سلام استاد: در مورد اون دوستی که گفته دیگه نیاز به نماز ندارم و دراویش و صوفیه و تیپ جریاناتی که میگن ما رسیدیم به حقیقت و دیگه از ظاهر عبور کردیم. استاد اینها هیچی تو ذهنشون نیست و به هیچ جایی هم نرسیدن و صرفا یه چیزایی به گوششون خورده و از حد پایین ترین مراتب توحید هم بالاتر نرفتن! خیلی فرق هست بین فهم و چشیدن اینکه همه ی وجود از خداست و بین اینکه یه چیزی از این موضوع به گوشمون خورده باشه، اصولا ماها دو تا بیت شعر میخونیم و دو تا صفحه در مورد وحدت وجود و یک چیزایی تو ذهنمون شکل میگیره و فکر میکنیم این مطلبی که بهش رسیدیم اوج توحیده و اوج خداشناسیه فکر میکنیم و توهم میکنیم که خدا را موثرمطلق میدونیم و خودمون رو فانی میبینیم ولی قلبمون و حتی ذهنمون فرسنگها با حقیقت این موضوع فاصله داره وبهتره بگم هیچ بویی نبرده، من وقتی کلمات و رفتار امام خمینی رو میخونم میفهمم حقیقت توحید نوری هست که به قلب باید بتابه و این تابیدن با خون جگر حاصل میشه، راهیه که انبیا و اولیا با بیداری و شب زنده داری و نخوردن و نخوابیدن و ترک دنیا کردن و تلاوت و روزه و دعا و گریه راه رو طی کردن و بعد هم فریاد زدن ما عرفناک حق معرفتک... حالا این دوستان هندزفری تو گوششون آهنگ ولوم بالا، پیتزاشون رو خوردن، گشتاشون رو زدن، همه فیلما رو دیدن، تمام مظاهر غرب دلشون رو پاره پاره کرده، عظمت آمریکا و تکنولوژی قلبهاشون رو آتیش زده، زیر لحاف دراز کشیدن بدون هیچ حرکتی میگن سجود و رکوع و نماز خوندن و نخوندن ما فرقی پیش خدا نداره، ما خدا رو یافتیم و شناختیم و چون شناختیم در اوج توحیدیم ونیاز به نماز نیست و کافیست!! باور کنید استاد ما خدا رو نمی بینیم، یک چیزی از وحدت وجود به گوشمون خورده، یک چیزی از لا حول ولا قوة شنیدیم و فکر کردیم که عارف شدیم و بدمستی میکنیم، فاز میگیریم از خود گذشتیم به فنا رسیدیم، بحثای فنایی میکنیم! فنا کجا و خوددیدن سراسری کجا؟ خیلی عجیبه توی نفسشون و منیت و پوچی و توهمشون غرق شدن، خودشون که هلاکن سنگ راه حقیقت هم میشن، به خدا پناه میبریم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: این افراد در اصل و در واقع به خودشان ضرر میرسانند، زیرا از نور توحیدی که جان سالکان را با شراب طهور مست میکند؛ محروم میشوند. در احوالات مرحوم قاضی طباطبایی هست که فرموده باشند گفته شده در بهشت، نماز نیاز نیست، پس این بهشت به چه دردی میخورد؟! مقایسه کنید سلوک چنین عرفایی را با آن مدعیانی که میگویند ما از نماز گذشتهایم و دیگر نیاز به نماز نداریم!!! موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث در این مورد زیاد شده است. به همین جهت بعضی پیشنهاد کردهاند در هر قرضی ملاک را قیمت طلا در آن زمان که قرض میدهند، بگیرند و بعد نیز بر اساس قیمت طلا، پول خود را باز پس بگیرند. مثلاً طرف، پولی را که قرض داده است در ازای 10 سکه طلا بوده، سال بعد که پس میگیرد پولی در ازای 10 سکه طلا پس بگیرد تا در قرض الحسنه خود ضرر نکرده باشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: عقل فعّال یکی از مراتب عالَم وجود است و الهامات معنوی از اثرات تجلیّات آن عقل میتواند باشد که در اصطلاح دینی همان القائات ربّانی است که توسط فرشتگان القاء میشود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. به نظرم همهی سلسلههای صوفیه باطل نیستند. ۲. اتفاقاً جریان گنابادیها که جناب آقای دکتر شهرام پازوکی و آقای دکتر ریخته گران منتسب به آنها هستند جریان قابل اعتمادی می باشند بهخصوص با سرسلسلهی آنها یعنی حاج ملا سلطان محمد گنابادی با تفسیر قرآن «بیان السعاده» ایشان که حضرت امام خمینی نیز در تفسیر حمد خود متذکر آن شدند و البته اگر بعضی دراویش گنابادی تحت تأثیر بعضی از منحرفین قرار میگیرند، این را نباید پای اصل جریان گنابادیها که تعلقشان نسبت به نظام اسلامی مثبت است؛ گذاشت. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! به نظر بنده بهخوبی متوجهی این امر هستید که اگر نظر به تاریخی داشته باشیم که به ارادهی الهی در حال به ظهورآمدن است؛ موانع راه را شکست نمیبینیم بلکه فربهشدن برای ادامهی راه مییابیم آنطور که رهبر معظم انقلاب «حفظهالله» شهید خوش لفظ را متذکر آن امر کردند.[1] عمده توجهدادن به فرآیندی بودنِ یک حرکت توحیدی است و در سیر تاریخی این حرکت، مأواگزیدن که این عین حضور است. پیشنهاد بنده مطالعهی جزوهی «نقش فرآیندی انقلاب اسلامی در این تاریخ» و «انقلاب اسلامی و عصری جدید در گام دوم» میباشد. موفق باشید
[1] - آقای علی خوشلفظ، بسیجی جانباز دوران دفاع مقدّس و راوی کتاب «وقتی مهتاب گم شد» خطاب به رهبر معظم انقلاب گفت: «فقط یک نکته بگویم؛ ببخشید من بسیجی آقای متوسّلیان بودم .. اینکه آقا! شما خیلی دارید درد میکشید، زجر میکشید؛ به هر حال این بحث اختلاسها و حقوقهای نجومی را میگویید، اینها گوش نمیدهند. یک چیزی بگویید که ما آرام بشویم؛ ما همچنان فدائی شما هستیم؛
رهبر معظم انقلاب «حفظهالله» فرمودند: آرام باشید. این چیزهایی که شما میبینید، اینها حوادث طبیعی یک راه دشوار به سمت قلّه است؛ هیچ انتظار نباید داشت که اگر ما میخواهیم برویم به قلّهی توچال یا قلّهی دماوند، در راه چاله نباشد، سنگ نباشد، باد نباشد، دود نباشد، گاز نباشد؛ مگر میشود؟ امّا داریم میرویم، داریم میرویم، عمده این است. اصلا نگران نباشید؛ این حوادث وجود دارد؛ اگر این حوادث نبود باید تعجّب میکردید.» و کربلا نشان داد آن راه به اربعین ختم میشود، یعنی راه توحید بدون موانع نیست ولی همچنان ادامه دارد.
باسمه تعالی: سلام علیکم: بر فرض که این اطلاعات درست باشد، مگر اگر حضرت امام در بعضی موارد نظر ایشان را خواسته باشند، دلیل بر آن است که ایشان در کلیت، جهتِ ادارهی نظام اسلامی کافی بودهاند؟ مگر حضرت امام در بعضی موارد به آیت اللّه بهاء الدینی و یا آیت اللّه بهجت رجوع نداشتهاند؟ موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: تحجر، صورتهای مختلف دارد یک صورت آن لیبرالیته است که به پوزیتیویسم ختم میشود و نفیِ هرگونه امری غیبی. و طرف دیگر آن مقدسان نادان هستند که نه دیروز متوجهی حضور تاریخی نهضت حضرت اباعبداللّه «علیهالسلام» شدند و نه امروز متوجهی انقلاب اسلامی در جهانی هستند که انقلاب، در آن حاضر است. در آخر شرح غزل ۸۸ عرایضی در این مورد شده است. در بحث اخیری که در شرح کتاب «فتح خون» شهید آوینی شد، در این مورد نیز نکاتی مطرح گشت. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: این موضوع، موضوع دقیق و یک بحث علمی است. برای درک آن لازم است مباحث مربوط به «حرکت جوهری» را دنبال بفرمایید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال باید جلوی این توهّمات را خودتان بگیرید، وگرنه دین و دنیایتان را از دست میدهید و از جهان معنوی که با مقاومت در این امیال سراغتان میآید خود را محروم خواهید کرد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بسیار ناراحتکننده بود. دینی که پدرِ نادان و متعصب آن دختر داشت، مسلّم دینی نیست که حضرت محمد «صلواتاللّهعلیهوآله» برای بشر آوردند. ما باید از خود بپرسیم چه کسانی و چگونه به این افراد نادان آموزش دادهاند که به دخترش پیشنهاد کند برود خود را بکشد وگرنه او را خواهد کشت و بعد با حیلهای دختر را به خانه برگرداند و این فاجعهی زشت را مرتکب شود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بیشتر باید به فرآیندیبودنِ یک تفکر {نگاه} کرد که وقتی شروع میشود سیر مستقیم ندارد، بلکه گاهی با ناپلئونی روبهرو میشود که سرِ انقلابیون را به گیوتین میسپارد. ولی اگر آن حرکت، حرف برای گفتن داشته باشد، آرامآرام جای خود را در تاریخ باز میکند. نمونهاش رجوع آنچنانیِ مردم به شهید حججی و شهید حاج قاسم. البته آن نوع دولتها که روحیهی انقلابی ندارند، با ضعفها و ناتوانیهای خود زمینهی این نوع حرفها را فراهم میکند. ولی قضیهی ما، راهی است که گشوده شده است و روز به روز آثار آن پیدا خواهد شد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر میکنم بحثهای «معرفت نفس» در ۱۰ جلسه و مباحث معاد در ۷۰ جلسه، بسیاری از این امور را نهتنها «فهم» میکند، بلکه ما را برای حضور در جایگاهی دیگر عبور میدهد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: زیبایی عقل همان عدم افراط و تفریط است که مسلّما در بستر توجه به حقیقت معنا دارد و گرنه ملاکی برای فهم افراط ها و تفریط ها نمیماند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: حضرت علامهی طباطبایی در تفسیر شریف «المیزان» به خوبی روشن میکنند که چرا واژهی «صراط» مفرد آمده است ولی واژهی «سبیل» جمع آمده است. مثل حضور تاریخیِ ما از طریق انقلاب اسلامی در این زمان که صراط مستقیمِ این زمانه است. حال برای حضور در این صراط، خواه در سبیلِ شهید تهرانی مقدم پای بگذار و خواه در سبیل شهید آوینی، همه به صراط مستقیم انقلاب اسلامی ختم میشود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: آرامآرام محرم میشوید تا به امکان رابطهی بدون حجاب برسید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: انسانها باید در بستر انتخابهایشان به آنچه باید برسند، برسند و لذا در امور معنوی سعی بر آن است که به انسانها کمک شود تا خودشان آن امور را انتخاب کنند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: هرچه هست طبق بحث «رجوع به اصلِ اصلها» که در یادداشت ویژهی سایت همراه با شرح صوتی آن هست، باید به خود رجوع کرد و اینکه چرا چنین انتخابی ما داشتهایم؟ آیا مصلحت ما برای رسیدن به کمال در دلِ آن شرایط فقط ممکن بوده است؟ موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: جنّ و انس هر دو مختارند و ظاهراً باید اینطور باشد که جنّ از نظر درجهی وجودی تا موطنِ عالَم مثال، بیشتر صعود ندارد و به همین جهت پیامبری از آنان در آن حدّی که قرآن مطرح میفرماید؛ بهوجود نیامده است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینطور است. زیرا که اصرار بر گناه، توفیق رسیدن به حسن عاقبت را از انسان میگیرد. حتماً تجربه کردهاید افرادی را که زمینهی خوبی برای سعادت داشتند، ولی با سهلانگاری نسبت به دستورات شرع، از آن سعادت محروم و گرفتار سوء عاقبت شدند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بدن