آیا جمهوری اسلامی ایران در نیل به اهدافش، پیشرفت داشته؟ یا توقف؟ و یا پسرفت؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! در کلیّت قضیه بحمدالله جمهوری اسلامی جهتگیری خوبی داشته ولی همانطور که امام خمینی «رضواناللهتعالیعلیه» فرمودند ما در اول راه هستیم ولی در هر حال از بسیاری از موانع و خطرات عبور کردهایم. https://eitaa.com/matalebevijeh/22734 موفق باشید
سلام علیکم عرض ادب و احترام محضر استاد طاهرزاده حفظهالله: در حدیثی حضرت امام محمدباقر علیه السلام فرمودند: «ما عرف الله من عصاه» پرسشم از استاد گرانقدر این است که: چه کنیم که خدا را بگونهای بشناسیم که مانع گناه و معصیت شود؟ یقینا ما خدا را قبول داریم؛ خود را بندهاش میدانیم، او خالق و رازق و رب و پروردگار ماست، او مالک ماست، میدانیم او مالک قیامت است و... ولی با همه آنچه را که میدانیم باز هم معصیت و گناه میکنیم. شناختی که از خدای متعال که حضرت باقر علیهالسلام آن را مانع انجام گناه میداند، چگونه شناختی است؟ از چه جنس شناخت است؟ راه و روش آن چیست؟ سپاسگزارم
باسمه تعالی: سلام علیکم: خدای را صد مرتبه شکر که معنای عصیان را از طریق برگزیدهترین انسان هستی یعنی حضرت محمد مصطفی «صلواتاللهعلیهوآله» با ما در میان گذاشت و همۀ حرف را، آری! خدا میداند همۀ حرف را در یک کلمه قرار داد آنجا که فرمود: «قولوا لا اله الا الله تفلحوا» خداوندا! چگونه این حقیقیترین حقیقت بر زبان آن مرد الهی جاری شد که راز رستگاری که همگان به دنبال آن هستند، یک حضور بیشتر نیست. آری! فقط یک حضور، و آن اینکه «اویی» را بیابند که قابل آن است که واله و شیدای او شد و این با کتاب و درس و مدرسه و حتی استدلال نیست، باید به خود آمد و در جان خود متوجۀ او شد و در هر گناهی مییابیم که آن حضور و آن افق، مکدّر گشت تا آنجایی که جناب مولوی آن مردی که همواره آن حضور را تجربه میکرده است با خوردن یک لقمه بیشتر، ندا برمیدارد: «از برای لقمهای این خار خار / از کف لقمان برون آرید خار». آری! حکایت معصیت، حکایت موانعی است که ما از محبوبمان که همواره در معیّت او هستیم و او در کنار ما است محروم میشویم. پس تقوا و باز تقوا به همان معنای «إِنَّ اللَّهَ مَعَ الَّذِينَ اتَّقَوْا». موفق باشید
سلام علیکم حضور استاد عزیز: در مسائل جاری کشور جای تشکر ویژه داره. با اینکه غالب آثارشون معرفتی است ولی در شرایط کنونی در مورد مسائل روز حضور پیدا کردن و روشنگری میکنند. اینکه پلی شدند برای شنیده شدن حرفهای عمیق و روایتهای کلان بسیار خوب است. اینکه به نگاهها و حرفهای احساسی و روایتهای خرد و یکسویه از بیانات امام و آقای شهید پاسخ میدهند هم عالی است. خدا ایشون رو حفظ کنه و در هر زمینهای که فعالیت میکنند موفق باشند!
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! مهم آن است که متوجه باشیم در چه تاریخی هستیم و چه آیندۀ بزرگی در پیش داریم. باید این نکته را مدّ نظر داشت که در این نزاعِ تمدنی با تمدنی به مقابله برخاستهایم که در عین بیآیندگی، سعی میکند آیندۀ خود را با نفیِ رقیب معنا کند و اگر ما متوجۀ این امر باشیم در مقابله با آمریکا نمیخواهیم آمریکای دیگری شویم، و از این جهت توصیۀ رهبر معظم انقلاب نسبت به عدم اختلاف بین یاران انقلاب بسیار مهم است که نباید گروهی برای معنای خود، بنای نفیِ دیگری را داشته باشند. زیرا مقابله با میلیتاریسم غربی و دوامآوردن در آن میدان، همۀ معنای ما نیست و ما سخت نیاز به اخلاقی داریم که انسانیت انسانها و همدیگر را درک کنیم. و خدا میداند چه اندازه رهنمود حضرت نایب الامام آیت الله سید مجتبی خامنهای حیرتانگیز است آنجایی که میفرمایند: «...لازم است تکتک جانفدایانی که دلشان برای اسلام و انقلاب یا استقلال و سربلندی ایران میتپد، از این پس، بیش از پیش برای پاسداری از وحدت صفوف منسجم و بههمپیوسته ملّت اهتمام ورزند و اختلافات غیرموجّه و حتی موجّه را به تنازع و تفرقه تبدیل نکنند و قولاً و عملاً مظهر انسجام و یکپارچگی ملّت باشند» درک جایگاه این توصیه و عمل به آن تنها برای کسانی ممکن است که اولاً: متوجۀ آیندۀ درخشان تاریخیِ ما باشند و ثانیاً: گمان نکنند ما در آن آینده بنا داریم آمریکای دیگری شویم وتنها در این صورت است که همدیگر را درک میکنیم و هرکس دیگری را افق بلندی مییابد که به سوی آن آیندۀ متعالی اشاره دارد و اینجا است که باید با جدّیت تمام از خود بپرسیم مگر ما باید آمریکای دیگری شویم؟ موفق باشید
سلام علیکم و عرض ادب خدمت استاد گرامی: اینکه بعضی گفته اند مرگ آخرین امکان انسان هست رو بعضی می گویند پس از دیدگاه هایدگر انسان با مرگ تموم میشه. میخواستم ببینم معنای به سوی مرگ و آخرین امکان بودن مرگ به چه معناست؟ التماس دعا
باسمه تعالی: سلام علیکم: این از نکات بسیار دقیق جناب هایدگر در رابطه با معنای مرگ به آن شکلی که او مطرح میکند، میباشد. زیرا او مرگ را به معنای رفتن از این دنیا به آن دنیا معنا نمیکند، که بحث آن جدا میباشد. بلکه او مرگ را به انتها رسیدن امکاناتی میداند که نظام هستی در مقابل انسان گشوده است و از این جهت به نیهیلیسم میپردازد که چگونه سراغ انسان میآید. موفق باشید
