بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
32701

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام و آرزوی قبولی طاعات و عبادات: جناب استاد برای دانشجوی تازه‌واردی که به طور جدی دغدغه‌مند ظهور است و قصد دارد در این راستا و علی‌الخصوص در جهت اجرای فرامین رهبری مانند جهاد تبیین عمل کند، عضویت در کدام یک از تشکل‌های دانشجویی مفیدتر و موثرتر بوده و و او را به سرمنزل مقصود خواهد رساند: بسیج دانشجویی / جامعه اسلامی دانشجویان / انجمن اسلامی دانشجویان؟ و آیا اصلا عضویت در این تشکل‌ها را برای رسیدن به این هدف توصیه می‌فرمایید یا خیر؟ این را هم عرض کنم که بنده در حال حاضر سیر مطالعاتی آثار شهید مطهری را پیش می‌برم و به توصیه شما ان‌شاءالله پس از آن مطالعه المیزان را شروع خواهم نمود. اگر عضویت در این تشکل‌ها از نظر جنابعالی مفید است، لطفا بفرمایید که آیا لازم است این دو سیر را، لااقل تا حدود زیادی، تمام کنم و بعد اقدام به عضویت و فعالیت کنم یا بهتر است از هم‌اکنون اقدام کنم؟ با سپاس فراوان.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. در این‌که بتوانید در جمع دوستان ولایی حاضر شوید، خود به خود موجب نوعی بسط شخصیت‌تان می‌شود و البته با همان عزم مطالعاتی که در نظر گرفته‌اید. ۲. تا آن‌جا که بنده در جریان هستم بسیج دانشجویی و جامعه اسلامی هر دو حضورشان را ذیل ولایت تعریف کرده‌اند. موفق باشید

32253

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام: واجب الوجود چرا نتواند امتداد فضا یا حتی ماده قدیم باشد؟ قانون پایستگی ماده وانرژی مگر ماده و انرژی را قدیم نمی‌داند؟ قانون فیزیکی که به ریاضیات منتهی می‌شود قطعا از مطالب الهیاتی و علوم انسانی قطعی‌تر است (البته برخی دینها ماده را قدیم دانسته سخن از صانع گفته اند)

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی متوجه باشیم «واجب‌الوجود» عین وجود است، او با هویت عین وجودی خود در همه‌جا حاضر است. امری که جناب صدرالمتألّهین در «برهان صدیقین» بدان توجه می‌دهد. موفق باشید

32107

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام و خسته نباشيد سوالي در مورد امر ازدواج براي اينجانب پيش آمده و آن اينكه گاهي خواستگاري كه پيش مي آيد ايمان و اخلاق را داراست ولي به دلايلي از جمله ظاهر فرد، شغل فرد و گاهي حتي به دليلي كه بر خود شخص هم دقيقا معلوم نيست، فرد هيچگونه تمايلي براي ادامه در خود نمي يابد، به گونه اي كه حتي اصرار اطرافيان براي ادامه منجر به آشفتگي و به هم ريختگي مي شود. سوال بنده اين است كه اين بي تمايلي نشأت گرفته از قلب است يا وهم؟ آيا بايد بر آن صحه گذاشت، يا با هر فشاري كه شده به دليل وجود ملاك هاي اصيل مانند اخلاق و ايمان خود را به پاسخ مثبت وادار كرد؟ سوال دوم اينكه اساسا مجال دادن به وهم در امر ازدواج تا چه اندازه لازم و تا چه اندازه خطرناك است؟ متشكرم

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بالاخره باید در برخورد اولیه، انسان از طرف یا خوشش بیاید و یا لااقل احساس کند می‌تواند با آن مأنوس باشد. ولی در مورد مسائل بعدی، همین‌که احساس شود می‌تواند زندگی ساده‌ای را برای شما فراهم کند کافی است. موفق باشید

31955

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم استاد: خدا به شما خیر بدهد ان شاءلله، راجع به کارهایی که برای کاهش عوارض واکسن توسط کارشناسان طب سنتی همچون حکیم خیراندیش مبنی بر انجام حجامت تا ۷۲ ساعت پس از زدن واکسن توصیه می‌شود، نظرتان چیست؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌آید توصیه خوبی باشد. موفق باشید

31910

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام خدمت استاد گرامی: استاد جان دیدن فیلم های سکسی و پورن به قصد سرگرمی جایز است؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مسلّماً حرام است. زیرا روح و روان و قلب انسان را تماماً آلوده و فاسد می‌کند و امکان اُنس با انوار الهی را از انسان می‌گیرد. این جریان، یکی از خطرناک‌ترین جریان‌هایی است که شیطان برای بشر آخرالزمان به میان آورده است. موفق باشید

31752

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد جان: من نگران پدر و مادرم هستم. اونها اصلا آرامش روح و روان ندارن و روحیه های مضطربی دارند و قرص خواب می‌خورند و خیلی قرص های دیگه. من حس می‌کنم خیلی از این حالتهاشون به خاطر ضعف داشتن در ایمان و توکل به خدا هست. پدرم تازگی ها دیگه نماز هم نمیخوانن و فحش به آخوند و دین و همه چی می‌دهد. البته قبلاً هم می‌دادن اما نمازشون رو می‌خواندن. خلاصه که من ناراحت و نگرانشونم هم برای این دنیاشون و هم آخرتشون. من باید چی کار کنم؟ چه کمکی میتونم بشون بکنم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال ما وظیفه‌ای از این جهت نسبت به آن‌ها نداریم. آری! احترام آن‌ها بر ما واجب است و اگر نیاز مادی داشته باشند و ما توان مالی داشته باشیم باید برآورده کنیم. موفق باشید

