بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
29864

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام مجدد: در ادامه پاسخ 29845 می‌خواهم بگویم: هزار شکر که دیدم به کام خویشت باز ز روی صدق و صفا گشته با دلم دمساز اگر که لطف بفرمایید و کمی افقی را که آوینی می گشاید با افقی که حاج قاسم می گشاید مقایسه کنید و بفرمایید هرکدام از آنها چه وجهی از انقلاب را برای ما به نمایش می گذارند؟ سلوک عملی و علمی و فکری شهید فخری زاده بیشتر ذیل کدام یک از دو جلوه بالایی بود؟ آیا فخری زاده بیشتر آوینی گونه بود یا حاج قاسم طور؟ یا اینکه فخری زاده شروع مسیری بود برای جمع وجه آوینی انقلاب با وجه حاج قاسم انقلاب؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در مورد شهید آوینی بحث‌هایی در کانال «سرّ دوران» به آدرس @serredoran هست و در مورد حاج قاسم مطالبی تحت عنوان «به راستی همه‌ی ما حاج قاسم هستیم» به آدرس http://lobolmizan.ir/post/1687 و همین یادداشت اخیر که در بنر سایت هست، می‌توانید دنبال بفرمایید. به نظر می‌آید شهید فخری‌زاده را باید در راستای شخصیت حاج قاسم معنا کرد. موفق باشید

29264

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: ذکر یونسیه که به عدد ۴۰۰ در سجده توصیه شده آیا باید دقیقا به همین مقدار گفته شود؟ یا اینکه می‌شود زمان را طوری تنظیم کرد که مطمئن شویم اقلا ۴۰۰ مرتبه را گفته ایم؟ آیا اگر مثلا به ۴ سجده که در هر سجده ۱۰۰ مرتبه بگوییم همان اثر را دارد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌آید چنین امکانی باشد. آیت الله جوادی پیشنهاد نیم ساعت را جهت آن ذکر و آن سجده دارند و آیت الله ناصری پیشنهاد ۳۲ مرتبه را. به هرحال بستگی به ذوق و حال خود فرد دارد. به گفته‌ی آیت الله جوادی حضرت یونس «علیه‌السلام» آن ذکر را یک مرتبه گفتند و از آن ظلمات نجات یافتند زیرا عزم عمیقی در اظهار آن ذکر در جان آن حضرت شکل گرفته بود. موفق باشید

28307

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: آیا تحدی، یک معجزه جاویدان و متعلق به تمام اعصار برای قرآن کریم است یا اختصاص صرفا به صدر بعثت و شروع حرکت نبوی (ص) دارد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همواره چنین تحدی در میان است. به گفته ی علامه ی طباطبایی این گوی و این میدان؛ هرکس منکر گفت الهی بودن قرآن است بفرماید یک سوره همانند آن بیاورد. موفق باشید 

27970

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: بنده ۱۶سال دارم و پایه دهم دوره متوسطه دوم هستم. تصمیم دارم که به توفیق الهی طلبه بشم. خواستم درخواست کنم اگر بشه خصوصیات یک طلبه تراز انقلاب اسلامی رو بفرمایید اینکه چه معیار هایی برای فهم این که برای طلبگی در این سن آماده هستم یا نه وجود داره. اگر بشه منابعی هم درباره مطالعه روی این موضوعات بفرمایید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: جزوه‌ای تحت عنوان «وظیفه و نحوه سلوک طلبه عصر انقلاب اسلامی» روی سایت به آدرس زیر هست. ولی «تو پای به راه در نِه و هیچ مپرس» / خودْ راه بگویدت که چون باید کرد». موفق باشید

لینک «وظیفه و نحوه سلوک طلبه عصر انقلاب اسلامی»

27948

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد بزرگوار: یکی از آشناهایم زن هست در مجازی مردی را نصیحت می‌کند این خانم ساده هست بهش گفتم ادامه ارتباط مجازی حرامه چون خیلی دلسوزه و از همسرش بی مهری می‌بینه آن مرد مجازی هم همینطور، از شما استاد بزرگوار خواهش دارم مرا راهنمایی بفرمایید.
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: کار خوبی نیست. باید سعی شود برای زنده کردن تنهایی‌های خود راه‌های خوبی که خداوند در مقابل ما گشوده است، طی شود. موفق باشید

