بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
26445

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام و ادب: آیا فرزند هم مثل رزق است و مشخص است خداوند به چه کسی چه تعداد و چه زمانی خواهد داد؟ اگر ما فرزند دار نمی شویم خواست خداست؟ یا نتیجه مثلا نقص بدن یا تغذیه غلط ما یا هرچه است. اگر مانعی هست از کجا بفهمیم چه مانعی سبب فرزنددار نشدن ما شده؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: طبق آیه‌ی ۱۷۳ سوره‌ی اعراف، فرزندِ هرکس مربوط به خود آن والدین است که در عهد الست از پشت همان والدین‌شان گرفته شده‌اند و اقرار به عبودیت خدا کرده‌اند لذا نمی‌شود اگر بناست فرزندی از پدر و مادری متولد شود، به دلایلِ فرعی آن فرزند متولد نگردد. قرآن می‌فرماید: «وَإِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِنْ بَنِي آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَأَشْهَدَهُمْ عَلَىٰ أَنْفُسِهِمْ أَلَسْتُ بِرَبِّكُمْ ۖ قَالُوا بَلَىٰ شَهِدْنَا أَنْ تَقُولُوا يَوْمَ الْقِيَامَةِ إِنَّا كُنَّا عَنْ هَذَا غَافِلِينَ» و به یاد آر هنگامی که خدای تو از پشت فرزندان آدم ذرّیّه آنها را برگرفت و آنها را بر خودشان گواه ساخت که آیا من پروردگار شما نیستم؟ همه گفتند: بلی، ما گواهی دهیم. که دیگر در روز قیامت نگویید: ما از این واقعه غافل بودیم. موفق باشید

25060
متن پرسش
با سلام خدمت شما استاد بزرگوار: می خواستم نظرتون رو درباره حضور مقتدی صدر در حسینیه امام خمینی در کنار رهبر انقلاب بدونم و ایکه تحلیلتون چیه؟ ممنونم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نام «مقتدی صدر» همیشه با حاشیه‌هایی همراه بوده که چه بسا بعضا، به مذاق برخی از ما هم خوش نیامده باشد. دیدار وی با مقامات سعودی و برخی موضع‌گیری‌های او پس از این دیدار، شاید یکی از جدی‌ترین حاشیه‌هایی بود که «صدر» را در صدر خبر‌ها قرار داد و شاید در میان مردم عراق حتی، به جایگاه او ضربه هم زد.

نمی‌دانم می‌توان گفت آقای مقتدی صدر از بعضی از حرکاتِ افراطی‌اش متنبه شده یا نه؟! ولی می‌توانم بگویم این قدرتِ نرمِ انقلاب اسلامی و رهبری آن است که امثال اقای مقتدی صدرها هم نمی‌توانند برای حفظ هویت خود، خود را در بیرون از آن قرار دهند. این نوع حضورها حکایت از آن دارد که ذات انقلاب اسلامی جدا از ناشی‌گری‌های داخلی، سختْ در منطقه قدرتمند است.

بعضی‌ها گفته‌اند مقتدی صدر به جهت ارادتی که به سید حسن نصراللّه دارد، در این حضور وارد شده است. هرچه هست در این صحنه‌ها باید قدرت نرم نظام اسلامی را مشاهد نمود. موفق باشید 

24579

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: کتاب اصول فلسفه و روش رئالیسم چه موقع باید خونده بشه؟ بعداز نهایه الحکمه یا قبل از آن؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده بهتر است بعد از کتاب «نهایه» مطالعه شود. موفق باشید

24578

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: ما طلبه ها بعد از اینکه بدایه الحکمه و نهایه الحکمه رو خوندیم برای بحث نفس و معاد چه کتابی رو مطالعه کنیم؟ چون اون دو تا کتاب فاقد مباحث نفس و معاد هستند.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فعلاً «ده نکته در معرفت نفس» و کتاب «خویشتن پنهان» و کتاب «معاد» با شرح صوتی آن‌ و بعداً جلد ۸ و ۹ اسفار. موفق باشید

