بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
30886
متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد عزیز: پیرو سوال شماره 30873؛ شما در کتاب شریف «هدف زمینی آدم» چندین بار به وجود نقائص پنهان در عالم برزخ نزولی اشاره کرده اید. مثلاً: «آدم در زندگي در برزخ نزولي هنوز نقص دارد و آن عبارت است از اين‌كه امكان از دست‌دادن آن شرايط برايش هست. درست است كه زندگي در زمين، نقصش بيشتر است، ولي در مقايسه با برزخ صعودي، برزخ نزولي داراي يك نحوه نقص است.» همچنین: «اين‌كه «لِيُبْدِيَ لَهُمَا مَا وُورِيَ عَنْهُمَا مِن سَوْءَاتِهِمَا» تا آنچه از عيب‌ها براي آن‌ها پوشيده بود را آشكار كند. يعني آدم و حوا در آن بهشت‌ نقص‌ها و عيب‌هايي دارند كه در آن مقام به جهت عدم توجه نظر به آن عيوب ندارند. حالا آن عيب‌ها چه چيزي است كه شيطان تلاش مي‌كند آن‌ها را عمده و آشكار کند؟ آيا همان ميل به لذات دنيايي و ميل به طبيعت که در آن‌جا اهميتي نداشت، نيست؟... چه‌چيز در آن عالم براي آن‌ها پنهان بود؟ «مِن سَوْءَاتِهِمَا» معايبشان.» عرض بنده هم این بود که بالاخره یک نقص هایی بود که هرچند در آن عوالم قبلی به جهت وحدتی که حاکم است آشکار نبود اما با ورود به عالم طبیعت آشکار می شود. حال با توجه به اینکه می فرمایید: «حالا بعد از نزديکي به شجره و در عين پذيرفتن توبه، بايد زندگي زميني‌تان را شروع كنيد. ولي اگر روي زمين بياييد در زمين از طريق شريعت الهي نقص‌هايتان را كشف مي‌كنيد و در صدد جبران آنها برمي‌آييد.» حالا همان نقایص و معایب پنهان از کجا سرچشمه می‌گیرد؟ چون این عیب ها و نقص ها در عالم طبیعت برای هر کسی به نحو متفاوتی آشکار می شود. مثلا کسی قدرت طلب است و کسی شکم پرست است و ... شما در این کتاب ضمن توضیحات خود نقایص انسان را در قیاس با کمال مطلق دانسته اید و فرموده اید: «انسان طوري است كه مي‌خواهد به مقصد خود يعني بندگي خدا برسد، چون علم به خود دارد كه هيچ است، هيچ. و در مقايسه با کمالات مطلق پروردگارش كه مقصد و مقصود اوست، متوجة نقص‌هاي خود مي‌شود.» با توجه به فرمایش شما بنده این سوال را مطرح می کنم که آیا اینطور نیست که همان نقصی که در مقابل کمال مطلق داریم ــ و همین نقص در قیاس با مظاهر اسم جامع الله نیز نمود پیدا می‌کند ــ به صورت نقص های جسمانی در عالم طبیعت ظهور پیدا می کند و انسان را دچار تعب می کند؟ (در ادامه بیشتر توضیح می دهم) شما در این کتاب می فرمایید: «‌هر چه به طبيعت نزديك بشويد، به تعب مي‌افتيد و از بهشت خارج مي‌شويد، آن وقت نقص‌ها و زشتي‌ها ظاهر مي‌شود... هبوط يعني کاري کنيم که روح گرفتار جسم شود و جهت جان را به جسمي كه در دنياست معطوف داريم و همه توجه‌مان به نقص‌هاي جسم مشغول شود» پس نقائص ما به واسطۀ جسم عنصری در عالم طبیعت نمودار می شود و در عوالم قبلی نقائصی هست که نمود ندارد و منظورم از نقائص این نیست که انسان فی حد ذاته عیبی دارد بلکه خلقت هر انسانی بنابر عین ثابته ای که دارد در تعادلی مناسب شأن او انجام پذیرفته و در عوالم علوی هیچ عیب و نقصی از این جهت ندارد اما چون قرار است که مقامات خود را با ارادۀ خویش کسب نمایند همین نقصی که شما هم فرمودید در قیاس با کمال مطلق در وجود هر کسی تعبیه شده، در عالم طبیعت در قالب نقص های جسم های ظهور می یابد و انسان را گرفتار امتحان و ابتلاء می کند. جهت توضیح دقیقتر: طبق نظر عرفا مزاج زمینی انسان و ترکیب جسمانی او که مرجّح و مخصّص حدوث نفس و معیّن استعدادهای نفسانی و جبلّی اوست، صورت زمینیِ استعدادی است که در عین ثابتۀ او و اسمائی که این عین ثابته مظهر آن هاست وجود دارد. بر این اساس، مثلاً کسی که در آن استعداد اصلی در عالم علمی، اسم علیم در او ظهور چندانی نداشته باشد، در مزاج زمینی او نیز این نمودار خواهد شد و چندان استعداد فهم دقائق علمی را ندارد و یا کسی که مظهر برخی اسماء جلالی است مثلا مزاجی غضبناک خواهد داشت. به عبارت دیگر، آن نقصی که از جهت قیاس با اسم جامع الله و عین ثابتۀ آن ــ که در نهایت اعتدال است ــ دارد در عالم طبیعت که عالم اضداد است در قالب مزاجی ظهور می نماید که به جهت غلبۀ خلط صفرا و عنصر آتش او را از تعادل حقیقی انسان کامل دور می کند و همین عدم تعادل در مزاج جسمانی است که نقص او در ظهور جامع اسماء را آشکار می کند و او را به تعب می اندازد و نحوۀ سلوک زمینیِ او را معلوم می کند. یعنی انسان عصبانی مزاج باید با این خصیصه ای که در عوالم قبلی به جهت وحدت حاکم بر آن نمودی نداشت جهاد نماید و نفس خود را حاکم بر این تمایل بدنی و مزاجی نماید تا نقص او جبران شود، یا به عبارت دیگر حالتی برای او ایجاد شود که همانند عوالم قبلی با وجود مظهریت او از اسماء جلالی در تعادل قرار گیرد. اما تعادلی مناسب شأن عالم طبیعت و وقتی چنین کرد و در هر عالمی تعادلی مناسب آن عالم را ایجاد کرد (در عالم طبیعت تعادل مزاجی و در برزخ صعودی ملکۀ عدالت) آنگاه خلیفۀ حق در این عوالم گشته و آن شأن والای اولیۀ خود را با ارادۀ خویش دوباره به دست آورده است. با تشکر از زحمات شما استاد گرانقدر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: رویهمرفته نکات خوبی را مطرح می‌فرمایید. آری! در برزخ نزولی که روح، از مقام بالاتر وجود تکویناً به مرتبه نازل‌تر نزول می‌کند، نقص‌هایی محقق می‌شود که صورت این فرآیند، نزدیکی به شجره ممنوعه است که نماد عالَم کثرت می‌باشد عالمی که جامعیت ندارد و هرچیزی، چیزهای دیگر نیست. در حالی‌که در مقام برتر یعنی در مقام جامعیت هر چیزی، چیزهای دیگری هم هست مثل نور سبز در نور بیرنگ. ولی در طیف نوری که از منشور عبور می‌کند نور سبز، شش نور دیگر نیست. در رابطه با حضور در عوالم مادون یعنی عالم اسفل السافلین و تجربه چنین حضوری خوب است به جواب سؤال شماره 30869 رجوع شود. موفق باشید

