بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
30740

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: وقتتون بخیر. متاسفانه بنده قبلاً کنترل درستی روی قوۀ خیال خودم نداشتم و خیالم به شدت یله و رها بود و محدودیت زیادی براش تعیین نکرده بودم. خدا رو شکر یکی دو ساله که تصمیم به کنترل قوۀ خیال گرفتم و اجازۀ ورود هر فکری رو نمی‌دم، کتاب ادب خیال رو هم خوندم و فوق‌العاده کمک کرد به من. ولی با اینکه تقریبا مدت زیادی هست که خیالم رو کنترل می‌کنم، در بعضی خواب‌هام، خودم رو مشغول به کارهای شرم‌آوری می‌بینم. برداشت خودم اینه که با وجود اینکه خیال و اعمالم در کنترله، ولی شاکله‌ام هنوز با این افکار و اعمال انس داره و ذاتم هنوز از اون‌ها خلاص نشده. می‌شه راهنمایی کنید که برای رفع این مشکل چه‌کار کنم و چطور می‌شه شاکله رو اصلاح کرد؟ ببخشید که وقتتون رو گرفتم
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در روایت داریم شیطان برای آن‌که مؤمنین را مأیوس کند، در خواب‌های آن‌ها تصرف می‌کند و لذا نباید به این نوع خواب‌ها توجه کرد. علاوه بر آن، خوب است که قبل از خواب ۱۲ مرتبه سوره‌ی توحید خوانده شود و با شکم پر نخوابیم. موفق باشید

30473

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسمه تعالی سلام استاد: وقتی که کتاب کتاب زن آنگونه که باید باشد را مطالعه می‌کنم و اهدافی که برای تشکیل خانواده از منظر اسلام و تشکیل هسته ی توحیدی آن برشمرده اید را می‌خوانم و می‌خواهم که این رهنمود ها را در انتخاب های خودم بالاخص انتخاب همسر و ازدواج پیاده سازی کنم خود را انسانی سخت گیر و غیر قابل انعطاف در مسائل دینی یافته ام، به عنوان مثال هر وقت که خانواده ام و معرفین شخصی را برای خواستگاری بمن معرفی می‌کنند پس از بررسی های اجمالی اولیه در صحبت های جدی تر با طرف مقابلم همواره بیان می‌کنم که خط قرمز بنده در تمام ابعاد زندگی مشترک حدود شرعی و دینی است و به هیچ وجهی هم از این قواعد عدول نخواهم کرد. چرا که هدفم را از تشکیل زندگی مشترک مبتنی بر آموزه هایی که در این کتاب برای ما تبیین کرده اید یک زندگی دینی برای خود تعریف کرده ام و زندگی غیر دینی را یک زندگی شکست خورده می‌دانم. به عنوان مثال مذاکراتم در دوران آشنایی قبل از ازدواج تماما حول این جمله ایی می‌گردد که در این کتاب بیان نموده اید: «حرف هرکس با همسرش بايد اين باشد كه من رأي دين را از شما مي‌پذيرم، خودم هم رأي دين را عمل مي‌كنم نه نظر خود را، و از اين طريق از دلسوزيهاي همديگر محروم نمي‌شويد.» خلاصه اینکه در همین بدو کار به قول معروف میخ را محکم می‌کوبم یا یک زندگی توحیدی باید تشکیل داد یا آنکه هیچ زندگی مشترکی نباید تشکیل بشود و یک زندگی عیسی گونه ی تنها را ظلمات این دوران را بر خود گوارا تر می‌دانم. و حتی بعضا پدر و مادر بنده را از سر دلسوزی نصیحت می‌کنند که اگر چنین ایدئولوژی داری چون دیگر دوره و زمانه عوض شده و عمومیت مردم نسبت به دین و دین داری و افراد متدین در سو ظن بسر می‌برند و کسی دیگر قائل به زندگی دینی مثل گذشته نیست ممکن است تا آخر عمر در تنهایی به سر ببری هر چند می‌دانم که بعضا مردم به خاطر آسیب های اقتصادی که به معیشتشان وارد شده حق دارند چنین سو ظن هایی ببرند ولی باز هم من می‌گویم یا تشکیل زندگی با هسته ی توحیدی یا هیچی! حال این شد که مزاحم اوقات شریف استاد گرامی شدم. با توجه به آنکه تمام ساختمان سیستم فکری بنده از سفره ی معارف توحیدی شما و حضرت امام در حال تغذیه و شکل گیریست اگر این دیدگاه و برداشت بنده را افراطی می‌دانید لطفا منت بگذارید و تذکر دهید. و البته بنده تمام پرسش و پاسخ های مشابه از سایر براردان و خواهران خودم از سایت مطالعه کرده ام و می‌دانم که شما حدود نظرتان در این موضوع خواستگاری و ازدواج اینست که طرف مقابل لا اقل نسبت به ولایت فقیه معاند نباشد و روی هم رفته بنای تشکیل یک زندگی دینی را داشته باشد. اما من به این کتاب شما به چشم یک استراتژی کامل برای انتخاب همسر نگریسته ام که نباید به راحتی از مطالب مطرح شده در آن عدول کرد. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که متوجه هستید باید بدون سخت‌گیری‌هایی که بعضاً از طرف بعضی از مذهبی‌ها می‌شود، با نوعی توافق به طرف مقابل آن نکته را در میان بگذارید که با زندگی دینی بهتر می‌شود کنار همدیگر قرار داشت و حقوق همدیگر را رعایت کرد بدون تأکید بر مستحبات. موفق باشید

