بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
25520
متن پرسش
با عرض سلام و خدا قوت: استاد عزیز در دعای کمیل می خوانیم «ان تجعلنی بقسمک راضیا قانعا» حضرت امیر (ع) راضی شدن به قسمت و تقدیر الهی را از خداوند طلب می کنند. به لطف خدا از نظر جسمی سالم و از نظر امکانات مادی در حد متوسط هستم. برای بنده در زمینه ای شرایط طوری رقم خورد که الان از زندگی ام رضایت خاطر ندارم و مدتها دعایم این بود و هست که خداوندا مرا به آنچه مقدر فرمودی راضی کن. در این زمینه از تک تک حضرات اهل بیت (ع) نیز درخواست کرده ام و ایشان را به خدا و خدا را به ایشان قسم داده ام. اما فرجی نشد (یا حداقل من نفهمیدم) به طوری که متاسفانه از حضرات اهل بیت دلگیرم (با اینکه می دانم در محضر ایشان پشیزی هم نیستم) و بدتر اینکه به یأس دچار شده ام. به طوری که الان دعایم اینگونه شده که پروردگارا یا مرا به تقدیرت راضی کن یا جانم را بگیر. (البته می دانم آن طرف هم حلوا قسم نمی کنند). استاد عزیز می دانم هر مصیبتی می رسد از خودمان است ولی این ناآرامی را در زندگی چه کنم؟ لطفا سوال را در بازدید عموم قرار ندهید. با تشکر و آرزوی توفیق
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: تقدیر الهی، مأوایِ ماست. اگر تقدیر الهی را پذیرفتیم، عملاً خود را در مأوایی که همان آغوش حضرت حق است، احساس می‌کنیم وگرنه «نِی به هند است ایمن و نِی در یمن / آن‌که خصم اوست نفسِ خویشتن». موفق باشید

31612

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت شما استاد عزیز: روایتی در مورد بد بودن صورت گری هست با این محتوا که: هرکس صورتی را صورت گری کند خداوند در قیامت به عهده اش می‌گذارد که در آن روح بدمد و چون این کار رو نمی‌تواند انجام دهد در فرهنگ اسلام این کار خلاف نظر خداوند است. سوال من این هست که منظور از صورت گری چی هست؟ آیا منظور مجسمه سازی است؟ آیا نقاشی کشیدن حیوانات، انسانها، طبیعت و... هم مشکل داره؟ با تشکر از شما
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نظر مراجع نسبت به روایت فوق متفاوت است. آری! منظور از صورت گری، جمع نقاشی و مجسمه‌سازی است. ولی مصداق این نوع نقاشی و مجسمه‌سازی که امروزه انجام می‌گیرد، همان روایت است؟ یا نه؟ به مرجع تقلید خودتان باید رجوع فرمایید. موفق باشید

31519

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
استاد سلام: نظر ابن عربی را چگونه می‌توان با مبانی حکمت متعالیه جمع کرد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اسفار جناب صدرالمتألّهین یعنی شرح فصوص الحکم و فتوحات المکیه ابن عربی. موفق باشید

31097
متن پرسش
با عرض سلام‌: ۱. با دیدن رفتارهای علنی در جامعه که مخالف با حکمی از احکام  شریعت هست احساس ضعف و عصبانیت می‌کنم و این حس به خاطر خدا ایجاد نمی‌شود. احساس ضعیف شدن و اینکه به شخص من توهین شده به وجود می آید. چه کتابی برای این مشکل معرفی می‌فرمایید؟ ۲. با دیدن بی حجابی (نه بد حجابی) قوه غضب در من قوت می‌گرد و در احساس و عزم طی کردن راه بندگی سستی پیش می آید و سرد می‌شود. چرا باید عزمم به عمل دیگران مربوط شود برای حل این مشکل چه کتاب یا کاری رو معرفی می‌فرمایید؟ قبلا در مواجهه با بی یا بد حجاب تذکراتی در خیابان و .. می‌دادم بعضا اصطکاکاتی سطحی پیش می آمد در جواب به شرایط امر به معرف که بیان کردید من اینجور برداشت کردم باید در جایی مناسب و شرایط آرام و بدور هیاهو تذکر داده شود برای همین اون تذکرات در جمع و خیابان را نمی‌دهم. این عمل از احساس مورد ۱ و ۲ کم کرده است. اگر برداشت و کارم اشتباه است تصحیح بفرمایید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در شرایطی هستیم که شهرها بسی گسترده‌تر از شرایط گذشته است که محدود بودند و همه همدیگر را می‌شناختند و به همین جهت باید در ارائه معارف الهی راه‌های دیگری را جستجو نمود و به نظر می‌‌آید فضای مجازی یکی از آن راه‌ها می‌باشد. اکثر این بنده‌های خدا تحت تأثیر تبلیغات بیگانگان هستند و نه آن‌که قصد مقابله با اسلام و آموزه‌های دینی را داشته باشند.

ما در ابتدای انقلاب بِرکه و یا نهایتاً دریاچه‌ای بیش نبودیم که با سرازیرشدن رودخانه‌های گِل‌آلود، به‌کلّی گل‌آلود می‌شدیم و لذا اگر آدم‌های مشکوک در دل انقلاب حضور فعّال پیدا می‌کردند، ماهیت انقلاب را تغییر می‌دادند و در این رابطه اگر در بعضی موارد در دفع افراد مشکوک افراط شد، در صحت اصل آن قضیه نباید شک داشت. مثل وقتی تنها در ابتدای حضور ایمانیِ خود قرار داریم و نهایتِ توحید ما آن است که خداوند یکی است و شریکی ندارد، ولی از آن‌جایی که نور توحید ظهورِ بعد از ظهور دارد و آرام‌آرام خود را تا آن‌جا نشان می‌دهد که می‌یابید او در عین حال که «احد» است، «صمد» است. انقلاب اسلامی به نور توحیدش نسبت به ابتدای خود در حال حاضر بسیار گشوده شده، مثل آن‌که اقیانوس اگر صدها رودخانه گل‌آلود در آن بریزند، گِل و لای‌ها را فرو می‌نشاند و آب‌های رودخانه‌ها را از جنس خود می‌کند و در آغوش می‌گیرد. در این دیدگاه عرض می‌شود به توحیدی رسیده‌ایم که متوجه می‌شویم متفکران مذکور در آن توحید جای دارند. آری امثال مارکس و فویرباخ توحیدی نیستند و خودشان هم چنین ادعاهای نکرده‌اند ولی جدای این افراد، متأسفانه ما در شرایطی نیستیم که دغدغه‌های توحیدی متفکران جهان را بفهمیم و با فرض این‌که می‌خواهیم در جهان حاضر شویم آن‌ها را از آنِ خود کنیم. موفق باشید  

