بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
25185

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
به نام خدا سلام: اعظم الله اجورکم. ضمن عرض ادب و احترام، با توجه به مطالبی که در سخنان شما هست به نظر می رسد بر این عقیده هستید که هجوم مغولان به غرب و خصوصا اسلام به تحریک مسیحیان صورت گرفته است. ممنون می شوم اگر منابعی برای تحقیق بیشتر معرفی نمایید. آنچه بنده به صورت سطحی یافته ام، به این نتیجه رسیده که احتمالا حمله مغولان به سرزمین خوارزم به تحریک خلیفه عباسی و حمله ایشان به بغداد به تحریک مارکوپولو بوده است. با تشکر التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده هم در حدّ فعالیت‌هایی که مارکوپولو آن تاجر ونیزی فعالیت داشته است و مرحوم جلال آل احمد در ابتدای کتاب «غرب‌زدگی» متذکر آن می‌شود، اطلاع دارم و از حرکات مغولان، می توان فهمید مقابله با کلیّت اسلام بوده است. با این‌همه جای تحقیق بیشتر دارد. موفق باشید

24513

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام و رحمت خدا، عرض تسلیت، تشکر از شما و همراهان شما. بنده کتاب هدف حیات زمینی آدم رو مطالعه کردم، معنی شجره ممنوعه را تا حدودی درک کردم، می خواستم در مورد معنیِ (باغ هایی که در زير درختانشان نهر هایی جاری است) سوال کنم، ممنونم از زحمات شما.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در شرح سوره‌ی واقعه که به صورت صوت موجود است این مطلب را می‌توانید دنبال بفرمایید. موفق باشید

33379

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام و احترام: جناب استاد حدود یک ماه است که به درگیری درونی شدیدی مبتلا هستم. پنج ماه پیش برای اولین بار توفیق زیارت اباعبدالله نصیب بنده شد، از همان‌جا و همان وقت مدام برای زیارت اربعین دعا و نذر می‌کردم. اما اکنون چنان نسبت به مسئله‌ غافل و فراموشکار می‌شوم که نگو و نپرس... ابتدا آنقدر سهل‌انگاری کردم که قرعه کاروان دانشگاه به نام دیگران افتاد و پس از آن هم هر بار که به موضوع فکر می‌کردم، یک احساس درونی منفی شدید (چیزی شبیه به سوءظن و ترس و یاس) مانع می‌شد که از راه‌های دیگر برای ثبت‌نام اقدام کنم. نمی‌دانم این تردید که «شاید بهتر است نروم» حاصل وسوسه شیطان است یا واقعا و حقیقتا هزار و یک مصلحت هست که باید از این سفر صرف‌نظر کنم. یک پیام خبری از مرزها و وضعیت مسافران یا یک نوای نوحه‌هایی مانند «به تو از دور سلام» چنان تکانم می‌دهد و قلبم را زیر و رو می‌کند که حد ندارد اما باز منتهی می‌شود به همان درگیری درونی که در آن شکست‌خورده ترین فرد عالم می‌شوم. ناخودآگاه ذهنم به سمت مسائل دیگر فرار می‌کند تا از این کشمکش رها شود. و باز کافی‌ست نامی از امام حسین و کربلا و اربعین ببینم یا بشنوم تا دوباره دنیا روی سرم آوار شود که آخر، این رسم عاشقی ست؟! افتاده‌ام در یک دور باطل اما فرسایشی چون به هر حال زمان می‌گذرد و فرصت می‌رود و این ناآرامی دفعه بعد قوی‌تر و شدیدتر بروز می‌کند. گاهی در تصمیم‌گیری‌ها وسواس دارم اما این حجم از تردید را تا به حال تجربه نکرده بودم... از یک طرف حاضرم نصف عمرم را برای یک کربلا بدهم؛ از طرف دیگر می‌گویم شاید این آن چیزی نیست که امام از من انتظار دارد و من باید تابع اراده امامم باشم اما از کجا بدانم خواست امام چیست، نکند این افراط باشد در زیارت رفتن، نکند یک زیارت نابه‌جا و بی‌موقع باشد درحالی‌که باید می‌ماندم و به وظایفی که در سفر قبلی به اباعبدالله قول داده بودم (درس و بسیج و کلا فعالیت برای ظهور) عمل می‌کردم، می‌خواهم آنی باشم که امام از من می‌خواهد اما نمی‌توانم تشخیص دهم کدام اولویت دارد، و شیطان هم این وسط از آب گل‌آلود ماهی می‌گیرد. نام اهل‌بیت که قبلا حالم را عوض می‌کرد و «فما احلی اسماءکم» را بارها به من چشانده بود، اکنون حجم عظیمی از شرمندگی و یاس و سرخوردگی را در ذهن و قلبم خالی می‌کند. نمی‌دانم شاید مسئله به نظر جنابعالی ساده و کوچک باشد اما باور بفرمایید این آخر، به درجه‌ای از ناامیدی رسیده بودم که تصمیم داشتم شب گذشته در مجلس حضرت رقیه از ایشان مرگ خودم را بخواهم. البته ذکر مصیبت‌های اسرای کربلا منصرفم نمود و درواقع به غیرتم برخورد و شرمنده‌ام کرد که بخواهم راحت صحنه را خالی کنم و آرام بمیرم درحالی‌که می‌توانم بمانم و خونخواه اهل‌بیت باشم، آن هم بعد از آن همه قول و قرار با امام حسین و امام زمان (ع). مثل همیشه «بودن برای و به‌خاطر اهل‌بیت» شد تنها انگیزه زنده‌ماندنم، اما آن کشمکش درونی هنوز باقی‌ست... اگر بدانم وظیفه‌ام در این لحظه چیست و کلاً خواسته امامم در هر انتخاب چیست، مشکلی ندارم. اما توانایی تشخیص آن را ندارم و هم می‌ترسم که اشتباه کنم. این شک و وسواس کم‌وبیش با من هست و از بین نمی‌رود که نمی‌رود. اما در این مورد آخر که عرض کردم واقعا نفس‌گیر شده است. و هنوز هم مسئله برایم باقیست؛ امام حسین الآن از من چه می‌خواهد؟...

