بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
31269

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد عزیز: در سیر مطالعاتی آثار جنابعالی بنده رسیدم به بحث حرکت جوهری. تازه پنج جلسه از صوتها رو گوش دادم و خیلی عالی بودن. خواستم بگم به طور اتفاقی برخورد کردم به کلیپی از استاد حسن عباسی راجع به بحث حرکت جوهری. و زیر کلیپ نوشته بود: «نقد جدید و فوق العاده نسبت به حرکت جوهری» برایم جالب بود و کلیپ رو پخش کردم. منتها چیز خاصی نفهمیدم چون هنوز برهان حرکت جوهری رو کامل نخوندم. چیزی که ذهنم رو مشغول کرده اینه که میخوام ببینم آیا واقعا آقای حسن عباسی ایرادی در این برهان دیده که تا الان نسبت به آن غفلت شده یا ایشون داره اشتباه میکنه؟ برای همین من لینک این کلیپ رو براتون می‌فرستم و شما خودتون ببینید و نظرتون رو بدید..خیلی ممنون .حلال کنید وقتتون رو می‌گیرم. لینک: https://www.aparat.com/v/hopvg/
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در جریان انتقادات ایشان در این موارد و حتی انتقادات‌شان به فیلسوفان پیشاسقراطی یونان هستم. ایشان ابتدا و با عجله تصوری از این مطالب را در خود شکل می‌دهند و سپس شروع به نقد می‌نمایند که در واقع، تصور خودشان را نقد کرده‌اند. موفق باشید

30441

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد محترم: بعد از نیمه ماه رجب، حال و هوایی را که در ابتدای ماه رجب داشتم دیگر ندارم، نمی دانم علت چیست؟ دوم اینکه در نیمه ‌دوم ماه ما باید دنبال چه چیزی باشیم؟ سومین سوال اینکه اگر از ماه رجب به سوی ماه رمضان سیر صعودی باشد، پس ماه شعبان باید معنوی تر از ماه رجب باشد، آیا ممکن است توحید ماه شعبان قوی تر از توحید ماه رجب باشد؟ ممکن است توحید ماه شعبان مثل منزل تشهد نماز باشد، یعنی باقی به الله شدن؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. آن حال باید ما را به رجوعی عمیق‌تر به سوی خدا برساند. ۲. معارف الهی باید دنبال شود. ۳. در آینه‌ی نبیّ در ماه شعبان در دین خدا حاضر می‌شوید به جهت آن‌که ماه شعبان، ماه رسول خدا «صلوات‌الله‌علیه‌وآله» است. قال علی علیه السلام: صَومُ شَعبانَ یَذهَبُ بِوَسواسِ الصَّدرِ وَ بَلابِلِ القَلبِ. روزه ماه شعبان، وسواس دل و پریشانى‏ هاى جان را از بین مى ‏برد. تحف العقول ص ۱۰۲ - خصال ص ۶۱۲. موفق باشید

30319

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و عرض ادب و احترام: از آنجایی که فعالیت در رشته های رزمی شرقی تا حدودی باعث رویارویی بنده با تفکر شرقی شده برای شناخت بهتر معارف و مکاتب شرقی در حوزه فلسفه، عرفان و تاریخ و مقایسه با معارف ناب اسلامی از کجا میتونم شروع کنم که به باورها و اعتقادات اسلامی ام آسیبی وارد نشه و بتونم جامعه شرقی رو به درستی بشناسم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد چندان حضور ذهن ندارم. آثار جناب ایزو تسو و یا اُپانیشادها و کتاب «آسیا در برابر غرب» آقای شایگان به نظر می‌آید خوب باشد. موفق باشید

28934

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام و خسته نباشید خدمت استاد گرامی: در جزوه نتایج نهضت کربلا در سطوح مختلف در یک واقعه تاریخی آورده اید که زمانی که عبید الله بن زیاد به عیادت آن شخص بیمار می آیند، قرار است که جناب مسلم پشت پرده پنهان شده و او را به قتل برساند بعد یادش می آید که به قول پیامبر (ص) ترور و غافلگیری در اسلام حرام است. و از این کار منصرف می شود. این واقعه رو با حرکت شهید نواب صفوی و فدائیان اسلام چگونه جمع بندی کنیم؟ یا حق
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ظاهراً این‌طور که مرحوم شهید مهدی عراقی می‌فرمودند مرحوم نوّاب از علمای نجف اجازه می‌گیرند. موفق باشید

28433
متن پرسش
سلام علیکم: ۱. حضرتعالی وضعیت اقبال به دین یا دین گریزی و سستی در دین ویژه در شرایع و اصول عقاید البته شرایع که ظهور و بروز اجتماعی دارد را چگونه می یابید و تحلیل می‌کنید و آیا دین گریزی در جامعه بیشتر شده و آیا می‌توان امیدوار بود و معتقد به رشد بود؟ ۲. راهکار اساسی در احیاء تفکر دینی و مقابله با دین گریزی یا سستی در دین را در چه می‌دانید؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: باید دینی را متذکر بشر گرفتار نیهیلیسم شد که احساس کند از آن پوچی نجات پیدا می‌کند و راهِ امام شهدا و شهدای عزیز چنین راهی است و راز علاقه‌ای این‌چنین شدید نسبت به سیره‌ی شهدا توسط مقام معظم رهبری نیز در همین رابطه می‌باشد. موفق باشید

