بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
31720

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسمه تعالی بازخوانی هویت دینی و ملی محضر طربناک استاد سلام علیکم: آیا خداوند علاوه بر هدف حیات زمینی هر انسانی که ظهور اسما الهی می‌باشد؛ آیا هدفی جمعی و به طور مستقل از هدف فردی؛ برای جمیع بشریت در نظر دارد؟ به بیان دیگر آیا اهداف جمعی مانند عدالت و رعایت حریم زن و مرد و حقوق انسانی و .... که در شریعت های الهی برای نظامی که انسانها می‌خواهند در آن زندگی کنند تعریف شده است؛ به این سبب است که چون انسان موجودی اجتماعی است و نابسامانی در نظام های اجتماعی بر سلوک فردی او اثر می‌گذارد؛ پیامبران در پی نظام سازی بودند تا با برقراری تعادل در نظام اجتماعی؛ سلوک فردی هر انسان با مشکل و مزاحمت مواجه نشود؟ و یا اینکه نظام سازی در جوامع انسانی از دیدگاه خالق و رب عالم یک موضوع مستقل و یک هدف مستقل است که اگر چنین است؛ آن هدف مستقل چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: انسان در ذات خود موجودی است که برای به ظهورآمدن همه ابعادش باید به شخصیت قرآنی و جمعی خود در بستر شریعت حاضر شود و در همین رابطه حضرت حق می‌فرمایند: «وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِيعًا» ملاحظه کنید که تأکید بر «جمیعا» هست یعنی باید اعتصام به حبل الهی به صورت اجتماعی و جمعی باشد مگر آن‌که شرایط اجازه ندهد. موفق باشید

31370

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: بحمد الله رزقم شده است که یکسالی است با شرح جنود عقل جهل امام مانوسم یک سوالیست ذهنم را درگیر کرده اینکه اگر بجای ایران مثلا در لاس وگاس آمریکا بدنیا آمده بودم، خوب صد در صد هیچ اطلاعی از امام صادق و سایر ائمه ی معصوم نداشتم و البته استاد مثل شما را هم نمیافتم و اصلا بکل نه قیامتی برای من معرفی می‌شد و نه حساب و کتاب قبری. آنگاه تکلیف قبر و قیامتم چه می‌شد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در نظر بگیرید که خداوند «هادی» است و زمینه هدایت هرکس را در هر جا باشد فراهم می‌کند و از طرفی به این موضوع نیز فکر کنید که هرکس مطابق اختیاری که قبل از تولد در عین ثابته خود داشته نحوه بودن خود را انتخاب کرده. جناب ابن عربی این‌طور می‌فرماید:

در هر حال هرگاه اسمی تجلی کند، معطی، «اللّه» است، از آن حیث حضرت الله خازن و خزینه‌دارِ آن چیزی است که در نزد اوست و در خزینه‌ی اوست، که همان عین ثابته‌ی اشیاء باشد و خداوند خارج نمی‌کند آن عین ثابته را از علم به عین مگر به قدر معلوم و به‌دست اسم خاص که اعیان هر شیئ ظرفیت پذیرش آن را دارند و بدین لحاظ قرآن می‌فرماید: «أَعْطى‏ كُلَّ شَيْ‏ءٍ خَلْقَهُ‏» (طه/50) پس خداوند هر چیزی را آفرینشِ مخصوص به آن چیز را می‌دهد، آن ‌هم از طریق اسم عدل و اخوات اسم عدل مثل مُقسِط و حکیم. در این حالت است که عین خواهش هر چیزی به آن چیز داده می‌شود و بر این اساس فرمود: «فَلِلّهِ الْحُجَّةُ الْبَالِغَةُ» (انعام/ 149) برای خدا حجت بالغه‌ای هست که می‌تواند بگوید هر چه هستی، مربوط به خودت می‌باشد، و رسول خدا (ص) با نظر به اعیان ثابته افراد است که فرمودند: اسامی تمام افراد صالح تا قیامت در دست راست من و نام تمام افراد ناپاک تا قیامت در دست چپ من نوشته شده و حَکَم و عدل، حکم کرد و خدا عدالت به کار برد.

