بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
29233

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و عرض ادب: برای اثبات عقلی خداوند چه منبعی رو پیشنهاد می‌فرمایید؟ برای کسی که مسلمان بوده و مرتد شده.
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: کتاب «از برهان تا عرفان» همراه با شرح صوتی آن که روی سایت هست، إن‌شاءالله مفید خواهد بود. موفق باشید

29142
متن پرسش
سلام استاد عزیزم: ارتباط فقر به رزق چیست!؟ مگر نمی‌گوییم خداوند رزق انسان ها رو تامین می کند! پس چرا باید حدود یک میلیارد گرسنه در جامعه جهانی و میلیون ها فقیر در جامعه ایرانی باشد؟!
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث آن مفصل است. همین اندازه باید متوجه باشیم آیا اگر کسی رزق ما را از دست ما ربود نبایدیقه‌ی او را بگیریم و از او باز پس گیریم؟ یا این‌که به اسم آن‌که رزّاق حضرت ربّ العالمین است بنشینیم تا هر کس خواست هرکاری بکند؟ موفق باشید

28942

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد بزرگوار: با توجه به هتاکی اخیر روزنامه فرانسوی به پیامبر اعظم (ص) و واکنش رهبر انقلاب به این اتفاق سوالی که برای من پیش اومده اینه که آیا در کشوری با مشکلات شدید اقتصادی که مردم در رنج هستند و مسئولانی که فقط به فکر حزب خود و خانواده خود هستن. واکنش نسبت به این موضوع واجب تر نیست؟ (خب حالا واکنش نشون نمی دن احتمالا واجب نیست) اما در فضای مجازی صفحاتی با عنوان عدالت خواهی فعالیت می کنند و با مدرک دست مسئولان بی لیاقت، را رو می کنند. که در حال حاضر صفحه خود مقام معظم رهبری علیه عدالت خواهی موضع گیری می کند. موجی به نام عدالت خواهی شکل گرفته شده. گویا این نوع حرکت آقایان رو رنجور خاطر کرده است. که حمایت که هیچ حتی علیه این حرکت اقدام به نشر مطلب می کنند. آیا شما با حرکت عدالت خواهی که با مدرک و اسم افراد متخلف اقدام به افشاگری می کند مخالف هستید؟ و تحلیل شما از اقدامات (در مورد عدالت خواهی) پیچ های منتسب به حضرت آقا چیست؟با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اصل قضیه، کاری لازم و درستی است. باید سعی کرد به صورتی حکیمانه و با درک شرایط و امکانات موجود، قدم زد تا از شرایط تاریخ خود غفلت نکنیم. موفق باشید

28802
متن پرسش
سلام علیکم: در یکی از پرسش های قبلی، تنگ نظری و توقف در ظاهر دین و عدم نظر به حقیقت شریعت را عامل شهادت حضرت اباعبدالله (ع) دانستید. تحجر امروز چه رنگی دارد و امروز تحجر در چه پرچم و حضور و یا جریانی حاضر شده و تحجر امروز به نظرتان چه کس ها و چه پرچمی هست؟ آیا تحجر امروز علیرغم تاکید بر حفظ سیره نبوی و ادعای ستیزه با مدرنیته، خودش تحجر مدرن شده است و حتی در صحنه هایی به مدرنیته می‌رسد و حتی مایه تقویت پرچمداران عالم غربی می‌شوند و همسوی با آن می‌شود و چون نظر به حقیقت ندارد، به ظاهر اصالت می‌دهد چه ظاهر عادات گذشته چه ظاهر حیات مدرن و به نحوی از ارائه طرحی برای برون رفت از عالم غربی عاجزست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: تحجر، صورت‌های مختلف دارد یک صورت آن لیبرالیته است که به پوزیتیویسم ختم می‌شود و نفیِ هرگونه امری غیبی. و طرف دیگر آن مقدسان نادان هستند که نه دیروز متوجه‌ی حضور تاریخی نهضت حضرت اباعبداللّه «علیه‌السلام» شدند و نه امروز متوجه‌ی انقلاب اسلامی در جهانی هستند که انقلاب، در آن حاضر است. در آخر شرح غزل ۸۸ عرایضی در این مورد شده است. در بحث اخیری که در شرح کتاب «فتح خون» شهید آوینی شد، در این مورد نیز نکاتی مطرح گشت. موفق باشید

28770

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: با توجه به اینکه بر حضور حکیمانه در جهان انقلاب اسلامی تاکید دارید و اشاره کرده اید که راهی بس عظیم بوسیله این انقلاب مفتوح شده و راه نجات بشر امروز حضور در عهد انقلاب اسلامی و توحید گشوده آن است که می‌تواند انسان را از عالم غربی خارج کند و جهت حضورها را تغییر دهد و سبک زندگی دیگری به ارمغان بیاورد و شان الهی و اراده الهی در این تاریخ در انقلاب متجلی است، کدام‌یک از آثار حضرتعالی به تدبر بیشتر در این مطالب و این بینش به انقلاب کمک می‌کند و موثرست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عموماً مباحث، مکمل یکدیگر هستند ولی شاید کتاب «گوش‌سپردن به ندای بی‌صدای انقلاب اسلامی» چنین باشد. با این‌همه آن کتاب کتابی است برای همه و برای هیچ‌کس. موفق باشید

