بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
29764

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام و خسته نباشید خدمت استاد: مدتی هست که این فکر مرا به خود مشغول کرده است می خواستم ببینم آیا درست است یا مطابق تفکرات صوفیه یا عرفانهای شرقی است (به دلیل مطالعه در مورد آنها) که این فکر در من شکل گرفته است. اما آن فکر: تمام اتفاقاتی که برای هر شخص رخ می دهد، بهترین اتفاق برای او هست حتی اگر بلا باشد چون خداوند با اسم رب ما را تربیت می کند و تمام اتفاقات زندگی در سمت و سوی این تربیت شدن است حالا اگر اتفاق بدی باشد یا نتیجه اعمال ما و جهت پاک شدن ما از آثار hن عمل و یا جهت ارتقاء معنوی ما است زیرا همیشه رحمت خداوند بر غضب شان پیشی گرفته است. ممنون از راهنمایی های دلسوزانه جنابعالی
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حرف خوبی است. آری! به ما فرموده‌اند: «در بلا هم می‌چشم الطاف او». با توجه به این امر که در سختی‌ها از وظیفه‌ی خود غفلت نشود مثل آن‌که ما تجاوز صدام را بستر تعالی خود کردیم. موفق باشید   

29708

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم استاد: استاد آیا کار درستی است که شخص برای انجام دادن یا ندادن کاری به خواب هایش رجوع کند؟ فرض بفرمایید فردا می‌خواهد کاری انجام دهد و شب قبل خواب بد ببیند آیا صرف خواب دیدن برای شخص حجته؟ ۲. استاد به نظر شما برای انجام کاری رجوع یه استخاره یا فال کار درستیه؟ از آن‌جایی که خیلی از فرادی که استخاره میگیرن اصلا اذن استخاره ندارن. ۳. استاد خیلی دیده شده یک آدم معمولی استخاره میگیره و دیگران نتیجه هم میگیرن با اینکه آن شخص مراحل روحی را طی نکرده و اذن حقیقی ندارد از لحاظ معرفت النفسی چطور می‌شود این موضوع را استدلال کرد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی ما از طریق پیامبر خدا «صلوات‌الله‌علیه‌وآله» با شریعتی روبه‌رو هستیم که با رجوع به آن و تدبّر در آن به خوبی تکالیف ما را روشن کرده، چرا به امور دیگری که قابل اطمینان نیست، نظر کنیم؟ آری! استخاره به معنای طلب خیر، چیز خوبی است ولی با استخاره به معنایی که امروزه معمول است رویهمرفته نمی‌توان زندگی کرد مگر در جایی که کاملاً بر سر دو راهی نسبت به دو امر خیر باشیم. البته در آن موارد هم اگر عقل، یکی از آن موارد را ترجیح داد، پیروی از عقل باید کرد. موفق باشید

29578

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و احترام خدمت استاد ارجمند جناب آقای طاهرزاده: از بزرگواری تان در پاسخ به سوالات زیر صمیمانه تشکر می نمایم. با تشکر و سپاس. محسنی ۱. به نظر شما یک عضو هیئت علمی دانشگاه فرهنگیان (تربیت معلم) باید دارای چه ویژگی های شخصیتی باشد؟ ۲. نقش باورها و اعتقادات فرد را تا چه اندازه در حرفه مدرسان تربیت معلم مؤثرمی دانید؟ ۳. چه دانش و مهارت هایی را برای ورود اعضای هیئت علمی دانشگاه فرهنگیان لازم و ضروری است؟ ۴. پیشنهادتان برای نحوه جذب اعضای هیئت علمی دانشگاه فرهنگیان (تربیت معلم) چه می باشد؟ ۵. آیا تجربه معلمی را برای آماده سازی و ورود مدرسان تربیت معلم مناسب می دانید؟ ۶. چه تمایزی بین تدریس در دانشگاه فرهنگیان با تدریس در سایر دانشگاهها وجود دارد؟ ۷. توصیه شما برای ایجاد ارتباط بین دانش و عمل مدرسان تربیت معلم چیست؟ ۸. چگونه می توان به اعضای هیئت علمی در مسیر تبدیل شدن به یک مدرس تربیت معلم کمک کرد؟ ۹. موانع عمده و اساسی که در مسیر موفقیت آموزش معلم قرار دارند، کدامند؟ و چه تغییراتی را در این زمینه لازم می دانید؟ ۱۰. نقش سیاست گذاری های کلان را در جذب هیئت علمی دانشگاه فرهنگیان تا چه حد و در چه زمینه هایی مؤثر می دانید؟ ۱۱. فرهنگ و جو سازمانی دانشگاه را تا چه حد در رشد و تربیت مدرسان تربیت معلم مؤثرمی دانید؟ ۱۲. یک عضو هیئت علمی دانشگاه فرهنگیان باید دارای چه عناصر و مؤلفه های کلیدی باشد؟ ۱۳. چه توصیه هایی برای آماده سازی اعضای هیئت علمی دانشگاه فرهنگیان دارید؟ ۱۴. تأثیرمدرسان تربیت معلم برنظام آموزش و پرورش کشور چیست؟ ۱۵. تأثیر تربیت و آموزش اعضای هیئت علمی دانشگاه فرهنگیان برسرمایه اجتماعی جامعه چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با عذرخواهی تمام، این موارد مواردی نیست که در قالب سؤال و جواب این سایت بتوانیم در آن‌ها ورود کنیم. در این مورد پیشنهاد می‌شود اگر به نامه‌ی 31 نهج‌البلاغه که تحت عنوان کتاب «فرزندم؛ این‌چنین باید بود» رجوع شود، بحمدلله جواب‌های خوبی را در سخنان امیرالمؤمنین «علیه‌السلام» خواهید یافت. موفق باشید

28696

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: استاد در پاسخ به سوال ۲۸۶۸۷ احساس کردم که این سوال را از شما بپرسم که حضرتعالی کلا مباحث استاد صمدی را تایید می فرمایید جهت دنبال کردن؟ و اگر نظرتان مثبت است راه تشخیص مباحث درست و نادرست ایشان به چه صورت است؟ التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ایشان فرد مطلع و زحمت کشیده ای هستند و رویهمرفته مباحث ایشان مفید است. بحث در بعضی نکاتی است که بی پروا گفته اند و عده ای آن را بهانه قرار داده اند. موفق باشید

