باسمه تعالی: سلام علیکم: سردر گمی شما به جهت آن است که می خواهید از طریق خواب مقدرات خود را بفهمید. انسان اگر خودش کمی توجه کند متوجه میشود خداوند چه اموری بر او تقدیر کرده است. عمده آن است که از وضع فعلی خود هرچه میخواهد باشد راضی باشیم و وظیفه ی خود را در آن وضع انجام دهیم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: از یک طرف به نظر می آید ناخودآگاه بعضی از نکات و علوم توسط علمای اصولی ما رعایت شده. از طرف دیگر به هر حال علم هرمنوتیک متذکر این امر است که روح مدرنیته تاریخ گذشته را به نفع خود مصادره و فهم میکند و لذا باید با فهم روح تاریخی متون بخصوص متون مقدس از سیطره ی مدرنیته متون را آزاد کرد. اینجاست که هر اندازه متوجه ی روح تاریخی آیات و روایات بخصوص روایات فقهی بشویم بهتر میتوانیم با آن متون ارتباط برقرار کنیم. بعضا دیده ام که آقای آیت اللّه حیدری می خواهند این کار را بکنند ولی در بعضی موارد طوری افراط می کنند که عملا انسان از کار ایشان مأیوس می شود. به امید آنکه به روشی حکیمانه بتوانیم متون مقدس خود را بازخوانی کنیم تا در امروز تاریخ خود بهتر حاضر شویم بدون اینکه بخواهیم با عقل غربی آن متون را ارزیابی کنیم و گرفتار «قبض و بسط تئوریک شریعت» از دکتر سروش شویم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: متأسفانه در این موارد ورودی نداشتهام و لذا منبعی و یا شخصی را نمیشناسم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت دارید مکاشفات با خواب و رؤیا متفاوت است. خواب میتواند برای خود شخص حجّت باشد ولی نباید ملاک قرار گیرد. آیت اللّه شجاعی در یکی از نوشتههای خود غیر از کتاب «مقالات» و «معاد»، نکات خوبی در مورد اینکه به طور کلی نباید خواب را حجت قرار داد، فرمودهاند که البته فراموش کردهام در کدام از آثارشان میباشد. در کتاب «جایگاه جنّ و شیطان و جادوگر» بحثی تحت عنوان «نقش عقاید در رؤیا» هست میتواند در این مورد مفید باشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. هرکس را صبحدمانی و فلقی است و هنر ما باید آن باشد حال که صبح، دمیدن آغاز کرده و در بینالطلوعین آن هستیم، مواظب باشیم خواب بر ما غلبه نکند تا از حرکت باز ایستیم. ۲. وقتی کتابی رویهمرفته مطالعه و دریافت شد، جلو بروید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: حکم الهی است. شاید بتوان گفت روح انسان که ناظر بر بدنش میباشد، در آنچنان شرایطی اذیت نمیشود ولی چنانچه کفن نداشته باشد اذیت میشود مگر آنکه در دریا غرق شده باشد و امثال آن که ظاهراً در این موارد، روحِ او را از بدنش منصرف میکنند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: خوب است به معرفت نفس نظر شود از آن جهت که راهِ شناخت ربّ است به صورت حضوری، و حقیقت همان حضرت حق است در جلوات مختلف اسماء، که عرفان متذکر آن است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ابتدا سری به متنی که تحت عنوان «دعا در آغوش خدا» در کانال مطالب ویژه است، بزنید به آدرس https://eitaa.com/hasannazari110 2- از سیر مطالعاتیِ سایت غافل نباشید، إنشاءاللّه کارساز است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به هرحال نظام هستی دارای انضباط خاصی است و میتوان در معرض نظامی قرار گرفت که دارای حکم مخصوصی است و میتوان خود را در معرض وجه دیگری از انضباطِ الهی قرار داد که به اصطلاح گفته میشود «از قضایی به قضایی دیگری پناهبردن» و معلوم است در شرایط جدید، حکمِ دیگری بر او جاری میگردد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در خشونت آن فاسقِ لعین همان بس که دستور به واقعهی «حرّه» داد. آری! آن فاسق لعین خشونت خود را در زیر پردهی ریاکاری حفظ کرده بود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ابدا اینطور نیست زیرا بندهی خدا آنچه از دستش بر میآمدهاست را انجام میداده هر چند هنوز به نتیجه نرسیده باشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ولیمهدادن جهت شروع زندگی کار خوبی است و اگر در کنار آن شادی هم بشود، بد نیست به شرطی که اختلاط زن و مرد نباشد. موفق باشید
