باسمه تعالی. محضر استاد گرانقدر سلام علیکم: بنده حدود ۱۰ سال هست که با مباحث حضرتعالی مانوسم و خدا رو شاکرم بابت این موضوع. ان شاءالله به حق حضرت زهرا (س) خدا به عمر شما برکت بده. بنده در حال حاضر پس از مطالعه کتاب سلوک در تقدیر توحیدی و نیز عقل و ادب و در شرایطی که هنوز توان هضم کتاب ندای بی صدا رو ندارم، به این نتیجه رسیدم که به قول حضرتعالی یک راه داریم و آن هم زندگی در سایه ملکوت حضرت روح الله (رضوان الله). راه ورود به این زندگی هم معرفت النفس هست. پیش از این کتب ده نکته و نیز خویشتن پنهان رو هم مطالعه و مباحثه کردیم. اما الان در نقطه معرفت النفس شاید به ظاهر متوقف شدیم. برای ورود به وادی معرفت النفس چه کنیم حضرت استاد؟ بنده از فحوای یکی از جملات شما در یکی از کتب به این نتیجه رسیدم که باید در خلوت (به ویژه بین الطلوعین در وضعیت سجده) به هستِ خود بدون هرگونه چیست توجه و تمرکز کنیم. و با تمرین و ممارست این کار امید به گشودگی و ورود به وادی معرف النفس و سپس بهره مندی از ملکوت حضرت امام (ره) داشته باشیم. آیا اینطور هست؟ استدعا دارم راهنمایی بفرمایید. یک گلدسته ای به ما نشان بدهید تا راه را پیدا کنیم و وارد مسجد معرفت النفس شویم حضرت استاد. تشکر.
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحمدلله به نکته خوبی رسیدهاید. آری! راهی در پیش است که چندان هموار نیست ولی به لطف الهی نتایج آن امیدبخش است. در هر فرصتی مثل همان بینالطلوعین به بودن بیکرانه اکنون جاودانه خود نظر داشتن، برکات خاص خود را دارد. پیشنهاد میشود مباحث اخیر مربوط به سوره مرسلات را دنبال فرمایید.https://lobolmizan.ir/sound/984?mark=%D9%85%D8%B1%D8%B3%D9%84%D8%A7%D8%AA موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید که نسبت حضرت حق به ما آن است که او مطلق است و همه جایی و ما را نیز در برگرفته. ولی نسبت ما به او آنچنان است که ما به سوی او هستیم یعنی او در عین آنکه «احد» است و حضورش مطلق میباشد، «صمد» نیز هست. بدین معنا که ما به سوی او هستیم.
حتما در جریان هستید که حضرت سجاد «علیهالسلام» فرمودند: إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ عَلِمَ أَنَّهُ يكُونُ فِي آخِرِ الزَّمَانِ أَقْوَامٌ مُتَعَمِّقُونَ فَأَنْزَلَ اللَّهُ تَعَالَي «قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ» وَ الْآياتِ مِنْ سُورَةِ الْحَدِيدِ «إِلَي قَوْلِهِ وَ هُوَ عَلِيمٌ بِذاتِ الصُّدُورِ» فَمَنْ رَامَ وَرَاءَ ذَلِكَ فَقَدْ هَلَك»، خداى عزّوجلّ مىدانست كه در آخرالزمان مردمانى مىآيند بسيار عميق، لذا سوره «قُلْ هُوَ اللّهُ اَحَد» و آياتى از سوره حديد را تا «وَ هُوَ عَليمٌ بِذاتِ الصُّدُور» فرو فرستاده و هركه ماورای آنها را خواهد هلاك گردد. (الكافى، ج 1، ص 91)
با نظر به فرمایش حضرت سجاد «علیهالسلام» از یک طرف و با نظر به اینکه فهم توحید در هر درجهای که باشد در مواجهه با امری یا اموری پیش میآید، سؤال این است که آن امور چه اموری هستند که فهم آنها نیاز به چنین توحید عمیقی دارند و در مواجهه با آنها آن توحید ظهور میکند؟ زیرا عنایت دارید که توحید در مواجهه با مظاهر خاص خود به ظهور میآید، مگر فهم توحید به صورت انتزاعی که آن تنها یک امر ذهنی است. توحید حضرت ربّ در مربوب آشکار میشود و ما در ازای مربوب متوجه جلوه «هُوَ الْأَوَّلُ وَ الْآخِر» بودن او می شویم و یا جلوه «احدیت» او را که در عین حال صمد، است در مظاهر میتوانیم بیابیم. در واقع حضرت سجاد «علیهالسلام» در آن روایت خبر از آن میدهند که «مُتَعَمِّقُونَی» در آخرالزمان هستندکه در مواجهه با مظاهری که در آخرالزمان به ظهور میآیند، آنها را با نور توحیدی «هُوَ الْأَوَّلُ وَ الْآخِر» بودنِ خداوند در مظاهر خاص آن زمان مییابند، به همان معنایی که عرفا متوجه پیام این آیات شدهاند. ولی با اینهمه، تصور بنده آن است که جهان ما حتی بزرگتر از جهان عرفا شده و در جهانی میتوانیم حاضر شویم که امکان حضور در آن جهان، درک حضور خداوند است با بصیرتی که او را «احدی» بیابیم که در عین حال «صمد» است و یا «اوّلی» بیابیم که در عین حال «آخر» است. موفق باشید
سلام استاد: آیا شخصیت هایی مثل مالک اشتر مثل معصومین هستند که اگر در هر زمانی حاضر باشند به نحو احسن کارایی و کارآمدی داشته باشند؟! مثلا آیا اگر الان مالک را با همون فعلیتی که در قرن خود داشته در این قرن حاضر کنیم کارآمد خواهد بود؟! در این شکی نیست که اگر مالک در قرن فعلی متولد میشد قطعا ابر مردی بود برای خودش و مثل امام و رهبری بودن و حتی بالاتر. اما ما داریم از یک چیز بدیهی حرف میزنیم مبنی بر اینکه مالک با همان فعلیتی که در تاریخ خود دارد قطعا با قرن فعلی بیگانه است و نمیتواند کارآمد باشد! هر چند باید گفت مبنای کارآمدی جناب مالک در همان تاریخ باید مبنای کارآمدی الان هم قرار گیرد، ولی بحث ما در مورد تخصص ها و آگاهی های مورد نیاز فعلی است! مثلا قطعا علامه حلی نمی تواند جای رهبری را در زمان فعلی بگیرد و اگر علامه حلی با همان نصاب های زمان خودش را اینجا بیاریم و در جایگاه رهبری بزاریم قطعا کارآمد نخواهد بود! چون اون نه مدرنیته را درک کرده نه بایسته های زندگی در قرن فعلی را و.... لطفاً منو روشن کنید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: خدا جناب مالک اشتر را رحمت کند، مرد بزرگی بود، ولی وقتی او را با حاج قاسم سلیمانی مقایسه میکنیم، با توجه به اطلاعاتی که بنده از آن دو بزرگوار دارم. حاج قاسم از مالک اشتر بزرگتر بود حتی اگر در این تاریخ مالک اشتر حاضر میشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. در مورد جواب اهل تفکیک، مطالب زیادی هست از جمله حدیث ۱۲ کتاب «چهل حدیث» از حضرت امام «رضواناللهتعالیعلیه» و یا کتاب «صراط مستقیم» از استاد شیخ محمدحسن وکیلی. ۲. انسان در ذات خود مختار است و همواره برایش انتخابِ راه جدید موجود است. متأسفانه بعضیها برداشت درستی از مباحث ابنعربی در رابطه با «عین ثابته» ندارند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد خوب است به جزوهی «نقش فرآیندی انقلاب اسلامی در این تاریخ» رجوع فرمایید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: هرکس به جای اینکه خود را با خود ادامه دهد، بهتر است خود را بینام و نشان با انسانهای بزرگ ادامه دهد تا با ادامهی آنها و در وسعتی که آنها در عالَم حاضرند، ادامهی خود را احساس کند. این تنهایی و بینام و نشانبودن، انزوا نیست، نوعی وطنِ جاودانهای است که اصحاب امام حسین «علیهالسلام» در کربلا و یاران امام خمینی «رضواناللهتعالیعلیه» در ایران بدان دست یافتند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید در این موارد باید «تو پای به راه در نِه و هیچ مپرس / خودْ راه بگویدت که چون باید کرد»، زیرا فرمودهاند: «گر نپرسی زودتر کشفت شود». کافی است یک برنامهی منظم مطالعاتی به خود بدهید و آرامآرام جلو بروید. کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» برای این کار خوب است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: مگر وحدت وجود به معنی آن است که اشیاء، خدا میباشند که نتیجه بگیریم هیچ چیزی خدا نیست؟ این بندههای خدا در ابتدا تصور غلطی از وحدت وجود دارند و بعد مطابق تصور خود وحدت وجود را نقد میکنند. آیهی مبارکهی «لیس کمثله شیئ» می خواهد بفرماید خداوند در عرض چیزی نیست. آری! او «مع کلّ شیئ» میباشد، ولی نه «بمقارنه» و در عرض آن چیز. این افراد این فراز از خطبهی اول نهجالبلاغه را چگونه می خواهند بفهمند؟ موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: تقاضایی است که انسان از حضرت حق بخواهد در این روزهای آخر نام او را در زمرهی سعادتمندان قرار دهد و روح او همراه با شهدا از تنگناهای زندگی دنیا آزاد شود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: كار شيطان اين است كه هر چيزى كه ما را به خدا نزديك مىكند و طريق رسيدن به حق است، از ما بگيرد و در آن كار اخلال ايجاد كند. بنا به فرمايش قرآن «قَالَ فَبِمَا أَغْوَيْتَنِي لأَقْعُدَنَ لَهُمْ صِرَاطَكَ الْمُسْتَقِيمَ»؛[1] شيطان گفت: خدايا! به جهت آن كه گمراهم كردى، حتماً در مسير مستقيمى كه به سوى تو ختم مىشود مىنشينم و بندگانت را از آن مسير منحرف مىكنم. هميشه اختلال شيطان در امورى است كه به خدا ختم مىشود.
آب گِل خواهد كه در دريا رود گِل گرفته پاى او را مىكشد
چيست اين از گِل گرفتن آب را جذب تو نُقل و شراب ناب را
موفق باشید
[1] - سورهى اعراف، آيهى 16.
باسمه تعالی: سلام علیکم: دین الهی برای آن است که انسان را در ساحاتی بس متعالی جای دهد و دیدگاهی بسیار گستردهتر از آنچه علم تجربی از واقعیات در مقابل بشر میگذارد، را نشان دهد. در جلسات ۵۰ به بعد شرح آن کتاب، در این مورد نکاتی عرض شده است خوب است به شرح صوتی کتاب نظری داشته باشید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: زمان به معنایی که در اثر حرکت زمین و تبدیل قوه به فعل باشد؛ در آنجا معنا ندارد. ولی اینکه حجابی میرود و مقامی ظهور میکند و انسان متوجهی چنین مراحلی میشود، آری! بدین معنا، قبل و بعد هست. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: اصل وجود «حرز» و تأثیر آن، مطلبِ پذیرفتهشدهای است و به نظر بنده آنچهکه مرحوم صاحب مفاتیح آورده، بیشتر قابل اعتماد است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال، اگر امروز اسلامْ محدود به فقه شد، این حرفها به میان میآید که جایگاه عرفان، درست نگاه نمیشود. ولی قصهی تاریخِ آینده، تاریخی است که اسلامِ بدون ابعاد عرفانیاش، امکانِ ادامه ندارد و این را عالمانی متوجه شدهاند که نسبت به زمانهی خود آگاهیِ لازم را پیدا کرده بودند. مثل حضرت امام و آیت اللّه شاهآبادی و علامهی طباطباییها. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده مطالعهی آن دو کتاب، کنارِ هم به فهم آن دیگری کمک میکند چون هر دو در یک افق سخن میگویند. فرمایشات آیت اللّه جوادی در شرح «رسالة الولایه» در نظمِ پایاننامهتان مفید میافتد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر مباحث «ده نکته در معرفت نفس» را دنبال بفرمایید در آنجا سخن حضرت باقر «علیهالسلام» را مییابید که حضرت میفرمایند: هر اندازه عقل انسان کامل شود، خوابدیدنهای او کم میگردد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده علم تعبیر خواب ندارم. موفق باشید
