بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
29846

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد عزیز: بعد پایان صوت های شرح زیارت جامعه کبیره شما که حقا بسیار زیبا و دلنشین است؛ اگر بخواهیم عمیق تر با زیارت جامعه ارتباط برقرارکنیم چه کتابی را سفارش می کنید؟ ادب فنای مقربان حضرت آیت الله جوادی آملی مناسب است؟ با ادبیات عرب هم بیگانه نیستم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌آید کتاب «مصباح الهدایه» از حضرت امام در این رابطه بهتر کمک کند زیرا فرمایشات آیت الله جوادی تا حدی در عرایضی که شده‌است لحاظ گشته. موفق باشید

29071

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام خدمت استاد عزیز: بنده در مجموعه فرهنگی فعالیت می‌کنم. من با مطالعه برخی از آثار شما حقیقتا خود رو در عالمی دیگر حس می‌کنم و خدا را شکر حال معنوی خوبی هم دارم ولی وقتی در مجموعه تربیتی کنار دوستان خودم حاضر میشم اون حال معنوی ازم گرفته میشه چون وقتی دور هم می‌نشینیم سخن لغو زیاد رد و بدل میشه و بعضی وقت کار به تمسخر و... هم میرسه. در مجموعه، احساس می‌کنم توجه به مسائل جزئی و کثرات باعث شده که ما از اون هدف واقعی که قرب الهی هست غافل بشیم و نتونیم درست خودمون رو بسازیم برای مثال بعضی وقت ها از روش غیر دینی برای رسیدن به اهداف الهی استفاده می‌کنیم. حال من دو سئوال دارم:۱. اگر بدونم که این مجموعه من رو از حیات معنوی دور میکنه (منظورم همون سلوک واقعی که امام خمینی تو این تاریخ آوردن) باید بمونم و با دوستان ادامه بدهم یا اینکه از مجموعه بزنم بیرون؟۲. اغلب دوستان تو مجموعه من رو از مطالعه آثار شما منع میکنن (نه به این معنی که آثار شما خوب نیست بلکه روحیه من به آثار شما نمیخوره) و بهم میگن فعلا مباحث معرفت النفس نخون چون منزوی میشی و...من چه برخوردی باید داشته باشم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بهتر آن است که در همین کثرات و جمعِ افراد متوجه‌ی وحدت الهیه باشیم. ولی اگر واقعاً شرایط موجب غفلت روح و قلب می‌شود، هجرت لازم می‌اید. موفق باشید

29003

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: ۱. با توجه به اینکه تهیه همه کتب شما برام هزینه ی زیادی داره می‌خواستم بپرسم ایا لازمه همه کتب رو تهیه کنم؟ مثلا من، کتاب آنگاه که فعالیت های فرهنگی پوچ می‌شود رو کامل صوتش رو گوش دادم، آیا خواندن متن کتاب هم ضروری هست؟ کتب کم حجم رو از تو سایت میخونم ولی اونهایی که خیلی متنش زیاده باید بخرم تا بتونم بخونم البته کتب مهم رو تهیه می‌کنم. مثل معاد و کتب مباحث اهل بیت و فاطمه شناسی و ... ۲. استاد من با تمرکز روی کتب شما خیلی عالی پیش میرم ، خواستم بدونم جز کتب علامه طباطبایی و کتب حضرت امام آیا لازم هست کتب دیگه ای تهیه کنم؟ البته منظورم برای الان نیست، مثلا بعد از اتمام سیر مطالعاتی شما و حضرت امام و علامه. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. فکر می‌کنم همین‌طور که عمل می‌کنید خوب است. آنچه رزق شما باشد به لطف الهی از طریق همان کتاب‌ها که در اختیار دارید، به شما می‌رسد. ۲. بستگی به ذوق خودتان دارد. آری! بالاخره از کتاب‌های حضرت امام و علامه نباید غافل بود ولی بقیه را بر اساس روح و روحیه‌ی خودتان دنبال کنید. موفق باشید

28419

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد عزیز: در جلسه ۵ انقلاب اسلامی و جهان گمشده درباره فضای مجازی فرمودید که نظرم این است که این را از بشر بگیریم و زنده ترش کنیم و بشر آینده در جهان وسیع فضای مجازی، حیات ایمانی اش را ادامه می‌دهد. ظاهرا مدتها پیش که یکی از کتابهای مهدویت تان را می‌خواندم، نوشته بود که حضرت، به این تکنولوژی نظر ندارند و من برداشتم از آن متن، کنار رفتن تکنولوژی در زمان حضرت بود. آیا نظر حضرتعالی در این مورد تغییر رویکرد داشته است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مسلّم با حضور حضرت «عجل‌اللّه‌تعالی‌فرجه‌الشریف» این تکنولوژی که تجاوز به طبیعت است، از صحنه خارج می‌شود و چیزی که کشف استعدادهای طبیعت می‌باشد و در ابتدای رنسانس به میان آمد ولی نفس امّاره‌ی بشر آن را به حاشیه برد، مدّ نظر قرار می‌گیرد. عرایضی در این مورد در کتاب «تمدن‌زایی شیعه» شده است. موفق باشید

