بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
34469
متن پرسش

*این متن به همت جمعی که شما با متن (دهه هشتادی و هزاران امید و حضور و صد ها ابهام و سوال) آنان را مورد خطاب قرار داده بودید نگاشته شده که در صددند در ایام البیض امسال حول پاسخ شما صحبت کنند: بسمه تعالی السلام استاد عزیز در فرصت قبل اگرچه برای اثر پذیری کمی حوصله به خرج دادیم اما غمی نیست حالا که هم صحبتی شیرین و یاری دلسوخته در بر داریم تا در کشاکش و ناملایمات به آغوشش پناه ببریم. در مجال قبلی ، ما از آینده ای موعود گفتیم و شما از اکنونی « نه هنوز» و البته هنوز دل های ما در عذاب میان تضاد هاست. به هر روی اگر از برزخ وجود ما و هزار تضاد و صد گله اش بگذریم به هم داستانی و تاریخی می رسیم که با هیچ تلاش و تغییری قابل انفصال و فراموشی نیست: اکنون نه هنوز ما و انقلاب؛ و آینده این مملکت که آن را به آیینه جان خود می بینیم. پس چه ماوا و پناهی از این عذاب هست وقتی اکنون و آینده ما به داغ این انقلاب گره خورده است؟ اما بعد ... تغیرات اساسی اند و نا گزیر و ما هم اگر در طلبش نباشیم عقب مانده ایم و دورافتاده، و چه خوش تغیراتی هستند آنان که وجود آدمی را با توبه آشتی می دهند اما دل سوخته و سینه شرحه شرحه که تغییر نمی کنند. آری استاد عزیز شما ابتدای مسیری مهجور بودن را سبب همذات پنداری میان خود و ما می دانستید و ما اکنون اسباب لایتغیر را دلیل نزدیکی می‌دانیم. ما با تکلف های زبان شما گهگاه که تضاد میان آنچه در دل دارید و آنچه بر زبان جاری می شود، آشناییم. ما درک می کنیم چشمی همواره گریان و چشمی همواره امیدوار داشتن چگونه است؟ ما هم در بیابان‌های جنوب گمشده ای داریم که از به خاطر آوردن آن ناتوانیم. ما هم از بعضی تمایلات و بعضی دردهای هم نسلی هایمان سر در نمی آوریم. آری این دنیا نفس ما را هم بریده، آسودگی را حرام و ایستادن را بسی نا ممکن ساخته است؛ اما چه باک، که چاره‌ای جز به کمین نشستن وقت نیست. آری این ها چیز هایی است که هیچ گاه تغییر نمی کند.

ابنای روزگار به صحرا روند و باغ         صحرا و باغِ زنده دلان کوی دلبر است

 جان می‌روم که درقدم اندازمش زشوق           در مانده ام هنوز که نزلی محقر است

 استاد عزیز قرارمان با دوستان این شده که ایام البیض را با هم بسوزیم، باشد تا نفسی دیگر برای سازهای ناکوکمان پیدا کنیم. از شما طلب دعا و حلالیت داریم. یا علی جمعی از دهه هشتادی ها

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: از ایّام البیض گفتید، یعنی از فرآیندی که منجر به هرچه بیشتر روشن‌شدن مأوایی است که گم شده است. ولی با روشنی‌گاهِ ایّام البیض که در نزد خود حاضر می‌شویم، برقی زده می‌شود تا حضور خود را در جهانی بس گسترده و در عین حال در افق‌های دور، جستجو کنیم. - باید توجه کرد که مشغول‌شدن به امور محسوس، حجاب درک بیشتر حقیقتِ خود می‌شود، حقیقتی که همواره در معرض الهام فجور و تقوای خود می‌باشد تا در مراقبه‌ای حضوری و زنده، حق را از باطل تشخیص دهد و بیش از پیش به خودش و بنیادش نزدیک گردد. این‌جا است که جایگاه تذکرات دینی برای دوری از حُبّ دنیا معلوم می‌شود، زیرا با حبّ دنیا انسان از حقیقت خود فاصله می‌گیرد و ایّام البیض یعنی فضایی که معنای ظلمات حبّ دنیا را برای‌مان روشن می‌کند. چه زیبا از چشمی همواره گریان و همواره امیدوار سخن به میان آوردید. خدا می‌داند این دو، قصه یک «حضور» است و لذا با اشک‌ها، قلب انسان طلبِ خود را به میان می‌آورد و با «امید»، آری! و با «امید» به خودآگاهیِ حضوری برتر می‌اندیشد. این‌جا است که می‌فهمیم ما چه اندازه در این تاریخ از طریق شهدا به وجدان توحیدی تاریخ خود نزدیک شده‌ایم و به قول شما در این حالت، ما را چه باک! چه چاره‌ای جز به کمین‌نشستنِ «وقت». یعنی «در جهان جنگ این شادی بس است/ که برآری بر عدو هر دم شکست». این‌جا است که به آینده‌ای، آری! به آینده‌ای نظر می‌کنیم که هنوز در ابتدای آن هستیم و اگر «هنوز نه»، هزار امیدواری در همین آینده‌ای است که امروزِ ما را این‌چنین زیبا کرده است و سیاه‌رویی را بر پیشانی کسانی نگاشته است که از بیرون و درون متوجه آن آینده که بشر، معنای خود را می‌یابد؛ نیستند. موفق باشید.

