بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
24555

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: آیا امکان دارد شخصی با ایجاد وسوسه در فرد دیگری، مستحبات آن فرد را از آن خود کند؟ و آیا آن فرد با عدم انجام مستحبات می تواند دفع وسوسه کند؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر نمی‌کنم. هرکس در گرو اعمال خود است. در مورد دفع وسوسه کافی است که دستورات شرع رعایت شود و توکل به خدا و دوری از دنیا فراموش نگردد. موفق باشید

24499

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: با توجه به اینکه برای نام گذاری فرزندان از الفاظ قرانی استفاده می کنند، مثل هدی، بشری، حسنی و ... نظر شما در این باره چیست؟ نظرتون رو راجع به اسم حسنی هم خصوصا بفرمایید؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده خوب است از آن جهت که مظهر انوار الهی می‌باشد. موفق باشید

23689
متن پرسش
سلام: آیا اگر بخواهیم به نجف سفر کنیم در حرم حضرت علی نماز شکسته است یا کامل؟
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: بنا نشد سؤالات فقهی را هم از این سایت بپرسید و از ارتباط با فقها خود را محروم نمایید. موفق باشید

33114

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و ادب: برای کسی که بتازگی وارد عرصه مربی‌گری در حلقات صالحین مساجد شده چه توصیه‌هایی می‌فرمایید؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث‌های مربوط به «معرفت نفس» إن‌شاءالله مفید خواهد بود. پیشنهاد می‌شود جهت ابتدای امر با کتاب «جوان و انتخاب بزرگ» شروع شود. موفق باشید

31955

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم استاد: خدا به شما خیر بدهد ان شاءلله، راجع به کارهایی که برای کاهش عوارض واکسن توسط کارشناسان طب سنتی همچون حکیم خیراندیش مبنی بر انجام حجامت تا ۷۲ ساعت پس از زدن واکسن توصیه می‌شود، نظرتان چیست؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌آید توصیه خوبی باشد. موفق باشید

31847
متن پرسش

استاد گرامی دامت افاضاته سلام علیکم: سوال بنده در مورد هیولی و اعیان ثابته است۔ اگر درست فهمیده باشم از واژه هیولی به دو معنی استفاده می شود؛ یکی به معنی کلی که ماده ای باشد سراسر بالقوه که عرفاء بهش نفس رحمانی می گویند۔ و دوم مادّه رو هم هیولی می گویند چون استعداد فعلیت خاص رو داراست۔ آیا می توان گفت که معنی اول هیولیٰ یعنی مادّه اوّلیه کلی که دارای تمام استعداد های ممکن می باشد و هیولیٰ به معنی دوم یعنی مادّه دارای استعداد مشخص و محدود؟ علاوه ازین آیا می‌توان معنی دوم هیولیٰ (اگر درست فهمیده باشم) رو عین ثابت نیز تلقی نمود؟ متشکرم

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌آید بتوان «عین ثابته» را همان مقام امکان ذاتیِ انسان قلمداد کرد به آن معنا که انسان در مقام وجود علمی‌‌اش می‌تواند وجود دنیایی خود را انتخاب کند. موفق باشید

31831

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام: استاد سوالی از خدمتتان داشتم اینکه، زمانی که اراده و علم و حیات مطلق، اراده و خواستی را برای زندگی شخصی داشته باشد، این شخص که نمودی از حیات و علم است در خود چه احساسی را یافت می کند یا چه دریافتی از درون خود خواهد داشت؟ ممنون

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی انسان ذیل اراده الهی قرار گرفت آن‌چنان احساسی به سوی او می‌آید که خود را نه‌تنها غرق حضور خدا می‌یابد، بلکه نسبت او با عالم، نسبتی می‌شود که خداوند با عالم دارد. معنای درک حضور تاریخی آن است که در منظر تفکرِ خود این پرسش را داشته باشیم که در موقعیت تاریخی که در آن قرار داریم، خدا با ما چه نسبتی برقرار کرده و ما نیز چه نسبتی باید با او برقرار کنیم؟ دعا و مناجات کمک می‌کند تا در درک جایگاه تاریخی خود حضوری مناسب پیدا کنیم و جهت درک صحیح جایگاه تاریخی خود امیدوار به توجه خاص او باشیم و نسبت به درک سعه‌ حضوری که باید داشته باشیم از او بخواهیم قلوب ما را بعد از هدایت‌مان به چیز دیگری متمایل نگرداند. حضور ذیل اراده‌ الهی که تاریخ را فراگرفته، با خدای رسمی ممکن نیست. حاضر شدن در بطن حیات اجتماعی با برقراریِ نسبتی که با خدا شکل می‌گیرد ممکن است، وگرنه بر اساس توهّمات‌مان عمل می‌کنیم و بی‌آینده می‌مانیم. موفق باشید

