بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
28976

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسمه تعالی سلام و عرض ادب خدمت شما: استاد گرامی جزوه مجسمه سازی شما را مطالعه کردم و تمام پرسش و پاسخ های دیگر سایت را در زمینه مجسمه. سوال بنده این است. اینکه ما طبق فتوای مرجع تقلید خود (حضرت امام خامنه ای حفظه الله) مجسمه تزیینی پرندگان که کوچک هم هستند را در خانه نگه داریم یا عکس شهدا و امام را آیا نباید ملائکه با ما طبق فتوای مرجعت خود برخورد کنند و در خانه ما نزول کنند؟ چرا که من درباره مساله فقهی موسیقی هم شنیده بودم که بسیاری ارواح که در برزخ گرفتار عذاب بودند با فتوای جدید مراجع درباره حلالیت برخی موسیقی ها، عذاب از اهل موسیقی در برزخ برداشته می‌شود در موارد حلال. آیا این صحت دارد؟ در هر دو مورد منظورم تاثیر احکام فقهی بر عالم برزخ و ملکوت است.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است که وقتی انسان مطابق فتوای مرجع خود عمل کرد، عملاً خداوند نیز در همان رابطه با ربوبیت خود با بنده‌اش عمل می‌کند. موفق باشید

28141

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: جای امثال شما در صدا و سیما به شدت خالی است. چرا با صدا و سیمای اصفهان همکاری نمی کنید تا عموم مردم از شما بهره ببرند؟ موفق و موید باشید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بالاخره در آن فضا، موضوعات و مطالب خاصی را می‌توان مطرح کرد، هر موضوعی از طریق رسانه مثل تلویزیون، قابل طرح نیست. موفق باشید

27804
متن پرسش
سلام علیکم: عرض ادب و احترام و التماس دعا در لیالی قدر؛ اینکه وارد است از ائمه هدی که فرموده اند برای فرج صاحب الامر دعا کنید که فرج او فرج همه شما است، می‌توان چنین به آن نظر کرد وقتی انسان حضور متعالی و جهانی و بصیرتی به وسعت تمام عالم پیدا کرد و هدفش اتصال عالم و مُلک به افلاک و عالم قدس باشد از طریق وجود امام، دعا می‌کند برای حضور و طلوع خورشید ولایت عظمی و قطعا به همین سبب همان مشکلات شخصی و دنیوی او هم رفع می‌شود چون دعایی به وسعت ابدیت و گره گشای تمام بشریت را کرده و خود را در یک طرح کلان که طرح وجود مقدس انسان کامل است، حاضر کرده و طلب عافیت برای تمام جوامع از طریق حضور حجت الهی کرده است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است. زیرا در آن صورت در جهانی حاضر می‌شویم که جهان اولیای الهی است و افقی در پیش روی خود حاضر می‌کنیم که آینده‌ای بس متعالی و حیات‌بخش در مقابل ما گشوده می‌شود و امروزِ ما با نظر به آن آینده از پوچی‌ها و نیهیلیسم نجات می‌یابد. موفق باشید

27786

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام و عرض ادب خدمت استاد طاهرزاده: سوالم در رابطه با ولی فقیه و رهبر انقلاب هستش. چرا رهبر انقلاب نسبت به مسئولیت های خود نزد مردم پاسخگو نیستن و همچنین ارگان های زیر نظر ایشان مثل سپاه و ارتش هیچ گاه پاسخگو نمی‌باشند. همچنین چرا رهبر انقلاب تا به حال مصاحبه ای انجام ندادن تا نسبت به مقام رهبری خودشان پاسخگو باشند خب این مسئله باعث دیکتاتوری نمیشه؟ لطفا شبهه من را پاسخ بدید چون خیلی فکرم رو درگیر کرده.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید جایگاه ولیّ فقیه، جایگاهی است که به عنوان یک متخصص در امور دین باید ابعاد دینیِ مسیر حرکت انقلاب و مردم را متذکر شود و تخصص ایشان در این امر است. مثل متخصص قلب، که وظیفه ی او هدایتِ مراجعین است در حفظ سلامت قلب‌شان، آن شخص باید در بین متخصصین قلب مشخص شود که کارآزموده است یا نه، که همان مجلس خبرگان است و مجلس خبرگان نیز کمیسیون‌ها و فراکسیون‌هایی دارد که حرکت رهبر و ارگان‌های زیر نظر ایشان را در نسبت با رهبری رصد می‌کند. این بحث را می توابید در کتاب مبانی نظری نبوت و امامت در فسمت حکومت دینی دنبال بفرمائید. کتاب بر روی سایت هست. موفق باشید

27785

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام خدمت شما استاد بزرگوار: با توجه به عظمت مقام و پاداش یک شهید و نظر به وجه الله و آیه شریفه «بل احیاء عند ربهم یرزقون» سردار سلیمانی و ابو مهدی المهندس آرزوی شهادت داشتند. حالا سوال با توجه به مطالب بالا چرا مرحوم سید هاشم حداد و علامه سید محمد حسین طهرانی صاحب معادشناسی چنین آرزویی نمی کردند؟ و هر دو به مرگ طبیعی از دنیا رفته اند.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: از کجا می‌دانید آن عزیزان آرزوی شهادت نداشتند؟! میدانی را در مقابل خود نیافته بودند که آرزوی شهادت کنند. و مگر «مداد العلماء افضل من دماء الشّهداء» را در ذهن ندارید؟ موفق باشید