متن پاسخ

سمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به این‌که زیارت، نباید عادت شود احتمال دهید نرفتن آن برای شما که زمانی نیست از آن سفر برگشته‌اید؛ رجحان داشته باشد و از این جهت اصرار نکنید. بگذارید هرچه پیش آید. نهایتاً در روز اربعین حرکت به سوی گلستان‌های شهدا و زیارت آن عزیزان که نوری از حضرت اباعبدالله «علیه‌السلام» را در خود دارند، را از دست ندهید. موفق باشید

33204
متن پرسش

سلام و خسته نباشید خدمت استاد: سوال ۱: شما در نکته های معرفت نفس گفتید که ما عین حیات ایم، خود زنده بودن ایم، زنده ایم به جلوه أسم حی، و زنده بودنشون رو با تو نمایش بگذارند نه چیزی هستید که زنده اید و نه مرده بودی زنده ات کردن. حال برداشت من از حرف شما اینه که  من دائما زنده بوده ام و از همون لحظه که خدا  اراده کرده به من هستی(وجود) بخشیده تا ابدیت و چون ما جلوه (أسمی) از خدا ایم پس از خدا ایم  و خدا هم که عین حیات است و دائما بوده است پس ما هم دائما بوده ایم نه اینکه مرده (نیست) بودیم و زنده شدیم. اما شما در نکته ده معرفت نفس فرمودین که ما مستقیم از ذات خدا نیستیم بلکه مخلوق خدایم  چون مقام روح بالا است خدا روح رو از خودش میدونه و ذات خدا مثل ماده تقسیم پذیر نیست وحدت دارد. حال معنی خلق کردن چیست مگر این نیست که یعنی فلان چیز اول نبوده بعد ایجاد شده ساخته شده و اگر مستقیم از ذات خدا نیستیم چطور جلوه ای (أسمی) از خدا ایم یا برداشت من از نکته دهم اشتباهه و اشتباه متوجه شده ام؟ سوال ۲: در کتاب معرفت نفس، آشتی با خدا، آنگاه که فعالیت های فرهنگی پوج می‌شود، چگونگی فعلیت یافتند باورهای دینی، أسماء حسنی متوجه شدیم که باید خدا دار باشیم (ارتباط با حق، حضور قلب، متجلی شدن أسماء بر قلب، احساس حضور) نه خدا دانی صرف. از طرفی متوجه شدیم که این کار توسط استعداد بعد قلبی وجودی روحی انجام میشه و اگر خدا با أسماء اش با ما برخورد کند احساس سرزندگی و بی نیازی رو تجربه می‌کنیم و پی می‌بریم که این احساس وجودی و تجربه از جنس فکر و خیال نیست از جنس دیگری (قلبی) است و این کار توسط بعد قلبی انجام می‌شود. اما شما در مباحث عالم خیال فعال فرمودید که با عالم غیب الغیوب که نمیشه مرتبط شد و أسماء الهی در عالم خیال منفصل (مثالی) تجلی میکنه و وقتی پای تجلی میاد وسط پای صورتِ حقیقت معنا میاد وسط و ما از طریق خیال متصل خودمون با عالم مثال با صورت أسم یا صورت معنا مرتبط میشیم. حال سوال اینجاست که بالاخره ارتباط با أسماء از طریق خیال فعال صورت میگیره یا از طریق استعداد قلبی؟ تفاوت جایگاه  خیال فعال با قلب چیست؟ آیا به هم مرتبط اند؟ البته فرمودید که خیال فعال با خيال پردازی (وهم) درون ذهن تفاوت دارد و با فکر درون ذهن تفاوت دارد و خیال فعال چیز دیگری است.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. نفس ناطقه انسانی همان‌طور که ملاحظه فرموده‌اید عین حیات است همان‌طور که آب عین رطوبت و تری است ولی وجود آن‌ها از خداوند است به این معنا که مخلوقات در ذات خود ممکن‌الوجود هستند و وجودشان را از خداوند می‌گیرند که عین وجود است و از این جهت تنها خداوند است که خداوند است و بقیه در «وجود» نیازمندِ خداوند می‌باشند و از جهتی مظاهر انوار اسماء او هستند. ۲. همچنان‌که در پاورقی آن کتاب عرض شد، خیالات پاک در موطن حضور قلبی عامل ظهورات صور معنوی می‌شوند و از این جهت می‌توان تفاوتی بین آن‌ها قائل نبود. موفق باشید

32592

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام: فرمود؛ ما خسته‌اییم، خسته به معنای واقعی. عجب است از این سایت که به‌جای پرسش و به گفت‌گو نشستن با متفکری چون شما، شده‌است مخزن الاسرار دل‌های شکسته و بیشتر حیران کننده‌ی متحیرین و شاید شما استجاب دعای رب زدنی تحیرای ما باشید. از طرفی روح در بدنم نمی‌گنجد و حس پرواز با دیگران و در میان خلق به انواع کارها پرداختن و سخن گفتن و مصداق حدیث تجلسون و تحدثون بودن تمام وجودم را پر کرده است، و از طرفی خسته از همه چیز و همه‌کس و مخصوصا از خود آنگاه که میان اجتماع حاضرم و کوله‌بارم سنگین می‌شود و دلم می‌خواهد تا ابدالابد به گوشه‌ای بنشینم و بنشینم و بنشینم و این می‌سوزاندم که هر کار کنم در خسرانم، توان حرکت ندارم، توان نشستن حتی، حال می‌فهمم که شهدا عجایب این عالمند. وقتتان را گرفتم، ببخشید. اما چه کنم واقعا؟ نه توان حرکت دارم و نه مکانی برای نشستن و ماندن.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال وقتی با مطالعات دقیق و رجوع به تفاسیر قرآن در اندیشه منطقی، خود را بپرورانیم توان حضور در اجتماع انسان‌ها و گفتگو با آن‌ها در ما رشد می‌کند. البته در کار ورزش و إعمال اراده‌های ممتد به بدن، نباید کوتاهی کرد. در سخن حضرت صادق «علیه‌السلام» نیز بیندیشید که می‌فرمایند: «مَا عُبِدَ اَللَّهُ بِشَيْءٍ أَفْضَلَ مِنَ اَلْمَشْيِ» خداوند در هیچ چیزی مثل راه‌رفتن عبادت نشد که البته این نوع پیاده‌روی وقتی معنا دارد که یا به سوی کعبه باشد و یا جهت رشد فکری و معنوی. موفق باشید