28373

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد عزیز: در جلسه دهم خرد سیاسی مطالبی راجع به زیبایی و نگاه های به دور از میل جنسی و عدم اکتفای میل زیبایی خواهی بشر به صرف طبیعت فرمودید. نمی‌دانم تفصیل یا تصریح این مطلب را در جایی فرموده اید یا نه و اینکه این نوع دیدگاه، مشمول چه افرادی در جامعه می‌شود و ممنون می‌شوم اگر منبعی برای مطالعه بیشتر ذکر بفرمایید. آیا در مورد موسیقی هم می‌توان چنین نگاهی داشت و آن را بدون تاثیر وضعی دید؟ اگر این مطلب که با معیارهای خود فقها نیز تقریبا امروزه مرزکشی دقیق بین موسیقی حلال و حرام غیرممکن است را هم در نظر نگیریم، در نفس موسیقی ای که لذت بخش است، تجلی جمال الهی را دیدن، حتی اگر ریتم تندی هم داشته باشد، تاثیر منفی در سلوک افراد دارد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. به طور پراکنده عرایضی شده است به‌خصوص در بحث «انقلاب_اسلامی_و_جهان_گمشده» که در کانال @esharat می‌توانید آن را دنبال کنید. ۲. فرق نمی‌کند بالاخره موسیقی نیز به عنوان صوت زیبا با انسان‌ها حرف دارد. موفق باشید

 

 

27991

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: صوت های تفسیر سوره بقره در سایت نبود. کجا باید گیر بیارم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در آن زمان که سوره‌ی بقره بحث شد، مباحث ضبط نمی‌ شد.

موفق باشید

27614

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: استاد عزیزم استاد درموردطب سنتی مطلبی دریکی از مجلات خلق (مربوط به سری مجلات که فکر می‌کنم حاج آقا ناصری هم اینطور که توی قسمت فهرست نامشون رو دیدم باشن) فردی به نام حاج آقا محمد سلطانی استاد فکر می‌کنم ایشون خیلی در زمینه این طب مطالعه داشتن مطالب جالبی دیدم از ایشون استاد بنده نتوانستم به ایشون دسترسی داشته باشم مجله مال شماره ۱۷ خرداد و تیرماه ۱۳۸۹ هست ایشون مباحث معرفت نفس را همونطورکه نظر شماست مدنظر قراردادن اگه خاستین میتونن بیارم خدمتتون شاید بشه اگه ایشون رو پیدا کنیم استفاده کرد مطالب هم در سطح خیلی خوبه پی نوشت مقاله به کتب طبی مثل مفرح القلوب خلاصه الحکمه و همچنین سرح العیون علامه حسن زاده ارجاع داده ممنون استاد گفتم بهتون بگم اگر شما تونستید گیرشون بیارید و صلاح دونستید ما هم بتونیم استفاده کنیم. ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: باید از رفقایی که در این امور وارد هستند سراغ استاد محمد سلطانی را گرفت. موفق باشید

27371

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: با توجه به این که امروز در مساجد نماز های ظهر و عصر را پشت سر هم می‌خوانند ولی پیامبر عموما هر نمازی را در وقت خود می‌خواند حالا اگر کسی بخواهد به سنت پیامبر عمل کند از نماز جماعت محروم می‌شود حال فضیلت جماعت بیشتر است یا به وقت خود نماز را خواندن؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این موارد را باید از مرجع تقلید خود سؤال بفرمایید. موفق باشید

27116
متن پرسش
سلام علیکم: حضرت امام در ابتدای کتاب شرح چهل حدیث می فرمایند: «مقام وهم، زیرا که وهم سلطان قواى ظاهره و باطنه نفس است. پس اگر وهم حکومت نـمـود در آنـهـا بـه تـصرف خود یا شیطان، این قوا جنود شیطان گردند و مملکت در تحت سـلطـنـت شـیـطــان واقــع شــود، و لشـکـر رحـمـان و جـنـود عـقل مضمحل گردند و شکست خورده رخت از نشئه ملک و دنیـاى انسان درکشند و هجرت نمایند، و مـمـلکـت خــاص بــه شـیـطــان گــردد.» به چه علت امام، مقام وهم را سلطان قوا می دانند و آن مقامی می دانند که اگر به گوهر عبودیت آراسته بشود، می تواند مقام قرب الهی و تعالی الی الله پیدا کند و اگر مغلوب اسارتها و جنود جهل و شیطان گردد، به اسفل السافلین سقوط می کند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: قوه‌ی واهمه اگر به عنوان یکی از قوای انسانی که متوجه‌ی حقایق وجود می‌شود، نظر به عاَم مثال کند، صورت‌های مثالیِ متعالی را در انسان شکل می‌دهد و این بهترین حالت برای اُنس با خداست از آن جهت که عبادات انسان، متوقفِ مفهومات و ذهنیات نشده. ولی اگر قوه‌ی واهمه تحت تأثیر صورت‌های عالَم ماده و عالم کثرات شد، بستر تأثیر شیطان می‌شود و انسان را از سیر به سوی حقیقت محروم می‌نماید. در این مورد می‌توانید به مباحث «جهان گمشده در عالم خیال» که در کانال «تشکل اشارت» به آدرس @esharat می‌باشد، رجوع فرمایید.  موفق باشید   

