باسمه تعالی: سلام علیکم: انسان در ذات خود موجودی است که برای به ظهورآمدن همه ابعادش باید به شخصیت قرآنی و جمعی خود در بستر شریعت حاضر شود و در همین رابطه حضرت حق میفرمایند: «وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِيعًا» ملاحظه کنید که تأکید بر «جمیعا» هست یعنی باید اعتصام به حبل الهی به صورت اجتماعی و جمعی باشد مگر آنکه شرایط اجازه ندهد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در نظر بگیرید که خداوند «هادی» است و زمینه هدایت هرکس را در هر جا باشد فراهم میکند و از طرفی به این موضوع نیز فکر کنید که هرکس مطابق اختیاری که قبل از تولد در عین ثابته خود داشته نحوه بودن خود را انتخاب کرده. جناب ابن عربی اینطور میفرماید:
در هر حال هرگاه اسمی تجلی کند، معطی، «اللّه» است، از آن حیث حضرت الله خازن و خزینهدارِ آن چیزی است که در نزد اوست و در خزینهی اوست، که همان عین ثابتهی اشیاء باشد و خداوند خارج نمیکند آن عین ثابته را از علم به عین مگر به قدر معلوم و بهدست اسم خاص که اعیان هر شیئ ظرفیت پذیرش آن را دارند و بدین لحاظ قرآن میفرماید: «أَعْطى كُلَّ شَيْءٍ خَلْقَهُ» (طه/50) پس خداوند هر چیزی را آفرینشِ مخصوص به آن چیز را میدهد، آن هم از طریق اسم عدل و اخوات اسم عدل مثل مُقسِط و حکیم. در این حالت است که عین خواهش هر چیزی به آن چیز داده میشود و بر این اساس فرمود: «فَلِلّهِ الْحُجَّةُ الْبَالِغَةُ» (انعام/ 149) برای خدا حجت بالغهای هست که میتواند بگوید هر چه هستی، مربوط به خودت میباشد، و رسول خدا (ص) با نظر به اعیان ثابته افراد است که فرمودند: اسامی تمام افراد صالح تا قیامت در دست راست من و نام تمام افراد ناپاک تا قیامت در دست چپ من نوشته شده و حَکَم و عدل، حکم کرد و خدا عدالت به کار برد.
موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: الهیات به معنیالأخص که تا حدودی با جلد پنجم اسفار شروع میشود، نکات بسیار ارزشمندی را با مخاطبانش در میان میگذارد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در حرکت جوهری به خوبی روشن میشود که زمان، امرِ عارضی بر عالَم ماده است که عین حرکت میباشد و لذا نمیتوان گفت عالَم در زمان است بلکه زمان، در إزای عالَم ظاهر میشود. در موضوع اصل دوم ترمودینامیک، بحث در حرکت و فرسایشی است که در پدیدههای مادی واقع میباشد و همهی آنها در عالَمی هستند که زمان، عارضِ آن است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: هر آنچه عقل متوجهی حضور آن باشد، مربوط به عالم معقولات است و هر آنچه را وَهم توهّم کند، معقول نیست و مربوط به توهّمات میباشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: فرزند ایشان این امر را که از قول علامه گفته شده است را، تکذیب فرمودند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: پیشنهاد خوبی است. کتابهای فراوانی با عنوان «داستانهای قرآنی» هست که همهی آنها قابل استفاده میباشد. در ضمن از کتاب «داستان راستان» آقای شهید مطهری هم غفلت نکنید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در فلسفه، ملاک، عقل است و اگر فیلسوفی سخنی دارد که از نظر عقلی صحیح میباشد، سخن او برای ما میتواند راهکار تعیین کند هرچند از نظر خصوصیات شخصی مورد پسند ما نباشد «نحن ابناء الدلیل». عمده همدلی با تفکر فیلسوفان است و نه مقابله . موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: خداوند از قول حضرت موسی و هارون «علیهماالسلام» میفرماید آنها در توصیف پروردگار خود چنین گفتند: «رَبُّنَا الَّذِي أَعْطَىٰ كُلَّ شَيْءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدَىٰ» پروردگار ما آن کسی است که در ابتدا، خلقتِ هر چیزی را به آن چیز میدهد و سپس آن را هدایت میکند. این یعنی هر موجودی در ذات خود امکانِ تحقق اولیهای را دارد که بستری خواهد شد برای گرفتن فیض بعدی. زیرا مخلوقات در ذات خود، ممکنالوجودند و نه واجبالوجود. و ممکنالوجود، وجوهِ امکانیاش ذاتیِ آن است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: این سخنان در حدّ درک محدود علوم تجربی از نفس ناطقهی انسانی است که موضوعِ مجردی است و عموماً علوم تجربی توان ورود کامل در آن ساحات را ندارد تا بتوان به نظرات آنها اعتماد کرد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر میکنم ضمانت روزیِ طالبان علم در راستای باقیماندن آنها در سلوک علمیشان محقق میشود که آن زندگی ساده و بدون آرزوهای دنیایی است مثل زندگی امام خمینی و آیت اللّه بهجت «رحمتاللّهعلیهما». موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به گفتهی شهید مطهری «رحمتاللّهعلیه» عدم، مفهومی است که ذهن نسبت به وجود میسازد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: طبق آیهی ۱۷۳ سورهی اعراف، فرزندِ هرکس مربوط به خود آن والدین است که در عهد الست از پشت همان والدینشان گرفته شدهاند و اقرار به عبودیت خدا کردهاند لذا نمیشود اگر بناست فرزندی از پدر و مادری متولد شود، به دلایلِ فرعی آن فرزند متولد نگردد. قرآن میفرماید: «وَإِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِنْ بَنِي آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَأَشْهَدَهُمْ عَلَىٰ أَنْفُسِهِمْ أَلَسْتُ بِرَبِّكُمْ ۖ قَالُوا بَلَىٰ شَهِدْنَا أَنْ تَقُولُوا يَوْمَ الْقِيَامَةِ إِنَّا كُنَّا عَنْ هَذَا غَافِلِينَ» و به یاد آر هنگامی که خدای تو از پشت فرزندان آدم ذرّیّه آنها را برگرفت و آنها را بر خودشان گواه ساخت که آیا من پروردگار شما نیستم؟ همه گفتند: بلی، ما گواهی دهیم. که دیگر در روز قیامت نگویید: ما از این واقعه غافل بودیم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینکه با جان انسانها، با انسانها صحبت شود؛ افقهای متعالیِ خود را در درون خود احساس میکند. مانند همان بحثی که در جلسهی اخیر شرح سورهی جاثیه، تحت عنوان «مواجههی وجودی با عالم و احساس حضور در ابدیت» شد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ما در بررسیهای خود به نمک دریا و سپس به نمک معدنی رسیدهایم و ابداً نمک ید دار را مصرف نمیکنیم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. همان احکام شریعت در امور فردی و اجتماعی و رعایت حقوق افراد کم ندارد؟ ۲. به نظر میآید مقدمات معرفت النفسی نیاز باشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در عرض اول فرض بر این بود که کار آن آقا مثل مرتاضها باشد و نه تردستی. ولی وقتی خودش نشان داد با خطایِ دید، آن کارها را انجام میدهد و نه با قوای نفس؛ موضوع تغییر کرد. موفق باشید
سلام: ۱. چگونه زمان می گذرد اما هستی ثابت است؟ ۲. گذر زمان چگونه هستی را دستخوش تغییر نمی کند؟ ۳. اگر هستی اصالت دارد هستی بی زمان باشد بی زمانی اصیل است پس زمان امری موهوم است ولی زمان را درک می کنیم آیا ادراک نیز موهوم است اگر آری ما با این ادراک ، ادراک می کنیم که هستی بی زمان است آیا با فرو ریختن بنای ادراک این گزاره نیز فرو می ریزد اگر آری آیا اصالت به زمانمندی باز می گردد؟ اگر آری ادراک اینکه بی زمانی نیز هست بی اعتبارست؟ و درین فرض باز ادراک فرو نمی ریزد و بی زمانی هستی اثبات نمی شود.
