بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
27646

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: استاد عزیز یک سوالی دارم. امام خمینی در چند جا یک سخنی رو نقل میکنن به عنوان روایت که اثری از اون در هیچ جا دیده نمیشه. حداقل هیچ کدوم از آثار روایی شیعه. «كان أخي موسي، عليه السلام، عينه اليمني عمياء، و أخي عيسي، عليه السلام، عينه اليسري عمياء. وأنا ذوالعينين» صرف نظر از صحت یا عدم صحت مطلب، استفاده از عبارتی که ردی از اون در احادیث شیعه نیست، کمی عجیب به نظر میاد. اون هم از عالم بزرگی مثل امام. استفاده از این سنخ (به ظاهر) روایات در بین مطالب و مباحث علمای هم مشرب مرحوم امام، زیاد دیده میشه و برای خود من هم سواله که چرا؟ آیا بین روایات معتبر و صحیح شیعه، مویداتی برای این مباحث وجود نداره؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این نوع مباحث در عرفان جناب ابن‌عربی مطرح می‌شود مثل فصّ «زکریّاوی». موفق باشید

27389

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: آیا می توان گفت عالم مدرن با تغییر انسان حکیم به انسان ابزارساز که هدفش تصرف در طبیعت به قصد تمتع بیشتر است، وقتی جهت عالم خود را همین امر قرار داد، مفاهیم و واژگان عمیق را از معنا و باطن جدا کرد و به ظاهر و شیئیت یک امر و مفهوم روی آورد و اساسا معنای مفاهیمی مثل علم و هنر هم از آن باطن ویژه قدسی تهی شد تا سفارش پذیر و تغییر پذیر توسط عالم مدرنیته شود؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است. به نظر بنده مقاله‌ی شهید آوینی با عنوان « چگونه هنرها را به خدمت اسلام درآوریم» در این مورد نکات خوبی را مطرح می‌کند. موفق باشید

26630

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام بر استاد گرامی: از این که وقت شما را می گیریم پیشاپیش معذرت می خواهم: سوال اول: از آنجا که استخاره با قرآن کار همه نیست اگر خودمان با تسبیح استخاره انجام دهیم اعتبار دارد؟ سوال دوم: آیا استخاره با نرم افزار و اپلیکشنهای موجود اعتبار دارد؟ سوال سوم: می توان گفت استخاره عنایتی است که خداوند به تعدادی می دهد و اگر آنها برایمان استخاره کنند چه با تسبیح و چه با قرآن از اعتبار بیشتری برخوردار است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. نمی‌دانم؛ زیرا خود بنده نتوانسته‌ام آن نوع استخاره کردن را برای خود حل نمایم. ۲. نباید فرقی کند. ۳. به نظر بنده تا حدی این‌چنین است. موفق باشید

26170

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام: با توجه به شرایطی که در حال حاضر بر جامعه حاکم هست و قشر جوان و قشر عامه جامعه در فضای تلگرام و اینستا و توئیتر فعالیت دارند. آیا ما باید در این فضاها ورود کنیم و روشنگری کنیم (با توجه به هجمه ای که در حال حاضر وجود دارد)؟ و یا طبق نظر عده ای که معتقدند این فضا ها رو همچنان باید تحریم کرد و وارد نشد عمل کنیم؟ می خواستم نظر استاد را در این رابطه بدانم. ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال فضای مجازی یک امکان است با مناسبات خاص خود. باید عده‌ای به میدان آیند و هنرِ ارائه‌ی آن‌چه باید ما ارائه دهیم را به دست آورند. مثل کاری که مرحوم شهید آوینی در «روایت فتح» انجام داد و مقام معظم رهبری نیز نسبت به حضور فرهنگی در این فضا، نظر مثبت دارند. موفق باشید

25868

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد ارزشمندم: خدا قوت! خدا شاهد است که قصد تملق و تحویل گرفتن را ندارم. اما حسی از درون مدام به من گوشزد می کرد که چند خطی در خدمت شما باشم. به لطف خدا، بنده اهل مطالعه بودم و هستم، کتابها خوانده ام. اما هیچ کدام عقل پرسشگر فعال بنده را اقناع نمی کردند و به تبع آن قلب هم در قبض عجیبی بود، تا اینکه به لطف الهی با مباحث و نوشته های شما آشنا شدم. اولین چیزی که از شما شنیدم حدیث عنوان بصری بود، عجیب اثر گذار بود. کم کم و توام با اشتیاق، همانند تشنه ای که آب جاری یافته است، مباحث رو دنبال کردم. شاید بتوان گفت که در مباحث شما رد پای بسیاری از علمای طراز اول اسلام همچون حضرت امام (ره)، علامه (ره)، آقای جوادی، شهید مطهری (ره) ،آیت الله شجاعی و... را دید. این یعنی جامعیت کم نظیر. چه روح بخش است کتاب ده نکته، جوان و انتخاب بزرگ، معاد، سلوک ذیل شخصیت امام و....همیشه خدا را شکر می کنم که شما را سر راه بنده گذاشته است.‌ حقیقتا معارف حقه ی شما به زندگی بنده «معنا» بخشید و امید را در دلم صد چندان کردید. عجیب است این دستگاه و منظومه ی فکری ناب شما، که کلید خیلی از قفل های فکری و روحی است. و چه دلسوز و خوش برخورد هستید با این مردم. و چه مظلوم هستید، دوست داشتم فریادی بزنم و شما را معرفی کنم تا بیابند این سرچشمه ی حیات را. شما را دوست دارم، ای من برتر خودم‌. خواستم بگم با همین فرمان اما با قدرت بیشتر و انگیزه ی پایدارتر پیش بروید. خانواده ام را دعا کنید تا بتوانیم تاریخ ساز و تمدن ساز شویم. سوال: انسان شناسی که آیت الله شجاعی در کتاب مقالاتش معرفی می کنند، چگونه است!؟ آیا برای تئوریزه کردن معرفت نفس کامل است!؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. این لطف شماست، امید است که خداوند قبول فرماید. ۲. فکر می‌کنم به‌خصوص جلد اول کتاب «مقالات» خلاصه‌ای از «فصوص الحکم» ابن عربی باشد، تا این اندازه مهم است. موفق باشید

