باسمه تعالی: سلام علیکم: از کجا میدانید آن عزیزان آرزوی شهادت نداشتند؟! میدانی را در مقابل خود نیافته بودند که آرزوی شهادت کنند. و مگر «مداد العلماء افضل من دماء الشّهداء» را در ذهن ندارید؟ موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: باده خاکآلوده هان مجنون کند / صاف اگر باشد ندانم چون کند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر میکنم در همین مسیر که طی کردهاید إنشاءاللّه آن خدایی که با معارف عقلی یافتید را، در همهی مظاهر مییابید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر میکنم با نگاه عمیق فلسفی- عرفانی مثل نگاهِ شهید آوینی باید در تاریخ انقلاب حضرت روح اللّه «رضواناللّهتعالیعلیه» وارد شد و در آن بستر به این عرصهها ورود کرد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. چه اشکال دارد؟ مگر نداریم که پیامبر اکرم «صلی الله علیه و آله» فرمودند: «تَخَلَّقُوا بِاَخْلاقِ اللّه» ۲. نبوت ختم شده، ولی ولایت الهی همچنان در اولیاء الهی ادامه دارد ۳. چرا که نه؟! مگر مقام معظم رهبری ادعای استقلال از شریعت پیامبر دارند؟ موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بر روی این نکته فکر کنید که اسماء الهی بر اساس امکانِ ذاتی و ظرفیت اشیاء بر آنها تجلی میکند. بد نیست در این مورد به بحث «رجوع به اصلِ اصلها» در قسمت «یادداشت ویژه» سایت رجوع فرمایید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده نیز همینطور است. متأسفانه آن زمان در مقابله با جریان مدرنیته نتوانستیم جایگاه خود را بشناسیم و در زوایای مختلف گرفتار از خودباختگی شدیم بهخصوص که در جنگهای بین ایران و روس شکست خوردیم و خود را باختیم و در مشروطه هم که داشتیم به خود میآمدیم، باز عنصر روشنفکری و جریان غربزده، یک روز کار را به شهادت شیخ فضل اللّه کشاند و فردای آن روز کار را به شهادت شهید مدرس؛ یعنی شهادت عنصر استقلال و عزم دیانتِ یک ملت. و فعلاً با کوهی از غفلت مواجهیم، غفلت از آنچه باید باشیم و هنوز از گذشتهی خود برای بودنمان عبرت نیاموختهایم. ولی بحمداللّه عزمی که با انقلاب اسلامی شروع شده است، این پیکر شکسته و زخمخورده را در میان آورده تا با ترمیمِ کمبودها و سستیها، جهانِ گمشدهی ایرانی- اسلامیمان را احیاء کنیم و از بیآیندگی رهایی یابیم. عرایضی در جزوهی «ریشههای انقلاب» که بر روی سایت هست، شده است. بد نیست به آن نظری بیندازید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: اصل روایتها در جزوهی «مجسمه یا تندیس» بر روی سایت هست. ولی عروسکها و مواردی که در جزوه گفته شده، استثنا هستند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همچنانکه جناب ملاصدرا میفرماید ظرفیتِ عالَم قیامت طوری است که هرکس در عین اینکه خودش میباشد و همه او را میشناسند؛ صورتی مناسب عقاید و ملکاتش دارد. یعنی در عین آنکه مورچه است، همان شخصی است که در دنیا بوده است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: آنچه میفرمایید «خوف» است و نه «حزن». و این موجب تحریک بیشتر انسان میگردد برای عمیقشدن در معارف الهی. در این رابطه «امید» را از دست ندهید و سری هم به جواب سؤال شمارهی ۲۵۲۲۸ بزنید. موفق باشید
