بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
31383
متن پرسش
سلام استاد خدا قوت: مادری هستم با سه فرزند کوچک مدتیه که این سوال ذهنم رو به خودش مشغول کرده که واقعا انگیزه من برای زندگی کردن، زنده بودن و تحمل سختیهای زندگی چی هست؟ آنچنان انگیزه ای برای زندگی کردن ندارم و اگر بفرمایید باید راضی باشم به اینکه خدا زندگی و بچه آوری و بچه داری و سختی هایش را برایم مقدر کرده باز این سوال را دارم که در پس اعتقاد به حکیمانه بودن کارهای خدا هدف اصلی خدا از خلق تک تک آدم ها چی بوده و این بنظرم متفاوت از هدفی که برای خلقت انسان داشته بوده چرا خدا بنده را خلق کرده؟ درحالی‌که میشد من به وجود نیام و باید به چه دلیل زندگی کنم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد خوب است به چند جلسه اول کتاب «آشتی با خدا» که روی سایت هست، سری بزنید. بخصوص قسمتی که می‌گوید: «خدا چرا ما را خلق کرد؟». انسان در فرزندآوری با نوعی بسط خود در عالم هستی روبه‌رو می‌شود در آن حدّ که فرموده‌اند فرزندان مؤمن انسان در قیامت از والدین‌شان شفاعت می‌کنند و این بر مبنای نیّتی است که والدین در تربیت فرزندان‌شان دارند. اشکال در آن جا است که ما گمان می‌کنیم در تأمین زندگی و تربیت فرزندان‌مان همه کارها به عهده ما است؛ غافل از آن‌که همان خداوندی که آن‌ها را خلق کرده، رزق و تربیت کلّی آن‌ها را به عهده گرفته است. موفق باشید

31102

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: یکی از طبیبان سنتی می فرمایند: «به کسانی که واکسن می‌زنند نزدیک نشوید. زیرا اینها می‌کرو چیپ دارند و دچار تغییر ژنتیکی شده‌اند و از سنخ انسان بودن خارج شده‌اند و مانند ربات کنترل‌شده عمل می‌کنند و ژن ایمان و اخلاق و نجابت را از دست داده‌اند.» با توجه به اینکه رهبری متاسفانه واکسن زدند آیا این فرمایشات در موردشان صادق است بخصوص در مورد اینکه ایشان تبدیل به ربات کنترل شده شوند وحشت دارم و اینکه آیا بعد از این اطاعت از ایشان چون احتمال کانالیزه شدن در موردشان وجود دارد چه حکمی دارد؟ البته به صرف ساخت داخل نافی این احتمالات نیست چون تجربه نشان داده داخلی ها دست کمی از خارجی ها بعضا ندارند.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: متأسفانه بسیاری از اساتید طب سنتی مثل آقای تبریزی معتقد به تجرد نفس نیستند و در همین رابطه هست که فکر می‌کنند که مثلاً واکسن یک ویروس، شخصیت انسان‌ها را تغییر می‌دهد غافل از این که اساساً، بدن با تمام ابعادش در اختیار نفس ناطقه است و نفس ناطقه در ذات خود در مقام تعادل است و لذا قرآن فرمود: «وَنفسٍ وَ ما سوّایها». موفق باشید

 

30784

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: ببخشید که وقتتان را می‌ گیرم.بین تشکیل حکومت دینی و برطرف شدن مفاسد اجتماعی چه رابطه ای برقرار است؟ به عبارت دیگر حکومت توحیدی چه مولفه‌هایی در خود دارد که موجب ریشه کن شدن بسیاری از مفاسد اجتماعی می‌گردد؟ اگر در آثارتان به این مطلب پرداخته آید لطفاً معرفی کنید. تشکر از شما استاد عزیز
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هر اندازه در بستر حضور تاریخیِ انقلاب اسلامی، در تقابل با استکبار، خود را تعریف کنیم خود به خود مفاسد اجتماعی را زیر پا خواهیم گذارد و همه وجهِ حاج قاسمی خود را می‌یابند و دنبال می‌کنند. ولی اگر از این نحوه حضور و رسالت غفلت شود، حتی اگر طرف سوابق مبارزاتی هم داشته باشد، پشیمان می‌شود و گرفتار انواع انحرافات و رانت‌ها خواهد شد. موفق باشید