25763

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد. خدا قوت! با توجه به اینکه در صوت سلوک ذیل شخصیت امام خمینی (ره) پیشنهاد می دهید که در مباحث سوبژکتیویته و غرب مطالعه کنیم تا به درک درستی از جایگاه غرب و همچنین فیلسوفان غربی برسیم و عقلانیتی در زمانه پیدا کنیم جنابعالی چه روندی را برای تحصیل این عقلانیت پیشنهاد می کنید؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چرا که نه! به‌خصوص مطالعه‌ی افکارِ مارتین هایدگر. موفق باشید

 

 

25610
متن پرسش
با سلام و خسته نباشید خدمت استاد گرانقدرم: با توجه توضیحات جنابعالی در خصوص فلسفه وضو، خواستم بدونم حقیقت الانسان اگر خطا کرده و به شجره و کثرات نگاه انداخته اینجا آیا اولیاء ما نیز در آن حقیقت شریک بوده اند؟ چون آنها نیز وضو می گرفتند و این سوال ذهن مرا بخود مشغول کرده است. سوال دوم اینکه آیا اعراض ماهیت اند یا وجوی اند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. قسمت اول سؤال قبلاً جواب داده شد و بهتر است به کتاب «مبانی نظری نبوت و امامت» رجوع شود. ۲. در نگاه صدرایی همه‌چیز شئونِ «وجود» است. یعنی «وجود» است که به صورت اعراض ظاهر می‌شود و دیگر تقسیم عرض و جوهر در آن‌جا تقسیم کاملی نیست. موفق باشید

25554
متن پرسش
بزرگوار، امروز معلم تاریخ من مطلبی بیان فرمودند که جریان شریعت ویژه مراجع با اهل عرفان مشکل اساسی داشتند و اساساً شخصی مثل آیت الله بهجت (رضوان الله علیه) عارف مسلک نبوده است. من از عرفان ابن عربی و حکمت ملاصدرا و نزدیکی و تطابق شرع و عرفان در گفتمان این دو شخص گفتم و شخصیتهایی مثل آیت الله شاه آبادی و امام و شهدایی که مصداق بارز عارف واصل اند. اما ایشان معتقدند اهل شرع به سبب عقایدشان که بسیاری از آن عقاید دگم است حاضر به کنار آمدن با عرفا نیستند و شخصی مثل امام هم مصداق یک متشرع عارف نیست و ایشان در این مباحث تجدید نظراتی هم داشته اند و مصداق تطابق فقه و عرفان نیستند. آیا واقعا به این میزان عرفان ستیزی در جامعه متدین ما ویژه حوزه های علمیه نفوذ کرده یا امثال این معلم، واقعاً متوجه عرفان سیاسی و سلوک ذیل شخصیتی مثل امام و شهدا نیستند و با استقرائی ناقص، چند مورد عرفان ستیزی را به کل متدینین و روحانیت نسبت می دهد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال، اگر امروز اسلامْ محدود به فقه شد، این حرف‌ها به میان می‌آید که جایگاه عرفان، درست نگاه نمی‌شود. ولی قصه‌ی تاریخِ آینده، تاریخی است که اسلامِ بدون ابعاد عرفانی‌اش، امکانِ ادامه ندارد و این را عالمانی متوجه شده‌اند که نسبت به زمانه‌ی خود آگاهیِ لازم را پیدا کرده بودند. مثل حضرت امام و آیت اللّه شاه‌آبادی و علامه‌ی طباطبایی‌ها. موفق باشید

24977

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم استادجان: وقتتون بخیر. با توجه به حدیث امام باقر که می فرمایند هر اندازه عقل انسان کامل شود خوابش کم می شود، تکلیف کسی که هم خوابی می بیند که قابل تعبیر است و در آینده کم و بیش به وقوع می پیوندد و در عین حال خوابهای غیر قابل تعبیر هم می بیند چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: منظور روایت حضرت «کثرت خواب دیدن» است و گرنه پیامبر خدا هم خواب می‌دیدند. در کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» نکاتی در مورد انواع خواب‌ها شده‌است. موفق باشید

24964

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
استاد سلام: بنده خیلی کم خواب می بینم، یا اگر هم دیده باشم یادم نمیاد؟ در صورتی که قبلاً بیشتر بوده و یادم می ماند٬ مشکل از کجاست؟ چرا اینگونه شده؟ ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر مباحث «ده نکته در معرفت نفس» را دنبال بفرمایید در آن‌جا سخن حضرت باقر «علیه‌السلام» را می‌یابید که حضرت می‌فرمایند: هر اندازه عقل انسان کامل شود، خواب‌دیدن‌های او کم می‌گردد. موفق باشید

