بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
28707

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و عرض ادب: در بحث مقدرات، در موضوعی یک بار خواب مومنی را دیدم که گفتند فلان دستور را انجام بده و استاد سلوکی ام هم غیر مستقیم تایید کردند، دستور را انجام دادم نتیجه ای نگرفتم، فقط در آن حین داستانی را خواندم که بسیار شبیه داستان چند سال پیش من بود و عنایات امام رضا بر آن فرد را بیان کرده بود. سردرگمم، نمی توانم بفهمم دقیقا چی مقدر است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: سردر گمی شما به جهت آن است که می خواهید از طریق خواب مقدرات خود را بفهمید. انسان اگر خودش کمی توجه کند متوجه می‌شود خداوند چه اموری بر او تقدیر کرده است. عمده آن است که از وضع فعلی خود هرچه می‌خواهد باشد راضی باشیم و وظیفه ی خود را در آن وضع انجام دهیم. موفق باشید

28692

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام و عرض ادب: مدت زیادی است که تقریبا در هر بحثی پیرامون اصول و فقه (و مقدمات اجتهاد در آن) وارد می‌شوم، متوجه می‌گردم که ریشه اصلی اختلافات و نظریه پردازی ها آن، به فلسفه های مضاف و از کانال آن به فلسفه اولی می‌رسد. مثلا بحثهایی که در مورد زبان شناسی منابع دین انجام می‌شود (از اصول نحو عربی گرفته تا مباحث ظواهر اصول و سایر عرصه های زبان شناسی جدید مثل نشانه شناسی و معنا شناسی شناختی) پایه هایش در فلسفه معرفت و فلسفه زبان بسته شده است و از کانال آنها به فلسفه اولی می‌رسد. یا مثلا مباحثی که پیرامون گستره شریعت و فقه و قلمرو دین مطرح می‌شود ریشه در مباحث پایه ای فلسفه دین دارد و باز از کانال آن به فلسفه اولی می‌رسد. و مثالهایی دیگر مثل بحث از ساحتهای وجودی انسان همچون ساحت وجودی اجتماعی حیات آدمیان که پای فلسفه علوم اجتماعی را باز می‌کند و باز از کانال آن به فلسفه اولی می‌رسد و قس علی هذا. نمی‌دانم آنچه فهمیده ام تا چه اندازه صحیح است... اما مباحث برخی صاحب نظران را که در این عرصه دنبال می‌کنم تقریبا اندازه فهم خودم، احساس می‌کنم آن دسته ای که علاوه بر فقه و اصول در فلسفه هم تحصیلات متمادی داشته اند، از قوت استدلال آوری بیشتری برخوردارند و مباحث را از پایه مبادی ترین مبانی اش طرح و نقد می‌کنند. حال این سوال برای بنده پیش آمده است که آیا قبل از تحصیل کافی و کامل در مباحث هستی شناسی و معرفت شناسی و مباحث پایه ای انسان شناسی و فلسفه دین و فلسفه زبان و... آیا ما می‌توانیم وارد فقه و اصول و حتی برخی مقدمات اجتهاد در آن همچون علوم ادبی شویم و به یک فهم تحلیلی برسیم؟ آیا نباید در سیر آموزشی ابتدا فلسفه بخوانیم و پس از تلمذ وافی و کافی (که نمی‌دانم البته چند سال طول می کشد) در این عرصه، سپس وارد حوزه فقه و اصول شویم؟ یا اینکه باید مقلدانه مباحث اصولی را در کفایه و رسائل بخوانیم و بعدا با تخصص در مباحث فلسفی مجددا مباحث اصول و مبانی آن را مورد بررسی تحلیلی قرار دهیم؟ اصلا تفقه نیاز به تفلسف دارد؟ لطف می کنید اگر بنده را در این زمینه راهنمایی کنید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: از یک طرف به نظر می آید ناخودآگاه بعضی از نکات و علوم توسط علمای اصولی ما رعایت شده. از طرف دیگر به هر حال علم هرمنوتیک متذکر این امر است که روح مدرنیته تاریخ گذشته را به نفع خود مصادره و فهم میکند و لذا باید با فهم روح تاریخی متون بخصوص متون مقدس از سیطره ی مدرنیته متون را آزاد کرد. اینجاست که هر اندازه متوجه ی روح تاریخی آیات و روایات بخصوص روایات فقهی بشویم بهتر می‌توانیم با آن متون ارتباط برقرار کنیم. بعضا دیده ام که آقای آیت اللّه حیدری می خواهند این کار را بکنند ولی در بعضی موارد طوری افراط می کنند که عملا انسان از کار ایشان مأیوس می شود. به امید آنکه به روشی حکیمانه بتوانیم متون مقدس خود را بازخوانی کنیم تا در امروز تاریخ خود بهتر حاضر شویم بدون اینکه بخواهیم با عقل غربی آن متون را ارزیابی کنیم و گرفتار «قبض و بسط تئوریک شریعت» از دکتر سروش شویم. موفق باشید

