باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر نمیکنم. هرکس در گرو اعمال خود است. در مورد دفع وسوسه کافی است که دستورات شرع رعایت شود و توکل به خدا و دوری از دنیا فراموش نگردد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده خوب است از آن جهت که مظهر انوار الهی میباشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنا نشد سؤالات فقهی را هم از این سایت بپرسید و از ارتباط با فقها خود را محروم نمایید. موفق باشید
سلام و ادب: برای کسی که بتازگی وارد عرصه مربیگری در حلقات صالحین مساجد شده چه توصیههایی میفرمایید؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحثهای مربوط به «معرفت نفس» إنشاءالله مفید خواهد بود. پیشنهاد میشود جهت ابتدای امر با کتاب «جوان و انتخاب بزرگ» شروع شود. موفق باشید
سلام علیکم استاد: خدا به شما خیر بدهد ان شاءلله، راجع به کارهایی که برای کاهش عوارض واکسن توسط کارشناسان طب سنتی همچون حکیم خیراندیش مبنی بر انجام حجامت تا ۷۲ ساعت پس از زدن واکسن توصیه میشود، نظرتان چیست؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر میآید توصیه خوبی باشد. موفق باشید
استاد گرامی دامت افاضاته سلام علیکم: سوال بنده در مورد هیولی و اعیان ثابته است۔ اگر درست فهمیده باشم از واژه هیولی به دو معنی استفاده می شود؛ یکی به معنی کلی که ماده ای باشد سراسر بالقوه که عرفاء بهش نفس رحمانی می گویند۔ و دوم مادّه رو هم هیولی می گویند چون استعداد فعلیت خاص رو داراست۔ آیا می توان گفت که معنی اول هیولیٰ یعنی مادّه اوّلیه کلی که دارای تمام استعداد های ممکن می باشد و هیولیٰ به معنی دوم یعنی مادّه دارای استعداد مشخص و محدود؟ علاوه ازین آیا میتوان معنی دوم هیولیٰ (اگر درست فهمیده باشم) رو عین ثابت نیز تلقی نمود؟ متشکرم
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر میآید بتوان «عین ثابته» را همان مقام امکان ذاتیِ انسان قلمداد کرد به آن معنا که انسان در مقام وجود علمیاش میتواند وجود دنیایی خود را انتخاب کند. موفق باشید
با سلام: استاد سوالی از خدمتتان داشتم اینکه، زمانی که اراده و علم و حیات مطلق، اراده و خواستی را برای زندگی شخصی داشته باشد، این شخص که نمودی از حیات و علم است در خود چه احساسی را یافت می کند یا چه دریافتی از درون خود خواهد داشت؟ ممنون
باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی انسان ذیل اراده الهی قرار گرفت آنچنان احساسی به سوی او میآید که خود را نهتنها غرق حضور خدا مییابد، بلکه نسبت او با عالم، نسبتی میشود که خداوند با عالم دارد. معنای درک حضور تاریخی آن است که در منظر تفکرِ خود این پرسش را داشته باشیم که در موقعیت تاریخی که در آن قرار داریم، خدا با ما چه نسبتی برقرار کرده و ما نیز چه نسبتی باید با او برقرار کنیم؟ دعا و مناجات کمک میکند تا در درک جایگاه تاریخی خود حضوری مناسب پیدا کنیم و جهت درک صحیح جایگاه تاریخی خود امیدوار به توجه خاص او باشیم و نسبت به درک سعه حضوری که باید داشته باشیم از او بخواهیم قلوب ما را بعد از هدایتمان به چیز دیگری متمایل نگرداند. حضور ذیل اراده الهی که تاریخ را فراگرفته، با خدای رسمی ممکن نیست. حاضر شدن در بطن حیات اجتماعی با برقراریِ نسبتی که با خدا شکل میگیرد ممکن است، وگرنه بر اساس توهّماتمان عمل میکنیم و بیآینده میمانیم. موفق باشید