31794

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام: چگونه از منظر نظریه حقیقت و رقیقت می‌توان آیاتی که در آن از رویت و لقای خداوند صحبت شده استفاده کرد؟ چنانچه در کتاب یا جلسه ای مفصل در مورد آن فرمایش مفصل داشته اید خوشحال می‌شوم آدرس آن مفصل را در کنار جواب مجمل همین مجال داشته باشم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: موضوع را می‌توانید در مباحث «اصالت وجود» و تشکیکی‌بودن آن دنبال بفرمایید از آن جهت که «وجود» به عنوان حقیقی‌ترین حقایق، دارای شدت و ضعف است. پیشنهاد می‌شود سری به کتاب «از برهان تا عرفان» در قسمت «برهان صدیقین» بزنید. موفق باشید

31689

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام و عرض ادب. در موضوع اربعین حسینی: صعه صدری که در این تاریخ خود را نشان می‌دهد در زبان مردم عادی با جمله (کسی را قضاوت نکنید به سادگی) خود را نشان می‌دهد، در زبان مذهبیون هم جور دیگر. این صعه صدر که در ادامه آن آیه شریفه که نشان می‌داد به مردم هم در راستای وحی پیامبر وحی می‌شود، نشان می‌دهد به موقع مردم بعضی مسائل را زیاد تکرار می‌کنند و نباید به سادگی از کنار این صحبتهای مردم گذشت. حال سوال این است، جایگاه این صعه صدر و ارتباط آن با مسئله اربعین و ظهور حکمت خسروانی کجاست؟ التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که جناب پروفسور هانری کربن معتقد است ایرانیان با حکمت خسروانی رسالتی را برای حضور در جهان به عهده دارند در آن حدّ که دار مستتر، ایران‌شناس فرانسوی گفته است که اسکندر می‌خواست ایران را یونانی کند، یونان را ایرانی کرد. و یا میشل فوکو معتقد است ایران، روحی است در جهان بی‌روح. موفق باشید  

31619

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
‏وقتی موعد اعدام سقراط رسید، زنش را دید که داشت گریه می‌کرد، نزدیکش شد و پرسید: «چه چیزی باعث گریه ات شده عزیزم؟» زن در حالی که گریه می‌کرد گفت: «ظالمانه کشته خواهی شد.» سقراط گفت: «یعنی اگر عادلانه کشته می‌شدم گریه نمی‌کردی؟!» ‏زن گفت: «منظورم اینست که بیگناه کشته می شوی!» سقراط گفت: «یعنی دوست داشتی گناهکار باشم؟!» زن خود را از آغوش او رها کرد و گفت: «الهی زیر گل بری سقراط که موقع مردن هم دست از فلسفه و منطق برنمی‌داری!!»
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! بازی‌های زبان، خودْ عالَمی دارد و به همین جهت زبان‌ها ظرفیت ظهور همه احوالات را ندارند. موفق باشید

31383
متن پرسش
سلام استاد خدا قوت: مادری هستم با سه فرزند کوچک مدتیه که این سوال ذهنم رو به خودش مشغول کرده که واقعا انگیزه من برای زندگی کردن، زنده بودن و تحمل سختیهای زندگی چی هست؟ آنچنان انگیزه ای برای زندگی کردن ندارم و اگر بفرمایید باید راضی باشم به اینکه خدا زندگی و بچه آوری و بچه داری و سختی هایش را برایم مقدر کرده باز این سوال را دارم که در پس اعتقاد به حکیمانه بودن کارهای خدا هدف اصلی خدا از خلق تک تک آدم ها چی بوده و این بنظرم متفاوت از هدفی که برای خلقت انسان داشته بوده چرا خدا بنده را خلق کرده؟ درحالی‌که میشد من به وجود نیام و باید به چه دلیل زندگی کنم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد خوب است به چند جلسه اول کتاب «آشتی با خدا» که روی سایت هست، سری بزنید. بخصوص قسمتی که می‌گوید: «خدا چرا ما را خلق کرد؟». انسان در فرزندآوری با نوعی بسط خود در عالم هستی روبه‌رو می‌شود در آن حدّ که فرموده‌اند فرزندان مؤمن انسان در قیامت از والدین‌شان شفاعت می‌کنند و این بر مبنای نیّتی است که والدین در تربیت فرزندان‌شان دارند. اشکال در آن جا است که ما گمان می‌کنیم در تأمین زندگی و تربیت فرزندان‌مان همه کارها به عهده ما است؛ غافل از آن‌که همان خداوندی که آن‌ها را خلق کرده، رزق و تربیت کلّی آن‌ها را به عهده گرفته است. موفق باشید

