بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
33178

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام خدمت شماک بنده معلم بودم و تازه بازنشسته شده ام. من از اول مشتاق مسایل فلسفی و عرفانی بودم. حدود ۷ سال قبل با آثار علامه حسن‌زاده آملی و استاد صمدی آملی آشنا شدم. من عرفان را دوست داشتم. من گفتم بهتر است به جای عرفان های دیگر به عرفان شیعی رجوع کنم. من تمام گفته های استاد حسن زاده و استاد صمدی را سمعا وطاعتا از روی حسن نیت کار کردم و اصلا فکر نمی کردم که مخالفینی داشته باشد. تا اینکه حدود ۲ سال پیش با تفکرات آقای میلانی آشنا شدم و نتیجه آن شد که آنچه از استادان حسن زاده و صمدی یاد گرفته بود دچار شک شدم. من از نظر روانی به هم ریختم. من آرزو داشتم هرچه زودتر بازنشسته شوم تا اساسی روی عرفان و فلسفه کار کنم، اما آرزویم بر باد رفت. الان نه می توانم دست از تفکرات عرفانی و فلسفی ملاصدرا دست بردارم و نه دفع شبهات حسن میلانی را بکنم، سر دو راهی هستم. لازم به ذکر است من بسیاری از کتابها و صوت های شما را استفاده کرده‌ام. بارها برهان صدیقین و ده نکته معرفت نفس را کار کرد ده ام. الان اصلا کلا از حسن میلانی عرفان و فلسفه صدرا بدم می آید. از دین دارم بیزار می‌شوم. با این دو راهی چکنم. افکار میلانی از یک طرف و افکار عرفانی از سوی دیگر همانند دو آهنربای پر قدرت من را به سوی خود می کشند. استاد عزیز باید چکار کنم؟ با تشکر!

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده در سخنان آقای میلانی، منطقی که شخصیت ما را در سعه وجودی‌اش جلو ببرد، ندیدم. آنچه ایشان تأکید می‌کنند برداشت‌های سطحی خودشان است از دین اسلام و بیشتر برای متوقف‌کردن انسان در ظواهر دین، خوب است. بشر جدید طالب وسعتی است که راه هایی چون عرفان و حکمت می‌تواند به او کمک کند. نباید به او پیشنهاد کنیم «چراغ خرد خاموش کن و کورکورانه تقلید نما». موفق باشید

33084

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد گرامی: در پاسخ سوال ۳۳۰۴۳ فرمودین به کتاب ادب خیال و شرح صوتی دعای مکارم رجوع شود چندین مورد افرادی مراجعه می کنن و مواردی رو مطرح می کنن که کاملا با مواردی که گفته میشه سحر است مطابقت داره در این موارد نمی تونیم با راهنمایی های شما به افراد کمک کنیم (این روند که اهمیت ندهید و در مسیر توحید حرکت کنید) افرادی هستن که در فضای مجازی و غیره راهکارهایی ارائه می دن اونها رو هم اطلاع خوبی از صحت و چند و چون کارشون نداریم فایل یکی از کتابها در این زمینه رو خدمتتون ارسال می کنم و نظرتون رو در این باره می خواستم بدونم **************** باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید که عرایض اینجانب مبتنی بر مبانی حِکمی می‌باشد و ابداً وارد این نوع دستورالعمل‌ها نمی‌شویم. شاید با نگاهی که به چنین موضوعاتی از طریق مباحث مطرح‌شده می‌شود، خودِ افراد بتوانند عزمی جهت عبور از آن نوع مشکلات در خود بیابند. موفق باشید و در جایی دیگر فرمودین: روح ما توحیدی و عمل ما با تقوا همراه باشد، شیاطین را بهتر از خود دور می‌کنیم و به همین جهت باید با عزم توحیدی زندگی را ادامه داد و در مقابل چنین صحنه‌هایی ایستادگی کرد. **************** استاد گرامی مشکل این است که ما در بعضی گروه ها فعالیت می کنیم و گه گاه افرادی مراجعه می کنن که گرفتار چنین معضلاتی هستند (بعضی وقت ها فکر می کنند سحر شده اند بعضی وقت ها علائم ...) برای نمونه یک مورد دیدم شخصی درگیر چنین مشکلی بود و به یکی از این به اصطلاح اساتید علوم غریبه بقول خودشون استاد واقعی مراجعه کرد و اون شخص در یک جلسه مشکلشون رو حل کرد مشکلی که باعث اختلاف چندین ساله با شوهرش و سرانجام طلاق شوهرش و ده بیست سال زندگی به این منوال و خواب ها و افکار و ... غل و زنجیری که بر روح شخص بسته میشه و مانع هم زندگی صحیح دنیوی می شه و هم مانع تعالی روحی می شه. اینجا سوال پیش میاد آیا راهی که شما پیش روی این افراد می گذارید برای همه و عموم مناسبه؟ هر شخصی با هر سطح ایمانی که میاد بگیم برو توحیدت رو درست کن؟ در درستی حرف که شکی نیست اما برای همه؟ از بحث سیره ائمه خارج نشوم آیا هیچ فردی با چنین مشکلاتی (دچار سحر شده دچار وسواس گناه شده - دچار گناهی شده ...) به ائمه مراجعه نکردن؟ پاسخ اهل بیت علیهم السلام به این افراد چه بوده؟ آیا برای موارد مختلف دعایی ذکری راهکاری نفرمودن؟...