27197

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
عرض سلام و ادب و تبریک اعیاد شعبانیه: می‌خواستم نظرتون در مورد چله‌ی قرن که چند روزی هست حرفش شروع شده بدونم. در این چله هم گفتند زیارت عاشورا از شب نیمه‌ی شعبان تا چهل روز قرائت بشه در ساعت معین. شنیدم هرکسی که به دیگری چله بده می‌تونه تسخیر مثبت یا منفی بواسطه‌ی اجرای اون چله روی چله گزار پیدا کنه. حالا این چله‌ی قرن رو منسوب کردند به سید صادق. طبق معمول بین انقلابی ها سر این موضوع هم اختلاف ایجاد شده. بنده از طرف گروهی این سوال رو خدمتتون فرستادم تا تصمیم واحد بگیریم. ممنون میشم بفرمایید. برقرار باشید
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عرایضی در جواب سؤال‌های شماره‌ی ۲۶۱۵۴ و ۲۷۱۹۰ و ۲۷۲۰۰ داده شد. موفق باشید

26998

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: پیرو سوال ۲۶۹۹۳ می خواستم عرض کنم بنده تمام آن مباحث رو کار کردم ۸ ماهه به لطف خدا در ذیل اشارات و مباحث عالی شما قرار گرفته ام‌. الان تفسیر المیزان و روزی یک آیه می خواستم کار کنم بعد دیدم خودتان در سایت سیر قرآن و نهج البلاغه هم دارید. گفتم بپرسم از حضورتان کدام بهتر است از اول المیزان رو شروع کنم یا سیر تفسیر سوره های زمر تا آخر رو با شما شروع کنم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر می‌کنم برای آشنایی با زبان المیزان، خوب است که آن چند سوره، ابتدا کار شود و با صوت آن متوجه‌ی زبان المیزان بشوید و سپس إن‌شاءاللّه با المیزان کار را جلو ببرید و بحث نهج‌البلاغه را به بعد موکول کنید. موفق باشید

26412

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: با توجه به شرح‌هایی که بر آثار بزرگانی همچون امام خمینی (ره) ارائه داده‌اید این سوال برایم پیش آمده که چرا کتابهای مبنایی رهبر انقلاب مثل طرح کلی اندیشه اسلامی در قرآن، ولایت و حکومت، انسان ۲۵۰ ساله و... را شرح نمی دهید؟ در بین آثارتان فقط تعدادی یادداشت و شرح کوتاهی بر کتاب قرارگاه فرهنگی را یافتم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عمدتاً نوشته‌های عرفانی حضرت امام نیاز به آن نوع شرح مفصل و طولانی دارد وگرنه بقیه‌ی صحبت‌های امام و یا رهبر معظم انقلاب آنچنان تخصصی نیست که نیاز به آن نوع شرح‌ها داشته باشد. موفق باشید

26276

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد عزیز و ارجمند روزتون بخیر: واقعا از خداوند سپاسگزارم که از طریق شوهرم با شما آشنا شدم. استاد عزیز من یه سوال خدمتتون داشتم. آیا مجسمه در خانه باعث می شود که ملائکه در خانه رفت و آمد نکنند؟ حالا مجسمه مثل فیل و تزیینات آشپزخانه و....
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اصل روایت‌ها در جزوه‌ی «مجسمه یا تندیس» بر روی سایت هست. ولی عروسک‌ها و مواردی که در جزوه گفته شده، استثنا هستند. موفق باشید

25781
متن پرسش
با سلام و احترام خدمت استاد بزرگوار: جناب استاد شما در کتاب انقلاب اسلامی برون رفت از عالم غربی ذر فصل انقلاب اسلامی و گشودن جبهه توحید در ظلمات دوران ذیل عنوان آدم ها مهم اند یا آمارها؟ یادداشتی را از دکتر محمود احمدی نژاد ذکر می کنید که او در این یادداشت به بررسی و نقد بوروکراسی می پردازد. شما بعد از ذکر این یادداشت خدا را شاکر هستید به جهت یک احساس و آن احساس بازگشت به عقلی که امام خمینی رحمه الله با انقلاب اسلامی به میان آورد. استاد سوالم از احساس این روزهای شماست این روزها که به تعریف خود شما مردم کامیاب نیستند بلکه دغدغه ی اقتصادی دارند دغدغه ی این که آینده فرزندشان بحرانی می شود یا این که خودشان در آینده به انزوا و پوچی دچار می گردند. استاد به نظر می رسد که در دوران دولت یازدهم و دوازدهم انقلاب اسلامی در حجاب سختی به سر می برد و ما در زمینه مدیریتی دچار ارتجاع عمیقی شده ایم گویا سال هاست که انقلاب اسلامی در زمینه اجرایی مدیریت با فضیلت و حکمت را تجربه نکرده است. استاد آیا این رفت و برگشت ها از ظلمات به نور و از نور به ظلمات نگران کننده نیست؟ آیا این روزها احساس سال ۸۵ و بازگشت به عقل قدسی امام خمینی رحمه الله را دارید؟ آیا این طور نیست که مردم این روزها چنان به عقل غربی آلوده شده اند که امکان برگشت را از دست داده باشند؟ به نظر می رسد احساس مردم این روزها احساس شکست و سرخوردگی است؟ استاد انقلاب اسلامی این روزها در مسیر به قله در چه گردنه ای قرار دارد که این چنین سخت می نماید؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! فعلاً ما در مسیر رسیدن به دریایی هستیم که در مقابل ما گشوده است ولی گِل‌آلود شده‌ایم. مثل روز روشن است که ما تنها ملتی می‌باشیم که آینده داریم و دریا را در مقابل خود احساس می‌کنیم. از این نوع قبض و بسط‌ها در سلوکِ ملت‌های بزرگ همیشه بوده است. گفت:

آب گل خواهد که در دریا رود / گل گرفته پای او را می‌کشد

چیست این از گِل کشیدن آب را / جذب تو نقل و شرابِ ناب را

ما فعلاً در مسیر خود گِل‌آلودِ غرب‌زدگی هستیم ولی عطش رسیدن به دریا ما را با کمی تأمّل از گِل‌ها آزاد می‌کند و صبر انقلابی یعنی همین.

رهبر معظم انقلاب«حفظه‌اللّه» در راستای تحقق آرمان‌های فکری فرهنگی می‌فرمایند: دچار شتاب‌زدگی و بهانه‌گیری هم نباید بشویم. یکی از چیزهایی که واقعاً ماها همه‌ باید به آن توجّه بدهیم، این است که یکی از عیوب کار، این بی‌صبری و شتاب‌زدگی است؛ مرتّب آدم پا به زمین بزند که «آقا چرا نشد؟ چرا نشد؟» خب هر چیزی قدری دارد، هر چیزی اَجَل و اَمَدی دارد، همه چیز باسرعت انجام نمی‌گیرد.(۱۳۹۷/۱۲/۲۳) ولی با توجه به بصیرتی که ایشان دارا می‌باشند؛ ما در آینده‌ای حاضر هستیم که به تعبیر ایشان: «ما به توفیق الهی در ماده و معنا، استکبار را شکست می‌دهیم.» ما با نظر به چنین آینده‌ای باید در امروزمان در مأوای انقلاب اسلامی به‌سر بریم و خود را با هویتِ ضدّیت با استکبار، با جدّیتِ تمام ادامه دهیم تا به معنای گمشده‌ی خود برگردیم، معنایی که امروزمان از فردای‌مان جدا نیست. موفق باشید

25230
متن پرسش
استاد گرامی سلام: شما در جلسه دوشنبه که در مورد حزن و خوف و توکل بود فرمودید که حزن سعادت انسان را در خطر می اندازد چون تقدیر را نمی‌پذیریم، حال اگر شخصی در امور اعتقادی دائما دچار شبهه و شک و وسواس است و از این وضع غمگین است و حزن در دل دارد و مشکلش را خدا با توجه به دعاهای بسیار و توکل ها و توسل های بسیار حل نکرده، باید این دور ماندن از معارف حقیقی و عدم رشد روحی را تقدیر بداند و بگوید خدایا شکرت که مشکلم حل نمی شود و از راه راست و یقین و سلامت نفس فاصله دارم و احتمالا با این اوضاع هلاک خواهم شد و عاقبت بخیر نخواهم شد و از معارف حقه نتوانم استفاده کرد و آنگونه که باید آدم شوم آدم نمی شوم و به مراتب بالای یقین نخواهم رسید و آنکه برای شدنش خلق شده ام نمی شوم و....، این حزن و اندوه که برای عدم عاقبت بخیری و مشکلات نفسی و روحی و اعتقادیست چگونه توجیه می شود کاملا هم به حق است، حال با این اوصاف شخص باید بگوید تقدیر خدا بر انحراف و عدم عاقبت بخیری و ماندگاری مشکلات اعتقادی و وسواس و لاجرم در آخر هلاک شدن من قرار گرفته و خدا خواسته من کافر بشوم و ... با پذیرش این تقدیر و رضایت از اوضاع کنونی اش خود را زودتر و بیشتر به هلاکت و عدم عاقبت بخیری نزدیک کند، این تقدیر را باید پذیرفت و یا نه باید دانست خداوند چنین تقدیری برای بنده طالب هدایت رقم نخواهد زد و همچنان بر دعا و توسل و توکل و امید خود با وجود حزنی که برای مشکلش که ذکر شد دارد اصرار کند تا زمان هدایت و گشایش بالاخره از جانب پروردگار برسد، حال اگر تا آخر عمر هم طول بکشد؟ تکلیف چنین شخصی چیست؟ چه کند تا آن حزن حقیقتا از بین برود؟ ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آن‌چه می‌فرمایید «خوف» است و نه «حزن». و این موجب تحریک بیشتر انسان می‌گردد برای عمیق‌شدن در معارف الهی. در این رابطه «امید» را از دست ندهید و سری هم به جواب سؤال شماره‌ی ۲۵۲۲۸ بزنید. موفق باشید