28675

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و تشكر: با توجه به آيه «اليوم ....» مربوط به عيد غدير و سخنراني روز گذشته آيا مي توان گفت كه اتمام دين همان قسمت اول حديث ثقلين است و اكمال دين قسمت دوم حديث ثقلين.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حرف خوبی است. به همین جهت تأکید پیامبز خدا آن بود که این دو نباید از هم جدا شود. موفق باشید

28565

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و تشکر. در حال مطالعه کتاب آشتی با خدا بودم. ص ۱۲۸ نوشته بود: که از ظریق معرفت به نفس و اتصال هست خود به هست حق... دیگر هیچ افسردگی و پوچی در زندگی او راه نخواهد یافت. اول سپاسگزارم از مطلب عالی که عالی توضیح داده بودید و حس کردم تازه دارم می فهمم. ولی سوالی که دارم این که با تمام این ها انسان چطور می تونه با توجه به هست از وقایع دنیا عبور کنه؟ مثلا همسر بداخلاق و بد رفتار که دائما در حال اذیت های عامدانه و عالمانه هست، و هر کاری که عقل گفته انجام دادی و جواب نمیده.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی انسان متوجه‌ی جهان بزرگ‌تری شد، دیگر چندان مشغول چنین اموری که بخواهد خود را همسنگ این افراد بکند، نمی‌شود. موفق باشید

28477

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: در مورد جوابی که به سوال ۲۸۴۷۱ دادید فرمودید که «شاید» باید نوعی دیگر زندگی کنید. الان خواستم نوع زندگیم رو به شما بگم. جوانی هستم که چند سالی است تمام همّ و غم و دعایم به خدا رسیدن است و اینکه به آن هدف خلقتم که خدا من رو برای این موضوع آفریده برسم. استاد من زندگیم رو بر این اساس بنا نهادم. در همین راستا هم کارهای علمی مثل خواندن آثار شهید مطهری (ره) و جنابعالی و... به صورت گروهی با بچه های مسجد داشته ام و همچنین کارهای عملی مثل نماز اول وقت و سعی در گناه نکردن داشتم و دارم. اصلا بگذارید بهتر بگویم من برای این هدفم در خلوتها و مجالس روضه ضجه ها و اشک ها ریخته ام و ان‌شاءالله می‌ریزم. البته نه اینکه بگویم کسی هستم یا کاری کرده ام یا خدای ناکرده خواسته باشم از خودم تعریف بکنم. خدا می‌داند خودم رو هیچ می‌دانم. هدفم از گفتن این حرفا این بود که بگم نوع زندگیم اینجوریه. اگه ایرادی داره تو رو خدا بهم بگید. اگر ایرادی نداره پس دلیل این همه بدتقدیری تو زندگیم چیه؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در دل همین اموری که در آن قرار دارید به نوعی دیگر از رویکرد فکر کنید و این مربوط به خودتان است که بالاخره از بازخوانی زندگی غفلت نکنیم. مثل آن‌که رهبر معظم انقلاب در بیانیه‌ی گام دوم عملاً از ما می‌خواهند در ادامه‌ی انقلاب تجدید نظرهایی داشته باشیم، نه آن‌که گذشته را زیر پا بگذاریم. موفق باشید

28295

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: استاد منظور از انسان در آیه «یا أَيُّهَا الإنسان إِنَّكَ كَادِحٌ إلى رَبِّكَ كَدْحًا فَمُلَاقِيهِ» بعضی از انسانها را می‌فرمایند یا همه انسانها منظور است؟ استادی میگفتن همه انسان ها چه کافر چه مومن دارن به قرب الی ا...نزدیک می شوند، ولی یکسری به جمال الهی و یکسری به سمت جلال الهی به خدا نزدیک می شوند، یعنی افرادی مثل شمر و هیتلر متحلق به صفات جلال الهی شدند.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین طور است که فرموده اند در آن حد که کفار با تجلی اسم جلال از محل رحمت الهی رانده می شوند. موفق باشید

28040

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
به نام خدا سوال و درخواست خصوصی هست لطفا نشر عمومی ندهید. ببخشید قبلا طی سوال شماره ۲۷۹۷۴ سوال و مشکلم را خدمتتون فرستادم اما پاسخی دریافت نکردم. ممکن خواهش کنم یک راهنمایی بفرمایید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: سؤال شماره ۲۷۹۷۴ به صورت شخصی این‌طور جواب داده شد: باسمه تعالی: سلام علیکم: خیلی نباید به این امور توجه کرد. در این مورد خوب است سری به کتاب «جایگاه جنّ و شیطان و جادوگر» که روی سایت هست بزنید. موفق باشید