       

32598

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد: کار دنیا و مملکت داره به کجا میرسه که تو حرم امن امام رضا خون سه روحانی مجاهد توسط یه پسر بچه ریخته میشه؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بالاخره اسلام دشمن دارد. وقتی فرق امام معصوم را می‌شکافند، آیا شیطان که «عدوّ مبینِ» انسانیت است عده‌ای را برای این امور تحریک نمی‌کند؟ هنر ما باید دشمن‌شناسی باشد و این‌که دشمن چه نقشه‌هایی برای اسلامی که بنا دارد راه‌های شیطانی را تنگ کند، در برنامه دارد. پیشنهاد می‌شود به مصاحبه آقای علیزاده با آقای علیرضا کمیلی در کانال «جدال» در تلگرام رجوع فرمایید. https://t.me/jedaal/1261 موفق باشید

32179

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام سوالی از جناب استاد طاهرزاده: زمانیکه خداوند خودش بود و خودش و خلقت انسان صورت نگرفته بود چه دلیلی باعث خلقت فرشتگان و انسان شد؟ خداوندی که از هر نیازی به دور است چرا فرشتگانی آفرید که مدام در حال سجده و رکوع و عبادتند؟ چرا اصلا انسانی آفریده شد تا نیاز به رسیدن به کمال داشته باشد؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد خوب است به کتاب «آشتی با خدا» که روی سایت هست به قسمت «خدا چرا ما را خلق کرد؟» رجوع فرمایید. موفق باشید

32009

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم استاد گرامی: پیرامون اسفار اربعه صحت و سقم برداشتم رو می‌خواستم از شما جویا شوم بلکه اصلاحش فرمایید، ممنون می شوم: بجز سفر چهارم سیر سالک انفسی و باطنی هست که در سفر اولش از بطون ملکوت و جبروت و عالم اسماء گزر کرده به صقع ربوبی ورود پیدا می کند و تا مقام واحدیت اوج می گیرد و بعدش سفر سوم رو از اسماء تا اعیان ثابته طی می کند۔ علاوه ازین وقتی سفر چهارم رو سفر من الخلق الی الخلق بالحق عنوان می کنیم مراد از خلق اول اعیان ثابته در صقع ربوبی هست و خلق بعدش خلق خارجیست۔ لطفاً بفرمایید آیا درست متوجه شده ام۔ اگر مقدور باشد لطفاً با پاسخ کوتاه و مختصر بسنده نفرمایید۔ پیشاپیش خیلی سپاسگزارم۔

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: برداشت خوبی است و البته باید مبانی آن روشن شود. حتماً می‌دانید که اسفار «من الحق الی الخلق» با زاویه‌های گوناگونی مطرح شده است. در این مورد خوب است به مقدمه شرح «منازل السائرین» جناب عبدالرّزاق کاشانی رجوع شود. بنده در جواب یکی از کاربران سؤالی فرموده بودند و جوابی داده شد که ذیلاً سؤال و جواب را خدمتتان ارسال کردم.