24801
متن پرسش
باسمه تعالی.سلام علیکم: داستان فیلیپ را شنیده اید؟ جوانی که مبتلای به سرطان بوده و بعد از اینکه شفا پیدا میکنه و بهبود پیدا میکنه برای اینکه پیام مبارزه با سرطان رو به دیگران انتقال بده از چند کشور با دوچرخه عبور میکنه. متاسفانه یکی از کشورهای در مسیر ایران انتخاب میشه. اما در حالی که داشته تلفی با مادرش گفتگو می کرده مورد هجوم چند نفر قرار میگیره و فک و دهانش شکسته و به چشمش و صورتش آسیب فراوانی زده میشه و مادرش تلفنی شاهد این اتفاقات بوده. نکته تلخ تر ماجرا اینه که یه خانواده ایرانی حاضر میشن تا قبل از خروج آنها از ایران پذیرای ایشون و مادرش و دوست مادرش بشن اما عجیب اینکه بعد از چند روز اونها رو به گروگان میگیرن و میگن یا پانزده هزار دلار میدید یا نمیتونید برید!! تلخ ترین قسمت ماجرا اینه که فیلیپ گفته من مردم ایران و خاطرات خوبم رو با این جوانان مهاجم یکی نمی دانم و فرهنگ و تمدن ایران را دوست دارم و پیام مهمان نوازی ایرانیان رو به همه دنیا ارسال می کنم. سوال من اینه درسته که «ان اکرمکم عندالله اتقاکم» و قرار نیست برای فیلیپ آلمانی بمیریم و جامه بدرانیم، اما آیا برای فرهنگ از دست رفته مان نباید بمیرم؟ از کی ما اینقد عوضی و به درد نخور و خاک برسر شده ایم؟ چه اتفاقی برای ایران و ایرانیان افتاده؟ آیا ما همان پوریای ولی ها و حججی ها و قاسم سلیمانیها و باقریها و باکری ها و و شاهرخ ضرغام ها و مجید سوزوکی ها نبودیم؟ چه بر سرمان آمده است؟ موفق باشید
متن پاسخ

اسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است که می‌فرمایید. ما در فضای شیفتگی نسبت به غرب، از غرب رانده و از فرهنگ خود نیز، مانده شده‌ایم. و البته و صد البته نقشِ تبلیغات دشمن را نیز نباید نادیده گرفت. در هر حال از نظر بنده راهِ حلّ مشکل از یک طرف، نجات از غربزدگی و از طرف دیگر برگشت به سنت معنوی و خردِ اسلامی ایرانی است. در این مورد بد نیست به جزوه‌ی «نقش فرآیندی انقلاب اسلامی در این تاریخ» که بر روی سایت است رجوع فرمایید. موفق باشید

24750

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: با توجه به توصیه ائمه (ع) و سفارش آیت الله قاضی به نماز اول وقت، در مورد نماز عصر و عشاء خواندن در وقت فضلیت ارجحیت دارد یا جمع دو نماز اما با جماعت؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: رویهمرفته در دو وقت خواندن ارجحیت دارد ولی در سیره‌ی پیامبر و ائمه «علیهم‌السلام» پیش آمده که بدون هیچ اضطراری، جمع خوانده‌اند. موفق باشید

22865

شخصیبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرامی من عضو هیئت علمی دانشگاه در رشته مهندسی آب هستم. کار ما دو قسمت آموزشی و پژوهشی دارد. نظر شما در مورد اینکه در قسمت پژوهشی من در زمینه پژوهش موضوعی در قرآن کریم متمرکز شوم. و اطلاعات لازم در خصوص آن را کسب کنم. مثلا برای شروع در زمینه همان آب یا موضوعات دیگر نزدیک به تخصص خودم، تحقیق کنم. و دیگر انرژی خود را در زمینه پژوهش در موضوعات تخصصی بی فایده برای کشور تلف نکنم. ضمنا در صورت نظر موافق ممنون می شوم برای کار پژوهشی در قرآن راهنمایی فرمایید. ضمنا من حافظ حدود هفت جزء قرآن هستم و حدود صد جلسه از تفسیر شما را در خصوص سوره های زمر و نساء گوش داده ام. و حدود دو هفته هم هست که مطالعه تفسیر المیزان را بر اساس روش جزوه جنابعالی شروع کرده ام. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظرم کار به خوبی دارد جلو می‌رود به این صورت که با حساسیت و تخصصی که دارید تفسیر المیزان را دنبال کنید، هرجا به موضوعی در مورد تخصص خود برخورد کردید به طور جداگانه یادداشت فرمایید تا إن‌شاءاللّه در آخر، جمع‌بندی خوبی پیش آید به‌خصوص با ادامه‌ی مطالعه‌ی المیزان، نوعی اندیشه در شما ایجاد می‌شود که می‌توانید کلیّات امور را در اختیار داشته باشید و همین امر، انگیزه‌ی ادامه‌ی کار بر روی المیزان را در شما دوچندان می‌کند. موفق باشید