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بالاخره همان‌طور که ملاحظه می‌کنید موضوعِ کاربردی‌کردن آن نظرات برای رفع مشکلات افرادی که می‌فرمایید؛ در جای خود باید مورد توجه باشد که البته در حوزه کار و فکر بنده و امثال بنده نیست. می‌ماند که در این مورد هم باید فکر کرد که آیا خود شیاطین این نوع فشارها را بر افراد ایجاد نمی‌کنند تا افراد را به سوی ساحران و رمّالان سوق دهند؟ و عملاً مسیر آنان را از توسل به خداوند و پیامبران منحرف نمایند؟ موفق باشید

32906

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و عرض ادب خدمت استاد عزیز: ضمن تبریک ولادت حضرت معصومه سلام الله علیها اینکه حضرت معصومه سلام الله علیها شفیعه در قیامت هستند، آیا طبق زیارتنامه شفاعت حضرت در بهشت هست یا در قیامت؟ و اینکه آیا شفاعت اهل بیت علیهم السلام و امام زادگان اولیا و شهدا در بهشت نه در قیامت ممکن هست یا نه؟ و اگر بحث شفاعت در بهشت امکان دارد منبع برای مطالعه بنده معرفی می‌کنید. ممنونم از لطفتان التماس دعا دارم. یا حسین

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در روایات به ما فرموده‌اند اگر به صورت انسان محشور شویم امامان ما را مورد شفاعت قرار می‌دهند و در جمع‌بندی می‌توان گفت شفاعت، بیشتر در قیامت انجام می‌گیرد. مباحثی در مورد معنای شفاعت و جایگاه آن در کتاب «معاد» و مباحث سوره «مرسلات» شده است. خوب است به آن دو مبحث رجوع شود. موفق باشید

32665

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد: خدا قوت! استاد جان، معنای زندگی در لغت یعنی حیات، زیستن و... اما معنای زندگی در اصطلاح چیست؟ یا به قولی تعریف ما از زندگی چیست؟ بی زحمت تعریف بنده از زندگی را اصلاح بفرمائید. زندگی: به کلیه ی اعمال، افکار و باورهای یک موجود زنده که جهت مشخصی دارند را زندگی می گویند.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! زندگی همیشه به معنای پاس‌داشت از حیاتی است که به ما عطا شده و شریعت الهی و تقوای ربّانی برای هرچه بیشتر حاضرشدن در آن حیات است وگرنه خود را در دنیا و جهان مرده و سرد دفن خواهیم کرد. موفق باشید

