بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
31413
متن پرسش
عرض سلام و درود: بنده از مطالعه کنندگان آثار شما استاد عزیز هستم. می خواستم بپرسم تا حالا کتاب انسان خدا گونه یووال نوح هراری رو مطالعه کردید؟ آنچه که شما از آینده پیش بینی می کنید، با نظرات ایشون خیلی متفاوته. شما از گذار از مدرنیته حرف می زنید، اما ایشون از فرو رفتن هر چه بیشتر صحبت میکنن. ایشون معتقدند واسطه هایی مثل هوش مصنوعی و علوم اعصاب، دیدگاه های فلسفی رایج مثل (خود من) و متافیزیک رو کنار خواهند گذاشت. صرفا خواستم عرض کنم که کتاب های ایشون، به شدت پرطرفدار هستند و ۲ کتاب انسان خداگونه ، و ۲۱ درس برای قرن ۲۱، به شدت ایده های شما رو به چالش می‌کشند.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مسئله بسیار مهم‌تر از این حرف‌ها می‌باشد. باید به نیازهای بشر جدید فکر کرد که بنا دارد بدون زیر پاگذاشتن تاریخ مدرن از هویت قدسی خود سراغ بگیرد.              همه چیز گواه آن شورمندی دینی است که کربلا آینه آن بود، نیاز بشر آخرالزمانی است، تا جواب نیاز ظرفیت ایمانی خود را بدهد و این بالاتر از آن ایمانی است که در مقام علم الیقین و حتی عین الیقین سراغ انسان می‌آید. به همین جهت وقتی شب عاشورا حضرت اباعبدالله «علیه‌السلام» به اصحاب خود به عنوان امام زمان‌شان اجازه دادند که بروند، با اصرارِ تمام ماندند؛ زیرا متوجه شده بودند چه شرایطی پیش آمده و در چه شرایطی قرار گرفته‌اند، شرایطی که درک حق الیقینی تاریخی و شور ایمانی خاصی، در بستر حضور در تاریخ قدسی، سراغ آن ‌ها می‌آمد و آن ها متوجه آن حضور بودند.

موفق باشید

31111

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد عزیزم: ببخشید مزاحم وقتتون میشم‌ استاد من طلبه سطح دو هستم که درسم به لطف خدا تمام شده خیلی دلم می‌خواست ادامه دهنده حوزه باشم ولی حقیقتا انگار خدا فعالیت بسیج محله رو گذاشت جلوی راهم و باز هم به لطف خدا مربی حلقه صالحین دختران نوجوان رو به عهده گرفتم که تعداد دختران قابل توجه هست. خدا رو شکر با روحیه شادی که خداوند نصیبم کرده تونستم خیلی نزد خودم جذبشون کنم. در مرحله اول معرفت النفس رو با زبان راحت براشون گفتم. به نظرم یه درس جدید و خوبی براشون بود و جالبه خیلی دلشون می‌خواد از قیامت بدونن، ولی استاد الان دغدغه من این شده که متاسفانه اکثر این دختران گل که واقعا دلشون پاکه و خیلی دوست داشتنی هستند و آماده دریافت بسیاری از معارف هستند گرفتار شدید دوستیهای مجازی مخالف شدن، تمام دغدغه من شده که چه کار باید بکنم؟ واقعا نمی‌دونم تو این امر چه جوری راهنمایشون کنم و چه جوری بهشون بفهمونم که این راه درست نیست. مطلب دیگه که گاها استاد پیش خودم فکر می‌کنم من لیاقت ندارم تو بسیج و این نوجونها خدمت کنم، من هنوز خودم گرفتار خیلی گناهان هستم چه جوری میتونم راهنمای کسان دیگر باشم؟ استاد واقعا دلم می‌خواد هرچی از مال و جان دارم در راه کمک برای هدایت این دختران بردارم ولی گاها از خودم نامید می‌شوم لطفا راهنمایی کنید و واقعا مثل همیشه برامون دعا کنید که هم از گناهان خودمون دور بشیم و هم خدمتی کرده باشیم.
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: در کنار مباحث «ده نکته در معرفت نفس» توجه دادن به توصیه حضرت امیرالمؤمنین به امام حسن «علیهماالسلام» که در کتاب «فرزندم؛ این چنین باید بود» مطرح شده کمک‌شان می‌کند تا آرام‌آرام متذکر شوند اگر گرفتار رابطه‌های غیر شرعی شوند از حضور در جهان‌های گسترده معنویت محروم می‌گردند. موفق باشید

