بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
26395
متن پرسش
سلام علیکم: ببخشید استاد اینکه کلا عملکرد دیگران به ما ارتباطی نداره و ما نباید خودمون و وقتمون رو صرف قضاوت عملکرد دیگران بکنیم و صرفا باید تمام حواسمون روی رفتار خودمون باشه در قبال دیگران، خیلی برای من گره شده. مثلا وقتی به یه نفر محبت می کنم و اون جواب سردی میده یا بی محلی میکنه یا غرور نشون میده، تا مدتهای زیادی از خاطرم نمیره و این خیلی عذابم میده. هرچقدرم سعی می کنم با دعا یا حسن ظن این افکارو دور کنم از خودم، بازم یادم میاد و ایجاد دلخوری میکنه‌. چطوری باید با این افکار مبارزه یا حذفشون کرد از ذهن آدم. ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال سیره‌ی ما باید سیره‌ی محبت به غیر باشد. به گفته‌ی جناب حافظ:

تا ابد بوی محبت به مشامش نرسد      هرکه خاکِ در میخانه به رخساره نرُفت

در رسیدن به وادی محبّت و شور عشق، نه‌تنها باید دل در گروِ میخانه‌ی شوق و محبت به دیگران داشت، بلکه باید خاکِ در میخانه را نیز با رخساریِ خود، جاروب کنیم. زیرا نوشیدن محبت که همان میّ عشق و زیرپاگذاردنِ خودبینی و خودخواهی است نیاز به جهش دارد، جهشی که به کلّی انسان از شخصیت تک بُعدیِ قبلی خود آزاد شود و تماماً به دوست‌داشتن فکر کند و در این راه، حاضر باشد خاک مسیری را که به دوست‌داشتن می‌انجامد، با مژه‌ی چشم جاروب نماید حاکی از آن‌که در اوج تواضع خود را در مسیر محبت قرار دهد. موفق باشید

26246

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: عرض ادب. استاد برداشت زیر صحیح است: یک صراط مستقیم داریم که صراط انسانی است و در سبیلهای مختلف تجلی دارد. صراط, تجلی الله است به جامعیت و سبیل تجلی الله است به اسم خاص. متشکرم و التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است که می‌فرمایید. موفق باشید

24481
متن پرسش
سلام و رحمت بر استاد جان جان: استاد عزیز یک مطلبی ذهن من و بسیاری را به خود مشغول کرده است. ما در نگرش توحیدی خود مشکل داریم. بعضی اوقات از خدا می خواهیم یک مسئله ای را برای ما حل کند و نعمتی به ما ارزانی دارد. بعد که مشکلمان حل شد، فکر می کنیم خودمان آن مشکل را حل کردیم و گویا منتظر معجزه بودیم برای حل مشکل. خودمان می دانیم خدا این وسط کاری کرده است ولی یقین نداریم. می شود در این باره که خدا بود که مشکل ما را حل کرد توضیح دهید. این جمله امام روح الله (ره) را نمی فهمیم که : خرمشهر را خدا آزاد کرد. ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: توحید یعنی همین که متوجه باشیم آن‌چه حقیقتاً در صحنه است حضرت ربّ العالمین می‌باشد و همه‌چیز و همه کس مظاهر اراده‌ی اوست. موفق باشید

24406

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: در جزوه مبانی نظری عرفان در اسلام صفحه ۲ فرمودید حقیقت چیزی نیست که به سراغ ما بیاید. ولی بارها خود فرمودید با این مضمون که انسان گاهی باید منتظر باشد تا حقیقت به صورتهای مختلف به سراغش آید البته پس از آنکه شایستگی را در خود ایجاد کرد. لطفا توضیح فرمایید
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! اگر ما آماده شدیم حقیقت مثل نور خورشید بر پنجره‌ی جان انسان تجلی می‌کند. ولی پنجره را باید از کدورات پاک کرد. منظور آن است که نمی‌توان بدون آمادگی منتظر بود. موفق باشید