31360

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسمه تعالی بازخوانی هویت دینی ملی محضر شریف استاد سلام علیکم: می‌دانیم که متفکران و حکمای هر دوره بر اساس خلاء ها و ضعف هایی که در ساحت زندگی بشر می‌دیدند می اندیشیدند و نظریه می‌دادند. حال سوال اینجاست که متفکری همچون هگل چه خلاء و نقص هایی در منظر زندگی بشر هم عصر خود می‌دید که بنا گذاشت بشر را در ساحت (شهروندی) تعریف کند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مسئله، مسئله مهمی است. در کتاب «انقلاب اسلامی؛ طلوع جهانی بین دو جهان» به نگاه هگل نسبت به بشر جدید و جامعه جدید پرداخته شده، بخصوص که او جامعه جدید و بشر جدید را امری تاریخی می‌داند و سعی می‌کند در چنین تاریخی خود را حاضر نماید و بدان فکر کند. موفق باشید

30619

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: یکی از معارف عرفانی قرآن که بتوان ادعا کرد مسبوق به سابقه نبوده است یا مثلا با مقایسه با تورات و انجیل بتوان ادعا کرد بر آنها برتری دارد را بیان کنید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همه‌ی معارف انبیاء مبتنی بر توحید است و تفاوت در عمق بیشتر توحیدی است که در اسلام ملاحظه می‌فرمایید. مثل توحید سوره‌ی «قل هو الله احد» که چگونه او در عین آن‌که «احد» است و همه‌ی هستیِ بیکرانه را شامل می‌باشد، «صمد» است و باید به سوی او رفت. که بحث مهمی است. و جمع آن، نگاه توحیدیِ خاصی را می‌طلبد. موفق باشید

30373

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
به نظر شما برای سنجیدن باورهای توحیدی از چه باورهایی می توان مؤلفه های اصلی را استخراج نمود؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: پس از کسب معارف لازم، از این‌که در روبه‌روشدن با حوادث، متوجه‌ی حضور خداوند در آن حوادث باشیم، بهترین راه نظر به توحید حضرت حق است. قرآن از این جهت نمونه‌ی خوبی می‌باشد. موفق باشید