30376

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام: استاد چه دلیلی داشت که پرسش ۳۰۳۶۴ که درباره انتقاد به سایت رهبری (به خاطر سانسور حرفهای رهبری در حوزه طب سنتی بود) از طریق کانال و سایت لب المیزان نشر داده نشد؟ استاد، بنده انتقادم به ماسک نبود. من خودم هم ماسک می زنم. منتها گفتم چرا در سطوح مهمتر در رابطه با طب سنتی از رهبری پیروی نمی کنند؟ و اینکه چرا صحبتهای رهبری توسط اطرافیان ایشان سانسور می شود؟ و در ضمن آمار کرونای عراق با عوض شدن نیروی سازمان جهانی بهداشت در عراق دارد بالا می رود و کاملا حساب شده و توطئه آمیز است. چنانچه بنا به مستنداتی به محض شیوع کرونا تیم آمار وزارت بهداشت ایران هم عوض شد و افراد جدیدی که وظیفه شان مهندسی آمار بود وظیفه ی اعلام آمار جعلی و دروغین را به عهده گرفتند. به نظر بنده اگر می‌خواست آمار کرونا در عراق بالا برود بعد از آن تجمعات مردمی در اربعین باید به اوج می رسید. استاد بنظرم بقول نائب امام زمان این ویروس حقیر است اما حقیرتر ازین ویروس مغزهای منجمد مردمیست که دروغهای سازمان جهانی بهداشت با سوابق کشتارهای بین المللی و قحطیهای برنامه ریزی شده را باور می کنند. مردمی که تاریخ فجایع انسانی به نام سلامت و بهداشت را نخوانده اند. هنری کسینجر وزیر اسبق امور خارجه آمریکا می گوید برای تسلط بر دولتها نفت و انرژی آن را بدست بگیرید و برای تسلط بر ملتها غذا و داروی آنها را و ما متاسفانه در این امر پزشکی حدود دویست سال است مستعمره سازمان جهانی و صهیونیستی بهداشت شده ایم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خود بنده هم مایل بودم که آن سؤال و جواب در معرض دید کاربران قرار گیرد، ولی در بعضی از سطورِ سؤال، نوعی توهین به دولت بود، که با نظر به تأکیدات مقام معظم رهبری نباید ما چنین ورودهایی داشته باشیم وگرنه با اصل قضیه موافق بودم. موفق باشید

30215

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: با توجه به سوال قبل که جریان گنابادی ها را قابل اعتماد دانستید مشخصا قطبی که جناب پازوکی بدان ارادت دارد کیست؟ اگر مرحوم نورعلی تابنده و الان جناب جذبی طباطبایی است پس جایگاه کلیپ هایی که از نور علی تابنده منتشر شده چیست؟ مثلا در یکی از آنها مرحوم تابنده قرآن را بسیار اشتباه می‌خواند، یکی دیگر نماز عید فطر است که جناب تابنده و برخی درویشان برگزار می‌کنند و شاهد حرکات مضحکی از آنها هستیم و یا در فیلم دیگری گنابادی ها پابوسی جناب تابنده را می‌کنند همه این فیلم ها جعلی‌است؟ در تعالیم آنها هم برخی مطالب مانند عشریه وجود دارد که منطبق با شریعت شاید نباشد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خود بنده نیز در این مورد سؤال دارم. زیرا شخصیت آقای دکتر پازوکی و بعضی از رفقای ایشان را که می‌شناسم، بالاتر از این حرف‌هاست. حتی آقایانی که با گنابادی‌های خرم‌آبادی آشنا بودند، می‌فرمودند اساساً آن‌ها با امثال جریان‌هایی که نسبت به انقلاب بی‌تفاوتند، فرق دارند. موفق باشید

30198

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: بعضی از شخصیت های سیاسی عزم خود را برای ورود به صحنه انتخابات جزم کرده اند و با ظاهری انقلابی و شعار دولت توسعه گرا مدعی حل مشکلات و ایجاد دولت اسلامی هستند. استاد چرا با اینکه آقا بارها فرمودند در عدالت عقب هستیم باز هم شعار دولت توسعه گرا می‌دهند؟! آیا به دنبال این هستند که از دل توسعه، عدالت زاییده شود؟! آیا قرار نیست در دل عدالت اجتماعی، مردم به سعادت و زندگی دینی و قرب الی الله فکر کنند؟! استاد دقیقا دولت توسعه گرا میخواد چه طوری عدالت اجتماعی را محقق کنه؟! توزیع عادلانه در آمدها و توزیع عادلانه منابع ثروت چگونه از دل توسعه گرایی بیرون میاد؟! دولت توسعه گرا چگونه اقتصاد اسلامی و بانکداری اسلامی را میاره تو صحنه؟! استاد میشه بگید الزامات و نتایج این توسعه گرایی که همه دارند خودشون را کشته و مرده اون نشون میدن چیه؟!
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: توسعه‌گرایی اگر به معنی توجه به عقلی باشد که بشر امروز باید خود را مطابق امروزین مناسباتش را شکل دهد که این همان پیشرفتی می‌شود که رهبر معظم انقلاب می‌فرمایند، و امر لازمی است؛ ولی با نظر به افق‌های قدسیِ انقلاب اسلامی. باید عمده نظر به «جهان بین دو جهان» باشد که جایگاه تاریخی انقلاب اسلامی در این زمانه است. موفق باشید

29934
متن پرسش

با سلام استاد: خیلی دوست دارم ریاضت بکشم یکم سجده طولانی یا رکوع طولانی و ... داشته باشم نمی توانم! روحم موافقت نمی کنه چه کنم استاد؟ برای نجاتم از بی عزمی چه کنم؟ تا کی امروز و فردا؟ آثار شما را بعضا مطالعه کردم جسارتا اگر بشه ارجاع ندهید. ممنون

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: باید به افقی نظر کنید که در پیشِ رو دارید. نوشته‌ای که در مورد حاج قاسم تحت عنوان « حاج قاسم سلیمانی و ایمانِ شورمندانه» عرض شد خدمتتان ارسال می‌شود. در موردآن  فکر بفرمایید. موفق باشید

حاج قاسم سلیمانی و ایمانِ شورمندانه

باسمه تعالی

مِنَ الْمُؤْمِنينَ رِجالٌ صَدَقُوا ما عاهَدُوا اللَّهَ عَلَيْهِ فَمِنْهُمْ مَنْ قَضى‏ نَحْبَهُ وَ مِنْهُمْ مَنْ يَنْتَظِرُ وَ ما بَدَّلُوا تَبْديلاً (۲۳/ احزاب)

۱. حقیقت؛ منشأ شورمندی است و حقیقتاً شورمندی در قالب نظر به حقیقت بروز می‌کند و چون شورمندی در شخصیت انسان‌ها به ظهور آید، به صورت ایثار و فداکاری و شهادت خود را می‌نمایاند.

۲. ایمان، شأنی از حقیقت است و کسی که به راستی نظر به حقیقت دارد و در انس با آن زندگی می‌کند، به راحتی حاضر است به خاطر هرچه بیشتر در آغوش حقیقت جای بگیرد، از همه‌چیز و حتی از خود بگذرد و دست‌شستن از زندگی، تنها از عهده‌ی کسی برمی‌آید که در راستای ایمان به امری والا به شورمندی رسیده باشد. مؤمن در لحظه‌ی شورمندی اتحاد وجود خویش با حضرت معبود را تجربه می‌کند چیزی که شهید حاج قاسم سلیمانی در نظر به امر والای انقلاب اسلامی بدان دست یافت. و لذا شورمندی را تا انتهای آن که همان رسیدن به شهادت است در خود به فعلیت رساند. و این درست بر عکسِ آن نوع شورمندی است که اهل ثروت و شهرت به دنبال آنند تا یکنواختیِ زندگی را در تاریخی که یکنواختی، ریشه‌ی انسان را خواهد خشکاند؛ به دنبال آن می‌باشند.