33023

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

بسم الله الرحمن الرحیم. عرض سلام و ادب و احترام خدمت شما. سوالاتی برایم ایجاد شده است. ممنون می‌شوم پاسخ بفرمایید. می‌خواستم شروع کنم به خواندن تاریخ معصومین علیهم السلام. با خود گفتم ابتدا از لنز عرفان اسلامی به زمان و تاریخ نگاهی بیندازم. در اولین مواجهه، نظریه علم الاسماء تاریخی مرحوم فردید نظرم را به خود جلب کرد. بعد از آن مطالبی از تلقی ابن عربی در باب زمان خواندم. بار دیگر به انبوه پاسخهایی که شما به کاربران داده‌اید نگاه کردم؛ کلماتی برایم آشنا بود و مرا به یاد مطالب محیی‌الدین در فتوحات می‌انداخت: روح زمانه، مظهر اسم غالب، قطب زمان، ظرفیت هر تاریخ، کل یوم هو فی شأن، الدهر هو الله و ... ۱. استاد! به نظر شما چگونه می‌شود تاریخ زندگی معصومین علیهم السلام را از این دریچه مطالعه کرد که آنها مظهر اسم غالب در زمان خود بودند و مقدرات الهی بر اساس آن اسم جاری می‌شد؟ ۲. چگونه می‌توان خود را در تاریخ زندگی هر معصوم حاضر کرد تا بفهمیم اسم غالب چه بوده است؟ چه از طریق علم حضوری و چه از طریق علم حصولی. ۳. به نظر شما بهتر نبود مرحوم فردید، علاوه بر مبنایی که از ابن عربی اخذ کرده بود، قالب و روبنای نظریه خود را نیز از او وام می‌گرفت و بعد از آن به نسبت هایدگر با این دستگاه فکری می‌پرداخت؟ با تشکر از بذل توجهتان خواهشمندم اگر نکته‌ای اضافه بر این سوالات در باب «دریافت تجلیات الهی از طریق امامِ زمانه» و چگونگی کاربست آن در مطالعه تاریخ معصومین دارید بفرمایید.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. عمده آن است که مطالعات ما با چنین رویکردی باشد تا در آینه حرکات و سکنات و گفتار اولیای الهی، انوار اسماء مدّ نظرمان باشد. ۲. با مطالعات دقیق نسبت به سیره اولیای الهی این خصوصیات به‌خوبی پیش می‌آید. ۳. به نظر بنده جناب فردید با مطالعه آثار هایدگر متوجه شدند می‌توانند چنین مواجهه خوبی با آثار ابن‌عربی داشته باشند، وگرنه مثل سایرین، آثار ابن عربی را تبدیل به نوشته‌های خواندنی می‌کردند. ۴. عمده توجه به حضور تاریخی است که جان ما را محل تجلیات انوار الهی می‌کند. به نظر می‌آید با تأمّل در کتاب «سلوک ذیل شخصیت حضرت امام خمینی (رضوان‌الله‌تعالی‌علیه)» بتوان در این وادی‌ها حاضر شد. موفق باشید