33124
متن پرسش

با عرض سلام خدمت استادِ عزیزتر ازجان، استاد طاهرزاده: در تعریف عصمت متکلمان قائل به «عصمت موهبتی» که به صورت دفعی و همیشگی است، هستند و در مقابل می‌گویند فلافسفه «عصمت اکتسابی» را که ملکه پرهیز از گناه است و تدریج الوصول است و احتمال زوال هم دارد و ضمانتی در جلوگیری از خطا و اشتباه در آن وجود ندارد را قبول دارند. و گفته شده می‌تواند هر دو در یک شخص جمع شود و تعارضی ندارد (کتاب معارف و عقاید ۴ بحث نبوت مرکز مدیریت حوزه علمیه)، حال سوال این است که آیا تعریفی که راجع به عصمت ارائه شده از طرف فلاسفه صحیح است؟ و دوم اینکه اگر تعریف را قبول کنیم، یعنی ائمه اطهار اول عصمت اکتسابی را کسب کردند و بعد موهبتی و یا اول موهبتی و بعد اکتسابی؟ اگر اول عصمت اکتسابی را بپذیریم؛ یعنی اول ائمه اطهار نأعوذباالله خطا داشته اند سپس عصمت اکتسابی و بعد موهبتی! و اگر اول عصمت موهبتی را بپذیریم، ائمه جبراً عصمت داشته اند و خب فضیلتی نیست و البته عصمت اکتسابی معنایی ندارد. بنابراین آیا تعریف عصمت اکتسابی از طرف فلاسفه کج فهمی شده!؟ ویا قضیه چیز دیگریست؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این رابطه عرایضی در کتاب «مبانی نظری نبوت و امامت» شده است که نکاتی از آن خدمتتان عرضه می‌گردد: موفق باشید

در موضوع انتصابي‌بودن امام باید گفت: وقتي متوجه باشيم امام بايد معصوم باشد و بايد افضل انسان‌هايِ روي زمين باشد، مي‌پذيريم كه شناخت او از طريق مردم ممكن نيست لذا بايد يا توسط پيامبر كه قله‌ي علم و عصمت است، معرفي گردد و يا از طريق امام قبلي كه علم و عصمت او كامل است، شناخته شود و امام نيز با كارهاي فوق العاده‌اي كه عقل قانع شود، ارتباط خود با قدرت كل را ثابت كند. پس چون امام خليفه‌ي خدا و رسول خدا است ـ و نه خليفه‌ي مردم ـ و چون او معصوم است و مردم قادر به تشخيص مقام عصمت نيستند، بايد او از جانب خدا انتخاب شود و پيامبر او را به مردم معرفي نمايد، يعني به اصطلاح، امام بايد «منصوص» باشد. امام رضاu در اين رابطه مي‌فرمايند: «اِنَّ الامامة اَجَلُّ قَدْراً وَ اَعْظَمُ شَأْناً وَ اَعْلي مَكاناً وَ اَمْنَعُ جانِباً وَ اَبْعَدُ غَوْراً مِنْ اَنْ يَبْلُغَهَاالنّاسُ بعقولهم اَوْ يَنالُوها بِآرائِهم اَوْ يُقيموا اِماماً بِاخْتيارهم»[1] امام از نظر قدر و شأن و منزلت بالاتر از آن است كه عقل مردم به آن ب خداوند در قرآن مي‌فرمايد: «...اِنَّما يُريدُاللهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ اَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهيرا»[2] اي اهل البيت؛ فقط و فقط خداوند خواسته تا شما را از هرگونه پليدي بزدايد و اعتقاد باطل و اثر عمل زشت را از شما پاك كند و شما را به موهبت عصمت اختصاص دهد. با دقت در آيه‌ي تطهير نكات زير مورد توجه قرار مي‌گيرد. «رِجْس» از نظر لغت چون با «ال» آمده، يعني هرگونه پليدي جسمي و روحي. يعني اهل البيت (ع) را خداوند از هر گونه پليدي پاک کرده است.

چون اراده و خواستن در آيه‌ی تطهیر را منحصر به اهل البيت (ع) كرده و گفته «اِنَّما»، پس اولاً: اين تطهير، آن تطهير عمومي كه خداوند براي همه‌ي مسلمين اراده كرده، نيست، و اگر اين تطهير همان تطهيري بود که براي سايرين خواسته ديگر مقام خاصي براي اهل البيت محسوب نمي‌شد. ثانياً: چون خداوند تشريعاً طهارت و تزكيه را براي همه‌ي انسان‌ها خواسته، پس طهارتي که در اين آيه براي اهل‌البيت (ع) اراده کرده، تطهير تشريعي نبوده بلكه تطهير تكويني است، يعني طهارت و عصمتي است موهبتي كه در اثر آن، نيروي فوق‌العاده باطنيِ عصمت در آن‌ها ايجاد شده است، تا آن‌ها نمونه‌ي كامل صحيح زندگي كردن براي بشريت باشند.

در رابطه با اعتقاد به وجود انسان‌هايي که خداوند به نحوه‌ي خاصي برگزيده، موضوع مخلَصين در قرآن است.

