بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
29747
متن پرسش
با یاد حق سلام بر استاد: مطلبی را به خاطرم می آید جناب استاد هاوکینگ رحمه الله علیه فرمودند که برای اینکه نسل بشر منقرض نشود تا اگر اشتباه نکنم ۱۰۰۰ سال آتی باید به سایر کرات مهاجرت کرد و غربی ها پروژه های متعددی درین زمینه دارند. سوالاتی از محضر شما دارم ۱. اگر بشر یا بخشی از آنها از زمین به کهکشانهای دیگر رفتند بعد از ظهور امام زمان تکلیف آن کسانی که خارج از زمینند چه می‌شود اگر بگوییم امام می‌توانند چند جسم داشته باشند و در تمام کرات ظهور می‌کنند که مکفی نیست چه زمینه ظهور در کرات متفاوتست. ۲. بنده پس از توجه به کتب استاد میچیو کاکو گرچه قبلا غرب گریز بودم الان متوجه شدم با توجه به اینکه حفظ نسل بشر بر همه چیز ارجحیت دارد و خورشید ۴ یا ۵ میلیارد سال دیگر خاموش می‌شود و قبل آن دیگر کره مکان مناسبی برای حیات نیست و حسب «ارض الله واسعه و سخر لکم مافی السماوات و الارض» با توجه به همه اینها تنها این نگاه غربیست که برای نجات بشر طرح دارد. پس فکر می‌کنم باید همه فکرها معطوف به ابدی نمودن نسل بشر نمود و حمایت از انقلاب که موجب تضعیف غربست جایز نیست به این بیندیشیم که ثمره ۴۰ سال در داخل چیست و در خارج در سطح منطقه وضع چگونه است و در سطح جهان این انرژی عظیمی که معطوف ایران ایالات متحده کرد اگر به ناسا کمک می‌شد شاید لااقل به مریخ پا نهاده بودیم اختلافات را کنار نهیم و برای نسل بشر بکوشیم. ۳. با توجه به اینکه فیزیک می‌گوید بعد از نابودی زمین جهان نابود نمی‌شود و تریلیونها سال دیگر هست تا طبق نظر دکتر هاوکینگ جهان کاملا سرد می‌شود و البته این سردی که به صفر مطلق نزدیکست ابدیست جایگاه قیامت و ادامه جهان بدون انسان کامل چیست؟ ۴. میلیاردها سال پیش که بشری نبود چگونه بدون انسان کامل کره زمین مستدام بود؟ پاینده و مستدام باشید
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌آید بهتر است اموری که مربوط به خداوند است را به عهده‌ی خود خداوند بگذاریم. او اندازه و تقدیر هر چیز را معلوم کرده و ما در فرصتی که خداوند در این دنیا در اختیارمان گذارده، باید خود را شایسته‌ی حیات ابدی خود بکنیم. موفق باشید

29480

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم و رحمه الله: منظور از انس با قرآن کریم چیست؟ دقیقا چه کاری باید صورت گیرد؟ به چه کتبی برای فهم دقیق این موضوع مراجعه کنم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بعد از فهم ظاهری آیات به کمک ادبیات عرب، از تفسیری مثل تفسیر «المیزان»، کار می‌آید. موفق باشید

28911
متن پرسش
سلام استاد: استاد من خیلی سعی در خودسازی و خلوت دارم و حقیقتا حال خوبی دارم خدا رو شکر. اما گاهی دوست دارم دوستانم رو ببینم برای تنوع و کسل نشدن. ولی پیش دوستان رفتن همانا و دل از دست دادن همانا. حرف زدن و پیش دیگران بودن شدیدا احوالاتم رو بهم میریزه، پیش دوستان بودن بدون حرف زدن نمیشه، اصلا استاد هر کاری جز عبادت و خلوت و کتاب و صوت های شما آرامشم رو میگیره، ولی می‌ترسم اگه گاهی گشت و گزار نرم و تنوع ندم دلزده بشم. ولی این هم من رو خراب میکنه، چه کنم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: باید با وسعت‌دادنِ توحید خود، در این موارد هم با هویت توحیدی حاضر شد و لذا قصه‌ی دست در کار و دل با یار، جاری باشد. موفق باشید

