بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
31268

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام خدمت شما: اگر کسی بخواد همه کتاب اسفار رو نخونه و مطالب مهم ترش رو بخونه شما پیشنهاد می کنید که چه جلد هایی از اون بخونه؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: الهیات به معنی‌الأخص که تا حدودی با جلد پنجم اسفار شروع می‌شود، نکات بسیار ارزشمندی را با مخاطبانش در میان می‌گذارد. موفق باشید

30424

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد وقتتون بخیر: اگر کسی بخواهد در دین اسلام تحقیق کند بصورتی که حقانیت این دین به او ثابت شود چه راهی را پیشنهاد می‌دهید ؟ اگر کتابی هست معرفی کنید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر می‌کنم با کمی تدبّر در قرآن از طریق تفاسیری مثل «المیزان»، مطلب برای انسان روشن شود. کتاب «مبانی نظری نبوت و امامت» که روی سایت هست، إن‌شاءالله می‌تواند کمک کند. موفق باشید

29023
متن پرسش
سلام استاد: خدا قوت، استاد چرا نمی‌شود حالات را بیان کرد؟ چرا هر وقت می‌خواهم حالتی را حتی به استادم حضرتعالی هم بگویم، جوری دست و پایش را قطع می‌شود که اگر ذبح می‌شد بهتر می‌بود. چرا اساسا حالات معنوی قابل بیان نیستن؟ آیا همیشه اینگونه خواهد بود؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: باید زبان ارائه، عوض شود. زبان دیگری در میان است که إن‌شاءالله با آن «گفت»، گفته‌ها می‌توان گفت. در متن شماره‌ 18 مباحث «انقلاب اسلامی، طلوعی بین دو جهان» این‌طور عرض شده است:

18- اگر انسان در آن احساس بیکرانه در سعه‌ی ذاتی‌اش که از جهتی به سوی وجود نظر دارد، خود را در معرض تجلیّات وجود مطلق قرار ‌دهد ، تجلیّات حضور خداوند را در ابعاد متفاوت‌اش می‌یابد، یعنی در عقل، به فهمی خاص نسبتِ به بیکرانگی خدا می‌رسد و در قلب به احساسی خاص نسبت به بیکرانگی آن حقیقت دست می‌یابد و در سامعه به شنیدنی خاص نسبت به بیکرانگی آن حقیقت نایل می‌شود و زبان انسان نیز تجلی همان حقیقت بیکرانه است، منتها در همه‌ی این موارد اجمال در میان است، چه در عقل و چه در قلب و چه در سمع و چه در زبان، و هر اندازه انسان با حضورِ بیشتر یعنی «تقوا» با رویکردِ به تفصیل‌درآوردنِ تجلیّات، نظر به حقیقت بیکرانه داشته باشد و با مسئله‌ای مشخص به آن حقیقت بیکرانه، نظر کند، زبان او آن حقیقت بیکرانه را بهتر ظاهر می‌کند و بهتر می‌تواند دریایی را در کوزه‌ای جای می‌دهد، کوزه‌ای که از جنس دریاست، موجی که منقطع از دریا نیست. لذا به همان معنایی که موج عین دریا است، زبان عین حضور خدا می‌شود و هر سخنی را که انسان در این رابطه بگوید و یا نام ببرد، حقیقت را ظهور داده و به اشیاء اجازه داده تا در دل آن زبان، به ظهور آیند و آینه‌ی «وجود» باشند ولی نه بی‌نسبت با حقیقت انسان که موجب دوگانگی سوبژه و اُبژه شود، بلکه همان عالم انسانی است که از آن طریق ساخته می‌شود و انسان در این زبان سکنی می‌گزیند، زیرا نوعی از تجلی است که او را فرا گرفته و همواره و در هر حال افقی را در مقابل خود دارد که خودش نیز در آن افق است، بدون محجوب‌شدن از طریق هسته‌ای معنایی و مفهومی.

