باسمه تعالی: سلام علیکم: در این شرایط همینطور خوب است که در آن قرار گرفتهاید، ولی به مرور سعی کنید روحِ تاریخی سخنانِ مقاتل را بیابید که در جای خود، نوعی حضوری متعالی است در آن حدّ که انسان احساس میکند در کنار حضرت سیدالشهداء «علیهالسلام» و در پرتو شخصیت آن حضرت تنفس میکند. چیز عجیبی است گزارشی که مقاتل بهخصوص «لُهوف» سید بن طاووس به میان آورده است موجب میشود که دوگانگی بین ما و واقعه یعنی اینکه به عنوان یک ناظر به صحنه بنگریم؛ از میان میرود و حقیقت، با انسان یگانه میگردد و کربلا چشیده میشود به جای آنکه شنیده شود.
در موضوع دوم فکر میکنم بد نیست با کتاب «کربلا؛ مبارزه با پوچیها» نسبت به رخداد کربلا، به کربلا فکر کنید. قضیهی کربلا فوق حرفهایی است که بتوان با الفاظ از آن گزارش داد، بیشتر، اشارت است به چیزی که انسانها در جان خود از آن بیگانه نیستند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به این که بنده مطالب را به صورتی دقیقتر تنظیم کردم، همان مطالب را خدمتتان ارسال میدارم: موفق باشید.
برکات شناخت ذاتِ گشودهی انسان نسبت به حقیقت
باسمه تعالی
«يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا عَلَيْكُمْ أَنْفُسَكُمْ لا يَضُرُّكُمْ مَنْ ضَلَّ إِذَا اهْتَدَيْتُمْ إِلَى اللَّهِ مَرْجِعُكُمْ جَميعاً فَيُنَبِّئُكُمْ بِما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ» (مائده/ 105)
۱. هویت انسان، تعلقی است یعنی وجود او عین ربط به حضرت حق است و بدین لحاظ در ذات و وجودش نسبت به حق گشوده است.
۲. از آن جهت که ذات انسان نسبت به خداوند گشوده است، هر لحظه با نور اسماء الهی و تجلیّات جدیدی با خداوند روبهرو است.
۳. با توجه به آنکه انسان نسبت به حق و حقیقت موجودِ بستهای نیست، با تفکری ایستا از خداوند و با ذات خود، عملاً از حقیقت دور میافتد.
۴. انسان در ذات خود میتواند خدا را بیابد و به ایمانی برسد که همواره آن ایمان، زنده است و نوری است علی نور. این ایمان هر اندازه با بقیهی افراد و افکار مواجه شود، با ظهور ابعاد عمیقتری از خود زنده و زندهتر میگردد و به ایمانی بتشکن نایل میشود زیرا بهخوبی متوجهی حجابهای به حاشیهبرندهی حقیقت میباشد.
۵. ذات انسان با هویت تعلقیاش ذاتی است پویا و همواره امکان تجربهی تجلیّات انوار الهی را به صورتی جدید و جدیدتر دارد. و در همین رابطه باید گفت انسان نسبت به حقیقت، باز و گشوده است.
۶. وقتی انسان توجه خود را به سوی خدا باز و گشوده نگه دارد، ذات خود را عین ربط به حضرت حق و انوار و اسماء الهی احساس میکند. در مقابلِ این حالت، نگاهی است که توجه ما را از تجلیّات انوار الهی باز دارد و این خیانت بزرگی است به بشریت توسط مقدسان احمق که نه آزادی را میفهمند و نه حقوق انسانی را، و با خودمطلقانگاریِ خویش هیچ حقی برای دیگر اندیشهها حتی در بستر اسلامیت قائل نیستند. گویا هر اندیشهای جز فهم آنها باید در خاکروبهها ریخته شود.
۷. بشر موجودی است که «سو» دارد به سوی حقیقت، و اگر خود را پاس دارد - به همان معنای عَلَيْكُمْ أَنْفُسَكُم- وارد سلسلهمراتبی میشود که تا ابدیت مقابل خود را گشوده مییابد. خودش به سوی قیامت میرود نه آنکه او را ببرند.
۸. انسانی که خودش به سوی قیامت و ابدیت خود سیر کند، انسانی است که در مسیر هدایت قرار دارد. انحراف و گمراهیِ سایر انسانها ضرری به او نمیزند، یعنی «لا يَضُرُّكُمْ مَنْ ضَلَّ إِذَا اهْتَدَيْتُمْ».