30869
متن پرسش
با عرض سلام و ادب خدمت استاد گرانقدر: حضرت علامه طباطبایی «رحمة‌الله‌عليه» راجع به آیه ۲۲ سوره اعراف مي‌فرمايند: «همين كه از آن درخت چشيدند، عيب‌هايشان بر ملا شد: «فَلَمَّا ذَاقَا الشَّجَرَةَ بَدَتْ لَهُما سَوْءاَتُهُمَا» به علت نزديكي به طبيعت، نقص‌هاي آن‌ها پيدا مي‌شود، حالا هر چه بيشتر به آن نزديك شوند- به اميد بر طرف شدن نياز- نيازشان بيشتر مي‌شود». در کتاب شریف «هدف حیات زمینی آدم» توضیحات بسیار خوبی در این باره ایراد فرموده اید. با الهام از آن توضیحات و مطالعاتی که بنده در حال انجام آن هستم، برداشتی از این آیه شریفه داشتم که نظر جنابعالی را در این زمینه جویا هستم (اینکه آیا چنین برداشتی می تواند صحیح باشد؟): حکما و محققین در رابطه با ارتباط میان نفس و بدن بیان کرده اند که نفس با قطع نظر از تعلقی که به بدن دارد، «عقل» است و صفات عقلى، مَلكى است و به اقتضاى سرشت خود ناظر به كمال و ديار مناسب خود است كه: «العقل ما عُبد به الرحمن، و اكتسب به الجنان»... بدین سبب گرفتاری انسان به اخلاق و عاداتی که مانع از این اتصال به عالم اعلی می شود به سبب تعلقی است که بعد از کینونت عقلی خود به بدن می یابد. یعنی تا در عالم عقل و آن بهشت نزولی است غرق در تماشای جمال یار است اما به محض تعلق به بدن، گرفتار نقائص مزاجی خود می شود و تا بر اقتضائات این مزاج غلبه نکند و قوای حیوانی را تحت حاکمیت عقل به اعتدال نرساند در بند تعلقات بدنی و مادی خود گرفتار خواهد بود. حال سوال بنده این است که آیا این حالتی که برای آن موجود عقلی و مَلکی بعد از هبوط در عالم طبیعت پیدا می شود، به علت همان قاعده ای است که در این آیۀ شریفه ذکر شده؟ یعنی انسانی که در کینونت عقلی خود موجودی ربانی است، به علت نزدیک شدن به شجرۀ ممنوعه و کثرات عالم طبیعت، انسانی طبیعی می گردد که در طبیعت خود حائز نقص های مختلف است که همین نقائص مانع از شهود حق می گردد در حالی که در عالم قبلی این نقائص آشکار نبودند یا مزاحم وصل او به مبدآ ایجادی اش نمی شدند؟ همچنین: و آیا این تقریر صحیح است که چون هر موجودی مظهر اسمی از اسماء الهی است و این اسماء در مقایسه با اسم جامع الله دارای نقص می باشند، اگر از عالم وحدت و آن بهشت نزولی به عالم کثرت هبوط کنند، همین نقصی که در جامعیت اسمائی خود دارند در عالم طبیعت نمودار می شود و عدم اعتدال ناشی از نقص در مظهریت اسماء برای انسانی که مستعد ظهور همۀ اسماء است بصورت عدم اعتدال در مزاج و ترکیب جسمانی نمودار شده و او را به سوی عادات حیوانی و جاذبۀ مادی سوق می دهد؟ و انسان در مواجهه با این مزاج باید روشی را پیش بگیرد که نقائص مزاجی خود را با قاهریت و حاکمیت نفس بر آن به اعتدال نزدیک کند تا بدین صورت از تاثیر آن خلاصی یابد و نقص اسمائی خود را در فرصت حیات زمینی جبران نماید؟ با تشکر فراوان از شما استاد عزیز
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است و به همین جهت بعد از آن‌که فرمود: «لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ في‏ أَحْسَنِ تَقْويم» پس از آن می‌فرماید: «ثُمَّ رَدَدْناهُ أَسْفَلَ سافِلين‏» حقیقتاً انسان را در بالاترین قوام خلق کردیم، سپس او را به پایین‌ترین پایین‌ها ارجاع دادیم؛ این سؤال پیش می‌آید چرا خداوند اگر قوام ما را در ابتدا آن بالا بالاها قرارداده و سپس گرفتار پایین‌ترین پایین‌ها کرده است؟ عجیب است که می‌فرماید خودمان آن‌ها را به «أَسْفَلَ سافِلين» ارجاع دادیم و پایین آوردیم. آیا این آیه خبر از آن ندارد که اگر مقام «أَحْسَنِ تَقْويم» را چشیدی، حال باید در دل یک تاریخ آشفته، «أَسْفَلَ سافِلينِ» هزار ساله را نیز تجربه کنی؟ تا ابر مردی بشوی به وسعت همه‌ی عالم و همه‌ی تاریخ. این‌که ما را در «أَسْفَلَ سافِلين» آورد، جز این است که می‌خواست ما در همه‌ی عوالم حاضر باشیم؟

