باسمه تعالی: سلام علیکم: زیرا شهادت آن مرد بزرگ داغی است که بر جان همهی ما گذاشته شده است. قصهی جانی است که در آینده راهی خواهد شد تا تاریخ امام خمینی «رضواناللّهتعالیعلیه» همهجایی شود و بصیرتی به جامعه برگردد که ما بیش از آنچه که فعلاً هستیم، باشیم. بصیرتی که در وصیتنامهی او به ما عطا شد. در آخر جواب سؤال شمارهی ۲۷۹۳۶ نکاتی از آن را میتوانید ملاحظه کنید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در شروع ماه رمضان، فضا را میگشایند تا ما وارد شویم و بعداً میخواهند خودمان آن را ادامه دهیم و ورود به موضوعات معرفتی، از برکاتِ این ماه است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر خوبی است. به نظر بنده همین رویکرد برای همهی ادعیه مفید است که طلب ما، رفع حجاب باشد. جلسهی سوم شرح «مناجات التّائبین» با عنوان کلّی «با دعا در آغوش خدا» در این رابطه نکاتی دارد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! گویا خبری در پیش است. «و بشّر الصّابرین» آنهایی که متوجهی حضور حضرت ربّ العالمین هستند در چنین صحنههایی خود را بیشتر در مأوای الهی حسّ میکنند و در دل آن مأوا وظایف خود را انجام میدهند، زیرا:
من چه غم دارم که ویرانی بود
زیر ویران گنج سلطانی بود
غرق حق خواهد که باشد غرقتر
همچو موج بحر جان زیر و زبر
زیر دریا خوشتر آید یا زبر
تیر او دلکشتر آید یا سپر
پاره کردهٔ وسوسه باشی دلا
گر طرب را باز دانی از بلا
موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بر روی این نکته فکر کنید که اسماء الهی بر اساس امکانِ ذاتی و ظرفیت اشیاء بر آنها تجلی میکند. بد نیست در این مورد به بحث «رجوع به اصلِ اصلها» در قسمت «یادداشت ویژه» سایت رجوع فرمایید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر درحالت صفا و با محتوای خوب انجام شود، ترویج موسیقی به حساب نمیآید و اشکالی نخواهد داشت. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ما در بررسیهای خود به نمک دریا و سپس به نمک معدنی رسیدهایم و ابداً نمک ید دار را مصرف نمیکنیم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: مسلّم در مسیر ایمان و اظهار ایمان در صحنههای مختلف، آن عزّت جای خود را باز میکند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: اینکه فرمود: «عرشه علی الماء» یعنی بنیاد حقیقتِ عرش، وَجهِ مطلقی است به اطلاقِ محض که «ماء» نامیده است و آن وضو، وضوی از حقیقت مطلقهی الهیه است که موجب نورانیت جان میشود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: حضور مردم بعد از کار اشرار، نشان از آن میدهد که هوشیاری خاصی در مردم پیش آمده، برای عبور از این جریان، به شرطی که جریان حزب اللّه تندروی نکند تا مردم بترسند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: چرا از رحمت واسعهی حضرت حق غافل باشیم وقتی میفرماید: «إنّ اللّه یحبّ التّوابین»؟! موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بد نیست در این مورد به بحث «دریچههای اعجاز قرآن» که در کتاب «مبانی نظری نبوت و امامت» بحث شده است، رجوع فرمایید. کتاب بر روی سایت هست. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: از نظر وجودی، بودِ ما از خدا است و قبل از آنکه خدا ما را ایجاد کند از نظر امکانِ ذاتی در علمِ خدا بودهایم. چون همهی این امور به صورت حضوری بوده است در حافظهی ما که امورِ حصولی تنها جای میگیرند، نمیماند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: حکم فقهی آن را باید از مرجع تقلیدتان بپرسید. به نظر بنده شأن ما را از هویت دینی و قومیتِ ایرانیمان فرو میکاهد و وجهِ تقلیدی به ظهور میآورد. موفق باشید