اگر اسم او را در قلب بیاورم ویرانی حاصل از درد را چه کنم و اگر به نام او را بنویسم فراق را چطور در کلمات بیان کنم. نمیدانم شاید ادای عاشقی را در می آورم. به هر حال ای معشوق سخن را به نام تو آغاز میکنم که جز تو نباشد در صحنه ی وجود. هر روز که بدبختی های آن روزهای قبل را مینگرم میگویم تو را شکر چقدر زیبا دلم را ربودی. در میان گریه ها و اشک ها و راه ها و نرسیدن ها به ناگه بارقه ای از نور تابید و شمس وجود ما را لایق دیدار خود کرد. آنقدری سرمست بودم که دیگر جز او هیچ نمیدیدم. راهم کمی مشکل داشت انگار درست نبودـ و فدای سرش که میدانست و بار دیگر چشمی باز گشود و نوری تاباند و دلی برد. و ای وای از سرمستی آن روزها ابتدایش آنقدر سر خوش بودم که میگفتم ای جان که رسیدم و تمام شد اما حال چه حقیقتا چه قلبم از دوری ها از او از سختی های راه به درد آمده نه از برای آنکه سختی است و اذیت شدن دارد فدای یارم از برای آنکه ای وای اگر نتوانم بروم. میدانم اگر نمی توانستم نبودم و این شرایط نبودـ در راه دوری و رسیدن است و همه را به جان میخرم خیلی گشتم تا پیدایش کنم که از بیخ گوش هم به من نزدیک تر بودـ اما حالا می ترسم بشکند کشتی در این گرداب ها ترس دوریش دارد دیوانه ام میکندـ من چه گویم؟! داشتم در بدختی های خودم غلط میخوردم اصلا به من چه ربطی دارد! ۷ ماه و این همه درد دارد مرا می کشد چه خوش کشته شدنی است اصلا زندگی همان است اما اگر بلغزم چه خودش هواداریم را دارد لیک عدم یقه ام گرفته رها نمیکند وا مصیبتا رستگارم کرد خدای کعبه عاشقم کرد خدای کعبه میدانم در راه رسیدن به او سختی نقل و نبات است آری اما اما واهمه دارم معشوقی که بعد از ۱۶ سال زندگی تازه پیدا کردم را دوری گزینم شاید جایی بهتر از اینجا پیدا نکردم گفتید جوانان ما به کمتر از حق الیقین راضی نمی شوند آری باور کنید آری اما هزار افسوس و پناه بردن به یار که گر حق را ببینیم و دور شویم چه کنیم شب شب ارزش است از آن معشوقی که مرا در آغوش کشید بخواهید دستم را رها نکند قسم به خودش که دارم از ترس دوری از او دیوانه می شوم. التماس دعا
باسمه تعالی: سلام علیکم: مگر نفرمود: «که عشق، آسان نمود اول ولی افتاد مشکلها»؟!! به نظر بنده جناب لسان الغیب که سختْ به حضور او در این تاریخ نیازمندیم؛ داستان این نوع حضور را در اولین غزل دیواناش به میان آورده. بنده هیچ چیز در رابطه با آن سخنان خوبی که فرمودید، نمیگویم جز رجوع به آن غزل و عرایضی که در آن رابطه تحت عنوان: «در چگونگی طیکردنِ راه سخت عشق» عرض شد https://lobolmizan.ir/leaflet/292موفق باشید
بسمه تعالی. سلام علیکم: یکی از آشنایان بنده که در آمریکا زندگی می کند در یک موضوعی درخواست راهنمایی داشتند که خواستم نظر شما را در این باره جویا شوم. مسئله این است که در آینده ای نزدیک سلمان رشدی در یکی از مناطق نزدیک زندگی این دوست ما برنامه ای (سخنرانی یا هر چیز دیگری) دارد، حال سوال دوست ما این است که آیا واجب است که به محل این برنامه برود تا او را بکشد و به سزای عملش برساند؟ این در حالی است که طبیعتا او (سلمان رشدی) تحت محافظت ویژه ای خواهد بود. با تشکر
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر میآید موضوع به این سادگیها نباشد. البته بنده در این موارد صاحبنظر نیستم. موفق باشید
