بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
27395

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام و عرض ادب و تبریک اعیاد شعبانیه استاد بزرگوارم، سوالی از حضورتان دارم: آیا آنچه درباره ی شمس تبریزی گفته می شود و برخی نیز به مخالفت با او و آثارش پرداخته اند صحیح است؟ اگر اینگونه هست پس چرا عارف بزرگی مثل جناب مولانا بسیار شیفته ی ایشان بودند؟ اگر نخواهیم ذر مقوله ی این دو شخصیت برجسته طریق افراط و تفریط پی نگیریم باید چه کرد؟ برخی افراطی های متصوفه از یکسری قول های ایشان سو استفاده می کنند و برخی تفریطی های عالم نما، برچسب کفر و الحاد به این دو عارف می زنند. ممنون می شوم راهنمایی بفرمائید. با تشکر فراوان
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نظر حضرت امام و مقام معظم رهبری نسبت به مولوی مثبت است و اینان هستند که در این موارد صاحب‌نظر می‌باشند و جناب شمس تبریزی را باید از زاویه‌ی نگاه مولوی نگریست و نه از زاویه‌ی رُمان‌هایی که در رابطه با شمس نوشته شده است. موفق باشید

27019

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: با عرض تبریک سال نو و ایام مبارک رجب و شعبان؛ در قرآن آیه ۴۶ سوره حج داریم که «قلوب یعقلون بها» .چرا در کلام الله، قلب را محل تفکر و تعقل بیان می کند؟ آیا به این علت است که تا زمانی معرفتی برای انسان تبدیل به یقین قلبی نشود، انسان به آن عمل نمی کند و آن را با باور انجام نمی دهد و در عین حال قلب می تواند به شهود و انس با حقایق و معارف برسد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آیه‌ی عجیبی است. اکثر کتاب «علل تزلزل تمدن غرب» و قسمت‌های مهم کتاب «سلوک ذیل شخصیت امام خمینی «رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» بر همین آیه تکیه دارد که چگونه باید انسان در رجوع به عالم، قلبی پیدا کند که آن قلب، توانِ تعقل داشته باشد مثل پیامبر خدا «صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله». موفق باشید

26724

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: دارویه امام کاظم (ع) برای کرونا است؟ یا حدیث جعلی است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نمی‌دانم. موفق باشید

26441

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام و عرض ادب خدمت استاد: آیا این عقیده درستی است. اگر جایی اشتباه است و یا ناقص است بفرمایید. با عقل فهمیدیم که خدا کمال مطلق است و فقط به خدا نیاز داریم، حال قلب نمی تواند حق را انتخاب کند و متصل شود. اولاً چون نفس اماره بر ما حکومت می‌کند و چون  غیر از دنیا و باطل را نمی شناسد به آن امر می کند. دوماً قلب توجهش به دنیا است و چیز دیگری در منظرش نیست که آن را انتخاب کند. حال ما باید با ریاضات شرعی اولاً عقل را حاکم بر خود و نفس عماره کنیم و دوماً با ریاضت و رفع حجاب حق در منظر قلب قرار می‌گیرد و می تواند آن را انتخاب و با او انس بگیرد. خدا توفيقتان دهد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است. به همین جهت بر تقوا تکیه می‌شود. در این مورد خوب است به جواب سؤال شماره‌ی ۲۶۴۳۸ رجوع شود. موفق باشید

25543
متن پرسش
سلام استاد: من واقعا حس ضعف و هیچی بودن دارم. از طرفی هیچ کمکی به اعضای خانوادم نمیتونم بکنم و اونا وضعیت بدی دارن. داداشم که یه جوون بیست سالس مدام هر شب دنبال قلیون کشیدنه. اخلاق و رفتاری هم نداره که بتونه ازدواج کنه. مادرم مدام عصبیه و در حال دعوا با همه ی اعضای خانواده. پدرم هم که هیچ گونه تصرف و ولایتی در خونه هیچوقت نداشتن. الان من متاهلم و یه شهر دیگه. می ترسم حتی تلفن بزنم خونمون چون میگم الانه که یه خبر بد بهم بدن. از طرفی خودم هم فقط دارم درس میخونم و یافته های مباحث تربیتی رو به صورت کم به تعداد کمی منتقل می کنم. همسرم بهم میگن تو هنوز لیاقت مادر شدن نداری به خاطر بعضی رفتارات که نمیگن چی. ولی من واقعا نمی فهمم چه رفتار بدی دارم. استاد از این همه هیچ بودن آدم باید به کجا فرار کنه؟ شرمند تونم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آمدن کودک در محیط خانه با خودش فرشته‌هایی را همراه می‌آورد و موجب تعادلِ بهتر انسان می‌شود حتی جهت ارتباط با سایر انسان‌ها. موفق باشید