30597
متن پرسش
سلام استاد عزیز: استاد نزدیک یک سال و خورده ای هست که دچار یک آشفتگی بسیار بدی شدم بطوریکه منی که بحث های جهان گمشده در عالم خیال شما و بحث های انقلاب اسلامی و اشارات رو فوق العاده درک می‌کردم و متحولم کرده بود و حالات عرفانی بسیار عجیبی رو تجربه می‌کردم، دچار یک سری سوالات و شک و تردید های احمقانه معرفتی شدم که اگر چه بعضی جوابها رو براش پیدا می‌کنم اما به هیچ وجه دلم آروم نمیگیره. و وقتی درونم کاوش می‌کنم و چراغ می‌ندازم می‌بینم بخاطر یک شک و تردید و یک سوال و شاید و اگر احمقانه ای هست که در درونم وجود داره و پنهانه. مثل اینکه از کجا معلوم عقل درست میگه و اونچه که عقل میگه در بیرون هم هست و وجود داره؟!! سوالات بسیار بدیهی که ساعت ها برای پیدا کردن جواب جون می‌کنم اما جوابها خودشونو نشون نمیدن. نمیدونم منظورم رو چطور برسونم استاد عزیز. اما امیدوارم متوجه منظورم شده باشید. این ماجرا بشدت زندگیم رو دچار اختلال کرده و حتی از نظر اخلاقی هم دچار حالات و احساسات پست و مسخره و بدی شدم. و میدونم که بخاطر تعطیل شدن عقل و سوالات و شک و تردید هایی هست که دربارش درونم پیدا شده. خیلی حیرونم. راهنماییم کنید. لطفتون مستدام
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بالاخره این مسئله‌، مسئله‌ای است که خواهی نخواهی برای ما پیش می‌آید و به همین جهت مباحث «آینده‌ی دین‌داری ما چگونه محقق می‌شود» رابه میدان آوردیم. آن‌جا عرض شده که کم کسی می‌تواند به دین‌داریِ سنتی خود که خدا را اُبژه‌ی خود می‌داند، پایدار بماند. بد نیست در این مورد سری به مباحث مذکور به آدرس http://lobolmizan.ir/sound/1310#7940 رجوع فرمایید. موفق باشید 