با عرض سلام خدمت استادِ عزیزتر ازجان، استاد طاهرزاده: در تعریف عصمت متکلمان قائل به «عصمت موهبتی» که به صورت دفعی و همیشگی است، هستند و در مقابل میگویند فلافسفه «عصمت اکتسابی» را که ملکه پرهیز از گناه است و تدریج الوصول است و احتمال زوال هم دارد و ضمانتی در جلوگیری از خطا و اشتباه در آن وجود ندارد را قبول دارند. و گفته شده میتواند هر دو در یک شخص جمع شود و تعارضی ندارد (کتاب معارف و عقاید ۴ بحث نبوت مرکز مدیریت حوزه علمیه)، حال سوال این است که آیا تعریفی که راجع به عصمت ارائه شده از طرف فلاسفه صحیح است؟ و دوم اینکه اگر تعریف را قبول کنیم، یعنی ائمه اطهار اول عصمت اکتسابی را کسب کردند و بعد موهبتی و یا اول موهبتی و بعد اکتسابی؟ اگر اول عصمت اکتسابی را بپذیریم؛ یعنی اول ائمه اطهار نأعوذباالله خطا داشته اند سپس عصمت اکتسابی و بعد موهبتی! و اگر اول عصمت موهبتی را بپذیریم، ائمه جبراً عصمت داشته اند و خب فضیلتی نیست و البته عصمت اکتسابی معنایی ندارد. بنابراین آیا تعریف عصمت اکتسابی از طرف فلاسفه کج فهمی شده!؟ ویا قضیه چیز دیگریست؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: در این رابطه عرایضی در کتاب «مبانی نظری نبوت و امامت» شده است که نکاتی از آن خدمتتان عرضه میگردد: موفق باشید
در موضوع انتصابيبودن امام باید گفت: وقتي متوجه باشيم امام بايد معصوم باشد و بايد افضل انسانهايِ روي زمين باشد، ميپذيريم كه شناخت او از طريق مردم ممكن نيست لذا بايد يا توسط پيامبر كه قلهي علم و عصمت است، معرفي گردد و يا از طريق امام قبلي كه علم و عصمت او كامل است، شناخته شود و امام نيز با كارهاي فوق العادهاي كه عقل قانع شود، ارتباط خود با قدرت كل را ثابت كند. پس چون امام خليفهي خدا و رسول خدا است ـ و نه خليفهي مردم ـ و چون او معصوم است و مردم قادر به تشخيص مقام عصمت نيستند، بايد او از جانب خدا انتخاب شود و پيامبر او را به مردم معرفي نمايد، يعني به اصطلاح، امام بايد «منصوص» باشد. امام رضاu در اين رابطه ميفرمايند: «اِنَّ الامامة اَجَلُّ قَدْراً وَ اَعْظَمُ شَأْناً وَ اَعْلي مَكاناً وَ اَمْنَعُ جانِباً وَ اَبْعَدُ غَوْراً مِنْ اَنْ يَبْلُغَهَاالنّاسُ بعقولهم اَوْ يَنالُوها بِآرائِهم اَوْ يُقيموا اِماماً بِاخْتيارهم»[1] امام از نظر قدر و شأن و منزلت بالاتر از آن است كه عقل مردم به آن ب خداوند در قرآن ميفرمايد: «...اِنَّما يُريدُاللهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ اَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهيرا»[2] اي اهل البيت؛ فقط و فقط خداوند خواسته تا شما را از هرگونه پليدي بزدايد و اعتقاد باطل و اثر عمل زشت را از شما پاك كند و شما را به موهبت عصمت اختصاص دهد. با دقت در آيهي تطهير نكات زير مورد توجه قرار ميگيرد. «رِجْس» از نظر لغت چون با «ال» آمده، يعني هرگونه پليدي جسمي و روحي. يعني اهل البيت (ع) را خداوند از هر گونه پليدي پاک کرده است.
