در زمان هخامنشیان، داریوش یکم ادعا می کرد که اهورامزدا ایشان را به پادشاهی انتخاب کرده و جنبه دینی به حکومت خود می داد، حال برای ما باور چنین امری سخت است. آیا ولی فقیه نوعی بدعت توسط شیعیان نمی باشد؟ منشا انتخاب شخصی به عنوان ولی فقیه چیست؟! آیه صریح و واضح قرآن، امام معصوم!...منشا چیست؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: بزرگان دین در رابطه با «ولایت فقیه» مفصلاً بر مبنای آیات و روایات و دلایل عقلی سخنها گفتهاند. بنده مختصری از سخنان آن بزرگان را در کتاب «مبانی نظری نبوت و امامت» تحت عنوان «مبانی حکومت دینی» عرض کردهام که ذیلاً خدمتتان ارسال میشود: موفق باشید
مباني حكومت دينـي
در رابطه با جايگاه انقلاب اسلامي دو نکته را بايد مدّ نظر داشت؛ يک نکته در مورد جايگاه آن به عنوان نظام ديني، در مباني عقلي و شرعي است و نکتهی ديگر جايگاه تاريخي و اهدافي است که دنبال ميکند. در رابطه با مباني عقلي و شرعي نظام ديني به طور مختصر ميتوان موارد زير را برشمرد:
1- در مباحث عقلي اين نکته روشن است که در هر موضوعي همواره مقام وحداني، عامل حفظ و بقاي جنبههاي كثرت در آن موضوع است، مثل روح انسان که به عنوان مقام وحداني عامل حفظ و بقاي بدن است و تا نظر به بدن دارد مانع ميگردد تا بدن متلاشي شود و بين سلولهاي آن گسستگي ايجاد گردد.
از آن جايي که جامعه عبارت است از مجموعهاي از افراد که جهت رفع حوائجِ خود کنار هم آمدهاند، اگر از طريق پذيرش حکم حضرت اَحد به مقام وحدت متصل نشود، نميتواند داراي بقاء و حياتِ حقيقي باشد و به مقصدي که به دنبال آن است دست يابد، بلكه حياتش دروغين و انسجامش وَهْمي خواهد شد. مثل بدن مردهاي است كه به واقع انسجام و يگانگي حقيقي ندارد و در آن صورت اعضای آن در اختيار يك هدف واقعي قرار نميگيرد و زماني نميگذرد که متلاشي ميشود. پس بايد نظام اجتماعي انسانها، همچون نظام فرديشان، تحت تدبير و حاكميت حضرت «اَحد» باشد تا به ثمرهي حقيقي دست يابد و بر اساس قاعدهي ارتباط کثرتها به وحدت، ادامهي حيات متعالي در آن فراهم باشد.
2- خداوند در سورهي شوري آيهي 9 ميفرمايد: «فَاللّهُ هُوَ الْوَليُّ» يعني فقط خدا «وليّ» است و لذا فقط حكم خدا بايد در امور انسانها - اعم از امور شخصي و اجتماعي- حاكم باشد، و هرگونه حاكميتي در امور انسانها كه مظهر حكم خدا نباشد، خلاف واقعيت جاري در هستي است.
3- براي حاكميت حكم خدا بر انسانِ مختار، «نبي» و «امام» نياز است. پس نبي و امام آينهي نمايش حكم خداونداند و هيچ چيزي از خود ندارند، مثل آينه كه صِرفاً حكايتكننده و نمايشدهندهي وجود شخصي است كه در مقابل آن است. در همين راستا امام باقر(ع) ميفرمايند: «بَلْ قُلُوبُنَا أَوْعِيَةٌ لِمَشِيَّةِ اللَّهِ فَإِذَا شَاءَ شِئْنَا»[1] قلب هاي ما ظرف خواست و مشيت خداوند است چون او بخواهد ما مي خواهيم.
4- در زمان غيبتِ امام زمان(عج) براي اينكه رابطهي انسانها و جامعه با حضرت اَحد قطع نشود و حكم خدا در امور انسانها - اعم از امور شخصي و امور اجتماعي- جاري و حاكم باشد، ضرورت دارد يك كارشناسِ كشف حكم خدا از طريق كتاب و سنت، در صحنهي مديريتِ بالاي جامعه باشد تا اين نياز برآورده شود و جايگاه مراجعِ صاحب فتوي در امور فردي و وَليّ فقيه در امور اجتماعي بر همين مبنا است.