با عرض سلام و ادب خدمت استاد گرانقدر: حضرت علامه طباطبایی «رحمة‌الله‌عليه» راجع به آیه ۲۲ سوره اعراف مي‌فرمايند: «همين كه از آن درخت چشيدند، عيب‌هايشان بر ملا شد: «فَلَمَّا ذَاقَا الشَّجَرَةَ بَدَتْ لَهُما سَوْءاَتُهُمَا» به علت نزديكي به طبيعت، نقص‌هاي آن‌ها پيدا مي‌شود، حالا هر چه بيشتر به آن نزديك شوند- به اميد بر طرف شدن نياز- نيازشان بيشتر مي‌شود». در کتاب شریف «هدف حیات زمینی آدم» توضیحات بسیار خوبی در این باره ایراد فرموده اید. با الهام از آن توضیحات و مطالعاتی که بنده در حال انجام آن هستم، برداشتی از این آیه شریفه داشتم که نظر جنابعالی را در این زمینه جویا هستم (اینکه آیا چنین برداشتی می تواند صحیح باشد؟): حکما و محققین در رابطه با ارتباط میان نفس و بدن بیان کرده اند که نفس با قطع نظر از تعلقی که به بدن دارد، «عقل» است و صفات عقلى، مَلكى است و به اقتضاى سرشت خود ناظر به كمال و ديار مناسب خود است كه: «العقل ما عُبد به الرحمن، و اكتسب به الجنان»... بدین سبب گرفتاری انسان به اخلاق و عاداتی که مانع از این اتصال به عالم اعلی می شود به سبب تعلقی است که بعد از کینونت عقلی خود به بدن می یابد. یعنی تا در عالم عقل و آن بهشت نزولی است غرق در تماشای جمال یار است اما به محض تعلق به بدن، گرفتار نقائص مزاجی خود می شود و تا بر اقتضائات این مزاج غلبه نکند و قوای حیوانی را تحت حاکمیت عقل به اعتدال نرساند در بند تعلقات بدنی و مادی خود گرفتار خواهد بود. حال سوال بنده این است که آیا این حالتی که برای آن موجود عقلی و مَلکی بعد از هبوط در عالم طبیعت پیدا می شود، به علت همان قاعده ای است که در این آیۀ شریفه ذکر شده؟ یعنی انسانی که در کینونت عقلی خود موجودی ربانی است، به علت نزدیک شدن به شجرۀ ممنوعه و کثرات عالم طبیعت، انسانی طبیعی می گردد که در طبیعت خود حائز نقص های مختلف است که همین نقائص مانع از شهود حق می گردد در حالی که در عالم قبلی این نقائص آشکار نبودند یا مزاحم وصل او به مبدآ ایجادی اش نمی شدند؟ همچنین: و آیا این تقریر صحیح است که چون هر موجودی مظهر اسمی از اسماء الهی است و این اسماء در مقایسه با اسم جامع الله دارای نقص می باشند، اگر از عالم وحدت و آن بهشت نزولی به عالم کثرت هبوط کنند، همین نقصی که در جامعیت اسمائی خود دارند در عالم طبیعت نمودار می شود و عدم اعتدال ناشی از نقص در مظهریت اسماء برای انسانی که مستعد ظهور همۀ اسماء است بصورت عدم اعتدال در مزاج و ترکیب جسمانی نمودار شده و او را به سوی عادات حیوانی و جاذبۀ مادی سوق می دهد؟ و انسان در مواجهه با این مزاج باید روشی را پیش بگیرد که نقائص مزاجی خود را با قاهریت و حاکمیت نفس بر آن به اعتدال نزدیک کند تا بدین صورت از تاثیر آن خلاصی یابد و نقص اسمائی خود را در فرصت حیات زمینی جبران نماید؟ با تشکر فراوان از شما استاد عزیز

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است و به همین جهت بعد از آن‌که فرمود: «لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ في‏ أَحْسَنِ تَقْويم» پس از آن می‌فرماید: «ثُمَّ رَدَدْناهُ أَسْفَلَ سافِلين‏» حقیقتاً انسان را در بالاترین قوام خلق کردیم، سپس او را به پایین‌ترین پایین‌ها ارجاع دادیم؛ این سؤال پیش می‌آید چرا خداوند اگر قوام ما را در ابتدا آن بالا بالاها قرارداده و سپس گرفتار پایین‌ترین پایین‌ها کرده است؟ عجیب است که می‌فرماید خودمان آن‌ها را به «أَسْفَلَ سافِلين» ارجاع دادیم و پایین آوردیم. آیا این آیه خبر از آن ندارد که اگر مقام «أَحْسَنِ تَقْويم» را چشیدی، حال باید در دل یک تاریخ آشفته، «أَسْفَلَ سافِلينِ» هزار ساله را نیز تجربه کنی؟ تا ابر مردی بشوی به وسعت همه‌ی عالم و همه‌ی تاریخ. این‌که ما را در «أَسْفَلَ سافِلين» آورد، جز این است که می‌خواست ما در همه‌ی عوالم حاضر باشیم؟