26900

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام و ادب: آیا اکثریت مردم، توانایی تشخیص و تفکیک حق و باطل را دارند و به این بهانه می شود گفت باید تمام جریانات و عقاید فکری حتی ضد دین و مخالف اصول صریح اسلام، آزاد باشند و خود مردم تصمیم بگیرند و تشخیص بدهند یا بایستی در فضای کارشناسی، با اسلام شناسان متخصص و دلسوز به بحث و بررسی بپردازند تا توانایی مردم در فضایی که موج سازی و شبهه افکنی لجوجانه بعلت حضور اسلام شناسان مطلع جایی ندارد و معنی نمی دهد، تشخیص دهند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی روشن شود در بستر اندیشه‌ی دینی باید افق‌های فهم خود را معنا کنیم، جاده‌ی حرکت مشخص خواهد شد و عملاً در این بستر است که جایگاه اندیشه‌ی حق و اندیشه‌ی باطل مشخص می‌گردد. موفق باشید

26746
متن پرسش

سلام علیکم: در یادداشت «براستی همه ما حاج قاسم هستیم»، اشاره به حس حضور تاریخی خدا از طریق انقلاب اسلامی کردید و فرمودید، شهید سلیمانی در بستر این نهضت غرق در اراده الهی بود. در کتاب انقلاب اسلامی بازگشت به عهد قدسی نیز در این باب مطالبی دارید و نوشته اید «مشکل امروز ما اين است که جوانان ما دارند عالَم ديني شان را از دست مي دهد و گرنه از من و شما بهتر مي توانند خدا را ثابت کنند، ولی با علم به وجود خدا، وارد عالَمی نشده اند که منجر به اُنس با خدا گردد و به همين جهت در عالَم خود جايگاهی براي احکام الهی نمي شناسند.» در ادامه هم تبیین فرمودید علت اینکه خیلی افراد نسبت به تک تک احکام دینی سوال کرده و یا ابهام برایشان ایجاد می شود، همین وارد نشدن و نشناختن عالَم دینی است. فکر می کنم و برداشتم این است که منظور حضرتعالی این بود که اگر ما سعه وجودی مان را از طریق الفت با ذات اقدس رب العالمین بالا ببریم و به عمق جهانی کاری که در پرتو انقلاب اسلامی در حال شکل گیری است بیندیشیم و خود را در طرح بزرگ تمدن سازی توحیدی حاضر ببینیم، صبر و بصیرت پیشه می کنیم و دیگر سختی ها و مشقت های این مسیر ما را زمین گیر و ابن السبیل نمی کند و آن وقت حتی عباداتی مثل نماز یومیه را هم از دین دید می بینیم که این نماز، به ما عظمت روحی می دهد تا در کلان پروژه تاریخ خود ثابت قدم و استوار بمانیم و به واقعیت این جمله امام راحل برسیم که عالَم محضر خداست. نمی دانم تا چه حد این برداشت من از سخنان حضرتعالی درست بوده اما بواقع نکات عمیق و قابل تدبر و حکمت آمیز در یادداشت تان درباره شهادت حاج قاسم سلیمانی بود و ان شاء الله باب تدبر برای همه ما به برکت خون این شهید عزیز، باز شود.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین طور است. احساسِ بودنِ حقیقی، نه به بودنِ مفهوم، بلکه در بودنِ تاریخی محقق می‌شود و انقلاب اسلامی عطای الهی است به بودنِ تاریخی که همیشه انسان اصیل به دنبال آن است. علی «علیه‌السلام» مظهر کامل بودنِ تاریخیِ اسلام‌اند. عرایضی در این رابطه در بحث سوره‌ی «نبأ» شد. متن درس‌گفتارِ آن را در زیر خدمتتان می‌فرستم. البته تنها یک جلسه در شرح مفادّ آن متن بحث شده. عمری باشد ادامه خواهد یافت. موفق باشید

تعیّن تاریخی نباء عظیم

باسمه تعالی

در راستای به ظهور آمدن نباء عظیم که یوم الفصلی است وعده داده شده در تحقق شخصی که مصداق «وَ فُتِحَتِ السَّماءُ فَكانَتْ أَبْواباً» است می توان گفت:

۱. انسان با نظر به «بودن»اش، حقیقت را در بستر تقدیرِ تاریخ احساس می‌کند، از آن جهت که «حقیقت» در افق زمان و تاریخ، در شخصیتی متعین فهمیده می‌شود.

۲. «بودنِ» انسان در گرو فهم «وجود» است تا با این فهم، انسان مانند سایر موجودات صرفاً در درون جهان قرار نگیرد بلکه چون فهمی از وجود دارد، در میان آینده و گذشته و آزاد از زمان، خود را احساس می‌کند و بر این اساس، یعنی بر اساسِ فهم «وجود»، موجودات از حیث وجودشان در افقِ فهم انسان به حضور در می‌آیند و معنا می‌شوند. یعنی انسان کامل جایگاه هر چیزی را به معنای واقعی‌اش درک می‌کند.

۳. وقتی انسان خود را در تاریخی که به اراده‌ی الهی ظهور آمده،  احساس کند، با نظر با وجه وجودی خود به موجودات، گشوده می‌شود. نحوه‌ی گشودگی و برون‌خویشیِ انسان اصیل، وجهی از همان ساختارِ در جهان‌بودنِ آن است.