شيطان مي‌داند كه از بين بنـدگان خدا فقـط يك گروه هستنـد كه هيچ ابزار و امكاني براي گمراهي آن‌ها در اختيار ندارد و آن «مخلَصين» هستند و لذا به خداوند عرض کرد: «فَبِعِزَّتِكَ لَاُغْوِيَنَّهُمْ اَجْمَعين، اِلاّ عِبادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصينَ»[3] به عزت تو همه را گمراه مي‌كنم مگر بندگان مخلَص را. مخلَصين آن‌هايي هستند که خداوند در آن‌ها تصرف خاصي دارد و هيچ‌كس در آن‌ها سهمي ندارد تا شيطان بتواند در آن‌ها تصرف کند. اگر به معني «مخلَص» توجه شود، متوجه خواهيد شد كه مخلَص‌بودن غير «مخلِص»بودن است. همّت براي خوب‌شدن مربوط به مخلِصين است و نه براي مخلَصين، بلكه مخلَصين برگزيدگاني هستند كه خداوند براي خود خالص كرده و هيچ‌كس در آن‌ها سهمي ندارد، بلكه آن‌ها به دليل مخلَص‌بودنشان آينه‌ي خواست و رضايت خدايند و هركس خواست رضايت خدا را جلب کند، بايد حركات و افكار و عقايد آن‌ها را ملاك قرار دهد. مشخص است كه اين مقام يک مقام اكتسابي نخواهد بود، بلكه موهبتي است، هرچند آن‌ها با اختيار خود بايد اين عصمت را حفظ نمايند و مسلّم حفظ كردن عصمتِ موهبي مشكل‌ترين كار ممكن براي بشريت است، زيرا حفظ عصمت به اين معنا است که يك لغزش نبايد از آن‌ها سر بزند. در همين رابطه است که عارفان گفته‌اند:

محنت قرب ز بُعد افزون است

جگر از محنت قربم خون اسـت

هسـت در قرب همه بيم زوال

نيست در بُعد جز امید وصــال

حفظ حالت قرب از آن جهت جگر سالک را خون مي‌کند که با يک خطا از آن مقام سقوط مي‌نمايد.

در زيارت، خطاب به امامان (ع) عرض مي‌کنيم: «السَّلامُ عَلَيكُمْ يا نُورَاللهِ في ظُلُماتِ‌الاَرض» سلام برشما اي نور خدا در ظلمت‌هاي زمين. «بِكُمْ يُسْلَكُ اِلَي الرِّضْوان» به كمك شما راه رضايت الهي طي مي‌شود. و يا مي‌گوييم: «حَفَظَةً لِسِرِّه وَ خَزَنَةً لِعِلْمِه» شما نگهبان سرّ الهي و معدن علم او هستيد.

 

[1] - اصول كافي، ج 1، ص 198.

[2] - سوره‌ي احزاب، آيه‌ي 33.

[3] - سوره‌ي صاد، آيات 82 و 83.

31316

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: در ویکی پدیا در مورد مرحوم هوشنگ ایرانی آمده است که با اینکه به سرطان مبتلا شد مداوا نکرد. یکی از اساتید ما در دانشگاه اصفهان چند ماه قبل از فوتشان ظاهرا در اصفهان سخنرانی داشتند و از مصائبی که از سرطان کشیدند شیمی درمانی ها و... با این وجود از امیدی که همچنان داشتند سخن گفتند حال روش جناب ایرانی صحیح است یا استاد ما چون ایرانی دو سال بعد فوت کردند و استاد ما 7 ، 8 سالی گویا درگیر بودند و این شیمی درمانی ها اگرچه عمرشان را شاید افزود اما به قیمت رنجی مضاعف. مطلب بعد آنکه آیا جهان بدون سرطان احسن نبود؟ امان از دست خدا با این خلقتش (با خدا دلال کردم کفر نگیرید)
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در رجوع به طبّ سنتی و طبّ جدید در بیماری‌ها بحثی نیست. ولی بحث در شیمی‌درمانی است که آیا چه اندازه باید به آن تن داد بخصوص برای افرادی که سنی از آن‌ها گذشته است. موفق باشید

30915
متن پرسش
سلام: استاد حیف نیست شما برای شعرهای حافظ تفسیر عرفانی معنوی می‌نویسید؟ بهتر نیست این کار را برای شاعر بزرگی مثل مولوی انجام بدید؟ آخه مولوی هر چی گفته شهود و اشراق خودش رو گفته و با عالم معنا مرتبط بوده لذا شعرهاش مبنای ملکوتی داره. اما شواهد زیادی هست مبنی بر اینکه حافظ صرفا یه آدم خلاق بوده که نشسته شعرهای شعرای قبل خودش رو خوب خونده و چون هوش خوبی داشته این شعر ها رو پیشرفته تر کرده و شعرهاش ذوقی و بازی با اشعار دیگرانه است و تو کتاب های بعضی اساتید از شباهت زیاد شعرهای حافظ با سعدی، خاقانی و غیره هست که ای کاش مجال بود براتون می‌نوشتم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده در عین احترام شدید به جناب مولوی و ضرورت حضور معارف عالیه او در این زمان برای بشریت؛ معتقدم ما در این تاریخ به حافظ نیاز داریم. لذا اگر با شناخت هویت تاریخی خود، سراغ جناب حافظ برویم، چشم‌اندازی بس بزرگ از چشم اندازهایی که انبیای الهی مقابل بشر قرار دادند، مقابل ما می‌گشاید. موفق باشید