موفق باشید     

28978

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: کتابی هست با عنوان فلاسفه بدکردار. در این کتاب مستنداتی آورده می شود از زندگانی برخی از فلاسفه مبنی بر اینکه زندگی آنها پر بوده از انواع و اقسام مشکلات اخلاقی و روحی و روانی و در پایان نتیجه می گیرد که در واقع فلسفه آنها واکنشی به مسائل و مشکلات در زندگی شخصی آنها بوده است. صرف نظر از صحت و سقم این شواهد و مستندات، آیا جنابعالی با این نتیجه گیری موافقید که فلسفه آنها در واقع چیزی نیست جز تلاشی برای رهایی از مشکلات و مسائل روحی روانی که با آن دست و پنجه نرم می کرده اند؟ یا اینکه فلسفیدن این فلاسفه چیزی است جدای از آن چه که بوده اند؟ فلاسفه ای که این کتاب به آنها می پردازد عبارتند از: ژان ژاک روسو، آرتور شوپنهاور، فردریش نیچه، برتراند راسل، لودویگ ویتگنشتاین، مارتین هایدگر، ژان پل سارتر و میشل فوکو.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در فلسفه، ملاک، عقل است و اگر فیلسوفی سخنی دارد که از نظر عقلی صحیح می‌باشد، سخن او برای ما می‌تواند راه‌کار تعیین کند هرچند از نظر خصوصیات شخصی مورد پسند ما نباشد «نحن ابناء الدلیل». عمده همدلی با تفکر فیلسوفان است و نه مقابله . موفق باشید

28822

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: در روایت از وجود مقدس امام صادق (سلام الله و صلواته علیه) داریم که: خداوند متعال دو دولت را قرار دارد: دولت آدم که دولت الهی است و دولت ابلیس. پس هنگامی که خداوند اراده کند که آشکارا عبادت شود، دولت آدم برپا می‌گردد و هنگامی که اراده کند که در خفاء و پنهانی عبادت شود، دولت ابلیس حاکم می گردد. (البته) کسی که ادعا کند که می داند کدام یک از آن دو را خداوند اراده کرده پنهان باشد، از دین خارج شده است. ۱. آیا اینکه بگوییم انقلاب اسلامی تشکیل دولت آدم که تجلی تام آن در دولت کریمه مهدوی (عج) است را به تسریع انداخته و تمهیداتی از آن‌را فراهم کرده و ما به تشکیل دولت آدم نزدیک شده ایم، مصداق بخش پایانی کلام امام صادق (ع) نیست که فرمودند کسی که ادعای کند کدامیک را خدا پنهان کرده، از دین خارج و مارق است؟ ۲. آیا می‌توان گفت تجلی ای از دولت ابلیس در مدرنیته و در عصر تمدن غرب مدرن شکل گرفت و ظاهر شد چنانکه به تعبیر اساتیدی چون دکتر زرشناس و آیت الله میرباقری، این تمدن حجاب حقیقت و مانع ظهور آمدن دولت حق است و ویژه عصری که مبانی مدرنیته ریخته شد علی الخصوص قرن هفدهم میلادی، دوران ظلمانی بود و این تمدن بدنبال رویکرد منقطع از معرفت توحیدی است و الگوهای تمدنی و جامعه پردازی اش با مبانی انبیاء و اولیاء و حکماء الهیه تفاوت ژرف و عظیم و جوهری دارد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید که در این نوع روایات بحث از دولت‌هایی است که مدعی مهدی امت هستند. آری! دولت مهدوی که ذیل ارادت و ایمان به مهدی «عجل‌اللّه‌تعالی‌فرجه» به میان آید، حق را ظاهر می‌کند و امروز در فرهنگ مدرنیته، باطل ظاهر است و بدین لحاظ دولت ابلیس در میان است. موفق باشید

28546

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: استاد مجموعه کتاب های مطلع انوار که آقا سید محمد محسن حسینی طهرانی جمع آوری کرده اند و هر جلد به یک موضوع اختصاص داده شده و در این کتاب ها دستورالعمل هایی از بزرگان از قبیل مرحوم قاضی و دیگران آمده است را مورد تایید می‌دانید؟ و می‌شود به این دستورالعمل ها عمل کرد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده آن مطالب را ندیده‌ام ولی به نظر می‌آید باید نکات خوبی باشد. البته بنده چنین ورودهایی ندارم. موفق باشید