30103

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم استاد: استاد مدت ها این سوال توی ذهنمه که دفاع مقدس چطور توانست بستری را مهیا کند که به نقل از بزرگان آن جوانان و نوجوانان راهی را بروند که پیران طریقت و چله نشینان طی سال های زیادی طی کردند. بالاخره نفس انسان مراتبی دارد و نیاز به زحمت فراوان با صدق و طلب و جهد زیادی هست تا شخص به مراتبی برسد. اما در سخنان امام می‌شنویم برای مثال شهید یوسف الهی از پیران طریقت بالا تر هست و... استاد می‌توان گفت به دلیل نفحات زیاد و جذبات ربانی پیاپی و زیادی که در جبهه های جنگ بود زمینه رشد را فرهم کرده است؟ حتی اگر شهدا را مجذوب سالک هم بدانیم باز هم راه زیادی هست تا تجلیات اسمایی و ذاتی پس سر مطلب در کجاست؟ ۲. استاد برای اینکه در این زمانه در آن حال و هوای معنوی و شور انگیز دفاع مقدس قرار بگیریم باید چه کار کنیم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی انسان متوجه‌ی اراده‌ی تاریخی حضرت حق بشود و تلاش کند خود را ذیل آن اراده قرار دهد، ره صدساله را یک‌شبه طی می‌کند. عرایضی در این رابطه در متن نوشتاری جلسه‌ی دهم سوره‌ی فتح شده که إن‌شاءالله هفته‌ی آینده در بنر سایت قرار می‌گیرد. موفق باشید

29859

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
نظر و دیدگاه آیت الله سعادت پرور و علامه طباطبایی در مورد این غزل حافظ چیست؟ در مورد چیست این غزل؟ اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل ما را / به خال هندویش بخشم سمرقند و بخارا را
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چیزی به یاد ندارم. موفق باشید

29274

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: استاد کل مجلات سال اول کیهان فرهنگی را گشتم و مطلب آن دانشمند سوئدی را که در کتاب رزق نقل کردید نیافتم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در ذهنم هست که از کیهان فرهنگی گرفتم. عمده دقت خوب آن دانشمند است که هرکس می‌تواند با نظر به سیر تفکری که از رنسانس به بعد شروع شد، آن را تصدیق کند. موفق باشید

29246

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: در کتب عرفانی مثلا گلشن راز شبستری که جناب لاهیجی شرح کردن مطالبی از زبان این دو شخص در باب نجوم وجود داره که با هیات بطلیموسی انطباق داره چطور میشه یه عارف که در همین کتاب بیان معراج خودشون میکنن و می‌فرمایند در عروجی عین آسمان اول شدم سپس عین آسمان دوم و تا آسمان هفتم و بعد فنای ذاتی اینطور غیر مطابق با واقع عرش رو فلک الافلاک میدونن و براش جسمیت قایلند و ترتیب عوالم رو مطابق اصول منسوخ نجوم قدیم می‌شمارند در حالی ک مدعی کشف اسرار آسمان و زمین و ... هستند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ظاهراً این بزرگان آنچه را که یافته‌اند و یافتِ آن‌ها حقیقت هم داشته؛ با آن علوم تطبیق می‌داده‌اند وگرنه اصل قضیه چیز دیگری بوده است. موفق باشید

28528

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
باسمه تعالی عرض سلام خدمت استاد بزرگوارم: همچنانکه مستحضرید رهبر معظم فرمودند آمریکا مانند کشتی تایتانیک غرق خواهد شد. آتفاقاتی رو هم که شاهدیم از جمله انفجارهای پی درپی مراکز حساس آمریکا که تا الان کسی مسولیت آن را برعهده نگرفته و مسئولین آمریکا هم سکوت کرده اند. از این طرف جبهه حزب الله از این اتفاقات اظهار خوشحالی می کند و آنها را در راستای همان افول تحلیل می کند. نکته ای که هست ترامپ دیروز یا پریروز به این مضمون گفته که این ۷ یا ۸ روز شاهد اتفاقات خاصی خواهیم بود. سوال: او پیش بینی از چه اتفاقاتی می کند؟ که دیروز و امروز هم شاهد انفجار در آمریکا هستیم! آیا حقیقتا دست جبهه ضد آمریکایی در این انفجارات هست یا سناریویی شبیه برج های دوقلو در دست ترامپ است و نسبت دادن این انفجارها به جبهه مقاومت و ایجاد بهانه ای برای لشکر کشی به خاورمیانه؟ بسیار سپاسگزار خواهم شد چنانچه تحلیلتان را بفرمایید. ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نمی‌دانم. ولی مسلماً این سنت خداوند است که آمریکا در هویت استکباری‌اش نمی‌تواند ادامه یابد مگر آن‌که امثال تاج‌زاده‌ها استکبار را امیدوار می‌کنند. موفق باشید

