بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
30359

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: مادری دارم بی سرپرست نه خانه ای دارد و نه جایی و نه هیچ پشتوانه مالی‌. در خانه های فامیل بسر می برد. فامیل هم خسته شدن. واقعا مستاصل شده ام. نمی توام خفت و خاری اش را ببینم. می‌خواهم طلای خودم را بفروشم و برایش خانه ای اجاره کنم اما همسرم موافقت نمی‌کند و هم چنین موافقت نمی‌کند با ما زندگی کند.مانده ام چه کنم؟ آیا می توانم بدون رضایت همسرم این کار را بکنم؟ واقعا بین همسر و مادر کدام واجب تره؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اموال زن حتی آن‌هایی که همسرش به او هدیه کرده است، مُلکِ خود اوست و می‌تواند هرطور خواست مصرف کند و رضایت شوهرش نیاز نیست. به نظر بنده کار خوبی است که اموال انسان موجب عزت والدینش شود. موفق باشید

30264

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام و عرض ادب و احترام: استاد محترم از آنجایی‌که که حضرتعالی چندی از آثار امام خمینی (ره) را نظیر آداب الصلاه و... شرح فرمودید، لذا خواهشمندیم کتاب ارزشمند چهل حدیث ایشان را نیز شرح بفرمایید تا از افاضات شما درباره این کتاب بهره‌مند گردیم. ان‌شاءلله پایدار و سلامت باشید.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: یکی دو حدیث از آن کتاب، در اعتکاف‌ها با معتکفین در میان گذاشته شد. بسیار کتاب ارزشمند و عمیقی است. إن‌شاءالله توفیقی باشد بقیه‌ی احادیث نیز با رفقا در میان گذاشته شود، خوب است. موفق باشید

30185
متن پرسش
سلام علیکم: استاد عزیز سکرات مرگ و قاعده آن به چه صورت است؟ روح میت ابتدا خودش را در همین دنیا و در جمع دیگران احساس می‌کند بعد از چه مدت سفر برزخی او شروع می‌شود؟ آیا این قاعده شروع سفر برزخی برای همه یکسان است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: سیر بزرخی از دنیا به برزخ در موقفِ سکرات بستگی به تعلّق کم و زیاد انسان به دنیا دارد. موفق باشید

30102

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: آیت الله حائری شیرازی در کتاب مربی و تربیت به گمراهی پسر نوح اشاره می‌کنند و نتیجه گیری می‌کنند که همانطور که نوح نتوانست پسر خودش را هدایت کند فرعون هم نمی‌توانست مومنی را گمراه کند و هدایت و گمراهی را به جهت گیری درونی انسان می‌دانند. پس این همه تاکید اسلام بر محیط سالم چیست؟ نقش شرایط بیرونی در هدایت و گمراهی انسان چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که آن استاد بزرگوار «رحمت‌الله‌علیه» در کتاب خوب «تعلیم و تربیت» شان می‌فرمایند همه‌ی این امور «مافی‌الشرایط»اند تا اگر کسی خواست انسان خوبی شود، راحت‌تر بتواند به نتیجه برسد. موفق باشید

30003

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
ضمن سلام و عرض ادب محضر استاد، در حال مطالعه کتاب عقل و ادب انقلاب اسلامی به همراه شرح آن هستم و چه خوب با فضای کنونی و شهادت حاج قاسم هم همراه شده، اما در جایی از کتاب اشاره به فهم تاریخی استاد داوری کردین که چطور چون شهید آوینی را زلال تاریخ خود یافت در شهادتش بی تابی کرد اما چه شد که نتوانستند شهادت حاج قاسم را در تاریخ کنونی احساس کنند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید نسبت آقای دکتر داوری با آوینی بر اساس رابطه‌ی فکری و فرهنگی خاصی که داشتند، فرق بکند با شخصیت شهید حاج قاسم. و از این جهت نباید چنین انتظاری از ایشان داشت و مسلّم آقای دکتر داوری آن احساسی که همه‌ی مردم نسبت به حاج قاسم دارند را، خواهند داشت. ولی این غیر از آن نسبت خاصی است که با شهید آوینی داشتند. و در نامه‌ای که اخیراً برای همسر شهید آوینی نوشتند، این نکته به خوبی روشن است. موفق باشید

29859

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
نظر و دیدگاه آیت الله سعادت پرور و علامه طباطبایی در مورد این غزل حافظ چیست؟ در مورد چیست این غزل؟ اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل ما را / به خال هندویش بخشم سمرقند و بخارا را
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چیزی به یاد ندارم. موفق باشید