5- خدايي كه براساس حكمت بالغهاش هيچ نيازي را بيجواب نميگذارد و بر همين اساس پيامبر و امام را براي بشر ميپروراند[2] در زمان غيبت امام زمان(عج) چون جامعه نياز به يك فقيه اَعْلم و شجاع و متقي دارد، اين چنين فقيهي را هم ميپروراند. حالا وظيفهي مردم این است که از طريق خبرگان فقيهشناس او را كشف نمايند و اگر افراد در اين مورد حساسيت لازم را بهکار نگيرند و تلاش نكنند، گرفتار حاكماني ميشوند كه افكار و خواستهاي خودشان را بر مردم حاكم ميكنند. در حالي كه فقيه، حكم خدا را بر جامعه حاكم ميكند، حکمي که مطابق فطرت همهي انسانها است و تمام ابعاد وجودي انسان را رشد ميدهد.
امام خميني«رضواناللهتعاليعليه» در کتاب ولايت فقيه با استدلال به لزوم وجود مؤسسات اجرايي و ضرورت اجراي احکام اسلام و ماهيت و کيفيت قوانين اسلام (احکام مالي، احکام دفاع ملي و احکام احقاق حقوق و احکام جزايي) و لزوم وحدت بين امت اسلام و ضرورت قيام علما براي نجات مردم مظلوم و محروم و همچنين با استناد به سنت و رويّهی رسول اکرم(ص)و رويّهي امير مؤمنان علي بن ابيطالب(ع)و... بر ضرورت تشکيل حکومت اسلامي در عصر غيبت تاکيد کرده و ميفرمايد: «اکنون که دوران غيبت امامu پيش آمده و بناست احکام حکومتي اسلام باقي بماند و استمرار پيدا کند و هرج و مرج روا نيست، تشکيل حکومت لازم مي آيد. عقل هم به ما حکم ميکند که تشکيلات لازم است... اکنون که شخص معيني از طرف خداي تبارک و تعالي براي احراز امر حکومت در دورهي غيبت تعيين نشده است، تکليف چيست؟ آيا بايد اسلام را رها کنيد؟ ديگر اسلام نمي خواهيم؟ اسلام فقط براي دويست سال بود؟ ...يا اينکه حکومت لازم است، و اگر خدا شخص معيني را براي حکومت در دورهی غيبت تعيين نکرده است، لکن آن خاصيت حکومتي را که از صدر اسلام تا زمان حضرت صاحب الزمان(عج)موجود بود براي بعد از غيبت هم قرار داده است. اين خاصيت که عبارت از علم به قانون و عدالت باشد در عدهی بيشماري از فقهاي عصر ما موجود است. اگر با هم اجتماع کنند، مي توانند حکومت عدل عمومي در عالم تشکيل دهند. اگر فرد لايقي که داراي اين خصلت باشد به پا خاست و تشکيل حکومت داد، همان ولايت را که حضرت رسول اکرم(ص)در امر ادارهی جامعه داشت دارا مي باشد، و بر همهي مردم لازم است که از او اطاعت کنند».[3]
امام خميني«رضواناللهتعاليعليه» در کتاب البيع مي فرمايند: «همان دلايلي که لزوم امامت را پس از نبوت اثبات ميکند، عينا لزوم حکومت در دوران غيبت حضرت ولي عصرg را در بر دارد... آيا مي توان تصور کرد که آفريدگار حکيم، امت اسلامي را به حال خود رها کرده و تکليفي براي آنان معين نکرده باشد؟ و آيا خردمندانه است که بگوييم خداوند حکيم به هرج و مرج ميان مسلمين و پريشاني احوال آنان رضا داده است؟ و آيا چنين گماني به شارع مقدس رواست که بگوييم حکمي قاطع جهت رفع نيازهاي اساسي بندگان خدا تشريع نکرده است تا حجت بر آنان تمام شده باشد؟»[4]
آري، لزوم حکومت به منظور بسط عدالت و تعليم و تربيت و حفظ نظام جامعه و رفع ظلم و حراست مرزهاي کشور و جلوگيري از تجاوز بيگانگان، از بديهي ترين امور و واضحات عقل است، بي آنکه بين زمان حضور و غيبت امام و اين کشور و آن کشور فرقي باشد.
