بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
23300

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم استاد عزیز: ببخشید می خواستم بپرسم «کتاب معرفت النفس و الحشر» شرح صوتی نداره؟». ممنونم
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: شرح صوتی آن بسیار ضعیف است. می‌توانید برای استفاده از آن با جناب آقای حاج‌آقا نظری به شماره‌ی 09136032342 تماس بگیرید. موفق باشید

32975

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام وقتتون بخیر: اول تشکری کنم از همه و مخصوصاً استاد طاهرزاده که این امکان رو برامون فراهم کردید. در کتاب شرح فصوص‌الحکم استاد، ایشون در مقدمه در شماره ۱۰ فرمودند که از دروس اساتید دیگه ای رو هم استفاده فرمودند یکی از اونها دروس جناب استاد یزدان‌پناه بوده حقیر هر چه دنبال شرح فصوص‌الحکم آقای یزدان‌پناه گشتم، نتونستم پیداش کنم. می‌خواستم بپرسم آیا امکان دسترسی به مطالب یا صوت اون دوره از طریق شما هست یا نه؟ یا اگر آدرسی رو می‌شناسید که اونجا این دروس آپلود شده، بهم بفرمایید ممنون میشم. «دروس شرح فصوص‌الحکم استاد یزدان‌پناه» ممنون

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: سال‌ها پیش یکی از رفقای طلبه سی‌دی‌های ایشان را برایم آوردند. نمی‌دانم ایشان چگونه تهیه کرده بودند. ظاهراً باید خودشان اجازه بدهند. از رفقایی که در قم دارید مطلب را دنبال بفرمایید. موفق باشید

32801

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

بسمه تعالی سلام علیکم و رحمت الله. یکی از مسائل امروز رعایت قوانین مختلف در کشور است. به عبارتی عمل به قوانینی که وضع شده اند در بسیاری از موارد شاید بتوان گفت ناممکن است. مثلا فرض بفرمائید شما به دلیل مسئله ای کاملا موجه به جلسه امتحان دیر رسیده اید و تنها راه برای توجیه غیبت برای شما این است که یک گواهی پزشکی مبنی بر کسالت بیاورید در حالی که دلیل عدم حضور شما در جلسه امتحان چیز دیگری است. این مسائل در کسب و کار فراوان رخ می دهد و با دیدن این مسائل دست و دل بنده به خیلی از کارها نمی رود و همین باعث فاصله گرفتن از بسیاری از فعالیت های اقتصادی شده است. البته هیچ کدام از این مسائل ربطی به حلال و حرام های اولیه شرعی و یا مسئله حق الناس ندارد. تنها مسئله عدم رعایت نص صریح قوانین است که واقعا عدم رعایت آن ها نیز نه موجب حق الناس می شود و نه به خودی خود یک حرام شرعی است. با توجه به مطالب بالا، آیا می توان گفت که نباید به صرف این مسائل خیلی در این موارد ریز شد و خود را از فعالیت های اقتصادی محروم کرد؟ با تشکر

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده باید سعی کرد در زندگی مسیری را انتخاب کنیم که با چنین چالش‌هایی روبه‌رو نگردیم. زیرا به هر حال مسیر طلب رزق، آن‌هم رزقی که حضرت ربّ العالمین از قبل برای ما تقدیر فرموده، نباید همراه با چنین اموری باشد. موفق باشید