28488

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسمعه تعالی با عرض سلام و خدا قوت خدمت استاد بزرگوار: گاها بعضی توصیه می‌کنند زیارت عاشورا نخوانید مداوم یا بفلان طریق نخوانید. یا ذکر لااله الا الله فقر می آورد. بنده فکر می‌کنم حرف ایشان بی اساس است مگر می‌شود زیارت دوست و حبیب انسان اثر سویی داشته باشد؟ یا ذکر خدا تنهایی و فقر به بار آورد. و اینکه مثلا ما که اول راهیم روزی صد تا لا اله الا الله بگیم از ظرفمان بیشتر است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده نیز با جنابعالی هم‌نظر هستم. آری! با انگیزه‌ و نیّت زیارت دوست، خود به خود با همه‌ی مقصد خود زندگی می‌کنید. البته در هر کاری افراط بد است. موفق باشید

28242

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام و عرض ادب: استاد ما برای فروش خونمون چند سالی هست که معطل هستیم. همین چند وقت اخیر یه مشتری اومد و تقریبا ۹۰ درصد همه چی حل بود که یک دفعه بهم‌خورد و پشیمون شد از خرید خونه. ما در اقواممون افرادی رو داریم که پیش دعا نویس میرن و دعا میگیرن، حتی فهمیدیم که چند دفعه دعا گرفتن و جایی از منزلمون پنهانش کردن، علی ایحال الان شک کردیم که مبادا این گره ای که افتاده ناشی از دعا و ارتباط اطرافیان با اجنه بوده باشه. نظر شما در این باره چیه؟ ما چه باید بکنیم؟ ممنون از وقتی که میذارید. التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عموماً نباید به این مسائل از آن طریق‌ها وارد شد، باید با روحیه‌ی توکل و رضایت به تقدیرات الهی، مسائل را دنبال کرد. کتاب «جایگاه جنّ و شیطان و جادوگر» می‌تواند متذکر نکاتی در این امر باشد. موفق باشید

27394
متن پرسش
سلام علیکم: با توجه به سیره امیرالمومنین ویژه در برابر خوارج و جنگ نهروان دو پرسش داشتم: ۱. با توجه به اینکه امیرالمومنین علیه السلام در زمان خود با خوارج جنگیدند پس چرا ایشان می فرمایند بعد از من خوارج را نکشید؟ (شیوه ی مبارزه با خوارج بعد از زمان ایشان چگونه باید باشد؟) ۲. چرا با وجود اینکه در قرآن داریم «ان تتقوا یجعل لکم فرقانا»، خوارج بعنوان مردمانی عابد و زاهد و مقید به ترک معاصی، به فرقان و توانایی تشخیص حق از باطل نرسیدند و درباره ایشان حضرت فرمود من چشم فتنه را درآوردم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. در اجتماعی خاص فتنه‌ای را به پا کرده بودند که آن اجتماع را حضرت از بین بردند وگرنه مقدسان احمق همیشه در عالم بوده‌اند. ۲. تقوا، رعایت حدود الهی است. مگر خوارج حدود الهی را رعایت کردند که یک خانم را به جرم آن‌که به حضرت علی «علیه‌السلام» توهین نکرد، شکمش را پاره کردند و فرزند داخل شکمش را و شوهرش را به قتل رساندند؟! موفق باشید

27210

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: طاعات قبول. با توجه به حدیث حضرت رسول (ص) درباره ی وضو. و این برداشت که وضو برای نظافت روح هست نه نظافت بدن، پس چرا کوچکترین مانعی برای رسیدن آب به بدن، وضویی که هدفش طهارت روح هست رو باطل میکنه؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: زیرا آب، صورتِ اطلاق حق است و باید به بدن برسد تا برای روح انسان زمینه‌ی اُنس با حضرت حق که مطلقِ وجود است، فراهم شود. موفق باشید