25448
متن پرسش
بسم الله النور سلام علیکم استاد عزیز: زیارت قبول و نورش ماندگار تا ابد، خدا خیرتون بده، بحث تون در مورد پیامبران خدا و نظر به آغاز آغازها رو گوش دادم، مثل همیشه عالی بود، مدتهاست که یکی از درگیری های فکریم همین بود که گمان می کردم ما که هیچیم پس نحوه بودن مان هم به اراده الهی است و همیشه می خواستم خودش نحوه بودنی چون شهدا و صالحین بهم بده، به نظرم باز رو این موضوع صحبت کنید، ۱. یعنی بنا بر تشکیکی بودن عالم وجود هر موجودی در مرتبه ای هست و خدا به او بودنش رو می دهد؟ خب آخر مگه ما به خودی خود چیزی داریم که نحوه بودن ما به خودمان باشد، مراتب رو باز خدا قرار داده، حتی اگه بنا به سنت و علم باشد باز هم اراده اوست، البته چیزی که متوجه شدم اینکه ما خودمون اون مرتبه و اون نحوه بودن رو انتخاب می کنیم. درسته؟ ۲. یادم میاد تو شرح جنود عقل و جهل هم توضیحاتی رو این موضوع فرموده بودید، الان که فکر می کنم شاید از سر غرور یا تنبلی که می خواهم همه چیز رو بندازیم گردن خدا و کاری نکنم، تو این مرحله گیر می کنم. استاد راه برون رفت از این مرحله چیست؟ محتاج ایمان و یقینم، چقد معرفت و عمل صالح اینجا موثره؟ ان شاءالله نفس تون به قلبمون ایمانی با روحیه جهادی متناسب با زمانه مان و عاقبت بخیری و شهادت در رکاب آقا بده.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: امکانِ ما، از ما است و خداوند وجودِ ما را به ما می‌دهد. وقتی ذات انسان، امکانِ صرف است و امکان، همان ظرفیت و استعداد است، پس وجوددهیِ حضرت ربّ العالمین به یک مرحله ختم نمی‌شود بلکه از آن‌جایی که انسان امکانات بی‌شماری در وجود خود دارد همواره خود را می‌تواند از طریق عبادات و معارف آماده کند برای تجلی وجودی شدیدتر تا آن‌جایی که کلّ اسماء الهی را در خود شکل دهد و در اوج قرب با حضرت ربّ العالمین قرار گیرد. موفق باشید 

25278

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و خدا قوت و عرض ارادت: استاد نظرتون در مورد سخنرانی های آقای امینی خواه آن که تحلیل کتاب پس از مرگ است چیست؟ صحبتهاشون در مورد برزخ تا چه اندازه درسته؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چیزی در این مورد نمی‌دانم. موفق باشید

25147

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: نظرتون راجع به کتاب خرد و توسعه دکتر رضا داوری چی هست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: کتابی است که نمی‌توان نسبت به فهم و تأمل در آن بی‌تفاوت بود. موفق باشید

23165

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: در سوالات جستجو می کردم شخصی در مورد گدا سوال کرده بود و شما فرموده بودید اگر حتی احتمال بدهید که طرف محتاج است اگر بی تفاوت باشیم بیچاره می شویم. عرض بنده این است که ما در تمام مواردی که برای کمک در مسجد، سر کار، خیابان و... مراجعه می کنند بالاخره احتمال اینکه طرف محتاج باشد وجود دارد حال چه باید بکنیم؟ لطفا پاسخ صریح بفرمایید که کمک‌ بکنیم یا خیر؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بالاخره اگر واقعاً احتمال بدهید که طرف حقیقتاً محتاج است و شما هم بتوانید به او کمک بکنید، چرا نکنید؟ بحث بر سر آن است که بسیاری از این افراد به جهت تنبلی و یا ضعف مدیریت در زندگی گرفتار تکدی‌گری شده‌اند. این افراد را نباید تأیید کرد. موفق باشید