32204
متن پرسش

سلام خدمت استاد عزیز: پوزش بابت مزاحمت، بیش از ده ساله که خواننده غالب کتابهای حضرتعالی هستم. تحصیلات دانشگاهی ارشد دارم و در حوزه نظامی فعال هستم. اخیرا یکی از دوستان مذهبی و مخلصم رو که ۲۸ سال با هم ارتباط داشتیم رو در کمال ناباوری به مرگ طبیعی از دست دادم. بعد از گذشت یک ماه هنوز مساله برام حل نشده و شدیدا به فکر مرگ و قبر و قیامت افتاده ام. اگر چه در طول زندگی بعد از بلوغ به لطف خدا به دین و مذهب و نماز و اخلاق توجه داشته ام، ولی حقیقتا با این اتفاق هول کرده ام و نمی دانم چکار کنم، با وجود مشغله کاری زیاد گاهی نهج البلاغه می خوانم، بعد میرم سراغ انس با قرآن، بعدش مفاتیح و ارتباط با اهل البیت، بعدش کتابهای اخلاق، یک مقدار تفسیر قرآن می خوانم، صحبتهای حاج آقای امینی خواه رو در رابطه با سه دقیق در قیامت گوش میدم، گاهی هم کمک به خانواده و ... این حالتم هم از ترس مرگ نیست بلکه متوجه بازی خوردن خودم شده ام، چیزهایی رو جدی گرفته ام که اصلا اهمیتی برای بعد مرگم نداره، به دنیا بی رغبت شده ام و سرمایه حقیقی رو آنطرفی می‌دانم که دستم خالیه. نمی‌دانم در لحظه مرگ، با رحمت خدا روبرو خواهم شد یا با قهر و غضبشان. از طرفی نگران خودخودسازی هم هستم که راه به جایی نبرم. از شما استاد عزیز راهنمایی می خواهم. الان چکار کنم که در فرصتی کم به سرمایه معنوی بزرگی برسم و بعد مرگ با رحمت خدا روبرو شوم. کدام راه خودسازی و سلوک را در پیش بگیرم، مقالات آیه الله شجاعی یا راه دیگر؟ سالهاست که برای اینکه وقت شریفتان را نگیرم سوالی نپرسیده ام. ممنون

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همیشه باید این امکان را بدهیم که هم‌اکنون ممکن است بمیریم. پس باید خود را در جهانی حاضر کنیم که زندگی دنیایی، قسمتی از آن باشد و در این بستر البته نباید زندگی دنیایی را تعطیل کرد، باید با حضور در جهانی گشوده، هم‌اکنون تا ابد زندگی را ادامه داد. پیشنهاد می‌شود در این رابطه به کتاب «سوره جاثيه و راز زمين‌گيری امّت‌ها» همراه با شرح صوتی آن که روی سایت هست، رجوع فرمایید. موفق باشید

32193

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام و عرض ادب و ارادت: استاد گرامی در مورد دو موضوع سوال داشتم خیلی ممنون میشم اگر در هر دو مورد نظر خود را بفرمایید : ۱. اخیرا گاهی احساس می کنم می توانم با وجودی که خود برترم هست ارتباط بگیرم. از او در ذهن خود سوال می کنم و جواب می گیرم. آیا این یک توهم است یا چنین وجودی واقعا هست؟ ۲. توصیه هایی شنیده می شود که یک مورد آن را خدمتتان عرض می کنم، آیا امثال این کارها تاثیری در زندگی انسان دارد و روی هم رفته کارهای خوبی هستند: مثلا گفته می شود نام ارزشها و اهدافتان در زندگی را روی کاغذی بنویسید و کاغذ را در ظرف آبی بگذارید. بعد از چند ساعت آن آب را به محیط زندگی خود بپاشید. با تشکر فراوان از شما

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌آید با بودن کتاب‌های اندیشمندان بزرگی چون شهید مطهری و با بودن قرآن و روایات، ورود به این امور و امید برای رسیدن به نتیجه امر بیهوده‌ای است. موفق باشید

32001

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با عرض سلام و احترام خدمت استاد گرامی: ۱. خداوند نور است یا از جنس نور؟ امام علی علیه السلام فرمودند خداوند در خلقت انسان از گل-روح دمید آیا این روح همان نور است؟ ۲. اگر روح همان نور است تفاوت میان نور اهل بیت علیهم السلام با انسانهای عادی در چیست؟ آیا تقدم آن بزرگواران تقدم بالشرف است با این فرق که تقدیس وتسبیح حق می گویند؟ ۳.  جسم انسان از چه قسمت‌های تشکیل شده است یعنی شامل هم جسم مادی وهم جسم برزخی است وهم شامل روح و ذات و صفات و افعال می‌شود. ۴. برای فهم بهتر این گونه موضوعات اگر جزوه ای دارید لطف کنید معرفی بفرماید. بسیار تشکر