سلام و نور خدمت استاد گرامی: تفکر آماده گر چه رابطه ای با عمل فعلی و اکنونی ما دارد؟ در «تفکر آماده گر» وقتی انسان به حال خود و تلاش های بی ثمر خویش برای تغییر مینگرد، به «بیوجودی» خود آگاه شده و به دنبال «طلب وجود» میرود و در «انتظار» است تا وجود پیش بیاید. در این حال حالت آدمی باید برای برنامه ریزی و انجام فعالیت های روزانه (که به اراده نیاز دارند) چگونه حضوری داشته باشد و چگونه در انتظار باشد؟ آیا اینکه در انتظار باشیم تا تحول وجودی پیش بیاید ما را نسبت به انجام تکالیف اکنون منفعل نمیکند؟ چرا که حال فعلی ما حال بیوجودی است و در این بیوجودی توقعی برای انجام تکلیف نیست و عزم و اراده برای تغییر وضعیت از بین رفته است. شاید داستان بدتر از این بشود و فرد برای اینکه طلب وجودش بیشتر شود بی وجودی خود را با انجام معصیت و ترک تکلیف و بدتر کردن وضع فعلی ثابت کند. برای حقیر در این موضوع مشکلِ عملی پیش آمده و در انجام تکالیف سست شده ام. لطفاً اگر مقدور است در این باره شرحی داشته باشید و اگر صلاح میدانید بنده را راهنمایی کنید. آشنایی حقیر با تفکر آمادهگر با این صوت دکتر نجاتبخش بود و گویا هرچه میگفتند برایم اتفاق افتاده بود و می دانستم. https://varastegi.ir/?p=2979 با تشکر و عذرخواهی
باسمه تعالی: سلام علیکم: حکایت تفکر آمادهگر، حکایت حضور در بودنی میباشد که بودنِ اکنونِ بیکرانۀ ما به حساب میآید با نظر به «وجود»، چه از نظر هایدگر و چه از نظر صدرا در بستر «معرفت نفس». مهم آن است که در بستر «اصالت وجود» موضوعِ معرفت نفس را مدّ نظر آوریم. در این حالت است که بودنی در اکنون در عین بیکرانگی در ما پیش میآید و اینجا است که در هر جایی و در هر کاری که باشیم گویا در مرکز هستی و جهان هستیم و این نیاز امروزین همۀ بشریت است. وقتی با چنین حضوری شخصیتی همچون حضرت آیت الله امام خامنهای شهید در افقی که مولایمان علی «علیهالسلام» در پیش است، را مدّ نظر میآورند به همان صورتی که ملاحظه میکنید کسانی در میدانهای شهر کنار همدیگر هستند که اگر با نظر به بودنِ خود در نسبت با آن مرد الهی در میدان نباشند، سالها از همدیگر فاصله دارند و اینجا است که حتی عرض شد ایرانِ آینده و مردمی که باید در آن ایران حاضر باشند؛ پدیدۀ خاصی میباشد و اینجا دیگر بحث تکلیف و عدم تکلیف در میان نیست، بحثِ بهسربردن با خود در میان است. و مائیم و این حضور و امروز و فردایی دیگر. خدا نکند که آن رهبر شهید در افقی که برای ما گشوده است، فراموش شود که در آن صورت، حقیقتاً خود را فراموش خواهیم کرد و همچون زندگی در جهان مدرن، با توهّمات خود بهسر خواهیم برد. موفق باشید
با سلام و تحییت خدمت شما استاد طاهرزاده: میشه این روایت رو واسم تا جایی که در توانتون هست شرحش بدین؟ «الحكمة عصمة»
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحمدالله با تواناییهایی که دارید خود جنابعالی میتوانید جواب این نوع سؤالات را در فضای مجازی بیابید به عنوان مثال جواب این سؤال در سایت https://hafezasrar.blogfa.com/post/2368 هست. که میفرماید: «الحكمة عصمة، العصمة نعمة.» حكمت و دانائى نگهبان اين كس است و مانع او از ارتكاب قبايح و محرّمات و شرور و منهيّات، و اين نگهبانى و منع نعمتى است از جانب خدا و لطفى از او. موفق باشید
بسم الله الرحمن الرحیم. استاد یک سوال که اکثر مردم دارند این است که چرا مسئولان مردم را در جریان اموری که میگذرد قرار نمیدهند؟ مگر مردم محرم این نظام نیستند؟ چرا باید ما بعضی از اخبار را ابتدا از سانههای دشمن بشنویم؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: در اینکه وظیفه مسئولان مربوطه است که مردم را در جریان تصمیمات کلی قرار دهند، بحثی نیست ولی به گفته یکی از مسئولان وزارت امور خارجه که در برنامه به وقت ایران تشریف آورده بودند باید متوجه بود هر تصمیمی امکان تغییر دارد پس نمیتوان آن را به عنوان خبر مطرح کرد در حالی که هنوز نهایی نشده است ولی طرف آمریکایی با عملیات روانی خود اولاً سعی میکند با آن عملیات اگر بتواند تصمیمسازی کند. ثانیاً خبری که میدهد آنطور نیست که اگر غلط درآمد مسئولیتی در قبال آن داشته باشد. آری بعضا حدس میزنند و درست در میآید ولی ما نمیتوانیم آنطورعمل کنیم. از این جهت باید اولاً سواد رسانهای خود را تقویت کنیم. ثانیاً بنا به توصیههای اکید مقام معظم رهبری حقیقتاً به مسئولان اعتماد داشته باشیم از آن جهت که همه آن عزیزان با تصمیمات جدی در میدان هستند. باز تاکید میشود به سخنان رهبر معظم انقلاب که بر حفظ وحدت و انسجام و اعتماد متقابل تاکید دارند زیاد فکر کنید زیرا نقشه دشمن به تعبیر ایشان کاشتن بذر تردید و یاس و بدگمانی و اختلاف است. موفق باشید
به نظر میآید خوب باشد نامه آقای مقصودی مجری برنامه ثریا و جواب استاد مهدی محمدی را همراه با آخرین سخن ایشان مدنظر داشته باشد 👇
سلام علیکم: پیرو مطلبی که در خصوص برنامه اینترنتی #خیابان_انقلاب — که در جمع مردم حاضر در میدان ولیعصر (عج) اجرا شد — نگاشتهاید، همانطور که در برنامه نیز عرض کردیم، ما در این برنامه آمادگی داریم در گفتوگوهای دوسویه در خدمت مسئولان مذاکرات یا افراد نزدیک به تیم مذاکرهکننده باشیم. لذا از جنابعالی دعوت میکنیم در این گفتوگوها حضور یابید تا با اشرافی که دارید، به تبیین دقیق موضوع بپردازید و به پرسشها و ابهامات مردم و کارشناسان منتقد پاسخ دهید.