27391

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: آیا هر کاري که جنبه اِعمال ولایت دارد ولو مربوط به دولت و جنبه عمومی اجتماع هم نباشد، چون ولایت به معنای سرپرستي است، به طور کلي زن نمي تواند متصدی آن و متولی اش باشد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چرا نمی‌تواند؟ مگر حضرت آقا نفرمودند از نظر ایشان، وزارت زنان در دولت مانعی ندارد. موفق باشید

27147

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد محترم: استادی داشتیم که به ما گفته بودند شعبان باغی است که انسان را به تالار مهمانی ماه رمضان می رسانند. از طرفی با مطالعه مباحث جهان گمشده عالم خیال که فرمودید محبت به خداوند یعنی محبت به پیامبر و محبت به پیامبر یعنی سیره ایشان در عالم خیال. آیا آن باغ همان محبت به پیامبر در موطن خیال می شود؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! ولی آن نوع بلوغی که بتوانیم در عالم مثال و خیال حاضر شویم، سلوک عرفانیِ خاصِ خود را می‌طلبد. به همین جهت نام «جهان گمشده» بر آن نهاده شد. موفق باشید

27139

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم استتد عزیز: ۱. در مورد سوال ۲۷۱۱۷ باید بگویم که بنده کتاب مقالات جلد یک را با شرح صوتی شما کار می کنم و این سوال در حین شرح برای بنده پیش آمده اگر ممکن است برای هر کدام از کشف های حدسی و قدسی مثال بزنید. ۲. در ادامه بحث الهامی در مورد مقام ولایت مطقه من متوجه نشدم بالاخره قبلا رسیدیم ذات ما همان روح است. و بعد هم که روح، مقام ولایت است ولی در کتاب می گوید افاضات از مقام ولایت به ذات انسان می رسد. بالاخره فرق این دو چیست؟ اصلا من فکر می کردم ذات ما همان ولایت و همان روح است ولی این جمله کتاب را نتوانستم بفهمم که چطور ذات ما یک چیز شد و ولایت هم یک چیز بالاتر؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. به همین جهت کتاب مذکور پیشنهاد شد که آیت اللّه شجاعی نمونه‌های خوبی برای انواع کشف‌ها مطرح می‌کنند. ۲. ذات هرکس، بهره‌ای از روح دارد. لذا در قرآن فرمود: «نفخت فیه من روحی» که در نکات ۹ و ۱۰ «معرفت نفس» بحث آن به میان آمد و خوب است که حتی قبل از مطالعه‌ی «مقالات»، مباحثی مثل «ده نکته» و «برهان صدیقین» دنبال شده باشد. موفق باشید 

26560

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم سلام استاد: با توجه به سفارشات مکرر شما بر برنامه ریزی و داشتن برنامه و همچنین سیر زندگی امام خمینی (ره) برنامه ریزی را جدی تر در زندگی پیگیری کردم و از تغییر یافتن آن نگران نیستم چرا که به این باور رسیدم که با هر تغییری آن برنامه رو به تکامل می رود و با وجود من بهتر تطبیق پیدا می کند. اما دو مطلب است که ذهنم را درگیر کرده اول اینکه، هر آنچه از عالم مرگ دوست دارم که بدانم از لطف و عنایت پروردگار به وسیله ای به من می رسد در وقت معین که خداوند فقط آن را می داند و وقتی آن مطالب که یا در غالب مطلب یا صوت است چنان مرا جذب می کند که تمایل بسیار شدید دارم تمام کارهای دیگر را معلق نگه دارم تا این داغی لدت این هدیه الهی از دست نرود و آن را به اتمام برسانم، مثلا ۴۰ جلسه سخنرانی را پشت سر هم گوش کنم که مطالب زیادی هم بدست می آورم ولی در مداومت بر برنامه دچار اخلال می شوم و طبیعتا در تمرین بالا بردن اراده در زمینه برنامه مشخص باز می مانم؟ ثانیا به حدیثی بر خوردم که امام صادق (ع) فرمودند برای بندگی خدا ۱) خود را مالک ندان ۲) برای خود برنامه نریز ۳) به دنبال رضایت خداوند باش. استاد لطفا مرا راهنمایی کنید، با توجه به حدیث برنامه ریختن خلاف پذیرفتن برنامه خداوند است؟ منظور حدیث چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. در همان مورد هم که سعی دارید مدتی در احوالات خود به‌سر ببرید، بالاخره مناسبِ آن احوال برای خود سلوک و سبکی باید داشته باشید. ۲. برنامه‌ریزی‌هایی که مورد تأکید بنده و امثال بنده است مثل همان برنامه‌ریزی‌هایی است که در درون دین در وقت خاصی نماز می‌خوانید. پس برنامه‌ریزی برای هرچه بهتر واردِ دین‌شدن، غیر از برنامه‌ریزی‌هایی است که انسان بخواهد زندگی خود را خودش مدیریت کند. موفق باشید