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. همچنان‌که قرآن می‌فرماید خداوند نور آسمان‌ها و زمین است به معنای ظهور آن‌ها. و این‌که او عامل ظهور و در عین حال، به‌وجودآمدنِ آن‌ها است. ۲. آری! نور توحید دارای شدت و ضعف است و اهل البیت «علیهم‌السلام» در نورانیت توحیدی انسانیِ خود تامّ و تمام می‌باشند. ۳. روح انسان همیشه جسم دارد در دنیا که نشئه مادی است، روح هم جسمِ مادی دارد ۴. إن‌شاءالله سیر مطالعاتی پیشنهادی سایت مفید خواهد بود. موفق باشید

31504

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحيم با عرض سلام و ادب خدمت شما استاد بزرگوار: در روز ۲۱ بار ايت الکرسي در روز خونده شود خوبه؟ روايت داريم؟ تعدادش از حروف ابجد هست؟ علت عدد ۲۱ بار ايت الکرسي چيه؟ خدا خيرتون بده و عوضش رو بهتون بده
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: توصیه مرحوم آیت الله قاضی می‌باشد و بعداً متوجه شدند آن توصیه مبتنی بر روایت هست و ربطی به حروف ابجد ندارد. موفق باشید

31445

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام حضرت استاد: خدا اجرتون بده. ایام محرم و سایر ایام مقدس ما دچار یه حضوری از خودی که میتونیم باشیم میشیم و نسبت به گذشته نادم و نسبت به آینده امیدوار میشیم. ولی متاسفانه دوباره براثر وسوسه و بعد از مدت ها همه چی را انگار فراموش می‌کنیم و از عاشورا و حسین و... به راحتی می‌گذریم. استاد لطفا ما را راهنمایی کنید و به نظرم خودم بنده از وسوسه به شدت کم میدونم. لطفا در این مورد هم صحبت کنید و اگه منبعی از خودتون یا منبع به درد بخوری از کس دیگه سراغ دارید بفرمایید. با تشکر و خدا را شکر که هستید.
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر بتوانید مباحث شرح کتاب «مقالات» از آیت الله محمد شجاعی را دنبال کنید، إن‌شاءالله نتایج خوبی برایتان حاصل می‌شود. موفق باشید

31308

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد طاهرزاده عزیز: من بیست ساله هستم. تقریبا به تمامی چیزهایی که به فلسفه، سیاست، جامعه شناسی و معارف مربوط میشه علاقه ای ندارم. در واقع حتی نسبت به معارف احساس بدی دارم و فکر می‌کنم اگر سمتش برم یا لج می کنم یا به فکر فرو میرم و افسرده میشم. فقط به مباحث رفتاری و کاربردی علاقه دارم. دوست دارم فقط کار انجام بدم و یاد بگیرم و اصلا به آینده و جهان و هستی و مرگ و... فکر نکنم. اما چالش هایی هستن که گاهی ذهنم رو درگیر میکنن و احساس می‌کنم برای مواجهه باهاشون به معارف و بنیان های فکری عمیق نیاز هست. مثلا کلا با ازدواج و بچه دار شدن کنار نمیام و از طرفی هم نمیتونم بگم که می خوام کلا تنها باشم. یا اینکه حالت خنثایی که نسبت به سیاست دارم برام ترسناکه و می‌ترسم پیش خودم تحقیر بشم و نمیدونم اگر مجبور بشم بین جمهوری اسلامی و مخالف هاش یکی رو انتخاب کنم و برای انتخابم همه چیزم رو فدا کنم اصلا جرئت انتخاب کردن دارم؟ یا ارتباط با انسان ها. تقریبا بعد از تعامل با هر کسی به یه شکل به چالش برمی‌خورم .برای مثال اصلا نمیتونم با فرد مقابل قاطع باشم. نمیتونم از ارتباط لذت ببرم و در درونم احساس ناراحتی دارم. یا اینکه خیلی از وابسته بودن و نیاز داشتن به بقیه می‌ترسم حتی برای چیزهای کوچک. یا از گرفتن حقم می‌ترسم و نمیدونم اگه بهم ظلم بشه باید چه کار کنم. یا از پیر شدن و ناتوان شدن و تغییر چهره ام می ترسم. الان نماز میخونم و برای مسائلی که در زندگی جاری بهشون برخورد می‌کنم و گاهی هم همین چالش ها با خدا و سردار سلیمانی صحبت می‌کنم و دعا می‌کنم. اول های کتاب آشتی با خدا رو قبلا خوندم و تقریبا با کتاب ده نکته از معرفت نفس آشنایی دارم و همون حسی رو نسبت بهشون دارم که اول بار گفتم. به نظرتون چه کار کنم؟ خیلی ممنونم که وقت گذاشتید و سوالم رو خوندید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال برای بهتربودن برای خود و با خودْ به‌سربردن به طوری که نخواهیم از خود فرار کنیم؛ از تذکرات قرآنی و با تدبّر در قرآن، نمی توانیم غفلت کنیم. موفق باشید