27923
متن پرسش
سلام علیکم: عید فطر بر حضرتعالی ان شاء الله مبارک باشد. در پاسخ ۲۷۹۱۷ فرمودید که البته هنوز ما در دوره‌ی فترتِ تاریخی خود هستیم. بدین معنا که هنوز گذشته‌ی خود را تنها مدّ نظر داریم و از آینده‌ای که تنها گذشته نیست؛ درست استفاده نمی‌کنیم. منظور حضرتعالی از اینکه ما از آینده ای که تنها گذشته نیست استفاده نمی کنیم، چیست؟ منظورتان تمدن نوین اسلامی است که میراث گذشته و پیشینه تاریخی ما صرفا برای ساختش کفایت نمی‌کند و ماوای عبور از مدرنیته است یا بی توجهی به آینده است که هنوز ما به آن نرسیده ایم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: جهانی در پیش رو داریم که در بستر تحقق تمدن نوین اسلامی به ظهور می‌آید. جهانی که انسان معنای گسترده‌تری از آنچه در خود گمان می‌کرد پیدا می‌کند و نسبت‌های او در امور قدسی بسی عمیق‌تر خواهد شد، در آن حدّ که آیات ۱ تا ۶ سوره‌ی حدید و اشارات سوره‌ی توحید برایش به میان می‌آید و در چشم‌انداز او حضوری از توحید قرار می‌گیرد که مخصوص انسان‌های آخرالزمانی است. موفق باشید 

27251
متن پرسش
با سلام خدمت استاد عزیز: پیشاپیش به خاطر سوالم از شما عذرخواهی می کنم. با توجه به ایام نیمه شعبان فردا شب عده ای از دوستان قصد دارند در منطقه ای از شهر مراسم نور افشانی راه بندازن. با توجه به شرایط موجود که می توان هزینه آن را برای خانواده های فقیر صرف کرد ما با این کار مخالفیم اما دوستان با نور افشانی موافق هستن ولی حرف شما رو فصل الخطاب میدونن. اگه لطف بفرمایید نظرتون رو بگید ممنون میشم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در آن حدّی که اسراف نشود، إن‌شاءاللّه موجب شادی مولایمان می‌گردد. بالاخره امام زمان «عجل‌اللّه‌تعالی‌فرجه» دوست دارند از این جهت هم خود را در قلب جوانان حاضر ببینند. البته شادی‌هایی که با رعایت موازین اسلامی و ادب همراه باشد، در عین شادی و شادی، و برای عزت انقلاب و تقویت نایب آن حضرت. موفق باشید      

26889

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: ضمن تبریک این ایام خجسته و التماس دعایتان در این روزها، سوالم این بود که: ۱. برخی از افراد که میخوان بیان حوزه با وجود علاقه ی زیاد و همچنین استعدادی که دارند اما پدرشان و یا مادرشان مخالفت می کنند، در این موقعیت آن فرد چه وظیفه ای دارد؟ ۲. مطلب بعد اینکه چنانچه به هر طریقی اعم از صحبت کردن افراد معتمدشان با آنها و...باز هم راضی نشدند چه؟ اینجا چه کار کند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. چون واجب کفایی است با توجه به نظر بزرگان حوزه، هنوز تعداد طلاب کافی نیستند؛ عملاً حضور در حوزه برای کسی که بتواند واجب عینی می‌شود و در این رابطه اذن والدین شرط نیست. ۲. اگر خداوند علاقه‌ی حضور در حوزه را در آن فرد گذاشته و استعدا لازم را نیز آن فرد دارد، در عین احترام به والدین باید کار خودش را بکند. موفق باشید

26886
متن پرسش
سلام علیکم: آیا دعا با رضا و تسلیم انسان به آنچه از جانب خدا می رسد، منافاتی دارد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نه! دعا منجر می‌شود تا در بستر رحمت الهی به آنچه از طرف خدا می‌رسد، راضی باشیم و صفای ارتباط ما با عطایای الهی حفظ شود. موفق باشید

26266

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرانقدر: در ابتدا جا داره از وقتی که در اختیار ما قرار می دهید کمال تشکر را داشته باشم و از خدا طول عمر با برکت شما را خواستار باشم. ان شاءالله. سوال بنده این هست که قبلا از شما پرسیده بودم و راهنمایی فرموده بودید که کتاب های اصول عقاید را مطالعه باید کرد، اما اینقدر در این زمینه کتاب از اساتید گرامی هست که خواستم شما راهنمایی بفرمایید. کدام بهتر من را در این زمینه کمک می کند؟ باتشکر فراوان
متن پاسخ

سلام علیکم: با توجه به آن‌که بنده جمع‌بندی‌هایی نسبت به اصول عقاید داشته‌ام، پیشنهاد مطالعه‌ی جزوات «معارف ۱ و ۲» و کتاب «مبانی نظری نبوت و امامت» را در این رابطه که بر روی سایت هست، می‌شود. موفق باشید 