۴. بودنِ در زمان و تاریخِ خود، بودنی است غیر ذهنی که می‌توانیم خود را بیش از آن‌که بفهمیم، حسّ کنیم. این است معنای «كَانَ أَكْثَرُ عِبَادَةِ أَبِي ذَرٍّ رَحْمَةُ اللَّه عَلَيْهِ التَّفَكُّرَ وَ الِاعْتِبَار» اكثر عبادت اباذر تفكر و عبرت گيرى بوده.

۵. انسان، موجودی است که باید در همان نحوه‌ی واقعیت و وجودش، عین روی‌آورندگی باشد. بودنِ انسان اساساً چیزی جز روی‌آورنده‌بودن نیست، وجودی که عین گشودگی است و به همین جهت، هویت اش تعلقی است. «ماهِيتُهُ انِيتُهُ»، چيستى او همان هستى اوست‏ و در این رابطه پرسش از آن‌که انسان چیست، پرسش بی ربطی است.

۶. انسان اصیل در عین آن‌که یک فرد است، به وسعت هستی است و درعین آن‌که متناهی است، مطلق است به جهت مقام فهم «وجود و بودن» خویش. این انسان از حیث وجودش سر و کارش از یک طرف با وجودِ خویش است و از طرف دیگر با تمام عالم وجود سر و کار و رابطه دارد.

۷. گشودگی انسان اصیل، ایجاب می‌کند تا همواره با امکان‌های بودن خویش و به تبع آن، با انحاء اتمام نا پذیر مواجهه با موجودات، روبرو باشد.

۸. اگر انسان خود را تنها یکی از موجوداتِ عالم بفهمد، غیر اصیل است ولی انسان اصیل باشد، بودن خود را در خواهد یافت و آن را مصممانه بر عهده خواهد گرفت.

۹. آینده‌ی آغازین و اصیل، حرکت به سوی خود است؛ به سوی خودی که عین ربط به بیکرانه وجود است برای تعالی یافتن.

۱۰. این که  انسان با موجود نسبت برقرار کند و موجود بما هو موجود را تجربه کند، به جهت آن است که  وجود به او عطا شده. و گرنه خود را یک وجود بیگانه از سایر موجودات می‌فهمد.

۱۱. رویداد های تاریخی در بستر اسلامی که شروع شد، انسان اصیل، خود را به واسطه‌ی روشنی‌گاه های وجود احساس می کند، اساسا به واسطه‌ی رویدادهای تاریخی است که انسان و حقیقت در تعلّق متقابل یکدیگر قرار می‌گیرند. به همان معنایی که علی علیه السلام از طریق اسلام با حقیقت روبرو شدند و آن را در صحنه های نبرد دنبال کردند.

۱۲. انسان با آن گشوده شدن نسبت به انوار الهی در پرتو رخدادهای توحیدی به دست می‌آید.

۱۳. تاریخ هستی، همان تاریخ فرستادن‌ها و حوالت هستی است که موجودات را به نحوی آشکار و در عین حال پنهان می‌دارد.

۱۴. تاریخِ حقیقی، حال است. حال، آینده است از آن جهت که حال، چیزی است که انتظارِ وقوع لوازم تاریخ جدید را می‌کشد. آیا این همان بودن نیست که ذاتی است همواره در حال، آن چیزی که در برابر ما، منتظر ما است؟ همان آینده‌ای است که به درستی اندیشه شده.

۱۵. وقتی انسان عین نسبت با وجود باشد، وجود، صرفاً خود را در چنین نسبتی آشکار می‌سازد که همان حضور یافتن است که تعلّق متقابل میان انسان و خدا است.

۱۶. هستی یا وجود به مثابه‌ی رویداد، همواره ارتباطی متقابل میان انسان و وجود را بر قرار می‌کند و وجود به مثابه‌ی رویداد، همواره در پیوند با انسان است که همان «کلّ یومٍ هو فی شأن» است. یعنی تاریخ توحیدی ظرفیت رابطه‌ی متقابل بین خدا و ظرفیت تاریخی انسان است.

۱۷. احساسِ «بودن»، در مواجهه‌ی با حق، در تاریخ، یعنی خود را به صورت اصیل احساس‌کردن است و این نوع «بودن» همان رویداد مواجهه با جنبه‌ی وجودی هر موجود است و در این حالت، انسان بر عکس سایر موجودات، وجودش عین گشودگی خواهد بود که این، در واقع همان «هویت تعلقی» انسان می‌باشد. انسان در این حالت در زمان نیست، بلکه ماورای زمان، عین گشودگی با موجودات است و به موجودات، مجال می‌دهد تا در نسبت با زمان خاص‌شان آشکار شوند. معنای فراتاریخیِ اولیای الهی را باید در این نحوه بودن جستجو کرد.

۱۸. هویت تعلقیِ انسان یعنی در عینِ ربط‌بودن با کلّ هستی. این یعنی جمع بین تناهی و نامتناهی که در اولیای الهی محقق می‌شود.

۱۹. انسان از موطن «بودن»ِ خود در مقام نظر به رویدادهای تاریخی در فهمِ وجود قرار می‌گیرد و از این حیث، بر تمام موجودات تقدم می‌یابد. این نوع «بودن»، احساسِ انسان است نسبت به خود در بیکرانگیِ با وجود، نه موجودی در میان موجودات.