موفق باشید

31268

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام خدمت شما: اگر کسی بخواد همه کتاب اسفار رو نخونه و مطالب مهم ترش رو بخونه شما پیشنهاد می کنید که چه جلد هایی از اون بخونه؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: الهیات به معنی‌الأخص که تا حدودی با جلد پنجم اسفار شروع می‌شود، نکات بسیار ارزشمندی را با مخاطبانش در میان می‌گذارد. موفق باشید

30605
متن پرسش
سلام: در بعضی از کتب مرحوم شهید مطهری قول فلاسفه مبنی بر قدیم بودن عالم مورد تایید قرار گرفته است جنابعالی نیز عالم را قدیم می‌دانید اگر آری این دو اشکال را پاسخ دهید: ۱.قانون دوم ترمودینامیک نافی قدم عالم نیست؟ ۲. اگر عالم قدیم باشد یعنی بی نهایت به معنای واقعی کلمه زمان گذشته تا به زمان حال برسد چگونه چنین چیزی ممکن است ازل را نقطه الف در نظر بگیرید زمان حال نقطه ب همانطور که الف در بی نهایتی ب است نقطه ب هم در بی نهایتی الف است پس از ازل تا کنون بی نهایت زمان طی شده است و بی نهایت چیزی نیست که بتواند بالفعل محقق شود در ثانی اگر در زمان حال در فاصله بی نهایتی ازل هستیم آیا زمان های آینده بر بی نهایت افزوده می‌شود و آینده فوق بی نهایت است اگر آری که خلاف تعریف بی نهایت است.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در حرکت جوهری به خوبی روشن می‌شود که زمان، امرِ عارضی بر عالَم ماده است که عین حرکت می‌باشد و لذا نمی‌توان گفت عالَم در زمان است بلکه زمان، در إزای عالَم ظاهر می‌شود. در موضوع اصل دوم ترمودینامیک، بحث در حرکت و فرسایشی است که در پدیده‌های مادی واقع می‌باشد و همه‌ی آن‌ها در عالَمی هستند که زمان، عارضِ آن است. موفق باشید

29716

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد محترم: در مباحث از ارتباط با معقولات سخن می گویید، ارتباط با حق و چیزهایی که پایدار هست، این معقولات چه چیزهایی است؟ خداوند، معصومین، ملائکه؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هر آنچه عقل متوجه‌ی حضور آن باشد، مربوط به عالم معقولات است و هر آنچه را وَهم توهّم کند، معقول نیست و مربوط به توهّمات می‌باشد. موفق باشید

29411

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و عرض ادب: آیا این سخن که گفته اند «اولین شهید این انقلاب اسلام است.» به درستی به علامه طباطبایی منسوب گشته یا کذب است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فرزند ایشان این امر را که از قول علامه گفته شده است را، تکذیب فرمودند. موفق باشید

29263

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و عرض ادب خدمت شما استاد بزرگوار: بنده پسری دو سال و ۷ ماهه دارم به راهنمایی یکی از دوستان که فرمودند برای ایشان داستان های قرآنی را بخوانم خواستم مرجع و منبع معتبری به بنده معرفی بفرمایید. سپاسگزارم از لطفتون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: پیشنهاد خوبی است. کتاب‌های فراوانی با عنوان «داستان‌های قرآنی» هست که همه‌ی آن‌ها قابل استفاده می‌باشد. در ضمن از کتاب «داستان راستان» آقای شهید مطهری هم غفلت نکنید. موفق باشید