25572

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم؛ آیه «و وجدک ضالاً فهدی» خطاب به چه کسی هست؟ و مراد از ضلالت در این آیه شریفه چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حضرت حق به رسول خود می‌فرماید دیدی که هیچ راهی برای شناخت حق در مقابلت نبود و خداوند راه‌های هدایت را در مقابلت گشود، پس از این به بعد نیز تنهایت نمی‌گذاریم. موفق باشید

25534

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: من در محیطی کار می کنم که همکاران گاهی میان و غیبت میکنن. من نمیخام بشنوم. با ملایمت میگم این غیبته و نگید. اما میگن صفتش و... تکلیف چیه؟ چکار کنم که شنونده غیبت نباشم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: استماع غیبت حرام است؛ یعنی توجه کنیم به آن‌چه غیبت می‌شود و بخواهیم آن را دنبال کنیم. موفق باشید

25504

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: از خودم خسته شدم از بس که گناه کردم و توبه کردم. سوالی که دارم اینه که ۱. همیشه وقتی توبه می کنم همه گناهان گذشته ام را در نظر می گیرم در حالی که وقتی در موقعیتهایی مثل شبهای قدر به صورت جدی توبه می کنیم و ان شاءالله بخشیده شده ایم اگر در هر بار توبه همه گناهان را درنظر بگیریم آیا این بدگمانی به خداست؟ چون می دانیم که خدا گناهان گذشته را بخشیده. ۲. سوال دیگرم اینه که در مورد غیبت نکردن روی خودم کار کردم و تا حدودی موفق شده ام ولی نمی دانم چطوری غیبت نشنوم واقعا آزار دهنده است. ۳. گناه غیبت را چگونه جبران کنیم تا بخشیده شویم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. به قول خواجه عبداللّه انصاری این جفا به خداوند است که در حین مناجات با خدا، گناهان گذشته را که تقاضای غفرانش را کرده‌ایم، باز به میان آوریم. ۲. استماع غیبت که حرام است، غیر از آن است که غیبت به گوش ما بخورد. ۳. ذکر خیر آن کسی که غیبت شده است و طلب استغفار برای او جبران‌کننده است. موفق باشید

25236

فلسفه کانتبازدید:

متن پرسش
استاد طاهرزاده سلام: نومن و فنومن که در فلسفه کانت مطرح است بحث عدم انطباق عین و ذهن را دنبال می کند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است. کانت به این نتیجه رسیده بود که تنها با فنومن‌ها ما می‌توانیم ارتباط داشته باشیم که عین واقعیت‌ها یعنی نومن‌ها نیست و مفاهیم استعلایی و پیشینی بر روی آن‌چه از خارج درک می‌کنیم، تأثیر می‌گذارد. موفق باشید

25052

بذون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: بنده در سیر مطالعاتی ام آثار شما رو پیگیری می کنم. چندی پیش در خصوص مسأله وسواس ازتون سیر مطالعاتی خواستم که کتاب «ادب خیال ، عقل و قلب» رو معرفی کردین که خیلی خوب بود. بهترین چیز همینه که بین سیر مطالعاتی اصلی و ایضا مشکلات خاصی که برامون پیش بیاد بتونیم هماهنگی ایجاد کنیم و در واقع با یک تیر هزاران نشان بزنیم. با توجه به این که در شرف انتخاب همسر هستم و بنا به گفته مشاورین و البته تجربه خودم هوش هیجانی و اجتماعی ضعیفی دارم، آیا سیر مطالعاتی خاصی که این نقیصه رو جبران کنه و بتونه در راستای ارتباط با حقایق هستی، رفتارهای اجتماعی و خانوادگی من رو تنظیم کنه پیشنهاد می کنید؟ خیلی ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید نیاز نباشد خیلی وسواس به خود راه دهید. بالاخره طرف اگر از خانواده‌ی محترمی می‌باشد و ظاهرش نیز رویهمرفته برایتان جذب‌کننده است کافی است. موفق باشید

24657

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
استاد سلام: با توجه به این نظر بنده (با توجه به اینکه نفس وجودی مجرد و بدن وجودی مادی است، و بدن نسبت به نفس با توجه به مجرد بودن نفس و مادی بودن بدن، نوعی خارجیت دارد، لذا نفس اولین علم به خارج را از طریق ارتباط نفس و بدن پی می برد و می فهمد، که این علم کاملا بدیهی است و خطایی در آن راه ندارد و از همان ابتدا از این طریق عالم خارج برای نفس مشخص است) و جواب جنابعالی (حرف درستی است از آن جهت که نفس با شناختِ بدن متوجه‌ی قواعدی می‌شود که بین محسوسات و وجودش برقرار است) پس می توان نظر کامل را اینگونه گفت: با توجه به اینکه نفس وجودی مجرد و بدن وجودی مادی است، و بدن نسبت به نفس با توجه به مجرد بودن نفس و مادی بودن بدن، نوعی خارجیت دارد، لذا نفس اولین علم به خارج را از طریق ارتباط نفس و بدن پی می برد و می فهمد، که این علم کاملا بدیهی است و خطایی در آن راه ندارد و از همان ابتدا از این طریق عالم خارج برای نفس مشخص است و با توجه به اینگونه شناخت بدن توسط نفس، نفس متوجه‌ی قواعدی می‌شود، که بین محسوسات و وجودش برقرار است و اینگونه علم کاملتر و وسیع به جهان خارج و موجودات دیگر پیدا می کند. آیا این تکمیل مطلب صحیح است از نظر جنابعالی؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌آید همین‌طور باشد. سعی بفرمایید بقیه‌ی این نوع معارف را با تدبّر در جلد ۸ و ۹ اسفار  و یا در ترجمه‌ی آن تحت عنوان «معرفتِ نفس و حشر» که بر روی سایت هست، دنبال بفرمایید. موفق باشید