آيت الله العظمي بروجردي به طور منظم و منطقي بر اثبات ولايت فقيه استدلال عقلي کرده و در بين کلمات خويش صراحتاً از نصب فقيه براي سرپرستي جامعهی اسلامي سخن گفته است.ايشان، در بارهی اثبات ولايت فقيه و بيان ضوابط کلي و شئون و حدود ولايت مي فرمايند:
اولا: در جامعه اموري وجود دارد که مربوط به فرد خاصي نيست بلکه از امور عمومي اجتماعي است که حفظ نظام جامعه بدان وابسته است، نظير قضاوت، سرپستي اموال غايب و ناتوان و مجهول المالک، و حفظ نظام داخلي جامعه و پاسداري از مرزها و دستور جهاد و دفاع هنگام هجوم دشمنان و مشابه آن که با سياست مُدُن مرتبط است.اين امور از مواردي نيست که هر شخصي مستقلا بتواند عهده دار آن گردد، بلکه از وظايف سرپرست جامعه و آن کسي است که زمام امور اجتماعي مردم به دست اوست.
ثانيا: براي کسي که قوانين اسلام و ضوابط آن را بررسي کند، ترديدي باقي نمي ماند که اسلام دين سياسي، اجتماعي است و احکام آن به اعمال عبادي شرعي محض که هدف آن، تکامل فرد و تامين سعادت اخروي است منحصر نيست، بلکه اکثر احکام آن مربوط به امور سياسي و تنظيم اجتماع و تامين سعادت دنياي مردم است.مانند احکام معاملات و سياسات و جزاييات از قبيل حدود و قصاص و ديات و احکام قضايي، و مالياتهايي نظير خمس و زکات که حفظ دولت اسلام متوقف بر آن است.به همين خاطر علماي خاصه و عامه اتفاق نظر دارند که در محيط اسلام وجود سياستمدار و رهبري که امور مسلمانان را اداره کند ضروري است بلکه از ضروريات اسلام است.هرچند در خصوصيات و شرايط او و چگونگي تعيين او از سوي رسول اللهf يا با انتخاب عمومي، اختلاف نظر دارند.
ثالثا: بي ترديد سياست بلاد و تامين جهات اجتماعي در دين اسلام جداي از جهات روحاني و شئون مربوط به تبليغ احکام و ارشاد مسلمانان نيست، بلکه از همان صدر اسلام سياست با ديانت در هم آميخته و سياست از شئون ديانت محسوب مي شده است.رسول الله(ص) شخصا به تدبير امور مسلمانان مي پرداخت و امور آنان را سياستگزاري ميکرد و مسلمانان براي حل و فصل خصومتهاي خويش به وي مراجعه ميکردند. پس از آن حضرت نيز سيرهي خلفاي راشدين و غير راشدين و امير المؤمنين(ع) به همين منوال بود. آن حضرت پس از تصدي ظاهري خلافت، امور مسلمانان را تدبير ميکرد و براي ولايات، قاضي و حاکم منصوب ميفرمود.[5]
اين است مباني عقلي و شرعي حکومت ديني.
[1] - بحار الأنوار ، ج52، ص 51.
[2] - در راستای پرورش انسانی که حکم خدا را در جامعه جاری کند در مورد رسول خدا، حضرت علي(ع) در خطبهي 193 ميفرمايند: «...وَ لَقَدْ قَرَنَ اللهُ بِهِ.(ص)مِنْ لَدُنْ اَنْ كانَ فَطيماً اَعْظَمَ مَلَكٍ مِنْ مَلائِكَتِهِ يَسْلُكُ بِهِ طَريقَ الْمَكارِم و مَحاسِنَ اخلاقِ العالَمِ، لَيْلَهُ وَ نهارَهُ» از همان لحظهاي كه پيامبر(ص) را از شير گرفتند، خداوند بزرگترين فرشتهي خود را مأمور تربيت پيامبر كرد تا شب و روز، او را به راههاي بزرگواري و راستي و اخلاق نيكو راهنمايي كند.
[3] - به کتاب ولايت فقيه(حکومت اسلامي)، امام خميني، مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني، 1373، ص 39- 40 رجوع شود.
[4] - به کتاب البيع، امام خميني، مؤسسه اسماعيليان، ج 2، ص 461- 462 رجوع شود.
[5] - به کتاب البدر الزاهر في صلوة الجمعه و المسافر، حسينعلي منتظري، (تقرير لما افاده آيت الله العظمي حاج آقا حسين بروجردي طباطبائي)، ص 52- 57 رجوع شود.