۳. حاج قاسم به خوبی فهمید اگر بعد از دفاع مقدس در شورمندیِ ایمان خود، خود را ادامه ندهد و انقلاب اسلامی را مأوا و بستر آن شورمندی نکند، هرجا که باشد با هر درجه و عنوانی، اژدهای یکنواختیِ این دوران او را خواهد بلعید. و این عجیب‌ترین قدمی است که تنها با حاج قاسم‌ها به ظهور می‌آید. آیا ما در بنیاد خود چنین حاج قاسمی را نهفته نداریم؟ 

۴. این نکته‌ی بسیار مهمی است که وقتی انسان نداند آرمان‌ حقیقی‌اش چه باید باشد، سرگردان اهداف تهی می‌شود و عملاً خود را در امورِ پراکنده، پراکنده می‌کند و برای نجات از این پراکندگیِ شخصیت، حضرت احدیت جان و قلب انسان را به سوی خود جلب میکند، تا انسان از پراکندگی شخصیت نجات یابد و به خود آید. به خودآمدن، همان احیاء و زنده‌شدن قلب است. زیرا در آن صورت توجه جان انسان به حقیقتِ یگانه‌ی عالم می‌افتد و احساس زنده بودن قلب، در خود انسان پیش می‌آید و در این حال چشم انداز و میدان دید انسان تنها حقیفت خواهد شد و هرجا آن را بیابد می شناسد.

۵. مهم آن‌جا است که هرکدام سعی کنیم تکلیف‌مان را نسبت به حقیقت بدانیم و دائم به این فکر باشیم که خودمان حجاب حقیقت نباشیم تا از تجلیات انوار الهی که ما را متوجه چشم اندازی می‌کند که در پیش روست، استفاده کنیم و افق عالم را صبح طلوع حقیقت در نظر بگیریم و هم‌اکنون از آن بهره‌مند شویم. در آن صورت خدا را در تاریخ‌های مختلف و در مناظر مختلف نظاره خواهیم کرد

۶. فهمِ شأن خدا در هستی به این معنا است که انسان به اقتضای ذاتش که وجودی است گشوده، می‌تواند تجلیّات انوار الهی را در خود احساس کند و با همه‌ی موجودات که بهره‌ای از وجود دارند رابطه برقرار کند و آن‌ها را بفهمد و نسبت به وجودِ آن‌ها فکر کند و با موجودات گفتگو نماید. در این حالت است که انسان می‌یابد چگونه تشییع‌کنندگانِ سردار، مظهر انوار الهی بودند.

۷. ما انسان‌ها هر بار حینِ رو برو شدن با یک رخداد تاریخی و یا انسانی بزرگ، چیزی متفاوت را می فهمیم. تعدد دلالت‌ها هر بار یک تعدد تاریخی است. این تعدد از این‌جا ناشی می‌شود که هر بار به گونه‌ای متفاوت از سوی تجلیات الهی مورد خطاب قرار می‌گیریم و این است که باید بدانیم از حاج قاسم سخن گفتن تمام شدنی نیست.

29813
متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرامی: اگر بگوییم شرور عدمی اند، پس نوزادی که به جای ۵ انگشت ۶ انگشت دارد و نقصش از سنخ عدم نیست چه می‌شود؟
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: به گفته‌ی مرحوم شهید مطهری در کتاب «عدل الهی» شرور، یا عدمی‌اند، یا منشأ عدم‌اند. منشأ عدم مثل تگرگ که خودش آبِ منجمدشده‌ای است ولی شکوفه ها را از بین می‌برد. در همین رابطه آن ضعف‌هایی که منجر می‌شود تا بدن این نوزاد در مسیر تدبیر صحیح روحش قرار نگیرد، شرّی می‌باشد از نوع دوم، که منشأ عدم شده است و آنچه بایدبشود را مانع گشته. موفق باشید