30489

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم آقای طاهرزاده: نظرتون راجع به ورود آقای سعید محمد به عرصه انتخابات چیست؟ آیا کار درستی کرده که حتی حاضر شده از سمت بالای خودش استعفا بده و وارد عرصه انتخابات بشه؟ آخه این بنده خدا رو حتی خود جبهه انقلابی هم نمیشناسن چه برسه به مردم عادی. بعدشم اگه کسی توی زمینه ای موفق بود اولا خب همون جا رو سفت و سخت بگیره و بره جلو! دوما دلیل نمیشه که توی زمینه دیگه ای هم باشه.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید خود ایشان با توجه به شخصیت علمی جهانی که دارند، احساس کرده‌اند به صحنه بیایند تا اقلاً معلوم شود برای اداره‌ی کشور چه راه‌کارهایی دارند و شاید در مناظرات بتوانند حرف‌هایی که نیاز است گفته شود، را بگویند و در نهایت در میدان طرح خود در کنار سایر نامزدها تصمیم نهایی گرفته شود. موفق باشید

30463

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: در سوالات با توجه به فرمایشات آیت الله بهجت بر لزوم داشتن استاد تاکید ندارید ولی در مورد ذکر یونسیه تاکید دارید که زیر نظر استاد باشد. چند سوال از محضرتان دارم: ۱. این دو فرمایشتان چگونه قابل جمعند؟ ۲. وقتی خواندن ذکری نیازمند نظارت استاد است نمی‌توان گفت سایر عقبه های صعب العبور سلوک به طریق اولی مستلزم پیر ره رفته ای است؟ ۳. درین عصر درست است که رهنمودهای امام و رهبری نصب العین سالکان است اما مسائل شخصی فراوانی در سلوک پیش می آید که نیاز است با استاد در میان نهاده شود. هزار باده ناخورده در رگ تاکست.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور که می‌فرمایید بعضاً در این مسیر نیازهای شخصی و حالات خاصی برای افراد پیش می‌آید که باید با استادی در میان بگذارد و این غیر از آن است که خود را به کلی به استاد خاص بسپارد. زیرا هر اندازه در همان موارد هم عالمانه‌تر عمل کند، خود او بعد از مدتی می‌تواند آن حالات را تحلیل نماید. موفق باشید

30175
متن پرسش

سلام محضر حضرت استاد طاهرزاده عزیز: حاج آقا بنده یک دانشجو معلمی هستم که به تازگی وارد دانشگاه فرهنگیان شده و خواستار این هستم حاج قاسم سلیمانی و علامه مصباح شغل خودم بشوم و مصباح ها و سیلمانی ها و فخری زاده ها تربیت کنم و دانش آموزانی آشنا با اکنون تاریخ خود تقدیم جامعه کنم و با تبعیت محض از ولی فقیه زمان حضرت امام خامنه ای، ایشان را برای اداره ی این کشور یاری کنم تا ایشان مسیر هدایت جامعه به جامعه مهدوی و وصل به ظهور ولایت عظمی را سرعت بشوند. لطفا یک مسیر روشنی را برایم بیان فرمایید و ملزومات چنین افق روشنی را برایم ذکر کنید و هادی این حقیر به این آرمان (تبدیل خودم به آوینی ها و سلیمانی ها و تربیت مصباح ها و سلیمانی ها) باشید. (اعم از سیر مطالعاتی، برنامه عبادی، بیان حوزه های فعالیتی و . . . .) با تشکر از شما

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. از سیر مطالعاتی سایت شروع کنید خوب است. ۲. به بحث «انقلاب اسلامی و دوران نهضت نرم‌افزاری» که صوت آن در کانال مطالب ویژه به آدرس @matalebevije هست.  رجوع فرمایید. موفق باشید