32232

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام: آیا این بیان صحیح است که از کتاب جریان شناسی آقای خسروپناه می‌گویند جریان عقلانیت اسلامی شامل حضرت امام خمینی رحمت الله علیه، شهید مطهری و رهبر معظم انقلاب، ایت الله جوادی آملی معتقد به سازگاری دین و مدرنیته است (و سازگاری دین و مدرنیته و به نفع دین را مد نظر دارد و دغدغه دین و مدرنیته را دارد) و در حالی که جریان تجدد ستیزی فلسفی (حذف مدرنیته) شامل فرهنگستان علوم اسلامی به ناسازگاری دین و مدرنیته قائل است و در واقع جریان تجدد ستیزی فلسفی داره راه دیگه از راه جریان عقلانیت اسلامی (حضرت امام خمینی رحمت الله علیه، شهید مطهری و رهبر معظم انقلاب) را حرکت میکنه؟ و هم چنین در رابطه با موضوع مطرح شده در کتاب ها و مطالب تون هم معرفی فرمایید بسیار سپاس گزارم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: رویهمرفته آری! نمی‌توانیم بیرون از تاریخ مدرن در جهان حاضر شد و همان‌طور که فرموده‌اند حضرت امام و رهبر معظم انقلاب حقیقتاً متوجه این امر شده‌اند که در همین تاریخ باید نظر به وجوه قدسی بشر امروز کرد و واقعاً برای خود بنده نیز مسئله است که چگونه فرهنگستان به‌کلّی فلسفه را اعم از فلسفه اسلامی و فلسفه غرب را نفی می‌کند. موفق باشید

32047
متن پرسش

سلام و احترام محضر نورانی استاد محترم: وقتتون بخیر و عافیت. ۱. با توجه به اینکه گفته شد عین ثابت شخص قابل تغییر نیست و امکان ذاتی او در علم الهی است، مثلا اگر عین ثابت صدام انتخاب های الهی در دنیا بکند و شهید خرازی شود، تشریع او با تکوین او یا همان عین ثابت او در تضاد خواهد بود؟ ۲. اگر عین ثابت شخص قابل تغییر نیست، چطور می توان روایاتی را که صلوات فرستادن بر حضرت محمد ص و اهل بیت او (ع) را بر طرف کننده ی نقص های ذاتی بیان می کند، تفسیر کرد؟ ۳. همچنین اگر عین ثابت هر شخص قابل تغییر نیست چطور می توان آیه ی شریفه ی «لان شکرتم لازیدنکم» را که بیان کننده ی ازدیاد سعه ی وجودی در مقام شکر هست را تفسیر کرد؟ با تشکر از زحمات حضرتعالی، اجرتون با بی بی فاطمه ی زهرا (س)

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عین ثابته هرکس آن شخصیت کلی است که در آغازین‌ترین آغازها، انسان برای خود انتخاب کرده و عموماً انسان بر همان مبنا خود را در دنیا ادامه می‌دهد زیرا آن شخصیت را برای خود پذیرفته است و پسندیده است. ولی با این‌همه از آن‌جایی که اختیار، ذاتیِ انسان است امکان تغییر آن اختیار همواره در آن هست و اتفاقاً آیات و روایات شاهد همین مدعا است حتی روایاتی که می‌فرماید: «السعید سعید فی بطن امه و الشقی شقی فی بطن امه» نظر به آن انتخاب اولیه دارد. ولی جبری را تأکید نمی‌کند.

موفق باشید  

31752

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد جان: من نگران پدر و مادرم هستم. اونها اصلا آرامش روح و روان ندارن و روحیه های مضطربی دارند و قرص خواب می‌خورند و خیلی قرص های دیگه. من حس می‌کنم خیلی از این حالتهاشون به خاطر ضعف داشتن در ایمان و توکل به خدا هست. پدرم تازگی ها دیگه نماز هم نمیخوانن و فحش به آخوند و دین و همه چی می‌دهد. البته قبلاً هم می‌دادن اما نمازشون رو می‌خواندن. خلاصه که من ناراحت و نگرانشونم هم برای این دنیاشون و هم آخرتشون. من باید چی کار کنم؟ چه کمکی میتونم بشون بکنم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال ما وظیفه‌ای از این جهت نسبت به آن‌ها نداریم. آری! احترام آن‌ها بر ما واجب است و اگر نیاز مادی داشته باشند و ما توان مالی داشته باشیم باید برآورده کنیم. موفق باشید