27775

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد بزرگوارم: در سختیهای زندگی صحبتهای شما باعث شده بتوانم تاب مشکلات عجیب و غریبم را بیاورم به سختی. چرا تقدیر خانمی اینطوره که همش باید سختی بکشه؟ الآن نزدیک چهل سالمه مثل دیگران زندگی نکردم. کلی مشکلات و مسائل سخت داشته ام. در آینده هم با کسی قراره ازدواج کنم که شرایط مالیش خوب نیست. درآمدش خیلی پایینه. اوضاعش همینطورم میمونه. چرا تقدیرم اینطوره؟ چرا راضی نمیشم به این تقدیر؟
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: جلسه‌ی سوم «با دعا در آغوش خدا» با نظر به همین جایگاه که برای خواهران مذهبی و انقلابی پیش می‌آید و عملاً در این مسیر هزینه‌ی دینداریِ خود را می‌دهند، نوشته شده و بر این باورم که در إزای این سختی‌ها جهانی با کیفیتی بس متعالی که قابل مقایسه با جهان اهل دنیا نیست، بر روی آن خواهران گشوده می‌شود. پیشنهاد مطالعه‌ی آن متن برای خودتان و خواهرانی که در این مسیر هزینه‌ها داده‌اند را دارم. موفق باشید

27475

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: چطور با وجود اینکه جریان معتزله نقش محوری و علمی در زمان مامون و خلفای بعدی که دوره حرکت تمدن اسلامی بود، داشت و اینکه مقابل ائمه و مکتب تشیع مکتب سازی می شد و به نام ارتباط تمدنها و ارتباط با دستاوردهای سایر علوم، یونان زدگی و انحرافات عقیدتی ایجاد شد و در عین بی توجهی به شیعه و ائمه هدی و شهادت امام رضا (ع)، از علمای اعتزالی و ایرانی غیر مسلمان و رومی حمایت می شد، تمدن اسلامی حرکت بسمت جلو و نقطه عطفی برای تمدن سازی داشت و شروع فعالیت های تمدنی مسلمین شد؟ چطور با وجود اینکه معتزله محوریت داشت و این جریان با مبانی اصیل شرعی و عقل قدسی تضاد دارد ولی توانست در بحث تمدن سازی بیاید و نقطه عطف تمدن اسلامی در آن دوره بشوند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همچنان‌که اهل تحقیق متذکر شده‌اند؛ تمدنی که آن زمان به ظهور آمد تمدنِ مسلمانان بود که در بستر اسلام حاضر شده بودند و اهل کلام و حاکمان، بیشتر در حاشیه مشغول خودشان بودند و ائمه «علیهم‌السلام» نیز به صورت نرم در هدایت آن فضا بدون ایجاد حساسیت برای حاکمان، نقش خود را داشتند و به همین جهت هم در هر حال، حاکمان متوجه‌ی حضور نرم آن عزیزان می‌شدند و آن‌ها را گرفتار حبس و تبعید می‌کردند. موفق باشید

26783

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: قبل از خبر بیست و سی یک صوت از رهبر در خطاب به پرستاران پخش کرد که قسمتی از این فرمودند «امید بیماران اول به خدا و دوم به شما....» می خواستم بدانم چرا حضرت آقا با اینکه در معارف دینی ما امید اول خدا و آخر هم خداست اینگونه فرمودند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نظر به واسطه‌هایی که خداوند جهت اعمال اراده‌اش به میان آورده است، با توحید منافات ندارد. موفق باشید

26678
متن پرسش
سلام علیکم: چرا در طول اعصار و زمان ها، خواست مردم و عموم و توده های امت ها بر خواست و اراده اولیاء الله که واقف به تمام اسرار عالم هستند و خیر و صلاح امت ها را می دانند و به دنبال تعالی آنها هستند، غالب است؟ یعنی اینکه بر فرض مثال اگر مردم نخواهند و هماهنگ با ولی خدا نباشند، او نیز باید خود را با شرایط وفق دهد و آن را مدیریت کند و وجود نازنین امیرالمومنین بخاطر خواست عمومی به حاکمیت سقیفه باید ۲۵ سال خانه نشین شود و تن به حکمیت در صفین دهد و فرزندش باید صلح تلخی را بپذیرد و سایر ائمه هم آن وضعیت تلخ را تجربه کنند و غیبت کبری در نهایت رخ دهد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: انسان‌ها باید در بستر انتخاب‌هایشان به آن‌چه باید برسند، برسند و لذا در امور معنوی سعی بر آن است که به انسان‌ها کمک شود تا خودشان آن امور را انتخاب کنند. موفق باشید