۹. با توجه به آیهی فوق، باید به ملکوت رازآمیزِ درون خود نظر کنیم تا معلوم شود چه اندازه نسبت به حقیقتی که سراسر عالم را پر کرده است یگانه و درهم تنیدهایم. جایگاه مباحث «معرفت نفس» و «فعلیتیافتن باورهای دینی»، در اینجا است تا معلوم شود چرا حضرت حق میفرمایند: «عَلَيْكُمْ أَنْفُسَكُم» زیرا ملکوت خدا در شما است و شما به آن خوانده شدهاید. از این طریق است که نه سکولاریته و نه ارتجاع و نه بیخردی میتواند میداندارِ زندگیها شود.
۱۰. وقتی انسان خود را ملکوتی دید، جایگاه اخلاق و رابطهی اخلاقی با بقیه معنی مییابد و انگیزهی اخلاقی با طراوت و شادابیِ تمام به میان خواهد آمد. در این حالت توصیههای اخلاقی باری بر دوش ما نخواهد بود، بلکه چشماندازی است برای هرچه بیشتر گشودهشدن و نیوشایِ تجلیّات انوارِ الهیگشتن.
۱۱. قرآن میفرماید: «وَ لا تَكُونُوا كَالَّذينَ نَسُوا اللَّهَ فَأَنْساهُمْ أَنْفُسَهُمْ أُولئِكَ هُمُ الْفاسِقُونَ»(حشر/۱۹) همانند کسانی نباشید که خدا را فراموش کردند و در نتیجهی فراموشیِ غایت خود که همان خدا است، راه به سوی خدا را که خود آنها باشند؛ فراموش نمودند. و این نشان میدهد که نفسِ انسان همان راهی است که انسان باید از طریق آن به سوی خدا سیر کند و فراموشکردنِ غایت به معنای فراموشکردنِ راه است و طریق انسان به سوی خدا همان نفس اوست یعنی طریق انسان، خودِ انسان است مثل همان تحولات گوناگونی که از جنین تا پیری در انسان محقق میشود و همچنان ادامه مییابد تا برزخ و قیامت.
۱۲. وقتی انسان به جهت ذات مجردی که دارد میتواند در همهی عالم و عوالم حاضر باشد، چرا باید گرفتار سوبژهکردنِ عالم گردد و قابلیتِ بشری خود را گم کند و از حضوری که برای او در حدّ «اَلآن قیامتی قائم» تعیین کردهاند، محروم گردد.
۱۳. از آنچه گذشت برمیآید که دین خدا به ما «درون» میدهد و راهِ ما را به ما مینمایاند و آن راه، جز خودمان به سوی حضرت معبود نیستیم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: بد نیست در این مورد سری به کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» بزنید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: اینطور جواب داده شد: ۲۴۵۸۴. باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر میکنم نمیتوان گرایش فرزندان و همسرتان را نادیده بگیرید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به صورت شخصی اینطور جواب داده شد: «نمیدانم. اطلاعی از ایشان ندارم. موفق باشید» البته اجازه بدهید ما در رابطه با سوالات عقیدتی و معرفتی در خدمت دوستان باشیم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: اینطور جواب داده شد: باسمه تعالی: سلام علیکم: ولی نظر اصلی ایشان همان بود که در جلسه عرض شد. موفق باشید
سلام: خواهش می کنم خواهران مذهبی و غیر مذهبی محترم با احترام این متن را بخوانند و ببینند آیا اگر به خود صادقانه نگاهی بیندازند آیا چنین نیست؟ بنده پسری جوان هستم و خودمو گذاشتم به جای دختران نوجوان و جوان تا ببینم واقعا به عنوان یک بشری که در این زمانه رشد کرده چگونه میبودم: حتما بسیار معترض بودم و یقه بزرگان دین را میگرفتم و میگفتم حجابی که در بسیاری از مذهبیون میبینم حجاب نیست! زیرا پوچی پشت آن میبینم و آن را نوعی اجبار یا پذیرشی روانی یا تحت حرفهای وحشیانه پدر مادرها میبینم و میگفتم برای من استدلال فلسفی و فقهی و احساسی نیاور و شاید میرفتم جلوی امثال مراجع تقلید با تندی و کم حجابی میایستادم و جّدی میگفتم تو به من زندگی یا جهانی بده اگر داری! چون اول به حیاتی زندهِ اکنونی نیاز دارم که آزادی و انتخاب در آن معنا داشته باشد، اگر یافتم و آن حیات جاودان بود و خود را در آن یافتم آنوقت با گفتگوی با آن جهان، انتخاب میکنم حجاب یا هرچه خواست. زیرا اولاً: تشنه زندگی و معنایی هستم که دروغ و مُرده و چون جهانهای بسیاری از مستدللین مدعی نباشد که عقلی و احساسی و دستوری و لحظهایست! و باور بفرمایید قطعاً با هر گشت ارشاد یا مردم مذهبی که مثل حیوان یا کودکی، دست آموز میخواستند به من بدون درک و از بیرون امر و نهی کنند برخورد جدی میکردم و حتماً آنها را خورد میکردم! اتفاقا وقتی آن دختر نوجوان را دیدم جلوی چند سپاهی با جدیت ایستاده و فریاد میزند لذت بردم! (نه بخاطر سوء استفاده دشمن، نه بخاطر دروغ دشمن، نه بخاطر تلفیق حق و باطل) ! بلکه بخاطر اینکه آمده تا بگوید من تشنه ام. مدتها بود دوست داشتم از دست مذهبیون نا آگاه تندروِ قلدرِ متکبر راحت شوم تا شرایطی پیش آید که بفهمند این دختر، دختر توست و حجاب خانواده تو هم در این بیمعنایی تفاوت چندانی با بیحجابی ندارد فقط تو قلدری و خود برتربینی! عذر میخواهم واقعاً در این موارد جدی هستم و بلطف خدا شرایطی پیش آمد که تازه انقلاب اسلامی بعد از سکوت بسیار و صبر و آرام آرام قدم برداشتن و حفظ کلیت انسانیت و اسلام به گفت آید و این برآورده شدن یکی از آرزوهایم بود که به لطف خدا حضور توحیدی اسلامی و انسانی پیش آمده.
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! آنچه میفرمایید اعتراض است و اتفاقاً بعد از اغتشاشها که حضور در میدان دشمن بود، تازه باید شروع شود. ما باید با اعتراض، همدردی کنیم ولی نباید از زمان و مکان خود گم بشویم.
در دل همین اغتشاشات باید به فکر اصلاح بود. مقاومت مدنیِ آرام حتی در فضای مجازی امر مبارکی است و از این طریق میتوان جریان برانداز را مأیوس کرد و پس زد و به جوانان خود نیز تذکر داد توقعات غیر قابل تحققشان است که آنها را گرفتار رسانههایی مثل اینترنشنال میکند زیرا گمان میکنند باید به آن توقعات برسند و چون نرسیدهاند، در آن سطح از خشم که با دشمنان ایران مدیریت میشود، فرو میافتند در فرهنگ خشمی که اروپا در دو جنگ جهانی اول و دوم گرفتار آن شد و بیش از ۶۰ میلیون مردم آن قاره خودشان همدیگر را به قتل رساندند.
از آن طرف باید به تَرَکهای ریزی که در جامعه پنهان است فکر کرد و نسبت به صلح بین مردم که در ذات انقلاب اسلامی و روح حضرت امام خمینی «رضواناللهتعالیعلیه» و رهبر معظم انقلاب «حفظهاللهتعالی» نهفته است، بسیار تلاش نمود. موفق باشید
سلام استاد وقتتون بخیر: آیا پنج روز قبل از شهادت اول خانم فاطمه زهرا روضه گرفتن اشکال داره؟ دهه سازی محسوب میشه؟ میشه دهه سازی که اشکال داره رو دقیق توضیح بدید؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: تا آنجا که ممکن است نباید طوری ما را تصور کنند که تنها دنبال عزاگرفتن برای اولیای معصوم هستیم. در حالیکه هزاران عظمت در شخصیت آنها است که ابداً منحصر به دهههای فاطمی نمیشود. چه شده است که شاعران و مداحان ما تنها نگاه خود را به مصیبتهای اولیای الهی میاندازند؟! ملاحظه نکردید که اخیراً رهبر حکیم انقلاب «حفظهاللهتعالی» به مناسبت تولد حضرت زینب «سلاماللهعلیها» چه اندازه زیبا توجه ما را به ظرفیت زن و خردمندیِ او در جمال آن بانوی محترم متذکر شدند؟!