31999

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

🌺ســـــــــــــــــــلام مومن🌺 با عرض سلام ادب خدمت استاد گرامی: در خصوص سوال 31996 این کلاس پول سازی که ٨ جلسه رایگان انلاین داشت رو گوش داده بودم و بعد از مشورت با شما با توجه به راهنمایی شما که همیشه راه گشا بوده بنده از کلاس خارج شدم. استاد عزیز من سوالی از مدرس این کلاس پول سازی همان آقای نصیری پرسیدم و این بود که خدا در قرآن گفته به هر که بخواهیم رزق وسیع و به هر که بخواهیم رزق تنگ قرار می‌دهیم که ما به صلاح کار بندگان آگاهیم و بارها در قرآن تکرار شده، چطور شما میگین بعد سه ماه پول دار میشین این آیه چطور با حرفهای شما جمع میشه؟ جواب داد این بستگی به باور و تفکر خودت داره اگه فکر کنی تو دسته فقرایی خوب فقیر میشی اگه فکر و باور کنی تو دسته پولوارهایی پولدار میشی. ۱. این طرز تفکر که به من گفت آیا درسته ؟ شاید خدا پولداری رو برای بنده ای صلاح ندونه و اون بخواد ثروتمند بشه مثل دزدی که رزقش مشخصه ولی همان رزق و از راه خلاف بدست میاورد. ۲. استاد این متافیزیک چیه که اینقدر روش تاکید میکنه و کلید پول سازی میدونه آیا اصلا ریشه در علوم دینی داره؟ ۳. از اونجایی که من یقین دارم مفسری مثل شما که به خودشناسی و خداشناسی مسلطه و قرآن رو خوب می‌شناسد استاد گرامی چون کتاب جایگاه رزق در هستی رو خواندم و حرفهای این مدرس رو هم شنیدم می‌خواستم بدونم بهترین راه کار برای رهایی از فقر چیست؟ این رو میدونم که مثلا گناه بد اخلاقی روی فقر اثر داره البته منظور من فقر مالی هست این معارف اللهی که از اهل بیت رسیده بهترین روش یا روشها برای بی نیازی مالی و تامین نیازهای زندگی مثل خانه، خودرو، ازدواج بچه ها و. .. چیست؟ خیرین پولداری دیدم که هم وضع مالیشون خوبه هم با ایمان و خیر هستند راحت تر بگویم اگر بخواهیم از طریق دین و علوم خدا پولدار بشیم البته نه اینکه طمع و پول ورزی و پول دوستی بیافته به جونمون که اخرت و فراموش کنیم و زندگیمون بشه فقط پول و از درک معارف اللهی غافل بشیم چون هم با فقر هم با مال امتحان میشیم، در حدی که دستمون جلو کسی دراز نشه نیازهای خانواده رو بتونیم راحت فراهم کنیم، اینقدر داشته باشیم که دیگه دغدغه پول نداشته باشیم بتونیم تمرکز کنیم تو معارف اللهی و تو کمک و کار خیر هم بی نصیب نشیم چکار کنیم؟ آیا دین راهی گذاشته که از بیراهه نریم و مثل این کلاس پول سازی وهم و خیال نشه و ریشه داشته باشه؟ شما چه راهی پیشنهاد می‌کنید که هم رزق زیاد بشه هم برکت؟ ۵. واقعا تلاش کردم نون حلال ببرم سر سفره ولی دلم میخاد نیازهای خانواده و خودم رو هم فراهم کنم که پول میخواد. سعی کردم همیشه قناعت داشته باشم که این مدرس تو حرفاش می گفت اگه به کم قانع باشی تا آخر عمرت فقیری چرا صبح زود بری سر کار برای چندر غاز چرا نتونی مایحتاج خانوادت رو مهیا کنی و خجالت بکشی تو زندگی دنبال آب باریکه نباش، شغل دولتی آب باریکه است بدرد نمیخوره و... باید باورهاتون رو درست کنین البته روایت و حدیث چاشنیش می‌کرد مثل دو نوع رزق داریم رزقی که تو به دنبالشی مثل شغلت رزقی که به دنبال توست و من با متافیزیک رزق دوم رو بهت نشون میدم. یا می‌گفت خدا فقر رو دوست نداره خودتون فقر رو میخاین و .... استاد اصلا احساس کردم به عقایدم حمله شد احادیث درست ولی دیگر حرفاش این شد که جریان این کلاس پول سازی مدرن عصر حاضر رو براتون شرح دادم مسلما دغدغه هر سرپرست خانواده ای رفاه خانوادشه. البته باید خوش اخلاق باشه فقر علمی و معنویش و اصلاح کنه... همه قبول. راحت بگم دستورالعمل جامع برای رفع نیاز مالی و پولدار شدن حلال که دست به خیرم بشیم از دید اسلام چیه؟ خیلی این بحث رزق برام مهمه چون از کلاس پول سازی خارج شدم برادرم گفت ضرر می‌کنی نرو این ٣ ماه به قول آقای نصیری سرنوشت زندگیت عوض میشه ولی من خارج شدم چون هم میخوام راه درست رو پیدا کنم هم نیازهای خانواده رو از حلال تامین کنم هم فکرم آزاد بشه تا بیشتر بتونم دنبال معارف برم و الان که در ۴٣ سالگی هستم هم خانواده و بچه ها رو بدارم و تربیت کنم هم فکر آخرتم باشم و هم خودم رو تربیت کنم و خیر باشم. سرچ کردم، کتاب هست ذکر هست نماز هست و ... حالا نمیدونم واقعا از کجا شروع کنم چطور و به چه روشی امیدوارم راهنمایی کاملی بفرمایید.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! خداوند است که رزق را مقدّر می‌کند و او خودش می‌داند چه کسی با «یبسط الرزق» و چه کسی با «یقدر الرزق» در بندگیِ خداوند می‌تواند حاضر باشد. عمده عرض بنده آن بود که پول و ثروت باید در إزای کار و فعالیت باشد، چه آن کار، کشاورزی و یا تجارت و یا معلمی و یا شغل کارمندی باشد، به همان معنایی که فرموده‌اند: رزق انسان باید از عرق جبین او و کدّ یمین او، یعنی تلاش‌هایش حاصل شده باشد و در این رابطه پیامبر خدا «صلوات‌الله‌علیه‌وآله» می‌فرمایند: «مَنْ أَکَلَ مِنْ کَدِّ یَدِهِ حَلَالًا فُتِحَ لَهُ أَبْوَابُ الْجَنَّهِ یَدْخُلُ مِنْ أَیِّهَا شَاء». هر کس از دست‌رنج حلال خویش معاش و هزینه خود را تأمین کند. درهای بهشت بر او گشوده ‌می‌شود تا از هر یک که خواست داخل گردد. موفق باشید