27591

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و عرض ادب خدمت استاد عزیز: حضرتعالی در مباحث تاریخ تحلیلی اسلام فرموده بودید که: یکی از علت های مخالفت با پیامبر این بود که ایشان می خواستند اختیارشان را از آنان سلب کنند و آنان را عبد خدا کنند. آیا می شود گفت علت مخالفت تمامی اقوامی که به سوی آن ها پیامبر فرستاده می شد همین بود؟ اگر جوابتان مثبت است پس چرا آنان با وحدانیت و پرستش خدا مخالفت می کردند؛ یعنی بنده و برده خدا نمی شدند اما به جای بت ها خداوند را می پرستیدند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال وقتی نفس امّاره‌ی انسان، محور شود دیگر نمی‌تواند به خدایی دل بسپارد که مانعِ خداییِ نفس امّاره است. موفق باشید

27401

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: این که شهید مطهری در کتاب نظام حقوق زن می‌فرماید: اسلام برای قالب زندگی دستوری ندارد مثلا این که با قاشق غذا بخوریم یا با دست و یا این که با ماشین برویم یا با اسب. آیا این حرف با سبک زندگی اسلامی که ادعا داریم اسلام برای همه امور زندگی برنامه دارد منافاتی ندارد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اسلام می‌تواند همه‌ی امور را برای خود تسخیر کند و با خودآگاهیِ لازم، در امور تصرف نماید وگرنه هر ابزاری فرهنگ خود را به همراه می‌آورد و فضای اسلامیِ ما را به حاشیه می‌برد. موفق باشید

27375

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام و احترام خدمت استاد محترم: اینکه در پاسخ به سوال حقیر در مورد وسواس فرمودید، خود آن فرد باید به این مطلب برسد که یک فرد متدین را ملاک اعمال خود قرار دهد و در اموراتش مانند او عمل کند و نه طبق توهماتش؛ واقعا چطور می شود که فرد به این دست یابد، که یک فرد متدین را ملاک اعمال خود قرار دهد؟ چطور او را باید به این باور رسانید؟ وظیفه خانواده اش در این رابطه چیست؟ آیا صلاح است آن شخص چون به علت بروز نوعی اختلالات رفتاری یا بهتر بگویم بروز و ظهور نوعی رفتارهای غیر طبیعی، برای مدتی خانه نشین شود؟ اگر بله به چه نحو که آسیب هم نبیند و گستاخی هم نکند؟ اگر نه، پس چه باید کرد؟ با توجه به اینکه با رفتن به بیرون از منزل، نوعی تصویر بد از وی در ذهن دیگران نقش می بندد، به دلیل کارهای غلط و غیر معمول. ممنون می شوم جزئی تر پاسخ دهید، با تشکر فراوان. ارادتمند
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این امور هم روان‌پزشکی و هم عزیزانی که در روش‌های سنتی کار کرده‌اند، ورود کرده‌اند. یا باید به روان‌پزشک رجوع کنند و یا با مؤسسه‌ی «إنشاء» تماس بگیرند. شماره‌ی تماس 09135553661 می‌باشد. موفق باشید

27329
متن پرسش
سلام علیکم و رحمت الله: ان شاءلله به آنچه مقدر شده، به بهترین حالت ممکن دست یابید و مقدرات الهی برای شما به اعلی ترین درجات تغییر یابد. خیلی کوتاه سوال عرض می کنم خدمتتان آیا شکل سلوک (منظور کیفیت و کمیت) در زمان حال و آینده در مقایسه با زمان های قبل برتر و بهتر انجام می شود؟ که اگر ان شاءلله در زمان نزدیک ظهور کامل و پس از آن باشیم، جهان برترین عارفان را به خود می بیند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده نیز همین‌طور معتقد هستم و شواهد هم حکایت از آن دارد که مردم از علمای دین انتظار سخنانِ بالاتر از گذشته دارند. در كتاب شريفِ كافى از مرحوم كلينى وارد است كه: «سُئِلَ عَلِي بْنُ الْحُسَينِ (ع) عَنِ التَّوْحِيدِ فَقَالَ: إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ عَلِمَ أَنَّهُ يكُونُ فِي آخِرِ الزَّمَانِ أَقْوَامٌ مُتَعَمِّقُونَ‏ فَأَنْزَلَ اللَّهُ تَعَالَي «قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ» وَ الْآياتِ مِنْ سُورَةِ الْحَدِيدِ «إِلَي قَوْلِهِ وَ هُوَ عَلِيمٌ بِذاتِ الصُّدُورِ» فَمَنْ رَامَ وَرَاءَ ذَلِكَ فَقَدْ هَلَك» از امام سجاد«علیه‌السلام» از توحيد پرسش شد؛ فرمودند: خداى عزّوجلّ مى‏دانست كه در آخرالزمان مردمانى مى‏آيند بسيار عميق، لذا «قل هو اللّه احد» و آياتى از سوره حديد را تا «و هو عليم بذات الصدور» فرو فرستاده و هركه ماوراء آن‏ها را خواهد هلاك گردد. (الكافى، ج ۱، ص ۹۱). موفق باشید

25594
متن پرسش
سلام استاد: اینکه فرزند نوری هست که به زندگی وارد میشه، یعنی ما باید خودمون رو پاک کنیم تا نور وارد زندگیمون بشه؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌که می خواهید به عنوان یک مسلمان، زندگی کنید، پاک و پاکیزه‌اید. وسواس چرا؟! موفق باشید