31697
متن پرسش
سلام: بنظرم در سوال قبل به سوالم جواب قانع کننده نفرمودید. حال اصلا کار به مثل قرآن آوردن نداریم دو کلام را کنار هم قرار می‌دهیم می‌خواهیم ببینیم کدام والاتر است یک آیه قرآن «کل شی هالک الا وجهه» و دیگری «الا کل شی ما خلا الله باطل» از عامری من برای عامری استدلال کردم شما هم استدلال کنید والا مطالب کلی که مطلب را حل نمی‌کند بعد هم بحث اقتباس را مطرح کردم آن که اصلا پاسخ ندادید و بعید هم است درین سوال پاسخ بدهید کم کم دارم ازینکه سوالی بفرستم و قانع بشوم مایوس می‌شوم. مطلب بعد بحث سوره برخی، فکرکنم جناب قرائتی و برخی دیگر هم دیدم فرمودند، به استناد فَلْيَأْتُوا بِحَدِيثٍ مِثْلِهِ‌ . حدیث را به معنای آیه می‌دانند سیر تحدی از کل قرآن به یک آیه بفرض هم همچنان بر سوره اصرار داشته باشید جایی نگفته که سوره چند آیه ای باشد و چون قرآن گفته از جن و انس مدد بگیرید من از جناب عامری مدد می‌گیرم سوره ای تک آیه ای یا دو آیه می آورم با هر سوره ای خواستید مقایسه کنید برتری آن سوره را نشان دهید. بسم الله الرحمن الرحیم ألا کلّ شیء ماخلا الله باطل (1) و کلّ نعیم لا محالة زائل (2) صدق الله العلی العظیم اگر به بیت دوم توجه کنید بحث نعیم را می آورند که مستلزم نعمت دهنده و نعمت گیرنده است پس دراینجا اثبات می‌شود در حالیکه در بیت قبل نفی شده بود پس این بحث محی الدین در مورد آیاتی چون مارمیت و لیس کمثله می‌بینیم منحصر به قرآن نیست و قبل از قرآن هم بوده است. اما مطالب کنفسیوس فکر کنم اخلاقی باشد اگر مطالب عرفانی داشته باشد سابق گفتم که در متون هند مطالب عرفانی موج می‌زند و چرا قرآن اینقدر از نظر عرفانی غنی نیست حال شما متون چین هم افزودید.
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که متوجه شده‌اید بنده و امثال بنده در افقی که خودمان مطالب را دنبال می‌کنیم در خدمت رفقا هستیم. ملاحظه کنید که در آیه 215 سوره بقره می‌فرماید: «يَسْئَلُونَكَ ما ذا يُنْفِقُونَ قُلْ ما أَنْفَقْتُمْ مِنْ خَيْرٍ فَلِلْوالِدَيْنِ وَ الْأَقْرَبينَ وَ الْيَتامى‏ وَ الْمَساكينِ وَ ابْنِ السَّبيلِ وَ ما تَفْعَلُوا مِنْ خَيْرٍ فَإِنَّ اللَّهَ بِهِ عَليمٌ» ای پیامبر! از تو می‌پرسند چه چیزی انفاق کنند؟ ولی خداوند در جواب به جای این‌که مستقیماً سؤالِ سؤال‌دهنده را جواب دهد؛ مطلب را در میدان دیگری می‌برد که آنچه انفاق می‌کنند کار خوبی است و این‌که به چه کسانی باید انفاق کنند. اساساً این سایت، جوابگوی سؤالاتی است که کاربران محترم در مواجهه با کتاب‌هایی که بنده خدمت رفقا تألیف کرده‌ام و یا مباحثی که شده است؛ وگرنه اگر بنا را بگذاریم که در مواجهه با دریای سؤالات کاربران، خود را جوابگو بدانیم نه توان آن را داریم و نه فرصت آن را. از این‌که از صراحت آیه عدول می‌فرمایید که می‌فرماید: «قُلْ فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِثْلِهِ» به آیه‌ای که می‌فرماید: «فَلْيَأْتُوا بِحَدِيثٍ مِثْلِهِ»‌ و حدیث را به معنای آیه می‌گیرید، باید تعجب کرد. موفق باشید 

31295
متن پرسش
سلام علیکم خدمت استاد طاهر زاده سوالاتی داشتم: ۱. حضرت علی (ع) در بسیاری از موارد که وصف خوبان و متقین می‌کنند می‌گویند که آنها از عذاب الهی ترس داشتند و به پاداش الهی عشق می‌ورزیدند حال آنکه اصل عبادت فقط باید برای خود خدا باشد و احادیث دیگری نیز همین گونه و برای ترس از عذاب و عشق به پاداش الهی عمل متقین را وصف می‌کنند آیا این نگرش به اهداف برای اعمال صحیح است؟ و چرا تا وقتی خدا هست فقط برای او عبادت نشود و گناه فقط برای او ترک نشود؟ ۲.نظر شما در مورد مبنای فکری آیت الله خوشوقت چیست که عقیده بر این داشتند که ما باید عرفان اهل بیتی را در جامعه رواج دهیم نه عرفان مصطلح (نه اینکه عرفان مصطلح را رد کنند) ۳. اگر کسی نخواهد حوزه برود و در عین حال خیلی خوب ادبیات عرب را کار کند نظر شما چیست؟ باید چگونه کار کند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. این ترس، ترس از عذاب آتش نیست که در مورد متقین می‌فرمایند. ترس و عذاب از حرمان و محرومیت از اُنس با حضرت محبوب است به همان معنایی که جناب مولوی در خطاب به حضرت حق عرضه می‌دارند:

 رحم کن بر وی که روی تو بدید ** فرقت تلخ تو چون خواهد کشید

۲. مسلّماً اصلِ اساس عرفان همانی است که از اهل‌البیت «علیهم‌السلام» صادر شده است و جناب ابن عربی نیز تحت تأثیر فرهنگ اهل البیت در عین تقیّه، «فصوص الحکم» را به میان آورده و در همین رابطه حضرت امام در دعوت گورباچف به اسلام، معارف ابن عربی را مطرح می‌کنند. ۳. از همه جهات بسیار خوب است. موفق باشید

31173
متن پرسش
با سلام استاد عزیز: در مورد جهانی میان دو جهان، انسانی که این ویژگی را داشته باشد گاهی در تعاریف به حالتی گنگ و غیرقابل تعریف می شود: ۱. آیا می توانیم تعریف انسانی میان دو جهان را "انسانی مومن حقیقی که دغدغه و دلسوزی نمایش عالم قدس در عالم ماده را در کل عالم ماده و جهان دارد تعریف کنیم؟ انسانی که از دو گروه موجود در حال حاضر صفات خوب توجه به عالم قدس را از یک گروه و نظم و تفکر اجتماعی باز را از گروه دیگر در خود دارد، وصفت عصبیّت را از یک گروه و غفلت از عالم قدس را از گروه دیگر ندارد (در کل کاری به جناح و گروه ها ندارم ولی به نظرم مثلا در داخل اصولگراها حرف درستی را گاها تند میگن و اصحاب غربگرا حرف اشتباهی رو با موج سواری رو نظر عده ای از مردم، بهتر در ظاهر اعلام می‌کنند.) سوال دوم اینکه آیا ما می توانیم بگوییم که امام عصر (عج) نقطه اوج انسان جهان میان دو جهان هستند؟ سوال آخر اینکه استاد عزیز با توجه به اینکه برای تغییر وضعیت ما باید یک مسیری که در ظاهر بسیار طولانی از انسان دچار تعصب یا غفلت از قدس که شاید هر دو در دو طرف طیف تاریخ هستند به سوی تعادل انسانی میان دو جهان برویم، سوالم اینکه در اون نقطه ای که تغییر می‌خواهد ایجاد شود اراده ای از جانب خداوند شده یا انسان، چون اگر از انسان باشد که بالاخره آن نور در قلبها از سوی خدا بوده و اینکه بحث ظرفیت زمانه هست و اینکه واقعا برام جای سواله که انسان امروزه آیا با آموزش یا انجام احکام و... می‌شود آنچه باید بشود یا معجزه می‌خواهد، و اگر از سوی خدا بوده بحث اختیار انسان هست، اگر لطف کنید مورد آخر رو کمی توضیح دهید. ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان طور که مستحضرید بحث «جهان بین دو جهان» موضوعی است که نیاز به بحث و تفصیل زیاد دارد که در سه کتاب اخیر بنده که فعلاً یکی از آنها به چاپ رسیده است، تا حدی افق حضور در جهان بین دو جهان روشن می شود. آری! همان طور که می فرمایید باید ماورای جریانهای سیاسی و حزبی، انسان خود را در این تاریخ حاضر کند و مسلم حضرت صاحب الأمر «عجل الله تعالی فرجه» که صاحب زمان هم هستند، صاحب همه جهان ها می باشند.

آری! مسلم نسبتی بین اراده الهی در جوابگویی نیاز انسانها مطابق تاریخ و تقاضای انسانها در تاریخ در صحنه است که در کتابهای مذکور تا حدی بدان پرداخته شده است. موفق باشید

30631

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: دو تا سوال داشتم: ۱. گوش کردن به سابلیمینال برای تغییر خصوصیات ظاهری یا وضع زندگی گناه داره؟ ۲. کسی که به گناه استمناء آلوده باشد آیا همسر خوب و ایده آل نسیبش می‌شود؟ یا به خاطر گناهی که مرتکب شده همسر خوب و قسمتش از بین می‌رود؟ و یا توبه کردن باعث می‌شود که همسر عالی و ایده آل داشته باشد؟ ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. فکر می‌کنم این امور با توهّمات و ساختن توهّمات همراه است. خداوند به انسان عقل داده است که بتواند با آن زندگی کند. ۲. ان شاءالله با توبه، انسان می‌تواند در جایگاهی قرار گیرد مثل کسی که گناه نکرده است. موفق باشید 

