بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
30277

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد عزیزم: چند وقتی است من با همسرم بر سر درآمدش مشکل پیدا کرده ام. ده سالی به جهت کمک به رفاه خانواده اشتغال بکار پیدا کرده و تمام درآمدش را کمک به معیشت خانواده کرده ولیکن چند وقت است دیگر اجازه استفاده از درآمدش را نمی دهد. چون وضعمان خوب شده بحمد الهی. و من هم گفتم که حالا که درآمدش کمکی نمی کند و از طرفی مخالفت هم می‌کند دیگر به سرکار نرود و بالا سر بچه ها بماند ولی او مخالفت می‌کند. سوالم اینست که آیا این ظلم است اگر اجازه ندهم او به سرکار برود؟ چون او شخصیتی دارد که دوست دارد در اجتماع حاضر و اثر بخش باشد. و می گوید تو من را به‌جهت پول بوده که می خواستی بروم سرکار و از این بابت با من قهر کرده است. اگر راهنمایی بفرمایید متشکر می‌شوم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: طبق آیه‌ی قرآن که می‌فرماید: «لِلرِّجَالِ نَصِيبٌ مِمَّا اكْتَسَبُوا ۖ وَلِلنِّسَاءِ نَصِيبٌ مِمَّا اكْتَسَبْنَ ۚ» (نساء/۳۲) آنچه را که مردان کسب می‌کنند از آن خودشان است و آنچه را که زنان کسب می‌کنند نیز از آن خودشان می‌باشد. منتها مرد در نسبت به خانواده‌ی خود تأمین لباس و مسکن و غذا را به عهده دارد و از این جهت نباید مرد به درآمد همسر خود چشم‌داشت داشته باشد مگر این‌که دوستانه به تفاهم رسیده باشند. البته زن خانواده وظایفی نسبت به همسر خود دارد که نباید از آن کوتاهی کند. موفق باشید

29748

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: چند وقتی است به نظر حقیر مطلبی رسیده است، اگر ممکن است، نظر پر برکت خود را دریغ نفرمایید؛ حوزۀ علمیه اگر بخواهد در عصر حاکمیت به صورت تمام قد در خدمت حاکمیت باشد، باید با کالبد خود هجرت کند. به عبارتی ما نیازمند واژه ای به نام حوزه عاصمه هستیم. این که حوزه در جایی غیر از حضور فیزیکی ولی امر باشد، کار را بسیار سخت می کند. تجربۀ مشروطه نشان منفی این حرف و تجربۀ محقق کرکی در حوزۀ قزوین و اصفهان، تجربۀ مثبت هستند. اگر ممکن است چند خطی به ذهن حقیر کمک بفرمایید. اگر هم لازم باشد خدمتتان شرفیاب شویم برای مباحثه بیشتر. ممنونم. والسلام علی عبادالله الصالحین
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: دقیقاً متوجه‌ی منظورتان نیستم. تذکرات رهبر معظم انقلاب در این رابطه که باید حوزه در جهان حاضر شود، امر مهمی است. بنده هر روز صبح در مسجد خدیجه کبری «سلام‌الله‌علیها» نماز را که خواندم می‌توانم در خدمت عزیزان باشم. موفق باشید

29657

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم استاد: در کتاب آشتی با خدا فرمودید عرفا از کشف خود مطمئن نیستند. مگر می‌شود چیزی را ببینند ولی مطمئن نباشند؟ اگر مطمئن نیستند چه دلیلی دارد که ادامه دهند؟ برای ما چه لزومی دارد که راهشان را برویم وقتی آن ها خودشان اطمینان ندارند از شهود خود؟ با تشکر فراوان
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عرفا عموماً در مقام حالِ معنوی هستند، ولی چون می‌دانند این خطر همیشه هست که آن حال، از خطوراتِ شیطان باشد، همواره آن احوالات را با تطبیق با سخن و سیره‌ی معصومین به صحت و سقمش پی می‌برند. موفق باشید

