سلام علیکم: آیا براستی دولت و حکومت اسلامی ان شاءالله نباید به جایی برسد که فراغت، زمینه و فرصت عبادت را در ماه سرنوشت سازِ رمضان برای مسلمین مهیا کند تا آنها در این ماه اینطور که الان هست، عادی و مانند ماه های دیگر درگیر کار و روزمرگی دنیوی و اداری نباشند و چند صباحی مشغول ساخت آخرت خود باشند؟! آنچنان که حضرت سجاد سلام الله علیه به خدا عرضه می دارد: اللهم ارزقنی فراغا فی زهاده؟ آیا روزی عقل جامعه اسلامی به جایی نخواهد رسید که تعطیلات نوروزی خود را به تعطیلات رمضانی تبدیل کند؟! نه مانند دولت کنونی که بعد از دو سال و نیم تازه در ابتدای این ماه شریف یاد بازگشایی کامل مدارس می افتد و ضمن ایجاد مشغله فکری برای خانواده های مومن و مقید، ناخواسته عرصه را برای روزه اولی های کودک خصوصا دختر تنگ میکند تا آنها با زدن ماسک از ابتدای صبح تا ظهر خصوصا در مناطق گرم کشور توان روزه داری را از دست بدهند و محروم شوند.
باسمه تعالی: سلام علیکم: ملاحظه کنید که ما در این زمانه در شرایط بحرانی هستیم و هنر انسان مؤمن و فرهیخته، شناختن زمانه است. همانطور که امام صادق «علیهالسلام» مى فرمايند: «قَالَ فِى حِكْمَةِ آلِ دَاوُدَ عَلَى الْعَاقِلِ أَنْ يَكُونَ عَارِفاً بِزَمَانِهِ»[1]در دستورهاى حكيمانه آل داود چنين آمده است كه وظيفه ى انسان خردمند است كه زمانه ى خويش را بشناسد. زيرا در شناخت زمانه است كه انسان مى تواند برنامه ريزى صحيح داشته باشد و قدم به قدم كارها را جلو ببرد تا به مقصد نهايى برسد و نيز مى فهمد در كجاى تاريخى كه پشت سر گذاشته و يا بايد به آن برسد، قرار دارد. مثلًا مى فهمد هنوز به آن مرحله اى نرسيده ايم كه بتوانيم از غربزدگى خود آگاه شويم و عزم عبور از آن را پيدا كنيم. حضرت صادق «علیهالسلام» مى فرمايند: «الْعَالِمُ بِزَمَانِهِ لَا تَهْجُمُ عَلَيْهِ اللَّوَابِس»[2] آنكس كه نسبت به زمان خود عالم باشد، امور نامعلوم به او هجوم نمى آورد. انسانهايى كه روح زمانه ى خود را نشناسند در خلأ تحليل فرو مى افتند و در مقابل امورى كه باور نمى كردند پيش آيد، تحليل ندارند. در حالىكه اگر انسان روح زمانه خود را بشناسد مى پذيرد كه بالاخره ما بايد منتظر چنين موضعگيرى توسط مردم مى بوديم و بايد مى دانستيم نخبگان ملت تا كجاها با مردم انقلابى همراهى مى كنند و از كجا متوقف مى گردند. رهبران بزرگ با توجه به همين امر است كه بر اساس توانايى ملت، مردم را جلو مى برند و با نخبگان نيز مدارا مى كنند و از مردودشدن بعضى از نخبگان جا نمى خورند. آيا وقتى علوم انسانى موجود در دانشگاه هاى ما انسانى را تعريف مى كنند كه آن انسان هيچ سنخيتى با اهداف انقلاب اسلامى در خود احساس نمى كند نبايد منتظر رويكرد تحصيلكردگان به كانديدايى شد كه اصالت را به غرب مىدهد؟ آگاهى به اين امر كه در زمانهاى قرار داريم كه علوم انسانىاش اينچنين است موجب مى شود كه منتظر آنچنان حادثه اى باشيم و به صورتى زيربنايى نسبت به علوم انسانى اسلامى فكرى بكنيم تا آينده از آن انقلاب اسلامى باشد.