31680

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و خدا قوت خدمت استاد عزیز: با توجه به این روایت و روایاتی از این قبیل چگونه می‌توان این علم را یادگرفت و اصلا چنین کاری در این زمان ضروری هست یا خیر؟ «قال امیر المؤمنین (ع): سأل رسول الله صلى الله علیه وآله وسلم: ما تفسیر ابجد؟ فقال: تعلموا تفسیر أبجد فإن فیه الاعاجیب کلها، ویل لعالم جهل تفسیره»؛ (امام علی علیه السلام می فرمایند: از رسول خدا در مورد حروف ابجد سؤال شد، آن حضرت فرمودند: تفسیر حروف ابجد را یاد بگیرید؛ چرا که همه آن شگفتی است، وای بر عالمی که از تفسیر آن جاهل باشد.)
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: علم ابجدی که در روایات هست هیچ ربطی به حروف ابجدی که بین آقایان مطرح است، ندارد و هرچه هست آن علم در نزد خود ائمه «علیهم‌السلام» می‌باشد. موفق باشید

31540

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد وقتتون بخیر: برای درک عالَم ثابت عصر و ورود به آن، خواندن کتاب عالم انسان دینی بهمون کمک می‌کنه؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: کتاب مذکور، نکات خوبی را با شما در میان می‌گذارد و إن‌شاءالله می‌تواند مقدمه‌ای باشد برای ورود به کتاب «آن‌گاه که فعالیت‌های فرهنگی پوچ می‌شود» و شرح صوتی آن. موفق باشید

31327

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد: استاد عزیز صوت سوره احزاب را که گوش کردم شما فرمودید بانکها دیرکرد می‌گیرند و این حرام است و به نظرم درستش هم همین است و حرف و استدلال شما درست است، سوال اینکه چرا شورای نگهبان به بانکها اجازه اخذ دیرکرد را داده؟ با توجه به آثار وضعی که این حرامی در زندگی و جامعه دارد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حضرت آیت الله جوادی این موضوع را مکرر مطرح و دنبال می‌فرمودند. نمی‌دانم کار به کجا کشید. ظاهراً تغییراتی کرده است. موفق باشید

31326

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام، ادب و احترام خدمت استاد ارجمند و عزیزم آقای طاهر زاده (دامت توفیقاته) عرضم که «کارگروه نهج البلاغه سیما» در نظر دارد متناسب با اقتضائات روز و نیاز جامعه به ساخت و تولید برنامه تلویزیونی با محوریت کتاب گرانسنگ نهج البلاغه اقدام نماید. بنا به تصمیمی که به تازگی در این کارگروه گرفته شده است قصد آن داریم تا با استفاده از نظرات کارشناسان برای موضوعاتی که در جدول پیوست حضورتان ارسال شده اولویت بندی و سپس اقدام کنیم. لذا از حضرتعالی درخواست می شود تا با بیان نظرات ارزشمندتان ما را در این خصوص یاری نمایید. https://b2n.ir/j49163
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده در مورد تقسیم نهج‌البلاغه به صورت موضوعی کار نکرده‌ام. زیرا معتقدم حضرت هر خطبه و یا هر نامه‌ای را در فضای خاص تاریخی‌اش مطرح فرموده‌اند و بهتر است که با مخاطبان روح تاریخی آن خطبه را با همان انسجامی که دارد در میان بگذارید. از این طریق شخصیت ایمانی افراد در افق نگاهی که حضرت به میان آورده‌اند شکل می‌گیرد و در همین رابطه خطبه‌هایی با مخاطبان در میان گذاشته شد که می‌توانید صوت آن‌ها را ملاحظه کنید و کتاب «فرزندم؛ این‌چنین باید بود» پیاده شده شرح نامه ۳۱ می‌باشد. موفق باشید

