بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
31752

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد جان: من نگران پدر و مادرم هستم. اونها اصلا آرامش روح و روان ندارن و روحیه های مضطربی دارند و قرص خواب می‌خورند و خیلی قرص های دیگه. من حس می‌کنم خیلی از این حالتهاشون به خاطر ضعف داشتن در ایمان و توکل به خدا هست. پدرم تازگی ها دیگه نماز هم نمیخوانن و فحش به آخوند و دین و همه چی می‌دهد. البته قبلاً هم می‌دادن اما نمازشون رو می‌خواندن. خلاصه که من ناراحت و نگرانشونم هم برای این دنیاشون و هم آخرتشون. من باید چی کار کنم؟ چه کمکی میتونم بشون بکنم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال ما وظیفه‌ای از این جهت نسبت به آن‌ها نداریم. آری! احترام آن‌ها بر ما واجب است و اگر نیاز مادی داشته باشند و ما توان مالی داشته باشیم باید برآورده کنیم. موفق باشید

31738

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: درباره ولایت فقیه، رابطه ما با آن و مسائلی ازین دست چه کتاب یا سخنرانیهایی پیشنهاد می‌کنید؟ متشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد خوب است به کتاب «مبانی نظری نبوت و امامت» در قسمت «مبانی حکومت دینی» صفحه ۱۹۵ رجوع فرمایید. کتاب روی سایت هست. موفق باشید

31499

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد، خسته نباشید: سوالم اینه که روحی که خداوند به انسان میده و به گیاه میده یک چیز هست؟ یعنی درجه وجودیشون یکی هست؟ یکی از دوستان گفتن که فیض خداوند مثل بشکه ابی هست که ریخته میشه و کاسه ای به اندازه ظرفیتش برداشت میکنه، پس از این گفتار نتیجه گرفته میشه که اون چیزی که درون نباتات وجود داره همون چیز درون جسم منم هست، منتها اینجا بیشتر میتونه خودش رو نشون بده و جلوه بیشتری داره، میخوام بدونم اینجوریه یا خداوند به هر موجودی یک درجه وجودی خاصی میده، یعنی روح انسان ذاتا از روح نباتات وجودی شدیدتر داره؟
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: «روح»، امری است وجودی و تشکیکی، و بدین لحاظ دارای شدت و ضعف است و لذا برای هر موجودی مرتبه‌ای خاص از روح تجلی می‌کند. موفق باشید

31360

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسمه تعالی بازخوانی هویت دینی ملی محضر شریف استاد سلام علیکم: می‌دانیم که متفکران و حکمای هر دوره بر اساس خلاء ها و ضعف هایی که در ساحت زندگی بشر می‌دیدند می اندیشیدند و نظریه می‌دادند. حال سوال اینجاست که متفکری همچون هگل چه خلاء و نقص هایی در منظر زندگی بشر هم عصر خود می‌دید که بنا گذاشت بشر را در ساحت (شهروندی) تعریف کند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مسئله، مسئله مهمی است. در کتاب «انقلاب اسلامی؛ طلوع جهانی بین دو جهان» به نگاه هگل نسبت به بشر جدید و جامعه جدید پرداخته شده، بخصوص که او جامعه جدید و بشر جدید را امری تاریخی می‌داند و سعی می‌کند در چنین تاریخی خود را حاضر نماید و بدان فکر کند. موفق باشید

31267

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام استاد عزیز: ۱. استاد در اطرافم سادات فقیر زیاد می‌شناسم ولی اینکه یکی همش بهشون کمک کنه و پول بهشون بده بعضیشون را طوری کرده که یادگرفتن به دیگران بگن بدهید. نمی‌دانم شاید باید براشون ساختاری ایجاد بشه. استاد اصلا تو طلبه ها اینطورکه میدونن شهریه هاشون فرق داره ولی بین مردم از خیلی قدیم به قول دوستی می‌گفت در طول سال سیدها ارزش ندارن ولی عید غدیر همه توقع دارن اینا عیدی بدن البته از کرامتشون بعضی اینطور نبود شاید ما اینقدر که ولی به نظرم یه چیزی باید باشه نمیدونم مردم عادی که خیلی احکام بلد نیستن باید چکارکرد؟ بخصوص اینکه گاه همینطور هم با هم ارتباط دارن و پیچ پیچیه استاد دیگه بدتر اینکه یه عده همون خمس و... شون را هم میدن جایی که نباید. ۲. استاد جاهایی دارم می‌بینم اصلا مردم نمیپرسن این پول که دارن میدن زیر نظر کدوم آخوند یا فردیه و مردم چنین پول میدن
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است که می‌فرمایید. تا زمانی که رابطه فرهنگی عمیقی بین مردم و معارف دینی به روشی شیرین و صمیمی برقرار نشود، عموماً انسان‌ها با توهّمات خود کار می‌کنند. موفق باشید