31188
متن پرسش
www.islamquest.net سلام آقای محترم پرسش شما با مضمون ذیل دریافت شد. پاسخ این پرسش پس از تهیه به همین آدرس ارسال خواهد شد. سلام و روز بخیر. ببخشید یک سوال داشتم تقریبا در گروه عرفان قرار میگیره. من خیلی به عرفا و اهل سلوک ارادت دارم چند روز پیش یه شبهه ای رو دیدم که خیلی ذهنم رو مشغول کرده، متن رو می‌فرستم بعد سوالاتی رو مطرح می‌کنم: نخستین روشها، از سوی سالکان و عارفان بزرگ در پایان سده ‏های میانه بیان شد. آنها توجه خود را روی یک هدف یا موضوع پر از احساس و عواطف، مانند شمایلی مقدس، شیئی متبرک، تصویرهایی ذهنی مانند آتش جهنم، لذتهای بهشت، شکنجه ‏ها و عذابهای زمینی یا شهیدان و قربانیان مقدس، … و یا با بازتولید و تکرار عبادت و نیایش و مناجات و ادعیه متمرکز می ‏کردند و سپس، در بخش آهیانه‏ ای نیمکره ‏ی راستِ مغزِ خود، پیغامهایی بصری دریافت می ‏کردند که «به نظرشان» می ‏رسید «از بیرون» می ‏آید، این پیامها با «یادمانده ‏های»‏ ذخیره شده در داخل بخشهای مختلف قشر بصری مغز که در زیر لوبهای گیجگاهی و پسِ سری قرار دارند ترکیب می ‏شود. تصویرهای واقعی با بیدار کردن تصویرهای حک شده در حافظه، به شکلی غیرمستقیم، فعالیت «هیپوکامپ راست» را افزایش می ‏دهد، و از طریق پیوندهای متوقف‏ کننده، به تدریج لوب گیجگاهی راست را، با تحریک کردن هسته ‏های هیپوتالاموس (که از دور ، قلب و ششها را کنترل می ‏کند) از کار می ‏اندازد. سپس بخشی از «حس تشخیص جهت» از دست می ‏رود که فرد حس می ‏کند در فضایی بی ‏پایان قرار دارد و آهنگ ضربان قلب و تنفسش آرام شده است. اگر مدیتیشن موثر باشد، همه ‏ی تعادلهای نوروفیزیولوژیک در یک آن به پایان می ‏رسد. لوب چپ مغز که مسئول قطع ارتباط میان «خود» و «دیگری» است، به نوبه ‏ی خود از کار می ‏افتد. در این مرحله فرد، به حالت خوشنودی و رضایت خاطر و خلسه ‏ی مطلق، وضعیتی که نوروفیزیولوژیستها آن را «هستی واحد مطلق» و دیگران آن را «نیروانا» یا «فنا» می ‏نامند می ‏رسد. سوالم اینه که چه فرق هوایی این حالات با حالات عصبی گفته شده داره؟ فکر می‌کنم حتما تفاوت هایی حتی از نظر همون اعصاب و روان داره که ممنون میشم راهنماییم کنین و آیا اساسا میشه این حالات تاثیر گرفته این اینها باشه؟ البته خودم فکر می‌کنم نمیتونه چون مفاهیم بزرگی رو عرفا میبینن و میگن، مثل ابن عربی و... ممنونم از شما. التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در رابطه با این مسائل در کتاب «ده نکته در معرفت نفس» و شرح صوتی آن و کتاب «خویشتن پنهان» عرایضی شده است مبتنی بر آن‌که ابزارهای جسمانی بدن، محل ظهور قوای نفس ناطقه‌اند و نباید آن‌ها را به جای نفس ناطقه قلمداد نمود. موفق باشید

31102

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: یکی از طبیبان سنتی می فرمایند: «به کسانی که واکسن می‌زنند نزدیک نشوید. زیرا اینها می‌کرو چیپ دارند و دچار تغییر ژنتیکی شده‌اند و از سنخ انسان بودن خارج شده‌اند و مانند ربات کنترل‌شده عمل می‌کنند و ژن ایمان و اخلاق و نجابت را از دست داده‌اند.» با توجه به اینکه رهبری متاسفانه واکسن زدند آیا این فرمایشات در موردشان صادق است بخصوص در مورد اینکه ایشان تبدیل به ربات کنترل شده شوند وحشت دارم و اینکه آیا بعد از این اطاعت از ایشان چون احتمال کانالیزه شدن در موردشان وجود دارد چه حکمی دارد؟ البته به صرف ساخت داخل نافی این احتمالات نیست چون تجربه نشان داده داخلی ها دست کمی از خارجی ها بعضا ندارند.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: متأسفانه بسیاری از اساتید طب سنتی مثل آقای تبریزی معتقد به تجرد نفس نیستند و در همین رابطه هست که فکر می‌کنند که مثلاً واکسن یک ویروس، شخصیت انسان‌ها را تغییر می‌دهد غافل از این که اساساً، بدن با تمام ابعادش در اختیار نفس ناطقه است و نفس ناطقه در ذات خود در مقام تعادل است و لذا قرآن فرمود: «وَنفسٍ وَ ما سوّایها». موفق باشید

 

31066
متن پرسش
سلام: با توجه به اینکه باز اکثریت ملت در انتخابات شرکت نکردند و مشارکت زیر ۵۰ درصد است و باز در آنها که شرکت کردند حدود ۴۰ درصد آرا به غیر جناب رییسی تعلق گرفته است و آرای باطله درین دوره نفر دوم انتخابات شده است و بسیار بالاست. تحلیل شما چیست و چگونه عوامل اربعه ای که رهبری فرمودند (معیشت، کرونا، مخالفت خوانی ها و اختلالات در جریان رای گیری) نتوانسته در عزم ملت فائق آید در حالیکه با این آمار که عرض کردم بنظر می رسد فائق آمده است پس باید گفت این عوامل اربعه در عزم کمتر از نیمی از ملت فائق نیامد نه اینکه بطور کلی ملت را جمع گرفت.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آنچه در این صحنه انتخابات به ظهور آمد عزم انسان‌های موحدی بود که در نفی حیله‌های دشمن حقیقت و دشمن انسانیت به خوبی ظهور کرد و این یکی از ابعاد نورانی انقلاب بود که به ظهور آمد در آن حدّ که رحمت الهی به خوبی جان ملت ایران را فرا گرفت تا در دام توهّمات شیطانی نیفتند و از سروش الهی که از دم قدسی نایب الإمام سریان پیدا کرد؛ بی‌بهره نشوند. موفق باشید  