29687
متن پرسش

فیزیک، فلسفه، عرفان و آنگاه خون حسن رحیم‌پور ازغدی دیشب به لطف یکی از دوستان، یادداشت‌هایی از شهید بنیانگذار، استاد فخری‌زاده را دیدم. پیشتر ندیده ونخوانده بودم. دیشب هم نخواندم، بلعیدم و افسوس خوردم‌ بر بزرگمردی که جلوی بت‌های ما زانو نزد، بزرگ در «فیزیک» و «فلسفۀ علم» و بزرگ در انسانیت و معنویت، مجاهدی ناشناخته برای ما و کاملا شناخته برای واشنگتن و لندن و تل‌آویو که او را پدر"تکنولوژی هسته‌ای" و مغزمتفکر "هوافضا" نامیدند و کشتند. ده‌ها نقشه ترور او نقش برآب شده بود. روشن است که چرا مردم آن نظریه‌پرداز عملگرا را قاسم سلیمانی «فیزیک هسته‌ای» خواندند. شهادت فخری‌زاده، برای او «خیر» و برای ما «شر» بود، برای او قصۀ «پیله و پروانه» و برای ما غصۀ «ماندن میان درودیوار» است، و محرومیت از مردی که ندانستیم چه حقی بر امنیت و پیشرفت ایران دارد و اینک چون شهید تهرانی‌مقدم، شهدای هسته‌ای و شهیدانی که پس از این خواهیم داد، دیگر از تاریخ ایران تفکیک نخواهد شد؛ چه خورشیدهای درخشان به تاریخ ما سنجاق نشده‌اند بلکه خود تاریخ ما هستند. ضمن آنکه اهل تعارف نیستم و اگر برادر قاآنی فرمانده من در سالهای جنگ، ما را به عضویت سپاه قدس بپذیرد در هر عملیات انتقامی در هر جای عالم که باشد شرکت می‌کنم به‌ویژه اینک که گرفتار کوتوله‌هایی هستیم که هوسی جز مذاکره باشیطان ندارند و نمیدانیم به کدام خدا نماز می‌برند اما نقدا حیف است اگر با چند یادداشت به افکار شهید فخری‌زاده در حوزه فلسفه و علوم پایه اشاره نکنم: ۱. امکان و ضرورت احیای فلسفۀ اسلامی رابه حوزه ودانشگاه یادآوری کرده و آنان را به ظرفیتهای احیا نشده فلسفه اسلامی برای فلسفه علم توجه داده است. حیات فلسفه ، قدرت تعامل با محیط و رشدیافتن و رشددادن است؛ به‌نحوی که با پرسش‌های فلسفی اکنون رویارویی داده شود، چالش‌پذیر باشد و از مسیر فلسفۀ علم، تاثیر ملموس بر جهت‌گیری علم داشته باشد. فلسفه اسلامی هم نوع زنده و مرده دارد. ۲. شهید نظریه پرداز، ریشۀ چالش بزرگ فیزیک جدید را در "فلسفۀ فیزیک"می‌بیند واصل "عدم قطعیت" راکاملا ادامۀ نظریۀ معرفت‌شناختی امتناع در شناخت ذات واقعیات طبیعی با روشهای فیزیک میداند چه برخلاف ادعا کمیات وابسته به هم برای یک ذره فیزیکی به‌طور همزمان بادقت صفر، همچنان غیرقابل اندازه‌گیری است. همچون اندازه‌گیری تکانه بادقت بالا در الکترون که سبب می‌شود نتوانیم اطلاعاتی روشن از مکان بدهیم و به‌عکس.فیزیک کلاسیک در مورد انرژی و زمان با همین مشکل مواجه است. اندازه‌گیری دقیق یک کمیت، سبب عدم دقت در بی‌نهایت کمیت وابسته دیگر می‌شود و تلاش‌هایی چون نظریه «متغیرهای پنهان» نتوانسته خطر ظاهری این اصل را جبران کند. ۳. ایشان اصل «عدم قطعیت» در فیزیک را اگر نفی علیت به مفهوم نیوتونی آن باشد، معقول وحتی عامل پیشرفت علم می‌شمارد اما این اصل نمی‌تواند نفی «علیت» با تبیین فلسفی باشد مگر کسانی به دلایل ایدئولوژیک و غیرفلسفی چنین استنتاج نادرستی بر آن تحمیل کنند. ۴. از همسر شهید نقل شد که وقتی در خون خود دست و پا می‌زده، بیشتر نگران محافظانش بوده و با فریاد از آنان خواسته جلو نیایند تا آسیب نبینند. همکارانش گفتند گرچه دو نخست‌وزیر رذل صهیونیست علنا نام دکتر فخری‌زاده را ‏بعنوان هدف اعلام کرده بودند و آمریکا و کارگزارانش تشنه به خون او بودند، در داخل کشور نیز تحت فشار و ایذا بود. به نام برجام دست‌هایش را بستند و با دست بسته، هدف مسلسل تروریزم دولتی غرب قرار گرفت و مخالفان داخلی پروژه او نه حاضر به مناظره بودند و نه مسئولیت تصمیم‌های خود را می‌پذیرند. ۵. شهید فخری‌زاده در نقاط ربط فیزیک با فلسفه و در حلقه وصل "فلسفه علم" و معرفت‌شناسی با مشکلات انسان و نیازهای حیات، درگیر تالیف کتاب‌هایی بود و می‌پرسید چرا نهاد فلسفه اسلامی در صحنه نیست و تفریع فروع نو نمی‌کند؟ چرا تاثیر آن در علوم تجربی و علوم انسانی به درستی برای ‏دانشجویان "فلسفه علم"، تبیین نشده و فیلسوفان این عصر، تن به رویارویی جدی با مسائل بنیادین علم نمی‌دهند؟ کجایند مقالاتی که با مبانی فلسفه اسلامی به نقد تفسیرهای فلسفی ناشی از علوم بپردازند؟ چرا فیلسوفان امروز غالبا به ذکر مصادیق و مثال‌های تازه، اکتفا کرده و ‏مثلا در تدقیق و تجزیه روایت فلسفی از هستی نکوشیدند؟ حال آنکه فلسفه غرب با مبانی متشتت معرفت‌شناختی در معرکه، حاضر و با علوم، در تعامل زنده و با هر چالشی، نحله‌ای زاده و صاحب اولاد مشروع و نامشروع بسیاری شد و بر روند علوم و تطبیق یافته‌ها با سبک زندگی، ایفای نقش کرد؟ انیشتین گفت نظریه "نسبیت"، آنقدر میوه می‌دهد که خود دیگر آن را نمی‌فهمم. در این لحظه به یاد آوردم اینها بخشی از سوالاتی بود‌ که سال گذشته در فیضیه و در دانشگاه تهران پرسیدیم و یکی در قم آن را دروغ و تضعیف حوزه خواند و دیگری در تهران، آن را خارج از محدوده علم! و دانشگاه دانست. ‏همچنین شهید محسن، فیزیک و فلسفه را به نحوی مرتبط می‌دید که اگر مرز آنها رعایت شود یکدیگر را خوراک داده و حتی اصلاح می‌کنند گرچه ابزارهایی کاملاً متمایز و حیطه‌ای مستقل دارند. در رمزگشایی شهید دکتر فخری‌زاده، وقتی "ایدئولوژی" بر "جهان بینی" و جهان بینی بر "شناخت"، مبتنی است و ‏وقتی موثرترین ابزار شناخت، تجربه حسی است (از تعبیر تعمیم یافته "مشاهده" برای حس بهره می‌برد)، چرا نقش فیزیک در "شناخت"، دست کم گرفته شود؟ فیزیک، دریچه‌ای راهگشا بسوی چشم‌اندازی بی‌نظیر در مشاهده آفاق است چنانچه زیست‌شناسی و علوم‌شناختی که توسعه‌یافته‌ی علم‌النفس است، ‏شانی چون فیزیک دارند و البته این ارتباط‌ها نباید مرز و وظایف علوم را در هم ریزد و نسبیت‌زدگی به معنای نادرست آن، مایه اغتشاش در علم و فلسفه شود. شهید محسن، دیدگاه امثال پوپر و پیروان ایرانیش را نه تنها غیر فلسفی بلکه منجر به فروپاشی علم می‌داند و ‏تداخل بی‌منطق و افراطی علوم و فلسفه در یکدیگر را اخلال در هر دو می‌شمارد و می‌نویسد گرچه هرگز نخواسته‌ام با فیزیک به خدا برسم اما مگر با فلسفه(بدون نبوت)می‌توان جز به خدایی ناقص رسید؟ او قاطعانه،فیزیک را بستری کارآمد(نه بیشتر و نه کمتر) برای عرفانی مستظهر به "طبیعت‌شناسی" می‌خواند ‏و می‌گوید فیزیک در اندازه خود، جلوه‌هایی زیبا و باشکوه از حضرت حق به نمایش می‌گذارد و من شخصا از فیزیک نه تنها لذت حل مسئله، بلکه لذت معنوی برده‌ام و بر ایمانم افزوده است. شهید محسن در شگفت است که چگونه کسانی در اروپا توانستند ‏از یک"جهان منسجم"و"مکانیک معنادار"به الحاد یا بی‌معنا دیدن هستی برسند؟و چرا به سهمیه تجربی و ریاضی از ذهن خود بسنده کردند؟ مگر عقل، بویژه وقتی مویدات علم، پشت آن می‌ایستد، راهی برای"الحاد" یا"شکاکیت"(که دشمن خونی "عقل"است) بازگذارده است؟ اینان از کدام بیراهه رفتند که به بیغوله رسیدند؟ ۶. شهیدترور، سردار پاسدارمحسن فخری‌زاده، که او و همه شهدای هسته ای را باید ازجمله شهدای تمدن سازی معاصرایرانی اسلامی دانست در نقطه وصل فیزیک و فلسفه، نظریه پردازی کرده است. او به منظر اپیستمولوژی صدرایی در فلسفه علم و ‏شباهتی میان "آزمایش فیزیکی" با "تعقل فلسفی" توجه می‌داد که چگونه فیزیکدان برای شناخت طبیعت، چاره‌ای جز دخالت در آن ندارد و همین دخالت دانشمند، واقعیت را از موقعیت "ماقبل شناخت" یعنی از نفس‌الامر پیشین خارج می‌کند و بنابراین آنچه دانشمند در طبیعت، شناسایی می‌کند ‏همان موجود قبل از شناسایی نیست. برای مشاهده الکترون باید از فوتون بهره‌ برد اما به محض تماس فوتون با الکترون، وضعیت در هم می‌ریزد و دیگر این الکترون، آن الکترون نیست. این نکته گرچه در فیزیک کلاسیک هم شناخته‌ شده بود اما ارزش عملی آن را نمی‌دانستند. در فیزیک و در علوم آزمایشگاهی،‏امکان علم دقیق به واقعیت پدیده‌ مادی با قطع نظر از دخالت دانشمند(که برای درک آن پدیده، ضروری است) وجود ندارد. در سطح ساده‌تر وقتی دماسنج را وارد آب می‌کنید تا دمای آن را اندازه بگیرید، از آب، انرژی‌هایی می‌گیرید و به آن انرژی‌هایی می‌دهید؛ پس آب اندازه‌گیری شده، آب دیگری است ‏و در هیچ آزمایشگاهی،"آب پیش از اندازه‌گیری" عینا قابل اندازه‌گیری نیست و انحراف محاسبه هرگز به صفر نمی‌رسد. در فیزیک جدید نیز فوتون، کوچکترین ابزار مشاهده با کمترین تاثیر در واقعیت، نمی‌تواند مانع خطا شود و البته چاره‌ای از این خطا در فیزیک نیست. برادر شهید می‌پرسد وقتی در فیزیک، ‏"عالم و معلوم" بر یکدیگر تاثیری چنین متقابل می‌گذارند به حدی که واقعیت نفس‌الامری، جدا از دخالت فیزیکدان و فیزیکدان بدون تاثر از آزمایش، قابل آزمایش نیست چرا مثلا به معرفت‌شناسی ملاصدرا و علم‌النفس حکمت متعالیه توجه نکنیم که چگونه در "نظریه تجرید" صدرایی، ‏مراتب ادراک، وابسته به میزان تجرید است، یعنی با تجرید ناقص‌تر به "ادراک حسی" و وقتی بیشتر شود به "ادراک خیالی" و با تجرید کامل‌تر به "ادراک عقلی" می‌رسیم؛ بنابراین پابه‌پای مراحل ادراک، هم "درک‌کننده" و هم "درک‌شونده"، هر دو ارتقا می‌یابند. آنچه مانع ادراک وجهی از حقیقت می‌شود ‏از عوارض ماهیت نیست بلکه نحوه وجود و عینا خود واقعیت است که ماهیت با آن موجود می‌شود و این یعنی که سخن از یک مرتبه از یک حقیقت نیست بلکه با تجرید کمتر، به واقعیت محسوس، با تجرید بیشتر به صور خیالی و آنگاه به ادراک عقلی ارتقا می‌یابید. بنابراین شناخت حقیقت نفس‌الامری هم مستقل از ‏ادراک فیلسوف ممکن نیست و این محدودیت، ناشی از محدودیت ابزار و امری عارضی نیست بلکه ذاتی و ناشی از تاثیر متقابل ناظر و منظور در یکدیگر است. برادر محسن به حوزه و دانشگاه یادآوری می‌کند که بسیاری سرفصل‌ها در فلسفه اسلامی اعم از سینوی و صدرایی و اشراقی و حتی عرفان نظری وجود دارند که ‏هنوز در مورد اثرگذاری و اثرپذیری آن‌ها در فلسفه علم و از جمله فیزیک بحث جدی و پیگیر نشده است. ۷. شهید محسن سپس به چالش‌هایی اشاره می‌کند که گفته می‌شد فیزیک جدید در حوزه معرفت تجربی،فلسفی و حتی عرفانی به وجود آورده که علاوه بر اینکه توسط پاره‌ای نحله‌ها برای اثبات حقانیت خود ‏به غلط، سوء‌استفاده شده، هر دسته از فیلسوفان فیزیک نیز در باب مهمترین چالش به وجود آمده پاسخی متفاوت دادند. یکی "نقض علیت"، دسته دیگر، تغییر در مفهوم "نظریه اندازه‌گیری" و... اما برادر فخری‌زاده، چالش عمده به وجود آمده را خودزنی و زیرسوال بردن فیزیک از طریق ضربه به ‏"ارزش معلومات تجربی" می‌داند، چه از این پس، معلوم نخواهد بود که یافته‌های علوم تجربی تا چه میزان بازنمود واقعیت هستی و هستی واقعی است؟ نظریه پرداز شهید، مثال می‌زند که اینشتین بر اساس یافته‌های ماکس پلانک برای نور، ماهیتی دوگانه قائل بود و آن را از سویی ذره و "فوتون" و ‏از طرفی "موج" دانست و این یک چاله معرفتی است زیرا وقتی در یک آزمایش، خاصیت موجی نور و در دیگری خاصیت ذره‌ای آن مشاهده شود یعنی بسته به نوع ترتیبات آزمایش، "نور" هربار یکی از خواص خود را بروز می‌دهد و این پدیده در کل طیف الکترومغناطیس جاری است. فخری زاده یادآوری میکند که ‏"دوبروی" نیز تأسی به "اینشتین" می کند حال آنکه سؤال مهمتر این بود که اصولا فوتون چیست؟ و ذره مادی الکترون در واقع و نفس‌الامر چیست؟ موج است یا ذره یا حالتی دیگر از وجود؟ ماهیت الکترون چیست پیش از آنکه به مشاهده درآید؟ نه فیزیک و نه فلسفه پاسخی ندادند و با آنکه حدود صد سال از ‏تکامل این دو نظریه می‌گذرد حتی یک پیشنهاد تجربی هم ارائه نشده است. شهیدمحسن در مثالی دیگر این وضعیت را در تئوری‌های آرایش ذرات در هسته اتم به پرسش می‌گذارد. کدام مدل هسته‌ای، جامع نظریه‌ها و قادر به توجیه همه آزمایش هاست؟ پاسخ این است که هیچ کس نمی‌ داند. ۸. پرسش بعدی برادر محسن این بود که چرا فیزیک کوانتومی نمی‌داند وضعیت الکترون موجود در اتم در گذر از یک تراز به تراز دیگر چگونه است؟ چرا تنها از واقعه، خبر می‌دهد. چرا برای نحله‌های عمل‌گرا و پوزیتیویست نیز اساسا مهم نیست که الکترون در جریان این گذر چه وضعی دارد و تنها تشنه فایده عملی آن است؟ جان ما تشنه دانایی است اما در هیچ یک سیراب نمی‌شود. حال آنکه طرح همین پرسش‌های جواب نداده، تضمین پیشرفت علم است و همین چالش اساسی در هر دو مکتب فیلسوفان علم است که فیزیکدان را به سکون و قناعت می‌کشاند، همان اتهامی که اینان دیگران را بدان متهم می‌کردند. علم بی این سؤالات، رشد نمی‌کند و هر چه مانع تحقیق بیشتر در علم شود محکوم به شکست است. اما البته شهید هسته‌ای ما همین “نمی‌دانم”های انبوه فیزیک جدید را درعین حال، حسن بزرگ آن نسبت به فیزیک نیوتنی می‌داند که مدعی”همه چیزدانی” و صد البته ناشی از جهل مرکب و مفرط بود. اما این “نمی‌دانم”ها همان “نمی‌دانم” هایزنبرگی نیست که اصالت آن هنوز مشکوک باشد مگر به طریقی بتوان این دو را به هم مربوط کرد که این هم بنظر ایشان، شدنی است. شهید محسن می‌نویسد تشریح چگونگی این ارتباط در برنامه‌های کاری اینجانب است که به حول و قوه الهی به آن خواهم پرداخت. سردار شهید فخری‌زاده از نسبیت انشتین می‌گوید که چگونه نسبیت نیوتنی را که ناظر به مکان و سرعت بود به نسبیت زمان، تعمیم داد و اینکه در این جهان بینی، دیگر زمان، ترازوی ثابتی نیست که حوادث با آن سنجیده شود. بلکه نوع حرکت، چگونگی زمان را مشخص می‌کند پس دیگر “زمان مرجع” نداریم مگر بتوانیم چارچوب مرجع اینرسی را بیابیم ولی ایشان می‌پرسد مگر چنین چارچوبی در جهان مادی در دست داریم؟ با این محاسبه، هر ناظر در دستگاه مختصات خاص خود، زمان خاص خود را دارد و حوادث را از منظر خود بیان می کند که با ناظر مستقر در چارچوب مرجع دیگر و با شرایط دیگر متفاوت می‌شود و این اساس حتی در فیزیولوژی موجودات مادی هم اثر می کند. حال از میان دو روایت دو ناظر متفاوت از حادثه واحد، کدام درست است؟ ایشان می‌گویند برای من جالب است که میان نسبیت انیشتین و آنچه جناب ملاصدرا سه قرن قبل از انشتین و همزمان با نیوتن، بازبان فلسفی استنباط و طرح‌ کرده چه نسبتی دارد وقتی می‌گوید برای هر حرکتی، زمانی ویژه همان متحرک است؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: جناب استاد رحیم‌پور چه اندازه سردار فخری‌زاده را در رابطه با ارتباط بین فیزیک و فلسفه خوب می‌فهمند و چه اندازه خوب توانسته‌اند آن شهید را در جایگاه علمی‌اش معرفی کنند. موفق باشید   