28400
متن پرسش
با سلام مجدد خدمت عزیزم استاد طاهرزاده: در مبحث نظام احسن و اینکه خداوند به بهترین و احسن ترین و کاملترین شکل ممکن عالم را بی نقص خلق و هدایت می نماید مطالبی را بیان فرمودید و در هنگام مطالعه حرکت جوهری و حرکت و نیازمندی عالم ماده و تبدیل ضعفها به کمالها و قوه ها به فعلیت ها این سوال پیش آمد که چگونه این دو را می شود با هم جمع کرد؟ آیا خداوند عالم را ناقص خلق کرده بعد به او کمال می دهد که این برداشت من احتمالا اشتباه است. این پارادوکس ذهنی من چگونه مرتفع می شود استاد؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خداوند از قول حضرت موسی و هارون «علیهماالسلام» می‌فرماید آن‌ها در توصیف پروردگار خود چنین گفتند: «رَبُّنَا الَّذِي أَعْطَىٰ كُلَّ شَيْءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدَىٰ» پروردگار ما آن کسی است که در ابتدا، خلقتِ هر چیزی را به آن چیز می‌دهد و سپس آن را هدایت می‌کند. این یعنی هر موجودی در ذات خود امکانِ تحقق اولیه‌ای را دارد که بستری خواهد شد برای گرفتن فیض بعدی. زیرا مخلوقات در ذات خود، ممکن‌الوجودند و نه واجب‌الوجود. و ممکن‌الوجود، وجوهِ امکانی‌اش ذاتیِ آن است. موفق باشید

27825

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم استاد: دقیقا نقطهٔ شروع حرکت به سمت نقطهٔ رضوان الهی چیست و از کجا باید شروع کرد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: از ایمان و عمل صالح و آن سه «خود»ی که در جواب سؤال شماره‌ی ۲۷۸۲۱ عرض شد. موفق باشید

27178

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم استاد: من بعد از خواندن جواب سوال ۲۷۱۱۶ سوالاتی به ذهنم رسید: استاد ابتدا که من در مسیر سلوک قدم گذاشتم از قوه خیالم برای نزدیکی به خدا خیلی کمک می گرفتم یعنی برای مثال در نماز ها هم خدا را در خیالم تصور می کردم و این باعث انس و ازدیاد عشق و محبت می شد چرا که خدا را انگار می دیدم ولی با گذشت زمان به دو مشکل برخوردم ۱. از آنجایی که خیال بسیار پویا است انگار در هر نماز خدایی که متصور بودم متفاوت بود که این مسئله من را ناراحت می کرد که چرا از خدای واحد تصوراتی متعدد دارم. ۲. بعد از گذشت زمان و خواندن کتب معرفتی آن خدای ذوقی خیالی تبدیل شد به یک خدای استدلالی مفهومی. در واقع فکر می کردم که با این کارم خدا را در حد تصورات خودم محدود می کنم و خدایی خیالی را می پرستم که در نهایت خدایی است به وسعت قدرت خیال و ظرف نفسم در صورتی که باید خدای بینهایت لا اسم و لا رسم را می پرستیدم. ( یعنی در نماز به هیچی فکر نکنم تا درهای شهود قلبی باز شود یا به مفهوم عشق و محبت فکر کنم). در نهایت این موضوعات باعث شد که آن خدای ذوقی خیالی گذشته تبدیل به خدای استدلالی مفهومی شود و تفاوت ها را واقعا حس می کنم چرا که در گذشته عشق و شوقم نسبت به خدا خیلی بیشتر از الان بود و احساس می کنم گرچه آن خدای گذشته ناشی از نقصان معرفت بود ولی بسیار نزدیک تر و ملموس تر بود. استاد نظر شما چیست آیا روش گذشته من درست بوده و دوباره همانطور شوم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر می‌کنم در همین مسیر که طی کرده‌اید إن‌شاءاللّه آن خدایی که با معارف عقلی یافتید را، در همه‌ی مظاهر می‌یابید. موفق باشید

26806

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: استاد عزیز۱. آیا می توانیم سنت های ثابت الهی را همچون اخلاق خداوند در نظر بگیریم؟ آیا ما اجازه تصور داشتن اخلاق را برای خداوند داریم یا خیر؟ ۲. با توجه به اینکه پیامبر مکرم اسلام (ص) آخرین پیامبر هستند، و نبوت پایان میابد، اما ما خدایی داریم که پایانی ندارد و سنت ثابت کمک به مومنین و برچیدن ریشه فساد را از زمین دارد. پس این سنت ادامه دارد، آیا ما امام زمان (عج) را در زمان ظهور رسول حق می دانیم؟ ۳. آیا نقش رهبر معظم انقلاب را می توانیم نذیر بدانیم؟ یا خیر نذیر را خداوند باید ارسال کنند؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. چه اشکال دارد؟ مگر نداریم که پیامبر اکرم «صلی الله علیه و آله» فرمودند: «تَخَلَّقُوا بِاَخْلاقِ اللّه» ۲. نبوت ختم شده، ولی ولایت الهی همچنان در اولیاء الهی ادامه دارد ۳. چرا که نه؟! مگر مقام معظم رهبری ادعای استقلال از شریعت پیامبر دارند؟ موفق باشید