29453

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسمه تعالی. سلام استاد: سوالم در مورد آن روایتی است که یکی از صحابه در مقابل حضرت رسول خود را بر روی ریگهای داغ می غلطاند که نفسش را به یاد عذاب قیامت بیندازد و حضرت آن را تایید کردند حد این کار کجاست؟ آیا این کار جوازی برای قمه زدن و لطمه زدن برای شوق الاهی نمی تواند باشد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بدن خود را به سختی انداختن تا روح بر جسم غلبه کند، مثل کاری که با «ذِن» انجام می‌شود؛ غیر از قمه‌زدن است که موضوع آن چیز دیگری است. موفق باشید

29246

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: در کتب عرفانی مثلا گلشن راز شبستری که جناب لاهیجی شرح کردن مطالبی از زبان این دو شخص در باب نجوم وجود داره که با هیات بطلیموسی انطباق داره چطور میشه یه عارف که در همین کتاب بیان معراج خودشون میکنن و می‌فرمایند در عروجی عین آسمان اول شدم سپس عین آسمان دوم و تا آسمان هفتم و بعد فنای ذاتی اینطور غیر مطابق با واقع عرش رو فلک الافلاک میدونن و براش جسمیت قایلند و ترتیب عوالم رو مطابق اصول منسوخ نجوم قدیم می‌شمارند در حالی ک مدعی کشف اسرار آسمان و زمین و ... هستند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ظاهراً این بزرگان آنچه را که یافته‌اند و یافتِ آن‌ها حقیقت هم داشته؛ با آن علوم تطبیق می‌داده‌اند وگرنه اصل قضیه چیز دیگری بوده است. موفق باشید

28817

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: وقت بخیر. تا حالا دو بار سئوالم پرسیدم ولی جوابش را داخل سایت پیدا نکردم. سئوال یکی از دوستانم که با مباحث شما آشنا هست را تقدیم می‌کنم. می‌گوید شب قدر پارسال از خدا خواستم تا از دریچه کمک به خلق، خودش را به من نشان دهد و از این راه خدا رادر زندگی بیابم. متاهل هستم و صاحب یک فرزند. در خانه شخصی خودم زندگی می‌کنم. از مال دنیا یک خودرو و یک پلاک زمین مسکونی دارم. تصمیم دارم با فروش این اموالم، پولی را تهیه کرده و صرف کمک به فقرا ایرانی و غیر ایرانی کنم. نظر شما درباره این روشم چیست؟ معتقدم برای رسیدن به خدا باید از همه اینها و تعلقات گذشت یا اینکه با عبادات معمول و کمک های خیّرانه متعارف باید خدا را به صحنه روح و قلب خود حاضر کنیم؟ ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به صورت شخصی این‌طور جواب داده شد: باسمه تعالی: سلام علیکم: باید آنچه در زندگی نیاز دارید و نداشتن آن موجب زحمت برای خانواده می‌شود، را نگه بدارید و در این مسیر حتماً نباید از فقرا غفلت کرد. موفق باشید

28227

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد عزیزم: درباره جراحی زیبایی بینی بسیار مایل هستم اما تردید هایی داشتم از جهت نفسانی که نظر شما را در یک پرسش دیدم آرام شدم. البته من ازدواج کرده ام و دو فرزند ۵ و دو ساله دارم. اما بینی ام بزرگ است. و ظاهر آن را می‌توان با جراحی طبیعی کرد. به نظرتون با شرایطی که دارم مناسب هست جراحی بینی کنم؟ پوست صورتم جوشهای زیادی هم دارد متاسفانه. و همسرم تمایل به زیباتر شدن دارند. البته نه اینکه جراحی کنم. ولی می‌دانم نتیجه جراحی اگر خوب باشند خوشحال می‌شوند. ممنونم راهنماییم می‌کنید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چرا وسواس؟ به هر حال در هر زمانی باید مناسب آن زمان، به زیبایی خود توجه داشت. موفق باشید

27158

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: خدا یار و نگهدار شما باشد. اخیرا کلیپی به دستم رسید که صحبتهای آقای علوی تهرانی بود و میگفتن شرف الشمس کار بهاییت است و شیعیان باید از آن احتراز کنند و هوشیار باشند. نظر حضرتعالی چیست؟ ممنونم و تمنای دعا دارم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هرچه هست اهل تحقیق، معتقدند چندان نباید قضیه‌ی «شرف الشّمس» را دنبال کرد. موفق باشید