26328

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد خدا قوت: آیا می شود از بدنی که در عالم خواب هست در این دنیا نیز استفاده کرد؟ به عنوان مثال اگر دست بنده در این دنیا قطع شود، از دست عالم معنا استفاده کنم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در امور عالم معنا، آری! ولی در این دنیا، ابزارِ این دنیا را باید داشت مگر با اراده، که آن بحث دیگری است همان‌طور که جناب آصف‌ بن‌ برخیا با اراده‌ی توحیدی‌شان تخت جناب بلقیس را از یمن به اورشلیم آوردند. موفق باشید

26249

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: من یه مشکلی دارم و اونم اینه که در بیشتر موارد احساس می کنم اون چیزی که من فکر می کنم درست تره و بقیه اشتباه فکر می کنند. در هیچ زمینه ای خودم رو برتر از بقیه نمی بینم و وقتی خصوصیات آدم های خود شیفته را خواندم دیدم من هیچ کدام از اون خصوصیات را ندارم. ولی فقط در این یک مورد خاص اینطوری هستم. خیلی وقتها هم آسیب دیدم از این بابت و مجبور به عذرخواهی شدم ولی بازم تکرار کردم. واقعا درمان این مرض که البته ریشه ژنتیکی هم داره واقعا برام حیاتی است.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد بنده چیزی نمی‌دانم. شاید مطالعه‌ی کتاب‌های اساتیدی مثل شهید مطهری، چنانچه همراه با دقت و تدبّر باشد کمک کند. موفق باشید

25847

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: آیا وجود نهادی مثل شورای نگهبان که نهادی انتصابی است و به تعبیری ابزار نظارتی برای رهبری است، جهت پاس داشت آزادی و جمهوریت در نظام اسلامی و امکان ایجاد تفکر و تعمق و استماع انواع قولها و پذیرش احسن آنها، در تضاد نیست؟
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: شورای نگهبان بستر حضور صحیح کسانی است که باید منطبق بر اراده‌ی اصلی مردم که متعهدبودن بر اهداف انقلاب است، خود را نامزد کنند. موفق باشیدد

25226
متن پرسش
سلام: ملاک تشخیص انسانهای الهی و عارف چیست؟ ممکن است شخصی علی الظاهر مقید به شرع باشد و حتی جاذبه داشته باشد اما شیاد باشد و ما فریب بخوریم و یا برعکس شخصی واقعا عارف باشد اما ما جاذبه ای در او نبینیم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ملاک، عبودیت و حبّ الهی و عدم حبّ دنیا و عدم شهرت و سادگی و تعمق در معارف الهی است و بقیه‌اش دیگر با مدد الهی حل می‌شود. موفق باشید

24698

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: در یکی از سخنرانی هایی که انجام دادین شما فرمودین که ما انسان ها هر کدوم خواستیم در زمان کدام پیامبر (ص) به دنیا بیاییم. ادله هایی که بر این مسئله دارید رو بی‌زحمت ذکر کنید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد خوب است به مباحث مربوط به «اعیان ثابته» رجوع فرمایید. موفق باشید

