بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
28091

بدون عنوان@بازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد محترم: تفاوت بین توحید صفاتی و توحید اسمائی را متوجه نمی شوم. مثلا در کتاب آداب نماز امام خمینی (ره) منزل رکوع را توحید صفاتی توضیح می دهد و اینکه چون کثرات اسمائیه دارد، تکبیر بعد از رکوع به معنای دور کردن کثرات است و رفتن به سجده و مقام قرب و توحید ذات، درحالی‌که توحید اسمائی را در همین کتاب مقام معرفت اسم اعظم توضیح می دهد که برداشت خودم همان اسم الله است که جامع همه اسم هاست. در نهایت مقام جامع الله در منزل رکوع است یا سجود؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: توحید صفاتی در کنار توحید ذاتی و افعالی قرار دارد به آن معنا که هرکمالی هست از حضرت حق است و در رکوع با نفی خود امکان اظهار آن کمالات را نمازگزار به میان می‌آورد ولی توحید اسمائی نظر به اسماء و حضرت اللّه دارد که جامع جمیع اسماء است و بدین لحاظ اسم اعظم گفته شده است. موفق باشید

27965
متن پرسش
سلام: در مورد رومینا اشرفی و پدرش و اتفاقاتی از این قبیل که در جامعه می‌افتد دیدگاهتان را بفرمایید
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بسیار ناراحت‌کننده بود. دینی که پدرِ نادان و متعصب آن دختر داشت، مسلّم دینی نیست که حضرت محمد «صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» برای بشر آوردند. ما باید از خود بپرسیم چه کسانی و چگونه به این افراد نادان آموزش داده‌اند که به دخترش پیشنهاد کند برود خود را بکشد وگرنه او را خواهد کشت و بعد با حیله‌ای دختر را به خانه برگرداند و این فاجعه‌ی زشت را مرتکب شود. موفق باشید

27841

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد عزیز: طاعات قبول. با توجه به کتاب حقیقت نوری اهل بیت این پارادوکس ایجاد شده در ذهن بنده که می توان گفت مقام پیامبر اکرم (ص) و حضرت علی (ع) در یک جایگاه هست و یا صرفا در خلقت یکسانند؟ اشاره محی الدین هم در تولد زودتر پیامبر مزید بر پارادوکس من شده است. ممنون می‌شوم کمی مبسوط تر توضیح بفرمایید
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این‌که می‌فرمایند همه‌ی آن ذوات مقدس از نور واحدند؛ مربوط به مقام ولایت و قرب است و به همین جهت مثلاً آنجا که قرآن می‌فرماید: «اولئک المقربون» مصداق آن را علی «علیه‌السلام» می‌گیرند. با اینهمه وقتی امیرالمؤمنین «علیه‌السلام» می‌فرمایند من بنده‌ای از بندگان محمد هستم، نظر به مقام نبوت آن حضرت دارند. موفق باشید

27381
متن پرسش
با عرض سلام و احترام خدمت استاد محترم: ببخشید اگر کسی از دین اسلام به مسیحیت گرویده باشد و آموزه های اخلاقی مسیحیت را برتر بداند، و دلبسته آن دین شده باشد و دلیلش هم این است که مسیحیت باعث رشد اخلاقی وی شده است و به طور کلی تعبد به آن دین پیدا کرده است، چگونه می توان با وی رفتار نمود تا به اسلام برگردد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چنین انسان نادانی که نتوانسته است عظمت‌های همه‌جانبه‌ی اسلام را بفهمد، مسلّم خود را فریب می‌دهد که می‌گوید مسیحیت متوجه‌ی رشد اخلاقی می‌گردد. مسلّم مسیحیت را هم نخواهد فهمید. می‌خواهد هوس خود را دنبال کند. شدیداً باید نادانیِ این‌چنین افراد را به رخ‌شان کشید. البته یک مسیحی که نمی‌داند عظمت اسلام تا چه اندازه است، حکمش فرق می‌کند. موفق باشید

27045

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: از ابتداي سوره حمد تا ایاک نعبد و ایاك نستعین خداوند را به ضمیر غایب خطاب می كردیم حمد غایبی را گفته و مالک یوم الدین را وصف كردیم. چگونه می شود كه یک دفعه ضمیر از غایب به حاضر تغییر می كند و ایاک نعبد گفته می شود؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آرام‌آرام محرم می‌شوید تا به امکان رابطه‌ی بدون حجاب برسید. موفق باشید

27021
متن پرسش
با عرض سلام و ادب: قرآن کریم برای شیطان، وقت معلوم و مهلت زیستن قائل شده است و بنا بر مهدویت آن وقت معلوم در ظهور امام عصر (عج) است و در زمان مشخص شیطان به دست ایشان کشته خواهد شد، بر اساس این خبر چه وضعیتی پیش می آید که امام زمان می توانند شیطان را بکشند ولی انبیاء و اولیاء در صدد و موقعیت کشتن شیطان برنیامدند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با تجربیاتی که بشر به نور انبیاء «علیهم‌السلام» پیدا می‌کند در آن بلوغِ تاریخی که عالَم ظرفیتِ به ظهورآمدنِ حضرت مهدی «عجل‌اللّه‌تعالی‌فرجه» را پیدا کرده؛ دیگر شیطان نمی‌تواند میدان‌داری کند و معنی کشتنِ شیطان باید از این قرار باشد. موفق باشید