با سلام: چگونه از منظر نظریه حقیقت و رقیقت میتوان آیاتی که در آن از رویت و لقای خداوند صحبت شده استفاده کرد؟ چنانچه در کتاب یا جلسه ای مفصل در مورد آن فرمایش مفصل داشته اید خوشحال میشوم آدرس آن مفصل را در کنار جواب مجمل همین مجال داشته باشم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: موضوع را میتوانید در مباحث «اصالت وجود» و تشکیکیبودن آن دنبال بفرمایید از آن جهت که «وجود» به عنوان حقیقیترین حقایق، دارای شدت و ضعف است. پیشنهاد میشود سری به کتاب «از برهان تا عرفان» در قسمت «برهان صدیقین» بزنید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همانطور که جناب پروفسور هانری کربن معتقد است ایرانیان با حکمت خسروانی رسالتی را برای حضور در جهان به عهده دارند در آن حدّ که دار مستتر، ایرانشناس فرانسوی گفته است که اسکندر میخواست ایران را یونانی کند، یونان را ایرانی کرد. و یا میشل فوکو معتقد است ایران، روحی است در جهان بیروح. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! بازیهای زبان، خودْ عالَمی دارد و به همین جهت زبانها ظرفیت ظهور همه احوالات را ندارند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد خوب است به چند جلسه اول کتاب «آشتی با خدا» که روی سایت هست، سری بزنید. بخصوص قسمتی که میگوید: «خدا چرا ما را خلق کرد؟». انسان در فرزندآوری با نوعی بسط خود در عالم هستی روبهرو میشود در آن حدّ که فرمودهاند فرزندان مؤمن انسان در قیامت از والدینشان شفاعت میکنند و این بر مبنای نیّتی است که والدین در تربیت فرزندانشان دارند. اشکال در آن جا است که ما گمان میکنیم در تأمین زندگی و تربیت فرزندانمان همه کارها به عهده ما است؛ غافل از آنکه همان خداوندی که آنها را خلق کرده، رزق و تربیت کلّی آنها را به عهده گرفته است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در رابطه با این مسائل در کتاب «ده نکته در معرفت نفس» و شرح صوتی آن و کتاب «خویشتن پنهان» عرایضی شده است مبتنی بر آنکه ابزارهای جسمانی بدن، محل ظهور قوای نفس ناطقهاند و نباید آنها را به جای نفس ناطقه قلمداد نمود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: متأسفانه بسیاری از اساتید طب سنتی مثل آقای تبریزی معتقد به تجرد نفس نیستند و در همین رابطه هست که فکر میکنند که مثلاً واکسن یک ویروس، شخصیت انسانها را تغییر میدهد غافل از این که اساساً، بدن با تمام ابعادش در اختیار نفس ناطقه است و نفس ناطقه در ذات خود در مقام تعادل است و لذا قرآن فرمود: «وَنفسٍ وَ ما سوّایها». موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: آنچه در این صحنه انتخابات به ظهور آمد عزم انسانهای موحدی بود که در نفی حیلههای دشمن حقیقت و دشمن انسانیت به خوبی ظهور کرد و این یکی از ابعاد نورانی انقلاب بود که به ظهور آمد در آن حدّ که رحمت الهی به خوبی جان ملت ایران را فرا گرفت تا در دام توهّمات شیطانی نیفتند و از سروش الهی که از دم قدسی نایب الإمام سریان پیدا کرد؛ بیبهره نشوند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینطور است و به همین جهت بعد از آنکه فرمود: «لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ في أَحْسَنِ تَقْويم» پس از آن میفرماید: «ثُمَّ رَدَدْناهُ أَسْفَلَ سافِلين» حقیقتاً انسان را در بالاترین قوام خلق کردیم، سپس او را به پایینترین پایینها ارجاع دادیم؛ این سؤال پیش میآید چرا خداوند اگر قوام ما را در ابتدا آن بالا بالاها قرارداده و سپس گرفتار پایینترین پایینها کرده است؟ عجیب است که میفرماید خودمان آنها را به «أَسْفَلَ سافِلين» ارجاع دادیم و پایین آوردیم. آیا این آیه خبر از آن ندارد که اگر مقام «أَحْسَنِ تَقْويم» را چشیدی، حال باید در دل یک تاریخ آشفته، «أَسْفَلَ سافِلينِ» هزار ساله را نیز تجربه کنی؟ تا ابر مردی بشوی به وسعت همهی عالم و همهی تاریخ. اینکه ما را در «أَسْفَلَ سافِلين» آورد، جز این است که میخواست ما در همهی عوالم حاضر باشیم؟