30697

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام خدمت استاد عزیز و گرامی: با توجه به آنکه جنابعالی تجربه حضور در وزارت استراتژیک آموزش و پرورش را داشته اید و تسلط کامل جنابعالی بر مبانی انقلاب اسلامی و مدرنیته، راه تحول در آموزش و پرورش را از چه مسیری می‌دانید؟ چگونه می‌توان آن تحولی که حضرت روح الله در جامعه بوجود آورد را امروزه در آموزش و پرورش جریان داد؟ با سپاس از مطالب گرانبهایتان. لطفا پاسخ را شخصی بفرستید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین سند تحوّل، رویهمرفته می‌تواند مفید باشد. متأسفانه نه دولت‌ها عزم آن‌چنانی دارند و نه زیرساخت‌های آن تا حدّی فراهم است. با این‌همه باید منتظر بود تا دولتی به صحنه آید که موضوع آموزش و پرورش برایش مسئله باشد و نه مشکل. موفق باشید

30627

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: در ص ۴۴ کتاب آخرالزمان در ادامه سخن امام صادق (ع) که می فرمایند: هرچه این امر، یعنی زمان غیبت، نزدیک تر شود، تقیه شدیدتر می گردد. زیرا آنچنان حق در حجاب می رود که شما نمی توانید آن را اظهار کنید. در مورد تقیه اینطور گفته شده: «تقیه فقط این نیست که برای حفظ جان خود و دیگران عقاید خود را اظهار نکنید بلکه اگر ملاحظه کردید جامعه حرف حق شما را نمی‌فهمد، باید از اظهار آن خودداری نمایید.» با توجه به این نکته حد تقیه تا کجاست؟ و چطور با امربه معروف و فعال بودن مخصوصا در فضای مجازی همراه میشه؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عموماً این نوع روایت همین‌طور که آقای دکتر مصطفی صادقی در کتاب ارزشمند «تحلیل تاریخی نشانه‌های ظهور» می‌فرمایند احتمالاً این نوع روایات مربوط به برخوردی است که شیعه باید با حاکمان بنی‌العباش داشته باشد که مدعی حاکمیت اسلام هستند و نباید مستقیم با آن‌ها درگیر شد. موفق باشید

30256

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: آیا ما هم در تعیین مقدرات الهی نقش داریم؟ اگر نقش داریم، چه کنیم که به بهترین وجه مقدرات رقم بخورد؟ (علی الخصوص در شب نوزدهم ماه رمضان چه کنیم؟) امام صادق‌عليه السلام: التَّقديرُ في لَيلَةِ تِسعَ عَشرَةَ و الإبرامُ في لَيلَةِ إحدي و عِشرينَ و الإمضاءُ في لَيلَةِ ثلاثَ و عِشرينَ مقدّرات در شب نوزدهم تعيين، در شب بيست و يكم تأييد و در شب بيست و سوم ماه [رمضان] امضا مي‌شود. الكافي ، ج ۴ ، ص ۱۵۹ .
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: تقدیرات مانند نظام علت و معلولی است. هر علتی معلول خاص خود را دارد. موقعیت انسان هر اندازه الهی شد، تقدیراتی که به عنوان علت، برای او رقم می‌خورد ارزشمندتر است. موفق باشید