28587

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسمه تعالی با عرض سلام و خدا قوت خدمت استاد عزیز: چندیست بروی مبانی طبی ایرانی و اسلامی و طب چینی کار می‌کنم و دغدغه راهکار درمان در مسایل روان شناسی که امروز دغدغه بسیاری از مردم است را دارم، با دنبال کردن مباحث حرکت جوهری و معاد اگر درست متوجه شده باشم چون شیخ الرییس معتقد به جوهری بودن حرکت نیست. یک حلقه مفقوده در طب هست که فکر می‌کنم با مبانی جناب ملاصدرا باید حل شود. استاد بضاعت بنده در عمق این مبانی کم است و امثال علامه حسن زاده که هم مبانی معرفتی ملاصدرا را دارند و هم دستی در طب از ایشان جز یک کتاب کلی طب و طبیب و تشریح پیدا نکردم، لطفا اگر منبعی که نحوه تعامل جسم و نفس که در واقع در عالم خارج یکی هستند و ما در ذهن دو تا کرده ایم و یکی نازله دیگریست، معرفی نمایید. .با تشکر و آرزوی طول عمر با برکت برای شما پدر و استاد دلسوز.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: متأسفانه در این موارد ورودی نداشته‌ام و لذا منبعی و یا شخصی را نمی‌شناسم. موفق باشید

28359

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و عرض ارادت (در رابطه با سوال ۲۸۳۳۹) و با کمال احترام به جناب استاد طاهرزاده عزیز و گرامی؛ با توجه به مطالعه شرح طهارت حضرت علامه حسن زاده حفظه الله؛ عقیده بنده حقیر بر این است که انسانها وقتی که از نظر کمالات معنوی و از نظر رشد عرفانی به حد قابل توجهی می‌رسند این افراد از نظر لطافت روح و ظرافت قلب خیلی به شرایط ایده آلی رسیده اند که یا از طریق منامیات (خواب) و یا از طریق مکاشفات (بیداری) ارتباط و اتصال با ملکوت عالم پیدا می‌کنند که از این طرایق صاحب اسرار و حقایقی معنوی می‌شوند ازجمله حضرت عارف بزرگ میرزا جواد آقا ملکی تبریزی (ره) که از طریق خواب بیشترین ارتباط و اتصال را با ملکوت عالم پیدا کرده بود و یا عارف بی بدیل حضرت آقای قاضی (ره) که از طریق مکاشفات چنین حالاتی داشتند الحاصل بنابر روایات وقتی که انسان عقلش کامل می‌شود سخنش کوتاه می‌گردد. گرچه خواب را هم باید از طریق عقل و شرع و لسان اهل البیت مورد بررسی و دقت قرار داد و از این جهت قابل اعتماد است مثل خواب حضرت یوسف نبی سلام الله و... از استاد پرتلاش والهی التماس دعا دارم. موفق و موید باشید ان شاءلله
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت دارید مکاشفات با خواب و رؤیا متفاوت است. خواب می‌تواند برای خود شخص حجّت باشد ولی نباید ملاک قرار گیرد. آیت اللّه شجاعی در یکی از نوشته‌های خود غیر از کتاب «مقالات» و «معاد»، نکات خوبی در مورد این‌که به طور کلی نباید خواب را حجت قرار داد، فرموده‌اند که البته فراموش کرده‌ام در کدام از آثارشان می‌باشد. در کتاب «جایگاه جنّ و شیطان و جادوگر» بحثی تحت عنوان «نقش عقاید در رؤیا» هست می‌تواند در این مورد مفید باشد. موفق باشید

27717
متن پرسش
سلام استاد عزیز: به لطف خدا از سال ۱۳۹۰ با حضرتعالی و آثار شما از طریق یکی از دوستان آشنا شدم اما تا اواخر سال ۱۳۹۸ با آثار شما غریب بودم و هیچ اشتها و کششی در درونم شکل نمی‌گرفت که سیر مطالعاتی رو دنبال کنم. اما از اواخر سال ۱۳۹۸ یه تشنگی خاصی نسبت به این سیر مطالعاتی در درونم ایجاد شد. و هنگامی که خود را در این آب معرفت انداختم، لذتش رو چشیدم که حد نداره. به طوری که دوست دارم صبح تا شب فقط بخوانم و به فکر فرو برم. الحمدلله. حالا سوال اینجاست که چرا در همون سال ۱۳۹۰ دلم به این سمت و سو کشیده نشد؟ و سوال بعد اینکه چی میشه که بعد از این همه سال، تازه در درون، آدمی متوجه میشه که این معارف گمشده ام بوده؟ و سوال بعد اینکه آیا باید افسوس و حسرت این هشت سالی که هدر رفت رو بخورم؟ یا اینکه بگم خدا رو شکر که لااقل قبل از اینکه بمیرم خدا جان منو آگاه به این طریق کرد؟ سوال بعد اینکه دلم نمیخواد از کتاب ها، زود به کتاب بعدی منتقل بشم؛ مثلا کتاب جوان و انتخاب بزرگ و کتاب چه نیاز به نبی رو سه دور خوندم و خلاصه برداری هم کردم، اما احساس می‌کنم که بازم که میخونم، کتاب برام تازگی و چیزای تازه تری برام داره..آیا به کتاب های دیگه برسم یا همین کتاب ها رو تا زمانی که اشتها دارم ادامه بدم؟ تشکر و سپاس
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. هرکس را صبحدمانی و فلقی است و هنر ما باید آن باشد حال که صبح، دمیدن آغاز کرده و در بین‌الطلوعین آن هستیم، مواظب باشیم خواب بر ما غلبه نکند تا از حرکت باز ایستیم. ۲. وقتی کتابی رویهمرفته مطالعه و دریافت شد، جلو بروید. موفق باشید