36134
متن پرسش

سلام خدمت استاد گرامی: در ذیل بحث های گذشته و درک حضور ما در نیهیلیسم مطلبی مد نظرم بود که خدمتتان بیان می کنم: هستی در هر دوری ظهوری دارد و از طرفی بشر با نیهیلیسم یا نیست انگاری مواجه شده است، حال اگر نیهیلیسم به عنوان یک اتفاق تاریخی مدنظر قرار گیرد، جایگاه نیهیلیسم در مواجهه با هستی چیست؟ به نظر می رسد که نیهیلیسم امری مقابل هستی نیست که مثل تقابل عدم و هستی باشد بلکه باید آن را ظهور خود هستی ببینیم، آنگاه اگر نیهیلیسم را هستی ببینیم دیگر نمی توانیم آن را امری شر مورد نظر قرار دهیم بلکه خود نیهیلیسم امری مقدس و برترین ظهور هستی در کل ادوار تاریخ بشریت تاکنون باید دانست. این نیهیلیسم چیست؟ آیا چیزی به معنای نفی همه الهه ها و نفی تمام تقدس هاست؟ اگر نیچه در نیهیلیسم متوجه مرگ خدا که مقدس ترین حقیقت تاریخ بشریت بوده است و در هیچ دوره ای از تاریخ نفی مطلق نشده، گشته است، آیا متوجه نشده که هستی به صورت نیهیلیسم ظاهر گشته است؟ نیهیلیسم قرار است تمام مقدسات را که برای بشر تقدس یافته بی تقدس کند و مگر نه آنکه تا زمانی که الهه ها نفی نگردند الله به ظهور در نخواهد آمد. تاریخ ما گرفتار تقدس هایی بود که باید نفی می گشتند حتی اگر این مقدس خدا و انبیاء بودند و غرب با مواجهه ای که با هستی داشت مرگ همه مقدسات را رقم زد زیرا تمام تاریخ غرب جدید نیهیلیستی است و با نیچه به ظهور تام رسید و آخرین مقدس خودش هست که با شکاکیت رو به اضمحلال و رفتن است. اگر انقلاب اسلامی در تاریخ نیهیلیستی ظهور کرده است نباید همان حقیقتی دید که آمده تا نیهیلیسم تاریخ غرب باشد و مهر پایانی باشد بر آخرین مقدس تاریخ ما که امروز به صورت تکنیک به ظهور در آمده و غرب آن را به گشتل در آورده است. به نظر انقلاب اسلامی ادامه تاریخ نیهیلیستی است اما نیهیلیستی که باید آخرین مقدس را برای همیشه از مسیر حذف کند، البته باید باز متوجه بود که نیهیلیست نیستی نیست، بلکه ظهوری از هستی و وجود است، و انسان امروز درون روح این تاریخ حاضر است و بیرون از آن نیست لذا نمی توان انقلاب اسلامی را بیرون از تاریخ نیهیلیستی نگاه کرد. بنده نمی توانم نیهیلیسم را نعمت و رحمت هستی نبینم بلکه بزرگترین اتفاق برای ظهور اسم الله است زیرا الله بدون نفی تمام الهه ها و خدایان ناقص به ظهور در نخواهد آمد و این آخرین دور از تاریخ بشر است که بشر به نهایی ترین و بالاترین نقطه تاریخی دست یافته است و آن همان نیهیلیسم مقدس است که خبر از ظهور هستی مطلق می دهد. زیباترین اتفاق تمام ادوار تاریخی بشر رقم خورده است، در نیست انگاری «ما رأیت الا جمیلا» به ظهور خواهد آمد، در نیستی باید هستی را یافت که: در نومیدی بسی امید است / پایان شب سیه سپید است. در مورد شریعت نیز باید متذکر شوم که شریعت اگر نسبتی با حقیقت تاریخی برقرار نکند و شخص متوجه نشود که این شریعت بی نسبت با روح تاریخی است که حقیقت زمانه ماست آنگاه دچار روزمرگی و درد نیست انگاری می گردد و بزرگترین ریای تاریخی همین انجام شریعت بی نسبت با زمانه است لذا یا فرد بر همین مبنا ادامه می دهد و در نیهیلیسم سرگردان خود باقی می ماند و یا اینکه از شریعت جدا می گردد، و چه بد است شریعتی که نتوانسته نسبتی با روح حقیقت تاریخی خود برقرار کند، انسانی به ظاهر متدین ولی پوچ و بی معنا و بی نسبت با تاریخ خود، آنچه که امروز در جامعه متدین بی نسبت با انقلاب اسلامی می توان مشاهده نمود. تنها شریعتی که در این تاریخ می توان با حقیقت مرتبط گردد که نسبت خود را با انقلاب اسلامی پیدا کرده باشد، زیرا انقلاب اسلامی حقیقی ترین حقیقت تاریخی است که نیهیلیسم مقدس را به ظهور در آورده تا به هستی مطلق ما را هدایت کند، نیهیلیستی که نفی آمریکا و اسرائیل و تمام جهان کفر و باطل و مقدسات دروغین و حتی شیعه و شریعت جداشده از انقلاب است. آری بدون انقلاب اسلامی راهی نه به شریعت است نه راهی برای نجات از نیهیلیسم زمانه و نه راهی برای شیرین شدن تاریخ نیهیلیستی. به راستی که شریعت بدون حقیقت زمانه بزرگترین ریای تاریخی است، و در تاریخ انقلاب اسلامی زندگی کردن شیرین ترین نیهیلیسم زمانه است، که هرگز ناامیدی در آن راه ندارد.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در رابطه با پدیده نیست‌انگاری، باید موضوع را در تاریخی که با سوبژه‌شدنِ انسان برای خودش پیش آمده، دنبال کرد از آن جهت که با نوعی خودبنیادی، عملاً انسان آن‌طور خود را معنا کرد که خودش جوابگوی خودش می‌باشد و این‌جا بود که آرام‌آرام موضوع احساس خلأ امور قدسی برای بشر جدید پیدا شد و نیچه به خوبی متوجه این امر گشت که با سوبژه‌شدنِ انسان، انسان حتماً گرفتار نیست انگاری می‌گردد. در این‌جا بنا نیست نسبت به ظرفیت گسترده انسان نادیده گرفته شود، بلکه توجه به این امر که این ظرفیت با روحیه خودبنیادی به کجا می‌کشد، آن نوع از هوشیاری است که نیچه به خوبی متوجه آن شد و اگر به عنوان تقدیر زمانه از آن یاد می‌شود به معنای آن نیست که درک چنین تاریخی، جبرِ تاریخی را پیش می‌آورد بلکه برعکس، انقلاب اسلامی حامل روحی است نسبت به درک همین نیهیلیسم تا بتواند جواب روح بشر جدید را با هرچه قدسی‌شدنِ او در همه ابعاد بدهد به همان معنای به ظهورآوردنِ همه نسبت‌های انسان نسبت به خود و نسبت به جهان به معنای «دازاینِ» هایدگر. در این‌جا است که باید به هایدگر فکر کرد که به جای پذیرفتن و تسلیم نیست‌انگاری، متذکر حضور آن است یعنی عملاً تصدیقی در میان نیست، بلکه فهمِ آن هنر فیلسوف است و مسلّماً انسان، طالب نوعی «بودن» و اگزیستانسی است که سراسر وجود او ذیل تاریخی که در آن حاضر است، وجود خود را احساس کند. این‌جا است که باید بین فهمِ نیهیلیسم و یا تسلیم‌شدن نسبت به آن تفکیک کرد. جناب حاج آقا نجات‌بخش نکته‌ای تحت عنوان «مسئله نیهیلیسم و خودآگاهی به حوالت تاریخی عصر جدید»
https://eitaa.com/soha_sima/2902 فرموده‌اند که خوب است به آن نیز توجه شود. موفق باشید   

 

33536
متن پرسش

عرض سلام خدمت استاد گرانقدر: دکتر عبدالکریمی در برنامه شیوه، دوران تاریخی ما را منقطع و فروبسته برای آرمان های انقلاب دانستند و بیان کردند که انقلاب اسلامی پدیده‌ای صرفا سیاسی بود و نشانه ای از ظهور حقیقتی جدید در عالم نبوده و وجود این گونه بحران ها (مسئله حجاب و...) درون آن و به تعبیر ایشان نسلی که دارای گسستگی فرهنگی نسبت به آرمان ها و هویتی معنوی انقلاب است، را نشانه ای بر مدعای خود دانستند. نظر شما چیست؟ شما چه نشانه ای بر اینکه انقلاب اسلامی ظهور یک حقیقت جدید در عالم است و این حقیقت پیش رونده بوده است و می تواند این بحران های موجود را از میان بردارد دارید؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده جناب استاد زرشناس جواب دقیق و حکیمانه‌ای در رابطه با حقیقت انقلاب به آقای عبدالکریمی دادند. عجیب است که آقای عبدالکریمی جریان‌های مذهبی را متهم می‌کنند به این‌که تاریخی فکر نمی‌کنند. ولی وقتی جناب استاد زرشناس متذکر می‌شوند حقیقت، در یک روند تاریخی به ظهور می‌آید و شواهد بسیار خوبی را از تاریخ غرب به میان می‌آورند؛ آقای عبدالکریمی بدون هیچ دلیلی آن سخنان را نادیده می‌گیرند. در حالی‌که جناب استاد زرشناس متذکر این امر مهم هستند که مردم هنوز به این خودآگاهیِ تاریخی نرسیده‌اند که در حال ورود به عصر جدید هستند و ما باید متوجه باشیم آهسته آهسته این چرخش در حال شکل‌گرفتن است و نشانه هایی حاکی از آن‌که جامعه ایرانی نمی‌تواند با شبه مدرنیته به خواسته‌هایش برسد در میان است. عجیب است که آقای عبدالکریمی با نشنیده‌گرفتن این سخنان همچنان بر ضعف‌هایی تکیه می‌کنند که اتفاقاً زندگی شبه‌مدرن برای ما به‌وجود آورده است و به گفته جناب استاد زرشناس، پیشنهادهای جریان‌های شبه‌مدرن با امکانات تاریخی ما تطبیق نمی‌کند. بنده در سخنان آقای عبدالکریمی آرزوهای سراسر همراه با توهّم را یافتم، یعنی همان چیزی که روشنفکران ما از زمان قاجار تا کنون بر آن پا فشاری می‌کنند و کار را به این جا رساندند. فراموش نکنید آقای عبدالکریمی نه‌تنها به آقای روحانی با افتخار رأی دادند، در سالگرد رحلت آقای بازرگان طوری سخن گفتند که گویا راهِ جریان ملی‌مذهبی‌ها، راهی است که ما را به نتیجه می‌رساند. ای کاش متوجه می‌شدیم ما را امکانات دیگری هست و باید با عبور از جریان شبه‌مدرن که ملاحظه کردید عدالت را بر نمی‌تابد؛ مسیر خود را با انقلاب اسلامی و ولایت فقیه در جهان جدید بیابیم و ضعف‌های گذشته را جبران کنیم[1]. موفق باشید

 

[1] - رجوع شود به مناظره آقای بیژن عبدالکریمی و آقای شهریار زرشناس با موضوع «آینده ایران؛ آغاز جهش تمدنی یا آغاز فروپاشی؟» (۳۱ شهریور ۱۴۰۱)