26590

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم سلام استاد: حلال بفرمایید از مزاحمت های مکرر. ۱. اینکه می گویند انسان هزاران صورت ایجاد می کند که در برزخ با آنها روبرو است آیا درست فهمیدم؟ حساب و کتاب قیامت اینگونه نیست که از دقایق ما به معنی دنیایی سوال کنند بلکه از ما حصل دقایق ما که به چه چیزی ختم شده سوال می شود، یعنی مثلا یک صورت می شود به اسم حسادت؟ یا اینکه از تک تک مواقعی که ما حسادت کردیم سوال می شود؟ ۲. انسان مثلا اگر صدها صورت حسادت ایجاد کرده با توبه واقعی این صورت را پاک می کند و صورت های جدید ایجاد می کند آیا صورت های قبلی هنوز موجود است؟ ۳. استاد وقتی به حقوق اشیا و افراد نگاه می کنیم دیوانه می شویم، به هر لحظه که برمی گردیم حقوق بسیاری افراد را زیر پا گذاشته ایم که می گویند باید با وکلایی اینها بعد مرگ روبرو شوی، و می گویند حق الناس سهوی و عمدی ندارد همه بازخواست می شود. خوب با این بی دقتی و فراموشی و یا جهل خود چه کنیم که هر لحظه در حال گناه کردن هستیم. نمی خواهم نظر دهم ولی آیا این ناعادلانه نیست که از انسان در این عالم محدود مادی از لحاظ قوا اینگونه سخت حسابکشی کنند. من بعد از یک بیماری سخت واقعا تمرکز خور را برای دقت کردن روی چندین مساله با هم، از دست داده ام و به هر حال تا می خواهم جایی را درست کنم جای دیگر خراب می شود.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. به نظر می‌آید همان حالت اول باشد. ۲. نه. ۳. به هر حال ما در حد توان خود عمل می کنیم و امیدوار به رحمت الهی هستیم. گفت:‌ گر چه بهشتش نه به همت دهند / آن قدر ای دل که توانی بکوش. موفق باشید