28858

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم و عرض ادب: با توجه با تکمیل شدن کارهای کتاب شرح فصوص، و احتمالا تا هفته آینده چاپ شدن آن، بنظر حضرتعالی ادامه مباحث را با همان صوت کار کنیم بهتر است، یا از طریق کتاب دنبال کنیم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حتما باید متن فصوص با شرح صوتی آن دنبال شود. اساسا این نوع متون به صرف ترجمه و شرح آن خود را ظهور و بروز نمی‌دهد. موفق باشید

28800
متن پرسش
سلام: در رابطه با طب اسلامی (منظور دستوراتی که از اهل بیت (ع) به ما رسیده برای سلامت بدن و همچنین اثرگذاری بر روح و ...) آیا عدم آگاهی این علم برای سالک چقدر می تواند ضرر برای سالک داشته باشد یا در سیری که دارد، دیر او را به مقصد برساند یا اصلا نرساند؟ آیا جایگاه این علم کجاست و چقدر اهمیت دارد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اصل کار و روش در رابطه با سلامتی را باید در این سخن رسول خدا «صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» دنبال کرد که می‌فرمایند: «الْمَعِدَةُ بَيْتُ كُلِّ دَاءٍ وَ الْحِمْيَةُ رَأْسُ كُلِّ دَوَاءٍ وَ أَعْطِ كُلَّ نَفْسٍ مَا عَوَّدَتْهَا» یعنی معده خانه ی تمام دردها است و پرهیز، سرآمد هر نوع دارویی است. موفق باشید  

27942
متن پرسش
سلام: استاد چرا داغ حاج قاسم سرد نمیشه؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: زیرا شهادت آن مرد بزرگ داغی است که بر جان همه‌ی ما گذاشته شده است. قصه‌ی جانی است که در آینده راهی خواهد شد تا تاریخ امام خمینی «رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» همه‌جایی شود و بصیرتی به جامعه برگردد که ما بیش از آنچه که فعلاً هستیم، باشیم. بصیرتی که در وصیت‌نامه‌ی او به ما عطا شد. در آخر جواب سؤال شماره‌ی ۲۷۹۳۶ نکاتی از آن را می‌توانید ملاحظه کنید. موفق باشید

27318
متن پرسش
سلام خسته نباشید: شما در صوت برکات انس با دیگران اشاره داشتید که محاسن ارتباط مومن با مومن: ۱. منظورتون از مومن آیا هر کسی که نماز و روزه دارد اما اهل غیبت و حرف های بیهوده است هم می باشد خصوصا اگر خانواده ما باشند یعنی تا نشستی غیبت می کند چند لحظه بعد هم زیارت عاشورا می خواند و دیگر مستحبات. ۲. امروزه ما با بچه های مسجد که سلام علیک داریم اهل گناه هم نیستند اما اهل معاشرت نیستند اصلا نمی خواهند دوستی کنند چه کنیم؟ استاد مذهبی ها هم فردگرا شده اند و ما که در شهر غریب ایم تنهاییم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. همین افراد هم در کلّیّت نظر به عهد ازلیِ خود با ائمه دارند. لذا به حکم روایتی که رسول خدا «صلی‌اللّه‌علیه‌وآله» مى‏ فرمايند: «حُبُ‏ عَلِيٍ‏ حَسَنَةٌ لَا يَضُرُّ مَعَهَا سَيِّئَةٌ وَ بُغْضُ عَلِيٍّ سَيِّئَةٌ لَا يَنْفَعُ مَعَهَا حَسَنَة»[1] دوستى على حسنه‏ اى است كه با داشتن آن، سيئه زيانى نمى‏ رساند و دشمنى على سيئه‏ اى است كه با وجود آن، حسنه سودى ندارد. می‌توان به چنین افرادی نظر مثبت داشت. ۲. متأسفانه این ضعفِ رفقای مذهبی ما است که «جهانی» فکر نمی‌کنند و بیشتر فرقه‌ای همچون جزیره‌ای فکر می‌کنند. در این مورد عرایضی در کتاب «عقل و ادب ادامه‌ی انقلاب اسلامی در این تاریخ» شده است. موفق باشید

 


[1] ( 2)- نهج الحق و كشف الصدق، ص 259. كنوز الحقائق، طبع بولاق مصر، ص 53، 57، 67، ينابيع المودة، ص 19.