29923
متن پرسش
سلام علیکم: شهادت صدیقه کبری (س) و سالگرد شهادت شهیدان مقاومت رو تسلیت عرض می‌کنم. امشب به بهانه سالگرد حاج قاسم مد نظرم آمد دلنوشته ای بنویسم و خدمت او، ارادت خودم رو ابراز کنم و تا حد ممکن از مکنونات قلبم و حسی که نسبت به تاریخی که او طلایه دارش بود بگم و متن زیر رو نوشتم که نمی‌دانم چه حد این حس من را به حادثه تاریخی عروج او توانسته نشان بدهد اما ان شاء الله که موثر باشد: یکسال از هجرت سرخ آن مرد که تجلی ربیون بود و «فما وهنوا لما اصابهم فی سبیل الله» وصفش بود می‌گذرد و امان از آن جمعه خونین. امان از بی قراری ما در مسیر وصال و انتظار یار که به سرخی خون روشن شد و قلوب را به خود آورد و متذکر عهد قدسی ساخت. و امان از آن جمعه خونین که مدام ندبه خوانان اما با شوری حماسی می‌خوانیدیم: «أَيْنَ قاصِمُ شَوْكَةِ الْمُعْتَدِينَ» این حال جمعه است که هر چه انسان راه قدس و افلاک را در پیش گیرد جمعه ها بیشتر خود را می یابد و اسرار عالم بر او هویدا می‌گردد چرا که جمعه روز به صحنه آمدن روح انسان و روح جهان یعنی آن موعود هماره قائم است و روز ارتباط غیب و شهودست و ما در فقدان آن سردار عزیز بیشتر این امر را در یافتیم. حاج قاسم و حاج ابومهدی و شهدای همراه شان، حجت هایی بودند که خداوند در دل عصر انقلاب اسلامی گشود تا بر ما هویدا کند این سنتش را و به ما بشناساند راز ملکوتی این نهضت را: «وَ إِذْ أَوْحَيْتُ إِلَى الْحَوارِيِّينَ أَنْ آمِنُوا بي‏ وَ بِرَسُولي‏ قالُوا آمَنَّا». آری! قاسم و ابومهدی همان اصحاب شمس تابان ولایت بودند که خداوند در فکرهایشان با آنان نجوا می‌کرد و تجلی می نمود و آنان نیز دریافتند رازی در عالم است و نفحاتی که باید خود را در معرض آن قرار داد. اما آن راز و نفحه چیست و چگونه بر آنان آشکار شد؟ اینجا کسی باید سخن بگوید و توصیف کند این امر را که خود تجلیات آن انوار الهی و نفحات قدسی را دیده و به صحنه آورده باشد و چه کس بهتر از آوینی که سیدالشهدای اهل قلم است توانست این اسرار و حکمت ها که هدف و گوهر حیات تمام شهیدان بود را برای ما توصیف و تبیین کند؟ آوینی می نوشت در عالم، رازی است که جز به بهای خون آشکار نگردد و حال شاید بتوان دریافت چرا این میزان حاج قاسم بی قرار بود و می‌نوشت «آه مرگ خونین من! زیبای من! کجایی؟ مشتاق دیدارتم.» ولی چرا این راز جز به بهای خون آشکار نمی‌شود و مگر این راز چقدر عظمت دارد که چنین طریق خونینی دارد؟ نقل است جمعی خدمت علامه طباطبایی (ره) می‌رسند و از ایشان می‌پرسند آن اسم اعظم بین اسماء الحسنی الهیه چیست و علامه می‌فرماید: «بهاء». چنانچه خداوند خون بهای حسین (ع) شد و او را ثارالله خطاب کرد و خداوند بهای هر انسانی است که به تعبیر حضرت روح الله (ره) آنچنان که در اسرار الصلوه نوشت، داغ و ذلت بندگی را بر ناصیه خود بنشاند و جز اراده الهی چیزی نخواهد و عبدی بی اراده مقابل اراده و سنن حق تعالی گردد آنگاه است که صاحب خانه اجازه تصرف به انسان می‌دهد و قلب و چشم و عقل او را قدسی و وارد به باطن و ریشه های عالم می‌کند. آری بحق که «العبودیه جوهره کنها الربوبیه» و اگر حاج قاسم مظهر عبودیتی که به ربوبیت رسیده، نبود، چگونه به احدی الحسنین رسید و هم با حیات و مجاهدتش حجابهای ولایت الهی که همان طواغیت و فرعون های عصر اند را مغلوب ساخت و جنگ های سی ساله شان را در طی سه سال به زمین زد و هم با شهادتش یوم الله پشت یوم الله دیگر خلق شد؟ اگر جز این نیست چرا او و همسنگرانش را گردان همیشه پیروز ثارالله می‌خوانند و مانند ستاره های درخشان بر آسمان دفاع مقدس می درخشند؟ او دریافت «زمین سراسر صحرای عرفات است که تو با خطاب اهبطوا بر این سیاره رنج فرود آمده ای» و با اخلاصش اثبات کرد «که نفس توجه به سوی جهتی خاص لازمه انصراف وجه از جهات دیگر است» و بحق او جز به وجه باقی حضرت حق به کدام وجه دیگر نظر و توجه داشت؟ الحق آن نمازها و قنوت هایش تجلی این بود که «نماز بلندترین فریادهاست و قامت ما به بلندای نمازست یعنی قدرت ما را باید در نمازمان جست». و عجیب است این سخنان از آوینی است که دو دهه پیش از سردار به مقتل عشق رفت و ولی سخنانش توصیف حال تمام شهدا ویژه خودش و حاج قاسم است. آری! راستی از همین رو بود که او گوش در عالم ملکوت داشت و دهان در عالم ملک و آنچه را از ملکوت باز می شنید باز گو می‌کرد و اگر این کشفی یقینی نبود چگونه سه بار قسم جلاله خورد که از مهمترین شئون عاقبت بخیری در ارتباط قلبی و عملی با ولی فقیه است و او را ستون خیمه ای می‌دانست که اگر آسیب ببیند، تمام حرم ها و حریم ها فرو می‌ریزد و اینجاست که هشداری قاطع در وصیت نامه اش می‌دهد که اگر عمل و سخن ما تضعیف گر ولایت فقیه باشد، مغضوب نبی اکرم (ص) و تمام شهدای این مسیریم. آری!جز آنکه متصل به ریشه های هستی است چنین حکمت های نغزی بر نمی آید... سردار قلوب ما، وارث شبها و روزهایی است که دوکوهه و اروند و هویزه، میزبان اصحاب خمینی بود و سجده های شبانگاهان آن عباد الله الصالحین، واسطه اتصال ارض و سماء می‌گشت و او اگر در کنار اروند در جمع دوستان رزمنده اش چنان اشک می‌ریخت و از خداوند طلب می‌کرد به ایمان قلب شهدا و اسلام ما، شهادت را روزی مان گرداند، سخن ها در دل داشت و مکاشفه ها بر او گشوده شد. و راستی دوکوهه همچنان قصد نداری با ما سخن بگویی و مهر سکوت از لب برگشایی و رازهای خلقت که به بهای خونهایی مثل سردار تا ابد سرافراز ما آشکار می‌گردند را بازگویی؟ مکنونات خود را بگو و با من سخن بگو دوکوهه... آن عزیزی که حجت انقلاب و انقلابیگری مان شد، تاریخی را یافت که شهادت پایانش نیست بلکه آغاز و تولدی دیگرست در جهانی فراتر از آنکه عقل زمینی به آن راه یابد و او نیز از همان بچه های قرن چهاردهمی بود که کره زمین سالهاست انتظار آنان را می‌کشد تا بر خاک این سیاره مبتلا، قدم نهاده و عصر جاهلیت و بی خبری ثانی را به پایان برسانند. و او بر ما این راز آشکار می‌کرد که بگذار دشمنان پر هیمنه دل به انواع توطئه هایشان دل خوش کنند و انسانهایی نیز به آیینه زنگار گرفته فطرت شان توجه نکنند؛ ما را چه باک که در پرتو الطاف توحیدی، مشق تمدن سازی می‌کنیم تا در رکاب آن امام منصور من اهل بیت محمد (ص) سرافراز گردیم. و چه کس را باور این بود که مستضعفان و ابوذرهای به ربذه تبعید شده تاریخ، قد علم کنند و ندای «تقوموا لله مثنی و فردی» سر دهند و انسداد تاریخی جاهلیت مدرن را بشکنند و موازنه جهانی را تغییر دهند و دهکده و فرهنگ واحد جهانی را با اختلال مواجه سازند. دنیا، وارونه است و متفرعنان و طواغیت و آنانکه عقل شان راهی به مراتب قدس ندارد، بر آن حاكمیت دارند، اما چه غم که صالحین و مستضعفین وارث زمین خواهند بود و طلیعه‌ آن از هم‌اكنون در انقلاب اسلامی ایران ظهور یافته است. هر چند غم خواریم و نگران و غصب ناک که در مهد انقلابی که سلیمانی پرورست، هنوز هستند آنان که در سیطره عهد طاغوت اند و سعی دارند با اتصال به مصادر و مناصب، روح عافیت طلب و قدرت طلب شان را خشنود سازند یا گشودگی و روشن بینی در راستای تداوم این نهضت ندارند یا حتی امور زمینی را منفک از امور قدسی و ملکوتی می‌دانند حال آنکه تاریخ آینده، تاریخ سلیمانی هاست؛ تاریخ آنان که اهل دسته بندیها و خطوط فرعی و غیر اصیل و شعارهای انحرافی و عقول غیر قدسی نیستند بلکه اهل خط امام (ره) اند نه یک کلمه بیشتر و نه کمتر. و حال خاتمه کلام درباره حاج قاسم این امت، باز هم از سید شهیدان اهل قلم باشد که نوشت: « هزارها سال از هبوط آدم بر سیاره‌ی زمین گذشته است و هنوز نبرد فی ما بین حق و باطل بر پهنه‌ خاك جریان دارد، اگرچه دیگر دیری است كه شب دیجور ظلم از نیمه گذشته است و فجر اول سر رسیده و صبح نزدیك است. این بندگان مخلص خدا طلیعه‌دار نورند و با دست آنان است كه صبح شكافته می‌شود و تاریخ به عاقبت كار خویش نزدیك می‌گردد."
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! با حاج قاسم معلوم شد مکتب حضرت امام «رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» چه توانایی‌هایی در خودْ نهفته دارد و در حقّانیت این مکتب همین بس که چنین افرادی را می‌تواند بپروراند که این‌چنین در تاریخ خود حاضر می‌شوند و متوجه‌ی افق‌هایی می‌گردند که به تمام معنا، معنای زندگی را و معنای حقیقت را می‌توانند درک کنند.