28978

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: کتابی هست با عنوان فلاسفه بدکردار. در این کتاب مستنداتی آورده می شود از زندگانی برخی از فلاسفه مبنی بر اینکه زندگی آنها پر بوده از انواع و اقسام مشکلات اخلاقی و روحی و روانی و در پایان نتیجه می گیرد که در واقع فلسفه آنها واکنشی به مسائل و مشکلات در زندگی شخصی آنها بوده است. صرف نظر از صحت و سقم این شواهد و مستندات، آیا جنابعالی با این نتیجه گیری موافقید که فلسفه آنها در واقع چیزی نیست جز تلاشی برای رهایی از مشکلات و مسائل روحی روانی که با آن دست و پنجه نرم می کرده اند؟ یا اینکه فلسفیدن این فلاسفه چیزی است جدای از آن چه که بوده اند؟ فلاسفه ای که این کتاب به آنها می پردازد عبارتند از: ژان ژاک روسو، آرتور شوپنهاور، فردریش نیچه، برتراند راسل، لودویگ ویتگنشتاین، مارتین هایدگر، ژان پل سارتر و میشل فوکو.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در فلسفه، ملاک، عقل است و اگر فیلسوفی سخنی دارد که از نظر عقلی صحیح می‌باشد، سخن او برای ما می‌تواند راه‌کار تعیین کند هرچند از نظر خصوصیات شخصی مورد پسند ما نباشد «نحن ابناء الدلیل». عمده همدلی با تفکر فیلسوفان است و نه مقابله . موفق باشید

28400
متن پرسش
با سلام مجدد خدمت عزیزم استاد طاهرزاده: در مبحث نظام احسن و اینکه خداوند به بهترین و احسن ترین و کاملترین شکل ممکن عالم را بی نقص خلق و هدایت می نماید مطالبی را بیان فرمودید و در هنگام مطالعه حرکت جوهری و حرکت و نیازمندی عالم ماده و تبدیل ضعفها به کمالها و قوه ها به فعلیت ها این سوال پیش آمد که چگونه این دو را می شود با هم جمع کرد؟ آیا خداوند عالم را ناقص خلق کرده بعد به او کمال می دهد که این برداشت من احتمالا اشتباه است. این پارادوکس ذهنی من چگونه مرتفع می شود استاد؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خداوند از قول حضرت موسی و هارون «علیهماالسلام» می‌فرماید آن‌ها در توصیف پروردگار خود چنین گفتند: «رَبُّنَا الَّذِي أَعْطَىٰ كُلَّ شَيْءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدَىٰ» پروردگار ما آن کسی است که در ابتدا، خلقتِ هر چیزی را به آن چیز می‌دهد و سپس آن را هدایت می‌کند. این یعنی هر موجودی در ذات خود امکانِ تحقق اولیه‌ای را دارد که بستری خواهد شد برای گرفتن فیض بعدی. زیرا مخلوقات در ذات خود، ممکن‌الوجودند و نه واجب‌الوجود. و ممکن‌الوجود، وجوهِ امکانی‌اش ذاتیِ آن است. موفق باشید

27597

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و عرض ادب و قبولی طاعات: در مجله ای در سال های گذشته یک مقاله ای در خصوص متافیزیک می خواندم. در این مقاله نوشته شده بود که طولانی ترین زمان برای خوابی که انسان می بیند بیشتر از ۲ دقیقه نمی تواند باشد. چون بیشتر از این روح دیگر به بدن باز نمی گردد. به خاطر همین هیچکس تا الان مدعی نشده و نمی تواند باشد که در خواب به کرات دیگر رفته چون زمان رفت و برگشت روح بیشتر از ۲ دقیقه طول می کشد. آیا این مطلب صحیح می باشد؟ ممنون می شوم در این خصوص اظهار نظر فرمایید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این سخنان در حدّ درک محدود علوم تجربی از نفس ناطقه‌ی انسانی است که موضوعِ مجردی است و عموماً علوم تجربی توان ورود کامل در آن ساحات را ندارد تا بتوان به نظرات آن‌ها اعتماد کرد. موفق باشید

