سلام: دوستی از من پرسیده از نظر معرفتی و بر اساس شناختی که از ساختار وجود انسان دارید، احساس ممتد، شدید و غیرمغلوب ِ پوچی به طور ملموس و مشخص از چه چیزی ناشی می شود؟ آیا در برزخ هم احساس پوچی وجود دارد؟ می پرسند احساس برزخی ِ عمیق و ممتد و وحشتناکِ پوچی در یک فردِ واقعا آگاه و مومن به حقیقت، ناشی از چیست و چگونه می توان به طور دایمی یا موقتی، قلب و وجود را از این احساس عجیب و شدید و غریب رهانید یا بار آن را از روی دوش انسانی که کمرش از این احساس خمیده شده و سالهاست خواب و خوراک را از او سلب کرده، سبک کرد؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: انسان به اندازهای که از طریق سلوک ذیل ارادهی الهی قرار گیرد، شور ایمان به سراغ او میآید و حاج قاسم سلیمانی نمودی از این نحوه شور ایمان را برای ما گشود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: رویهمرفته میتوان آن را پذیرفت ولی کلی نیست. مطالعهی کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» میتواند در این مورد فکری را با شمادر میان بگذارد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! با حاج قاسم معلوم شد مکتب حضرت امام «رضواناللهتعالیعلیه» چه تواناییهایی در خودْ نهفته دارد و در حقّانیت این مکتب همین بس که چنین افرادی را میتواند بپروراند که اینچنین در تاریخ خود حاضر میشوند و متوجهی افقهایی میگردند که به تمام معنا، معنای زندگی را و معنای حقیقت را میتوانند درک کنند.
این نکتهی بسیار مهمی است که وقتی انسان نداند آرمان حقیقیاش چه باید باشد، سرگردان اهداف تهی میشود و عملاً خود را در امورِ پراکنده، پراکنده میکند و برای نجات از این پراکندگیِ شخصیت، حضرت احدیت جان و قلب انسان را به سوی خود جلب میکند، تا انسان از پراکندگی شخصیت نجات یابد و به خود آید. به خودآمدن، همان احیاء و زندهشدن قلب است. زیرا در آن صورت توجه جان انسان به حقیقتِ یگانهی عالم میافتد و احساس زنده بودن قلب، در خود انسان پیش میآید و در این حال چشم انداز و میدان دید انسان تنها حقیفت خواهد شد و هرجا آن را بیابد می شناسد.
مهم آنجا است که هرکدام سعی کنیم تکلیفمان را نسبت به حقیقت بدانیم و دائم به این فکر باشیم که خودمان حجاب حقیقت نباشیم تا از تجلیات انوار الهی که ما را متوجه چشم اندازی میکند که در پیش روست، استفاده کنیم و افق عالم را صبح طلوع حقیقت در نظر بگیریم و هماکنون از آن بهرهمند شویم. در آن صورت خدا را در تاریخهای مختلف و در مناظر مختلف نظاره خواهیم کرد.
فهمِ شأن خدا در هستی به این معنا است که انسان به اقتضای ذاتش که وجودی است گشوده، میتواند تجلیّات انوار الهی را در خود احساس کند و با همهی موجودات که بهرهای از وجود دارند رابطه برقرار کند و آنها را بفهمد و نسبت به وجودِ آنها فکر کند و با موجودات گفتگو نماید. در این حالت است که انسان مییابد چگونه تشییعکنندگانِ سردار، مظهر انوار الهی بودند.
ما انسانها هر بار حینِ رو برو شدن با یک رخداد تاریخی و یا انسانی بزرگ، چیزی متفاوت را می فهمیم. تعدد دلالتها هر بار یک تعدد تاریخی است. این تعدد از اینجا ناشی میشود که هر بار به گونهای متفاوت از سوی تجلیات الهی مورد خطاب قرار میگیریم و این است که باید بدانیم از حاج قاسم سخنگفتن تمام شدنی نیست. هرچند سخن بس بسیار است و هر اندازه از حاج قاسم سخن بگوییم، از خودِ گمگشتهی خود بیشتر سراغ گرفتهایم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. عموماً پیامبر خدا «صلواتاللهعلیهوآله» به نور اجمالی که در لیلة القدر به آن منوّر شدند، اجمالِ قضایا را میدانستند و منتظر بودند تا خداوند آن را با نزول وَحی به تفصیل درآورد. ۲. به نظر بنده همینطور باید باشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: نیّت خوبی است ولی نباید امری را بر حضرت تکلیف کنیم که چه موقع تشریف بیاورند. آری! تقاضای تعجیل در فرج را باید از خدا داشت، ولی اگر بعد از ۴۰ روز نیامدند، بدهکار نباشند بلکه برکات آن حضرت شامل حال ما شود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. وحدت شخصیهی وجود متذکر آن است که خود را در بیکرانهی حضور حق احساس کنیم و سلوک إلی الله برای آن است که انسان به واقعیت خود برسد. آری! ما در شرایط عادی تصوری از خود