  این نکته‌ی بسیار مهمی است که وقتی انسان نداند آرمان‌ حقیقی‌اش چه باید باشد، سرگردان اهداف تهی می‌شود و عملاً خود را در امورِ پراکنده، پراکنده می‌کند و برای نجات از این پراکندگیِ شخصیت، حضرت احدیت جان و قلب انسان را به سوی خود جلب می‌کند، تا انسان از پراکندگی شخصیت نجات یابد و به خود آید. به خودآمدن، همان احیاء و زنده‌شدن قلب است. زیرا در آن صورت توجه جان انسان به حقیقتِ یگانه‌ی عالم می‌افتد و احساس زنده بودن قلب، در خود انسان پیش می‌آید و در این حال چشم انداز و میدان دید انسان تنها حقیفت خواهد شد و هرجا آن را بیابد می شناسد.

مهم آن‌جا است که هرکدام سعی کنیم تکلیف‌مان را نسبت به حقیقت بدانیم و دائم به این فکر باشیم که خودمان حجاب حقیقت نباشیم تا از تجلیات انوار الهی که ما را متوجه چشم اندازی می‌کند که در پیش روست، استفاده کنیم و افق عالم را صبح طلوع حقیقت در نظر بگیریم و هم‌اکنون از آن بهره‌مند شویم. در آن صورت خدا را در تاریخ‌های مختلف و در مناظر مختلف نظاره خواهیم کرد.

فهمِ شأن خدا در هستی به این معنا است که انسان به اقتضای ذاتش که وجودی است گشوده، می‌تواند تجلیّات انوار الهی را در خود احساس کند و با همه‌ی موجودات که بهره‌ای از وجود دارند رابطه برقرار کند و آن‌ها را بفهمد و نسبت به وجودِ آن‌ها فکر کند و با موجودات گفتگو نماید. در این حالت است که انسان می‌یابد چگونه تشییع‌کنندگانِ سردار، مظهر انوار الهی بودند.

ما انسان‌ها هر بار حینِ رو برو شدن با یک رخداد تاریخی و یا انسانی بزرگ، چیزی متفاوت را می فهمیم. تعدد دلالت‌ها هر بار یک تعدد تاریخی است. این تعدد از این‌جا ناشی می‌شود که هر بار به گونه‌ای متفاوت از سوی تجلیات الهی مورد خطاب قرار می‌گیریم و این است که باید بدانیم از حاج قاسم سخن‌گفتن تمام شدنی نیست. هرچند سخن بس بسیار است و هر اندازه از حاج قاسم سخن بگوییم، از خودِ گمگشته‌ی خود بیشتر سراغ گرفته‌ایم. موفق باشید

29570

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: ان شاءالله طاعات و عبادات شما قبول باشه همانطور که قبلا هم عرض کردم بنده دانشجوی دکتری فلسفه تعلیم و تربیت هستم. دو سوال داشتم: سوال اول:خواستم ببینم راجع به دو موضوع زیر سخنرانی ها، کتاب ها یا جزوه هایی از خودتون یا دیگر اساتید و علما سراغ دارید بهم معرفی کنید؟ موضوعات: ۱. خاستگاه دین از نظر اندیشمندان غربی و متفکران مسلمان ۲. نسبت دین، فرهنگ و تربیت دینی سوال دوم: اگه هم می دونید مقایسه ای و تطبیقی کار کنم بهتره، لطفا در صورت امکان یک نفر متفکر مسلمان با اسم کتابش رو با یک متفکر غربی با اسم کتابش معرفی کنید که بتنونم تطبیقی کار کنم. با تشکر. التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. در این مورد حضور ذهن ندارم ۲. اساساً چنین ورودهایی به موضوعات دینی نداشته‌ام. به نظر بنده اگر خودتان تفسیر المیزان را با حوصله مطالعه کنید، جواب سؤالات‌تان را می‌یابید. ولی روش تطبیقی آن موضوعات، کار امثال بنده نیست و ورودی نداشته‌ام. موفق باشید