26783

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: قبل از خبر بیست و سی یک صوت از رهبر در خطاب به پرستاران پخش کرد که قسمتی از این فرمودند «امید بیماران اول به خدا و دوم به شما....» می خواستم بدانم چرا حضرت آقا با اینکه در معارف دینی ما امید اول خدا و آخر هم خداست اینگونه فرمودند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نظر به واسطه‌هایی که خداوند جهت اعمال اراده‌اش به میان آورده است، با توحید منافات ندارد. موفق باشید

26437
متن پرسش
۲۶۶۴۲۵ فرمودید که ساختار شورای نگهبان آنطور است که کمترین خطاها در آن رخ می دهد. مبنای این نگاه روشن شما به شورای نگهبان چیست در صورتیکه افراد ناباب و پر شک و شبهه ای هم ممکن است تایید صلاحیت شوند و انتخاب ۶ فقیه و ۶ حقوق دان هم حتی اشتباه رخ دهد؟ در عین اینکه خیلی ها هم شورای نگهبان را مورد سخت ترین هجمه ها قرار می دهند و معتقدند این نهاد، نماد تک صدایی و کانالیزه شدن کشور توسط ولی فقیه و به نحوی ایجاد یک انتخابات مطلوب نظام نه مردم است.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همچنان‌که عرض شد ترکیب شورای نگهبان طوری است که امکان خطا نسبت به هر نهادی که بخواهیم چنین وظایفی را به عهده‌شان بگذاریم، کمتر و بسیار کمتر است و با این توصیف، باید به شرایط آن‌ها که دارند و افرادی که نامزد می‌شوند، توجه کرد. مثلاً آیا می‌شود ذهن‌خوانی کرد و آقای روحانی را که نامزد شده‌اند تأیید نکرد؟ یا بعضی از چیزها بعداً که افراد در مسئولیت قرار می‌گیرند به ظهور می‌آید؟ موفق باشید

26423
متن پرسش
سلام علیکم: در یادداشت آینده ما چه آینده ای است، فرمودید هر چه پدیده تاریخی جلوتر برود به حقیقت اصیل خودش نزدیک می شود و باعث می گردد آن مبدا و آغاز معلوم و واضح شود و مثال وعده حضرت رسول به ام ابیها درباره ظهور امام عصر (ارواحنا فداه) و ظهور اصل اسلام بدون حجابهای مانع ظهور حقایق آن را زدید. آیا این برداشت من از مطلب حضرتعالی صحیح است که اساساً حکمت گام دوم، بازگشت به همین اصل انقلاب مان و زدودن حجابهای مانع از ظهور اصل این تفکر ماورای مدرنیته است و اگر رهبر انقلاب در بیانیه می فرمایند ما وارد گام دوم خودسازی، جامعه پردازی و تمدن سازی شده ایم، منظور همین است که ما باید تعهدمان نسبت به حضرت حق، در این زمانه بفهمیم و همپای آرمان های امام و شهدا، خود و جامعه و تمدنی بسازیم که شاخص های الهی به صحنه آید زیرا قرآن لازمه هر تحول و ظهور حقایق توحیدی و انقلابی را تنها نارضایتی نسبت به وضعیت و قصد تحول حکومت که امروز بعنوان لازمه هر انقلابی می شمارند، نمی داند و با استفاده از اصطلاح ما بانفسهم در سوره رعد، می خواهد بشر را متوجه سازد که تا تغییر انفسی نکنید و نخواهید خود و جامعه تان را خدایی بیافرینید، انقلابی در خور پرچمداری علم توحید نخواهید داشت.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است «جان چو دیگر شد، جهان دیگر شود» طلیعه‌ی تولد انسانی به چشم می‌خورد که نسبت به معنوی بودن و جهانی بودن خود را تعریف کرده است و ما باید خود را برای چنین جهانی حاضر کنیم. موفق باشید