27384

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد عزیز: در روایات ما آمده ما روزی طالبان علم را ضمانت کرده ایم پس چه می شود که اکثر طالبان علم در فقر و نداری زندگی میکنن یا داستان های فراوانی که شدت فقر عالمان ما را می رساند به نحوی که مجبور می شوند درس را رها کنن و ده سال از بهترین سالهای خودشون رو کشاورزی کنند و علمایی که مجبور شدن لباس روحانیت رو رها کنند و... بسیار متشکر از شما اگر بهترین و جامع ترین کتاب رو در این زمینه معرفی کنید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر می‌کنم ضمانت روزیِ طالبان علم در راستای باقی‌ماندن آن‌ها در سلوک علمی‌شان محقق می‌شود که آن زندگی ساده و بدون آرزوهای دنیایی است مثل زندگی امام خمینی و آیت اللّه بهجت «رحمت‌اللّه‌علیهما». موفق باشید

27352
متن پرسش
با سلام خدمت استاد عزیزم: قبول دارید که همه چیز وجود است و ما عدم ندارم؟ حال چرا این لغت عدم را روی مفهوم قوه و یا ماهیات و اعتباریات داریم سوار می کنید؟ از حرکت و زمان به عدمیات یاد می شود. من کمی گیج شده ام. ممنون میشم راهنمایی بفرمائید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به گفته‌ی شهید مطهری «رحمت‌اللّه‌علیه» عدم، مفهومی است که ذهن نسبت به وجود می‌سازد. موفق باشید

26445

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام و ادب: آیا فرزند هم مثل رزق است و مشخص است خداوند به چه کسی چه تعداد و چه زمانی خواهد داد؟ اگر ما فرزند دار نمی شویم خواست خداست؟ یا نتیجه مثلا نقص بدن یا تغذیه غلط ما یا هرچه است. اگر مانعی هست از کجا بفهمیم چه مانعی سبب فرزنددار نشدن ما شده؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: طبق آیه‌ی ۱۷۳ سوره‌ی اعراف، فرزندِ هرکس مربوط به خود آن والدین است که در عهد الست از پشت همان والدین‌شان گرفته شده‌اند و اقرار به عبودیت خدا کرده‌اند لذا نمی‌شود اگر بناست فرزندی از پدر و مادری متولد شود، به دلایلِ فرعی آن فرزند متولد نگردد. قرآن می‌فرماید: «وَإِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِنْ بَنِي آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَأَشْهَدَهُمْ عَلَىٰ أَنْفُسِهِمْ أَلَسْتُ بِرَبِّكُمْ ۖ قَالُوا بَلَىٰ شَهِدْنَا أَنْ تَقُولُوا يَوْمَ الْقِيَامَةِ إِنَّا كُنَّا عَنْ هَذَا غَافِلِينَ» و به یاد آر هنگامی که خدای تو از پشت فرزندان آدم ذرّیّه آنها را برگرفت و آنها را بر خودشان گواه ساخت که آیا من پروردگار شما نیستم؟ همه گفتند: بلی، ما گواهی دهیم. که دیگر در روز قیامت نگویید: ما از این واقعه غافل بودیم. موفق باشید

26372

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام و عرض ادب: چگونه پیام تبلیغی یک مبلغ می تواند از مرحله گوش فرد و ادراک عقلی او بگذرد و در جان فرد اثر کند؟ این مطلب در دین مبین چگونه تبیین شده؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌که با جان انسان‌ها، با انسان‌ها صحبت شود؛ افق‌های متعالیِ خود را در درون خود احساس می‌کند. مانند همان بحثی که در جلسه‌ی اخیر شرح سوره‌ی جاثیه، تحت عنوان «مواجهه‌ی وجودی با عالم و احساس حضور در ابدیت» شد. موفق باشید

25896

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: استاد عزیز راجع به نمک ید دار و نمک دریا بسیار حرف و سوال و نظر مطرح می شود با یه سرچ ساده در اینترنت هر کسی نظری دارد و بعضی کارشناسان نمک معمولی دیدار رو خطرناک و سرطان زا می دانند بعضی مفید و نمک دریا هم همینطور بعضی ها می گویند مواد صنعتی دارد و مضر و بعضی می گویند اتفاقا دارای املاحی است که شدیدا نیاز بدن است. حال با توجه به اینکه سفارش شده غذا رو با نمک شروع و با نمک به پایان برسانیم و در مصرف آن زیاده روی نکنیم و نیز با توجه به اینکه طبق معارف معرفت نفس بدن سالم روی نفس اثر گذار است و باید از بدن مراقبت کرد تا نفس تدبیر خود را بکند. حال بفرمایید واقعا کدام نمک بهتر است زیرا ارتباط تنگاتنگ با غذا و خوراک دارد و بالاخره بدانیم کدام مفیدتر است؟ در سوالی اشاره کرده بودید خودتان نمک دریا مصرف می کنید. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ما در بررسی‌های خود به نمک دریا و سپس به نمک معدنی رسیده‌ایم و ابداً نمک ید دار را مصرف نمی‌کنیم. موفق باشید