29544

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و خدا قوت: استاد بنده رفیقی دارم که مباحث شما را با ایشان کار می کردیم چندین ماه است به رفیقم می گویم بیا ادامه ی مباحث را کار کنیم می‌گوید دیگر نیاز به این مباحث ندارم و هر کس به اوج استعداد خودش و اوج کمال می‌رسد و دیگر نیاز به هیچ کدام این بحث ها نیست و آیه «انا لله و انا الیه راجعون» را می‌گوید که ما همانجا که بودیم می رویم و دیگر نیاز به هیچ سختی دادن و بحث گوش دادن نداریم. حتی می‌گویم عقب می افتیم یا چوب می‌خوریم چون استعدادش را داریم با خنده می‌گوید از چی؟ آیا این چنین است و ما تکوینا به حق می‌رسیم و رسیده ایم، این دانایی ما اولیه بوده و بعد از مدتی دیگر هیچ نیاز به یادگیری نداریم و هرکس چه تلاش کند چه نکند به حقیقت و اوج کمال خودش می‌رسد؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده برای خودم چنین تصوری ندارم که نیاز به مطالعه و گوش‌سپردن به سخنان اهل اندیشه نداشته باشم. نمی‌دانم آن رفیق شما به چه چیز رسیده است که خود را مستغنی می‌داند! آیا برای احساس حضور خود در عالم بی کرانه هم نیاز به مذکری نداریم؟ موفق باشید

29483

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: من حدود یک ماه بود دنبال خونه می‌گشتم که انتهای ماه دیگه برم با خانومم زندگی کنیم. تو این مدت کلی خونه هایی رو دیدیم که اصلا مناسب ما نبود، هم قیمتش و هم خود خونه ها گاهی بیخود بودن. امروز یه خونه ای رو با صاحبش صد در صد کردیم. همه خوشحال و شادان علی الخصوص پدرم که یه باری رو از دوش خودش برداشته می‌دید. چون خیلی زحمت کشیده بود این یک ماه ولی بی نتیجه، وسط خوشحالی ها یه دفعه بهم پیام داد صاحبخونه که با خانواده اش مشورت کرده و اونا رضایت ندادند. واقعا تا حالا درک نکرده بودم سنت ابتلا رو نمی‌فهمیدم سختیش‌ رو. الان یه چیز برای من گنگه. اگه خدا عاشق ماست واقعا چرا ما رو مبتلا میکنه؟ مگه عاشق راحت معشوق رو نمی‌خواد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عاشق حتماً راحتی معشوق را می‌خواهد ولی در کوره‌ی ابتلاء، زندگی او را با جدّیت بیشتر آشنا می‌کند تا از آرزوهای دنیایی‌اش بکاهد و بیشتر با جهانی که معنویت در آن جلوه دارد، به‌سر ببرد و البته که بالاخره این مشکلات را خودش حل می‌کند. موفق باشید

29009

طالع بینیبازدید:

متن پرسش
سلام وقت بخیر: بحث های طالع بینی همه خرافی هستند یا ریشه ای در حقیقت دارند که بصورت خرافی درآمده اند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اساساً این افراد نمی‌توانند خدمتی به کسی بکنند. نهایتاً بعضاً آنچه را که در آینده پیش می‌آید از آن خبر می‌دهند، ولی کاری از این جهت نمی‌توان کرد. عمده رعایت تقوای الهی است که انسان را از مشکلات در امان می‌دارد. موفق باشید

