باسمه تعالی: سلام علیکم: توحید صفاتی در کنار توحید ذاتی و افعالی قرار دارد به آن معنا که هرکمالی هست از حضرت حق است و در رکوع با نفی خود امکان اظهار آن کمالات را نمازگزار به میان میآورد ولی توحید اسمائی نظر به اسماء و حضرت اللّه دارد که جامع جمیع اسماء است و بدین لحاظ اسم اعظم گفته شده است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بسیار ناراحتکننده بود. دینی که پدرِ نادان و متعصب آن دختر داشت، مسلّم دینی نیست که حضرت محمد «صلواتاللّهعلیهوآله» برای بشر آوردند. ما باید از خود بپرسیم چه کسانی و چگونه به این افراد نادان آموزش دادهاند که به دخترش پیشنهاد کند برود خود را بکشد وگرنه او را خواهد کشت و بعد با حیلهای دختر را به خانه برگرداند و این فاجعهی زشت را مرتکب شود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: اینکه میفرمایند همهی آن ذوات مقدس از نور واحدند؛ مربوط به مقام ولایت و قرب است و به همین جهت مثلاً آنجا که قرآن میفرماید: «اولئک المقربون» مصداق آن را علی «علیهالسلام» میگیرند. با اینهمه وقتی امیرالمؤمنین «علیهالسلام» میفرمایند من بندهای از بندگان محمد هستم، نظر به مقام نبوت آن حضرت دارند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: چنین انسان نادانی که نتوانسته است عظمتهای همهجانبهی اسلام را بفهمد، مسلّم خود را فریب میدهد که میگوید مسیحیت متوجهی رشد اخلاقی میگردد. مسلّم مسیحیت را هم نخواهد فهمید. میخواهد هوس خود را دنبال کند. شدیداً باید نادانیِ اینچنین افراد را به رخشان کشید. البته یک مسیحی که نمیداند عظمت اسلام تا چه اندازه است، حکمش فرق میکند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: آرامآرام محرم میشوید تا به امکان رابطهی بدون حجاب برسید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: با تجربیاتی که بشر به نور انبیاء «علیهمالسلام» پیدا میکند در آن بلوغِ تاریخی که عالَم ظرفیتِ به ظهورآمدنِ حضرت مهدی «عجلاللّهتعالیفرجه» را پیدا کرده؛ دیگر شیطان نمیتواند میدانداری کند و معنی کشتنِ شیطان باید از این قرار باشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: نظر به واسطههایی که خداوند جهت اعمال ارادهاش به میان آورده است، با توحید منافات ندارد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همچنانکه عرض شد ترکیب شورای نگهبان طوری است که امکان خطا نسبت به هر نهادی که بخواهیم چنین وظایفی را به عهدهشان بگذاریم، کمتر و بسیار کمتر است و با این توصیف، باید به شرایط آنها که دارند و افرادی که نامزد میشوند، توجه کرد. مثلاً آیا میشود ذهنخوانی کرد و آقای روحانی را که نامزد شدهاند تأیید نکرد؟ یا بعضی از چیزها بعداً که افراد در مسئولیت قرار میگیرند به ظهور میآید؟ موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینطور است «جان چو دیگر شد، جهان دیگر شود» طلیعهی تولد انسانی به چشم میخورد که نسبت به معنوی بودن و جهانی بودن خود را تعریف کرده است و ما باید خود را برای چنین جهانی حاضر کنیم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده هم کم و بیش به این مطالب فکر میکنم هر چند در این حد که می فرمایید نیست و عده ای مامورند این طور مطالب را مطرح کنند ولی با توجه به تجربیات اجرایی که دارم به نظر بنده بهترین راه برای عبور از این مشکلات، همین راهی است که رهبر معظم انقلاب پیشه کردهاند تا به مرور و با نجاتیافتن از فتنههای دشمن، مردم ما وارد آن نوع خودآگاهیِ لازم بشوند وگرنه نقشههایی که برای ما کشیدهاند، محقق میشود و در