27423

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: فلسفه دفن مردگان با کفن چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حکم الهی است. شاید بتوان گفت روح انسان که ناظر بر بدنش می‌باشد، در آن‌چنان شرایطی اذیت نمی‌شود ولی چنانچه کفن نداشته باشد اذیت می‌شود مگر آن‌که در دریا غرق شده باشد و امثال آن که ظاهراً در این موارد، روحِ او را از بدنش منصرف می‌کنند. موفق باشید

27261

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحيم سلام الله عليكم: استاد طاهرزاده، از آنجا كه حضرتعالي تاكيد بر كشف حقيقت داريد، لطفا ابزار آن را نيز معرفي بفرماييد. همانگونه كه علم حصولي و حضوري ابزارهاي خود را دارند. حفظكم الله ان شاءالله
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: خوب است به معرفت نفس نظر شود از آن جهت که راهِ شناخت ربّ است به صورت حضوری، و حقیقت همان حضرت حق است در جلوات مختلف اسماء، که عرفان متذکر آن است. موفق باشید

27227

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام خدمت استاد گرامی: بنده از نوجووانی به عرفان و سیر و سلوک علاقه مند شدم و چون فرد راهنمایی نداشتم به طور سطحی اقدام به مطالعات پراکنده نموده و به دلیل شرایط تربیتی و مزاجی خاصی که داشتم دچار ناامیدی و سردرگمی شدم به نحوی که ۱۰سال نه تنها نماز را ترک کردم بلکه در گرداب گناهان افتادم. اکنون می خواهم تجدید قوا نموده و در راه عبودیت قدم بردارم ولی از آنجایی که هر فرد بسته به مزاجی که دارد باید غذاها و فعالیت های متناسب خودش را انتخاب کند من نیز علاقه مندم با توجه به روحیاتم و استعدادم خط فکری و عملی خاصی را دنبال کنم و از انبوه مطالب نظری که منجر به عمل نشده خسته شده ام. ولی مشکل اینجاست که من برای شناخت روحیات و استعدادم و اینکه کدام مسائل نظری و چه کارهای عملی متناسب با من بوده و در برهه ی کنونی بیشترین فایده را در راه عبودیت برای من داشته باشد، دچار سردرگمی هستم و از آنجایی که اعتقاد دارم باید به گونه ای کار کنم که این ده سال عمری که به بطالت رفت نه تنها جبران شود بلکه ره چند ساله را یک شبه بروم تا در این شرایط آخرالزمانی از قافله منتظران جا نمانم. استدعا دارم بنده را راهنمایی کرده تا وظیفه خود و خط فکری و عملی خود را پیدا کنم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ابتدا سری به متنی که تحت عنوان «دعا در آغوش خدا» در کانال مطالب ویژه است، بزنید به آدرس https://eitaa.com/hasannazari110  2- از سیر مطالعاتیِ سایت غافل نباشید، إن‌شاءاللّه کارساز است. موفق باشید

25640
متن پرسش
با سلام و تشکر: استاد بزرگوار چند مرتبه دیده ام که شما فرمودید قضای الهی تغییرناپذیر است و با دعا و اعمال صالح می توان از قضایی به قضای بهتر پناه برد آیا معنای حدیثی که می گوید دعا قضا را برمی گرداند حتی اگر محکم شده باشد همین است یا مسأله دیگری مراد حدیث است؟ ممنونم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به هرحال نظام هستی دارای انضباط خاصی است و می‌توان در معرض نظامی قرار گرفت که دارای حکم مخصوصی است و می‌توان خود را در معرض وجه دیگری از انضباطِ الهی قرار داد که به اصطلاح گفته می‌شود «از قضایی به قضایی دیگری پناه‌بردن» و معلوم است در شرایط جدید، حکمِ دیگری بر او جاری می‌گردد. موفق باشید

25053

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: در مورد شخصیت یزید برخی مورخین می‌گویند فردی مهربان و صلح طلب بوده و جز در موارد نیاز دست به خشونت نمی زده. آیا فرهنگ یزیدی فقط مخالف احکام شریعت و یا اسلامی ست که رنگ و لعاب سکولاریته و یا تزویر و ریا گرفته ست می باشد یا یزید از لحاظ بدنی و مالی هم به مردم ظلم می کرده؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در خشونت آن فاسقِ لعین همان بس که دستور به واقعه‌ی «حرّه» داد. آری! آن فاسق لعین خشونت خود را در زیر پرده‌ی ریاکاری حفظ کرده بود. موفق باشید