اساساً هدف برنامه اینترنتی #خیابان_انقلاب، طرح دغدغهها و نگرانیهای مردم و کارشناسان درباره تحقق ۱۰ شرط شعام و رهبری عزیز است و امیدواریم این مطالبه با پاسخگویی مسئولان یا افراد مرتبط مواجه شود تا انشاءالله نگرانیهای مردم برطرف گردد.
حتماً به مردم حق میدهید که با توجه به تجربههای پیشین از زیادهخواهی و فریبکاری دشمن در مذاکرات، و اعتماد برخی مسئولان به دشمن در ماجرای برجام، از روند کنونی نیز نگرانیهایی داشته باشند. باید به مردم و کارشناسان فرصت داد تا دغدغههای تخصصی خود را مطرح کنند، مبادا خداینکرده «ایجاد خطا در دستگاه محاسباتی مسئولان»، کشور را به سمت تحمیل برجامی دیگر از سوی دشمن سوق دهد.
بیتردید اتحاد مردم با مسئولان در شرایط بیخبری از داخل و پروپاگاندای دروغین روزانهٔ دشمن، خدشهدار میشود. اگر مردم از ایستادگی مسئولان در برابر دشمن آگاه شوند، اتحاد ملی تقویت میگردد. بنابراین حضور جنابعالی و سایر اعضای مرتبط با تیم مذاکرهکننده برای گفتوگو با کارشناسان و پاسخگویی به پرسشها، بهترین کمک برای تبیین موضوع و افزایش اتحاد ملی است.امیدوارم دعوت برنامه «خیابان انقلاب» را بپذیرید و در روزهای آینده میزبان شما نیز باشیم. با احترام محسن مقصودی
"بسمه تعالی"جناب آقای مقصودی عزیز سلام علیکم: از اینکه من را به برنامه خود دعوت کرده اید سپاسگزارم. من بیش از نود شب است با خانواده خود هر شب در میدان ولیعصر می ایستم و بابت شدت اخلاص، ایمان و پایمردی مردم بر آنها رشک می برم. همه دارایی امروز ما همین مردمی هستند که عاشقانه و مومنانه پای انقلاب ایستاده اند و از هیچ فداکاری دریغ نکرده اند. از اهتمامی که برای تبیین مسائل برای مردم دارید ممنونم اما آنچه می کنید با هدفی که دارید منطبق نیست. همانطور که رهبران حاضر وشهید انقلاب مکررا هشدار داده اند تفرقه، امروز پروژه اصلی دشمن است و نمی توان به نام تبیین، ذهن و دل مردم را آشفته کرد و خیابان، یعنی اصلی ترین سرمایه امروز انقلاب اسلامی را به میدان تفرقه بدل نمود. مردم در خیابان باید دلگرم شوند نه دلسرد. من از روز اول جنگ، به حسب وظیفه، یک شب در میان، با انتشار فایل های صوتی با مردم سخن گفته ام و این کمترین وظیفه ای است که بر عهده من است. از این به بعد هم این کار را خواهم کرد. لذا من مشکل تریبون ندارم و انتظار نداشته باشید در برنامه ای مشارکت کنم که چند ساعت بعد از پیام رهبری درباره ضرورت تاب آوری مردم و اجتناب از تفرقه، در آن می نشینند و می گویند «مذاکره خیانت به خون امام شهید است»، «مذاکره کنندگان عقب مانده هستند» و قس علی هذا. اکنون زمانه حسن روحانی نیست که شما نگران برجام شده اید. غربگرایان مدت هاست دیگر بر کشور حاکم نیستند و نخواهند بود. کشور را سربازان و فدائیان ولی فقیه اداره می کنند. ایران عزیز ما امروز در میانه جنگ است و در این هنگامه، لرزاندن دل مردم، بی اعتماد کردن آنها به مسئولینی چون محمدباقر قالیباف که جانشان کف دستشان است و عمر خود را به مبارزه گذرانده اند، تعقیب اهداف یک جریان سیاسی خاص که در میانه جنگ به فکر بازی های سیاسی و انتخاباتی است و از همه مهم تر، سخن گفتن به گونه ای که گویی آمریکا و اسراییلی در کار نیست و هر مشکلی هست در داخل است؛ بازی در زمین دشمن و آب ریختن در آسیابی است که ترامپ و نتانیاهو آن را می چرخانند. خطای محاسباتی مسئولین زمانی رخ خواهد داد که انسجام و وحدت جامعه به چالش کشیده شود. آن روز است که مسئولان خطا خواهند کرد. ضرورت اطلاع رسانی درباره موضوع حساس و پیچیده ای چون مذاکرات، دلیل موجهی نیست تا به جان ذهن و روح جامعه بیفتیم و با نفرت پراکنی علیه سربازان ملت دشمن را به طمع بیندازیم. همین حالا دشمن در انتظار نشسته تا در صفوف ملت تفرقه ای ایجاد شود و 18 دی و 9 اسفند 1404 را تکرار کند. اگر چنین شد فاجعه رخ خواهد داد. مراقب باشید که آب در آسیاب دشمن نریزید، مردم را بی اعتماد و هراسان نکنید، و دشمن را درباره از دست رفتن انسجام داخلی در ایران به اشتباه محاسباتی نیفکنید که اگر چنین شد دوباره این خاک درمعرض تهاجم قرار خواهد گرفت و آنها که در این زمانه حساس قدر انسجام ملت را ندانستند و پروژه سیاسی خود را بر اوامر ولی و منافع و مصالح امت ترجیح دادند، مسئول خواهند بود. از زحماتی که می کشید و دغدغه و اهتمامی که دارید ممنونم. مهدی محمدی 15 خرداد 1405
https://eitaa.com/mohammadi61/967
سلام و عرض ادب خدمت استاد عزیز و تبریک عید سعید غدیر: بنده در آستانه ی ازدواج قرار دارم و تا اینجا از نظر اعتقادی، اخلاقی، فکری سنخیت ها وجود داشته است. نگرانی دارم که می دانم ناشی از ضعیف بودن ایمان و توکل است ولی از اینکه در نقطه ی تصمیم گیری برای قدم گذاشتن در این راه قرار دارم، سخت نگرانم و تصمیم گیری برایم سخت است؛ به عبارتی نمی دانم خودم را متوجه چه چیزی کنم تا دلم در اطمینانی قرار گیرد و بتوانم با آن اطمینان وارد این برهه از زندگی شوم. افق بالایی که فراتر از مرسومات و بعد شخصی می توان به ازدواج نگاه کرد چیست؟ افقی که با نظر کردن به آن بتوان از بن بست هایی که احیانا در زندگی مشترک پیش می آید عبور کرد و متوقف نشد یا حتی اصلا بن بستی احساس نکرد؟ احساس می کنم پس از شهادت آقا، باید به قصه ی ازدواج و بنا کردن خانه و افق پیش رو نگاه عمیق تری داشت. ممنون میشوم در این رابطه سخنی بفرمایید که مرا از این سردرگمی خارج کند و نوری بر فکر و قلبم بتاباند.
