باسمه تعالی: سلام علیکم: کتاب «از برهان تا عرفان» همراه با شرح صوتی آن که روی سایت هست، إنشاءالله مفید خواهد بود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث آن مفصل است. همین اندازه باید متوجه باشیم آیا اگر کسی رزق ما را از دست ما ربود نبایدیقهی او را بگیریم و از او باز پس گیریم؟ یا اینکه به اسم آنکه رزّاق حضرت ربّ العالمین است بنشینیم تا هر کس خواست هرکاری بکند؟ موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: اصل قضیه، کاری لازم و درستی است. باید سعی کرد به صورتی حکیمانه و با درک شرایط و امکانات موجود، قدم زد تا از شرایط تاریخ خود غفلت نکنیم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: تحجر، صورتهای مختلف دارد یک صورت آن لیبرالیته است که به پوزیتیویسم ختم میشود و نفیِ هرگونه امری غیبی. و طرف دیگر آن مقدسان نادان هستند که نه دیروز متوجهی حضور تاریخی نهضت حضرت اباعبداللّه «علیهالسلام» شدند و نه امروز متوجهی انقلاب اسلامی در جهانی هستند که انقلاب، در آن حاضر است. در آخر شرح غزل ۸۸ عرایضی در این مورد شده است. در بحث اخیری که در شرح کتاب «فتح خون» شهید آوینی شد، در این مورد نیز نکاتی مطرح گشت. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: عموماً مباحث، مکمل یکدیگر هستند ولی شاید کتاب «گوشسپردن به ندای بیصدای انقلاب اسلامی» چنین باشد. با اینهمه آن کتاب کتابی است برای همه و برای هیچکس. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: حرف خوبی است. به همین جهت تأکید پیامبز خدا آن بود که این دو نباید از هم جدا شود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی انسان متوجهی جهان بزرگتری شد، دیگر چندان مشغول چنین اموری که بخواهد خود را همسنگ این افراد بکند، نمیشود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در دل همین اموری که در آن قرار دارید به نوعی دیگر از رویکرد فکر کنید و این مربوط به خودتان است که بالاخره از بازخوانی زندگی غفلت نکنیم. مثل آنکه رهبر معظم انقلاب در بیانیهی گام دوم عملاً از ما میخواهند در ادامهی انقلاب تجدید نظرهایی داشته باشیم، نه آنکه گذشته را زیر پا بگذاریم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همین طور است که فرموده اند در آن حد که کفار با تجلی اسم جلال از محل رحمت الهی رانده می شوند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: سؤال شماره ۲۷۹۷۴ به صورت شخصی اینطور جواب داده شد: باسمه تعالی: سلام علیکم: خیلی نباید به این امور توجه کرد. در این مورد خوب است سری به کتاب «جایگاه جنّ و شیطان و جادوگر» که روی سایت هست بزنید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: جلسهی سوم «با دعا در آغوش خدا» با نظر به همین جایگاه که برای خواهران مذهبی و انقلابی پیش میآید و عملاً در این مسیر هزینهی دینداریِ خود را میدهند، نوشته شده و بر این باورم که در إزای این سختیها جهانی با کیفیتی بس متعالی که قابل مقایسه با جهان اهل دنیا نیست، بر روی آن خواهران گشوده میشود. پیشنهاد مطالعهی آن متن برای خودتان و خواهرانی که در این مسیر هزینهها دادهاند را دارم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همچنانکه اهل تحقیق متذکر شدهاند؛ تمدنی که آن زمان به ظهور آمد تمدنِ مسلمانان بود که در بستر اسلام حاضر شده بودند و اهل کلام و حاکمان، بیشتر در حاشیه مشغول خودشان بودند و ائمه «علیهمالسلام» نیز به صورت نرم در هدایت آن فضا بدون ایجاد حساسیت برای حاکمان، نقش خود را داشتند و به همین جهت هم در هر حال، حاکمان متوجهی حضور نرم آن عزیزان میشدند