موفق باشید
سلام: آقای صمدی آملی در جایی میگوید اصل جمله دکارت که «من فکر میکنم پس هستم» مربوط به ابن سینا هست که به نظر ایشون دکارت باید ذکر میکرده که بوعلی این جمله را گفته حال سوال من اینست که اگر این حرف درست باشد پس تاریخی با دکارت شروع نشده و روح جدیدی در تاریخ با آقای دکارت دمیده نشده نظر شما چیست؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: نه اینطور نیست. آنچه ابنسینا میگوید اساساً با جمله دکارت متفاوت است. جناب ابنسینا در اینکه انسان با نظر به علم به خود به صورت حضوری امکان شک برایش منتفی است، سخن به میان آورده. و این غیر از آن است که جناب دکارت بنا دارد مبنای سوبژگیِ انسان را به میان آورد که از طریق کانت به رشد کامل رسید و عملاً تاریخ جهان انسان مدرن پیش آمد. درک سخن دکارت با فهم تاریخی که او در آن است ممکن است. نباید سخن متفکران غربی را در دل فلسفه خود تفسیر کرد زیرا در این صورت باز در محدوده فلسفه خود میمانیم و توصیه بنده به رفقایی که فلسفه اسلامی میدانند آن است که گمان نشود فقط یک فلسفه داریم، غافل از آنکه فلسفهها داریم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: یعنی همان نورانیتی که حضرت یوسف «علیه السلام» در دل آن نورانیت، زشتی آن گناه را دیدند. در این مورد خوب است که به تفسیر قیّم «المیزان» رجوع فرمایید و از دقتهای آن مرد بزرگ در رابطه با آیه فوق یعنی آیه ۲۴ سوره یوسف بهرهمند شوید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در ذات سقیفه میتوان چنین گفت. ولی در مورد اهل سنت، نه. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینطور است. زیرا چگونه میشود انسان در زمان پیامبر خدا «صلواتاللهعلیهوآله» و نظر به سیرهی آن حضرت، زندگی کند و نماد کامل سیرهی آن حضرت یعنی حضرت علی«علیهالسلام» را بنگرد و نتواند حقّانیت آن حضرت را درک کند. چنین فردی مسلّم پیامبر خدا را هم درست نشناخته و دینداری را در حدّ عبادات ظاهری قلمداد کرده است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنا نیست از عرایض بنده چیزی بیاموزید و شاگرد اینجانب باشید. بنا بر آن است که با ارتباط با مباحث، هرکس به خود آید و با عزمی که مربوط به خودشان است، راهِ حقی را که میشناسند با جدّیت دنبال کنند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. در هر حال، خانوادهی شهدا و ایثارگران انسانهای با صفا و داغدیدهای هستند که رحمت الهی به آنها موجب برکت برای جامعه نیز خواهد شد. ۲. باید معارف الهی را به صورت جدّی با مردم در میان گذاشت. ۳. حضور ما در سوریه، ادامهی هویت ضد استکباری ما بود که با بصیرت فوقالعادهی مقام معظم رهبری شکل گرفت، وگرنه امروز ما ملتی افسرده و بیهویت و منزوی میبودیم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: چه اشکال دارد. فعلاً به تدریس در آموزش و پرورش ورود کنید و در کنار آن کار مباحث صدرایی و کلام را ادامه دهید از آن جهت که کار در آموزش و پرورش، امکان این نوع مطالعات را از ما نمیگیرد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در مقام نور عظمت، پیامبر خدا «صلواتاللهعلیهوآله» تامّ و تمام میباشند ولی در مقام نفس ناطقه همچنان کمالی بعد از کمالی را پشت سر میگذارند. به همین جهت به عبادات الهی مشغول میشوند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در اینکه حکمت صدرایی راهِ گشودهای در این تاریخ است، برای حضور در چنین جهان پرآشوب و تأکید حضرت امام نیز بر همین اساس است؛ شکی نیست. ولی امثال شهید مطهری در برخورد با فیلسوفان غربی اینطور که شما برخورد میکنید، برخورد نکردند و به قول آقای دکتر طالبزاده از اساتید فلسفهی دانشگاه تهران، با رجوع به فیلسوفان غربی و برگشت به فلسفهی اسلامی میتوانیم نشاط و طراوتِ از دسترفتهی فلسفهی اسلامی را به آن برگردانیم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر میآید مباحث «معرفت نفس» از آن جهت که منجر به معرفت ربّ میشود، مفید باشد. مثل کتاب «جوان و انتخاب بزرگ» و «ده نکته در معرفت نفس» و «آشتی با خدا» که همه بر روی سایت هست. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد فکر نکردهام هرچند البته روایات خوبی جهت امر فوق در متون روایی خود داریم، ولی میتوانیم به این موضوع هم فکر کنیم که هر اندازه در مسیرِ موفقیت نظام اسلامی قدم برداریم، به همان اندازه زمینهی ظهور حضرت را فراهم کردهایم و حضرت را نسبت به موفقیتشان در امر ظهور، امیدوارتر نمودهایم. مولای ما منتظر بصیرتی هستند که مردم آن حضرت را درک کنند و تنها نگذارند و ما در ایجاد بصیرت و درک جایگاه تاریخیِ انقلاب اسلامی هنوز باید تلاشهای مستمری داشته باشیم تا مذهبیهای ما بتوانند جهانی فکر کنند و حضرت را در برنامهی جهانیشان یاری نمایند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. بنا است با خدا آشنا شویم تا در این عرصهها بتوانیم به او پناه ببریم و تجربهی باورِ توحیدی برایمان پیش آید مثل این روزها که اگر کسی روح توحیدیِ لازم را داشته باشد، در عین رعایت بهداشت، حاکمیت را به خدا میدهد و نه به ویروس کرونا. ۲. خوب است در این مورد سری به کتاب «آشتی با خدا» که بر روی سایت هست بزنید. ۳. اعتماد به خدا به یک معنا مثبتاندیشی است، ولی با توهّمزدگی فرق دارد. در این مورد خوب است به کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» رجوع فرمایید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: اصلِ حرف را نمیتوان انکار کرد، ولی نتیجهگیری از آن غلط است. باید شرایط طوری باشد که هرکس بر اساس توان و استعدادش، حقِ زندگی داشته باشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: نه! در جریان این امر نیستم و اساساً این امور، با روحیهی بنده همخوانی ندارد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: باید شیطان تلاش خود را میکرد، یک مرتبه احساس کرد همهچیز از دستش رفت. معلوم است که سعی میکند با یارانِ قسمخوردهاش از مردم انتقام بگیرد، ولی نمیداند مردم با بصیرتی بیشتر و عزمی به قوت عزم آن سردار شهید، هویت انقلابی و قدسی خود را بهتر ادامه میدهند زیرا همیشه معلوم شده است در این صحنهها «إِنَّ كَيْدَ الشَّيْطَانِ كَانَ ضَعِيفًا». مگر آن مرد الهی یعنی شهید بهشتیِ بزرگ نفرمود آمریکا از ما عصبانی باشد و از عصبانیت خود بمیر. آری! آمریکا با آن تشییع با شکوه، نهتنها حیرتزده بلکه بسیار عصبانی است و معلوم خواهد شد با این چهار نفر طرفدارانش باز شکستی بر شکستهای خود اضافه خواهد کرد و باز انقلاب اسلامی چهرهای دیگر از تواناییهای خود را به میان میآورد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: باید عنایت داشته باشید که موضوع مراقبه و توجه به حضور حضرت ربّ العالمین به همان معنایی است که انسان به طور کلّی متذکر موضوع باشد، نه آنکه بخواهد در جزء جزء مسائل متوجهی آن امر شود و از کار و بار خود باز بماند. مثل آنکه شما تصمیم بگیرید به خانهی دوستتان بروید و در حین رفتن ممکن است دهها فکر و کار دیگر انجام دهید، ولی این افکار و کارها، کلیّتِ توجه به رفتن به خانهی دوستتان را از شما نمیگیرد در حدّی که مثلاً به جای دیگری بروید. مراقبه یعنی همواره در فضای نظرِ خداوند به خود، اعمال روزمرّهی خود را انجام دهیم. در این مورد بد نیست سری به کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» که بر روی سایت هست، بزنید. موفق باشید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: إنشاءاللّه مطالعهی کتاب «فرزندم؛ اینچنین باید بود» که بر روی سایت هست، زبان شما را باز میکند. موفق باشید