29785
متن پرسش
سلام استاد جان: پرسش من این است که گاهی آیات قرآن، از نظر من، با علم جدید همخوانی ندارد، مثلا آیه ۱۵ و ۱۶ سوره نوح، که گفته میشه خداوند آسمان رو در هفت طبقه آفرید و ماه و خورشید رو موجب نور و.... در حالی‌که در سماوات فقط یک ماه و یک خورشید نیست. اینجور آیات چطور قابل انطباق با علم روزه؟ متشکرم
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر دقت شود نگاه قدسی به عالَم با نگاه تجربی به‌کلّی متفاوت است. مثلاً ما در روایت داریم آسمان اول محلّ فرشتگان مخصوص به خودش می‌باشد و پیامبر خدا «صلوات‌الله‌علیه‌وآله» در سفر معراجی‌شان در آسمان اول با آن‌ها روبرو شدند و مسلّم آن آسمان، آسمانِ این زمین نیست. پس معنی آسمان‌های هفتگانه، مراتبِ عوالم وجودند در هویت قدسی‌شان. موفق باشید   

29324

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: آیا هر کسی از علم اعداد و حروف مطلع هست؟ بنده خواستگاری دارم که مادرم از روی خیر خواهی اسم من و خواستگار رو به کسی که ادعا کرده از علم اعداد و ابجد مطلع هست دادند و نتیجه این شد که اسم ما با هم جور نیست و من باید اسمم را تغییر دهم، بعد از تحقیقاتی که کردم متوجه شدم علامه حسن زاده از علم جفر مطلع هستند خواستم کمکم کنید که باید چه کاری انجام دهم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: تغییر اسم هیچ ربطی به علم جفر ندارد و یک کارِ من‌درآوری است. در این مورد خوب است به کتاب «جایگاه جن و شیطان و جادوگر» که روی سایت هست رجوع فرمایید تا به قسمت بحث تغییر اسم آن دقت شود. موفق باشید

29056

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام خدمت استاد عزیز: در مفاتیح داریم (این اذکار را به عنوان مثال عرض می کنم) که اگر مثلا ۵ تا صلوات بفرستید به این حاجت می رسید یا مثلا درجای دیگر که اگر ۱۰ تا بفرستید گناهانتان یخشیده می شود یا در جای دیگر که اگر ۳۰ تا بفرستی عاقبت بخیر می شوی و همین طور ذکر مشترک ولی تعداد مختلف، آیا می شود همان ۳۰ بار که بر فرض مثال برای عاقبت بخیری است را فرستاد، و آن دو عدد مختلف که برای اثر خاص مذکور است را هم شامل شود؟ یا باید هر کدام را جدا جدا انجام داد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌آید همین‌طور باشد زیرا «چون‌که صد آید نود هم پیش ماست» و از آن مهم‌تر «با کریمان کارها دشوار نیست». موفق باشید

28926

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
من از ایشون یه خواهش دارم در جلساتشون درباره رفتار اسلامی مادر شوهر با پسرش بعد از ازدواج صحبت کنن. آیا اینکه مادری هر روز به پسرش زنگ بزنه که بیا پیش من تا ۱۰ شب بمون زنتم تو خونه تنها باشه این زن رفتارش درسته یا میخواد بین پسر و عروسش اختلاف بندازه خواهش می‌کنم این مسئله رو مطرح کنن. اینم بگم که این عروس نه به ایشون بی احترامی کرده و نه مانع رفتن پسر شده فقط افراط در این مسئله مشکل ساز شده.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مباحثی که مطرح می‌شود آن‌طور نیست که به این موارد جزیی ورود کنیم. خود افراد باید از آن مباحث کلی، وظایف جزیی خود را تشخیص دهند. موفق باشید