اسمه تعالی: سلام علیکم: همینطور است که میفرمایید. ما در فضای شیفتگی نسبت به غرب، از غرب رانده و از فرهنگ خود نیز، مانده شدهایم. و البته و صد البته نقشِ تبلیغات دشمن را نیز نباید نادیده گرفت. در هر حال از نظر بنده راهِ حلّ مشکل از یک طرف، نجات از غربزدگی و از طرف دیگر برگشت به سنت معنوی و خردِ اسلامی ایرانی است. در این مورد بد نیست به جزوهی «نقش فرآیندی انقلاب اسلامی در این تاریخ» که بر روی سایت است رجوع فرمایید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: پدرشدن را به عهدهی خدا بگذارید و دغدغه نداشته باشید خود خداوند با میل و عاطفهای که بین زن و مرد ایجاد میکند، کار را جلو میبرد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: سعی بنده آن است که در این موارد ورود نکنم زیرا ابعاد زیادی کار را به اختلال میکشاند. مرحوم آیتالله محمد شجاعی در کتابهای «رسالهی محبت» و «پنج رساله» نکات ظریفی دراین مورد فرمودهاند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: باید تا آنجا که ممکن است مردم را مغرض ندانیم و تا آنجا که ممکن است عذری برای کارهایشان در نظر بگیریم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: مسلّم حقیقت انقلاب بر قلب حضرت روح اللّه «رضواناللّهتعالیعلیه» إشراق شده است و حقیقت انقلاب همیشه به معنای همان نورانیتی است که جان امام از آن منوّر شد. مثل آنکه قلب مبارک حضرت محمد «صلواتاللّهعلیهوآله» محل نزولِ قرآن گشت. در هر صورت ما با نظر به سیرهی امام و سخنان امام میتوانیم نسبت به انقلاب درست فکر کنیم. اشارات حضرت امام نسبت به انقلاب فوقالعاده است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: دلیلی ندارد این سخنان را بپذیریم. نطفه، بستری است تا روحی که قبل از ابدان خلق شده، جایِ خود را پیدا کند. زیرا به ما فرمودهاند: «خلق الارواح قبل الابدان بألفیّ عام». موفق باشید
با عرض سلام خدمت استاد: سوالی در مورد زمانزدگی دارم. خاطرات عذاب و دلتنگم میکنند. حتی خاطرات شیرین گذشته ام همش فکر و خودم رو به گذشته میبره اینگار که اصلا در حال نیستم. حتی خاطرات شیرین دوران دانشجویی که بدلیل مشکلات زیادم دچار افسردگی شده بودم تا اینکه با یکی از رفقای اصفهانی آشنا شدم و شما رو به من معرفی کردن و واقعا از افسردگی نجات یافتم و اون روزای بد تبدیل شد به بهترین خاطره زندگیم که هنوز شیرینیش رو حس میکنم و حالا دلتنگی برای همون خاطرات شیرین عرفانی هم من رو عذاب میده. چه کنم؟ مدتی است که بشدت دلتنگ اون روزای دانشگاه و سربازی و دبیرستان میفتم که با رفقای مومن کار فرهنگی میکردیم و خیلی دلتنگ اون روزا میشم. چطور از این خواطر بیرون بیاییم؟ هم خاطرات عرفانی و هم غیر عرفانی دلتنگم میکنه. آیا میتوان به خود گفت که هر چه به جلو میریم نقص هایمان برطرف تر میشود (پیشرفت در مسیر عرفان) و شناخت الهی بهتری پیدا میکنیم و اگر خدا بخواهد روز به روز با أسماء دیگری و با شدت بالاتر مرتبط میشویم و بهتر از آن (گذشته) می آید. و هر روز مرا تازه خدای دگری است.
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینطور است که متوجه شدهاید. بالاخره «بینهایت حضرت است این بارگاه» و باید از هر حضوری به سوی حضوری بسی بالاتر سفر کرد. پیشنهاد میشود نظری به سوره «والتین» و عرایضی که در این مورد شده بشود. موفق باشید https://lobolmizan.ir/sound/928?mark=%D8%B3%D9%88%D8%B1%D9%87
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر میآید همینطور باشد. ایشان به واقع اربعینی بودند از آن جهت که:
سحرگه ره روی در سرزمینی
همیگفت این معما با قرینی
که ای صوفی شراب آنگه شود صاف
که در شیشه بماند اربعینی
موفق باشید