31145

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: جناب هاشمی در مورد انتخاب روحانی تعبیری دارند که الان راحت می‌توانم بمیرم مردم راه خود را باز کردند و جلو می روند. حال سوال اینست که آیا آن مرحوم دیگر چنان از ریل گذاری خود برای انقلاب مطمئن شدند که مطمئند که این مسیر بدون حضور خودشان هم ادامه می یابد درین صورت باید منتظر بود دولت رئیسی هم خواه ناخواه در ریل های هاشمی بیفتد یا در صورت تقابل با مسیر هاشمی با آنچنان کارشکنی ها و سنگ اندازی ها روبرو شود که ۸ سال بعد یا حتی ۴ سال بعد ناکام از نیل به اهدافش قافیه را به هاشمی ها ببازد به هر رو شما ادامه مسیر دولت های انقلاب را پلکانی می دانید یا سینوسی؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحمدلله در انتخابات ۱۴۰۰ جهت گیری انقلاب به سوی اهداف خود برگشت. از آن جهت که شعارهای جناب آقای رئیسی از جنس شعارهایی نبود که غرب را برای ما برجسته می کردند. البته و صد البته کار، آسان نیست ولی هر قدمی که برداشته شود به سوی اهدافی است که شهدای عزیز ما در جهت تحقق آن بودند و این مربوط به شأن انقلاب است که بالاخره خود را می نمایاند. موفق باشید

31125

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد گرامی; یکی از همکاران ما مسیحی هستند که حدود ۳ سال است با ایشان آشنا شده ایم. ایشان گرایش زیادی به اسلام پیدا کرده اند ولی هنوز مسلمان نشده اند و بیشتر دنبال شناخت اسلام هستند. در ابتدا رفته بودند حوزه ولی به دلیل اینکه مسلمان نبودند ایشان را ثبت نام نکردند و به دلیل برخورد نا مناسب ی مقدار زده شدند. حدود یک سال قبل رفتند دانشگاه پیام نور و در یکی از رشته های علوم دینی اسلام مشغول تحصیل هستند ولی ظاهرا جذابیت لازم را برای ایشان نداشته. البته بنده برای ایشان توضیح دادم که نه حوزه و نه رشته های مرتبط مناسب حال ایشان نیست. به ذهنم خطور کرد که سیر مطالعاتی شما را به ایشان معرفی کنم. به نظر شما ایشان چه مسیری را طی کنند تا با مبانی اسلام به صورت کارکردی آشنا بشوند. ایشان خانم هستند و حتی تمایل شدیدی به بحث حجاب و چادر دارند.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: البته عنایت داشته باشید که اسلام، اصراری ندارد که اهل کتاب مسلمان شوند. بیشتر آن‌ها را تشویق به توحید می‌کند و طبیعی است که خودشان عمق توحید را در اسلام می‌یابند. آری! چه خوب است که برای فهم بیشتر اسلام به قرآن رجوع کنند و تفاسیری مثل تفسیر المیزان در فهم قرآن می‌تواند کمک‌کار آن‌ها باشد. موفق باشید

31084

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: میلاد حضرت رضا علیه السلام تبریک عرض می کنم. استاد در مباحث معاد بحثی در رابطه با تجرد روح داشتید که یک دلیل آوردید مبنی بر اینکه اگر روح از جنس ماده بود تغییر می کرد مثل جسم، پس چون تغییر نمی کند ثابت است و اشکالی در جلسه مطرح شده بود که اگر روح تغییر نمی کند پس چرا بعضی صفات خوب و بد را به خود می گیرد که شما در پاسخ فرموده بود که در عین ثبات تغییر صفات اخلاقی می کند، سوال این است که جسم هم به همین منوال است که وقتی فردی به سن پنجاه سالگی می رسد هنوز ته چهره ای از چهره ی بچگی اش در چهره اش است و در مزاج شناسی می گویند هر فردی یک مزاج جبلی دارد یعنی قالب جسم او موقع تولد بر یک مزاجی ریخته شده و تغییر هم نمی کند، و اشکالی دیگری هم است که اگر جسمیات تغییر پیدا کنند آیا منظور تغییر ماهیات است و اگر تغییر ماهیات باشد این جسم انسان باید تغییری دیگر کند و روح از آن مفارقت می کند چون تغییر ماهیت داده است، و اگر بگوییم که جسم هم با یک ثباتی که دارد تغیبراتی پیدا می کند آیا این استدلال حضرتعالی مبنی بر تجرد روح دچار اشکال نمی شود؟ و اگر تغییر ماهیات منظور باشد نظریه داروینیسم قوت پیدا نمی کند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث «تجرد نفس» را با وسعت زیاد در کتاب‌های «ده نکته در معرفت نفس» و «خویشتن پنهان» دنبال بفرمایید. در بحث «معاد» مبتنی بر آن مباحث که مخاطب در جریان آن بوده است، صحبت می‌شود. موفق باشید