برزخی همین حالا در صحنه است و بدن مادی، ساترِ آن است. منتها در مسیر زندگی دنیایی، بدن برزخی همچنان شکل میگیرد تا به شکل اصلی خود برسد. در آن صورت، بدنِ دنیایی را رها میکند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در خشونت آن فاسقِ لعین همان بس که دستور به واقعهی «حرّه» داد. آری! آن فاسق لعین خشونت خود را در زیر پردهی ریاکاری حفظ کرده بود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. به روایتی فکر کنید که میفرماید «الطرق الی الله بعدد انفس الخلائق». ۲. گویا روش «محبت» کارساز تر است ولی نه به معنای بی تفاوتی نسبت به ریاضات شرعی. موفق باشید
با سلام خدمت استاد گرامی: ۱. چگونه نور اعتکاف از بین نرود و در دل باقی باشد و بتوانیم آن نور را نگه داریم؟ ۲. این گفته که در قرآن بیان شده از جمله پل صراط یا شب اول قبر، عذاب قبر، آیا تقریب به ذهن ما هست چون آنجا پل نیست مثل دنیا نیست و یا مثالی مثل دنیا آورده اند برای فهم ما از این مفاهیم هست؟ چون آن عالم با این عالم فرق می کند برای بیشتر فهم این مفاهیم قرآن درک آنها مثل عذاب قبر، فشار قبر، تنگی لحد و عذابها باید چه کنیم؟ با خواندن آیات عذاب یک ترسی و وحشتی وجودمان را می گیرد چه کار کنیم که این ترس را داشته باشیم؟ چه کنیم بیشتر اسما الهی را در زندگی حس کنیم و از کجا بفهمیم اسما جلال و یا جمال در ما تجلی کرده و اسما و صفات در دل آمده یا نه؟ ۳. آیا درست است اگر انبیا علیه السلام ولایت حضرت علی پذیرفتند به مقام انبیا رسیدند یا از اول پذیرفته بودند حدیثی هست جعلی که می گوید چون حضرت نوح و یا حضرت یونس که در ماهی رفت وقتی پذیرفت نجات یافت در صورتی که پذیرفته بودند واین درست نیست آیا شما تأیید می کنید؟ بعضی مواقع آقایان مداح ها و واعظین نسبت ناروا می دهند به حضرت انبیا و اهل بیت مثلا می گویید حضرت زینب سرش را به محفل زد یا حضرت ابا عبدالله حضرت علی اصغر علیه السلام را به میدان آورد برای آب در صورتی این گونه نیست. حضرت آیت الله فاطمی نیا این موارد را رد می کردند و صحیح آن را بیان می کردند. نظر حضرتعالی را می خواستم. یا حضرت علی علیهالسلام سر در چاه کردند می گفتند در هیج جا سندی برایش نندیدند و یا حضرت قاسم اسبش رفت در بین دشمن زیر دست و پای دشمن قرار گرفت آن را هم رد کردند گفتند اسبش نرفته و از طرف دشمن به این طرف آمده اند و یا قضیه مرد نابینا که آمد خانه حضرت زهرا علیه السلام گفتند آن هم صحیح نیست. ما باید چه کنیم با این روضه های دروغ؟ آیا کتاب القطره و کتاب بحار الانور مجلسی چون حدیث ضیعف زیاد دارد چون دست بردند در احادیث مجلسی و کتب تعبیر خواب و کتب طب رضا را هم رد کردند، گفتند راوی آن یکی هست هیچ وقت حضرت رضا علیه السلام برای مأمون علیه لعنت طب نگفتند، مأمون کوفت بخورد لعنت خدا بر او باد. نظر حضرت عالی را می خواستم. چه کتب حدیثی و کتبی برای عاشورا و وقایع تاریخی همچون از انبیا بخوانیم؟ این درست است حضرت یوسف صدیق علیهالسلام گفت در زندان به آن شخص گفت سفارش به حاکم مصر بکند؟ آیا حضرت یوسف علیه السلام معصوم مگه نبودند؟ مگه عصمت نداشتند که نباید به غیر خدا بگویند فقط از خداوند متعال استمداد می گرفتند و اینکه دیرتر به پدرش رسید مقام انبیا را از او گرفتند آیا اینها درست هست؟ یا حضرت آدم علیه السلام و تمام انبیا هیچ وقت خطا و اشتباه نداشتند می گویند حضرت آدم ترک اولی کردند. آیا این کلمه درست است یا نه چون آنها عصمت داشتند ولی اهل بیت مقامشان از انبیا بالاتر هست؟