27138

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام استاد: بنده در زمینه تولید فیلم و فیلمنامه نویسی علاقه مندم. آیا کسانی که علاقمند به سلوک هستند لازم است و برایشان مفید است که در زمینه های هنری در جهت فرهنگی فعالیت کنند یا بهتر است وقتشان را فقط در زمینه کسب معارف و عبادت و تعلم و تعلیم صرف کنند و این کار را به دیگران محول کنند؟ اگر جواب مثبت است آیا می توانم از جنابعالی به عنوان فعال فرهنگی ایده بگیرم؟ عمده مشکلات امروز جامعه و دینگریزی جوانان را در چه عاملی می دانید؟ آیا خوب است در زمینه های حجاب، شهادت، یاد مرگ و.. فعالیت کنم یا مباحث ریشه دار تری است که باید به آن پرداخت؟ لازم است بگویم اگر قرار باشد در این زمینه فعالیت کنم باید حرفم را غیر مستقیم در عمق داستان بیان کنم تا از جانب تهیه کنندگان که عمدتا سکولار هستند متهم به تندروی نشوم و بتوانم کارم را بفروشم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مرحوم شهید آوینی نه‌تنها در معارف عمیق دینی در حدّی بود که «مصباح الهدایه» حضرت امام را می‌فهمید؛ بلکه آن را درس می‌داد و در عین حال فیلم می‌ساخت. لذا اگر بتوانید در کارهای هنری ورود کنید، خداوند کمک می‌کند. ایده‌های مناسب نیز خود به خود پیش می‌آید، نباید نگران بود. عمده نگاهِ دینی ولی نگاهی باز و جهانی است، حال به هر موضوعی، مثل همین موضوعِ سعه‌ی صدر ایمانی. عرایضی در این مورد در سوره‌ی جاثیه که بر روی سایت است شده است. موفق باشید

27044

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سالام استاد: شما در مورد مدرنیته و فرهنگ مدرنیته در کتاب مدرنیته و توهم نظرات جالبی داشتید در مورد توجه جریان اخیر به باستان گرایی و نظریاتی توجه ویژه به فرهنگ ایران باستان دارند و آن را مقابل اسلام قرار می دهند نظرتان چیست؟ چه منابعی را برای مطالعه پیشنهاد می فرمایید؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: کتاب‌های مرحوم دکتر مددپور روی‌هم‌رفته در این رابطه خوب است. موفق باشید

26805
متن پرسش
سلام علیکم استاد بزرگوار: بخاطر پاسخهای قبلی بسیار سپاسگذارم۔ خداوند اجر عظیمی بهتون عطا فرماید۔ سوالم در مورد اعیان ثابته است۔ تا اینجا برایم مشکلی نیست که ربط اسم و عین ثابت از قسم ظاهر و مظهر است نیز مقدرات بر طبق استعداد مخلوق افاضه می شوند۔ اما اینکه می فرمایند خداوند زردآلو رو زردآلو نکرد بلکه بهش وجود عطا فرمود کمی گیج کننده است۔ چون زردآلو بهرحال صورت یک اسم الهیست و زردآلو در آن قدرت و فرصت انتخابی نداشت که صورت و مظهر کدام اسم الهی قرار بگیرد۔ پس اینطور بنظر می رسد که زردآلو شدنش خیلی هم انتخاب خودش نبوده است؟! لطفاً راهنمایی فرمایید۔ خیلی ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بر روی این نکته فکر کنید که اسماء الهی بر اساس امکانِ ذاتی و ظرفیت اشیاء بر آن‌ها تجلی می‌کند. بد نیست در این مورد به بحث «رجوع به اصلِ اصل‌ها» در قسمت «یادداشت ویژه» سایت رجوع فرمایید. موفق باشید