30505
متن پرسش
با سلام خدمت استاد ارجمند: این حقیر به اتفاق خادمان قرارگاه مردمی شهید ردانی پور، قریب به یک هفته است که جهت خدمت رسانی وارد شهرستان سی‌سخت شده ایم. این شهرستان به دلیل موقعیت جغرافیایی خوب دارای جاذبه های توریستی و گردشگری می باشد و همین موضوع سبب شده که عده ای با نظر به توریستی بودن این شهر سطح تمکن مردم را در حد عالی تصور کرده و از امداد رسانی به اقشار با سطح تمکن پایین نیز امتناع ورزند. در صورتی که با تحقیق و بررسی متوجه شدیم زندگی و اشتغال همه ی سطوح زندگی در این شهرستان تحت تاثیر قرارگرفته است. لازم به ذکر است که قریب به ۱۰۰۰ واحد مسکونی بر اثر زلزله تخریب ۱۰۰ درصد و ۱۵۰۰ خانه نیاز به تعمیرات اساسی پیدا کرده اند. از محضر جنابعالی خواستارم نظر خود را در این زمینه مطرح بفرمایید. از لطف شما سپاس گذارم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در هر حال مصیبت سنگینی به هموطنان عزیز ما وارد شده و در کمک‌رسانی به آن‌ها هرگز نباید کوتاهی کرد. جناب حاج آقا لادانی نگران بودند که نسبت به این مردم کوتاهی شود. إن‌شاءالله هرکس هر اندازه از دستش برمی‌آید در این کار خیر که با ایثار خود وارد تاریخی می‌شود که شهدا در آن تاریخ ورود کرده‌اند، کوتاهی نکنند. موفق باشید  

30373

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
به نظر شما برای سنجیدن باورهای توحیدی از چه باورهایی می توان مؤلفه های اصلی را استخراج نمود؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: پس از کسب معارف لازم، از این‌که در روبه‌روشدن با حوادث، متوجه‌ی حضور خداوند در آن حوادث باشیم، بهترین راه نظر به توحید حضرت حق است. قرآن از این جهت نمونه‌ی خوبی می‌باشد. موفق باشید