تقسیم ایران و قرارگرفتنِ هر قسمتی از آن زیر نظر اسرائیل و آل سعود، موفق میگردند. این است که مقام معظم رهبری بنا به قاعدهی «برای آبادکردن دهی نباید شهری را خراب کرد» با حکمتِ خاصِ خدایی، سعی دارند این کشتی را در این طوفان به ساحلِ امن و نجات برسانند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: باطنِ نبوت و رسالت که ولایت است، وجه و جنبهی ارتباطِ نبیّ با عالم غیب است، وگرنه نبوت و رسالت هر دو وجهِ نظر به خلق از طریق پیامبر میباشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: فرمایشاتی که رهبر معظم انقلاب در روز بسیج فرمودند، همهی حرف را برای چنین سؤالی در میان داشت. آنجا که فرمودند: «پیروزی ملّت ایران و پیروزی بسیج و پیروزی این جریان عظیم انقلابی در ایران، تضمینشده است. خدای متعال در قرآن می فرماید: اِن یَنصُرکُمُ اللهُ فَلا غالِبَ لَکُم؛ اگر خدا شما را یاری کند، هیچ کس بر شما غلبه نمی کند. خب، یاری کردن خدا چه جوری است؟ اِن تَنصُرُوا اللهَ یَنصُرکُم؛ اگر شما یاری کردید دین خدا را، جهتگیری الهی را، منطق خدایی را، راه خدا را، خدا هم شما را نصرت خواهد کرد و یاری خواهد کرد؛ این همان چیزی است که امروز وجود دارد. این جریان عظیم انقلابی در کشور دارند اهداف الهی را دنبال می کنند، ایجاد جامعهی اسلامی را دارند دنبال می کنند، تحقّق شریعت الهی را در کشور دارند طلب می کنند و دنبال می کنند؛ پس کار خدا است، راه خدا است، نصرت خدا است؛ وقتی نصرت خدا شد، خدای متعال هم نصرت خواهد کرد، و وقتی خدای متعال نصرت کرد، فَلا غالِبَ لَکُم؛ هیچ کس بر شما غلبه نخواهد کرد». موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر میکنم بعد از مطالعهی کتاب «خویشتن پنهان» و مطالعهی کتاب «معاد» همراه با ۷۵ جلسهی صوتی آن در این مورد آنچه باید بدانید، را یافتهاید. خواستید هم سری به کتاب «معرفتِ نفس و حشر» بزنید، ولی بیش از این وسواس به خود راه ندهید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر میکنم مطالعهی کتاب «جوان و انتخاب بزرگ» و کتاب «ده نکته در معرفت نفس» و کتاب «آشتی با خدا» مفید باشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: کمک به خلق در حدّ توان لطف خدا است. موفق باشید
با سلام و عرض ارادت خدمت شما: ۱. استاد من کارشناسی بهداشت دارم، تا به حال هم مصمم بودم که برای استخدامی آموزش و پرورش بخوانم و واقعا هم به شدت مطالعه می کردم البته به مدد الهی ولی نمیدانم به درست یا غلط متوجه تقدیری که برایم رقم زده شده است شدم از آن زمان دیگر هیچ میلی نه به مطالعه دروسم نه به هیچ چیز دیگری ندارم حتی با علاقه مندی تمام برای خدمت داوطلبانه می رفتم اما حالا هیچ میلی برای آن هم ندارم باید چکار کنم که از این حالت در بیایم و با این تقدیر کنار بیایم؟ اصلا نمیدانم شاید اشتباه متوجه شده باشم! ۲. حس می کنم باید در راستای خدمت و کمک به مردم به خصوص در حیطه سلامتی کاری انجام دهم، گاهی به ذهنم می رسد که برای استخدام آموزش و پرورش شرکت کنم گاهی به ذهنم می رسد که برای وزارت بهداشت بخوانم و گاهی به ذهنم می رسد که باید در صورت محیا شدن شرایط لیسانس به پزشکی شرکت کنم و در ادامه پزشکی مدرن را با طب سنتی ترکیب کنم (کاری مشابه کار حکیم ابوعلی سینا و شما در ذهنم هست و تنها چیزی که به ذهنم می رسد این راه است) و گاهی هم آشفته هستم و گاهی هم به همین بودن در خانه راضی می شوم! نظر شما چیست؟ کدام راه درست است؟ خواهش می کنم به خواندن جزوه ارجاع ندهید و مرا از سردرگمی در بیاورید. با تشکر از لطف شما.