حتماً درباره‌ی چهار منزل عرفانی فکر کرده‌اید. منزل اول «سیر من الخلق الی الحق» است. سپس سیر «من الحق فی الحق» می‌باشد که انسان در این منزل چه عشقی با خدا می‌کند. اصلاً کاری به کار مردم ندارد. در سیر سوم که سیر «من الحق بالحق الی الخلق» است، سالک در عین حضور در عالم انوار، بنا است در عالم سافل نیز حاضر شود تا این عالم را نیز تجربه کند و تا این‌جا سیر سالک جریان دارد تا سلوکش کامل شود و با نور خدا در جامعه‌ی بشری حاضر گردد. ولی سیر چهارم مأموریت است برای هدایت بشریت و مربوط به نبوت و نبیّ می‌باشد، پیامبر می‌آید تا رسالت خود را نسبت به مردم انجام دهد و از این جهت در واقع نوعی مأموریت است. آنچه سلوک را کامل می‌کند منزل سوم است که انسان جرأت خطرکردن داشته باشد و در این جهان حاضر شود تا بداند بر مردم  چه می‌گذرد. خداوند ما را نیافریده است تا شیخی باشیم در گوشه‌ای پنهان. اگر فرمود: «لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ في‏ أَحْسَنِ تَقْويم‏» و ما را در جایگاه خوب و خوشی آغاز کرد، مانند اوایل انقلاب و حالت خوشی که فضا را فرا گرفته بود ولی یک مرتبه در تهاجم فرهنگی و تهاجم نظامی قرارمان داد تا برای حضور در جهان، این سختی‌ها و تنگناها را تجربه کنیم و آن تجربه‌ی حضور خودمان در «أَسْفَلَ سافِلين» است ولی با حفظ هویت «أَحْسَنِ تَقْويم». در این حالت است که ظلمات به نور تبدیل می‌شود و انسان آتش را ابراهیم گونه برای خود گلستان می‌کند. موفق باشید  

31911

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام جناب استاد گرامی وقت عالی بخیر: یک تأمل نظری داشتم درباره مفهوم کمیت که در بیانات شما به کرات برای نقادی فرهنگ مدرن به کار می‌رود. به نظرم استناد به این مفهوم نیازمند دقت‌هایی است. این طور نیست که بشر مادی‌گرای جدید فقط به دنبال کمیت‌ها است. ما کمیت را با پول و خانه و ماشین و این جور مادیات شناسایی می‌کنیم اما همین امور را برای لذت‌های حسی و وهمی طلب کنیم که این لذات از سنخ کیفیت هستند نه کمیت! به علاوت کیفیات قابل اشتداد هستند و از این جهت خودشان قابل کمیت هستند. لذا است که می‌شود از «مقدار» ایمان افراد مثلا سخن گفت همان طور که از «مقدار» خودخواهی‌شان. می‌شود از «بزرگی» قصر بهشتی و «عده» خادمین بهشتی آن‌ها سخن گفت چنان که از «مقدار» ثروت دانلد ترامپ و «اندازه» پنت‌هوس‌هایش! لذا تعبیر دقیق‌تر از خصوصیت فرهنگ مدرن انحصار زندگی به کمیت‌ها و کیفیت‌های حسی و خیالی است و غفلت از کمیت‌ها و کیفیت‌های معنوی نه غفلت از مطلق کیفیت‌ها. این اشکالی بود که با مطالعه سیطره کمیت رنه گنون نیز در ذهنم پدیدار شد.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نکاتی که می‌فرمایید در جای خود صحیح است ولی عرایض بنده مربوط به جهان کمیت‌ها و جهان کیفیت‌ها است. به طوری که در جهان کمیت‌ها هر کیفیتی هم رجوع به جهان کمیت‌ها دارد و برعکس، جهان کیفیت‌ها طوری است که هر کمیتی با روح کیفی آن مدّ نظر قرار می‌گیرد. موفق باشید

31874
متن پرسش

با سلام: آیا می‌توانیم کتاب برگزیده ترجمه تفسیر المیزان را مطالعه کنیم اگر بله ترجمه چه کسی؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده کتاب «خلاصه تفاسیر» که جناب آقای عباس پورسیف زحمت آن را کشیدند، کتاب ارزشمندی است و حقیقتاً ایشان در نسبت با المیزان دقت‌های خوبی داشته‌اند. موفق باشید