با توجه به مطالب فوق باید مواظب بود با نظر به آرمانها، از تنگناهای تاریخی خود غفلت نکنیم وگرنه انتظاراتمان غیر واقعی میشود و زحمات و تلاشهای دولتی که از جنس انقلاب و آرمانهای انقلاب است؛ درست دیده نمیشود. موفق باشید
[1] ( 2)- الكافى، ج 2، ص 116.
[2] ( 1)- الكافى، ج 1، ص 27.
با سلام و عرض خسته نباشید: استاد آیا شما توصیه می کنید که افراد فیلم های غربی را با مفاهیم اخلاقی و ارزشی و معرفتی نگاه کنند ( مثل فیلم تلقین)؟ منظورم فیلم هایی است که بعضا خود جامعه غرب را هم نقد می کنند و فیلم های عمیقی هستند که از فضای ابر قهرمانی و تخیلاتی سینمای غرب به دور هستند. نکته ای رو که باید در نظر گرفت این هست که فیلم قابلیت ها و اقتضائاتی را دارد که بعضا یک کتاب یا یک سخنرانی ندارد. با این همه آیا شما دیدن این فیلم ها درست می دانید؟ ( از لحاظ شرعی و فقهی منظورم نیست.)
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده فیلم مذکور را ندیدهام و بنده هم متأسفانه فرصت دنبالکردن فیلمهای غربی را ندارم. ولی همانطور که صاحبنظران این قضیه از جمله جناب آقای طالبزاده و رفقایی که بنده میشناسم؛ میفرمایند افراد متعهد و متفکر حاضر در جهان غرب با دغدغههای انسانی که دارا هستند، فیلمهای فاخری را به میدان آوردهاند که حتی اساس تفکر غربی را به نقد مبنایی کشیدهاند. موفق باشید
سلام خدمت استاد گرانقدر: تسلیت به مناسبت شهادت عبد صالح و امام هدایت امام موسی کاظم و همچنین تهنیت ایام ماه مبارک رجب و بعثت رسول گرامی اسلام. استاد سوالم درباره شیوه و نحوه هدایت و تربیت رسول گرامی اسلام است با توجه به احادیث، این هدایت به چه صورت بوده؟ به صورت الهام بوده؟ گفتگو بوده ؟ ... و یا چه صورتی؟ امام علی(ع) درباره تربیت ویژه نبی گرامی اسلام از دوران کودکی می فرماید: «لقد قرن الله به صلی الله علیه و آله من لدن ان کان عظیماً اعظم ملک من ملائکته یسلک به طریق المکارم و محاسن اخلاق العالم لیله و نهاره» از همان زمان که رسول خدا (ص) را از شیر گرفتند، خداوند بزرگ ترین فرشته از فرشتگان خویش را مأمور ساخت تا شب و روز وی را به راههای بزرگواری و درستی و اخلاق نیکو سوق دهد. از سخنان امام صادق (ع) : «خلق والله اعظم من جبرئیل و میکائیل و قد کان مع رسول الله یخبره و یسدده و هو مع الأئمه یخبرهم و یسددهم» به خدا سوگند، مخلوقی است بزرگ تر از جبرئیل و میکائیل و او همواره با رسول خدا (ص) بود و او را آگاه ساخت و راهنمایی می نمود. او با امامان هست و آنها را آگاه می سازد و راهنمایی می نماید. از امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب (ع) نقل شده که فرمود: «سمعت رسول الله یقول: ما هممت بشیء مما کان اهل الجاهلیة یعملون به غیر مرتین کل ذلک یحول الله بینی و بین ما ارید من ذلک» از رسول خدا (ص) شنیدم که فرمود: هیچ گاه نخواستم کارهای رایج در زمان جاهلیت را انجام دهم مگر دو بار که در هر بار خداوند میان من و آنچه می خواستم حائلی قرار داد.