حتماً درباره‌ی چهار منزل عرفانی فکر کرده‌اید. منزل اول «سیر من الخلق الی الحق» است. سپس سیر «من الحق فی الحق» می‌باشد که انسان در این منزل چه عشقی با خدا می‌کند. اصلاً کاری به کار مردم ندارد. در سیر سوم که سیر «من الحق بالحق الی الخلق» است، سالک در عین حضور در عالم انوار، بنا است در عالم سافل نیز حاضر شود تا این عالم را نیز تجربه کند و تا این‌جا سیر سالک جریان دارد تا سلوکش کامل شود و با نور خدا در جامعه‌ی بشری حاضر گردد. ولی سیر چهارم مأموریت است برای هدایت بشریت و مربوط به نبوت و نبیّ می‌باشد، پیامبر می‌آید تا رسالت خود را نسبت به مردم انجام دهد و از این جهت در واقع نوعی مأموریت است. آنچه سلوک را کامل می‌کند منزل سوم است که انسان جرأت خطرکردن داشته باشد و در این جهان حاضر شود تا بداند بر مردم  چه می‌گذرد. خداوند ما را نیافریده است تا شیخی باشیم در گوشه‌ای پنهان. اگر فرمود: «لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ في‏ أَحْسَنِ تَقْويم‏» و ما را در جایگاه خوب و خوشی آغاز کرد، مانند اوایل انقلاب و حالت خوشی که فضا را فرا گرفته بود ولی یک مرتبه در تهاجم فرهنگی و تهاجم نظامی قرارمان داد تا برای حضور در جهان، این سختی‌ها و تنگناها را تجربه کنیم و آن تجربه‌ی حضور خودمان در «أَسْفَلَ سافِلين» است ولی با حفظ هویت «أَحْسَنِ تَقْويم». در این حالت است که ظلمات به نور تبدیل می‌شود و انسان آتش را ابراهیم گونه برای خود گلستان می‌کند. موفق باشید  

30222

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: خسته نباشید. این قضیه که میگن اگه کسی در تشییع جنازه دیده بشه ولی اون شخص در تشییع جنازه شرکت نکرده تفسیر به این میکنن که مرگ نفر دیده شده نزدیک است، درست است یا خیر؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نمی‌دانم!! موفق باشید

29324

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: آیا هر کسی از علم اعداد و حروف مطلع هست؟ بنده خواستگاری دارم که مادرم از روی خیر خواهی اسم من و خواستگار رو به کسی که ادعا کرده از علم اعداد و ابجد مطلع هست دادند و نتیجه این شد که اسم ما با هم جور نیست و من باید اسمم را تغییر دهم، بعد از تحقیقاتی که کردم متوجه شدم علامه حسن زاده از علم جفر مطلع هستند خواستم کمکم کنید که باید چه کاری انجام دهم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: تغییر اسم هیچ ربطی به علم جفر ندارد و یک کارِ من‌درآوری است. در این مورد خوب است به کتاب «جایگاه جن و شیطان و جادوگر» که روی سایت هست رجوع فرمایید تا به قسمت بحث تغییر اسم آن دقت شود. موفق باشید