29401

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: در رابطه با آبرو در شرح حدیث جنود عقل و جهل فرمودید علامه جعفری گفتند علامه طباطبایی ما را بخاطر نداشتن فرش داخل منزل نمی‌بردند، این برعکس اون چیزی شد که گفتید یعنی فرش مایه آبرو بوده و چون نداشتند تعارف نمی‌کردند، اگر هم بخاطر مهمان ها بوده که یعنی حاضر بودند یکی دو ساعت مهمان سرپا بایستد ولی روی خاک ننشیند؟!!
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: از صحبت‌های جناب علامه‌ی جعفری این‌طور فهمیدم که حضرت علامه‌ی طباطبایی زیراندازی در محلِ بیرونیِ منزل جهت مهمان‌شان نداشته‌اند که علامه جعفری را به داخل منزل دعوت کنند. موفق باشید

29350
متن پرسش
سلام استاد: وقت بخیر؟ ۱. چطوری همه حجاب ها رو تو همین دنیا برطرف کنیم بین خود و خداوند؟ ۲. بعد از این که حجاب ها برطرف شد آیا باز هم جای پیشرفت به درگاه الهی هست و معارف بیشتر و یا اینکه نهایت مرتبه میشه بعد از رد کردن حجاب ها؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. هر اندازه عبودیت الهی را به جای خودنمایی و خودبینی قرار دهیم، از حجاب‌ها عبور خواهیم کرد. ۲. آری! به گفته‌ی جناب مولوی: « بی نهایت حضرتست این بارگاه ** صدر را بگذار صدر تست راه». هر اندازه جلو رویم، با باغ و بستانی گشاده‌تر روبه‌رو می‌شویم. موفق باشید

29205

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: ۱. با وجود اینکه کتاب مبانی نظری نبوت و امامت رو خوندم این سوال هنوز برام مرتفع نشده. آیا اینکه حضرت ابراهیم (ع) به مراسم مشرکین نرفتند و فرمودند: فقال انی سقیم (سوره صافات آیه ۸۹)، سخن کذب و دروغ بوده یا خیر؟ چون قولی هست که حضرت ابراهیم تقیه کرده و قول دیگری که حضرت منظورش تردید و سستی در دین و عقایدش بوده و قول دیگر اینکه حضرت کلامی گفته که معنای ظاهریش و معنای باطنی اش متفاوتند و منظور حضرت اون معنای ظاهری نبوده و قولی هست که حضرت پس از نگاه به ستاره ها متوجه شده موعد تب نوبه ایشان است و برای قانع کردن آنها فرموده بیمارم و البته بیماریشان در حدی نبوده که نتواند بت شکنی کند ۲. آیا این فعل و اقدام چنانچه برخی شبهه می‌کنند می‌تواند مصداق نسبی بودن اخلاق و نه مطلق بودن و معیار ثابت اخلاقی باشد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. شاید بتوان روی این نکته فکر کرد که حضرت در آن فضای تاریخی به نحوی خواسته‌اند بفرمایند من بیمارم؛ به این معنا که دست و دلم به سوی تفریحی که شما برای خود شکل داده‌اید و می‌خواهید از شهر خارج شوید، نمی‌رود. به همان شکلی که ما در صحبت‌های خود می‌گوییم «حال ندارم»، یعنی حال آن کار را ندارم. ۲. نسبی‌بودن اخلاقی به این معنا که حقیقتی وجود ندارد؛ سخنی است که عقلاً باطل است به اعتبار آن‌که وجودِ مطلق، کمال مطلق است. ولی نسبی‌بودن اخلاق به آن معنا که حقیقت مناسب شرایط‌ متفاوت ظهورات متفاوت دارد، حرف غلطی نیست. مثل تشکیک وجود، که در شرایط مختلف ظهورات مختلف دارد. موفق باشید     

28948

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام مجدد خدمت حضرت استاد: پیرو پاسخ حضرتعالی پیرامون سؤال شماره 28941 استدعا دارم کمی بیشتر راهنمایی بفرمایید. حقیقتا درمانده شده ایم و نمی دانیم چه کنیم. حداقل بفرمایید درخصوص این موضوع، بیشتر روی کدام سوره های مبارکه قرآن تمرکز کنیم؟ با تشکر و عذرخواهی بابت مزاحمت
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به لطف الهی بعد از سوره‌ی روم، سوره‌ی آل عمران. البته اگر با دنبال‌کردن شرح صوتی آن سوره‌ها کا را جلو ببرید، إن‌شاءالله نتایج خوبی خواهید گرفت. موفق باشید