27009

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام و رحمت خدمت شما استاد طاهرزاده: چند سوال مهم برای حقیر را مرحمت فرمائید لطفا: ۱. بین اولیای الهی و حتی معصومین دیده شده که گاهی به سوءظن ها توجه نداشتند. ولی در جاهایی هم دیده شده که برای رفع سوءظن مردم کارهایشان متفاوت شده است. حضرتعالی بهتر می دانید که این مسئله در منازل مختلف جلواتی دارد و گاهی خطرناک و مسئله باریک است. حقیر به ذهن ناقصم رسیده که اگر اخلاص کامل در آن لحظه پیدا شد باید به حق توجه کرد و از رسوایی یا مسائل دیگر نترسید. آیا می توان دل به دریای حق زد؟ و در آن لحظات که گاهی فرصت فکر و توجه به حال ممکن است نباشد آیا می شود از قبل عازم شویم؟ ۲. اینکه نبی اکرم می فرمایند: «لولا أنَّ الشَّياطينَ يَحُومونَ على قُلوبِ بَني آدمَ لَنَظَروا إلى مَلَكوتِ السَّماءِ» اولا این نظر به ملکوت، علاوه بر حفظ معنایش بر رستگاری کامل هم ناظر است؟ اگر بلی پس چرا دشمن ترین دشمن ما در اینجا دیده نمی شود؟ اگر احیانا بفرمایید که نفس هم شیطنت دارد و لذا خارج از شیاطین نیست گیج می شوم که دیگر جاها چرا شیاطین از نفس جدا شده اند؟ ۳. آیا دستور استخاره بصورت قرعه انداختن (مثلا ده مورد از صد مورد) در روایات وارد شده است؟ (یعنی ذکری یا آدابی)
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. به هر حال برای کمک به افراد، رفعِ سوء ظن خوب است هرچند مشکلی از نظر خلوص نیّت نداشته باشید. ۲. روایت فوق می‌فرماید در آن صورت انسان به باطن عالم یعنی ملکوت نظر می‌کند و لذا دیگر تسویلات نفس امّاره که ما را به کثرات مشغول می‌کند، از تأثیر می‌افتد. ۳. نمی‌دانم. موفق باشید

26377
متن پرسش
با سلام خدمت استاد محترم: یک سوالی محضر حضرتعالی داشتم که از هر استادی پرسیدم جوابی قانع کننده نگرفتم شبهه این است که مفهوم هستی انتزاع شده از هست هاست، مثل مفهوم انسان که انتزاع شده از تک تک انسان هاست و همانطور که انسان کلی نداریم پس هستی هم وجود ندارد بلکه ها هست ها هستی را به وجود آوردند پس بنابراین هستی شناسی فلسفی زیر سوال می رود. بی زحمت جواب این شبهه را لطف کنید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در مورد مفهوم انسان، آری! مفهوم انسان امری است انتزاعی به نعتِ کثرت؛ ولی در همان رابطه، هستیِ انسان، انتزاعی نیست، بلکه مواجهه با بودنِ اوست و «بودن»، کثرت‌بردار نیست. و همواره از ماهیات است که ذهن، مفهومی را انتزاع می‌کند. ولی در مواجهه با «وجود» یا «هستی» بحث مواجهه است و نه انتزاع. بحثی در جلسه‌ی اخیر شرح سوره‌ی جاثیه، تحت عنوان «مواجهه‌ی وجودی با عالم و احساس حضور در ابدیت» شد، إن‌شاءاللّه می‌تواند در این رابطه مفید باشد. موفق باشید

26317

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: چرا شهید مطهری معتقد است: «اساسا اگر عصر ما را از نظر انسانی بخواهند ارزیابی کنند -نه از نظر صنعتی- اگر یک جنبه انسانی را بخواهند مالک و مشخصه عصر و زمان ما قرار دهند باید بگویم عصر نفاق.»؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید از آن جهت که درون مردم به معنویت گرایش دارد ولی ظاهرشان تحت تأثیر فرهنگ غرب است، آن‌طور فرموده‌اند. موفق باشید

25913

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد عزیز و ارزشمندم: خدا قوت! در بعضی از مواقع که انسان خواب است و دچار «بختک» می شود، از لحاظ «معرفت نفس» توجیح و تبیین آن چگونه است!؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: تصوراتِ وهمی است. در کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» عرایضی در این مورد شده است. موفق باشید

 

 

25834

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد بزرگوار وقتتون بخیر: استاد جان، می خواستم نظرتون رو در خصوص مصاحبه آقای تاج زاده بدونم، بعضی نکات درستی بنظرم در متن مصاحبه هست، خواستم دیدگاه شما رو هم بدونم. تشکر http://www.baharnews.ir/interview/193595/%D9%85%D8%B5%D8%B7%D9%81%DB%8C-%D8%AA%D8%A7%D8%AC%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D8%B1%D9%87%D8%A8%D8%B1%DB%8C-%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%D8%AC%D9%85%D9%87%D9%88%D8%B1%DB%8C-%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%D8%A7%D8%AF%D8%BA%D8%A7%D9%85-%D8%AF%D9%88%D8%B1%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D8%B4%D9%88%D8%AF
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: رویهمرفته مصاحبه‌ی خوبی نبود از هیچ‌کدام از طرفین روحیه‌ی گفتگو برای نزدیک‌شدن به حقیقت دیده نمی‌شد. هرکدام وجهی را ظاهر و وجهی را پنهان می‌کردند. به امید روزی که جریان‌های فکری ما به بلوغی برسند که تنها بر تفکر، متعهد باشند و نه بر جبهه و جناح. موفق باشید