30429

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و عرض ادب: استاد برای تمدن نوین اسلامی نیاز به یک همبستگی بین تمام جوامع مسلمان داریم؟ اگر بله، ما با کشوری مثل عربستان و وهابیون که معتقدند شیعه ها مشرک هستند. چگونه باید رفتار کنیم؟ التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بالاخره در فضای گفتمانی است که می‌توان حتی غفلت‌های وهابیون را متذکر شد. مگر آن‌هایی که مأمور به ایجاد اختلاف بین مسلمین هستند که همین نکته را نیز می‌توان با بلوغی که در جهان اسلام پیش آمده، روشن کرد. رویهمرفته جهان اسلام آمادگی ایجاد همبستگی را در عین تحمل نگاه‌های متفاوت و برداشت‌های متفاوت دارد مشروط بر آن‌که ما بنا را بر این نگذاریم که همه‌ی آن‌ها باید شیعه شوند. موفق باشید

30374
متن پرسش
به نظر شما چگونه می توان باورهای توحیدی را در زندگی عامه مردم کاربردی کرد؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: تذکر دائمی به حضور خداوند در امورات و تذکر به این نکته که هرکس هرچه ضربه خورد به جهت این غفلت بود؛ کمک زیادی می‌کند تا مردم به خود آیند و متوجه شوند خداوند ما را نیافریده است تا فقط در این دنیا زندگی کنیم. موفق باشید

30365

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: اسماء الهی به دو دسته کلی اسماء جلال و جمال تقسیم می‌شود و انسان می‌تواند مظهر هر دو دسته از اسماء باشد ولی بزرگی از عرفا می‌فرماید ما اسماء جلال را طلب نمی‌کنیم چر ا که آنها دهشت آور هستند منظور ایشان چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر انسان صرف اسم جلال باشد، همین‌طور است. ولی اولیای الهی در مقام جمع این دو اسم هستند یعنی: «أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ رُحَماءُ بَيْنَهُمْ». موفق باشید

30313

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: خسته نباشید. من از اوایل نوجوانی فقط به لطف خدا و اهل بیت با جذب دلبسته تفکر امام و شهدا و عرفا شدم البته در سطح بسیار پایین خودم، بعد ها بیش تر در این زمینه ها مطالعه کردم، حالا با توجه به این که خانواده و نزدیکان طرز تفکری مثل من ندارند و در سال های دبیرستان با فرد همفکری آشنا نشدم، با این که دوستانی دارم ولی احساس تنهایی می‌کنم و تشنه یک رفیق راه و یا جمعی مانند جمع شهدا هستم. البته که قطعا در حد چنین افرادی نیستم که بخواهم در جمعشان حاضر شوم، ولی احساس نیاز زیادی به این چنین جمع و یا دوستانی می‌کنم، گفتم با شما که شاید بیش ترین مقبولیت از نظر افکار در این زمان را شما برای من دارید، مشورت و به نوعی در و دل کنم که شاید فرجی بشود، لطفا هم این را در بین پرسش هایی که همه می‌بینند نگذارید، با تشکر فراوان و التماس دعا. ضمنا اگر هم می‌دانید اینطور جواب درستی نمی شود داد روز در مسجد خدمتتان برسم و مطرح کنم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به حضور در جهانی فکر کنید که خداوند در ماه رجب به رجبیون داده است. شب گذشته عرایضی تحت عنوان «ماه رجب، ماه حضور در عالَم به حضور خدا» شد که امروز یا فردا می‌توانید صوت آن را روی سایت بیابید. إن‌شاءالله می‌تواند تذکری در این رابطه باشد.

موفق باشید.