باسمه تعالی: سلام علیکم: مائیم و انتظار راهی که در مقابل ما همواره گشوده میشود و بدین لحاظ نباید از کوشش خود باز بمانیم و نباید هم یک راه را برای خود تعیین کنیم و لا غیر. بدین شعر حافظ که جناب ملاصدرا دائماً به خود متذکر میشدند فکر کنید که میفرماید: «گرچه وصالش نه به کوشش دهند / آنقدر ای دل که توانی بکوش». موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث آن مفصل است. همین اندازه میتوان شماره ۵۰ «بنیانهای حکمت حضور جهان بین دو جهان» خدمتتان ارسال کنم تا فتح بابی در این مورد باشد. موفق باشید
۵۰. برای گشودهشدن قرآن و درک اولیای الهی، نباید مانند مشرکینِ حجاز دستهایمان از معانی قدسی خالی باشد و نسبت به تذکراتی که وَحی الهی میدهد بیگانه باشیم. در حالیکه وقتی ایرانیها با وَحی الهی از طریق اسلام روبهرو شدند، نسبت به آن خالیالذهن نبودند و حضور رهبر روحانی جهت نظام بشری را میشناختند و حاصل مواجهه حکمت خسروانی با اسلام، فارابی میشود و تذکر به مدینه فاضله. جناب سلمان فارسی حاصل مواجهه حکمت خسروانی با نبوت نبوی است و بدین لحاظ در زمره خانواده پیامبر (ص) قرار میگیرد، ولی ابوجهل یعنی عموی پیامبر (ص) از خانواده پیامبر خارج است.
مواجهه روح خسروانی در بستر دیانت نبوی، در دوران جدید موجب ظهور سلسله صفویه شد و حاصل آن میرفندرسکی و ملاصدرا گشت، در حالیکه در بستر حاکمیت عثمانی هرگز میرفندرسکی و ملاصدرا ظهور نخواهد کرد.
همان پیوستگی که بین حکمت خسروانی و سیره نبوی شکل گرفت، در این تاریخ موجب میشود در مواجهه با خرد مدرن به طلوع جهانیِ بین دو جهان فکر کنیم که در عین تشیع با هویت حکمت خسروانی، خود را از خرد مدرن بیرون نداند.
مصریان در شرایطی بودند که یا باید اسلام را میپذیرفتند و زبان مخصوص اسلام را و یا بر همان عصر طاغوتیِ خود باقی میماندند، زیرا زبان طاغوتزده آنها ظرفیت رابطه با اشارات قرآن را نداشت ولی در ایران شرایط متفاوت بود و امروز نیز ما در مواجهه با خرد مدرن شرایط مخصوص به خود را دارا هستیم.
از آنجایی احساس خود به عنوان حضوری در اکنون، امری است الهامی، ضرورت رهبریِ روحانی در تأسیس یک نظام حقیقی که مبتنی بر معرفت ذاتی انسان باشد پیش میآید، تا بتوانیم حضور در اکنون تاریخی خود را در یک نظام بنا کنیم زیرا یکی از شرایط بنیادین برای به خودآمدن انسان، حضور در جهانی است تاریخی، تاریخی که آینده حضور بیکرانه انسان را به صورتی اصیل مدّ نظر آورد. ساختن چنین تاریخی، ضرورتاً به تحقق نظامی منجر میشود که مبتنی بر رهبری و هدایت رهبری باشد تاریخساز، تا با شخصیت و رهنمودهای خود، امکان عبور از آشفتگیها و درماندگیها را فراهم آورد وگرنه صاحب منصبانِ تنگنظر، آن تاریخ را به یک رژیم دیوانسالار تبدیل میکنند. این جا است که ضرورت انسانهای قدسی به عنوان به ظهورآوردن «وجود» در تاریخ، ضروری خواهد بود تا آغازگر باشند. این همان برخورداری از معانی قدسی است در نظر به سیره اولیای الهی تا انسان برای رجوع به هویت قدسی خود، نمودی متعیّن در پیش رو داشته باشد و وجود چنین نمادی با تاریخسازیِ خود میتواند نقشآفرینی کند، امری که حجاز در صدر اسلام از آن غفلت کرد ولی در ایران بنیانهای تاریخی آن از قبل فراهم بود و اسلام نوری بود که به آن بنیانها تابید و آنها را به صورتی اصیلتر به ظهور آورد و غفلت از حضور رهبری که نماد حضور ما در ساحت قدس باشد ما را گرفتار محافظهکاری صاحبمنصبان میکند.