24409
متن پرسش
سلام خسته نباشید استاد: استاد جایی از کسی شنیدم که گفت نظر ملاصدرا در رابطه با بوجود اومدن روح در جنین، اینه که بدن، روح رو بوجود میاره، نه اینکه روحی قبلا باشد و به بدن تعلق بگیرد. آیا این گزاره همه اش درسته؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نه. حرکت جوهری، زمینه‌ است تا نفس بر جسم تجلی کند. مطلب را می‌توانید در مباحث حرکت جوهری که بر روی سایت به صورت صوت است دنبال فرمایید. موفق باشید

23944

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و عرض ادب: 1. لطفا بفرمایید منظور از این فراز دعا که در ادعیه شب نیمه شعبان آمده است چیست؟ «التائب ادبت عبادک بالتکرم.» ۲. لطفا بفرمایید نشانه ای هست که انسان بفهمد اخلاص در عمل دارد؟ ممنون. التماس دعا.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هر اندازه روحِ عبودیت و تواضع سراغ انسان آید، می‌تواند امیدوار باشد در مسیر اخلاص قرار دارد و هر اندازه خودبینی به سراغش آید، باید بداند که خطر دوری از اخلاص برایش هست. موفق باشید

22998

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد گرامی: لطفا نظر خودتون در خصوص عطار و کتاب منطق الطیر بفرمایید.
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: کتاب «منطق‌الطیر» کتاب سلوکیِ مخصوصی است که عارفان از آن درس‌ها می‌توانند کسب کنند. البته به شرطی که استاد آن علم، آن را شرح نماید. موفق باشید

22826
متن پرسش
به نام خدا با سلام و احترام خدمت استاد عزیز: ۱. با توجه به نظر ملاصدرا در خصوص مجرد بودن صورت های خیالی در نفس، چگونه گفته می شود که قوه خیال محل نگهداری این صور است؟ مگر صور خیالیه غیر مادی را می توان در جایی انبار نمود؟ ۲. اینکه گفته می شود متخیله، صور را از خیال می گیرد چگونه انجام می یابد؟ ان شاءالله سلامت باشید
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: صورت‌های خیالی و قوه‌ی خیال هر دو مجردند و اساساً صور خیالی، خیال را به‌وجود می‌آورند 2- نفس انسان به اعتبار قوه‌ی متخیّله، صور خیالیه را با روجع به مرتبه‌ی خیال نفس ناطقه می‌یابد. موفق باشید

