با سلام خدمت استاد عزیز و گرانقدر: در مسیر پیاده روی اربعین نائب الزیاره شما و همه موحدان عالم در طول تاریخ هستم و همزمان مانوس با سخنرانی های اخیر شما در محرم امسال هستم. خدا خیرتان بدهد زیرا افقی که با این فرمایشات جنابعالی در پیش روی انسان باز میشود احساس سبکبالی و شوق و شوری را در دل ما بوجود می آورد که وصف ناشدنی است. یه نتیجه ای گرفتم که عرض میکنم تا شما آن را ارزیابی فرمایید. همانطور که هر سوره و هر آیه از قرآن منعکس کننده تمام قرآن است البته اگر دست اهلش باشد ما هم در تاریخ و روزگاران خود که به اعتقاد من تاریخ همان قرآن جاریست که جهان تکوین با آن پیش میرود و ما در تشریع ابتدا باید با گوش دل آن را شنیده و مطابق آن عمل کنیم. لذا اگر شنیدن و عمل کردن مطابق این تاریخ و این قرآن جاری درست انجام شود دیگر فرقی نمیکند که کجای این کتاب تاریخ بشریت باشیم و این هم با عدل الهی سازگار خواهد بود بجای اینکه ما دائما حسرت بخوریم که چرا در زمان امام حسین (ع) نبودیم تا جان خویش را فدای ایشان نماییم کافیست با عمل به وظیفه تاریخی خود در زمره یاران حضرت قرار بگیریم مانند حاج قاسم ها و حججی ها... کافیست با گوش فرا دادن به قرآن جاری در تاریخ خود جای خودمان را در کتاب تاریخ انسان بیابیم و این یافت تا به حال دو بار برای من پیش آمده است یکی در همین پیاده روی اربعین و یکی هم در تشییع پیکر پاک حاج قاسم سلیمانی. امیدوارم خداوند این احساس حضور را در تمام لحظات قسمت ما بکند، آمین
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحمدلله به نکته خوبی اشاره کردهاید. آری! میتوان در هر زمانهای خود را ذیل اراده الهی احساس کرد و در همه جهان و در همه تاریخ حاضر شد و با عبادات الهی، این حضور را را به فعلیت آورد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! همچنان صبر بر ترک معصیت و صبر بر اطاعت، آرامآرام قلب را نورانی خواهد کرد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده هم هنوز به جمعبندی کاملی نرسیدهام. هنوز در حال بررسی هستم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: هر دو وجه موضوع قابل فهم است. آری! نهتنها خانم علم الهدی بلکه بسیاری متوجه شدند با آمدن دولت آقای روحانی چه بلایی بر سر مردم خواهد آمد و مسلّم از این جهت جای دلسوزی و اشک داشت. و از طرفی نگاه مقام معظم رهبری نیز نگاه حکیمانهای بود که متوجه شدند مردم باید از جریان غربگرایی که در انقلاب نفوذ کرده، عبور کنند و بدین لحاظ خوشحال و امیدوار بودند که اینکار عملی میشود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: میفرماید در دل همین دنیا باید به اهداف بلندی فکر کرد که برای آن خلق شدهاید و دنیا را هدف قرار ندهید بلکه آن را محل امتحان و عبور بدانید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید جزوهی «نقش فرآیندی انقلاب اسلامی در این تاریخ» باشد. موفق باشید
http://lobolmizan.ir/leaflet/1690