32077

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با تو سجده خواهیم کرد با سلام. هواداران تیم فوتبال لیورپول سرودی ساخته‌اند که در آن خطاب به محمد صلاح، بازیکن مصری خود می‌گویند: «اگر گل بزنی مسلمان خواهم شد. به خاطر تو به مسجد خواهم رفت و مسلمان خواهم شد.» محمد صلاح هر بار که گل می‌زند، همان‌جا وسط زمین سجده می‌کند و هوادارن لیورپول به افتخارش می‌خوانند که «با او سجده خواهند کرد.» از لیورپولی‌ها که بگذریم، برخی از هواداران دیگر تیم‌های لیگ جزیره نیز محمد را بهانه کرده و مسلمان شده‌اند. بِن بِرد که هوادار تیم ناتینگهام فارست و دانشجوی مطالعات خاورمیانه است، محمد صلاح را هدیه‌ی خدا و الهام‌بخش خود برای روی آوردن به اسلام معرفی می‌کند. اِمی و نیکی، دو خواهر انگلیسی، نیز می‌گویند با الهام از اخلاق این بازیکن مصری مسلمان شده‌اند. اروپایی‌ها پیش از این نیز بازیکنان مسلمانی چون فرانک ریبری، مسعود اوزیل، آردا توران، حاتم بن عرفا، و کریم بن زیما را دیده بودند؛ اما هیچ‌کدام از آن‌ها به دلیلِ مشکلات و درگیری‌های اخلاقی، نتوانستند کاریزمای اعجوبه‌ی آنفیلد را داشته باشند. محمد نه تنها در زمینِ فوتبال که در خارج از زمین نیز مسلمان متفاوتی است. او آن‌قدر خوب است که هیچ یک از مسئولان فوتبال جزیره نگران رفتار مذهبی او در زمین مسابقه نیستند. پیارا پاوار، مدیر اجرایی یوفا در مبارزه با نژاد پرستی، بی‌آن‌که نگران باشد مبادا سجده‌های بعد از گل محمد به تنش‌های مذهبی بیانجامد، می‌گوید: «این اولین بار است که شاهد وجود چنین واکنش مثبت و تحسین‌آمیزی در خصوص مسائل مذهبی هستیم.» هیچ بعید نیست ماه رمضان آینده، بسیاری از لیورپولی‌ها با محمد صلاح روزه بگیرند و به عشق او و فوتبال جذّابی که دارد، عید فطر در کنارش نماز بخوانند. این بازیکن مسلمان مصری، به تنهایی به اندازه‌ی صدها کتاب و همایش اروپایی‌ها را با اسلام آشتی داده است. محمد حقیقتِ پیش روی ماست. حقیقتی که می‌گوید در جهان امروز، آن‌قدر که افراد با تعهد و سلوک اخلاقی‌شان می‌توانند دین خود را نمایندگی کنند، متکلمان و الاهیات‌دانان نمی‌توانند. این بازیکن مسلمان مصری با جذابیّت‌های اخلاقی و فوتبالِ خیره‌کننده‌اش کاری کرده است که مراکز آموزشی و تبلیغی با سال‌ها تلاش و صرف هزینه‌های گزاف از عهده‌اش بر نیامدند. او نشان داد که «دو صد گفته چون نیم کردار نیست.» سلام استاد وقتتون بخیر عزاداریهاتون مقبول. اگر زحمتی نیست میخواستم نظرتون را درمورد این مطلب بدونم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم : شاید بتوان گفت آقای محمد صلاح بهانه است تا بشر امروز که طالب وسعتی بیشتر از حضور در جهان کمیت‌ها و سکولارزده‌است؛ با او نظر به آن جهانِ کیفیت‌ها بیندازند. در حالی‌که جهان مسیحیت به جهت  سطحی‌بودنش نتوانسته است آن افق را در مقابل جوانان این تاریخ بگشاید. آری! این جوانان به جهت صفای شخصیتی که آقای محمد صلاح از خود نشان داده، خود را با ابعادی برتر در او جستجو می‌کنند. عمده آن است که متوجه باشیم این تاریخ، ظرفیت جوابگویی به انسان‌هایی که در طلب هویتی برتر هستند را دارد . اگر بتوانیم آن هویتِ برتر را بنمایانیم. البته و صد البته فکر نمی‌کنم روحی که انقلاب اسلامی به صورتی نرم و نامرئی به ظهور آورده است، در این صحنه‌ها بی‌تأثیر باشد. بالاخره آن‌ها از طریق حضور تاریخیِ انقلاب اسلامی و حاج قاسم سلیمانی افقی را در مقابل خود یافته‌اند که ارادت به آقای محمد صلاح برای نزدیکی به آن افق است. می‌ماند که اگر نتوانند از طریق او به نوعی از حضور تاریخی دست یابند و وجه وجودیِ بیکرانه خود را در این صحنه‌ها احساس نکنند، سرخورده خواهند شد. زیرا موضوع، یک موضوع اخلاقی نیست بلکه موضوع، پیداکردن شخصیتی است که زندگی را در ابعاد تاریخی آن به معنای حق‌الیقینِ تاریخی معنا کند. نقش حاج قاسم را نمی‌توان در این موارد نادیده گرفت. گویا به دنبال حاج قاسمی هستند به اسم محمد صلاح..