23322
متن پرسش
سلام: شما در کتاب «جوان و انتخاب بزرگ» فرمودید که جوان باید اساسی ترین انتخاب زندگی خود را زندگی ابدی خود قرار دهد. با توجه به اینکه بنده در همین سنین قرار دارم برایم این سوال پیش آمده که اساسی ترین هدف باید زندگی ابدی باشد یا قرب الهی. مگر امیرالمومنین نفرمودند که کسانی که برای بهشت عبادت می کنند تاجر هستند و کسانی که برای خدا عبادت می کنند آزاده هستند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی متوجه شدیم اصل حیات ما ابدیتِ ما است، عملاً برای آبادکردنِ ابدیت، راهی جز قرب به خدا نمی‌ماند. زیرا قرآن در وصف قیامت می‌فرماید: «والأمر یؤمئذ للّه» آن روز به طوری خاص، امر، امرِ حضرت ربّ العالمین است. موفق باشید

33692

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام بر استاد عزیز طاهرزاده عرض ادب و احترام. مطلب زیر را در پیام رسان ایتا در کانال نوشته ام. اگر ممکن است و زحمتی نیست آن‌را بخوانید و نظر شریفتان را مرقوم فرماید. با تشکر. مطلب: عصای موسی ♦️ مقدمه اول: همه مخلوقات خداوند تولدی دارند و اجلی. ♦️ مقدمه دوم: ابلیس از جنیان است. جنس او از زبانه آتش و از مخلوقات خداوند است. ♦️ مقدمه سوم: اجل اکثر مخلوقات خداوند، پنهان است ولی اجل ابلیس، مشخص و معلوم است. چون زمانی که ابلیس از درگاه خداوند رانده شد، از خداوند درخواست طول عمر تا روز قیامت را داشت. ولی خداوند تقاضای او را نپذیرفت و فقط تا وقت معلوم به او عمر داد. (سوره ص آیه ۸۱ و سوره حجر آیه ۳۸) ♦️ مقدمه چهارم: در روایات، وقت معلوم، زمان قیام حضرت بقیه الله الاعظم معرفی شده است به صورتی که حضرت، گردن ابلیس را در مسجد کوفه می‌زنند و زمین را برای همیشه از وجود منحوس او پاک می‌کنند. ♦️ مقدمه پنجم: روایات زیادی وجود دارد که ایرانیان، نقش اساسی و مهمی در ظهور حضرت مهدی علیه السلام دارند، به گونه ایی که اکثر یاران حضرت، ایرانی هستند. ♦️ مقدمه ششم: روایاتی وجود دارد که قبل از قیام حضرت بقیه الله، فردی از قم قیام می‌کند و با یارانی پولادی حکومتی در ایران ایجاد می‌کند. کشته های آنها شهید هستند، آنها از حکومتشان کوتاه نمی آیند تا آنکه پرچم حکومتشان را تحویل حضرت بقیه الله دهند. ⭕️ نتیجه: آیا معقول و منطقی نیست که تمرکز اصلی ابلیس و لشکریان او به جایی باشد که آنجا، محل تولد و رشد و تربیت یاران اصلی قاتل خودش باشد؟ ⭕️ نتیجه: آیا شیاطین تمام تلاششان را نخواهند کرد که جوانان شیعه ایرانی را با انواع حیله ها و فسادها و ... مشغول کنند تا برای مدتی هم که شده، بیشتر عمر کنند و به تباهی بنی آدم بپردازند؟ ⭕️ نتیجه: آیا ابلیس و لشکریان او با اغوای مسئولان و انحراف و فساد آنها ضربه بیشتری به نظام زمینه ساز نخواهد زد و آیا این کار ایمان ایرانیان شیعه را مثل خوره نخواهد خورد؟ ⭕️ نتیجه: ریشه تمام اختلاس ها و فساد های بزرگ اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی و سیاسی و ... و ریشه تمام‌ کوتاهی های مسئولین و ریشه اصلی نبودن عزم و عدم جهاد برای اصلاح قوانین به این موضوع بر می‌گردد که: اجل ابلیس ملعون بسیار نزدیک شده است و او با تمام قوای جنی و انسی به ایران و ایرانی و حکومت زمینه ساز ظهور حمله کرده است و ملعون تا جایی که می‌تواند سنگ اندازی کرده و ایجاد موانع می‌کند. ⭕️ نتیجه: اگر ما بتوانیم این امر مهم را برای مردم ایران و خصوصا نسل جوان تبیین کنیم، توانسته ایم قدم بسیار بزرگی در رفع شبهات برداریم و بسیاری از جوانان را از نابود شدن در فتنه های آخر الزمان نجات دهیم. امر مهم این است: ایرانیان با انقلاب اسلامی، زمینه ساز ظهور حضرت بقبه الله الاعظم هستند و ریشه اصلی همه تحریم ها و گرفتاری ها و اختلاس ها، ابلیس ملعون است با هدف ضربه زدن به ایمان ایرانیان و تخریب حکومت زمینه ساز ظهور. ⭕️ و باید توجه داشت که ممکن است قسمتی از مسئولان نیز نفوذی انگلیس و صهیونیسم و شیطان بزرگ باشند و برای تخریب، عمداً خلاف و خطا کنند. @barayemardanejang