باسمه تعالی: سلام علیکم: عرایضی در مقدمه کتاب «مبانی نظری نبوت و امامت» شده است که در دل آن بحث به نکتهای که جنابعالی مدّ نظر دارید تا حدّی جواب میدهد. ذیلاً آن مقدمه خدمتتان ارسال میشود: موفق باشید
تفاوت ولايت و امامت و نبوت
۱. ولايت: ولايت به معني نزديکي است و وقتي گفته ميشود انساني به مقام ولايت رسيده به اين معني است که توانسته در مقام قرب الهي قرار گيرد. اين مقام با توجه به اينکه مقام اصلي انسان حقيقت مجردي است که از ملائکه هم بالاتر است، با زُدودن جنبههاي بشري و بدني براي هرکس حاصل ميشود. لذا فرمودهاند راه ولايت در هيچ زماني بسته نيست حتي زماني که نبوت به انتها ميرسد و ديگر براي بشر پيامبري فرستاده نميشود. قرآن در راستاي دعوت انسانها به مقام قرب و ولايت ميفرمايد: «فَمَن كَانَ يَرْجُو لِقَاء رَبِّهِ فَلْيَعْمَلْ عَمَلًا صَالِحًا وَلَا يُشْرِكْ بِعِبَادَةِ رَبِّهِ أَحَدًا» [۱] هر کس ميخواهد به لقاء پروردگارش نائل آيد بايد به اعمال صالح مبادرت ورزد و در آن راستا به احدي جز خدا نظر نداشته باشد. از آنجايي که تا وليّ خدا به مقام ولايت يا قرب نرسد شايستهی شنيدن سخن خدا جهت ابلاغ به مردم نميشود گفته ميشود ولايت، باطن نبوت است.
۲. نبوت: نبوت بر عکس ولايت، يك مأموريت الهي است و خداوند با برانگيزاندن و مبعوث نمـودن آن کسي که به مقام قرب الهي رسيده شريعت خود را به بشريت ميرساند. با توجه به اينکه پيامبر خدا (ص) بايد آمادگي خاصي پيدا کند تا بتواند شريعت الهي را تماماً بگيرد و به مردم برساند، نبوت همراه است با تحولي عظيم كه در روح و جان پيامبر خدا (ص) رخ ميدهد تا براي انجام مأموريت خود توانايي و آمادگي كامل و نهايي را بهدست آورد.
عنايت داشته باشيد که كمكها و مددهايي كه به پيامبر ميشود تا در مأموريتش موفق شود، رحمتي است به مردم زيرا مردم از طريق همين كمكها است كه متوجه حقانيت نبي ميشوند و از هدايت الهي بهرهمند ميگردند. در همين راستا مددهايي را که به رسول خدا (ص) ميشود ميتوان به مددهاي قبل از بعثت و مددهاي بعد از بعثت تقسيم کرد.
