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: بابت این که وقتتون را برای من گذاشتید ممنون هستم، من گرفتار گناهانی و صفات بدی هستم و توبه می کنم ولی به گناه عتیاد پیدا کردم نمی توانم گناه را ترک کنم، نمی توانم بر نفسم غلبه کنم، از زندگی خسته شدم آرزو می کنم ای کاش آخرتی نبود تا خودکشی می کردم، چه کنم که بر نفس خود غلبه و گناهان و صفات بد خو را ترک کنم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: پیشنهاد می‌شود سری به کتاب «جوان و انتخاب بزرگ» و کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» که هر دو روی سایت هست بزنید. موفق باشید

30722
متن پرسش
با سلام: ۱. استاد آیا ائمه «علیهم السلام» هم در انجام و یا ترک گناه مختار بودند؟ معصوم یعنی کسی که غیر ممکن است از او گناهی سر بزند، یعنی احتمال هیچ گونه گناهی برای او وجود ندارد. دیگر مختار بودن برای همچین کسی معنا نمی دهد. ۲. با توجه به روایتی که اشاره دارد به این که اگر ذکری را بدون همراهی قلب بگوییم، قساوت قلب می آورد. فردی هم باشد که در زمان تماشای تلویزیون و یا دیگر کارها بدون همراهی قلب ذکری را می‌گوید و اگر این حدیث را به او تذکر بدهیم، شاید دیگر ذکر نگوید. شایسته است تذکری که در این حدیث هست را به او بگوییم؟ ۳. در بعضی مواقع (به طور مثال در شب امتحان) برای امتحان فردا صبح درس می خوانم، اما اگر هدف کلی ام در طول تحصیل هدفی الهی باشد، این کار منافاتی با اخلاص دارد؟ التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. در کتاب «مبانی نظری نبوت و امامت» در رابطه با جایگاه عصمت ائمه «علیهم‌السلام» عرایضی شده است. همین اندازه عنایت داشته باشید که چون آن بزرگواران با بصیرت خود زشتی گناه را می‌بینند، به سوی گناه نمی‌روند و لذا عصمت آن‌ها، آن‌ها را از اختیار ترک گناه خارج نمی‌کند، بلکه خداوند با بصیرتی که به آن‌ها می‌دهد آن‌ها را برای نجات بشریت انتخاب می‌کند. بنا به گفته‌ی آیت الله حائری شیرازی مثل آن است که ما نسبت به برداشتن زغال افروخته و قرار دادن آن در دهان، معصوم هستیم. ۲. این موارد مربوط به خود انسان است. نباید برای بقیه در این موارد تکلیف روشن کنیم. ۳. خیر. زیرا نیّت کلی مهم است مثل خواندن نماز که در نیت کلی، برای قرب الی الله انجام می‌دهید، ولی در حین نماز که ذهن انسان به جای دیگر می‌رود، کلیتِ آن نیت را محفوظ می‌داریم. موفق باشید

30583
متن پرسش
با سلام و تبریک سال نو خدمت استاد اصغر طاهرزاده: اگر ممکن است جوابی به این شبهه بفرمایید! چرا از لحظه ای که بشر توانست حوادث را ثبت و ضبط کند دیگر نه عصایی مار شد، نه دریا شکافت، نه ماه دو نیم شد، نه مرده ای زنده شد، نه انسانی در دل ماهی رفت، نه شتری از دل کوه آمد، نه آتش گلستان شد، نه کسی با حیوانات سخن گفت و نه پیامبری ظهور کرد!
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث در متعالی‌شدن بشر است از ساحت حسّ به ساحتِ فهم. لذا خداوند از مرحله‌ای به بعد با فهم انسان‌ها با انسان‌ها سخن می‌گوید و گفتی آسمانی را به میان می‌آورد.

در راستای آیه‌ی 7 سوره‌ی مبارکه‌ی آل‌عمران که می‌فرماید: «هُوَ الَّذِي أَنْزَلَ عَلَيْكَ الْكِتَابَ مِنْهُ آيَاتٌ مُحْكَمَاتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتَابِ وَأُخَرُ مُتَشَابِهَاتٌ ۖ فَأَمَّا الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ مَا تَشَابَهَ مِنْهُ ابْتِغَاءَ الْفِتْنَةِ وَابْتِغَاءَ تَأْوِيلِهِ وَ مَا يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلَّا اللَّهُ وَالرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ يَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ كُلٌّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنَا وَ مَا يَذَّكَّرُ إِلَّا أُولُو الْأَلْبَابِ.» چندین سؤال پیش خواهد آمد که اولاً: چرا باید قرآن، آیات متشابه داشته باشد و ثانیاً: جایگاه تأویل آیات به چه معناست و ثالثاً: چرا آن‌هایی که زیغ و انحراف قلبی دارند می‌توانند از آیات متشابه سوء استفاده کنند؟ جهت جوابگویی به این نوع سؤالات و در رابطه با عظمت زبان قرآن نسبت به استعدادِ تأویلی و متشابه‌بودنِ آیات، نکات زیر مدّ نظر عزیزان قرار می‌گیرد.  

۱. قرآن از یک حقیقت واحدی صادر شده و به همین جهت تمام آیات آن دارای پیوستگی هستند. مشکل آن‌هایی که در قلب‌هایشان زیغ است آن است که کلام خدا را با کلام مردم عادی مقایسه می‌کنند و سعی در توجه ابعاد متعالی کلام خدا ندارد.