باسمه تعالی: سلام علیکم: در کتاب «زن؛ آنگونه که باید باشد» در قسمت «ازدواج، تولدی دیگر» صفحه ۲۰۳ عرایضی شده است که خوب است به آن کتاب رجوع شود. و بالاخره باید متوجه باشیم که خداوند میفرماید: «و من آیاته أن خلق لکم من أنفسکم أزواجا لتسکنوا إلیها و جعل بینکم مودة و رحمة» و یکى از آیات او این است که از جنس خود شما همسرانى برایتان خلق کرد، تا مایه سکونت و آرامش شما باشد و بین شما و همسرانتان مودت و رحمت برقرار نمود.» سوره روم آیه: ۲۱"، عنایت داشته باشید آیهای که اشاره میفرمایید، میفرماید خداوند بین زن و شوهر مودّت و رحمت قرار میدهد و ما وظیفه داریم با رعایت حقوق همدیگر آن مودّت و رحمت را حفظ کنیم و مواظب باشیم شیطان آن را از ما نگیرد. البته باید متوجه بود در زندگی مشترک «گذشت» بسیار کارساز و انسانساز است. موفق باشید
بسم الله الرحمن الرحیم. سلام و عرض ادب و تبریک عید سعید غدیر 🌹. من مرد خانواده ام با حدود ۳۵ سال سن و وضعیت اقتصادی خانواده بگونه ایست که برای خرجی یکبار مسافرت در سال مثلاً به مشهد مقدس حتماً قرض و وام ضروری است. یعنی اگر قشر متوسط جامعه را ۵ قسمت کنیم ما در یک پنجم پایین هستیم برای برقراری تعادل دخل و خرج، هر کسی از عموم اهل جامعه به صورت یقینی میگوید شغل و درآمد دوم برای من لازم و قطعی است. اما من دچار رکود روحی شده ام و طبق شناخت خودم از خودم میدانم به غیراز مطالعه نظام مند و رشد و ارتقای علمی (منظورم تحصیلات حوزوی یا دانشگاهی) این افسردگی از بین نمیرود. چون این حالت حتی سر کار و مشغله نیز من را رها نمیکند. حالا سوالم این است وظیفه من یعنی وظیفه ای که خداوند از بنده اش دراین مواقع انتظار دارد چیست؟ آیا بروم سراغ شغل دوم که برای من میشود کار در اسنپ یا کار فست فود ها و رستوران ها در شیفت عصر تا نیمه شب؟ یا اینکه بروم سراغ تحصیل مثلاً در حوزه علمیه یا دانشگاه، به این امید که ان شاء الله علاوه بر طلب علم، خدا در رزق و روزی ما وسعتی قرار دهد چون در احادیث هست که خدا روزی اهل علم را تضمین کرده است. استاد عزیز بجز پاسخ سوال بالا لطفاً بفرمائید در دوراهی ها چگونه از سردرگمی در آییم وقتی ظاهراً از مشورت و توسل جواب نمیگیریم. ببخشید که متن طولانی شد. با تشکر فراوان.
باسمه تعالی: سلام علیکم: این خوب است که روحیۀ مطالعه بخصوص در امور معرفتی و معنوی را محفوظ نگه دارید و در دل همین روحیه در صورتی که فعالیت اقتصادی به صورتی پیش بیاید که این روحیه محفوظ بماند، جا دارد. و در این موارد یعنی در دو راهیها میتوانید افرادی را مدّ نظر قرار دهید که از جهاتی به شخصیت شما نزدیکاند. موفق باشید
سلام علیکم: خدا قوت. پیرو پرسش ۴۱۷۶۰ چه منابعی برلی آشنایی بیشتر پیشنهاد میدهید؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: در حال حاضر منبع خاصی در نظر ندارم. ولی مباحث مربوط به دوران گذشتۀ چین، هر کدام میتواند نکاتی را داشته باشد. کتاب «آسیا در برابر غرب» از مرحوم شایگان کتاب بسیار خوبی میباشد. موفق باشید
سلام و عرض ادب استاد بزرگوار: استاد یه سری شبهه دارم که جواب براش دارم و میدونم بیخود هست ولی موقع عبادات و کارها اذیتم میکنه و حرکتم را کند و گاهی حتی متوقف میکنه. چندین بار در موردش از اساتید مختلف پرسیدم میگند اهمیت نده و از شیطان هست ولی این حالت خیلی خیلی آزاردهنده و دست و پاگیر هست و نمیزاره فعالیتهام را خوب انجام بدم. انگار در عین اینکه همه چیز را باور دارم و لذتش را چشیدم برام فرو میریزه. این حالت از زمانی اتفاق افتاد که همسر نمازشبخوانم که از آب شب مانده پرهیز میکردند و بسیار خودساخته بوده و هستند از دین خارج شدند و به این نقطه رسیدند که فقط خدا و بقیه مسائل باطل و دروغ هست. چه کاری باید انجام بدم و وظیفهام چیه؟ برای همسرم چه کاری از دستم ساختهاست؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: مهم آن است که در مسیر دینداری یعنی در صراط مستقیم متوجۀ حضور فعّال شیطان که قسم یاد کرده است در صراط مستقیم برای اغوای مؤمنین فعّال است؛ را همواره مدّ نظر داشته باشیم و همینکه آن نوع ذهنیّات پیش میآید، متذکر خود باشیم که این نشانۀ حضور ما در صراط مستقیم است و البته با پایداری در این راه، شیطان مأیوس میشود. در مورد همسرتان به هر حال با خوشرفتاری فرصت به او داده شود، إنشاءالله به خود میآید. موفق باشید