۲۰. انسان با فهمِ «بودن»ِ خود، فهمنده‌ی وجود است و با بودنِ صرف خویش مواجه می‌شود و این همان راز گشودگی انسان است یعنی درکِ اتحاد با خویشتن که منجر به درک وجودی همه‌ی موجودات می‌شود و همه‌ی عالَم را نزد خود احساس می‌کند به همان معنایی که مولایمان علی «علیه‌السلام» می‌فرمایند:

اتَزْعَمُ انَّكَ جِرْمٌ صَغيرٌ             وَ فيِكَ انْطَوَى الْعالَمُ الاكْبَر

تو مى‏ پندارى كه همين جسم كوچك هستى، در حالى كه جهان بزرگى در نهاد تو پنهان است.

 با این‌همه، انسانِ اصیل نمی‌تواند وجود خود را به صورت تامّ و تمام تجربه کند. زیرا ذاتاً همواره در مقام «امکان» است یعنی بیشتر از آنچه واقع شده است می‌باشد و همین امر موجب می‌شود تا احساسِ «بودن» در عینِ حضور بیکرانه‌ی «وجود» را در خود احساس کند.

۲۱. آن‌چه آینده است، در اصل همان امکان است که به سوی انسان اصیل که با «بودن»ِ خود به‌سر می‌برد، می‌آید، وقتی که او گشودگی خویش را حفظ کرده باشد. پیشروی انسان در آینده به معنای بازگشتِ او به سوی خود است، به معنای آنچه همواره از پیش بوده است.

۲۲. انسانِ اصیل در «حال» قرار می‌گیرد و می‌تواند با موجودات، مواجه شود، به واسطه‌ی رابطه‌ی آینده و گذشته. و لذا نحوه‌ی ارتباط آینده‌بودگی و «حال» را در وحدت‌شان نشان می‌دهد.

۲۳. انسان اصیل در مواجهه با موجودات باید خود را در حدّ مطلقِ گشودگی دریافته باشد و این دریافت، همان حرکتی است که در نخست از آینده در مواجه با نهائی‌ترین امکان، آغاز می‌شود و به سوی «بودگی» می‌رود.

۲۴. انسان اصیل که خود را در گشودگی نسبت به همه چیز می‌یابد، به اطلاقی می‌رسد که در آن اطلاق، دیگر خود را به واسطه‌ی موجودات درون جهان نمی‌فهمد. بلکه «بودن» خویش را در خود جهان احساس می‌کند. 

26728

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
عرض سلام خدمت استاد گرامی: پیرو سئوال ۲۶۷۰۸ که فرموده بودند چگونه پر حرفی رو درمان کنیم، فرموده بودید خود را متوجه پیام حق کنید خوب مشکل اصلی همین جاست که انسان چگونه خود را متوجه پیام حضرت حق کند اگر می توانید و مقدور هست کمی بیشتر توضیح دهید تا این مطلب واضح گردد، چون واقعا بیماری مهلکی است و انسان رابه عقب می ندازد، با تشکر از شما و تلاش بی وقفه تان.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: باید جهت رفع آن مشکل برنامه ریزی کرد؛ به همین جهت موضوعِ شرح حدیث جنود عقل و جهل را متذکر شدم. پیشنهاد بنده آن است که فرصتی بر روی آن کتاب بگذارید. بنده نیز عرایضی در شرح آن داشته‌ام. موفق باشید