30869
متن پرسش
با عرض سلام و ادب خدمت استاد گرانقدر: حضرت علامه طباطبایی «رحمة‌الله‌عليه» راجع به آیه ۲۲ سوره اعراف مي‌فرمايند: «همين كه از آن درخت چشيدند، عيب‌هايشان بر ملا شد: «فَلَمَّا ذَاقَا الشَّجَرَةَ بَدَتْ لَهُما سَوْءاَتُهُمَا» به علت نزديكي به طبيعت، نقص‌هاي آن‌ها پيدا مي‌شود، حالا هر چه بيشتر به آن نزديك شوند- به اميد بر طرف شدن نياز- نيازشان بيشتر مي‌شود». در کتاب شریف «هدف حیات زمینی آدم» توضیحات بسیار خوبی در این باره ایراد فرموده اید. با الهام از آن توضیحات و مطالعاتی که بنده در حال انجام آن هستم، برداشتی از این آیه شریفه داشتم که نظر جنابعالی را در این زمینه جویا هستم (اینکه آیا چنین برداشتی می تواند صحیح باشد؟): حکما و محققین در رابطه با ارتباط میان نفس و بدن بیان کرده اند که نفس با قطع نظر از تعلقی که به بدن دارد، «عقل» است و صفات عقلى، مَلكى است و به اقتضاى سرشت خود ناظر به كمال و ديار مناسب خود است كه: «العقل ما عُبد به الرحمن، و اكتسب به الجنان»... بدین سبب گرفتاری انسان به اخلاق و عاداتی که مانع از این اتصال به عالم اعلی می شود به سبب تعلقی است که بعد از کینونت عقلی خود به بدن می یابد. یعنی تا در عالم عقل و آن بهشت نزولی است غرق در تماشای جمال یار است اما به محض تعلق به بدن، گرفتار نقائص مزاجی خود می شود و تا بر اقتضائات این مزاج غلبه نکند و قوای حیوانی را تحت حاکمیت عقل به اعتدال نرساند در بند تعلقات بدنی و مادی خود گرفتار خواهد بود. حال سوال بنده این است که آیا این حالتی که برای آن موجود عقلی و مَلکی بعد از هبوط در عالم طبیعت پیدا می شود، به علت همان قاعده ای است که در این آیۀ شریفه ذکر شده؟ یعنی انسانی که در کینونت عقلی خود موجودی ربانی است، به علت نزدیک شدن به شجرۀ ممنوعه و کثرات عالم طبیعت، انسانی طبیعی می گردد که در طبیعت خود حائز نقص های مختلف است که همین نقائص مانع از شهود حق می گردد در حالی که در عالم قبلی این نقائص آشکار نبودند یا مزاحم وصل او به مبدآ ایجادی اش نمی شدند؟ همچنین: و آیا این تقریر صحیح است که چون هر موجودی مظهر اسمی از اسماء الهی است و این اسماء در مقایسه با اسم جامع الله دارای نقص می باشند، اگر از عالم وحدت و آن بهشت نزولی به عالم کثرت هبوط کنند، همین نقصی که در جامعیت اسمائی خود دارند در عالم طبیعت نمودار می شود و عدم اعتدال ناشی از نقص در مظهریت اسماء برای انسانی که مستعد ظهور همۀ اسماء است بصورت عدم اعتدال در مزاج و ترکیب جسمانی نمودار شده و او را به سوی عادات حیوانی و جاذبۀ مادی سوق می دهد؟ و انسان در مواجهه با این مزاج باید روشی را پیش بگیرد که نقائص مزاجی خود را با قاهریت و حاکمیت نفس بر آن به اعتدال نزدیک کند تا بدین صورت از تاثیر آن خلاصی یابد و نقص اسمائی خود را در فرصت حیات زمینی جبران نماید؟ با تشکر فراوان از شما استاد عزیز
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است و به همین جهت بعد از آن‌که فرمود: «لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ في‏ أَحْسَنِ تَقْويم» پس از آن می‌فرماید: «ثُمَّ رَدَدْناهُ أَسْفَلَ سافِلين‏» حقیقتاً انسان را در بالاترین قوام خلق کردیم، سپس او را به پایین‌ترین پایین‌ها ارجاع دادیم؛ این سؤال پیش می‌آید چرا خداوند اگر قوام ما را در ابتدا آن بالا بالاها قرارداده و سپس گرفتار پایین‌ترین پایین‌ها کرده است؟ عجیب است که می‌فرماید خودمان آن‌ها را به «أَسْفَلَ سافِلين» ارجاع دادیم و پایین آوردیم. آیا این آیه خبر از آن ندارد که اگر مقام «أَحْسَنِ تَقْويم» را چشیدی، حال باید در دل یک تاریخ آشفته، «أَسْفَلَ سافِلينِ» هزار ساله را نیز تجربه کنی؟ تا ابر مردی بشوی به وسعت همه‌ی عالم و همه‌ی تاریخ. این‌که ما را در «أَسْفَلَ سافِلين» آورد، جز این است که می‌خواست ما در همه‌ی عوالم حاضر باشیم؟