25818
متن پرسش
در مکتب تشیع، دو مؤلفه «نهضت عاشورا» و «نهضت انتظار»، به عنوان مؤلفه های اساسی ظلم ستیزی و نهضت بیداری اسلامی قلمداد می شود که در پرتو حکومت «ولی فقیه» عینیت می یابد. از این منظر آیا می توان گفت میان حرکتهای انقلابی و اصلاحی شیعی با سایر مذاهب اسلامی تفاوت وجود دارد؟ در کتاب نهضت های اسلامی در صد ساله اخیر شهید مطهری، دیدم که ایشان هم اشاره دارند شیعه بخاطر اعتقاد به مقام والا و الهی (اولامر منکم) و لزوم تشکیل حکومت دینی توسط زعیم دینی منصوب از جانب خدا یا انبیاء و اولیاء خدا، مقابل هر حکومتی تساهل و تسامح ندارد و روحیه شجاعتش بیشترست اما برادران و علمای اهل تسنن ویژه در ادوار گذشته، چندان در این مسیر و مشی نبوده اند و روش اصلاحی شیعی با آنها تفاوتهای مبنایی و مصداقی داشته است.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: انصافاً همین طور است حتی شیعه دست آن‌ها را هم می‌گیرد تا از مسیر صحیح خارج نشوند. کاری که با مردم غزه انجام داد و آن‌ها را از خطر شکست و سرخوردگی رهانید بدون آن‌که بنا داشته باشد آن‌ها را به تشیع دعوت کنند. موفق باشید

25566

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسمه تعالی با سلام خدمت استاد گرامی: پیرو پاسخ ۲۵۵۳۳ بنده سالها دغدغه طب رو دارم رشته تحصیلی دانشگاهیم میکروبیولوژی است به تازگی از طرف یکی از اساتید طب سنتی پیشنهادی برای دستیاری و آموزش داشتم و این استاد دغدغه شان این است که خانم متبحری در بحث درمان ندارد که درمان خانمهای مراجعه کننده را به ایشان واگذارد. استاد عزیز تا بیرون آمدن جزوه شما باید جواب ایشان را بدهم. چون محیط های کاری مختلف را دیده ام و اینجا ارتباط کاری تنگاتنگ می شود و سالها خودم را از ارتباط با هر مردی دور نگه داشته ام و از طرفی من هر چقدر کتاب بخوانم باز باید درمان عملی باشد. یا باید گوشه خانه بنشینم و حاصل همه سالهای عمرم را دور بریزم یا ادامه دهم؟ و واقعا خوف لغزش در ارتباط با نامحرم دارم لطفا بگویید چه بکنم؟ تشکر از ینکه صبورانه و پدرانه پاسخ می دهید. از خداوند متعال طول عمر باعزت و برکت روزافزون برای شما خواستارم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین چند روز قبل، رفقا مباحث «زن» را بر روی سایت گذاشته‌اند. موفق باشید