28745
متن پرسش
سلام استاد گرامی و وقت بخیر: جمله ای از حضرت امام هست که حفظ جمهوری اسلامی از حفظ جان یک نفر ولو امام زمان (عج) باشد مهم تر است. "امروز ما از روزهای قبل بیشتر احتیاج به همبستگی داریم. امروز ما مواجه با همه قدرتها هستیم و آنها در خارج و داخل دارند طرح ریزی می‌کنند؛ برای اینکه این انقلاب را بشکنند و این نهضت اسلامی و جمهوری اسلامی را شکست بدهند و نابود کنند. و این یک تکلیف الهی است برای همه که اهمّ تکلیف‌هایی است که خدا دارد؛ یعنی، حفظ جمهوری اسلامی از حفظ یک نفر - ولو امام عصر باشد - اهمیتش بیشتر است؛ ........... صحیفه نور جلد ۱۵ - صفحه ۳۶۵" -------------------------- از عالمی که انقلابی هم هست این رو پرسیدم گفت خب امام اشتباه کرده، راحت تموم ولی باز این سخنان برام قابل هضم نیست، امام اگر اشتباهی در این سطح هم داشت (در سال ۶۲) بعدا آن‌را اصلاح می کرد هرچند شده بصورت ضمنی. یک حسی بهم میگه ممکنه صحبت درست باشه ولی عمقی داره که متوجه نیستم، در حالی که نه امام خمینی را معصوم می دانم و نه به هیچ وجه اعتقادم این است که اشتباه بزرگ نداشته اند» پیام های شما رو در این خصوص دنبال کردم اول یک جوابی داده بودید که من صحبتهای امام را به گونه ای دیگر بیاد دارم در ادامه در دو پرسش دیگر برای این سوال تقریبا پاسخ نداده بودید 9259-13354 و... بنظر همون روش رو در پیش گرفتید که بنا نیست محاجّه کنید. به طور ظریف از کنار این امور عبور نمایید. ولی این موضوعی هست که خیلی زیاد دست آویز شده - هرکسی که یک جمله از امام رو نشنیده باشه هم این جمله رو به گوشش رسوندن، حضرتعالی که اخبار بی بی سی رو هم دنبال می کنید لابد دیده اید گهگاهی آن رسانه معاند همین موضوع رو تیتر هم می کنه یعنی موضوعی نیست که ندیده گرفت تا توجه عمومی چندان به اون جلب نشه، و در سطح عمومی مطرح نشه. دو مسئله جانبی هم این بحث داره که اونها رو هم همین‌جا مطرح می کنم ۱. چه کسی صلاحیت این رو داره که برای جان امام عصر تصمیم گیری کنه؟ ۲. اگر ائمه خود را فدای اسلام کردند امام بعدی بود که اسلام را حفظ کند ولی در اینجا امام عصر آخرین امام است. و البته در همان مورد هم که حضرت سیدالشهدا خود را فدا نمود داریم چه اینکه با کُشتنِ تو اسلام را کُشتند، و نماز و روزه (خدا) را رها نمودند، و سُنّتها و احکام (دین) را از بین بردند، و پایه هاىِ ایمان را منهدم نمودند، و آیاتِ قرآن را تحریف کرده، در (وادىِ) جنایت و عداوت پیش تاختند.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همه‌ی ائمه «علیهم‌السلام» برای حفظ اسلام حاضر بودند جان خود را بدهند و حضرت روح اللّه «رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» بر اساس این قاعده آن نکته را می‌فرمایند که حضرت ولیّ عصر «عجل‌اللّه‌تعالی‌فرجه» هم حاضرند برای حفظ اسلام جان خود را بدهند. و این غیر از آن است که بحث کنیم اگر آن حضرت نیز جان خود را بدهند؛ ادامه‌ی اسلام چه می‌شود. این فرعِ سخن حضرت امام است. اصل حرف آن قاعده‌ای است که باید مدّ نظر قرار گیرد که آیا بالاخره حضرت ولی عصر مانند جدّ بزرگوارشان حاضرند برای حفظ اسلام جان خود را بدهند؟ موفق باشید