29321

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و احترام: مردم در بسیاری از کشورهای دنیا راحت تر از مردم ما در حال زندگی هستن. با اینکه حکومت یا جمهوری اسلامی هم بر آنها حاکم نیست. چرا نمی‌توانیم با افتخار از نوع حکومت و حاکمان خود برای اقوام و آشنایانی که در خارج از کشور داریم صحبت کنیم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: راحت‌تر زندگی‌کردن، غیر از راحت‌بودن است. بدون استثناء همه‌ی متفکران جهان غرب مشکل مردم غرب را در عین زندگی راحت، نیهیلیسم و بی‌آیندگی می‌دانند که مربوط به روح جهان مدرن است و انقلاب اسلامی با روحیه‌ی جهادی بنا دارد مردم را از این مهلکه رهایی دهد. موفق باشید

29181
متن پرسش
سلام علیکم: حضرت استاد در اواخر مفاتیح دعایی است به نام دعا در غیبت امام زمان (عج الله تعالی فرجه) که در یکی از فرازهای دعا دارد که "فصبرنی علی ذلک حتی لا اُحب تعجیل ما اَخرت"(پس مرا بر غیبت او صبور دار تا دوست نداشته باشم که در کاری که تاخیر افکنده ای تعجیل کنی) منظور این فراز چیست؟ و چطور با دعا کردن برای تعجیل فرج حضرت جمع می شود؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این نکته در جای خود نکته‌ی مهمی است از آن جهت که از خدا می‌خواهیم بصیرتی عطایمان کند تا متوجه شویم تعجیل در فرج آن حضرت و ظهور ایشان، لازم نیست بلکه باید شرایط ظهور فراهم شود تا حضرت در کارشان در حین ظهور موفق باشند وگرنه همان بلایی را بر سر آن حضرت می‌آورند که بر پدران آن حضرت آوردند. موفق باشید

28881

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: استاد من با اینکه مباحث عمیق معرفتی رو مطالعه کردم و حدودا یک سال و نیم هست که درگیر کتاب مصباح الهدایه و رساله الولایه هم هستم، ولی انگار این مباحث به جان من ننشسته. استاد من با اینکه متاهل هستم ولی شدیدا حس بی کسی و بی هویتی دارم. الان ۲۸ سالمه ولی فقط درس خوندم تا الان و هیچ کس نیستم.
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: پیشنهاد می‌کنم سری به شرح غزل 88 حافظ که روی سایت هست بزنید. موفق باشید

28819

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: در آیۀ «یا ایها الذین آمنوا اتقوا الله و کونوا مع الصادقین» ۱. آیا «کونوا مع» اطلاق تبعیت است بی‌هیچ قید و شرطی؟ به‌عبارت دیگر، «کونوا مع» مانند «اطیعوا» است؟ ۲. آیا صادقین که در اینجا صفت مشبهه است و دلالت بر ملکه‌بودن صدق می‌کند، فقط معصومین علیهم السلام هستند؟ ۳. آیا می‌توان گفت عبارت «کونوا مع» تبعیت مطلق و بی‌قید و شرط نیست. قید این تبعیت و همراهی در خود واژۀ «صادقین» نهفته است. علت این تبعیت، صدق گفتاری و رفتاری و نیز علمی و عملی و اخلاقی صادقین است. آیا می‌توان گفت علت تبعیت، شرط تبعیت نیز است؟ ۴. آیا درست است که گفته شود «چون جنبه‌ای از صدق، درونی و باطنی است، هرکس نمی‌تواند صادق را بشناسد و ممکن است مصداق را اشتباه تشخیص دهد؛ پس مصداق عینی صادق باید مشخص شود و این صادق کسی نیست جز معصوم»؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. می‌فرمایند زندگی خود را در مسیر راهی که صادقین برای خود شکل داده‌اند، شکل دهید. ۲. مسلّم مصداق کامل صادقین، ائمه«علیهم‌السلام» هستند. ۳. به نظر بنده همین است که می‌فرمایید. ۴. عرض شد بنده هم همین‌طور فکر می‌کنم. موفق باشید