26468

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: آیا می توان گفت که سیب برزخی یا اخروی بدون دهان لذت خوردن آن درک می شود؟ سوال دوم آیا در برزخ و قیامت لذت هایی مانند لذت خوردن، آشامیدن، نیاز جنسی، احتیاج به عضو مخصوص است مانند بدن دنیایی؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. همان‌طور که جسم برزخی داریم، آن جسم دهانِ مخصوص به خود را نیز دارا می‌باشد. ۲. آن لذّات به صورت متعالی آن در میان است. موفق باشید

26202

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: وقت به خیر. یه سوالی داشتم که اگر امکانش نیست در سایت قرار داده باشه، ممنون میشم جواب رو برام پیامک بفرمایید. خیلی به جوابش احتیاج دارم. استاد من از اون وقتی که خودم رو شناختم، آدم ترسویی بودم؛ ترس از بحث و دعوا و دودستگی. الان هم که این اتفاقات افتاده، بسیار مضطربم. بخاطر این ضعف مدام خودم رو سرزنش می کنم که من آدم به دردنخوری هستم. حتی اگر بتونم در عرصه های دیگه ای به درد انقلاب و اسلام بخورم، چون شجاع نیستم، فایده نداره و در این آزمایش آخرالزمان سرشکسته ام. حاضرم برم میدان جنگ، تیر بخورم اما وارد بحث با کسی نشم. من ولایت فقیه رو صددرصد قبول و دوست دارم اما مدافع خوبی نیستم. برای همین، همه ی کارها و فعالیت هام رو تعطیل کردم چون فکر می کنم هرچه کنم فایده ای نداره. شنیدم در آخرالزمان آدم ها یا در جبهه ی حقند یا باطل، حد وسط نداره. من حق رو قبول دارم و حاضرم جونم رو به پاش بدم اما جرات دفاع ندارم. می ترسم که اسمم بره در بین جبهه ی باطل. راهنماییم بفرمایید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی چنین استعدای خداوند در شما نگذاشته، چرا خود را سرزنش می‌کنید؟! اولاً: همین‌که با منتقدین به ولایت فقیه همراهی نمی‌کنید، کار ارزشمندی است. ثانیاً: در امور زندگی، مطابق رهنمودهای رهبری عمل کنید تا وظیفه‌ی خود را انجام داده باشید. موفق باشید

25878
متن پرسش
به نام خدا سلام و عرض ادب و احترام: در باب جسمانیه الحدوث آیا آنچه حقیر متوجه شده ام صحیح است: «نفس مادر تا ۴ ماهگی (بنابر روایات و فقه) به تدبیر امور جنین می پردازد. از چهار ماهگی جنین قابلیت پذیرش تجلی مخلوق روح را دارد و روح در او تجلی می کند. یا اینکه از ابتدای انعقاد نطفه مخلوق روح تجلی می کند و این نفس فرزند است که به تدبیر امور خود می پردازد؟ با تشکر از شما. التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنا به نظر ملاصدرا، از همان ابتدا روحِ نباتی است که جنین را تدبیر می‌کند ولی آن روح، همچنان شدت می‌یابد تا در چهار ماهگی دارای بالقوه‌گی روحِ انسان می‌شود. موفق باشید