الف- مددهاي قبل از بعثت: مددهاي قبل از بعثت موجب ميشود تا اولاً: با حفظ رسول خدا - از هرگونه لغزشي که عرف جامعه از پيامبر خدا انتظار ندارند - در قبل از بعثت، كارنامهي نبي جهت انجام مأموريتش از هرگونه ضعفي پاك باشد و در مأموريتي كه بناست به عهدهي آن حضرت گذاشته شود به بهترين نحو موفق شود. و چون خدا ميداند اين شخص با پاي خود و با انتخاب خود - در عين اين که مسير ولايت را طي ميكند - شايستهي ابلاغ دين ميگردد، مواظبتهايي را قبل از بعثت نسبت به او اِعمال ميکند تا در تحقق نبوتش به كارش آيد و موانع راه از قبل برطرف شده باشد. ثانياً: از طريق آن مددها که قبل از بعثت به پيامبر خدا ميشود، نفس آن حضرت ظرفيت پذيرش حقايق عظيم موجود در وَحي را پيدا ميكند تا وَحي را كامل بگيرد و کامل برساند. در همين رابطه حضرت علي (ع) ميفرمايند: «...وَ لَقَدْ قَرَنَ اللهُ بِهِ (ص) مِنْ لَدُنْ اَنْ كانَ فَطيماً اَعْظَمَ مَلَكٍ مِنْ مَلائِكَتِهِ يَسْلُكُ بِهِ طَريقَ الْمَكارِم و مَحاسِنَ اخلاقِ العالَمِ، لَيْلَهُ وَ نهارَهُ» [۲] از همان لحظهاي كه پيامبر (ص) را از شير گرفتند، خداوند بزرگترين فرشتهي خود را مأمور تربيت آن حضرت كرد تا شب و روز، او را به راههاي بزرگواري و راستي و اخلاق نيكو راهنمايي كند.
پس نتيجه ميگيريم خداوند با علم به شايستگيهاي پيامبر (ص) از ابتدا پيامبر خود را پرورانده تا مستعد دريافت بزرگترين پيام براي بندگانش بشود و از طريق نفس مقدس آن حضرت ما بتوانيم به دين خدا دست يابيم.
ب- مددهاي بعد از نبوت: مددهاي بعد از نبوت عبارت است از كمكهاي خاصي که به پيامبر ميشود جهت حفظ او و موفقيت او تا مردم از پيامبري پيامبر محروم نشوند. اگر این مددها نبود هدايت بشر مختل يا منقطع ميگشت و در همين راستا خداوند جان پيامبر (ص) را از خطرات حفظ ميكند و يا توطئهها را خنثي و يا شايعات را به آن حضرت خبر ميدهد ولي در همهي اين احوالات وظيفهاي را که به عهدهي مسلمانان و يا شخص پيامبر است به خود آنها واگذار ميکند.
بر اساس همان مبنايي که خداوند براي انسانها پيامبر ميفرستد، جهت تبيين و ادامهي دين، امامان را مأمور ميکند، در اين حالت هم فقط کسي را که به مقام قرب الهي رسيده است براي امامت تجهيز مينمايد. با توجه به نکاتي که عرض شد لازم است به موارد ذيل عنايت فرماييد:
۱. در ابتدا هر «نبيّ»، «وَليّ» ميباشد که با استعدادهاي ذاتي خود، همهي جنبههاي بشري را كه مانـع دريافت اصل روحاني خود و مانع قربِ به حق ميشود زدوده است.
۲. سرمايهي ولايت جهت قرب الهي «فطرت» است و انسانها وقتي با فطرت خود هماهنگ شوند به مقام قرب الهي دست مييابند و اين سرمايه در اختيار همه هست و شريعت الهي متذکر فطرت انسانها است تا با آن هماهنگ شوند، پس راه ولايت و قرب الهي براي همه باز است.
۳. زماني كه مصلحت خدا اقتضاء كرد تا پيامبري براي بشريت فرستاده شود کسی را كه به مرتبهي قـرب كامل رسـيده است جـهت ابـلاغ شـريعت به نبوت مبعوث ميکند و برميانگيزاند.
۴. پس نبوت يك مأموريت الهي است و همچنان که عرض شد مبعوث نمـودن آن «وَلـيّ» به نبوت همراه است با تحولي عظيم كه در روح او رخ ميدهد، تا براي انجام مأموريت خود توانايي و آمادگي كامل و نهايي را دارا باشد.
۵. كمكهايي كه به پيامبر ميشود تا در مأموريتش موفق شود کمکهاي خاصي است که از طرف خداوند به پيامبر داده ميشود و به همين جهت گفته ميشود آن کمکها «موهبتي» است و نه «اكتسابي». ولي اين كمكهای موهبتی، رحمتي است به مردم از طريق نبي تا مردم به شريعت الهي آگاه شوند و مردم از طريق همين كمكهاي موهبتي است كه متوجه صدق نبوت نبي ميشوند و از او هدايت ميگيرند.