27738
متن پرسش
سلام علیکم: استاد عزیز تصور می‌کنم گریه های من در مجالس عزاداری تا به امروز از سر وهم و پندارهای خودم بوده. مثلا گریه کردن من برای مصیبت های کربلا، گریه کردن کسی بوده که دلش برای افرادی که در اون صحنه هستند میسوزه. در حالی که اهل بیت در اوج اقتدار و عزت این حادثه رو رقم زدن و نمیشه از سر ترحم برای اونها گریه کرد. گریه حقیقی باید چه گریه ای باشه و چطور به دست میاد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: علاوه بر آن‌که در کتاب «کربلا؛ مبارزه با پوچی‌ها» بحثی در رابطه با اشک بر امام حسین «علیه‌السلام» شده است، در یادداشت ویژه نیز نکاتی عرض شده که در ذیل خدمتتان ارسال می‌شود: موفق باشید

جایگاه اشک بر حسين (ع)

قال الحسین (ع) : أ َنَا قَتِيلُ الْعَبْرَةِ لَا يَذْكُرُنِي مُؤْمِنٌ إِلَّا اسْتَعْبَر [1] من كشته‏ ام براى اشك، مؤمن يادم نكند جز آنكه گريه‏ اش گيرد.

اشكي كه در شيعه هست با ناراحتي‌هاي عاطفي و احساساتي فرق اساسي دارد، اشك براي حسين(ع) عامل رابطه انسان است با مقاصد قدسي و لذا نه تنها شادي و نشاط را از شيعيان نمي‌گيرد، بلكه شادي و نشاط در زندگي شيعيان موج مي‌زند. ولي نبايد آن را با لذت‌گرايي يكي گرفت، زيرا تفاوت زيادي است بين آن شادي كه با پرهيزکاري همراه است و روح معنوي دارد با آنچه امروز در غرب هست كه لذت‌گرايي در آن مقصد و معبود شده است. در شيعه، شور زندگي با يادآوري غم غربت نسبت به عالم قدس همراه است و با فرهنگِ مرگ آگاهي راه خود را از قهقهه‌هاي اهل غفلت جدا كرده و سعي دارد خود را در فرحِ حضورِ با حق حفظ كند و اشك بر حسين (ع) نوعي طلب آن فرح است و آن‌هايي كه غم غربت در اين دنيا را مي‌شناسند مي‌فهمند حزن مقدس چه حلاوتي دارد و مواظب‌اند گرفتار لذت‌گرايي و خوش‌گذراني اهل دنيا نشوند و از ارتباط با حقايق وجودي عالم محروم گردند.

شیعه و غم و شادی و اشک

در زندگی شیعه شادی و طرب موج می‌زند، اما نباید آن را با لذت‌گرایی یکی گرفت، تفاوت زیادی است میان آن شادی که با پرهیزکاری همراه است و ویژگی معنوی دارد و آنچه امروز در فرهنگ غرب هست که در آن لذّت‌گرایی مقصد و معبود شده است.

در شیعه شور زندگی یا فرح، با یادآوری نوعی غمِ غربت نسبت به وطن معنوی، همراه است، که موجب حزن می‌گردد. این حالت از جمله حالاتی است که در اشعار عرفانی ما هویدا است و معلوم است که این حزن با ناراحتی عاطفی فرق بسیار دارد.

از آن‌جا که ما مرگ را در پیش داریم ناممکن است چون غافلان از غیب و قیامت از زندگی لذّت مستانه ببریم، و لذا فرهنگ شیعه در این «مرگ‌آگاهی» راه خود را از قهقهه‌های مستانه‌ی اهل غفلت جدا کرده است و با حزنی معنوی در فرحِ حضور است و متوجه است که ما در مقام موجوداتی معنوی با این عالم بیگانه‌ایم و یک نحوه باطن‌گرایی را دائماً مدّ نظر داریم.

آن‌هایی که غم غربت را می‌شناسند در دل حزن مقدس، فرح و حلاوتی می‌یابند که قابل مقایسه با شادی‌های اهل دنیا نمی‌باشد.

دیدگاه شیعه با پیروی از ائمه «علیهم‌السلام» این نکته را دائماً مدّ نظر دارد که این جهان ناقص‌تر از آن است که بتوان با نور حقیقت به طور کامل ارتباط پیدا کرد.

اگر این غم مقدس نبود عناصر شادی‌بخش افراطی بر زندگی تشیع غالب می‌شد و به مردمی تبدیل می‌شدند که بیشتر لذت‌گرا و خوش گذرانند.

حزن شیعه نیز به جهت احساس غم غربت یا حزن معنوی او است که خود را و بقیه را در این غم شریک می‌بیند و اگر این حزن معنوی نبود، خیلی زود فرح، شکل شادیِ بی‌محتوا به خود می‌گرفت و گرفتار لذّت‌جویی حسی می‌شد.

جایگاه عزاداری برای امام حسین «علیه‌السلام»

۱. عزادران امام حسین«علیه‌السلام» با حضور در مراسم عزای آن حضرت، در واقع خویشتن را مصیبت‌زده و داغدارِ حادثه‌ی عاشورا می‌یابند، گریه سر می‌دهند و بی‌تاب می‌شوند.