26901
متن پرسش
سلام علیکم: در باب «النفس جسمانیه الحدوث و روحانیه البقاء» مطلبی رو در پاسختون به سوالی خوندم ولی مسئله هنوز برام مبهمه. نقل قولی از امیرالمومنین (ع) کردید که خداوند روح‌ها را دو هزار سال قبل از ابدان خلق کرد ولی همان روح، در صورتی برای بدن ظهور می‌کند و به عنوان شخص خاص، شکل می‌گیرد که جسم انسان مطابق حرکتِ جوهری‌اش آماده‌ی پذیرش تجلیات آن روح بشود. از طرفی فرمودید که روح انسان در جنینی قبل از ۴ ماهگی، روح نباتی است و پس از آن به فعلیت روح انسانی می رسد. آیا درست فهمیدم که هم روح و هم جسم حرکت جوهری دارند؟ چون بنظرم وقتی جسم آماده افاضه روح به اون میشه خب حرکت جوهری رو طی کرده و جنینی در اثر آمادگی جسم برای تجلی روح، شکل میگیره؛ و از اون طرف خود این روح هم ابتدا جنبه نباتی داره و پس از چهار ماهگی روح انسانی بالفعل میشه پس روح هم حرکت جوهری داره.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! روح، تا زمانی که به جسم تعلق دارد پیرو حرکت جوهری جسم دارای حرکت جوهری است و از حالت نباتی به حیوانی و از روح حیوانی به روح انسانی سیر می‌کند. این مطلب را باید در بحث حرکت جوهری دنبال کنید که چگونه فیض دائمی حق، مابالقوه‌ها را به مابالفعل تبدیل می‌کند. موفق باشید

26867

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: استاد گرانقدر من در مسیر معرفتی هستم الحمدلله، اما مشکلی که هست پول همسرم از ربا هست و غذای خانه ما از آن پول، به هیچ عنوان هم ایشان قابل تغییر و صحبت نیستند، از نظر شرع خب مرجع تقلیدم می فرمایند جایز هست شما پول را استفاده کنید، اما اثار تکوینی لقمه حرام مانع پیشرفتم هست و راه بسته هس. خیلی درمانده شدم، مغازه ایی ایشان به من دادند که اجاره اش را می گیریم، مغازه از پول حلال و حرام مخلوط خریده شده، آیا اجاره این مغازه هم حرام هست؟ من اجاره مغازه را به نیت اینکه پول غذایم باشد می توانم به همسرم بدهم؟ من بروم کار کنم پول کارم را به نیت پول غذا به همسرم بدهم، آیا در اینجا اگر امکان هیچ راهی نیست من باید طلاق بگیرم؟ خواهش می کنم پدرانه راهنماییم کنید. جانم به لب آمد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که مرجع تقلیدتان می‌فرمایند باید عمل کنید و آثارِ تکوینی آن هم با تقیّد به دستورات شرع، دیگر مؤثر نخواهد بود. نباید سخت‌گیریِ بدون دلیل بر خود اعمال کنید. موفق باشید

26214

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و احترام و تشکر ار قبول زحمت. در ادامه پاسخی که به پرسش ۲۶۱۸۰ فرمودید: بحث شیطان در ایجاد بیماری را لطفا بیشتر توضیح بدهید. فرمودید باید به نفس در تدبیر کمک کرد، چطوری؟ (مسلما دارو یک راه است به شرطی که اثر داشته باشد. ولی در بیماری ام اس که اصلا علم هم چنین ادعایی در مراحل بالای بیماری ندارد.) لطفا هم توضیح بیشتری بفرمایید و هم کتاب در این باره (تدبیر نفس) معرفی کنید. بعد از کتاب خویشتن پنهان، چه بخوانیم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحثِ آخر کتاب «جوان و انتخاب بزرگ» و نیز مطالعه‌ی کتاب «معاد» با شرح صوتی آن کمک می‌کند تا خودتان فکر کنید و نفس را در رویکرد تدبیر بدن با تمرکز لازم، کمک نمایید. در ضمن سری هم به کتاب «ذِن یا هنر کمان‌کشی» بزنید. موفق باشید

25733
متن پرسش
سلام علیکم: استاد، آیا می توان گفت جریان انقلابی برای حفظ اصول خود حتی به هر قیمتی، نتوانسته در جذب حداکثری بویژه برای جوانان فعال باشد و بدین ترتیب می شود استدلال کرد غالب جوانان و نوجوانان امروز در دایره انقلاب و خط فرهنگی انقلاب نیستند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: روح جوانان ما حقیقت انقلاب را در افق آینده‌ی خود و ملت‌شان می‌یابند. این تنگ‌نظری‌های ما است که آن‌ها را از ما فاصله داده است. موفق باشید