25380

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: وقت بخیر ۱. صبح تا شب و شب تا صبح رو چگونه میشه به حقیقی ترین نوع ممکن گذراند. در هر سن و شرایط و شغل و شهر و کشور و موقعیت؟ ۲. اینکه کسی هدفش رواج فرهنگ قرآن و اهل بیت (ع) هست اول فلسفه و حکمت و عرفان بگذرونه یا یک راست بره سراغ خود قرآن و روایات؟ مثلا میخوایم علم آموزی رو برای کنکوری ها جا بیندازیم تا عمرشون بیهوده در سیستم آموزشی پر از مشکل از بین نره. آیا میشه کتاب فضل علم از اصول کافی رو براشون شرح داد؟ یا باید اول مقدمه چینی کرد با توجه به کتاب جوان و انتخاب بزرگ.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. همان احکام شریعت در امور فردی و اجتماعی و رعایت حقوق افراد کم ندارد؟ ۲. به نظر می‌آید مقدمات معرفت النفسی نیاز باشد. موفق باشید

24912

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد طاهر زاده: خواستم بگویم که آیا نظر و توجیهاتان نسبت به آن شرکت کننده عصر جدید که شعبده بازی می کرد عوض شد؟ چون در قسمت سوالات بار اول گفتید که به سبب تجرد نفس می تواند حوادث آینده عالم ماده را ببیند ولی بار آخر گفتید که این کار ها تردستی است و از مقوله خطای خیال است. خواستم ببینم نظرتان کدام یک از این دو است؟ هر چند شاید موضوع چندان مهمی نباشد. لطف بفرمایید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در عرض اول فرض بر این بود که کار آن آقا مثل مرتاض‌ها باشد و نه تردستی. ولی وقتی خودش نشان داد با خطایِ دید، آن کارها را انجام می‌دهد و نه با قوای نفس؛ موضوع تغییر کرد. موفق باشید

32901
متن پرسش

سلام: ۱. چگونه زمان می گذرد اما هستی ثابت است؟ ۲. گذر زمان چگونه هستی را دستخوش تغییر نمی کند؟ ۳. اگر هستی اصالت دارد هستی بی زمان باشد بی زمانی اصیل است پس زمان امری موهوم است ولی زمان را درک می کنیم آیا ادراک نیز موهوم است اگر آری ما با این ادراک ، ادراک می کنیم که هستی بی زمان است آیا با فرو ریختن بنای ادراک این گزاره نیز فرو می ریزد اگر آری آیا اصالت به زمانمندی باز می گردد؟ اگر آری ادراک اینکه بی زمانی نیز هست بی اعتبارست؟ و درین فرض باز ادراک فرو نمی ریزد و بی زمانی هستی اثبات نمی شود.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اولاً: همین که انسان زمان را درک می‌کند حاکی از آن است که ذات انسان که همان نفس ناطقه می‌باشد، مجرد و فوق زمان است. ثانیاً: زمان، حاصلِ حرکت است مثل آن‌که با حرکت زمین به دور خود و به دور خورشید، روز و سال به‌وجود می‌آید. ثالثاً: همچنان‌که جناب صدرالمتألهین در «حرکت جوهری» روشن فرمودند چون ذات عالم ماده عین حرکت است، زمان، مخصوصِ عالم ماده می‌باشد و هستی در ذات خود آزاد از حرکت می‌باشد. موفق باشید