26566
متن پرسش
سلام علیکم: حضرتعالی چندین بار فرمودید از اواخر دوران ناصرالدین شاه قاجار، ما به جهتی رفتیم که خودمان را ذیل هویت مدرنیته و نظم مدرن تعریف کنیم حالا در عین استحاله در نظام مدرن، واجبات و مستحبات دینی مثل نماز رو هم بجا میاریم ولی هویت اساسی ما مستحل در نظام و جبهه مدرنیته است. آیا این برداشتم از سخنان شما درست است که به نحوی این دیدگاه و این رویکرد، اصلی ترین مانع برای قرارگرفتن ذیل گفتمان انقلاب و تمدن نوین اسلامی است و حتی نظریاتی مثل ژاپن اسلامی یا مدرنیته اسلامی یا کلا به هر چیزی برچسب اسلامی زدن بدون در نظر گرفتن مبانی و اصول و رویکرد حضور در فضای مدرنیته و قرار دادن مذهب هم در پرتو آن، از این دیدگاه معاصر پس از ناصرالدین شاه نشات گرفته است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده نیز همین‌طور است. متأسفانه آن زمان در مقابله با جریان مدرنیته نتوانستیم جایگاه خود را بشناسیم و در زوایای مختلف گرفتار از خودباختگی شدیم به‌خصوص که در جنگ‌های بین ایران و روس شکست خوردیم و خود را باختیم و در مشروطه هم که داشتیم به خود می‌آمدیم، باز عنصر روشنفکری و جریان غرب‌زده، یک روز کار را به شهادت شیخ فضل اللّه کشاند و فردای آن روز کار را به شهادت شهید مدرس؛ یعنی شهادت عنصر استقلال و عزم دیانتِ یک ملت. و فعلاً با کوهی از غفلت مواجهیم، غفلت از آنچه باید باشیم و هنوز از گذشته‌ی خود برای بودن‌مان عبرت نیاموخته‌ایم. ولی بحمداللّه عزمی که با انقلاب اسلامی شروع شده است، این پیکر شکسته و زخم‌خورده را در میان آورده تا با ترمیمِ کمبودها و سستی‌ها، جهانِ گمشده‌ی ایرانی- اسلامی‌مان را احیاء کنیم و از بی‌آیندگی رهایی یابیم. عرایضی در جزوه‌ی «ریشه‌های انقلاب» که بر روی سایت هست، شده است. بد نیست به آن نظری بیندازید. موفق باشید

26285
متن پرسش
استاد محترم سلام: با توجه به مباحثی که در کتاب جایگاه رزق مطرح فرمودید یک موضوع به طور جدی برای من باقی مانده و آن بحث فقر ناشی از ظلم است. این سوال در میان مردم هم زیاد پرسیده می شود. شما با ادله ای از روایات می فرمایید: رزق تو به دست تو می رسد و هیچ کس نمی تواند آن را از دست تو در بیاورد. به وضوح دیده می شود که در جاهای مختلفی از دنیا، فقر شدید ناشی از ظلم است. ناشی از کلاه گذاشتن یک عده انسان قلدر سر یک عده انسان ساده، کم سواد و بی دفاع است. مانند آنچه امریکایی ها، فرانسوی ها و انگلیس ها در طول سالیان دراز با آفریقا کردند. در روایتی دیدم که می فرماید هر جا مالی اندوخته شده حقی ضایع گشته است. امروز در کشور ما هم توزیع ناعادلانه ثروت، انواع مختلفی از رانت، کلاهبرداری و اختلاس، قوانین و امیتازات اقتصادی نا عادلانه ناشی از نفوذ و لابی گری، سیاست های غلط و نابخردانه و لجبازی های سیاسی کودکانه و احمقانه، منجر به رکورد، تورم، بیکاری، تعطیلی صدها مرکز تولیدی، گرانی و فقر شده است. جمع مساله ظلم، با رزق و عدالت الهی چگونه است؟ با سپاس
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آنچه می‌فرمایید یک طرفِ قضیه است و کاملاً درست است و ما نسبت به دفع ظلم و دفع فقر از مردم وظیفه‌هایی داریم. ولی یک طرفِ قضیه هم مربوط به خود انسان‌ها است که خودشان به جهت آرزوهای دنیایی و ترک صله‌ی رحم و یا تکبر، رزق خود را تنگ و سخت می‌کنند. در این مورد نیز نیاز است که با هرچه بیشتر رجوع به دستورات پروردگار رزق خود را سالم و صحیح کند. در آرشیو سوالات در مورد رزق، عرایضی در این رابطه‌ها شده است. موفق باشید 