32036
متن پرسش

سلام استاد وقتتون بخیر: آیا پنج روز قبل از شهادت اول خانم فاطمه زهرا روضه گرفتن اشکال داره؟ دهه سازی محسوب میشه؟ میشه دهه سازی که اشکال داره رو دقیق توضیح بدید؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: تا آن‌جا که ممکن است نباید طوری ما را تصور کنند که تنها دنبال عزاگرفتن برای اولیای معصوم هستیم. در حالی‌که هزاران عظمت در شخصیت آن‌ها است که ابداً منحصر به دهه‌های فاطمی نمی‌شود. چه شده است که شاعران و مداحان ما تنها نگاه خود را به مصیبت‌های اولیای الهی می‌اندازند؟! ملاحظه نکردید که اخیراً رهبر حکیم انقلاب «حفظه‌الله‌تعالی» به مناسبت تولد حضرت زینب «سلام‌الله‌علیها» چه اندازه زیبا توجه ما را به ظرفیت زن و خردمندیِ او در جمال آن بانوی محترم متذکر شدند؟!

موفق باشید

31725
متن پرسش
سلام استاد جان، خدا قوت! استاد عزیزم، در این هجوم همه جانبه فرهنگی و در این فضاهای خطیر مجازی و در این سیطره ی کمیت و مادیت بر نفوس انسان هایی از جمله بنده، چطور می شود که یک نوجوان ۱۵ ساله ی ایذه ای همچون شهید علی لندی از سوختن و درد و آتش نهراسد و پروانه وار برای نجات دو انسان به دل آتش بزند و از قضا مادر و خواهر شهید عزیزی، شهید دفاع مقدس را نجات دهد!؟ چطور می شود که شهید علی لندی دست خدا شود. استادجان، زمانی در برنامه ی گام دوم انقلاب گفتید اگر فضا باشد همه ی این جوانان شهید حججی اند! این روزها این جمله ی شما در ذهنم تکرار می شود. چگونه هست که هر از گاهی امثال حججی ها و حاج قاسم ها و علی لندی های ما را از روزمرگی و خواب گران بیدار می کنند و ما را متذکر حقیقتی می کنند؟ انصافا شجاعت و ایثار این نوجوان بنده را حیران و شگفت زده کرده هست!
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این راهی است که بحمدلله از طریق انقلاب اسلامی و سنتی که در این تاریخ از طریق حضرت روح الله «رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» مقابل جوانان ما گشوده شد، ما امروز آن را تجربه می‌کنیم تا تاریخ ایثار و شهادت در دنیایی که ظلمات عالم را گرفته است، نقش‌آفرینی کند و انسان‌ها بتوانند خود را بیابند و هر آن کس که متوجه چنین حضوری در این تاریخ نشود گرفتار انواع پوچی‌ها و اکنون‌زدگی‌ها می‌شود چه نوجوانان باشند و چه پیران. و شهید لندی فرزند انقلابی است که در سال ۵۷ شروع شد و همچنان ابعاد پنهان او به ظهور آمده. آری! اگر همه مردم ما در وجدان عمومی خود حاج قاسم هستند، همه جوانان ما در بنیانِ شخصیت خود شهید لندی می‌باشند. موفق باشید 