24471

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: آقایی را می شناسم که گروهی مذهبی تشکیل داده و از خودش نیز چیزهای عجیبی می بینیم که خارج از سطح عادی است. چگونه مطمئن شویم که در مسیر صحیح است و دچار انحراف نیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این رابطه سیره‌ی علما برای ما حجت است. هر کس به هر اندازه از آن سیره با سابقه‌ی هزارساله تبعیت کند و به طور کلی در بستر آن سیره قرار داشته باشد، می‌تواند قابل اعتماد باشد. موفق باشید

24132

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: استاد عزیز شما در جواب سوال ۲۴۱۲۸ فرمودید که (صورت خارجی «مُعِد» خواهد بود تا نفس ناطقه، صورتی مطابق آن در ذهن ابداع کند و بدین لحاظ می‌توان به نحوی به آن‌چه از خارج در ذهن داریم، اعتماد کرد و این غیر از بدیهی‌یافتنِ ادراک خارجی است) ۱. منظور جنابعالی از بدیهی یافتن ادراک خارجی همان حضوری یافتن آن است٬ یعنی جنابعالی بدیهی بودن را در این موضوع به علم حضوری داشتن نسبت به ادراک خارجی می دانید؟ مثل ادراک حضوری مجردات در عالم غیب و شهود؟ ۲. اما در جواب سوال ۲۴۱۲۱ فرمودید: (آری! انسان به صورت بدیهی متوجه می‌شود که نفس ناطقه‌ی او به همان چیزی علم دارد که در خارج هست) این بدیهی بودن انطباق صورت ذهنی با صورت شیئ خارجی نزد نفس چه نوع بدیهی هست؟ ممنون از پاسخ ها
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مسلّم علم به آن‌چه در خارج یافته‌ایم به حکمِ آن قاعده که «هر علم حصولی، مسبوق به علم حضوری است» علمِ ما به خارج برای نفس، حضوری است هرچند که در نسبت به خارج حصولی باشد. ولی بحث بدیهی‌بودنِ اعتماد به علم‌مان به خارج، برمی‌گردد به این‌که نفس ناطقه در پیش خود و بدون هرگونه مقدمه‌ای علمِ خود به خارج را قابل اعتماد می‌داند. موفق باشید

23966

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد عزیز: جواب قسمت اول از سوال شماره ۲۳۹۴۴ را ندادین اگر مصلحت در پاسخ ندادن بود به دیده منت والا لطفا فرمایش بفرمایید. بسیار ممنونم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این‌طور جواب داده شد:

۲۳۹۴۴. باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. در فراز قبل از آن می‌فرمایند: آن‌ها که از گناه بازگشته‌اند، اعتمادشان به کرم توست.  و در فراز بعدی می‌فرماید: «ادبت عبادک بالتکرم» تو بندگانت را به بزرگواری دستور دادی. البته انتظار بنده از کاربران آن است که مطالب اینچنینی را از خودِ ترجمه‌ی مفاتیح استفاده کنند. ۲. هر اندازه روحِ عبودیت و تواضع سراغ انسان آید، می‌تواند امیدوار باشد در مسیر اخلاص قرار دارد و هر اندازه خودبینی به سراغش آید، باید بداند که خطر دوری از اخلاص برایش هست. موفق باشید

23720

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرامی: در خصوص حادثه تروریستی اخیر در نیوزلند اولین چیزی که پس از شنیدن حادثه به ذهن بنده رسید این بود که شهادت مختص به میدان جنگ نیست و در هر جایی امکان باز شدن باب شهادت توسط خداوند متعال متصور می باشد حتی در دورترین نقاط دنیا. نظر جنابعالی؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظرم حرف درستی است. زیرا به هر حال این افراد، قربانیِ تحجر جریان استکبار مدرن شده‌اند، در حالی‌که بر عهد خود با خداوند در آن فضا پایدار بودند. موفق باشید