استاد گرامی دامت افاضاته سلام علیکم: سوال بنده در مورد هیولی و اعیان ثابته است۔ اگر درست فهمیده باشم از واژه هیولی به دو معنی استفاده می شود؛ یکی به معنی کلی که ماده ای باشد سراسر بالقوه که عرفاء بهش نفس رحمانی می گویند۔ و دوم مادّه رو هم هیولی می گویند چون استعداد فعلیت خاص رو داراست۔ آیا می توان گفت که معنی اول هیولیٰ یعنی مادّه اوّلیه کلی که دارای تمام استعداد های ممکن می باشد و هیولیٰ به معنی دوم یعنی مادّه دارای استعداد مشخص و محدود؟ علاوه ازین آیا میتوان معنی دوم هیولیٰ (اگر درست فهمیده باشم) رو عین ثابت نیز تلقی نمود؟ متشکرم
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر میآید بتوان «عین ثابته» را همان مقام امکان ذاتیِ انسان قلمداد کرد به آن معنا که انسان در مقام وجود علمیاش میتواند وجود دنیایی خود را انتخاب کند. موفق باشید
با سلام: استاد سوالی از خدمتتان داشتم اینکه، زمانی که اراده و علم و حیات مطلق، اراده و خواستی را برای زندگی شخصی داشته باشد، این شخص که نمودی از حیات و علم است در خود چه احساسی را یافت می کند یا چه دریافتی از درون خود خواهد داشت؟ ممنون
باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی انسان ذیل اراده الهی قرار گرفت آنچنان احساسی به سوی او میآید که خود را نهتنها غرق حضور خدا مییابد، بلکه نسبت او با عالم، نسبتی میشود که خداوند با عالم دارد. معنای درک حضور تاریخی آن است که در منظر تفکرِ خود این پرسش را داشته باشیم که در موقعیت تاریخی که در آن قرار داریم، خدا با ما چه نسبتی برقرار کرده و ما نیز چه نسبتی باید با او برقرار کنیم؟ دعا و مناجات کمک میکند تا در درک جایگاه تاریخی خود حضوری مناسب پیدا کنیم و جهت درک صحیح جایگاه تاریخی خود امیدوار به توجه خاص او باشیم و نسبت به درک سعه حضوری که باید داشته باشیم از او بخواهیم قلوب ما را بعد از هدایتمان به چیز دیگری متمایل نگرداند. حضور ذیل اراده الهی که تاریخ را فراگرفته، با خدای رسمی ممکن نیست. حاضر شدن در بطن حیات اجتماعی با برقراریِ نسبتی که با خدا شکل میگیرد ممکن است، وگرنه بر اساس توهّماتمان عمل میکنیم و بیآینده میمانیم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر نمیکنم اشکالی داشته باشد. زیرا اصل حجاب واجب است و اگر شرایط شما شرایطی است که نمیتوانید از چادر استفاده کنید، نباید اصراری بر آن داشت. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در آن حدّ به روند کارها جهت مقایسه این دو کار خوب آگاه نیستم که بتوانم ترجیح یکی بر دیگری را اظهار کنم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر نمیکنم بتوانیم در محدوده یک سؤال و جواب وارد این مباحث شویم. خوب است به شرح اساتید در این موارد رجوع کنید. البته اگر مباحث اصالت وجود و تشکیکی بودن آن را به خوبی برای خود حل کرده باشید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همانطور که عرض شد ائمه «علیهمالسلام» واسطه فیض و آیات تامّه الهی هستند و این غیر از بتهایی است که در عرض خداوند و مستقلاً پرستیده میشوند به بهانه آنکه انسان را به قرب انسانی میرسانند و یا اینکه حضرت عیسی «علیهالسلام» را به عنوان پسر خداوند عملاً در عرض خداوند قرار میدهند، و این متفاوت است با مظهریت اولیای معصوم که مظهر اسمای الهی هستند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: روش آن مرحوم همچنانکه متوجه هستید روش خوبی است ولی چرا کار را منحصر به یک شخص بکنیم؟ بخصوص که بهترین حضور از طریق حضور در انقلاب اسلامی محقق میشود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: البته عنایت داشته باشید که اسلام، اصراری ندارد که اهل کتاب مسلمان شوند. بیشتر آنها را تشویق به توحید میکند و طبیعی است که خودشان عمق توحید را در اسلام مییابند. آری! چه خوب است که برای فهم بیشتر اسلام به قرآن رجوع کنند و تفاسیری مثل تفسیر المیزان در فهم قرآن میتواند کمککار آنها باشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث «تجرد نفس» را با وسعت زیاد در کتابهای «ده نکته در معرفت نفس» و «خویشتن پنهان» دنبال بفرمایید. در بحث «معاد» مبتنی بر آن مباحث که مخاطب در جریان آن بوده است، صحبت میشود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: عمده به رویکرد ما بستگی دارد که مطالب را در همهی جوانب و سطوح دنبال کنیم و در همین رابطه از ما خواستهاند که وقتی با قرآن روبهرو میشویم در آیات آن تدبّر کنیم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. وحدت شخصیهی وجود متذکر آن است که خود را در بیکرانهی حضور حق احساس کنیم و سلوک إلی الله برای آن است که انسان به واقعیت خود برسد. آری! ما در شرایط عادی تصوری از خود داریم که به یک معنا، اعتباری است ولی هر اندازه که جلو برویم با واقعیت خودمان که غرق وجودِ هستی حضرت حق است، روبهرو میشویم. ۲. بحث «حامد و محمودبودن» خداوند را به خوبی در تفسیر سورهی حمد حضرت امام (ره) میتوانید دنبال بفرمایید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. در خواب و بیهوشی، هنوز تعلّق و توجه روح به بدن هست و آن دوگانگی که بتوانید بدن را از خود جدا بنگرید، صورت نگرفته. ۲. مربوط به روح است که بدن را تدبیر میکند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر میآید اگر با روحیهی قناعت، رزق خود را به خدا واگذارید و به قصد درک معارف الهی تلاش در حوزهی علمیه را ادامه دهید و حضور در بسیج را بستری برای نشر معارف الهی بدانید؛ خوب است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همانطور که میفرمایید مشکلات، هست و کم هم نیست. ولی راه چاره حرص بیشتر جهت داشتن دنیا نیست. رزق هرکس مقسوم است و از ابتدا معلوم شده. در این رابطه خوب است سری به کتاب «جایگاه رزق در هستی» بزنید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به ما فرمودهاند اسامی خوب بر فرزندانتان بگذارید تا آنها شخصیت خود را بر اساس صاحبان آن اسامی مدّ نظر قرار دهند و با توجه به این امر به آن نوع سخنان که فرمودهاید گفته شده، نباید توجه کرد بهخصوص که شایع شده است اسامی خوب را به دلایل واهی، باید از بعضی از افراد تغییر داد زیرا مثلاً با حروف ابجد برای آن شخص در ارتباط با بقیه، همراهی ندارد. مگر حروف ابجد چیزی است که باید تا اینجاها مدّ نظر قرار گیرد؟!! موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. از قسمت اول سؤالتان چیزی سر در نیاوردم. إنشاءاللّه مسئول محترم سایت، مطلب را دنبال میکنند. ۲. به جهت آنکه حضرت حق ما را بهخوبی میشناسد، برایمان برنامهریزی میکند تا از این فَترات خارج شویم و ماه رمضان یکی از آن برنامهها است. حال با همین رویکرد به مباحث «با دعا در آغوش خدا» بهخصوص در رابطه با جلسهی سوم آن و چگونگی عبور از خودخواهیها، که إنشاءاللّه به زودی بر روی سایت قرار میگیرد؛ ورد بفرمایید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنیالعباس در مقابل اُمویان، خود را منتسب به علی «علیهالسلام» میکردند و مدعی خونخواهی امام حسین «علیهالسلام» بودند، ولی از جهت دیگر ائمه «علیهمالسلام» را رقیب سیاسیِ خود میدیدند، وگرنه از جهت دیگر برای آنها احترام قائل بودند. مباحث استاد غنوی در این مورد نکات ارزشمندی دارد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همیشه انسان نزد خودش هست، چه در خواب و چه در بیداری. در این مورد بد نیست به کتاب «ده نکته در معرفت نفس» رجوع شود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. جسم اگر خسته باشد