و آنها را گرفتار حبس و تبعید میکردند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: نظر به واسطههایی که خداوند جهت اعمال ارادهاش به میان آورده است، با توحید منافات ندارد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: انسانها باید در بستر انتخابهایشان به آنچه باید برسند، برسند و لذا در امور معنوی سعی بر آن است که به انسانها کمک شود تا خودشان آن امور را انتخاب کنند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. به نظر میآید همان حالت اول باشد. ۲. نه. ۳. به هر حال ما در حد توان خود عمل می کنیم و امیدوار به رحمت الهی هستیم. گفت: گر چه بهشتش نه به همت دهند / آن قدر ای دل که توانی بکوش. موفق باشید
سلام و عرض ادب خدمت استاد گرامی: متن زیر مقاله ای مختصر به نام صور اسرافیل است که در مورد شهادت شهید سلیمانی می باشد که در آن ادعاهایی شده است که تمایل دارم نظر حضرتعالی را در مورد آن جویا شوم. از صبر و لطف شما سپاسگزارم. باسمه تعالی صور اسرافیل افراد جامعه به گونههای مختلفی هستند. برخی در زندگیشان برای دیگران آوردهای دارند و برخی ندارند. برخی اطرافیان خود را رشد میدهند و برخی نه و برخی بعد از مردن خود نیز میتوانند به بقیه خیری برسانند و برخی اینچنین نیستند. اما واقعه شهادت حاج قاسم سلیمانی از سنخ هیچ کدام از این موارد نیست! شهادت این فرد با شهادت کلیه شهدای انقلاب اسلامی متفاوت است. اینکه بیان میشود جنس شهادت جنس دیگری میباشد، به همان معنی است که جنس شهادت یاران اباعبدالله (ع) نیز با شهادتهای پیش از خود فرق داشت. با شهادت حضرت حمزه سیدالشهدا (ع) فرق داشت. هیچکس نمیتواند شهادت شهید حججی را با شهادت شهید همت و امثالهم مقایسه کند. لازمه قیاس، سنخیت در نوع است. البته توجه داشته باشید این ادعا به هیچ معنا تلقی کننده پایین بودن و کم ارزش بودن شهادتهای آن بزرگواران نیست؛ بلکه نشان دهنده اهمیت و ارزش شهادتهای شهید حججی و سلیمانی است. مگر شهادت سلیمانی با شهادت کاظمیها و خرازیها چه تفاوتی دارد؟ چه چیزی باعث شده است که ما جنس شهادتهای آنها را جدای از هم بدانیم؟ آیا علت آن در نحوه شهادت آنها است؟ آیا در زمان و مکان شهادت است؟ آیا علت آن مصالح امنیتی و سیاسی کشور است؟ بدیهی است که پاسخ تمامی این سوالات منفی است. سوالاتی که برخی با پاسخ مثبت، آن را هنر شهادت شهید سلیمانی معرفی میکنند و به بیراهه میروند. باید در این دقت کرد که آنچه در این شهادت تمایز ایجاد کرده است و این شهادت را در ادامه شهادت شهید حججی قرار داده است، «رشد تکوینی انسانها» در اثر این شهادت بوده است. شاید به کار بردن این عبارت برای برخی بسیار محل اعراض و مناقشه باشد و آن را بیمبنا و ابتر تلقی کنند. اما باید دانست که آنچه پس از شهادت شهید سلیمانی رخ داد، دقیقا نشانههایی از همان رشد تکوینی و بیداری در مردمان بود. شهادت شهید سلیمانی نه در ابتدای انقلاب بلکه در سال ۲۰۲۰ اتفاق افتاده است. در این زمان، بلوغی به صحنه آمده است که ابتدای انقلاب هم شاهد آن نبودهایم. این اتفاق در زمانه کنونی که مدرنیته و تکنیک جولان میدهند رقم خورده است و نه در فضای نابالغ تکنیکی ابتدای انقلاب و با این همه، انسانهایی که در این فضا زیست کردهاند چنین تشییع جنازهای را رقم زدهاند. این برخورد و بازتابهای حسی و عقلی مردم را در نظر بگیرید، اگر همین برخوردها عینا و دقیقا در زمان انقلاب یا اصلا در دوران ائمه اطهار اتفاق میافتاد، جای شگفتی داشت اما اکنون که این حادثه در چنین شرایطی و در این زمانه رخ داده است، جای بسیار بسیار شگفتی دارد! از خودتان سوال بپرسید! این انسانهایی که در تشییع جنازه چنین کردند، از کجا آمدهاند؟ این انسانهایی که از شهرهای خودشان به تهران رفتند، از کجا آمدهاند؟ آری این ملت در گذشته نیز برای رحلت پیشوای خود حضرت روحالله (ره) چنین رفتار مشابهی را بروز دادند اما رخ دادن بسیار کمیتر و کیفیتر آن برای یک سردار جنگی که هر لحظه در میدانهای جنگ انتظار شهادتاش میرود، توسط این انسانها، مدهوش کننده است. انسانهایی که هر یک خودشان و با دعوت خودشان به صحنه آمدهاند و بدون اختیار عقل معاش خود، خود را به صحنه میرسانند، آیا چیزی جز لبیک به ندای اصرافیلی حقیقت است؟ چیزی جز شوق برای رویت حقیقت و لمس آن است؟ آیا این انسانهایی که چنین عظمتی را رقم زدند، غیر از انسانهای امروزی و غیر از من و شما بودیم؟ آیا ما باید خودمان را گول بزنیم و بگوییم این انسانِ در بند توهم و غربگرای امروزی که در تشییع جنازه آنچنان وارد میشود، انسان امروزی نیست و آنها را از دل تاریخ هزاران هزار سال پیش و از میان عمارها و سلمانها بیرون کشیدهایم و برای مدتی به تاریخ امروزی چسباندهایم تا نمایشی را اجرا کنند و سپس در گذر زمان متوقف شوند؟ یا باید با عینکی دیگر و به دور از تعصبات ذهنی تحلیل کنیم؟! به همین خاطر است که شما باید برای تحلیل این ماجرا فقط به درون خودتان رجوع داشته باشید تا از گزند این تعصبات رهایی یابید و صرفا آنچه را که دریافت کردهاید را به زبان بیاورید و نقش ببندید. از خودتان سوال بپرسید چرا خبر شهادت در دل شما انقلابی ایجاد کرد؟ آیا شما چیزی به غیر از چند خط متعارف از آقای سلیمانی شناخت داشتید؟ چرا با وجود این شناخت بسیار کم و اندک، این شهادت در درون شما تاثیرگذار شد؟ تاثیرگذاری که تاثّر آن به اختیار شما نبود و ناخوانده بر درون شما وارد شد و هرکسی که توانسته باشد حدی از غل و غش را در وجود خود زدائیده باشد، این ورود تکوینی را نیز یافته است و به استقبال آن رفته است. اینگونه و با طرح این سوالات خواهید فهمید که جنس این شهادت با شهادتهای اول انقلاب فرق میکند. در واقع این همان جنس غلیظ شده شهادت شهید حججی است. شهادتی که فرای از قبل و بعد از شهادت، خودِ شهادت موجب رشد تکوینی میشود. این رشد است که موجب تکاپوی انسانِ تحت سلطه عقل غربی میشود و اینچنین بیگدارانه و با اشتیاق خاصی حرکت میکند و گریه میکند و میلرزد. رشدی که بسیاری را در برگرفت، بدون آنکه آنها طلبی از آن داشته باشند. مائدهای ناخواندهای بود که بر دلهای ما نازل شد. از خودتان سوال بپرسید آیا این اتفاق جز وعده نزدیکی ظهور چه خبر دیگری دارد؟ ظهوری که وقتی اتفاق بیفتد انقلابی در قلوب میشود و تصعیدی در علوم میشود که شواهد آن در روایات ما فقط خاک میخورد. باید دانست در عصر کنونی یک اتفاقی که توانسته است حیات غربی انسان کنونی را اینچنین به مخاطره اندازد، قطعا در زمان ظهور نیز به همین نحو تقلب قلوب خواهیم داشت و انسانها از نوعی به نوع دیگر به پا خواهند خواست و این اتفاق آنقدر سریع است که میتوانیم آن را دفعی و لحظهای قلمداد کنیم و در این تقلب لحظهای، انسانها رشد میکنند و مهیای رکاب موعود میشوند. همانگونه که در این ایام نیز مزهای از آن را چشیدیم و بدون آنکه به اختیار کام خود را باز کرده باشیم. همین مزه است که سنخ متفاوتی را رقم زده است. مزهای که از آن بوی ظهور استشمام میشود و مزهای که انتظار چشیدن آن را در آن ایام داریم. از خودتان بپرسید آیا وقوع چنین سنخ از اتفاقها، غیر از زائیدگی در عقل اربعینی است؟ آیا چیزی جز مسخ قلوب و عقولی که در اربعین رخ میدهد را در اینجا میبینیم؟ و اگر صادقانه به خودتان رجوع کنید، این تاثیر را مییابید و بدانید که هر چقدر این تاثیر را بتوانید بیشتر ادراک کنید، میتوانید ظهور مهدی موعود (عج) را بهتر ادراک کنید. چرا که این اتفاقات همه آمادگی برای انسانهاست تا بتوانند زمینه مقلب القلوب شدن در زمان ظهور را در خودشان ایجاد کنند. «همه هستی همگام با انسانی است که در راه هدایت گام بر میدارد» امام موسی صدر. حدیث سحرگاهان، ص ۲۸۴