31603

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام: سالها پیش و نیز چند ماه پیش در مورد انتخاب صادق لاریجانی به ریاست قوه توسط رهبری پرسیدم شخصی که تجربه قضایی نداشت عملکردش را کار ندارم حداقل با مردم نتوانست ارتباط خوبی برقرار کند بعد هم آن نامه به مرحوم یزدی اخیرا حملات بسیار نابجایی که به شورای نگهبان وارد کرد، درحالیکه کاملا مشخص است برادرش صلاحیت نداشت ۱۲ سال اگر خوب عمل کرده بود که درین فلاکت نبودیم چقدر کوشید تا احمدی نژاد را تحت فشار قرار داد و بعد چقدر در مقابل روحانی کوتاه آمد. و بعد اخیرا هم از شورا کناره گیری کرد ببینید چه فرد بی بصیرتی. در کلیپی از برادرش جواد شنیدم که کاش وارد قوه نشده بودند در جایی دیگر خواندم که ایشان که وارد قوه شدند آه از نهاد حوزویان برآمد واقعا هم ایشان در حوزه بسیار موفق بودند حال سوال اینست که چرا رهبری این افراد را انتخاب می‌کند؟ در سوال قبل فرمودید شاید درون سیستم قضا کسی را نیافتند در حالیکه واقعیت بنظر می‌رسد اینگونه نیست. نمی شود بگوییم ۳۰ سال قوه قضا درون خود هیچ فردی را نپروانده باشد ضمن اینکه امثال جناب رییسی و محسنی اژه ای بودند و می‌توانست زودتر از اینها انتخاب کند و قطعا صلاحیت بیشتری داشتند تنها پاسخی که حقیر بنظرم می‌رسد این دو احتمال است نمی‌دانم حضرتعالی تایید می‌فرمایید یا خیر: ۱. رهبری شخصیت های برجسته حوزه را وارد بخش های اجرایی نظام می‌کنند تا خود این حرکت زمینه ای برای قرار گرفتن حوزه در جایگاه واقعی خویش درین پیچ تاریخی بشود و وارد فقه حکومتی بشوند ۲. رهبری بنظر می‌رسد برای رهبری بعد از خود افرادی که احساس می‌کنند زمینه ای در وجودشان است را در چنین پست هایی قرار می‌دهند تا جوهر افراد محک بخورد در همین پست هاست که رهبر آینده پرورانده می‌شود مثلا کاملا روشن است که صادق آملی صلاحیت رهبری را ندارند یا مثلا یکی از دلایلی که حقیر به جناب رییسی رای دادم همین بود که ایشان محک بخورند اگر صلاحیت داشتند برای رهبری آینده پرورانده شوند اگر نه هم مشخص شود تا خبرگان در آن جلسه به فقیه دیگری برسند از اطاله کلام عذر می‌خواهم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: وجوهی که مطرح می‌فرمایید، وجوه خوبی است. با این‌همه سوابق مقام معظم رهبری حکایت از بصیرت و دقت خوبی از طرف ایشان مطرح است و به همین جهت می توان به ایشان اعتماد کرد هرچند که معصوم نباشند. به نظر بنده کتاب «خون دلی که لعل شد» نشان می‌دهد که ما چه نسبتی می‌توانیم با مقام معظم رهبری در این تاریخ پیدا کنیم.          موفق باشید

30894
متن پرسش
همه قبیله من، عالمان دین بودند مرا، معلم عشق تو شاعری آموخت. استاد عزیز، تقارن سالروز بزرگداشت مقام معلم با ایام شهادت بزرگ معلم لایُعلّم تاریخ، زبانم را از کاربست کلمه "تبریک" شرمگین می نماید، اما خواستم بدانید خدای تبارک و تعالی را شاکرم که در کشاکش طوفان مشکلات کمرشکنی که ۱۲ سال پیش چهارستون زندگیم را میلرزاند خداوند شما را پیش رویم گذاشت. استاد جان نیکو ردایی است معلمی، که خداوند بر قامتتان اندازه زد، خدا را سپاس. دعایم کنید در این لیالی قدر. دعایم کنید
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: امید است در تاریخی که همه‌چیز تبدیل به کالا شده است حتی انسان، بتوانیم از طریق معلمی احساس کنیم که انسان‌ها بالاتر از کالاها هستند و نباید به عنوان یک کالا، قیمتِ آن را پول و حقوقش تعیین کند. زیبایی معلمی در آن است که در تاریخی که همه‌چیز کالا شده است، خود را کالا نداند. امید است در نسبت با همدیگر، انسانیتی را حسّ کنیم که کالا نیست. بنده بر خود فرض می‌دانم که در همین رابطه دعاگوی عزیزان باشم. موفق باشید

30811

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: خداوند بر توفیقاتتان بیفزاید. استاد جان سوالی دارم: روح القدس که در زمان حیات ائمه با ایشان است پس از شهادت ائمه دیگر با آن امام از دنیا رفته همراه نیست؟ اگر همان روح به امام بعدی منتقل می شود یعنی ائمه ای که از دنیا رفته اند دیگر آن اطلاع از غیب و توان تصرف در عالم رو ندارند؟ حال آنکه ما در آموزه های تشیع معتقدیم همین الان می تونیم با مثلا امام علی علیه السلام مرتبط بشیم و درخواست کنیم و ایشون با قدرتی که از طرف خدا دارند می تونن تصرف در عالم کنن. متشکرم از لطفتون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مسلّم روح ائمه «علیهم‌السلام» همواره در مقام اُنس با روح القدس و بالاتر از آن هستند و مأموریتی که در حیات آن‌ها به عهده‌شان می‌باشد مربوط به مدد خاص روح القدس است در رابطه با این دنیا. موفق باشید  