26199

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
به نام خدا با سلام در ابتدا: امام علی علیه السلام پس از جنگ نهروان اجازه دادند فراریان جنگ جمل وارد کوفه و بصره شوند و سهم خود را از بیت المال بگیرند آنها در میان کلام علی (ع) بی ادبی می کردند و حضرت یقین داشتند به دست اینان شهید می شوند و بساط حکومت اسلامی برچیده می شود اما خبری از شکنجه و سلاخی نیست. ابن ملجم ملعون ضربت می زند و امیر المومنین می فرماید از همین شیری که من می نوشم به او بنوشانید. در جنگ صفین عمرو عاص که از یک لشکر خطرناکتر بود کشف عورت می کند و علی می داند نجات این ملعون یعنی جنگ نهروان یعنی شهادت خودش یعنی صلح حسن اش یعنی شهادت حسین اش علیهم السلام اما نمی کشد. پس از جمل به خانه ای که عایشه در آن است می رود، زن خانه که شوهرش کشته شده بر علی (ع) دو مرتبه توهین می کند و مرگ می گوید یاران می خواهند ادبش کند علی (ع) می گوید پیامبر فرمود بر زنان مشرک و کافر متعرض نشویم چگونه می خواهید به طرف زن مسلمانی تعرض کنید. آن خوارجی نادان در جمع فریاد می زند خدا بکشد این مرد کافر را به زبان امروزی یعنی مرگ بر.... کافر حضرت می فرماید به من فحش داد یا باید او را فحش داد یا بخشید؟ تصور کن امروز این اتفاق بیفتد پوست از سرش می کنند. دو جوانی انقلابی در کوفه شعری هجو در وصف عایشه بانی کشتار مسلمانان جنگ جمل سرودند فرمان داد هر یک را صد تازیانه زدند و اکنون در حکومت اسلامی که به نام علی است استاد خبر داری در اطلاعات چه می گذرد خبر داری؟ استاد می دانم اهل مطالعه ای کتاب خاطرات دو دکتری که پس از نامه به هاشمی دستگیر شدند را بخوان خونهایی که چکه چکه از بین انگشتانش می چکد را که اعترافی بکنند تا متهم شوند را خواهی دید. یکی از اقوام بی سواد ما با سه فرزند با حقوق اداره کار عکسی از رهبر گذاشته بود و ظاهرا جمله نوشته بود روزگارش را سیاه کردند و در مرحله اول ۴ سال زندان بر ایش بریدند این یک نمونه بسیار بسیاربسیار کوچک است. وای که چه خانواده هایی نابود شدند، چه شکنجه هایی که عقل از سر آدم می پراند در سردخانه ۲۴ ساعت نگه داشتند تا نزدیک مرگ، الان که این سوال را از شما می پرسم بیم دارم نکند به دست اطلاعات برسد. استاد چرا رهبری همچون علی نمی خروشد؟ همه اش که نباید بر سر آمریکا فریاد زد. مگر این علی (ع) نیست که در فرمانش به مالک می نویسد مبادا خون ناحق بریزی که در پیش من و خدا هیچ عذری نداری اگر بگویی رهبر خبر ندارد که منطقی نیست. من کاری به افکار دکتر سروش ندارم اما در نامه ایشان به رهبری آمده است زندانها و بازداشتهای شما خبر از خدایی خونریز و سفاک می دهد. اگر بگویی نمی تواند جلوگیری کند اولا چرا نمی تواند؟ دوما چگونه حکومتی که می خواهد مقدمه ظهور عدل مطلق باشد بر پایه این همه ظلم و شکنجه است؟ پس به قول استاد حکیمی حکومت مسانخ چه شد؟ استاد می دانی خیلی از این شکستن ها و تخریبها در اعتراضات مردم از خود نیروهای حکومتی شروع می شود تا هم دیگران تهییح شود و مستمسک داشته باشند فیلمهایش در اینترنت موجود است. براستی استاد چگونه براحتی می آمدند به حکومت شخص اول و دوم جهان خلقت ایراد می گرفتند و اعتراض می کردند اما استاد شما یک راه قانونی در این مملکت بگو که معلمان، کارگران یا هر کسی بتواند اعتراضش را بیان کند. این که خصوصیت حکومت دینی نیست. خبرداری کارگری که به نماز جمعه رفت بلندگو را گرفت و گفت آقا ما سیاسی نیستیم مخالف انقلاب نیستیم ما چند ماهه حقوق نگرفتیم در اولیات زندگی مانده ایم هیچ کس گوش نکرد بعد که راهپیمایی کردند ۴ سال حبس برایش بریدند. استاد شاید شما خبر نداشته باشد چه در این مکانها به نام دین به نام حفظ نظام می گذرد واقعا قابل وصف و بیان نیست، لرزه بر اندام انسان می اندازد. چرا امام علی (ع) برای حفظ نظام توحیدیش این خوارج که عملا به جنگ آمدند بعد که به کوفه آمدند نگرفت در زندان کند شکنجه بدهد اعترافهای کذب از آنان بگیرد تا حکومت توحیدیش بماند؟ چرا طلحه و زبیر را گرچه می دانست می خواهند قائله جمل راه بیاندازند و بسیار کشته از مسلمانان بگیرند حصر خانگی نکرد؟ استاد یک بار امتحان کن با همه خدمت هایت به انقلاب برای امتحان یک سخنرانی بکن و نظرات مخالف ولایت فقیه از بین علما را بیان کن اما رد نکن آن وقت می بینی در سخنرانی دوم و سوم حتی استاد طاهرزاده از کجا سر در می آورد؟ این شبهات نسل جوان پاسخ می خواهد و گرنه تشیع جنازه سردار سلیمانی که بخش مهمی از آن ناشی از قدردانی از امینیت و غرور ملی بود نه دلخوش داشتن از حاکمیت و این مطلبی است که ما توده ها در بین مردم می بینیم و می شنویم و شاید شما از آن دور باشی و همه را به پای ارادت به انقلاب بگذارید به سرنوشت «یدخلون فی دین الله افواجا» دچار شود و بعد دو باره حدیث «ارتدالناس الا...» مصداق یابد. آنچه ما از شیوه امیرالمومنین علیه السلام آموخته ایم با آنچه می بینیم نمی خواند. حالا شما هر چه می خواهی از توحید و نور انقلاب بگو. استاد نکند به قول شهید بهشتی باز هم انقلابمان تک بعدی شود؟ با تشکر.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده هم کم و بیش به این مطالب فکر می‌کنم هر چند در این حد که می فرمایید نیست و عده ای مامورند این طور مطالب را مطرح کنند ولی با توجه به تجربیات اجرایی که دارم به نظر بنده بهترین راه برای عبور از این مشکلات، همین راهی است که رهبر معظم انقلاب پیشه کرده‌اند تا به مرور و با نجات‌یافتن از فتنه‌های دشمن، مردم ما وارد آن نوع خودآگاهیِ لازم بشوند وگرنه نقشه‌هایی که برای ما کشیده‌اند، محقق می‌شود و در تقسیم ایران و قرارگرفتنِ هر قسمتی از آن زیر نظر اسرائیل و آل سعود، موفق می‌گردند. این است که مقام معظم رهبری بنا به قاعده‌ی «برای آبادکردن دهی نباید شهری را خراب کرد» با حکمتِ خاصِ خدایی، سعی دارند این کشتی را در این طوفان به ساحلِ امن و نجات برسانند. موفق باشید