28651
متن پرسش
سلام استاد: من دچار مساله ای شدم و اون اینکه یه نفرو از خودم دلخور کردم. حالا چیز مهمی هم نبود ولی خب ایشون خیلی بریده شدن از من و هرچقدرم بعدش تلاش کردم رابطه درست نشد. الان این بنده خدا چند ماهه که از ذهن من خارج نمیشه. قبلا فرمودین خطورات رو اگه دنبال نکنیم از بین میرن‌. من دنبال نکردم ولی ناخوداگاه هر لحظه میاد به ذهنم و کل رفتاراش از ذهنم عبور میکنه. استاد خیلی از این مساله خسته شدم انگار سرطان روحم شده. من حتی خیلی دعا و توبه کردم که خدا از ذهنم پاکش کنه ولی دعام مستجاب نشد. امروز دیگه کارم به جایی رسید که مرگ این فرد رو از خدا خواستم که اینطور داره عذابم میده و تو نماز و درس آرامشم رو میگیره. مثل اینکه کسی رو بکشی و بعد روحش دست از سرت بر نداره. ۱.چرا خدا این دعا رو مستجاب نکرد؟ و ۲. اینکه آیا یاد این فرد به نحو از القائات شیطانه؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اولاً: بالاخره باید با «خودتان» مسئله را حل کنید دریا شوید تا خطورات همچون رودِ کوچکی باشند که دریای شما را از استقرار خارج نکند. سری به کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» بزنید. ثانیاً: چرا دعا می‌کنید که آن طرف بمیرد؟! دعا کنید خودتان از این نحوه بودن بمیرید، و با حیاتی برتر زنده شوید! همان‌طور که جناب مولوی می‌فرماید:

بمیرید، بمیرید، وزین مرگ مترسید               کز این خاک بر آیید، سماوات بگیرید

بمیرید، بمیرید، وزین نفس بِبُرید                  که ‌این ‌نفس‌چو بند است و شما همچو سرابید

یکی تیشه بگیرید پی حفرة زندان                  چو زندان بشکستید همه شاه و امیرید

بمیرید، بمیرید، به پیش شهِ زیبا                    برِ شاه که مردید همه شاه و شهیرید

بمیرید، بمیرید، وزین ابر برآیید                    چو زین ابر برآیید همه بدرِ منیرید

موفق باشید    

28407
متن پرسش
سلام استاد: ببخشید مزاحم میشم. جلسه ی سوم مباحث جنابعالی رو با موضوع «انقلاب اسلامی طلوع جهانی در میان دو جهان» گوش دادم‌. یاد شعری از آقای بهمنی افتادم که خودم با این شعر، به یاد حاج قاسم عزیز، بسیار گریسته ام. جسارت بنده رو ببخشید که فکر کردم اجازه دارم وقت جنابعالی رو برای بیان این حس بگیرم. ولی خیلی دوست داشتم این شعر رو برای شما هم بفرستم: دوست من دیدنش آسان نبود / پنجره اش رو به خیابان نبود دوست من منظره ی بسته اش / تارمی پر گل ایوان نبود چهره گشایی که به چاه محاق / چهره گری هاش نمایان نبود طرح زمینی بزنم دوست را / دوست من هیچ جز انسان نبود با من و تو فرق زیادی نداشت / او فقط اینگونه هراسان نبود من پی دریوزه ی جسم ام اگر / او پی دریوزگی جان نبود دامنه ای داشت پر از آبشار / منتظر رحمت باران نبود بدخبران آنچه از او گفته اند / با دل خوش باورمان، آن نبود دوست من با دل طوفانی اش / جز پی آرامش طوفان نبود دوست من نکته ی آغازهاست / دوست من نقطه ی پایان نبود با چه دریغی بسرایم از او / او که خود از خویش پشیمان نبود. ممنون. التماس دعا.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! انقلاب اسلامی راهی است که انسان اگر وجود خود را به آن بسپارد، قصه‌اش همان می‌شود که شما فرمودید: «او که خود از خویش پشیمان نبود» و همو که به قول شما: «دوست من نقطه‌ی پایان نبود». بلی! نقطه‌ی پایان نبود، شروعی بود برای آن‌که همه‌ی انسان‌ها در انسانیت خود به تمامیت برسند. موفق باشید