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینکه ما با نظر به گذشته متوجهی سنتهای جاری در هستی شویم، علاوه بر آنکه در «حال» درست فکر میکنیم، میتوانیم متوجهی امکانات حضور در آیندهی تاریخیِ خود نیز باشیم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: یکی از اسامی حضرت حق، کلام است و چون خواست به نور آن اسم جلوه کند، پیامبر خدا«صلواتاللهعلیهوآله» کلام حضرت حق را با صوتی خاص میشنوند و در این رابطه قرآن به عنوان کلام الهی ظاهر میشود آنهم در جلوهی ربوبیت که حاصل آن میشود نبوتِ نبیّ. در نقد سخنان آقای سروش جزوهای در سایت هست. موفق باشید
http://lobolmizan.ir/leaflet/1314/%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C%D9%86%D9%82%D8%AF-%D9%86%D8%B8%D8%B1%DB%8C%D9%87-%D9%82%D8%A8%D8%B6%D8%A8%D8%B3%D8%B7-%D8%AA%D8%A6%D9%88%D8%B1%DB%8C%DA%A9-%D8%B4%D8%B1%DB%8C%D8%B9%D8%AA
باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال اگر بحمداللّه متذکر این نتیجه شدهاید که آن رفیق مانع سیرِ صحیح شما میشود؛ بدون آنکه قهری صورت گیرد به صورت کجدار و مریز، رابطه تان را سرد و ضعیف کنید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همانطور که حتماً مستحضرید در این موارد بحث رویکردها مطرح است که در نگاه توحیدی به پدیدهها، با آن رویکرد نگاه میشود، نه صرفاً در محدودهی تجربه و نتایج آزمون و خطا. و این موضوع حساسی است که بدانیم طبیعت در إزای آنچه ما از آن میخواهیم به ما رُخ مینمایاند، چیزی که آقای مارتین هایدگر در مقالهی «پرسش از تکنولوژی» بهخوبی تجزیه و تحلیل میکند و خلاصهی آن مقاله تحت عنوان «ماهیت تکنیک» در قسمت جزوات سایت هست. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: مسلّم همهی عالم مظاهر انوار الهی هستند. ولی اگر کسی مشغول همین مظاهر بشود، همانها حجاب او میگردد. هنر آن است که دست در کار و دل با یار باشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: میشود اینطور هم روی موضوع حساب کرد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در بحث رجوع به «اصلِ اصلها» روشن شد که امکانِ ذاتیِ موجودات، مربوط به خودشان است و خداوند وجود هر موجودی را به آن میدهد. در این مورد خوب است به آن بحث که بر روی قسمت یادداشتهای ویژهی سایت است رجوع فرمایید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در هر حال همان عادت هم که مطابق دستورات شرعِ الهی انجام میشود، مطابق فطرت انسان است. لذا اگر همچنان ادامه دهد و در عین حال، تقوای الهی را رعایت کند رابطهی آن عبادات با نور فطرتش شدت مییابد و همان عبادات برایش نورانی میشود، به همان معنایی که قرآن میفرماید: «لِيَجْزِيَهُمُ اللَّهُ أَحْسَنَ ما كانُوا يَعْمَلُونَ» (توبه/۱۲۱). یعنی تمامیِ عبادات او را مطابق آن بهترین نوعی که انجام دادهاند از آنها میپذیرد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: این مباحث در دستگاه دیگری است و ما را به جای دیگری میبرد که با روح ایرانی- شیعی ما هماهنگی ندارد. موفق باشید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: رویهمرفته همینطور است مگر آنکه انسانها مانند پیامبر خدا «صلواتاللّهعلیهوآله» شیطانِ خود را مسلمان کنند و تکنیک در اختیار روحی غیر از روح غربی قرار گیرد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال بنا بر این است که خود را وارد حیاتی بکنید که احساس