25958

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: وقتتون بخیر. یک روحانی تفاوت بین نبوت و رسالت رو اینطور تعبیر می کرد که نبوت به جنبه ارتباط با عالم غیب و رسالت جنبه ارتباط او با مردم اشاره دارد. به نظرتون درسته؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: باطنِ نبوت و رسالت که ولایت است، وجه و جنبه‌ی ارتباطِ نبیّ با عالم غیب است، وگرنه نبوت و رسالت هر دو وجهِ نظر به خلق از طریق پیامبر می‌باشد. موفق باشید

25701
متن پرسش
سلام علیکم: استاد، شرایط سختی برای شخص خودم پیدا شده است. بعضی روزها وقتی با افرادی صحبت می کنم و باهاشون سر بحث رو باز می کنم، بشدت دچار شک و تردید و ابهام درباره این انقلاب میشم. گویی این انقلاب هم پدیده ای است که روزی بوجود آمده و روزی رشد یافته و روزی به افول و نابودی می رسد. از حرفهای عجیبی که گویی این انقلاب تا عمیق ترین سطوحش درگیر سیاست بازی های کثیف و قدرت طلبی و در تصرف ابن الوقت هاست و این انقلاب، قدرت اسلام و اعتبار اسلام و محبوبیت دین را در بین مردم روز به روز کمتر کرده است. عملکرد برخی جریانات و مسئولین هم شواهدی بر مدعایشان است. دلم سخت لرزیده، نکند این همه تقلا و کوشش و دم زدن از آرمان انقلاب و ارزشهای انقلابی و تمدن اسلامی، بیهوده و آب در هاون کوبیدن باشد و ما هم عقاید مذهبی مان را در پرتو طرح های ایدئولوژیک این نظام مطرح کردیم؟ نکند واقعاً این انقلاب هم پدیده ای است که روزی افول می یابد و خبری از آن قله های افتخار نیست؟ نکند واقعاً سیاست بازی و فرصت طلبی و جناحی کاری، سرتاسر مسئولین ما را فرا گرفته و فساد سیستماتیک است؟ به یاد دارم زمانی این نوع سوالات به ذهنم می رسید و با مطالعه دو کتاب شما در باب انقلاب و آینده داری آن آرام شدم. استاد، وجودم درگیر خوف و رجاء عجیبی است. از یک‌سو همه این تردیدها و ناراحتی ها، و از یک‌سو در دلم امیدی است که این انقلاب عطیه ای الهی و موهبتی از پروردگار برای گذار از مدرنیته و اسلام آمریکایی است و این همه انسان طرازی که نظیر صیاد شیرازی و حججی و چمران تربیت کرده است گواه این مطلب است. گاهی فکر می کنم شاید برای برداشتن گام دوم انقلاب این نوع تردیدها و تشکیک ها و ساخت دوباره بنای ایمانی مان با اعتقاداتی نوین و ناب نیازست بالاخره انقلاب چهل سالگی خود را رد کرده و دوران بلوغ و همین تشکیک ها نسبت به قبل و آینده است. عذر می خواهم مطلب طولانی شد؛التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فرمایشاتی که رهبر معظم انقلاب در روز بسیج فرمودند، همه‌ی حرف را برای چنین سؤالی در میان داشت. آن‌جا که فرمودند: «پیروزی ملّت ایران و پیروزی بسیج و پیروزی این جریان عظیم انقلابی در ایران، تضمین‌شده است. خدای متعال در قرآن می فرماید: اِن یَنصُرکُمُ اللهُ فَلا غالِبَ لَکُم؛ اگر خدا شما را یاری کند، هیچ کس بر شما غلبه نمی کند. خب، یاری کردن خدا چه جوری است؟ اِن تَنصُرُوا اللهَ یَنصُرکُم‌‌؛ اگر شما یاری کردید دین خدا را، جهت‌گیری الهی را، منطق خدایی را، راه خدا را، خدا هم شما را نصرت خواهد کرد و یاری خواهد کرد؛ این همان چیزی است که امروز وجود دارد. این جریان عظیم انقلابی در کشور دارند اهداف الهی را دنبال می کنند، ایجاد جامعه‌ی اسلامی را دارند دنبال می کنند، تحقّق شریعت الهی را در کشور دارند طلب می کنند و دنبال می کنند؛ پس کار خدا است، راه خدا است، نصرت خدا است؛ وقتی نصرت خدا شد، خدای متعال هم نصرت خواهد کرد، و وقتی خدای متعال نصرت کرد، فَلا غالِبَ لَکُم؛ هیچ کس بر شما غلبه نخواهد کرد». موفق باشید