29923
متن پرسش
سلام علیکم: شهادت صدیقه کبری (س) و سالگرد شهادت شهیدان مقاومت رو تسلیت عرض می‌کنم. امشب به بهانه سالگرد حاج قاسم مد نظرم آمد دلنوشته ای بنویسم و خدمت او، ارادت خودم رو ابراز کنم و تا حد ممکن از مکنونات قلبم و حسی که نسبت به تاریخی که او طلایه دارش بود بگم و متن زیر رو نوشتم که نمی‌دانم چه حد این حس من را به حادثه تاریخی عروج او توانسته نشان بدهد اما ان شاء الله که موثر باشد: یکسال از هجرت سرخ آن مرد که تجلی ربیون بود و «فما وهنوا لما اصابهم فی سبیل الله» وصفش بود می‌گذرد و امان از آن جمعه خونین. امان از بی قراری ما در مسیر وصال و انتظار یار که به سرخی خون روشن شد و قلوب را به خود آورد و متذکر عهد قدسی ساخت. و امان از آن جمعه خونین که مدام ندبه خوانان اما با شوری حماسی می‌خوانیدیم: «أَيْنَ قاصِمُ شَوْكَةِ الْمُعْتَدِينَ» این حال جمعه است که هر چه انسان راه قدس و افلاک را در پیش گیرد جمعه ها بیشتر خود را می یابد و اسرار عالم بر او هویدا می‌گردد چرا که جمعه روز به صحنه آمدن روح انسان و روح جهان یعنی آن موعود هماره قائم است و روز ارتباط غیب و شهودست و ما در فقدان آن سردار عزیز بیشتر این امر را در یافتیم. حاج قاسم و حاج ابومهدی و شهدای همراه شان، حجت هایی بودند که خداوند در دل عصر انقلاب اسلامی گشود تا بر ما هویدا کند این سنتش را و به ما بشناساند راز ملکوتی این نهضت را: «وَ إِذْ أَوْحَيْتُ إِلَى الْحَوارِيِّينَ أَنْ آمِنُوا بي‏ وَ بِرَسُولي‏ قالُوا آمَنَّا». آری! قاسم و ابومهدی همان اصحاب شمس تابان ولایت بودند که خداوند در فکرهایشان با آنان نجوا می‌کرد و تجلی می نمود و آنان نیز دریافتند رازی در عالم است و نفحاتی که باید خود را در معرض آن قرار داد. اما آن راز و نفحه چیست و چگونه بر آنان آشکار شد؟ اینجا کسی باید سخن بگوید و توصیف کند این امر را که خود تجلیات آن انوار الهی و نفحات قدسی را دیده و به صحنه آورده باشد و چه کس بهتر از آوینی که سیدالشهدای اهل قلم است توانست این اسرار و حکمت ها که هدف و گوهر حیات تمام شهیدان بود را برای ما توصیف و تبیین کند؟ آوینی می نوشت در عالم، رازی است که جز به بهای خون آشکار نگردد و حال شاید بتوان دریافت چرا این میزان حاج قاسم بی قرار بود و می‌نوشت «آه مرگ خونین من! زیبای من! کجایی؟ مشتاق دیدارتم.» ولی چرا این راز جز به بهای خون آشکار نمی‌شود و مگر این راز چقدر عظمت دارد که چنین طریق خونینی دارد؟ نقل است جمعی خدمت علامه طباطبایی (ره) می‌رسند و از ایشان می‌پرسند آن اسم اعظم بین اسماء الحسنی الهیه چیست و علامه می‌فرماید: «بهاء». چنانچه خداوند خون بهای حسین (ع) شد و او را ثارالله خطاب کرد و خداوند بهای هر انسانی است که به تعبیر حضرت روح الله (ره) آنچنان که در اسرار الصلوه نوشت، داغ و ذلت بندگی را بر ناصیه خود بنشاند و جز اراده الهی چیزی نخواهد و عبدی بی اراده مقابل اراده و سنن حق تعالی گردد آنگاه است که صاحب خانه اجازه تصرف به انسان می‌دهد و قلب و چشم و عقل او را قدسی و وارد به باطن و ریشه های عالم می‌کند. آری بحق که «العبودیه جوهره کنها الربوبیه» و اگر حاج قاسم مظهر عبودیتی که به ربوبیت رسیده، نبود، چگونه به احدی الحسنین رسید و هم با حیات و مجاهدتش حجابهای ولایت الهی که همان طواغیت و فرعون های عصر اند را مغلوب ساخت و جنگ های سی ساله شان را در طی سه سال به زمین زد و هم با شهادتش یوم الله پشت یوم الله دیگر خلق شد؟ اگر جز این نیست چرا او و همسنگرانش را گردان همیشه پیروز ثارالله می‌خوانند و مانند ستاره های درخشان بر آسمان دفاع مقدس می درخشند؟ او دریافت «زمین سراسر صحرای عرفات است که تو با خطاب اهبطوا بر این سیاره رنج فرود آمده ای» و با اخلاصش اثبات کرد «که نفس توجه به سوی جهتی خاص لازمه انصراف وجه از جهات دیگر است» و بحق او جز به وجه باقی حضرت حق به کدام وجه دیگر نظر و توجه داشت؟ الحق آن نمازها و قنوت هایش تجلی این بود که «نماز بلندترین فریادهاست و قامت ما به بلندای نمازست یعنی قدرت ما را باید در نمازمان جست». و عجیب است این سخنان از آوینی است که دو دهه پیش از سردار به مقتل عشق رفت و ولی سخنانش توصیف حال تمام شهدا ویژه خودش و حاج قاسم است. آری! راستی از همین رو بود که او گوش در عالم ملکوت داشت و دهان در عالم ملک و آنچه را از ملکوت باز می شنید باز گو می‌کرد و اگر این کشفی یقینی نبود چگونه سه بار قسم جلاله خورد که از مهمترین شئون عاقبت بخیری در ارتباط قلبی و عملی با ولی فقیه است و او را ستون خیمه ای می‌دانست که اگر آسیب ببیند، تمام حرم ها و حریم ها فرو می‌ریزد و اینجاست که هشداری قاطع در وصیت نامه اش می‌دهد که اگر عمل و سخن ما تضعیف گر ولایت فقیه باشد، مغضوب نبی اکرم (ص) و تمام شهدای این مسیریم. آری!جز آنکه متصل به ریشه های هستی است چنین حکمت های نغزی بر نمی آید... سردار قلوب ما، وارث شبها و روزهایی است که دوکوهه و اروند و هویزه، میزبان اصحاب خمینی بود و سجده های شبانگاهان آن عباد الله الصالحین، واسطه اتصال ارض و سماء می‌گشت و او اگر در کنار اروند در جمع دوستان رزمنده اش چنان اشک می‌ریخت و از خداوند طلب می‌کرد به ایمان قلب شهدا و اسلام ما، شهادت را روزی مان گرداند، سخن ها در دل داشت و مکاشفه ها بر او گشوده شد. و راستی دوکوهه همچنان قصد نداری با ما سخن بگویی و مهر سکوت از لب برگشایی و رازهای خلقت که به بهای خونهایی مثل سردار تا ابد سرافراز ما آشکار می‌گردند را بازگویی؟ مکنونات خود را بگو و با من سخن بگو دوکوهه... آن عزیزی که حجت انقلاب و انقلابیگری مان شد، تاریخی را یافت که شهادت پایانش نیست بلکه آغاز و تولدی دیگرست در جهانی فراتر از آنکه عقل زمینی به آن راه یابد و او نیز از همان بچه های قرن چهاردهمی بود که کره زمین سالهاست انتظار آنان را می‌کشد تا بر خاک این سیاره مبتلا، قدم نهاده و عصر جاهلیت و بی خبری ثانی را به پایان برسانند. و او بر ما این راز آشکار می‌کرد که بگذار دشمنان پر هیمنه دل به انواع توطئه هایشان دل خوش کنند و انسانهایی نیز به آیینه زنگار گرفته فطرت شان توجه نکنند؛ ما را چه باک که در پرتو الطاف توحیدی، مشق تمدن سازی می‌کنیم تا در رکاب آن امام منصور من اهل بیت محمد (ص) سرافراز گردیم. و چه کس را باور این بود که مستضعفان و ابوذرهای به ربذه تبعید شده تاریخ، قد علم کنند و ندای «تقوموا لله مثنی و فردی» سر دهند و انسداد تاریخی جاهلیت مدرن را بشکنند و موازنه جهانی را تغییر دهند و دهکده و فرهنگ واحد جهانی را با اختلال مواجه سازند. دنیا، وارونه است و متفرعنان و طواغیت و آنانکه عقل شان راهی به مراتب قدس ندارد، بر آن حاكمیت دارند، اما چه غم که صالحین و مستضعفین وارث زمین خواهند بود و طلیعه‌ آن از هم‌اكنون در انقلاب اسلامی ایران ظهور یافته است. هر چند غم خواریم و نگران و غصب ناک که در مهد انقلابی که سلیمانی پرورست، هنوز هستند آنان که در سیطره عهد طاغوت اند و سعی دارند با اتصال به مصادر و مناصب، روح عافیت طلب و قدرت طلب شان را خشنود سازند یا گشودگی و روشن بینی در راستای تداوم این نهضت ندارند یا حتی امور زمینی را منفک از امور قدسی و ملکوتی می‌دانند حال آنکه تاریخ آینده، تاریخ سلیمانی هاست؛ تاریخ آنان که اهل دسته بندیها و خطوط فرعی و غیر اصیل و شعارهای انحرافی و عقول غیر قدسی نیستند بلکه اهل خط امام (ره) اند نه یک کلمه بیشتر و نه کمتر. و حال خاتمه کلام درباره حاج قاسم این امت، باز هم از سید شهیدان اهل قلم باشد که نوشت: « هزارها سال از هبوط آدم بر سیاره‌ی زمین گذشته است و هنوز نبرد فی ما بین حق و باطل بر پهنه‌ خاك جریان دارد، اگرچه دیگر دیری است كه شب دیجور ظلم از نیمه گذشته است و فجر اول سر رسیده و صبح نزدیك است. این بندگان مخلص خدا طلیعه‌دار نورند و با دست آنان است كه صبح شكافته می‌شود و تاریخ به عاقبت كار خویش نزدیك می‌گردد."
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! با حاج قاسم معلوم شد مکتب حضرت امام «رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» چه توانایی‌هایی در خودْ نهفته دارد و در حقّانیت این مکتب همین بس که چنین افرادی را می‌تواند بپروراند که این‌چنین در تاریخ خود حاضر می‌شوند و متوجه‌ی افق‌هایی می‌گردند که به تمام معنا، معنای زندگی را و معنای حقیقت را می‌توانند درک کنند.