چون اراده و خواستن در آيهی تطهیر را منحصر به اهل البيت (ع) كرده و گفته «اِنَّما»، پس اولاً: اين تطهير، آن تطهير عمومي كه خداوند براي همهي مسلمين اراده كرده، نيست، و اگر اين تطهير همان تطهيري بود که براي سايرين خواسته ديگر مقام خاصي براي اهل البيت محسوب نميشد. ثانياً: چون خداوند تشريعاً طهارت و تزكيه را براي همهي انسانها خواسته، پس طهارتي که در اين آيه براي اهلالبيت (ع) اراده کرده، تطهير تشريعي نبوده بلكه تطهير تكويني است، يعني طهارت و عصمتي است موهبتي كه در اثر آن، نيروي فوقالعاده باطنيِ عصمت در آنها ايجاد شده است، تا آنها نمونهي كامل صحيح زندگي كردن براي بشريت باشند.
در رابطه با اعتقاد به وجود انسانهايي که خداوند به نحوهي خاصي برگزيده، موضوع مخلَصين در قرآن است.
شيطان ميداند كه از بين بنـدگان خدا فقـط يك گروه هستنـد كه هيچ ابزار و امكاني براي گمراهي آنها در اختيار ندارد و آن «مخلَصين» هستند و لذا به خداوند عرض کرد: «فَبِعِزَّتِكَ لَاُغْوِيَنَّهُمْ اَجْمَعين، اِلاّ عِبادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصينَ»[3] به عزت تو همه را گمراه ميكنم مگر بندگان مخلَص را. مخلَصين آنهايي هستند که خداوند در آنها تصرف خاصي دارد و هيچكس در آنها سهمي ندارد تا شيطان بتواند در آنها تصرف کند. اگر به معني «مخلَص» توجه شود، متوجه خواهيد شد كه مخلَصبودن غير «مخلِص»بودن است. همّت براي خوبشدن مربوط به مخلِصين است و نه براي مخلَصين، بلكه مخلَصين برگزيدگاني هستند كه خداوند براي خود خالص كرده و هيچكس در آنها سهمي ندارد، بلكه آنها به دليل مخلَصبودنشان آينهي خواست و رضايت خدايند و هركس خواست رضايت خدا را جلب کند، بايد حركات و افكار و عقايد آنها را ملاك قرار دهد. مشخص است كه اين مقام يک مقام اكتسابي نخواهد بود، بلكه موهبتي است، هرچند آنها با اختيار خود بايد اين عصمت را حفظ نمايند و مسلّم حفظ كردن عصمتِ موهبي مشكلترين كار ممكن براي بشريت است، زيرا حفظ عصمت به اين معنا است که يك لغزش نبايد از آنها سر بزند. در همين رابطه است که عارفان گفتهاند:
محنت قرب ز بُعد افزون است
جگر از محنت قربم خون اسـت
هسـت در قرب همه بيم زوال
نيست در بُعد جز امید وصــال
حفظ حالت قرب از آن جهت جگر سالک را خون ميکند که با يک خطا از آن مقام سقوط مينمايد.
در زيارت، خطاب به امامان (ع) عرض ميکنيم: «السَّلامُ عَلَيكُمْ يا نُورَاللهِ في ظُلُماتِالاَرض» سلام برشما اي نور خدا در ظلمتهاي زمين. «بِكُمْ يُسْلَكُ اِلَي الرِّضْوان» به كمك شما راه رضايت الهي طي ميشود. و يا ميگوييم: «حَفَظَةً لِسِرِّه وَ خَزَنَةً لِعِلْمِه» شما نگهبان سرّ الهي و معدن علم او هستيد.
[1] - اصول كافي، ج 1، ص 198.
[2] - سورهي احزاب، آيهي 33.
[3] - سورهي صاد، آيات 82 و 83.