باسمه تعالی: سلام علیکم: اولاً: همین که انسان زمان را درک میکند حاکی از آن است که ذات انسان که همان نفس ناطقه میباشد، مجرد و فوق زمان است. ثانیاً: زمان، حاصلِ حرکت است مثل آنکه با حرکت زمین به دور خود و به دور خورشید، روز و سال بهوجود میآید. ثالثاً: همچنانکه جناب صدرالمتألهین در «حرکت جوهری» روشن فرمودند چون ذات عالم ماده عین حرکت است، زمان، مخصوصِ عالم ماده میباشد و هستی در ذات خود آزاد از حرکت میباشد. موفق باشید
سلام خدمت استاد عزیز: در پاسخ سوال 31935 مطالبی رو عنوان کردین، هنوز اون اشکال از ذهن من برطرف نشد - جزوه شما و مطالب پرسش و پاسخ های قبلی در مورد رجعت رو خونده بودم، بعضی مواقع بسیاری از بزرگان مطالبی رو از راه غیر استدلال متوجه می شوند و درک می کنند و برای انتقال اون دلیل می تراشند، که ممکنه دلیل برای ما منطقی نباشه ولی با عظمت شخصیت اون شخص موضوع رو می پذیریم، گاهی هم دلیل ها رساست ولی ایراد عدم درک صحیح از طرف ماست. به هرحال تو این موضوع من دقیق متوجه نشدم چرا حتما رجعت باید مادی و فیزیکی باشد، دو تا ابهام برای این مسئله داشتم اول اینکه رجعت مومنین نظام طبیعی عالم رو به هم می ریزه، در همین نزدیکی ها ظهور واقع بشود برای مثال فرض بفرمایید سردار بزرگ اسلام شهید قاسم سلیمانی به دنیا رجوع فرمایند، امام خمینی رجوع فرمایند، نظام دنیا کلا به هم می خوره، خدا اگر می خواست با معجزه های در این سطح مردم ایمان بیارن که ... به راحتی این امر میسر بود مورد دوم هم که مقداری ذهنم رو مشغول کرده، خب چه ایرادی داره با بازگشت روح تکامل افراد رخ بده چیزی شبیه همون مطالب که در شرح فصوص بیان کرده اید من مطلب رو از کتاب شما نقل می کنم : " در مورد راز قتل کودکان، شیخ اکبر معتقد است تا این ابناء به قتل نمیرسیدند حضرت موسی پدید نمیآمد. لذا ارواح مقتولین دست به دست هم دادند تا روح حضرت موسى از طريق والدین متكوّن شد و مقدمات تقدير الهی چنین باید میبود که علاوه بر والدین حضرت، امداد ارواحِ ابناءِ به قتل رسیده هم باید در میان میآمد. اما حکمت قتل أبناء به دست فرعون برای آن بود که حیات و روحانیت همهی مقتولین که به خاطر موسی کشته شدند، به سمت حضرت موسى جهت امداد، عود و برگشت نماید. زیرا هر طفلی به امید این که موسی است به قتل رسید و آن قتلها این جا از سر جهل نبود. - بلکه به یک معنا هر کدام موسایی بودند - پس ناچار باید حيات و روح مقتول، به موسی برگشت کند. حیات مقتولی که به جهت موسی به قتل رسید و آن حیات مقتول به جهت موسی، حیاتی طاهر بر اساس فطرت است که أغراض نفسانی آن را آلوده نکرده است. بلکه، بر فطرت «بلی» است. و موسی مجموع حیات کسانی بود که به عنوان موسی بودن کشته شدند و همهی آنچه به عنوان استعداد و توانایی برای مقتول مهیا بود در حضرت موسى جمع شده است، مثل شجاعت و تدبیر و غیره. اول چیزی که در مکاشفهی حضرت محمدیّه که از این باب یعنی باب فصّ موسوی به طور شفاهی مخاطب شدم اتحاد أرواح أبناء به قتل رسیده و عود آن أرواح در مادهی موسویّه بوده است. پس موسی متولد نشد مگر این که او مجموع أرواح كثيره و قوای فعّاله بود. به همان معنایی که عقل کلی همهی عقول جزئی را به صورت جامع در خود دارد، مثل مدد به مؤمنین توسط فرشتگان