30604
متن پرسش
سلام: کار کردن باید چگونه و با چه نیت و چه رویکردی باشد تا حکم آن روایت را پیدا کند که می فرمایند کار کردن جهاد در راه خداست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! کار، گوهر وجودی انسان را از قوه به فعل می‌آورد و ظرفیت‌های پنهان او را آشکار می‌کند. وقتی با هر چیزی در هر شرایطی روبه‌رو شدیم، همان شرایط را وظیفه و کار خود بدانیم. موفق باشید

30348

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم خدمت استاد عزیز: برای فهم دقیق کتب یک متفکرِ دارای نظام فکری که الفاظ آن، بار معنایی متناسب با نظام فکری آن متفکر را دارد، نیاز به استادی است که قبل از شروع آن کتب یا در حین مطالعه آنها، منظومه فکری شخص و ادبیات او را در چند جلسه توضیح و تشریح کند. می‌خواستم بدونم که شاگردی دارید که این کار رو بتونه انجام بده؟ اصلا این نکته ای که گفتم به نظرتان درست هست یا خیر؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این نکته، نکته‌ی درستی است ولی با نظر به افقی که امثال حضرت امام و علامه‌ی طباطبایی گشوده‌اند؛ می‌توانیم جایگاه منظومه‌ی فکری افراد را نسبت به مسائل اجتماعی و سیاسی و معرفتی در این زمان، فهم کرد. البته رفقای زیادی هستند که گوشه و کنار مشغول طرح مباحث می‌باشند. موفق باشید

28444

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد عزیزم: ۱. استاد گرانقدر، بنده دچار وسواس عجیب در گذران وقتم شده ام به طوری که دائم با خود می‌گویم نکند فلان کار را کنم وقتم طلف شده است؟ یا اگر فلان قدر کمتر مطالعه کنم یعنی پسرفت داشته ام؟ آری استاد عزیز، این وسواس خوب است، اما فقط ابتدای کار، در ادامه همچون خوره به جان آدمی می‌افتد و زندگی او را متلاشی می‌کند. همچون علامه طباطبایی که فرمود آن چند سالی که به دلیل مشکلات معیشتی مجبور به کار در زمین زراعی بودم عمرم هدر رفت. لطفا اگر ممکن است نکته ای بفرمایید تا بلکه مرهمی شود بر این درد. ۲. این وسواس در خواب ماندن برای نماز صبح یا شب نیز در بنده هست به طوری که اگر سحرِ روز را از دست بدهم، چنان بهم می‌ریزم و عصبانی که با یک من عسل هم نمی‌شود مرا خورد!! و اخلاق بنده ۱۸۰ درجه فرق می‌کند درصورتی که فکر می‌کنم برای هیچ چیز دیگری این‌گونه نیستم حتی از دست دادن مال و ثروتم. ممنون و عذرخواهم. [شاید درد و دلی نیز بود ...]
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. برنامه‌داشتن، خود به خود انسان را جلو می‌برد مثل سیر مطالعاتی سایت که إن‌شاءاللّه می‌تواند کمک کند. ۲. همان برنامه‌داشتن اگر با جدّیت دنبال شود مشکل دوم را هم حل می‌کند. موفق باشید

27742
متن پرسش
با سلام: با توجه به این که نقش اخلاص در یک کار خیر بین امیال مختلف انسان از جمله خودنمایی بعضی مواقع کمرنگ است برای تقویت اخلاص چه باید کرد؟ اگر کاری با اخلاص نباشد و سایر امیال برای انسان اجتناب ناپذیر باشد آیا باید آن کار خیر را انجام داد یا نه؟
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: باید به وسوسه‌های شیطان بی‌محلی کرد و کار را ادامه داد. «اگر حرص بنالد بگیریم کَری‌ها»، وقتی نفس امّاره به میان می‌آید نباید کار را ترک کرد، باید نفس امّاره را بی‌محلی کرد. موفق باشید