30631

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: دو تا سوال داشتم: ۱. گوش کردن به سابلیمینال برای تغییر خصوصیات ظاهری یا وضع زندگی گناه داره؟ ۲. کسی که به گناه استمناء آلوده باشد آیا همسر خوب و ایده آل نسیبش می‌شود؟ یا به خاطر گناهی که مرتکب شده همسر خوب و قسمتش از بین می‌رود؟ و یا توبه کردن باعث می‌شود که همسر عالی و ایده آل داشته باشد؟ ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. فکر می‌کنم این امور با توهّمات و ساختن توهّمات همراه است. خداوند به انسان عقل داده است که بتواند با آن زندگی کند. ۲. ان شاءالله با توبه، انسان می‌تواند در جایگاهی قرار گیرد مثل کسی که گناه نکرده است. موفق باشید 

30496

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام خدمت استاد گرامی: ان شاءلله خدا به شما طول عمر با عزت بدهد زیرا که زندگی خیلی ها را به سمت خدا جهت داده اید. وقتی در ارتباط با افراد درجه یک خانواده مجبور به شنیدن غیبت و تهمت باشیم (از اول شخص مملکت تا...) و نهی از منکر ما هم فایده نداشته باشد تکلیف چیست؟ آیا اجازه داریم قطع رابطه کنیم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده که قابل نیستم. نه! در این موارد نباید کار به جدال و جدایی از رحم بکشد. بهترین راه سکوت است. موفق باشید

30424

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد وقتتون بخیر: اگر کسی بخواهد در دین اسلام تحقیق کند بصورتی که حقانیت این دین به او ثابت شود چه راهی را پیشنهاد می‌دهید ؟ اگر کتابی هست معرفی کنید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر می‌کنم با کمی تدبّر در قرآن از طریق تفاسیری مثل «المیزان»، مطلب برای انسان روشن شود. کتاب «مبانی نظری نبوت و امامت» که روی سایت هست، إن‌شاءالله می‌تواند کمک کند. موفق باشید

30306
متن پرسش
سلام: می فرمایید: قرآن کشف محمدی است. جای دیگر فرمودید: کتب علمای اهل خلوت ما، اسرار و مکشوفات ایشان است که به کتابت در آمده است. حال پرسش اینجاست که این گونه طرح مسئله چه تفاوتی با نظریه بسط تجربه نبوی دکتر سروش دارد؟ اگر پاسخ دهید که: تفاوت اینجاست که آن کشف، تام است و معصوم و برخاسته از یک نفس مصطفی، و این کشف، ناقص است و غیر معصوم و برخاسته از نفوس مادون مصطفی، نقول: امثال آقای سروش هم این حد وسط را حفظ کرده اند! فیمکن القول بر این که از جهت مبانی، تفاوتی میان اندیشه شما و ایشان دیده نمی شود. به معراج برآیید چو از آل رسولید، رخ ماه ببوسید چو بر بام بلندید! شما متشرعان به شریعت مصطفایید! متمسکان به معراج ولایت اویید! پس تحت ولایت والای او سیر کنید و به معراج برسید. تجربه ی محمد مصطفی را شما هم می توانید بچشید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عرایضی در جزوه‌ی «بررسی و نقد نظریه قبض و بسط تئوریک شریعت» شده است. از آن جهت که قرآن اگر کشف محمدی است، به اعتبار «نزل به الرّوح الأمین» است تا پیامبر «منذر» باشند. لذا به آن حضرت فرمود: «لتکون من المنذرین». پس با ربوبیت الهی پیامبر مأمور هدایت بشریت است و این، از زمین تا آسمان با تئوری تجربه‌ی نبوی فرق دارد. موفق باشید.