https://t.me/bijanabdolkarimi/6953

33466

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و درود: سؤالی درباره مدیریت اتفاقات جهان و اتوماتیسم اجرای سنن الهی به دست ولی معصوم (علیه السلام) دارم: گاهی اوقات شواهد و قرائنی بدست می آید که گویا جهان در حال مدیریت توسط فرقه های سری یهودی است؛ به عنوان مثال سازمان های متصل به ایلومیناتی و فراماسونری و گلوبالیسم و... و این صحبت به میان می آید که گروهی صاحب قدرت و پول و ثروت بسیار در سرتاسر جهان پراکنده شده اند و با استفاده از ظرفیتهای خود، در جای جایِ دنیا در حال فعالیت اند و از بالا بر انسانها نظارت می کنند و همه انسانها همانند بردگانی در خدمت پیشبرد اغراض این گروه ها هستند. همناطور که شنیده ایم و مدارکی هم هستند در ساخت فیلم های هالیوودی و کارتون ها و بازی های رایانه ای و محتواهای مستهجن و تبلیغات، نشانه هایی از سازمان ایلومیناتی به چشم مان می آید و انگار آنها این مسیر ها را ساخته اند که بشر به دنیا بیاید و تحت نظر و سلطه ی آنان رشد کند و به طور کاملا غیر مستقیم برای شان کار کند و آنها را هر روز به هدفشان نزدیک کند و سپس از دنیا برود و این چرخه برای نسلهای بعدی تکرار شود. این سازمان ها و انجمن ها یکسری آرمان دارند و ظاهرا به صورت همه جانبه دارند تلاش می‌کنند که به اهداف خودشان برسند. اما ما یک وجه دیگری از پیشبرد اتفاقات جهان را هم شنیده ایم: شنیده ایم که قطب عالم امکان حضرت بقیة الله (عجل الله تعالی فرجه الشریف) هستند و در زمانه غیبت شان افراد زیادی در کنار ایشان هستند که به دستور امام در سرتاسر جهان اوامر ایشان‌را اجرا می کنند. منظور بنده همان ۴ نفر اوتاد و ۴۰ نفر ابدال و ۷۰ نفر نجبا و ۳۶۰ نفر رجال الغیب هستند. گویا از طرف اللهی نیز یک گروه و تشکیلات مخفی هستند که تحت امر امام زمان علیه السلام قرار گرفته اند و اوامر ولی خدا را در عالم اجرا می‌کنند(۱). ۱) بر فرضِ صحیح بودن همه عرایض بنده، واقعا چه اوضاعی بر عالم حاکم است و این جهان چگونه می گردد؟ آن تکه گمشده حل این معما چیست؟ «در آخر باید عرض کنم که در ظاهر امر، کمپانی های معروف و شرکت های سازنده موبایل و لوازم دیجیتالی و صاحبان شبکه های اجتماعی نیز به نحوی در تسلط سازمان های ایلومیناتی هستند و انگار سایه این سازمان بر زندگی ۹۸ درصد مردم جهان افتاده و آن ۲ درصد هم در جایی دور از چشم جهانیان مثلا در میان قبایل دور افتاده در جنگلها زندگی می‌کنند». ۲) این قضیه چگونه حل شدنی است ؟ ۳) آیا اصلا داشتن چنین دیدگاه هایی راجع به اتفاقاتی که در عالم می افتد درست است ؟ ۴) رابطه بین ایلومیناتی و انجمن های یهودی ذی نفوذ و اصحاب حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف چیست؟ ۵) آیا سایه غرب و مدرنیته ای که بر زندگی مردمان این روزگار افتاده است همان تأثیرات این انجمن هاست یا بین روح حاکم بر غرب و روح حاکم بر این انجمن ها تفاوت و اختلاف وجود دارد؟ خیلی ممنونم باتشکر 🌹 ۱- شیخ کفعمی (ره) در حاشیه کتاب المصباح در شرح بخشی از دعای «ام داوود» که در آن از «اوتاد» و «ابدال» سخن به میان آمده است، [۳] مطلبی نقل می‌کند که در زمینه پرسش مورد نظر ما بسیار راهگشاست. ایشان می‌گوید: شیخ گفته شده است زمین هرگز از [یک] قطب، چهار نفر از اوتاد، چهل نفر از ابدال، هفتاد نفر از نجبا و سیصد و شصت نفر از صالحان خالی نمی‌ماند. پس قطب همان مهدی است که درود خدا بر او باد. اوتاد هم کمتر از چهار نفر نخواهند بود؛ زیرا جهان مانند خیمه‌ای است و [امام] مهدی مانند عمود این خیمه و اوتاد طناب‌های آن هستند. البته گاهی اوتاد از چهار نفر هم بیشتر می‌شوند. ابدال بیش از چهل نفر، نجبا بیش از هفتاد نفر و صالحان بیش از سیصد و شصت نفرند. چنین به نظر می‌رسد که خضر و الیاس از اوتاد و پیوسته پیرامون قطب هستند. [۴] گفتنی است، محدث نوری [۵] و شیخ عباس قمی [۶] نیز در کتاب‌های خود این مطلب را از شیخ کفعمی نقل کرده‌اند. حضرت آیت‌الله ناصری نیز درباره گروه‌های مختلف یاران امام عصر (ع) می‌فرماید: همواره پنج گروه از اولیا در محضر آن ولی مطلق به سر می‌برند و در خدمت‌شان از جان و دل می‌کوشند. اینان اوتاد، نجبا، نقبا، رجال الغیب و صلحا هستند. [۷]

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. نظام عالم، نظام امتحان است و بشر در مواجهه با همین امور به بصیرت لازم و تعالی مورد نیاز می‌رسد. ۲. بالاخره در آخرالزمان تقابل جبهه حق و باطل بیشتر و بیشتر می‌شود تا انسانِ آخرالزمانی با ظرفیت کامل به ظهور آید. موفق باشید

33084

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد گرامی: در پاسخ سوال ۳۳۰۴۳ فرمودین به کتاب ادب خیال و شرح صوتی دعای مکارم رجوع شود چندین مورد افرادی مراجعه می کنن و مواردی رو مطرح می کنن که کاملا با مواردی که گفته میشه سحر است مطابقت داره در این موارد نمی تونیم با راهنمایی های شما به افراد کمک کنیم (این روند که اهمیت ندهید و در مسیر توحید حرکت کنید) افرادی هستن که در فضای مجازی و غیره راهکارهایی ارائه می دن اونها رو هم اطلاع خوبی از صحت و چند و چون کارشون نداریم فایل یکی از کتابها در این زمینه رو خدمتتون ارسال می کنم و نظرتون رو در این باره می خواستم بدونم **************** باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید که عرایض اینجانب مبتنی بر مبانی حِکمی می‌باشد و ابداً وارد این نوع دستورالعمل‌ها نمی‌شویم. شاید با نگاهی که به چنین موضوعاتی از طریق مباحث مطرح‌شده می‌شود، خودِ افراد بتوانند عزمی جهت عبور از آن نوع مشکلات در خود بیابند. موفق باشید و در جایی دیگر فرمودین: روح ما توحیدی و عمل ما با تقوا همراه باشد، شیاطین را بهتر از خود دور می‌کنیم و به همین جهت باید با عزم توحیدی زندگی را ادامه داد و در مقابل چنین صحنه‌هایی ایستادگی کرد. **************** استاد گرامی مشکل این است که ما در بعضی گروه ها فعالیت می کنیم و گه گاه افرادی مراجعه می کنن که گرفتار چنین معضلاتی هستند (بعضی وقت ها فکر می کنند سحر شده اند بعضی وقت ها علائم ...) برای نمونه یک مورد دیدم شخصی درگیر چنین مشکلی بود و به یکی از این به اصطلاح اساتید علوم غریبه بقول خودشون استاد واقعی مراجعه کرد و اون شخص در یک جلسه مشکلشون رو حل کرد مشکلی که باعث اختلاف چندین ساله با شوهرش و سرانجام طلاق شوهرش و ده بیست سال زندگی به این منوال و خواب ها و افکار و ... غل و زنجیری که بر روح شخص بسته میشه و مانع هم زندگی صحیح دنیوی می شه و هم مانع تعالی روحی می شه. اینجا سوال پیش میاد آیا راهی که شما پیش روی این افراد می گذارید برای همه و عموم مناسبه؟ هر شخصی با هر سطح ایمانی که میاد بگیم برو توحیدت رو درست کن؟ در درستی حرف که شکی نیست اما برای همه؟ از بحث سیره ائمه خارج نشوم آیا هیچ فردی با چنین مشکلاتی (دچار سحر شده دچار وسواس گناه شده - دچار گناهی شده ...) به ائمه مراجعه نکردن؟ پاسخ اهل بیت علیهم السلام به این افراد چه بوده؟ آیا برای موارد مختلف دعایی ذکری راهکاری نفرمودن؟...