با سلام و تشکر فراوان از استاد عزیز و تمام همکارانشان، پرسشم رو حتی المقدور کوتاه میکنم که از زحمت خواندن بکاهم. ۱. چرا مخاطب قرآن مردان هستند؟ منظور از جهت ضمیر و افعال مذکر نیست. بلکه در غالب آیات ضمیر مخاطب برای مردان بوده و ضمیر غایب برای زنان است. جوری که وقتی قرآن میخوانم و به این آیات، که کم هم نیستند، برخورد میکنم احساس ناخوشایندی سراغم میاید. به فرض که در زمان نزول آیات فقط مردان در اطراف پیامبر بودند، که بعید میدانم همیشه اینطور بوده، آیا نمیشد تمام ضمایر غایب باشد؟ یعنی خدا بفرمایند مومنین چنین و چنان بکنند. یا اگر مخاطب هست، لااقل جداگانه نشود؟ مطالب چندی در پاسخ به این مقوله خوانده ام اما بیشتر به نظر توجیه میایند و قلبم را قانع نمیکنند، چرا که قرآن کلام پروردگار عالم مطلق است بی زمان است (نه فقط مخصوص اعراب ۱۴۰۰ سال پیش) و هیچ نقصی از آن انتظار نمیرود. ۲. چرا در قرآن وقتی خداوند از حضرت مریم میگوید، میفرمایند ما او را به زنان عالم برتری دادیم؟ چرا نفرمودند به کل انسانهای عالم، مردان و زنان عالم؟ مگر حضرت مریم فقط بر زنان زمان خود برتری داشت؟ یا مثلا برای حضرت فاطمه سلام الله علیها، میگویند سیده النساء العالمین؟ آیا مادرم فاطمه زهرا، فقط سرور زنان عالمین است؟ مگر در قرآن و دعاهای رسیده از اهل بیت، وقتی از پیامبران یا امامان ما گفته میشود، در ادامه سید مردان عالم خطاب میشوند؟ چرا در مورد زنان جنسیت مطرح میشود؟ من متوجه این موضوع نمیشوم. چطور تصور کنم مقام انسان نزد خدا به جنسیت بدن مادی مربوط نیست، و مقام انسانی زن و مرد در نزد خدا برابر است در عین حال اینگونه موارد واضح را چطور پاسخ گویم. اگر دخترم که در این عصر و زمان و با فرهنگ حاکم بر این زمان زندگی میکند از من این سوالات را بپرسد، چگونه به او پاسخ دهم؟ بگویم روح جنسیت ندارد و روح انسانی مطرح است؟ پس این موارد چگونه توجیه میشوند. در پایان طلب عفو میکنم از استاد عزیز بابت طولانی شدن سوال و قدردانی میکنم از اینکه وقت گرانبهای خود را صرف مطالعه این سوال نمودید. از خداوند اجر بی پایان برای شما مسئلت دارم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. اتفاقاً مرحوم شهید مطهری متذکر نکته خوبی در این مورد هستند و در مورد روایت مشهورِ «طَلَبُ اَلْعِلْمِ فَرِيضَةٌ عَلَى كُلِّ مُسْلِمٍ» میفرمایند اینجا واژه «مُسْلم» به معنای همه مردم است و نباید «مُسلمه» را به آن اضافه میکردند. و با توجه به این نکته عنایت داشته باشید اگر ضمیر «کُم» به کار میرود نباید گمان کرد اینجا مردان را خطاب قرار داده، بلکه برعکس اگر عرب بخواهد تنها زنان را مخاطب قرار دهد، واژه «کُنّ» را به کار میبرد. ۲. به نظر میآید جمله «سیده النساء العالمین» نظر به جنسیت آن حضرات دارد و تأکید بر اینکه اینان که سرور همه بشریتاند، از جنس زن میباشند، نه آنکه آنها را صرفاً پیشروِ زنان بدانند. و در همین رابطه امام عسگرى «عليه السلام» مى فرمايند: «نَحْنُ حُجَجُ اللهِ عَلي خَلْقِهِ وَجَدَّتُنا فاطِمَةُ حُجَّةٌ عَلَيْنا»[1] يعنى؛ ما حجّت خداوند بر خلق هستيم و جدّه ما فاطمه حجّت است بر ما. يعنى راه را به ما نشان داد و جبهه اى را كه بايد ما پس از رحلت رسول خدا صلى الله عليه و آله وسلم و حذف حاكميت على عليه السلام در آن قرار گيريم، بر ما نماياند. موفق باشید
[1] ( 1)-« تفسير طيب البيان»، ج، 13 ص 223( نقل از شرح« فَصّ حكمة عِصْمَتِيَّة فى كلمة فاطميّه»، از آيت الله حسن زاده، ص 159).