 

25495
متن پرسش
سلام استاد: شبتون بخير استاد بنده كتب انسان شناسي شما (٦جلد) و معرفت النفس علامه حسن زاده و انسان از آغاز تا انجام علامه جوادي و انسان شناسي در قرآن علامه را مصباح خواندم. هنوز هم خيلي سوال دارم. راجع به نفس و روح - نظر ابن سينا و ملاصدرا. اگر امكانش هست لطف كنين سير مطالعاتي پيشرفته تري معرفي كنين.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر می‌کنم بعد از مطالعه‌ی کتاب «خویشتن پنهان» و مطالعه‌ی کتاب «معاد» همراه با ۷۵ جلسه‌ی صوتی آن در این مورد آن‌چه باید بدانید، را یافته‌اید. خواستید هم سری به کتاب «معرفتِ نفس و حشر» بزنید، ولی بیش از این وسواس به خود راه ندهید. موفق باشید

24653

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت شما: استاد شما برای ایجاد شدن طلب معنویت و رفتن به سوی خدا برای یک جوان دانشجو چه کتابی رو پیشنهاد می کنید و مناسب می دانید؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر می‌کنم مطالعه‌ی کتاب «جوان و انتخاب بزرگ» و کتاب «ده نکته در معرفت نفس» و کتاب «آشتی با خدا» مفید باشد. موفق باشید

22455

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: استاد محترم. نمی دانم چه دلیلی هست. وقتی سعی می کنم متمرکز بشم و سرم به کارم باشه و تمرین می کنم که جمع خاطر باشم یکهو سر و کله خیلی آدم پیدا میشه که وسط کارم از من درخواست دارن یک کاری براشون انجام بدهم و من خیلی ها را می دانم که اگر اون کار رو بخوام برای ایشان انجام دهم طول خواهد کشید و از کار خود باز می مانم، از طرفی اگر بگویم من نمی رسم الان هم معمولا باز یک جور ناراحتی پیش میاد و احساس بی توجهی و از طرف من هم معذب شدن و باز از کار مفید جا ماندن. نمی دانم وظیفه ام کدام است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: کمک به خلق در حدّ توان لطف خدا است. موفق باشید

31862

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام و عرض ارادت خدمت شما: ۱. استاد من کارشناسی بهداشت دارم، تا به حال هم مصمم بودم که برای استخدامی آموزش و پرورش بخوانم و واقعا هم به شدت مطالعه می کردم البته به مدد الهی ولی نمی‌دانم به درست یا غلط متوجه تقدیری که برایم رقم زده شده است شدم از آن زمان دیگر هیچ میلی نه به مطالعه دروسم نه به هیچ چیز دیگری ندارم حتی با علاقه مندی تمام برای خدمت داوطلبانه می رفتم اما حالا هیچ میلی برای آن هم ندارم باید چکار کنم که از این حالت در بیایم و با این تقدیر کنار بیایم؟ اصلا نمی‌دانم شاید اشتباه متوجه شده باشم! ۲. حس می کنم باید در راستای خدمت و کمک به مردم به خصوص در حیطه سلامتی کاری انجام دهم، گاهی به ذهنم می رسد که برای استخدام آموزش و پرورش شرکت کنم گاهی به ذهنم می رسد که برای وزارت بهداشت بخوانم و گاهی به ذهنم می رسد که باید در صورت محیا شدن شرایط لیسانس به پزشکی شرکت کنم و در ادامه پزشکی مدرن را با طب سنتی ترکیب کنم (کاری مشابه کار حکیم ابوعلی سینا و شما در ذهنم هست و تنها چیزی که به ذهنم می رسد این راه است) و گاهی هم آشفته هستم و گاهی هم به همین بودن در خانه راضی می شوم! نظر شما چیست؟ کدام راه درست است؟ خواهش می کنم به خواندن جزوه ارجاع ندهید و مرا از سردرگمی در بیاورید. با تشکر از لطف شما. 