 http://lobolmizan.ir/leaflet/1314/  آدرس جزوه

30271

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: استاد یک سوال داشتم. بنده دچار خواطر ذهنيه هستم و تشتت افكار دارم و خيلي اذيت هستم. از شما خواهش مي كنم براي نفي خواطر و آرام شدن ذهن و تمركز راهي يا دستوري عنايت بفرمایید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» بر همین مبنا تنظیم شده است. موفق باشید

30165

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: وقتتون به خیر می‌خوام یه کم با شما درد و دل کنم. دانشجوی پزشکی هستم. انگیزه‌ی کافی برای درس خوندن ندارم و هر ترم که شروع میشه به خودم قول میدم که دیگه از این ترم درس بخونم ولی همین طوری اوقات به بطالت سپری میشه و آخر ترم هم می‌بینم که چند تا درس رو افتادم. معمولا ایام امتحانات پرفشارترین ایامی هست که سپری می‌کنم و آرزو می‌کنم هرچی زودتر تموم بشه. نمی‌دونم مشکل از کجاست؟ بعضی وقتا با خودم فکر می‌کنم مقصر منم، گاهی اوقات هم تقصیرات رو می‌ندازم گردن محیط و سیستم آموزش پزشکی که بیخودی به دانشجوها سخت میگیره و یک دریا اطلاعات بی‌ارتباط با پزشکی به خورد دانشجوها میده. استاد عزیز آیا واقعا شأن من به عنوان یک انسان اینه که شخصیتم زیر نمرات دروس دانشگاه خورد بشه؟! من چرا اینجوری هستم؟ هیچ انگیزه‌ی ثابت و پایداری برای درس خواندن ندارم. هر وقت که می‌خوام خودم رو از شر فکر کردن به نمرات درسی و امتحان آخر ترم خلاص کنم موفق نمی‌شوم. دوست دارم اصلا نمره و معدل برام مهم نباشه و برای سربازی امام زمان (عج) درس بخونم ولی موفق نمیشم و شکست می‌خورم. استاد دیگه خسته شدم از این همه زمین خوردن.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بالاخره «یا مکن با پیل‌بانان دوستی / یا بنا کن خانه‌ای در خورد پیل.» یا باید با جدّیت تمام این دروس را با کم و زیادش فوق نظر به نمره و امتحان بخوانید و خود را در این مسیر ادامه دهید، یا مسیر خود را عوض کنید. جان‌کندن، شرطِ راه نیست. موفق باشید

30104

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم و رحمت الله: استاد عزیز آنچه که از بعضی دروس معرفت النفس شما فهمیده ام نفس انسان حقیقتی دارد که این حقیقت قوایی دارد که این قوا در موطن بدن که نفس برای خود می‌سازد (البته اگر اشتباه نکنم نفس کلی) ظهور پیدا می‌کند مثلا قوه بینایی در محل چشم و شنوایی در گوش که بین اینها تناسب هم باید باشد حال از معرفت نفس بخواهیم به بکی از شوءون معرفت رب منتقل شویم آیا می‌توان گفت که خداوند متعال هم برای ظهور اسما و صفاتش در عالم ناسوت اول موطن آفرینی می‌کند بعد اسما خود را در هر موطنی ظهور می‌دهد مثلا حقیقت آدمیت از مخزنی که جامعیت اسمایی دارد در بدن تسویه شده حضرت آدم متجلی می‌شود و حقیقت خروس از مخزن خاص خود در نطفه خروس و حقیقت کلی هر درختی و موجودی در موطن خاص خود که استعداد دریافت آن اسم و فیض را دارد و بر اثر حرکت جوهری و اعمال اختیاری و پیروی از شریعت (البته در مورد انسان) هر چه قابلیت و استعداد قویتر شد تجلی و ظهور هم شدیدتر می‌شود که البته این قاعده در عالم ناسوت درست است و در مورد موجودات ملکوتی خود آنها ظهور اسماء هستد نه موطن هایی که اسما در آنها ظهور می‌کند. آیا این تلقی و برداشت درست است؟ اگر درست است با این آیه قران کریم که می‌فرماید «و ان من شی الا عندنا خزاینه و...» چگونه قابل جمع است که این آیه ظاهرا خود هر شی را تنزل یافته عالم اسما می‌داند نه چیزی که اسما در آن ظهور پیدا کرده است یعنی خود همین آتش تنزل یافته اسم قهار است و خود همین درخت تنزل یافته اسم حی است نه موطنهایی که اسم حی یا قهار در آنها ظهور کرده (عنایت فرموده در صورت امکان با تفصیل بیشتری راهنمایی بفرمایید) جزاک الله خیرا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به روایت «کُنتُ کنزاً مخفیاً فأحببت أن اُعرف فخلقتُ الخلق لکَی اُعرف» می‌فهمیم حضرت حق مخلوقات را خلق کرده‌اند تا شناخته شوند. از طرفی خود را در آن مخلوقات می‌چشند، ولی خودی را که نازله‌ی آن چیزی است که در ذات خود دارند یعنی در عین حضور ذات، نازله‌ی ذات خود را در آینه‌ی تفصیل به نمایش می‌نشیند. موفق باشید