سلام علیکم: استاد کتابی هست که آرای ملاصدرا و ابن عربی رو بصورت روان و قابل فهم برای مایی که فلسفه و عرفان نخوندیم باشه یعنی تخصصی نباشه بفهمیم حرف این دو دانشمند رو.
باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر میکنم مباحث «ده نکته در معرفت نفس» و مباحث کتاب «از برهان تا عرفان» و مباحث کتاب «معاد» که همه با شرح صوتی آن در سایت هست، بتواند راه را در این امری که بنا دارید در آن قدم بگذارید، برایتان بگشاید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: انسان در ذات خود موجودی است که برای به ظهورآمدن همه ابعادش باید به شخصیت قرآنی و جمعی خود در بستر شریعت حاضر شود و در همین رابطه حضرت حق میفرمایند: «وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِيعًا» ملاحظه کنید که تأکید بر «جمیعا» هست یعنی باید اعتصام به حبل الهی به صورت اجتماعی و جمعی باشد مگر آنکه شرایط اجازه ندهد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. شما نمونههای کار را در جزوات «لُبّ المیزان» میتوانید ملاحظه کنید. به عنوان نمونه، قسمتی از سوره «فتح» خدمتتان ارسال میشود.
سوره فتح
مدنيّه «29 » آيه
بسم الله الرحمن الرحيم
اين سوره؛ حول محور صلح حديبيه دور ميزند.
إِنَّا فَتَحْنَا لَكَ فَتْحًا مُّبِينًا«1»
حال كه براي حج در حالي از مكه خارج شديد كه اميد برگشت برايتان نبود و با عدة قليل هزاروچهرصد نفري با توكل الهي و با پاي خود به طرف قريش كه داغ دل جنگ بدر و اُحد و احزاب در دل داشتند، حركت كرديد و از قدرت و شوكت آنها هراسي به خود راه نداديد، براي شما فتحي آشكار را گشوديم كه همان صلح حديبيه باشد كه در راستاي اين صلح همة موازنهها به نفع شما تمام خواهد شد، هم قريش با آن همه شوكت راضي شدند با شما صلح كنند و هم زمينة اسلامآوردن قبايل زيادي فراهم شد و هم شما بهعنوان يك قدرت به رسميت پذيرفته شديد و هم بنا شد كه سال بعد سه روز مكه را براي انجام حج، براي شما خالي كنند و.....
لِيَغْفِرَ لَكَ اللَّهُ مَا تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِكَ وَمَا تَأَخَّرَ وَيُتِمَّ نِعْمَتَهُ عَلَيْكَ وَيَهْدِيَكَ صِرَاطًا مُّسْتَقِيمًا«2»
اين فتح بدان جهت است كه گناهان گذشته و آيندهات آمرزيده شود - البته باید متوجه بود صِرف رابطة بين «فتح» و «آمرزش گناهان» ما را متوجه ميكند كه اين گناه، گناه فردي نيست كه راه آمرزشش توبه است و لذا با توجه به معني «ذنب» كه يعني هر عملي كه آثار شوم داشته باشد و معنی «مغفرت» که به معنی پوشاندن هرچيز است. ميگوييم؛ قيام رسولالله«صلواةاللهعليهواله» در ابتدای رسالت در مکه، عليه كفر، عملي حادثهآفرين و دردسرساز بود، و كفار قريش در مقابله با او بسيار مصرّ بودند خداوند با صلح حديبيه(يا فتح مكه) شوكت قريش را از آنان گرفت و در نتيجه گناهاني كه رسولخدا«صلواةاللهعليهوآله» در نظر مشركين داشت را پوشانيد و آنجناب را از شرّ قريش ايمني داد و اينكه ميگويد گناهاني كه بعد هم كردهاي ميپوشانيم، همان خونهايي است كه بعد از هجرت از سران قريش ريخت كه با ضعف بنية قريش آثار آن كينهها از بين رفت- و بعد در ادامة آیه ميفرمايد: و نعمتش را بر تو تمام كرد، هم در دنيا با غلبة بر دشمنان و هم در آخرت، و در ازاء اين فتح به صراط مستقيمي كه سالك خود را بهسوي بهشت ميكشاند، رهنمون شدي.