حتماً درباره‌ی چهار منزل عرفانی فکر کرده‌اید. منزل اول «سیر من الخلق الی الحق» است. سپس سیر «من الحق فی الحق» می‌باشد که انسان در این منزل چه عشقی با خدا می‌کند. اصلاً کاری به کار مردم ندارد. در سیر سوم که سیر «من الحق بالحق الی الخلق» است، سالک در عین حضور در عالم انوار، بنا است در عالم سافل نیز حاضر شود تا این عالم را نیز تجربه کند و تا این‌جا سیر سالک جریان دارد تا سلوکش کامل شود و با نور خدا در جامعه‌ی بشری حاضر گردد. ولی سیر چهارم مأموریت است برای هدایت بشریت و مربوط به نبوت و نبیّ می‌باشد، پیامبر می‌آید تا رسالت خود را نسبت به مردم انجام دهد و از این جهت در واقع نوعی مأموریت است. آنچه سلوک را کامل می‌کند منزل سوم است که انسان جرأت خطرکردن داشته باشد و در این جهان حاضر شود تا بداند بر مردم  چه می‌گذرد. خداوند ما را نیافریده است تا شیخی باشیم در گوشه‌ای پنهان. اگر فرمود: «لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ في‏ أَحْسَنِ تَقْويم‏» و ما را در جایگاه خوب و خوشی آغاز کرد، مانند اوایل انقلاب و حالت خوشی که فضا را فرا گرفته بود ولی یک مرتبه در تهاجم فرهنگی و تهاجم نظامی قرارمان داد تا برای حضور در جهان، این سختی‌ها و تنگناها را تجربه کنیم و آن تجربه‌ی حضور خودمان در «أَسْفَلَ سافِلين» است ولی با حفظ هویت «أَحْسَنِ تَقْويم». در این حالت است که ظلمات به نور تبدیل می‌شود و انسان آتش را ابراهیم گونه برای خود گلستان می‌کند. موفق باشید  

30619

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: یکی از معارف عرفانی قرآن که بتوان ادعا کرد مسبوق به سابقه نبوده است یا مثلا با مقایسه با تورات و انجیل بتوان ادعا کرد بر آنها برتری دارد را بیان کنید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همه‌ی معارف انبیاء مبتنی بر توحید است و تفاوت در عمق بیشتر توحیدی است که در اسلام ملاحظه می‌فرمایید. مثل توحید سوره‌ی «قل هو الله احد» که چگونه او در عین آن‌که «احد» است و همه‌ی هستیِ بیکرانه را شامل می‌باشد، «صمد» است و باید به سوی او رفت. که بحث مهمی است. و جمع آن، نگاه توحیدیِ خاصی را می‌طلبد. موفق باشید

30462

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: استاد من در محلی از تهران زندگی می‌کنم که تا دو سال پیش محل اروم و قشنگی بود، خونه ها هنوز خیلی آپارتمان نشده بودن، اما الان پر شده از آپارتمان های زشت، که توی خونه ها اثری از نور خورشید نیست، انقدر که ساختمونا نزدیک به هم هستن، دلم نمیخواد برم بیرون چون چهره ی شهرم خیلی زشت شده، وقتی به این وضعیت نگاه می‌کنم واقعا دلم میگیره، به مردمی که همش دنبال بیشتر کردن طبقات خونشون هستن، زندگی چقدر زشت شده این روزا، استاد امیدی هست که در سال های آینده واقعا از این وضعیت مدرنیته خلاص بشیم؟ تا کی قراره این زندگی ماشینی جلو بره آخه؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور که می‌فرمایید فعلاً گرفتار چنین تنگناهایی هستیم. ولی به نظر می‌آید لااقل از جهان درونی خود که جهان گشوده‌‌ای می‌تواند باشد، غفلت نکنیم. موفق باشید

30048

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: لطفا وضعیت تفکرات سیاسی آقای محمود سریع القلم را نسبت به انقلاب اسلامی و نظام جمهوری اسلامی و ولایت فقیه را برایم شرح دهید. متشکرم
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر صحبت‌های ایشان را دنبال بفرمایید ممکن است مثل بنده به این نتیجه برسید که تفکر ایشان بسیار نزدیک است به تفکر ملی-مذهبی‌ها، که دیانت و سیاست را از هم جدا می‌دانند و دیانت را امری فردی به شمار می‌آورند. امثال آقای نوبخت و آقای روحانی تحت تأثیر ایشان می‌باشند. موفق باشید

29916

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم محضر استاد عزیز: استدعا دارم بفرمایید چگونه می‌شود مطلبی را جهت مطالعه حضرتعالی ارسال کرد. از بذل توجهتان کمال تشکر را دارم. برادر کوچک شما. لاجوردی
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: از همین طریق سؤال سایت، چنانچه سؤالی باشد می‌توانم در خدمتتان باشم. موفق باشید