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همه آنچه می‌فرمایید نکات قابل توجهی است ولی فراموش نفرمایید که: «إِنَّ كَيْدَ الشَّيْطانِ كانَ ضَعِيفاً» بنابراین به لطف الهی با حضور رهبر حکیم انقلاب و مسئولان دلسوز، نقشه‌های آن‌ها همه بی‌ثمر خواهد شد. موفق باشید

32391
متن پرسش

باسمه تعالی. سلام علیکم خدمت استاد عزیز: دو سوال خدمتتان داشتم : ۱. راز عبور جامعه اسلامی از فرهنگ شهرت طلبی و شهوت دیده شدن و سلبریتی زدگی چیست؟ ۲. در بحث جهان گمشده در عالم خیال، و بحث ادب عقل و قلب و خیال، مباحثی در مورد جایگاه خیال مقدس بحث شد، من به تازگی این مباحث را خواندم، البته در مسیر مطالعاتی که داشتم از فلسفه و عرفان اسلامی و فلسفه غرب، به ویژه منشا اثر هنری هایدگر و مباحث هانری کربن که به عنوان شاگرد هایدگر و یک فیلسوف تطبیقی، متوجه شد که آنچه غرب امروز را به این حد دچار تفکر مکانیکی و مفهوم زدگی و سوبژکتیویسم و سکولاریسم رسانده، در غفلت عالم خیال و مثال است، من هم دیدم واقعا عالم خیال، از آن معارفی است که می تواند هزاران باب معرفتی و افق ها را به روی انسان باز کند، من در یک خلاصه نویسی و یادداشت برداری، حدود ۵۰۰ صفحه مطالب گوناگون از ارتباط عالم خیال با دین، عرفان، حکمت، هنر، معماری، ادبیات، سیاست، مدیریت، فیزیک، روان شناسی، فرهنگ و جامعه شناسی، اخلاق و تربیت، تاریخ و فراتاریخ، فضای مجازی، سینما، علم هیات و افلاک، فلسفه ذهن، تمدن و مهدویت و... جمع آوری کردم و صدها کتاب مرتبط را شناسایی کردم. به نظرم راه به فعلیت رسیدن باور های دینی، از راه عالم خیال و مثال می گذرد و خیلی از مشکلات پیچیده معرفتی را حل می کند. این مرا خیلی شگفت زده کرد و خدا را شاکرم که این معرفت را به من هدیه داد، انگار تازه زنده شده ام. عالم خیال و مثال اندیشی، می تواند ما را به سمت عالم غیب و ملکوتی شدن، هدایت کند، گرچه این به معنای آن نیست که ما در این مرحله متوقف شویم، اما راه و آستانه غیب، از این جاست به ویژه در زمانه ما که به شدت تفکر مفهومی و مادی سیطره یافته، عالم خیال که نزدیک به عالم ماده است، می تواند بشر امروز را کمی از عالم ماده جدا کند و راه را برای معارف بالاتر آماده کند و از طرفی خیال مقدس، هم حس را متحول می کند و هم عقل را نورانی می کند، به نظرم بدون خیال، این طور نیست که ما حداقل حس و عقل داشته باشیم، بلکه هم حس و هم عقل ما از آن حقیقت خود خارج می شوند، حس به شدت مادی می شود و دید آیه بین را از دست می دهد و عقل هم به شدت مفهومی می شود و نورانیت خود را از دست می دهد و در واقع عقل هم مادی می شود نه شهودی. راه رسیدن به علم حضوری و عبور از تفکر مفهومی، ارتباط با عالم خیال است. درخواستی که دارم از محضر شما، این است که آیا بهتر نیست بیش تر در این مورد بحث شود؟ گرچه مباحثی داشته اید ولی به نظرم شاید باید بیش تر پرداخته شود. عذر خواهم طول کشید ان شاء الله سلامت باشید التماس دعا

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نکته بسیار مهمی را مطرح می‌فرمایید. آری! «آدمی را فربهی هست از خیال» و اساساً اشارات که یکی از ابعاد قرآن است، نظر به عالم خیال دارد. در این مورد خوب است سری به کانال «اشارات» بزنیدhttps://eitaa.com/tashakole_esharat . موفق باشید   