29567

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسمه تعالی. سلام: با توجه به نکته ۷۴ بنیان های حکمت حضور در جهانی بین دو جهان قرار است ما با حکمت صدرایی با جهان غرب روبرو بشویم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: إن‌شاءالله در جای خود به آن بند پرداخته می‌شود. ولی همان‌طور که به صورت پراکنده عرض شده ما با صدرا در جهانی حاضر می‌شویم که غرب با دکارت در آن جهان حاضر شد و معاصرت دکارت و صدرا بی‌حساب نیست. که البته نیاز به بحث دارد. موفق باشید

29134
متن پرسش

یا رب الحسین بحق الحسین اشف صدر الحسین بظهور الحجه سلام علیکم و رحمه الله. طبق نکات معرفت نفس من انسان هرجا توجه کند همانجاست و خود را انجا می‌بیند و فراتر از زمان و مکان است. پس چرا هرچه بیشتر به طریق الحسین در ایام اربعین توجه می‌شود حس فراق و شوق زیارت و درنوردیدن زمان و مکان هم بیشتر می‌شود؟ و من انسان می سراید که: حجاب چهره جان می شود غبار تنم ، خوشا دمی که ازین چهره پرده در فکنم التماس دعا

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! نفس ناطقه هرجا نظر کند خود را آن‌جا و در محدوده‌ی آن‌جا می‌یابد ولی بعضی از جای‌ها جایِ اصلی جان است و برای آن‌که انسان در جای اصلی خود حاضر شود باید از جاهای فرعی دل بِکَند. قصه‌ی حضور اربعینی قصه‌ی یک‌دله شدن است در آن حضور. مگر نفرمود: «در یمنی چو با منی پیش منی / پیش منی چو بی‌منی در یمنی».

فرمود:

حيلت رها کن عاشقا ديوانه شو ديوانه شو

و اندر دل آتش درآ پروانه شو پروانه شو

هم خويش را بيگانه کن هم خانه را ويرانه کن

وآنگه بيا با عاشقان هم خانه شو هم خانه شو

رو سينه را چون سينه ها هفت آب شو از کينه ها

وآنگه شراب عشق را پيمانه شو پيمانه شو

بايد که جمله جان شوي تا لايق جانان شوي

گر سوي مستان مي روي مستانه شو مستانه شو

آن گوشوار شاهدان هم صحبت عارض شده

آن گوش و عارض بايدت دردانه شو دردانه شو

چون جان تو شد در هوا ز افسانه شيرين ما

فاني شو و چون عاشقان افسانه شو افسانه شو

تو ليله القبري برو تا ليله القدري شوي

چون قدر مر ارواح را کاشانه شو کاشانه شو

انديشه ات جايي رود وآنگه تو را آن جا کشد

ز انديشه بگذر چون قضا پيشانه شو پيشانه شو

قفلي بود ميل و هوا بنهاده بر دل هاي ما

مفتاح شو مفتاح را دندانه شو دندانه شو

بنواخت نور مصطفي آن استن حنانه را

کمتر ز چوبي نيستي حنانه شو حنانه شو

گويد سليمان مر تو را بشنو لسان الطير را

دامي و مرغ از تو رمد رو لانه شو رو لانه شو

گر چهره بنمايد صنم پر شو از او چون آينه

ور زلف بگشايد صنم رو شانه شو رو شانه شو

تا کي دوشاخه چون رخي تا کي چو بيذق کم تکي

تا کي چو فرزين کژ روي فرزانه شو فرزانه شو

شکرانه دادي عشق را از تحفه ها و مال ها

هل مال را خود را بده شکرانه شو شکرانه شو

يک مدتي ارکان بدي يک مدتي حيوان بدي

يک مدتي چون جان شدي جانانه شو جانانه شو

اي ناطقه بر بام و در تا کي روي در خانه پر

نطق زبان را ترک کن بي چانه شو بي چانه شو

موفق باشید

28858

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم و عرض ادب: با توجه با تکمیل شدن کارهای کتاب شرح فصوص، و احتمالا تا هفته آینده چاپ شدن آن، بنظر حضرتعالی ادامه مباحث را با همان صوت کار کنیم بهتر است، یا از طریق کتاب دنبال کنیم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حتما باید متن فصوص با شرح صوتی آن دنبال شود. اساسا این نوع متون به صرف ترجمه و شرح آن خود را ظهور و بروز نمی‌دهد. موفق باشید