31717

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد عزیز: آیا شما خانواده تان را به سفر اربعین می برید؟ اگه بخوان به این سفر بیان آیا همراه خودتون می بریدشون؟ منظورم سوال شخصی نیست بلکه برای مصداق شناسی می خوام بدونم حضور خانم ها تو سفر اربعین رو برای اهل منزل خودتون هم اجرا می کنید؟ بر فرض که توانایی سفر اربعین داشته باشند؟ صراحت و احیانا گستاخی بنده رو ببخشید. حضرتعالی از جهت معلم بودنتون در حکم پدر هستید برای من.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در سال‌های گذشته که توفیق آن سفر فراهم بود بحمدلله همراه خانواده بودیم و در إزای سؤال یکی از کاربران عرض شد اگر در چنین صحنه‌ها، خانم‌ها حاضر نباشند عملاً آن حرکت عقیم خواهد ماند همچنان‌که در انقلاب، زنان ما دوش به دوش مردان در صحنه بودند. موفق باشید

31489

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد عزیز و بزرگوار: آیا امکان طلسم، سحر، جادو، و دخل و تصرف اجنه در زندگی شخصی، برای قشر مذهبی سطحی و غیر مذهبی جامعه که به علت غلبه واهمه سحر و جادو رو قبول دارند هست؟ مثلا کسی به دلیل کینه و حسد و انتقام جویی بدون اطلاعشان طلسمشان کند یا به واسطه اجنه زمینه و بستر بیماریهای صعب العلاجی را برایشان فراهم کند که ختم آن بیماری به فوت طرف بیانجامد؟!
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خداوند چنین امکانی به انسان‌ها نداده است که بتوانند سرنوشت بقیه را در اختیار بگیرند و یا در ادامه عمر آن‌ها تصرف کنند. در این مورد عرایضی در کتاب «جایگاه جن و شیطان و جادوگر» شده است خوب است به آن کتاب که روی سایت هست، رجوع فرمایید. موفق باشید

31407

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد بزرگوار: خدا قوت. در مورد حرز امام جواد علیه السلام سوال داشتم. آیا خواصی که برای ابن حرز بیاد می کنند واقعیت دارد؟ و حتما باید حرز روی پوست آهو باشد؟ یا اینکه خود شخص هم می تواند این حرز را بنویسد؟ ممنون از وقتی که برای پاسخگویی قرار می دهید
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. بستگی به شرایط خود انسان دارد. ۲. خود انسان می‌تواند روی کاغذی پاک بنویسد و إن‌شاءالله امید نتیجه داشته باشد. موفق باشید

31125

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد گرامی; یکی از همکاران ما مسیحی هستند که حدود ۳ سال است با ایشان آشنا شده ایم. ایشان گرایش زیادی به اسلام پیدا کرده اند ولی هنوز مسلمان نشده اند و بیشتر دنبال شناخت اسلام هستند. در ابتدا رفته بودند حوزه ولی به دلیل اینکه مسلمان نبودند ایشان را ثبت نام نکردند و به دلیل برخورد نا مناسب ی مقدار زده شدند. حدود یک سال قبل رفتند دانشگاه پیام نور و در یکی از رشته های علوم دینی اسلام مشغول تحصیل هستند ولی ظاهرا جذابیت لازم را برای ایشان نداشته. البته بنده برای ایشان توضیح دادم که نه حوزه و نه رشته های مرتبط مناسب حال ایشان نیست. به ذهنم خطور کرد که سیر مطالعاتی شما را به ایشان معرفی کنم. به نظر شما ایشان چه مسیری را طی کنند تا با مبانی اسلام به صورت کارکردی آشنا بشوند. ایشان خانم هستند و حتی تمایل شدیدی به بحث حجاب و چادر دارند.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: البته عنایت داشته باشید که اسلام، اصراری ندارد که اهل کتاب مسلمان شوند. بیشتر آن‌ها را تشویق به توحید می‌کند و طبیعی است که خودشان عمق توحید را در اسلام می‌یابند. آری! چه خوب است که برای فهم بیشتر اسلام به قرآن رجوع کنند و تفاسیری مثل تفسیر المیزان در فهم قرآن می‌تواند کمک‌کار آن‌ها باشد. موفق باشید