25492

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: گلایه ای از شما دارم که چرا هر سوالی از قرآن و حدیث را فکر می کنید جوابی برای آن دارید؟! آیا جایی برای معصوم باقی گذاشته اید؟ همان‌ها که می‌گویند عالم این کتاب فقط ما اهل بیت (ع) هستیم؟ شما فرموده اید که همه پیامبران نسل ابراهیم (ع) همه امام هستند. این مطلب را ببینید: وقتی حضرت ابراهیم (ع) در سن جوانی تبر را برداشت و بت‌ها را شکست، و نمرود و علمای گمراه او را در آتش افکندند، خداوند سبحان و متعال بدون اینکه ابراهیم (ع) تقاضا کند او را پاداش داد به این صورت که انبیای پس از او را از نسلش قرار داد. سپس ابراهیم (ع) دعوت الهی خود را ادامه داد، و هنگامی که خداوند سبحان و متعال او را با کلماتی بیازمود و ابراهیم (ع) در امتحان و ابتلا پیروز شد، حق تعالی خطاب به او فرمود: «إِنِّي جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًا» «من تو را پیشوای مردم گردانیدم». جایگاه امامتِ الهی، جایگاهی بس رفیع است که همه‌ی انبیا و فرستادگان به آن دست نیافتند. در اینجا ابراهیم (ع) از خداوند سبحان و متعال این تقاضا را درخواست نمود: «وَمِن ذُرِّيَّتِي» «و از فرزندان من؟»؛ یعنی آیا در پیامبرانی که پیش‌تر مرا به آن‌ها بشارت داده‌ای نیز (امام) یافت می‌شود؟ حق تعالی می‌فرماید: «لاَ يَنَالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ» «عهد من ستم‌کاران را دربرنمی‌گیرد»؛ یعنی ستم‌کاران از پیامبران (ع) و ستم پیامبران مانند ستم سایرین نیست بلکه از جنس (حسنات الأبرار، سیّئات المقرّبین) (2) (کارهای نیک خوبان، گناه مقرّبان است) می‌باشد؛ یعنی عملکرد آنان به جهت یکسان نبودن میزان معرفت و شناخت‌شان (ع)، همانندِ یکدیگر نیست. هر کدام از آنها (ع) خداوند سبحان را بر حسب میزان معرفت و شناختش عبادت می‌کند؛ بنابراین عبادت آنان با یکدیگر متفاوت می‌باشد. از همین رو به عنوان مثال سجده‌ی حضرت محمد (ص) از عبادت ثقلین (جن و انس) برتر است و یا ضربه‌ای از علی (ع) با عبادت ثقلین (جن و انس) برابری می‌کند. (3) و این تمایز میان آنها (ع) موضوعی است آشکار و حق تعالی از آن یاد کرده است: «تِلْكَ ٱلرُّسُلُ فَضَّلْنَا بَعْضَهُمْ عَلَى بَعْضٍ مِّنْهُم مَّن كَلَّمَ ٱللهُ وَرَفَعَ بَعْضَهُمْ دَرَجَتٍ وَءَاتَيْنَا عِيسَى ٱبْنَ مَرْيَمَ ٱلْبَيِّنَتِ وَأَيَّدْنَهُ بِرُوحِ ٱلْقُدُسِ وَلَوْ شَآءَ ٱللهُ مَا ٱقْتَتَلَ ٱلَّذِينَ مِن بَعْدِهِم مِّن بَعْدِ مَا جَآءَتْهُمُ ٱلْبَيِّنَتُ وَلَكِنِ ٱخْتَلَفُوْا فَمِنْهُم مَّنْ ءَامَنَ وَمِنْهُم مَّن كَفَرَ وَلَوْ شَآءَ ٱللهُ مَا ٱقْتَتَلُوْا وَلَكِنَّ ٱللهَ يَفْعَلُ مَا يُرِيدُ»(4) «بعضی از اين فرستادگان را بر بعضی ديگر برتری داديم. خدا با بعضی سخن گفت و بعضی را به درجاتی برافراشت و به عيسی بن مريم معجزه‌ها داديم و او را با روح القدس ياری کرديم و اگر خدا می‌خواست مردمی که پس از آنها بودند، پس از آنکه حجت‌ها بر آنان آشکار شده بود، با يکديگر قتال نمی‌کردند؛ ولی آنان اختلاف کردند: پاره‌ای مؤمن بودند و پاره‌ای کافر شدند و اگر خدا می‌خواست با هم قتال نمی‌کردند؛ ولی خدا هر چه خواهد می‌کند». بنابراین اگر یونس پیامبر (ع) و حضرت محمد (ص) به انجام یک کار مکلّف شوند، انجام دادن آن عمل توسط یونس (ع) به مانند انجام آن کار توسط حضرت محمد (ص) نیست و این کوتاهی یونس (ع) در انجام آن عمل نسبت به آنچه حضرت محمد (ص) انجام می‌دهد ظلمی است از سوی یونس (ع)؛ چرا که این کوتاهی، او را از دست‌یابی به جایگاه عظیمی که انسان برای رسیدن به آن سرشته شده است، بازمی‌دارد. به این ترتیب مرتبه‌ای از این نوع ستم‌کاری وجود دارد که انبیا و فرستادگان (ع) از نسل ابراهیم (ع) باید از آن گذر کنند تا به مرتبه‌ی امامت نائل گردند و از همین رو حق تعالی می‌فرماید: «لاَ يَنَالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ» «پیمان من ستم‌کاران را دربرنگیرد»؛ یعنی ای ابراهیم! تمام پیامبران از نسل تو به مقام امامت نائل نمی‌شوند بلکه فقط کسانی از انبیا و فرستادگان از فرزندان تو به آن می‌رسند که از این ظلم گذر کنند و به این مرتبه ارتقا یابند: «وَ أَلْقِ عَصاکَ فَلَمَّا رَآها تَهْتَزُّ کَأَنَّها جَانٌّ وَلَّي مُدْبِراً وَ لَمْ يُعَقِّبْ يا مُوسي‏ لا تَخَفْ إِنِّي لا يَخافُ لَدَيَّ الْمُرْسَلُونَ * إِلاَّ مَنْ ظَلَمَ ثُمَّ بَدَّلَ حُسْناً بَعْدَ سُوءٍ فَإِنِّي غَفُورٌ رَحيمٌ»(5) «عصايت را بيفکن. چون ديدش که همانند ماری می‌جنبد، گريزان بازگشت و به عقب ننگريست. ای موسی، مترس که فرستادگان نبايد