با سلام و آرزوی قبولی طاعات و عبادات: جناب استاد برای دانشجوی تازهواردی که به طور جدی دغدغهمند ظهور است و قصد دارد در این راستا و علیالخصوص در جهت اجرای فرامین رهبری مانند جهاد تبیین عمل کند، عضویت در کدام یک از تشکلهای دانشجویی مفیدتر و موثرتر بوده و و او را به سرمنزل مقصود خواهد رساند: بسیج دانشجویی / جامعه اسلامی دانشجویان / انجمن اسلامی دانشجویان؟ و آیا اصلا عضویت در این تشکلها را برای رسیدن به این هدف توصیه میفرمایید یا خیر؟ این را هم عرض کنم که بنده در حال حاضر سیر مطالعاتی آثار شهید مطهری را پیش میبرم و به توصیه شما انشاءالله پس از آن مطالعه المیزان را شروع خواهم نمود. اگر عضویت در این تشکلها از نظر جنابعالی مفید است، لطفا بفرمایید که آیا لازم است این دو سیر را، لااقل تا حدود زیادی، تمام کنم و بعد اقدام به عضویت و فعالیت کنم یا بهتر است از هماکنون اقدام کنم؟ با سپاس فراوان.
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. در اینکه بتوانید در جمع دوستان ولایی حاضر شوید، خود به خود موجب نوعی بسط شخصیتتان میشود و البته با همان عزم مطالعاتی که در نظر گرفتهاید. ۲. تا آنجا که بنده در جریان هستم بسیج دانشجویی و جامعه اسلامی هر دو حضورشان را ذیل ولایت تعریف کردهاند. موفق باشید
سلام: واجب الوجود چرا نتواند امتداد فضا یا حتی ماده قدیم باشد؟ قانون پایستگی ماده وانرژی مگر ماده و انرژی را قدیم نمیداند؟ قانون فیزیکی که به ریاضیات منتهی میشود قطعا از مطالب الهیاتی و علوم انسانی قطعیتر است (البته برخی دینها ماده را قدیم دانسته سخن از صانع گفته اند)
باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی متوجه باشیم «واجبالوجود» عین وجود است، او با هویت عین وجودی خود در همهجا حاضر است. امری که جناب صدرالمتألّهین در «برهان صدیقین» بدان توجه میدهد. موفق باشید
با سلام و خسته نباشيد سوالي در مورد امر ازدواج براي اينجانب پيش آمده و آن اينكه گاهي خواستگاري كه پيش مي آيد ايمان و اخلاق را داراست ولي به دلايلي از جمله ظاهر فرد، شغل فرد و گاهي حتي به دليلي كه بر خود شخص هم دقيقا معلوم نيست، فرد هيچگونه تمايلي براي ادامه در خود نمي يابد، به گونه اي كه حتي اصرار اطرافيان براي ادامه منجر به آشفتگي و به هم ريختگي مي شود. سوال بنده اين است كه اين بي تمايلي نشأت گرفته از قلب است يا وهم؟ آيا بايد بر آن صحه گذاشت، يا با هر فشاري كه شده به دليل وجود ملاك هاي اصيل مانند اخلاق و ايمان خود را به پاسخ مثبت وادار كرد؟ سوال دوم اينكه اساسا مجال دادن به وهم در امر ازدواج تا چه اندازه لازم و تا چه اندازه خطرناك است؟ متشكرم
باسمه تعالی: سلام علیکم: بالاخره باید در برخورد اولیه، انسان از طرف یا خوشش بیاید و یا لااقل احساس کند میتواند با آن مأنوس باشد. ولی در مورد مسائل بعدی، همینکه احساس شود میتواند زندگی سادهای را برای شما فراهم کند کافی است. موفق باشید
سلام علیکم استاد: خدا به شما خیر بدهد ان شاءلله، راجع به کارهایی که برای کاهش عوارض واکسن توسط کارشناسان طب سنتی همچون حکیم خیراندیش مبنی بر انجام حجامت تا ۷۲ ساعت پس از زدن واکسن توصیه میشود، نظرتان چیست؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر میآید توصیه خوبی باشد. موفق باشید