27960

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم، سلام بر استاد عزیز: حقیر جوانی هستم که بحث مذهبی و انقلابی به صورت جوانه ای در من زد شده و گاهی اوقات دچار ذوق های خوب و نیت جالبی از لحاظ رشد معنوی و ایجاد ارزش برای انقلاب در من زده می‌شود اما پایدار نیست، در واقع من چند سالی هست که از فضای غیر فضای مذهبی وارد این بحث شدم و در حقیقت دچار یک سر درگمی هستم و نمی‌دونم در بین دغدغه ها که هر کدام مختلف است وارد کدام بشوم و در حال حاضر در این سن برای آن چه کنم؟ و طی روز معمولا حوصله ام سر می‌ره فکر و خیال زیاد می‌کنم مثلا به دغدغه ها، ولی عمل برنامه ریزه شده و حسابی ازم سر نمیزنه، علاقه به امام (ره) دارم و دوست دارم مثل ایشون بزرگ شوم و کار ارزش مند و ماندنی برای اسلام بکنم اما نمی‌دونم به اندازه خودم باید چه کنم که این محقق بشه؟! و از زندگی و از اینکه برای خدا زندگی می‌کنم لذت ببرم؟ چه کنم که از حال خارج شده و از لحاظ مبنایی و اعتقادی توجیه و مسلط بر راهم بشم؟ ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: إن‌شاءاللّه اگر از کتاب «جوان و انتخاب بزرگ» شروع بفرمایید و سپس سیر مطالعاتی سایت را ادامه دهید، راهی در امری که بنا دارید بیابید، پیش می‌آید. موفق باشید

27810

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
در نماز توجه ات فقط به خدا باشد و به معانی توجه مکن. یعنی چه و چگونه می‌توان بدان جا رسید؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مثل آن‌که وقتی با همدیگر صحبت می‌کنیم به جای توجه به معانی کلمات، توجه‌مان به ارتباط روحی است، هرچند کلمات را با معانیِ لازمش به‌کار می‌بریم. موفق باشید

27718

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: طاعات قبول استاد، خدا به لسانتون و قلمتون و عمرتون برکت بیش از پیش عنایت کنه. استاد محترم طلبه هستم، سوالم از اینکه دست به هر کار مادی میزنم، جور نمیشه، دنبال شغل که میرم درست نمیشه، توکل و توسل و نذر و استغفار رو انجام دادم. از خداهم تمنا می‌کنم و خسته نمیشم، اما نمیدونم چرا گره باز نمیشه؟ نمیدونم دیگه خدا چی میخواد سر راهم قرار بده. حتی بهترین کارها سراغم میاد اما یک مدتی که پیگیر میشم به دلایل کاملا واهی منحل میشه. خواستم راهنماییم بفرمایید. سید
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به جلسه‌ی سوم «دعا در آغوش خدا» که بر روی بنر سایت هست، سری بزنید خوب است. إن‌شاءاللّه جهانی برایتان گشوده خواهد شد. موفق باشید

27712

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام حضرت استاد: در بحث حرکت جوهری و در بحث «اثبات معاد به معنی عام» می‌فرمایید جهان در اثر حرکت جوهری مدام از قوه به فعل می‌رسد و یا از این طریق به آنچه تا کنون نداشته می‌رسد و وقتی تمام قوه های جهان به فعلیت رسید حرکت متوقف می‌شود. سوال من این است که با فرض فوق و با توجه به اینکه اولا حرکت از جنس وجود است و ثانیا وجود تشکیکی است لذا باید با گذر زمان (که اعتبار ما از حرکت جوهری است) در اجزایی مادی نظیر آب در اثر این حرکت جوهری حتی در اعراض نیز حالاتی به وجود آید که قبلاً وجود نداشته است، چون بالاخره دارد بیشتر به فعلیت می‌رسد (مثل سیبی که هر روز بیشتر سرخ می‌شود). در حالی که در عناصر و اجزای مادی این حالت دیده نمی شود و این اجزا ثابتند و فقط نقل مکان می‌کنند و هیچ تغییری در اعراض آن دیده نمی شود. در واقع آنچه من از عناصر مادی می‌فهمم کوچکترین واحد آنها یعنی مولکول یا اتم آنهاست که این اتم ها هم فقط از گیاه به جانوران و از جانوران به خاک و از خاک به گیاهان منتقل می‌شوند و تغییری طی میلیونها سال ندارند یا حداقل این تغییر قابل اثبات فلسفی نیست. پس چگونه ثابت کنیم که حرکت روزی متوقف خواهد شد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث «حرکت جوهری» را سعی کنید تا آخر و با شرح صوتی آن ادامه دهید. این مسائل آنجا مطرح شده و روشن گشته است. موفق باشید