۲. در اشک برای حسین«علیه‌السلام» آرامشی ویژه و لذتی خاص هست متفاوت با غم‌ها و اشک‌های زندگی روزمرّه، غم معنویت، غم سوختن برای مظلوم، غمی است منشأ حرکت، و پویایی اجتماعی افراد را افزایش می‌دهد و به قلب و روح انسان نشاط همدلی با مظلوم را پدید می‌آورد و لذا از تکرار این غم و اشک ملول نمی‌شود.

۳. مهر و محبت به امام معصوم در ژرفای احساسات و عواطف شیعیان آن حضرت جای دارد و با تلاش شیعیان این پیوندِ عمیق عاطفی هرسال تکرار می‌شود، آن‌هم تلاش برای پیوندی عمیق‌تر. و لذا رسول خدا«صلواة‌الله‌علیه‌وآله» فرمودند: «إِنَّ لِقَتْلِ الْحُسَيْنِ حَرَارَةً فِي قُلُوبِ الْمُؤْمِنِينَ لَا تَبْرُدُ أَبَدا» [2] برای شهادت حسین «علیه‌السلام» در قلوب مؤمنین حرارتی است که هرگز خاموش و سرد نمی‌شود.

۴. با توجهِ عاطفی به حضرت امام حسین «علیه‌السلام» سایر ابعاد شخصیت امام و اسلام مدّ نظر قرار می‌گیرد تا علاوه بر نظر به آزادگی و ظلم‌ستیزی و ایثار و حقیقت‌جویی که غذای جان انسان است، به مقام امامت نیز نظر ‌شود و آن دری می‌شود برای فهم معارف اسلامی از طریق روایات آن بزرگان، و فربه‌شدن در فضائلی چون صبر و حلم که زمینه‌ی نزدیکی به امامان معصوم می‌‌گردد و مرز تولّی و تبرّی که عامل نجات جامعه‌ی اسلامی است شکل می‌گیرد و معنویت به عنوان یک ارزش جا باز می‌کند.

5- گریه بر امام حسین «علیه‌السلام» از نوع گریه‌های نیمه‌شب‌ اولیاء الهی است که حسین «علیه‌السلام» توانست آن را برای عموم مردم عملی کند و خودِ آن حضرت به‌خوبی متوجه بودند که صحنه‌ی کربلا عامل چنین گریه‌هایی باید باشد تا زمینه‌ی اُنس قلب با حقایق فراهم شود و حجاب‌ها بین عبد و معبود رفع گردد. چرا که هرکس ناظر آن اندازه زیبایی وفاداری بین حسین «علیه‌السلام» و ابوالفضل عباس یا بین امام حسین «علیه‌السلام» و حرّ شود، از عمق فطرت گریه سر می‌دهد تا از اتصال به این زیبایی‌ها محروم نباشد و موجب پایداری بر عهد خود با حقیقت می‌شود و پیوندی جاودانه را که بین جان انسان است با دل‌ اولیاء الهی به صحنه می‌آورد.

بنا به فرمایش امام خمینی «رضوان‌الله‌علیه»؛ «هر مکتبی تا پایش سینه‌زن نباشد، تا پایش گریه‌کن نباشد، حفظ نمی‌شود. گریه‌کردن بر عزای امام حسین «علیه‌السلام»، زنده نگه‌داشتن نهضت و زنده نگه‌داشتن همین معنی است که یک جمعیتِ کمی در مقابل یک امپراتوری بزرگ ایستاد... آن‌ها از همین گریه‌ها می‌ترسند. برای این‌که این گریه‌ای است که گریه بر مظلوم است، فریاد مقابل ظالم است».

با لباس سیاه به تن‌کردن و سینه و گریه جمعی نهایت تعلق خاطر را نشان می‌دهد که تا چه اندازه به آرمان‌های شخص مظلوم وفادار است و نیز کودکان این جامعه را متوجه چنین تعلق خاطری می‌کند و با نمادهای کربلا و عاشورا آشنا می‌نماید.

رسول خدا (ص) فرمودند: «كُلُّ عَيْنٍ بَاكِيَةٌ يَوْمَ الْقِيَامَةِ- إِلَّا عَيْنٌ بَكَتْ عَلَى مُصَابِ الْحُسَيْن»‏[3] هر چشمى فرداى قيامت گريان است غير از چشمى كه در مصيبت حسين «علیه‌السلام» گريه كند.

روایت فوق خبر از عمق تأثیر اشک بر امام حسین «علیه‌السلام» در عمیق‌ترین ابعاد انسان می‌دهد که در قیامت ظاهر می‌شود.

آن‌کس که عاطفه‌ی خود را درست مدیریت کند و بخواهد بهترین مصداق را جهت تغذیه‌ی عواطف بیابد، می‌پذیرد اشک برای اباعبدالله «علیه‌السلام» موجب صیقل قلوب و گشادگی روح می‌شود و عامل رشد ایمان و حفظ آن از یک طرف، و دوری از دنیا و صفات رذیله از طرف دیگر می‌شود.

اشک برای حسین «علیه‌السلام» نمونه‌ی به فعلیت‌رسیدن ایمان است، زیرا ایمانی که به پاک‌کردن قلب و زلال‌ساختن دل و دگرگونی آن منتهی نشود، ایمانِ فعلیت‌یافته نیست و نمی‌توان به وسیله‌ی آن، انس با خدا را از یک طرف، و ایثار و فداکاری و جهاد از طرف دیگر به‌دست آورد.