31637
متن پرسش
با عرض سلام: در سوال قبل فرمودید علم به خود دلیل تجرد نفس است حقیر سابق کم و بیش ادله تجرد نفس را خواندم و تقریبا هیچ کدامش قانع کننده نبود چون قدما چندان با جسم آدمی بخصوص مغز آشنا نبودند پیچیدگی های مغز درین عصر نیز باقی است و به اندکی از آن پی برده اند بله علم به خود هم فقط در مغز صورت می‌گیرد و علم به خود مطلب ساده ایست که حسب آیات قرآن در جماد و حیوان هم است و اگر دلیل تجرد بود باید قایل به تجرد همه چیز بشویم بعض آیات را می آورم مگر آنکه دست به تاویل ببریم که بنظر حقیر نیازی نیست در کدام آیه و روایت آمده روح داریم اینها مطالبیست که از یونان ظاهرا آمد اما آیات: ۱. «ثُمَّ اسْتَوي‏ إِلَي السَّماءِ وَ هِيَ دُخانٌ فَقالَ لَها وَ لِلْأَرْضِ ائْتِيا طَوْعاً أَوْ کَرْهاً قالَتا أَتَيْنا طائِعينَ» ضمیر نا به خوبی نشان می‌دهد که آسمان و زمین به خود علم دارند. ۲. داستان هدهد در سوره نمل و صحبت های مورچه ها در آن سوره و سایر مواردی که حیوانات صحبت کردند در قرآن، و نیز تعبیر منطق الطیر که بر خلاف تعبیر ارسطوییست که فقط انسان را حیوان ناطق می‌دانست همه ی اینها حاکی از علم تمام اشیا و موجودات به خود است پس قائل به تجرد همه چیز شوید در حالیکه نیازی نیست قدما ماده را دست کم گرفتند ماده دارای توانایی های فوق العاده ایست که مجردترین اموری هم که فکر می‌کنیم در خود می‌گنجاند و تجرد ویژگی منحصر به فرد حضرت حق است و بس.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که می‌دانید بحث «تجرد نفس» بسیار مفصل‌تر از این حرف‌ها است حتی آگاهی به مغز نشان می‌دهد که نفس ماورای مغز است. در این مورد جلد هشتم «اسفار» صدرا حرف‌های اساسی دارد. آری! همه موجودات از آن جهت که تسبیخ خدا را می‌کنند، آگاهی به خالق خود دارند ولی این به معنای نفس ناطقه با هویت خاص «نفختُ من روحی» به حساب نمی‌آید. موفق باشید

31044
متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم سلام علیکم: استاد در مورد بهشت حیوانات می‌خواستم بدونم چطوری هست مثلا سگ اصحاب کهف که گفتن از بهشتیان هست چگونه هست؟ بعضی این را دلیلی برای نگهداری سگ می دانند!
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حیوانات حشرِ مخصوص به خود دارند که آن مربوط به غرایز حیوانی آن‌ها می‌باشد. ولی نگهداری سگ در درون زندگی، نوعی به میان‌‌آوردن نفس امّاره است و موجب می‌شود تا حقایقی که بناست به سوی انسان گشوده شود، در حجاب رود. موفق باشید