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بالاخره همان‌طور که ملاحظه می‌کنید موضوعِ کاربردی‌کردن آن نظرات برای رفع مشکلات افرادی که می‌فرمایید؛ در جای خود باید مورد توجه باشد که البته در حوزه کار و فکر بنده و امثال بنده نیست. می‌ماند که در این مورد هم باید فکر کرد که آیا خود شیاطین این نوع فشارها را بر افراد ایجاد نمی‌کنند تا افراد را به سوی ساحران و رمّالان سوق دهند؟ و عملاً مسیر آنان را از توسل به خداوند و پیامبران منحرف نمایند؟ موفق باشید

32906

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و عرض ادب خدمت استاد عزیز: ضمن تبریک ولادت حضرت معصومه سلام الله علیها اینکه حضرت معصومه سلام الله علیها شفیعه در قیامت هستند، آیا طبق زیارتنامه شفاعت حضرت در بهشت هست یا در قیامت؟ و اینکه آیا شفاعت اهل بیت علیهم السلام و امام زادگان اولیا و شهدا در بهشت نه در قیامت ممکن هست یا نه؟ و اگر بحث شفاعت در بهشت امکان دارد منبع برای مطالعه بنده معرفی می‌کنید. ممنونم از لطفتان التماس دعا دارم. یا حسین

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در روایات به ما فرموده‌اند اگر به صورت انسان محشور شویم امامان ما را مورد شفاعت قرار می‌دهند و در جمع‌بندی می‌توان گفت شفاعت، بیشتر در قیامت انجام می‌گیرد. مباحثی در مورد معنای شفاعت و جایگاه آن در کتاب «معاد» و مباحث سوره «مرسلات» شده است. خوب است به آن دو مبحث رجوع شود. موفق باشید

32400

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

بسم الله الرحمن الرحیم. خدمت استاد طاهرزاده بزرگوار سلام علیکم و رحمة الله. همان طور که مستحضر هستید، افرادی چه به ظاهر متدین و حتی روحانی (بیشتر در فرقه ضاله شیرازی ها) و چه افرادی غیر مذهبی (روشنفکرنماها) بویژه امروزه، بر تبل سکولاریسم و جدایی دین از سیاست (بخصوص نسبت به مسئله ولایت فقیه) مغرضانه یا جاهلانه می کوبند و این تفکر باطل و غیراسلامی را به شدت تبلیغ می‌کنند. ما اما حسب الامر رهبر معظم انقلاب امام خامنه‌ای مدظله العالی موظفیم در راستای جهاد تبیین، با این خط فکری و انحرافی مبارزه کنیم. لهذا از حضرتعالی درخواست می شود در این مهم ما را یاری بفرمایید. استدلالات قرآنی و احادیث اهل بیت علیهم السلام که مؤید اسلام سیاسی و مسئله ولایت فقیه است قطعا مفید و کاربردی خواهد بود. بنده مطالب و استدلال هایی در مقالات و کتب مختلف خواندم اما منبعی (کتاب یا مقاله) که در این زمینه جامع و کامل کار کرده باشد (و تمام یا اکثر آیات و روایات اسلام سیاسی را شامل باشد) نیافتم. لطفا در این زمینه ما سربازان جهاد تبیین و دلسوزان اسلام و انقلاب را یاری بفرمایید. قبلا از عنایات حضرتعالی متشکریم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حتماً در جریان هستید که حضرت امام «رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» در کتاب «ولایت فقیه» خود دلایل خوبی در این رابطه مطرح نموده‌اند. در جواب سؤال شماره 32396 بحثی تحت عنوان «مبانی حکومت دینی» عرض شد که خوب است به آن بحث رجوع فرمایید. موفق باشید

31641
متن پرسش
با عرض سلام: با توجه به سوال قبل چرا می فرمایید همه موجودات آگاهی از خالق خود دارند و نمی فرمایید آگاهی از خود دارند درحالیکه نمی‌شود از خالق آگاه بود و از خود نبود (مگر در مراتب بالای فنا که آنهم لابد تجرد بالایی می‌خواهد) به هر حال اگر از خالق هم فقط آگاه باشند این آگاهی نشان از تجرد دارد در آن سوال حقیر کار به آیات تسبیح نداشتم (که همان تسبیح هم نشان از تجرد است گر چه حقیر همه ی این امور که بوی تجرد می‌دهند را مادی می‌دانم) روی سخنم بر دو دسته آیات بود یکی آیاتی که زمین و آسمان سخن می‌گویند یا آیه امانت یا سوره اذا زلزلت، دسته دیگر صحبت حیوانات که فوق تجرد مثالیست که صدرا مطرح می‌کند به داستان هدهد نگاه کنید هدهد واقعا از تجرد مثالی فراتر است و به وضوع تجرد عقلی آن‌هم در چه رتبه بالایی مشخص است «وَجَدْتُهَا وَقَوْمَهَا يَسْجُدُونَ لِلشَّمْسِ مِنْ دُونِ اللَّهِ وَزَيَّنَ لَهُمُ الشَّيْطَانُ أَعْمَالَهُمْ فَصَدَّهُمْ عَنِ السَّبِيلِ فَهُمْ لَا يَهْتَدُونَ أَلَّا يَسْجُدُوا لِلَّهِ الَّذِي يُخْرِجُ الْخَبْءَ فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَيَعْلَمُ مَا تُخْفُونَ وَمَا تُعْلِنُونَ اللَّهُ لَا إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظِيمِ» مطلب بعد نفوس فلکی که سابق مطرح می‌شد و در عرفان نیز پذیرفته شده است را چه می‌کنید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: لازمه داشتن روح و تجرد آن، بودن نفس یا روحی است که بدنی را تدبیر کند. در این مورد خوب است به آیه‌ای که می‌فرماید: «فَإِذَا سَوَّيْتُهُ وَنَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي فَقَعُوا لَهُ سَاجِدِينَ» (ص/۷۲) نظر بفرمایید. موفق باشید