28961

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد عزیز: وقتتان بخیر. در پی هجمه های اخیر به آقای پناهیان سوالاتی ذهنم رو مشغول کرده. از علت اصلی این هجمه ها که بگذریم استاد جان ۱. چرا آقای پناهیان بایستی هدایای میلیاردی رو قبول کنند؟ ایشون نمی توانند که هر ناشفافیت مالی جلوی اظهار نظر حقه رو میگیره. (من سالهاست با یک نماینده مجلس کار می‌کنم تاکنون یک هزاری از هیچ نهاد و کارخانه و ....حتی برای کمک به فقرا نپذیرفته چون میگه گذشته از این که معلوم نیست این پولها حق کیست، ما نباید کاری کنیم که فردا برن بگن فلانی از فلان جا اینقدر پول گرفت و دیگه نتوانیم حرف حق خودمون رو بزنیم، یا خبرشو دارن همین چند وقت پیش آقایی به حاج آقا معمار گفته که من میخوام یک باغ رو به شما هدیه بدم و اصرار هم داشته اما حاج آقا گفته نه من هیچ نیاز به باغ ندارم، یا در محرم امسال دیدیم شخصی از میناب آمده بود می‌گفت حاج آقا براتون میخوام گوشی عالی بیارم و حاج آقا انداخت توی شوخی و گفتن: نه نه نه نیاریها من گوشی استفاده نمی کنم آنوقت میرم می‌فروشمش چلوکباب میخرم می‌خورم و‌...‌خلاصه نمی پذیرند، آنوقت آقای پناهیان که یک واعظ کشوری است حواسش نبوده؟) ۲. الان مردم شاکی شدند که چرا ما از این دوستان نداریم؟! خب حق دارند. ندارند؟ نظر شما چیست استاد جان؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به این‌که جناب آقای پناهیان نشان داده‌اند بیش از آن‌که به فکر خود باشند، به فکر انقلاب و اسلام هستند؛ باید این موارد را حمل بر صحت کرد و مواظب بود این شخصیت‌ها که سرمایه‌ی کشور و انقلاب هستند، خدشه‌دار نشوند حتی اگر بر فرض از طرف ایشان سهل‌انگاری هم شده باشد؛ شخصیت ایشان چیز دیگری است. موفق باشید

28719

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: با عرض ارادت و خسته نباشید خدمت استاد طاهر زاده: بنده خواستم ببینم نظر جنابعالی در مورد راه و روش و سبکی که حاج میثم مطیعی در مداحی های خود در پیش گرفته است چیست؟ ایشان در مداحی های خود همه ی مسائل ریز و درشت در مورد انقلاب و انقلابی گری، اتفاقات منطقه و سیاست های داخل و خارج کشور را در نظر دارند و همه ی این مسائل را به صورت مداحی بیان می کنند. آیا به نظر شما این سبک از مداحی چه تاثیری در روشن سازی اهداف انقلاب دارد؟ و چقدر می تواند به انقلاب و راه انقلابی گری کمک کند؟ با توجه به بینش کلی ایشان در مورد مقاومت و منطقه و موضع گیری علیه استکبار آیا می شود حرکت ایشان و راهی که ایشان در مداحی می رود را نیز حرکت نیروی قدس در منطقه خواند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: رویهمرفته شخصیت حماسی ایشان ارزشمند و لازم است و بعضاً هم که ورودهای سلوکی داشته‌اند مثل زحماتی که در روز عرفه کشیدند. البته بنده همه‌ی کارهای ایشان را دنبال نکرده‌ام تا بتوانم نظر کامل بدهم. موفق باشید

28435

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: ببخشید ما از کجا بفهمیم که روح ما با امیرالمومنین بیعت کرده و مثل ابن ملجم نیستیم که حضرت بهش گفتن روح تو بیعت نکرده.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی انسان حضرت علی «علیه‌السلام» را حقّ بداند و احساس کند عهدی پیشینی با او دارد، در واقع عهد قبل از ابدانی خود را تجربه می‌کند. موفق باشید

27606

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: استاد به نظر من این یک حقیقت است که اکثریت مردم ایران دین منحرف را قبول دارند؛ یعنی برخی مسائل دینی را قبول دارتد و برخی را «قبول» ندارند. سوالم این است که آیا با چنین مردمی می شود زمینه سازی ظهور را انجام داد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مردم ما در کلّیّت متوجه‌ی حقیقت هستند و به همین جهت به گفته‌ی آقای هانری کربن، مردم ایران توانستند بهترین وجه از اسلام که نظر به امامان معصوم را دارد، دریافت کنند. موفق باشید

27111
متن پرسش
سلام: اینکه می فرمایید مرگ هر کس از قبل تعیین شده است پس آن روایت که می فرماید حسنات مرگ رو عقب می اندازد چگونه تطبیق می کند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: تقدیر مرگ، حکایت از آن دارد که در علم خدا معلوم است که مرگ هرکس در چه زمانی و در چه مکانی است. حال یا با اجل مسمّی که مثلاً ۸۰ سالگی است، و یا به اجل معلّق که به جهت غفلت‌ها، مثلاً ۷۰ سالگی است. موفق باشید