داریم که به یک معنا، اعتباری است ولی هر اندازه که جلو برویم با واقعیت خودمان که غرق وجودِ هستی حضرت حق است، روبهرو میشویم. ۲. بحث «حامد و محمودبودن» خداوند را به خوبی در تفسیر سورهی حمد حضرت امام (ره) میتوانید دنبال بفرمایید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: شواهد همه حکایت از آن دارد که میفرمایید حتی آقای حسین شریعتمداری که عموماً منتقد امورند، در این مورد نظر مثبت دارند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: وجود بعضی از سندهای ضعیف در کتابهای رواییِ ما به این معنا نیست که آن بزرگان متوجهی ضعف سند آن روایات نبودند، بلکه میدانند همان روایت با توجه به روایات معتبر، جایگاه دارد و اشارات آن بر اساس فرهنگ شیعه قابل استفاده است. علم الدرایه چنین امری را به عهده دارد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: توهین به مقدسات یک ملت، غیر از آن است که در مقابل حضرت علی «علیهالسلام» کسی به آن شخص توهین کند. اینجا با توهین به مقدساتِ یک ملت، نظام اجتماع مؤمنین را مورد هجوم قرار داده است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: لیبرالیسم که متأسفانه نظامِ فرهنگیِ ما گرفتار آن شده است، همین است که میفرمایید. مشکل ما آن است که حتی بعضی از آقایان در کسوت لباس مقدس روحانیت، اصالت را به غرب میدهند و تنها در امور فردی مسلمان هستند. روشنفکری از نظام دینی عبور کرد، اما ممکن است بیشتر آنان خائن به معنای حقوقی آن نباشند. آنان گرفتار روشنفکری هستند. بین سیاستورزی و روشنفکری گرفتار آمدهاند. هم میخواهند پرچمدار مطالبات اجتماعی و محل رجوع باشند و هم در غرب به عنوان طرفداران حقوق بشر و دموکراسی دیده شوند و هم فشار میآورند که بخشی از قدرت باشند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در صدر اسلام بین عقاید و اخلاق و احکام به صورت امروزی تفکیکی نبود. وقتی انگیزهی انسان، حضور در این عالَم است با هویت دینی، خود به خود هر آنچه مانع آن حضور است مثل حبّ دنیا و بدبینی و تکبّر، از بین میرود. در این مورد سری به جواب سؤال شمارهی ۲۵۵۵۲ بزنید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر نمیکنم. هرکس در گرو اعمال خود است. در مورد دفع وسوسه کافی است که دستورات شرع رعایت شود و توکل به خدا و دوری از دنیا فراموش نگردد. موفق باشید
با سلام: ببخشید جامعه سازی طبق قاعده، قبل از تمدن سازی باید صورت بگیرد. یعنی آن جامعه تراز که شکل گرفت، تمدن را تشکیل میدهند؟! ولی الان در مبحث تمدن سازی شاید گفتمان داشته باشیم اما در حوزه جامعه سازی (مباحث اجتماعی)، بسیار کم کار شده! (شاید ما از این فیوضات محرومیم)! اگر ممکن هست منبعی برای گفتمان اجتماعی که در پیش رو باید داشته باشیم معرفی بفرمایید. ممنونم با تشکر🌹
باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر میکنم با رجوع به کتاب « شیعه و تمدنزایی» معلوم شود چشماندازی که در مقابل ما از طریق حرکت توحیدی انقلاب اسلامی پیش آمده، آرامآرام و طی فرآیندی تاریخی ما به جامعه همطراز تمدن اسلامی نزدیک خواهیم شد. معلوم است که در این مسیر موانع تاریخی متعددی در پیش داریم. زیباییِ کار در آن است که هر اندازه همّت کنیم، نتیجه میگیریم به همان معنایی که فرمود: «رنج، راحت شد چو شد مطلب بزرگ/ گَردِ گَله توتیای چشم گرگ». موفق باشید
سلام: واجب الوجود چرا نتواند امتداد فضا یا حتی ماده قدیم باشد؟ قانون پایستگی ماده وانرژی مگر ماده و انرژی را قدیم نمیداند؟ قانون فیزیکی که به ریاضیات منتهی میشود قطعا از مطالب الهیاتی و علوم انسانی قطعیتر است (البته برخی دینها ماده را قدیم دانسته سخن از صانع گفته اند)
باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی متوجه باشیم «واجبالوجود» عین وجود است، او با هویت عین وجودی خود در همهجا حاضر است. امری که جناب صدرالمتألّهین در «برهان صدیقین» بدان توجه میدهد. موفق باشید