اشک برای حسین«علیه‌السلام» موجب احیاء قلوب و آزادی عقل از اسارت هوس‌ها و غفلت ها است و در همین راستا حضرت رضا «علیه‌السلام» به «دعبل خزایی» می‌فرمودند: قصیده‌ی خود را در رابطه با شهادت حضرت سیدالشهداء «علیه‌السلام» بخواند و حضرت با تمام وجود اشک می‌ریختند و دو بیت نیز به آن اضافه نمودند.

«والسلام»

27693
متن پرسش
بسمه تعالی سلام استاد عزیز: ضمن تبریک روز معلم به ساحت شما، و تشکر از همه آنچه در جان ما کاشتید استاد جان در پاسخ سوال ۲۷۶۶۰ فرموده بودید، یک سمت دین نادیده گرفتن ضعف های دیگران است خوب آیا باید برای ملاقات خداوند به همه اینها عشق هم بورزیم در همین سطح پایینی که ما هستیم؟ هر کار می‌کنیم و سعی می‌کنیم عمل آنها را خوب جلوه دهیم نمی‌شود، قلبمان با آنها همراه نمی شود، مخصوصا اینکه دوست دارند ما در کنار آنها باشیم وقتی کارهای لغو و بیهوده انجام می‌دهند کاملا در این زمینه قدرت تفکر از من گرفته شده مگر می‌شود انسان خود را قانع کند که احوالاتی را نداشته باشد بعد به خاطر رعایت احترام و محبت به آنها در حالات وهمی و بچگانه آنها شریک شد؟ مثلا پای تلفن، مثلا تلوزیون دیدن، مثلا دورهمی های بی فایده که روایت هم می‌خوانند که از زیارت خانه خدا هم بالاتر است حتی اگر بیهوده باشد، مثلا بیرون رفتن های بدون برنامه ریزی و بدون زمان مشخص، مثلا بیدار ماندن تا ۱۲ نیمه شب،... کمک کردن به آنها یک چیز است، نشستن پای حرف های بیهوده یا کارهای بیهوده آنها که روح ما را هزار جا پراکنده می‌کنند یک چیز است. استاد من تا جایی که غفلت نکنم، به پدر و مادر خودم و والدین شوهرم احترام می‌گذارم و به آنها محبت افعالی می‌کنم به خاطر رضای خدا، ولی هر چه می‌کنم نمی توانم با قلب ام به آنها متمایل شوم و حس نفرت از رفتارهایی آنها مرا می‌گیرد چون برای رها شدن خودم از این لغویات قبلا متنفر شده ام. آیا این گناه است؟ دنیای من، کاملا با دنیایی آنها متفاوت است. چه کنم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: امیرالمؤمنین «علیه‌السلام» می‌فرمایند: با عمل آن‌ها مخالف باشید و نه با خود آن‌ها. آری! محبت به مردم، غیر از همراهی با آن‌هاست. با محبت و احترام، زمینه‌ی علاقه‌مندشدن به دین را در آن‌ها باید فراهم کرد.

27107
متن پرسش
بسمه تعالی. سلام علیکم: با عرض تبریک اعیاد شعبانیه. استاد علت تفاوت در ظهورات مختلفه در عالم را در عرفان، به اعیان ثابته شان ربط می دهند حال علت تفاوت اعیان ثابته از کجا نشات می گیرد که عین ثابت یکی سنگیت است و دیگری چوبیت؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این دیگر به خود افراد برمی‌گردد. زیرا آغازِ آغازهای هرکس «عین ثابته»ی اوست و به جای دیگری انتخاب‌های او ربط ندارد که بخواهیم علت آن انتخاب‌ها را در آن‌جا جستجو کنیم. بد نیست در قسمت یادداشت ویژه‌ی سایت به بحث «رجوع به اصلِ اصل‌ها» نظری بیندازید. موفق باشید

27019

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: با عرض تبریک سال نو و ایام مبارک رجب و شعبان؛ در قرآن آیه ۴۶ سوره حج داریم که «قلوب یعقلون بها» .چرا در کلام الله، قلب را محل تفکر و تعقل بیان می کند؟ آیا به این علت است که تا زمانی معرفتی برای انسان تبدیل به یقین قلبی نشود، انسان به آن عمل نمی کند و آن را با باور انجام نمی دهد و در عین حال قلب می تواند به شهود و انس با حقایق و معارف برسد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آیه‌ی عجیبی است. اکثر کتاب «علل تزلزل تمدن غرب» و قسمت‌های مهم کتاب «سلوک ذیل شخصیت امام خمینی «رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» بر همین آیه تکیه دارد که چگونه باید انسان در رجوع به عالم، قلبی پیدا کند که آن قلب، توانِ تعقل داشته باشد مثل پیامبر خدا «صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله». موفق باشید

26208

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: آیا می توان گفت شاخصه های اصلی دینداری به ترتیب عبارتند از: ۱. تاله و عبودیت؛۲. تولی به اولیاء الله ۳. انجام و تعهد به شرایع، و بر این اساس اعلام کرد که در طول ۴۱ سال پیروزی نهضت، پرچم دین خدا و جبهه توحید مقابل جبهه لیبرال_دموکراسی بالا نگه داشته شده و این تولی به خط اولیاءالله علیرغم برخی رفتارهای ناقض شریعت مثلا در پوشش دیده می شود و مردم با مطالبات به حق شان پای اصل این پرچم و اسلام سیاسی ناب و تمدن ساز ایستاده اند و این خود دلیلی بر اینست که معرفت دینی در جامعه ما رشد یافته و بیش از پیش (ویژه در دوره پهلوی) است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده نیز چنین اعتقادی دارم. موفق باشید