26987
متن پرسش
سلام علیکم: ۱. آیا حضرتعالی به این مطلب اعتقاد دارید که انقلاب اسلامی، طغیان سنت گراها در زمانه حکومت تجدد گرایان یعنی دوره پهلوی است و حکومت پهلوی بعلت تکیه زیاد بر روی تجدد گرایان و غفلت از سنت گرایان شکست خورد؟ یعنی واقعا حد انقلاب اسلامی در این است که آن را حرکت سنت گراها بدانیم؟ ۲. اساسا تقسیم بندی جامعه به دو گروه سنت گرا و تجدد گرا را باور دارید و آن را ملموس می دانید؟ نظر حضرتعالی را تا حدودی در پاسخ ها متوجه شدم ولی خواستم بصورت واضح و در چنین پرسشی از شما این رو بپرسم. ویژه اینکه برخی امروز هم به این تقسیم بندی معتقدند و جامعه را در این دو دسته می بینند. من خودم با توجه به نظرم و آنچه از بیانات شما آموختم این است که واقعا جمع کثیر افرادی که آنها را تجدد گرا می دانند قلوب و دل هایشان ایمانی است هر چند عقول و ظواهرشان غربی باشد و خیل همین ها در تشییع پیکر حاج قاسم حاضر شدند و قصه خود عالی شان را در این شهید عزیز دیدند و یا امسال برای اولین بار در راهپیمایی ۲۲ بهمن آمدند. هر چند من هم معتقدم ما طبقه و لایه فوقانی داریم که تحت تاثیر عالم غرب مدرن و ادبیات توسعه و نظام توسعه جهانی است ولی قطعا اگر ما کار اقنایی قوی کنیم و بدون پلورالیسم، در بستر اسلام و انقلاب گفتگو کنیم و همان المومن مراه المومن را نشان دهیم، این گفتمان تحول جدی خواهد یافت.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. در این مورد خوب است به جواب سؤال شماره‌ی ۲۶۹۲۸ نظری بیندازید. ۲. بنده با نظر شما موافقم و معتقد هستم انقلاب اسلامی و شخص حضرت امام «رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» مافوقِ گردونه‌ی دوگانه‌ی تجدد و سنتی‌بودنِ مرسوم در این تاریخ حاضر شدند. حتی سنت‌گراهایی مثل سید حسین نصر هم آن‌طور که شایسته بود به جهت حضور فعّال بعضی از مذهبی‌های سنتی، در انقلاب حاضر نشدند. موفق باشید

26699

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و عرض ادب خدمت استاد عزیزتر از جانم: بنده همکار شما در یکی از شهرستانهای همدان می باشم. این چنین موجز و با سخاوت که شما راهنمایی می فرمائید فقط از دستان با سخاوت معلم برمی آید. چندین سال بود با وجود مطالعه کتب عرفانی در مورد مصداق رب. دچار شک بودم. اگر ممکن است شرحی بر طائیه ابن فارض بفرمائید تا بهرمند شویم. از خدا برایتان طول عمر می خواهم. با سپاس فراوان
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: کار ارزش‌مندی است. شاید فصوص الحکم تا حدی در فهم شرح طائیه کمک کند؛ همان‌طور که شبیه این مطلب را ابن فارض در مورد فتوحات گفته است. حتما شنیده‌اید که جناب ابن عربی از جناب ابن فارض خواست تا شرحی بر آن طائیه بنویسد و او گفت «فتوحات مکیه‌ی» شما شرح طائیه می‌باشد. موفق باشید

26316
متن پرسش
سلام علیکم: با توجه به نزدیکی ایام انتخابات ۹۸، تا چه حد امیدوارید مردم، انتخابی در طراز گام دوم انقلاب بکنند و نشان دهند اساساً با دید عمیق و کلان تری قصد تمدن سازی در این گام را دارند؟ آیا این دفعه واقعاً می توانیم یک انتخاب اصیل بدون جناح گرایی و قبیله گرایی سیاسی بلکه با شاخص های ولایت و مردمسالاری دینی نه با عقل غربی و ذیل تعریفات لیبرال_دموکراسی ببینیم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آنچه بنده در افق آینده می‌بینم، حضور مردمانِ فرهیخته‌ای است که در دلِ انقلاب در حالِ تولدیافتن هستند و البته این، در یک فرآیندِ زمانی شکل می‌گیرد. حال چه اندازه در انتخابات پیشِ رو محقق می‌شود، نباید ناامید بود ولی انتظارِ بیش از حدّ هم نباید داشت. موفق باشید