در حضور من بترسند * مگر کسی که ستمی کرده باشد و سپس پس از بدکاری، نيکوکار شود؛ چرا که من آمرزنده‌ی مهربانم». حق تعالی در قرآن به برخی ائمه از نسل ابراهیم (ع) اشاره می‌فرماید: از جمله‌ی آنها حضرت موسی (ع) است. حق تعالی می‌فرماید: «وَ اضْمُمْ يَدَکَ إِلي‏ جَناحِکَ تَخْرُجْ بَيْضاءَ مِنْ غَيْرِ سُوءٍ آيَةً أُخْري»(6) «دست خويش در بغل کن، بی‌هيچ عيبی، سفيد بيرون آيد، اين هم آيتی ديگر»؛ یعنی خالی از هر گونه ظلم و ستم. انسان با دست می‌گیرد و می‌دهد، و دست سفید به عدالت تمام و کمال انسان با مردم و با خداوند سبحان و متعال اشاره دارد. بنابراین موسی (ع) خودش را از ظلم و ستم در مرتبه‌ای عالی، پاک و طاهر نموده است، همان طور که در این آیه اشاره می‌شود: «إِلاَّ مَنْ ظَلَمَ ثُمَّ بَدَّلَ حُسْناً بَعْدَ سُوءٍ فَإِنِّي غَفُورٌ رَحيمٌ»(7) «مگر کسی که ستمی کرده باشد و سپس پس از بدکاری، نيکوکار شود؛ چرا که من آمرزنده‌ی مهربانم». و از جمله‌ی آنها حضرت عیسی (ع) است. حق تعالی از حضرت عیسی (ع) چنین خبر داده است: «وَالسَّلَامُ عَلَيَّ يَوْمَ وُلِدتُّ وَ يَوْمَ أَمُوتُ وَ يَوْمَ أُبْعَثُ حَيًّا» (8) «سلام بر من، روزی که زاده شدم و روزی که می‌ميرم و روزی که ديگر بار زنده برانگيخته می‌شوم»؛ یعنی عیسی (ع) به جایگاه امامت دست یافته است، و او به خودش و مردم امان می‌بخشد. و خداوند متعال به کسانی از آنها که به مرتبه‌ی امامت دست نیافتند اشاره کرده است؛ مانند حضرت یحیی (ع). حق تعالی می‌فرماید: «وَسَلَامٌ عَلَيْهِ يَوْمَ وُلِدَ وَيَوْمَ يَمُوتُ وَيَوْمَ يُبْعَثُ حَيًّا»(9) «سلام بر او، روزی که زاده شد و روزی که می‌ميرد و روزی که ديگر بار زنده برانگيخته می‌شود»؛ یعنی او به جایگاه امامت دست نیافته تا به مردم و خودش امان بخشد، بلکه او فقط راه را برای حضرت عیسی (ع) آماده و مردم را به سوی او راهنمایی نمود.» اما این سخن برخی که می‌گویند حضرت ابراهیم (ع) نگران فرزندان خود بود، اگر مقصودشان این است که آن حضرت (ع) امامت را برای آنها (ع) می‌خواسته، اینچنین نیست؛ چرا که ابراهیم (ع) نه بر دنیا حریص بود و نه بر آخرت، بلکه فقط بر رضایت خداوند سبحان و متعال حرص داشت، و دعای پیامبران و حضرت ابراهیم (ع) برای فرزندانشان، فقط برای فرزندان صالح‌شان بوده آن هم پس از آگاهی یافتن از صلاحیت آنها. پیش از ابراهیم (ع)، نوح (ع) بود که پس از آنکه خداوند پسرش را لعنت نمود و پس از آنکه دانست او از راه راست منحرف شده و از اهل آتش است، او هم فرزندش را لعنت کرد. این چنین نبوده که حضرت ابراهیم (ع) یا پیامبران (ع) نگران فرزندان خود باشند به این جهت که آنها فرزندان‌شان می‌باشند که اگر چنین بود، آنها گرفتار درجه‌ی بالایی از خودپسندی و انحراف از صراط مستقیم می‌بودند (که هرگز چنین نمی‌باشد!) و حال آنکه آنها برترین خلق خدا می‌باشند. حضرت ابراهیم و پیامبران (ع) فقط نگرانیِ فرزندان صالح خود را در دل داشتند؛ چرا که از صلاح آنها باخبر بودند و می‌دانستند که این فرزندان صالح، جانشینان آنها در دعوت به سوی خداوند سبحان و متعال و کشیدن بار رنج و سختی و آزار از سوی مردم در راه گسترش توحید و کلمه‌ی خداوند سبحان و متعال در زمینش خواهند بود. بنابراین ابراهیم (ع) و انبیا (ع) نگران فرزندان صالح خود بودند؛ چرا که آنها اولیای خداوند سبحان بودند و نه از این رو که فرزندان‌شان می‌باشند. بین این دو تفاوتی بسیار زیاد وجود دارد؛ مانند تفاوت میان حبّ خدای سبحان و حبّ دنیا در قلب نیکوکار و بدکردار. منابع: 1- بقره: 124. 2- جواهر السنیة حر عاملی: ص 83. 3- پیامبر (ص) می‌فرماید: (ضربت علی بر عمرو در روز خندق با عبادت جن و انس برابری می‌کند). عوالی اللئالی ابن ابی جمهور: ج 4 ص 86. 4- بقره: 253. 5- نمل: 10 - 11. 6- طه: 22. 7- نمل: 10 - 11. 8- مریم: 33. 9- مریم: 15. این گفتاری بود از وصی و فرستاده امام زمان، احمدالحسن
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نمی‌دانم چرا شما با این سطحی‌نگری و شخص‌پرستی‌های‌تان به اندازه‌ی یک انسان عادی هم تفکر را از دست داده‌اید و به جوابی که بنده بر مبنایِ نگاه مفسرین بزرگ با مخاطب در میان گذاشته‌ام، و تازه آدرس هم جهت بحثِ مفصل‌تر داده‌ام؛ نمی‌توانید بیندیشید. مگر نمی‌بینید در جواب گفته شده است: «تمام پیامبرانِ نسل حضرت ابراهیم «علیه‌السلام»، امام هستند»، یعنی پس آن‌هایی که ظالم‌اند را، شامل نمی‌شود. به جوابی که داده شده بیشتر دقت کنید و از نقصِ فهمِ اندیشه‌های دیگران، خود را برهانید که البته هیچ‌وقت امیدی به نجات چنین فرقه‌هایی نبوده و نیست.  