25968
متن پرسش
با سلام خدمت استاد عزیز: برداشتم از کتاب «زن آن گونه که باید باشد» این است که شما بیشتر برای یک خانم خانه داری رو توصیه می کنید به نظر شما در شغل وکالت در سیر و سلوک عرفانی موفق ترم یا خودم در منزل حفظ و تفسیر قرآن رو همراه خانه داری انجام بدهم؟ آیا شعل وکالت رو همراه سیر مطالعاتی و شرح مقالات شما رو ادامه بدهم می توانم در سلوک موفق باشم؟ لطفا راهنمایی کنید. کدام مسیر در سلوک برایم بهتر است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: امروز بحمداللّه انسان‌هایی از نسل شما آن‌چنان وسعتی پیدا کرده‌اند که صدها کار را یک‌جا می‌توانید انجام دهید. می‌توانید بهترین زنان در امور خانواده باشید و در همان حال، بهترین قهرمانان در میدان اجتماع. بدون دلیل ظرفیت‌های خود را محدود نکنید. موفق باشید

24912

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد طاهر زاده: خواستم بگویم که آیا نظر و توجیهاتان نسبت به آن شرکت کننده عصر جدید که شعبده بازی می کرد عوض شد؟ چون در قسمت سوالات بار اول گفتید که به سبب تجرد نفس می تواند حوادث آینده عالم ماده را ببیند ولی بار آخر گفتید که این کار ها تردستی است و از مقوله خطای خیال است. خواستم ببینم نظرتان کدام یک از این دو است؟ هر چند شاید موضوع چندان مهمی نباشد. لطف بفرمایید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در عرض اول فرض بر این بود که کار آن آقا مثل مرتاض‌ها باشد و نه تردستی. ولی وقتی خودش نشان داد با خطایِ دید، آن کارها را انجام می‌دهد و نه با قوای نفس؛ موضوع تغییر کرد. موفق باشید

32956

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد عزیز: یک کتابی هست اگر دیده باشید تحت عنوان شنود، مثل کتاب سه دقیقه در قیامت، که شرح تجربه نزدیک به مرگ یکی از کارکنان یکی از از نهادهای امنیتی کشور است، ایشون قبلا شرح حالشون در کتاب شنود چاپ شده منتهی با حاج آقا مصطفی امینی خواه مصاحبه ای دارند طی چند جلسه، و گفتن درکتاب شنود ۶۹ صفحه حدودا از ماوقع حذف شده، و حالا ایشون ضرورت دیدن اینها رو توضیح بدهند، طبق گفته خوشون سرگذشتتشون رو برای آقای عباس موزون مجری زندگی پس از زندگی هم تعریف کردند ولیکن چون خودشون در نهاد های امینی هستن اجازه ندارند در تلویزیون حضور پیدا کنند. حالا به صورت صوتی در کانال آقای امینی خواه، در ایتا صحبت‌هایشان هست، من فایلها رو فرستادم برای آقای نظری، که شما هم اگر فرصت کردید گوش بدید. خیلی مسائل خاصی رو دیده مثلا نقش پررنگ شیاطین در ایران، به نسبت سایر نقاط دنیا، چون ایران کشور اهل بیتی است. شیاطین جنی رو می بینه که بسیار بسیار زیاد صنایع نظامی ج.ا.ایران رو زیر نظر دارند، وسوسه میکنن جاسوسی می کنن. و چقدر به شیاطین انسی که دشمنان انقلابند کمک می کنن. مخصوصا اگر یک مقداری خلوص نیت نباشه در این بخش‌های استراتژیک شیاطین نفوذ می‌کنند. یاد جملات رهبری می افتم که فرمودند شیاطینی از جن و انس شبکه تشکیل دادند و...و اشاره به دشمنان جنی کردندhttps://www.bbc.com/persian/iran-52005384.amp استاد جان ای کاش شما زحمت بکشید این فایلها رو که برای آقای نظری فرستادم رو گوش بدهید و نظرتون رو بفرمایید. خدا بر توفیقاتتون بیفزاید.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: سؤال جنابعالی برای جناب آقای نظری ارسال شد ایشان در جریان نبودند. بهتر است به طور واضح‌تر موضوع را با ایشان در میان بگذارید. موفق باشید