با عرض سلام و ادب خدمت استاد معظم و عزیز؛ سؤالی پیرامون مطالب ابن عربی از خدمتتان داشتم: آیا این مطلب صحیح است که محیی الدین در صفحه ۱۷۸ جلد اول فتوحات مکیه، در تفسیر آیات ۶ و ۷ سوره بقره، ميگويد که خطاب خداوند به حضرت رسول (ص) این است که کسانیکه کافر شده اند، محبت من را در خود خلاصه نموده اند و بدین علت تفاوتی نمیکند که تو آنها را بیم دهی از عذابهایی که من تو را مأمور ابلاغ آن عذابها کرده ام یا بیم ندهی. آنها به غیر از تو ایمان نمی آوردند چون غیر مرا درک نمیکنند و بر دلهای آنان مهر زده ام و بدین علت جایگاهی جز برای من در دل آنان نیست و آنها عذاب عظیمى نزد من دارند و آن اینکه آنها را بعد از این مشاهده نورانى به انذار تو باز میگردانم و ایشان را از خودم محجوب میسازم؟ چنین مطلبی آیا با آیات کلام الله مجید و روایات اهل البیت (ع) در تعارض نیست؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: همانطور که حضرت امام در نامه به گورباچف در توصیف جملات ابن عربی فرمودند «مطالبی که از مو باریکتر است» باید به جملات او در فضای خاص نظر کرد. آن مطلب را ندیدهام. ولی مسلّم در فضای خود نهتنها امری جدای از قرآن نیست بلکه ما را به عمقی میبرد که در ابتدا تصور آن را نمیکردیم مگر در جاهایی که به گفته جناب حجتالاسلام و المسلمین آقای فاطمینیا دست تحریف بدان ورود کرده است. موفق باشید
سلام علیکم استاد بزرگوار آیا عبارات اولیه خطبه اول نهج البلاغه که راجع به صفات پروردگار هست، خلاف نظر فلاسفه هست؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: کدام جمله؟! کدام فلسفهای است که مخالف سخنان عقلِ مجسم یعنی علی مرتضی «علیهالسلام» باشد؟ موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! بازیهای زبان، خودْ عالَمی دارد و به همین جهت زبانها ظرفیت ظهور همه احوالات را ندارند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: نه. به صورت سخنرانی بحث نشده است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: معرفت نفس و نظر به ابدیت، در این مورد نقشآفرینند. پیشنهاد میشود اگر میتوانید کتاب «سوره جاثیه و راز زمینگیری ملتها» را با حوصله مطالعه بفرمایید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: مسئله، مسئله مهمی است. در کتاب «انقلاب اسلامی؛ طلوع جهانی بین دو جهان» به نگاه هگل نسبت به بشر جدید و جامعه جدید پرداخته شده، بخصوص که او جامعه جدید و بشر جدید را امری تاریخی میداند و سعی میکند در چنین تاریخی خود را حاضر نماید و بدان فکر کند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در رابطه با این مسائل در کتاب «ده نکته در معرفت نفس» و شرح صوتی آن و کتاب «خویشتن پنهان» عرایضی شده است مبتنی بر آنکه ابزارهای جسمانی بدن، محل ظهور قوای نفس ناطقهاند و نباید آنها را به جای نفس ناطقه قلمداد نمود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: هر اندازه در بستر حضور تاریخیِ انقلاب اسلامی، در تقابل با استکبار، خود را تعریف کنیم خود به خود مفاسد اجتماعی را زیر پا خواهیم گذارد و همه وجهِ حاج قاسمی خود را مییابند و دنبال میکنند. ولی اگر از این نحوه حضور و رسالت غفلت شود، حتی اگر طرف سوابق مبارزاتی هم داشته باشد، پشیمان میشود و گرفتار انواع انحرافات و رانتها خواهد شد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به «عین وجود» فکر کنید و اینکه «عدم»، نقص است تا برسید به اینکه عین وجود، عینِ کمال است. زیرا ذاتی است که عین وجود است، نه ذاتی که وجود بر آن عارض شده. در شرح صوتی «برهان صدیقین» این نکات تأکید شده است. به نظر میآید نباید از درک عمیق آن برهان به راحتی عبور کرد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در هر حال مصیبت سنگینی به هموطنان عزیز ما وارد شده و در کمکرسانی به آنها هرگز نباید کوتاهی کرد. جناب حاج آقا لادانی نگران بودند که نسبت به این مردم کوتاهی شود. إنشاءالله هرکس هر اندازه از دستش برمیآید در این کار خیر که با ایثار خود وارد تاریخی میشود که شهدا در آن تاریخ ورود کردهاند، کوتاهی نکنند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! از یک طرف رسول خدا «صلواتاللهعلیهوآله» مأمورِ دعوت به حضرت اللهاند به حکم آنکه قرآن میفرماید: «قُلْ هَذِهِ سَبِيلِي أَدْعُو إِلَى اللَّهِ» بگو این است راه من که به الله دعوت میکنم. و از طرف دیگر عالَم آینهی نور حضرت الله میباشد، پس با شریعت نبوی میتوان منوّر به نور الله شد و با آن نور، عالم را آینهی الله یافت. این است معنای یگانگی بین ذهن و عین. موفق باشید