31213

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد جان، خدا قوت! بنده سه تا سوال دارم. یکم: پیروی سوال ۳۱۲۰۸، فرمودید که راه خودم را منحصر به فرد خاصی نکنم و در انقلاب اسلامی قرار گیرم. حرفتون خیلی اجمال داشت، اگه زحمتی نیست مفصلترش کنید. این بحث شما خیلی مهم هست. این در معرض انقلاب اسلامی قرار گرفتن یعنی چه!؟ دوم: استاد جان، بی زحمت ببینید این قرائت بنده از انقلاب اسلامی درسته! انقلاب اسلامی یک موجودِ زنده ی غیر مادیِ جاری و فعالی است که دارای ذاتی هست و مدام پوست اندازی می کند. سوم: استاد جان وقتی در احوالات شهدا فکر می کردم و دنبال این بودم چه چیزی آنها داشتند یا چه گوهری را در خود پروراندن تا مستحق شهادت شدند، حالا از اون شهدای متفکر همچون شهید آوینی و شهید مطهری بگیرید تا شهدایی که شاید یک رکعت نماز هم نخواندند مثل طیب خان و... به یک نقطه ی مشترک یا به یک نخ تسبیح رسیدم که اگر این نباشد مثل این است که بقیه صفات مطلوب رو هم نخواهد داشت و آن محور هم چیزی نیست جز «صداقت» صداقت قولی، فعلی، قلبی! بنده بستر را «صداقت» دیدم. نمی گویم که نباید تواضع و ایثار و... نداشت، نه! میگم همه ی اینها برای شهید شدن یک صفر هستند که نیاز به یک دارند که یک صداقت هست. می گویم این صفات با صداقت معنادار می شوند. اگر به صدق برسیم، فیض های الهی به سمت قلب و زندگی مان سرازیر می شود. استاد جان، بدون ملاحظه نظرم را نقد کنید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. عرایضی در کتاب «عقل و ادب ادامه انقلاب اسلامی» شده است که می‌تواند در این مورد که سؤال فرموده‌اید کمک کند. ۲. سخن بسیار درستی است و به همین جهت باید متوجه بود در هر مرحله از انقلاب در کجا قرار داریم. ما در ابتدای انقلاب بِرکه و یا نهایتاً دریاچه‌ای بیش نبودیم که با سرازیرشدن رودخانه‌های گِل‌آلود، به‌کلّی گل‌آلود می‌شدیم و لذا اگر آدم‌های مشکوک در دل انقلاب حضور فعّال پیدا می‌کردند، ماهیت انقلاب را تغییر می‌دادند و در این رابطه اگر در بعضی موارد در دفع افراد مشکوک افراط شد، در صحت اصل آن قضیه نباید شک داشت. مثل وقتی تنها در ابتدای حضور ایمانیِ خود قرار داریم و نهایتِ توحید ما آن است که خداوند یکی است و شریکی ندارد، ولی از آن‌جایی که نور توحید ظهورِ بعد از ظهور دارد و آرام‌آرام خود را تا آن‌جا نشان می‌دهد که می‌یابید او در عین حال که «احد» است، «صمد» است. انقلاب اسلامی به نور توحیدش نسبت به ابتدای خود در حال حاضر بسیار گشوده شده، مثل آن‌که اقیانوس اگر صدها رودخانه گل‌آلود در آن بریزند، گِل و لای‌ها را فرو می‌نشاند و آب‌های رودخانه‌ها را از جنس خود می‌کند و در آغوش می‌گیرد. در این دیدگاه عرض می‌شود به توحیدی رسیده‌ایم که متوجه می‌شویم متفکران مذکور در آن توحید جای دارند. آری امثال مارکس و فویرباخ توحیدی نیستند و خودشان هم چنین ادعاهای نکرده‌اند ولی جدای این افراد، متأسفانه ما در شرایطی نیستیم که دغدغه‌های توحیدی متفکران جهان را بفهمیم و با فرض این‌که می‌خواهیم در جهان حاضر شویم آن‌ها را از آنِ خود کنیم. ۳. همین‌طور است. موفق باشید

31034

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: استاد عزیزم بنده چند سال در دانشگاه امام صادق علیه السلام افتخار شاگردی خانم دکتر علم الهدی رو داشتم. استادی که فی الواقع حرف که می زنن در و گوهر از دهانشون خارج میشه کلاسهای بسیار پربار (البته از دانش آموختگان مکتب حکمت متعالیه و صدرالمتالهین جز این هم انتظار نمیره)، در عین حال ایشون بسیار مهذب و فرهیخته و با اخلاق بودن، حالا سوالم اینه من چند روز پیش فایل صوتی ایشون رو گوش می‌دادم درباره انتخابات، بعد گفتن ما بعد از رای نیاوردن آقای رئیسی ناراحت شدیم و گریه می‌کردیم و...رفتیم خدمت حضرت آقا، دیدیم ایشون خندانن. خب من انتظارم از خانم دکتر علم الهدی با توجه به شناختی که ازشون دارم اینه که ایشون هم ناراحت نباشن. می دونم بخاطر مقام و.... نبوده ولی از همون نظر دلسوزی برای جبهه انقلاب هم‌. نظر شما چیه؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هر دو وجه موضوع قابل فهم است. آری! نه‌تنها خانم علم الهدی بلکه بسیاری متوجه شدند با آمدن دولت آقای روحانی چه بلایی بر سر مردم خواهد آمد و مسلّم از این جهت جای دلسوزی و اشک داشت. و از طرفی نگاه مقام معظم رهبری نیز نگاه حکیمانه‌ای بود که متوجه شدند مردم باید از جریان غرب‌گرایی که در انقلاب نفوذ کرده، عبور کنند و بدین لحاظ خوشحال و امیدوار بودند که این‌کار عملی می‌شود. موفق باشید