30635

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
عرض سلام و ادب خدمت استاد گرامی: اعیاد بر شما مبارک باشه ان شاء الله. حدود دو سال هست که گروهی به نام آرمانشهر مهدوی با هدایت شخصی روحانی تشکیل شده است. مبانی توحیدی امام خمینی را به عنوان پایه های اصلی فکری خود معرفی می‌کنند. کتاب اسرار الصلوه امام را مبنای اندیشه های خود قرار داده اند؛ بر توسعه محبت و حب الهی میان همه افراد جامعه مسلمین تاکید ویژه دارند. حتی با سطوح و مراتب پایین ایمان. منشاء همه مشکلات در جامعه را نبودن حب الهی و در میان بودن منیت ها می‌دانند شعار تو خودمی یکی از اصلی ترین شعارهای آن ها است. نکته ی که برای بنده سوال شده است میزان علاقه و ارادت بسیار زیاد اطرافیان این روحانی به اوست به نحوی که حرف های ایشان برایشان حجت محض است، هیچ گونه نقدی را به ایشان نمی پذیرند، تعصب خاصی نسبت به ایشان دارند. موضع گیری های ایشان در مسائل مختلف هم تامل برانگیز است، مثلا شدیدا معتقدند نباید مسئولین کشوری هیچ گونه اختلاف رای و نظری با هم داشته باشند، اصلا نباید هیچ نقدی به اندیشه و عملکرد مسئولین داشته باشیم و در این حوزه آقای رفسنجانی را مظلوم تر از شهید بهشتی می‌دانند که با تفکر انگلیسی مورد هجمه واقع شده است. نسبت ایشان را با مقام معظم رهبری مانند نسبت امام علی با پیامبر می‌دانند. در صورت نیاز متن سخنرانی ایشان را در این باره می‌توانم ارسال کنم. برخی از قائم مقام های ایشان خود را بازنشسته کرده اند نا بتوانند به کارهای آرمانشهر رسیدگی کنند. اعضای این گروه خود را در مراتب توحیدی ویژه ای می‌بینند، استادان را که ذوب شده در توحید و محبت الهی می‌پندارند؛ آثار شرک را در رفتار و اعمال دیگران رصد می کنند. و به نظر می‌رسد آرام آرام میان خودشان و دیگر افراد جامعه؛ حتی اقوام خود، فاصله معناداری احساس می‌کنند. اگر بخواهند صدقه بدهند به اعضای گروه خود می‌دهند، با آن ها در باغ های شخصی تفریح می‌روند، برخی از اعضای مجرد بنا به گفته استاد فقط می خواهند با کسانی ازدواج کنند که از لحاظ توحیدی از آن ها بالاتر باشند. بنابراین سنشان بالا رفته و مجردند و پدر و مادرهایشان از ایشان ناراضی هستند. به نماز شب و ذکر و توسل به امام زمان بسیار اهمیت می‌دهند، معتقدند باید مدلی از آرمانشهر مهدوی (توحیدی محض) بسازند در ابعاد کوچک تا الگویی باشد برای دیگران که متوجه آرمانشهر مهدوی بشوند. متاسفانه تنها اندیشه راسخ و برتر را اندیشه استادشان می‌دانند، برای او تقدس بسیار زیادی قائل اند به نحوی که معتقدند اگر کسی به ایشان بی احترامی کند حتما به مشکلات بزرگی مبتلا می‌شود و برای این ادعا شاهد دارند. به روایاتی مثل اینکه زمانی که امام زمان ظهور می‌کنند علماء با ایشان مخالفت خواهند کرد استناد کرده و نقدهایی که از طرف علمای حوزه به اندیشه استاد وارد شده است را جنس همان مخالفت ها با امام زمان می‌دانند. از روایت در زمان طهور زنی از از جایی به جایی می‌رود بدون هیج مزاحمتی این استفاده را می‌کنند که در جامعه آرمانی مهدوی حجاب لازم نیست. استاد دو همسر دارد، با خانم جوانی ازدواج کرده چون خانم اول او از لحاظ توحیدی بودن همطراز ایشان نبوده و دبیلن شیوایی برای ترویج اندیشه ایشان را نداشته است. استاد حدود ۶۰ سال سن دارند. نکته ی مورد سوال برای من خواب های عجیبی است که اعضای این گروه مکررا می‌بینند، باغ و بهشت و امام زمان و توجه خاص امام به افراد این گروه و به ویژه شخص استاد. مطمئن هستم که این خواب ها واقعا دیده شده اند. خواب ها اطمینان افراد را نسبت به استاد و تفکرات و منش ایشان مستحکم می‌کند. استاد عزیزم! نمی‌توانم متوجه حقانیت یا علل اصلی انحراف این جمع بشوم. آنچه از ایشان منتشر می‌شود به ظاهر قابل خرده گرفتن نیست؛ یکی از اعضای خانواده در این گروه حاضر است و به این علت جزئیات بیشتری درباره شان می‌دانم. نگران ایشان و سایر عزیزان خوب و مخلص این جمع هستم چون می‌دانم انسان های پاک و مخلصی هستند. به صورت جدی سعی در جذب افراد دارند. لطفا نظر شریفتان را بفرمایید. اگر درباره خواب ها که آیا صادق هستند یا نه توضیح بفرمایید ممنون خواهم شد. وظیفه بنده نسبت به این گروه چیست؟ به خاطر طولانی شدن بحث پوزش می طلبم. «لطفا این سوال منتشر نشود.» در این ایام عزیز از شما التماس دعای مخصوص دارم. در پناه و عنایت خاص حضرت زهرا سلام الله علیها باشید ان شاء الله
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. انسان در هیچ حالی نباید عقل خود را تعطیل کند و صرفاً پیرو کسی باشد. ۲. به ما فرموده‌اند: «ره چنان رو که رهروان رفتند». مگر می‌شود این‌همه انسان‌های متدین و عالمان وارسته را نادیده گرفت؟ ۳. مگر در روایات ما متذکر نشده‌اند که خواب، حجّت نیست و حتی بعضاً شیطان در خواب القائاتی می‌کند تا بازار بعضی از توهّمات را گرم نماید. عرایضی در کتاب «جایگاه جنّ و شیطان و جادوگر» در رابطه با این نوع خواب‌ها که انسان‌های ساده و کم‌عقل گرفتار آن می‌شوند، شده است. موفق باشید