ابدیتتان شما را در بر بگیرد. پیشنهاد میشود کتاب «ده نکته در معرفت نفس» همراه با شرح صوتی آن دنبال فرمایید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: جهنّمیان به جهت هیئاتِ مظلمهی درونیشان عذاب میکشند در آن جمله نوعی «شطح» وجود دارد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: حتماً مفید است. کافی است تجربه کنید. به همین جهت در مقدمه کتاب های اخلاق بحث معرفت نفس مطرح می شود. موفق باشید
نوحه خوانی و سینه زنی برای حسین. در آیه ۱۲سوره ممتحنه میخوانیم ک پیامبر، شرط قبول بیعت با خود را، پیروی از عرف اسلامی قرار میدهد (لا یعصینک فی معروف) ثقة الاسلام کلینی در کتاب کافی ج ۵ ص ۵۲۷ از دو طریق از امام صادق نقل میکند که: «لا یعصینک فی معروف، یعنی اینکه برای عزاداری نوحه خوانی و شعرخوانی نکنید، کنار قبور زیاد نمانید، سیاه نپوشید و خودتان را نزنید.» و از امام باقر نقل میکند که «پیامبر همین توصیه ها را به دخترش فاطمه کرد و فرمود اینها همان معروفی است که الله بآن دستور داده.» علامه مجلسی در مرآة العقول ج ۲۰ ص ۳۵۸ مینویسد این حدیث موثق یا صحیح است. همچنین کلینی در کافی ج ۳ ص ۲۲۲ و مجلسی در بحارالانوار ج ۷۹ ص ۸۹ و از امام باقر نقل میکند که فرمود: «نوحه خوانی و سینه زنی و واویلا برای مردگان مذموم است.» شیخ صدوق در من لایحضره الفقیه ج ۴ ص ۳۷۶ و ص ۵ و شیخ حر عاملی در وسائل الشیعة ج ۳ ص ۲۷۲ همین روایت را نقل میکند. و همچنین از پیامبر اسلام نقل میکند که «نوحه خوانی از رسوم جاهلیت است.» و «پیامبر از نوحه خوانی و مصیبت سرایی و آه و ناله نهی کرده» همچنین شیخ قمی در تفسیر قمی ج ۱ ص ۲۹۱ و شیخ مفید در الاختصاص ص ۳۴۳ و سید بروجردی در جامع احادیث شیعه ج ۳ ص ۴۸۸ و البته در خیلی از منابع اهل سنت هم نقل شده که پیامبر اسلام فرموده که نوحه خوانی از رسوم جاهلیت است. شیخ ناصر مکارم شیرازی در کتاب دروس فی الحیاة ج ۱ ص ۴۴ همین روایت امام باقر را نقل میکند که پیامبر فرموده نوحه خوانی از رسوم جاهلیت است. و ذیل این روایت اینطور توضیح میدهد که «نوحه خوانی از کارهای اشتباهی بوده که در زمان جاهلیت عرب رواج داشته. نوحه خوانی و ماتم سرایی برای حوادث و شدائد فردی و اجتماعی، کاری عبث و بی فایده است که فقط باعث به هدر رفتن امکانات میشود.» رج مجلسی در بحارالانوار ج ۵۵ ص ۲۲۶ از پیامبر نقل میکند که «چهار رسم از رسوم جاهلی در امت من باقی خواهد ماند؛ افتخار کردن به اصل و نسب، تحقیر دیگران بخاطر خانواده و قومشان، فالگیری و نوحه خوانی. و نوحه خوان اگر توبه نکند در قیامت بیدار میشود درحالیکه لباسی سنگین از ماده مذابی که سرد نمیشود بر تن دارد که بر تنش میچسبد.» این روایت هم در منابع مهم اهل سنت آمده. شهید ثانی در مسكن الفؤاد ص ۹۹ و نوری طبرسی در مستدرک ج ۲ ص ۴۵۲ نقل میکنند که پیامبر لعنت کرده کسی را که برای عزاداری نوحه و واویلا کند. با وجود اینهمه روایت و حدیث، شیعیان با اینکه نوحه خوانی و سینه زنی را جایز نمیدانند ولی برای حسین استثناء قائلند: شیخ حر عاملی در کتاب الفصول المهمة ج ۳ ص ۴۱۳ مینویسد (ادعا میکند): «احادیث زیادی هست از امام معصوم که میفرماید نوحه و زاری مکروه است مگر برای حسین.» سوالاتی ک مطرح میشود اینست که: ۱. چرا پیامبر این استثناء را خودش نگفته؟ مگر کسی میتواند بعد از آیه ی قرآن و حکم صریح پیامبر، حکم جدیدی صادر کند؟ تعریف بدعت در اسلام چیست؟ ۲. اگر فقط حسین استثناست، چرا شیعیان برای فاطمه و رقیه و ابولفضل و دیگران نیز نوحه و عزا میکنند؟ ۳. خود حسین هم این دستور پیامبر را تایید کرده: شیخ مفید در کتاب الارشاد ج ۲ ص۹۴ و سیدبن طاووس در کتاب الملهوف ج ۱ ص ۱۴۱ و شیخ بحرانی در العوالم ص ۲۴۶ و نوری طبرسی در مستدرک الوسائل ج ۲ ص ۴۵۲ نقل میکند که حسین، خواهرش و خانواده اش را قسم داده ک بعد از مرگ من نوحه و ماتم و خودزنی نکنید. حتی امام صادق هم که بعد از امام حسین آمده، همینرا تایید کرده؛ بعنوان مثال، محدث نوری در کتاب المستدرک ج ۲ ص ۴۵۶ نقل میکند که امام صادق نیز اهل خود را از عزاداری و نوحه و ماتم برای مرگش نهی شدید کرده. همچنین روایات زیادی از خود حسین و امامان بعد از او در نهی از نوحه و خودزنی نقل شده. ۴. شاید کسی از مرگ عزیزش بی اختیار نوحه کند و این قابل درک باشد ولی اینکه یک رسم جاهلی تبدیل به رسم و آئین اسلامی شیعی بشود و بعنوان شعائر و مراسم عبادی قرار گیرد و ثواب زیادی هم داشته باشد، قابل درک نیست. پس سوالی ک تکرار میشود اینست که بدعت در اسلام چیست و چه تعریفی دارد؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! آن نوحه و حنین و واویلایی که در روایات نفی شده برای مرگ عزیزان، غیر از این نوع عزاداری است که برای حضرت اباعبدالله «علیهالسلام» به عنوان شهید انجام میشود که نوعی احساس حضور در تاریخی است که امام و شهدا آغازگرِ آن تاریخ هستند در مقابل ظلم ظالمان. موفق باشید
سلام: میخواسم بدونم اینکه میگن فرد حرامزاده حتما عاقبت به شر میشود و دشمنان امام حسین هم اکثرا حرام زاده بوده اند تکلیف آن بچه چیست؟ او که گناهی نکرده است و در جریان نبوده است چرا به خاطر گناه دو نفر دیگر فرد پاک و معصوم دیگری باید حرام زاده و بدبخت و عاقبت به شر شود؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: این موضوع با این فرض است که خود آن کودک، قبل از تولدش، خودش آن رحمِ زنایی را جهت پرورش خود انتخاب کرده باشد. ولی از جهت دیگر بزرگان دین میفرمایند شخصی که حتی نطفهاش از طریق زنا بسته شده باشد، میتواند اگر خودش انتخاب کند، از اولیای الهی بشود، ولی برای اینکه قبح زنا ریخته نشود، باید مسئولیتهایی مثل امامت جمعه و جماعت و یا منسب قضاوت برای او نباشد. موفق باشید
با سلام خدمت استاد عزیز: استاد عزیز در بحث آزادی و انقلاب اسلامی، ۱. آیا اینگونه درست است که بگوییم، در انقلاب اسلامی از روز اول در دو قسمت باید کار تبلیغ و گسترش دین صورت می گرفت. اول نوع محتوای تبلیغ که از حالت صرف توضیح کلامی و اخلاقی و... باید به گونه ای می بود که طوری تشریح شود که بجای توصیه، شخص را در ساحتی وارد کنیم و بعد شخص این رو بفهمه که از صبح تا شب همه فعالیت و فکر و ذکرش معطوف به رفع حجابها برای حضور بیشتر در این ساحت باشد. دوم الگو سازی؛قرار دادن الگوهای متعددی در منظر مردم که اشخاص حداقل افق چند سال آینده خود را رسیدن به آن الگوها بدانند. این نوع از تبلیغ، کنترل نرم فضای جامعه است، که هم قدرت انتخاب