31031

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد گرامی وقت بخیر: سوالی که برای من پیش آمده اینست که چرا حکومت جمهوری اسلامی و رهبری در موردی که تخصص ندارد و معیشت و زندگی مردم به آن وابسته است دخالت کند. چرا برای مثال در مورد دولت، وزارت خارجه که وجه بین المللی نظام است و وزارت اطلاعات رو رسما و قانونا به رهبری نمی دهند، و در بقیه موارد مردم را آزاد بگزارند خودشان برای انتخاب، نظارت بر مدیران جامعه تصمیم بگیرند. لابد می بینید که به چه کارهایی روی آورده اند و وضعیت به چه صورت در آمده است. برادر من، شما که در امور اقتصادی تخصص نداری مگر مجبور هستی بار گناه دیگران را به دوش بکشی!
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همیشه مدیریت کلان با نظر به قواعد و سنت‌های کلی که ناموس فرهنگی یک جامعه است اداره می‌شود و در امور جزئی معاونین و کارشناسان هستند که مطابق رینگی که مدیر کلی شکل می‌دهد عمل می‌کنند و ولایت فقیه آن نحوه نگاه کلی است که نظام اسلامی بناست بر اساس آن نگاه کلی حضور تاریخی خود را در امروز و آینده معنا کند و طبیعی است که در امور جزئی بقیه‌ی صاحبان مناصب کار خود را باید به نحو صحیح انجام دهند که متأسفانه در این موارد ما هنوز به آن‌چه که باید برسیم نرسیده‌ایم. موفق باشید

30767

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسمه تعالی سلام طاعات و عبادات شما مورد قبول حضرت حق. سوالی که مدتی ذهن من را مشغول کرده و مبتلا به آن هستم را مطرح می‌کنم. بنده در زمینه ورزشی مدتی است فعالیت می‌کنم کوهنوردی و دوچرخه که متاسفانه در این مدت اخیر خیلی مورد هجمه قرار گرفته، از جنابعالی تقاضامندم بنده را راهنمایی بفرمایید. اخیرا در باب حرام بودن دوچرخه سواری توسط بانوان و ... متاسفانه بنده با رعایت حدود شرعیه دوچرخه سواری می‌کردم ولی گویا حرام اعلام شده آیا جزو احکام ثانویه نیست؟ از طریق سایت رهبری هم سوال خود را مطرح کردم خانمی پاسخ بر حرام بودن دادند. با توجه به اینکه بانوان قهرمان رشته های ورزشی توسط رهبری تقدیر می‌شوند و از طرفی قهرمان ملی هستند چگونه این دو موضوع با هم جمع می‌شود؟ ممنون از جنابعالی که راه تفکر را برای ما باز می‌کنید که بهتر و درستر تصمیم بگیریم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ظاهراً بحث در نحوه‌ی سؤالی است که شده است مبنی بر آن‌که چرخ‌سواری نوعی خودنمایی برای خانم‌ها محسوب شود؛ و این غیر از استفاده از آن است جهت امورات زندگی و یا جهت ورزش. که مصداق تبرج ندارد. موفق باشید

30671

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام و تشکر: سوال اینجانب در ارتباط با وضعیت ارث برای زن که نصف می باشد و مرد که دو برابر می باشد، علت را جویا هستم!
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث آن مفصل است. می‌فرمایند چون هزینه‌ی خانواده به صورت عمده به عهده‌ی مرد است، همان نصفه‌ای هم که مرد بیشتر از زن ارث می‌برد، هزینه‌ی خانواده می‌کند. البته در این سال‌ها، بحث‌هایی پیش آمده که بنده متخصص آن نیستم. موفق باشید

30508

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: در کدام‌یک از تالیفاتتون موضوع عقل نظری و عقل رو تشریح کردین؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به طور مستقیم بحثی در این مورد نداشته‌ام. شاید در کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» نکاتی به‌دست آورید. موفق باشید

29646

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: مطلبی را اولین بار از زبان آقای رسایی در خشت خام شنیدم البته خودشان به این مطلب نقد داشتند ولی سیر انتخابات را که مشاهده می‌کنیم بنظر می‌رسد این مطلب دور از واقعیت نیست بخصوص برای انتخابات های متاخر، آن اینست که اگر مشارکت بالا باشد اصلاح طلبان رای می آورند و اگر پایین اصولگرایان. آقای مصباحی مقدم گویا به این مطلب نقد داشتند و دو مثال نقضشان ۸۴ و ۸۸ بود شرق به تحلیل ۸۴ پرداخته و سعی بر توجیه داشت البته اگر از اعتراضات کروبی و احتمال تخلف غمض عین کنیم بنظر می‌رسد توجیهات شرق مکفی باشد. اما شرق ۸۸ را مسکوت گذاشت اما با توجه به اینکه اصلاح طلبان ۱۰ یا ۱۵ ملیون رای کف رایشان هست و علاوه بر آن آن سال جریاناتی که میانه ای با نظام نداشتند هم بمیدان آمدند و تقریبا هیچ جریانی انتخابات را تحریم نکرد ولو سلطنت طلبان، بنظر می‌رسد همین مساله و آن مطلب که مشارکت بالا به سود اصلاح طلبان است چرا که آنها دیدگاههای غربگرایانه دارند و بسیاری از مخالفان نظام هم غرب گرا هستند لکن در انتخابات شرکت نمی‌کنند مگر آنکه اصلاحطلبان بنحوی آنها را تهییج کنند که از خوف بدتر به بد پناه برند ما را به این نتیجه می‌رساند لااقل در صحت انتخابات تردید داشته باشیم البته بنظرم رهبری صحیح عمل کردند چون مقام اجرایی نیستند گریزی از اعتماد به مسئولین ندارند و البته روش موسوی هم اشتباه بود باید می ایستاد تا ساختاری که احتمالا موجب تقلب می‌شود را با پیگیری اصلاح میکرد نه اینکه جنگ خیابانی به راه اندازد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: متوجه نشدم چه سؤالی در نوشته‌ی شما مطرح است که بنده باید نظر بدهم؟!! موفق باشید