باسمه تعالی: سلام علیکم: روایت مذکور میخواهد خطر عُجب برای مؤمنین را تذکر دهد و نه اینکه بهانه گناهکردنِ گناهکاران باشد از آن جهت که آلودهشدن به این نوع گناهان، روحانیت انسان را که موجب حضور در عوالم معنوی میشود، از او میگیرد. باید همچنانکه در کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» گفته شده، خود را مشغول امور سالم حتی مثل ورزش بنماییم تا آن نوع خیالات بر ما سیطره نکنند و قوت نگیرند. بد نیست سری به آن کتاب بزنید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: با خود مدارا باید کرد و سختگیری حتی در عبادات لازم نیست. رسول خدا «صلواتاللهعلیهوآله» میفرمایند: «بُعِثْتُ بِالْحَنِیفِیةِ السمْحَةِ السهْلَةِ؛» من بر آیینی مبعوث شدهام که آن در عین آنکه با جانها هماهنگی دارد، نرم و سهل است. آری! انس با زیارت عاشورا راهِ انس با مولایمان حضرت اباعبدالله «علیهالسلام» است. مثلاً عصر روزهای جمعه با دلی که رو به سوی آن امام دارد، از طریق آن زیارت، حضرت را زیارت کنیم. عرایضی در کتاب «زیارت عاشورا و اتحاد روحانی با امام حسین «علیهالسلام» شده است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر میآید با توجه به شرایطی که در آن هستیم، بیشتر باید افراد مذهبی با نشاندادن سجایای اخلاقی و کمک و ایثار به مردم، نشان دهند که راه اسلام راهی است که سعادت بقیه در آن است. به گفته جناب مولوی: «مؤمن آن باشد که اندر جزر و مدّ / کافر از ایمان او حسرت خورَد». موفق باشید
با سلام خدمت استاد عزیزم بنده احساس می کنم هر اندازه انسان با نظر به انقلاب اسلامی موحدتر باشد؛ به همان اندازه تاثیر گسترده و عمیقی در بسط حقیقت اسلام در افراد جامعه دارد و به عبارتی انقلاب اسلامی سریع تر به اهداف متعالی خود نائل می آید. به طور مشخص می خواهم بگویم که چه بسا به زودی افرادی در انقلاب ظهور نمایند که شخصیت توحیدی آنها از شهید حاج قاسم سلیمانی افزون و به مراتب تاثیر گسترده و عمیقی در جامعه ایرانی و جهانی داشته باشند. لطفا نظر مبارک خویش را در مورد احساس فوق بفرمایید. استاد جان! بنده الحمدلله چندین سال هست که با آثار شما مانوس هستم؛ که در حال حاضر به مطالعه کتاب گوش سپردن به ندای بی صدای انقلاب اسلامی می پردازم، که در آخرین اوراق آن هستم. استاد طبق گزاره های جنابعالی در آن کتاب؛ ما باید زبان خدا در این تاریخ باشیم و این یعنی هیچ شدن ما...! لذا احساس میکنم باید در عین تفکر در گزارش های حقیقی شما در آثار ارزشمندتان، باید از مباحث جنابعالی هم عبور کنم تا خدا به وسیله بنده عامل بسط حقیقت اسلام و انقلاب گردد. لطفا نظر مبارک خویش را هم در مورد احساس بالا بفرمایید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: کاملاً با هر دو نکتهای که میفرمایید موافق هستم. آری! انقلاب اسلامی مابهالقوههایی دارد که هنوز فعلیت نیافتهاند و آری! باید با چشماندازی که انقلاب مقدس اسلامی مقابل ما میگشاید به حقیقت این تاریخ نظر کنیم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر انسان صرف اسم جلال باشد، همینطور است. ولی اولیای الهی در مقام جمع این دو اسم هستند یعنی: «أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ رُحَماءُ بَيْنَهُمْ». موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینطور است که میفرمایید که این روحها هنوز سفر برزخی خود را شروع نکردهاند تنها وجه تجرد خود را به آن صورتهای مختلف احساس میکنند. سکرات، مقام انتقال روح از دنیا به برزخ است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده هیچ وقت مدافع حرکاتی که با روح تاریخی انقلاب اسلامی نمیخواند نیستم؛ عرض بنده آن است که متوجه اصل حضور تاریخی انقلاب اسلامی باید بود که تنها راه عبور از تنگناهای تاریخی همین راهی است که خداوند در مقابل ما گشودهاست و شهدای عزیز در دلِ چنین تاریخی حاضر شدند جانشان را بدهند و خداوند هرگز نتایج کار آنها را که به نتیجه رسیدنِ اهداف انقلاب است ضایع نمیکند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: این طور جواب داده شد:
باسمه تعالی: سلام علیکم: خدا رحمتشان کند. او زندگی دیگری را شروع کرد و شما هم باید زندگی خود را ادامه دهید. إنشاءالله از برکات حضور ایشان بهرهمند خواهید شد. موفق باشید