25600

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: اساسی ترین نقدی که جناب آقای نصیری و میلانی بر فلسفه دارند این است که در فلسفه به یکی بودن خالق و مخلوق تصریح شده و اساس تفکر فلسفه آن است که خداوند در تمام اشیا فرو رفته و اجزای جهان جزئی از خدایند و برای اثبات آن به عبارات زیادی از محی الدین و ملاصدرا استناد می کنند و می گویند این شرک مسلم است که با دین تعارض دارد و بخاطر این طور مسائل می گویند اساس فلسفه ضدیت با عقل است و آن را کلا نفی می کنند در ضمن در نظر آنها ضدیت با فلسفه مخالفت با تعقل نیست. چگونه می توان اثبات کرد که منظور قواعد فلسفی مثل وحدت وجود و قاعده الواحد و سنخیت علت و معلول معنایی غیر از معنای شرک آمیز آن است؟ به سایت ها هم رجوع کردم ولی جواب کاملی داده نشده بود. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظرم در این مورد اگر کتاب «جدال با مدعی» دکتر غفاری را دنبال بفرمایید متوجه می‌شوید این آقایان چه اندازه در غفلت‌اند. موفق باشید

23608
متن پرسش
سلام علیکم: ببخشید در گزارشی که از جلسه با رهبری نوشتین من متوجه منظور ایشون نشدم که فرمودن زیاد درگیر مباحث نظری نشید و به عمل بپردازید. مثلا مباحث شما زیاد درگیر مباحث نظری شدن هست؟ من در حال حاضر دانشجو هستم و مباحث شما رو هم پیگیرم. اما فعالیتی به جز مطالعه و کلاس رفتن ندارم و شدیدا این مساله برام استرس زا هست چون فکر می کنم سر وظیفم نیستم از طرفی هم نمیدونم اگر بخوام فعالیت کنم چیکار کنم و کجا برم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چنان‌چه ملاحظه کرده باشید عرایض بنده تنها نظر به داناکردنِ مخاطب ندارد، بلکه سعی می‌کند زندگی او را معنا ببخشد، حال چقدر موفق است، خدا باید کمک کند و این برعکسِ بعضی از نوشته‌هاست که در صرف دانایی مخاطب متوقف‌اند. تذکر مقام معظم رهبری آن بود که اندیشه باید معطوف به عمل باشد. که البته نمونه‌ی کامل آن خود قرآن است. موفق باشید.

23324

بدون عنوان:بازدید:

متن پرسش
عرض سلام و احترام: استاد یه سوالی در مورد این موضوع رزق حیوانات دارم چرا به این صورت هست که مثلا روزی یک حیوان درنده مثل شیر، آهوی بی آزار صحراست؟ پس حق حیات اون حیوان چی میشه اگر بچه ناتوان داشته باشه بعد از شکار شدن تکلیف اون بچه چی میشه؟ گرفتن حق حیات در دنیای انسانها هم دیده میشه ولی روال طبیعی و همیشگی نیست اما مثلا همان شیر از ابتدای روز تا شب به دنبال تامین خوراک خودش و بچه هاش هست یعنی همیشه یه حیوان دیگه باید قربانی بشه. آهویی که پناه برده به امام رضا علیه السلام و در امان مانده خب مگر نمی شود بر روی زمین خدا در پناه خدا ماند؟ اگر علت این هست که به هر حال به یک طریقی باید حیوانات هم بمیرند تا به جمعیت متعادلی برسند چرا از این روش شکار و شکارچی؟ خب هیچ حیوانی شیر یا فیل را شکار نمی کند و بالاخره روزی از حیات ساقط میشن. و مورد دیگه اینکه در زمان حکومت حضرت ولیعصر عج الله گویا دیگر اینطور نیست و هیچ حیوانی حیوان دیگری را شکار نمی کند اگر چنین حالتی وجود دارد چرا الان به این شکل نیست؟ منظور این هست که آیا وضعیت فعلی بد است و با ظهور به نحو بهتر و کامل تری تبدیل می شود؟ اگر بد است خب مگه خود خدا اینطور خلق نکرده؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر می‌کنم علم ما آن‌قدرها نیست که بتوانیم تا این‌جاها متوجه‌ی راز عالَم بشویم. این را می‌دانیم که نظام عالَم در تدبیر خدای حکیم است و تنها انسان‌ها هستند که باید خودشان با اختیار خود، سرنوشت خود را تعیین کنند. موفق باشید