۶. مددهاي موهبتي به نبيّ دو قسم است. قسم اول مددهايي است که قبل از بعثت به نبيّ ميشود تا كارنامهي نبيّ جهت انجام مأموريتش از هرگونه ضعفي پاك باشد و آن مددها موجب ميشود تا پيامبر خدا اولاً: در خاطر مردم و بر اساس عرف زمانه از هرگونه ضعفي مصون باشد و همان ضعفهايي كه براي بقيهي كودكان و جوانان طبيعي است، مثل نيمه عريان بودن کودکان و يا با پاي برهنه در كوچهها دويدن، در او ديده نشود. ثانياً: از طريق آن مددها نفس پيامبر ظرفيت پذيرش حقايق عظيمِ موجود در وَحي را پيدا كند و وحي را كامل بگيرد. قسم دوم، مددهايي است که بعد از نبوت به پيامبر ميشود که اگر اين مددها نبود به مقام قرب و ولايت پيامبر ضربهاي نميزد ولي نبوت او را كه وسيلهي هدايت بشر بود مختل يا منقطع مينمود، به طوري که اگر خداوند جان پيامبر را از خطرات حفظ نميکرد و يا توطئهها را خنثي نمينمود و يا شايعات و نقشههاي دشمن را به او خبر نميداد، زمينهي ابلاغ وَحي الهي به طور کامل فراهم نميشد و اين ضرري بود که به بشريت ميرسيد.
از اين نکته غفلت نفرماييد که در هر صورت هركس به اندازهاي كه طالب حق است از نبوت بهره ميگيرد و خود پيامبر هم به عنوان يك انسانِ حق طلب از نبوت خود استفاده ميكند ولي چون او بهترين انسان است، بيشترين استفاده را از وَحي ميبرد و خداوند در همين رابطه ميفرمايد: «آمَنَ الرَّسُولُ بِما اُنْزِلَ اِلَيْهِ مِنْ رَبِّهِ و الْمُؤْمِنُونَ»[۳] رسول (ص) و مؤمنين هر کدام به آنچه بر پيامبر نازل شده ايمان آوردهاند و از آن بهره ميگيرند.
با توجه به اينکه معلوم شد هر انساني به جهت نفس ناطقهي مجردي که دارد، استعداد حضور در عالم غيب در او هست و ميتواند به مقام ولايت و قرب برسد، پس نبوت براي انسان چيز غير ممکني نيست و خداوند به عنوان «ربِ» همهي انسانها حتماً راهي جهت تربيت و تعالي آنها ميگشايد و ارسال رسولان در همين رابطه است که در مباحث آينده به اين امر ميپردازيم.
[۱] - سورهي کهف، آيهي ۱۱۰.
[۲]- نهج البلاغه، خطبهي ۱۹۳.(خطبه قاصعه-۲۳۴).
[۳]- سورهي بقره، آيهي ۲۸۵.