24947

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: آیا اگر کسی دچار شک و وسواس فکری در اعتقادات باشد و تمام تلاش خود را برای درمان و رفع وسواس و شک خود کند، اما در این حین از دنیا برود آیا کافر از دنیا رفته و جهنمی می شود؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ابدا این‌طور نیست زیرا بنده‌ی خدا آن‌چه از دستش بر می‌آمده‌است را انجام می‌داده هر چند هنوز به نتیجه نرسیده باشد. موفق باشید

24742

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم استاد: ببخشید ما عقد هستیم و میخوایم عروسی کنیم. ولی نمیخوایم مراسم گناه برپا کنیم برای همین فقط قصد دادن ولیمه در عید غدیر داریم. اما همه از جمله مادرم با من دعوا میکنن که این چه وضعشه؟ و گفتن ازت راضی نیستم. من بنظرتون چیکار کنم؟ خیلی ناراحتم که درگیر این مساله به این بیخودی شدم. شوهرم میگن اصلا ولیمه هم ندیم که یه موقع از دستمون مجلس در بره و رقص و اختلاط پیش بیاد. لطفا منو نجات بدین و راهنمایی کنید ممنون. من اگه این کارای مرسوم رو انجام ندم پشیمون میشم؟ مردم وسوسم میکنن که اگه نکنی حسرت میخوری.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ولیمه‌دادن جهت شروع زندگی کار خوبی است و اگر در کنار آن شادی هم بشود، بد نیست به شرطی که اختلاط زن و مرد نباشد. موفق باشید

34899
متن پرسش

اگر اسم او را در قلب بیاورم ویرانی حاصل از درد را چه کنم و اگر به نام او را بنویسم فراق را چطور در کلمات بیان کنم. نمی‌دانم شاید ادای عاشقی را در می آورم. به هر حال ای معشوق سخن را به نام تو آغاز می‌کنم که جز تو نباشد در صحنه ی وجود. هر روز که بدبختی های آن روزهای قبل را می‌نگرم می‌گویم تو را شکر چقدر زیبا دلم را ربودی. در میان گریه ها و اشک ها و راه ها و نرسیدن ها به ناگه بارقه ای از نور تابید و شمس وجود ما را لایق دیدار خود کرد. آنقدری سرمست بودم که دیگر جز او هیچ نمیدیدم. راهم کمی مشکل داشت انگار درست نبودـ و فدای سرش که می‌دانست و بار دیگر چشمی باز گشود و نوری تاباند و دلی برد. و ای وای از سرمستی آن روزها ابتدایش آنقدر سر خوش بودم که می‌گفتم ای جان که رسیدم و تمام شد اما حال چه حقیقتا چه قلبم از دوری ها از او از سختی های راه به درد آمده نه از برای آنکه سختی است و اذیت شدن دارد فدای یارم از برای آنکه ای وای اگر نتوانم بروم. می‌دانم اگر نمی توانستم نبودم و این شرایط نبودـ  در راه دوری و رسیدن است و همه را به جان می‌خرم خیلی گشتم تا پیدایش کنم که از بیخ گوش هم به من نزدیک تر بودـ اما حالا می ترسم بشکند کشتی در این گرداب ها ترس دوریش دارد دیوانه ام می‌کندـ من چه گویم؟! داشتم در بدختی های خودم غلط می‌خوردم اصلا به من چه ربطی دارد! ۷ ماه و این همه درد دارد مرا می کشد چه خوش کشته شدنی است اصلا زندگی همان است اما اگر بلغزم چه خودش هواداریم را دارد لیک عدم یقه ام گرفته رها نمی‌کند وا مصیبتا رستگارم کرد خدای کعبه عاشقم کرد خدای کعبه می‌دانم در راه رسیدن به او سختی نقل و نبات است آری اما اما واهمه دارم معشوقی که بعد از ۱۶ سال زندگی تازه پیدا کردم را دوری گزینم شاید جایی بهتر از اینجا پیدا نکردم گفتید جوانان ما به کمتر از حق الیقین راضی نمی شوند آری باور کنید آری اما هزار افسوس و پناه بردن به یار که گر حق را ببینیم و دور شویم چه کنیم شب شب ارزش است از آن معشوقی که مرا در آغوش کشید بخواهید دستم را رها نکند قسم به خودش که دارم از ترس دوری از او دیوانه می شوم. التماس دعا

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مگر نفرمود: «که عشق، آسان نمود اول ولی افتاد مشکل‌ها»؟!! به نظر بنده جناب لسان الغیب که سختْ به حضور او در این تاریخ نیازمندیم؛ داستان این نوع حضور را در اولین غزل دیوان‌اش به میان آورده. بنده هیچ چیز در رابطه با آن سخنان خوبی که فرمودید، نمی‌گویم جز رجوع به آن غزل و عرایضی که در آن رابطه تحت عنوان: «در چگونگی طی‌کردنِ راه سخت عشق» عرض شد https://lobolmizan.ir/leaflet/292موفق باشید