26277
متن پرسش
سلام علیکم وقتتون بخیر استاد: شما با اینگونه حرف زدن موافقین؟ آقای قدیانی در پاسخ به یاوه گوییهای خانم مهناز افشار نوشته اند. اولا عذرخواهم از حضرت مخاطب بابت انتشار این عکس! مسلماً شأن مردمکِ چشم مردم دنبال‌کننده‌ی این قلم، هرگز این نیست که به کج‌کاره‌ها بیفتد!ولی زینب هم که باشی، گاهی مجبوری چهره‌ی دختران تیله‌باز کاخ یزید را تحمل کنی! ثانیا وام می‌گیرم از آن جمله‌ی قصار سیدحسن نصرالله و آن تمثیل را این‌گونه تغییر می‌دهم. ارزش آدامسی که به کف کفش زینب_سلیمانی بچسبد، حتما از تمام زندگی حقیقتا کثیف، شیر خشکی و سرشار از حرام‌خواری مهناز افشار و امثالهم بالاتر است! ثالثا خانم افشار! این مردم، مشغول پرداختن هزینه‌ی رجزهای دختر حاج‌قاسم نیستند،! بلکه دارند کتک از تبلیغات بنفش شما می‌خورند در مدح حسن_روحانی، که تازه جمعه فهمید تغییر قیمت #بنزین را! ۴۰ سال است دارید علیه سپاه و سپاهی و رجزهای مقدسش، موضع می‌گیرید تا امثال سلیمانی و حاجی‌زاده را از چشم ملت بیندازید ولی کدام بازی‌گر پر فالوئر بمیرد یا کدام روشن‌فکر بمیرد یا کدام حرام‌خوار از تبار توی ننرپیشه بمیرد، مردم آن غوغا و قیامت را می‌کنند که برای «سردار دل‌ها» کردند؟! آری! درد شما و سوزش شما از همین است؛ از این‌که چرا حتی بدحجاب و بی‌حجاب هم، برای سپهبد شهید سپاه قدس، سنگ‌تمام گذاشت و اشک ریخت؟! فریب این فالوئرهای مجازی را نخور دخترک روی سن! باغ‌وحش هم که بروی، قفس میمون بیشترین مشتری را دارد! محبوبیت مجازی اسمش روی خودش است؛ «مجازی» است لیکن سال‌ها شعار «نه غزه، نه لبنان» سردادید ولی آن‌که جانش را فدای ایران کرد، هم سوریه زیاد می‌رفت و هم عراق! کجای اروپا نشسته‌ای خمار! که از دور، دخت زینبی سردار شهید ما را می‌زنی؟! بیا نزدیک و از فرجام شیر خشک‌هایی بگو که نوش‌جان کردی! و از این‌که عروس آدم نزدیک به احمدی‌نژاد بودی! از این چیزها با ما سخن بگو! این‌قدر زاویه داشتی با نظام، طمع کدام پول، تو را کشاند به این‌سو؟! پول را زدی به جیب و بعد هم طلاق؟! سلیمانی اگر نبود و اگر نبود که دخترش شب‌های بی‌شمار، حتی قبل از شهادت حاج‌قاسم، احساس یتیمی کند، تو عروس داعشی‌ها می‌شدی، نه مردمکان سیاست! سپاه را؛ هم تو می‌زنی و هم تکفیری‌ها! مزه‌ی آدامست بوی عرق زیربغل ابوبکرالبغدادی می‌دهد! سپاه اگر قرنی یک بار اشتباه می‌کند لیکن منتخب شماها عالیجناب خبط و خطاست و ما مردم داریم تقاص روحانی شما را پس می‌دهیم، نه سردار خودمان را! خیلی نگران جان و مال مردمی، اول بیا و تکلیف شیر خشک‌ها را روشن کن! بله! اول، شیرخشک و بعد شیر دختر حاج‌قاسم! رجز زینب ما علیه ترامپ بود ولی رجزهای انتخاباتی شما علیه شکم این ملت! کانال حسین قدیانی
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: سخنان سخت بی‌تفاوت و سرد نسبت به قلب‌های جریحه‌دارِ این ملت ازشهادت آن سردار بزرگ که از آن سلبریتی که عملاً زبان دشمنان آن ملت شد؛ جانِ هر واقعیتی را به درد می‌آورد که از جمله فرزند شهید دوران مقدس آقای حسین قدیانی است. قلم آقای قدیانی حکایت از جانِ آتش‌گرفته‌ای است از دست این سلبریتی‌هایی که این‌همه جفا به ملت را نمی‌بینند و گویا در بستر عزاداریِ فریبکارانه‌ی ترامپ برای بعضی از مردم ما در حال عزاداریند. قلم آقای حسین قدیانی، قلمِ غضب است در بستر غیرت. موفق باشید

26142

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد محترم: کتاب زن آنگونه که باید باشد شما را مطالعه کردم. دقیقا موضوعات، سکینه که حالتی الهی و روحانی است، و مودت و رحمت، روح هایی که همدیگر را می یابند، را با فردی تجربه کردم البته که آزمایش الهی بوده است ولی من دیگر نمی توانم افراد دیگری که روح توحیدی ندارند را به عنوان خواستگار راه بدهم. انگار روحم در عالمی دیگر با کس دیگری گره خورده است.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با این‌همه باید در ارتباط با انسان‌ها سخت‌گیری نکرد و در دلِ ماجراها توحید را تجربه نمود. مثل این‌که ما در همین جهانِ آشفته باید ایمان را تجربه کنیم، نه آن‌که از اجتماع فرار کرده به غارها پناه ببریم! به همین جهت نباید طوری زندگی را تعریف کنید که در پذیرش خواستگاران سخت‌گیری شود. موفق باشید

25390

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: خدا قوت. استاد لطفا درباره روحیه اجتهادی در مطالعه توضیح بدهید. اصلا یعنی چه و چطور باید بر اساس آن عمل کرد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: باید به صورتی عمیق وارد موضوعات شد تا خود به خود در آن موضوع، صاحب‌نظر گشت. موفق باشید

25191

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: استاد بنده ضعف جسمانی شدیدی دارم حالا با این حال جایگاه روایاتی که از زیاد خوردن منع می کنند و بخصوص فقره مربوطه در روایت عنوان بصری برای بنده چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هرکس به اندازه‌‌ی مکفی که ضعف جسمانیِ او را جبران کند، باید از غذا استفاده نماید و هرکس در این مورد، خودش باید تشخیص دهد. موفق باشید