27722

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم و رحمة الله و برکاته: ضمن تشکر از شما استاد بزرگوار بنده با مطالعه کتاب مقام لیله القدری حضرت زهرا سلام الله علیها و با توجه به وصیت آن بزرگوار به مولا علی علیه سلام مبنی بر اینکه: (علی جان سلام مرا تا روز قیامت به فرزندانم برسان) این سوال را دارم که آیا در مقام رجعت ائمه علیه سلام آیا حضرت زهرا هم رجعت دارند؟ و یا این وصیت به معنای عدم رجعت ایشان است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: دقیقاً روشن نیست. هرچه هست فرهنگِ فاطمی حتماً رجعت دارد، چه با حضور شخصی آن حضرت باشد و چه نباشد. موفق باشید

27615
متن پرسش
سلام علیکم: در چه اموری باید با زنان مشورت کرد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در کلیّه‌ی امور خانوادگی. در آن روایتی که از مشورت با زنان نهی می‌شود، مربوط به موضوعات جنگ و اموری است که در آن زمان تنها مردانه بوده است. ولی امروز اگر در امور جدّی زندگی، مردها تنها تصمصم بگیرند، زندگی خود را عقیم می کنند. موفق باشید

27562

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد جان‌: ببخشید استاد من خیلی دارم عذاب می‌کشم. از یه طرف به مباحث شما و توصیه هاتون فکر می‌کنم از یه طرف درگیر کارای الکی مثل پایان نامه و کنکور هستم. هرچند رشتم فلسفه اسلامی هست ولی غالب های اینجوری مثل پایانامه جان آدم رو سیراب نمیکنن. احساس گناه می‌کنم که تو ماه مبارک درگیر این کارا هستم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده هرگز با فرهنگ موجود پایانه نویسی نتوانستم کنار بیایم. شما هم یک‌طوری مطلب را برای این که از سرتان باز شود، تمام کنید و به همان روشی که علمای ما تحقیق می‌کردند، مطالب معرفتی را دنبال کنید. موفق باشید

27466
متن پرسش
سلام علیکم: تفاوت میان مالکیت و ربوبیت در بنده و خالق چیست؟ ویژه اینکه انسان هم در حیات دنیوی می تواند مالکیت پیدا کند و در عین حال در روایات داریم در اثر عبودیت می تواند به ربوبیت هم برسد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حضرت حق به اعتبار خالقیتش «له ملک السموات و الارض»، و به اعتبار تدبیر امورِ عالم و رساندن استعدادها به فعلیت، «ربّ العالمین» است. انسان‌ها در این بستر می‌توانند عالم را از آنِ خود کنند و نیز می‌توانند در طول تدبیر الهی همچون حضرت روح اللّه «رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» عالم را در اختیار بگیرند و مانع تدبیر نظام استکباری بگردند. موفق باشید

27416

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و تشکر. چند وقته که سحر بیدار میشم ولی اصلا حال خواندن دعا و نماز ندارم .فقط قرآن را می گیرم دستم. فقط به فکر فرو می روم. گاهی هم اصلا فکری نیست فقط سکوت است. این حال خوبیه یا از کید شیطان است؟ .راهنمایی بفرمائید الان چه باید کنم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به گفته‌ی مرحوم قاضی طباطبایی «شما قبل از طلوع فجر بیدار شوید و حتی یک فنجان چایی بخورید.» آرام‌آرام، روحِ انسان می‌یابد که چه کند. موفق باشید

26324

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: فرمودید برای اینکه انسان در نزد خداوند محترم باشد باید ظاهر آراسته داشته باشد ولی چرا برخی از عرفا ظاهری ژولیده داشتند مانند آخوند ملا فتحعلی سلطان آبادی؟ آیا می توان گفت اینگونه عرفا نتوانستند خود را در تعادل ملکوت و ناسوت نگه دارند؟ یا به عبارتی به مقام برزخیت کبری نزدیک شوند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید بتوان گفت دیگر آن‌چنان محو عالَم خود هستند که متوجه‌ی ژولیدگی خود نمی‌باشند و آن را ژولیدگی و نامرتبی نمی‌دانند. موفق باشید