25653

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و وقت بخیر: برای فهم بهتر برهان صدیقین چه کنیم؟ با توجه به اینکه هم متن را خوانده ام هم صوت را گوش داده ام. موضوع برایم نامفهوم است.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خودش به مرور روشن می‌شود. موفق باشید

24938
متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد طاهرزاده: می خواستم ببینم فرق بین برهان صدیقین ابن سینا و خواجه نصیر الدین چیست؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ملاصدرا در برهان صدیقین خود واسطه‌ی ابطال دور و تسلسل را در نظر ندارد و این به کار صدیقین که بی‌واسطه با خدا مرتبط‌اند نزدیک‌تر است. موفق باشید

24564

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: مسلم است که ترک محرمات و انجام واجبات موجب توفیق و سیر انسان به سمت خداوند است پس لزوم استاد که برخی از اساتید اخلاق می گویند جهت سیر الی الله چیست؟ آیا استاد اخلاق چیزی جز یاداوری محرمات و واجبات دین دارد؟ آیا انسان طالب خداوند و تهذیب نفس با مطالعه سرگذشت علما و عرفای بزرگ دین و عمل به دستورات و دستورالعمل های آنها که بر مبنای قرآن و علوم اهل بیت علیهم السلام است به مقصد نمی رسد؟ آیا خواندن کتاب های اخلاقی و عرفانی کار استاد را نمی کند؟ یا اگر استاد لازم است مربوط به سطح های بالای سیر و سلوک است یا در هر سطحی انسان نیاز به استاد اختصاصی دارد؟ چون دسترسی به استاد و پیدا کردن استاد طریق کاری بسیار صعب است مگر به توفیق خداوند.
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: پیشنهاد بنده آن است که جزوه‌ی «روش سلوکی آیت اللّه بهجت» که بر روی سایت هست را در این مورد دنبال کنید. موفق باشید

31646
متن پرسش
با عرض سلام: با توجه به سوال قبل آیه مبارکه نفرموده است که روح را در او دمیدم بلکه فرموده از روحم در او دمیدم و این دو متفاوت است. مطلب بعد همچنان نطق زمین، حیوان و نفوس ناطقه فلکیه بی پاسخ ماند.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در نکته دهم کتاب «ده نکته در معرفت نفس» نکاتی در این مورد مطرح شده است که عیناً خدمتتان ارسال می‌شود:

 - قرآن در مورد روح انسان مى گويد: «فَاذا سَوَّيتُهُ وَ نَفَخْتُ فيهِ مِنْ‏ روُحى‏ ...... (۷۲/ ص) يعنى چون بدنش را آماده كردم و از روح خود در آن دميدم، به ملائكه گفتم به او سجده كنند.

از اين آيه نتيجه مى گيريم كه: الف- انسان «از روح خداست» و نه «روح خدا». چون فرمود: «مِنْ روُحي» و نفرمود: «روُحي»، يعنى روح انسان صورت نازله اى از روح خداست.

ب- روح، مخلوقى است از مخلوقات خداوند و نزديك ترين مخلوق به خداوند است و حتى از ملائكه هم بالاتر است. و در همين رابطه قرآن مى فرمايد: «ينَزِّلُ الْمَلائِكَة بِالرُّوحِ مِنْ امْرِه» (۲/ نحل) يعنى خداوند ملائكه را به كمك روحى كه از «امر» خداست نازل مى كند. بنابراين نبايد براى خدا مثل انسان يك روح قائل شويم و تصور كنيم روح خدا يعنى خود خدا، چرا كه خود خداوند در قرآن «روح» را يكى از مخلوقات معرفى مى كند و مى فرمايد: از روح خودم در جسم انسان دميدم. و اين كه مى فرمايد: از روح خودم؛ يعنى روحى كه يكى از مخلوقات من است، ولى چون مرتبه اين روح بسيار بلند است خداوند آن را به خودش نسبت داد، همان طور كه خانه كعبه را به خودش نسبت داد، اين به جهت شرافت آن مكان است، نه اين كه خداوند واقعاً خانه داشته باشد. پس:

اولًا: ملائكه به كمك روح نازل مى شوند، يعنى روح اصل است و ملائكه تجلى آن روح هستند.