31949
متن پرسش

سلام خدمت استاد عزیز: در پاسخ سوال 31935 مطالبی رو عنوان کردین، هنوز اون اشکال از ذهن من برطرف نشد - جزوه شما و مطالب پرسش و پاسخ های قبلی در مورد رجعت رو خونده بودم، بعضی مواقع بسیاری از بزرگان مطالبی رو از راه غیر استدلال متوجه می شوند و درک می کنند و برای انتقال اون دلیل می تراشند، که ممکنه دلیل برای ما منطقی نباشه ولی با عظمت شخصیت اون شخص موضوع رو می پذیریم، گاهی هم دلیل ها رساست ولی ایراد عدم درک صحیح از طرف ماست. به هرحال تو این موضوع من دقیق متوجه نشدم چرا حتما رجعت باید مادی و فیزیکی باشد، دو تا ابهام برای این مسئله داشتم اول اینکه رجعت مومنین نظام طبیعی عالم رو به هم می ریزه، در همین نزدیکی ها ظهور واقع بشود برای مثال فرض بفرمایید سردار بزرگ اسلام شهید قاسم سلیمانی به دنیا رجوع فرمایند، امام خمینی رجوع فرمایند، نظام دنیا کلا به هم می خوره، خدا اگر می خواست با معجزه های در این سطح مردم ایمان بیارن که ... به راحتی این امر میسر بود مورد دوم هم که مقداری ذهنم رو مشغول کرده، خب چه ایرادی داره با بازگشت روح تکامل افراد رخ بده چیزی شبیه همون مطالب که در شرح فصوص بیان کرده اید من مطلب رو از کتاب شما نقل می کنم : " در مورد راز قتل کودکان، شیخ اکبر معتقد است تا این ابناء به قتل نمی‌رسیدند حضرت موسی پدید نمی‌آمد. لذا ارواح مقتولین دست به دست هم دادند تا روح حضرت موسى از طريق والدین متكوّن شد و مقدمات تقدير الهی چنین باید می‌بود که علاوه بر والدین حضرت، امداد ارواحِ ابناءِ به قتل رسیده هم باید در میان می‌آمد. اما حکمت قتل أبناء به دست فرعون برای آن بود که حیات و روحانیت همه‌ی مقتولین که به خاطر موسی کشته شدند، به سمت حضرت موسى جهت امداد، عود و برگشت نماید. زیرا هر طفلی به امید این که موسی است به قتل رسید و آن قتل‌ها این جا از سر جهل نبود. - بلکه به یک معنا هر کدام موسایی بودند - پس ناچار باید حيات و روح مقتول، به موسی برگشت کند. حیات مقتولی که به جهت موسی به قتل رسید و آن حیات مقتول به جهت موسی، حیاتی طاهر بر اساس فطرت است که أغراض نفسانی آن را آلوده نکرده است. بلکه، بر فطرت «بلی» است. و موسی مجموع حیات کسانی بود که به عنوان موسی بودن کشته شدند و همه‌ی آن‌چه به عنوان استعداد و توانایی برای مقتول مهیا بود در حضرت موسى جمع شده است، مثل شجاعت و تدبیر و غیره. اول چیزی که در مکاشفه‌ی حضرت محمدیّه که از این باب یعنی باب فصّ موسوی به طور شفاهی مخاطب شدم اتحاد أرواح أبناء به قتل رسیده و عود آن أرواح در ماده‌ی موسویّه بوده است. پس موسی متولد نشد مگر این که او مجموع أرواح كثيره و قوای فعّاله بود. به همان معنایی که عقل کلی همه‌ی عقول جزئی را به صورت جامع در خود دارد، مثل مدد به مؤمنین توسط فرشتگان