30104

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم و رحمت الله: استاد عزیز آنچه که از بعضی دروس معرفت النفس شما فهمیده ام نفس انسان حقیقتی دارد که این حقیقت قوایی دارد که این قوا در موطن بدن که نفس برای خود می‌سازد (البته اگر اشتباه نکنم نفس کلی) ظهور پیدا می‌کند مثلا قوه بینایی در محل چشم و شنوایی در گوش که بین اینها تناسب هم باید باشد حال از معرفت نفس بخواهیم به بکی از شوءون معرفت رب منتقل شویم آیا می‌توان گفت که خداوند متعال هم برای ظهور اسما و صفاتش در عالم ناسوت اول موطن آفرینی می‌کند بعد اسما خود را در هر موطنی ظهور می‌دهد مثلا حقیقت آدمیت از مخزنی که جامعیت اسمایی دارد در بدن تسویه شده حضرت آدم متجلی می‌شود و حقیقت خروس از مخزن خاص خود در نطفه خروس و حقیقت کلی هر درختی و موجودی در موطن خاص خود که استعداد دریافت آن اسم و فیض را دارد و بر اثر حرکت جوهری و اعمال اختیاری و پیروی از شریعت (البته در مورد انسان) هر چه قابلیت و استعداد قویتر شد تجلی و ظهور هم شدیدتر می‌شود که البته این قاعده در عالم ناسوت درست است و در مورد موجودات ملکوتی خود آنها ظهور اسماء هستد نه موطن هایی که اسما در آنها ظهور می‌کند. آیا این تلقی و برداشت درست است؟ اگر درست است با این آیه قران کریم که می‌فرماید «و ان من شی الا عندنا خزاینه و...» چگونه قابل جمع است که این آیه ظاهرا خود هر شی را تنزل یافته عالم اسما می‌داند نه چیزی که اسما در آن ظهور پیدا کرده است یعنی خود همین آتش تنزل یافته اسم قهار است و خود همین درخت تنزل یافته اسم حی است نه موطنهایی که اسم حی یا قهار در آنها ظهور کرده (عنایت فرموده در صورت امکان با تفصیل بیشتری راهنمایی بفرمایید) جزاک الله خیرا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به روایت «کُنتُ کنزاً مخفیاً فأحببت أن اُعرف فخلقتُ الخلق لکَی اُعرف» می‌فهمیم حضرت حق مخلوقات را خلق کرده‌اند تا شناخته شوند. از طرفی خود را در آن مخلوقات می‌چشند، ولی خودی را که نازله‌ی آن چیزی است که در ذات خود دارند یعنی در عین حضور ذات، نازله‌ی ذات خود را در آینه‌ی تفصیل به نمایش می‌نشیند. موفق باشید

29913
متن پرسش
استاد گرامی سلام: قدیما که علم پزشکی پیشرفت نکرده بود افراد مسن که به یک بیماری مبتلا می شدند در مدت کوتاهی فوت می کردند و رنج کمی را متحمل می شدند ولی الان افراد مذکور را با استفاده از روش ها و دستگاه های گوناگون مثلا با وصل یک لوله به معده برای تغذیه، وصل یک لوله به حنجره برای تنفس، سونداژ برای دفع ادرار و ... و با دادن انواع و اقسام داروها زنده نگه می دارند در حالی که خود بیمار و اطرافیان متحمل رنج زیادی می شوند. به نظر من این یکی از جنبه های منفی مدرنیته است. از طرفی خود این مدرنیته با گسترش آپارتمان نشینی و زندگی ماشینی باعث شده که افراد به بیماری های گوناگون مبتلا شوند. مدرنیته کارگران کشاورز را تبدیل به کارگران کارخانه هایی کرده که محصولاتی تولید می کنند که مصرف آن ها برای سلامتی مضر است (مثل انواع مواد غذایی کنسروی، سوسیس کالباس و ... که دارای مواد مضر نگهدارنده هستند) و وضعیت طوری شده که اگر کسی این محصولات را نخرد کارگران بیکار می شوند و معضلات اجتماعی پیش می آید. ماشین ساختیم که زودتر به کارهایمان برسیم بدتر دچار کمبود وقت شدیم و همچنین با آلوده کردن آب و هوای زمین باعث کاهش بارندگی شدیم. واقعا اگر کمی فکر کنیم انسان بد جهنمی برای خود در این دنیا ساخته است و مسائل طوری به هم پیچیده شده که فکر نکنم غیر از دست گره گشای حضرت صاحب الزمان (عج) کسی بتواند آن ها حل کند. نظر جنابعالی در این خصوص چیست؟ وظیفه ما چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است که می‌فرمایید. عرایضی در کتاب‌های «مدرنیته و توهّم» و «گزینش تکنولوژی از دریچه‌ی بینش توحیدی» شده است. واقعاً جهان مدرن، مرگ را برای خود سخت کرده است. جناب مهاتماگاندی در کتاب خوب «این است مذهب من» به نحو بسیار شایسته‌ای این موضوع را تبیین فرموده‌اند. موفق باشید