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مائیم و انتظار راهی که در مقابل ما همواره گشوده می‌شود و بدین لحاظ نباید از کوشش خود باز بمانیم و نباید هم یک راه را برای خود تعیین کنیم و لا غیر. بدین شعر حافظ که جناب ملاصدرا دائماً به خود متذکر می‌شدند فکر کنید که می‌فرماید: «گرچه وصالش نه به کوشش دهند / آن‌قدر ای دل که توانی بکوش». موفق باشید

31688
متن پرسش
سلام و عرض ادب و ابراز اشتیاق دیدار. در ادامه مبحث اربعین، مخاطبین روی این کلمه حکمت خسروانی، کمی از حضرتعالی انتظار کمک دارد، میخواهیم این حکمت خسروانی و ارتباطش را با موضوع اربعین کمی به تفصیل بیاورید، ممنون میشویم. با تشکر از حضرتعالی. التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث آن مفصل است. همین اندازه می‌توان شماره ۵۰ «بنیان‌های حکمت حضور جهان بین دو جهان» خدمتتان ارسال کنم تا فتح بابی در این مورد باشد. موفق باشید

۵۰. برای گشوده‌شدن قرآن و درک اولیای الهی، نباید مانند مشرکینِ حجاز دست‌هایمان از معانی قدسی خالی باشد و نسبت به تذکراتی که وَحی الهی می‌دهد بیگانه باشیم. در حالی‌که وقتی ایرانی‌ها با وَحی الهی از طریق اسلام روبه‌رو شدند، نسبت به آن خالی‌الذهن نبودند و حضور رهبر روحانی جهت نظام بشری را می‌شناختند و حاصل مواجهه‌ حکمت خسروانی با اسلام، فارابی می‌شود و تذکر به مدینه فاضله. جناب سلمان فارسی حاصل مواجهه‌ حکمت خسروانی با نبوت نبوی است و بدین لحاظ در زمره‌ خانواده‌ پیامبر (ص) قرار می‌گیرد، ولی ابوجهل یعنی عموی پیامبر (ص) از خانواده‌ پیامبر خارج است.

مواجهه‌ روح خسروانی در بستر دیانت نبوی، در دوران جدید موجب ظهور سلسله صفویه شد و حاصل آن میرفندرسکی و ملاصدرا گشت، در حالی‌که در بستر حاکمیت عثمانی هرگز میرفندرسکی و ملاصدرا ظهور نخواهد کرد.

همان پیوستگی که بین حکمت خسروانی و سیره‌ نبوی شکل گرفت، در این تاریخ موجب می‌شود در مواجهه با خرد مدرن به طلوع جهانیِ بین دو جهان فکر کنیم که در عین تشیع با هویت حکمت خسروانی، خود را از خرد مدرن بیرون نداند.

مصریان در شرایطی بودند که یا باید اسلام را می‌پذیرفتند و زبان مخصوص اسلام را و یا بر همان عصر طاغوتیِ خود باقی می‌ماندند، زیرا زبان طاغوت‌زده‌ آن‌ها ظرفیت رابطه با اشارات قرآن را نداشت ولی در ایران شرایط متفاوت بود و امروز نیز ما در مواجهه با خرد مدرن شرایط مخصوص به خود را دارا هستیم.

از آن‌جایی احساس خود به عنوان حضوری در اکنون، امری است الهامی، ضرورت رهبریِ روحانی در تأسیس یک نظام حقیقی که مبتنی بر معرفت ذاتی انسان باشد پیش می‌آید، تا بتوانیم حضور در اکنون تاریخی خود را در یک نظام بنا کنیم زیرا یکی از شرایط بنیادین برای به خودآمدن انسان، حضور در جهانی است تاریخی، تاریخی که آینده حضور بیکرانه انسان را به صورتی اصیل مدّ نظر آورد. ساختن چنین تاریخی، ضرورتاً به تحقق نظامی منجر می‌شود که مبتنی بر رهبری و هدایت رهبری باشد تاریخ‌ساز، تا با شخصیت و رهنمودهای خود، امکان عبور از آشفتگی‌ها و درماندگی‌ها را فراهم آورد وگرنه صاحب منصبانِ تنگ‌نظر، آن تاریخ را به یک رژیم دیوان‌سالار تبدیل می‌کنند. این جا است که ضرورت انسان‌های قدسی به عنوان به ظهورآوردن «وجود» در تاریخ، ضروری خواهد بود تا آغازگر باشند. این همان برخورداری از معانی قدسی است در نظر به سیره اولیای الهی تا انسان برای رجوع به هویت قدسی خود، نمودی متعیّن در پیش رو داشته باشد و وجود چنین نمادی با تاریخ‌سازیِ خود می‌تواند نقش‌آفرینی کند، امری که حجاز در صدر اسلام از آن غفلت کرد ولی در ایران بنیان‌های تاریخی آن از قبل فراهم بود و اسلام نوری بود که به آن بنیان‌ها تابید و آن‌ها را به صورتی اصیل‌تر به ظهور آورد و غفلت از حضور رهبری که نماد حضور ما در ساحت قدس باشد ما را گرفتار محافظه‌کاری صاحب‌منصبان می‌کند.