31828

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد عزیز: چند ماهی هستش که دچار شکیات زیادی شدم. قبلا ماهی یک یار یه شکی به ذهنم خطور می کرد و سریعا می‌رفت ولی چند ماه جرقه شکیات دوباره خورد ولی تفاوتش با موارد قبلی این هست که دیگه برطرف نمیشه و دائما در وجودم هست شک در همه چی مثلا وجود خدا. هرچی گریه و رازی و نیاز کردم فایده نداشته. از هر استادی دوای دردم رو می‌پرسم، جوابشون اینه بهش فکر نکن. در حالیکه من دوست داشتم و دارم همواره به موضوع خداوند فکر کنم. درمانده ام. لطفا کمکم کنید

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با مباحث «معرفت نفس» إن‌شاءالله برکاتی به دست خواهید آورد. عرایضی در شرح سوره «زمر» شده است خوب است در فرصت مناسب و با حوصله و پشتکار، آن مباحث را دنبال بفرمایید.

https://lobolmizan.ir/sound/695?mark=%D8%B2%D9%85%D8%B1

 موفق باشید

 

31784

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام وادب خدمت استاد عزیز گرانمایه: از خداوند برایتان سلامتی و عاقبت بخیری خواهانم. استاد آیا کشیدن نقاشی صورت اشکالی دارد؟ مثلا کشیدن عکس حاج قاسم یا دیگر شهیدان یا اعضای خانواده و آیا این کار در عالم ماورایی انسان نقشی دارد؟ از نظر تربیتی و فقهی آیا اشکال دارد یا خیر؟ ممنون از زحماتتون

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به فتوای مقام معظم رهبری اشکال ندارد. موفق باشید

31769
متن پرسش
سلام استاد عزیز: چرا کشورهای مسلمان عقب مانده اند. پیشرفت بشر بعد از دوره رونسانس در اروپا شکل گرفت. آخوند ه‍ای مسیحی حاکم مطلق آن دوره بودن و هر کسی که مخالف رأی آنها بود می گشتن مثل گالیله که گفته بود که زمین گرد است اما متدینان به مذاقشان خوش نیامد و گفتند که زمین بیضوی هست و آن دانشمند را بدون تحقیق و اثبات کشتند. برای همین در اروپای آن زمان به این نتیجه رسیدن که دین و مذهب باید کنار گذاشته شود و جایی به اسم واتیکان به آنها دادن و گفتن فقط در آنجا حق حکومت دارید و در کار مملکت داری حق دخالت ندارید. دین و مذهب بیرون از دولت باید باشد و نظام مدنی باید حاکم باشد در انتخابات آزاد. این شد که اروپا جان گرفت و به این همه پیشرفت و اختراع و اکتشاف و پیشرفت دست یافت بدون دین و مذهب که این همه بدبختی و عقب ماندگی و مریضی و فقر برای آنها درست کرده بود. انسان اشرف مخلوقات خدا ه‍ست. آیا ادیان و مذاهب تا به حال چه خدمتی چه اختراعی چه ابتکاری چه دانشی چه صنعتی چه شغلی وووو ایجاد کردن به جز دروغ و دغل و خرافه و در جا زدن و بدبختی ایجاد کردن. با شکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: می‌دانید که بازخوانی این موضوع مفصل است و غفلت‌های تاریخی ما در زمان قاجار امری نیست که بتوان از آن چشم پوشی کرد. ولی آیا غرب به گفته دانشمندان و متفکران خود به جهت غفلت از امور قدسی و دیانت انبیاء، توانستند از آن‌همه تلاش خود بهره بگیرند؟ و یا به قول خودشان در قرن نوزده گفتند خدا مُرد و در قرن بیستم متوجه شدند بشر مُرد. و این‌جا است که از اواسط قرن بیستم گرایش به دین افزون شد و به قول میشل فوکو انقلاب اسلامی آمد تا روحی باشد در جهان بی‌روح. و در همین رابطه هانتیگتون نظریه‌پرداز آمریکایی معتقد است جهان آینده، جهان ایران و هند و چین است به جهت آن‌که در کنار تفکر علمی بنای نفی امور قدسی را ندارند. موفق باشید 