30481

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: می‌خواستم ببینم برای کار با کودک و نوجوان، به غیر از برنامه سیر مطالعاتی ای که در کانال اشتراک گذاری شده کار دیگری هم می‌توان برایشان انجام داد که ذیل مباحث حکمی_ عرفانی بصورت ساده و کاربردی گنجانده شود؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این موارد افرادی هستند که با دقت و ظرافت این موارد را دنبال می‌کنند. مثل کانال گروه فرهنگی تربیتی اولی الالباب به آدرس:

 https://eitaa.com/ololalbaabtarbeiat. موفق باشید

30306
متن پرسش
سلام: می فرمایید: قرآن کشف محمدی است. جای دیگر فرمودید: کتب علمای اهل خلوت ما، اسرار و مکشوفات ایشان است که به کتابت در آمده است. حال پرسش اینجاست که این گونه طرح مسئله چه تفاوتی با نظریه بسط تجربه نبوی دکتر سروش دارد؟ اگر پاسخ دهید که: تفاوت اینجاست که آن کشف، تام است و معصوم و برخاسته از یک نفس مصطفی، و این کشف، ناقص است و غیر معصوم و برخاسته از نفوس مادون مصطفی، نقول: امثال آقای سروش هم این حد وسط را حفظ کرده اند! فیمکن القول بر این که از جهت مبانی، تفاوتی میان اندیشه شما و ایشان دیده نمی شود. به معراج برآیید چو از آل رسولید، رخ ماه ببوسید چو بر بام بلندید! شما متشرعان به شریعت مصطفایید! متمسکان به معراج ولایت اویید! پس تحت ولایت والای او سیر کنید و به معراج برسید. تجربه ی محمد مصطفی را شما هم می توانید بچشید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عرایضی در جزوه‌ی «بررسی و نقد نظریه قبض و بسط تئوریک شریعت» شده است. از آن جهت که قرآن اگر کشف محمدی است، به اعتبار «نزل به الرّوح الأمین» است تا پیامبر «منذر» باشند. لذا به آن حضرت فرمود: «لتکون من المنذرین». پس با ربوبیت الهی پیامبر مأمور هدایت بشریت است و این، از زمین تا آسمان با تئوری تجربه‌ی نبوی فرق دارد. موفق باشید.

 http://lobolmizan.ir/leaflet/1314/  آدرس جزوه

29633

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: مقام معظم رهبری نقشه راه را پنج مرحله ی انقلاب اسلامی، نظام اسلامی، دولت اسلامی، جامعه اسلامی و تمدن اسلامی بیان کرده و می فرمایند ما الان در مرحله ایجاد دولت اسلامی هستیم. سوالم این است. منظور از دولت اسلامی این است که مسوولان اسلامی باشند یا ساختار اسلامی شود؟ اگر منظور این است که مسوولان اسلامی شوند، امکان ندارد بعد ها دوباره مسولان غیر اسلامی بر سر کار بیایند و وضع به عقب برگردد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر ساختار اسلامی شد و به مرور انقلاب اسلامی فرزندان اصیلی به میان آورد، جمع بین نهاد دولت که غربی است، و هویت انقلابی پیش می‌اید که همان «جهان بین دو جهان» است. موفق باشید

29492

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد گرامی: در مورد این سوال داشتم که آیا لقمه ای که انسان در مهمانی که تعارف می‌کنند و از ته دلشان راضی نیستند حلال است یا شبهه ناک؟ و آیا لقمه در راحتی امور دنیوی اثر داره یا نه؟ مثلا باعث بشه انسان از کار بیکار بشه، یا عزم و اراده اش رو در امور دینی از دست بدهد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر مطمئن نباشیم که آن لقمه با مال حرام تهیه شده، باید حملِ بر صحت کرد. موفق باشید

29048

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد عزیز: کتاب مفاتیح الغیب ملاصدرا را چگونه می بینید؟ من آن را تهیه کرده و در حال مطالعه ام. می‌خواستم اگر نکته ای هست راهنماییم کنید. ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: کتاب خوب و ارزشمندی است. البته نیاز به مقدمات خودش را دارد اقلاً مباحث «ده نکته در معرفت نفس» و «برهان صدیقین» و مباحث کتاب «معاد» باید پیش‌مقدمه قرار گیرد. موفق باشید