با سلام خدمت استاد گرامی: استاد جان دیدن فیلم های سکسی و پورن به قصد سرگرمی جایز است؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: مسلّماً حرام است. زیرا روح و روان و قلب انسان را تماماً آلوده و فاسد میکند و امکان اُنس با انوار الهی را از انسان میگیرد. این جریان، یکی از خطرناکترین جریانهایی است که شیطان برای بشر آخرالزمان به میان آورده است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال ما وظیفهای از این جهت نسبت به آنها نداریم. آری! احترام آنها بر ما واجب است و اگر نیاز مادی داشته باشند و ما توان مالی داشته باشیم باید برآورده کنیم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: مسئله، مسئله مهمی است. در کتاب «انقلاب اسلامی؛ طلوع جهانی بین دو جهان» به نگاه هگل نسبت به بشر جدید و جامعه جدید پرداخته شده، بخصوص که او جامعه جدید و بشر جدید را امری تاریخی میداند و سعی میکند در چنین تاریخی خود را حاضر نماید و بدان فکر کند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همهی معارف انبیاء مبتنی بر توحید است و تفاوت در عمق بیشتر توحیدی است که در اسلام ملاحظه میفرمایید. مثل توحید سورهی «قل هو الله احد» که چگونه او در عین آنکه «احد» است و همهی هستیِ بیکرانه را شامل میباشد، «صمد» است و باید به سوی او رفت. که بحث مهمی است. و جمع آن، نگاه توحیدیِ خاصی را میطلبد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: پس از کسب معارف لازم، از اینکه در روبهروشدن با حوادث، متوجهی حضور خداوند در آن حوادث باشیم، بهترین راه نظر به توحید حضرت حق است. قرآن از این جهت نمونهی خوبی میباشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! با حاج قاسم معلوم شد مکتب حضرت امام «رضواناللهتعالیعلیه» چه تواناییهایی در خودْ نهفته دارد و در حقّانیت این مکتب همین بس که چنین افرادی را میتواند بپروراند که اینچنین در تاریخ خود حاضر میشوند و متوجهی افقهایی میگردند که به تمام معنا، معنای زندگی را و معنای حقیقت را میتوانند درک کنند.
این نکتهی بسیار مهمی است که وقتی انسان نداند آرمان حقیقیاش چه باید باشد، سرگردان اهداف تهی میشود و عملاً خود را در امورِ پراکنده، پراکنده میکند و برای نجات از این پراکندگیِ شخصیت، حضرت احدیت جان و قلب انسان را به سوی خود جلب میکند، تا انسان از پراکندگی شخصیت نجات یابد و به خود آید. به خودآمدن، همان احیاء و زندهشدن قلب است. زیرا در آن صورت توجه جان انسان به حقیقتِ یگانهی عالم میافتد و احساس زنده بودن قلب، در خود انسان پیش میآید و در این حال چشم انداز و میدان دید انسان تنها حقیفت خواهد شد و هرجا آن را بیابد می شناسد.
مهم آنجا است که هرکدام سعی کنیم تکلیفمان را نسبت به حقیقت بدانیم و دائم به این فکر باشیم که خودمان حجاب حقیقت نباشیم تا از تجلیات انوار الهی که ما را متوجه چشم اندازی میکند که در پیش روست، استفاده کنیم و افق عالم را صبح طلوع حقیقت در نظر بگیریم و هماکنون از آن بهرهمند شویم. در آن صورت خدا را در تاریخهای مختلف و در مناظر مختلف نظاره خواهیم کرد.
فهمِ شأن خدا در هستی به این معنا است که انسان به اقتضای ذاتش که وجودی است گشوده، میتواند تجلیّات انوار الهی را در خود احساس کند و با همهی موجودات که بهرهای از وجود دارند رابطه برقرار کند و آنها را بفهمد و نسبت به وجودِ آنها فکر کند و با موجودات گفتگو نماید. در این حالت است که انسان مییابد چگونه تشییعکنندگانِ سردار، مظهر انوار الهی بودند.