31648

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: بنده به خاطر مجرد بودن سالهاست به گناهی جنسی در خلوت دچارم که بارها اراده کردم این گناه رو ترک کنم و دیگه واقعا خسته ام کرده. بارها اراده کردم برای همیشه ترکش کنم چون چوب خطم پر شده و دیگه داره دیر میشه، اما حدود یک سال پیش یه روایتی خوندم که اگه انسانها گناه نمی‌کردند خدا قومی رو خلق می‌کرد که گناه کنند و اونا رو بببخشه. از اونجا که آدم بی ظرفیتی هستم این روایت باعث میشه وقتی توبه می‌کنم بعد از مدتی که نفس و شهوت فشار میاره با به یاد این روایت افتادن راحت تسلیم بشم و دوباره آلوده بشم. استاد چکار کنم دیگه خسته شدم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: روایت مذکور می‌خواهد خطر عُجب برای مؤمنین را تذکر دهد و نه این‌که بهانه گناه‌کردنِ گناهکاران باشد از آن جهت که آلوده‌شدن به این نوع گناهان، روحانیت انسان را که موجب حضور در عوالم معنوی می‌شود، از او می‌گیرد. باید همچنان‌که در کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» گفته شده، خود را مشغول امور سالم حتی مثل ورزش بنماییم تا آن نوع خیالات بر ما سیطره نکنند و قوت نگیرند. بد نیست سری به آن کتاب بزنید. موفق باشید

31493
متن پرسش
سلام استاد: ان شاءالله خداوند شما رو سلامت و محفوظ بدارد. سوال داشتم لطف می کنید پاسخ بفرمایید: یک فردی می گفتند زیارت عاشورا رو هر روز نخوانید چون پریشانی می آورد به این خاطر که شاید خود شما از لعن کنندگان در زیارت عاشورا باشید. آیا این صحبت درست می باشد با توجه به اینکه آنقدر علماء ما توصیه در مداومت به زیارت عاشورا می کنند؟ گاهی در نماز با مقدار کمی توجه بدنم موقع رکوع رفتن می لرزد آیا این مسئله می تواند برایم حجابی باشد یا واقعاًبا کمی توجه به خدا باعث این لرزش بدن می شود؟ سپاس گزاری می کنم از پاسخ و لطف شما استاد.
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: با خود مدارا باید کرد و سخت‌گیری حتی در عبادات لازم نیست. رسول خدا «صلوات‌الله‌علیه‌وآله» می‌فرمایند: «بُعِثْتُ بِالْحَنِیفِیةِ السمْحَةِ السهْلَةِ؛» من بر آیینی مبعوث شده‌ام که آن در عین آن‌که با جان‌ها هماهنگی دارد، نرم و سهل است. آری! انس با زیارت عاشورا راهِ انس با مولایمان حضرت اباعبدالله «علیه‌السلام» است. مثلاً عصر روزهای جمعه با دلی که رو به سوی آن امام دارد، از طریق آن زیارت، حضرت را زیارت کنیم. عرایضی در کتاب «زیارت عاشورا و اتحاد روحانی با امام حسین «علیه‌السلام» شده است.   موفق باشید

31408

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد علی و بزرگوار خداوند طور هم با عزت و سلامت به شما و خانواده محترم عنایت فرماید : استاد بنا داریم در شهرمان که از نظر بد حجابی و بی حجابی خیلی وضعیت نا بهنجار دارد حرکتی فرهنگی در زمینه حجاب و پوشش اسلامی انجام دهیم نیاز به راهنمایی شما داریم که این حرکت را از کجا آغاز کنیم؟ و به چه سبک که بهترین نتیجه ان شاء لله حاصل شود. موید باشید
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌آید با توجه به شرایطی که در آن هستیم، بیشتر باید افراد مذهبی با نشان‌دادن سجایای اخلاقی و کمک و ایثار به مردم، نشان دهند که راه اسلام راهی است که سعادت بقیه در آن است. به گفته جناب مولوی: «مؤمن آن باشد که اندر جزر و مدّ / کافر از ایمان او حسرت خورَد». موفق باشید