23303

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و درود خدمت استاد بزرگوار: استنباط اینجانب از فرمایشات جنابعالی درباره نحوه زندگی و گذراندن عمر در این دنیا به این صورت می باشد که برای خودمان به گوشه ای برویم و به عبادت و حمد و ستایش خدا بپردازیم و هیچ کاری به مسائل سیاسی و اجتماعی و... نداشته باشیم و دنیا را برای دنیا خواهان بگذاریم، دقیقا مثل کسی که به زندان افتاده است و هیچ راه گریزی تا تمام شدن محکومیت ندارد، نتیجتا بدون آزار بقیه زندانیان زمان سپری می کند و هیچ کاری به کار بقیه زندانیان و روابط سیاسی و ... آنها ندارد. در این مورد که بطور کلی چطور زتدگی کنیم مرا راهنمایی کنید. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده خودم چنین برداشتی ندارم و الگوی ما حضرت امام و مقام معظم رهبری می‌باشند. آری! اگر زندگی عبارت است از این نوع اشرافیت‌ها و غرب‌زدگی‌ها، حتماً ما چنین ورودی نخواهیم داشت. موفق باشید

20601
متن پرسش
با عرض سلام: جناب آقای طاهرزاده؛ یک سوالی داشتم. چرا اکنون که اینقدر قوه قضاییه دارای فساد و بی نظمی شده و هر روز حق مردم مستضعف دارد پایمال می شود: آیا این نشان از بی تدبیری و ناکارآمدی رئیس این قوه نیست؟ چرا انقلاب اسلامی عزیز ما که واقعا ابرقدرت ها را به چه کنم، چه کنم انداخته و عجز آن ها را می توان در سخنان اخیر ترامپ که از عصبانیت نمی دانست چه دارد می گوید دید؛ آیا شایسته است که از درون اینگونه تضعیف بشود و مردم اعتماد خود را روز به روز از دست بدهند؟ آیا این درست است که رویش صولگرایان (که مثلابه انقلاب نزدیکترند) تتلو، و ریزش آنها ناطق نوری باشد؟ سرانجام چه می شود؟ نکند انقلاب به سرانجام نرسد و حسرت و افسوس بماند و دوباره حکومتی طاغوت جایگزین گردد؛ با این همه مشکلات درونی و ادبار روز به روز و ناامیدی مردم؟ که نمونه های آن را می توان در تاریخ یافت که اول قدرتی در دست یک حکومت شیعی افتاد ولی بعد نتوانست به سرانجام برسد. سرانجام چه می شود؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور که متوجه‌ای هرجا و هراندازه در تبیین درست انقلاب و در تربیت نیروهای تراز انقلاب کوتاهی کنیم، به همان اندازه با مشکل روبه‌رو خواهیم شد. ولی در نظر داشته باشید ما مشکلات تاریخی داریم و هنوز تعدادی از قضات ما از درک تاریخیِ درستی غافل‌اند که با روح اسلام و انقلاب باید همخوانی داشته باشند. درست است که در دنیا در نظام قضایی هزاران بیرحمی وجود دارد، ولی در عین دلسوزی و نیّت خیر مسئولان، کم‌کاری‌ها را و درست‌ندیدنِ آینده را نباید ساده گرفت. موفق باشید

19163
متن پرسش
سلام استاد: درباره روح زمانه توضیحات خیلی خوبی دادید اما تعریف خود روح زمانه برام روشن نشد؟ توضیحات شما درباب اهمیت اون و روایات بود، ولی خود روح زمان یعنی چی؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این یک موضوع وجودی و وجدانی است و تعریف‌بردار نیست، بلکه انسان باید آن را احساس کند. مباحث شرح کتاب «عقل و ادب ادامه‌ی انقلاب اسلامی در این تاریخ» برای چنین احساسی کمک خواهد کرد. موفق باشید

34510

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام بر استاد گرامی: بنده امسال برای اولین بار می‌خواهم وارد عالم اعتکاف بشوم. چگونه برای این ۳ شبانه روز طلایی برنامه ریزی کنم که از این رو به آن رو بشوم؟ التماس دعا

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌آید جزوه «اعتکاف» که روی سایت هست، باب تفکر نسبت به اعتکاف را بگشاید. در ضمن در قسمت پرسش و پاسخ‌های سایت نکاتی هست که إن‌شاءالله مفید خواهد بود. احتمالاً عرایض بنده در اعتکاف به صورت آنلاین پخش می‌شود. موفق باشید

33696

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

المنه لله که در میکده باز است. بازخوانی هویت دینی و ملی. محضر طربناک استاد سلام و احترام: اگر بر اساس دیدگاه صدرای جان بشر، آن به آن از نفحه توحیدی قیامت می‌گردد و جلوه ای نو از آفرینش هویدا می‌گردد، پس جایگاه آن یوم الدینی که در قرآن بدان اشاره شده است و در آن روز خورشید خاموش و ارض هموار می‌گردد چیست؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آن حالت، نهایت حضوری است که جان بشر در نهایی‌ترین منزل با آن روبه‌رو می‌شود و همه آن مقدمات منجر به آن حضور می‌گردد. موفق باشید

31654

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد محترم: با توجه به اینکه مرحله حق الیقینی را فرمودید مرحله آخر سلوکی است و من الحق الی الحق فی الخلق هست. ۱. مبحثی که در مورد اربعین و حق الیقین تاریخی فرمودید که انسان همنشینی خود را با امام حس می کند و حضور عرشی خود را احساس می کند، یعنی این همان سفر آخر سلوکی او می شود؟ ۲. آیا اسفار اربعه به این صورت است، که یک سفر کاملا تمام شود و سفر دوم آغاز گردد، یا نه؟ هر ماهی این سفرها، تا حدودی به حد ظرفیت برای هر کس پیش می آید؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. آری! این همان «یشرب به المقربون» است که به نور توحید امام، «رحیق مختوم» همراه با توحید «شراب تسنیم» که صورت توحید ائمه است؛ نوشیده می‌شود. ۲. حالت دوم درست است که هر منزلی در چشم‌اندازِ خود منازل بعدی را مدّ نظر دارد. موفق باشید