ثانياً: روح از «امر» الهى است و مقامش مقام‏ «كُنْ فَيَكُون» است چون خداوند درآيه ۸۲ سوره مباركه يس فرمود: «انّماامْرُهُ اذا ارادَ شَيئاً انْ يقُولَ لَهُ كُنْ فَيكُون»، يعنى: ( «امر» خدا آن است كه چون‏ اراده كند چيزى را ايجاد كند، مى گويد بشو، و مى شود). پس روح كه از امرالهى است، نظام مادى و تركيبى و تدريجى ندارد.

ثالثاً: اصل اساسى انسان همين روح است كه فوق ملائكه است و جلوه مستقيم حق است و حامل همه اسماء و صفات الهى و همان وجه الله است و خليفه او در عالم وجود است، و چون آن روح مخلوقِ بى واسطه حق است، جامع همه كمالات الهى است، برعكسِ ملائكه كه هركدام كمال خاصى از حق را ظاهر مى كنند، به طورى كه يك ملك مظهر اسم عليم خدا است مثل جبرائيل، و يكى مظهر اسم مميت خدا است مثل عزرائيل ولى مقام روح كه حقيقت انسان نيز هست جامع همه اسماءالهى است، منتهى به ايجاد حق موجود است و از خود وجودى ندارد.

رابعاً: اين سوى دنيايى انسان «اسفل سافلين» و مقام بدن و ماده است و آن سوى انسان، روح است و مقام قرب بى واسطه، و لذا انسان ها از جهت روح خود به خدا نزديك اند، ولى به واسطه جسم خود كه از گِل آفريده شده، از او دورند. حال هرطرف را انتخاب كند، آنجايى خواهد شد.

3- آخرين و پايين ترين مرتبه و منزل روح، جاى گرفتن در بدنِ تسويه و تصفيه‏[1] شده است كه در اين مرتبه كه روح در بدن جاى مى گيرد آنقدر روح تنزّل يافته است كه تقريباً از آن مقام اصلى اش خبرى نيست. به طورى كه در اين حالت فراموش مى كند اصل و منزل اصلى اش كجاست. آنچه در بدن انسان دميده شده، صورت تنزّل يافته روح است. و نبايد فراموش كرد كه وقتى موجودى يا حقيقتى در مرتبه پايين ترى تنزّل مى كند، مرتبه اصلى و صورت اوليه آن به جاى خود محفوظ است، و در عين اينكه همان موجود و يا همان حقيقت در مرتبه اصلى خود بوده و صورت اصلى خود را دارد، در صورت پايين تر و در مرتبه پايين ترى هم تجلّى مى كند و صورت بعدى هم در حقيقت جلوه اى از صورت اصلى آن حقيقت است. در مراتب طولى تجلّيات يك موجود، هر اندازه كه پايين تر بياييم، به همان اندازه چهره اصلى و صورت اوليه موجود را ضعيف تر و محدودتر خواهيم يافت و به عكس آن، در رجوع و برگشت، در اوايل مراتب طولى، چهره اصلى و صورت اوليه موجود را كمى روشن خواهيم يافت و هراندازه بالاتر برويم، چهره اصلى موجود را بيش از پيش يافته و با آن بيشتر آشنا خواهيم شد و اگر همه مراتب تجلّى را پشت سر بگذاريم، با چهره اصلى اش روبه رو خواهيم شد.

حال آيا متوجّه شدى يعنى چه كه گفته شده: روح يا حقيقت انسان در حين استقرار در منزل اصلى خود، در مراتب نازله خود محدود و محجوب شده تا مرحله اى كه در واقع از آن حقيقت خبرى نيست؟ و آيا معلوم شد يعنى چه كه انسان داراى دو چهره است، يكى چهره قدسى والهى و يكى هم چهره اسفل سافلى؛ كه در تنزّل به سوى اسفل سافل، از آن چهره اصلى نبريده و جدا نشده است. نفس انسان بين روح كه مخلوق بى واسطه حق است و جسم قرار دارد. يعنى نه نور محض است، نه ظلمت محض، و به همين جهت هر صفت الهى را به صورت خاص و مبهم دارا است.