25033
متن پرسش
با سلام خدمت شما استاد بزرگوار: در طول تاریخ همیشه پیروزی نهایی با قدرت نرم است و این را کربلا ثابت کرد. اما شرط بکار گیری قدرت نرم تقوای خاصی است که سرداران کربلا داشتند. نمی بینی آرامگاه سرداران قدرت نرم ....‌‌‌(یک سره زبان) است؟ پس پیروزی را در این راه جستجو کنید؟ (بند ۶ از یادداشت کربلا و آزاد اندیشی) استاد کمی منظورتان از قدرت نرم را بفرمایید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: قدرت نرم یعنی در حرکات و گفتار خود بیشتر نظر به حقایق داشته باشیم و در این رابطه، عواطف را نادیده نگیریم. در این مورد سری به جواب سؤال شماره‌ی ۲۵۰۳۲ بزنید. موفق باشید

24672
متن پرسش
سلام علیکم: وقتتون بخیر در پی پاسخی که به سوال شماره ۲۴۶۴۸ دادین خواستم بگم مساله اصلی من نیاز جنسی نیست که فرموده اید به ثمرات عفاف فکر کنین. مساله اصلی خود تنهایی است که بسیار آزار دهنده است. اینکه دست تنها همه کارهایم را باید انجام دهم، بچه ندارم که نسلی از من در زمین باقی بماند. اینها همه سخت است. دارم زیر فشارش له میشم. گاهی فکر خودکشی از ذهنم رد می شود. از خدا می ترسم که به فکرم ادامه نمی دهم اما حقیقتا احساس یاس تمام وجودم را گرفته و واقعا از ظلمی که یکی از اعضای خانواده به من روا داشت و برای من چنین زندگی ای را رقم زد ضربات خیلی سختی خوردم. نمی دانم دیگر چطور زندگی کنم استادجان. به چه امیدی؟ با چه انگیزه ای نمی دانم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث بنده توجه به تقدیری است که با همه‌ی این احوال، حضرت ربّ العالمین در مقابل شما گشوده که اگر به آن توجه کنید می‌یابید که همین شرایط، مأوایی است برای شما که همه‌چیز به کمک شما می‌آیند تا به آن‌چه خدا برای شما مقدّر کرده است برسید. موفق باشید