24945

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: نظر استاد گرامی در رابطه با نظر آیت‌ الله گرامی قمی درباره استخاره که در ذیل آورده می شود چیست؟ ممنون از پاسخگویی استاد عزیز. نظر آیت‌ الله گرامی قمی: استخاره مثل فقه و اصول و پزشکی و فلسفه و امثال این‌ها نیست که فقط بحث علمی باشد؛ بحث استخاره، بحث اشراق است؛ یعنی ارتباط معنوی دل با عالم غیب. دستور استخاره عام و برای همه است؛ ولی استخاره کسانی عملاً به نتیجه مؤثر می‌رسد که در یک ارتباط باطنی در خواب یا بیداری به آن‌ها اجازه داده شده باشد؛ حتی ممکن است کسانی خیلی عالم باشند، ولی به آن‌ها دستور باطنی داده نشده باشد. استخاره یک حالت معنوی ناشی از ارتباط با عالم غیب است و انتظار نداریم هرکسی بتواند چنین ارتباطی برقرار کند. استخاره نظر خدا است و درست نیست که مخالف آن عمل شود استخاره مثل تعبیر خواب است؛ تأویل رؤیا را هر کسی بلد نیست. تعبیر خواب ربطی به سواد و علم ندارد. یک خانم بی‌سواد در نجف بوده که تعبیر خواب می‌دانسته است. یکی از علما از این خانم می‌پرسد که چطور توانستی تعبیر خواب یاد بگیری. این خانم گفته بود من فقیر بودم و به حضرت عباس (ع) متوسل شدم و در خواب به من گفتند که یک تسبیح بخر و ما به تو می‌گوییم که چه جوابی در تعبیر خواب مردم بگویی. می‌گفت کسی در گوش من می‌گوید! پس استخاره ربطی به علم ندارد و به عالم غیب مرتبط است. در روایات ما روش‌های متعددی برای آموزش استخاره گفته شده است که بعضاً در مفاتیح نیز آمده است؛ اما این‌ها ظاهر قضیه است و مهم آن اجازه باطنی و ارتباط معنوی است که ممکن است از طریق و راه دیگری به جز روش‌های نوشته شده به وی الهام شود. الهامات خدا راه‌های زیادی دارد؛ خداوند در قرآن فرموده که به زنبور عسل هم وحی می‌کنیم. تا حدودی. علم تفسیر به منزله مقدمه استخاره است و همه‌اش علم تفسیر نیست از یک آیه ممکن است هر بار در خصوص هر نیت برداشتی جداگانه به ذهن برسد که با برداشت از همان آیه در استخاره دیگری برای نیت شخص دیگر، متفاوت است. سرعت انتقال مطلب سبب شده است که بعضی‌ها درباره من بگویند فلانی حتی نگاه هم به متن قرآن نمی‌کند.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: روی‌هم رفته حرف درستی است. البته نباید طوری موضوع را مطرح کنیم که به وسواس بیفتیم و به استخاره‌ی افراد اعتماد نکنیم. با این همه استخاره مشورت با خدا نیست و پشت به استخاره نیز پشت به قرآن نمی‌باشد. موفق باشید

24458
متن پرسش
با عرض سلام و خسته نباشید خدمت استاد ارجمند دو سوال خدمتتان داشتم که اگر امکانش هست جواب بدهید. ۱. برای حل شبهات ایده‌آلیست ها و شک‌گرایان و نسبی‌گرایان افراطی چه می کنید؟ (فکر کنید که من یک شک‌گرا یا ایده‌آلیست هستم و در وجود اشیایی در خارج از ذهن، شک دارم. به من چه جوابی می دهید؟) ۲. برای حلّ مشکل فکری پست‌مدرنیست ها چه می‌کنید؟ (می دونید که پست مدرنیست‌ها، علم را یک مقوله‌ی فرهنگی می‌دانند و می‌گویند، هر فرهنگی، علم خود را دارد. در نتیجه، همه‌ی علوم نسبی می‌شوند. برای خروج از این نسبیت، باید علمی داشته باشیم که فرافرهنگی باشد و بشود با آن، همه چیز را قضاوت کرد.) آیا چنین علمی وجود دارد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. همین‌که می‌داند شما هستید و می‌خواهد سوالی بکند نشان می‌دهد شک او علمی نیست بلکه یک نوع بیماری روحی است. ۲. با نظر به وجود و عین وجود که عین کمال است پس حقیقت که همان وجود است را عقل می‌شناسد و می‌پذیرد و بدین لحاظ کمالات و از جمله علوم به عنوان فهمی که حکایت از خارج دارد امری است حقیقی. آری بحث تشکیک در وجود و شدّت و ضعف در علوم غیر از نسبی بودنِ علوم است به این معنا که ملاک بودن و نبودن، نظر انسان باشد که مشهور است میشل فوکو چنین گفته‌است. موفق باشید

24357

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: با مشکل وسواس در مسائل حق الناسی چگونه برخورد کنم؟ بعضی مسائل پیچیده اند و نمی دانم تکلیف دارم یا نه. اگر به مسأله توجه نکنم، ممکن است مدیون باشم. اگر بخواهم احتیاطا پیگیری کنم، تکلف زیادی دارد، گاهی اوقات هم فکر می کنم تکلف ندارد و از تنبلی ام است که تکلف و سختی احساس می‌کنم. نهایتا من می مانم و اضطراب زیاد. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظرم در این مورد عرف مؤمنین را باید ملاک خود قرار دهید تا گرفتار افراط و تفریط نشوید. موفق باشید

23142

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: بنده دو بار سوال ۲۳۱۳۸ رو پرسیدم ولی جوابی دریافت نکردم لطفا پاسخ را بر روی سایت قرار دهید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این‌طور جواب داده شد: باسمه تعالی: سلام علیکم: ولی نظر اصلی ایشان همان بود که در جلسه عرض شد. موفق باشید