28589

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: یکی از عزیزانم که ارادت زیادی به شما هم دارند از من خواسته اند این مقاله را برایتان ارسال کنم. در مقاله قبل به متانت مقام رهبری اشاره دادید اگر صلاح می دانید برای جهت گرفتن قلمشان به سمت این متانت توصیه ای هم دارید بفرمایید؟ به نام خدا آقای تاج داده نقش شما برای ادامه حیات فریب و فساد و اختلاس کم‌نظیر و مطابق نوعی شایسته‌سالاری تعریف شده است. آنجا که شما چشم دیدن مطالبات و پیگیری‌های رهبری در مواجهه با فساد و فریبکاری هاتان را نداشته و نمی‌توانید آن را تحمل کنید و درست موقعی که پیگیری مفسدان اقتصادی و اختلاس گران در قوه قضاییه برای اولین بار به جدیت پیگیری می شود در این خصوص فریاد شما بلند شده است. جناب رهبری در سخنرانی مورخه ۹۶/۱۱/۲۰ فساد را به اژدهایی هفت سر تمثیل کردند که در مواجهه با زدن یک سر آن شش سر دیگر از جای دیگر و به شکل دیگر سر در می آورد و اما جایگاه و نقش شما در این اژدهای هفت سر فساد کجا تعریف شده است؟ شاید شما فکر می کنید سر در برف فرو کرده و جامعه و مردم باهوش و زیرک ایران از نقش درجه یک و محوری شما و امثال شما در فساد و تبعیض و اختلاس و رانت بی‌خبر است. شما بر شاخهای سری از این اژدهای هفت‌سر فساد نشسته اید، که برای هرگونه فساد اعم از اقتصادی، اجتماعی، سیاسی پوشش و نقاب های جذاب و زیبا خلق می کنید و در موضع شریک دزد هستید ، و با چهره دیگرتان فریبکارانه در موضع مطالبه و اعتراض ظاهر شده و رفیق قافله خود را نشان می‌دهید. شما با نقاب و پوشش آزادیخواهی و اصلاح طلبی و مبارزه دروغین با اقتدار گرایی و با شعار مردم‌سالاری برای مفسدان و اختلاس گران، بهشت بی مسئولیتی و حاشیه امن و مصونیت از پاسخ گویی ایجاد کرده‌اید و جهت اعتراضات و انتقادات را با حیله های رسانه ای و مردم فریبانه به آدرس های غلط و حتی گاهی به طرف موانع و منتقدان اصلی مفسدان و اختلاسگران هدایت می کنید. هر گاه رسوایی و گند کار مفسدان و رانت خواران بالا می‌آید و یا با آنها برخورد جدی شروع می‌شود، با کلان گویی و تعمیم دادن فساد و نرمالیزه کردن آن و توزیع فساد به همه دوران‌ها و همه جریان ها و به چهل سالگی انقلاب و جنجال رسانه‌ای مطالبه از رهبری و غیره، با تردستی و شعبده بازی سیاسی می خواهید رسوایی عملی و عینی مفسدان و رانت خواران و اختلاس گران را به دشمنان منتقدان آنان نسبت بدهید، شاید تاکنون توانسته اید با این فریب و نیرنگ ها به حیات زشت و خبیثانه سیاسی و افساد گرانه خود ادامه دهید اما بدانید برای همین مردم که دل به فریب آنان بسته اید اثر رد پای شما و همفکرانش شما را در ۴۰ سال گذشته و قبل از آن در همه مفاسد اقتصادی و سیاسی و اجتماعی لو رفته و برملا شده است. تعارضات و تناقضات در سراسر حیات پر فریب سیاسی شما و حتی در همین کلیپ چند دقیقه ای اخیر در دفاع از موسوی خوئینی ها موج می زند. یک طرف از مفاسد اقتصادی و اختلاس سخن می گویید و همانجا در دفاع از رفع حصر سخن می‌گوید، رفع حصر از کسانی که به اعتراف خودشان با حمایت مالی اختلاس گران و رانت خواران چون شهرام جزایری وارد انتخابات می‌شدند و یا می‌خواستند جمهوریت نظام را با نادیده گرفتن اختلاف ۱۱ میلیونی آرا به دیکتاتوری بکشانند و این شخص رهبری با حمایت مردم بود که از جمهوریت نظام دفاع کرده‌اند شما با سر سپردگی آراء ۸۵ درصدی را به تهدید و تحریم کشاندید. شما آیینه تمام‌نمای تناقضات هستید سخن از آزادی و مقابله با دیکتاتوری می‌زنید اما با نادیده گرفتن انتخابات آزاد و مردمی با تهمت تقلب می‌خواهید ریشه انتخابات و جمهوریت نظام را بخشکانید، سخن از مبارزه با فساد و اختلاس می زنید و می خواهید با آدرس های غلط فشار و تهدیدی که اخیراً توسط قوه قضائیه علیه مفسدان اقتصادی و رانت خواران ایجاد شده است را کاهش دهید، سخن از بهبود وضع معیشت مردم می‌زنید و می‌خواهید حالا که راه غلط چندین ساله سازش و تسلیم جواب نداده است را به گردن تدبیر اتکاء به خود و خودباوری و اعتماد به ظرفیت‌های خود بیندازید شما با مطرح کردن و تئوریزه کردن ترس و تسلیم و سازش ملت ما را از تشنگی که در سراب برجام نصیبش شده است را به دور دست‌های تسلیم و تهدید پذیری و خلع سلاح و بی پناهی و مسلط شدن دشمنان ارجاع دهید. شما از یک طرف به دروغ فریاد همه کاره بودن رهبری و دخالت‌های او را سر می دهید و همانجا می گویید چرا رهبری در امور فسادها و اختلاس های مجریان دخالت نمی‌کند، شما پر از تناقضات و تعارض‌های نامتجانس هستید که از طرف اربابان تان تبلیغ می‌شود و شما به شدت از مسمومیت این تزریقات رنج می برید و همچنان هذیان می گوید. شما بهتر از هر کس می دانید که رهبری در مقابله با ایجاد فساد و رواج و مدیریت آن توسط دولت ها و کابینه های منتخب شما و نمایندگان منتخب شما که عمدتاً با سفارش و تحت پوشش تکنیک‌های مردم فریبانه شما رای آورده‌اند تا حد دعوا و قهر بعضی از وزرا و نمایندگان و ترک کردن بی ادبانه جلسه پیش رفته است و در مقابل به خدمت رسانی و رشد و توسعه و سالم‌سازی حساس و جدی بوده و اهمیت می‌دهند، ایشان با برنامه و در میدان و به جزء برای وظایف و عملکردها با توجه به سوابق خود صاحب تفکر و تئوری و راهکار هستند و می شود به جدیت قسم خورد که هرکجا فساد و تباهی وجود دارد عمل بر خلاف ایشان و هر کجا دستاوردی وجود دارد پذیرش و همراهی با رای و نظر ایشان است همه می‌دانند که شما فقط در این مرحله هشت سال کشور را بر خلاف نظر ایشان به مسیری دیگر برده اید و حالا که فساد و تباهی کار هاتان بر ملا شده است با فریبکاری و نیرنگ در مقام مطالبه گری برآمده اید و می‌گویید بیایید بشینیم ببینیم چکار کنیم. شما مفسدان فرصت طلبی هستید که اعتراض و انتقاد به فساد را هم به فساد و تباهی کشیده اید و خود دزدانی هستید که با شورش و جنجال و فریاد آی دزد، آی دزد، خود را بین مردم پنهان می‌کنید و خود را به صف اول اعتراضات رسانده و با سرقت بیرق اعتراضات آن‌را به اغتشاش تبدیل کرده و به آدرسهای غلط حواله می دهید. شما مفسدانی هستید که در کسوت مصلحان ظاهر شده اید و با تهمت فساد به مصلحان و با فاسد معرفی کردن آنان نه نیمی از جهان که همه جهان را به فساد کشانده‌اید و بذر ناامنی و بی اعتمادی را در دل مردم جا داده اید. شما قاتلانی حرفه ای هستید که همواره در مقام خونخواهی بر می آیید. شما فساد و تباهی را آبیاری و رشد می دهید و میوه آن را با خیانت به دشمن هدیه می‌دهید. شما خود گفته اید که نباید مأیوس باشیم مردم فراموش می کنند دستمان خالی نیست آقای زیبا کلام، آقای موسوی خوئینی‌ها، آقای حجاریان و... با تعمیم دادن و توزیع فساد به همه کس و همه دورانها، فشار و جو را بر ما سبک می کند و در فضای غبار آلود مجازی کار بهتر می گیرد. شما مانند اربابان مغرورتان از عقل این تاریخ و زمان در غفلت هستید و مأیوسانه تلاش دارید افکار ارتجاعی خود را در پوشش اصلاحات و مردم‌سالاری و آزادی خواهی پیش ببرید. انقلاب ملت بزرگ ایران از ظرفیت های بزرگ و ناشناخته ای برخوردار است که در مواجه با حوادث و توطئه ها بتدریج بروز کرده و همواه با عبور از این توطئه‌ها، شما و اربابان شما را مبهوت خواهد کرد و افق‌های بزرگتری پیش روی انقلاب خواهد گشود. ان شاءالله
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همه‌ی بحث در نحوه‌ی برخورد با این افراد می‌باشد که تلاش کنیم تا فرهنگی را که منجر به صحنه‌آوردنِ این شخصیت‌ها می‌شود؛ بشناسیم. به این فکر کنید که وقتی به جای نظر به حقیقت، شریعت الهی در محدوده‌ی تکالیف سطحی و ظاهری عدول کند، حاصلِ آن این نوع افراد خواهند بود که هیچ مسئولیتی نسبت به جامعه خود احساس نمی‌کنند. موفق باشید