28157

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: جلسه اول شرح کتاب معاد صوتش رو سایت نیست مینویسه ناموجود.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به زیاد بودن صوت‌ها، همه‌ی آن‌ها روی سایت نیست. در این مورد می‌توانید جهت ارسال دی‌وی‌دیِ آن با حاج آقا نظری به شماره‌ی 09136032342 تماس بگیرید. موفق باشید

27960

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم، سلام بر استاد عزیز: حقیر جوانی هستم که بحث مذهبی و انقلابی به صورت جوانه ای در من زد شده و گاهی اوقات دچار ذوق های خوب و نیت جالبی از لحاظ رشد معنوی و ایجاد ارزش برای انقلاب در من زده می‌شود اما پایدار نیست، در واقع من چند سالی هست که از فضای غیر فضای مذهبی وارد این بحث شدم و در حقیقت دچار یک سر درگمی هستم و نمی‌دونم در بین دغدغه ها که هر کدام مختلف است وارد کدام بشوم و در حال حاضر در این سن برای آن چه کنم؟ و طی روز معمولا حوصله ام سر می‌ره فکر و خیال زیاد می‌کنم مثلا به دغدغه ها، ولی عمل برنامه ریزه شده و حسابی ازم سر نمیزنه، علاقه به امام (ره) دارم و دوست دارم مثل ایشون بزرگ شوم و کار ارزش مند و ماندنی برای اسلام بکنم اما نمی‌دونم به اندازه خودم باید چه کنم که این محقق بشه؟! و از زندگی و از اینکه برای خدا زندگی می‌کنم لذت ببرم؟ چه کنم که از حال خارج شده و از لحاظ مبنایی و اعتقادی توجیه و مسلط بر راهم بشم؟ ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: إن‌شاءاللّه اگر از کتاب «جوان و انتخاب بزرگ» شروع بفرمایید و سپس سیر مطالعاتی سایت را ادامه دهید، راهی در امری که بنا دارید بیابید، پیش می‌آید. موفق باشید

27600

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: طاعات قبول حق ان شاء الله. کمال گرایی و کامل گرایی تفاوت دارند؟ اگر دارند چه تفاوتی؟ و کدام صحیح تر است؟ خداوند بهتون عزت و سلامتی عنایت فرماید. التماس دعا.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در کمال‌گرایی، نظر به مفهومِ کمال است و در کامل‌گرایی، نظر به انسان‌هایی مثل اولیای معصوم «علیهم‌السلام» در میان است و لذا کامل‌گرایی، نقش تربیتیِ بیشتری دارد. موفق باشید