29841
متن پرسش
با سلام: آیا دیگر انسانها در سرنوشت انسان تاثیرگذار هستند؟ اگر هستند آیا با قضا و قدر الهی در مورد هر انسانی منافات ندارد؟ مثلا فرض کنیم خداوند بر اساس اعمال و رفتار انسان الف برای او مقدر کرده است که ۵۰ سال عمر کند. آیا در اینجا انسان دیگری می تواند در این تقدیر الهی دخالت کرده و مثلا با قتل او در ۴۵ سالگی اجل او را تغییر دهد؟ و همینطور در بقیه مقدرات. مثلا خداوند مقدر کرده که من فقیر باشم، آیا شخص دیگری می تواند در این تقدیر الهی دخالت کرده و من را پولدار کند؟ خلاصه اینکه نقش هر انسانی در سرنوشت خودش را قبول دارم و آن را منافی با قضا و قدر نمی دانم. سوالم از نقش انسان در سرنوشت انسان دیگری است.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌آید خداوند است که تقدیرات عالم و آدم را در اختیار دارد و انسان می‌تواند در نظام احسن عالم، جایگاه خود را مشخص کند. مثلا زن بودنِ زن و مرد بودن مرد از  تقدیرات الهی است ولی زنِ خوب بودن و یا مردِ خوب بودن مربوط به خود انسان است. موفق باشید

29826

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام و رحمت خدا بر شما استاد گرانقدر: استاد بنده در رابطه با سوال شماره ۲۹۸۰۷ پاسخی دریافت نکردم، ممنون میشم راهنمایی بفرمایید بزرگوار
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در ایمیل جنابعالی به صورت شخصی ارسال شد. موفق باشید

29633

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: مقام معظم رهبری نقشه راه را پنج مرحله ی انقلاب اسلامی، نظام اسلامی، دولت اسلامی، جامعه اسلامی و تمدن اسلامی بیان کرده و می فرمایند ما الان در مرحله ایجاد دولت اسلامی هستیم. سوالم این است. منظور از دولت اسلامی این است که مسوولان اسلامی باشند یا ساختار اسلامی شود؟ اگر منظور این است که مسوولان اسلامی شوند، امکان ندارد بعد ها دوباره مسولان غیر اسلامی بر سر کار بیایند و وضع به عقب برگردد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر ساختار اسلامی شد و به مرور انقلاب اسلامی فرزندان اصیلی به میان آورد، جمع بین نهاد دولت که غربی است، و هویت انقلابی پیش می‌اید که همان «جهان بین دو جهان» است. موفق باشید

29496

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: استاد خدا قوت. با توجه به اینکه ما طلبه هستیم و می خواهیم از فکر دکتر داوری و فردید و کسانی که در زمینه غرب صاحب نظر هستند استفاده کنیم از چه موقعی می توانیم شروع کنیم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌که بتوانید نکاتی که آقای دکتر داوری را می‌فرمایند را بفهمید؛ خوب است که آثار ایشان رادر کنار خود داشته باشید. اخیراً متنی تحت عنوان «نوع مواجهه با متفکران در بستر انقلاب اسلامی» در حال تهیه است که إن‌شاءالله می‌تواند بهتر جواب این سؤال را بدهد. موفق باشید