25997

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: آقای دکتر عبدالکریمی، درباره مسئله نفوذ، تهاجم فرهنگی و شبیخون فرهنگی که خب نزدیک دو دهه است در کشور ما مطرح شده و روش بحث و مناظره بوده و حتی از تعبیرات رهبر معظم انقلاب هم هست، مطالبی بیان کردند که کمی ذهن خودم رو هم درگیر کرده. ایشون به نحوی طرح مسائلی نظیر نفوذ و استحاله را ورود مباحثی امنیتی_پلیسی به درون عرصه اندیشه و فرهنگ می دانند و معتقدند اراده ای معطوف به حفظ قدرت توسط سیاسیون محسوب می شود و همچنین بیشتر یک امری که بدنبال حفظ بافت و ساختار تاریخی عقاید و ارزشها بجای درک درست جهان روز هست، قلمداد میشه و به نحوی میخواد این اندیشه ها که اتفاقا انسان ساخت و حاصل امر تاریخی است رو حقیقت و امری فراتاریخی و ازلی معرفی کنه و میان جهان روز و درک ما از آن فاصله ای احساس نمیکنه. این تلقی تا چه حد درسته؟ آیا واقعاً اموری مثل طرح و حساسیت به مبحثی عین نفوذ و جنگ نرم و... حاصل اموری ایدئولوژیک، سنت گرایانه، خلط مباحث فرهنگی و امنیتی بدور از درک درست عقلانیت مدرن و جهان امروزمان است و ما را از تعمق در مفاهیم عالی و حضور در جامعه جهانی، محروم می کند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ایشان در طرح بعضی از موضوعاتی که می‌فرمایید تذکرات خوبی را مطرح می‌کنند، ولی جایگاهی برای انقلاب اسلامی و تاریخی که بنا است با انقلاب شروع شود و ما را از تنگناهای تاریخی که حاصل غربزدگی و تحجّرِ دینی است خارج کند، قائل نیستند. به نظرم بهترین تفکر، که تفکرِ تاریخی است در این زمانه، تفکر به جایگاه انقلاب اسلامی است که می‌تواند ما را در تاریخ خود قرار دهد و نسبت به آینده تصمیم درستی را در مقابل ما بگذارد. امید است آقای عبدالکریمی متوجه این امر بشوند. موفق باشید

24364

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد: در جایی فرمودید که جریان اصلاحات سعی در جذب دکتر داوری دارد تا ایشان را برای خود ثبت کند (قریب به مضمون) چرا جریان انقلابی از ایشان بهره کافی نمی برد که اینگونه بشود. همیشه باید روزنامه های اصلاحات پیشرو باشند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده هم از همین جهت گله‌مندم که چرا ما مذهبی‌ها از چنین استاد اندیشمندی استفاده‌ی لازم را نمی‌بریم. بد نیست در این رابطه به سؤال و جواب شماره‌ی ۲۴۳۷۴ نظری بیندازید. موفق باشید

24257
متن پرسش
سلام علیکم: علم نفس به بدن چه نوع علمی است، آیا علم نفس به بدن حصولی هست یا حضوری؟ کمی توضیح دهید. ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نفس از جهت درک بدن خود علمش حضوری است ولی از آن جهت که به دست خود نگاه می‌کند و به دست خود علم دارد علمش حصولی است.

24058

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام به استاد که حکم پدری مهربان دارد خدا حفظتون کنه. سوره اسرا و اعلی جز مسبحات است به نظر شما؟ علامه طباطبایی گفته نه. چکار کنیم بزرگوار مسبحات است یا نه؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: سوره‌ی اعلی، جزو مسبّحات است ولی سوره‌ی إسراء، نه. موفق باشید

33797

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

فایل های شرح کتاب آداب الصلاة استاد طاهر زاده رو به چه نحوی باید گوش بدیم؟ مثلا نکته برداری کنیم یا ...

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همراه با کتاب «آداب الصلواة» و تمرکز روی مطالب آن، إن‌شاءالله دنبال‌کردنِ صوت شرح آن کتاب، مفید گردد. موفق باشید

32425

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم: استاد گرامی، شخصی چه عرض کنم آتئیست خواسته که توحید برایش اثبات بشود حالا چه کتابی، چه شرحی که بیدار کننده فطرت او باشد سراغ دارید؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده مباحث «معرفت نفس» در ابتدای امر و «برهان صدیقین» پس از آن؛ می‌تواند عقل بشرِ این تاریخ را متذکر امور قدسی بنماید. البته دو کتاب مذکور همراه با شرح صوتی آن بهتر کمک خواهد کرد. موفق باشید  