شخص محفوظ می ماند هم اینکه فضای کلی جامعه رفتار اشتباه شخص را نمی پذیرد نه اینکه با اجبار بخواهیم رفتار اشتباه را کنترل کنیم و هم اینکه انتخاب صحیح شخص سرمایه جان اون می شود. ۲. استاد عزیز با توجه به بحث زمان شناسی که هر زمانی مردم یک ظرفیت پذیرش رو دارند شاید اگر از همان ابتدای انقلاب با آن ظرفیت بالای جامعه معلم و استاد و کسانی که مسولیت سیاستگذاری فرهنگ و تربیت فرزندان ملت رو برعهده داشتند به شیوه ای با نفوذ بیشتر کار را جدی میگرفتند الان کار خیلی جلو تر بود، آیا به نظر شما نقش اول مشکلات اجرایی کشور ما حاصل کم کاری آموزش و پرورش و دانشگاه و... نیست؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. همینطور است. آری! باید در مقابل افراد، چشماندازی که جانشان تصدیق کند قرار گیرد امری که سالها پیش در کتاب «آن گاه که فعالیتهای فرهنگی پوچ میشود» مورد تذکر قرار گرفت. ۲. حقیقتاً نسبت به آموزش و پرورش و معلّم کوتاهی شد. حدود ۲۰ سال پیش که مسئولیت اداره کل آموزش و پرورش اصفهان را داشتم، عرض شد بترسید از آیندهای که نسلهای آینده به جهت معلمانِ ضعیف و تنگناهای آموزش و پرورش، آنطور که باید از جریان تاریخیِ انقلاب و اسلام بهره لازم را نداشته باشند و هنوز هم باید به این فکر کرد که بهترین اندیشهها در کسوت معلمی حاضر شوند تا نسلی متعالی و مناسب این زمانه تربیت شود. موفق باشید
سلام وقت بخیر: بنده در مورد حجاب و پوشش بانوان سوالهای زیادی برایم پیش آمده است و میخواستم بیشتر مطالعه کنم. لطفا چند منبع به بنده معرفی کنید که به نگاه جامع و درستی نسبت به این موضوع برسم و ریشه این دودلی و مطمئن نبودن از دلم برود. بنده در خانوادهای بدحجاب و بیحجاب زندگی میکنم و خودم هم تا سن ۱۸ سالگی پوششم همان بود. اما بعد از ۱۸ سالگی تصمیم گرفتم با حجاب شوم و حجاب چادر را انتخاب کردم اما فقط برای در اجتماع بودن و وقتی سرکار یا دانشگاه و یا در شهر میروم و برای مهمانیها و مسافرتها چادر نمیپوشم اما موهایم را میپوشانم و این دوگانگی برایم ناخوشایند است که گاهی چادر میپوشم و گاهی نمیپوشم و میخواهم یکی را انتخاب کنم اما هر دو را دوست دارم با چادر احساس انقلابی بودن دارم و با مانتو و شلوار یا بلیز و شلوار احساس میکنم خود واقعیم هستم و چادر یک سری از رفتارهایم را محدود میکند و باعث میشود جدی باشم و شوخ بودن و جنب و جوش داشتن را ازم میگیرد مخصوصا من که شدیدا یک آدم پر جنب و جوش و پر هیجانی هستم. در کل نگاه بنده این است که حدود حجاب که مشخص است گردی صورت و دستها تا مچ ... و لباسی که میپوشیم زننده و جلف و بدن نما نباشد آراسته و تمیز و باوقار و ساده و راحت و زیبا و با کیفیت و... باشه پس من در این محدوده با توجه به موقعیت و شرایط و شخصیت و احوال خودم تصمیم میگیرم چی بپوشم. این تفکر فعلی من هست اما حس میکنم با پوشش چادر نمیشه همچین تفکری داشت نمیشه یه روز پوشید یه روز نپوشید. چون واقعا در روابط اجتماعی آدمها تاثیر داره و بقیه رو گیج میکنه که چقدر میشه به تو نزدیک شد و چطور باید با تو رفتار کرد. لطفا راهنماییم کنید با تشکر
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحمدلله متوجه نکات خوبی هستید بخصوص نکته آخر.