30455

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: با توجه به این که مبنای فکری و فلسفی طب سنتی ایران، مثل کتاب معروف قانون بوعلی، طبق فلسفه ارسطویی است و با وجود تمام مزایا و ویژگی های برجسته موجود در کتب طب سنتی که در قالب فلسفه ارسطو پایه ریزی شده، چه می‌شود که از مبانی فکری و فلسفی دیگر حکما و فلاسفه مثل شیخ اشراق و حکمت متعالیه غفلت شده و یک بار طب را با نگاه حکمت متعالیه تدوین نمی‌کنیم. اصلا چرا نباید طب را با نگاه ابن عربی پایه ریزی کرد‌‌؟ در این اینکه این کار انجام نشده و اگر شدنی شود قطعا در طول زمان شاهد رشد روز افزون طب خواهیم بود، به نظر بنده شکی نیست. اما مشتاقم استاد بزرگوار در صورت امکان چند مثال را به عنوان نمونه از طب، طبق حکمت متعالیه و یا طب با نگاه ابن عربی را ذکر کنند. قصد دارم کمی در این ماجرا به صورت کلی آشنایی پیدا کنم. یا علی
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این موضوعات ورودی نداشته‌ام که بتوانم رابطه‌ای بین حکمت متعالیه و طب سنتی پیدا کنم. ظاهراً آیت الله حسن‌زاده‌ی آملی در این موارد قدم‌هایی برداشته‌اند. موفق باشید

30314
متن پرسش
با سلام خدمت استاد محترم: در بحث مراقبه ماه رجب فرمودید ۴ مرحله هست و اذکار باید با مراقبه جای خودش بنشیند.‌ که مرحله اول استغفار و رجوع به حق است و فرمودید همین ذکر استغفرالله و اسئله التوبه هست. مرحله دوم: فرمودید همواره خودش را در پیشگاه خداوند احساس کند، تذکر و اندیشه یگانگی و همین ذکر استغفرالله الذی لا الا هو وحده لا شریک له. مرحله سوم: با مداومت مرحله قبل اندیشه یگانگی به احساس یگانگی می رسد. حس زیر نظر حق بودن، توحید صفاتی. مرحله چهارم: مداومت مرحله قبل و احساس تبدیل به شهود شود توحید ذات، «استغفرالله ذلجلال و الاکرام من جمیع الذنوب و الاثام» مرحله سوم با کدام ذکر می تواند هماهنگ باشد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌آید در ذکر فوق مقام فنایی مدّ نظر باشد زیرا نظر به جلال او دارد و توجه به موانعی که در راه است نسبت به جلال او. از حضرت محبوب تقاضا دارید نسبت به جلالش، همه‌ی تعلقات را بزداید تا ما باشیم و خلوت‌خانه‌ی محبوب. موفق باشید

29619

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد طاهرزاده! سوال بزرگی که ذهن مرا مشغول کرده است اینکه چرا هیچ‌کدام از ائمه و پیامبر اسلام کتابی را ننوشتند و چیز مکتوبی برای ما باقی نگذاشتند در حالی‌که سایر اندیشمندان مسلمان و غیرمسلمان اینکار را انجام داده اند؟ آیا اگر میراث مکتوبی از آنها بود راحت تر نمی شد آنها را شناخت؟ آیا این یک نقطه ضعف بزرگ نیست؟ سپاسگزارم. خدانگهدار.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اهل‌البیت «علیهم‌السلام» راهی هستند که با سیره‌ی خود آن را نشان می‌دهند و همه‌ی سیره و حرکت آن‌ها مبتنی بر قرآن است، نیاز به کتاب خاصی نداریم. حتی روایاتی که از آن‌ها نقل شده است همه جهت تبیین آیات قرآن است. موفق باشید