27357

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم استاد: وقتی روزه می گیرم کلا یا بیحالم یا خوابم و از برنامه هام عقب میمونم. آیا این چند روز باقی مانده از ماه مبارک شعبان رو روزه بگیرم یا به برنامه هایم برسم؟! بعدم سوال دیگه این که چگونه نفس خود را تسلیم روزه کنیم تا بتونه حقیقت روزه رو بشناسه و از روزه فقط گرسنگی و تشنگی رو متوجه نشه؟! خداوند خیر دنیا و آخرت به شما عنایت کند.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. بهتر است به کارهایتان برسید. ۲. در ماه رمضان نیز به خودتان سخت‌گیری نکنید که روح‌تان از نشاط و اُنس با خانواده فرو افتد. موفق باشید

26857

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
استاد گرامی سلام: كَمَثَلِ الشَّيْطَانِ إِذْ قَالَ لِلْإِنْسَانِ اكْفُرْ فَلَمَّا كَفَرَ قَالَ إِنِّي بَرِيءٌ مِنْكَ إِنِّي أَخَافُ اللَّهَ رَبَّ الْعَالَمِينَ - حشر ۱۶ ۱. لطفا در خصوص قسمت آخر آیه مبارکه توضیح بفرمایید اگر شیطان از خدا می ترسد چگونه فرمان خدا در سجده به انسان را اطاعت نکرد و پس از آن نیز در پی گمراه کردن انسان هاست؟ ۲. با توجه به مختار بودن انسان ها آیا وسوسه برای شیطان گناه محسوب می شود؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. نمونه‌ی حماقت شیطان در همین‌جا است که هم کفر می‌ورزد و هم از خدا می‌ترسد چون می‌داند کلیه‌ی امور در دست خداوند است و خودش کاره‌ای نیست. ۲. انسان و جنّ، موجودات مختار هستند و شیطان از جنّ است و مثل هر موجود محتار در معرض وسوسه‌های وَهم خود می‌باشد. موفق باشید

26798
متن پرسش
سلام علیکم: با خبر شدیم که استاد مبتلا به کرونا شده اند. صحت دارد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نه! مرگ و زندگی در دست خدا است. هر وقت هم تشریف آورد خوش آمد. ولی بنا شد با رعایت دستورات بهداشتی و توسلات دینی کرونا را شکست دهیم؛ نه آن‌که بدون دلیل دنبالِ کرونا راه بیفتیم و مردم را با شایعه بکُشیم. موفق باشید

26708

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم استاد عزیزم: ببخشید درمان پر حرفی چیه؟ کسی که نمیتونه انگار کم حرف بزنه و حرف لغو و گناه زیاد میزنه چجوری باید خودشو درست کنه در عین اینکه میدونه پرحرفی بده.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحثی در شرح حدیث «جنود عقل و جهل» در این رابطه هست. عمده آن است که انسان متوجه‌ی پیام حضرت حق شود که «گوش دل را یک‌دمی این سو بیار/ تا بگویم با تو از اسرارِ یار». از این جهت هر اندازه انسان «گوش» باشد، بیشتر موفق است. موفق باشید

26647

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد گرامی: مدتی هست برایم سوال شده که در اذکار و همچنین در نماز وقتی ما ذکری می گوییم مخاطب ذکر کیست؟ مثلا وقتی می گوییم سبحان الله، الرحمن الرحیم و ... اینها رو برای کی می گوییم؟ اینا اعتراف هست؟ یادآوری هست؟ آموزش هست؟ مسلما برای خدا که نمی گوییم چون خدا خودش اینها رو میدونه.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آن اذکار، القائات توحیدی است به قلب، تا قلب متذکر چنین حضوری در عالَم باشد و از فطرت خود که در این نحوه‌بودن است خارج نشود. موفق باشید