26434
متن پرسش

سلام و عرض ادب خدمت استاد گرامی: متن زیر مقاله ای مختصر به نام صور اسرافیل است که در مورد شهادت شهید سلیمانی می باشد که در آن ادعاهایی شده است که تمایل دارم نظر حضرتعالی را در مورد آن جویا شوم. از صبر و لطف شما سپاسگزارم. باسمه تعالی صور اسرافیل افراد جامعه به گونه‌‌های مختلفی هستند. برخی در زندگی‌شان برای دیگران آورده‌ای دارند و برخی ندارند. برخی اطرافیان خود را رشد می‌دهند و برخی نه و برخی بعد از مردن خود نیز می‌توانند به بقیه خیری برسانند و برخی اینچنین نیستند. اما واقعه شهادت حاج قاسم سلیمانی از سنخ هیچ کدام از این موارد نیست! شهادت این فرد با شهادت کلیه شهدای انقلاب اسلامی متفاوت است. اینکه بیان می‌شود جنس شهادت جنس دیگری می‌باشد، به همان معنی است که جنس شهادت یاران اباعبدالله (ع) نیز با شهادت‌های پیش از خود فرق داشت. با شهادت حضرت حمزه سیدالشهدا (ع) فرق داشت. هیچ‌کس نمی‌تواند شهادت شهید حججی را با شهادت شهید همت و امثالهم مقایسه کند. لازمه قیاس، سنخیت در نوع است. البته توجه داشته باشید این ادعا به هیچ معنا تلقی کننده‌ پایین بودن و کم ارزش بودن شهادت‌های آن بزرگواران نیست؛ بلکه نشان دهنده اهمیت و ارزش شهادت‌های شهید حججی و سلیمانی است. مگر شهادت سلیمانی با شهادت کاظمی‌ها و خرازی‌ها چه تفاوتی دارد؟ چه چیزی باعث شده است که ما جنس شهادت‌های آنها را جدای از هم بدانیم؟ آیا علت آن در نحوه شهادت آن‌ها است؟ آیا در زمان و مکان شهادت است؟ آیا علت آن مصالح امنیتی و سیاسی کشور است؟ بدیهی است که پاسخ تمامی این سوالات منفی است. سوالاتی که برخی با پاسخ مثبت، آن‌ را هنر شهادت شهید سلیمانی معرفی می‌کنند و به بیراهه می‌روند. باید در این دقت کرد که آنچه در این شهادت تمایز ایجاد کرده است و این شهادت را در ادامه شهادت شهید حججی قرار داده است، «رشد تکوینی انسان‌ها» در اثر این شهادت بوده است. شاید به کار بردن این عبارت برای برخی بسیار محل اعراض و مناقشه باشد و آن را بی‌مبنا و ابتر تلقی کنند. اما باید دانست که آنچه پس از شهادت شهید سلیمانی رخ داد، دقیقا نشانه‌هایی از همان رشد تکوینی و بیداری در مردمان بود. شهادت شهید سلیمانی نه در ابتدای انقلاب بلکه در سال ۲۰۲۰ اتفاق افتاده است. در این زمان، بلوغی به صحنه آمده است که ابتدای انقلاب هم شاهد آن نبوده‌ایم. این اتفاق در زمانه کنونی که مدرنیته و تکنیک جولان می‌دهند رقم خورده است و نه در فضای نابالغ تکنیکی ابتدای انقلاب و با این همه، انسان‌هایی که در این فضا زیست کرده‌اند چنین تشییع جنازه‌ای را رقم زده‌اند. این برخورد و بازتاب‌های حسی و عقلی مردم را در نظر بگیرید، اگر همین برخوردها عینا و دقیقا در زمان انقلاب یا اصلا در دوران ائمه اطهار اتفاق می‌افتاد، جای شگفتی داشت اما اکنون که این حادثه در چنین شرایطی و در این زمانه رخ داده است، جای بسیار بسیار شگفتی دارد! از خودتان سوال بپرسید! این انسان‌هایی که در تشییع جنازه چنین کردند، از کجا آمده‌اند؟ این انسان‌هایی که از شهرهای خودشان به تهران رفتند، از کجا آمده‌اند؟ آری این ملت در گذشته نیز برای رحلت پیشوای خود حضرت روح‌الله (ره) چنین رفتار مشابهی را بروز دادند اما رخ‌ دادن بسیار کمی‌تر و کیفی‌تر آن برای یک سردار جنگی که هر لحظه در میدان‌های جنگ انتظار شهادت‌اش می‌رود، توسط این انسان‌ها، مدهوش کننده است. انسان‌هایی که هر یک خودشان و با دعوت خودشان به صحنه آمده‌اند و بدون اختیار عقل معاش خود، خود را به صحنه می‌رسانند، آیا چیزی جز لبیک به ندای اصرافیلی حقیقت است؟ چیزی جز شوق برای رویت حقیقت و لمس آن است؟ آیا این انسان‌هایی که چنین عظمتی را رقم زدند، غیر از انسان‌های امروزی و غیر از من و شما بودیم؟ آیا ما باید خودمان را گول بزنیم و بگوییم این انسان‌ِ در بند توهم و غرب‌گرای امروزی که در تشییع جنازه آنچنان وارد می‌شود، انسان امروزی نیست و آنها را از دل تاریخ هزاران هزار سال پیش و از میان عمارها و سلمان‌ها بیرون کشیده‌ایم و برای مدتی به تاریخ امروزی چسبانده‌ایم تا نمایشی را اجرا کنند و سپس در گذر زمان متوقف شوند؟ یا باید با عینکی دیگر و به دور از تعصبات ذهنی تحلیل کنیم؟! به همین خاطر است که شما باید برای تحلیل این ماجرا فقط به درون خودتان رجوع داشته باشید تا از گزند این تعصبات رهایی یابید و صرفا آنچه را که دریافت کرده‌اید را به زبان بیاورید و نقش ببندید. از خودتان سوال بپرسید چرا خبر شهادت در دل شما انقلابی ایجاد کرد؟ آیا شما چیزی به غیر از چند خط متعارف از آقای سلیمانی شناخت داشتید؟ چرا با وجود این شناخت بسیار کم و اندک، این شهادت در درون شما تاثیرگذار شد؟ تاثیرگذاری که تاثّر آن به اختیار شما نبود و ناخوانده بر درون شما وارد شد و هرکسی که توانسته باشد حدی از غل و غش را در وجود خود زدائیده باشد، این ورود تکوینی را نیز یافته است و به استقبال آن رفته است. اینگونه و با طرح این سوالات خواهید فهمید که جنس این شهادت با شهادت‌های اول انقلاب فرق می‌کند. در واقع این همان جنس غلیظ شده شهادت شهید حججی است. شهادتی که فرای از قبل و بعد از شهادت، خودِ شهادت موجب رشد تکوینی می‌شود. این رشد است که موجب تکاپوی انسانِ تحت سلطه عقل غربی می‌شود و اینچنین بی‌گدارانه و با اشتیاق خاصی حرکت می‌کند و گریه می‌کند و می‌لرزد. رشدی که بسیاری را در برگرفت، بدون آنکه آنها طلبی از آن داشته باشند. مائده‌ای ناخوانده‌ای بود که بر دل‌های ما نازل شد. از خودتان سوال بپرسید آیا این اتفاق جز وعده نزدیکی ظهور چه خبر دیگری دارد؟ ظهوری که وقتی اتفاق بیفتد انقلابی در قلوب می‌شود و تصعیدی در علوم می‌شود که شواهد آن در روایات ما فقط خاک می‌خورد. باید دانست در عصر کنونی یک اتفاقی که توانسته است حیات غربی انسان کنونی را اینچنین به مخاطره اندازد، قطعا در زمان ظهور نیز به همین نحو تقلب قلوب خواهیم داشت و انسان‌ها از نوعی به نوع دیگر به پا خواهند خواست و این اتفاق آنقدر سریع است که می‌توانیم آن را دفعی و لحظه‌ای قلمداد کنیم و در این تقلب لحظه‌ای، انسان‌ها رشد می‌کنند و مهیای رکاب موعود می‌شوند. همانگونه که در این ایام نیز مزه‌ای از آن را چشیدیم و بدون آنکه به اختیار کام خود را باز کرده باشیم. همین مزه است که سنخ متفاوتی را رقم زده است. مزه‌ای که از آن بوی ظهور استشمام می‌شود و مزه‌ای که انتظار چشیدن آن را در آن ایام داریم. از خودتان بپرسید آیا وقوع چنین سنخ از اتفاق‌ها، غیر از زائیدگی در عقل اربعینی است؟ آیا چیزی جز مسخ قلوب و عقولی که در اربعین رخ می‌دهد را در اینجا می‌بینیم؟ و اگر صادقانه به خودتان رجوع کنید، این تاثیر را می‌یابید و بدانید که هر چقدر این تاثیر را بتوانید بیشتر ادراک کنید، می‌توانید ظهور مهدی موعود (عج) را بهتر ادراک کنید. چرا که این اتفاقات همه آمادگی برای انسان‌هاست تا بتوانند زمینه مقلب القلوب شدن در زمان ظهور را در خودشان ایجاد کنند. «همه هستی همگام با انسانی است که در راه هدایت گام بر می‌دارد» امام موسی صدر. حدیث سحرگاهان، ص ۲۸۴

متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده نکات دقیقی را در این نگاه دیدم. عرایضی نیز تحت عنوان «آیا همه‌ی ما قاسم سلیمانی بودیم؟» شده است که متن آن را این روزها إن‌شاءاللّه بر روی سایت خواهید دید. آری! همین‌طور که نویسنده‌ی محترم مقاله‌ی فوق می‌گوید انقلاب اسلامی ظرفیت‌هایی دارد که روز به روز بیش از پیش به ظهور می‌آید و ما باید منتظر ابعادی از انقلاب اسلامی باشیم که هنوز به ظهور نیامده است، إن‌شاءاللّه. موفق باشید 

25958

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: وقتتون بخیر. یک روحانی تفاوت بین نبوت و رسالت رو اینطور تعبیر می کرد که نبوت به جنبه ارتباط با عالم غیب و رسالت جنبه ارتباط او با مردم اشاره دارد. به نظرتون درسته؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: باطنِ نبوت و رسالت که ولایت است، وجه و جنبه‌ی ارتباطِ نبیّ با عالم غیب است، وگرنه نبوت و رسالت هر دو وجهِ نظر به خلق از طریق پیامبر می‌باشد. موفق باشید

25665
متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرامی: استاد، شیوه اصیل برخورد پیامبر اکرم (ص) و ائمه اطهار (ع) با جریان نفاق چگونه بوده است و با توجه به این سیره، امروز تکلیف ما در برابر این جریانی که موریانه وار در حال ضربه زدن به انقلاب است چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این یک قاعده‌ی مهم است که هر آن‌چه شرایط تقوا را در جامعه رشد دهیم، شرایط نفوذ نفاق، تنگ‌تر می‌شود زیرا منافق هر ادعایی در راستای دینداری می‌تواند بکند ولی نمی‌تواند حقِ تقوا را ادا کند. موفق باشید

25590

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرامی: استاد، محدوده آزادی بیان در دین مبین کجاست به‌ویژه در عرصه رسانه ای که اثر اجتماعی هم دارد؟ در ضمن بسیاری معتقدند در کشور اسلامی مان، واقعاً از جهت رسانه ای و اجتماعی و نقد، آزادی بیان نیست و مسئولین می خواهند مردم مثل خودشان فکر کنند و به اصطلاح اطلاعات مردم از یک کانال نه از راه ها و کانال ها و شنیدن عقاید متعدد باشد، آیا این مطلب با مبانی گفتمان انقلاب و واقعیت، تطابق دارد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر می‌کنم بد نیست سری به مباحثی که در رابطه با آزاداندیشی در کتاب «سلوک ذیل شخصیت امام خمینی «رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» شد، بزنید. به هر حال زمانه زمانه‌ای است که باید با گفت‌وگوهای اندیشه‌های مختلف، حقیقتْ به ظهور آید. موفق باشید

25243
متن پرسش
سلام خسته نباشید: اینکه در مبحث حرکت جوهری گفته اید حرکت مرتبه ای از وجود است، دقیقا یعنی چی؟ مگه به جز عقل و مثال و ماده، مرتبه ای به نام حرکت داریم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! وجود، ذو مراتب است و پایین‌ترین مرتبه‌ی آن ماده می‌باشد که عین حرکت است. موفق باشید