29369
متن پرسش
سلام بر استاد: بعضی از معرفت جویان، از نحوه پاسخگویی رفقا به سوالاتشان اعتراض کردند. بی زحمت اگر وقت فرمودید ملاحظه بفرمایید و اگر صلاح بود به رفقای عزیزتر از جانمان بفرمایید که: بخدا ما هم می‌دانیم شما منظوری ندارید ولی به هر صورت این فضا مجازیست و لحن مشخص نیست، پس سعی کنند کمی گشاده رویی را در کلامشان پررنگ کنند چرا که اکثرا غرور برداشت می‌شود در فضای مجازی. این فضا سواد خاص خودش را هم می‌طلبد دیگر... برای این مخاطب فرّار و همچون ماهی ... یک لحظه لبخند یا روی خوش هم یک لحظه است. البته من که باشم که در مورد ایشان اظهار نظر کنم فقط بحث برادری است و حرفهایی که می‌شنوم چون این موضوع پر تکرار بود، یک نمونه برایتان فرستادم، حدودا بیست مورد دیگر به بنده گفته شد. می گویند: خواهش می‌کنم به استاد طاهرزاده بگین بعضی شاگرداشون خیلی بد اخلاقن. به خداوندی خدا پیامی که الان به شما دادم و جوابم رو به این خوبی گرفتم رو دادم به یکی از بچه های اصفهان که معروفه که شاگرد استاده بخدا جوری باهام حرف زد که سه روز حالم بد شد. آخه اون استاد کجا اینها کجا؟ تو رو ارواح جدت به استاد برسون پیام من رو. یک کیلومتر متن نوشتم برای طرف، تعریف تمجید، خوش به حالتون در جوار استادید، خوش به سعادتتون این مباحث رو کار می‌کنید و هزار تا چیز دیگه نوشتم: به من جواب داده: علیکم السلام. همین! انصافا همین! خب معلومه اینم نوشته که سلامه بی جواب نمونه دیگه. شما میگید حتما کار داشتن. حتما مشکلی پیش اومده براشون. من قبول می‌کنم ولی خب چرا شما الان اینجوری جواب ندادی. چرا استاد با اون همه شلوغ بودن سرش اونجوری جواب نداد؟ نمیتونم توجیهی براش پیدا کنم. این رفتار باید اصلاح بشه و شما هم حتما به استاد بگید که خبر داشته باشن. ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده هم از رفتار بعضی از رفقا گله مندم. موفق باشید

29285

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد وقتتون بخیر: خسته نباشید، ان شاءالله سلامت باشید و نگاه رحمت خداوند همیشه همراهتون، استاد حالتی بهم دست داد که انگار تشنه خدا و ارتباط و قرب به خدا شده بودم و نمیدونستم این عطش رو چه جوری خاموش کنم یا جواب بدم، حتی در ظاهر هم احساس عطش و تشنگی شدیدی داشتم و هر چی آب می‌خوردم سیر نمی‌شدم، نمی‌دونم توهم باشه یا اینم یکی از آثار و جلوه ظاهری اون باشه، استاد این جور مواقع باید چیکار کرد تا این آتیش درونی درست هدایت بشه؟ تشکر استاد و التماس دعا
متن پاسخ

بسه تعالی: سلام علیکم: هر عنایت که داری ای درویش / هدیه‌ی حق بدان، نه کرده‌ی خویش.

می‌توان هر دو حالت را آهنگی به سوی وحدت حضرت احدی دانست و سینه را گشاده کرد برای معارفی بالاتر، بالاتر از معارف مفهومی. مثنوی جناب مولوی در این مورد ، آب گوارایی خواهد بود. موفق باشید

28565

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و تشکر. در حال مطالعه کتاب آشتی با خدا بودم. ص ۱۲۸ نوشته بود: که از ظریق معرفت به نفس و اتصال هست خود به هست حق... دیگر هیچ افسردگی و پوچی در زندگی او راه نخواهد یافت. اول سپاسگزارم از مطلب عالی که عالی توضیح داده بودید و حس کردم تازه دارم می فهمم. ولی سوالی که دارم این که با تمام این ها انسان چطور می تونه با توجه به هست از وقایع دنیا عبور کنه؟ مثلا همسر بداخلاق و بد رفتار که دائما در حال اذیت های عامدانه و عالمانه هست، و هر کاری که عقل گفته انجام دادی و جواب نمیده.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی انسان متوجه‌ی جهان بزرگ‌تری شد، دیگر چندان مشغول چنین اموری که بخواهد خود را همسنگ این افراد بکند، نمی‌شود. موفق باشید