27407

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام و رحمت خداوند. مریدی هستم از طلاب قم. از آشنایان آقای محمدی در منتظران منجی. بسیار بسیار به سیر و سلوک و خودسازی علاقمندم. چند سالی است خودم با مطالعه دستورالعمل ها را انجام می دهم اما به نظرم راه به جایی نبردم. خواهشا لطفا اگر ممکن است ارتباطی ایجاد شود تا به طور خاص و منظم راهنمایی و راهیابی شوم. خیر دنیا و عقبی نثارتان.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: متأسفانه در چنین شرایطی نیستم که مستقیماً بتوانم در خدمت عزیزان باشم. فکر می‌کنم اگر ابتدا به جزوه‌ی «روش سلوکی آیت اللّه بهجت» و سپس به کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» که هر دو بر روی سایت هست، سری بزنید راه‌هایی در مقابل‌تان گشوده خواهد شد إن‌شاءاللّه. موفق باشید

27068

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: آیا تمرینات تنفسی که در یوگا که بعضا با چند ثانیه دم، سپس نگه داشتن تنفس و سپس بازدم انجام می شود، آیا مغایرتی با احکام شرعیه و مبانی دینی اسلامی دارد؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر نمی‌کنم چیز خلاف شرعی باشد. حتی ممکن است آن نوع تمرکزی که در یوگا واقع می‌شود، در احساسِ سعه‌ی بودنِ ما در هستی کمک کند به شرطی که متوجه‌ی آموزه‌های اصالت وجود باشیم. موفق باشید

27064
متن پرسش
سلام علیکم: آیا می توان گفت سیدالشهدا ولو به ظاهر در مقابل ابن زیاد و یزید قیام فرمودند، ولی در باطن از وقایعی که پیش آمد – چون همگی جلوه قضا و قدر الهی بود- راضی بودند چرا که می دانستند اگر ابن زیاد و یزیدی نباشد، او هم به آن مقامات عالیه نخواهد رسید؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همیشه کار اولیای الهی چنین است که می‌دانند در هر حرکتی در نظام احسن الهی برای مؤمنین، مصیبتی نهفته است و لذا در بلا هم الطاف او را می‌چشند، حتی به نظر می‌آید در جریان کروناویروس در نسبت با ایران، چنین مصلحتِ نهفته‌ای در میان است. موفق باشید

25862

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: کدام یک از کتاب های شما برای سنین ۱۳ الی ۱۶ سوال مناسب است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: إن‌شاءاللّه کتاب‌های «جوان و انتخاب بزرگ» و «چه نیازی به نبی؟» کمک می‌کند. موفق باشید

25646

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: آیا می‌توان گفت که انسان در سیر تشریعی خودش وقتی می خواهد وارد قیامت کبری شود احوالات مانند اذا الشمس کورت و... یعنی در عالم خیالش بر او تاریک شدن خورشید متمثل می شود؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نمی‌دانم. بد نیست در این مورد کتاب «معاد» که بر روی سایت هست را مطالعه فرمایید. موفق باشید