حتماً دربارهی چهار منزل عرفانی فکر کردهاید. منزل اول «سیر من الخلق الی الحق» است. سپس سیر «من الحق فی الحق» میباشد که انسان در این منزل چه عشقی با خدا میکند. اصلاً کاری به کار مردم ندارد. در سیر سوم که سیر «من الحق بالحق الی الخلق» است، سالک در عین حضور در عالم انوار، بنا است در عالم سافل نیز حاضر شود تا این عالم را نیز تجربه کند و تا اینجا سیر سالک جریان دارد تا سلوکش کامل شود و با نور خدا در جامعهی بشری حاضر گردد. ولی سیر چهارم مأموریت است برای هدایت بشریت و مربوط به نبوت و نبیّ میباشد، پیامبر میآید تا رسالت خود را نسبت به مردم انجام دهد و از این جهت در واقع نوعی مأموریت است. آنچه سلوک را کامل میکند منزل سوم است که انسان جرأت خطرکردن داشته باشد و در این جهان حاضر شود تا بداند بر مردم چه میگذرد. خداوند ما را نیافریده است تا شیخی باشیم در گوشهای پنهان. اگر فرمود: «لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ في أَحْسَنِ تَقْويم» و ما را در جایگاه خوب و خوشی آغاز کرد، مانند اوایل انقلاب و حالت خوشی که فضا را فرا گرفته بود ولی یک مرتبه در تهاجم فرهنگی و تهاجم نظامی قرارمان داد تا برای حضور در جهان، این سختیها و تنگناها را تجربه کنیم و آن تجربهی حضور خودمان در «أَسْفَلَ سافِلين» است ولی با حفظ هویت «أَحْسَنِ تَقْويم». در این حالت است که ظلمات به نور تبدیل میشود و انسان آتش را ابراهیم گونه برای خود گلستان میکند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همهی معارف انبیاء مبتنی بر توحید است و تفاوت در عمق بیشتر توحیدی است که در اسلام ملاحظه میفرمایید. مثل توحید سورهی «قل هو الله احد» که چگونه او در عین آنکه «احد» است و همهی هستیِ بیکرانه را شامل میباشد، «صمد» است و باید به سوی او رفت. که بحث مهمی است. و جمع آن، نگاه توحیدیِ خاصی را میطلبد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینطور که میفرمایید فعلاً گرفتار چنین تنگناهایی هستیم. ولی به نظر میآید لااقل از جهان درونی خود که جهان گشودهای میتواند باشد، غفلت نکنیم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر صحبتهای ایشان را دنبال بفرمایید ممکن است مثل بنده به این نتیجه برسید که تفکر ایشان بسیار نزدیک است به تفکر ملی-مذهبیها، که دیانت و سیاست را از هم جدا میدانند و دیانت را امری فردی به شمار میآورند. امثال آقای نوبخت و آقای روحانی تحت تأثیر ایشان میباشند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: از همین طریق سؤال سایت، چنانچه سؤالی باشد میتوانم در خدمتتان باشم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. عموماً پیامبر خدا «صلواتاللهعلیهوآله» به نور اجمالی که در لیلة القدر به آن منوّر شدند، اجمالِ قضایا را میدانستند و منتظر بودند تا خداوند آن را با نزول وَحی به تفصیل درآورد. ۲. به نظر بنده همینطور باید باشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر دقت شود نگاه قدسی به عالَم با نگاه تجربی بهکلّی متفاوت است. مثلاً ما در روایت داریم آسمان اول محلّ فرشتگان مخصوص به خودش میباشد و پیامبر خدا «صلواتاللهعلیهوآله» در سفر معراجیشان در آسمان اول با آنها روبرو شدند و مسلّم آن آسمان، آسمانِ این زمین نیست. پس معنی آسمانهای هفتگانه، مراتبِ عوالم وجودند در هویت قدسیشان. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همهی بحث در نحوهی برخورد با این افراد میباشد که تلاش کنیم تا فرهنگی را که منجر به صحنهآوردنِ این شخصیتها میشود؛ بشناسیم. به این فکر کنید که وقتی به جای نظر به حقیقت، شریعت الهی در محدودهی تکالیف سطحی و ظاهری عدول کند، حاصلِ آن این نوع افراد خواهند بود که هیچ مسئولیتی نسبت به جامعه خود احساس نمیکنند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: خدا رحمت کند آیت اللّه حائری شیرازی آن حکیم فرزانه و خودساخته و جهاندیده را. همیشه عرض بنده به رفقا بوده و هست که از ایشان بهرهمند باشند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: پیشنهاد ما سیر مطالعاتی سایت برای رفقا و دوستان میباشد و برای رفع مشکلات از صلهی رحم و خوشرویی و تواضع نباید غفلت کرد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی تقدیری مشخص در صحنه است، با دعا تغییر نمیکند ولی شرایط دعا فراهم میشود تا زمینهی اُنس با خدا شکل بگیرد و آن مرحوم هم در سیر خود بهتر سیر کند. موفق باشید