24412

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: فرمودید مولوی نشسته بود و شخصی به وی درباره فتوحات محی الدین گفت و مولوی چهره اش در هم شد زیرا وی با شهودات خود سیر می کرده و نمی توانسته با محی الدین همراهی کند. حال چگونه می شود امثال بنده که هنوز در پله اول هستیم هم با گزارش شهودات محی الدین و هم مولوی همراهی و سیر و سلوک کنیم؟ آیا می شود همزمان بفهمیم بر آن دو چه می گذشته در حالی که حتی شخصی مثل مولوی اصلا نمی خواسته یا نمی توانسته بفهمد که بر محی الدین چه می گذشته؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هرکدام از آن بزرگواران در ساحت و ذوق خود هستند و صاحبِ آن ساحت و ذوق‌اند. این ما هستیم که می‌خواهیم از آن‌ها بهره مند شویم. درختِ زردآلو، هلو نمی‌دهد ولی ما می‌توانیم از هلو و زردآلو استفاده کنیم. موفق باشید

23264

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام و ارادت خدمت استاد طاهرزاده: توفیق شده است، صوت جلسات شما را پیگیری نمایم. در مطالبی که در تفسیر سوره حمد فرمودید به نظرم رسید می شود با کمی بیشتر پر وبال دادن و تنظیم و تبویب آنها در قالب مقاله علمی. اگر رخصت می دهید، برای این کار اقدام نمایم. سید مهدی کاظمی. از طلاب مشهد در صورت نیاز به توضیح و شرح بیشتر گفتگوی تلفنی داشته باشیم. من شماره را بالا قرار دادم. تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده حضرت امام روح اللّه «رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» بستری را در تفسیر سوره‌ی «حمد» به طور اجمال فراهم کردند که به مرور باید آن را تفصیل داد. و پیشنهاد شما کار خوبی است، اگر بتوانید با تبویب مطالب و حذف نکات تکراری، بحث را قابل استفاده‌تر نمایید. موفق باشید