30495

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد عزیز: برخی از بزرگان شاگردان خود رو از رجوع به ابن عربی و مولوی منع می‌کردند. علت منع آنها هم این بود که مولوی و ابن عربی سنی مسلک هستند و تا زمانی که منابع عظیم شیعه در دسترس هست، رجوع به امثال مولوی و ابن عربی جایز نیست. در کتاب کهکشان نیستی خواندم که سید مرتضی کشمیری که استادِ آیت الله قاضی (ره) بودند به آقای قاضی فرموده بودند که شما نباید به ابن عربی و مولوی و امثالهم رجوع کنید و آیت الله قاضی هم از توصیه ایشان پیروی کردند. اگر مولوی سنی بوده پس چطور این اشعار عرفانی ناب رو گفته و این همه در مسیر توحید رشد کرده؟ مگه میشه کسی مثل ابن عربی و مولوی سنی باشند و راه توحید رو که لازمه اش ولایت امام علی علیه السلام هست رو طی کنن؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در مورد مولوی خوب است به سؤال و جواب‌های شماره‌ی 25473 و 25735 و 27449 و 27468 و در مورد ابن عربی به سؤال و جواب‌های 25311 و 26420 و 26811 و 28667 و 30108 رجوع فرمایید. در ضمن به نامه‌ی حضرت امام خمینی به گوباچف فکر کنید که فرمودند مطالب ابن عربی، معارفی است که از مو باریک‌تر است. و از این جهت می‌توان گفت هرکسی متوجه‌ی ظرایف سخنان او نمی‌شود. موفق باشید

30398

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام: با توجه به سوال 30353 جسارتا پاسخ استاد قانع کننده نبود. اول اینکه نگاه عموم علما و مفسران تا پیش از قرون جدید، بطلمیوسی بود و خود می دانید که آیات را طبق هیئت قدیم تفسیر می‌کردند. دوم اینکه من در آن سوال کار به قرآن نداشتم نظر به کتب عرفا داشتم که وقتی به عالم ماده می رسند آن را مطابق علوم زمانه شان بحث می‌کنند که اکنون منسوخ شده است. کافیست به گلشن راز مراجعه شود که به تفاریق از هیئت قدیم سخن رانده است. راهکار حقیر چون کشف عرفا را یقینی و علوم جدیده را ظنی می‌دانم پذیرش حقانیت هیئت قدیم است. حال شما اگر نظر بر علوم ظنیه جدیده دارید منتجا می پذیرید که کشف عرفا نسبت به عالم ماده باطل بوده است؟ و بدین منوال اگر عارفان در کشف عالم پیش پا افتاده ماده به خطا رفته اند چگونه بپذیریم که شهودشان نسبت به عوالم اعلی صائب بوده است؟ مطالب کانت را به خاطر آوریم که چقدر عقل چون از موارد محسوس فاصله گیرد دچار تزلزل می‌شود و بعضا گرفتار جدل الطرفینی ها، بگذریم که عارفان (اگر علوم جدید را بپذیریم) حتی در محسوسات هم مسجون مشهورات زمانه اند و تخته بند زمان و به قول شاعر «کسی کو در طبیعیات عاجز چگونه در الهیات فائز» باری حقیر چون با عارفان اندک الفتی دیرینه دارم و عالم آنان را پذیرفته ام و در آن فضا نفس می‌کشم نمی‌توانم بپذیرم که شهود راستین عارفان مبنی بر وجود گنبد شیشه ای که در یکی از سوالات از قول آیت الحق قاضی در شرح دعای سمات و نیز بقیه مطالب حقه ای که ایشان منطبق بر هیئت قدیم فرمودند باطل باشد. همانطور که در طب جدید این چنین نیست که بطلان طب سنتی را ابتدائا اثبات و بعد منسوخش کنند در هیئت هم وضع به همین صورت است کوپرنیک فرض را بر خورشید مرکزی نهاد نه اینکه واقعا گردش ارض به گرد شمس را مشاهده کرده باشد یا در هندسه اقلیدسی بجای یکی از فرضها فروض دیگری نهادند هندسه های نااقلیدسی پدیدار شد باری غرض از تطویل کلام اینست که بشخصه نمی‌توانم شاهد باشم عارفان در تبیین عالم ساده ماده بر خطا باشند و و آنگاه سخن از صقع ربوبی بمیان آورند نه بازی بازی همه یا هیچ است و چون در عوالم اعلی نظر عارفان را صائب می‌دانم بنظرم به طریق اولی در عوالم ادنی نیز صادق اند. به یاری حق فالحق والحق اقول والسلام
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که عرض شد در شهود عرفانی، واقعاً آنچه عارف می‌یابد همان حضور اوست در آن عوالِم، منتها ممکن است با زبان عُرف بگوید. به همین جهت عرض شد واقعاً عارف، هفت آسمان را در منظر خود می‌یابد، حال چه هیئت بطلمیوسی تصدیق کند و چه نکند. موفق باشید