28605
متن پرسش
با سلام و وقت بخیر خدمت استاد عزیزl در مورد بحث عزاداری و قضیه محدودیت های ستاد کرونا که مطرح شد بیان فرمودید که «به هر حال نمی‌توان آنچنان مشکل آن ویروس را بزرگ کرد که منجر به ترک جلسات عزاداری شود. آری! باید رعایت دستورات ستاد مبارزه با کرونا بشود ولی به نحوی که برکات حضور در جلسات عزاداری اباعبداللّه «علیه‌السلام» از بین نرود. زیرا وقتی روح انسان‌های مؤمن در کنار هم باشد، برکات خاص فرشتگان به میان می‌آید و انسان‌ها در کنار همدیگر بسط می‌یابند.» قبلا هم در مورد تعطیلی مساجد دوستانی سوالاتی مطرح کرده بودن و جوابی مشابه داده بودید و معمولا به صحبت های رهبری و لزوم ترتیب اثر دادن به نظرات این ستاد کرونا رو مطرح کرده بودن دیدگاه خودم مقداری متفاوت با این قضیه بود خواستم بگم تا نظر شما رو هم در این خصوص بدونم. بنظرم اصلا دور از ذهن نیست که تعطیلی مسجد و حرم ائمه و ... تا برسه به این مراسم محرم نظر اصلی رهبری نباشه، در اون آغاز کار یک هجمه کینه توزانه در فضای مجازی علیه مساجد و مکان های مذهبی و افراد مذهبی شکل گرفت که منبع انتشار ویروس کرونا هستند جواب این هجوم رو باید افراد مذهبی در همون فضا می دادند. (قبلا شاهد بودیم رهبری چندین بار بر اهمیت فضای مجازی تاکید کرده بودند) اینجا هیچ پاسخ و جوابی به این جوی که ایجاد شده بود داده نشد و کشور ما هم در شرایطی نیست که کارها و واکنشهایی داشته باشه که هزینه بر هستند و ریسک و مخاطره دارند. بنابراین این موارد رو به ستادی که جنبه مذهبی نداشته باشه ارجاع داده اند که دست و زبان افراد بهانه جو کوتاه بشه این قضیه بخاطر عدم واکنش مناسب نیروهای مذهبی بوده که بستر واکنش هم اغلب فضای مجازی بود. بنابراین با این تحلیل عملکرد شخصی که آن زمان در مساجد حضور پیدا می کرد، یا خواستار باز شدن حرم های مطهر بود و یا الان کارهایی انجام بده که با نظرهای ستاد کرونا مغایرت داشته باشه رو نمی توان مغایر با نظر رهبری دانست، مورد ستاد کرونا هم واقعا لازم هست عملکرد و تاثیر گذاریشون نقد بشه که بحث دیگریست.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در صحبت روز عید قربان نیز مقام معظم رهبری خواستند تا هر دو موضوع مدّ نظر باشد، هم عزاداری و هم رعایت بهداشت. همان‌طور که در موضوع کنکور بالاخره به این نتیجه رسیدند که نباید از ترس کرونا، زندگی را تعطیل کرد. این شبیه نظر مرحوم شهید مدرس است که می‌فرمود از ترسِ مرگ نباید خودکشی کرد. موفق باشید

28465

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: با گوش کردن جلسه اول شرح کتاب مقالات آقای شجاعی از سایت، سوالی برایم پیش آمده: اگر روح خدا به معنای ذات خدا نیست و بلکه نزدیک ترین موجود به خدا است پس در آیه «نفخت فیه من روحی» نیازی به آوردن کلمه «من» نبود. چون اگر حقیقت انسان همان مقام قرب کامل باشد و از طرفی روح خدا هم همان مقام قرب کامل باشد (نه ذات) پس باید بگوییم حقیقت انسان همان روح خداست، نه «از» روح خدا.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به شرطی که بحث «ده نکته در معرفت نفس» و «برهان صدیقین» را مقدمه‌ی مطالعه‌ی مباحث مربوط به کتاب «مقالات» قرار دهید؛ ملاحظه خواهید کرد که «مِنْ» در «من روحی» منظور، نازله‌ی روح است و نه جزئی از کلّ. موفق باشید

28027

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: تکلیف ما در مقابل افرادی‌که مدام غیبت می‌کنند و ما هم به نحوی در معرض آن قرار داریم چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همچنان‌که قبلاً عرض شد اگر شرایط، جهت تذکر نیست، نباید با آن‌ها همراهی کرد. شاید سکوت ما موجب شود آن‌ها به خود آیند. این غیر از سکوتی است که منجر به تأیید می‌شود. موفق باشید

27654

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: قبول باشد طاعات و عبادات. استاد لطف می‌فرمایید برای بچه های ۷ تا ۱۸ سال منابع مطالعاتی اعتقادی معرفی فرمایید و اینکه روش و تجربه ای در این خصوص دارید که در اختیار حقیر بگذارید. التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: کتاب‌هایی مثل «چه نیازی به نبی» و «جوان و انتخاب بزرگ» و یا «فرزندم؛ این‌چنین باید بود» و «آشتی با خدا» إن‌شاءاللّه می‌تواند مفید باشد. موفق باشید

27376

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: چرا جواب سوالات ما داده نمیشه. حداقل بفرستید به جی میل.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: کمی به سؤال‌تان و به جواب ما نظری بیندازید. ببینید چگونه فرصت ما را نسبت به جواب‌دادن به سایر سؤال‌ها محدود می‌فرمایید. مطالب پایین‌ چه چیز بوده است که در سؤال‌تان مرقوم نفرموده‌اید؟! موفق باشید

سلام استاد: نظرتان در مورد مطلب پایین چیست؟ نگاهی عوامانه و ایستا!

 باسمه تعالی: سلام علیکم: کدام مطالب؟!! موفق باشید

27361

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: خدا قوت. میشه شاگرد خصوصی تون بشم؟ !شرایط این که کسی بخواد شاگرد خصوصی تون بشه چیه؟! من ساکن مشهد هستم و بعضی از کتابهای شما را که به آن دسترسی دارم را مطالعه کرده ام.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: روش حضرت امام خمینی «رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» آن بود که با اُنس با معارف الهیه هرکس خودش خود را می‌یابد و در این رابطه حضرت آیت اللّه بهجت «رحمت‌اللّه‌علیه» می‌فرمایند: علمِ تو استاد توست. پیشنهاد ما دنبال‌کردنِ سیر مطالعاتی بر روی سایت است. موفق باشید