25236

فلسفه کانتبازدید:

متن پرسش
استاد طاهرزاده سلام: نومن و فنومن که در فلسفه کانت مطرح است بحث عدم انطباق عین و ذهن را دنبال می کند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است. کانت به این نتیجه رسیده بود که تنها با فنومن‌ها ما می‌توانیم ارتباط داشته باشیم که عین واقعیت‌ها یعنی نومن‌ها نیست و مفاهیم استعلایی و پیشینی بر روی آن‌چه از خارج درک می‌کنیم، تأثیر می‌گذارد. موفق باشید

25095

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: آیا این موضوع درسته که اگر شخصی بی نماز باشد برکت در آن خانه وارد نمی شود و یا خیلی بدیهای دیگر. پس اگر این طور است. من می شناسم افراد درجه یک خودم را که اهل نماز و حجاب نیستند اما هم ثروتمندند هم خوشبخت. من متوجه این پاردوکس نمی شوم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اولاً: عنایت داشته باشید منظور آن است که ما کارِ افراد بی‌نماز را تأیید نکنیم. ثانیاً: چگونه می‌فرمایید چنین افردی خوشبخت هستند؟!! در حالی‌که راهی به سوی رحمت بیکرانه‌ی خدا در مقابل خود نگشوده‌اند و تنها مشغول دنیای محدود موقت شده‌اند. موفق باشید

25052

بذون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: بنده در سیر مطالعاتی ام آثار شما رو پیگیری می کنم. چندی پیش در خصوص مسأله وسواس ازتون سیر مطالعاتی خواستم که کتاب «ادب خیال ، عقل و قلب» رو معرفی کردین که خیلی خوب بود. بهترین چیز همینه که بین سیر مطالعاتی اصلی و ایضا مشکلات خاصی که برامون پیش بیاد بتونیم هماهنگی ایجاد کنیم و در واقع با یک تیر هزاران نشان بزنیم. با توجه به این که در شرف انتخاب همسر هستم و بنا به گفته مشاورین و البته تجربه خودم هوش هیجانی و اجتماعی ضعیفی دارم، آیا سیر مطالعاتی خاصی که این نقیصه رو جبران کنه و بتونه در راستای ارتباط با حقایق هستی، رفتارهای اجتماعی و خانوادگی من رو تنظیم کنه پیشنهاد می کنید؟ خیلی ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید نیاز نباشد خیلی وسواس به خود راه دهید. بالاخره طرف اگر از خانواده‌ی محترمی می‌باشد و ظاهرش نیز رویهمرفته برایتان جذب‌کننده است کافی است. موفق باشید