25603

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد عزیز: حقیر مدتی است با ابجد کبیر روی آیات قرآن کار می کنم و به مطالبی قابل توجه رسیده ام چقدر این مطالب می تواند قابل اعتماد و استناد باشد؟ به عنوان مثال: در آیة الکرسی می‌فرماید: «لا‌اله الاهو» الهی نیست بجز هو، حال این هو کیست؟ در انتهای همین آیه آمده: «و هو العلی العظیم» و این هو، علی عظیم هست اینکه در کل، قرآن برای شناساندن خداوند می‌باشد شکی نیست این اله و هو خود خداست که بلندمرتبه و بزرگ «علی العظیم» است اما وقتی علی (ع) خود می‌فرمایند کل قرآن و قرآن ناطق منم پس می‌شود نتیجه گرفت که بعد از شناساندن خدا، قرآن به معرفی وجود امام معصوم (ع) و ولی می‌پردازد که این موضوع با حساب ابجد «لااله الا هو» که برابر ۱۱۰ و آن‌هم برابر با نام مبارک علی (ع) هست اثبات می‌شود که الهی نیست بجز هو، آن هو علی (ع) می‌باشد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اصل مسئله‌ی حروف ابجد مورد سؤال است. به چه دلیل ما باید به این نوع مسائل و مطالب اعتماد کنیم؟ بد نیست به جواب های شماره ۱۷۱۱۸ و ۵۰۹۴ و ۳۴۰۷ رجوع فرمائید. موفق باشید

25526
متن پرسش
با سلام خدمت استاد عزیز: حقیر برای پایان نامه خود در مقطع کارشناسی ارشد (رشته علوم سیاسی گرایش روابط بین الملل) موضوع داعش را انتخاب کردم به نظر شما نیاز جامعه علمی امروز ما در رابطه با داعش چه چیزی هست که آن را در قالب یک کار تحقیقاتی و با فکت علمی بخواهیم به اثبات برسانیم و ان شا ء الله با ترجمه آن کمکی به فهم بهتر دیگر جوامع نیز انجام داده باشیم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: داعشی‌گری یعنی دین را به جای آن‌که راهی گشوده به سوی حقیقت بدانیم؛ صرفاً آن را محدود به مجموعه‌ای از آداب می‌گیریم و هرکس را در اندازه‌ی همین آداب، حقِ حیات می‌دهیم و هرکس جز به برداشت ما از دین رجوع داشته باشد، مهدورالدم می‌دانیم. موفق باشید

24390
متن پرسش
سلام و ارادت محضر استاد فاضل و مهربان: وقتی قرآن می‌فرماید: «بهشت به اندازه همه آسمان‌ها و زمین است»، یعنی این بهشت برای نفس انسان است. آن قاعده همیشگی‌مان یادمان نرود که این بهشت و جهنمی که در نفس ماست، در همینجا و همین دنیا است، نه نفس ما در بهشت و جهنم. چون نفس وسعتش از بهشت بیشتر است و جایگاهش از بهشت بالاتر. بهشت و جهنم، شئونات و باطن نفس خود انسان هستند. هر چه که انسان در حیات ملکوتی خودش و نیز حیات قیامتی و ابدی خودش می‌بیند، ظهورات و جلوه‌های نفس خودش است. حتی آنچه که انسان در زندگی دنیایی خودش می‌بیند، باز از ظهورات نفس خودش است. لطف بفرمایید ۱. لطفا مطلب فوق را مبسوط توضیح فرمایید. ۲. هربلا یا شادی که سراغ انسان در دنیا می آید ظهورات نفس خودش است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. حرف درستی است. بیش از آن را باید به کتاب «معاد» رجوع فرمایید ۲. بهتر است این‌طور بگوییم که هر بلا و شادی که سراغ انسان می‌آید، نفس انسان در به‌وجودآمدنِ آن نقش دارد. آری! در این حالت این نفس انسان است که بالاخره با هویت‌های مختلف با خودش به‌سر می‌برد. موفق باشید

24386

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: یه سوالی دارم ولی پیشاپیش از محضرتان عذر میخوام بابت اینچنین سوالی که در شأن و جایگاه علمی و معرفتی شما نیست: آیا این درست است که بین بچه های خواهر و بچه های برادرم فرق بگذارم و بگویم چون بچه برادرم از خون خودمان است پس عزیزتر است؟ استاد دیروز به برادرم گفتم که بین بچه های تو و بچه های خواهرم هیچ فرقی نمی گذارم ولی برادرم ناراحت شد و گفت باید بچه برادر رو به خاطر اینکه از خون همدیگه هستین بیشتر دوست داشته باشی. خواهش می کنم راهنماییم بکتید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ابداً این سخن درست نیست. مگر اسلام دینِ نژادی است که به خون اهمیت بدهد؟ ملاک، تقوای انسان‌ها است. موفق باشید