باسمه تعالی: سلام علیکم: در کتاب «تمدنزایی شیعه» عرایضی در این رابطه شده است. آری! آنجایی که سعی شود استعدادهای طبیعت به ظهور آید، تمدنِ اسلامی شکل خواهد گرفت. ولی آنجایی که برای برآوردن هوسها، طبیعت سرکوب میشود و یا بستر ظهور آن منحرف میگردد؛ ما را از ظهور تمدن اسلامی دور میکند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: تنظیمی که در نهجالبلاغه ملاحظه میکنید مربوط به سید رضی«رحمتاللهعلیه» است. ولی برای تدبّر و تأمّل و مطالعه نهجالبلاغه ترتیب خاصی لازم نیست. مهم، ارتباط و انس با مطالب حکیمانهای است که دون سخن خالق و فوق سخن مخلوق است. خوشا به حال آنهایی که نهجالبلاغه را در زندگی خود حاضر کردهاند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث آن مفصل است. خوب است با مطالعه کتاب «مبانی معرفتی مهدویت» که روی سایت است مطلب را دنبال کنید. http://lobolmizan.ir/book/1185. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به صورت شخصی اینطور جواب داده شد:
30803- باسمه تعالی: سلام علیکم: تصمیم در این موارد مشکل است. آیا نمیتوانید موضوع را با همسرتان در فضایی منطقی و محبتآمیز در میان بگذارید که اگر شرایط فرزندآوری را فراهم نکند، از ایشان جدا خواهید شد؟ موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: علاوه بر قرآن که خداوند را «واحد» میداند متفکران دلایل متقنی در یگانگیِ خداوند آوردهاند. در این مورد میتوانید به جزوهی «معارف 1» قسمت «صفات خداوند» رجوع فرمایید. مثل بحث برهان وحدت خداوند: علاوه بر اثبات وجود خداوند، بايد متوجه بود كه خداي واحدي در جهان هستي هست، چون ميبينيم نظم جهان نظمي است ارگانيكي و يك آهنگي و انداموار. يعني همة اجزاء آن در خدمت همة اجزاء است، مثل بدن كه هر عضوي در خدمت همة بدن است، فرض چند تدبيري در چنين نظام يك آهنگي، محال است. زيرا از چند ذات متفاوت آثار و برنامههاي متفاوت ظاهر و تدبير ميشود كه در جهان چنين چيزي وجود ندارد.
اشكال: مگر حالا جهان ناهماهنگ نيست كه آب تر ميكند و آتش ميسوزاند؟
جواب: اينكه اجزاء جهان همديگر را محدود ميكنند را نبايد ناهماهنگي ناميد، ناهماهنگي آن است كه قانوني، قانوني را در نظام عالم نقض كند و ديگر آن قانون در جاي خود مؤثر نباشد، در حالي كه با همين محدودكردنها طبيعت به مقصد ميرسد. مثل دوكفة ترازو كه در عين جهت متفاوتي كه دارند كار توزين را عملي ميسازند.
اشكال: چرا فرض نكنيم كه دو يا چند خدا در امر تدبير جهان به توافق رسيدهاند كه به خاطر مصلحت با هم اختلاف نكنند و مانع تدبير يكديگر نشوند؟
جواب: توافق در نظام معني ميدهد براي رسيدن به هدفي مشخص، در حالي كه خدا يعني آن كس كه خالق نظام است و فعل او همان نظام است و توافق يعني پيروي چند نفر از قواعد عقلي موجود در نظام. مثل دو مهندس كه توافق ميكنند در اين قسمت كه استحكام بيشتري دارد پايههاي پل را قرار دهند چون هيچكدام از اين مهندسين خالق نيستند، بلكه برروي استفاده از مخلوقي كه خدا آفريده است توافق ميكنند. در حاليكه خدا خالق پديدههاست، و بههمين جهت توافق براي خدا معني ندارد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در برزخ، انسان با وجه اجمالی خود که شخصیت کلّی خود میباشد، روبهرو میشود. و روایت مذکور به خوبی متذکر آن موقعیت است. آری! به همان اندازه انسان بدنِ کلّی خود را در برزخ دارا میباشد، زیرا به گفتهی علامهی طباطبایی انسان در برزخ به نحوی هنوز در دنیاست، و در قیامت است که انسان با بدن اصلی خود روبهرو میشود و با رفع حجابها همچنان جلو میرود