31663

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام حاج آقا وقت بخیر: ببخشید من می‌خواهم دلیل تکوینی یا به طور کلی دلیلی که انسان از طین صلصال کالفخار و حما مصنون و تراب آفریده شده را بدونم و اینکه مثلا چرا اینجا گفته تین و جای دیگر صلصال مگر فرقشان چیست و دلیلش چی هست؟ میشه چند تا کتاب معرفی کنید؟ این هم می‌خواهم بدونم هر کدام چه مزیتی داره نسبت به آفرینش؟ مثلا توی علل الشرایع نوشته بود طین میشه صلصال چون آب شور با آب شیرین قاطی میشه که اگر آب شور بیشتر باشه دشمن خدا و اگر آب شیرین باشه دوستان خداوند هستند و اینکه چون آب شیرین جواب خدا را داده متعلق به دوستان و دیگری چون جواب نداده متعلق به دشمنان خدا. تاثیر هرکدام در روح را می‌خواستم بدونم در این باره چند تفسیر را نگاه کردم چیزی نبود. و اینکه مطالب بیشتری می‌خواهم چون برای تحقیق هست و اینکه منظور از آب در قرآن چیست که مخلوط آن با خاک که وجود آدمی را می‌سازد؟ تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. فکر می‌کنم در تفسیر قیّم المیزان بتوانید نکاتی را بیابید. ۲. در ظاهر، قضیه از این قرار است که می‌فرماید انسان بسترِ ظهورش در پایین‌ترین درجه عالم یعنی عالم ماده بوده است که همان «طین» گفته می‌شود و در تبیین آن، عنوان «صلصال کالفخّار» به کار می‌برد به معنی گل کوزه‌گری. و این در حالی است که به صورت «حمأ مسنون» یا لجنی در می‌آید که بستر رشد موجودات آلی خواهد بود و در اصطلاح زمین‌شناسی به آن زاپروپل‌های پرکامبرین می‌گویند که منشأ تک سلولی‌های اولیه است. موفق باشید

31620

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام خدمت شما: کسی که کتاب معرفت نفس و حشر شما را خواننده باشد نیاز هست که شرح آیت الله جوادی آملی بر جلد ۸ و ۹ اسفار که به صورت کتاب رحیق مختوم آمده یا خواهد آمد را مطالعه کند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چرا که نه؟! به هر حال معرفت نفس میدان گسترده‌ای است که هرچه در آن قدم بزنیم و در زمین آن بغلطیم؛ جا دارد. موفق باشید

31545

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: بنده حرکت جوهری را خواندم‌. حال یک سوال دارم. یک بنده خدایی بخاطر مشکل انحراف بینی شدید بینی‌اش رو عمل کرده. ولی دکتر به قدری بد عملش کرده که این بنده خدا خجالت میکشه بیاد بیرون بین مردم. از طرفی عمل مجدد هم براش مقدور نیست. حالا سوالم اینه که این بنده خدا میتونه با توسل و دعا، زمینه‌ای رو فراهم کنه که در ایجاد بعدیِ جسمش، خدا بینی خوبی رو براش ایجاد کنه؟ شاید برایتان خنده دار باشه این حرف ولی انقدر ناجوره بینیش که حتی حاضر هست چله زیارت عاشورا بگیره!
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: جایگاه دعا در دل اقدامات ما نقش‌آفرین است. شاید بتوان گفت با دعا و انس با خدا، چنین افرادی آن‌چنان وسعت روحی پیدا می‌کنند که دیگر گرفتار چنین مشکلاتی نسبت به ظاهر خود نیستند. موفق باشید

31240

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد، شما به گردن ما حق دارید، میخوام از ته دل برای شما دعا کنم، چه دعایی بکنم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عاقبت بخیری برای همه و رعایت حقوقی که شهدا بر عهده ما دارند، باید دعای ما برای همدیگر باشد. موفق باشید

30988

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: نظر شما راجع به واکسن کرونا چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد صاحب‌نظر نیستم. موفق باشید

30634

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و احترام، وقت بخیر: بنده بصورت کاملا اتفاقی متوجه شدم که اگر فلان آیه از قرآن را در ابتدای دعا و خواسته ام بخوانم، دعا و خواسته ام برآورده می‌شود. از این جهت، گاهی اوقات که دعایم مستجاب نمی‌شود (یا سخت مستجاب می‌شود)، آیه ی مورد نظر را می‌خوانم تا دعایم مستجاب شود. حال سوال بنده این است که آیا ممکن است بواسطه ی خواندن این آیه دعایی مستجاب بشود که به ضرر و زیانم باشد؟ بنده به لطف و رحمت خداوند ایمان قلبی دارم، ولی این سوال برایم پیش آمده که آیا امکان دارد که دعایی مستجاب شود که به ضرر فرد باشد؟ (مخصوصا اگر بواسطه ی ذکر و یا آیه ای از قرآن باشد.) با تشکر و آرزوی توفیق روز افزون برای شما
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چرا رابطه‌ی علت و معلولی بین آن آیه و استجابت دعا برقرار کنیم؟ این حضرت حق است که با رحمت واسعه‌ی خود به هر بهانه‌ای الطاف خود را سرازیر می‌کند و آن‌جایی هم که دعای ما مناسب ما نیست، اگر هزار آیه هم بخوانیم، او کار خود را می‌کند. موفق باشید