29883

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
عرض سلام و ادب خدمت استاد بزرگوار و مهربان: پیرامون پاسخ سوال قبلیم در مورد قوه خیال و وهم با عرض معذرت قانع نشدم۔ حتماً عیب در جمله بندی سوالم بوده۔ حضرت استاد، سوال بنده بر اساس جمله ای از شیخ اکبر بوده که فرموده اند وهم سلطان اعظم است۔ از این لحاظ کارکرد قوه خیال باید کلی باشد اما چون قوه وهم صورت گری های خیالی رو معنی و مفهوم می‌دهد کار اصلی بر عهده آنست۔ اگر تحت سیطره عقل نورانی فعال بوده باشد که نور علی نور اما اگر طغیان نماید انسان رو بسوی ورطه تخیل و توهم سوق داده راهزن می‌شود۔ بفرمایید آیا این برداشت بنده درست است یا اشتباه کرده ام۔ سوال دیگری در مورد قوس نزولی هست که می‌خواهم علاحده مطرح نمایم۔
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر در افق توحیدی نظر شود، قوه‌ی واهمه صورت‌های معقول هستند که در موطن خیال تجلی می‌کنند ولی اگر افق دنیا مدّ نظر باشد قوه‌ی واهمه صورت‌های توهمیِ عالم محسوسات را می‌سازد که غیر واقعی هستند. موفق باشید

29839
متن پرسش
سلام بر استاد طاهرزاده: از آنجا که هستی طبق «کل یوم هو فی شان» ظهوراتی در آینده خواهد داشت که دست ما از آن کوتاه است چون که بسی گل بدمد باز و تو در گل باشی. حال سوال من اینست که ما هستی را فقط در آینه حال و گذشته نظاره گر خواهیم بود و آینده روزی ننهاده ماست؟ آیا در برزخ و قیامت راهی به جلواتی که هستی بعد از مرگ ما خواهد کرد نداریم؟ علما و شعرایی ای بسا فوق آنچه تاکنون آمده اند در قرون آتیه بیایند و معارف عالیه ای را نشر دهند و ما زیر گل چه باید کرد چگونه می‌شود به تمام جلوه های هستی در گذشته، حال و آینده در تمام مظاهرش دست یافت و حتی اگر بشود به مستاثرات هم نظر افکنیم تنگنای این عین ثابت محدود و معیوب من زندانیست که می‌خواهم بدانم رهی هست که از او رها شوم و اگر توانستم نظاره گر سایر اعیان باشم باز از دریچه عین ثابت خودم است؟ و جلوه هستی بر آن عین را از منظر آن عین شاهد نخواهم بود؟ و فقط انعکاس نور هستی از آینه آن عین بر آینه خود را مشاهده خواهم کرد و هیچ راهی نیست که بیابم آن آینه در مقابل خورشید هستی خود چه سوز و گدازی دارد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌که ما با نظر به گذشته متوجه‌ی سنت‌های جاری در هستی شویم، علاوه بر آن‌که در «حال» درست فکر می‌کنیم، می‌توانیم متوجه‌ی امکانات حضور در آینده‌ی تاریخیِ خود نیز باشیم. موفق باشید