32021
متن پرسش

با سلام: در مباحثه ای در مورد نماز با فردی که بنظر نیتشان باطل نمی آید و آگاهیشون میتونم بگم از من بیشترهست و سابقه بیشتری در مطالعه و تحقیق عرفان داشته اند از عرفان های اوشو واین مکاتب اینچنینی شروع کردند تا اکنون که به عرفان اسلامی رسیده اند به قول خودشون عرفان اسلامی از نوع ایرانی! به بن بست رسیده ام و چون پیج آگاهی دارند در اینستاگرام و مطالبشون در دیگران تاثیر داره چون اکثر مطالبشون به حق منطبق با شریعت هست و خدمتتان آورده ام که مرا لطفا راهنمایی کنید چون این مباحثه همچنان متوقف شد به دلیل اینکه بنده آگاهی کافی ندارم و فکر می‌کنم جنابعالی می‌توانید در این راستا ما را راهنمایی فرمایید. به این جا رسیدیم که ایشون اولا که گفتند گاهی اوقات نماز نمی خوانند اولین دلیلشان این بود که کاهلند ولی با اصرار بنده گفتند که زیرا دچار منیت می شوم. × ببخشید پس بنابراین شما مطلقا پیرو راه اهل بیت نیستید بلکه راه خود رو می‌روید _ من خودم رو پیرو اهل بیت می دونم اگه لایق بدونند. اما درک من از راه و روش اهل بیت متفاوته × نماز واجب بوده فکر می‌کنم _نماز به چه معنایی واجب بوده؟ اصلا واجب بودن در شریعت معنا پیدا می کنه یا در طریقت؟ چطور شمر و علی هر دو نماز می خوندند. چطور نمازی بخونیم که شبیه علی باشیم آیا نماز حتما باید به شکل گفته شده خونده بشه؟ چون شما در هنگام نماز انرژی زیادی رو از کیهان دریافت می کنید، لذا این انرژی اگر با خود باشید و خود پرست نفس شما را فربه تر می کند و اگر خدا پرست باشید حکم طنابی را دارد که شما را از چاه بیرون می آورد. ایشون میگن که هر چه انسان با ساختارهای روانی خود بیشتر آشنا بشه خب روش هایی برای خودش تعبیه می‌کند که سریعتر میتونه اتصال پیدا کنه و این روش ها مدام در حال تغییر هست و در شریعت فرق میکنه و هدف همان اتصال هست و ابزار وسیله هست. صلاه چیزی بیشتر از یک ابزار نیست. اما حقیقتا ابزار قدرتمندی هست. اما زمانی که شما رو به روی کسی نشسته باشید دیگه نیازی نیست از تلفن استفاده کنید تا بهش زنگ بزنید و صحبت کنید. مگر اینکه برای مناسبات اجتماعی و تربیت سالکان کاری رو انجام بدین که بهش نیاز ندارید."""" ××خب جالبه این درسته ولی آیا منظورتون این هست که اگر فردی مسلمان به این درجه از آگاهی بالای جهان ذهنی برسه دیگه به نماز به این شکل که هست نیاز نداره؟ _اون تشخیص خود فرد هست وچند روز بعد دیدم که استوری گذاشته اند و حرف از نماز بدون کلمات و اصوات گفتند و در توجیه و دفاعیه خود گفتند صرفا شکل نماز یک مراسم کدگذاری شده برای عبورهست و بنده هم ابتدای مسیر تفکراتی مثل تفکرات الان شما داشتم که تعصب روی شکل نماز دارید. همچنین مثالی زدند؛ "عارف مسلمانی رومی شناختم که آگاهی بالایی داشت یک بار از ایشون پرسیدم چرا نماز نمی خونید فرمودن بنده یک رکعت درست نماز خوندم و در پیشگاه حق قبول شد. دیگه نیازی ندارم...". به استحضار می‌رسانم که من به ایشان گفتم اون عارف شاید درست گفته ولی حرفش به این میمونه که من به اندازه کافی حذ بردم از نماز دیگه نمیتونم ازش فیض ببرم وگرنه او هرچقدر در خداوند حل بشه نمیتونه در مقام یک جسم بجای خداوند فکر بکنه که تو نمازمو قبول کردی و دیگه استراحت کنم. و چه جهادی بهتر از نماز؟ و جناب استاد آن فرد در جواب گفتند که شما حرف ایشون رو با درک خودتون می سنجید. در واقع منظور ایشون این بوده که حذ بنده در همين لحظه که اینجا نشستم با زمانی که در نماز هستم تفاوتی نداره. چون وحدت به روح جسم و جان من نفوذ کرده. عشق و عاشق و معشوق یکیست! در چنین جایگاهی فرق کعبه و بت خانه چیه؟ فرق انسان نشسته و در رکوع و در سجود و ایستاده چیه؟ هیچ تفاوتی ندارن. چون کثرتی وجود نداره. هرچه هست نمازه هرچه هست اوست هرچه هست برکت و حضور. وقتی دوییت نباشه. فرق بین جهاد و استراحت و خواب و بیداری هست؟  و من نیز نظرم را اینگونه بیان کردم که آره.. فرق هست. فرقش اینه فرد در طول روز رها میشه. یک جور عبادت و خلوت باید داشته باشه در مثالی دیگر مولانا را یاد کردند که "مولانا می گفت ما از اسلام مغز را برداشتیم پوست را بهر سگان (خران) بگذاشتیم به نظرتون غرور بوده؟" و بعد هم در آخر پیشنهادشون به بنده این هست که «این بخاطر درک ناقص ما از مقام وحدت. بنده پیشنهادم بهتون اینه که مکاتب دیگه ای رو هم مطالعه کنید و دنبال حقیقت در همه جا بگردین.» آخرین مثال ایشان را هم می‌آورم که گفته اند؛ نقل است که شیخ ابوسعید ابوالخیر، به دهی رسید. آنجا زاهدی بود در خودمانده و دماغی در خود پدید کرده. شیخ او را به دعوت خواند. او اجابت نکرد. گفت: «من زاهدم و سی سال است تا به روزه‌ام و خلق دانند که چنین است.» شیخ گفت: «برو و غربالی کاه بدزد تا از خود برهی» یک دنیا تشکر

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال باید پرسید آیا ما با دستگاه فکری «اشوه» به اسلام باید رجوع بکنیم؟ یا با دستگاه خود اسلام و معرفت نفس به اسلام رجوع نماییم تا سیره پیامبر خدا «صلوات‌الله‌علیه‌وآله» را ملاک قرار دهیم؟ پیامبری که تا آخر عمر در رعایت دستورات شرع مقدس، کوچک‌ترین کوتاهی نداشتند. و اتفاقاً برای حفظ آن حضور، همواره بیش از بقیه در انجام وظایف دینی تلاش می‌کردند. در این رابطه از عرفا داریم که:   

محنت قرب ز بُعد افزون است‏

جگر از محنت قربم خون‏ است‏

نيست در بعد جز اميد وصال‏

هست در قرب همه بيم زوال‏

پس در مقام قربِ الهى همواره بيم زوال و جداشدن از آن مرتبه هست و لذا براى دفع هرگونه عامل غفلت به استغفار نياز است. وقتى انسان هنوز در مقام قرب نيست مى‏‌گويد إن‌‏شاءالله مى‌‏رسم اما وقتى در مقام قرب وارد شد همواره نگرانى زوال آن حالت، او را به تلاش و عبادات بيشترى وارد مى‏‌كند و لذا مى‌‏گويد «جگر از محنت قربم خون است» حالا كه حضرت رسول «صلوات‌الله‌علیه‌وآله» به قرب و به نبوت رسيدند هر شب نماز شب برايشان واجب است، تمام مستحبات كه امامان معصوم (عليهم السلام) مقيدند انجام دهند به جهت حفظ مقام قرب است. موفق باشید