33219

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام: تفسیر قرآن را از چه سوره ای و چگونه آغاز کنم؟ از اول قرآن آغاز کنم؟ سیر مطالعاتی تفسیر قرآن چگونه باشه؟ سوال دوم: فلسفه اسلامی را تا چه سقفی و کتابی کار کنم؟ نیاز به خواندن اسفار هست؟ آیا خواندن فلسفه غرب سودمند است؟ سوال سوم: من نمی تونم به والدینم احترام بگذارم چون پدرم بد دهن است و مادرم تنبل و... و در پیشینه کودکیم بزرگ ترهای دیگه چون به والدینشان بی احترامی می کردن منم یاد گرفتم یعنی در ناخودآگاهم ثبت شده و...حالا باید چه کار کنم؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- به نظر می‌آید از ابتدای قرآن همراه با تفسیر «المیزان» شروع بفرمایید و در ابتدای کار نیز سری به جزوه «جایگاه تفسیر المیزان و روش استفاده از آن» بزنید https://lobolmizan.ir/search?search=%D8%A7%D9%84%D9%85%DB%8C%D8%B2%D8%A7%D9%86&tab=posts&inner_tab=leaflet

 ۲. حدّاقل برای ابتدای کار  در رابطه با فلسفه اسلامی، مباحث «معرفت نفس» و «برهان صدیقین» و «حرکت جوهری» که هر سه روی سایت هست، لازم است. ۳. به هر حال وظیفه ما هست که در هر صورت ادب را نگه داریم. موفق باشید

31897

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام خدمت استاد عزیز: ۱. در مورد شرایطی که مسلم به کوفه رفت, در کتاب دکتر شهیدی بیان شده است که مسلم فردی با ایمان و پاکدلی بوده و گویا شناخت سیاسی کاملی نداشته و شناخت کاملی از چند رنگی مردم کوفه در زمان تصمیم گیری نداشته حالا سوال اینجاست که چرا امام حسین برای ارزیابی این مردم باید همچین فردی رو به سوی کوفه بفرستن؟ ۲. گفته شده وقتی حر جلوی امام رو میگیره امام حسین میگن خب بذار ما برمی‌گردیم (مثه اینکه به یمن می‌خواستن برگردن) آیا همچین نقلی درسته؟ و آیا اگر هم درسته چرا امام همچین صحبتی کردن؟ مگه نه اینکه امام برای قیام اومده بودن؟ ۲. اینکه مسلم در خانه ی شریک می‌توانست عبید الله را بکشد و نکشت, آیا کار درستی بود؟ مسلم می‌گوید چون یاد روایت پیامبر افتادم که مرد با ایمان کسی را به ترور نمی‌کشد آیا این صحبت برداشت سطحی از دین و عدم شناخت صحیح از دشمن نیست؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث در این مورد بسیار مفصل است بخصوص که جریان اُموی در لکه‌دارکردنِ شخصیت جناب مسلم‌بن‌عقیل بی تأثیر نبوده. به هیچ وجه نمی‌توان گفت معرفت جناب مسلم نسبت به کوفه ناقص است، زیرا که کوفه ابعاد گوناگونی داشته و امکان قیام در مقابل جریان شام در او همواره فعّال بوده، هر چند عبیدالله از ضعف کوفیان توانست استفاده کند. جناب آقای دکتر محمد حسین رجبی دوانی در رابطه با شخصیت مسلم بن عقیل نکات خوبی را مطرح کرده‌اند. https://t.me/rajabidavani  2- در این مورد نکات نسبتاً مفصلی در کتاب «کربلا؛ مبارزه با پوچی‌ها» شده است که خوب است به آن کتاب رجوع شود. ۳. شواهدی در میان است که اتفاقاً جناب مسلم بن عقیل نباید عبیدالله را در خانه شریک می‌کشت زیرا متوجه شده بودند که خانوداه شریک نگران هستند که متهم شوند شریک در خانه خود مهمان خود را به قتل رسانده است. در این مورد نیز استاد رجبی دوانی نکات قابل ملاحظه‌ای را مطرح کردند. موفق باشید

31794

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام: چگونه از منظر نظریه حقیقت و رقیقت می‌توان آیاتی که در آن از رویت و لقای خداوند صحبت شده استفاده کرد؟ چنانچه در کتاب یا جلسه ای مفصل در مورد آن فرمایش مفصل داشته اید خوشحال می‌شوم آدرس آن مفصل را در کنار جواب مجمل همین مجال داشته باشم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: موضوع را می‌توانید در مباحث «اصالت وجود» و تشکیکی‌بودن آن دنبال بفرمایید از آن جهت که «وجود» به عنوان حقیقی‌ترین حقایق، دارای شدت و ضعف است. پیشنهاد می‌شود سری به کتاب «از برهان تا عرفان» در قسمت «برهان صدیقین» بزنید. موفق باشید

31454
متن پرسش
سلام: اگر عالی ترین نوع بندگی بودنی است به وسعت حضور حضرت حق و نه ترس از جهنم و نه برای بهشت، پس چرا در قرآن و یا فلسفه ملاصدرا و... شما برای تبیین آن از معاد جسمانی سخن می‌گویید و مردم را با توضیح این که هر عملی صورتی دارد به وجد می آورید؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: معاد جسمانی، حامل معارفی بس بلند است متذکر از آن‌که هر عقیده و عملی، جسم خود و جسم عالَم را از جنس نور و نورانیت قرار می‌دهد وقتی نگاه توحیدی و عمل، الهی باشد و این در مقابل برداشت‌هایی است که انسان تصور کند موضوعات قیامتی صرفاً انتزاعی است. در واقع معاد جسمانی خبر از بودنی توحیدی برای انسان‌ها دارد و نه باورهای توحیدی. موفق باشید

نمایش چاپی