32680

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام. من یک دختر ۱۴ساله هستم. مشکل اساسی در نماز دارم. یعنی از نظر من این دلایل کلیشه ای که برایمان از نماز امروزه میاورن. همه فرع است. نماز باید فلسفه و دلیل عظیم واصلی دیگر داشته باشد. چون خدا قطعا نماز را فقط برای تشکر از او نگذاشته این دلایل من را نمی‌تواند قانع کند. می‌خواهم بدانم شما که در کتاب بصیرت فاطمه گفتید حضرت زهرا (س) فرمودند وقتی ولایت جامعه از دست امام معصوم گرفته می‌شود بشریت هیچ‌وقت دلیل نماز خواندن را نمیفهمد. پس شما چطور تونستید خودتان را قانع به خواندن نماز کنید؟ اگر می‌شود راهنماییم کنید.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌آید خوب است بعد از مباحث «معرفت نفس» که روی سایت هست به شرح کتاب «آداب الصلواة» از حضرت امام خمینی «رضوان‌الله‌‌تعالی‌علیه» که روی سایت هست، رجوع فرمایید. موفق باشید  https://lobolmizan.ir/sound/674

32628

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد عرض ادب و خسته نباشید. یه سوال داشتم به نظر شما بهترین روش برای جلوگیری از ارتباط دختر و پسر نامحرم چیست؟ چگونه والدین و مربی می‌توانند تو این امر کمک کند به نوجوان؟ بی زحمت اگه میشه چند تا پیشنهاد و روش رو توضیح بدید.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌آید اگر متوجه حضور خود از طریق معرفت نفس در عالم معنویت بشوند، امر بزرگ‌تر و حقیقی را جایگزین امری کرده‌اند که بالاخره در آن توهّم در میدان است بخصوص اگر در مباحث معرفت نفس، افق حضور خود را در عالم شهدا تعریف کنند ودرآینده قدسی که در پیش رو دارند. موفق باشید

30793
متن پرسش
سلام علیکم و رحمت الله: استاد جان طاعات قبول. در آیه ۳ سوره شریفه مائده بحث الیوم اکملت لکم مطرح شده که اهل سنت معتقدند اکمال دین به معنای اکمال بیان احکام دین است و تشیع عقیده دارد این بخش از آیه به عید غدیر و ولایت امیرالمؤمنین علیه السلام اشاره دارد. در آیه ۵ همان سوره‌ آمده است: الْيَوْمَ أُحِلَّ لَكُمُ الطَّيِّبَاتُ ۖ وَطَعَامُ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ حِلٌّ لَكُمْ وَطَعَامُكُمْ حِلٌّ لَهُمْ ۖ وَالْمُحْصَنَاتُ مِنَ الْمُؤْمِنَاتِ وَالْمُحْصَنَاتُ مِنَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ مِنْ قَبْلِكُمْ إِذَا آتَيْتُمُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ مُحْصِنِينَ غَيْرَ مُسَافِحِينَ وَلَا مُتَّخِذِي أَخْدَانٍ ۗ وَمَنْ يَكْفُرْ بِالْإِيمَانِ فَقَدْ حَبِطَ عَمَلُهُ وَهُوَ فِي الْآخِرَةِ مِنَ الْخَاسِرِينَ ﴿٥﴾ با توجه به اینکه لغت «الیوم» مجدد تکرار شده و این بار صراحتا پس از آن احکام تبیین شده و به نوعی جمع بندی است، فارغ از روایات ماثوره، سیاق آیات بیشتر دیدگاه اهل سنت را تصدیق می کند. می‌خواستم نظر حضرتعالی را جویا شوم. متشکرم از لطفتان
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اتفاقاً در آیه ۵ سوره مائده هم بحث در تغییر شرایط تاریخی است به همان معنایی که آنچه تا دیروز حرام بوده، «الیوم» یعنی امروز حرام نیست تا متوجه شویم آیه 3 سوره مذکور نیز نظر به امری تاریخی دارد که همان ولایت امیرالمؤمنین «علیه‌السلام» است. اتفاقاً مرحوم علامه امینی در کتاب «الغدیر» در این مورد از خود علمای اهل سنت نکاتی را نقل فرموده‌اند. عرایضی نیز در کتاب «مبانی نظری نبوت و امامت» که روی سایت هست، در این مورد مطرح شده است. موفق باشید

30517

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: خدا قوت. چرا برخی مواضع بین کلام شیعی و تاریخ شیعی تعارض هست؟ چرا کلام ائمه را فرا تاریخی و ماورائی ترسیم می کند؟ درباره عصمت ائمه و علم ائمه در کلام سخنانی داریم که عملا چنین نیست؟ اگر ائمه علم غیب داشتند چرا از آن استفاده نکردند؟ خدا برای چی به آنان علم غیب را عطا کرده است؟ خروجی این علم غیب چیست؟ آنان والیان و وکیلانی را انتخاب کردند که بعدها خیانت کردند؟ چرا کلام امامیه این قدر متورم شده است و اقوالی داریم که تاریخ آن را تایید نمی کند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ملاحظه فرمایید که این سؤالات آن‌چنان کلّی است که جواب آن‌ها چند کتاب است. پیشنهاد بنده آن است جهت شروع، کتاب «مبانی نظری نبوت و امامت» که روی سایت هست را دنبال فرمایید. موفق باشیدhttp://lobolmizan.ir/book/1383/

نمایش چاپی