سلام استاد: سوال۱. در قرآن آمده که همه موجودات در آسمان و زمین تسبیح خدای مهربان می گویند. تازگی به فکر افتادم که با این وجود هوا و اکسیژنی هم که نفس می کشم ذکر خدا می گه، درسته؟ همه ذرات ریز و درشت تسبیح می گویند. درسته؟ خیلی دوست دارم دید توحیدی به همه چیز داشته باشم. راهنمایی کنید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: تمام عالم از نظر وجودی و در تکوین خود متوجه خالق خود هستند و با نظر تکوینی به خالق خود، تسبیحگوی او میباشند. در این مورد خوب است بعد از مباحث «معرفت نفس» از «برهان صدیقین» کار را شروع کنید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر نمیکنم بتوانیم در محدوده یک سؤال و جواب وارد این مباحث شویم. خوب است به شرح اساتید در این موارد رجوع کنید. البته اگر مباحث اصالت وجود و تشکیکی بودن آن را به خوبی برای خود حل کرده باشید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث بزرگان در آن است که تا قبل از حضرت نوح «علیهالسلام» شریعت به معنای اینکه بعد از حضرت داریم و با آن روبهرو هستیم، نبوده است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: وجود، در ذات خود دارای وحدت شخصی است ولی در نسبت با ما، ظهوراتش متفاوت است و بدین لحاظ، وحدتش نسبت به ما تشکیکی میباشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: روش آن مرحوم همچنانکه متوجه هستید روش خوبی است ولی چرا کار را منحصر به یک شخص بکنیم؟ بخصوص که بهترین حضور از طریق حضور در انقلاب اسلامی محقق میشود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید که در این موارد باید نکتهای که مورد سؤالتان هست را مطرح بفرمایید وگرنه ما مجبور هستیم با خواندن چنین متون طولانی از جوابدادن به بقیه سؤالهای کاربران محترم باز بمانیم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در جریان این مطلب هستم. ولی به گفته آیت الله جوادی آنقدر آن قسمت دارای مضامین بلند است که باید گفت در هر حال ریشه در معارف اهلالبیت «علیهمالسلام» دارد هرچند که مسلّم مربوط به آن مناجات که حضرت در روز عرفه عرضه داشتند، نیست. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: آنچه به نظرتان حق میآید را عمل کنید، خداوند در ادامه راهکارها را نشان میدهد. مشورت با کسانی که با روحیه شما آشنا هستند، خوب است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همیشه اینطور نیست که علت بیماریها، عدم توجه حضرت حق باشد. بعضاً مانند حضرت ایوب «علیهالسلام» قضیه، قضیهی امتحان و ابتلای الهی است. آری! اگر ما در بیماریهای خود نسبت خود را هرچه بیشتر با خداوند زلال و پاک نگه داریم، اگر همان بیماری در راستای امتحان و ابتلا باشد، بهرههای بسیاری نصیب انسان میشود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر میکنم بشر امروز آنچنان وسعت و ظرفیت دارد که با برنامهریزیِ لازم این امور را با هم جمع کند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: کاملاً درست میفرمایید. آری! آنکس که تا این اندازه متوجه شده که برای تحقق جامعهی اسلامی حقیقتاً باید در میدان ایثار قدم زد، یقیناً بهرهی زیادی همانند برکاتی که شهدا نصیب خود کردند از زندگی میبرند. از آن طرف باز نباید از این موضوع غفلت کرد که برای تمدنسازی باید احوالات انسانهای متوسط را هم در نظر گرفت که تا آن حدّ حاضرند در کار قرضالحسنه وارد شوند، که نفعی نبرند، نه آنکه ضرر کنند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینطور که میفرمایید باید از جایی شروع کنید، یا با سیر مطالعاتی سایت جلو بروید، یا با توصیههای حضرت امیرالمؤمنین «علیهالسلام» به امام حسن «علیهالسلام» در کتاب «فرزندم؛ اینچنین باید بود». موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. در خواب و بیهوشی، هنوز تعلّق و توجه روح به بدن هست و آن دوگانگی که بتوانید بدن را از خود جدا بنگرید، صورت