  این نکته‌ی بسیار مهمی است که وقتی انسان نداند آرمان‌ حقیقی‌اش چه باید باشد، سرگردان اهداف تهی می‌شود و عملاً خود را در امورِ پراکنده، پراکنده می‌کند و برای نجات از این پراکندگیِ شخصیت، حضرت احدیت جان و قلب انسان را به سوی خود جلب می‌کند، تا انسان از پراکندگی شخصیت نجات یابد و به خود آید. به خودآمدن، همان احیاء و زنده‌شدن قلب است. زیرا در آن صورت توجه جان انسان به حقیقتِ یگانه‌ی عالم می‌افتد و احساس زنده بودن قلب، در خود انسان پیش می‌آید و در این حال چشم انداز و میدان دید انسان تنها حقیفت خواهد شد و هرجا آن را بیابد می شناسد.

مهم آن‌جا است که هرکدام سعی کنیم تکلیف‌مان را نسبت به حقیقت بدانیم و دائم به این فکر باشیم که خودمان حجاب حقیقت نباشیم تا از تجلیات انوار الهی که ما را متوجه چشم اندازی می‌کند که در پیش روست، استفاده کنیم و افق عالم را صبح طلوع حقیقت در نظر بگیریم و هم‌اکنون از آن بهره‌مند شویم. در آن صورت خدا را در تاریخ‌های مختلف و در مناظر مختلف نظاره خواهیم کرد.

فهمِ شأن خدا در هستی به این معنا است که انسان به اقتضای ذاتش که وجودی است گشوده، می‌تواند تجلیّات انوار الهی را در خود احساس کند و با همه‌ی موجودات که بهره‌ای از وجود دارند رابطه برقرار کند و آن‌ها را بفهمد و نسبت به وجودِ آن‌ها فکر کند و با موجودات گفتگو نماید. در این حالت است که انسان می‌یابد چگونه تشییع‌کنندگانِ سردار، مظهر انوار الهی بودند.