32837

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

عرض ادب استاد عزیز: آیه ده سوره طلاق اولی الالباب را به تقوا دستور داده، این آیه با آیه ۷ سوره آل عمران چطور قابل تعمیم و تفهیم است؟ تشکر و سپاس فراوان

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید که همچنان که علامه طباطبایی در نظر به آیه ۷ سوره آل عمران متذکر می‌شوند، راسخون در آن آیه منظور ائمه «علیهم‌السلام» نیستند هرچند که در جای خود مصداق تامّ و تمامِ راسخون، ائمه «علیهم‌السلام» می‌باشند لذا با توجه به این امر، اولی‌‌الالباب در آیات ۱۰ سوره طلاق و ۷ سوره آل عمران هر دو مربوط به افراد اندیشمند و صاحب خرد می‌باشد. موفق باشید

31582

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: بنده مدتی است در باب عقاید صوفیه و رسم و شیوه آنها مطالعه می کنم. یقینا کارهایی که در تضاد با دستورات صریح شرع است غلط است از هرکه سربزند تفاوتی ندارد. اما مطلبی ذهن مرا مشغول کرده و آن اینکه چگونه ممکن است ما از مطالب یا آثار کسی استفاده کنیم اما مرام او را قبول نداشته باشیم. برای مولوی شاعر قرن هفتم مورد اشاره اکثر علما در کتابهایشان هست و از او به نیکی یاد شده و حال آنکه او را صوفی می دانند. درباره سعدی و حافظ هم همین طور و یا امام خمینی (ره) در یکی از اشعارشان می گویند: دست آن شيخ ببوسيـــــد كه تكفيرم كرد محتسب را بنوازيــــــــد كــــــــــــه زنجيرم كرد دل درويش به دست آر كــه از سرّ اَلَست پـــــــــــــــــــــرده بـرداشته، آگاه ز تقديرم كرد آیا امام خمینی درویش بودند یعنی در سلک فقرای صوفیه بوده اند؟ ممنون می شوم اگر به طور مبسوط پاسخ فرمایید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این بزرگان را نمی‌توان در چنین عنوان‌هایی که امروزه با فرهنگ خاصی مطرح است، بگنجانیم. پیشنهاد بنده آن است که کتاب شریف «روح مجرد» از آیت الله حسینی تهرانی را مطالعه فرمایید. موفق باشید

31508

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرامی: بنده تعدادی از کتب شما را مطالعه کرده ام و در تعدادی از جلسات شما شرکت کرده ام. در خلال صحبت ها و متن کتب شما چیزی که من می بینم این است که نسبت به توسعه ای که منجر به استفاده از منابع زمین بیش از حدی که زمین قابلیت جبرانش را داشته باشد انتقاد دارید. برای مثال، اگر اشتباه نکنم نسبت به احداث چاه های عمیق، انتقال آب یزد به اصفهان و پروژه هایی از این قبیل انتقاد داشتید. برای من این امر طبیعی است. امروز با فجایع محیط زیستی که در کشور رقم خورده خیلی از مردم می فهمند که استفاده نامتوازن از منابع محیط زیست چه مشکلاتی ایجاد می کند. اما سوالی که همواره موقع خواندن کتب شما یا گوش دادن به سخنرانی های شما مد نظرم بوده این است که ما از کجا بفهمیم «حد» استفاده از محیط زیست برای تامین معاش چقدر است؟ مثلاً اگر اشتباه نکنم خوانده بودم که نسبت به احداث قنات ها در یزد دید مثبتی داشتید، اما نسبت به تاسیس تعدادی از سدها معترض بودید. برای من سوال این است که هر دو این کارها دخالت بشر در طبیعت است. چگونه بفهمیم کدام یک از این دخالت ها محیط زیست را دچار اختلال غیرقابل جبران می کند و کدام یک نه؟ با توجه به اینکه از نه سال پیش متونی از شما خوانده ام و سخنرانی هایی از شما گوش داده ام ممکن است در بعضی از نقل به مضمون ها از شما خطا وجود داشته باشد. از این بابت معذرت می خواهم. با تشکر از شما. خدانگهدار.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در کتاب «تمدن‌زایی شیعه» عرایضی در این رابطه شده است. آری! آن‌جایی که سعی شود استعدادهای طبیعت به ظهور آید، تمدنِ اسلامی شکل خواهد گرفت. ولی آن‌جایی که برای برآوردن هوس‌ها، طبیعت سرکوب می‌شود و یا بستر ظهور آن منحرف می‌گردد؛ ما را از ظهور تمدن اسلامی دور می‌کند. موفق باشید