27292

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: نزدیک سه ماه پیش پدرم برای یک عمل سرپایی به بیمارستان رفتند. رفتن ما به بیمارستان برای این عمل همانا و نزدیک ۴۰ روز بستری بودن پدرم در آی سیو و نهایتا فوت ایشان همانا. در این ۴۰ روز می توانم بگویم خداوند توفیق دعا کردن به شیوه های مختلف و ختم های مختلف را به ما عنایت کرد. به طرز عجیبی هر دعا یا مجلس مجربی می‌شنیدیم شرایط انجام آن فراهم می شد. شاید در عمرم هیچ گاه اینگونه با امید دعا نکردم و در این مدت آنقدر از نظر پزشکی امیدوار و ناامید شدیم که می‌توانم بگویم ترک خوردیم ولی باز از خدا ناامید نشدیم اما نشد. و حالا نمی‌دانم چطور توجیه کنم آن همه دعای مستجاب نشده را. اگر قرار نبود مستجاب شود چرا خدا خواست این همه با امید صدایش بزنیم؟ از نظر اعتقادی دچار مشکل شده ام. خیلی مواردی که در دین به صورت قطعی گفته شد خلافش را تجربه کردم. نه دعایم زیر قبه امام حسین (ع) مستجاب شد نه تربت امام حسین (ع) شفا داد نه دعای دل شکسته مستجاب شد نه دعای کسی که با امید و حسن ظن خدا را صدا زد مستجاب شد نه اندوه دل کسانی برطرف شد که حدیث کسا خواندن. هر بار به آن قسمت حدیث کسا می رسم که پیغمبر قسم می‌خورند با تمام امید می‌خوانم ولی بسیاری وقت ها نمی شود. در حال حاضر دیگر هرچه از احادیث و روایات می شنوم با خودم می‌گویم معلوم نیست بشود و دوباره تا خلافش اتفاق افتاد توجیهش می‌کنند. می خواستم سیر مطالعاتی را ادامه دهم ولی احساس می کنم این سوالات نمی گذارد رابطه من و خدا درست باشد. لطفا مرا راهنمایی کنید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی تقدیری مشخص در صحنه است، با دعا تغییر نمی‌کند ولی شرایط دعا فراهم می‌شود تا زمینه‌ی اُنس با خدا شکل بگیرد و آن مرحوم هم در سیر خود بهتر سیر کند. موفق باشید

26755
متن پرسش
با سلام و عرض ادب: در تفسیر سوره حمد امام فرمودید که ولایت دو تا معنی داره که حرف عرفان کاذب به میان آمد و بحث عوض شد. تمنا دارم در چند جمله دو تا معنی ولایت الهی را بفرمائید. با سپاس فراوان
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: یکی از معانی ولایت به معنای رفع حجاب بین عبد و ربّ است و معنای دیگر آن إعمال ولایت الهی است جهت رشددادن عبودیتِ عبد به وسیله‌ی مولا. موفق باشید

26738

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: با توجه به آیات ۱۶ و ۱۷ سوره فجر آیا تلازمی میان اِنعام (نعمت بخشی الهی) با اکرام الهی نسبت به بندگان وجود دارد؟ آیا خداوند به هرکسی نعمت ببخشد، او نزد خدا محترم است و اگر به کسی نعمت ندهد، او مورد اهانت است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خیر. آیات مذکور تصور عوام را متذکر می‌شود به همین جهت در ادامه می‌فرماید «کلا». موفق باشید

26700

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام به استاد عزیزمان: چند مدتی هست اصلا حال و حوصله درس و کتاب رو ندارم الانم که باید برای دکتری بخونم تا چند صفحه میخونم ناپایدار میشم عین کسی که نمیتونه قرار و ثبات داشته باشه ناخودآگاه بلند میشم عین اینکه آدم به یه چیزی تعلق خاطر داره وقتی جدا میشه این کنده شدن یه دردی داری به این حال و روز مبتلا شدم حوصله کلاس و گوش دادن دارم ولی خوندن نه. دلم میخواد ولی جسمم یاری نمیکنه برای بعضی از اعمال عبادی مثل نماز شب و... هم همین حالت دارم. توصیه ای کنید ان شاء الله عمل کنیم و نتیجه ای بگیریم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به وسعتی فکر کنید که می‌توانید همه‌ی این امور را در شخصیت خود جای دهید و محدود به هیچ‌کدام هم نباشید. موفق باشید