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده نکات دقیقی را در این نگاه دیدم. عرایضی نیز تحت عنوان «آیا همهی ما قاسم سلیمانی بودیم؟» شده است که متن آن را این روزها إنشاءاللّه بر روی سایت خواهید دید. آری! همینطور که نویسندهی محترم مقالهی فوق میگوید انقلاب اسلامی ظرفیتهایی دارد که روز به روز بیش از پیش به ظهور میآید و ما باید منتظر ابعادی از انقلاب اسلامی باشیم که هنوز به ظهور نیامده است، إنشاءاللّه. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: باطنِ نبوت و رسالت که ولایت است، وجه و جنبهی ارتباطِ نبیّ با عالم غیب است، وگرنه نبوت و رسالت هر دو وجهِ نظر به خلق از طریق پیامبر میباشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: این یک قاعدهی مهم است که هر آنچه شرایط تقوا را در جامعه رشد دهیم، شرایط نفوذ نفاق، تنگتر میشود زیرا منافق هر ادعایی در راستای دینداری میتواند بکند ولی نمیتواند حقِ تقوا را ادا کند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر میکنم بد نیست سری به مباحثی که در رابطه با آزاداندیشی در کتاب «سلوک ذیل شخصیت امام خمینی «رضواناللّهتعالیعلیه» شد، بزنید. به هر حال زمانه زمانهای است که باید با گفتوگوهای اندیشههای مختلف، حقیقتْ به ظهور آید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! وجود، ذو مراتب است و پایینترین مرتبهی آن ماده میباشد که عین حرکت است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر میکنم مطالعهی کتاب «جوان و انتخاب بزرگ» و کتاب «ده نکته در معرفت نفس» و کتاب «آشتی با خدا» مفید باشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همانطور که در کتاب «مصباح الهدایه» متذکر شدهاند علم حضرت حق عین ذات اوست و علم به اعیان ثابته در مقام احدیت به معنای نظر به صورت علمیِ موجودات است که در ذات حضرت حق معلومِ حق هستند. موفق باشید
سلام علیکم خدمت آقای طاهرزاده: بنده سرباز هستم و اوایل خدمت خودم را میگذرانم. حدود سه ماه خدمت هستم. در این سه ماهی که سرباز بودم، تغییرات مثبت زیادی داشتهام. به عنوان مثال فرصت گناه کردن از من گرفته شد و مثلا نمازهایم را مرتب میخوانم که البته همه از لطف خدا بود. ولی مسئلهای ذهن من را درگیر کرده و آن هم این که من در سربازی (که در یگان پاسدار هستم) بیشتر از نماز و بیشتر از گناه نکردن (حداقل گناههایی که انسان به راحتی متوجهشان میشود) کار بیشتری در حین خدمت نمیتوانم انجام بدهم! مثلا وقت نمیکنم قرآن بخوانم یا مستحبی انجام بدهم! حتی گاهی اوقات سر وقت نماز صبح به مشکل بر میخورم. بنابراین چند سوال داشتم. ۱. اول این که در این دو سالی که خواهد آمد، بر فرض این که انشاءالله عمری باشد، اگر نتوانم بیشتر از این کارها (نماز و گناه نکردن) کار دیگری انجام بدهم، آیا در رشد و سیر تکامل خودم دچار خسران نمیشوم؟ مثلا در زندگی عادی میشد کارهای بیشتر انجام داد! آیا در خدمت دچار خسران و عقبافتادگی نخواهم شد!؟ ۲. سوال بعد با توجه به این که خدمت سربازی، اجباری و با اکراه صورت میگیرد و به مدت دو سال در زندگی انسان وقفهای ایجاد میکند، میخواستم بپرسم نظر بزرگان دین راجع به خدمت سربازی در زمانه ما چیست؟ از آنجایی که معنای سربازی با معنای سربازی زمان قدیم تفاوت پیدا کرده و هر سربازی لزوماً خدمتی انجام نمیدهد. نظر بزرگان دین و مراجع تقلید و اساتید اخلاق و همچنین خود شما راجع به این دو سال خدمت اجباری سربازی چیست؟ ۳. و سوال بعدی این که، من در مواقع نماز صبح به دلیل عوض کردن پستهای نگهبانی گاهی اوقات به مشکل بر میخورم. زمانی که پست نگهبانی من مصادف با زمان بین اذان صبح و طلوع خورشید میشود. میخواستم بپرسم که اگر سر پست نگهبانی نماز بخوانم (که مثلا هر کاری غیر از نگهبانی دادن ممنوع است) و با توجه به این که در جای حساسی هم نیستیم و در شهر تهران میباشیم، تکلیفم چیست؟ آیا نباید سر پست نگهبانی نماز بخوانم و بگذارم نمازم قضا شود؟ در این صورت مرتکب گناه میشوم؟ آیا سر پست نگهبانی نماز بخوانم؟ که ممکن است کسی من را در آن حالت ببیند و برایم دردسر شود و در طول خدمت اذیت شوم و اذیتم کنند. با توجه به این که صحبت کردن با بالادستیها و مسئولین مربوطه بیفایده است میخواستم از شما راهنمایی بگیرم. در زمانی که این اتفاق میافتد، تکلیف بنده چیست؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. باقیماندن بر وظیفه در حدّ توان، به خودی خود نوعی بندگی به حساب میآید. ۲. خدمت سربازی یک امر قانونی و اجتماعی است و مثل همه قوانین اجتماعی باید رعایت شود. ۳. شاید بتوان به عنوان واجب الهی، سریعاً نماز صبح را بدونه هرگونه مستحباتی انجام داد. البته در این مورد خوب است که به مرجع تقلید خود رجوع فرمایید. موفق باشید
سلام علیکم خدمت استاد ارجمند: استاد سوالی ذهنم را مشغول کرده و بدنبال آن میخواهم نظر شما را بدانم. پیشاپیش بگم صفحاتی که ابن عربی را جست و جو کردم بسیار بود و من وقت بررسی همه را نداشتم پس همه پرسش ها را بررسی نکردم. ۱. آیا امکان دارد از زمان جناب ابن عربی تابحال عرفایی بوده باشند که چه بسا خیلی بیشتر و بهتر از او معارف توحیدی و اسرارش را گرفته باشند اما در پی انتشار آن برنیامده باشند. برای مثال اگر صفت علم خدا در آنها تجلی کرده باشد چه بسا بتوانند علوم مختلف را هم یکجا ثبت کنند چه برسد به عرفان و اسرارش. ۲. بطور کلی چرا عرفا با اینکه احتمالا در بخشی از عمر خود علم الهی را درک کردند، اما در پی انتشار بر نمی آیند؟ ۳. بنظر شما آنچه در فصوص یا فتوحات آمده چند درصد اسرار توحیدی است؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: آنچه میتوانیم در این رابطه بگوییم سنت حضرت حق است که در هر دوره تاریخی آنچه بشریت ظرفیت آن را دارد در بستر اسلام از طریق قلبهای آماده به بشریت میرساند و محال است اگر بشریت ظرفیت درک امری از انوار قدسی و توحید ربّانی و علم حقیقی را داشته باشد، از آن دریغ شود به همان معنایی که حضرت حق در قرآن میفرماید: «يَسْئَلُهُ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ كُلَّ يَوْمٍ هُوَ في شَأْنٍ» الرحمن/ (29) خداوند شأن مناسب آن طلب و تقاضا را در مظهور یا مظاهری به ظهور میآورد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همان طور که مستحضرید بحث «جهان بین دو جهان» موضوعی است که نیاز به بحث و تفصیل زیاد دارد که در سه کتاب اخیر بنده که فعلاً یکی از آنها به چاپ رسیده است، تا حدی افق حضور در جهان بین دو جهان روشن می شود. آری! همان طور که می فرمایید باید ماورای جریانهای سیاسی و حزبی، انسان خود را در این تاریخ حاضر کند و مسلم حضرت صاحب الأمر «عجل الله تعالی فرجه» که صاحب زمان هم هستند، صاحب همه جهان ها می باشند.
آری! مسلم نسبتی بین اراده الهی در جوابگویی نیاز انسانها مطابق تاریخ و تقاضای انسانها در تاریخ در صحنه است که در کتابهای مذکور تا حدی بدان پرداخته شده است. موفق باشید