31258

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: مدت زیادی است به برخی گناهان معتاد شده ام و عادت و عادی شده است. وقتی توجه می‌کنم، حین درگیری درونی، احساس می‌کنم اول از درونم قدرت و اراده ام ضعیف میشه و شکست می‌خورم بعد بسمتش میرم. چطور می‌توان اراده درونی را قوی کرد تا بر نفس فائق شوم و افسارش را بدست گیرم؟ یک زمانی نماز خواندن مرا باز می‌داشت ولی اکنون اثری ندارد، خواهش می‌کنم راه حلی جلوی پایم بگذارید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: توجه به جهان گشوده معنویت بخصوص با معرفت نفس، در این مورد کمک‌کار است. پیشنهاد می‌شود مطالعه کتاب «ده نکته در معرفت نفس» و مطالعه کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» را در دستور کارتان قرار دهید. موفق باشید

31220

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام وقت بخیر استاد: همانطور که احتمالا در جریان هستین ایران از نظر انجام واکسیناسیون خیلی عقب هست و فقط از واکسن های ساخت داخلی رونمایی می‌کند. چرا همه دنیا با سرعت واکسینه می‌شوند و ایران وضع اینطور هست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با این‌همه باید به مسئولان در این امر اعتماد کرد. مشخصاً روشن است که جریان استکبار با پروژه کرونا بناست نظرات خود را در مردم رشد دهد، کاری که در کوبا پیش گرفته است. موفق باشید

31097
متن پرسش
با عرض سلام‌: ۱. با دیدن رفتارهای علنی در جامعه که مخالف با حکمی از احکام  شریعت هست احساس ضعف و عصبانیت می‌کنم و این حس به خاطر خدا ایجاد نمی‌شود. احساس ضعیف شدن و اینکه به شخص من توهین شده به وجود می آید. چه کتابی برای این مشکل معرفی می‌فرمایید؟ ۲. با دیدن بی حجابی (نه بد حجابی) قوه غضب در من قوت می‌گرد و در احساس و عزم طی کردن راه بندگی سستی پیش می آید و سرد می‌شود. چرا باید عزمم به عمل دیگران مربوط شود برای حل این مشکل چه کتاب یا کاری رو معرفی می‌فرمایید؟ قبلا در مواجهه با بی یا بد حجاب تذکراتی در خیابان و .. می‌دادم بعضا اصطکاکاتی سطحی پیش می آمد در جواب به شرایط امر به معرف که بیان کردید من اینجور برداشت کردم باید در جایی مناسب و شرایط آرام و بدور هیاهو تذکر داده شود برای همین اون تذکرات در جمع و خیابان را نمی‌دهم. این عمل از احساس مورد ۱ و ۲ کم کرده است. اگر برداشت و کارم اشتباه است تصحیح بفرمایید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در شرایطی هستیم که شهرها بسی گسترده‌تر از شرایط گذشته است که محدود بودند و همه همدیگر را می‌شناختند و به همین جهت باید در ارائه معارف الهی راه‌های دیگری را جستجو نمود و به نظر می‌‌آید فضای مجازی یکی از آن راه‌ها می‌باشد. اکثر این بنده‌های خدا تحت تأثیر تبلیغات بیگانگان هستند و نه آن‌که قصد مقابله با اسلام و آموزه‌های دینی را داشته باشند.