آمادگی لازم جهت پذیرفتن تدبیر روح در او کم میشود مگر روحهایی که قدرت بیشتری جهت تدبیر بر بدن دارند. ۲ و ۳. روحها دارای استعدادهای متفاوتاند. ۴. باید زمینهی تدبیر روح بر بدن را فراهم نمود تا روح موفق شود در تدبیر بدن و دفعِ بیماریها. ۵. مطالب را دنبال کنید إنشاءاللّه به مرور گرههای ذهنی باز میشود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: فراموش نکنید همسری که خداوند وارد زندگی شما کرده است عطای الهی است و به گفتهی پیامبر خدا «صلواتاللّهعلیهوآله» هرچه در دیگر زنان سراغ دارید، در همسر خودتان هست. مواظب باشید با توهّماتِ بیجا نسبتِ خود را با عطای الهی به هم نزنید. موفق باشید
سلام خدمت استاد طاهرزاده: با توجه به اینکه جوانان علاقهمند به تحصیلات حوزوی به دنبال مرکزی هستند که با روحیهای تحولخواه به سراغ تحصیلات حوزوی بروند، جهت اطلاع آن عزیزان پذیرش حوزه علمیه مشکات (امام کاظم علیه السلام) در اصفهان آغاز شده. حوزه ای تحولگرا، نخبگانی و انقلابی مورد تأیید مرکز مدیریت حوزه های علمیه اصفهان ویژه برادران مقطع دیپلم به بالا: مزایا: ۱. اهتمام ویژه به قرآن، احادیث ۲. طول دوره تحصیل کوتاه تر ( مجموعا ۷ سال تا انتهای سطح ۳) ۳.عناوین درسی جدید (بر اساس دیدگاههای مقام معظم رهبری) ۴. پذیرش نخبگانی ۵. قرار دادن علوم انسانی روز (همچون اقتصاد، مدیریت، روانشناسی و جامعه شناسی) در برنامه درسی ۶. کمک هزینه تحصیلی ویژه ۷. بهره مندی از نظام علمی نوین جهت تأمین موارد زیر: ۱. جامعیت علمی طلاب در عرصه های مختلف علوم اسلامی و انسانی ۲. تکیه بر فکر محوری و تقویت شجاعت نواندیشی و نوآوری علمی در عین حفظ سنتها ی صحیح گذشته ۳. توانمندسازی طلاب جهت تحقیق در تراث علمی حوزه برای حل مسائل علمی ۴. آموزش مهارت های مدیریت تحصیلی ۵. بسترسازی برای ورود طلاب به رشته های تخصصی ۶. آزادی ویژه برای طلاب دارای استعداد خاص و تلاشگر با هدف: تولید، تبیین و اجرای نظریات نظام ساز و تمدنی. جهت اطلاعات بیشتر به سایت حوزه علمیه مشکات مراجعه نمایید: www.howzehmeshkat.ir و جهت ثبت نام با شماره ۰۹۱۳۳۶۷۸۹۶۲ تماس حاصل نمایید. 🔈کانال اطلاع رسانی پذیرش حوزه مشکات: @Pmeshkat
باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به اینکه بحمدلله حوزه علمیه مشکات (امام کاظم علیه السلام) در اصفهان شروع به فعالیت کردهاند، عزیزانی که مایل هستند در امور حوزوی وارد شوند یکی از مراکز قابل توجه، آن حوزه میباشد. خوب است که در این رابطه اقدامات لازم را مطابق نکاتی که فرمودهاند، انجام دهند. موفق باشید
سلام و ادب: برای کسی که بتازگی وارد عرصه مربیگری در حلقات صالحین مساجد شده چه توصیههایی میفرمایید؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحثهای مربوط به «معرفت نفس» إنشاءالله مفید خواهد بود. پیشنهاد میشود جهت ابتدای امر با کتاب «جوان و انتخاب بزرگ» شروع شود. موفق باشید
سلام: کسی در خفا گناهی رو انجام می ده (در نظر بگیرید رابطه نامشروع جنسی) و شخصی متوجه این قضیه میشه و افشا می کنه گناه کدوم یک بیشتره؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: هر دو گناهکارانند. چه کار داریم که کدام گناهشان بیشتر است؟!! آن باید نزد خدا معلوم باشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده نمیتوان در شرح خاصی متوقف شد، هرکدام در نکاتی موفق بودهاند و بر اساس ذوق خود سراغ جناب حافظ رفتند. فعلاً بنده در هر فرصتی غزلی را مطرح میکنم با این نیّت که نسبت به جناب حافظ، گمانها منفی نباشد و روشن شود افکار و اندیشههای عرفانی او مربوط به تاریخ امروزینِ ما است. ما دقیقاً امروز یک حافظ کم داریم تا نحوهی بودن ما را در جهان و در نسبت به عالم با نگاه خردمندانه و شاعرانه متذکر شود. موفق باشید