سلام: عیدتون مبارک. ببخشید درفایل غدیرفرمودید اگر بخواهیم خدا را دوست داشته باشیم نمیشه مگر اینکه امیرالمومنین داشته باشیم، اینکه ولایت حضرت را باید داشته باشبم درست، ولی سوال درآیه قرآن هم داریم مومنین خیلی خدا را دوست دارند، اگه ممکنه ی توضیح بفرمایید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! اولیای الهی آینۀ نمایش انوار اسماء الهی هستند و حقیقتاً محبّت به پروردگار با محبت به اولیای الهی شکل میگیرد که مفصل این موضوع در کتاب «مبانی نظری و عملی حبّ اهل البیت «علیهمالسلام» عرض شده است و معنی محبّت مؤمنین به خداوند نیز به همین معنا میباشد. موفق باشید
با سلام و تحییت خدمت شما استاد طاهرزاده: استاد بزرگوار ۱. در غدیر خورشیدی که طلوع می کند و می شکفد علی است در دل تمام کویرها باران بهاری علی است خورشید شکفته در غدیر است علی در ملک محمدی تنها کسی که امیر و پادشاه است علی است عید غدیر مبارک. ۲. «الدّنيا تُسلِمُ» میشه استاد این روایت رو در حد توانتون شرحش بدین؟ ممنون
باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر غدیر بدان معنا میباشد که در بستر اسلام، نگاهها باید به انسانی باشد که نماد کامل اسلامیت همه ما میباشد، این غدیر و این نگاه به حضرت مولی الموحدین علی علیه السلام مبارکتان باد.۲. آری! در فضای سؤال و جواب ورود به این نکات، نیاز به وقت موسع دارد. احتمالاً بتوانید در فضای مجازی جواب آن را بیابید. موفق باشید
استاد جان سلام: ما بحمداللَّه در جمع دوستانی هستیم که در مسجد و مراسمات مذهبی و این جنس کارها حضور دارند و سال های زیادی هست که دوستی ما ادامه دار بوده و در فراز و نشیب ها حفظ شده. اما مطلبی هست و اینه که یکی از این رفقا اخلاق هایی داره که در کارهایی که انجام میده دید ما ها را نسبت بهم دیگر کمی تغییر داده اما در مقابل ما هم تفأل خیر به کارها میزنیم ولی بعضی از جاها سیاست هایی که به خرج میده و فضا را به سمت دیگری می بره برامون خیلی روشن و ملموس میشه. با این اوصاف پیشنهاد شما چیست و چگونه باید برخورد کرد؟ اگر هم صلاح میدونید نصیحتی بکنید که در چنین مواردی به صورت کلی بدونیم باید مبنا مون چی باشه.
باسمه تعالی: سلام علیکم: در این امورسیرۀ اولیای الهی و علمای ربّانی باید مدّ نظر باشد و در هر موردی در عین تحمل و اغماض نسبت به ضعفهای همدیگر، ملاکِ ما سیره و سخن آن عزیزان باید قرار گیرد و در این رابطه با یکدیگر صحبت و مراوده داشته باشیم. موفق باشید
با سلام محضر استاد طاهرزاده: امروز سالگرد ارتحال امام خمینی رحمه الله علیه میباشد خواستم با توجه به شرایط تاریخی امروزین ما نقش تفکر امام خمینی در این بعثت تاریخی مردم (که با شهادت رهبری ایجاد شد) تبیین بفرمایبد. با تشکر
باسمه تعالی: سلام علیکم: سخن در این مورد بسیارتر از بسیار است که چگونه آن مرد الهی متوجه شده بود تاریخی آغاز شده که اگر آن شروع گردد آیندهای بس حیرتانگیز در پیش دارد. نهضت امام خمینی «رضواناللهتعالیعلیه» با احیای مجدد دین و ایمان آغاز شد، به طوری که میتواند خودآگاهیِ دینداری در این زمانه را به کمال خود برساند. و در آن راستا جریان روشنفکری غرب زده به جریان فرسودهای بدل شد که دیگر تاریخ آن گذشته بود و در مقابل آن، انقلاب اسلامی با اجمالی مبتنی بر ایمانِ مردمی به صورتی شگفتانگیز و عجیب آغاز شد، با گذار از وضع موجود به وضع موعود و انسان در این شرایط در پرتو ایمان و نور محمدی «صلواتاللهعلیهوآله» و سیر و سلوک معطوف به فقر ذاتی و عمل به کتاب و سنت، میتواند از جای خود برخیزد و به عالَمی دیگر انتقال پیدا کند که عالم دین و ایمانِ دینی است که پیامبران و اولیای الهی بدان آشنا هستند، حضوری ماورای مفاهیم عقلی و فلسفی، و با توجه به این حضور، کربلا معنای اصیل خود را پیدا میکند که معنای مصیبت و شکست نیست بلکه حضوری است آخرالزمانی برای انسانی که به نهایتها و حضور نهایی خود نظر دارد، در بستر عبور از دوگانگی «زندگی» و «مقاومت» که حضور فردایی بشر است. مهم آن است که در نسبت با آیندۀ این انقلاب، ایمانی را مدّ نظر قرار دهیم که آن ایمان آینده را بصورتی خاص در ما حاضر میکند که نمونۀ آن ایمان حضرت رهبر شهیدمان بود https://eitaa.com/matalebevijeh/22781. موفق باشید
با سلام و تحییت خدمت شما استاد طاهرزاده: استاد بزرگوار من دلم میخواد تو این افق باشم اما یکم کارهام بی نظمه. آیا این بی نظمی سد نیست؟ اگر هست چه کنم این سد برداشته شود؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: در هر حال باید در زندگی برنامه داشته باشیم و هرچیزی را در جای خود قرار دهیم بدون هر افراط و تفریطی. موفق باشید