31822

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

آقای قرائتی از داستان آدم و فرشتگان نکات مدیریتی هم استفاده می‌کنند. مثلا از این که خدا قضییه خلقت آدم را با فرشتگان در میان گذاشت استفاده می‌کنند که مدیر باید نظر زیردستان را بپرسد آیا این نوع استفاده از قرآن درست است؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خدا ایشان را حفظ کند. کار ذوقیِ خوبی است. موفق باشید

31700

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام و عرض خداقوت: من از مهر پارسال شروع به خواندن کتب شما کردم و الحمدلله تا به امروز کتاب‌های «جوان و انتخاب بزرگ»، «ده نکته از معرفت نفس»، «آشتی با خدا»، «از برهان تا عرفان»، «هدف حیات زمینی آدم»، «معاد بازگشت به جدی ترین زندگی»، «چگونگی فعلیت یافتن باورهای دینی»، «هنر مردن» و «روزه» را مطالعه کردم. پس از خواندن سیر مطالعاتی انسان شناسی شما بنده استادی داشته و با ایشان شروع به مباحثه درباره معرفت نفس و شناخت قوا کردیم تا شهریور امسال، الان بنده می خواهم سیر مطالعاتی جدیدی از کتب شما را شروع کنم می‌خواستم بپرسم که از نظر شما کدام سیر مثال مطالعاتی و کتب برای من مناسب است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: إن‌شاءالله مباحث انقلاب اسلامی می‌تواند به حضور تاریخیِ جنابعالی کمک کند و در کنار آن از مباحث قرآنی و نهج‌البلاغه نباید غفلت شود. موفق باشید

31679
متن پرسش
سلام به استاد گرامی: در جواب یکی از کاربران که موضوع ویروس کرونا را مطرح فرموده بود و آن سختی هایی که در بیماریش برای او پیش آمده بود، جنابعالی در عین انکار نکردن وجود آن ویروس و آن بیماری، موضوع تقدیری بودن آن را به میان کشیدید که به نظر می آید نکته مهمی است از آن جهت که گویا همچنان که فرمودید بنا است بشر این دوران آن را تجربه کند و تاریخی که تاریخ پساکرونا هست مطرح شد. چه اندازه باید در این رابطه فکر کرد؟ آیا توجه به این امر به بیماران گرفتار این ویروس کمکی می‌شود؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! وقتی ویروس کرونا به سراغ‌مان آمد و ما را در بر گرفت، آن‌هم همچون طوفانی، آیا بنا نیست که ما معنای حضور تقدیری این‌چنین را در عالَم تجربه کنیم؟ آیا می‌توانیم در عین حال در دل آن طوفان در عین بالا و پایین رفتن همچنان پا برجا باشیم و به عنوان تقدیری که پیش آمده به آن فکر کنیم؟

گویا در تاریخِ آخرالزمانی که انسان‌ها با درک چگونگی خود با طوفان‌های غیر قابل تصوری روبه‌رو می‌شوند باید برای نحوه حضور در آنچنان تاریخی و طوفانی، هراس به خود راه ندهند. ما برای درک چنین تقدیری باید به درک حضور بیکرانه خود و تعالیِ خلاّقانه‌ای که در پیش است، فکر کنیم. آیا می‌توانیم؟ موفق باشید  

31442

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: خیلی ذهنم درگیر است. پایه ۱۰ حوزه هستم. هم به تفسیر علاقه دارم و هم فلسفه و عرفان علاقه دارم و هم فقه و اصول را لازم و ضروری می‌دانم. ولی با توجه به تجربه ۱۰ ساله می‌دانم که توان خواندن همه اینها را ندارم؛ بلکه اگر بخواهم موفق بشوم باید در یکی از این علوم وقت بگذارم ولی نمی‌دانم کدام یک؟ و علاوه بر آن بقیه علوم را چه کار کنم؟ می‌ترسم در آخر کار حسرت بخورم. به نظرتان باید چکار کنم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: امروزه انسان‌ها دارای آن‌چنان وسعتی شده‌اند که می‌توانند چندین علم را در خود جمع کنند. بنابراین سعی بفرمایید در عین ادامه دروس رسمی حوزه به امثال حضرت امام و علامه و شهید مطهری نظر کنید که چگونه در آن علوم، به خوبی حاضر شدند. موفق باشید

31370

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: بحمد الله رزقم شده است که یکسالی است با شرح جنود عقل جهل امام مانوسم یک سوالیست ذهنم را درگیر کرده اینکه اگر بجای ایران مثلا در لاس وگاس آمریکا بدنیا آمده بودم، خوب صد در صد هیچ اطلاعی از امام صادق و سایر ائمه ی معصوم نداشتم و البته استاد مثل شما را هم نمیافتم و اصلا بکل نه قیامتی برای من معرفی می‌شد و نه حساب و کتاب قبری. آنگاه تکلیف قبر و قیامتم چه می‌شد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در نظر بگیرید که خداوند «هادی» است و زمینه هدایت هرکس را در هر جا باشد فراهم می‌کند و از طرفی به این موضوع نیز فکر کنید که هرکس مطابق اختیاری که قبل از تولد در عین ثابته خود داشته نحوه بودن خود را انتخاب کرده. جناب ابن عربی این‌طور می‌فرماید:

در هر حال هرگاه اسمی تجلی کند، معطی، «اللّه» است، از آن حیث حضرت الله خازن و خزینه‌دارِ آن چیزی است که در نزد اوست و در خزینه‌ی اوست، که همان عین ثابته‌ی اشیاء باشد و خداوند خارج نمی‌کند آن عین ثابته را از علم به عین مگر به قدر معلوم و به‌دست اسم خاص که اعیان هر شیئ ظرفیت پذیرش آن را دارند و بدین لحاظ قرآن می‌فرماید: «أَعْطى‏ كُلَّ شَيْ‏ءٍ خَلْقَهُ‏» (طه/50) پس خداوند هر چیزی را آفرینشِ مخصوص به آن چیز را می‌دهد، آن ‌هم از طریق اسم عدل و اخوات اسم عدل مثل مُقسِط و حکیم. در این حالت است که عین خواهش هر چیزی به آن چیز داده می‌شود و بر این اساس فرمود: «فَلِلّهِ الْحُجَّةُ الْبَالِغَةُ» (انعام/ 149) برای خدا حجت بالغه‌ای هست که می‌تواند بگوید هر چه هستی، مربوط به خودت می‌باشد، و رسول خدا (ص) با نظر به اعیان ثابته افراد است که فرمودند: اسامی تمام افراد صالح تا قیامت در دست راست من و نام تمام افراد ناپاک تا قیامت در دست چپ من نوشته شده و حَکَم و عدل، حکم کرد و خدا عدالت به کار برد.

موفق باشید

31220

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام وقت بخیر استاد: همانطور که احتمالا در جریان هستین ایران از نظر انجام واکسیناسیون خیلی عقب هست و فقط از واکسن های ساخت داخلی رونمایی می‌کند. چرا همه دنیا با سرعت واکسینه می‌شوند و ایران وضع اینطور هست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با این‌همه باید به مسئولان در این امر اعتماد کرد. مشخصاً روشن است که جریان استکبار با پروژه کرونا بناست نظرات خود را در مردم رشد دهد، کاری که در کوبا پیش گرفته است. موفق باشید

30937

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: جواب سوال من به ایمیلم ارسال نشده، شماره ی سوالم 30803 هست.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به صورت شخصی این‌طور جواب داده شد:

30803- باسمه تعالی: سلام علیکم: تصمیم در این موارد مشکل است. آیا نمی‌توانید موضوع را با همسرتان در فضایی منطقی و محبت‌آمیز در میان بگذارید که اگر شرایط فرزندآوری را فراهم نکند، از ایشان جدا خواهید شد؟ موفق باشید

30236

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: آیا این برداشت درست است که با مرگ به دلیل انصراف از بدن و عالم ماده تمرکز نفس قوی شده و نفس از طریق قوه خیال که با انصراف از بدن واقع نمایی خود را بدست آورده صورت و حقیقت اعمال اخلاق و عقاید را برای انسان نمایش می‌دهد و آنها عینیت خارجی پیدا می‌کنند؟ و در مرحله بالاتر که قیامت وجود انسان است از مرحله خیال و صور جزیی نیز گذشته با مرتبه عقلانیت حقیقت کلی اخلاق و عقاید را درک می‌کند که همان اتصال به مخازن الهی و اسما الهی است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است و این از نکات دقیق و ظریف در این رابطه و در نسبت با حضور در عوالم دیگر می‌باشد. موفق باشید