پس حاصل دو آیه این شد که در شرایط تحقق صلح حدیبیه پیروزی آشکاری به تو دادیم که حتی در اثر آن فتح آثار کینه و ناراحتیهای مشرکین برای همیشه – اعم از گذشته و آینده- از بین رفت و نعمت را نیز بر تو تمام نمود و به سوی صراط مستقیم راهنماییات کرد.
وَيَنصُرَكَ اللَّهُ نَصْرًا عَزِيزًا«3»
و خداوند شرایط را براي يك نصرت عزيز، نصرت کم نظیری كه هيچ جبّاري نتواند آنرا بشكند، آماده ميكند و موانع را مرتفع ميسازد. چنانچه مكه و طائف را براي پیامبر«صلواةاللهعلیهواله» فتح كرد. شرك را در سرزمين حجاز ريشهكن كرده و يهود را ذليل و اسلام را حاكم نمود.
۲. در هر صورت چیز مشکلی است. اگر حقیقتاً پشیمان شده است میتواند ایثار کند و اغماض نماید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: جناب ابن عربی در فصوص در فص شیثی این طور می فرمایند: قرآن میفرماید: «أَعْطى كُلَّ شَيْءٍ خَلْقَهُ» ( طه/۵۰) پس خداوند هر چیزی را آفرینشِ مخصوص به آن چیز را میدهد، آن هم از طریق اسم عدل و اخوات اسم عدل مثل مُقسِط و حکیم. در این حالت است که عین خواهش هر چیزی به آن چیز داده میشود و بر این اساس فرمود: «فَلِلّهِ الْحُجَّةُ الْبَالِغَةُ» (انعام/ ۱۴۹) برای خدا حجت بالغهای هست که میتواند بگوید هر چه هستی، مربوط به خودت میباشد، و رسول خدا (ص) با نظر به اعیان ثابته افراد است که فرمودند: اسامی تمام افراد صالح تا قیامت در دست راست من و نام تمام افراد ناپاک تا قیامت در دست چپ من نوشته شده و حَکَم و عدل، حکم کرد و خدا عدالت به کار برد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: با تدبّر در کتابهای معرفتی و تأمّل در روایات و تدبّر در قرآن، آرامآرام جان انسان مییابد که همهی عالم محضر جلوات حضور حضرت حق است به همان معنایی که انسان به خود متذکر میشود: «یک چشمزدن غافل از آن یار نباشید / شاید که نگاهی کند آگاه نباشید». موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر میآید امثال حضرت امام «رضواناللهتعالیعلیه» در همین فضا فکر میکردند و مسائل را مطرح میفرمودند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنا به فرمایش علامهی طباطبایی بحث در تقوا و ایمانِ اولیه است که شرط ورود به قرآن میباشد و این غیر از تقوا و ایمانی است که در بستر انس با قرآن پیش میآید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: احتمالاً شمارهی سؤال را اشتباه فرمودهاید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: متأسفانه این حجاب بزرگی است که ما را در برگرفته، همین دیشب در جلسهی دوم سورهی نازعات از همین بلیّه سخن رانده شد. بد نیست سری به آن بحث بزنید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: راه توبه که بسته نیست! به ما فرمودهاند: «قُلْ يَا عِبَادِيَ الَّذِينَ أَسْرَفُوا عَلَىٰ أَنْفُسِهِمْ لَا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ ۚ إِنَّ اللَّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِيعًا ۚ إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ» ای رسول رحمت) بدان بندگانم که (به عصیان) اسراف بر نفس خود کردند بگو: هرگز از رحمت (نامنتهای) خدا نا امید مباشید، البته خدا همه گناهان را (چون توبه کنید) خواهد بخشید، که او خدایی بسیار آمرزنده و مهربان است. موفق باشید