26436

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: مرحوم علامه طباطبایی (ره) مشارطه، مراقبه و محاسبه را شاهراه سلوک می دانند و فرمایشاتی هم در این باب داشتند. در مبحث مراقبه یک مطلبی برام پیش اومد و می خواستم ازتون هم این رو بپرسم. آیا در مراقبه، می توان گفت این امر یک امر دو جانبه است به این معنی که هم ما باید مراقب باشیم تا با تقوا از حدود الهی خارج نشویم و هم باید از خدا بخواهیم که ما را حفظ کند؛ یعنی هم ما مراقب خدا باشیم هم او مراقب ما؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بسیار نکته‌ی دقیقی را مدّ نظر دارید زیرا «بی‌عنایت حق و الطاف حق / گر مَلک باشد سیه باشد ورق». موفق باشید

26358

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: آیا زمان و مکان از محدودیت و نقایص عالم ماده است؟ اگر این طور است و فقط به عالم ماده است چگونگی بودن مثلا یک صندلی در همه جا ممکن است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: صندلی به عنوان یک شیئ مادی فقط در مکان خودش می‌تواند باشد، ولی پدیده‌های مجرد مثل نفس شما است که در همه‌ی بدن‌تان می‌توانید حاضر باشید. موفق باشید

25981

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: در ذیل حدیث «اطرق الی الله بعدد انفاس خلائق» فرمودید هر شخص به اعتبار اینکه ظهور حضرت حق است خود یک راه رسیدن به خداست، پس انسان کامل چه می شود؟ مگر راه، انسان کامل نیست؟ اگر قرار باشد رجوع همه به انسان کامل باشد همانطور که خودشان فرمودند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که روایت مذکور متذکر است هرکس در ذات خود، راهی است به سوی خداوند. ولی این‌که بتواند خود را درست بیابد و راه را پیدا کند؛ وجودِ امام معصوم به عنوان یک اُسوه و کلمات او به عنوان تذکر، حتماً نیاز است. موفق باشید

25577

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: استاد آیاتی که در قرآن هست که نحوه زنده شدن الاغ عزیر یا زنده شدن پرندگان موسی یا سوختن و جایگزین شدن پوست در جهنم یا آن آیاتی که می فرماید خدا شما را از هیچ خلق کرد و دوباره زنده کردن شما توسط خدا راحت تر است به ذهن ما دو نکته را القا می کند. ۱. معاد جسمانی جنسانی هم هست. ۲. ظاهرا نابودی و دوباره زنده شدن در صحنه هست. لطفا دلایل تفسیر درست این آیات را برای ما بیان کنید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد خوب است به جزوه‌ی «نحوه‌ی حیات بدن اُخروی» که بر روی سایت هست، رجوع فرمایید. موفق باشید

24499

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: با توجه به اینکه برای نام گذاری فرزندان از الفاظ قرانی استفاده می کنند، مثل هدی، بشری، حسنی و ... نظر شما در این باره چیست؟ نظرتون رو راجع به اسم حسنی هم خصوصا بفرمایید؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده خوب است از آن جهت که مظهر انوار الهی می‌باشد. موفق باشید

24326

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: استاد عزیز ضمن تشکر از زحماتتان لطفا بفرمایید: از کسی شنیدم که عالم بزرگواری فرموده است عربی بودن قرآن در امر هدایتی که قرآن عرضه می کند مهم است ولی منظور لفظ عربی نیست بلکه «عربیت» قرآن اهمیت دارد لطفا راهنمایی بفرمایید که منظور از عربیت قرآن چیست؟ سپاس
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: معجزه‌ی قرآن، علاوه بر محتوای بس متعالی آن، همین هندسه‌ی فوق العاده دقیق و هماهنگ الفاظ عربی است. موفق باشید