32799

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

بسمه تعالی. سلام علیکم: یکی از آشنایان بنده که در آمریکا زندگی می کند در یک موضوعی درخواست راهنمایی داشتند که خواستم نظر شما را در این باره جویا شوم. مسئله این است که در آینده ای نزدیک سلمان رشدی در یکی از مناطق نزدیک زندگی این دوست ما برنامه ای (سخنرانی یا هر چیز دیگری) دارد، حال سوال دوست ما این است که آیا واجب است که به محل این برنامه برود تا او را بکشد و به سزای عملش برساند؟ این در حالی است که طبیعتا او (سلمان رشدی) تحت محافظت ویژه ای خواهد بود. با تشکر

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌آید موضوع به این سادگی‌ها نباشد. البته بنده در این موارد صاحب‌نظر نیستم. موفق باشید

32678
متن پرسش

با سلام و تشکر فراوان از استاد عزیز و تمام همکارانشان، پرسشم رو حتی المقدور کوتاه می‌کنم که از زحمت خواندن بکاهم. ۱. چرا مخاطب قرآن مردان هستند؟ منظور از جهت ضمیر و افعال مذکر نیست. بلکه در غالب آیات ضمیر مخاطب برای مردان بوده و ضمیر غایب برای زنان است. جوری که وقتی قرآن می‌خوانم و به این آیات، که کم هم نیستند، برخورد می‌کنم احساس ناخوشایندی سراغم میاید. به فرض که در زمان نزول آیات فقط مردان در اطراف پیامبر بودند، که بعید می‌دانم همیشه اینطور بوده، آیا نمی‌شد تمام ضمایر غایب باشد؟ یعنی خدا بفرمایند مومنین چنین و چنان بکنند. یا اگر مخاطب هست، لااقل جداگانه نشود؟ مطالب چندی در پاسخ به این مقوله خوانده ام اما بیشتر به نظر توجیه میایند و قلبم را قانع نمی‌کنند، چرا که قرآن کلام پروردگار عالم مطلق است بی زمان است (نه فقط مخصوص اعراب ۱۴۰۰ سال پیش) و هیچ نقصی از آن انتظار نمی‌رود. ۲. چرا در قرآن وقتی خداوند از حضرت مریم می‌گوید، می‌فرمایند ما او را به زنان عالم برتری دادیم؟ چرا نفرمودند به کل انسانهای عالم، مردان و زنان عالم؟ مگر حضرت مریم فقط بر زنان زمان خود برتری داشت؟ یا مثلا برای حضرت فاطمه سلام الله علیها، می‌گویند سیده النساء العالمین؟ آیا مادرم فاطمه زهرا، فقط سرور زنان عالمین است؟ مگر در قرآن و دعاهای رسیده از اهل بیت، وقتی از پیامبران یا امامان ما گفته می‌شود، در ادامه سید مردان عالم خطاب می‌شوند؟ چرا در مورد زنان جنسیت مطرح می‌شود؟ من متوجه این موضوع نمی‌شوم. چطور تصور کنم مقام انسان نزد خدا به جنسیت بدن مادی مربوط نیست، و مقام انسانی زن و مرد در نزد خدا برابر است در عین حال اینگونه موارد واضح را چطور پاسخ گویم. اگر دخترم که در این عصر و زمان و با فرهنگ حاکم بر این زمان زندگی می‌کند از من این سوالات را بپرسد، چگونه به او پاسخ دهم؟ بگویم روح جنسیت ندارد و روح انسانی مطرح است؟ پس این موارد چگونه توجیه می‌شوند. در پایان طلب عفو می‌کنم از استاد عزیز بابت طولانی شدن سوال و قدردانی می‌کنم از اینکه وقت گرانبهای خود را صرف مطالعه این سوال نمودید. از خداوند اجر بی پایان برای شما مسئلت دارم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. اتفاقاً مرحوم شهید مطهری متذکر نکته خوبی در این مورد هستند و در مورد روایت مشهورِ «طَلَبُ اَلْعِلْمِ فَرِيضَةٌ عَلَى كُلِّ مُسْلِمٍ» می‌فرمایند این‌جا واژه «مُسْلم» به معنای همه مردم است و نباید «مُسلمه» را به آن اضافه می‌کردند. و با توجه به این نکته عنایت داشته باشید اگر ضمیر «کُم» به کار می‌رود نباید گمان کرد این‌جا مردان را خطاب قرار داده، بلکه برعکس اگر عرب بخواهد تنها زنان را مخاطب قرار دهد، واژه «کُنّ» را به کار می‌برد. ۲. به نظر می‌آید جمله «سیده النساء العالمین» نظر به جنسیت آن حضرات دارد و تأکید بر این‌که اینان که سرور همه بشریت‌اند، از جنس زن می‌باشند، نه آن‌که آن‌ها را صرفاً پیش‌روِ زنان بدانند. و در همین رابطه امام عسگرى‏ «عليه السلام» مى ‏فرمايند: «نَحْنُ‏ حُجَجُ اللهِ عَلي خَلْقِهِ وَجَدَّتُنا فاطِمَةُ حُجَّةٌ عَلَيْنا»[1] يعنى؛ ما حجّت خداوند بر خلق هستيم و جدّه ما فاطمه حجّت است بر ما. يعنى راه را به ما نشان داد و جبهه‏ اى را كه بايد ما پس از رحلت رسول ‏خدا صلى الله عليه و آله وسلم و حذف حاكميت على عليه السلام در آن قرار گيريم، بر ما نماياند. موفق باشید        