ما انسانها هر بار حینِ رو برو شدن با یک رخداد تاریخی و یا انسانی بزرگ، چیزی متفاوت را می فهمیم. تعدد دلالتها هر بار یک تعدد تاریخی است. این تعدد از اینجا ناشی میشود که هر بار به گونهای متفاوت از سوی تجلیات الهی مورد خطاب قرار میگیریم و این است که باید بدانیم از حاج قاسم سخنگفتن تمام شدنی نیست. هرچند سخن بس بسیار است و هر اندازه از حاج قاسم سخن بگوییم، از خودِ گمگشتهی خود بیشتر سراغ گرفتهایم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. در این مورد حضور ذهن ندارم ۲. اساساً چنین ورودهایی به موضوعات دینی نداشتهام. به نظر بنده اگر خودتان تفسیر المیزان را با حوصله مطالعه کنید، جواب سؤالاتتان را مییابید. ولی روش تطبیقی آن موضوعات، کار امثال بنده نیست و ورودی نداشتهام. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: از صحبتهای جناب علامهی جعفری اینطور فهمیدم که حضرت علامهی طباطبایی زیراندازی در محلِ بیرونیِ منزل جهت مهمانشان نداشتهاند که علامه جعفری را به داخل منزل دعوت کنند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. هر اندازه عبودیت الهی را به جای خودنمایی و خودبینی قرار دهیم، از حجابها عبور خواهیم کرد. ۲. آری! به گفتهی جناب مولوی: « بی نهایت حضرتست این بارگاه ** صدر را بگذار صدر تست راه». هر اندازه جلو رویم، با باغ و بستانی گشادهتر روبهرو میشویم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. شاید بتوان روی این نکته فکر کرد که حضرت در آن فضای تاریخی به نحوی خواستهاند بفرمایند من بیمارم؛ به این معنا که دست و دلم به سوی تفریحی که شما برای خود شکل دادهاید و میخواهید از شهر خارج شوید، نمیرود. به همان شکلی که ما در صحبتهای خود میگوییم «حال ندارم»، یعنی حال آن کار را ندارم. ۲. نسبیبودن اخلاقی به این معنا که حقیقتی وجود ندارد؛ سخنی است که عقلاً باطل است به اعتبار آنکه وجودِ مطلق، کمال مطلق است. ولی نسبیبودن اخلاق به آن معنا که حقیقت مناسب شرایط متفاوت ظهورات متفاوت دارد، حرف غلطی نیست. مثل تشکیک وجود، که در شرایط مختلف ظهورات مختلف دارد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به لطف الهی بعد از سورهی روم، سورهی آل عمران. البته اگر با دنبالکردن شرح صوتی آن سورهها کا را جلو ببرید، إنشاءالله نتایج خوبی خواهید گرفت. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همهی بحث در نحوهی برخورد با این افراد میباشد که تلاش کنیم تا فرهنگی را که منجر به صحنهآوردنِ این شخصیتها میشود؛ بشناسیم. به این فکر کنید که وقتی به جای نظر به حقیقت، شریعت الهی در محدودهی تکالیف سطحی و ظاهری عدول کند، حاصلِ آن این نوع افراد خواهند بود که هیچ مسئولیتی نسبت به جامعه خود احساس نمیکنند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: متأسفانه در چنین شرایطی نیستم که مستقیماً بتوانم در خدمت عزیزان باشم. فکر میکنم اگر ابتدا به جزوهی «روش سلوکی آیت اللّه بهجت» و سپس به کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» که هر دو بر روی سایت هست، سری بزنید راههایی در مقابلتان گشوده خواهد شد إنشاءاللّه. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر نمیکنم چیز خلاف شرعی باشد. حتی ممکن است آن نوع تمرکزی که در یوگا واقع میشود، در احساسِ سعهی بودنِ ما در هستی کمک کند به شرطی که متوجهی آموزههای اصالت وجود باشیم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همیشه کار اولیای الهی چنین است که میدانند در هر حرکتی در نظام احسن الهی برای مؤمنین، مصیبتی نهفته است و لذا در بلا هم الطاف او را میچشند، حتی به نظر میآید در جریان کروناویروس در نسبت با ایران، چنین مصلحتِ نهفتهای در میان است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: إنشاءاللّه کتابهای «جوان و انتخاب بزرگ» و «چه نیازی به نبی؟» کمک میکند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: نمیدانم. بد نیست در این مورد کتاب «معاد» که بر روی سایت هست را مطالعه فرمایید. موفق باشید