30133

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: من هرچه می اندیشم وجود یک خدا موجب فروکاست هستی می‌شود و اگر چندین خدا داشته باشیم که در عین بی نهایت بودن متعدد باشند هستی شکوه بیشتری می یابد البته می توان همان طور که در وحدت وجود کثرات را در وحدت و وحدت را در کثرت می بینیم خدایان متکثر را در مراتب بالاتر باز در وحدت ببینیم و مثلا اگر نام این وحدت را وحدت خدایان اول بنامیم باز می‌توان متصور شد خدایان دیگری وحدت وحدت دیگری تشکیل دهند بنام وحدت خدایان ثانی و همینطور شاهد وحدت های بینهایت باشیم و باز می‌توان برای همه وحدت های خدایان وحدتی قائل شد بنام وحدت خدای خدایان و این وحدت هم مثل وحدت قبلی تا بینهایت ادامه می یابد و باز این وحدت ها در وحدت دیگری وحدت می یابند و این کثرت و وحدت ها تا بی نهایت ادامه می یابد می‌بینید چقدر این طرح من به هستی شگفتی بیشتری می‌دهد تا اینکه طبق وحدت وجود بگوییم که خدا هست و دیگر هیچ که طرحی ساده و فاقد شگفتی است و از آنجا که هستی همیشه در نهایت شگفتی ظاهر می‌شود و طرح من دارای شگفتی بیشتریست پس حقانیت آن را بدین طریق شاید بتوان استشمام کرد. البته شاید اشکال شود چرا انبیا خدای واحد را مطرح کردند پاسخ اینست که آن مطلب در مقابل مشرکان است که بت ها را مطرح می‌کردند و برای محدودی در کنار نامحدودی شانیتی قائل می‌شدند لکن در طرح من بی نهایت خدای بی نهایت داریم که بینهایت بار وحدت و کثرت می یابند و با همه این کثرتها واحدند گر چه کثیرند و باز واحدند البته انبیا مطالب عرفانی چندانی شاید مطرح نکردند و قرآن بقول دکتر سروش خشیت نامه است مردم عادی کشش زیادی ندارند تا این عویصات قابل طرح باشد البته شاید قرآن اشاره لطیفی کرده باشد «الهکم اله واحد» معلوم می‌شود مخلوقات دیگری هم هستند که اله واحد دیگری دارند اگر در وحدت وجود هم دقت شود اگر مخلوقاتی نبودند و فقط خدا بود و بس چقدر برای عقل قابل پذیرش تر بود و برای توجیه کثرت در عین وحدت به دردسر نمی افتاد لکن هستی است و هزاران دردسری که می آفریند در دل واحد کثرت می‌نهد و در بغل او واحدها باز واحدها را واحد می‌کند هلم جرا که شرح آن گذشت و تازه این گوشه ای از شگفتی های هستی است به غیر از هستی چه هست که نامی حتی شاید بران نداریم چه ما تعلیم اسما شده ایم و فوق او راه نداریم. بقول حکیمی تائویی که بتوان ازو نام برد تائو نیست و ما اسیر نامیم بله ذهن دودویی یا باینری ما اسیر دوگانه هستی و نیستی است و چشمان ما خارج از این دو، دو دو میزند بی نهایت ما خدا داریم لکن واحدند جمله کثرتها بسوی وحدتی خوش ساجدند کثرت و وحدت بهم ای عاشقان آغشته اند لاجرم در زلف آن وحدت چنین آشفته اند
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: علاوه بر قرآن که خداوند را «واحد» می‌داند متفکران دلایل متقنی در یگانگیِ خداوند آورده‌اند. در این مورد می‌توانید به جزوه‌ی «معارف 1» قسمت «صفات خداوند» رجوع فرمایید. مثل بحث برهان وحدت خداوند: علاوه بر اثبات وجود خداوند، بايد متوجه بود كه خداي واحدي در جهان هستي هست، چون مي‌بينيم نظم جهان نظمي است ارگانيكي و يك آهنگي و اندام‌وار. يعني همة اجزاء آن در خدمت همة اجزاء است، مثل بدن كه هر عضوي در خدمت همة بدن است، فرض چند تدبيري در چنين نظام يك آهنگي، محال است. زيرا از چند ذات متفاوت آثار و برنامه‌هاي متفاوت ظاهر و تدبير مي‌شود كه در جهان چنين چيزي وجود ندارد.

 اشكال: مگر حالا جهان ناهماهنگ نيست كه آب تر مي‌كند و آتش مي‌سوزاند؟

    جواب: اين‌كه اجزاء جهان همديگر را محدود مي‌كنند را نبايد ناهماهنگي ناميد، ناهماهنگي آن است كه قانوني، قانوني را در نظام عالم نقض كند و ديگر آن قانون در جاي خود مؤثر نباشد، در حالي كه با همين محدودكردن‌ها طبيعت به مقصد مي‌رسد. مثل دوكفة ترازو كه در عين جهت متفاوتي كه دارند كار توزين را عملي مي‌سازند.

    اشكال: چرا فرض نكنيم كه دو يا چند خدا در امر تدبير جهان به توافق رسيده‌اند كه به خاطر مصلحت با هم اختلاف نكنند و مانع تدبير يكديگر نشوند؟

    جواب: توافق در نظام معني مي‌دهد براي رسيدن به هدفي مشخص، در حالي كه خدا يعني آن كس كه خالق نظام است و فعل او همان نظام است و توافق يعني پيروي چند نفر از قواعد عقلي موجود در نظام. مثل دو مهندس كه توافق مي‌كنند در اين قسمت كه استحكام بيشتري دارد پايه‌هاي پل را قرار دهند چون هيچ‌كدام از اين مهندسين خالق نيستند، بلكه برروي استفاده از مخلوقي كه خدا آفريده است توافق مي‌كنند. در حالي‌كه خدا خالق پديده‌هاست، و به‌همين جهت توافق براي خدا معني ندارد. موفق باشید

29802
متن پرسش
سلام علیکم: استاد شما در کتاب آنگاه که فعالیت های فرهنگی پوچ می شود فرمودید علم حصولی شدت وجودی برای ما نمی آورد. این فرمایش با تعریف علم توسط صدرا و اتحاد عالم و معلوم که نوعی توسعه وجود است چگونه قابل جمع است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: تمام بحث جناب صدرالمتألّهین در نظر به «وجود» است و نه مفهوم وجود. مفهوم وجود که شدت و ضعف ندارد، ذات وجود، عین شدت و ضعف است در افقی که انسان به علم حضوری احساس کند. موفق باشید

29716

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد محترم: در مباحث از ارتباط با معقولات سخن می گویید، ارتباط با حق و چیزهایی که پایدار هست، این معقولات چه چیزهایی است؟ خداوند، معصومین، ملائکه؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هر آنچه عقل متوجه‌ی حضور آن باشد، مربوط به عالم معقولات است و هر آنچه را وَهم توهّم کند، معقول نیست و مربوط به توهّمات می‌باشد. موفق باشید

نمایش چاپی