 

[1] ( 1)-« تفسير طيب‏ البيان»، ج، 13 ص 223( نقل از شرح« فَصّ حكمة عِصْمَتِيَّة فى كلمة فاطميّه»، از آيت‏ الله‏ حسن ‏زاده، ص 159).

32353
متن پرسش

با سلام: استاد هنوز دختران آن طورکه باید از طریق پدر و برادر حتی حمایت نمی‌شوند به این صورت که اگر مثلا پسر بخواهد جلسه هفتگی و از این قبیل امور در خانه داشته باشد اجازه میدهند وحمایت میشه ولی دختران راحمایت نمیکنن شاید اگر از این حمایت ها بود هم خانواده حفظ می‌شد و هم کار فرهنگی زنان منسجم تربود.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است. آن مرد الهی و سالکِ بصیر و آگاه به روز یعنی حضرت روح الله «رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» بود که فهمید تاریخ دیگری به ظهور آمده است و زنان را دوش به دوش مردان به میدان آورد و حماسه انقلاب عقیم نماند و شکل گرفت. بخواهیم و نخواهیم امروز نیز اگر تصمیم داشته باشیم در جهاد تبیینی که حضرت امام خامنه‌ای «حفظه‌الله‌تعالی» بر آن تأکید دارند؛ موفق شویم و تبیین ما نسبت به نمایاندن حقیقت اسلام و نشان‌دادن زشتی‌های استکبار جهانی، حقیقتاً تبیین همه‌جانبه باشد؛ بدون حضور زنان محال است زیرا تبیین حقیقی که رسول خدا «صلوات‌الله‌علیه‌وآله» به نور الهی به بشریت عطا نمود، بدون «امّ ابیها» ممکن نمی‌شد و بی‌حساب نیست که دختر حضرت محمد «صلوات‌الله‌علیه‌ وآله»، مادرِ نبوتِ آن حضرت می‌شود وگرنه مگر می‌شود دختر انسان، مادرِ انسان گردد؟!! موفق باشید          

30909

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام عليكم: آيا در هنگام باز پرداخت ديون مي توان نرخ تورم را در نظر گرفت تا سرمايه. قرض دهنده كاهش نيابد؟. در آخر ايت مباركه تحريم ربا قيد نه ظلم كنيد و نه مورد ظلم و واقع شويد آمده است. از پاسخ شما پيشاپيش. سپاسگزارم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث در این مورد زیاد شده است. به همین جهت بعضی پیشنهاد کرده‌اند در هر قرضی ملاک را قیمت طلا در آن زمان که قرض می‌دهند، بگیرند و بعد نیز بر اساس قیمت طلا، پول خود را باز پس بگیرند. مثلاً طرف، پولی را که قرض داده است در ازای 10 سکه طلا بوده، سال بعد که پس می‌گیرد پولی در ازای 10 سکه طلا پس بگیرد تا در قرض الحسنه خود ضرر نکرده باشد. موفق باشید

30588

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
تفاوت عقل فعال و الهام چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عقل فعّال یکی از مراتب عالَم وجود است و الهامات معنوی از اثرات تجلیّات آن عقل می‌تواند باشد که در اصطلاح دینی همان القائات ربّانی است که توسط فرشتگان القاء می‌شود. موفق باشید

30480
متن پرسش
سلام استاد: وقت شما بخیر. حالم بده. دارم دیوونه میشم از ینکه چرا من خدا رو با مرتبه ی فنای در ذات نمی‌بینم. چه کنم؟ ۲. امام خمینی رضوان الله تعالی فرمودن همه هدف انسان باید کنار زدن حجاب ها باشه. وقتی انسان همه حجاب ها رو کنار زد در معرفت به خداوند چه تفاوتی با معصومین سلام الله علیها و پیامبر صلی الله علیه و اله می‌کند. مگر غیر ازین است که آن ها خدا را بدون حجاب می‌بینند؟ آیا انگونه که آنها خدا را می‌بینند ما هم می‌توانیم ببینیم؟ ۳. بنظر شما خوبه همه ی مستحبات و نوافل انجام نشده از سالهای قبل را قضا کنیم؟ ۴. آیا بحرالعلوم اهل توحید بودن یا اهل کرامت؟ بخاطر کتابی که نوشتن راجع به سیر و سلوک می‌پرسم. نمی‌دانم چرا علاقه ی شدیدی بین کتب سیر و سلوک به این کتاب دارم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بالاخره به ما گفته‌اند: «ره چنان رو که رهروان رفتند». با حوصله و بدون افراط و تفریط مثل همه‌ی مؤمنین همراه با صداقت و تواضع، کار را ادامه دهید إن‌شاءالله برکات آن یا در این دنیا و یا در آن دنیا نصیب ما خواهد شد. کتاب خوب آیت الله بحرالعلوم کاملاً توحیدی است و قابل استفاده است. البته مقدمات، لازم دارد. موفق باشید