سلام: تفسیر قرآن را از چه سوره ای و چگونه آغاز کنم؟ از اول قرآن آغاز کنم؟ سیر مطالعاتی تفسیر قرآن چگونه باشه؟ سوال دوم: فلسفه اسلامی را تا چه سقفی و کتابی کار کنم؟ نیاز به خواندن اسفار هست؟ آیا خواندن فلسفه غرب سودمند است؟ سوال سوم: من نمی تونم به والدینم احترام بگذارم چون پدرم بد دهن است و مادرم تنبل و... و در پیشینه کودکیم بزرگ ترهای دیگه چون به والدینشان بی احترامی می کردن منم یاد گرفتم یعنی در ناخودآگاهم ثبت شده و...حالا باید چه کار کنم؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- به نظر میآید از ابتدای قرآن همراه با تفسیر «المیزان» شروع بفرمایید و در ابتدای کار نیز سری به جزوه «جایگاه تفسیر المیزان و روش استفاده از آن» بزنید https://lobolmizan.ir/search?search=%D8%A7%D9%84%D9%85%DB%8C%D8%B2%D8%A7%D9%86&tab=posts&inner_tab=leaflet
۲. حدّاقل برای ابتدای کار در رابطه با فلسفه اسلامی، مباحث «معرفت نفس» و «برهان صدیقین» و «حرکت جوهری» که هر سه روی سایت هست، لازم است. ۳. به هر حال وظیفه ما هست که در هر صورت ادب را نگه داریم. موفق باشید
با سلام خدمت استاد عزیز: ۱. در مورد شرایطی که مسلم به کوفه رفت, در کتاب دکتر شهیدی بیان شده است که مسلم فردی با ایمان و پاکدلی بوده و گویا شناخت سیاسی کاملی نداشته و شناخت کاملی از چند رنگی مردم کوفه در زمان تصمیم گیری نداشته حالا سوال اینجاست که چرا امام حسین برای ارزیابی این مردم باید همچین فردی رو به سوی کوفه بفرستن؟ ۲. گفته شده وقتی حر جلوی امام رو میگیره امام حسین میگن خب بذار ما برمیگردیم (مثه اینکه به یمن میخواستن برگردن) آیا همچین نقلی درسته؟ و آیا اگر هم درسته چرا امام همچین صحبتی کردن؟ مگه نه اینکه امام برای قیام اومده بودن؟ ۲. اینکه مسلم در خانه ی شریک میتوانست عبید الله را بکشد و نکشت, آیا کار درستی بود؟ مسلم میگوید چون یاد روایت پیامبر افتادم که مرد با ایمان کسی را به ترور نمیکشد آیا این صحبت برداشت سطحی از دین و عدم شناخت صحیح از دشمن نیست؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث در این مورد بسیار مفصل است بخصوص که جریان اُموی در لکهدارکردنِ شخصیت جناب مسلمبنعقیل بی تأثیر نبوده. به هیچ وجه نمیتوان گفت معرفت جناب مسلم نسبت به کوفه ناقص است، زیرا که کوفه ابعاد گوناگونی داشته و امکان قیام در مقابل جریان شام در او همواره فعّال بوده، هر چند عبیدالله از ضعف کوفیان توانست استفاده کند. جناب آقای دکتر محمد حسین رجبی دوانی در رابطه با شخصیت مسلم بن عقیل نکات خوبی را مطرح کردهاند. https://t.me/rajabidavani 2- در این مورد نکات نسبتاً مفصلی در کتاب «کربلا؛ مبارزه با پوچیها» شده است که خوب است به آن کتاب رجوع شود. ۳. شواهدی در میان است که اتفاقاً جناب مسلم بن عقیل نباید عبیدالله را در خانه شریک میکشت زیرا متوجه شده بودند که خانوداه شریک نگران هستند که متهم شوند شریک در خانه خود مهمان خود را به قتل رسانده است. در این مورد نیز استاد رجبی دوانی نکات قابل ملاحظهای را مطرح کردند. موفق باشید
با سلام: چگونه از منظر نظریه حقیقت و رقیقت میتوان آیاتی که در آن از رویت و لقای خداوند صحبت شده استفاده کرد؟ چنانچه در کتاب یا جلسه ای مفصل در مورد آن فرمایش مفصل داشته اید خوشحال میشوم آدرس آن مفصل را در کنار جواب مجمل همین مجال داشته باشم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: موضوع را میتوانید در مباحث «اصالت وجود» و تشکیکیبودن آن دنبال بفرمایید از آن جهت که «وجود» به عنوان حقیقیترین حقایق، دارای شدت و ضعف است. پیشنهاد میشود سری به کتاب «از برهان تا عرفان» در قسمت «برهان صدیقین» بزنید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: معاد جسمانی، حامل معارفی بس بلند است متذکر از آنکه هر عقیده و عملی، جسم خود و جسم عالَم را از جنس نور و نورانیت قرار میدهد وقتی نگاه توحیدی و عمل، الهی باشد و این در مقابل برداشتهایی است که انسان تصور کند موضوعات قیامتی صرفاً انتزاعی است. در واقع معاد جسمانی خبر از بودنی توحیدی برای انسانها دارد و نه باورهای توحیدی. موفق باشید