28996

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: حقیقتا درد آوره برام که می بینم ما اینقدر دور خودمون می گردیم و نمی دونیم کجاییم و چه رفتاری باید با مسائل سیاسی و اقتصادیمون داشته باشیم. مثلا قضیه مسائل جناب پناهیان (ملک و دفتر هدیه از مفسد اقتصادی) یا املاکی که در اختیار بعضی از قدیمی های سیاست و انقلابی های صدر انقلاب با هزار توجیح و بافتن قانونی در اختیار گرفتند آن هم بالا شهر و خدمات انقلابیشان ظاهرا با این قیمت هایشان برای سطح پولدار جامعه مصرف می شه!!! (در مواردی که مشخص شده است) این داستان ها رو برای این مطرح کردم: مشکل بنده با اینه که مردم در مواجهه با اینها اولا مصداق تصمیم گیری و حق رو افراد می دونند گرچه اون افراد آدم های خوبی هم باشند؟!!! آیا میزان ما شریعت هست یا شخص ها (نمی خواهم منکر زحمات مومنین بشوم ولی احترام افراد پیش ما به وجه مومن بودنشونه) حالا هر کسی این حقایق رو مطرح بکنه باید به باد فحش کشیده بشه و دشمنی شخصی باهاش بکنند؟ و این تصمیم های احساسی رو نه تنها ما مردم عادی بلکه متفکران دینی هم می گیرند و عدالت خواهان را به باد لعنت بگیرند؟! بله منظورم مسئله عدالت طلب ها (نه شخص خاصی بلکه روشی است) و در مقابل جامعه ای است که دارند با پول مردم در انقلابی الهی خدمت می کنند (مدیران کشور) پر مسلمه که وظیفه رهبری حفظ اغشار وسیع جامعه هست ولی آیا جوانان حق ندارند مسئولان را به وجه مسئولیتشون مورد سوال قرار بدهند آن هم مستند؟ به ما جواب بدهید آیا همه ما باید رهبری باشیم یا اینکه من باید بروم و راه بیفتم تا به عنوان جوان یا مسجدی یا بسیجی یا دانشجو و طلبه به مسئولین سخت بگیرم (در موازین شرعی و قانونی)؟ خدا شاهده اگر صدا و سیما و مردم و جوانان مسئولین رو مورد بازخواسخت قرار ندهند و این فشار کج روی های اقتصادی و کم کاری ها و ظلم ها و نا عدالتی هایی که طبیعتا در جامعه هست روی هم تلنبار بشه آمریکا و اروپا برامون با یه کبریت انفجاری احساسی و غیر عقلی و نا متعادل شعله ور می کنند که در آخر خودمون ضرر می کنیم. امید دارم با اینکه شانیت شما این نیست که وارد جزئیات جامعه (افرادی پرچم دار و جناحی) بشوید حداقل با مثلی از قرآن و عترت به ما جواب دهید چرا که جریانی راه افتاده که شکل دهنده آینده هست. ان‌شاءلله موفق باشید
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد خوب است به جزوه‌ی «نقش فرآیندی انقلاب اسلامی در این تاریخ» رجوع فرمایید. موفق باشید

لینک جزوه : "نقش فرآیندی انقلاب اسلامی در این تاریخ"

28221
متن پرسش
سلام علیکم و رحمة الله: یکی از علماء در رد وحدت تشکیکی وجود به آیه مبارکه «لیس کمثله شیء» اسناد کرده اند. آیا با وجود این آیه وحدت وجود همچنان اثبات می شود؟ لطفا توضیح بفرمایید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مگر وحدت وجود به معنی آن است که اشیاء، خدا می‌باشند که نتیجه بگیریم هیچ چیزی خدا نیست؟ این بنده‌های خدا در ابتدا تصور غلطی از وحدت وجود دارند و بعد مطابق تصور خود وحدت وجود را نقد می‌کنند. آیه‌ی مبارکه‌ی «لیس کمثله شیئ» می خواهد بفرماید خداوند در عرض چیزی نیست. آری! او «مع کلّ شیئ» می‌باشد، ولی نه «بمقارنه» و در عرض آن چیز. این افراد این فراز از خطبه‌ی اول نهج‌البلاغه را چگونه می خواهند بفهمند؟ موفق باشید

28130

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و عرض ادب و ارادت محضر استاد گرانقدر: جناب استاد، در خصوص شناخت و ارتباط با اسماء الهی و اینکه بتوانیم نگاه خود را در آفاق و انفس از پدیده ها به اسماءالله هدایت کنیم نیازمند مطالعه و شناخت اسماء الهی هستم. از محضرتان درخواست دارم راهنمایی بفرمایید در این رابطه مطالعه ی چه کتابهایی می‌تواند مفید فایده باشد؟ خداوند خیر دو جهان را به شما عطا کند. ان‌شاءلله
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: شرح کتاب «دعای سحر» حضرت امام نکات خوبی در رابطه با نظر به اسماء دارد که در کتاب «اسماء حسنی، دریچه‌‌های نظر به حق» نکاتی که حضرت امام فرمودند، شرح داده شده است. کتاب روی سایت هست. موفق باشید

27274

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام و تبریک اعیاد شعبانیه: جزوه مربوط به بحث های سلوکی و اخلاقی را کجا میتونیم پیدا کنیم؟ چون ما صوت ها را گوش میدیم خوبه اگه متن احادیث را هم داشته باشیم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: منظورتان کدام بحث است؟ موفق باشید

27084

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و عرض ادب محضر استاد عزیز: در رابطه با شروع مطالعه تفسیر المیزان بنا به نیاز به شرح تفسیر و با مشورت حضرتعالی که فرمودید از سوره رمز و عنکبوت و آل عمران شروع کنم، مطلبی باعث سوال برایم شده و آن اینکه ترتیب گوش کردن یا مطالعه به ترتیب سوره ها و ترتیب کتاب المیزان باشد بهتر نیست، و اینکه اگر بهتر است شرح حضرتعالی در سوره های ابتدایی موجود هست؟ ببخشید مزاحم زمانتان می شوم (یخورده وسواس نظم در مطالعه دارم، پیوسته ترجیح دارم که از ابتدا هر موضوعی را مورد مطالعه قرار بدهم و نمی دانم این خوب است یا وسواس بی مورد)
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حتماً می‌دانید که ترتیب امروزین قرآن، ربطی به ترتیب نزول آن ندارد ولی وقتی بخواهید به تفسیر المیزان رجوع کنید، خوب است از ابتدا شروع نمایید. زیرا مرحوم علامه آنچه از ابتدا فرموده‌اند را ملاک قرار داده‌اند برای تفسیر آیات بعدی. موفق باشید

نمایش چاپی