31702

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسمه تعالی با عرض سلام و خدا قوت: استاد در داستان پدر حضرت رسول جناب عبدالله، صحبت از نذر جناب عبدالمطلب برای داشتن پسران متعدد و ذبح یکی از پسران هست. چه توجیحی برای این ذبح انسان وجود دارد؟ در سرگذشت اقوام گرفتار عذاب مگر یکی از موارد عصیان اینها قربانی انسان نبوده، حال چرا جناب عبدالمطلب باید چنین نذری کنند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به راحتی نمی‌توان نظر داد. شاید با نظر به سیره حضرت ابراهیم «علیه السلام» و میراثی که از آن حضرت در آموزه‌های خود داشته‌اند، چنین تصمیمی را گرفته‌اند تا حضرت حق تقدیری را پیش آورد که ظاهراً همان تقدیر، پیش آمد که در إزای قربانی جناب عبدالله، شترهایی قربانی شوند. موفق باشید

31692

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: به نظر شما کتاب آداب الصلوة با شرح صوتی شما برای ارائه به نوجوانان ۱۴ - ۱۵ ساله مناسب است؟ البته این نوجوانان شدیدا پیگیر زندگی نامه عرَفاء بوده و بسیار راغب اند راه حقیقی سلوک و عرفان را بیاموزند
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌آید باید مطالب مربوط به آن کتاب را با زبان ساده‌تری که اصطلاحات در آن غلبه نداشته باشد، با نوجوانان در میان گذاشت. موفق باشید

31676

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام خدمت استاد عزیز و تشکر فراوان بخاظر بیانان روشنگر و راه گشای شما: در ادامه سوال 31660 علاقه داشتم بر توضیحاتتون بیافزایید به همین بهانه یک مورد که اخیرا دوباره مظرح شده بیانان امام جمعه قزوین و قضیه هفت سنگان بود (برای اینکه فضا تا حدودی مشابه بود) http://www.ensafnews.com/272957/%D8%AA%D8%AE%D8%B1%DB%8C%D8%A8-%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85-%D8%AC%D9%85%D8%B9%D9%87-%D9%82%D8%B2%D9%88%DB%8C%D9%86-%D8%A8%D9%87-%D8%AE%D8%A7%D8%B7%D8%B1-%D8%A7%D9%81%D8%B4%D8%A7%DA%AF%D8%B1%DB%8C-%D8%B9/ فرمودین: موضوع عدالتخواهی باید در بستری بس عمیق‌تر انجام گیرد روح نظام به سوی حضور در وجدان عمومی مردم است و هرچه بیشتر حساسیت‌ها را در کیفی‌کردن زندگی‌ها قرار دهیم، خود به خود حقارت طلب دنیا بیشتر روشن می‌شود و این، کار اساسی است و فرمودید: حرکت عدالت‌خواهانه اگر با عمق معرفتی و توجه به نظام تکوینیِ عالم انجام نشود، آن‌چنان سطحی می‌گردد که جریان عدالت‌خواهی را در مقابل کلیّت نظام می‌برد و همچنین یاد متن نکات برگزیده شما از کتاب اخلاق افتادم. اما آن اخلاق یعنی اخلاق سقراطی که دعوت به خیر است، این جهان را نمی تواند نجات دهد. ما که هر روز زندگی مان متحول می شود، اگر می خواهیم عدل و خویشتن داری و حکمت را رعایت کنیم و قول و فعل مان شجاعانه باشد، باید از خِردی برخوردار باشیم که اوضاع متغیرِ موقع و مقام را بشناسد و بگوید در آن مقام چه باید گفت و چه باید کرد. پس گفتن این که چه چیز فضیلت است، کافی نیست. به بهانه این موارد علاقمند بودم بر مواردی که در پاسخ سوال بیان کرده بودید بیافزایید. تشکر از شما - خداوند خیرتان دهد
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که عرض شد و باز تأکید می‌شود ما در فهم عدالت در تاریخ جدید و درک معنای شهر و شهروندی در این زمانه باید با عمق بیشتری وارد شویم و اساساً نوعی بازسازی در معنای حضور در شهر و رابطه آن با نهادهای دولتی باید پیش آید، وگرنه به صورت‌های مختلف این ماجراها دامنگیرِ ما خواهد شد. همچنان‌که شده است. شاید کتاب «انقلاب اسلامی؛ طلوع جهان بین دو جهان» افق حضوری را متذکر شود که در دل آن اخلاقی به ظهور آید در حدّ رابطه ای که باید در این زمانه نسبت به همدیگر شکل دهیم. آری! تعریف اخلاق در آن حدّ که در آن تاریخ ارسطو فرموده است، برای حضور در اجتماعی که امروز بشر برای خود شکل داده، کفایت نمی‌کند وگرنه در جای خود غلط نیست. موفق باشید

نمایش چاپی