به وسيله نفس يا خيال، مقام عالى وجود و مقام دانى وجود به يكديگر مى پيوندد و در مرتبه نفس انسانى، نورانى و ظلمانى يكى مى شوند. پس به خودى خود نفس يا خيال انسان؛ نه عالى است و نه دانى؛ نه روح است و نه جسم، ولى ممكن است در ظلمات دنياى مادى سقوط كند و به مقامى دون مقام انسانيت فرو افتد. چنانچه پيامبر خدا «صلواة الله عليه وآله» فرمود: «النّاسُ نِيامٌ فَاذا ماتُوا انْتَبِهُوا» يعنى مردم هم اكنون كه در اين دنيا هستند در خواب اند و چون مُردند، بيدار مى شوند. پس در حالت اوليه مردم در يك بِينابِينى به سر مى برند، مگر اين كه با نور روح، ظلمت خود را از بين ببرند. موفق باشید


[1] ( 1) ۲۵- تسويه يعنى متعادل شده و تصفيه يعنى از ناخالصى ها پاك گشته

31479
متن پرسش
بسم الله سلام استاد گرانقدر: در مسیر انجام واجبات یا ترک محرمات خیلی دچار سستی انجام میشم و کیفیت اعمال بسیار پایین میاد، خودم حدس می‌زنم از عجبه پنهان یعنی وقتی خوب عمل می‌کنم و مدتی همه چی راضی کننده است هرچند در زبان میگم خدایا من رو ببخش یا من عملی ندارم ولی در دلم و ذهنم خطور میکنه که مگه چته نماز شب میخونی و خمس میدی و... و بعدش تا مدتی ضعیف میشم که احساس گناه و دوری از خدا دارم یعنی حتی نماز صبح بعضا قضا میشه یا حال دعا و مناجات ندارم. فقط نماز واجب اونم نه با حضور و توجه و سالهاست که این حالتها برای من ادامه داره چه کنم؟ میخوام ثابت باشم نه ی مدت خوب قرآن‌ بخونم ی مدت اصلا سراغش نرم آیا شما هم فکر می‌کنید مشکل از عجبه یا چند وجهی راه درمانش چیه؟ چکار کنم اگر همش در حال کار خیر و عبادت بودم باز از خودم راضی نشم؟ خدا خیرتون بده.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به حضور تاریخی در انقلاب اسلامی و شایسته شدن برای این حضور فکر کنید. امری که موجب شد شهدای عزیز ما ره صد ساله را یک شبه طی کنند. با چنین افقی خود به خود شور اُنس با خدا و دعا و مناجات به صورت حضوری و وجودی برای انسان پیش می‌آید. مانند دعای کمیل‌های جبهه و راز و نیازهای شب‌های حمله. موفق باشید

31299

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: دو تا سوال داشتم اینکه اول کتاب طوبی محبت مرحوم حاج اسماعیل دولابی و سخنرانی های ایشان نظرتان چیست؟ و دوم کتاب چگونه نماز خوب بخوانیم کتاب خوبی است یا نه چون آشنایی ندارم. ممنون از شما استاد عزیز
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. خیلی خوب است و بنده هم استفاده کرده‌ام. ۲. بنده کتاب را ندیده‌ام ولی فکر می‌کنم می‌تواند برای خواننده خود مفید باشد. موفق باشید

30742

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام و تبریک به مناسبت فرا رسیدن ماه مبارک رمضان: سخنرانی دکتر امامی جمعه در زمینه ارائه طرحشان در مورد فلسفه اسلامی را که شنیدم به نظرم رسید خوب است برای شما هم ارسال کنم: https://www.boxara.ir/home/index.php/s/FJRSCZMatBq6K9t التماس دعا در این ایام عزیز
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحمدالله جناب آقای دکتر امامی‌جمعه با تعهد و دلسوزی و احاطه‌ای که روی فلسفه‌ی اسلامی دارند، تلاش می‌کنند این تراث بزرگ که در فردا بیشتر از امروز و دیروز به آن نیاز است، همچنان سرزنده بماند. بنده به سهم خود برای ایشان آرزوی موفقیت دارم و توصیه‌ی بنده به رفقا همیشه این بوده که از آثار نوشتاری و گفتاریِ این استاد مجاهد استفاده‌ی کامل ببرند. موفق باشید