28198

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد جان: ببخشید اینکه میگیم حرف نباید زد مگر به ضرورت و حرف لازم. می‌خواستم ببینم وقتی آدم جلو خودش میگیره حرف لغو نزنه، ولی بازم از نظر ذهنی حرف زیاد تو ذهنش میچرخه. این حالت هم فضول کلام محسوب میشه؟ اگر بله چیکار باید کرد که ذهن هم حرف لغو توش نچرخه؟ از طرف دیگه کنار اطرافیان که هستیم توقع دارن حرف بزنه آدم و گرنه ناراحت میشن بعضا.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحمدالله و به لطف الهی، آرام آرام آن وسوسه‌های درونی از بین می‌رود و از طرفی چرا انسان نباید با اطرافیان باب‌هایی از ارتباط صحیح را بگشاید؟ موفق باشید

27640

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم با توجه به جواب سوال ۲۷۶۳۶ ، بنده باز هم جواب خودم را نگرفتم و متوجه نمی‌شوم چرا علت لزوم پرداختن به فلسفه غرب مخصوصا فلسفه شک گرای غرب را نمی‌توان توضیح داد و بیان کرد؟ بنده خودم به سبب کنجکاوی کمی به فلسفه غرب پرداختم، اما اینکه می‌فرمایید بعد از چشیدن حکمت صدرایی لازم هست به فلسفه غرب هم پرداخته شود که غالب شک گرا هست، علت این لزوم را نمی‌فهمم، آیا کنجکاویست؟ آیا علت این لزوم لذت بردن از محتوای فلسفه غرب هست؟ آیا علت این لزوم به این دلیل است که شناخت همه جانبه فلسفه شک گرای غرب برای فیلسوف اسلامی واجب است تا جهت دفع شبهات و مشکلات تفکر شک گرای فلسفه غرب بتواند راه حل و پاسخی مناسب جهت مقابله با آن شبهات ارائه کند مخصوصا اگر مخاطب نسل جوان باشد؟ آیا علت این لزوم یک احساس وظیفه در قبال آحاد بشر بخصوص جامعه اسلامی جهت حفظ آن جامعه از انحرافات فکری و پوچگرایی و فرهنگ مدرنیته هست؟ خود شما به کدام علت بعد از چشیدن حکمت صدرایی به سراغ فلسفه غرب رفتید و چه حس و تفکری در درون جنابعالی شما را ملزم به پرداختن به فلسفه غرب نمود؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چیزی جز آنچه عرض شد ندارم که بتوانم آن بحث را ادامه دهم. یکی از خصوصیات فلسفه‌ی هایدگر همین است که سعی می‌کند افقی را بگشاید تا هرکس در آن چشم‌انداز، خودش فکر کند. برعکس فلسفه‌ی تحلیلی که با مفاهیم سر و کار دارد و معلوم است که در نگاه مفهومی یا این مفهوم درست است و یا آن مفهوم. موفق باشید

27624
متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحيم سلام الله عليكم: حضرت استاد، اگر دعای شریف افتتاح را با نگاه وجودی بخوانیم، آیا حمد ها و درخواست ها را باید به نگاه رفع حجاب عرضه بداریم؟ چون حضرت حق را مطلق أسماء و صفات می بینیم برای تقرب و رسیدن به خواسته های دعا، باید خود را فانی ببینیم تا مشمول آنها شویم؟ یادآوری کنم که شرح حضرتعالی در تفسیر سوره حمد امام خمینی رحمه الله علیه را تا جلسه ۲۷ شنیده ام. التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر خوبی است. به نظر بنده همین رویکرد برای همه‌ی ادعیه مفید است که طلب ما، رفع حجاب باشد. جلسه‌ی سوم شرح «مناجات التّائبین» با عنوان کلّی «با دعا در آغوش خدا» در این رابطه نکاتی دارد. موفق باشید