31465
متن پرسش
سلام و عرض ادب خدمت استاد بزرگوار: عرض تسلیت به مناسبت شهادت سیدالساجدین ع . با تشکر از پاسخ به سؤال ۳۱۴۴۳، با توجه به دروس معاد و بیاناتی که در پاسخ فرمودید، به نظر می رسد همونطور که اشاره فرمودید شناخت افراد در عالم برزخ و قیامت، از نوع شناخت صورت دنیایی اونها نیست که با زنی یا مردی شناخته بشوند، مثلا فرد متکبر که فرمودید به صورت مورچه محشور می شود متکبر مونث مورچه زن و مذکر مورچه مرد باشد! و یا مثلا آن فرد غضبناک گرگ مرد و آن یکی میمون زن باشد، بلکه شناخت افراد از نوع وجودی و معرفتی به سوابق دنیایی اونها و صورت برزخی و عائله ی متشکله از خلقیات و اعمال او هست و شاید به دلیل تجرد نفس در عالم بعد از دنیا صورت زن یا مرد در هیچ موجودی نیست مانند ملائكه یا وجود خود خداوند متعال و یا خود آدمیت در برزخ قبل از نزول در دنیا و محتمل است اینکه در قرآن کریم مثلا در سوره ی مبارکه ی الرحمن فرمودند «فیهن خیرات حسان» و یا آیات شریفه ی دیگری که در رابطه با حورالعین و... هست به دلیل این هست که در عالم دنیا زن صورت لطف الهی است و مظهر جمال اوست در اعیان و اذهان، ممکن هست وجهی از اون به جهت این مسئله باشد و وجهی دیگر هم شاید به دلیل مونث بودن لغت قرآنی این حقایق مثلا حورالعین، هست، مثل نفس که لغت مونث هست «و نفس و ما سواها». و حکم لغت بر معنی تسری ندارد. بنابراین همونطور که روح و نفس انسان نیز مانند بقیه مجردات فاقد جنسیت است، دلیلی ندارد که صورت او در عوالم دیگر جنسیت بردار باشد حتی به صورت، زیرا صورتها در اون عوالم از حقایق وجود و درون فرد به صورت اعمال و ملکات و خلقیات فرد متمثل می شوند و جنسیت بدن دنیا در شكل‌گیری او تاثیری ندارد و شاید وجود صورت زنی یا مردی در بدن برزخی عبث و بیهوده هست و به حکم عدل الهی فعل عبث از خداوند متعال محال است. در عالم دنیا هم که بدن مادی ابزار اوست با مواد و ژنهایی که روح در دسترس داشته بدن خاکی ساخته شده و زنی و مردی به این دلیل است و حتی اگر بگوییم در عین ثابت خود جنسیت این ابزار را انتخاب کرده ایم مانند اینکه مثلا پدر و مادر و خانه و اتاق خود را انتخاب کرده ایم که این اعتباریات با مرگ می رود و جنسیت و صورت مردی و زنی در این دنیاست و برای هیچ موجودی در عوالم دیگر شاید متصور نباشد و چه عیبی دارد ‌که مثلا بگوییم حورالعین صورت لطف الهی است فقط فارغ از جنسیت، مثل ملائكه مثل اینکه وقتی در همین دنیا برزخی می شویم به کل صورتها و جنسیتها فراموش می شوند مثلا مومنین عاشق حضرت آقا، رهبری حفظه‌الله هستند در حالی که در این دنیا نامحرمند به خانمها ولی نوع علاقه روحانی است. یا علاقه به خانم فاطمه ی زهرا س و رویت حضرت در روز قیامت که برای نامحرمان نیست، به این معنی که صورت حقیقت وجودی حضرت س را می بینیم که برای اهل جهنم قابل رویت نیست و برای بهشتیان با توجه به درجه ی وجودی هست ولی گفته نشده مثلا چون صورت روح ایشون زن هست آقایان بهشتی نبینند و خانمهای بهشتی ببینند، بلکه نامحرمی در اون دنیا امری وجودی تبیین شده، بنابراین محتمل است صورت روح حضرت س در عوالم دیگر از این قیود آزاد است و علی صوره الرحمن است، منتها ذهن خاک خورده ی بنده نمی تواند متصور شود و آیات قرآن کریم را مدام به حور و غلمان تقسیم کند بعضی تفاسیر حرفهای عجیبی می‌زنند که مردان چند همسر در اون دنیا دارند و زنان بهشتی چون پاکند طالب شوهر دیگری نیستند و از این حرفها که بین مردم بحث برانگیز هست که چرا... در حالی که در اون عوالم زشتی‌های بدن دنیایی و قوایی مثل شهویه که برای تدبیر بدن خاکی هست وجود ندارد، نفس فاقد جنسیت و مجرد هست و امام خمینی ره می فرمایند همان بدن قیامتی است با ظهور اعمال و عقاید و خلقیات نه ظهور جنسیت بدن خاکی، هر چند سوابق دنیایی او را به حکم تجرد بدانیم. «سبحان الله عمّا یصفون إلّا عباد الله المخلَصین»
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. روبه‌رو شدن با تجلیات اسم لطیف را حمل بر چند همسری کرده‌اند. ولی در همان قاعده قیامتی آن ۲. همان‌طور که حضرت عسکری «علیه‌السلام» فرمودند در عالم بزرخ و قیامت شجره ممنوعه که به صورت‌های متفاوتی مطرح است مثل گندم یا سیب، فرمودند همه آن‌ها بوده است زیرا همان‌طور که جناب صدرالمتألهین می‌فرمایند موجودات مجرد دارای چنین ظرفیت‌هایی هستند که مثلاً در عین گندم بودن، سیب باشد همچنان‌که حضرت حق را وحدت ذات و صفات هست و در عین احدبودن، الله است به جامعیت اسماء. از این جهت زن و یا مرد در عین زن یا مرد بودن که سُکنای وجودیِ آن‌هاست؛ حامل ظواهری هستند که با اعمال و عقاید خود شکل داده‌اند. ۳. عین ثابته، بنیادی‌ترین وجه هر انسانی است و امری اعتباری نیست. موفق باشید

نمایش چاپی