29786

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم سلام علیکم: استاد در بحث حساب معاد، فرمودید که پیامبر (ص) در مکه در جاهای مختلف می‌خواستند جانشینی خود که خداوند فرموده بود را ابلاغ کنند اما از عاقبت آن می‌ترسیدند تا این که خداوند فرمودند اگر اعلام نکنی رسالتت کامل نیست. مگر پیامبر با نور وجودی خود متوجه این عاقبت نبودند؟ ۲. منظور از نظام در بحث ها چیست؟ آیا آیاتی از قرآن که «نا» دارند مثل خلقنا و انزلنا مربوط به نظام است که جمع بسته شده است؟ اجرکم عندالله
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. عموماً پیامبر خدا «صلوات‌الله‌علیه‌وآله» به نور اجمالی که در لیلة القدر به آن منوّر شدند، اجمالِ قضایا را می‌دانستند و منتظر بودند تا خداوند آن را با نزول وَحی به تفصیل درآورد. ۲. به نظر بنده همین‌طور باید باشد. موفق باشید

29785
متن پرسش
سلام استاد جان: پرسش من این است که گاهی آیات قرآن، از نظر من، با علم جدید همخوانی ندارد، مثلا آیه ۱۵ و ۱۶ سوره نوح، که گفته میشه خداوند آسمان رو در هفت طبقه آفرید و ماه و خورشید رو موجب نور و.... در حالی‌که در سماوات فقط یک ماه و یک خورشید نیست. اینجور آیات چطور قابل انطباق با علم روزه؟ متشکرم
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر دقت شود نگاه قدسی به عالَم با نگاه تجربی به‌کلّی متفاوت است. مثلاً ما در روایت داریم آسمان اول محلّ فرشتگان مخصوص به خودش می‌باشد و پیامبر خدا «صلوات‌الله‌علیه‌وآله» در سفر معراجی‌شان در آسمان اول با آن‌ها روبرو شدند و مسلّم آن آسمان، آسمانِ این زمین نیست. پس معنی آسمان‌های هفتگانه، مراتبِ عوالم وجودند در هویت قدسی‌شان. موفق باشید   