بسمه تعالی. سلام علیکم: سید مجتبی خامنه ای حفظه الله تعالی در مقایسه با رهبران الهی قبل از وی در زمانه ای به رهبری منصوب گشت که ظرفیتی بیش از پیش به ظهور آمده بود که این مهم بی شک بیگانه از شخصیت ایشان نبود؛ تاریخ سید مجتبی تاریخی بسیار گشوده تر از سید علی و سید روح الله رحمهما الله است. همچنان که دکتر حداد عادل چندی پیش در برنامه «پدر امت» متذکر گشت که ساده زیستی رهبر انقلاب خیلی بیشتر از امام شهید بود. ساده زیستی نیز همچون وعائیست که از طرفی نمایانگر ظرفیت بیشتر است و از طرف دیگر جامعیت علمی عملی بیشتری را ایجاد می نماید؛ همچنان که در دورانه سه ماهه رهبری ایشان معلوم و مشهود است ژرف نگری ایشان. حال با این اوصاف چگونه است که با اینکه وظیفه خبرگان رهبری شناخت اصلح است، سید مجتبی را در دوارن امام شهید به رهبری منصوب نکرد؟ آیا این با وظیفه الهی این مجلس همسوست؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: از قبل هم زمرمۀ آن بود در حدّی که آقای میرحسین موسوی چندسال پیش مطالبی را رسانهای کرد که میخواهند با مطرح کردن آقا مجتبی، ولایت را موروثی کنند. و شاید به همین جهت خبرگان مستقیماً ورود نکردند، ولی بسیاری میدانستند که آیت الله سید مجتبی خامنهای استعداد رهبریِ انقلاب را به خوبی دارند و به همین دلیل میتوان گفت خداوند اراده کرده است به طور خاص این انقلاب در مسیری کاملاً حساب شده جلو و جلوتر برود و همچنان که در https://eitaa.com/matalebevijeh/22800 عرض شد حضرت علی «علیهالسلام» یعنی تحمّل آنچه قابل تحمّل است و نباید بر سر آن اختلاف کرد و عدم تحمّل آنچه قابل تحمّل نیست که در این زمان آنچه قابل تحمّل نیست و نباید کوتاه آمد؛ مقابلۀ ما با استکبار و رژیم اسرائیل میباشد و آنچه قابل تحمل است دامن نزدن به اختلافات داخلی که حکایت سیرۀ مولایمان حضرت علی «علیهالسلام» است با نظر به آیندۀ درخشانی که نباید با دامن زدن به آن اختلافات، آن آینده و تاریخ حضور تاریخیِ عبور از آمریکا به تأخیر بیفتد، حضوری که همچون خورشید در افق امروزین ما در حال درخشش است و رهبر معظم انقلاب با نظر به آن آیندۀ بزرگ، ما را از اختلافها برحذر میدارند. و این است بصیرت حضرت آیت الله سید مجتبی خامنهای. موفق باشید
با سلام و احترام: موضوع تاریخ یکی از مباحث مهمی است که افراد یک جامعه باید به آن توجه داشته باشند. اما آنچه امروز به عنوان تاریخ شناخته و بیان میشود صرفا بیان حوادث و وقایع با محوریت انسان است و نسبت چندانی با حقیقت ندارد. اگر در پی یافتن مفهومی صحیح از تاریخ باشیم چه تعریفی میتوانیم از تاریخ حقیقی داشته باشیم؟ اصلا تاریخ چیست و چگونه باید به آن نگریست؟ تاریخ حقیقی چه ویژگیهایی دارد؟ اگر استاد گرامی، منابعی هم در این زمینه میشناسند ممنون میشوم معرفی نمایید. با تشکر
باسمه تعالی: سلام علیکم: موضوع تاریخ به عنوان ظهور ارادۀ الهی از آن طریق و مواجه شدن با حقیقت در آن شرایط تاریخی، امر بسیار مهم و دقیقی میباشد. پیشنهاد میشود در رابطه با زمانشناسی ابتدا قسمت اول کتاب «ما و بشر جديد و آينده قدسی پيش رو»https://lobolmizan.ir/book/1599 و پس از آن به مباحث هرمنوتیک که ذکر روح تاریخی هر رخداد است رجوع شود. به عنوان نمونه https://lobolmizan.ir/search?search=%D9%87%D8%B1%D9%85%D9%86%D9%88%D8%AA%DB%8C%DA%A9&tab=sounds . موفق باشید
با سلام و تحییت خدمت شما استاد طاهرزاده: «امیر المومنین علی علیه السلام فرمودند: آبروی تو چون یخی جامد است و درخواست آن را قطره قطره آب می کند پس بنگر آن را نزد چه کسی فرو می ریزی...» میشه در حد توانتون ای روایت رو شرحش بدین؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! نکات ظریفی در این جملات نهفته است که از محدودۀ شرحی که در این نوع سؤال و جوابها بگنجد، بسی برتر و بالاتر است. موفق باشید
سلام و احترام و عرض تبریک عید سعید غدیر: در جلد ۲ شرح نامه ۳۱ نهج البلاغه فرمودید وقتی خداوند مقصد رو بهت نشون داد وقت عبادت کردنه و باید با عبادت انس بگیریم. سوالم اینه که من با عبادت انس ندارم. برای انس با عبادت، دعا رو باید به برنامه ی روزانه ام (قرآن و تدبر و معارف) اضافه کنم؟ و مثلا روزی یه صفحه از دعای صحیفه رو با خدا نجوا کنم؟ یا صبر کنم هر وقت حال دعا کردن اومد دعا کنم و با خدا حرف بزنم؟ ممنون. التماس دعا.