27445
متن پرسش
سلام علیکم: حضرتعالی بصورت ویژه تاکید بر این داشته اید که ابزارها و تکنیک ها حامل فرهنگ و تمدن هستند و تکنولوژی مدرن بصورت ویژه برخاسته از فرهنگ مدرنیته و مبنای انسان ابزار ساز و تصرف در طبیعت به قصد تمتع بیشتر است و از شاخه های فرهنگ و تمدن مدرنیته بشمار می رود. بعضی به این مسئله منتقدند و می گویند انسان، ابزار ساز است و نه ابزار، انسان ساز. پس اگر بپذیریم که ابزارها آن قدر قدرت دارند که می توانند جبراً ما را به هر سمت و سویی بکشانند، آن وقت این ذیل منطق مارکسیستی معنا می شود. تکنولوژی و ابزارها صرفا مرهون تلاشها و رهاورد تمدنی مدرنیته نیست بلکه محصول زحمات کل بشریت است گرچه در رنسانس بصورت ویژه ای بر روی آن تمرکز شد و بحث تصرف در طبیعت به قصد تمتع بیشتر در آن موثر بود ولی نمی توان گفت ابزاری که در غرب ساخته می شود حامل و تحمیل گر فرهنگ غرب است. لذا فرهنگ برتر که فرهنگ اسلامی باشد می تواند آن ابزار و تکنیک را به خدمت بگیرد و به تعبیری آن را را از جنبه ایدئولوژیک به جنبه ابزاری و روشی بدل کند. لطفا در این مورد توضیحات و نکاتی بفرمایید و اینکه این مطلب واقعا دقیق است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر می‌کنم یکی از بهترین مطالبی که اندیشمندان دینی در نسبت با ماهیت تکنولوژی باید دنبال کنند، نکاتی است که جناب آقای مارتین هایدگر در مقاله‌ی عالمانه‌ی «پرسش از تکنولوژی» به میان آورده است. از آن جهت که روشن می‌کند مسیر تکنولوژی که مسیر انکشاف و الثیا بود به گشتل و به محاسبه‌پذیربودنِ طبیعت تبدیل شد و معتقد است برای عبور از این معضل باید نظر به منجی داشت، البته به همان معنایی که خود هایدگر می‌گوید. موفق باشید

26783

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: قبل از خبر بیست و سی یک صوت از رهبر در خطاب به پرستاران پخش کرد که قسمتی از این فرمودند «امید بیماران اول به خدا و دوم به شما....» می خواستم بدانم چرا حضرت آقا با اینکه در معارف دینی ما امید اول خدا و آخر هم خداست اینگونه فرمودند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نظر به واسطه‌هایی که خداوند جهت اعمال اراده‌اش به میان آورده است، با توحید منافات ندارد. موفق باشید

26701
متن پرسش
سلام علیکم: به نظر حضرتعالی از چه زمان و برهه ای جبهه و سردمداران لیبرال_دموکراسی متوجه شدند که مقیاس درگیری با انقلاب اسلامی، یک درگیری تمدنی تمام عیار و بسیار عمیق تر از مواجهه با کمونیسم هست؟ آیا حادثه ۱۳ آبان و تسخیر لانه جاسوسی که شکست ابهت این جبهه و محور آن یعنی ایالات متحده بود و فروپاشی شوروی در زمان گورباچف، دو نقطه عطفی نبودند که نشان دهنده شروع عصر جدید و تقابل تمدن ها (تمدن نوین اسلامی به محوریت ایران اسلامی و تمدن لیبرال مدرن به محوریت آمریکا)؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در جزوه‌ی ریشه‌های انقلاب عرایضی در این مورد هست. تصور اولیه آن بود که حضرت امام خمینی در حدّ مهاتما گاندی است که در محدوده‌ی مبارزه‌ی منفی می‌مانند ولی با تسخیر لانه‌ی جاسوسی و اظهار نظر امام در آن رابطه که انقلابی است بزرگ‌تر از انقلاب اول، معلوم شد جبهه‌ای مقابل استکبار شروع شده‌است که بس جدی و تاریخ ساز است. موفق باشید

26525

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: شخصی هست که هر موقع از ایشان طلب نصیحت می کنم از نامم سوال می کنند و می گوید اسمت را بگو و پس از لحظاتی تامل یک دستور دینی می دهند. ایشان از روحانیون شناخته شده هستند. لطفا علت پرسیدن نام را بیان فرمایید. با تشکر و التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نمی‌دانم. موفق باشید

25963

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام و ادب: سوالی را خدمتتان ارسال کرده بودم با شماره ۲۵۹۳۶ که در میان پاسخها نبود، گویا جا افتاده؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این‌طور به صورت خصوصی جواب داده شد:

۲۵۹۳۶. باسمه تعالی: سلام علیکم: بستگی به شرایط‌تان دارد. اگر جمع‌تان بتواند صوت سوره‌ی عنکبوت را گوش دهند و هرکس نظر خود را مطرح کند، بهتر است. ولی اگر این‌طور نمی‌شود و افراد همراهی نمی‌کنند، بزرگی از طایفه، مدیریت کار را به عهده بگیرد. موفق باشید 

24579

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: کتاب اصول فلسفه و روش رئالیسم چه موقع باید خونده بشه؟ بعداز نهایه الحکمه یا قبل از آن؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده بهتر است بعد از کتاب «نهایه» مطالعه شود. موفق باشید

نمایش چاپی