30163

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: مطلبی از شما دیدم مبنی بر اینکه انسان عاقل زود به گریه نمی افتد. استاد من یه مشکل بزرگ دارم و اونم اینه که بسیار تحت تأثیر قرار می‌گیرم و اشکم در مشکم هست. حالا دنبال این نیستم که چرا من اینجوری هستم، بلکه بنده چند سالی است نفس تنگی های شدید می گیرم که احساس می‌کنم منشاء روحی و روانی داره و به عبارتی گرفتار افسردگی و اظطراب و... هستم. به نظر شما این مشکلات روحی و روانی ناشی از اینه که بنده زیاد به خیالات و وهم میدان داده ام و عقل زمام امور را از دست داده؟! به نظر شما چیکار کنم این مشکلات روحی و روانی و افسردگی و اظطراب حل بشه تا مشکل بزرگم یعنی نفس تنگی ام هم حل بشه؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید نتوان نظر قابل اعتمادی در این مورد داد. آنچه می‌ماند بالاخره تدبّر در قرآن و تأمّل در مباحثی مثل «معرفت نفس» و «برهان صدیقین» است. موفق باشید

30151
متن پرسش
با سلام: طلبه هستم. به مطالب عقلی و عرفانی علاقه دارم. و از مباحثی که از جنس مباحث شماست لذت می‌برم. و در خود استعداد متخصص شدن در حوزه علوم عقلی را می‌بینم ولی آنچنان که باید و شاید مشغولیت علمی ندارم و خوب درس نمی خوانم. که این خوب درس نخواندن ناشی از این است که بصورت واضح نمی دانم وظیفه ام چیست. و در واقع در یک بی عالمی بسر می‌برم. از طرفی چون متاهل هستم، و دارای دو فرزند، فکر می‌کنم با وضعیت مالی که دارم (درآمد شهریه و ماهی ۶۰۰ تومان هم از مضاربه) و اوضاع اقتصادی کشور باید کار کنم. الان هم مشغول کار فرهنگی در خود حوزه هستم. میانگین بین ۳ تا ۴ ساعت وقت می گذارم و ماهانه حدود ۶۰۰ تا ۸۰۰ حقوق می‌گیرم. از طرف دیگر حسی در درونم می گوید که تو باید درس بخوانی و تو حیف هستی و شان تو این کار نیست. و این کار هم چون اجرایی است هم مشغولبت دارد و هم خستگی، حال نمی دونم وظیفه من چیه؟ آیا باید کار کنم به خاطر شرایطی که دارم و درسم را در سطح معمول و کمتر نگه دارم و به یه نمره آوردن قناعت کنم؟ یا نه باید به دنبال علاقه و استعداد خودم برم و لو از لحاظ مالی به سختی بیفتم. استاد واقعا دچار دوگانگی شدم و نمی توانم تشخیص بدم کار درست را. لطفا کمکم کنید و این را هم می دانم که در صورت اضطرار باید کار کرد، اما نمی دانم که مضطر شده ام یا خیر. و تشخیص آن برایم سخت است.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چرا به قاعده‌ی «توزیع الوقت، توسیع الوقت» فکر نمی‌کنید تا در حدّ کسب درآمد ساده، زندگی را بچرخانید و در عین مطالعات دروس رسمی حوزه، به معارف عمیق بپردازید؟ روی خودتان کم حساب نکنید، باید در جای خود حاج قاسمی باشید. موفق باشید

30121

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: وقت تون بخیر. من در جریان خواستگاری که کار جدی می‌شد، دچار ترس و دلهره زیادی شدم که قبلاً تجربه نکرده بودم. برای همین رو آوردم به استخاره و بعد از اینکه جواب استخاره بد آمد با توافق طرفین بخاطر استخاره کار را دنبال نکردیم. الان تقریبا چهار ماه از استخاره قبلی زمان می‌گذرد، برای خواستگاری مجدد باید دوباره استخاره گرفته شود یا خیر؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خیر. خود انسان باید تا آن‌جا که ممکن است و بر اساس ملاک‌های دینی و عقلانی، موضوع را انتخاب کند. موفق باشید