26282

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: ۱. برای موفقیت در سیر و سلوک روزی چند ساعت مطالعه سیر مطالعاتی شما لازم است با توجه به این که شعل ما مهندسی است و ربطی به علوم دینی ندارد. ۲. استاد اگر شغل ما مهندسی یا مثلا پزشکی باشد در سیر و سلوک موفق تریم یا طلبگی و تحصیل علوم دینی؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. بستگی به شرایط‌تان دارد. بالاخره باید در کنار سایر امورات زندگی به خودتان برنامه بدهید که حدود دو ساعت در آن مباحث، در هر روز ورود داشته باشید. ۲.  فرقی نمی‌کند. مهم همتی است که باید به خرج بدهید. موفق باشید -

26267

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد: یک سوال در خصوص تربیت فرزند داشتم. من پسری ۱۴ ساله دارم که رفتار و عملکردش نسبت به سنش بسیار بچه گانه می باشد. بنابر اظهارات دبیران و مربیان و دوستان مسجدی اش بسیار بچه گانه رفتار می کند و زود قهر و گریه می کند و لجبازی های بچه گانه می کند با توجه به رویت رفتارش در خانه متوجه شدیم که بسیار تودار می باشد و احتیاجاتش را اصلا مطرح نمی کند و در حضور فامیل با کودکان جمع هم بازی می شود. استاد از شما خواهشمندم بنده را در ادامه تربیت فرزندم راهنمایی بفرمایید و در صورت وجود مشاور مذهبی در این زمینه به بنده معرفی کنید. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که متوجه هستید در این رابطه‌ها باید با یک مشاور صاحب‌نظر مشورت فرمایید. جناب آقای دکتر قاسم‌زاده إن‌شاءاللّه می‌توانند مفید باشند. شماره‌ی دفتر ایشان ۳۲۳۰۶۲۹۵ می‌باشد. موفق باشید 

25599

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم سلام خدمت استاد عزیز: منظور از تجلی خدای سبحان در وجود ما چیست؟ ۱. ما جزئی از ذات خدای سبحانیم؟ آیا این مستلزم جسمانیت یا ترکیب نیست؟ ۲. ما خارج از ذات خدای سبحانیم؟ آیا این مستلزم محدودیت خدای سبحان نیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد باید مطالعاتی را دنبال کنید تا به جواب این سؤالات برسید. پیشنهاد بنده مطالعه‌ی «برهان صدیقین» با شرح صوتی آن است که هر دو بر روی سایت هست. متن «برهان صدیقین» را در کتاب «از برهان تا عرفان» دنبال کنید. موفق باشید

25587
متن پرسش
سلام: آیا لقاء الله به طوریست که عارف ظهور و تجلی خدا را به شکل جسمی مشاهده می کند. یعنی اسماء صفات یا ذات خدا نزد عارف صورت پیدا می کند؟ اگر نه لطفا توضیح دهید. (با توجه به سخن پیامبر (ص) مبنی بر اینکه خدا در معراج دست بر پشتش گذاشت.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این شنیدنی نیست، چشیدنی است. به موقع‌اش إن‌شاءاللّه پیش می‌آید. موفق باشید

25416

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد عزیزم: ما بعد از چند وقت که به پوچی و درون تهی رسیده بودیم، توسط مباحث شما نجات پیدا کردیم. و دیگه احساس کردیم از تصور خدا و خدای تصوری رها شده ایم. الان بعد از سه سال، من حس می کنم باز دارم دچار همون حالات قبلی میشم اما در همین سطح. یعنی مثلا میگم الان حقیقت نوریو فهمیدم اما این مباحث عمیق هم دارن میشن در حد مفهوم و هیچی تو این دنیا هیچ لذت و نشاطی به آدمایی در سطح من که نه عارفیم نه مرتد نمیده. پس ماها باید چکار کنیم؟ خسته ام‌.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بد نیست سری به بحث «حضور اربعینی و اصیل‌ترین بودن» که بر روی بنر سایت هست، بزنید. موفق باشید

نمایش چاپی