31755

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: در کتاب آشتی با خدا هدف از خلقت رو می‌خواندم. سوال اینکه چرا خدا انسان را از ابتدا بصورت بالفعل کامل خلق نکرد؟ ممکن هست بگوییم چون آن موقع نمی‌توانست از کامل بودن خود لذت ببرد چون عدم‌ یا نقص را ندیده بود. ولی آیا خدا نمی‌توانست قواعد عالم را جوری بنا بگذارد که در عین اینکه صفات خود را بصورت بالفعل کامل به انسان می‌داد کاری می‌کرد تا نهایت لذت را هم ببرد؟ مثلاً همه مثل ائمه می‌شدیم از همان ابتدا و بهشت و جهنمی هم وجود نداشت.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به این نکته فکر کنید که اگر انسان‌ها کمالی را که باید به‌دست آورند تا بالقوه آن‌ها، بالفعل شود از ابتدا آن کمال را داشته باشند می‌توانند احساس کنند آن کمال از آنِ آن‌ها است؟ و اساساً احساسی از تکامل در آن‌ها پیش می‌آید؟ در مورد ائمه «علیهم‌السلام» نیز تفاوت نمی‌کند زیرا آن‌ها نیز جهت کمال وجه بشری خود عبادت می‌کنند و تلاش می‌نمایند. آری! در وجه هدایت بشر در مقام عصمت هستند ولی حفظ آن عصمت بسیار کار مشکلی است. به همین جهت عارفان گفته‌اند:

محنت قرب ز بُعد افزون است

جگر از محنت قربم خون اسـت

هسـت در قرب همه بيم زوال

نيست در بُعد جز امید وصــال

 

 

 

 

حفظ حالت قرب از آن جهت جگر سالک را خون مي‌کند که با يک خطا از آن مقام سقوط مي‌نمايد. موفق باشید

31397

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: با آرزوی سلامت برای متفکر انقلاب اسلامی و تعزیت بمناسبت ایام محرم. استاد وقایع افغانستان رو چطور تحلیل می فرمایید؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر می‌کنم عربستان و امارات، گمان می‌کنند می‌توانند برای نگه داشتن تاریخی که دورانش گذشته است، می‌توانند یار و همراهی برای خود تهیه کنند. موفق باشید

31283

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد گرامی و ارجمند: درباره‌ی میزان مطالعه شما در ادبیات عرب سوالی دارم، که در هر علم از علوم ادبیاتی عرب چه مقدار مطالعه داشته‌اید به خصوص علم بلاغت و آیا کتاب مطول را مطالعه کرده‌اید؟ سپاس از وقت و پاسخگویی شما
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: «مطول» را که هرگز نخوانده‌ام. «مختصر» خوانده‌ام. با کتاب جناب سلطان‌العلماء تا حدّی مأنوس بوده‌ام. موفق باشید

30360
متن پرسش
سلام: خدا قوت. اولا اینکه چرا تو قرآن فرموده شهدا زنده اند و نزد ما روزی میخورن؟ مگه باقی افراد می میرند و نزد پروردگار نیستند؟ چرا زنده بودن فقط مخصوص شهداست؟ دوما اینکه چرا بعضی افراد جسمشون بعد مرگ از بین نمیره و سالم میمونه؟ میگن بخاطر ارتباط قوی روح با جسمشونه ولی چرا باید این ارتباط وجود داشته باشه؟ مثلا میگن افرادی که زیاد زیارت عاشورا میخونن یا ۴۰ جمعه غسل کرده باشند. ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. ملاحظه بفرمایید که در مورد شهداء می‌فرماید: «عند ربهم یُرزقون» به این معنا که آن نحوه حیاتی که بتوانند به نحوی حیاتی فعّال داشته باشند در عین شهادت، نزد آن‌ها هست و نتیجه‌ی ایثارهای خود را می‌یابند و زحمات آن‌ها در این دنیا از بین نمی‌رود. ۲. وقتی نفس ناطقه بعد از مرگ همچنان قدرت غلبه بر حیات باکتری‌های اطراف بدن را داشته باشد، مثل دنیا که با همین نوع حیات، مانع باکتری‌ها هست که جسم ما را بپوسانند؛ جسم متوفی محفوظ می‌ماند، حال علت آن چیست، هرچه هست مشغولیات برزخی او، او را از این نحوه حضور نسبت به بدنش غافل نمی‌کند. عرایضی در همین رابطه در کتاب «خویشتن پنهان» شده است. موفق باشید