تا به صورت نهایی بدنش نایل آید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به همهی این نکات که میفرمایید میتوان گفت آنها منکر نبوت نبی نبودند، ولی نبوت را تقلیل میدادند. مثل بعضی از علمای شیعه که «سهو النّبی» را جایز میدانند در حالیکه عقاید ناب شیعه برای نبوت نبیّ مقامی بس والا قائل است به همان معنایی که حضرت امام خمینی «رضواناللهتعالیعلیه» در کتاب شریف «مصباح الهدایة الی الخلافه والولایة» مطرح میفرمایند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در جزوات «حضور نرم و نقش مؤثر زن در این تاریخ» و «زن_دیندار_در_نسبتی_جدید_با_عالم و آدم» و «هویت قدسی زن و حضور در جهان گستردهی امروز» که روی سایت هست، سعی شده متذکر این امر باشیم که زن در این تاریخ در کجا باید خود را احساس کند تا گرفتار بحران هویت نشود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ملاک، رجوع به حقیقت است. هرکس در نسبت به رجوع حضرت حق که معبود و محبوب جانها است باید خود را در جمع دوستان معنا کند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده خوب است که مخاطبان ما متوجهی این نوع نگاهها نسبت به مثلاً جلسهای که بنده در آن حاضر شدم؛ باشند و واقعاً سؤالکنندهی محترم نگران است که آن مباحث در جایگاه خود قرار نگیرد. و حقیقتاً خودِ بنده نیز تا حدّی دغدغهمند بودم. ولی امیدواری به عنایت حضرت اباعبداللّه «علیهالسلام» موجب شد که دعوت عزیزان را که دلسوزانه به دنبال مواجههی این مباحث با شرکتکنندگان آن جلسات بودند، بپذیرم و امیدوارم با آن مباحث، اشارتی و تذکری برای حضور در آیندهی قدسیِ این انقلاب به میان آمده باشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: اساساً حملهای صورت نگرفته. بحث در آن بود که پادشاه و درباریان او مانع بودند تا پیام قرآن را به گوش مردم ایران برسانند و مصاحبهی رستم فرخزاد با سعد بن ابیوقاص بهخوبی این را نشان میدهد. زیباییِ قضیه آنکه لشگریان پادشاه در نیزههای خود نامههایی به سوی لشگر اسلام میفرستادند که ما آمادهی استقبال از شما و پذیرش اسلام هستیم. و به همین جهت بعد از آنکه سیطرهی اعراب از سر ایرانیان کم شد، ایرانیان به دین قبلی خود برنگشتند زیرا با طیب خاطر اسلام را پذیرفته بودند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی با نظر به حقیقت، افق را روشن ببینیم، هماکنون خود را در مرکز هستی احساس میکنیم به همان معنایی که فرمودند: «انتظار الفرج من الفرج». موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در جریان آن سؤال نیستیم. اگر ممکن است و مربوط به فضای سؤالاتی است که این سایت جواب میدهد، مجدداً ارسال فرمایید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. همین افراد هم در کلّیّت نظر به عهد ازلیِ خود با ائمه دارند. لذا به حکم روایتی که رسول خدا «صلیاللّهعلیهوآله» مى فرمايند: «حُبُ عَلِيٍ حَسَنَةٌ لَا يَضُرُّ مَعَهَا سَيِّئَةٌ وَ بُغْضُ عَلِيٍّ سَيِّئَةٌ لَا يَنْفَعُ مَعَهَا حَسَنَة»[1] دوستى على حسنه اى است كه با داشتن آن، سيئه زيانى نمى رساند و دشمنى على سيئه اى است كه با وجود آن، حسنه سودى ندارد. میتوان به چنین افرادی نظر مثبت داشت. ۲. متأسفانه این ضعفِ رفقای مذهبی ما است که «جهانی» فکر نمیکنند و بیشتر فرقهای همچون جزیرهای فکر میکنند. در این مورد عرایضی در کتاب «عقل و ادب ادامهی انقلاب اسلامی در این تاریخ» شده است. موفق باشید
[1] ( 2)- نهج الحق و كشف الصدق، ص 259. كنوز الحقائق، طبع بولاق مصر، ص 53، 57، 67، ينابيع المودة، ص 19.