25039

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم استاد عزیزم: در انتهای آیه ۳۷ سوره قصص آمده است: إِنَّهُ لَا يُفْلِحُ الظَّلِمُون. جناب علامه می فرمایند این آیه هم عالم دنیا و هم عالم آخرت را شامل می شود ولی دلیلی بیان نمی فرمایند. در مقاله ای که در حال نگارش آن هستم نیاز دارم که ثابت کنم که این قسمت از آیه شریفه هم عالم آخرت و هم عالم دنیا را در بر می گیرد. (به این معنا که ظالمان نه در دنیا و نه در آخرت به فلاح نمی رسند). سوالم این بود که آیا جنابعالی دلیل عقلی یا نقلی برای اثبات این مدعا در خاطر شریفتان هست؟ ممنونم
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ظاهر آیه به خودیِ خود حالت مطلق دارد و دلیلی ندارد که آن را محدود به دنیا و یا آخرت کنیم. موفق باشید

24162

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
باسمه تعالی. سلام خدمت استاد عزیز: طاعاتتان قبول حق باشد. در تصمیم گیری دلم می خواهد آنچه خدا به آن راضی است آن را اتخاذ کنم اما موارد پیش می آید خلاف شرع نیست اما باز می مانم آن کار را انجام بدهم یا انجام ندهم یعنی می گویم نکند این وسوسه باشد و نه الهام و نهایت راه حل را در استخاره می بینم. پیش خودم می گویم هرچه استخاره جلوی پایم گذاشت آن را انجام می دهم. حال سوالم این است که آیا استخاره را خودم می توانم انجام دهم و یا اینکه در نزد فرد شایسته و باتقوا یا دارای صلاحیت انجام دهم و چگونه این فرد را پیدا کنم؟ چند سال پیش تلفنی از قم استخاره می گرفتم ولی بعدها شنیدم آن شخص را اعدام کردند. البته پیش خودم می گفتم من خالصا از خدا استخاره می خواستم و همان جواب استخاره ها درست بود که از زبان آن فرد خاطی بوده ولی اراده خدا بگونه ای اسباب را میچید که از طریق استخاره او به جوابم برسم و تمام آن استخاره های قبلی ام صحیح بود و غم به دلم راه نمی دهم. بعد با همین استدلال می گویم پس خودت استخاره را انجام بده و مزاحم کسی نشو از آقای صدیقین یکبار پرسیدم گفت خودت می توانی انجام بدهی حتی با شیر و خط سکه. لطفا مرا راهنمایی کنید. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: استخاره وقتی است که انسان عقل خود را به‌کار گرفته باشد و جواب کافی نیابد. حال این فرد می‌تواند به کمک آیات قرآنی، اشارتی را بگیرد. ولی این را نباید مشورت با قرآن حساب کرد و به همین جهت جناب علامه طباطبایی می‌فرمایند پشت به استخاره، پشت به قرآن نیست. موفق باشید

23691
متن پرسش
م ن: سلام علیکم: عرض ادب و احترام محضر استاد طاهرزاده حفظه‌الله در حدیثی حضرت امام محمدباقر علیه ‌السلام فرمودند: «ما عرف الله من عصاه» پرسشم از استاد گرانقدر این است که: چه کنیم که خدا را بگونه‌ای بشناسیم که مانع گناه و معصیت شود؟ یقینا ما خدا را قبول داریم؛ خود را بنده‌اش می‌دانیم، او خالق و رازق و رب و پروردگار ماست، او مالک ماست، می‌دانیم او مالک قیامت است و... ولی با همه آنچه را که می‌دانیم باز هم معصیت و گناه می‌کنیم. شناختی که از خدای متعال که حضرت باقر علیه‌السلام آن را مانع انجام گناه می‌‌داند، چگونه شناختی است؟ از چه جنس شناخت است؟ راه و روش آن چیست؟ سپاسگزارم
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: «عرف اللّه» یعنی معرفت به حضرت حق، و نه آگاهی به وجود خداوند. معرفت به حضرت حق یعنی گشوده‌شدنِ جان به انوار الهی. و این حالت، موجب می‌شود که انسان به‌خوبی درک کند اگر مرتکب گناه شود، آن حالتِ گشودگی به هم می‌خورد. موفق باشید

نمایش چاپی