31084

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: میلاد حضرت رضا علیه السلام تبریک عرض می کنم. استاد در مباحث معاد بحثی در رابطه با تجرد روح داشتید که یک دلیل آوردید مبنی بر اینکه اگر روح از جنس ماده بود تغییر می کرد مثل جسم، پس چون تغییر نمی کند ثابت است و اشکالی در جلسه مطرح شده بود که اگر روح تغییر نمی کند پس چرا بعضی صفات خوب و بد را به خود می گیرد که شما در پاسخ فرموده بود که در عین ثبات تغییر صفات اخلاقی می کند، سوال این است که جسم هم به همین منوال است که وقتی فردی به سن پنجاه سالگی می رسد هنوز ته چهره ای از چهره ی بچگی اش در چهره اش است و در مزاج شناسی می گویند هر فردی یک مزاج جبلی دارد یعنی قالب جسم او موقع تولد بر یک مزاجی ریخته شده و تغییر هم نمی کند، و اشکالی دیگری هم است که اگر جسمیات تغییر پیدا کنند آیا منظور تغییر ماهیات است و اگر تغییر ماهیات باشد این جسم انسان باید تغییری دیگر کند و روح از آن مفارقت می کند چون تغییر ماهیت داده است، و اگر بگوییم که جسم هم با یک ثباتی که دارد تغیبراتی پیدا می کند آیا این استدلال حضرتعالی مبنی بر تجرد روح دچار اشکال نمی شود؟ و اگر تغییر ماهیات منظور باشد نظریه داروینیسم قوت پیدا نمی کند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث «تجرد نفس» را با وسعت زیاد در کتاب‌های «ده نکته در معرفت نفس» و «خویشتن پنهان» دنبال بفرمایید. در بحث «معاد» مبتنی بر آن مباحث که مخاطب در جریان آن بوده است، صحبت می‌شود. موفق باشید

30782

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: استاد طاهرزاده سوال ۳۰۷۶۱ جواب فرمودید اما؛ اما سوال اینه ما چطور احساس می‌کنیم که تقدیر دیگری برایمان رقم خورده؟ و چطور به این احساس اعتماد کنیم که الان نفسمون داره تنبلی را به ما القا میکنه که جلوی تلاش بیشتر رو بگیره. یا این صدای قلبمان هست که داره می‌فهمه که تقدیر ما در این کار نیست و تلاش بیخودی نکنیم؟! با عرض پوزش از اینکه وقت شما رو می‌گیرم و التماس دعا. متشکرم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این نوع موارد، مواردی است که عموماً خود افراد با توجه به درون خود و کشیک نفس‌کشیدن، به علم حضوری می‌توانند متوجه شوند که آیا مثلاً به جهت عدم استعداد چنین موانعی برایشان هست و یا به جهت سستی و کوتاهی‌های خود انسان؟ به همین جهت به ما فرموده‌اند بهترین معلم، خودِ انسان است که می‌تواند متوجه شود چگونه باید خود را جلو ببرد. موفق باشید

30619

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: یکی از معارف عرفانی قرآن که بتوان ادعا کرد مسبوق به سابقه نبوده است یا مثلا با مقایسه با تورات و انجیل بتوان ادعا کرد بر آنها برتری دارد را بیان کنید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همه‌ی معارف انبیاء مبتنی بر توحید است و تفاوت در عمق بیشتر توحیدی است که در اسلام ملاحظه می‌فرمایید. مثل توحید سوره‌ی «قل هو الله احد» که چگونه او در عین آن‌که «احد» است و همه‌ی هستیِ بیکرانه را شامل می‌باشد، «صمد» است و باید به سوی او رفت. که بحث مهمی است. و جمع آن، نگاه توحیدیِ خاصی را می‌طلبد. موفق باشید

30541

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسمه تعالی. سلام استاد: ما در مجموعه ای می خواهیم مبنا و مباحث تفکر دکتر داوری را باز کنیم. به ذهنمان رسید قبل از آن برای هم زبانی بیشتر و همواری راه سه کتاب حضرتعالی راجع به غرب، گزینش تکنولوژی، علل تزلزل و مدرنیته و توهم را کار کنیم نظر حضرتعالی چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: برای خودتان نیاز نیست ولی برای افرادی که در این وادی‌ها نیستند می‌تواند مفید باشد. موفق باشید