باسمه تعالی: سلام علیکم: برشما نیز این عید مبارک باد. آری! اگر در کنار قرآن و معارف الهی بتوانیم دعاهای شریف القدری مانند دعای صباح و مناجاتهای خمس عشر را دنبال کنیم، به لطف الهی به افقهای معنوی اصیلی متذکر خواهیم شد. شرح دعای صباح https://lobolmizan.ir/search?search=%D8%AF%D8%B9%D8%A7%DB%8C%20%D8%B5%D8%A8%D8%A7%D8%AD&tab=sounds و شرح مناجات التائبین https://lobolmizan.ir/sound/824 را میتوانید در سایت دنبال بفرمایید. موفق باشید
سلام استاد: در دفاع از مذاکره به مهدی محمدی ارجاع میدهید در حالی که ایشان مشاور قالیباف هست و مشخص هست که ایشان باید مدافع باشد! فرمودید بیست سال است که میشناسیدشان، یعنی چون بیست سال است ایشان را میشناسید ممکن نیست تحلیل غلطی ارائه دهند؟ قالیباف پارسال هم که رهبری نهی از مذاکره میکردند مدافع مذاکره بود! چطور است که اقتصاد به شدت لیبرالی این دولت را قبول ندارید اما سیاست خارجیش که بیشتر در مذاکره با قاتل آقا خلاصه شده قبول دارید؟ انتقادات مخالفین مذاکره نظیر آقای نبویان و آقای فواد ایزدی را شنیده اید؟ شنیده اید آقای فواد ایزدی که ناقد برجام بود گفته این مذاکره بدتر از برجام هست؟ چطور است که بیانات آقا نصب العین ماست به خصوص گام دوم که برای چهل سال بعد نوشته شده فقط آن قسمتش با شرایط فعلی جور در نمیآید که فرمودند مذاکره با آمریکا ممنوع است؟ شمایی که در زمینه رسانه بحث دارید، تحت تأثیر حرفهای مهدی محمدی نیستید؟ الآن بعد پنجاه روز از آتش بس و مذاکره چه عایدی ما شده؟ جز اینست که جبهه لبنان عاشورایی به پا شده و آتش بس ما یک طرفه شده؟ چطور آقای مهدی محمدی که برای آمادگی مردم برای شهادت رهبری مقدمه چینی کرد که مردم باید آماده باشند و انسجامشان را از دست ندهند! تحلیل درستی دارد؟!! استاد اگر در وصیت نامه هم صحبت از ممنوعیت و خسارت بار بودن مذاکره با آمریکا شده باشد باز هم اینقدر از مذاکره تمجید میکنید؟ این مسئولین همان مسئولینند که پارسال علیرغم نهی های مکرر رهبری از مذاکره باز مذاکره میکردند که منتهی به جنگ بود! چه شده که بعد شهادت رهبری و داشتن همان دست فرمان میفرمایید مذاکره شان فرق دارد؟ چرا رهبرشهید مردم را مبعوث خواندند نه مسئولین را؟ چرا رهبری در بیانیه ای که صحبت از سکوت صحنه نبرد میکنند به کشورهای منطقه فرمودند به آمریکا اعتماد نکنید؟ در مذاکره ما میتوانیم اعتماد کنیم؟؟؟ چرا از مذاکره با قید اگر فرض ضرورت استفاده کرده اند؟ چرا از سامری اسم برده اند؟ سامری امت در روایات کسی نیست که فریاد لا قتال سرداده باشد؟!! یک مهر پارسال هم فرمودند بیست سی سال دیگر با دولت فعلی آمریکا نمیشود مذاکره کرد! این حرف هم از نظر شما با شرایط فعلی تطابق ندارد! رهبری که پیشگویی کرد مردم مبعوث میشوند حواسش نبود جنگ بعدی در راه هست و خودش شهید میشود و لابد از نظر شما این حرف ایشان در شرایط فعلی کاربرد ندارد! چطورست که حرفهای مهدی محمدی در توجیه مذاکره با قاتل رهبری برای شما از حرفهای خود رهبر قانع کننده تر هست؟ دولت فعلی با شعار مذاکره روی کار آمد مذاکره با شیطان بزرگ تز همین دولت هست. پارسال علی رغم نهی های مکرر رهبر اینها مذاکره میکردند و هروقت آقای عراقچی میگفت به جاهای خوبی رسیدیم جنگ شد! چه شده که ماهیت مذاکره این افراد الآن عوض شده؟ چرا پیش شرط مذاکرات در پاکستان رعایت نشد که وحدت ساحات بود؟ آقای قالیباف خودش توییت زد که لبنان اگر آتش بس نشود ما وارد مذاکره نمیشویم ولی وارد شدند!چطور مذاکره با طرفی که میخواهد به تعبیر رهبری ایران را ببلعد، آن هم در جنگ وجودی خیر شده؟ استاد از مذاکره با قاتل رهبر چطور حمایت میکنید؟؟؟ چرا رهبری در بیانیه به مجلس توصیه کردند که مطالبات مردم مبعوث را محقق کنید؟ این بدین معنا نیست که مردم از مسئولین جلوترند در حالی که شما مسئولین و مردم را یک کاسه میکنید؟؟؟ خودتان از تأثیر رسانه گفتید و جای اینکه تحت تأثیر صحبتهای رهبر شهید باشید مذاکره با طاغوت را با براهین مهدی محمدی تئوریزه میکنید! انتهای این مذاکرات را که جز خسارت در بر نخواهد داشت خواهیم دید استاد! حیف شما استاد عزیز که از مذاکره با قاتل رهبری دفاع میکنید! ادعا هم میکنید که تاریخ عوض شده! مثل اینست که ادعا شود با بت پرستی که زمان نوح بوده با بت پرستی که زمان پیامبر دیگری بود فرق دارد زمان نوح بد بوده و زمان مثلا شعیب خوب شده! در حالی که شکلش فقط تغییر کرده خیر که نشده!! میدانم صحبت مرا قبول ندارید. پاسخی هم نمیخواهم. ولی از استدلال شما درد میکشم. استاد طاهرزاده عزیز از مذاکره با طاغوت که قاتل آقاست دفاع میکند!
باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید که ورود به این موارد بسیار پیچیده و حساس است. عرض بنده آن است که نظرات همۀ عزیزانی که به نحوی دلسوز نظام هستند، ولی با تحلیلهای مختلف؛ دنبال کنیم و در نهایت خود ما باید تصمیم بگیریم. البته به نظرم بهتر است با دقت بیشتر مطالب را دنبال بفرمایید تا گرفتار میدان صفر یا صد نشویم. موضوع بسیار پیچیده و حساس است و با دشمنی روبرو هستید که در مدیریت رسانهها سابقۀ صدساله دارد. با نگاه و باور توحیدی به شکست آمریکا و خودآگاهی نسبت به جایگاه و خطرات رسانه در مقابل الهامات بعثتگونه در مردم و خصوصیات اُمّی بودن جان مردمِ ما، امری است ماورای تحلیل رسانهها که به دنبال آن میباشند تا جهانی را که میخواهند برای مردم ما بسازند و تصویر کنند. اینجاست که اهمیت نگاه توحیدی و ایمان به سنتهای لایتغیر الهی مشخص میشود، تا گرفتار فضای رسانهای نباشیم، رسانههایی که سعی دارند تا کرامت انسانی و شرافت معنوی ما مدّ نظرما نباشد، امری که ما باید به نحوی با خود در میان بگذاریم تا تجدید عهدی باشد با آن رهبر شهید، با نظر به هویت معنوی آن مرد الهی در عین آزادمنشی و آزاداندیشی و شجاعت و بصیرتی که حاصل ایمان به سنت های الهی بود. البته بسیار باید نسبت به نقشه دشمن که اختلاف بین دوستان انقلاب است هوشیار بود. https://eitaa.com/bartarin_hozoor/97 و بنده احساس میکنم بعضی از رفقا نسبت به مسئولین کشور که با تمام وجود در مسیر دفاع از انقلاب و مردم ذیل رهنمودهای رهبر انقلاب تلاش میکنند بیانصافی میکنند و تا آنجا ادب و انصاف رعایت نمیشود که ما نمیتوانیم سوالات ایشان را در معرض نظر دیگر کاربران قرار دهیم. آیا در آن کلمات حضور نقشه دشمن به خوبی آشکار نیست که به جای فهم همدیگر نفی همدیگر میکنیم؟ اینجاست که رهبر معظم انقلاب آیت الله سید مجتبی خامنهای میفرمایند:
«بیش از پیش برای پاسداری از وحدت صفوف منسجم و بههم پیوستۀ ملّت اهتمام ورزند و اختلافات غیرموجّه و حتی موجّه را به تنازع و تفرقه تبدیل نکنند و قولاً و عملاً مظهر انسجام و یکپارچگی ملّت باشند». موفق باشید
با سلام و تحییت خدمت شما استاد طاهرزاده: چگونه یک بد حجاب را از خودمان بدانیم و چگونه میتوان نسبت دیگران را در اختیار خودشان قرار دهیم؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: علاقۀ این افراد به رهبر شهید به عنوان نماد انسانیت و معنویت، راهِ آنها را به سوی رعایت شریعت میکشاند. نمونۀ آن افرادی همچون خانم سارا شفیعی میباشدhttps://eitaa.com/jedaaltv/5781 موفق باشید
بسمه تعالی؛ سلام علیکم: استاد عزیز کمی برایمان از کشور چین بگویید. جایگاه چین در فردا ها چگونه است، چینی که قدرت اقتصادی دنیا را در تمامی ابعاد به خود جلب کرده و با عرفان های نو ظهور تفکراتی را بدنبال دارد و در آینده ای نزدیک نیز پول چینی دست گردان جهان خواهد شد. بنده گمان میکنم فردا های بعد از آمریکا و صهیونیزم، چینی را بدنبال خواهد داشت که تقابلش از جنس تقابل آمریکا نیست و دشمنی قلدر مابانه آمریکا به تقابل فکری چینی ها تبدیل خواهد شد.
باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به ریشههای تاریخی عجیبی که چین را شکل داده، از لائوتسه بگیر و اوج نگاه او به انسان تا کنفسیوس و حکمت خاصی که برای ادارۀ جامعه مدّ نظر دارند. و از این جهت میتوان به آیندۀ چین امیدوار بود، تنها نوعی غربزدگی است که ممکن است آن ریشههای تاریخیاش را به حاشیه ببرد که امید است همان ریشهها، چین را از مدرنیه به سنت اصیلی که با اُنس با ایران و هند بازخوانی خواهد کرد در کنار ایران و هند به تاریخ عبور از نظم جهانی موجود رهنمون باشد، وگرنه چینِ امروز از همان جهت که آمریکا، آمریکا است مقابل آمریکا میباشد در حالیکه مردم چین آمادگی حضور دیگری را دارند. موفق باشید
سلام و نور و رحمت خدا بر شما استاد عزیزم🌹 استاد، در کلام رهبر جوان و فرزانه و حکیم انقلاب اسلامی که الحق فرزند اسلام ناب محمدی (ص) هستند چند بار به (شکر عملی) اشاره فرموده اند. آیا در این باره ما را با زبان وجود شناختی این حکیم نسبت به این وظیفه آگاه می فرمایید. و اینکه ایشان در هر پیامی ما را متوجه حضرت حجت بن الحسن می فرمایند را چه سری است؟ به نور حق مبین کلام الله باشید ان شاءالله
باسمه تعالی: سلام علیکم: نکتۀ دقیقی است تا متوجه باشیم نسبت به راهی که خداوند در مقابل ما میگشاید، به شکر زبانی بسنده نکنیم و در عمل نشان دهیم که در آن لطف الهی حاضریم. مثل شکر عملی نسبت به حضور در این شبها و یا شکر عملی نسبت به نعمت تنگۀ هرمز که باید با مدیریت آن توسط ایران، شکر عملی داشته باشیم و از آن طرف، مگر جز آن است که حقیقتاً صحنه، صحنۀ حضور برآوردهشدنِ اهداف بلند حضرت مولای حیّ و حاضرمان حضرت مهدی «عجلاللهتعالیفرجه» میباشد؟ که چگونه آن حضرت طالب به بلوغرساندن راهی است که با انقلاب اسلامی و بخصوص با شهادت آن رهبر عزیز پیش آمد. خدا میداند آن حضرت چه اندازه خوشحال و امیدوار هستند، حال میماند که حضرت محبوب و حضرت معبود موانع موجود را با لطفی که به این مردم میکند، برطرف نماید تا کار به تأخیر نیفتد. و از آن طرف باید از آن حضرت در عین آنکه به ظاهر غائباند؛ تقاضا کنیم که ما را یاری نمایند تا نسبت به عنایات خاصۀ ایشان، کارها جلو و جلوتر رود و به تأخیر نیفتد. موفق باشید
با سلام و تحییت خدمت شما استاد طاهرزاده استاد بزرگوار: چند روز پیش یک سخنرانی از حاج آقا عالی گوش دادم. ایشون اسم یه کتاب رو آوردند و فرمودند: علامه ی طباطبایی فرمودند: من از اول این کتاب تا آخرش رو گشتم پنج شش تا حدیث فقهی بیشتر از امام حسین علیه السلام پیدا نکردم. حاج آقا عالی فرمودند: این بخاطر اینه که تا زمان حیات امام حسین علیه السلام جامعه محبت آنچنانی نسبت به امام اول تا سوم عليهم السلام نداشت و جامعة بعد از شهادت امام حسین علیه السلام تا دید سرهای فرزندان پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم روی نیزه هست شک برش وارد شد و کم کم محبتها برگشت به سمت این بزرگواران. چند شب پیش پای سخنرانی حاج آقا دانشمند بودم. ایشون عرض کردند تا قبل از شهادت امام حسین علیه السلام سربریدن بود اما سر رو نیزه کردن نبود. سر رو نیزه کردن از جریان کربلا شروع شد. اگر این خبر جعلی نیست چه شد که این موجود دو پا تصمیم به سر رو نیزه کردن گرفت؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: همین طور است که عزیزان فرمودهاند و علت آنکه سرهای مبارک را به نیزه کردند؛ خواستند با مانور قدرت، بقیۀ جریانها را مرعوب کنند. موفق باشید