30040

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
عرض سلام و ادب خدمت استاد عزیز: شش سال است که مقالات و کتب متعدد در زمینه خداشناسی فلسفی را دارم می‌خوانم. از برهان تا عرفان بگیرید تا رحیق مختوم و عین نضاخ. هر جا می‌رسند به اینجا که هر ناقصی علت دارد، دلیلی نمی آورند و صرفا گفته می‌شود که هر ناقصی نیازمند است و هر نیازمند هم علت می‌خواهد. در صورتی که ممکن است موجودی نیازمند به کمال باشد ولی علتی که نیازش را برطرف کند نباشد. یا حرف های دیگر گفته می‌شود که هیچ‌کدام قابل قبول نیست. برهان وجودی هم که تکلیفش مشخص است. ای کاش از همان اول به ذکر و ورد و فتوحات شیخ می‌پرداختیم تا این جهنم کم یقینی شعله اش کمتر می‌شد. هر چند برای خدای لیس لصفته حد محدود ما، نیاز به این دلایل نیست اما انتظار داشتم که فیلسوفان حداقل یک دلیل بیاورند.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در آن حال یا باید خداوند کمال مطلق نباشد و یا بخل بورزد که نیاز به کمال برای موجودی باشد و آن نیاز را رفع نکند. موفق باشید

29441
متن پرسش
سلام خسته نباشید: استاد می‌خواستم خواهش کنم نظرتون را درباره ی نتایج انتخابات آمریکا و تاثیر آن بر ایران را بفرمایید و همچنین با سخنان سیاسیون و کار های اخیر که احتمال می‌رود باز هم می‌خواهند به سمت مذاکره و سازش با آمریکا بروند اگر خدایی ناکرده این اتفاق بیافتد با توجه به اینکه بار دوم است امکان دارد که باز هم ملت سیلی بخورد و از لطف و رحمت الهی دور شود و از وظیفه ی الهی که بر دوش انقلابیون است باز بماند و نتواند به مقصود خود برسد؟ دوم اینکه رهبر انقلاب درباره ی انتخابات آمریکا صحبت کردند و فرمودند که رژیم آمریکا منهدم خواهد شد اگر ممکن است این سخنان و دلایل آن را تبیین بفرمایید آیا صرفا به خاطر وضعیت اجتماعی و اقتصادی و سیاسی آمریکا هست؟ امکان ندارد که آمریکا رو به بهبود حرکت کند و از این وضعیت نحات پیدا کند؟ و سوم اینکه ما جوانان چقدر به آینده امیدوار باشیم آیا ما جوانان شاهد به سرانجام رسیدن وظیفه انقلاب و برپایی تمدن اسلامی خواهیم بود یا خیر؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. استکباری که گروگان اسرائیل است، نمی‌تواند به ایران انقلابی نزدیک شود هرچند به ظاهر ادعا کند که نمی‌خواهد مثل ترامپ عمل نماید. ۲. مگر همین صحنه‌های انتخابات نشان نداد که آمریکا گرفتار اضمحلال شده است. عجیب است که این اضمحلال این‌چنین سریع در حال تحقق است. ۳. ما در نسبت به انقلاب اسلامی به عنوان مأوای حیات خود وظایفی داریم که ذیل سایه‌ی نایب الامام انجام می‌دهیم و این یعنی با خود به‌سربردن در عین اتصال به حضرت محبوب. موفق باشید   

29302

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام حاج آقا در جلسه ای که دیروز فرمودید باید در میدان مجاهدت انسان راه خودش را و جایگاه خودش را پیدا کنه و انتخاب کنه و مانند برخی که به همه کارها می‌پردازند نباشیم حال سوال من اینه که چه کار کنیم که راه خودمان را پیدا بکنیم؟ فرضا بنده در رشته ای مربوط به علوم پزشکی درس می‌خوانم و شغل ثابتی هم در این راستا دارم چه انتخابی می توانند داشته باشم تا از مجاهدین حساب بیایم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عمده رویکرد جهادی است که در هر صحنه‌ای با آن رویکرد بتوانیم در خدمت انقلاب اسلامی باشیم، حال چه حاتمی‌کیا باشیم و چه حاج قاسم. موفق باشید

29208

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و عرض ادب: ببخشید شما انجام دادن بخور حضرت مریم و یا اصلا نسخه هایی که آیت الله تبریزیان استاد طب سنتی اسلامی را قبول دارید؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این موارد ورودی ندارم. موفق باشید

29196

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام و احترام خدمت استاد گرامی: برای خواندن تاریخ فلسفه غرب چه کتابی را پیشنهاد می کنید؟ به دنبال کتابی می گردم که صرفا نظریات فلسفی را بازگو نکرده باشد بلکه قدری هم به زمینه و بسترهای تاریخی فرهنگی اجتماعی زمانه فیلسوفان پرداخته باشد. ترجیحا تا آنجا که به اصل بحث ضربه نزند روان و قابل فهم باشد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: کار آسانی نیست. از جزوات «تاریخ فلسفه‌ی غرب» که روی سایت هست می‌توانید شروع بفرمایید. موفق باشید

نمایش چاپی