30491

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
به نام خدا سلام استاد وقت بخیر: ۱. استاد نظرتون درباره شخصیت حجت الاسلام عبدالحسین بندانی نیشابوری چی هست؟ بنده ایشون رو با اساتید انقلابی دیده ام اما بعضی گفته اند ایشون از طرفداران صادق شیرازی ملعون هست. مطالب ایشون چجور هست؟ ۲. درباره کتاب حیات معقول علامه جعفری چه نظری دارید؟ خیلی ممنون تشکر فراوان
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. ایشان را نمی‌شناسم. ۲. خدا مرحوم آیت الله علامه جعفری را رحمت کند کتاب مذکور کتاب ارزشمندی است و هنوز هم ارزش رجوع به آن کتاب به‌خوبی احساس می‌شود. موفق باشید

30436

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم جناب طاهر زاده: آیا اساسا علمی به نامِ عرفان نظری وجود دارد؟ خواندن شهود دیگران چه کمکی به ما می‌تواند بکند؟ برخی نظر دارند که بعضی علوم رفتنی هستنند و نه گفتنی، از جمله عرفان نظری و خداوند باید در را بگشاید نه اینکه ما با خواندن شهود دیگران (که نمی‌دانیم درست است یا غلط) دنبال راه بگردیم. نظر شما در مورد ماهیت و کاربرد و فایده عرفان نظری چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: تجربه‌ی شهود دیگران، کارساز است تا خود را در جهان معنوی آن‌ها جستجو کنیم. به‌خصوص ادعیه‌ی توحیدی که راهی است به سوی جهان کیفیت‌ها. موفق باشید

30433

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام حضور ادب و احترام استاد عزیز و خدا قوتتان بدهد. سوال اینکه در جلسه دوشنبه این هفته فرمودید یه کتاب چهار جلدی امام خمینی رضوان الله را بخوانید اگه امکانش هست اسم کتاب کتاب چیست؟ سوال دوم اینکه اگر خواستیم کتاب تاریخ بخوانیم یه اطلاعی در مورد زمان پهلوی خبیث بخوانیم چه کتابی پیشنهاد می‌کنید؟ ممنون. التماس دعا. ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. کتاب «خاطرات آیت ‏اللّه‏ عبدالعلی قرهی» ۲. کتاب‌های بسیاری به صحنه آمده است که بنده در جریان نیستم. ولی کتاب «تاریخ معاصر ایران» از آقایان: موسی نجفی و  موسی فقیه حقانی نکات خوبی را با شما در میان می‌گذارد. در ضمن می‌توانید به جزوه‌ی «ریشه‌های انقلاب» که در سایت هست، رجوع فرمایید. موفق باشید

30122

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: دوستی مطلبی رو در مورد «چاکراها» برام گفت که خیلی برام عجیب بود. می‌گفت انسان هفت چاکرا در بدن داره که اگه اونها رو پاک کنه و روی اون ها کار کنه به مراتب عالی می‌رسه و به کائنات وصل میشه و از عالم غیب انرژی میگیره. می‌گفت که علمای بزرگ هم همین چاکراها رو پاک کردن و صدای درونشون رو شنیدن و به مراتب عالی رسیدن. مثلا می‌گفت چاکرای اول ریشه نام داره و مربوط به کنترل ذهن هست و انسان تو این مرحله باید اهل سکوت و دوری از هیاهو باشه و... استاد آیا این ۷ چاکرا همون مراتب عرفانی نیستن؟ آیا ورود به چنین مباحثی رو تایید می‌کنید؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: قبلاً در این موارد مطالعاتی داشتم. به نظر می‌آید بیشتر با توهّم و ابهامات زیادی همراه است. مباحث «معرفت نفس» بهتر کمک می‌کند تا انسان مراتب وجودی خود را در عالَم بیابد. در کتاب «چگونگی فعلیت‌یافتن باورها» عرایضی در مورد حضور در عوالم مختلف حتی حضور تا قیامت شده است. موفق باشید

29654

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد عزیز: ان شاءالله طاعات و عبادات شما مورد قبول حضرت حق واقع بشه. آیا دین با فرهنگ متفاوت هستن؟ اصلا دین و فرهنگ چه رابطه ای با هم دارند؟ اگه کتاب جزوه یا سخنرانی از حضرتعالی موجود هست یا از دیگر علما سراغ دارید و معرفی بفرمایید تا بنده مبسوط به این موضوع بپردازم ممنون میشم. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فرهنگ، ترجمه‌ی کالچر است و نظر به آداب خاصی دارد که در فرهنگ غربی مدّ نظر می‌باشد. به همین جهت بحث یوروپ کالچر مطرح شده، ولی بعداً خود به خود معنایِ خِرد قوم را به خود گرفته، حال چه آن خرد، دینی باشد و یا غیر دینی. در ایران فرهنگ، به معنای خِردی است که روح ایرانی همراه با تشیع شکل داده. در مورد منبع، به طور مشخص چیزی در ذهن ندارم. موفق باشید 