31470

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسمه تعالی، سلام علیکم: استاد در ص ۸۹ و ۹۰ کتاب «راز شادی امام حسین در قتلگاه» داستانی ذکر شده که در کتاب «گزیده دانشنامه امام حسین» در مورد اون داستان اینطوری گفته شده: درباره اين داستان مفصّل كه نگارنده الدمعة الساكبة، آن را در بيش از دو صفحه بيان كرده، بايد گفت كه هيچ اثرى از آن در منابع معتبر، ديده نمى شود و احتمالاً، وى نخستين كسى است كه اين ماجرا را گزارش كرده است. البتّه وى اين گزارش را به شيخ مفيد، نسبت داده ؛ [۱] ولى اين مطلب، در هيچ يك از كتب موجود شيخ مفيد و بلكه در هيچ كتاب معتبر ديگرى نيز يافت نشد. ضمنا بايد توجّه داشت كه هلال بن نافع كه اين گزارش به او نسبت داده شده، از ياران امام عليه السلام نيست؛ بلكه از سپاه دشمن است و نام صحابى امام، «نافع بن هلال» بوده است! ---------- [۱]: . الدمعة الساكبة: ج ۴ ص ۲۷۲. غرض اینکه ممکن است داستان غلط باشد و اگر امکان دارد از کتاب حذف شود. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! بر عکس نافع بن هلال که از اصحاب حضرت است و در شب عاشورا آن گفتگوها را با حضرت دارد، هلال بن نافع در جبهه دشمن است و از همان جبهه، ناظر آن صحنه بوده و همه شواهد هم حکایت از صدق گزارش او دارد بخصوص با نظر به روایت حضرت سجاد «علیه‌السلام» که می‌فرمایند: «لَمَّا اشْتَدَّ الْأَمْرُ بِالْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِب«علیه‌السلام» نَظَرَ إِلَيْهِ مَنْ كَانَ مَعَهُ فَإِذَا هُوَ بِخِلَافِهِمْ لِأَنَّهُمْ كُلَّمَا اشْتَدَّ الْأَمْرُ تَغَيَّرَتْ أَلْوَانُهُمْ وَ ارْتَعَدَتْ فَرَائِصُهُمْ وَ وَجَبَتْ قُلُوبُهُمْ وَ كَانَ الْحُسَيْنُ«علیه‌السلام» وَ بَعْضُ مَنْ مَعَهُ مِنْ خَصَائِصِهِ تُشْرِقُ أَلْوَانُهُمْ وَ تَهْدَأُ جَوَارِحُهُمْ وَ تَسْكُنُ نُفُوسُهُمْ فَقَالَ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ انْظُرُوا لَا يُبَالِي بِالْمَوْتِ فَقَالَ‏لَهُمُ الْحُسَيْنُ«علیه‌السلام» صَبْراً بَنِي الْكِرَامِ فَمَا الْمَوْتُ إِلَّا قَنْطَرَةٌ تَعْبُرُ بِكُمْ عَنِ الْبُؤْسِ وَ الضَّرَّاءِ إِلَى الْجِنَانِ الْوَاسِعَةِ وَ النَّعِيمِ الدَّائِمَةِ فَأَيُّكُمْ يَكْرَهُ أَنْ يَنْتَقِلَ مِنْ سِجْنٍ إِلَى قَصْرٍ».

  آن وقت كه كار بر امام حسين «علیه‌السلام» سخت شد، اصحاب نظر به جانب آن جناب نمودند و حالِ آن امامِ همام را به خلاف احوال خود مشاهده كردند، زيرا كه چون امر بر آن‌ها سخت مي‌شد، رنگ‌هاشان متغيّر مي‌گرديد و بر پشت‌هاشان لرزه مي‌افتاد و دل‌هاشان هراسان مي‌گرديد ولي آن امام «علیه‌السلام» و بعضى از خواص كه در خدمت حضرت بودند، رنگ چهره‌شان برافروخته‌تر و اندام‌شان آرام‌تر و جان‌هایشان آسوده‌تر می‌گشت؛ پس اصحاب به يكديگر مي‌گفتند حضرت را ببينيد كه از مرگ باك ندارد، آن‌جناب به آن‌ها مي‌فرمود: صبر پيشه کنيد اى بزرگ‌زادگان كه مرگ جز پلى كه شما را از پريشانى و بدحالى به بهشت وسيع و عيش جاويد مي‌رساند، چيز ديگري نيست، پس كدام‌يك نگرانيد از اين‌که از زندان به قصر رويد؟

آن اصحابی که همانند امام‌شان چهره‌های‌شان درخشان و قلب‌های‌شان آرام بود، همان‌هایی بودند که در شب عاشورا به حضرت عرض کردند اگر صدها مرتبه بمیریم و زنده شویم، دست از  تو بر نمی‌داریم. زیرا متوجه بودند در چه شرایط تاریخی قرار دارند و چگونه می‌توانند در تاریخی حاضر شوند که حضرت اباعبدالله «علیه‌السلام» حاضر شدند که همان حق ‌الیقینی تاریخی است.

موفق باشید

31061

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: اینکه در لیست شواری شهر ما کسانی رو قرار بدیم که اولا چندان متعهد و انقلالی نیستن ولی رای زیادی دارن و البته بعضی از انقلابی ها روی اینا نفوذ دارن (یعنی اگه بعد از انتخاب شدن کاری از اینا بخوان انجام میدن). با توجه به مقبولیت کم در کاندیدای انقلابی آیا اگه اینا رو در لیست خودمون قرار بدیم تضادی با انقلابی بودن ما داره؟ البته به عنوان یک لیست انقلابی اعلامشون می‌کنیم مثلا از ۵ نفر ۳ تا متعهد می‌زاریم و ۲ تا از این کاندیدایی که متعهد نیستن ولی روشون نفوذ داریم و رای آور هم هستن. خیلی از بچه ها به من ایراد میگیرن که ما باید ۵ تا متعهد بزاریم هر چند رای نیارن مهم نیست. ولی من میگم برای تاثیر گذاری روی جامعه با توجه به کم بودن رای انقلابی ها باید روی اونا هم سرمایه گزاری کرد و ازشون به نفع جبهه انقلاب بازی گرفت. به نظر شما این کار با انقلابی بودن تضاد داره؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عذر خواهی می‌شود که در فرصت مناسب نتوانستم جواب سوال جناب‌عالی را بدهم و اکنون نیز فرصت آن گذشته است. ولی بالاخره شخصیت خود انسان اگر منوّر به معارف اسلامی و تعهدات انقلابی باشد، بهتر می‌تواند تصمیم بگیرد. موفق باشید