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر میآید باید بحث «رجعت» را در آمادگی شرایطی دانست برای بالفعلشدنِ روحهایی که به کمال خود نرسیدهاند. حال با توجه به این امر چرا میفرمایید با این رجعت نظام عالَم به هم میخورد؟ از طرفی شرایط حضرت موسی «علیهالسلام» هنوز شرایط بلوغ عالَم که با حضرت مهدی «عجلاللهتعالیفرجه» به ظهور میآید، نمیباشد بلکه مقدمه ظهور آن بلوغ است ولی شرایط حضرت مهدی «عجلاللهتعالیفرجه» شرایطی است تا همه ابعاد انسانی اعم از ابعاد غضبیه و شهویه از یک طرف، و ابعاد الهی از طرف دیگر به ظهور آیند. و در همین رابطه حتی بحث رجعت همه انبیاء و امامان در میان است. اینجا است که میتوان گفت خود آنها باید به میان آیند تا فعلیتِ خود را در خود احساس کنند. میماند که آیا میشود آنها فعلیت خود را در شخصیت حضرت مهدی «عجلاللهتعالیفرجه» دریابند؟ والله اعلم. ظاهراً در این حالت شاید برای بعضی از آنها اجمالشان به تفصیل در نیاید و اصرارِ بر رجعت حضرت اباعبدالله «علیهالسلام» گویا از این جنس است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در آن شعر، بیشتر قصد شاعر تذکر به پشتِ کاری بوده است که انسانها باید داشته باشند و البته شعر مذکور، مبتنی بر علوم گذشته است در نحوهی ایجاد بلور «لعل و یاقوت». ولی امروزه شرایط بلورشدنِ کانیها را امر دیگری میدانند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر میآید امثال حضرت امام «رضواناللهتعالیعلیه» در همین فضا فکر میکردند و مسائل را مطرح میفرمودند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: عرایضی در جزوهی «بررسی و نقد نظریه قبض و بسط تئوریک شریعت» شده است. از آن جهت که قرآن اگر کشف محمدی است، به اعتبار «نزل به الرّوح الأمین» است تا پیامبر «منذر» باشند. لذا به آن حضرت فرمود: «لتکون من المنذرین». پس با ربوبیت الهی پیامبر مأمور هدایت بشریت است و این، از زمین تا آسمان با تئوری تجربهی نبوی فرق دارد. موفق باشید.
http://lobolmizan.ir/leaflet/1314/ آدرس جزوه
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. باید خود را وارد این امور نکنید. از طریق فهم سنتهای الهی، امکان حضور در آینده را میتوان فهم کرد. ۲. آری! خطر ورود شیطان هست. پیشنهاد مطالعهی کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» که روی سایت هست؛ داده میشود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر ساختار اسلامی شد و به مرور انقلاب اسلامی فرزندان اصیلی به میان آورد، جمع بین نهاد دولت که غربی است، و هویت انقلابی پیش میاید که همان «جهان بین دو جهان» است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر مطمئن نباشیم که آن لقمه با مال حرام تهیه شده، باید حملِ بر صحت کرد. موفق باشید