29611

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام استاد عزیز: مطلبی به ذهنم رسید گفتم با شما در میان بگذارم شاید به درد بخور باشه از طرفی به آدم مورد اعتماد دسترسی ندارم و نمیدونم به کی باید گفت بهتر دیدم با شما در میان بگذارم استاد عزیز بنده را عفو بفرمایید و صحبتم را پای احساس وظیفه بگذارید. استاد عزیز به نظرم بحث زن در سیره شهدا حالا حول این موضوع خیلی حرف هست که نمیدونم میشه و کی باید باهاتون در میان گذاشت فقط گمان می‌کنم سیره بعضی شهدا نسبت به زن با توجه به اینکه همیشه می‌فرمایید ما افق دیدمان را گسترده کنیم گاها خیلی بلند بوده کاش می شد بیشتر مطلب رو بازکنم ولی شاید این موضوع در کل بنیاد باید روش بیشتر کارشه گرچه موضوعاتی هست ولی سیره «سیره» شهدا در ارتباط با زن اعم از مادر، خواهر، همسر و... استاد طرح های دیگر هست ولی متاسفانه ایمیلم درست کار نمی کنه بتونم درست مکاتبه کنم ممنون استاد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: جهانی که با انقلاب اسلامی در مقابل انسان‌های این دوران گشوده شد، را شهدا با بصیرت خود به خوبی یافتند و خواستند خود را که وارد آن جهان می‌شوند، خانواده‌ی آن‌ها نیز در همان فضا زندگی را ادامه دهند که جهانی است غیر قابل توصیف. بعضی از خانواده‌های شهدا تا حدّ خوبی وارد آن جهان شدند و بعضی هم کم و بیش. موفق باشید

29401

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: در رابطه با آبرو در شرح حدیث جنود عقل و جهل فرمودید علامه جعفری گفتند علامه طباطبایی ما را بخاطر نداشتن فرش داخل منزل نمی‌بردند، این برعکس اون چیزی شد که گفتید یعنی فرش مایه آبرو بوده و چون نداشتند تعارف نمی‌کردند، اگر هم بخاطر مهمان ها بوده که یعنی حاضر بودند یکی دو ساعت مهمان سرپا بایستد ولی روی خاک ننشیند؟!!
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: از صحبت‌های جناب علامه‌ی جعفری این‌طور فهمیدم که حضرت علامه‌ی طباطبایی زیراندازی در محلِ بیرونیِ منزل جهت مهمان‌شان نداشته‌اند که علامه جعفری را به داخل منزل دعوت کنند. موفق باشید

29350
متن پرسش
سلام استاد: وقت بخیر؟ ۱. چطوری همه حجاب ها رو تو همین دنیا برطرف کنیم بین خود و خداوند؟ ۲. بعد از این که حجاب ها برطرف شد آیا باز هم جای پیشرفت به درگاه الهی هست و معارف بیشتر و یا اینکه نهایت مرتبه میشه بعد از رد کردن حجاب ها؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. هر اندازه عبودیت الهی را به جای خودنمایی و خودبینی قرار دهیم، از حجاب‌ها عبور خواهیم کرد. ۲. آری! به گفته‌ی جناب مولوی: « بی نهایت حضرتست این بارگاه ** صدر را بگذار صدر تست راه». هر اندازه جلو رویم، با باغ و بستانی گشاده‌تر روبه‌رو می‌شویم. موفق باشید

29110

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد محترم: استاد من هنوز مفهوم لقای الهی را متوجه نشدم. فقط دیدم وقتی صحبت از بهشت ذات می شود به لقای الهی اشاره می شود. در فایل سخنرانی ماه رجب شما هم اینطور فرمودیدکه از دل مراقبه شهود پیش، می آید و حضرت ذات را در همه جا می یابد. آیا این شهود همان لقای الهی است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چرا که نه. خبری است که بقیه‌ی آن را انسان در سیر و سلوک می‌یابد. در شرح فصّ «شیثی» عرایضی در این مورد شده است. موفق باشید

نمایش چاپی