باسمه تعالی،سلام علیکم: ۱. با هرچه دقیقتر در رعایت تقوای الهی، إنشاءالله آثار نوری اعتکاف میماند. ۲. آری! پلی است که با صورت برزخی خود نمادِ عبور ما از دنیا به سوی بهشت است مثل عبوری که از غرب به سوی جهان انقلاب اسلامی میتوان داشت و صورت برزخی آن حقیقتاً پلی خواهد بود از جنس قیامت. ۳. بالاخره همینکه میفرمایید آری! بعضی از این گفتهها یا ساختگی و یا ذوقی است و بعضی از آنها با استنباطهای ما تطبیق نمیکند. به نظر میآید با مطالعه آثار عالمانی دقیق همچون حضرت امام خمینی «رضواناللهتعالیعلیه» و علامه طباطبایی و شهید مطهری میتوانیم سره را از ناسره باز یابیم. اتفاقاً در مورد حضرت یوسف «علیهالسلام» علامه طباطبایی میفرمایند وظیفه آن حضرت بود تا از ابزارهایی که خداوند برای رهایی او بهوجود آورده است، استفاده کند و این امر، هیچ منافاتی با عصمت آن حضرت ندارد. زیرا صراحت آیه قرآن است که میفرماید: «قَالَ لِلَّذِي ظَنَّ أَنَّهُ نَاجٍ مِنْهُمَا اذْكُرْنِي عِنْدَ رَبِّكَ فَأَنْسَاهُ الشَّيْطَانُ ذِكْرَ رَبِّهِ فَلَبِثَ فِي السِّجْنِ بِضْعَ سِنِينَ» و به جهت آنکه شیطان از یاد آن طرف که بنا بود به عزیز مصر، مظلومیت حضرت یوسف را متذکر شود؛ برد، حضرت یوسف همچنان در زندان ماندند. نه آنکه شیطان از یاد حضرت یوسف ربوبیت ربّ را به فراموشی رساند!! زیرا در چند آیه قبل میفرماید: «إِنَّهُ مِنْ عِبَادِنَا الْمُخْلَصِينَ» (یوسف/۲۴) و معلوم است که شیطان بر مخلَصین تصرفی ندارد. و این عظمت تفسیر قیّم «المیزان» است که قرآن را با قرآن تفسیر میکند و اینجا است که ایشان میفرمایند کلیه روایاتی که حکایت از آن دارد که شیطان یاد ربّ را از حضرت یوسف «علیهالسلام» برد، به کلّی مردود است. زیرا با قرآن نمیخواند. موفق باشید
سلام خدمت استاد گرامی: استاد در خصوص بعضی موارد که سوال بعضی از دوستان هست که درگیر گناه هستیم (عموما جنسی) و بارها توبه می کنیم و توبه می شکنیم اغلب هم شما پاسخی به این مضمون داده اید که توبه نشانه این است که خدا شما را به حال خود رها نکرده و اگر صد بار توبه شکسته ای باز آی و اینکه آنقدر این توبه را ادامه دهید تا به نور آن مشکلات حل شوند و توجه به مهمان ناخوانده بودن گناهان (البته صحبت و پاسخ شما روح خودش رو داره و من صرفا تیتر راه کار رو منظورم بود) بعضی موارد پیش میاد دوستی سوالی می پرسه، سعی می کنم به پاسخ شما ارجاعش بدم ولی وقتی ماها متن پاسخ رو برای کسی ارسال می کنیم اون حضور شما هم کمتر دیده میشه و شاید بیشتر راهکار برای افراد می مونه. سوالم این بود آیا با این وجود و با این نگاه ، هنوز نمی شه یک راهکاری هم ارائه داد که از شر این شیاطین خلاصی پیدا کرد؟ مثلا آیا به کسی که در سوریه و یا در یمن در برابر دشمنان می جنگه صرف این دلگرمی که بالاخره جبهه حق پیروز است کافیست یا این که باید یه دفاع ضد موشکی بهش داد که بتونه تهاجم هوایی رو دفع کنه، یک عبادتی، ذکری، دعایی چیزی بالاخره مثلا نمازهای نافله و دعاهای در تعقیب اون و یا چه بدانم استاد سامانه پدافند هوایی نیازمندیم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! دفاع ضد موشکی که به خوبی بر آن تأکید دارید، همان حضور در تاریخ انقلاب اسلامی است که انسان معنای خاصی از جنس معنایی که شهدا برای خود یافتند، مییابند و از این طریق با مقابله با صحنههای فساد دشمن به زیباترین شکل پاکدامنی و عفت خود را حفظ میکند زیرا میداند که قضیه، تهاجم فرهنگی و شبیخون فرهنگی است و لذا زشتیِ این نوع گناهان را از زاویه اجتماعی و سیاسی آن مدّ نظر قرار میدهد. و اینجا است که توبه او راهی میشود برای هرچه بیشتر نزدیکشدن به جهانی که شهدا در آن وارد شدهاند یعنی توبهای سلحشورانه. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث آن مفصل است. همین اندازه میتوان شماره ۵۰ «بنیانهای حکمت حضور جهان بین دو جهان» خدمتتان ارسال کنم تا فتح بابی در این مورد باشد. موفق باشید
۵۰. برای گشودهشدن قرآن و درک اولیای الهی، نباید مانند مشرکینِ حجاز دستهایمان از معانی قدسی خالی باشد و نسبت به تذکراتی که وَحی الهی میدهد بیگانه باشیم. در حالیکه وقتی ایرانیها با وَحی الهی از طریق اسلام روبهرو شدند، نسبت به آن خالیالذهن نبودند و حضور رهبر روحانی جهت نظام بشری را میشناختند و حاصل مواجهه حکمت خسروانی با اسلام، فارابی میشود و تذکر به مدینه فاضله. جناب سلمان فارسی حاصل مواجهه حکمت خسروانی با نبوت نبوی است و بدین لحاظ در زمره خانواده پیامبر (ص) قرار میگیرد، ولی ابوجهل یعنی عموی پیامبر (ص) از خانواده پیامبر خارج است.
مواجهه روح خسروانی در بستر دیانت نبوی، در دوران جدید موجب ظهور سلسله صفویه شد و حاصل آن میرفندرسکی و ملاصدرا گشت، در حالیکه در بستر حاکمیت عثمانی هرگز میرفندرسکی و ملاصدرا ظهور نخواهد کرد.
همان پیوستگی که بین حکمت خسروانی و سیره نبوی شکل گرفت، در این تاریخ موجب میشود در مواجهه با خرد مدرن به طلوع جهانیِ بین دو جهان فکر کنیم که در عین تشیع با هویت حکمت خسروانی، خود را از خرد مدرن بیرون نداند.
مصریان در شرایطی بودند که یا باید اسلام را میپذیرفتند و زبان مخصوص اسلام را و یا بر همان عصر طاغوتیِ خود باقی میماندند، زیرا زبان طاغوتزده آنها ظرفیت رابطه با اشارات قرآن را نداشت ولی در ایران شرایط متفاوت بود و امروز نیز ما در مواجهه با خرد مدرن شرایط مخصوص به خود را دارا هستیم.
از آنجایی احساس خود به عنوان حضوری در اکنون، امری است الهامی، ضرورت رهبریِ روحانی در تأسیس یک نظام حقیقی که مبتنی بر معرفت ذاتی انسان باشد پیش میآید، تا بتوانیم حضور در اکنون تاریخی خود را در یک نظام بنا کنیم زیرا یکی از شرایط بنیادین برای به خودآمدن انسان، حضور در جهانی است تاریخی، تاریخی که آینده حضور بیکرانه انسان را به صورتی اصیل مدّ نظر آورد. ساختن چنین تاریخی، ضرورتاً به تحقق نظامی منجر میشود که مبتنی بر رهبری و هدایت رهبری باشد تاریخساز، تا با شخصیت و رهنمودهای خود، امکان عبور از آشفتگیها و درماندگیها را فراهم آورد وگرنه صاحب منصبانِ تنگنظر، آن تاریخ را به یک رژیم دیوانسالار تبدیل میکنند. این جا است که ضرورت انسانهای قدسی به عنوان به ظهورآوردن «وجود» در تاریخ، ضروری خواهد بود تا آغازگر باشند. این همان برخورداری از معانی قدسی است در نظر به سیره اولیای الهی تا انسان برای رجوع به هویت قدسی خود، نمودی متعیّن در پیش رو داشته باشد و وجود چنین نمادی با تاریخسازیِ خود میتواند نقشآفرینی کند، امری که حجاز در صدر اسلام از آن غفلت کرد ولی در ایران بنیانهای تاریخی آن از قبل فراهم بود و اسلام نوری بود که به آن بنیانها تابید و آنها را به صورتی اصیلتر به ظهور آورد و غفلت از حضور رهبری که نماد حضور ما در ساحت قدس باشد ما را گرفتار محافظهکاری صاحبمنصبان میکند.