ما انسان‌ها هر بار حینِ رو برو شدن با یک رخداد تاریخی و یا انسانی بزرگ، چیزی متفاوت را می فهمیم. تعدد دلالت‌ها هر بار یک تعدد تاریخی است. این تعدد از این‌جا ناشی می‌شود که هر بار به گونه‌ای متفاوت از سوی تجلیات الهی مورد خطاب قرار می‌گیریم و این است که باید بدانیم از حاج قاسم سخن‌گفتن تمام شدنی نیست. هرچند سخن بس بسیار است و هر اندازه از حاج قاسم سخن بگوییم، از خودِ گمگشته‌ی خود بیشتر سراغ گرفته‌ایم. موفق باشید

29611

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام استاد عزیز: مطلبی به ذهنم رسید گفتم با شما در میان بگذارم شاید به درد بخور باشه از طرفی به آدم مورد اعتماد دسترسی ندارم و نمیدونم به کی باید گفت بهتر دیدم با شما در میان بگذارم استاد عزیز بنده را عفو بفرمایید و صحبتم را پای احساس وظیفه بگذارید. استاد عزیز به نظرم بحث زن در سیره شهدا حالا حول این موضوع خیلی حرف هست که نمیدونم میشه و کی باید باهاتون در میان گذاشت فقط گمان می‌کنم سیره بعضی شهدا نسبت به زن با توجه به اینکه همیشه می‌فرمایید ما افق دیدمان را گسترده کنیم گاها خیلی بلند بوده کاش می شد بیشتر مطلب رو بازکنم ولی شاید این موضوع در کل بنیاد باید روش بیشتر کارشه گرچه موضوعاتی هست ولی سیره «سیره» شهدا در ارتباط با زن اعم از مادر، خواهر، همسر و... استاد طرح های دیگر هست ولی متاسفانه ایمیلم درست کار نمی کنه بتونم درست مکاتبه کنم ممنون استاد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: جهانی که با انقلاب اسلامی در مقابل انسان‌های این دوران گشوده شد، را شهدا با بصیرت خود به خوبی یافتند و خواستند خود را که وارد آن جهان می‌شوند، خانواده‌ی آن‌ها نیز در همان فضا زندگی را ادامه دهند که جهانی است غیر قابل توصیف. بعضی از خانواده‌های شهدا تا حدّ خوبی وارد آن جهان شدند و بعضی هم کم و بیش. موفق باشید

29607

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام و احترام خدمت استاد عزیزم: بنده از دوران کودکی علاقه زیادی به نویسندگی داشته ام و خب فکر می‌کنم تا اندازه ای طبع آن را نیز دارم. چند وقتی است به این فکر می‌کنم که نوجوانان و جوانان ما با دیدن فیلم ها و انیمیشن ها و آثار غربی در حال ورود به عالَم غرب هستند و این استمرار پیدا می‌کند و ما نیز اصلا تغذیه مناسبی برای نسل جدید نداریم و ارائه نمی‌دهیم. البته کارهایی شده است، یا از لحاظ کیفی به درجه مطلوب نمی‌رسند و یا صرفا محتوای ظاهری اسلامی دارند و نه باطنی. اینجانب به این فکر می‌کنم که آیا بنده صلاحیت نوشتن فیلم نامه ی انیمیشن را دارم یا خیر؟ از کجا باید بدانم که ایده را حیف نمی‌کنم؟ آیا برای این‌کار باید درجات معرفت و عرفانی بالایی داشته باشم تا دست به قلم ببرم؟ دوستم که مباحث معرفت نفس را پیگیر است می‌گوید اگر وارد عالم نویسندگیِ فیلم نامه ای شوی، وارد عالم خیال شده ای و ممکن است قوه ی استدلالت ضعیف شود و به من توصیه می‌کند که رها کنم و به بقیه بسپارم. اما بنده درد این کار دارم. فکر ها و ایده های نابی (به دید خودم) به ذهنم خطور میکنه و بعضی وقت ها ایده را در حد یکی دو خط می‌نویسم تا فراموش نکنم. البته این ایده ها فقط در حوزه نویسندگی نیست بلکه بنده فکر می‌کنم که باید در هرجایی که کم گذاشته شده که می‌توانم و کار فکری و خلاق می‌طلبد می‌توانم ورود کنم. (منظورم ورود موثر است و نه هر کاری - نمی‌دانم منظور را رساندم یا نه) بنده مباحث انسان شناسی و مدرنیته را دنبال کردم و ادامه دارد. الحمدلله حال دلم خوب است ولی نمی‌دانم چه کنم. دلم برای جوانانی که از این معارف دورند می‌شکند. لطفا مرحمت کنید و به بنده بفرمایید این کار را انجام دهم یا خیر و چرا؟ خداوند شما رو برای ما حفظ کنه ان شاءالله و از اینکه وقت گذاشتید و خواندید سپاسگزارم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: جمع هر دو خوب است. هم با مباحث «انسان‌شناسی» و تدبّر در قرآن و هم با به میدان‌آرودنِ خیال، وجوه ملکوتی انسان قوت می‌گیرد. مگر به ما خبر نداده‌اند: «آن خیالاتی که دام اولیاست / عکس مه رویان بستان خداست». موفق باشید