با سلام و تشکر فراوان از استاد عزیز و تمام همکارانشان، پرسشم رو حتی المقدور کوتاه میکنم که از زحمت خواندن بکاهم. ۱. چرا مخاطب قرآن مردان هستند؟ منظور از جهت ضمیر و افعال مذکر نیست. بلکه در غالب آیات ضمیر مخاطب برای مردان بوده و ضمیر غایب برای زنان است. جوری که وقتی قرآن میخوانم و به این آیات، که کم هم نیستند، برخورد میکنم احساس ناخوشایندی سراغم میاید. به فرض که در زمان نزول آیات فقط مردان در اطراف پیامبر بودند، که بعید میدانم همیشه اینطور بوده، آیا نمیشد تمام ضمایر غایب باشد؟ یعنی خدا بفرمایند مومنین چنین و چنان بکنند. یا اگر مخاطب هست، لااقل جداگانه نشود؟ مطالب چندی در پاسخ به این مقوله خوانده ام اما بیشتر به نظر توجیه میایند و قلبم را قانع نمیکنند، چرا که قرآن کلام پروردگار عالم مطلق است بی زمان است (نه فقط مخصوص اعراب ۱۴۰۰ سال پیش) و هیچ نقصی از آن انتظار نمیرود. ۲. چرا در قرآن وقتی خداوند از حضرت مریم میگوید، میفرمایند ما او را به زنان عالم برتری دادیم؟ چرا نفرمودند به کل انسانهای عالم، مردان و زنان عالم؟ مگر حضرت مریم فقط بر زنان زمان خود برتری داشت؟ یا مثلا برای حضرت فاطمه سلام الله علیها، میگویند سیده النساء العالمین؟ آیا مادرم فاطمه زهرا، فقط سرور زنان عالمین است؟ مگر در قرآن و دعاهای رسیده از اهل بیت، وقتی از پیامبران یا امامان ما گفته میشود، در ادامه سید مردان عالم خطاب میشوند؟ چرا در مورد زنان جنسیت مطرح میشود؟ من متوجه این موضوع نمیشوم. چطور تصور کنم مقام انسان نزد خدا به جنسیت بدن مادی مربوط نیست، و مقام انسانی زن و مرد در نزد خدا برابر است در عین حال اینگونه موارد واضح را چطور پاسخ گویم. اگر دخترم که در این عصر و زمان و با فرهنگ حاکم بر این زمان زندگی میکند از من این سوالات را بپرسد، چگونه به او پاسخ دهم؟ بگویم روح جنسیت ندارد و روح انسانی مطرح است؟ پس این موارد چگونه توجیه میشوند. در پایان طلب عفو میکنم از استاد عزیز بابت طولانی شدن سوال و قدردانی میکنم از اینکه وقت گرانبهای خود را صرف مطالعه این سوال نمودید. از خداوند اجر بی پایان برای شما مسئلت دارم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. اتفاقاً مرحوم شهید مطهری متذکر نکته خوبی در این مورد هستند و در مورد روایت مشهورِ «طَلَبُ اَلْعِلْمِ فَرِيضَةٌ عَلَى كُلِّ مُسْلِمٍ» میفرمایند اینجا واژه «مُسْلم» به معنای همه مردم است و نباید «مُسلمه» را به آن اضافه میکردند. و با توجه به این نکته عنایت داشته باشید اگر ضمیر «کُم» به کار میرود نباید گمان کرد اینجا مردان را خطاب قرار داده، بلکه برعکس اگر عرب بخواهد تنها زنان را مخاطب قرار دهد، واژه «کُنّ» را به کار میبرد. ۲. به نظر میآید جمله «سیده النساء العالمین» نظر به جنسیت آن حضرات دارد و تأکید بر اینکه اینان که سرور همه بشریتاند، از جنس زن میباشند، نه آنکه آنها را صرفاً پیشروِ زنان بدانند. و در همین رابطه امام عسگرى «عليه السلام» مى فرمايند: «نَحْنُ حُجَجُ اللهِ عَلي خَلْقِهِ وَجَدَّتُنا فاطِمَةُ حُجَّةٌ عَلَيْنا»[1] يعنى؛ ما حجّت خداوند بر خلق هستيم و جدّه ما فاطمه حجّت است بر ما. يعنى راه را به ما نشان داد و جبهه اى را كه بايد ما پس از رحلت رسول خدا صلى الله عليه و آله وسلم و حذف حاكميت على عليه السلام در آن قرار گيريم، بر ما نماياند. موفق باشید
[1] ( 1)-« تفسير طيب البيان»، ج، 13 ص 223( نقل از شرح« فَصّ حكمة عِصْمَتِيَّة فى كلمة فاطميّه»، از آيت الله حسن زاده، ص 159).
با سلام: استاد هنوز دختران آن طورکه باید از طریق پدر و برادر حتی حمایت نمیشوند به این صورت که اگر مثلا پسر بخواهد جلسه هفتگی و از این قبیل امور در خانه داشته باشد اجازه میدهند وحمایت میشه ولی دختران راحمایت نمیکنن شاید اگر از این حمایت ها بود هم خانواده حفظ میشد و هم کار فرهنگی زنان منسجم تربود.