28589

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: یکی از عزیزانم که ارادت زیادی به شما هم دارند از من خواسته اند این مقاله را برایتان ارسال کنم. در مقاله قبل به متانت مقام رهبری اشاره دادید اگر صلاح می دانید برای جهت گرفتن قلمشان به سمت این متانت توصیه ای هم دارید بفرمایید؟ به نام خدا آقای تاج داده نقش شما برای ادامه حیات فریب و فساد و اختلاس کم‌نظیر و مطابق نوعی شایسته‌سالاری تعریف شده است. آنجا که شما چشم دیدن مطالبات و پیگیری‌های رهبری در مواجهه با فساد و فریبکاری هاتان را نداشته و نمی‌توانید آن را تحمل کنید و درست موقعی که پیگیری مفسدان اقتصادی و اختلاس گران در قوه قضاییه برای اولین بار به جدیت پیگیری می شود در این خصوص فریاد شما بلند شده است. جناب رهبری در سخنرانی مورخه ۹۶/۱۱/۲۰ فساد را به اژدهایی هفت سر تمثیل کردند که در مواجهه با زدن یک سر آن شش سر دیگر از جای دیگر و به شکل دیگر سر در می آورد و اما جایگاه و نقش شما در این اژدهای هفت سر فساد کجا تعریف شده است؟ شاید شما فکر می کنید سر در برف فرو کرده و جامعه و مردم باهوش و زیرک ایران از نقش درجه یک و محوری شما و امثال شما در فساد و تبعیض و اختلاس و رانت بی‌خبر است. شما بر شاخهای سری از این اژدهای هفت‌سر فساد نشسته اید، که برای هرگونه فساد اعم از اقتصادی، اجتماعی، سیاسی پوشش و نقاب های جذاب و زیبا خلق می کنید و در موضع شریک دزد هستید ، و با چهره دیگرتان فریبکارانه در موضع مطالبه و اعتراض ظاهر شده و رفیق قافله خود را نشان می‌دهید. شما با نقاب و پوشش آزادیخواهی و اصلاح طلبی و مبارزه دروغین با اقتدار گرایی و با شعار مردم‌سالاری برای مفسدان و اختلاس گران، بهشت بی مسئولیتی و حاشیه امن و مصونیت از پاسخ گویی ایجاد کرده‌اید و جهت اعتراضات و انتقادات را با حیله های رسانه ای و مردم فریبانه به آدرس های غلط و حتی گاهی به طرف موانع و منتقدان اصلی مفسدان و اختلاسگران هدایت می کنید. هر گاه رسوایی و گند کار مفسدان و رانت خواران بالا می‌آید و یا با آنها برخورد جدی شروع می‌شود، با کلان گویی و تعمیم دادن فساد و نرمالیزه کردن آن و توزیع فساد به همه دوران‌ها و همه جریان ها و به چهل سالگی انقلاب و جنجال رسانه‌ای مطالبه از رهبری و غیره، با تردستی و شعبده بازی سیاسی می خواهید رسوایی عملی و عینی مفسدان و رانت خواران و اختلاس گران را به دشمنان منتقدان آنان نسبت بدهید، شاید تاکنون توانسته اید با این فریب و نیرنگ ها به حیات زشت و خبیثانه سیاسی و افساد گرانه خود ادامه دهید اما بدانید برای همین مردم که دل به فریب آنان بسته اید اثر رد پای شما و همفکرانش شما را در ۴۰ سال گذشته و قبل از آن در همه مفاسد اقتصادی و سیاسی و اجتماعی لو رفته و برملا شده است. تعارضات و تناقضات در سراسر حیات پر فریب سیاسی شما و حتی در همین کلیپ چند دقیقه ای اخیر در دفاع از موسوی خوئینی ها موج می زند. یک طرف از مفاسد اقتصادی و اختلاس سخن می گویید و همانجا در دفاع از رفع حصر سخن می‌گوید، رفع حصر از کسانی که به اعتراف خودشان با حمایت مالی اختلاس گران و رانت خواران چون شهرام جزایری وارد انتخابات می‌شدند و یا می‌خواستند جمهوریت نظام را با نادیده گرفتن اختلاف ۱۱ میلیونی آرا به دیکتاتوری بکشانند و این شخص رهبری با حمایت مردم بود که از جمهوریت نظام دفاع کرده‌اند شما با سر سپردگی آراء ۸۵ درصدی را به تهدید و تحریم کشاندید. شما آیینه تمام‌نمای تناقضات هستید سخن از آزادی و مقابله با دیکتاتوری می‌زنید اما با نادیده گرفتن انتخابات آزاد و مردمی با تهمت تقلب می‌خواهید ریشه انتخابات و جمهوریت نظام را بخشکانید، سخن از مبارزه با فساد و اختلاس می زنید و می خواهید با آدرس های غلط فشار و تهدیدی که اخیراً توسط قوه قضائیه علیه مفسدان اقتصادی و رانت خواران ایجاد شده است را کاهش دهید، سخن از بهبود وضع معیشت مردم می‌زنید و می‌خواهید حالا که راه غلط چندین ساله سازش و تسلیم جواب نداده است را به گردن تدبیر اتکاء به خود و خودباوری و اعتماد به ظرفیت‌های خود بیندازید شما با مطرح کردن و تئوریزه کردن ترس و تسلیم و سازش ملت ما را از تشنگی که در سراب برجام نصیبش شده است را به دور دست‌های تسلیم و تهدید پذیری و خلع سلاح و بی پناهی و مسلط شدن دشمنان ارجاع دهید. شما از یک طرف به دروغ فریاد همه کاره بودن رهبری و دخالت‌های او را سر می دهید و همانجا می گویید چرا رهبری در امور فسادها و اختلاس های مجریان دخالت نمی‌کند، شما پر از تناقضات و تعارض‌های نامتجانس هستید که از طرف اربابان تان تبلیغ می‌شود و شما به شدت از مسمومیت این تزریقات رنج می برید و همچنان هذیان می گوید. شما بهتر از هر کس می دانید که رهبری در مقابله با ایجاد فساد و رواج و مدیریت آن توسط دولت ها و کابینه های منتخب شما و نمایندگان منتخب شما که عمدتاً با سفارش و تحت پوشش تکنیک‌های مردم فریبانه شما رای آورده‌اند تا حد دعوا و قهر بعضی از وزرا و نمایندگان و ترک کردن بی ادبانه جلسه پیش رفته است و در مقابل به خدمت رسانی و رشد و توسعه و سالم‌سازی حساس و جدی بوده و اهمیت می‌دهند، ایشان با برنامه و در میدان و به جزء برای وظایف و عملکردها با توجه به سوابق خود صاحب تفکر و تئوری و راهکار هستند و می شود به جدیت قسم خورد که هرکجا فساد و تباهی وجود دارد عمل بر خلاف ایشان و هر کجا دستاوردی وجود دارد پذیرش و همراهی با رای و نظر ایشان است همه می‌دانند که شما فقط در این مرحله هشت سال کشور را بر خلاف نظر ایشان به مسیری دیگر برده اید و حالا که فساد و تباهی کار هاتان بر ملا شده است با فریبکاری و نیرنگ در مقام مطالبه گری برآمده اید و می‌گویید بیایید بشینیم ببینیم چکار کنیم. شما مفسدان فرصت طلبی هستید که اعتراض و انتقاد به فساد را هم به فساد و تباهی کشیده اید و خود دزدانی هستید که با شورش و جنجال و فریاد آی دزد، آی دزد، خود را بین مردم پنهان می‌کنید و خود را به صف اول اعتراضات رسانده و با سرقت بیرق اعتراضات آن‌را به اغتشاش تبدیل کرده و به آدرسهای غلط حواله می دهید. شما مفسدانی هستید که در کسوت مصلحان ظاهر شده اید و با تهمت فساد به مصلحان و با فاسد معرفی کردن آنان نه نیمی از جهان که همه جهان را به فساد کشانده‌اید و بذر ناامنی و بی اعتمادی را در دل مردم جا داده اید. شما قاتلانی حرفه ای هستید که همواره در مقام خونخواهی بر می آیید. شما فساد و تباهی را آبیاری و رشد می دهید و میوه آن را با خیانت به دشمن هدیه می‌دهید. شما خود گفته اید که نباید مأیوس باشیم مردم فراموش می کنند دستمان خالی نیست آقای زیبا کلام، آقای موسوی خوئینی‌ها، آقای حجاریان و... با تعمیم دادن و توزیع فساد به همه کس و همه دورانها، فشار و جو را بر ما سبک می کند و در فضای غبار آلود مجازی کار بهتر می گیرد. شما مانند اربابان مغرورتان از عقل این تاریخ و زمان در غفلت هستید و مأیوسانه تلاش دارید افکار ارتجاعی خود را در پوشش اصلاحات و مردم‌سالاری و آزادی خواهی پیش ببرید. انقلاب ملت بزرگ ایران از ظرفیت های بزرگ و ناشناخته ای برخوردار است که در مواجه با حوادث و توطئه ها بتدریج بروز کرده و همواه با عبور از این توطئه‌ها، شما و اربابان شما را مبهوت خواهد کرد و افق‌های بزرگتری پیش روی انقلاب خواهد گشود. ان شاءالله
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همه‌ی بحث در نحوه‌ی برخورد با این افراد می‌باشد که تلاش کنیم تا فرهنگی را که منجر به صحنه‌آوردنِ این شخصیت‌ها می‌شود؛ بشناسیم. به این فکر کنید که وقتی به جای نظر به حقیقت، شریعت الهی در محدوده‌ی تکالیف سطحی و ظاهری عدول کند، حاصلِ آن این نوع افراد خواهند بود که هیچ مسئولیتی نسبت به جامعه خود احساس نمی‌کنند. موفق باشید