29442

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم سلام علیکم: استاد دلیل این که روی حفظ قرآن کار میشه چی هست؟ آیا با حفظ قرآن افق متفاوتی نصیب می شود که با رو خوانی نمی شود؟ با این که به فرموده حضرتعالی نگاه به کلمات قرآن خودش یک اتصال هست. دیگر این که در علمی مثل نا باروری که به روش های مختلف آزمایشگاهی فرزندی متولد می شود که حتی جنسیت آن را بعضا مشخص می کند آیا با آیه ای از قرآن که می فرماید بعضی را دختر بعضی را پسر بعضی را هر دو و بعضی را عقیم قرار دادیم، مغایر نیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. ترکیب و نظم الفاظ قرآن، صورتی از نظم ملکوتی آن است و در حدّ خودش ما را به وجه ملکوتی آن الفاظ منتقل می‌کند.۲. علم به چگونگی جنین، مغایرتی با آیات قرآن ندارد که خداوند می‌فرماید جنس جنین را او تعیین می‌کند. موفق باشید

28902

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد عزیز: ابتدا از افقی که پیش روی ما گشودیده اید خیلی خیلی سپاسگزارم. برادر بنده متاسفانه با وجود اینکه اهل نماز و روزه بوده، مدتی است به خاطر سو ظن به خداوند نماز را ترک کرده است. شاید درخواست نابجایی باشد، امکانش هست تلفنی راهنمایی شون کنید. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: متأسفانه امکان ورود مستقیم برایم نیست. ولی به ایشان بگویید «هیچ جز حق غمگساری دیده‌ای؟». موفق باشید

28563

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد عزیز وقت شما بخیر: می‌خواستم بدونم اگر دانشجو_معلمی بخواد کارِ علمی سنگین بلند مدت بکنه و در تحول آموزش و پرورش در آینده سهیم باشه، روی کارش تمرکز کنه فقط، یا کمی هم درگیر کار های تشکیلاتی و مطالباتی بیرونی (کارهایی درمورد مسائل استانی و کشوری که گاهی بی نتیجه و گاهی ثمربخش هستند و ارتباطی به معلمی ندارند) بشه؟ آیا تعادل در رعایت این دو را توصیه می‌کنید؟ یا مطلق به اولی پرداخته شه؟ [با احتمالِ اینکه در آینده، فرد در حوزه علمی بیشتر می‌تواند موثر واقع شود]؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آنچه وظیفه‌ی مستقیم شما می‌باشد را باید خوب انجام دهید و در کنار آن اگر شرایطی برای فعالیت‌های دیگر پیش آمد که در توان شما بود، از آن استقبال کنید. موفق باشید

28229

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: الان ۲۷ سال سن دارم و عاشق علوم اسلامی ام ولی نزدیک ۳ سال است رفیقی دارم با عقایدی در مقابل من و تماما برای من ضرر بوده است باید او را ترک کنم ولی به قول سعدی او می‌کشد قلاب را نمیتونم ترکش کنم تا اون رو می‌بینم این علاقه باعث میشه دوباره محبتش توی دلم وارد بشه، می‌دانم اگر با او باشم عاقبت به شر می‌شوم تو رو خدا راهنمایی کنید چه کار کنم این محبت اون درون من از بین بره؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال اگر بحمداللّه متذکر این نتیجه شده‌اید که آن رفیق مانع سیرِ صحیح شما می‌شود؛ بدون آن‌که قهری صورت گیرد به صورت کج‌دار و مریز، رابطه تان را سرد و ضعیف کنید. موفق باشید

27281

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد محترم: بنده تا آستانه محبت به خداوند و مناجات و اینکه قلبم متوجه حضور خداوند شود پیش رفتم. ولی الان نمی دانم چرا توانم مبارزه با نفسم را ندارم، از طرفی متوجه شدم که فقط خداوند است که انسان را در مبارزه نفس یاری می کند، و شاید باعث شد منیت هایم تا مقداری کنار رود ولی از طرفی دیگر نمی دانم با این گناهانی که دارد روی هم جمع می شود چگونه وارد ماه رمضان شوم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: باید خود را مشغول امور متعالی و معارف قدسی نمود تا نفس امّاره و توهّمات، ما را مشغول نکند. خوب است سری به کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» که بر روی سایت هست بزنید. موفق باشید