30946
متن پرسش

با سلام خدمت استاد عزیزم بنده احساس می کنم هر اندازه انسان‌ با نظر به انقلاب اسلامی موحدتر باشد؛ به همان اندازه تاثیر گسترده و عمیقی در بسط حقیقت اسلام در افراد جامعه دارد و به عبارتی انقلاب اسلامی سریع تر به اهداف متعالی خود نائل می آید. به طور مشخص می خواهم بگویم که چه بسا به زودی افرادی در انقلاب ظهور نمایند که شخصیت توحیدی آنها از شهید حاج قاسم سلیمانی افزون و به مراتب تاثیر گسترده و عمیقی در جامعه ایرانی و جهانی داشته باشند. لطفا نظر مبارک خویش را در مورد احساس فوق بفرمایید. استاد جان! بنده الحمدلله چندین سال هست که با آثار شما مانوس هستم؛ که در حال‌ حاضر به مطالعه کتاب گوش سپردن به ندای بی صدای انقلاب اسلامی می پردازم، که در آخرین اوراق آن هستم. استاد طبق گزاره های جنابعالی در آن کتاب؛ ما باید زبان خدا در این تاریخ باشیم و این یعنی هیچ شدن ما...! لذا احساس می‌کنم باید در عین تفکر در گزارش های حقیقی شما در آثار ارزشمندتان، باید از مباحث جنابعالی هم عبور کنم تا خدا به وسیله بنده عامل بسط حقیقت اسلام و انقلاب گردد. لطفا نظر مبارک خویش را هم در مورد احساس بالا بفرمایید.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: کاملاً با هر دو نکته‌ای که می‌فرمایید موافق هستم. آری! انقلاب اسلامی مابه‌القوه‌هایی دارد که هنوز فعلیت نیافته‌اند و آری! باید با چشم‌اندازی که انقلاب مقدس اسلامی مقابل ما می‌گشاید به حقیقت این تاریخ نظر کنیم. موفق باشید

30365

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: اسماء الهی به دو دسته کلی اسماء جلال و جمال تقسیم می‌شود و انسان می‌تواند مظهر هر دو دسته از اسماء باشد ولی بزرگی از عرفا می‌فرماید ما اسماء جلال را طلب نمی‌کنیم چر ا که آنها دهشت آور هستند منظور ایشان چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر انسان صرف اسم جلال باشد، همین‌طور است. ولی اولیای الهی در مقام جمع این دو اسم هستند یعنی: «أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ رُحَماءُ بَيْنَهُمْ». موفق باشید

30162
متن پرسش
سلام علیک: در تجربه مرگ تقریبی که برای خیلیها پیش آمده و قابل انکار نیست افراد خود را در همین دنیا و در کنار دیگران احساس می‌کنند آیا این وضعیت آنان موقتی بوده و می‌شود گفت با آنکه مرده اند هنوز سفر برزخی آنان شروع نشده؟ و چون سفر برزخی شروع نشده گاها می‌توانند احیا شوند؟ و اگر این سفر شروع شد دیگر بازگشت امکان ندارد؟ و آیا سکرات مرگ همان شروع سفر برزخی است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است که می‌فرمایید که این روح‌ها هنوز سفر برزخی خود را شروع نکرده‌اند تنها وجه تجرد خود را به آن صورت‌های مختلف احساس می‌کنند. سکرات، مقام انتقال روح از دنیا به برزخ است. موفق باشید

29850

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد عزیز: سوالی مطرح کردم در مورد شهدای هواپیمایی که سپاه با اشتباه انسانی زد، هنوز پاسخی دریافت نکردم گفتم سوالم رو با سوالی دیگر پیگیری کنم، رفتار جمهوری اسلامی با مردم مثل اون قاضی است که سرباز رو برای گرفتن مدرک شناسایی سیلی می‌زند، اخیرا فردوسی پور با گزارشگری در یک پیج انیستاگرامی با مخاطب میلیونی اثبات کرد که رفتار بیت و صدا و سیما کاملا غیرمنطقی بوده، هنوز از این اتفاق نگذشته که سایت های اصولگرا تلاش می کنن این پیروزی فردوسی پور رو برعکس نشون بدن. آیا جمهوری اسلامی در تلاش برای اصلاح خود هست؟ با مسئولانی که خود رو پاسخگوی مردم نمی دونن، حتی با به شهادت رساندن نخبگان هیچ هیچ هیچ مسئولی حاضر به عکس العمل نشد. منتظر پاسختان هستم. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده هیچ وقت مدافع حرکاتی که با روح تاریخی انقلاب اسلامی نمی‌خواند نیستم؛ عرض بنده آن است که متوجه اصل حضور تاریخی انقلاب اسلامی باید بود که تنها راه عبور از تنگناهای تاریخی همین راهی است که خداوند در مقابل ما گشوده‌است و شهدای عزیز در دلِ چنین تاریخی حاضر شدند جان‌شان را بدهند و خداوند هرگز نتایج کار آن‌ها را که به نتیجه رسیدنِ اهداف انقلاب است ضایع نمی‌کند. موفق باشید

29849

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
عرض سلام و خسته نباشید استاد بزرگوار: ببخشید فرمودید که پاسخ سوال ۲۹۸۰۷ رو به ایمیل بنده لطف فرمودین ارسال کردین، متاسفانه ایمیل با مشکل مواجه شد و نتونستم واردش بشم، راستش دوست نداشتم دوباره وقتتون رو بگیرم چون مشغله تون زیاده، اما پاسخ شما برای بنده خیلی مهمه و احساس می‌کنم همون چیزیه که بهش نیاز دارم و این شد که دوباره مزاحم شدم، بنده رو حلال بفرمایید لطفا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این طور جواب داده شد:

باسمه تعالی: سلام علیکم: خدا رحمت‌شان کند. او زندگی دیگری را شروع کرد و شما هم باید زندگی خود را ادامه دهید. إن‌شاءالله از برکات حضور ایشان بهره‌مند خواهید شد. موفق باشید

نمایش چاپی