24653

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت شما: استاد شما برای ایجاد شدن طلب معنویت و رفتن به سوی خدا برای یک جوان دانشجو چه کتابی رو پیشنهاد می کنید و مناسب می دانید؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر می‌کنم مطالعه‌ی کتاب «جوان و انتخاب بزرگ» و کتاب «ده نکته در معرفت نفس» و کتاب «آشتی با خدا» مفید باشد. موفق باشید

24526
متن پرسش
سلام علیکم: وقتتون بخیر. در بحث مصباح الهدایه بحث اعیان ثابته را در احدیت مطرح فرمودید با توجه به اینکه احدیت موطن کثرت نیست چطور اعیان ثابته در احدیت قابل طرح است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که در کتاب «مصباح الهدایه» متذکر شده‌اند علم حضرت حق عین ذات اوست و علم به اعیان ثابته در مقام احدیت به معنای نظر به صورت علمیِ موجودات است که در ذات حضرت حق معلومِ حق هستند. موفق باشید

33489

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم خدمت آقای طاهرزاده: بنده سرباز هستم و اوایل خدمت خودم را می‌گذرانم. حدود سه ماه خدمت هستم. در این سه ماهی که سرباز بودم، تغییرات مثبت زیادی داشته‌ام. به عنوان مثال فرصت گناه کردن از من گرفته شد و مثلا نمازهایم را مرتب می‌خوانم که البته همه از لطف خدا بود. ولی مسئله‌ای ذهن من را درگیر کرده و آن هم این که من در سربازی (که در یگان پاسدار هستم) بیشتر از نماز و بیشتر از گناه نکردن (حداقل گناه‌هایی که انسان به راحتی متوجه‌شان می‌شود) کار بیشتری در حین خدمت نمی‌توانم انجام بدهم! مثلا وقت نمی‌کنم قرآن بخوانم یا مستحبی انجام بدهم! حتی گاهی اوقات سر وقت نماز صبح به مشکل بر می‌خورم. بنابراین چند سوال داشتم. ۱. اول این که در این دو سالی که خواهد آمد، بر فرض این که ان‌شاءالله عمری باشد، اگر نتوانم بیشتر از این کارها (نماز و گناه نکردن) کار دیگری انجام بدهم، آیا در رشد و سیر تکامل خودم دچار خسران نمی‌شوم؟ مثلا در زندگی عادی می‌شد کارهای بیشتر انجام داد! آیا در خدمت دچار خسران و عقب‌افتادگی نخواهم شد!؟ ۲. سوال بعد با توجه به این که خدمت سربازی، اجباری و با اکراه صورت می‌گیرد و به مدت دو سال در زندگی انسان وقفه‌ای ایجاد می‌کند، می‌خواستم بپرسم نظر بزرگان دین راجع به خدمت سربازی در زمانه ما چیست؟ از آنجایی که معنای سربازی با معنای سربازی زمان قدیم تفاوت پیدا کرده و هر سربازی لزوماً خدمتی انجام نمی‌دهد. نظر بزرگان دین و مراجع تقلید و اساتید اخلاق و همچنین خود شما راجع به این دو سال خدمت اجباری سربازی چیست؟ ۳. و سوال بعدی این که، من در مواقع نماز صبح به دلیل عوض کردن پست‌های نگهبانی گاهی اوقات به مشکل بر می‌خورم. زمانی که پست نگهبانی من مصادف با زمان بین اذان صبح و طلوع خورشید می‌شود. می‌خواستم بپرسم که اگر سر پست نگهبانی نماز بخوانم (که مثلا هر کاری غیر از نگهبانی دادن ممنوع است) و با توجه به این که در جای حساسی هم نیستیم و در شهر تهران می‌باشیم، تکلیفم چیست؟ آیا نباید سر پست نگهبانی نماز بخوانم و بگذارم نمازم قضا شود؟ در این صورت مرتکب گناه می‌شوم؟ آیا سر پست نگهبانی نماز بخوانم؟ که ممکن است کسی من را در آن حالت ببیند و برایم دردسر شود و در طول خدمت اذیت شوم و اذیتم کنند. با توجه به این که صحبت کردن با بالادستی‌ها و مسئولین مربوطه بیفایده است می‌خواستم از شما راهنمایی بگیرم. در زمانی که این اتفاق می‌افتد، تکلیف بنده چیست؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. باقی‌ماندن بر وظیفه در حدّ توان، به خودی خود نوعی بندگی به حساب می‌آید. ۲. خدمت سربازی یک امر قانونی و اجتماعی است و مثل همه قوانین اجتماعی باید رعایت شود. ۳. شاید بتوان به عنوان واجب الهی، سریعاً نماز صبح را بدونه هرگونه مستحباتی انجام داد. البته در این مورد خوب است که به مرجع تقلید خود رجوع فرمایید. موفق باشید