در موضوع حجاب و اصل آن، به نظر میآید هنوز هم کتاب «حجاب در اسلام» مرحوم شهید مطهری کتاب خوبی باشد از آن جهت که روشن میکنند حجاب، امری است شرعی و مانند سایر دستورات شرع مقدس امری است عبادی و ترک آن اگر آگاهانه باشد، عملاً انسان را از بندگی خدا محروم میکند و به همان اندازه از ولایت الهی که موجب خروج ظلمات به سوی نور است، بیبهره میسازد. ولی همانطور که می فرمایید انتخاب چادر یا مانتو در عین رعایت حجاب بستگی به نوع حضوری دارد که ما برای خود انتخاب میکنیم. در حالیکه هر دو، حجاب محسوب میشوند. به نظر میآید به هر حال تا آنجا که ممکن است بهتر است خانمها با چادر حاضر شوند مگر در موقعیتهایی مثل فلیمبرداری که نتوانند با پوشش چادر کاری را که به عهده گرفتهاند به خوبی انجام دهند. موفق باشید
سلام استاد: خدا قوت! استاد جان، معنای زندگی در لغت یعنی حیات، زیستن و... اما معنای زندگی در اصطلاح چیست؟ یا به قولی تعریف ما از زندگی چیست؟ بی زحمت تعریف بنده از زندگی را اصلاح بفرمائید. زندگی: به کلیه ی اعمال، افکار و باورهای یک موجود زنده که جهت مشخصی دارند را زندگی می گویند.
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! زندگی همیشه به معنای پاسداشت از حیاتی است که به ما عطا شده و شریعت الهی و تقوای ربّانی برای هرچه بیشتر حاضرشدن در آن حیات است وگرنه خود را در دنیا و جهان مرده و سرد دفن خواهیم کرد. موفق باشید
سلام علیکم: ضمن قبولی طاعات وعبادات و تبریک سال نو و حلول ماه مبارک رمضان؛ استاد مدتی ست که میل و کششی به سمت قرآن ندارم ونمیتونم قرآن را قرائت کنم. انگار یک مانعی ایجاد شده. البته خیلی وقته که خواندن تفسیر رو شروع کردم و خیلی تشنه رجوع به تفاسیر هستم. الان هم در حال مطالعه تفسیر سوره برائت مقام معظم رهبری میباشم. با این اوصاف میخواهم بدانم برای ماه مبارک خواندن تفسیر کفایت میکند یا قرائت ارجحیت دارد که متاسفانه این توفیق از بنده سلب شده. در لحظات ناب رمضان محتاج دعای خیرتان هستیم. در پناه قرآن باشید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! بگذارید در افق حضور در محضر حق در چنین شرایط برجسته که در ماه رمضان پیش آمده است، هر آنچه به سراغتان آمده است، کار خودش را بکند. به گفته جناب شهریار، آری! در این شرایط «هرچه پیش آید خوش آید».
هر چه در پیشم از آن زلف پریش آید خوش آید
من دلی درویش دارم هر چه پیش آید خوش آید
چشمم از ابر بهاری کم نیارد، گو ببارد
آری این باران رحمت، هر چه پیش آید خوش آید
در پریشان روزگاریهای هجران شهریارا
یار اگر پیشم بدان زلف پریش آید خوش آید
موفق باشید