28277

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و خدا قوت استاد: در سرگذشت شهید سلیمانی شاید یه دلیل موفقیت اون این باشه که همنشین استاد حایری بودن این خیلی قابل تامل است به نظرم و اینکه خود آیت الله حایری هم از بچه های جبهه و جنگ اون دوران بودن از این واقعه به نظرم میشه استفاده کرد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خدا رحمت کند آیت اللّه حائری شیرازی آن حکیم فرزانه و خودساخته و جهان‌دیده را. همیشه عرض بنده به رفقا بوده و هست که از ایشان بهره‌مند باشند. موفق باشید

28204

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام وقت بخیر: استاد من خیلی از چیزها رو درک می‌کنم. ولی استادی نداشتم کنترل کنم و در حد فجیعی کارهام بسته شده لطفا کمکم کنید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: پیشنهاد ما سیر مطالعاتی سایت برای رفقا و دوستان می‌باشد و برای رفع مشکلات از صله‌ی رحم و خوش‌رویی و تواضع نباید غفلت کرد. موفق باشید

27292

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: نزدیک سه ماه پیش پدرم برای یک عمل سرپایی به بیمارستان رفتند. رفتن ما به بیمارستان برای این عمل همانا و نزدیک ۴۰ روز بستری بودن پدرم در آی سیو و نهایتا فوت ایشان همانا. در این ۴۰ روز می توانم بگویم خداوند توفیق دعا کردن به شیوه های مختلف و ختم های مختلف را به ما عنایت کرد. به طرز عجیبی هر دعا یا مجلس مجربی می‌شنیدیم شرایط انجام آن فراهم می شد. شاید در عمرم هیچ گاه اینگونه با امید دعا نکردم و در این مدت آنقدر از نظر پزشکی امیدوار و ناامید شدیم که می‌توانم بگویم ترک خوردیم ولی باز از خدا ناامید نشدیم اما نشد. و حالا نمی‌دانم چطور توجیه کنم آن همه دعای مستجاب نشده را. اگر قرار نبود مستجاب شود چرا خدا خواست این همه با امید صدایش بزنیم؟ از نظر اعتقادی دچار مشکل شده ام. خیلی مواردی که در دین به صورت قطعی گفته شد خلافش را تجربه کردم. نه دعایم زیر قبه امام حسین (ع) مستجاب شد نه تربت امام حسین (ع) شفا داد نه دعای دل شکسته مستجاب شد نه دعای کسی که با امید و حسن ظن خدا را صدا زد مستجاب شد نه اندوه دل کسانی برطرف شد که حدیث کسا خواندن. هر بار به آن قسمت حدیث کسا می رسم که پیغمبر قسم می‌خورند با تمام امید می‌خوانم ولی بسیاری وقت ها نمی شود. در حال حاضر دیگر هرچه از احادیث و روایات می شنوم با خودم می‌گویم معلوم نیست بشود و دوباره تا خلافش اتفاق افتاد توجیهش می‌کنند. می خواستم سیر مطالعاتی را ادامه دهم ولی احساس می کنم این سوالات نمی گذارد رابطه من و خدا درست باشد. لطفا مرا راهنمایی کنید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی تقدیری مشخص در صحنه است، با دعا تغییر نمی‌کند ولی شرایط دعا فراهم می‌شود تا زمینه‌ی اُنس با خدا شکل بگیرد و آن مرحوم هم در سیر خود بهتر سیر کند. موفق باشید

نمایش چاپی