29350
متن پرسش
سلام استاد: وقت بخیر؟ ۱. چطوری همه حجاب ها رو تو همین دنیا برطرف کنیم بین خود و خداوند؟ ۲. بعد از این که حجاب ها برطرف شد آیا باز هم جای پیشرفت به درگاه الهی هست و معارف بیشتر و یا اینکه نهایت مرتبه میشه بعد از رد کردن حجاب ها؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. هر اندازه عبودیت الهی را به جای خودنمایی و خودبینی قرار دهیم، از حجاب‌ها عبور خواهیم کرد. ۲. آری! به گفته‌ی جناب مولوی: « بی نهایت حضرتست این بارگاه ** صدر را بگذار صدر تست راه». هر اندازه جلو رویم، با باغ و بستانی گشاده‌تر روبه‌رو می‌شویم. موفق باشید

29110

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد محترم: استاد من هنوز مفهوم لقای الهی را متوجه نشدم. فقط دیدم وقتی صحبت از بهشت ذات می شود به لقای الهی اشاره می شود. در فایل سخنرانی ماه رجب شما هم اینطور فرمودیدکه از دل مراقبه شهود پیش، می آید و حضرت ذات را در همه جا می یابد. آیا این شهود همان لقای الهی است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چرا که نه. خبری است که بقیه‌ی آن را انسان در سیر و سلوک می‌یابد. در شرح فصّ «شیثی» عرایضی در این مورد شده است. موفق باشید

29015

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: استاد من چند ساله دوست دارم نماز شب بخونم ولی انقدر برام سنگینه که تا حالا نتونستم بخونم. فقط امسال رهبر یه حدیثی خوندن و من بعد اون حدیث تونستم نافله صبح رو قبل نماز صبح بخونم. استاد من چیکار کنم برا این مساله خیلی ناراحتم. یه موردی کاش سوالای کلیدی در مورد موضوعات رو یجوری قابل دسترس تر میکردین تو سایت. بعضی کلید واژه ها بیست صفحه براش میاد بالا خیلی سخته همه رو بخوایم بخونیم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. «آنقدر ای دل که توانی بکوش» ولی إن‌شاءالله با ارادت به شهدا بهره‌ی لازم را می‌برید. ۲. موضوع با مسئول محترم سایت در میان گذاشته می‌شود تا هر طور صلاح می‌دانند بررسی کنند. موفق باشید

28905
متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرامی: آیا زمانی‌که شخص تصادف می‌کند یک لحظه توجه روح از بدن انقطاع پیدا می‌کند؟ من در دو تصادفی که شاهد بودم، یکی منجر به مرگ که انگار مانند عروسک شخص از ماشین بیرون افتاد و بعد از اصابت به درخت فوت کرد و یکی دیگه، دقیقا زمانی که از موتور افتاد و سرش به سپر ماشین خورد انگار روح یک آن جدا شد و برگشت. ممنونم
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: از نظر ظاهری آری، ولی انقطاعِ تعلق روح از بدن کمی طول می‌کشد که حتی طرف متوجه شود مرده است. موفق باشید

28881

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: استاد من با اینکه مباحث عمیق معرفتی رو مطالعه کردم و حدودا یک سال و نیم هست که درگیر کتاب مصباح الهدایه و رساله الولایه هم هستم، ولی انگار این مباحث به جان من ننشسته. استاد من با اینکه متاهل هستم ولی شدیدا حس بی کسی و بی هویتی دارم. الان ۲۸ سالمه ولی فقط درس خوندم تا الان و هیچ کس نیستم.
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: پیشنهاد می‌کنم سری به شرح غزل 88 حافظ که روی سایت هست بزنید. موفق باشید

28197

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: ۱. بابت توجه و نگاهتان در مورد سوال ۲۷۷۹۰ تشکر می کنم از همان شب گشایش هایی پیش آمد که مدت ها منتظرش بودم ان شاءالله که قدردان باشیم. ۲. مدت ها این سوال برایم مطرح بود که چرا اغلب مسولین جمهوری اسلامی در نظرها متنفر می شوند اما یکی مثل حاج قاسم شهید این جور دلها رو فتح کرد و محبوب دلها شد که الحمد الله بعد از مطالعه کتاب بصیرت حضرت زهرا سلام الله علیها به جوابم رسیدم و آن میزان تبعیت از ولی فقیه بود. شخصی مثل حسن روحانی که الحق و الانصاف کارش خوب نبود، جایگاه مسولیت در جمهوری اسلامی مخصوصا ریاست جمهوری جایگاه خطیر و مقدسیست که جز با دستور و الهام الهی نباید به آن نزدیک شد. ۳. متاسفانه جایگاه ولایت فقیه در جمهوری اسلامی دارای اختیارات محدودی است که باید اختیاراتش بسیار بیشتر از این بوده باشد. ۴. باید شب و روز به خاطر مظلومیت مولایمان امام علی علیه السلام که مظلومیت بشیرت است تا روز قیامت همراه با سر چشمه اشک حضرت زهرا سلام الله علیها گریه کرد. این طالب بدم المقتوله باالمدینه.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحمدالله با روشی که رهبر انقلاب به نور حضرت مهدی علیه السلام آری به نور حضرت مهدی پیشه کرده‌اند، از بسیاری از غرب زدگی‌ها آزاد می‌شویم. موفق باشید

 