28693

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: در پاسخ ۲۷۶۷۹ فرمودید بحث «خرد مدرن» که رهبر معظم انقلاب تحت عنوان «العلم سلطان» از آن سخن می گویند، هیچ ربطی به دو قسمت قبلی ندارد و متأسفانه عده ای به بهانه ی سخن مقام معظم رهبری به قسمت اول و دوم می پردازند. بسیاری بزرگواران دغدغه مند نسبت به تولید علم و تحول در علوم انسانی مثل حاج آقای کشوری که دبیر شورای الگوی اسلامی پیشرفت هستند و البته بزرگواران دیگری مثل علامه مصباح و دکتر زرشناس و آقای رحیم پور و آیت الله میرباقری معتقدند اتفاقا دسته بندی علم مدرن و به اصطلاح خرد مدرن با روایت العلم سلطان از وجود مقدس امیرالمومنین تفاوت جدی دارد و نمی‌تواند برآورده کننده توقع حضرت آقا در بند علم و پژوهش بیانیه گام دوم باشد هر چند باید اتحاد عملی حول آن پیدا شود. و گفته می‌شود در عین اینکه یکسری تکنیک و زیر نظامهایی در علم مدرن با مبانی اسلامی و علم توحیدی منافات ندارد یا همسوست لذا باید با دقت آنها را در جهاز هاضمه اسلامی استحاله کرد و مطابق نظم اسلامی و در جهت کلی تمدن اسلامی و در دل علوم انسانی اسلامی یا حتی مباحث تکنیکی و علوم پایه از آن بهره برد ولی بنای کلی باید بر دسته بندی نوین علمی بر اساس مبانی اسلامی و تولید علوم توحیدی ویژه در عرصه علوم انسانی باشد. حالا در علوم پایه می‌توان گشودگی یا استفاده بیشتری داشت ولی در علوم انسانی جدا یک تمایز جدی و نظریه پردازی عمیق انسان اسلامی می‌خواهد و باید با دقت آن دسته مواردی که می‌شود درون چارچوب اسلامی استحاله و بکار گرفته شود، باید تصرف شود و باید دقت کرد مبادا ما بطرف ترکیب گری و غرب گزینی برویم. این متن، بخشی از مصاحبه اخیر حاج آقای کشوری است که درباره همین موضوع با خبرگزاری مهر بوده است: روایت العلم سلطان بسیار مورد تأکید رهبر انقلاب است و البته ظاهرا بسیار یادآور این گزاره مشهور علم مدرن است که بیکن گفت: علم قدرت است! از معدود افرادی که تلاش کرده است تا علاوه بر تبیین صحت صدور این روایت فهم اسلامی از این مفهوم را تبیین کند، حجت الاسلام علی کشوری است. اما پیشنهاد این حقیر برای اصلاح تفسیر غربی از سلطان این است که حقیقت قرآنی آن را بررسی کنیم و می بینیم که این واژه فقط در غلبه نظامی و فیزیکی استعمال نشده است. سلطان گاهی در رابطه خدا بر بنده است و گاهی بنده بر بنده و مفهوما هم می تواند بنده بر خدا باشد. وقتی سلطان را هر نوع عامل اختیار و آزادی بدانیم آن وقت علم هم هر نوع عامل آزادی و آزادگی در ملک و ملکوت و در روابط انسانی و غیرانسانی با خدا و غیرخداست، نه فقط برای غلبه بر دشمن انسانی. از طرف دیگر علم یافتنی است نه ساختنی؛ این یکی دیگر از تفاوتهای مهم علم در قرآن با علم در اندیشه مدرن است. علم نور است و خداوند آن را در قلب هر کس بخواهد می اندازد و سلطان یک اختیار و آزادی عمل در امور معنوی، سیاسی و نظامی است که خدا به انسان از طریق علم عطا می کند. متن کامل مصاحبه در خبرگزاری مهر: mehrnews.com/xRV5q
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هر چه هست نباید آن سخن مقام معظم انقلاب را نادیده گرفت که می فرمایند ما از شاگردی إبایی نداریم. آری! وقتی در اقیانوس توحیدی اسلامی قرار گرفتیم رودهای گل آلود را می پذیریم و آلودگی های آنها را فرو می نشانیم و آن علم را از آن خود می کنیم. اینجاست که سخت نیاز به توحیدی داریم که آن توحید، توحید عرفانی است. موفق باشید