30855
متن پرسش
با عرض سلام خدمت حضرتعالی: ما معتقدیم که خداوند حکیم است و کار بیهوده انجام نمی دهد و هيچ چيز او عبث و بیهوده نیست. از روایت قدسی تلویحاً یا صراحتاً می توان یافت که علاقه شدیدی خداوند متعال به انسان دارد. پس حتماً انسان چیزی در انسان هست به نظر حضرتعالی حکمت این عشق به انسان دارای فقر ذاتی از سوی ذات لایتناهی حق چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: جناب ابن عربی در فصّ «آدمی» روشن می‌کنند که حضرت حق انسان را نمایش اسمای حسنای خود نمود تا خود را تفصیلاً به نمایش بنشیند. به گفته جناب حافظ: «نظری کرد که بیند به جهان صورت خویش / خیمه در مزرعه آب و گِل آدم زد». موفق باشید

30063

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام بر تمامی مقربان الهی از جمله شما بنده گاهی عواطفی به من دست می آید و یا افکاری به طوری که حس می‌کنم. حلال مذهب عشقم، حرام شرع اسلام. حالا نه به این منظور که بخواهم حرامی مرتکب شده باشم نه در مجاورت عشق الهی به عشقی دنیوی هم فکر می‌کنم و آیا لذت و توجه به برخی چیز های دنیا اشکال دارد و یا خیر و در مواجه با آن چه باید بکنم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به گفته‌ی جناب حافظ:

همه کس طالب یارند چه هشیار و چه مست

 همه جا خانه عشق است چه مسجد چه کنشت

ذیل حضور اولیای الهی، انسان، همه‌ی عالَم را راه‌های به سوی حضرت محبوب می‌یابد. موفق باشید

29409

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و احترام: آیا درک بزرگان و عرفا، از زمان، همانطور است که برای انسان های عادی هست؟ برکت «زمان و وقت» دقیقا به چه معناست؟ و آیا انسان های عادی مثل ما هم می‌توانند وقتشان برکت داشته باشد یا این مخصوص عرفاست؟ لطفا راهنمایی کنید چه مؤلفه هایی باعث می‌شود وقت ما برکت داشته باشد. بسیار ممنونم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: پیشنهاد می‌شود کتاب «فرزندم؛ این‌چنین باید بود» را جهت تفکر در این موارد مطالعه فرمایید. موفق باشید

28205

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام و وقت بخیر: در مورد عدالت اجتماعی و اقتصادی در اسلام و یا با دیدگاه مستقل چه منابعی را برای مطالعه معرفی می کنید. قویا به این موضوع علاقه دارم و می خواهم مطالعاتم در این زمینه را بیشتر کنم و افق دیدم بازتر بشه. یک گلایه هم از شما هست در این همه آثار شما چرا کمتر اثری از عدالت اقتصادی در اسلام می بینیم؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. ذات عدالت را باید در ایمان به حقایق جستجو کرد تا حقایق معنوی مدّ نظر قرار گیرند در این حالت است که راه‌کارهای اقتصادیِ اسلام کاملاً جواب می‌دهد و سعی بنده آن است که در این رابطه تلاش شود. ۲. فکر می‌کنم رویهمرفته کتاب «اقتصادنا» از شهید صدر جوابگوی مطلبی که دنبال می‌کنید باشد. موفق باشید

27017
متن پرسش
سلام خسته نباشید: آیه ای هست که اشاره می کند به آرامش: «الا بذکرالله تطمئن القلوب» من هرچه در خودم و در جامعه دیدم نقض این آیه بوده است. انسانی که فشار روحی بر او غلبه می کند رو دیدم موقع گرفتاری به راه های گوناگونی چون موسیقی، سیگار و اعتیاد و.... اگه هم آدم مثبتی باشه ورزش و..... نمی خوام نعوذبالله کفر بگم ولی خدا نمی تونه آرومم کنه؟ می دونم اشکال از من هست ولی چکار کنم این مشکل رفع بشه؟ سوال دومم اینه که روانشناسان می گن برا آرامش، مراقبه یا مدیتیشن کنید این روش در دین چه جایگاهی دارد؟ سوال سومم این است که مثبت اندیشی با واقع بینی چه تفاوتی دارد؟ متاسفانه من اکثر مواقع سعی می کنم واقع بین باشم و مثبت اندیشی رو چیزی جز خیالات و اوهام می پندارم! نظر شما در این مورد چیست؟ ممنونم که حوصله بخرج می دهید برای جواب ها.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. گفت: «یک روز به اخلاص بیا در برِ ما / گر کام تو بر نیامد، آن‌گه گله کن».

 ۲. در دین، تمرکز بر حضور حق و تفکر در سنن الهی مطرح است.

۳. وقتی عالم در قبضه‌ی خداوند حکیم و مهربان است چرا نباید نسبت به آینده امیدوار باشیم. موفق باشید

26453

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد طاهرزاده: من هر وقت نماز بدون حضور قلب می خوانم طوری می شود که دیگر ادامه زندگی برایم سخت می شود و نکند که جزو «ویل للمصلین» بشوم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خیر! این قبض و بسط است که همواره در مسیر دینداری با انسان روبه‌روست. گفت: «ای برادر عقلْ یک‌دم با خود آر / دم به دم در تو خزان است و بهار». موفق باشید

26355
متن پرسش
سلام علیکم: با بررسی متون دینی و آثار متفکران ربانی مثل شهید مطهری، به مسئله ای برمی خوریم به نام وحدت شخصیت. این وحدت شخصیت دقیقاً متذکر چیست و چرا فقط انسانی که دارای وحدت شخصیت است، می تواند سالم باشد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: توحید یعنی یگانگی و یکتایی. هرجا نور توحید حاضر شود آن‌جا منوّر به نور یکتایی می‌گردد چه در جامعه و چه در خانواده و چه در شخص. در آن حالت هر عضوی در یگانگی با عضو دیگر خود را دنبال می‌کند و وحدت شخصیت از این نوع است. موفق باشید

نمایش چاپی