30238

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: استاد در یکی از جزوات تان این مطلب رو در زیر نویس آوردید و در سخنرانی ها هم اشاره داشتید، اینکه آقای قوچانی تعریف کردن که امام خمینی خدمت آقای قاضی میرسن، و ایشان از یک کتاب که به فارسی نوشته شده حکایتی رو تعریف میکنن که همان حکایت انقلاب و امام بوده. استاد می‌توان گفت این کتاب میتونه همان مصحف فاطمه الزهرا سلام ا...علیه باشه (اخبار ملوک و سلاطین)؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نمی‌دانم. ولی اگر جناب آقای قوچانی خودشان با صراحت نگفته بودند، از آن‌جایی که شخص دقیقی هستند؛ بنده نه به راحتی باور می‌کردم و نه برای بقیه نقل می‌نمودم، زیرا چیز عجیبی است. موفق باشید

30159
متن پرسش
سلام استاد: پدر من یه آدم خیلی خیلی سادست که هیچ کاری به جز کارگری از دستشون برنمیاد. تا الان که من ۳۰ سالمه همش با خودم فکر می‌کردم ما که زندگیمون میچرخه و مشکل مالی نداشتیم تا الان. اما این سالها مدام تو خونمون به علت بیکاری پدرم دعوا بوده. حالا میگم یعنی خدا این همه سال دلش برای ما نسوخت که هر روز شاهد دعوا و قهر مادرم باشیم؟ و چه اثرات بدی که این دعواها روی ما بچه ها داشته و زجری که پدرم از بیکاری و دعواهای مادرم کشید. مادرم هر روز کلی پدرمو سرزنش و لعن و نفرین میکنه خصوصا زمستونا که کار اصلا نیست برای کارگر. ولی فامیلامون که کارمندن فضای خونشون خیلی پر محبت و آرومه.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: زیباییِ زندگی را در همین بدانید که چگونه انسان‌ها می‌توانند در همین مشکلات پا برجا باشند. زندگی خودِ ما هم تقریباً همین‌طور بوده و نتیجه‌اش این شد که مثلاً بنده هرگز از فقر نمی‌ترسم، زیرا تجربه کرده‌ام خداوند در فقر هم، نه‌تنها ما را فراموش نمی‌کند، بلکه عزمی بزرگ‌تر به ما عطا می‌شود. مادرتان اشتباه می‌کنند که فکر می‌کنند در این سختی‌ها نمی‌توان زندگی کرد. موفق باشید

29881

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام و ادب: داشتم کتاب «آشتی با خدا...» را مطالعه می‌کردم از متن کتاب برایم سوالی ایجاد شد. ص ۱۳«آشتی با خدا آنگونه راهی است که امامان معصوم می‌نمایانند نه دانستن خدایی که فیلسوفان از آن خبر می‌دهند.» _ ص۱۴ «بیا از خویشتن خویش پنجره ای بساز و از آن پنجره بدون هیچ حجابی حتی بدون حجاب استدلال...» _ ص۱۴ «چرا که انسان سبک بال آن انسانی نیست که می‌داند چه چیزی خوب است که این کار فیلسوفان است بلکه آن انسانی است که خوب را دوست دارد» حال سوال اینجاست که متن نوشته شده روبرو کتاب است و کتاب از جنس علم است و علم با تفکر همراه است؛ پس چرا استدلال را حجاب، دانستن را عدم سبک بالی و راه امامان معصوم را بجز راه عقل و فلسفه نوشته اید؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: استدلال به عنوان مقدمه کارساز است ولی ما را در حدّ مفهومِ خدا نگه می‌دارد و این، کافی نیست. در این رابطه عرایضی در کتاب «آن‌گاه که فعالیت‌های فرهنگی پوچ می‌شود» شده‌است. موفق باشید

نمایش چاپی