29546
متن پرسش
عرض سلام و ارادت خدمت استاد عزیز: خدا قوت و آدینه بخیر. در باب برهان صدیقین. در مورد قاعده «کل ما بالعرض لابد ان ینتهی الی ما بالذات» از این برهان برای اثبات هستی بخشی خداوند استفاده می‌کنند مثل برهان صدیقین. سوال اینکه ما در جهان پیرامون خود اصلا رابطه هستی بخشی را نمی‌بینیم و نهایت شاید ایجاد ابتدایی عالم را بتوان مدعی شد. آن هم رابطه هستی بخشی آن به آن که برهان صدیقین مدعی آن است. و لذا همه چیز را به صورت اعدادی و معده می‌بینیم، پس نمی‌توانیم استدلال کنیم این هست ها باید به عین هستی منتهی شود. خب این هست ها همدیگر را تغذیه می‌کنند و چه لزومی دارد که به یک عین ختم شود؟ آنچه مشهود ماست این است که موجودات پیرامونی ناقص اند و عین وجود به معنای عین کمال نیستند. چطور از این قضیه استدلال می‌کنیم که پس وجود اینها باید از عینشان گرفته شده باشد به معنای اینکه چون ناقص اند پس کامل به آنها هستی می‌دهد آن هم آن به آن، در حالی که ما جز اعداد نمی‌بینیم. سپاس از لطف شما
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید در بحث «برهان صدیقین» نظر به امری است بدیهی تحت عنوان «کل ما بالعرض لابد ان ینتهی الی ما بالذات». پس در هر حال هر هستی، از آن جهت که «هست» و عینِ هستی نیست، به عین هستی ختم می‌شود و معدّات تنها زمینه‌ی ظهور هست‌ها هستند ولی موجودات، همه روشنی‌گاه‌های نمایش هستی هستند که در ذات خود عین هستی است. موفق باشید    

29466

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد وقت بخیر: منظور دقیق و برداشت شما از صحنه های انتخابات آمریکا چیست و اضمحلال آمریکا رو بر چه اساس می‌فرمایید؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چیزی بهتر از آن‌چه آقای دکتر عابدینی در شبکه‌ی خبر، ۲۰ دقیقه قبل از ۸ شب، با کارشناسان در میان می‌گذارند، ندارم. موفق باشید

28898

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام‌: ببخشید استاد یکسری مباحث در بعضی جاها در حال تدریس است با عنوان ثروت ایمان که گفته میشه یکسری قوانین در عالم هستی هست اگه بهش عمل بشه به هر چیزی بخواهیم می‌رسیم و هر اتفاقی برای ما میفته خودمون رقمش می‌زنیم و اتفاقات ناگوار به خاطر بی قانونی ما هست و قانون اولشون خود مرکزیت هست بعدی قانون انرژی و .... از آیات قرآن و سخن ائمه هم استفاده می شود می‌خواستم نظر شما را راجع به این مباحث بدانم یکسری افراد هم میگن با عمل به قوانینش آرامش پیدا کردن. من خودم میگم اگر همه چیز به خود ما و رفتارمان برمی‌گردد پس امتحان و آزمایش الهی چه نقشی دارد. با تشکر
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده این موارد با نوعی توهّم و القائات روانی همراه است. موفق باشید

28857

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسمه تعالی. سلام علیکم: با عرض تسلیت تاسوعا و عاشورای حسینی دو سوال از خدمتتان داشتم .۱. این جمله سقراط که می‌گوید خود را بشناس چرا منشا نیست انگاری بشر شده. ۲. این جمله دکارت من می اندیشم پس هستم چه بار معنایی دارد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1ـ چون علم حصولی است. 2ـ شروع فهمِ حصولی است و حجاب حقیقت خواهد بود؛ عرایضی در جزوات «فلسفه‌ی غرب» در قسمت «دکارت» در این مورد شده‌است. موفق باشید

28523

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم استاد گرانقدر: با توجه به اینکه در عوالم بالاتر عالم ماده، زمان و حرکت جوهری وجود ندارد، باطن زمانهای مقدسه چیست؟ باطن زمانهای مختلف چه تفاوتی با هم دارند؟ می‌توان گفت زمان ظرف ظهور ملکوت است و به قدری که ملکوت بیشتر ظهور دارد زمان نورانی تر می‌شود؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است. نسبت به این عالم، زمان محسوب می‌شود و نسبت به جان ما، ملکوت است که گشوده شده. موفق باشید