28584

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: ببخشید سوال ۲۸۵۷۴ بحث مقدرات تو کدوم جزوه اومده؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر می‌کنم همان بحث که در جزوه‌ی «هویت قدسی زن و حضور در جهان گسترده‌ی امروز» هست کمک خواهد کرد. موفق باشید

28409
متن پرسش
سلام علیکم: چگونه می‌توان جنب و جوش و تحرک فعال انقلابی داشت ولی صبر و بصیرتی داشت آنچنان که در یابیم در حال گذار از عصر مدرنیته و در بین الطلوعین تاریخ و در این عرصه عظیم و پیچ مهم تاریخی و نقطه عطف حرکت توحیدی اولیاء الله هستیم و لذا از امید و صبر غافل نشویم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی با نظر به حقیقت، افق را روشن ببینیم، هم‌اکنون خود را در مرکز هستی احساس می‌کنیم به همان معنایی که فرمودند: «انتظار الفرج من الفرج». موفق باشید

28287

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرامی: در فایل های صوتی حرکت جوهری فرمودید وقتی وجود شدت پیدا می کند انسان بر زمان مسلط می شود و قبل و آینده در محضرش جمع می شود و حتی فرمودید که پیامبر فرمودند الان قیامتم را می بینم و مثال حضرت صادق (ع) را زدید که امام صادق (ع) فرمود که من زمانی که حضرت صاحب (عج) قیام می کنند را می بینم و ...، سوال حقیر این است که روایت داریم زمان ظهور را فقط خود خدا می داند و حتی خود حضرت صاحب (عج) هم نمی دانند، این ها چطور با هم جمع می شوند؟ حقیر را از دعای خیرتان فراموش نکنید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: وقت ظهور را کسی نمی‌داند. ولی حضور در عالمی که ظهور واقع می‌شود مثل حضور در قیامت است که برای رسول خدا «صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» پیش آمده. موفق باشید

28052

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام و عرض ادب و احترام خدمت طبیب روح: پیرامون روابط مقدس زناشویی چند سوال داشتم: ۱. بعضی اوقات که انسان طبع بسیار گرمی دارد هفته ای چندبار باید رابطه داشته باشد؟ درحالت عادی چگونه باید باشد؟ برای زوج های جوان و برای نو عروسان چگونه باید باشد؟ ۲. اگر در یک وعده دو بار به ارضا برسد آیا بار دوم تقویت طبع حیوانی است؟ با توجه به اینکه گفتیم افراد مومن و شخصیت های عرفانی در عالم ماده فقط در حد ضرورت اکتفا می کنند؟ ضرورت اینجا چگونه معنا می شود؟ ۳. بطور کل در سیره ی عرفا و بزرگان این پدیده چطور معنا می‌شود و نگاهشان به آن چگونه هست؟ اگر به نیت لقاء الله در آغوش همسر برویم، باز توضیح بدهید که معنای زَوِجّنا من الحورالعین چیست؟ ۴. اگر میل طبیعی انسان به رابطه زناشویی هر شب باشد آیا دچار تقویت خوی حیوانی می‌شود یا خیر؟ کدام اولویت دارد؟ مثل باشگاه بدنسازی نمی‌شود که جسم فقط تقویت می‌شود اما روح خیر؟ نکته: خواهشا کلی جواب ندهید، همان طور که گفته شده حیا و خجالت در سوال و جواب های دینی در اسلام وجود ندارد پس واضح و دقیق جواب بدهید، این سوالات جهت تکامل روحی بیشتر در سیر کمالی انسان با هم نوع خودش است نه اینکه جنبه ی مادی و دنیائی داشته باشیم. با تشکر فراوان از استاد محترم و بزرگوار که ما را در سیر توحیدی یاری و راهنمایی می کنید. توحیدتان روز افزون و مداوم و کثیر در عین وحدت باشد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در روایات به ما فرموده‌اند لذّت حلال که بیشتر اشاره به همان روابط زناشویی دارد، موجب شوق در عبادت می‌شود. ظاهراً حدّی برای آن تعیین نشده و خود انسان باید متوجه باشد که نه بی‌دلیل رُهبانیت پیشه کند و نه افراط نماید. موفق باشید

نمایش چاپی