30295

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: ببخشید استاد؛ می‌خواستم بپرسم که تعریفی که رهبری از اصطلاح دو قطبی شدن در جامعه می‌کنند چی هست؟ آیا جمله زیر درسته؟ «دوقطبی‌ای که حضرت آقا مطرح می‌کنند بین مردم نیست. چون همیشه دو جناج در انتخابات ها رو در روی هم هستند. دو قطبی‌ای که حضرت آقا خطرش رو گوشزد کردند دو قطبی بین مردم و خواص هست‌ که سال ۸۸ نمایان شد. مردم احمدی‌نژاد رو خواستند و خواص نخواستند پس فتنه شد.»
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده آن دو قطبی که منظور رهبر معظم انقلاب بود، دو جبهه‌ای می‌شد که همدیگر را تکفیر می‌کردند، وگرنه همواره دو جناح در انتخابات در دو قطب قرار دارند. موفق باشید

29948

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: من خیلی دوست داشتم شهید بشم. اما علی رغم پیمان هایی که با خودم و دوست شهیدم و... بستم، باز هم مرتکب کبیره شدم. خیلی از کار خودم پشیمانم. آیا کسی که این قدر بی حیاست، ممکن است روزی شهید شود؟ آخه امثال حر و ... هرچند گذشته ی خوبی نداشته اند ولی اینقدر هم بی حیا نبوده اند. نمی دونم. چیکار کنم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: توبه و تقوا، راه می‌گشاید تا جذبات گناه ضعیف و ضعیف‌تر شود. موفق باشید

29822

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام وقتتون بخیر: چند صباحی ست که با کتاب «معرفت نفس» و «هدف حیات زمینی آدم» استاد شروع به یادگیری مباحث معرفتی و عرفانی کرده ایم. ولی برای پیگیری مباحث، با وجود وسعت معارف، سر در گم هستیم که چه مسیری را طی کنیم. لطفا راهنمایی بفرمایید که از چه مباحث یا کتابهایی برای ادامه راه بهره ببریم. ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بعد از مباحث «معرفت نفس» خوب است که سراغ «برهان صدیقین» و سپس مباحث «معاد» همراه با شرح صوتی آن‌ها بروید و در کنارش، بعضی از مباحث قرآنی مثل سوره‌ی آل‌عمران را دنبال بفرمایید. موفق باشید

29667

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرانقدر آقای طاهرزاده: بنده به مدت پنج سال است که ازدواج کردم و دختر دو ساله دارم. از اول آشنایی و ازدواجمان همسرم تمام اعتقاداتی که مسلمان باید داشته باشد را داشت اما الان چند وقتیست از تمام آرمان دین اسلام دست برداشته حتی به جایی رسیده که ممکن است به امامان و پیشوایان دین ناسزا بگوید، درصورتیکه شخصی بود که قبلاً تمام نمازاش اول وقت بود اما الان همه چی تغییر کرده حتی به من میگه اگه تونستی جواب سوالای منو بدی و منو قانعم کنید من برمی‌گردم. من حتی به خانواده اش هم گفتم ولی آنها هم بعد از چند بار گفتن من گفتن عیسی به دین خود موسی به دین خود! تو رو خدا کمک کنین چه کار کنم؟ به من میگه تو نمیری تحقیق کنی چون می‌ترسی بفهمی این همه سال همه‌ی اسلام غلط بوده اصلا اسلامی وجود ندارد! اینها همش ماله حکمرانی فرمانرواییه! من اول اینکه زندگیم رو دوست دارم همسرم رو دوست دارم بعدا از تربیت بچه ام می‌ترسم. آقای طاهرزاده تمنا می‌کنم راهنماییم کنین. آخه از وقتی یکی از علما راهنمایی خواستم خیلی سریع به من گفت ازش جدا بشو. من اون روز تا آخر شب فقط گریه می‌کردم، ترسیده بودم مگه میشه؟ من زندگیم رو دوست دارم، من به اسلام اعتقاد دارم، من هرساله محرم و صفر سیاه پوشم ولی دوست ندارم به خاطر اسلام از همسرم جدا بشم. تو رو خدا کمکم کنین تمام زندگیم شده استرس، همش تو خودمم، همش تو فکرم، می‌ترسم آقای طاهرزاده، چه کار کنم؟ ازتون تشکر می‌کنم راهنماییم کنین.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نگران نباید بود. خود ایشان هم به جهت این‌که بالاخره دغدغه دارد، به خود می‌آید. این افراد به اسلامی که تا حال داشته‌اند، کافر شده‌اند و نه به حقیقت، که اصلِ اسلام است و این غیر از آن نوع کفری است که تحت عنوان «ارتداد» مشهور است. با او مدارا کنید تا خودش متوجه شود. به هر حال اگر انسان جهت جان خود را از طریق ادیان الهی به سوی حقیقت سیر ندهد می‌تواند با بی‌معناییِ صِرف با خود کنار بیاید؟ آیا اسلام یکی از بهترین راه‌های سیر به سوی حقیقت نیست؟ موفق باشید