29680

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: همسر من از موقع کودکی یه اتفاق های ماورا طبیعه براش میوفتاده تا الان، اوایل حرفاش رو باور نمی‌کردم ولی به مرور زمان اتفاق هایی افتاد که بهم ثابت شده راست میگه. خیلی موضوعی که داره مفصله. همسرم همش احساس خطر میکنه و بعضی شبا با جیغ و گریه بیدار می‌شد. من خیلی تحقیق کردم که پیش چه کسی باید این موضوع رو مطرح کنم و ازش راهنمایی بخوام که امین باشه و از شرایطی که توش هستیم سو استفاده نکنه که زسیدم به آیت الله حسن زاده. لطفا بهمون کمک کنید که بدونیم چی داره سرمون میاد و باید چی کار کنیم؟ ممنون میشم اگه این لطف رو بهم کنید و به ما کمک کنید. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده دسترسی به آیت الله حسن‌زاده ندارم و ایشان در شرایطی نیستند که بشود کسی به ایشان مراجعه کند. پیشنهاد می‌شود سری به کتاب «جایگاه جنّ و شیطان و جادوگر» که روی سایت هست بزنند و سپس با مطالعه‌ی کتاب «جوان و انتخاب بزرگ» که آن نیز روی سایت هست، إن‌شاءالله راه‌کارهای عبور از این مشکل را بیابند. بد نیست در این مورد سری به کانال  https://eitaa.com/joinchat/1797062673C76e30f884f بزنید. موفق باشید

29179
متن پرسش
استاد عزیز سلام و عرض ادب: خدا لحظات زندگیتون رو قرین رحمت و شادیهای معنوی کند. در ده نکته فرمودید که آنها که اجلشان با تصادف قرین شود در بحث ما نیست آیا مرگ اینها جزء مرگ بخاطر گناهان نیست؟ اگر مقدور است راهنمایی بفرمایید یا مرجعی رو معرفی کنید. پیشاپیش از بزرگواری شما ممنونم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در کتاب «خویشتن پنهان» عرایضی در این رابطه شده است. به هر حال نمی‌توان علت آن نوع مرگ‌ها را تنها به گناهان مربوط کرد. شاید مصلحت‌های دیگری در کار بوده تا آن‌ها با مرگ خود نقش‌آفرینی‌هایی داشته باشند. موفق باشید

28686

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: آیا شیطان در برزخ هست؟ و انسان را وسوسه می کند؟ ممنون از استاد مهربان
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خیر. حضور شیطان نهایتا تا سکرات می باشد و «وقت معلوم» که در قرآن مطرح است را به سکرات تفسیر کرده اند. موفق باشید

28466

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد گرامی: استاد در جزوه حضور نرم زن فرمودید زنان همه جا باید باشند اما نه در هویت عملیاتی بلکه با هویت نگهبان اهداف انقلاب اسلامی میشه لطفا مصادیقی از این حضور را بیشتر توضیح بدهید؟ استاد بنده خانه دار هستم و مدرک دانشگاهی هم دارم اما نمی دانم چگونه حضوری موثر برای انقلاب داشته باشم اگه کارمند یه اداره بشم یا یه مادر خونه دار کدام مسیر در سلوک الی الله برای یک زن بهتر است؟ استاد بنده خیلی فکر کرده ام روی عرایض شما در مورد زن اما برایم مبهم است؟ این سوال من مشورت خواستن از شما استاد عزیزم است اجرتان با حضرت زهرا (س)
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: سعی بفرمایید بقیه‌ی مباحث مربوط به «زن» را نیز دنبال کنید. آری! وقتی یک خانم متوجه‌ی نسبت خود با انقلاب اسلامی شد و به عهدی که برای معنابخشی به خود  است پایدار ماند، دیگر باید منتظر موقعیتی بود که برای نقش‌آفرینی پیش آید حتی اگر جلسه‌‌ای با رفقا و یا حضور در فضای مجازی باشد. موفق باشید

نمایش چاپی