ما در ابتدای انقلاب بِرکه و یا نهایتاً دریاچه‌ای بیش نبودیم که با سرازیرشدن رودخانه‌های گِل‌آلود، به‌کلّی گل‌آلود می‌شدیم و لذا اگر آدم‌های مشکوک در دل انقلاب حضور فعّال پیدا می‌کردند، ماهیت انقلاب را تغییر می‌دادند و در این رابطه اگر در بعضی موارد در دفع افراد مشکوک افراط شد، در صحت اصل آن قضیه نباید شک داشت. مثل وقتی تنها در ابتدای حضور ایمانیِ خود قرار داریم و نهایتِ توحید ما آن است که خداوند یکی است و شریکی ندارد، ولی از آن‌جایی که نور توحید ظهورِ بعد از ظهور دارد و آرام‌آرام خود را تا آن‌جا نشان می‌دهد که می‌یابید او در عین حال که «احد» است، «صمد» است. انقلاب اسلامی به نور توحیدش نسبت به ابتدای خود در حال حاضر بسیار گشوده شده، مثل آن‌که اقیانوس اگر صدها رودخانه گل‌آلود در آن بریزند، گِل و لای‌ها را فرو می‌نشاند و آب‌های رودخانه‌ها را از جنس خود می‌کند و در آغوش می‌گیرد. در این دیدگاه عرض می‌شود به توحیدی رسیده‌ایم که متوجه می‌شویم متفکران مذکور در آن توحید جای دارند. آری امثال مارکس و فویرباخ توحیدی نیستند و خودشان هم چنین ادعاهای نکرده‌اند ولی جدای این افراد، متأسفانه ما در شرایطی نیستیم که دغدغه‌های توحیدی متفکران جهان را بفهمیم و با فرض این‌که می‌خواهیم در جهان حاضر شویم آن‌ها را از آنِ خود کنیم. موفق باشید  

30698

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
باسمه تعالی. سلام: ۱. استاد بشر چطور با روحیه فرد گرایی به اجتماع اصالت می دهد این به ظاهر پارادوکس نیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نه. زیرا اجتماع را به عنوان محل منافع فردی می‌بیند، نه آن‌که برای خود اجتماع ارزش قائل باشد، امری که علامه‌ی طباطبایی در تفسیر آیه‌ی ۲۰۰ سوره‌ی آل‌عمران به آن می‌پردازند و برای اجتماع نیز مقام قائل هستند. موفق باشید

30301
متن پرسش
سلام: مقصود حضرتعالی ازین که ولایت فقیه کلامیست چیست؟ چون بنظر می‌رسد حدود ولایت فقیه رو به تنهایی با عقل نمی توان تعیین کرد و باید به روایات رجوع کرد که درین صورت فقهیست نه کلامی. مثلا عقل به تنهایی چگونه می‌تواند بفهمد در زمان غیبت حدود شرعی، نمازجمعه، تشکیل حکومت به جای تقیه، جهاد ابتدایی و... لازم الاجراست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حضرت امام «رضوان‌الله‌‌تعالی‌علیه» در موضوع ولایت فقیه، موضوع را می‌برند در بستر امامت. به این معنا که همان‌طور که بعد از نبی الله «صلوات‌الله‌علیه‌وآله» امام معصومی باید ادامه‌ی کار نبیّ را به عهده داشته باشند، در غیبت امام معصوم، کار آن امام را ولیّ فقیه به عنوان کاشف حکم خدا و رسول و امام ادامه می‌دهند، به همان دلیل که کار پیامبر را امام ادامه دادند. عرایضی در این رابطه در قسمت «حکومت دینی» در کتاب «مبانی نظری نبوت و امامت» که روی سایت هست، شده است. موفق باشید

نمایش چاپی