29645

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام بر استاد: دیدگاه های مراجع معظم را در مورد فلسفه و یا عرفان اجمالا بررسی می‌کردم ظاهرا اکثرا نظر خوشی نسبت به آنها ندارند در اوایل جامع اسرار مرحوم سید حیدر آملی صحبت از بعد تصوف و تشیع به میان آمده است البته ایشان معتقد به عینیت این دو هستند اما متوجه می‌شویم قبل از ایشان قاطبه فقها مخالف بودند و اینکه معصومین ما را ارجاع به فقها داده باشند و این همه فقیه که بسیاری از آنها از قله های تقوا هستند همه به خطا رفته باشند جای تردیدست. باری اینکه بگوییم فقهای مخالف درین موضوع تخصص ندارند و قولشان حجت نیست هم گرهی نخواهد گشود چه این همه فقیه متقی در امر غیر تخصصی فتوا بدهند با اینکه می‌دانند اینکار حرامست محل تاملست. ثانیا اگر این باب باز شود از کجا معلوم فتاوای فقیه در موسیقی حجت باشد مگر تخصص دارد؟ در اقتصاد همینطور و به همین نحو به تمام مسائل سرایت می‌کند و بالتبع چیزی برای فقیه باقی نمی ماند. ثالثا شما چه انتظاری دارید مکلف قول فقیهی که اعلم می‌داند را بر زمین گذارد و سخن شما که نمی‌دانم اجتهاد دارید یا نه پیروی کند و بفرض مجتهد هم باشید آن فرد آن مجتهد مخالف را اعلم می‌داند و در مسائل اختلافی به فتوای بسیاری از فقها وظیفه تقلید از اعلمست. رابعا متخصصین هم اینگونه نیست که همه متفق باشند خوب آقای مصباح گمان کنم وحدت وجود را قبول ندارند ایشان متخصص نیست؟ یا آقای فیاضی نظرهای خاص خود را دارند، یا آقای یثربی که کتبی که در عرفان تالیف کردند و بسیار محل رجوع دانشگاهیان و ... است و این تالیفات نشان از تخصص ایشان در عرفان می‌دهد اما به مرور ایشان هم گویا به جرگه مخالفین پیوستند که مصاحبه ایشان را در برنامه شوکران می‌توان ملاحظه کرد در پایان بنظر حقیر مکلف اگر هنوز مرجعی انتخاب نکرده است اگر بتواند در کنار مساله اعلمیت مرجعی انتخاب کند که مخالف عرفان نباشد مشکلی پیش نمی آید و اگر مرجعی را قبلا انتخاب کرده است دو فرض دارد: ۱. مرجع خود را اعلم نمی‌دانند و مساوی با چند مرجع دیگر می‌داند درین صورت به مسائل تقلید مرجعشان رجوع کنند اگر رجوع به مرجع مساوی را جایز می‌داند در مساله جواز تعلم عرفان به مرجعی دیگر رجوع کنند و اگر رجوع به مساوی را جایز ندانست فعلا گریزی از تبعیت نیست. ۲. اگر مرجع خود را اعلم می‌داند یعنی او بهتر از دیگران در تفقه دین سررشته دارد بفتوای او فلسفه و عرفان نمی آموزد و با همین نیاموختن به حق تقرب می‌جوید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌آید با توجه به نظر حضرت امام و رهبر معظم انقلاب بتوانیم از این تنگناها عبور کنیم بخصوص که در این تاریخ در جهانی زندگی می‌کنیم که نمی‌توان از فلسفه و عرفان غفلت کرد و حضرت امام در همین رابطه آن نامه‌ی مشهور را به آقای گورباچف می‌نویسند و او را دعوت به مکتب صدرایی و عرفان ابن‌عربی می‌کنند. موفق باشید

29565

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: از آنجایی که کرونا علامتهای مختلفی دارد، هر شخصی به یکی از این علامتها دچار شد مثلا صدایش گرفت آیا رفتن به مسجد و جلسات اشکال دارد؟ به علت مشکل داشتن سایت در ارسال به ایمیل لطفا پاسخ همین جا داده شود.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال از آن جهت که ستاد کرونا می‌فرمایند چنین افرادی نیز حامل ویروس هستند، علی‌القاعده این افراد هم نباید در مجامع عمومی حاضر شوند، مگر آن‌که دوران قرنطینه‌ی آن‌ها به پایان رسیده باشد. موفق باشید

نمایش چاپی