31970
متن پرسش

سلام علیکم خدمت استاد ارجمند: استاد سوالی ذهنم را مشغول کرده و بدنبال آن می‌خواهم نظر شما را بدانم. پیشاپیش بگم صفحاتی که ابن عربی را جست و جو کردم بسیار بود و من وقت بررسی همه را نداشتم پس همه پرسش ها را بررسی نکردم. ۱. آیا امکان دارد از زمان جناب ابن عربی تابحال عرفایی بوده باشند که چه بسا خیلی بیشتر و بهتر از او معارف توحیدی و اسرارش را گرفته باشند اما در پی انتشار آن برنیامده باشند. برای مثال اگر صفت علم خدا در آنها تجلی کرده باشد چه بسا بتوانند علوم مختلف را هم یکجا ثبت کنند چه برسد به عرفان و اسرارش. ۲. بطور کلی چرا عرفا با اینکه احتمالا در بخشی از عمر خود علم الهی را درک کردند، اما در پی انتشار بر نمی آیند؟ ۳. بنظر شما آنچه در فصوص یا فتوحات آمده چند درصد اسرار توحیدی است؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آنچه می‌توانیم در این رابطه بگوییم سنت حضرت حق است که در هر دوره تاریخی آنچه بشریت ظرفیت آن را دارد در بستر اسلام از طریق قلب‌های آماده به بشریت می‌رساند و محال است اگر بشریت ظرفیت درک امری از انوار قدسی و توحید ربّانی و علم حقیقی را داشته باشد، از آن دریغ شود به همان معنایی که حضرت حق در قرآن می‌فرماید: «يَسْئَلُهُ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ كُلَّ يَوْمٍ هُوَ في‏ شَأْنٍ» الرحمن/ (29) خداوند شأن مناسب آن طلب و تقاضا را در مظهور یا مظاهری به ظهور می‌آورد. موفق باشید

31173
متن پرسش
با سلام استاد عزیز: در مورد جهانی میان دو جهان، انسانی که این ویژگی را داشته باشد گاهی در تعاریف به حالتی گنگ و غیرقابل تعریف می شود: ۱. آیا می توانیم تعریف انسانی میان دو جهان را "انسانی مومن حقیقی که دغدغه و دلسوزی نمایش عالم قدس در عالم ماده را در کل عالم ماده و جهان دارد تعریف کنیم؟ انسانی که از دو گروه موجود در حال حاضر صفات خوب توجه به عالم قدس را از یک گروه و نظم و تفکر اجتماعی باز را از گروه دیگر در خود دارد، وصفت عصبیّت را از یک گروه و غفلت از عالم قدس را از گروه دیگر ندارد (در کل کاری به جناح و گروه ها ندارم ولی به نظرم مثلا در داخل اصولگراها حرف درستی را گاها تند میگن و اصحاب غربگرا حرف اشتباهی رو با موج سواری رو نظر عده ای از مردم، بهتر در ظاهر اعلام می‌کنند.) سوال دوم اینکه آیا ما می توانیم بگوییم که امام عصر (عج) نقطه اوج انسان جهان میان دو جهان هستند؟ سوال آخر اینکه استاد عزیز با توجه به اینکه برای تغییر وضعیت ما باید یک مسیری که در ظاهر بسیار طولانی از انسان دچار تعصب یا غفلت از قدس که شاید هر دو در دو طرف طیف تاریخ هستند به سوی تعادل انسانی میان دو جهان برویم، سوالم اینکه در اون نقطه ای که تغییر می‌خواهد ایجاد شود اراده ای از جانب خداوند شده یا انسان، چون اگر از انسان باشد که بالاخره آن نور در قلبها از سوی خدا بوده و اینکه بحث ظرفیت زمانه هست و اینکه واقعا برام جای سواله که انسان امروزه آیا با آموزش یا انجام احکام و... می‌شود آنچه باید بشود یا معجزه می‌خواهد، و اگر از سوی خدا بوده بحث اختیار انسان هست، اگر لطف کنید مورد آخر رو کمی توضیح دهید. ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان طور که مستحضرید بحث «جهان بین دو جهان» موضوعی است که نیاز به بحث و تفصیل زیاد دارد که در سه کتاب اخیر بنده که فعلاً یکی از آنها به چاپ رسیده است، تا حدی افق حضور در جهان بین دو جهان روشن می شود. آری! همان طور که می فرمایید باید ماورای جریانهای سیاسی و حزبی، انسان خود را در این تاریخ حاضر کند و مسلم حضرت صاحب الأمر «عجل الله تعالی فرجه» که صاحب زمان هم هستند، صاحب همه جهان ها می باشند.

آری! مسلم نسبتی بین اراده الهی در جوابگویی نیاز انسانها مطابق تاریخ و تقاضای انسانها در تاریخ در صحنه است که در کتابهای مذکور تا حدی بدان پرداخته شده است. موفق باشید

نمایش چاپی