30308

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام استاد عزیز: چند روز پیش مطلبی از تلویزیون شنیدم ذهنم خیلی درگیر شده اینکه می‌گفت آیت الله جوادی آملی فرمودن ما نباید دنبال جنت باشیم باید دنبال «عند ملیک مقتدر» باشیم. استاد تا جایی که یادم و اینطور که فهمیدم امام آیه «فدخلی فی عبادی و ادخلی جنتی» را در بحث هاشون داشتن. سوالم اینه استاد ما الان با این حرف یعنی جایی بالاتر از سلوک امام هستیم اگه اینطوره آیا سلوک رهبری الان چیه؟ و آیا این آیه «عند ملیک» بالاتر از «و ادخلی جنتی» هست؟ استاد ببخشید ولی ذهنم خیلی درگیر این مسئله هست. ۲. استاد یه شخصیت هایی در دوران جنگ و الان هم یه عده شون هستن اینا تو همون دوران جنگ و حتی الان دنبال اینکه یه مسئولیت قبول کنن نیستن گاه می‌بینم نمیشه هم انگ بی مسیولیتی بهشون زد. خیلیشون از ترس سختی مسئله میگن و مانمی‌تونیم منظورم مسوولیت اجتماعی. یکیشون یه بار از دهنش دراومد گفت تو همون دوران هم خیلی پیشنهاد سردار شدن و اینا بهش می‌شده ولی حاضر به قبول نشده اگر اینطور باشه اونوقت این دعواهای سیاسی سر کسب قدرت را ببینیم یا؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: «جنّتی» که حضرت حق صاحبان نفس مطمئنه را بدان دعوت می‌کند، غیر از جنت و بهشت عادی است. وقتی می‌فرماید: «فدخلی جنّتی» این دعوت به جنتِ لقاء می‌باشد، کم‌ترینش «عند ملیکٍ مقتدر» است. موفق باشید

30064

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم و رحمة الله و برکاته: گفتنش سخت است ولی بنده قبلا چندین بار پیش آمده که برای خواب چشمم را ببندم و در حالتی که هم بودن در این عالم را حس می‌کنم و هم اختیار کامل ندارم که چشمم را باز کنم و وقتی که صدا هایی عجیب غریب می‌شنوم و حالت وحشت به من دست می‌دهد و نمی‌توانم آن لحظه چشمم را باز کنم و بعد از تلاشی لحظاتی بعد چشمم را باز می‌کنم. می‌خواستم علت آن را بدانم و توصیه حضرت عالی درباره آن را بدانم. والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ظاهراً نحوه‌ای از تجربه نسبت به تجرد نفس ناطقه است. بد نیست سری به کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» بزنید. موفق باشید

29538
متن پرسش
سلام: در قسمتی از فص آدمی نوشته است همین که خدا را دیدیم، خودمان را می‌بینیم «فاذا شهدناه شهدنا نفوسنا» حال دو سوال دارم: ۱. یعنی ابتدا باید نظر به حق کنیم بعد خود را می‌بینیم ولی در روایت «من عرف نفسه فقد عرف ربه» برعکس هست یعنی اول نظر به خود، در حالی که خود نباید در میان باشد. ۲. با توجه به این قسمت، جایگاه دیدن خدا در رخدادهای تاریخی مثل انقلاب اسلامی کجاست؟ یعنی اول باید نظر به نفس مطهر حضرت امام بندازیم سپس انقلاب را ببینیم؟! لطفا توضیح فرمایید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در روایات ما هر دو وجه هست. هم آن‌جایی که داریم: «من عرف نفسه فقد عرفه ربّه» و هم آن‌جایی که می‌فرمایند: «اللّهم عرّفنی نفسک....»؛ به همین جهت سالک هم در آینه‌ی نفس خود متوجه‌ی ربوبیت ربّ می‌شود و هم با نظر به حضرت «الله» متوجه‌ی مظاهر او می‌گردد. لذا در روایت دوم می‌فرماید: اگر خود را به من نشناسانی، نمی‌توانم رسول تو را بشناسم. ۲. آری! این راه خوبی است که انقلاب اسلامی را، إشراقی بدانیم که بر قلب امام به ظهور آمده و از طریق نظر به شخصیت حضرت امام، متوجه‌ی حقیقت انقلاب اسلامی بشویم. در این رابطه عرایضی در کتاب «سلوک ... » شده است. موفق باشید