۲. آن «اللّه» که جامع کمالات است در قرآن با ما سخن می‌گوید و در سخنان خود، خود را به ما نشان می‌دهد. اگر او را بشناسیم می‌توانیم به سخن او گوش فرا دهیم. قرآن، کلام خدایی است که به سخن آمده و برای ما در کتابش آشکار می‌گردد. باید بتوانیم از طریق قرآن در حضور خدایی قرار بگیریم که با ما سخن می‌گوید. امام صادق «علیه‌السلام» در همین رابطه می‌فرمایند: «لَقَدْ تَجَلَّی اللَّهُ لِخَلْقِهِ فِي كَلَامِهِ وَ لَكِنَّهُمْ لَا يُبْصِرُون‏» (بحارالأنوار، ج‏89، ص107.) بدرستى كه خداوند در كلام خود براى بندگان خود تجلّى كرده است و لي آن‌ها نمی بینند.

۳. قرآن اسرار حضور خداوند در عالم را بر روی ما باز می‌کند از آن جهت که هماهنگ تکوین عالم است. یعنی از یک جهت حضور خدا در عالم و از جهت دیگر حضور خدا در کلام او به میان آمده است و با توجه به این‌که هرکس در کلامش حاضر می‌شود، خداوند در قرآن ظاهر شده آن‌هم در عین هم‌زبانی با انسان‌ها برای آن‌که قدرت درست‌دیدن را به انسان‌ها عطا ‌کند. در همین رابطه خداوند می‌فرماید: «لَقَدْ أَنْزَلْنَا إِلَيْكُمْ كِتَابًا فِيهِ ذِكْرُكُمْ أَفَلا تَعْقِلُونَ» (انبیاء/10) حقیقتاً کتابی را برای شما نازل کردیم که در آن به فکر و یاد شما بودیم، آیا در این مورد فکر کرده‌اید؟

۴. قرآن همان «بودنِ» خدا در عالم است، به همان اندازه که برای دین خدا در مظاهر باید «وجودبین» شد[1] و از محدوده‌ی ماهیات عبور کرد، به همان اندازه باید با تدبّر در قرآن و نگاهِ وحدت‌نگر یعنی تمامیتیِ معنادار، خدا را در قرآن دید.

۵. برای شنیدن کلامی این‌چنین گسترده که خدا را می‌نمایاند، باید گشودگیِ لازم را در خود ایجاد کنیم و خود را از تنگناهای سوءِ فهم و سوءِ‌اخلاق آزاد نماییم وگرنه سخن گسترده‌ی خدا را در شخصیت تنگ خود اسیر می‌کنیم، و این است معنای تفسیر به رأی.

۶. برای گوش‌سپردن به سخن خدا لازم است ابتدا به «خود» گوش فرا دهیم تا بیابیم فطرت ما چه‌چیزی را طلب می‌کند و با این گشایشِ اولیه می‌توان به سراغ خدا رفت و از ضیقِ قلبی آزاد شد. شنیدن سخن خدا با گوشِ فطرت ممکن است و آن تنها گوشی است که همواره در مقابل سخن خدا گشوده است. مگر نه آن است که تنها کسی که می‌فهمد گوش فرا دهد؟

موفق باشید


[1] - «وجودبینی» به همان معنا است که انسان‌ها در عهد ألست آن‌گاه که حضرت ربّ العالمین فرمودند: «أَلَسْتُ بِرَبِّكُمْ» آیا من پروردگار شما نیستم؟ و بشریت در آینه‌ی مظاهری که نمایشگرِ ربوبیت حضرت ربّ بود، ربوبیت او را دید و عرض کرد: «بَلَى شَهِدْنَا» آری می‌بینم. و واقعاً نوعی رؤیت در صحنه بود. در حالی‌که اگر بحث ذات حضرت حق در میان بود، ذات قابل رؤیت نیست و «وجودبینی» به همین معنا است.

29827

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام حاج آقا: بنده برایم این مورد خیلی پیش میاد. هرچه از گناه های نسبت به نفس فاصله می‌گیریم برای مثل تحمل جنسی چهل روز رعایت کردن و ..... ولی از طرفی دچار رخوت و کسالت و مریضی می شیم. دلمون می‌خواهد خیلی بیشتر نگه داریم ولی سرریز میشه خدایی نکرده می‌ترسم. نسبت به حرام بدتری پیش بره متاسفانه. برای احساس نشاط باید چه‌ کنیم؟ ورزش می کنیم. کار می کنیم. ولی خودم‌ میدونم مسئله نیاز به ازدواج داره ولی شرایطش نیست از هر طرفی راه مون بسته است.
متن پاسخ

مه تعالی: سلام علیکم: کار فوق‌العاده مشکلی است. از خداوند باید خواست تا راهی بگشاید. لااقل خودتان به این امیال دامن نزنید. موفق باشید

29651

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: ۱. ببخشید منظور از ترسیدن شیطان در این آیه چیست؟ كَمَثَلِ الشَّيْطَانِ إِذْ قَالَ لِلْإِنْسَانِ اكْفُرْ فَلَمَّا كَفَرَ قَالَ إِنِّي بَرِيءٌ مِنْكَ إِنِّي أَخَافُ اللَّهَ رَبَّ الْعَالَمِينَ ۲. تفسیر انفسی حور العین و غلمان چیست؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. حقیقتاً شیطان هم از حضرت حق خوف دارد از آن جهت که بخواهد پا را از گلیمی که برایش تعیین کرده‌اند و اذنی که به او داده‌اند، جلوتر بگذارد. ۲. در مباحث تفسیری سوره‌ی واقعه تا حدّی در رابطه با «حورالعین» و «غلمان» عرایضی شده است. خوب است به صوت آن مباحث رجوع شود. موفق باشید

نمایش چاپی