نگرفته. ۲. مربوط به روح است که بدن را تدبیر میکند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر میکنم حضرت، نسبت به هویتهای انسانی در مقایسه با سایر انسانها آن سخن را میفرمایند و نه در نسبت به حقیقت قرآن در مقایسه با سایر ادیان و مکاتب، به همان دلیل که ما بین اسلام به عنوان یک حقیقت و مسلمانیمان فاصله داریم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: تمام سخن در این یک کلمه است که خبرگان به معنای خبرهبودن باید اعمال رهبر را زیر نظر داشته باشند. و اگر حدّ مردم در همان حدّ خبرگان است، پس چرا باید خبرگان رهبر را تعیین کنند؟ و اگر موضوع، تخصصی است، پس چرا باید آن را در حدّ غیر خبرگان تقلیل داد؟ موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در عین آنکه نباید به او سختگیری کرد زیرا ممکن است استعداد لازم را در آن امور نداشته باشد و سرخورده شود؛ روشی که پیشنهاد میکنیدممکن است نتیجهبخش باشد. در هر حال، رفاقتتان را حفظ کنید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: هرچه هست میتوان به این نکته پی برد که این امکان برای هرکسی هست که با سابقههای خوب و ارزشمند، اگر دل به دنیا بسپرند حتی در آن حدّ که برای تهیهی غذا امید به معجزه داشته باشند باید نگران سرنوشت خود باشند. در انقلاب اسلامی نیز نمونههایی داشتیم و داریم که با سوابق خوب، سرنوشت خوبی برای خود رقم نزدند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: کتاب «معرفتِ نفس و حشر» بحمداللّه در این مورد نکات ارزشمندی را به میان آورده است. کلیّت این مباحث را باید در آنجا دنبال کرد. در اینجا در حدّ جواب یک سؤال ما میتوانیم وارد شویم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال هرکس بنا به تشخیصی که دارد اگر در امری که موجب احیای حقوقی میشود کوتاهی کند، مقصر است. همانطور اگر در امری که موجب تضییع حقوقی میشود اقدام کند مقصر است. موفق باشید
سلام: بنده فارغ التحصیل رشته مهندسی دانشگاه هستم و به شدت به مباحث برهانی و عقلی و معارف اسلامی به خصوص عرفان نظری تمایل دارم. همچنین قصد ورود به حوزه تعلیم و تربیت و شئون مختلف آن در تمدن اسلامی را دارم. آیا توصیه جناب طاهرزاده به بنده برای طی این مسیر ورود به حوزه علمیه است یا اینکه از طریق دانشگاه تحصیلات را ادامه دهم؟ مسئله اصلی بنده این است که چطور میتوان فهمید که انگیزه خود از ورود به حوزه علمیه واقعا خدمت به انقلاب اسلامی است یا اینکه این تمایل ما از خدعه نفس است و ما را نهایتا دچار حجاب علوم حوزوی خواهد کرد؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحمدلله با نسلی روبهرو هستیم که ظرفیت حضور در علم جدید و معارف سنتی خودمان، هر دورادارند. به این فکر باشید که در عین حضور در دانشگاه و درک عمیق رشته دانشگاهی، با همّت کامل معارف مربوط به حضور در این تاریخ را در بستر آیات و روایات و معارف حِکمی و عرفانی را بیاموزید و در این بستر میتوانید منشأ خدمات مفیدی باشید. عرایضی در جلسه چهارم بحث سوره «تین» شد که إنشاءالله در این رابطه مفید خواهد بود. https://eitaa.com/matalebevijeh/9794 خوب است به آن بحث رجوع شود. موفق باشید.
با سلام و عرض ادب استاد عزیز: سوالی از محضرتان داشتم اینکه برای از بین بردن افکار و اوهام و خیالات در نماز و عبادات و زیارات چه راهکارهایی موثرترند؟ با تشکر از محضر شما
باسمه تعالی: سلام علیکم: خدمت آیت الله حسنزاده این سؤال را پرسیدیم، فرمودند از کسی بپرسید که توانسته است از این مهلکهها عبور کند. حاکی از آنکه گویا این قصّه همواره کنار انسان است. بنا به گفته آیت الله بهجت، تا آنجا که ممکن است قبل از ورود به نماز یعنی در طول روز، طوری خود را درگیر مسائل نکنیم که آن مسائل بر روح ما غلبه کند و در نماز ما نیز حکومت از آنِ آن مسائل باشد. کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» در این مورد نکاتی دارد. موفق باشید