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینطور است. آن مرد الهی و سالکِ بصیر و آگاه به روز یعنی حضرت روح الله «رضواناللهتعالیعلیه» بود که فهمید تاریخ دیگری به ظهور آمده است و زنان را دوش به دوش مردان به میدان آورد و حماسه انقلاب عقیم نماند و شکل گرفت. بخواهیم و نخواهیم امروز نیز اگر تصمیم داشته باشیم در جهاد تبیینی که حضرت امام خامنهای «حفظهاللهتعالی» بر آن تأکید دارند؛ موفق شویم و تبیین ما نسبت به نمایاندن حقیقت اسلام و نشاندادن زشتیهای استکبار جهانی، حقیقتاً تبیین همهجانبه باشد؛ بدون حضور زنان محال است زیرا تبیین حقیقی که رسول خدا «صلواتاللهعلیهوآله» به نور الهی به بشریت عطا نمود، بدون «امّ ابیها» ممکن نمیشد و بیحساب نیست که دختر حضرت محمد «صلواتاللهعلیه وآله»، مادرِ نبوتِ آن حضرت میشود وگرنه مگر میشود دختر انسان، مادرِ انسان گردد؟!! موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث در این مورد زیاد شده است. به همین جهت بعضی پیشنهاد کردهاند در هر قرضی ملاک را قیمت طلا در آن زمان که قرض میدهند، بگیرند و بعد نیز بر اساس قیمت طلا، پول خود را باز پس بگیرند. مثلاً طرف، پولی را که قرض داده است در ازای 10 سکه طلا بوده، سال بعد که پس میگیرد پولی در ازای 10 سکه طلا پس بگیرد تا در قرض الحسنه خود ضرر نکرده باشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: عقل فعّال یکی از مراتب عالَم وجود است و الهامات معنوی از اثرات تجلیّات آن عقل میتواند باشد که در اصطلاح دینی همان القائات ربّانی است که توسط فرشتگان القاء میشود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بالاخره به ما گفتهاند: «ره چنان رو که رهروان رفتند». با حوصله و بدون افراط و تفریط مثل همهی مؤمنین همراه با صداقت و تواضع، کار را ادامه دهید إنشاءالله برکات آن یا در این دنیا و یا در آن دنیا نصیب ما خواهد شد. کتاب خوب آیت الله بحرالعلوم کاملاً توحیدی است و قابل استفاده است. البته مقدمات، لازم دارد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده آن دو قطبی که منظور رهبر معظم انقلاب بود، دو جبههای میشد که همدیگر را تکفیر میکردند، وگرنه همواره دو جناح در انتخابات در دو قطب قرار دارند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: توبه و تقوا، راه میگشاید تا جذبات گناه ضعیف و ضعیفتر شود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بعد از مباحث «معرفت نفس» خوب است که سراغ «برهان صدیقین» و سپس مباحث «معاد» همراه با شرح صوتی آنها بروید و در کنارش، بعضی از مباحث قرآنی مثل سورهی آلعمران را دنبال بفرمایید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: نگران نباید بود. خود ایشان هم به جهت اینکه بالاخره دغدغه دارد، به خود میآید. این افراد به اسلامی که تا حال داشتهاند، کافر شدهاند و نه به حقیقت، که اصلِ اسلام است و این غیر از آن نوع کفری است که تحت عنوان «ارتداد» مشهور است. با او مدارا کنید تا خودش متوجه شود. به هر حال اگر انسان جهت جان خود را از طریق ادیان الهی به سوی حقیقت سیر ندهد میتواند با بیمعناییِ صِرف با خود کنار بیاید؟ آیا اسلام یکی از بهترین راههای سیر به سوی حقیقت نیست؟ موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر میآید با توجه به نظر حضرت امام و رهبر معظم انقلاب بتوانیم از این تنگناها عبور کنیم بخصوص که در این تاریخ در جهانی زندگی میکنیم که نمیتوان از فلسفه و عرفان غفلت کرد و حضرت امام در همین رابطه آن نامهی مشهور را به آقای گورباچف مینویسند و او را دعوت به مکتب صدرایی و عرفان ابنعربی میکنند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال از آن جهت که ستاد کرونا میفرمایند چنین افرادی نیز حامل ویروس هستند، علیالقاعده این افراد هم نباید در مجامع عمومی حاضر شوند، مگر آنکه دوران قرنطینهی آنها به پایان رسیده باشد. موفق باشید