29296

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: خسته نباشید ۱. منظور از وحدت واجب الوجود چیست که امام داستان تشرف ملاصدرا را به قم و برخورد او با مردی که او را لعن می‌کرد بیان کردند تفاوت وحدت وجود با وحدت واجب الوجود چیست؟ ۲. اکثر عرفای بزرگ را که می‌بینیم در مرحله ای از زندگی یکی از فرزندان خود را از دست داده اند مثل امام، آقای قاضی، بابا طاهر، آیت الله انصاری و... آیا این مرحله خاصی از سلوک است که بلای آن بدین صورت است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. وحدت وجود، نظر به آن نگاه دارد که جز خدا را در صحنه نمی‌یابد و همه‌ی عالم، مظاهرِ وجود اوست. ۲. معلوم نیست. موفق باشید

29121

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام و ادب: استاد من سوالی راجع به اقدام به فرزند آوری کردم و شما فرمودید بسط وجودی در مادری است. حالا سوال من اینست با توجه به شرایط بیماری کرونا و هم چنین اوضاع آشفته اقتصادی و جو ناامیدی و دلهره از آینده که در جامعه در اکثر اوقات دیده می‌شود چگونه به تردید برای فرزند دارشدن باید غلبه کرد؟ وقتی اوضاع اجتماع را می‌بینم از آینده فرزندم نگران می‌شوم. چکار کنم؟ ممنونم
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: سری به کتاب «جایگاه رزق در هستی» بزنید از تردید شما کاسته می‌شود. موفق

28785

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
استاد سلام: بین الطلوعین به چه زمانی گفته می شود؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: از زمانی که اذان صبح گفته می‌شود تا طلوع آفتاب. موفق باشید

28681

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم استاد عزیز. دو تا سوال داشتم: ۱. حد تفسیر به رای چیست؟ مثلا بنده گاهی اوقات آیات را متناسب با حالات خود برای خودم برداشت می کنم. مثلا روزی از اسارت نفس و اطاعت شیطان به ستوه آمده بودم و این آیه آمد: «ولا تطع الکافرین و المنافقین ودع اذاهم ...» و برای خود گفتم راه حل مقابله با شیطان کافر و نفس اماره منافق این است که به اذیت شدن ها فکر و اعتنا نکنم. آیا این جور کارها درست است؟ ۲. در سوره یوسف آیه ۳۶: اینکه خواب دو نفر زندانی در قرآن ذکر شده‌ بی حکمت نیست و حتما یک آموزه ای دارد. چه حکمت و نکته ای پشتش هست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. این نوع برخورد با آیات برخورد خوبی است و ربطی به تفسیر به رأی ندارد که در آن نظر خود را دانسته بر قرآن تحمیل می‌کنید. ۲. این کاری نیست که در دل یک سوال و جواب بگنجد، کلاس می‌خواهد و درس و بحث. موفق باشید

28346

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: استاد در بحث های معرفت النفس فرمودید انسان آن منی که دارد مجرد است و همه جا است و اینکه خودش را در جای خاص می یابد برای این است که نظر و توجه به آنجای خاص دارد، سوال این است که می‌شود انسان نظرش را همزمان به چندجای مختلف در عالم ماده بیاندازد؟ و در عالم مجردات چطور است؟ یعنی شهدا الان به طور همزمان توجه به کل عالم دارند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! هر اندازه وسعت توحیدی انسان افزون شود، کاری او را از کاری باز نمی‌دارد. موفق باشید

28281

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: با فرا رسیدن چله موسوی یاد جملات آخرین یادداشت سردار سلیمانی افتادم آنجا که خواهان دیداری از جنس دیدار موسی بود و ایشان هم بعد چهل سال مجاهدت به فیض شهادت نایل شدند آیا شما هم رابطه ایی می بینید؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است. واقعاً: «شراب آن‌گه شود صافی که در شیشیه بماند اربعینی». موفق باشید

28057
متن پرسش
سلام استاد: دعایی کنید این تظاهرات آمریکا بی اثر نماند و یه یک ضربه سنگینی به دولت وحشی آمریکا وارد کند آنم آرزوست.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مطمئناً ابرقدرتیِ آمریکا تمام می‌شود. به تاریخی باید فکر کرد که سیاسیون ما فکر نکنند از آن به بعد ما باید آمریکا شویم و از سلوکی که تحول اساسی در نحوه‌ی بودنِ بشریت است، غفلت شود همچنان‌که تا حال در بسیاری از موارد غفلت شد. موفق باشید

نمایش چاپی