28246
متن پرسش
سلام علیکم: آیا تفکر سنت گرایی و رویکردی که در شاخص ترین فرد حاضر آن یعنی دکتر سید حسین نصر دیده می‌شود، در عین اینکه سخنان مناسب و قابل تامل و تانی در نقد مدرنیته و عالم مدرن دارند، آیا توانایی به صحنه آوردن صحنه ای ماورای مدرنیته و تمدن سازی مقابل تمدن مدرن و مواجهه صریح با عالم مدرن را دارند و از این ظرفیت بهره مند هستند؟ به شخصه علیرغم اینکه در غربشناسی و مدرنیته سخنان سنت گرایان ویژه دکتر نصر را قابل تامل می‌دانم ولی به نظرم این تفکر فاقد ظرفیت برپاکردن پرچمی ماورای مدرنیته و تمدن سازی و گشودن افقی به ظرفیت انقلاب اسلامی برای عبور از مدرنیته است و البته بازگشت به سنت و احیای سنت هم آنچنان متقن و روشن نشده و اینکه چگونه در پی احیای سنت هستند هم دقیقا مشخص نیست و البته در نقد و بررسی مدرنیته حرفهای برای گفتن دارد ولی در عبور و چه باید کرد، آن ظرفیت لازم نیست.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: تصور بنده نیز آن است که برای عبور از مدرنیته، روحیه‌ی انقلابی نیاز است و سنت‌گرایانِ محترم در این قسمت همراهی نمی‌کنند. ولی در فهم مدرنیته از یک طرف، و درک سنت از طرف دیگر، موفقیت‌های چشم‌گیری داشته‌اند که نباید نادیده گرفته شود. موفق باشید

27557

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: در قسمتی از دعای روزهای رمضان می‌گوید: هیچ رازی سه کس با هم نگویند الا اینکه خداوند چهارمی آنهاست و یا پنج نفر که ششمی آنهاست...» چرا در این جملات خدا رو به عنوان یک شخص کنار بقیه اورده است؟! این چگونه با توحید جمع می‌شود؟
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر می‌کنم اشاره است به آیه‌ی ۷۳ سوره‌ی مائده که می‌فرماید: «لَقَدْ كَفَرَ الَّذِينَ قَالُوا إِنَّ اللَّهَ ثَالِثُ ثَلَاثَةٍ ۘ وَ مَا مِنْ إِلَٰهٍ إِلَّا إِلَٰهٌ وَاحِدٌ» یعنی آن‌هایی که خداوند را در عرض بقیه‌ی چیزها بگیرند، به حضرت حق کفر ورزیده‌اند، زیرا حضرت حق، سومینِ سومی‌ها نیست بلکه ماورای آن‌هاست و نه در عرض آن‌ها. موفق باشید

27290

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام و احترام خدمت استاد محترم: بنده برادری دارم که دچار وسواس در طهارت و نجاست است و البته حدودا بیش از ده سال است که مبتلا به این بیماری است، و متاسفانه پیشرفت وسواسی سبب شده تا تبعات زیانباری در روح و روان وی بگذارد، به نحوی که بسیار لجوج و یک دنده و عصبی است و کمتر حرفی کسی را گوش می کند رفتارش و کردارش اصلا عاقلانه نیست و ریشه های جنون در وی نمایان است. چند سالی است که داروهای روانپزشکی را هم مصرف می کتد، اما تاثیر چندانی نداشته است. از حضرتعالی استدعا دارم بفرمایید چه باید کنیم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خود آن فرد باید به این مطلب برسد که یک فرد متدین را ملاک اعمال خود قرار دهد و در اموراتش مانند او عمل کند و نه مطابق توهّمات خودش. موفق باشید

26455

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: آیا می توان گفت تمام عالم مثال در برزخ بدن انسان است یا تمام عالم قیامت در محشر بدن انسان است؟ آیا جملات بالا همان توصیف مجرد بودن انسان در برزخ و قیامت است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: انسان‌ها در عالم برزخ و قیامت در عالمی زندگی می‌کنند که بین آن‌ها و آن جهان، جدایی و دوگانگی نیست آن‌طور که در این دنیا هست. ولی در هر حال در عالمی زندگی می‌کنند نه آن‌که خودشان آن عالم را ساخته باشند و خلق کرده باشند. موفق باشید

نمایش چاپی