30510

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحيم سلام عليكم استاد بزرگوار: با توجه به فرمايشات شما و ديگر اساتيد بزرگوار به اين نتيجه رسيده ام كه امروزه، زنان بايد براي تعالي جامعه قدم بردارند. با توجه به تجربه اي كه از حضور در جامعه دارم و خصوصا مشكلات جامعه زنان، راهكارهاي ارزشمند دين من جمله تعدد زوجات، متعه (در صورتي كه سبك زندگي زن نباشد و به دليل كوتاهي مسئولين و تامين نيازهاي مالي و به كررات نباشد)، قواميت مرد و ... در صورتي كه عاملان آن مردان هوسباز و متاثر از قاجار نباشند به نفع جامعه زنان است. تفكرات فمينيستي بيشترين آسيب را به جامعه زنان وارد كرده است چراكه مانع شناخت خود و طي كردن مسير زنانه زنان شده است. وليكن استاد بزرگوار دلسوزاني در مقام تبيين و تبليغ به شيوه اي اين قواعد فقهي را بيان مي كنند كه زنان از دين دلزده مي شوند. همانطور كه فرموديد در ابتداي انقلاب گاهي امر به معروف و نهي از منكر كردن هاي انقلابيون باعث طرد شدن افراد و پيوستن به جبهه مقابل مي شد. گاهي شاهد تحقير و توهين به زن از طرف اين بزرگواران در مقام تبيين احكام الهي هستم و بهانه شان هم مقابله با فمينيسم است. شما اين حد از قاطعيت و اين شيوه تبيين را با توجه به كثرت تعداد دختران لازم مي دانيد؟ از آنجايي كه به عنوان معلم نظام حقوق زن در اسلام قصد فعاليت دارم از شما خواهشمندم راهنمايي بفرماييد چگونه عمل كنم تا گرفتار افراط و تفريط نشوم و در كجا بايد قاطعيت داشت و در كجا بايد ملايمت و ملاطفت به خرج داد؟ چگونه از تعدد زوجات حضرت رسول صلوات الله عليه بگويم كه غيرت زنانه، در عدم پذيرش اين امور باعث كنار گذاشتن دين و زير سوال بردن دين و ديانت نشود؟ در نهايت چگونه عمل كنم كه انجام وظيفه كرده باشم؟ سپاسگزارم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد خوب است به نظر رهبر انقلاب توجه شود: در نظر حضرت آیت الله العظمی خامنه‌ای بنابر ادله‌ی معتبر دینی چند همسری مردان، مباح اما غیر مستحب است، اما از آنجا که مطابق دلایل قرآنی جواز آن مشروط به اطمینان از رعایت عدالت بین همسران شده است، بنابراین هر گاه از نظر عقلایی عدم تحقق رعایت عدالت بین همسران محتمل باشد، ازدواج مجدد شوهر جایز نیست. همچنین در نگاه کلان معظم‌له به خانواده به عنوان مهمترین نهاد اجتماعی در زندگی انسان و ضرورت شکل‌گیری خانواده و مراقبت و حفاظت از آن، عواملی در استحکام این بنیان الهی و شکل‌گیری آن مؤثر است از جمله: حفظ محبت و اعتماد متقابل زوجین، اصالت نقش مادری و تربیتی بانوان، پرهیز از راه یافتن نگاه مادی به خانواده و تجمل‌گرایی و رقابت‌های مادی خانواده‌ها، ترویج ازدواج آسان و نقش مهم و مؤثر والدین در آن، وظیفه دستگاه‌های حکومتی و رسانه‌ها در تسهیل امر ازدواج جوانان. بر این اساس از آنجا که در جامعه و کشور ما ازدواج مجدد مردان غالبا به ضرر استحکام خانواده و موجب تضعیف محبت زوجین و گاه فروپاشی خانواده است، نگاه معظم‌له به آن خوشبینانه و مثبت نیست و از این روست که این جمله در بیان ایشان تکرار شده است که: «خدا یکی و محبت یکی و یار یکی» موفق باشید

30509
متن پرسش

با سلام استاد: قبلا که مطالب کمتری نمیدونستم خیلی با بحث عشق به حق جلو میرفت حتی تو آرزوهام همش بود عاشق و واله خدا و اهل بیت باشم. گاه هم از پیاله این مستی چیزی می‌رسید ولی خیلی وقته نمیتونم با خدا عشق بازی کنم. دعا و اینا رو میخونم ولی عاشقانه نیست، وله ندارم چکار کنم اون محبت و عشق دوباره برگرده؟ مسیر محبت سرعتش برای من که خانم هم بودم سرعت عجیبی داشت و با توجه به اینکه مباحث عقلانی هم یه چیزهایی می‌فهمیدم شخصیت دوست داشتنی داشتم ولی مدتیه اونطور نیستم گاه از شدت عشق دلم میخاست سر به بیابانها بگذارم پدر مادر اذیت می‌شدن. نمیدونم بخاطر ناراحتی اونها دور شدم یا مسئله چیز دیگه است. استاد آدم تا در خانه پدر و مادر اذیت که اینطور بعد هم اگر وارد زندگی با همسر شود نمیشه اونطور که دلش میخاد با خدای خودش مانوس شه شرایط اقتصادی هم که برای مجردها نیست بخان مستقل باشن. در این دو مورد لطفا راهنمایی کنید با توجه به اینکه آدم تا با خودم کنار نیاد نمیتونه افراد دیگه را وارد زندگی خودش کنه.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: امروز و در این تاریخ مسیر عشق حقیقی را در شهدا و رهبر معظم انقلاب می‌توان دنبال کرد و دل را باید به این مسیرها کشاند. عشق حقیقی و نورانی در این مسیرها تجربه می‌شود همچنان‌که با شهید حججی و شهید حاج قاسم سلیمانی تجربه شد.

شهداء در افسون گل سرخ شناور شدند، به جای آن‌که کارشان شناختن گل سرخ شود. سمینار آفتاب‌شناسی نگذاشتند، به سوی آفتاب رفتند. فرق است بین آفتاب‌شناسی و به سوی آفتاب‌رفتن. من و شما آمده ایم به زیارت شهدا تا به سوی آفتابِ زمانه آمده باشیم و حالات و احوالات خدای شهداء را احساس کنیم. این نوع «بودن»، شناورشدن در افسونِ گل سرخ است تا به زیبایی‌هایی که حضرت روح اللّه «رضوان­ الله­ تعالی­ علیه» در این عالم گشوده نظر کنیم و تماشاگرانه محو آن شویم و این یعنی قصّه‌ی شهادتِ این شهداء. این یعنی در افسون گل سرخِ این دوران، شناورشدن. حال هرچه می‌خواهد بشود، باداباد!

 2- در کنار سایر انسان‌ها می‌توان مطابق تکالیف شرعی عمل کرد و نگران نبود. موفق باشید.

نمایش چاپی