32158
متن پرسش

با عرض سلام خدمت استاد طاهرزاده: اول از همه از استادم تقضا دارم که ما رو از دعای خیرتون محروم نکنین خیلی از کتابای شما رو چندین بار مطالعه کردم و بارها و بارها ولی یه جایی گیج شدم یعنی حدود ۸ سالیه که یه سوال برام پیش اومده که هدف ما چیه؟ آیا قلبی کردن معارف عقلی از طریق بندگی یا به صحنه آوردن قلب، یا تجلی أسما، یا قلبی شدن أسماء، یا ایجاد حضور قلب یا ارتباط با حق یاعشق به خدا  یا اینکه  همه به یک معنا اند؟ حال استاد! هدف  و نیت زندگی این باشه که روز به روز معارف بیشترتری کسب کنیم یا تلاش کنیم معارف رو قلبی کنیم یا قلب رو به صحنه بياریم یا تلاش کنیم تا خداوند اسماءش رو به قلبمون جلوه کنه؟ چون در کتاب چگونگی فعلیت یافتن باورهای دینی تاکید شما بر حضور قلب و به صحنه آمدن قلب بود. و درکتاب أسماء حسنی تاکید شما بر متجلی شدن آسماء بر قلب بود (هرجا بنگری خدا بینی). ودر کتاب آسماء حسنی فرمودین که هدف کسب معرفت است البته گفتین که معرفت قلبی نه عقلی یعنی از طریق عبادت قلبی شوند.

متن پاسخ

- باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! به لطف الهی آرام‌آرام انسان در مسیر کسب معارف و قلبی‌کردن آن معارف با بودنی روبرو می‌شود که آن بودن، همه سرمایه او است. بودنی بیکرانه و جاودان و اکنونی، در آن حدّ که گویا قیامت او برپا می‌شود. حتماً جریان حارثة بن مالک را دارید که رسول خدا«صلوات‌الله‌علیه‌وآله» احوال او را پرسیدند و فرمودند: «کیف انت یا حارثة بن مالک؟ فقال: یا رسول الله مؤمن حقا. فقال له رسول الله صلی الله علیه وآله: لکل شی حقیقة فما حقیقة قولک؟ فقال : یا رسول الله عزفت نفسی عن الدنیا فاسهرت لیلی واظمات هواجری وکانی انظر الی عرش ربی [و] قد وضع للحساب وکانی انظر الی اهل الجنة یتزاورون فی الجنة وکانی اسمع عواء اهل النار فی النار، فقال له رسول الله صلی الله علیه وآله: عبد نور الله قلبه، ابصرت فاثبت، فقال: یا رسول الله ادع الله لی ان یرزقنی الشهادة معک، فقال: اللهم ارزق حارثة الشهادة، فلم یلبث الا ایاما حتی بعث رسول الله صلی الله علیه وآله سریة فبعثه فیها، فقاتل فقتل تسعة - او ثمانیة - ثم قتل.»

 حضرت فرمود: ای حارثة بن مالک! چگونه ای؟ گفت: یا رسول الله! مؤمن حقیقی ام. رسول خدا صلی الله علیه وآله فرمود: هر چیزی دارای حقیقتی است; حقیقت گفتار تو چیست؟ گفت: یا رسول الله! به دنیا بی رغبت شده ام، شب را (برای عبادت) بیدارم و روزهای گرم را (در اثر روزه) تشنگی می کشم و گویا عرش پروردگارم را می نگرم که برای حساب گسترده گشته و گویا اهل بهشت را می بینم که دربهشت یکدیگر را ملاقات می کنند که گویا ناله اهل دوزخ را در میان دوزخ می شنوم. رسول خداصلی الله علیه وآله فرمود: او بنده ای است که خداوند دلش را نورانی فرموده و خطاب به او فرمود: بصیرت یافتی، ثابت باش. حارثه عرض کرد: ای رسول خدا! از خدا بخواه که شهادت در رکابت را به من نصیب کند. حضرت فرمود: خدایا! شهادت را نصیب حارثه کن. چند روزی بیش نگذشت که رسول خداصلی الله علیه وآله لشکری برای جنگ فرستاد و حارثه را هم به آن جنگ فرستاد. او به میدان جنگ رفت و نه یا هشت تن را کشت و سپس شهید شد. موفق باشید