26676

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرامی: در ادامه سوال ۲۶۶۰۴ با موضوع انجمن های گفتگو. قبلا چندین بار پیشهاد ایجاد انجمن گفتگو برای سایتتون مطرح کرده بودم شما هم فرمودید پیشنهاد خوبیه (برای نمونه سوال ۲۲۸۶۴) یک توضیح مختصر در رابطه با انجمن گفتگو انجمن گفتگو فضاییست که افراد می توانند در آنجا در مورد موضوع های مختلف بحث، گفتگو و یا به ارائه مطالب بپردازند و گروه های مختلف تخصصی مذهبی، غیر مذهبی، مهندسی و ... انجمن های مخصوص خود را ایجاد و در آن به تبادل نظر می پردازند. برای نمونه این دو سایت انجمن های گفتگوی مذهبی دارند: http://askdin.com/forum http://www.mortezamotahari.com/Forum/default.aspx?g=forum پیشنهادم این بود که برای سایت یک انجمن گفتگو راه اندازی کنید و ادامه توضیحات ارسال قبلی در سوال ۲۶۶۰۴ مربوط به این موضوع بود که ابزارهای ایجاد انجمن های گفتگو در دسترسی عموم قرار دارند و حتی یک شخص مبتدی می تواند با این ابزارها برای سایتتان قسمت انجمن گفتگو راه اندازی نماید. برای مثال برای نشان دادن چشم اندازی از آنچه می تونه انجام بشه این سایت رو ایجاد کردم https://organoon.ir/
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: خود بنده امکان ورود در این امور برایم مقدور نیست ولی رفقا تا حدی در پیام‌رسان ایتا ابوابی را گشوده‌اند مثل https://eitaa.com/joinchat/2058223627C6292143c14  موفق باشید.

26522

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد عزیز: بنده در باب مسائل اخلاقی که شما فرمودین بسیار در تلاشم که هم خودم رعایت کنم و هم به دیگران توصیه کنم از این بابت خیر دنیا و آخرت رو براتون آرزو می کنم. در یک مورد که توصیه به فرو خوردن خشم و غضب داشتم یک نفر از نوع کارش به بنده توضیح داد که دقیقا ندانستم چه باید پاسخ بدهم. ایشان راننده خاور هستن و همیشه در جاده های برون شهری و مکان‌هایی که سخت و ناامن هست تردد دارند. می گفتن پیش می آید که شب هنگام از این جاده ها عبور می کند و اگر در مقابل افرادی که قصد مال و جان ایشان را داشته باشند با خشونت و به ضرب چوب و چماق عمل نکند حتما آسیب می بیند. بعد از شنیدن این اولا خدا را شکر کردم که کار من در این فضاها نیست ثانیا ماندم که چه به گویم به این بنده خدا که دنبال لقمه حلال از خانه خارج می شود. این توصیه های من از سر فراغ بال خودم نیست؟ مثلا پلیس و کارهای دیگر نیاز به خشم و غضب ندارد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: دفاع از خود و دفعِ خطر، غضبِ جهت‌دارِ صحیحی است ولی پلیس حق ندارد به راننده‌ی متخلف غضب کند. قانون خلاف را مشخص کرده و او باید إعمال قانون کند. موفق باشید

26353
متن پرسش
سلام علیکم: اگر انجام عبادات اعم از نماز و روزه و ذکر برای کسی به صورت عادت درآمده است و حالت طراوات و شور برای انجام این امور نداشته و به چشم امور روزمره به آنها نگاه کند، چه راهی وجود دارد که این اعمال از صورت عادت خارج شوند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در هر حال همان عادت هم که مطابق دستورات شرعِ الهی انجام می‌شود، مطابق فطرت انسان است. لذا اگر همچنان ادامه دهد و در عین حال، تقوای الهی را رعایت کند رابطه‌ی آن عبادات با نور فطرتش شدت می‌یابد و همان عبادات برایش نورانی می‌شود، به همان معنایی که قرآن می‌فرماید: «لِيَجْزِيَهُمُ اللَّهُ أَحْسَنَ ما كانُوا يَعْمَلُونَ» (توبه/۱۲۱). یعنی تمامیِ عبادات او را مطابق آن بهترین نوعی که انجام داده‌اند از آن‌ها می‌پذیرد. موفق باشید

25557

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسم االه الرحمن الرحیم این اواخر سوالی ذهن من را مشغول کرده. اگر مردی روحیات کاملا زنانه داشته باشد و یا بالعکس و اگر عمل نکند به فساد و بیماری های روحی دچار شود حکم او چیست؟ آقای خامنه ای و امام خمینی در مورد این موضوع فرمودند که عمل تغییر جنسیت مانعی ندارد. ولی در بسیاری از کتب مانند علائم آخرالزمان این افراد را مورد لعن خداوند و پیامبر گرامی اسلام معرفی کردند. اگر شخصی واقعا دچار این بیماری باشد دین اسلام چه حکمی برای او می دهد؟ از پاسخگویی شما متشکرم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حکم دین اسلام همانی است که فقها می‌گویند. آن کس که در روایت لعن شده، مصداقش این افراد نیستند، مربوط به کسانی است که تماماً مردند و خود را شبیه زن می‌کنند و یا بر عکس. موفق باشید

نمایش چاپی