27652

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: درباره بحث انحطاط و تعالی تمدن ها و جوامع بر پایه قرآن و مبنای قرآن پایه، حضرتعالی کتاب یا مقاله خاصی را پیشنهاد می‌کنید یا از خود حضرتعالی در این باب مطلب و مبحثی هست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر می‌کنم کتاب «تمدن‌زایی شیعه» و کتاب «امام خميني «رضوان‌اللّه‌تعالي‌عليه» و سلوک در تقدير توحيدي زمانه» افقی را در این رابطه به میان می‌آورد. موفق باشید

27463
متن پرسش
سلام علیکم: با توجه به اینکه در قرآن و معارف اسلامی داریم که هر فردی شاکله و ظرفیت متفاوت و خاصه وجودی خود را دارد و البته مع الاسف ساختار تربیتی و متولیان آموزش ما با الگویی دارای پاردواکس و البته غربزده، مشغول تداوم نظام آموزشی و تربیتی هستند که می خواهد از طرفی انسان های مومن و متشرع تربیت کند و از طرفی برای دولت شهرها و ساختار اداری زندگی مدرن بتوانند سازماندهی شوند و الگویی هم که دنبال می شود، الگویی است که بدون توجه به ظرفیت ها و قوت متعالی و حس حضور جهانی بشر امروز، با الگوهای مشابه و مکانیزم همسان و همانند سازی پیش می رود، چه رویکردی رو پیشنهاد می فرمایید ویژه در مباحث معرفت نفس و سلوک دینی دنبال بکنیم که بتونیم خودمون رو از تربیت برای ساختار دولت شهرهای مدرن آزاد کنیم و به وسعت ابدیت مون خود رو حاضر ببینیم و به شاکله خاص و ظرف وجودی ویژه خودمان توجه بکنیم در مسیر تربیت؟ اگر در قالب پرسش و پاسخ امکان تبیین و اشاره نیست لطفا منبعی معرفی فرموده یا اگر صلاح می دانید از طریق پیامرسان ایتا مطالبی را ارسال فرمایید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین خودآگاهی کافی است. مانند شهید بزرگوار جناب آقا مرتضی آوینی. او با خودآگاهی نسبت به آن‌چه شما نیز فرمودید متوجه‌ی راهی شد که بیرون از راه دنیای مدرن، توسط انقلاب اسلامی برای بشر گشوده شد. لذا با توجه به همین خودآگاهی «تو پای به راه در نِه و هیچ مپرس/ خودْ راه بگویدت که چون باید کرد». موفق باشید

25950

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و عرض ادب: استاد عزیز در کتاب سه دقیقه در قیامت نوشته است که ایشان وقتی مردند باطن افراد و نیات و افکارشان را می دیدند، اینکه با ستاریت خداوند منافات دارد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در آن حدّ که حضرت ربّ العالمین به انسان اذن داده باشد، می‌تواند اسرار بقیه را بداند. ولی بعضی موارد هست که خداوند حتی از نظر فرشتگان نیز اسرارِ بنده‌اش را پنهان نگه می‌دارد. موفق باشید

25446

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد جان: چیکار کنیم که بوی امام زمان بگیریم؟ اون عشقی که امام به موجودات دارن چجوری ذره ایش در وجود ما میتونه به دست بیاد و ما هم دلسوز بندگان بشیم؟
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: با رعایت احکام الهی و به‌دست‌آوردن معارف ربّانی به امامی که در اوج معارف و رعایت شریعت است می‌توان نزدیک شد و احساس حضور آن حضرت را در خود یافت. موفق باشید

25145

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام خدمت جنابعالی: استاد اگر ما طریق بودا را با طریق معرفت نفس در عرفان اسلامی مقایسه کنیم شباهت زیادی در روش و غایت هست و تفاوت جدی در این است که عرفان اسلامی خدا محور است ولی راه بودا خیر. منتهی سوالی که مطرح است این است اگر بشود بدون اعتقاد به خدا به نیروانا و فنا رسید پس چه نیازی به خدا در سلوک هست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده هم بودا را مطالعه کرده‌ام و استفاده برده‌ام. اتفاقاً آن‌چه او با توجه به گستردگیِ نفس انسان می‌یابد، را اگر با آن‌چه با حضور در گستردگیِ حضرت حق بیابیم، معلوم می‌شود که راه جناب بودا، راهِ ناقصی است و یا بگو کامل نیست. موفق باشید

25100

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد محترم: نزدیک سه سال است که خداوند عشق مجازی برایم قراد داده است و من تلاش می کنم از آن به عشق خداوندی سیر کنم ولی هنوز به عشق خداوندی نرسیدم. عشقی که خیال مرا در وحدت یاد او قرار دهد و عشقی که مرا به سوی مناجات و بیداری بکشاند و به همه ناخالصی هایم آتش بزند. نمی دانم تا کی منتظر بمانم؟ آیا در تجرد روح است که این عشق حقیقی تجربه می شود؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به رحمت واسعه‌ی الهی فکر کن. « سوی دریا عزم کن زین آب‌گیر /    بحر جو، و ترکِ این مرداب گیر». موفق باشید

نمایش چاپی