31954

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با عرض سلام و ادب خدمت استاد معظم و عزیز؛ سؤالی پیرامون مطالب ابن عربی از خدمتتان داشتم: آیا این مطلب صحیح است که محیی الدین در صفحه ۱۷۸ جلد اول فتوحات مکیه، در تفسیر آیات ۶ و ۷ سوره بقره، مي‌گويد که خطاب خداوند به حضرت رسول (ص) این است که کسانیکه کافر شده اند، محبت من را در خود خلاصه نموده اند و بدین علت تفاوتی نمی‌کند که تو آنها را بیم دهی از عذابهایی که من تو را مأمور ابلاغ آن عذابها کرده ام یا بیم ندهی. آنها به غیر از تو ایمان نمی آوردند چون غیر مرا درک نمی‌کنند و بر دلهای آنان مهر زده ام و بدین علت جایگاهی جز برای من در دل آنان نیست و آنها عذاب عظیمى نزد من دارند و آن اینکه آنها را بعد از این مشاهده نورانى به انذار تو باز می‌گردانم و ایشان را از خودم محجوب می‌سازم؟ چنین مطلبی آیا با آیات کلام الله مجید و روایات اهل البیت (ع) در تعارض نیست؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که حضرت امام در نامه به گورباچف در توصیف جملات ابن عربی فرمودند «مطالبی که از مو باریک‌تر است» باید به جملات او در فضای خاص نظر کرد. آن مطلب را ندیده‌ام. ولی مسلّم در فضای خود نه‌تنها امری جدای از قرآن نیست بلکه ما را به عمقی می‌برد که در ابتدا تصور آن را نمی‌کردیم مگر در جاهایی که به گفته جناب حجت‌الاسلام و المسلمین آقای فاطمی‌نیا دست تحریف بدان ورود کرده است. موفق باشید

31928

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم استاد بزرگوار آیا عبارات اولیه خطبه اول نهج البلاغه که راجع به صفات پروردگار هست، خلاف نظر فلاسفه هست؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: کدام جمله؟! کدام فلسفه‌ای است که مخالف سخنان عقلِ مجسم یعنی علی مرتضی «علیه‌السلام» باشد؟ موفق باشید

31926
متن پرسش

بسم الله الرحمن الرحیم بازخوانی هویت دینی و ملی. محضر طربناک استاد سلام و درود: ۱. آیا کدح یا همان رنج، سنت لا یبدل الهی در زمین است که در همه اعصار و در هر شانی از شئون حق بر انسان تقدیر می‌گردد؟ ۲. آیا انسانی که برای رسیدن به آینده مهدوی که تمام نسبت های حاکم در عالم توحیدی می‌گردد باید رنج بکشد تا از کمیت ها عبور کند و به کیفیت ها برسد، در آن آینده مهدوی رنجی نخواهد داشت؟ ۳. و مگر می‌شود در کره ای خاکی که از جنس ماده است زندگی کرد و کمیت نداشت و سراسر کیفیت بود؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. چرا که نه! زیرا بنا به فرمایش جناب مولوی:

ور به هر زخمی تو پر کینه شوی                        پس کجا بی‌صیقل آئینه شوی

«کدح» همان صیقلی است که انسان نیاز دارد تا به درخشش آید. ۲. رنجی که جان را به شکوفایی می‌آورد و سختی‌هایی که تکامل‌ساز است، از آنِ ما و سختی‌هایی که جهان مدرن به بشر تحمیل کرده و تکامل‌سوز است؛ از آنِ بایدن و ترامپ ۳. آری! کمیّت‌ها هم در جهان کیفی برای انسان با وجه کیفی ظهور می‌کنند و لذا فرمود:

«سر پیری جوان شدن عشق است / این جهان آن جهان شدن عشق است». یعنی در جهان کمیّت‌ها، کیفی‌بودن مدّ نظر است. موفق باشید

نمایش چاپی