29380

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم استاد: استاد در مسیر سلوک قبض طولانی مدت هم داریم؟ معمولا چقدر طول می‌کشد؟ یک مدتی است که هرچه صدا می‌زنم جواب نمی‌شنوم، اصلا انگار خدا توجهی نمی‌کند، انس و محبتی اصلا احساس نمی‌کنم، نمیدونم چرا به به این نقطه رسیدم، شاید بخاطر گناهانم است، ولی خدا هم تواب و غفار است. استاد من احساس نا امیدی می‌کنم چون مدتی است که واقعا سرد شدم، آیا خدا رهایم کرده یا یک قبض طولانی مدت است؟ (مگر می‌شود خدا بنده ای را ولو گنه کار را نبخشد و رهایش کند) آیا در این راه امکان دارد که خداوند شخصی را بخاطر گناهش کلا برای همیشه رها کند و در را ببندد؟ استاد لطفاً راهنمایی ام کنید، چه کار کنم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: «تو مگو ما را به آن شه راه نیست / با کریمان کارها دشوار نیست». پیشنهاد بنده آن است که شرح «مناجات التّائبین» که در سایت تحت عنوان «در آغوش خدا» مطرح شده است؛ کارساز باشد. موفق باشید

29306
متن پرسش
به نام خدا. سلام استاد: بنده در عذاب وجدان دچار وسواس شدم، بچه ام دندانش خراب میشه، خودم بیماری می‌گیرم، فلان مشکل اقتصادی که در خانه پیش میاد من عذاب وجدان می‌گیرم که کوتاهی یا گناهی کردم، به شدت ضعیف انفس شدم، سریع می‌زنم زیر گریه و خودم را سرزنش می‌کنم. از همه کارهام باز میمونم. استاد من چه کار کنم، هرقدر به خودم تلقین می‌کنم که مشکلات را خداوند سر راه بنده میگذارد تا او را به کمال برسونه، انگار سر بزنگاه نمی تونم این را عملی کنم و صبر زیبا داشته باشم. پناه بر خدا.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: جهان بدون این رنج‌ها، جهان نیست. باید روی رنج‌های خود بایستیم و قد بکشیم، نه آن‌که از رنج‌ها فرار کنیم. بودنِ خود را باید تغییر داد تا بفهمیم خوشبختی یعنی به کمک رنج‌ها بزرگ‌شدن. موفق باشید

28602
متن پرسش
سلام علیکم: در پرسش و پاسخ ۲۸۵۹۳ نکاتی را راجع به فلسفه هگل و حکمت متعالیه صدر المتهالین فرمودید که البته متن سوال درباره نقد مباحث هگل با پشتوانه ملاصدرا بود که البته بیشتر آنچه در متن پاسخ دیده شد، نقد حکمت متعالیه بر اساس هگل شد و اینکه هگل مباحثی ماورای حکمت متعالیه را به صحنه آورد. این منظور بود که چگونه می‌توان با استفاده از مبانی اندیشه اسلامی که خب حکمت متعالیه هم یکی از زیر مجموعه های آنهاست و شهید مطهری بر روی آن تمرکز داشتند، ولی در کل با تمام مبانی معرفتی اسلامی می‌شود بحث هگل و دیالکتیک او را نقد کرد و مورد مداقه قرار داد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هگل با هوشیاریِ تاریخی خاص خود متوجه‌ی عقل مدرن می‌شود و در این راستا دغدغه‌هایی را در رابطه با جامعه‌ی مدنی به میان می‌آورد. به نظر بنده از این جهت باید با او همدلی کرد و اساساً باید با فیلسوفان از آن جهت که متعهد به تفکر و یافتِ زمانه‌ی خود می‌باشند، همدلی نمود هرچند همیشه نمی‌توان با آن‌ها همراهی کرد. به نظر می‌اید ما در چنین تاریخی قرار داریم. موفق باشید

نمایش چاپی