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌آید باید بحث «رجعت» را در آمادگی شرایطی دانست برای بالفعل‌شدنِ روح‌هایی که به کمال خود نرسیده‌اند. حال با توجه به این امر چرا می‌فرمایید با این رجعت نظام عالَم به هم می‌خورد؟ از طرفی شرایط حضرت موسی «علیه‌السلام» هنوز شرایط بلوغ عالَم که با حضرت مهدی «عجل‌الله‌تعالی‌فرجه» به ظهور می‌آید، نمی‌باشد بلکه مقدمه ظهور آن بلوغ است ولی شرایط حضرت مهدی «عجل‌الله‌تعالی‌فرجه» شرایطی است تا همه ابعاد انسانی اعم از ابعاد غضبیه و شهویه از یک طرف، و ابعاد الهی از طرف دیگر به ظهور آیند. و در همین رابطه حتی بحث رجعت همه انبیاء و امامان در میان است. این‌جا است که می‌توان گفت خود آن‌ها باید به میان آیند تا فعلیتِ خود را در خود احساس کنند. می‌ماند که آیا می‌شود آن‌ها فعلیت خود را در شخصیت حضرت مهدی «عجل‌الله‌تعالی‌فرجه» دریابند؟ والله اعلم. ظاهراً در این حالت شاید برای بعضی از آن‌ها اجمال‌شان به تفصیل در نیاید و اصرارِ بر رجعت حضرت اباعبدالله «علیه‌السلام» گویا از این جنس است. موفق باشید  

30620

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: مکرر جناب جوادی این نظر قدما که درین شعر آمده است را بیان فرمودند: سالها باید که تا یک سنگ اصلی ز آفتاب لعل گردد در بدخشان یا عقیق اندر یمن. البته درست است که بعضا مقصود اینست که مثلا در سایه تلاشهای مستمر افراد به جایی می رسند اما مثلا در یکی از سایت ها ایشان در تفسیر سوره غاشیه می فرمایند: lغالب رشته‌های علوم دانشگاهی همین‌ها است یا حیوان‌شناسی است یا آسمان‌شناسی است یا دریاشناسی است یا صحراشناسی است یا انسان‌شناسی است؛ اینها یک خط‌ هستند چگونه انسان سلسله جبال کوه را ببیند یک تکه خاک است سال‌ها این خاک به وسیله آفتاب باید بگردد تا «لعل گردد در بدخشان یا عقیق اندر یمن» همین خاکی که در کوه‌های بدخشان افغان می‌شود لَعل، در کوه‌های سر به فلک کشیده یا متوسط یمن می‌شود عقیق. این خاک است یک قسمت می‌شود طلا یک قسمت می‌شود نقره. چه رشته‌های عمیق علمی در بر دارد تا آدم بفهمد چه طور یک تکه خاک می‌شود عقیق! یک تکه خاک می‌شود فیروزه! «لعل گردد در بدخشان افغان یا عقیق اندر یمن» می‌بینید که می‌فرمایند خاک توسط آفتاب یک جا لعل می‌شود و جایی دیگر عقیق حضرتعالی که زمین شناسید این نظر را تایید می فرمایید؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در آن شعر، بیشتر قصد شاعر تذکر به پشتِ کاری بوده است که انسان‌ها باید داشته باشند و البته شعر مذکور، مبتنی بر علوم گذشته است در نحوه‌ی ایجاد بلور «لعل و یاقوت». ولی امروزه شرایط بلورشدنِ کانی‌ها را امر دیگری می‌دانند. موفق باشید

30562

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
باسمه تعالی. سلام استاد: در سوال و بررسی مختصری از صاحب نظران کردم راجع به فقه جواهری؛ به این نکته می‌رسیم که نظر ایشان بر این است که مجتهد با توجه بدست آوردن مزاق شارع می تواند در مسایل جدید فتوا بدهد این عجب حرفی است بسیار راه گشا ولی آیا عملی است؟ راهکار ان را می شود تحلیل کنید؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌آید امثال حضرت امام «رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» در همین فضا فکر می‌کردند و مسائل را مطرح می‌فرمودند. موفق باشید