27255
متن پرسش
سلام علیکم: آیا می توان گفت بحث بداء در امر ظهور حضرت حجت (عج)، آنگاهی است که در دل غیبت حضرت، ملت و مومنین و احراری اراده به تغییر و تحول در تاریخ مبتنی بر عهد الهی دارند و زمینه و گفتمان بوسیله همین جامعه مومنین و احرار پیش آمده و توانسته اند نگاه ها را معطوف کنند لذا خود حضرت حق هم عنایت ویژه ای به عالم بواسطه همین افق گشایی و حضور مومنین می کند و در جبران کمی ها و کاستی ها، امر ظهور را سامان می دهد که حتی در روایات داریم طی یک شب به سرانجام و صلاح می رسد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بداء، در تحققِ ظهور حضرت نداریم. آری! در بعضی از حوادث که ممکن بود پیش آید، بداء حاصل می‌شود و آن حوادث پیش نمی‌آید. که بحث آن را می‌توانید در کتاب «تحلیل تاریخی نشان‌های ظهور» از حجت‌الاسلام دکتر مصطفی صادقی دنبال بفرمایید. موفق باشید

27244
متن پرسش
سلام استاد وقتتون بخیر: چند روز پیش صحبت‌های استاد دینانی رو می‌شنیدم. ایشون این بیت از مولانا را خواندند (بد به نسبت باشد این را هم بدان / پس بد مطلق نباشد در جهان) و پیرامون آن صحبت‌های خوبی کردند. الان برای بنده این سوال پیش آمده که آیا واقعا هیچ بد مطلقی وجود ندارد؟ یعنی هیچ عملی به طور مطلق بد نیست؟ مثلا ربا یا زنا یا ... به طور مطلق بد نیستند آیا؟! سوال دیگری هم داشتم. زنی که در دفاع مقدس به او گفته شد همسرش شهید شده و وی یقین کرد که همسرش شهید شده و بعد از چند سال ازدواج مجدد انجام داد و بچه‌دار شد اما همسر او شهید نشده بود و اسیر بود و بعد از چند سال از اسارت برگشت تکلیف این زن با این دو همسر چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. بحث در مخلوقات خدا است که هیچگدام در ذات خود بد نیستند مثل سیل که آبِ زیاد است و نسبت به خانه‌های سرِ راهش، شرّ است. و البته بحث اعتباریات مثل آن‌که خداوند اعتبار کرده است که مثلاً ربا و زنا حرام باشد؛ موضوعش متفاوت است. در این مورد کتاب «عدل الهی» از شهید مطهری و یا جزوه‌ی «معارف ۱» که بر روی سایت هست، مفصل‌تر بحث را دنبال کرده است. ۲. در این مورد فقها هستند که باید نظر بدهند و نظر داده‌اند. خوب است به آن‌جا رجوع شود. موفق باشید

26555

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام و عرض ادب خدمت استاد: یکی از آیات عظام قم که در خدمتشان بودیم چند روز پیش حدود دو ساعتی هم کلام شدیم با ایشان که ممهز در فقه و اصول و رجالند. ایشان به حقیر گفتند شما قریب الاجتهادی، بنده از طرز صحبتهایت این را متوجه می شوم! و فرمودند درست است که حوزه نیستی ولی درس خارج آیت الله جوادی را شروع کن هفته ای یک جلسه حیف است و .... می خواستم از شما که بهتر به زندگی و شرایط بنده آگاهید بپرسم، که آیا لازم است فقه را به این نوع و شیوه هم بخوانم؟ آیا اساسا در نوع تفکر بنده کمک خواهد کرد؟ در زندگی ای که شاید حالا حالا ها به زندگی طلبگی بازنگردد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: تجربه‌ی بنده هم همین بود. لذا سعی می‌کردم در جریان درس خارج آیت اللّه لنکرانی و آقای منتظری که قدیم‌ها از رادیو پخش می‌شد؛ قرار بگیرم. موفق باشید

26202

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: وقت به خیر. یه سوالی داشتم که اگر امکانش نیست در سایت قرار داده باشه، ممنون میشم جواب رو برام پیامک بفرمایید. خیلی به جوابش احتیاج دارم. استاد من از اون وقتی که خودم رو شناختم، آدم ترسویی بودم؛ ترس از بحث و دعوا و دودستگی. الان هم که این اتفاقات افتاده، بسیار مضطربم. بخاطر این ضعف مدام خودم رو سرزنش می کنم که من آدم به دردنخوری هستم. حتی اگر بتونم در عرصه های دیگه ای به درد انقلاب و اسلام بخورم، چون شجاع نیستم، فایده نداره و در این آزمایش آخرالزمان سرشکسته ام. حاضرم برم میدان جنگ، تیر بخورم اما وارد بحث با کسی نشم. من ولایت فقیه رو صددرصد قبول و دوست دارم اما مدافع خوبی نیستم. برای همین، همه ی کارها و فعالیت هام رو تعطیل کردم چون فکر می کنم هرچه کنم فایده ای نداره. شنیدم در آخرالزمان آدم ها یا در جبهه ی حقند یا باطل، حد وسط نداره. من حق رو قبول دارم و حاضرم جونم رو به پاش بدم اما جرات دفاع ندارم. می ترسم که اسمم بره در بین جبهه ی باطل. راهنماییم بفرمایید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی چنین استعدای خداوند در شما نگذاشته، چرا خود را سرزنش می‌کنید؟! اولاً: همین‌که با منتقدین به ولایت فقیه همراهی نمی‌کنید، کار ارزشمندی است. ثانیاً: در امور زندگی، مطابق رهنمودهای رهبری عمل کنید تا وظیفه‌ی خود را انجام داده باشید. موفق باشید

26132
متن پرسش
سلام: آیا در جهان دیگر باز مسئله محرم و نامحرم مطرح هست؟ مثلا می توانم شهدا و ائمه ای که خیلی ارادت به آنها داریم را در آغوش بگیریم؟ متشکرم
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بلی! آن‌جا روح‌ها، صورتِ جسمانی دارند نه آن‌که جسمی باشد و روحی. موفق باشید

25919
متن پرسش
با سلام و احترام خدمت استاد بزرگوار: در جلسات متعددی از تفسیر قرآن فرمودید که در هیچ جای قرآن اشاره نشده است که لازم است یهود و نصاری از دین خود دست بردارند و مسلمان شوند بلکه لازم است از خرافات و انحرافات دین خود اجتناب کنند. چند روز قبل آیه ۱۶۲ سوره نسا را قرائت می کردم که در مورد اهل کتاب می فرماید: «لکن الراسخون فی العلم منهم و المومنون یومنون بما انزل الیک و ما انزل من قبلک» آیا این آیه بدین معنا نیست که راسخون فی العلم از اهل کتاب باید به پیامبر اسلام ایمان بیاورند؟ با تشکر. التماس دعا.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ابداً. آیه می‌فرماید: این افراد یعنی راسخونِ فی العلمِ اهل یهود آن‌قدر در فهم و شعور توانا هستند که حتی ای پیامبر! وَحی‌ای که بر تو نازل شده است را می‌شناسند و به آن ایمان دارند. و این نشانه‌ی بزرگی آن‌هاست. ولی هرگز نفرموده است آن‌ها مسلمان شده‌اند و یا باید مسلمان شوند. زیرا می‌فرماید: «منهم» یعنی از همان گروه یهود هستند. آری! می‌توان گفت این را نیز از رخصتِ اسلام یافته‌اند که اجازه داده است بر دین توحیدی خود بمانند. موفق باشید

نمایش چاپی