30306
متن پرسش
سلام: می فرمایید: قرآن کشف محمدی است. جای دیگر فرمودید: کتب علمای اهل خلوت ما، اسرار و مکشوفات ایشان است که به کتابت در آمده است. حال پرسش اینجاست که این گونه طرح مسئله چه تفاوتی با نظریه بسط تجربه نبوی دکتر سروش دارد؟ اگر پاسخ دهید که: تفاوت اینجاست که آن کشف، تام است و معصوم و برخاسته از یک نفس مصطفی، و این کشف، ناقص است و غیر معصوم و برخاسته از نفوس مادون مصطفی، نقول: امثال آقای سروش هم این حد وسط را حفظ کرده اند! فیمکن القول بر این که از جهت مبانی، تفاوتی میان اندیشه شما و ایشان دیده نمی شود. به معراج برآیید چو از آل رسولید، رخ ماه ببوسید چو بر بام بلندید! شما متشرعان به شریعت مصطفایید! متمسکان به معراج ولایت اویید! پس تحت ولایت والای او سیر کنید و به معراج برسید. تجربه ی محمد مصطفی را شما هم می توانید بچشید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عرایضی در جزوه‌ی «بررسی و نقد نظریه قبض و بسط تئوریک شریعت» شده است. از آن جهت که قرآن اگر کشف محمدی است، به اعتبار «نزل به الرّوح الأمین» است تا پیامبر «منذر» باشند. لذا به آن حضرت فرمود: «لتکون من المنذرین». پس با ربوبیت الهی پیامبر مأمور هدایت بشریت است و این، از زمین تا آسمان با تئوری تجربه‌ی نبوی فرق دارد. موفق باشید.

 http://lobolmizan.ir/leaflet/1314/  آدرس جزوه

29701

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و وقت بخیر خدمت استاد گرامی: سوالی خدمتتان داشتم ممنون می‌شوم پاسخگوی اینجانب باشید. اجرکم عنداالله. استاد آیا علم به آینده ممکن است برای هر کسی پیش بیایید؟ من از نوجوانی از آینده مطالبی را آگاه می‌شوم حالا یا بصورت خواب یا بصورت ذهنی و من همیشه نمیدونم منشا این موهبت الهی است یا خدایی نکرده حضور شیطانین و من از کجا باید تشخیص دهم؟ بعضی وقتها هم این احساس را دارم که گویی یه نیرویی به سمتم حمله ور می‌شوند و همیشه مورد آزار قرار می‌گیرم. جایی را بهتر از شما ندانستم در میان بگذارم. ممنون می‌شوم. اگر اینجانب را راهنمایی بفرمایید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. باید خود را وارد این امور نکنید. از طریق فهم سنت‌های الهی، امکان حضور در آینده را می‌توان فهم کرد. ۲. آری! خطر ورود شیطان هست. پیشنهاد مطالعه‌ی کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» که روی سایت هست؛ داده می‌شود. موفق باشید

29633

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: مقام معظم رهبری نقشه راه را پنج مرحله ی انقلاب اسلامی، نظام اسلامی، دولت اسلامی، جامعه اسلامی و تمدن اسلامی بیان کرده و می فرمایند ما الان در مرحله ایجاد دولت اسلامی هستیم. سوالم این است. منظور از دولت اسلامی این است که مسوولان اسلامی باشند یا ساختار اسلامی شود؟ اگر منظور این است که مسوولان اسلامی شوند، امکان ندارد بعد ها دوباره مسولان غیر اسلامی بر سر کار بیایند و وضع به عقب برگردد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر ساختار اسلامی شد و به مرور انقلاب اسلامی فرزندان اصیلی به میان آورد، جمع بین نهاد دولت که غربی است، و هویت انقلابی پیش می‌اید که همان «جهان بین دو جهان» است. موفق باشید

29492

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد گرامی: در مورد این سوال داشتم که آیا لقمه ای که انسان در مهمانی که تعارف می‌کنند و از ته دلشان راضی نیستند حلال است یا شبهه ناک؟ و آیا لقمه در راحتی امور دنیوی اثر داره یا نه؟ مثلا باعث بشه انسان از کار بیکار بشه، یا عزم و اراده اش رو در امور دینی از دست بدهد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر مطمئن نباشیم که آن لقمه با مال حرام تهیه شده، باید حملِ بر صحت کرد. موفق باشید

نمایش چاپی